Skip to content

به پایگاه اینترنتی هدی بلاگ خوش آمدید.











امام صادق(ع)‏ به یکی از اصحاب خود فرمودند: ((بنویس و منتشر ساز دانش خود را در میان برادران دینی ات؛ پس چون مرگت فرا رسد، کتابهای خود را میراث اولادت قرار بده؛ زیرا براستی زمان آشفتگی و هرج و مرجی بر مردم خواهد آمد که در آن جُز به کتب خودشان اُنس نمی گیرند!)) (مِشكاة الأنوار، فضل بن حسن طبرسی - قرن هفتم،ص142- دوست گرامي به پايگاه اينترنتي هدي بلاگ خوش آمديد
 


چهل وهشتم يابيست وهشتم صفرروزشهادت امام‌ حسن‌ مجتبي‌(ع‌) فرستادن به ایمیل
تاریخ انتشار : 24 بهمن 1388

چهل وهشتم يابيست وهشتم صفرروزشهادت امام‌ حسن‌ مجتبي‌(ع‌)
كتاب موبايل امام دوم معصوم چهارم امام حسن مجتبي عليه السلام را از لينك زير دريافت كنيد
http://www.hodablog.net/sitefiles/ebook/emamhasan.rar
متن كتاب موبايل امام حسن عليه السلام را ببينيد
http://www.hodablog.net/sitefiles/ebook/emamhasan.htm
كتاب موبايل همراه زائرين مكه ومدينه رادانلودكنيد

http://www.hodablog.net/sitefiles/ebook/makemadinejar.rar
.....................................................................
كتاب موبايل همراه زائرين مكه ومدينه را بخوانيد
http://www.hodablog.net/sitefiles/ebook/makemadine.htm

..................................................................
كتاب موبايل چهل حديث حسني عليه السلام
براي دانلود كتاب روي لينك زيركليك كنيد
http://www.hodablog.net/sitefiles/ebook/40hadishasanijar.rar
براي مطالعه روي لينك زيركليك كنيد
http://www.hodablog.net/sitefiles/ebook/40hadishasani.htm
......................................................................
مدینه! شهر عزادارِ مرد اقیانوس! ***دقیقه های غم انگیز و سرد بی فانوس!
کجاست مرقد گل‏های پرپرت ای شهر؟ ! ***بگو چه آمده از غصه بر سرت ای شهر؟ !
بهار پشت درت را کجا کنم پیدا؟ ***مدینه! زمزمه کن سوگنامه هایت را
کجاست رهگذر کوچه‏ های هاشمی‏ات؟ ! ***بگو چه می گذرد بر عزیز فاطمی‏ات؟ !
مدینه! پنجره هایت چقدر غمبارند ***چقدر آینه‏هایت گرفته و تارند
به صحن آینه بندت چقدر نزدیکم ***به آسمان بلندت چقدر نزدیکم
هوای پنجره هایت هنوز بارانی است‏ ***بهشت گمشده‏ات رو به روی دریا نیست؟ !
شب است و آمده ام تا ستاره‏ات باشم ***کنار روشنی ماه پاره‏ات باشم
به لحظه های غریبت چقدر محتاجم ***به عطر روشن سیبت چقدر محتاجم
بگو که این همه عاشق مگر چه می‏خواهند؟ ***غریب و مویه کنان پشت‏در چه می خواهند؟
مدینه! تا گل خورشید چند فرسنگ است؟ ! ***برایم از غم زهرا بگو! دلم تنگ است
http://deltangihayeadami.blogfa.com/8703.aspx
ميلاد آن‌ حضرت‌ در شب‌ نيمه‌ رمضان‌ سال‌ سوم‌ هجري‌ در شهر مدينه‌بوده‌ است‌.در سن‌ّ سي‌ وهفت‌ سالگي‌ به‌ مقام‌ امامت‌ رسيدند وبعد از ده‌سال‌ امامت‌،در سن‌ چهل‌ وهفت‌ سالگي‌ بدست‌ عوامل‌ معاويه‌ به‌شهادت‌ رسيدند.مرقد مطهرش‌ در قبرستان‌ بقيع‌ مدينه‌ است‌.
القاب‌ آن‌ جناب‌ :مجتبي‌،سبط‌ ،سيد،امين‌ ،حجت‌،برّ،نقي‌ و زكي‌است‌.كنية‌ آن‌ حضرت‌ ابامحمد بوده‌ است‌.
امام‌ سجاد(ع‌)فرمود:وقتي‌ امام‌ حسن‌(ع‌) متولد شد،فاطمه‌(س‌) به‌علي‌(ع‌)فرمود:نامي‌ براي‌ اين‌ كودك‌ انتخاب‌ كن‌!علي‌(ع‌) فرمود:من‌ قبل‌از پيامبر اين‌ كار را نمي‌ كنم‌.سپس‌ كودك‌ را به‌ نزد پيامبر(ص‌)بردندوخواهش‌ كردند كه‌ اسمي‌ بر او بگذارد.حضرت‌ فرمود:من‌ در نامگذاري‌اين‌ كودك‌ بر خدا سبقت‌ نمي‌ گيرم‌.در اين‌ هنگام‌ وحي‌ نازل‌ شدوجبرئيل‌ سلام‌ خدا را ابلاغ‌ كرده‌ وگفت‌:خدا مي‌ فرمايد:علي‌ بن‌ابيطالب‌ براي‌ تو مانند هارون‌ براي‌ موسي‌(ع‌)است‌.نام‌ پسر هارون‌ را كه‌شُبّر است‌ بر او بگذار.رسول‌ خدا(ص‌)فرمود:لغت‌ من‌ عربي‌است‌؟جبرئيل‌ گفت‌:عربي‌ِ شُبَّر،حسن‌ است‌.پس‌ نام‌ حسن‌ را بر اين‌ كودك‌ گذاشتند.

نام حسن و حسين را خود حضرت رسول (ص) تعيين فرموده و در گوش ايشان اذان گفته و برايشان عقيقه كرده است. ظاهرا نامهاى حسن و حسين در عرب سابقه نداشته است و انتخاب اين دو نام به ابتكار خود حضرت رسول (ص) بوده است. بنا به بعضى از روايات كه منطقى به نظر مى‏رسد حضرت امير (ع) با وجود حضرت رسول (ص) و به احترام ايشان خود مبادرت به نامگذارى فرزندان خود نكرده است و به همين دليل رواياتى را كه به موجب آن حضرت امير (ع) در آغاز نامهاى ديگرى به فرزندان خود داده بوده است بايد با احتياط تلقى كرد.
گفته‏اند كه نامهاى حسن و حسين در ميان عرب مرسوم نبوده است و آنچه بوده است«حَسْن» (به فتح حاء و سكون سين) و«حَسين» (به فتح حاء) بوده است. (لسان العرب ذيل«حسن»)

طبق روايات بسياري كه در كتابهاي شيعه و اهل سنّت آمده: رسول خدا(ص) دو فرزند خود حسن(ع) و حسين(ع) را به اين دعا تعويذ فرمود: اُعِيذُكُما مِنْ عَيْنِ العايِنِ وَ نَفَسِ النّافِسِ. شما را پناه مي دهم از چشمِ، چشم زَن و نَفَس،ِ نفس زن.

از امام باقر(ع) روايت شده:
ما براي فرزندانمان در كودكي كُنيه قرار مي دهيم. از ترس آنكه مبادا در بزرگي دچار لقبهاي ناخوشايند گردند.
كنيه امام حسن(ع) :
بر طبق روايات بسياري ابومحمّد بوده و كنية ديگري نداشتـه است و پيامبـر(ص) او را به ابا محمّد صاحب محامد و ملكات مي خواند.

القاب امام حسن(ع) :
سِبط اكبر، زَكيِّ، مجتبي، سَيّد، تَقيّ، طَيّب، وَليّ و غيره كه بهترين و شايسته ترين القاب امام حسن(ع) سَيّد بوده كه رسول خدا(ص) او را بدان ملقب فرمود.

از رسول خدا(ص) روايت شده:
اين پسرم سيّد است و اميد است خداوند به وسيله او ميان دو گروه بزرگ را اصلاح كند.
چنانچه گفته شده امام حسن(ع) در نيمة رمضان سال سوم هجرت به دنيا آمد و تا روزي كه رسول خدا(ص) از دنيا رفت هفت سال و 6 ماه از عمر شريف خود را در كنار جَدّش رسول خدا(ص) و در دامان پر مهر آن بزرگوار گذراند.

از رسول خدا(ص) روايت شده:
هر كه مرا دوست دارد بايد حسن(ع) را نيز دوست بدارد.
حسن(ع) و حسين(ع) گلهاي خوشبوي من از دنيا هستند و من آن دو را مي بويم. كسي كه به كوچكِ ما رحم نكند و بزرگ ما را محترم نشمارد از ما نيست. به حسن(ع) ثبات و سيّادتِ خود را بخشيدم و به حسين(ع) دورانديشي و انضباطِ و جود و بخشش را دادم.

از عايشه روايت شده است كه گفت:
براستي كه رسم پيامبر(ص) چنان بود كه حسن(ع) را مي گرفت و به خود مي چسبانيد، سپس مي فرمود: خدايا، اين پسر من است و من او را دوست مي دارم، پس او را دوست بدار و هر كس را كه دوستدار اوست دوست بدار.

روايت شده:
حسن بن علي(ع) هفت ساله بود كه در مجلس رسول خدا(ص) حضور مي يافت و آنچه به رسول خدا(ص) وحي مي شد، مي شنيد و آن را حفظ مي كرد و براي مادر باز مي گفت. هنگامي كه علي(ع) به نزد فاطمه(س) مي آمد، آن علوم را از فاطمه(س) مي شنيد و چون از آن بانوي بزرگوار مي پرسيد: از كجا اين علوم را فرا گرفته اي؟
فاطمه(س) پاسخ مي داد كه از فرزندت حسن!
به دنبال اين ماجرا روزي علي(ع) در خانه پنهان شد و امام حسن(ع) كه قسمتي از وحي را شنيده بود به خانه آمد و همينكه خواست آنچه را شنيده بود مانند روزهاي ديگر به مادر خود باز گويد دچار لكنت زبان شد و نتوانست آنچه را شنيده بود بيان كند.
فاطمه(س) در شگفت شد و علّت را از او پرسيد؟
و كودك در جواب گفت: مادر جان بيانم كوتاه شده و زبانم از گفتار باز مانده شايد بزرگي مرا تحت نظر گرفته!
در اين وقت حضرت علي(ع) از مخفي گاه خود بيرون آمد و حسن(ع) را بوسيد.

امام حسن(ع) مي فرمايد:
خرمايي از خرماهاي صدقه برگرفتم و در دهانم گذاردم، رسول خدا(ص) آن خرما را كه مخلوط به لعاب دهانم بود برگرفت! و فرمود: صدقه بر ما خاندان محمّد(ص) حلال نيست.

از امام باقر(ع) روايت شده:
مردي در زمان رسول خدا(ص) مرتكب گناهي شد و براي جبران آن خود را مخفي كرد تا هنگامي كه حسن(ع) و حسين(ع) را در كوچة خلوتي ديد. پس نزديك رفته و آن دو را برگرفت و بر دوشِ خود سوار كرده و به نزد رسول خدا(ص) آورده و گفت: من به خدا سوگند كه به اين دو پناهنده شدم. رسول خدا(ص) لبخندي زده و به آن مرد فرمودند: برو كه تو آزادي!
و به حسن(ع) و حسين(ع) فرمودند: شما را دربارة اين مرد شفيع قرار دادم! و اگر مسلمانان هنگامي كه بر خود ستم مي كنند نزد شما بيايند و از خداوند آمرزش بخواهند و رسول خدا(ص) براي ايشان آمرزش خواهي كند حتماً خداي را توبه پذير و مهربان خواهند يافت.

رسول خدا(ص) فرموده:
هر كه بر محبّتِ آل محمّد(ص) بميرد، شهيد مُرده و هر كس بر دوستيِ آل محمّد(ص) بميرد آمرزيده گردد. و آگاه باشيد كه هر كه بر دوستي و محبّتِ آل محمّد(ص) بميرد با توبه مُرده؛ و فرشتة مرگ و منكر و نكير او را به بهشت مژده دهند و همانگونه كه عروس را براي به خانة شوهر بيارايند او را براي رفتن به بهشت بيارايند و در قبر او دو در به رويش باز شود و خداوند گور او را زيارتگاه فرشتگان قرار دهد و او بر آيين همگاني امت اسلام مرده است. و آگاه باشيد كه هر كس بر دشمني و بغض خاندان محمّد(ص) بميرد روزِ قيامت در حالي بيايد كه در ميان دو ديده گانش نوشته شده: نوميد از رحمت خدا و كافر مرده و بوي بهشت به مشامش نخورد.

از شيعه و سني نقل شده:
امام حسن(ع) شبيه ترين مردم به رسول خدا(ص) بود.
عايشه گفته:
هر كه مي خواهد رسول خدا(ص) را ببيند به اين پسرك يعني امام حسن(ع) بنگرد!
رسول خدا(ص) فرموده:
تو در خلقت و اخلاق به من شباهت داري. جبرئيل به نزد من آمد و مرا مژده داد كه حسن(ع) و حسين(ع) آقاي جوانانِ اهل بهشت هستند و پدرشان برتر از آنهاست.

بردباري حضرت امام حسن مجتبي(ع) :
علامه مجلسي در جلد بحار در احوال حضرت امام حسن(ع) نقل مي كند كه روزي ايشان از راهي سواره مي گذشتند، مردي شامي با آنجناب مصادف گرديد و شروع به لعنت و ناسزا گفتن نسبت به حضرت نمود ايشان هيچ نگفتند تا اينكه شامي هر چه خواست گفت آنگاه پيش رفته با تبسم به او فرمود گمان مي كنم اشتباه كرده اي.
اگر اجازه دهي تو را راضي مي كنم، چنانچه چيزي بخواهي به تو خواهم داد، اگر راه را گم كرده اي من نشانت دهم، اگر احتياج به باربر داري من اسباب و بار تو را بوسيله اي به منزل مي رسانم، اگر گرسنه اي تو را سير كنم، اگر احتياج به لباس داري تو را مي پوشانم، اگر فقيري بي نيازت كنم، اگر فراري هستي پناه مي دهم، هر آينه حاجتي داشته باشي بر مي آورم چنانچه اسباب و همسفران خود را به خانة ما بياوري برايت بهتر است زيرا ما مهمانخانه اي وسيع و وسائل پذيرائي از هر جهت در اختيار داريم.
مرد شامي از شنيدن اين سخنان در گريه شده گفت: گواهي مي دهم كه تو خليفة خدا در روي زميني، تو و پدرت ناپسندترين مردم در نزد من بوديد، اينك محبوبترين خلق در نظرم شديد، آنچه به همراه خويش در مسافرت آورده بود به خانة آن حضرت منتقل كرد، ميهمان ايشان شد تا موقعيكه از آن جا خارج گرديد و اعتقاد به ولايت حضرت پيدا كرد.

عبادت‌ امام‌ حسن‌(ع‌)
نقل‌ شده‌ كه‌:هنگام‌ وضو رنگ‌ امام‌ مجتبي‌(ع‌)دگرگون‌ مي‌شدوحالت‌ وحشت‌ زده‌ به‌امام‌ دست‌ مي‌داد.علت‌ را مي‌پرسيدند.مي‌فرمود:مي‌خواهم‌ در مقابل‌ پروردگار عالميان‌ بايستم‌.
هنگام‌ نماز بندهاي‌ بدن‌ امام‌ مي‌ لرزيدوهنگاميكه‌ بياد قيامت‌مي‌افتاد،ناله‌اي‌ مي‌كرد وبيهوش‌ مي‌شد.
هركه‌ امام‌ را ملاقات‌ مي‌كرد،مي‌ديد كه‌ به‌ ذكر خدا مشغول‌ است‌.و...

علم‌ به‌ ارحام‌! :
از عبدالله بن‌ عباس‌ نقل‌ شده‌ كه‌:
روزي‌ نزد امام‌ حسن‌ مجتبي‌(ع‌)بودم‌ كه‌ قصابي‌ درحاليكه‌ گاوي‌ را باخودمي‌برد از كنار ما رد شد.امام‌ فرمود:بچه‌اي‌ در شكم‌ اين‌ گاو است‌ كه‌ ماده‌ بوده‌ وسرِدُم‌ وپيشاني‌او سفيد است‌.من‌ بدنبال‌ قصاب‌ رفتم‌ وهنگاميكه‌ گاورا ذبح‌ كردند وپوست‌ اورادرآوردند وشكم‌ اورا شكافتند،ديدم‌ همانطور كه‌ امام‌ خبرداده‌ بوداست‌!نزد امام‌ برگشتم‌ وگفتم‌:خدا در قرآن‌ علم‌ به‌ ارحام‌ را مخصوص‌خودقرار داده‌ است‌!امام‌ فرمود:ما به‌ اموري‌ كه‌ پوشيده‌ است‌،مطلعيم‌!واز اموري‌ خبرداريم‌كه‌ نه‌ فرشته‌ مقرب‌ ونه‌ پيامبرمرسل‌،هيچكدام‌ آنرا نمي‌دانند ومنحصر به‌محمّد واهلبيت‌ اوست‌.«منتهي‌ الامال‌ ج‌1»

مكارم‌ اخلاق‌:
عربي‌ نزد امام‌ حسن‌(ع‌)رفت‌ ولي‌ قبل‌ از اينكه‌ درخواست‌ خودرابگويد،امام‌ دستور داد هرچه‌ پول‌ درخانه‌ بود،آوردند.مبلغ‌ بيست‌ هزاردرهم‌ پول‌ بود كه‌ همه‌ را به‌ آن‌ شخص‌ بخشيدند!او گفت‌:مولايم‌!چرانگذاشتيد كه‌ ابتدا مدح‌ وثناي‌ شمارا بگويم‌ وتقاضاي‌ خودرا مطرح‌كنم‌؟فرمود:ما خانداني‌ هستيم‌ كه‌ قبل‌ از اينكه‌ فقيرآبرويش‌ ريخته‌شود،به‌ او كمك‌ مي‌كنيم‌.

جواب‌ ناسزاي يهودي :
روزي‌ يكنفر يهودي‌ سر راه‌ امام‌ حسن‌(ع‌)را گرفت‌ وبه‌ حضرت‌ناسزاهاي‌ زيادي‌ گفت‌.تا زمانيكه‌ آن‌ مرد حرف‌ مي‌زد،امام‌ ساكت‌بود.وقتيكه‌ اوساكت‌ شد،امام‌ به‌ او سلام‌ كرد وخنده‌ نمود وفرمود:اي‌پيرمرد!گمان‌ مي‌كنم‌ غريب‌ هستي‌ وامربرتو مشتبه‌ شده‌ است‌.اگر چيزي‌ازما مي‌خواهي‌ بتو مي‌دهيم‌ واگر درخواست‌ ارشاد وهدايت‌ كني‌ توراارشاد مي‌كنيم‌ واگر گرسنه‌ باشي‌ تورا سير مي‌نمائيم‌ واگر بي‌ لباس‌هستي‌،بتو لباس‌ مي‌دهيم‌ واگر محتاج‌ مي‌باشي‌،تورا بي‌ نياز مي‌كنيم‌واگر حاجتي‌ داري‌ حاجت‌ تورا برآورده‌ مي‌نمائيم‌ واگر بخانة‌ ما بيائي‌تورا مهمان‌ مي‌كنيم‌ و...
وقتي‌ مرد شامي‌ اين‌ برخورد را از حضرت‌ ديد،به‌ گريه‌ افتاد وگفت‌:من‌شهادت‌ مي‌دهم‌ كه‌ تو خليفة‌ خدا در زميني‌.«منتهي‌ الامال‌ ج‌1ص‌417»

نشان دادن كعبه‌ درهوا :
از زيدبن‌ ارقم‌ نقل‌ شده‌ كه‌:در مسجد الحرام‌ نزد امام‌ حسن‌ مجتبي‌(ع‌)رسيدم‌ واز حضرت‌تقاضاكردم‌ معجزه‌اي‌ بمن‌ نشان‌ بدهد تا براي‌ مردم‌ كوفه‌ نقل‌ كنم‌.امام‌ دعائي‌ خواند .ناگاه‌ كعبه‌ در هوا بلند شد !عده‌اي‌ از مردم‌ با ديدن‌ اين‌ صحنه‌ مي‌گفتند:اعجوبه‌ است‌!وبعضي‌ آن‌ راسحر مي‌خواندند.دراين‌ موقع‌ عده‌اي‌ در زير كعبه‌ رفتند.سپس‌ حضرت‌ آنرا بحال‌ خودبرگرداند.«حديقة‌ الشيعة‌»
نشان‌ دادن‌ علي‌(ع‌)بعد از شهادت‌ :

نشان دادن امام علي عليه السلام
بعد از شهادت‌ اميرالمؤمنين‌(ع‌)،عده‌اي‌ نزدامام‌ حسن‌(ع‌)آمدندودرخواست‌ كردندكه‌: از آن‌ معجزاتي‌ كه‌ پدرت‌ داشت‌،توهم‌ يكي‌ بمانشان‌ بده‌!امام‌ فرمود:آنگاه‌ ايمان‌ مي‌آوريد؟گفتند:آري‌!بخدا سوگند ايمان‌ مي‌آوريم‌.حضرت‌ گوشه‌ پرده‌ را كنار زدند.ناگاه‌ مردم‌ مشاهده‌ كردند كه‌ علي‌(ع‌)درآنجا نشسته‌ است‌.امام‌ فرمود:اين‌ شخص‌ را مي‌شناسيد؟گفتند:آري‌ اين‌ اميرمؤمنان‌ علي‌(ع‌)است‌.ماهمگي‌ شهادت‌ مي‌دهيم‌ كه‌تو حجت‌ برحق‌ خدائي‌ وتو بعد از علي‌(ع‌) امام‌ هستي‌. همانطور كه‌ بعداز رحلت‌ پيامبر،علي‌(ع‌)اورا در مسجد قبا به‌ ابوبكر نشان‌ داد،توهم‌اميرمؤمنان‌ را بما نشان‌ دادي‌.امام‌ فرمود:مگر سخن‌ خدارا در قرآن‌ نخوانده‌ايد كه‌ مي‌فرمايد:«ولاتقولوا لمن‌ يُقتل‌ في‌ سبيل‌ الله امواتاً بل‌ احياءٌ ولكن‌لاتشعرون‌»بقره‌ 154وقتيكه‌ شهداء اين‌ مقام‌ را داشته‌ باشند كه‌ بعد از شهادت‌ زنده‌باشند،دربارةه ما چه‌ مي‌توانيد بگوئيد؟همگي‌ گفتند:اي‌ فرزند رسول‌ خدا!ما ايمان‌ آورديم‌ وتورا تصديق‌مي‌كنيم‌.«بحار ج‌43»

وارث اخلاق رسول الله صلي الله عليه وآله
انس بن مالك روايت مي كند كه هيچكس از حسن بن علي(ع) اشبه به رسول خدا(ص) نبود، يك روز فاطمه زهرا(س) دو دست پسران خود را گرفته آورد نزد پدرش و عرض كرد يا ابتاه يا رسول الله اينها فرزندان تو هستند، به هر يك چيزي مرحمت كن كه وارث تو باشند. پيغمبر(ص) فرمود: به حسن وقار و سكينه و عزّت و شرف و مجد خود را دادم و به حسين بخشش و شجاعت خود را بخشيدم.
در كتاب عمادالدين حسين اصفهاني آمده: شبيه ترين مردان عصر به رسول خدا(ص) حسن بن علي(ع) بود او سفيد رخسار مايل به سرخي داراي چشمان سياه و گونه هاي پهن با محاسني انبوه پُر مو و قامتش نه بلند و نه كوتاه بود؛ صورتش مانند ماه درخشان بود و محاسن را به رنگ خضاب مي كرد او درياي متلاطم علم و دانش بود و صحابه اطرافش را گرفته از منبع علوم ولايت استفاده مي كردند و آبِ علم و دانش مي نوشيدند و ادله و براهين قاطعي بر مدعاي خود درباره توحيد و نبوت و احكام و علوم قرآن مي آورد و در فصاحت و بلاغت و نظم و نثر بزرگترين شاگرد مكتب اميرالمؤمنين(ع) بود و بيش از 20 خطبه و چندين نامه و چند احتجاج و اشعاري كه از آن حضرت باقي است نمونة بارزي از قدرت فصاحت و بلاغت در نظم و نثر امام را نشان مي دهد.

امام حسن(ع) از سخاوتمندترين اهل زمان بود و در زهد و تقوي و عبادت و خضوع و خشيت همچون پدر بزرگوارش پرهيزكار و با تقوي و عبادت كننده بود.

بيش از 20 سفر از مدينه به مكّه به عزم حج و عمره رفت و هر سفر چندين هزار نفر از صحابه و تابعين ملتزم ركاب او بودند و با پدر از مدينه براي جنگ جمل به بصره رفت و براي جنگ صفين به طرف شام رفت و براي جنگ با خوارج در نهروان رفت و در سال 41 هجرت هم از كوفه به مدينه مراجعت كرد.

امام حسن(ع) به تمام معاني مظلومِ اجتماعي بود زيرا او براي حفظ ديانت اسلام تمام مصائب را بر خود تحمل كرد و دوست و دشمن حضوراً و غياباً به او شماتت مي كردند و آزار و اذيت نمودند و همه را با بردباري و شكيبايي تحمل و تلقي فرمود و در آخر سَمِ جعده، جگر نازنين امام حسن(ع) را پاره پاره كرد و به شهادت رسيد و جنازة اين امام بزرگوار و مظلوم را تيرباران كردند و ثواب زيارت امام حسن(ع) مانند ثواب جدش رسول خدا(ص) و پدرش اميرالمؤمنين(ع) و برادرش حضرت ابي عبدالله الحسين(ع) مي باشد.

صلح‌ با معاويه‌:
امام‌ حسن‌ مجتبي‌ (ع‌) با دسيسه‌ هاي‌ معاويه‌ ونفوذي‌ هاي‌ او در لشگرامام‌ حسن‌ (ع‌)،مجبور شد بعد ازشش‌ ماه‌ خلافت‌ مسلمين‌،با معاويه‌صلح‌ نمايد.
در عين‌ حال‌ مواد صلحنامه‌ طوري‌ تنظيم‌ شد كه‌ اگر معاويه‌ به‌ آن‌ عمل‌مي‌ نمود،آينده‌ را به‌ نفع‌ شيعيان‌ واسلام‌ تغيير مي‌ داد.
چند بند ازصلحنامه‌:
1-معاويه‌ حق‌ تعرض‌ به‌ امام‌ حسن‌ (ع‌) را ندارد.2-معاويه‌ خليفه‌ است‌وبايد در ميان‌ مردم‌،طبق‌ كتاب‌ خدا و سنت‌ رسول‌ وخلفاي‌ شايسته‌عمل‌ كند.3-معاويه‌ نبايد بعد از خود كسي‌ را خليفه‌ قرار دهد.4-مردم‌در هركجا كه‌ باشند از شرّ معاويه‌ درامان‌ باشند. 5-اصحاب‌ وشيعيان‌علي‌ (ع‌) وجان‌ ومالشان‌ از شرّ معاويه‌ در امان‌ باشند.6-نسبت‌ به‌حسنين‌ (ع‌) وساير اهل‌ بيت‌ (ع‌)،حيله‌ وتزوير نكند. 7-هيچكس‌ حق‌ندارد به‌ علي‌ (ع‌) ناسزا بگويد.
بعد از صلح‌ با معاويه‌،عده‌ اي‌ از جاهلان‌ بر امام‌ حسن‌ (ع‌) ايراد مي‌گرفتند.حضرت‌ در اين‌ رابطه‌ به‌ آنهافرمود:واي‌ برشما!چه‌ مي‌ دانيد كه‌من‌ چه‌ كرده‌ ام‌؟بخدا سوگند!آنچه‌ من‌ انجام‌ دادم‌ براي‌ شيعيان‌ از آنچه‌كه‌ خورشيد بر آن‌ طلوع‌ وغروب‌ كند،بهتر است‌.آيا نمي‌ دانيد كه‌ من‌ امام‌شما هستم‌؟واطاعت‌ من‌ بر شما واجب‌ است‌ ومن‌ طبق‌ سخن‌ رسول‌خدا (ص‌)يكي‌ از دو سرور بهشت‌ هستم‌.گفتند:آري‌.فرمود:آيا نمي‌دانيد كه‌ وقتي‌ خضر،كشتي‌ را سوراخ‌ كرد وديوار را ساخت‌ وكودكي‌ راكُشت‌،حضرت‌ موسي‌ (ع‌)از او ناراحت‌ وعصباني‌ شد زيرا از حكمت‌اين‌ كارها خبر نداشت‌.در حاليكه‌ اين‌ كارها نزد خدا درست‌ بود.آيا نمي‌دانيد كه‌ هركدام‌ از ما امامان‌ بيعت‌ يك‌ طاغوت‌ وفرعون‌ را برگردنمان‌داريم‌.به‌ غير از قائم‌(ع‌) كه‌ حضرت‌ عيسي‌ (ع‌)پشت‌ سر او نماز مي‌خواند وخداوند تولد اورا مخفي‌ مي‌ دارد واورا غايب‌ مي‌ سازد تا بيعت‌هيچ‌ طاغوتي‌ به‌ گردن‌ او نباشد واو نهمين‌ فرزند برادرم‌ حسين‌(ع‌)است‌.كه‌ خداوند عمر طولاني‌ به‌ او مي‌ دهد.سپس‌ اورا در حاليكه‌ جوان‌بوده‌ وكمتر از چهل‌ سال‌ دارد،ظاهر مي‌ سازد تا دانسته‌ شود كه‌ خدا برهر چيز قادر است‌.«بحار ج‌44ص‌19»

فرزندان‌امام‌ حسن عليه السلام :
1-حسن‌ كه‌ فاطمه‌ دختر امام‌ حسين‌(ع‌) را به‌ عقد خود درآورد.2-زيد3-قاسم‌ 4-عمرو 5-عبدالله كه‌ اين‌ سه‌ در كربلا بشهادت‌ رسيدند.6-عبدالرحمن‌ كه‌ قبل‌ از رسيدن‌ به‌ كربلا رحلت‌ نمود.7-حسين‌8-طلحة‌

دربارۀ‌ شهيد فخ‌:
حسين‌ بن‌ علي‌ بن‌ حسن‌ بن‌ حسن‌ بن‌ حسن‌ در زمان‌ خليفه‌ موسي‌عباسي‌ قيام‌ كرد ودر جنگي‌ كه‌ در سرزمين‌ فخ‌ در نزديكي‌ مدينه‌ صورت‌گرفت‌،بشهادت‌ رسيد.

عبدالعظيم‌ حسني‌:
او با چند نسب‌ به‌ امام‌ مجتبي‌ (ع‌) مي‌ رسدوواز اصحاب‌ امام‌ رضا(ع‌)وامام‌ جواد (ع‌) وامام‌ هادي‌ (ع‌) واز عالمان‌ وزاهدان‌ بزرگ‌ بوده‌ است‌.
شخصي‌ خدمت‌ امام‌ هادي‌(ع‌) رفت‌.امام‌ فرمود:كجابودي‌؟گفت‌:بزيارت‌ قبر امام‌ حسين‌ (ع‌) رفته‌ بودم‌.امام‌ فرمود،اگر به‌ زيارت‌ قبرعبدالعظيم‌ كه‌ در محل‌ شماست‌ رفته‌ بودي‌،مثل‌ كسي‌ بودي‌ كه‌ به‌زيارت‌ امام‌ حسين‌ (ع‌) رفته‌ بود.

شهادت‌ امام‌ حسن‌ مجتبي‌(ع‌):
از امام‌ صادق‌(ع‌)روايت‌ شده‌ كه‌ امام‌ حسن‌(ع‌) به‌ اهل‌ بيت‌خود مي‌ فرمود:من‌ مانند رسول‌ خدا(ص‌) به‌ زهر شهيدخواهم‌ شد.سؤال‌ مي‌ كردند:چه‌ شخصي‌ اين‌ كار را مي‌كند؟مي‌ فرمود:همسرم‌ جُعده‌!دختر اشعث‌ بن‌ قيس‌ كه‌ معاويه‌زهري‌ برايش‌ مي‌ فرستد وبه‌ او سفارش‌ مي‌ كند كه‌ آن‌ زهر را به‌من‌ بخوراند!گفتند:اورا از خانه‌ ات‌ بيرون‌ كن‌ واورا از خود دورنما!مي‌ فرمود:تا گناهي‌ از او سر نزده‌ است‌،من‌ چگونه‌ اورا ازخانه‌ بيرون‌ كنم‌؟ولي‌ شخصي‌ به‌ غير از او،مرا نخواهد كُشت‌!بعد از مدتي‌،معاويه‌ زهري‌ براي‌ جُعده‌ فرستاد وپيغام‌ داد كه‌اگر اين‌ زهر را به‌ حسن‌(ع‌)بخوراني‌،صدهزار درهم‌ بتو مي‌ دهم‌وتورا به‌ عقد پسرم‌،يزيد در مي‌ آورم‌!آن‌ زن‌ هم‌ تصميم‌ گرفت‌ به‌ توصيه‌ معاويه‌ عمل‌ نمايدوامام‌ رامسموم‌ كند.روزي‌ جناب‌ امام‌ حسن‌(ع‌)روزه‌ بود وروز بسيارگرمي‌ بود وتشنگي‌ بر آن‌ جناب‌ اثركرده‌ بود وسخت‌ تشنه‌ بود.جُعده‌ظرف‌ شيري‌ را كه‌ به‌ زهر آغشته‌ بود،براي‌ حضرت‌ آورد.چون‌امام‌ از آن‌ شير آشاميد،احساس‌ كرد كه‌ مسموم‌ شده‌ است‌.فرمود:انّا لِلّه‌ وانّا اليه‌ راجعون‌.سپس‌ خدا را حمد كرد كه‌ اورا ازاين‌ جهان‌ فاني‌ به‌ بهشت‌ باقي‌منتقل‌ مي‌ كند وبه‌ ديدار جدّ وپدر ومادر وعموهاي‌خود،حمزه‌ وجعفر،ديده‌ اورا روشن‌ مي‌ كند.بعدبه‌ جُعده‌ فرمود:اي‌دشمن‌ خدا!مراكُشتي‌؟خداوند تورا بكُشد!قسم‌ به‌ خدا!كه‌ بعدازمن‌،احدي‌ تورا به‌ زني‌ نمي‌ گيرد وآن‌ شخص‌ تورا فريب‌ دادوخداوند،تو واورا به‌ عذاب‌ خود،خوار فرمايد!
در ايّامي‌ كه‌ امام‌ مسموم‌ ودرشرف‌ شهادت‌ بود،مردي‌ خدمت‌امام‌ آمد ومشغول‌ صحبت‌ با حضرت‌ بود،ناگاه‌ از گلوي‌ امام‌ ،خون‌ بيرون‌ آمد.حضرت‌ طشتي‌ طلبيد ودر زير خونها قرار دادآن‌ شخص‌ سؤال‌ كرد:چرا از گلويتان‌ خون‌ مي‌ آيد؟فرمود:معاويه‌ زهري‌ فرستاده‌ بود كه‌ آنرا بمن‌ خوراندند وزهربه‌ جگر من‌ رسيده‌ است‌!واين‌ خونها قطعات‌ جگرمن‌ مي‌ باشندپرسيدند:چرا خودرا معالجه‌ نمي‌ كنيد؟فرمود:مرگ‌ را باچه‌مي‌ توان‌ معالجه‌ نمود؟ دراين‌ ميان‌،امام‌ حسين‌(ع‌)به‌ همراه‌اسود وارد شدند.حسين‌(ع‌)برادرخودرا درآغوش‌ گرفت‌ وسر مبارك‌ وميان‌ دوچشمش‌ رابوسيد.سپس‌ نزد برادر نشست‌ ومدتي‌ آندو باهم‌ نجوا نمودند .اسود گفت‌:انّا لِلّه‌ وانّا اليه‌ راجعون‌.گويا خبر رحلت‌ امام‌حسن‌(ع‌) به‌ برادرش‌ رسيده‌ است‌.«منتهي‌ الامال‌»
از امام حسن(ع) روايت شده كه:
بارها به من زهر دادند و هيچگاه مانند اين بار نبود همانا پاره اي از جگرم افتاد.
امام حسن(ع) را بر حسب تواريخ مختلف هفتاد مرتبه مسموم كردند كه دفعة آخر سمِّ جعده بود و در اثر آن چهل روز حضرت بستري گرديد و مردم به عيادت او مي آمدند و مانند درياي علم و دانش مي جوشيد و علم مي آموخت.
در آخرين ساعات زندگي فرمود: اي برادرم حسين! جدّم راست فرمود درباره من و تو! حضرت حسين(ع) عرض كرد برادر جان جدّم چه فرمود: امام حسن(ع) پاسخ فرمود: جدّم رسول الله(ص) فرمود: وارد بهشت شدم، دو قصر ديدم يكي از زِبرجَدِ سبز و يكي از ياقوت سرخ، گفتم اين قصرها از كيست؟ گفتند: يكي از حسن(ع) و يكي از حسين(ع)! گفتم: چرا يك رنگ نيست؟ جبرئيل خاموش شد! گفتم: چرا پاسخ نمي گويي؟ گفت: سبزي قصر براي آن است كه حسن(ع) با سَم شهيد مي شود و رنگ سرخ براي آنست كه حسين(ع) به خون آغشته مي گردد.
امام حسين(ع) فهميد كه برادرش در حال شهادت است. به گريه افتاد و سؤال كرد چه كسي تو را زهر داده است!
امام حسن(ع) فرمود: از آن كس چه مي خواهي؟! آيا مي خواهي او را بكشي؟ اگر آن كس باشد كه من مي دانم، خشم خدا و عذاب الهي براي او پيش از توست، و اگر او نباشد كه من دوست ندارم بي گناهي به خاطر من گرفتار شود.
چون هنگام احتضار براي امام حسن(ع) فرا رسيد به اطرافيانِ خود فرمود:
مرا به صحن خانه ببريد تا در ملكوت آسمان نظر بيفكنم! و چون آن حضرت را به صحنِ خانه آوردند، سر را به آسمان بلند كرده و فرمـود: خدايا من جان خـود را به حساب تو مي دهم كه آن عزيزترين جانها نزد من است و من مانند آن را نيافتم، خدايا اين افتادنم و تنهائيم را در قبر براي من مأنوس كن. و در حالي كه دست در دست امام حسين(ع) داشت فرشتة مرگ را ديدار كرد و فشار خفيفي به دست امام حسين(ع) داده و امام حسين(ع) گوش خود را نزديك دهانِ برادر برد و امام حسن(ع) به آن حضرت فرمود: فرشتة مرگ به من گفت مژده كه خداوند متعال از تو راضي است. در اينجا بود كه امام حسين(ع) نيز به گريه درآمد.
بعد از شهادت امام حسن(ع)، امام حسين(ع) با عبدالله بن جعفر و علي بن عبدالله جنازة آن حضرت را برداشته به مسجد بردند و در آنجا بر جنازة امام نماز خواندند و به سوي قبر جدّش رسول خدا(ص) به راه افتادند.
مروان حاكم مدينه به همراه دستيارانش به يقين آنكه پنداشتند بني هاشم مي خواهند امام حسن(ع) را نزد رسول خدا(ص) دفن كنند، لباس جنگ پوشيده و در مقابل آنان قرار گرفتند. عايشه نيز كه بر اسبي سوار بود به ايشان پيوست و مي گفت: عثمان در دورترين جاي مدينه دفن شود و حسن بن علي با پيامبـرخدا(ص) به خاك سپـرده شود؟! تا من زنده ام هرگز اين كار انجام نخواهد شد! و نزديك بود فتنة جنگ ميان بني هاشم و بني اميه بالا گيرد؛ جنازة آن حضرت را تير باران كردند تا جايي كه هفتاد چوبه تير به تابوت آويخته شد.
ابن عباس جلو آمده و فرياد زد ما نمي خواهيم آقاي خود را در كنار رسول خدا(ص) به خاك بسپاريم، بلكه مي خواهيم به وسيله زيارتِ او ديداري تازه كند و سپس او را به محلي ديگر ببريم. امام حسين(ع) نيز كه خطر ريختن خون مسلمانان را نزديك ديد طبق وصيّت امام حسن(ع) دستور داد تا جنازة او را در قبرستان بقيع ببرند.
به روايتي: در كنار قبر جدّه اش فاطمه(س) دفن شده است. و به روايتي ديگر: در قبر مادرش فاطمه(س) دفن گرديد.
از زياد مخارقي‌ نقل‌ شد است‌ كه‌:وقتي‌ زمان‌ شهادت‌ امام‌حسن‌(ع‌)رسيد،برادرش‌ حسين‌(ع‌)رافراخواند وفرمود:اي‌برادر !هنگام‌ جدائي‌ من‌ رسيده‌ است‌ ومن‌ به‌ خداي‌ خويش‌ملحق‌ مي‌ شوم‌....اي‌ حسين‌!چون‌ از دنيا رفتم‌،چشم‌ مرا بر هم‌گذار ومرا غسل‌ وكفن‌ كن‌!سپس‌ بدنم‌ را در تابوت‌ گذاشته‌ وبرسر قبر پيامبر ببر تا با اوديدار كنم‌.بعد بسوي‌ قبر جدّه‌ ام‌ فاطمه‌بنت‌ اسد ببر ودرآنجا دفنم‌ نما!مردم‌ گمان‌ مي‌ كنند كه‌ شما مي‌خواهيد مرا در كنار رسول‌ خدا(ص‌)به‌ خاك‌ بسپاريد وجمع‌شده‌ واز شما ممانعت‌ مي‌ كنند!تورا بخدا سوگند!مبادا درباره‌من‌ به‌ اندازه‌ شيشه‌ حجامتي‌ خون‌ ريخته شود!...
وقتي‌ امام‌ رحلت‌ نمود،حسين‌(ع‌)بعد از غسل‌ وكفن‌ ونماز بربدن‌ شريفش‌،جنازه‌ را طبق‌ وصيت‌،بطرف‌ مرقد نبي‌ّ اكرم‌(ص‌)حركت‌ داد.امّا مروان‌ ،حاكم‌ مدينه‌،دستورداد تا مأمورين‌ راه‌ رابر جنازه‌ امام‌ حسن‌(ع‌)بستند!«ارشاد»
وطبق‌ روايتي‌ آن‌ بدن‌ شريف‌ را تير باران‌ كردند،بطوريكه‌ هفتادتير از بدن‌ حضرت‌،بيرون‌ كشيدند.«منتهي‌ الامال‌»
روزي امام حسن(ع) نشسته بود كه امام حسين(ع) به مجلس اندر آمد، چون چشمش بر امام مجتبي افتاد بگريست. فرمود: يا اباعبدالله، اين گريستن را سبب چيست؟ گفت: آنچه مي بينم بر حضرت تو كه از اين مردمان همي رود.
امام مجتبي(ع) فرمود: بر من زياده از آن ستم نشود كه زهري بنوشانند و شهادت يابم وليكن يااباعبدالله، هيچ روزي چون روز تو نباشد كه سي هزار كس به قتل تو مبادرت نمايند كه خود را مسلمان و امّت جدّ تو شمارند تا خون تو بريزند و حرمت تو را ندارند و دختران و پردگيانت را به بردگي برند و اموالت را به غارت دهند. » ( از قمقام، ج 1، ص 116 )
از رسول‌ خدا(ص‌)در فضيلت‌ زيارت‌ امام‌ حسن‌(ع‌) نقل‌ شده‌كه‌:چون‌ فرزندم‌ حسن‌ را به‌ زهر شهيد كنند،ملائكه‌ آسمانهاي‌هفتگانه‌ بر او مي‌ گريند وهمه‌ چيز حتّي‌' پرندگان‌ آسمان‌وماهيان‌ درياها بر او مي‌ گريند.هرچشمي‌ كه‌ بر اوبگريد،چشمش‌ در روزيكه‌ چشمها كور مي‌ شوند،كور نمي‌گردد.وهرشخصي‌ كه‌ بر مصيبت‌ او اندوهگين‌ شود،دلش‌ درروزيكه‌ دلها اندوهگين‌ است‌،غمگين‌ نمي‌ شود.وهركه‌ اورادربقيع‌ زيارت‌ كند،در روزيكه‌ قدمها بر پل‌ صراط‌ لرزان‌است‌،قدمش‌ بر پل‌ صراط‌ ثابت‌ باشد.«منتهي‌ الامال‌»

تاريخ شهادت امام حسن(ع):
« مشهورترين زماني را كه براي تاريخ شهادت امام مجتبي(ع) نقل كرده اند، ماه صفر سال پنجاه هجري است: البتّه بعضي آن را بيست و هشتم و بعضي هفتم اين ماه ذكر نموده اند. با اين حال در مورد سال شهادت آن امام، اقوال گوناگون از قبيل سال پنجاه و يكم، سال چهل و نهم و . . . در كتب تاريخ ذكر شده است كه بنابراين اقوال مدّت عمر حضرت امام حسن(ع) چهل و هفت يا چهل و شش سال بوده است.
به هر تقدير مراحل مختلف زندگاني امام حسن(ع) را مي توان به اين صورت بيان كرد: هفت سال و شش ماه در زمان جدّش رسول الله(ص)، سي سال تا شهادت پدر بزرگوارش، شش ماه و پنج روز حكومت ظاهري تا صلح با معاويه، و نه سال و نه ماه و سيزده روز از هنگام صلح تا شهادت. » ( از ترجمة اعيان الشيعه، ص 97 )

هفت روز عزاي عمومي در مكّه و مدينه :
دو شهر مقدس حجاز يعني مكّه و مدينه هفت روز در رحلت امام حسن(ع) عزاداري كرده و كسب و كار خود را تعطيل نمودند و زنان بني هاشم نيز يك ماه تمام مجالس عزاداري داشتند و تا يك سال نيز از پوشيدن لباس نو و استعمال زيورآلات خودداري كردند.
دو شهر مهم عراق يعني كوفه و بصره نيز مردم به عزاداري پرداختند.
در شام چون خبر شهادت امام حسن(ع) به معاويه رسيد از خوشحالي نتوانست خودداري كند و بي اختيار اظهار سرور و شادماني كرده و تكبير گفت و سجده شكر به جاي آورد و حاضرانِ در مجلس او نيز همانند او تكبير گفتند و سجده كردند.

قبر مبارك امام حسن(ع) داراي صندوق و ضريح و روضه و بارگاه و كفش كن و ايوان و قراء و رواق بود كه در سال 95 بنا شد و متأسفانه وهابيهاء به سركردگي محمّدبن عبدالوهاب در 8 شوال سال 1344 قبور جنة المعلي در مكّه و قبر حوا را در جده و قبور ائمة بقيع را در مدينه خراب كردند و نسبت به قبر مقدس رسول الله به علت خواب هولناكي منصرف شد و از آن جمله قبر مبارك امام حسن(ع) نيز ويران شد و قبة مطهر ائمه بقيع را مجدالملك ابوالفضل اسعدبن محمد بن موسي اردستاني مستوفي كشور سلطان بركيارق بن ملك شاه ابن ارسلان سلجوقي بنا كرد و به دست لشكر بركيارق در سال 492 به حكم تشيع كشته شد و بناي قبه و بارگاه آنجا را الناصرالدين الله عباسي پسر المستضيء بالله در سال 560 گذاشت و اين قبه و بارگاه بسيار مجلل و باشكوه و روضة مزين به زينت و زيور آينه و گچ بري بوده و قنديلهاي طلا و نقره و فولاد مكلل و فرشهاي قيمتي و اثاثيه عتيقه فراوان داشته كه اكثر آن را ايرانيان شيعه و شيعيان هندوستان تقديم كرده و در و ديوار آن روضه منوره از صنعت و هنر سر پنجه ايرانيان مزين و منور بوده و اين خود بهترين صفحه تاريخ روحيه و هنر ايرانيان به شمار مي رفت كه از سرچشمه ايمان آنها تراوش كرده بود.

ثواب زيارت امام حسن(ع) :
ابن آشوب از امام صادق(ع) روايت مي كند كه فرمود: امام حسن(ع) در كنار رسول خدا(ص) نشسته بود، ناگاه سر برآورد و عرض كرد: اي پدر، چيست اجر آن كسي كه بعد از موت تو به زيارت قبرت آيد؟ فرمود: پسركم، پس از مرگ من هر كس به زيارت قبر من آيد واجب مي شود از براي او بهشت، و كسي كه به زيارت قبر پدر تو آيد بعد از مرگ او، بهشت از براي او واجب گردد همچنان كه كسي كه بعد از مرگ تو به زيارت مدفن تو آيد نيز از براي او بهشت است. ( ناسخ التوّاريخ ، ج2 ، ص 169 )
باز هم در ثواب زيارت:
« علامه مجلسي در جلد دهم بحار از پيغمبر معظّم اسلام(ص) روايت مي كند كه فرمود: كسي كه بعد از وفات من، مرا زيارت كند مثل اين است كه مرا در حال حيات زيارت كرده باشد، و كسي كه فاطمه(س) دخترم را زيارت كند مثل اين است كه مرا زيارت كرده باشد، و كسي كه علي ابن ابيطالب(ع) را زيارت كند مثل اين است كه فاطمه(س) را زيارت كرده باشد، و كسي كه حسن و حسين(ع) را زيارت كند مثل اين است كه حضرت علي(ع) را زيارت كرده باشد، و كسي كه فرزندان ايشان را زيارت كند مثل اين است كه خود آنان را زيارت كرده باشد. » ( از ستارگان درخشان، ج 4 ، ص 115 )

ثواب گريه بر امام حسن(ع) :
ابن عباس روايت كرده است كه حضرت رسالت(ع) فرمود: چون فرزند من حسن را به زهر شهيد كنند، ملائكه آسمانهاي هفتگانه بر او بگريند و همه چيز بر او گريه كنند حتّي مرغان هوا و ماهيان دريا. هر كه بر او بگريد ديده اش كور نشود در روزي كه ديده ها كور مي شود، و هر كه بر مصيبت او اندوهناك شود اندوهناك نشود دل او در روزي كه دلها اندوهناك شوند، و هر كه او را در بقيع زيارت كند قدمش بر صراط ثابت گردد در روزي كه قدمها بر آن لرزد. ( از جلاء العيون، ص 471 )
روايتي از رسول اكرم(ص):
در روايتي پيغمبر اكرم(ص) فرمود كه جبرئيل به من خبر داد: خداوند امر مي كند برويد به قبرستان بقيع و براي اهل آنجا استغفار كنيد.

داستان وصال شيرازي:
شبي وصال شيرازي در خواب حضرت صدّيقه را زيارت كرد. سلام عرض كرد، پاسخ نشنيد. دوباره سلام نمود، جواب نيافت. آشفته حال عرضه مي دارد: مگر خدمات وصال پذيرفته نيست كه توجّه و عنايتي نمي شود؟
مي فرمايد: با اين سعادتي كه خداوند به تو عنايت فرموده دريغ است كه تنها حسين را فرزند من داني. پس از اين گفتگو، وصال با پريشاني از خواب برخاست و مدّتي سر به جيب فكرت فرو برد و پس از آن در مرثية حضرت مجتبي(ع) دوازده بند ساخت.
شب ديگر كه وقار، فرزند وصال به نوشتن آن اشعار با حضور پدر سرگرم بود، خوابش در ربود. پس از بيدار شدن، با كمال خرسندي پدر را به زيارت حضرت امام حسن(ع) در خواب مژده داد كه مرثيه پذيرفته شد ولي در بند هفتم، امام(ع) در اين شعر تصرّفي فرموده كه چنين است:
خون خوردن و عداوت خلق و جفاي دهر يعني امامتش به برادر حواله كرد
گفتار وصال معلوم نيست، از آن زمان تا كنون اين شعـر به همان تصـرّف امام خوانـده مي شود. وصال از بشارت فرزند خرسند و شكرگزار گرديد. ( از گلشن وصال، ص 37 )

زنان و فرزندان امام حسن(ع) :
1.خوله دختر منظور فزاريه كه از وي حسن بن حسن را فرزنددار شد.
2.عايشه خثعميه كه در زمان حضرت علي(ع) به همسري امام حسن(ع) درآمد و چون حضرت علي(ع) به شهادت رسيد به نزد امام حسن(ع) آمد و به صورت شماتت به آن حضرت عرض كرد: خلافت بر تو مبارك باد. و امام حسن(ع) به خاطر همين عمل او، آن زن را طلاق داد.
3.جعده دختر اشعث بن قيس كه امام را مسموم كرد.
4. ام كلثوم دختر فضل بن عباس.
5. ام اسحاق دختر طلحه بن عبيدالله.
6. ام بشير دختر ابوسعد انصاري كه از وي زيد بن الحسن به دنيا آمد.
7. هند دختر عبدالرحمن بن ابي بكر
8. نفيله و يا رمله مادر قاسم كه كنيزي بود.
9. ام عبدالله دختر شليل بن عبدالله بجلي كه عبدالله بن الحسن از آن زن متولّد شد.
10. زني از بني شيبان كه هوادار خوارج بود و چون امام(ع) از اين مطلب آگاه شد او را طلاق داد.
11. زني از ثقيف.
12. زني از قبيلة عمرو بن اهيم منقري.
13. زني از دخترانِ زراره.
در مورد فرزندان آن حضرت روايت شده كه 15 تن بوده اند.

..............

منابع‌ ومآخذ:
بحارالانوار«علامه‌ مجلسي‌»
حيوة‌القلوب‌«علامه‌ مجلسي‌»
ستارگان‌ درخشان‌«محمد جوادنجفي‌»
زندگاني‌ پيامبراسلام‌«مؤلف‌ »
فاطمه‌ زهراءسرورزنان‌ عالم‌« محمدتقي‌ صرفي‌ پور »
ازكعبه‌ تامحراب‌« محمدتقي‌ صرفي‌ پور »
زندگاني‌ امام‌ حسين‌« محمدتقي‌ صرفي‌ پور »
آيا بياد امام‌ زمان‌ هستيد؟« محمدتقي‌ صرفي‌ پور »
مجله‌ مبلغان‌
جلاء العيون‌ «علامه‌ مجلسي‌»
زندگاني‌ فاطمه‌ زهراء(س‌)«رسولي‌ محلاتي‌»
فرهنگ‌ موعود
نجم‌ الثاقب‌
مكيال‌ المكارم‌
اهل‌ البيت‌ محمدي‌ ري‌ شهري‌
زندگاني حضرت فاطمه زهرا(س) دانشمند آقاي حاج سيّد هاشم رسولي محلاتي ، انتشارات علمية اسلاميه ، 1357
چرا فاطمه ، فاطمه شد ، سيمين دخت بهزاد پور ، نشر خرداد
فاطمه الزهراء ، علامه اميني ، به كوشش حبيب چايچيان ( حسان) ، انتشارات اميركبير ، 1369
فرهنگ سخنان حضرت فاطمه الزهراء ، محمّد دشتي ، شركت چاپ و نشر بين الملل
سوگنامه فاطميّه ، يوسفعلي يوسفي ، ناشر كوثر غدير ، قم 1381
جلوه نور ، علي سعادت پرور ، نشر رويداد
داستاني از حضرت زينب(س) ، شهيد احمد مير خلف زاده و قاسم مير خلف زاده ، انتشارات روحاني
قصص الفاطميه ( داستانهايي از حضرت زهرا(س) ) ، قاسم مير خلف زاده ، انتشارات شهيد احمد مير خلف زاده ، قم ، 1381
گنجهاي معنوي ، رضا جاهد ، انتشارات آيين تربيت ، مشهد ، 1378
زندگاني امام حسن مجتبي(ع) سيد هاشم رسولي محلاتي.
خلاصه الاخبار ، تأليف سيد محمّد مهدي الموسوي، نشر كتابفروشي ادبيه، تهران
منتهي الامال ، تأليف حاج شيخ عباس قمي، 1371
كريم اهل بيت ( زندگاني و مصائب امام حسن مجتبي(ع) ) ، حاج يدالله بهتاش، نشر سبحان
سخنان چهاده معصوم(ع) ، دكتر محمّد صادق رجحان، انتشارات نور دانش، 1381
تحليلي از زندگاني سياسي امام حسن(ع)، جعفر مرتضي عاملي، محمد سپهري، نشر سازمان تبليغات اسلامي، 1369
همراه بازائرين مكه ومدينه سيدمحمدباقري پور
همراه باچهارده معصوم عليهم السلام سيدمحمدباقري پور

مجموعه اشعارباقري سيدمحمدباقري پور

..................

اي‌ كه‌ ماهي‌ دريا، برايت‌ گريه‌ كرده‌*پيغمبر وزهرا، برايت‌ گريه‌ كرده‌
عالم‌ محيط‌ غربتت‌، زائر ندارد تربتت،‌مظلوم‌ حسن‌ جان‌، مظلوم‌ حسن‌ جان‌
اي‌ اولين‌ مظلوم‌ عالم‌ بعدبابا*درخانة‌ خودهم‌ غريب‌ از جور اعداء
شريك‌ زندگانيت‌ گرديده‌ خصم‌ جانت‌مظلوم‌ حسن‌ جان‌ مظلوم‌ حسن‌ جان‌

در مدح امام حسن مجتبي(ع)
آتش از مهر تو مي گردد گلستان يا حسـن(ع)
خار را فيـض تـو سـازد لاله باران يا حسن(ع)
گرنسيـمي از سر كويت وزد سوي جحيــم
ناز در محشـر كنـد بر باغ رضوان يا حسن(ع)
نيست هرگز دفتـر اوصاف تو پايان پـذيـر
گـر چه آيد عمر اين عالم به پايان يا حسن(ع)
از دو قرص نان بود كمتر به چشمش مهـرماه
هـر كه گـردد بر سر خوان تومهمان يا حسن(ع)
هر كه بي مهـر تو دعـويّ مسلمانـي كنـد
كافـرم ، خوانم اگر او را مسلمـان يا حسن(ع)
گر كنـد روزي هزاران ختـم قرآن دشمنت
نيست غير از دشمن قرآن به قرآن يا حسن(ع)
تو كريم اهـل بيتـي اي كريـم اهل بيـت
عالمت يكسـر گـدا بر باب احسان يا حسن(ع)
دشمنت كز دشمنـي در پيش رو دشنام داد
شد خجل از جودت اي درياي غفران يا حسن(ع)
طاعت كونيـن اگر آرند روز حشـر خلـق
نيسـت با يك ذرّه از مهـر تو ميزان يا حسن(ع)
دشمنت در آتش قهـر خدا سـوزد چنـان
كز عذابـش مي شود دوزخ گريزان يا حسن(ع)
تربت بي سقف از آن باشد كه در هر بامداد
بوسـه بر قبـرت زند مهر فـروزان يا حسن(ع)
مـدح تو اي پـاك تر از آيـه تطهيــر هم
نايـد از دست من آلـوده دامـان يا حسن(ع)
از مزار بي چراغت مي دهد هر صبح و شام
بر دل اهـل تولّـي نـور ايمـان يا حسن(ع)
خاك گـرد حايـرت يا گـرد راه زايـرت
درد بي درمان عالم راست درمان يا حسن(ع)
گر شوم بهـر گدايـي ساكـن باب البقيــع
مي فروشـم ناز بـرمُلك سليمـان يا حسن(ع)
صلح تو كم نيست در تاريخ از جنگ حسيـن(ع)
بلكه شد اين جنگ را آن صلح بنيان يا حسن(ع)
صلح و جنگ و صبر و فرياد و سكوت و مهر و قهر
تا قيامت از تو مي گيرنـد فرمـان يا حسن(ع)
اوليـاء با صلح تو تا صبـح محشـر سرفــراز
انبياء از صبر تو ماتنـد و حيـران يا حسن(ع)
مصطفـي(ص) از كودكي بوسيـد لبـهاي تو را
در دهانت رازها مي ديـد پنـهان يا حسن(ع)
گه به دوش و گه به زانو گه به گردن گه به پشت
گاه در بر ميگرفتت خوش تر از جان يا حسن(ع)
گفـت پيغمبر كه هر چشمـي بگريـد در غمت
نيست در روز جزا آن چشم، گريان يا حسن(ع)
دوست دارم چون چراغ لاله سـوزم در بقيـع
آب گردم شمـع سان در آن بيابان يا حسن(ع)
دوست دارم روي بگـذارم به روي تربتــت
گر چه مانع مي شود خصم تو از آن يا حسن(ع)
دوست دارم ماهـي دريا شـوم تا در غمـت
بحـر را پيچـم به هم مانند طوفان يا حسن(ع)
هر كسـي از دشمنـان آزار بينـد ليـك تو
ديـده اي از دوستـان رنج فراوان يا حسن(ع)
گر چه عمـري با جفـاي همرهانت ساختـي
سوختي هـر روز چون شمع شبستان يا حسن(ع)
روز و شب خون شد دلت تا همسرت شد قاتلت
ريخت در كامت شرار زهر سـوزان يا حسن(ع)
جعده جُغـدي بود و در گلخانه زهرا نشسـت
باغبان را كشت تنـها در گلستـان يا حسن(ع)
آنچه تو از يار ديدي دشمن از دشمن نديـد
اي غريب خانه، اي مظلـوم دوران يا حسن(ع)
چون غريبانه در وطن جان دادي اي جان جهان
شد وطن در ماتمـت شام غريبـان يا حسن(ع)
با كه گويـم بر سـر دوش عزيـزان جـاي گل
جسم بهتـر از گُلـت شد تيـرباران يا حسن(ع)
گر چه ممكـن نيست با گفتـار، شـرح غربتـت
غربتـت از تربتـت باشد نمايـان يا حسن(ع)
گر دهد مهلـت عدو، « ميثم » كنـد قبـر تو را
لاله باران با دو چشـم اشك افشان يا حسن(ع)
( از كتاب كريم اهل بيت « حاج يدالله بهتاش » )
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
ناله سر قبر حسن سبط پيمبر گويد برادر يا حسين باديده تر
بودي تو يارم از بعد بابا بعد از تو گشتم بي يار و تنها
راحت شدي تو از ظلم عدوان مظلوم حسن جا ن مظلوم حسن جا ن
ديگر نگردي خونجگر از جور عدوان ديگر نبيني ظلمها از آل سفيان
راحت شدي تو از غصه و غم دنيا برايت شد غرق ماتم
راحت شدي تو از ظلم عدوان مظلوم حسن جا ن مظلوم حسن جا ن
ديدي تو از دنيا پرستان ظلم بيحد ديدي جفا زان كينه دل آن ديو و آن در
با قلب پر خون رفتي ز دنيا راحت شدي از رنج و المها
راحت شدي تو از ظلم عدوان مظلوم حسن جا ن مظلوم حسن جا ن
آيا شود من بر سرم روغن بمالم يا كه زنم عطر و كنم زيبا جمالم
راس تو باشد بر خاك و خونين اي يادگار طه و ياسين
راحت شدي تو از ظلم و عدوان مظلوم حسن جا ن مظلوم حسن جا ن
من از غم تو اي برادر بي قرارم گريم شب و روز از

 

نویسنده‌ : اسماعیل (30/10/1390 - 11:47)
تاریخ انتشار : 30/10/1390 - 11:47

گروه : ميهمان
 
انشالله بر سر پل صراط آقا امام حسن مجتبی(ع) شافعی شما و همه شیعیان باشد.



    [پاسخ]  
 

نویسنده‌ : حسین (30/10/1390 - 19:02)
تاریخ انتشار : 30/10/1390 - 19:02

گروه : ميهمان
 
السلام علیکم یا حضرت امام حسن (ع)
متن کامل شعر وصال شیرازی را هم بگذارین



    [پاسخ]  
 

ارسال نظر
 
 نام :
 ایمیل:
 کد امنیتی كد امنيتی
بارگزاری مجدد کد
 کد:



 
 

تعداد بازديدكندگان عزيزسايت تا بحال:


حدیث روز

آرشیو موضوعات

آر اس اس (خبرخوان) سایت
سامانه وبلاگ دهي هدي نت
وبلاگـهـاي سايت هـدي نـت
English-ContentsandThreads
الموضوعات والمباحث العربيه
الصوتيات العربيات
المقالات المتنوعات
الجمهورية الإسلامية
الدين والتاريخ
قضايا العالم
الأخبار
اخبار،روزنامه،راديو،تلويزيون
معرفي سايت ومدير سايت
سرود،دعا،قرآن آنلاين
كتابخانه آنلـايـن هُـدي بـوك
کــتــــا بـهــــا و مـقـــالـات
كتابهای موبايلی هدي
آشنائي با 14معصوم
علماءومشاهير
نرم افزارهاي موبايلي
گالری عكس و تصوير
گالري تصاويرمذهبي
فيلمهاي مذهبي
كتابخانه هُدي
کتابخانه عمومی
کتابخانه پی دی اف
كتابهاي پستي
'گزيده نشريات
گزيده مقالات
گزيده اشعار
احاديث وحكايات
گزيده حكايات
حج وعمره وزيارت
سخنراني ومداحي
گــردشـگــــــري و زيــارت
آشنائي با مشهد
آشنائي باشهرقُم
عتبات عاليات
شهرهاي ايران
مــطـــــالـــب آمــــوزشـی
وب ورايانه
كدهاونرم افزارها
آموزش ومعلومات
د یــنــــی و فـــرهـنـــگـی
وقف،واقف،موقوفات
اهميت نماز
قرآن و تفسير
نهج البلاغه
احاديث وروايات
احكام اسلام
فتاواي مراجع
دعاهاوزيارات
درسهای حوزوی
و قــــــا يــــــــع مــهــــــم
رمضان المبارك
وقايع شمسي
وقايع ميلادي
وقايع قمري
محرم وصفر
تقويم تاريخ
روزشمارانقلاب
گـــــــــــــــو نـــا گــــــــو ن
پيامهاي رهبري
اختلاف افکنها
و اين بارسوريه
طب اسلامي وسنتي
انقلاب وامام خميني
ساعتي با پليس
بهداشت وسلامت
هُشدارهاي پليسي
طنزولطيفه وحكايت
خـانـه و خـانـواده
قصه ومقالات كودكان
فلسطين واسرائيل
مهدي و مهدويت
انقلاب وحكومت
بسيج ودفاع مقدس
انرژي هسته اي
كشاورزي،آب،دام،طيور
خليج هميشه فارس
حــقــــوقـي و قـضـــــائـي
قوانين ومقررات
مقالات حقوقي
نظريات مشورتي
آراءوحدت رويه
اعتيادوموادمخدر
جرم وجرم شناسي
روان روانشناسي
جامعه شناسي
ا د يــان و مــــــــذ ا هــــب
سايتهاي مذهبي
شيعه وتشيع
دين اسلام
د ين مسيحيت
د ين يهو د يت
بابيت وبهائيت
آئين تصوف
آئين و ها بيت
شيطان پرستي
مطالـب و بلا گ هد ي بلـاگ
فهرست مطالب وبلاگ
كتابهاي موبايلي
كتابخانه عمومي
قرآن وتفسير
حديث وروايت
دعا وعبادت
روزه وماه رمضان
سخنرانيهاومداحيها
چهارده معصوم
پرسش وپاسخ
مقررات جزايي
وقايع شمسي1
مقالات حقوقي
وقايع شمسي2
شيعه ومكتب تشيع
رهبرانقلاب
احكام وفتاواي فقها
آموزش احكام جوانان
امامت وولايت
مسلمانان جهان
تبليغات مسيحيان
آئين وهابيت
ايثاروشهادت
هنرمندان ودانش
جامعه وخانواده
فلسفه شرق
انواع مديريتها
گنجينه اشعار1
بهداشت رواني
بهداشت وسلامت
هشدار پليسي
مطالب آموزشي
جوكهاوفكاهيات
آشپزي كدبانو
اينترنت وكودكان
انواع ورزش
هولوكاست چيست
انرژي اتمي
انواع نرم افزار
وبلاگ نويسي
آلبوم عكس
پخش صداوسيما

پایگاههای مذهبی دیگر











آمار سایت

 



بازدیدها:

 

اشتراک ایمیلی

آدرس ایمیل خود را وارد کنید تا آخرین مطالب برایتان ارسال شود.

لطفا بعد از ثبت به ایمیل خود رفته  آنرا تایید کنید.

لینک های مرتبط

» خدمات پیشرفته طراحی وب سایت و پورتال
» سازمان تبليغات اسلامي
» سايت وزارت بهداشت
» پايگاه اطلاع رساني مدايح(شعرونوحه وسرود)
» درسهاي حوزوي حوزه آنلاين
» درسهاي حوزه علميه قم
» دفترتبليغات اسلامي حوزه علميه قم
» پايگاه اطلاع رساني كارمندان
» سرويس طلبه بلاگ درمشهد
» پايگاه اطلاع رساني بصيرت(حوزه علميه مشهد)
» سيستم پايانه قوه قضائيه
» پرتال جامع قوه قضائيه
» سايت دادگستري خراسان رضوي
» كانون كارشناسان رسمي دادگستري خراسان
» كانون وكلاي دادگستري خراسان
» آستان قدس رضوي
» شوراي اسلامي مشهد
» شهرداري مشهد
» استانداري خراسان رضوي مشهد
» وب سايت تخصصي گردشگري وهتلداري
» سايت هتل ياب براي مسافرين
» ستادتسهيلات سفرهاي كشور
» قیمت روز طلا سکه نقره مس ارز
» اخبارآب وهواي كشور
» اداره كل دامپزشكي خراسان رضوي
» تقويم تاريخ
» پايگاه اطلاع رساني كتابداران
» سايت خبرگذاري حج وزيارت
» سايت لبيك حج
» بانك لينك سايتها ووبلاگها
» لينكستان سايتها ووبلاگها
» حـوزه عـلمـيـه خـراسـان
» سايت حج وزيارت
» بعثه مقام معظم رهبري
» پايگاه اطلاع رساني دفترمقام معظم رهبري
» دفترحفظ ونشرآثارمقام معظم رهبري
» بعثه مقام معظم رهبري درامورروحانيون
» حج وزيارت خراسان رضوي
» زائرين ومديران حج تمتع
» زائران ومديران عمره
» زائران ومديران عتبات عاليات
» ثبت ناه عتبات عاليات
» زائران ومديران سوريه
» اخبارجهان تشيع
» اوقات شرعي مشهد
» مجلس شوراي اسلامي
» رياست جمهوري
» جامعة القرآن الكريم
» سامانه مديريت تبليغات اسلامي
» افق حوزه علميه قم
» مديريت حوزه علميه خواهران
» پيشنهادكاروحرفه
» كاريابي نصروب
» سايت سازمان سنجش كشور

استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است

Warning: Unknown: write failed: Disk quota exceeded (122) in Unknown on line 0

Warning: Unknown: Failed to write session data (files). Please verify that the current setting of session.save_path is correct (/tmp) in Unknown on line 0