همراه زائرین عتبات عالیات
تهيه وتنظيم توسط حجّة الاسلام حاج سيدمحمدباقري پور
درمؤسسه فرهنگي هدي نت
سايت هدي بلاگ

كتاب همراه با زائرین عتبات عالیات
راهنمای اماکن زیارتی – سیاحتی واقع در کشور اسلامی عراق
به ترتیب مسیر حرکت زائرین گرامی در صورتی که از مرز خسروی
يا مهرا ن وا رد سرزمين عرا ق شوند :
بغداد وکاظمین ع
نجف اشرف وكوفه
کربلای معلی
سيدمحمد وسامراء
بابل – حله – بصره
گرد آوری و تالیف توسط کمترین ذاکر ابیعبدالله علیه السلام وطلبه اي كوچك از
حوزه علميه مشهد سید محمد باقری پور فرزند جانباز شهید سیدرضا باقری پور
تاریخ 10/5/1384
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
شناسنامه كتاب
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
سرشناسه : باقري پور، محمد
عنوان ونام پديد آور: همراه زائرين عتبات عاليات / محمدباقري پور
مشخصات نشر : قوچان : مروجان، 1387
مشخصات ظاهري : 200 صفحه
شابك : 7- 64- 8329- 469- 879
وضعيت فهرست نويسي : فيپا
موضوع : زيارتگاههاي اسلامي – عراق- راهنماها
موضوع : زيارتنامه ها
رده بندي كنگره : 7831 8 ه 27 ب /362 Bp
رده بندي ديوئي : 764/792
شماره كتاب شناسي ملي : 1636657
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
نام كتاب : همراه زائرين عتبات عاليات
گردآورنده ومؤلّف : سيدمحمدباقري پور
ناشر : مروّجان
چاپ : چاپخانه مروّجان 2221166- 0581
شمارگان : 3000 نسخه
شماره شابك : 7- 4- 92386- 964- 978
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
مركزپخش : مشهد مؤسّْسه فرهنگي هُدي رايانه
تلفن مركز پخش : 7682077 (0511)
همراه مؤلّف : 09155819230
ايميل مؤسّسه هدي رايانه : hodarayaneh@gmail.com
وبلاگ مؤلف ومؤسّسه : hoda-blog.blogfa.com
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
ضمنًا كتا ب ا لكترونيكي عتبا ت عا ليا ت وكتب د يگري كه ا سا مي آ نها آخركتا ب درج شد ه است روي صفحا ت وب تنظيم شد ه ا ست و د رمؤ سّسه فرهنگي هُــدي را يا نه موجو د ا ست كا ربران محترم را يا نه درصورت نيا زبا شما ره هاي ذ كرشده وپست الكترونيكي اين مؤسّسه تما س بگيرند
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
مقدمه
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العا لمین و صلّی الله عـلی محـمّـد و آله الطّاهرین
اینک که نگارنده این سطور با دیدن فیلمهای متعدد از عتبات عالیات و ملاحظه کتابهای گوناگون دست به خامه قلم برده و سفر معنوی همراه با زائرین عتبات عالیات را آغاز کرده و راهنمائی برای خود و سایر زائرین آن دیار می نویسد و به این بیت مترنم است امر علی الدّیار دیار لیلی – اقبّل ذاالجدار و ذاالجدارا – و ما حبّ الدّیا ر شغفن قلبی – و لکن حبّ من سکن الدّیارا و نغمه چاووش هر که دارد هوس کرببلا بسم الله – هر که دارد سر همراهی ما بسم الله از دور بگوش می رسد که انشاء الله هر لحظه نزدیک و نزدیکتر می شود و گذرنامه زائرین قبل از هر کس توسط خود آقا ابا عبدالله علیه السلام امضاء می شود و این کمترین ذاکر ابا عبدالله علیه السلام هم خدمتگزار زائرین آن بزرگوار خواهم بود و خاک پای زائرین را طوطیای دیدگان خواهم کرد انشاء الله .
پس از سالیان دراز مسدود بودن راه عتبات عالیات و آرزوی سفر آن دیار و خواندن مدام این ابیات : من گدایم گدای حسینم – عاشق کربلای حسینم – نور صدق و صفا دارد این دل – مهر آل عبا دارد این دل -عقده کربلا دارد این دل – از جوانی به پیری رسیدم – عاقبت کربلا را ندیدم – بار الها مکن ناامیدم. اکنون این عقده گشوده شده و این آرزوی چندین ساله بر آورده شده و به مصداق عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد با حمله آمریکائیان به عراق و رو در رو شدن بعثیان و آمریکائیان و مشمول اللهم اشغل الظالمین بالظالمین شدن آنان هر چند خرابیهای جبران ناپذیر بر ملت مظلوم عراق وارد شد و لیکن چند نتیجه داشت. 1- از جولان افتادن اسب سرکش سردار قادسیه و افتادن صدام در صددام تنیده توسط خودش 2- روی کار آمدن دولت مردمی با ریاست جمهوری جلال طالبانی و نخست وزیری ابراهیم الجعفری 3- محاکمه صدام در همین روزها و به چا لش کشیده شدن حکومت چند ساله او 4- برآورده شدن آرزوی دیرینه شیعیان و رفتن گروههای کثیری به زیارت عتبات عالیات و اینک قرارداد مجدد جهت اعزام زائرین انشاء الله 5/5/84 .
مدتي اين مثنوي تا خيرشد تا ا ينكه موضوع تنظيم كتا ب را با دوست عزيزحاج محمّدمروّجا ن مدير محترم چا پخا نه مروجا ن درميا ن گذاشتم كه حضرت ايشا ن ضمن استقبا ل بند ه را تشويق نمودند كه آنرا جهت چا پ آما ده كنم لـذ ا تصميم به تا يپ وبا زخواني وتنظيم عنا وين وموضوعا ت وصفحه بـنـدي واعـراب گذاري زيارات گرفـتم وبازخـواني مجـدّدوتصحـيح مجـدّ د نمودم وآنراعلاوه بر تنظيم روي صفحا ت وِب جهـت اسـتـفـا د ه كا ربران محترم رايا نه آما ده چا پ نمودم كه انشا ء الله د ردسترس زا ئرين محـترم عـتبا ت عا لـيا ت قـرارگيردتا استفا ده لازم راببرند. 30/5/87
00000000000000000000000000000
سلام برامامان مدفون درعتبات عاليات
براي داخل ماشن موقع رفتن به طرف كاظمين يا نجف
سروده شده درسفرسال 89
سلامِ ما به موسي كاظم سلامِ ما به تقي باد
هزارلعنتِ يزدان به دشمنانِ شقي باد
سلامِ ما به علي و حسين و حضرتِ زينب
سلامِ ما به ابا الفضل به صبح و ظهرو دلِ شب
سلامِ ما به اكبرو اصغر سلامِ ما به شهيدان
سلامِ ما به سكينه، رقيّه، خيلِ اسيران
سلامِ ما به زينب و كلثوم، سلام به حضرتِ سجّاد
سلامِ ما به صاحبِ عصرو امامْ مهديِ ما باد
سلام باد به هادي سلام به عسكري ازما
سلام باد به مهدي كه اوست دلبري ازما
سلامِ ما به امامِ غريبِ مركزِ بغداد
چه سالها كه به زندان اسيرِ فتنه و بيداد
سلامِ ما به امامي كه شد شهيد به زندان
جنازه اش را گرفتند بدوش چار غلامان
سه روز جسمِ شريفش نهاده بر پُلِ بغداد
غريب همچو حسين آن شهيدِ قومِ زنا زاد
سلامِ ما به امامي كه داشت دشمنِ خانه
مدام دخترِ مامون همي گرفت بهانه
سلامِ ما به امامي كه بود ماهِ مدينه
سه روز مانده به بغداد به پشتِ بام زكينه
چنانكه جد غريبش حسين زادهِ زهرا
سه روز بي كفن و دفن بدشت و دامنِ صحرا
سلامِ ما به علي آن وليِّ حجّتِ يزدان
سلامِ ما به علي آن كه بود تاليِ قرآن
همو كه مسجدِ كوفه بيادِ او كند افغان
همو كه منبر و محراب ز هجرِ او شده نالان
سلامِ ما به حسين آن كه شد زشهر و وطن دور
بدشتِ كرببلا شد غريب و بي كس و مهجور
سلامِ ما به حسين و ندايِ غربتِ او باد
كه جد و مادرو بابم فداي تربتِ او باد
سلامِ ما به لباني كه بود تشنهِ آبي
سلامِ ما به شهيدي كه داشت قلبِ كبابي
سلامِ ما به ابا الفضل به دستهايِ بريده
به فرقِ منشقِ عباس به قد سروِ خميده
سلامِ ما به علي باد عليِّ اكبرو اصغر
سلامِ ما به شهيدان شهيدِ نيزه و خنجر
سلامِ ما و ملايك برآن امامِ شهيدان
سلامِ باقري و هم سلامِ جملهِ ياران
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
تذكري نافع
0000000000
آمارهاي ذكرشده وآدرسهاي داده شده وتعيين مسافتها واحيانًا چگونگي اماكن دركتاب مربوط به سالهاي قبل ازتاليف كتاب (84) ميباشد كه بعدازآن تاريخ تا به امروزتغييرات زيادي بوجودآمده است وبديهي است كه آمارهركشوري مدام درحال تغيير وتحول است هرچندكه موردنياززائرين هم نميباشد بلكه فقط جهة اطلاع است
باتشكرازامعان نظرخواننده گرامي
000000000000000000
كشوراسلامي عراق
000000000000000000
عراق : کرانه و کناره آب .
ایراک : یعنی جای پرنخل .
سورستان .
راقدین .
بین النهرین : نهرین = دجله وفرات . دجله یعنی یاقوت و فرات یعنی آب شیرین .
نام عراق قبلاً بین النهرین بوده بعد ازجنگ جهانی اول درسال 1914نام عراق برگزیده شد .
نهرين : دجله و فرات است كه از کوههای آرارات سرچشمه می گیرند وبا گذشتن از تركيه و سوريه وارد خاك عراق ميشوند
رود دجله با ۱۹۰۰ کیلومتر از كوههاي آناتولي ازدامنههای جنوبی رشتهکوه توروس در مشرق ترکیه اززيردرياچه وان سرچشمه گرفته و پس از عبور ازخاك ترکیه وارد خاک عراق میشود ازحاشيه شهرهاي موصل،شرواط،تكريت،سامرا،بغداد،نعمانيه،كوت،علي غربي و عماره عراق ميگذرد.
رود فرات باحدود 2900 کیلومتر ازسرزمين قفقاز(ارمنستان)نزديك رودارس سرچشمه گرفته و از سوریه گذر کرده وارد خاک عراق میشود و از شهرهاي القائم،عنه،حديثه،هيت،رمادي،مسيب،كربلا،كوفه ونجف،سماوه، الخضر،ناصريه ميگذرد.
اروندرود يا شط العرب ازپيوستن دورودبزرگ دجله وفرات به هم درجنوب عراق درشهرالقرنه 375 كيلومتري جنوب بغداد و 78 كيلومتر مانده به بصره تشكيل می شود و پس ازگذشتن ازبصره رودكارون نيز به آن ميپوندد و سپس به خلیج فارس می ریزد . درازای شط العرب يا اروندرود از القرنه تا ریزشگاه آن در خلیج فارس ۱۹۰ کیلومتر است.
بنادر مهم عراق : بندرهاي بصره و ام القصر درشبه جزيره فاو مهمترين بنادر عراق هستند
دین و مذهب مردم عراق : 53% شیعه و 35% سنی وبقیه ارمنی و ...
وسعت عراق : 435 ، 398 کیلومتر مربع ( پنجاه و دومین کشور جهان ) .
جمعیت عراق : حدود 22 میلیون نفر .
وضعیت طبیعی : 1- کوهستانی در شمال و دارای آب و هوای سرد 2- بیابانی در غرب و جنوب که به بادیة الشام معروف است و دارای تابستانی گرم و زمستانی معتدل است. 3- جلگه ای در شرق و جنوب شرقی و نواحی مرکزی اطراف دجله و فرات .
رودهای عراق : 1- دجله 2- فرات بعلاوه رودهاي فصلي.
حاکمان عراق از زمان دولت عثمانی تاسقوط صدام حسين1- ملک فیصل اول پسر ملک حسین شریف مکه و برادر ملک عبدالله پادشاه وقت اردن 2- ملک غازی پسر ملک فیصل 3- ملک فیصل دوم پسر ملک غازی 4- عبدالکریم قاسم 5- عبدالسلام عارف 6- حسن البکر 7- صدام حسین که در ایام نوشتن این کتاب محاکمه وی بخاطر جنایاتش شروع شده است .
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
شهــربـغــــداد
0000000000000
زائرین عتبات عالیات پس از طی مسیرهای طولانی و تحمل رنج سفر وارد سرزمین عراق که می شوند ابتدا وارد شهر بغداد(يانجف)می شوند .
بغداد در ادبیات به شهر هزار و یکشب معروف است و در تاریخ اسلام به دار الخلافه و مدینة السلام شهرت دارد و فاصله بغداد تا تهران 900 کیلومتر است .
وجه تسمیه بغداد : مردی بنام داد در این منطقه باغ بزرگی داشت از این رو آنجا را باغ داد که خلاصه آن بغداد است نامیده اند .
بنای بغداد : در سال 136 هـ . ق توسط منصور دوانیقی دومین خلیفه عباسی بنا شده و تا سال 656 هـ ق مرکز حکومت عباسیان بود و با حمله مغول سقوط کرد رود دجله از شهر بغداد می گذرد و شهر به دو بخش کرخ و رصافه تقسیم شده است از طرف غرب به شرق پلی بر روی دجله ساخته شده پهنای شهر در هر جانب دجله 5 فرسخ می باشد . آبادترین جای بغداد منطقه کرخ است که توانگران و تجار در آن زندگی می کنند و در آنجا نهری است بنام عیسی که به دجله می ریزد .
محله های بغداد: الاعظمیه – الکاظمیه – حی الجمیله – الشورجه – البیاع – الثوره – المنصور و ... می باشد .
خیابانها یا شوارع بغداد: الرشید – ابی نواس – قناة الجیش – فلسطین- الجمهوریه الخلفا – خالدین ولید – الکناح و...
مطاعم ياسالنهاي غذاخوري بغداد: مطعم الجادریه يا سالن غذاخوری جادریه - مطعم الزیتون ياسالن غذاخوری زیتون - برج صدام كه در مرکز شهر واقع شده ساختمان تمام شیشه ای است که از داخل آن تمام شهر دیده می شود .
ميادین یا ساحات بغداد: التحریر- الحریه – الجندی المجهول – الرصافی – عنتربن شداد ميادین بغداد هستند . میدان کهرمان : مجسمه کهرمان و چهل دزد بغداد = زنی که چهل حرامی را در چهل خم جای داد و بر سر آنها روغن داغ ریخت و همه را محکوم به مرگ کرد .
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
محله کاظمین (ع)
0000000000000000
کاظمین از توابع استان بغداد است که 7 یا 8 کیلومتر با بغداد فاصله دارد و در شمال غربی بغداد ودجله درمحله الكاظميه واقع است و با اتوبوس تقریباً بیست دقیقه طول می کشد و امروزه بر اثر توسعه شهر بغداد جزئی از شهر شده است .
در زمان ساسانیان نام کاظمین تسوج بوده است .
محل حرم کاظمین علیهماالسّـلام قبلاً بنام شونیز بوده است بعد از آنکه بدستور حضرت امیر المؤمنین عـلی عـلـیه السلام شهـداء نهروان را آنجا دفـن کردند مقـبرة الشّهداء نا میده شد و بعد از فـوت پسر منصور عبّا سی وی را در آنجا دفن کرد و دستور داد از این به بعد هر کس از خاندان عبا سی و علوی بمیرد او را در این زمین دفن نمایند نام آنجا را مقابر قریش گذاشت و حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام آن زمین را برای دفن خود خریداری نمود و در سال 183 هجری که آن حضرت به شهادت رسید در آن مکان دفن شد و در سال 220 هجری نیز امام جواد علیه السّلام به شهادت رسید او را نیز در جوار آن حضرت دفن نمودند و معروف به کاظمین شد .
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
قبورعلماء وبزرگان دين دركاظمين (ع)
00000000000000000000000000000000
علماء و بزرگان دین که پس از شهادت آن امامین همامین در جوار آن دو بزرگوار آرمیده اند: 1- ابواحمدحسين بن محمدالاعرج ابن موسي ابي السبحه ابن ابراهيم المرتضي ابن موسي الكاظم عليه السلام والد سيدين مرتضي ورضي متوفي 400هـ (دربغداد رحلت فرمود و درمنزل خوددفن شد بعداو را نقل كردند به كربلا) 2- سید رضی و سید مرتضی ( علم الهدی ) سمت چپ باب القبله به فاصله 40 متر از ضلع جنوبی حرم مطهر در بازار استرآبادی وسمت راست باب فاطمه اولی متوفی 406 و دومی متوفی 436 مدفون در دو مسجد نزدیک به هم (اين دو دركاظمين رحلت فرمودند و هريك درمنزل خود دفن شدند بعدجنازه آنان را مثل والدشان نقل كردند به كربلا) 3- شیخ ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولویه قمی متوفی 389 و مدفون پائین پای مبارک 4- ابوعبدالله محمد بن محمد بن نعمان معروف به شیخ مفید متولد شهر دجیل عراق متوفی 413 و مدفون پائین پای مبارک کنار استادش ابن قولویه 5- مرحوم ملا زين العابدين سلماسي که از ملازمين و خواصّ علامه بحرالعلوم رحمة الله بوده است ديوار روبروي شيخ مفيد 6- علامه سلطان الحکماء و المتکلمین محمد بن محمد بن الحسن مشهور به خواجه نصیر الدین طوسی متولد طوس متوفی 672 و مدفون در رواق غربی بالای سر مطهر 7- شیخ احمد بن محمد بن یوسف بحرانی متوفی 1102 و مدفون در جوار کاظمین فعلاً از قبر او اثری نیست. 8- ابوعبدالله حسین بن احمد بن حجاج متوفی 391 مدفون در پائین پای مبارک 9- سید عبدالله بن محمد رضا الحسینی الکاظمینی متوفی 1242 مدفون در حجره ای میان رواق مطهر کاظمین ع از باب القبله بدست راست 10- سید محسن الکاظمینی متوفی 1240 مدفون در کوچه نزدیک صحن مطهر در طرف شمالی صحن 11- شیخ اسدالله بن حاجی اسماعیل الکاظمینی متوفی 1220 و مدفن نامعلوم 12- شیخ جواد بن سعدالله بن حاجی اسماعیل الکاظمینی متوفی 1220 و مدفن نامعلوم 13- سید اسماعیل صدر ابن صدر الدین الموسوی العاملی متوفی 1338 و مدفون در رواق سمت پائین پای مبارک 14- سید حیدر بن سید ابراهیم الحسینی البغدادی الکاظمیني جد سادات کاظمین معروف به آل سید متوفی 1265 مدفون پائین پای مبارک نزدیک قبر شیخ مفید 15- ابویوسف یعقوب بن ابراهیم قاضی القضاه بغداد مدفون در زاویه صحن مطهر 16- نصرالله بن اثیر الدین محمد خدری متوفی 837 مدفون در جوار امامین همامین 17- فرهاد میرزا معتمدالدوله ابن عباس میرزا ولیعهد فتحعلی شاه مدفون در حجره درب صحن مقدس 18- آیة الله سید جعفر حسینی میلانی پدر مرحوم آیة الله میلانی مدفون در رواق شمالی پشت سر مبارک 19- ابویوسف بن یعقوب از نوادگان جابر بن عبدالله انصاری مدفون داخل صحن مطهر 20- سید احمد و سید ابراهیم از نوادگان موسی بن جعفر ع ابتدای رواق ابویوسف بن یعقوب انصاری 21- نواب اربعه : الف عثمان بن سعید الاسدی السمان ( شیخ عثمان بن سعید عمروی ) از اولاد عمار یاسر نایب امام علی النقی (ع) و امام حسن عسکری (ع) و مولای ما حجت بن الحسن عج متوفی 257 و مدفون در مدینه السلام در طرف رصافه در نزدیکی رود دجله در قسمت غربی بازار میدان پشت اداره پست در قبله مسجد الدرب واقع د ر خیابانی که قصر ا م حبیب دختر رشید نیز در آن قرار داشته . ب – ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعید الاسدی معروف به خلانی یا شیخ الخلانی متوفی 304 یا 305 و مدفون در طرف رصافه در محله خلانی در سر راه مزار سلمان و امروزه معروف به باب الشیخ است و آرامگاه او کتابخانه فعالی دارد به نام کتابخانه عمومی شیخ خلانی ج – ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی متوفی 326 مدفون در منطقه رصافه در بازار تجاری شورجه در سمت راست کسی که وا رد با زا ر عطا رها می شو د و قبلاً به محله نو بختیه معروف بو د ه ا ست. د - ابوالحسن علی بن محمد سمری متوفی 329 مدفون در سمت رصافه نزدیک مستنصریه سمت چپ رودخانه دجله در خیابان معروف به شارع الخلنجی در باب محول کنار رود ابی عتاب در مسجد معروف به مسجد القبلانیه واقع در سوق الهرج 22- ابوجعفر محمد بن یعقوب بن اسحق الکلینی الرازی متوفی 329 مدفون دربغدادشرقی درباب الجسر یا باب الکوفه کنار پل بغداد در جوار قبر دیگری که متعلق به کراجکی یا کیدری است 23- سلمان فارسی متوفی 35 مدفون درسی کیلومتری شرق بغداد نزدیک رود دجله و طاق کسرای باستانی بر سر راه (ا صل او از ناحیه جی اصفهان بوده است) 24- حذیفه بن الیمان متوفی 36 مدفون در نزدیکی قبر سلمان 25- عبدالله انصاری مدفون کنار قبر حذیفه بن الیمان 26- قنبر غلام علی(ع)مدفون در بغداد در بازاری به نام او 27- شیخ عبدالقادر جیلانی مدفون در نزدیک شهر کاظمین 28- منصور حلاج مدفون در نزدیک شهر کاظمین 29- ابوحنیفه مدفون بین بغداد و کاظمین 30- بشر حافی 31- ابن ابی الحدید 32- بهلول پسر عموی هارون 33- سهروردی 34- ابراهیم بن مالک اشتر .
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
مسجد بُراثا
0000000000
مسجد بُراثا بین راه کاظمین و بغداد واقع شده است و محله ای بوده دراطراف بغداد در قبلۀ کرخ وجنوبی باب محول . مسجد راراضی بالله به سبب جمع شدن شیعیان در آن خراب کرد وامیر الامراء بغداد بجکم ماکانی با عادۀ بناء آن حکم کرد .
فضائل مسجد بُراثا : 1- مقرر نمودن حق تعالی که در آن زمین فرو نیاید رئیسی با لشکرش جز پیغمبر یا وصی او 2- خانۀ حضرت مریم (س) است. 3- زمین حضرت عیسی (ع) ا ست. 4- چشمۀ د ر آ نجا برا ی مریم س ظاهر شد ه ا ست .
5- ( ا ثرآن چشمه از بین رفته بوده ) حضرت امیر(ع) آن چشمه را به اعجاز خود ظاهر نموده 6- بودن سنگ سفید متبرک که حضرت مریم(س)حضرت عیسی(ع)را برآن گذاشته 7- حضرت امیر(ع) آن سنگ را به اعجاز خود بیرون آورده و به سمت قبله نصب کرده که در آن جهت نماز بخوانند. 8- حضرت امیر(ع) و حضرت مجتبی و سید الشهداء(ع) درآنجا نمازگذارده اند 9- حضرت امیر(ع) د رآ نجا چها رروزبجهت شرا فت آ ن مکا ن و مقد س بود ن آ ن توقف کرد ه .
10- پیغمبرا ن(ع) بخصوص حضرت خلیل ا لرحما ن د رآ نجا نما ز گذارد ه اند .
11- قبر پیغمبری در آنجا است که احتمالاً حضرت یوشع باشد 12- برگشتن آفتاب برای حضرت امیر(ع) در آنجا .
وجه تسمیه مسجد بُراثا : چون ابوشعیب بُراثی عابد اول کسی است که در آنجا ساکن شد و در کوخی که از نی ساخته بود عبادت خدا می کردبعدمسجدي ساخته شد نام آن را مسجد بُراثا گذاشتند .
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
طاق کسری درمدائن
000000000000000000
مدائن در فاصله سی کیلومتری شرق بغداد واقع شده که طاق کسری یا ایوان مدائن از آثار تاریخی دوره ساسانیان است و نام مدائن قبلاً تیسفون بوده است طاق کسری در نزدیکی دجله عبارت است از بارگاهی كه سقف آن طاقی است و به شکل بیضی زده شده این طاق قسمتی از کاخ سفید است که انوشیروان در 550 میلادی بنا کرده بود و بارگاه ( اَپادَنَ ) یا جایگاه تخت سلطنتی را می پوشانده درست معلوم نیست که وسعت آن چه بوده ولی قالی زربفت و مرصعی که به بهارستان کسری معروف و موافق قرائن در وسط آن گسترده بوده بطوری که نوشته اند یکصد ذراع طول و هفتاد ذراع عرض داشته و بعضی هم نوشته اند سیصد ذراع طول و شصت ذراع عرض داشته که حاشیه آن به زمرد و متن آن به جواهرات رنگارنگ قیمتی مرصع بوده و به تصرف مسلمین در آمده این طالار بزرگ دارای شاه نشینهای متعددی بوده و از بالا بواسطه 115 روزنه روشن می شده ستونهای شاه نشینها و طاقها و دیوارهای درونی طالار با لوحه های سیمین و زرین منبت کاری شده بود تخت سلطنت را در ته آن پشت پردۀ قرار داده بودند زینت فوق العاده طالار از قالیهای قیمتی و غیره و درخشندگی فلزات کریمه و روشنائی که از بالا بدرون بارگاه می افتاده اثر غریبی در اشخاصی که در دفعۀ اولی وارد آن می شدند می نموده بطوری که در موقع بار عام وقتی که خرمباش پرده را می کشیده و انوشیروان از انتهای بارگاه روی تخت سلطنتی نمودار می شده حضار بی اختیارزانو می زدند . دیوارها را با تیرهای چوبی به هم مهار کرده بودند که به نظر می آید ایرانیها این سبک را از روسها اقتباس کرده اند .
سعد و لشکر مسلمین در 16 هجری بعزم تسخیر مدائن حرکت کرد .... سعد بعد از تسخیر وه اردشیر ( سلوکیه ) در دجله جا ئی را که عمیق نبود گمانه کرده با قشون خود از رود مزبور گذشت وقتي که اعراب وارد تیسفـون شـدند ازعـظمت ثروت وتجـمّـلات این شهـرغرق حیرت و بهت گردیدند. بنای طا ق کسری در زما ن شا پور ذوالاکتا ف صورت گرفته است . روایت شده از عمار ساباطی که امیرالمؤمنین ع به مداین آمد و نزول فرمود در ایوان کسری وبا اوبوددلف بن بحير پس نماز کرد در آنجا بعد از آن برخواست و بدلف فرمود برخیز با من بيا و در خدمت آن حضرت بود جماعتی از اهل ساباط پس گردش کرد در منازل کسری بدلف می فرمود از برای کسری در این مکان چنین و چنان بوده و دلف می گفت بخدا قسم چنین است که می فرمائی پس با آن جماعت در تمام آن مواضع گردش کرد و دلف می گفت ای سید و مولای من چنان شما به اینجاها مطلعید که گویا شما این چیزها را در این جاها نهاده اید. در هنگام مرور آن حضرت بر مداین و مشاهده آثار کسری و خرابی یکی از آن اشخاصی که در خدمت آن حضرت بود از روی عبرت این شعر را خواند: جرت الرّیاح علی رسوم دیارهم – فکانّهم کانوا علی میعاد. حضرت فرمود چرا نخواندی این فرمايش الهی را کم ترکوا من جنّات و عیون و زروع و مقام کریم و نعمة کانوا فیها فاکهین کذالک واورثناها قوما آخرین فما بکت علیهم السّماء و الارض و ما کانوا منظرین پس از آن فرمود ان هولاء کانوا وارثین فاصبحوا موروثین لم یشکروا النّعمه فسلبوا دنیاهم بالمعصیه ایّاکم و کفر النّعم لا تحلّ بکم النّقم
آیات 25 تا 29 سوره دخان است که خداوند متعال می فرماید : چه بسیار کسانی در دنیا باغ و بستانها و چشمه های آب و کشت و زرعها و مقام و منزلهای عالی را رها کردند و رفتند و از همه چشم پوشیدند و آن ناز و نعمتها را برای کسان دیگری به ارث گذاشتند و بر مرگ آنها آسمان و زمین گریه نکرد و با رفتن آنها هیچ چیزی از جای خود تکان نخورد و آن لحظه ای که مرگ آنان فرا رسید و مهلت آنها تمام شد هیچ مهلتی به آنان داده نشد .
در ادامه مولا علی(ع) فرمود : اینان که در این کاخ با این ناز و نعمت زندگی می کرند وارث پیشینیان از خودشان بودند و امروز رفته وبرای دیگران به ارث گذاشته اند تا وقتی که در آن ناز و نعمت بودند شکر خدا بجای نیاوردند و نعمت الهی را صرف معصیت کردند در نتیجه آن ناز و نعمت از آنان گرفته شد پس شما هم از کفران نعمت پرهیز کنید تا گرفتار نقمت ( بلا و عذاب ) نشوید .
و چه نیکو سروده است حکیم خاقانی :
ا یو ا ن مد ا ئن ر ا آ ئینه عبر ت د ا ن هان ای دل عبرت بین ازدیده نظرکن هان
و ز د ید ه د و م د جله بر خاک مداین ران یکره زره د جله منزل به مد ا ین کن
خو د آ ب شنید ستی کا تش کند ش بریان از آ تش حسرت بین بریا ن جگر د جله
تا آ نکه بگو ش د ل پا سخ شنو ی ز ایوان هر گه بزبا ن ا شک آ و ا ز د ه ایوان را
پند سر د ند ا نه بشنو ز بن د ند ا ن د ند ا نۀ هر قصری پند ی د هد ت نو نو
گامی دوسه بر مانه اشکی دو سه هم بفشان گوید که تو از خاکی ما خا ک توئیم اکنون
ا ز د ید ه گلا بی کن د ر د سر ما بنشان از نو حه جغد ا لحق ما ئیم بد رد سر
جغد است پی بلبل نوحه است پس از الحان آری چه عجب د ا ری کا ند ر چمن گیتی
حا جب ملک با بل هند و شه ترکستا ن اینست هما ن درگه کوراز شهان بو د ی
خاک د ر ا و بو د ی ا یو ا ن نگا رستا ن اینست هما ن ا یوا ن کز نقش رخ مرد م
زیر پی پیلش بین شه ما ت شد ه نعمان از ا سب پیا د ه شو بر نطع زمین رخ نه
د ر کا س سر هرمز خو ن د ل نوشروان مستست زمین زیراک خورده است بجای می
بر با د شد ه یکسر با خا ک شد ه یکسا ن کسر ی و ترنج ز ر پرو یز و به زرین
کرد ی زبسا ط ز ر زرین تره را بستا ن پرویز به هر بز می زرین تره گستر د ی
زرین تره کو بر گو رو کم ترکو ا برخوان پرویز کنون گم شد زان گمشد ه کمتر گوی
ز ا یشا ن شکم خا کست آ بستن جا وید ا ن گوئی که کجا رفتند ا ین تا جوران یک یک
زاب و گل پرویز است آن خم که نهد دهقان خون دل شیرین است آن می که دهد رزبان
ا ین زا ل سفید ا برو و ین ما م سیه پستا ن ا ز خو ن د ل طفلا ن سرخا ب رخ آ میزد
مصلای امیرمؤمنان علیه السلام در ایوان مدائن : حضرت امیر علیه السلام به هنگام دیدار از ایوان مدائن در آنجا دو رکعت نماز گزارده است که آن محل را مصلای حضرت می گویند و مستحب است در آن محل دو رکعت نماز خوانده شود .
قبر حذیفه بن یمان و ا لی مدائن : حذیفه از اصحاب رسول خدا(ص) وامیرمؤمنان(ع) بود و پیش از انتصاب سلمان به ولایت مدائن و نیز پس از رحلت ایشان وا لی مدائن بود و در سال 36 در مدائن در گذشت .
مزار سلمان فارسی وا لی مدائن : سلمان در سال 36 هـ ق به ولایت مدائن منصوب و در همان شهرازدنیا رفت شرح در صفحه بعد خواهد آمد .
مسجد امام حسن عسگری علیه السلام در مدائن : در کنار مرقد جناب سلمان مسجد جامع مدائن قرار دارد و این مسجد منسوب است به امام حسن عسکری علیه السلام .
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
مزار سلمان در مدائن
0000000000000000000
جناب سلمان(ره) درسنۀ 36 درمدائن وفات کردوحضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در همان شب از مدینه به طی الارض بر سر جنازۀ او حاضر شده او را غسل داد و کفن کرد و نماز بر او خواند و بخاک سپرده شد هنگامی که امیرالمؤمنین علیه السلام بر سر جنازۀ سلمان وارد شد رداء از صورت اوبرداشت سلمان بصورت آن جناب تبسمی کرد حضرت فرمود مرحباً یا ابا عبدالله اذا لقیت رسول الله صلی الله علیه و اله فقـل له ما مرّعلی اخیک من قومک . خوشا بحال تو ای ابا عبدالله که به ملاقات رسول خدا صلی الله علیه و آله میروی هنگامی که رسول خدا صلی الله علی و آله را ملاقات کردی به ایشان بگو که چه مصیبتها از قومت بر برادرت علی (ع) رفته است و ایضا هنگامی که حضرت به نماز بر سلمان ایستاد حضرت جعفر طیار و حضرت خضر نیز در نماز بر او حاضر شدند در حالتی که با هر کدام از آن دو نفر هفتاد صف از ملائکه بود که در هر صفی هزار هزار فرشته بود .
سلمان فارسی از عنفوان صبا و دوران طفولیت در طلب دین حق ساعی بود و نزد علماء ادیان از یهود و نصاری و غیر هم تردد می نمود و در شدائدی که از این ممر باو می رسید صبر می ورزید تا آنکه در سلوک این طریق بزیاده از ده خواجه او را فروختند و آخرالامر نوبت به خواجۀ کاینات علیه و آله افضل الصّلوات رسید و او را از قوم یهود به مبلغی خرید و محبت و اخلاص و مودت و اختصاص او نسبت به آستان نبوی بجائی رسید که از زبان مبارک آن سرور به مضمون عنایت مشحون سلمان منّا اهل البیت سرافراز گردید .
روزی عمر در میان جماعتی از صحابه رو بجانب سلمان کرد و گفت ای سلمان اصل و نسب تو چیست ؟ سلمان در جواب گفت : انا سلمان بن عبدالله کنت ضا لّا فهدانی الله بمحمّد صلی الله علیه و آله و کنت عائلاً فاغنانی الله بمحمّد صلی الله علیه و آله و کنت مملوکا فاعتقنی الله تعالی بمحمّد صلی الله علیه و آله فهذا حسبی و نسبی یا عمر .
فضائل سلمان را کمتر کسی از صحابه دارا است و از جمله فضائل او اینست که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود : سلمان بحر لا ینزف و کنزلا ینفد سلمان منّا اهل البیت یمنح الحکمه و یؤتی البرهان . وحضرت صادق علیه السلام فرمود : ادرک سلمان العلم الاوّل و العلم الأخر و هو بحر لا ینزح و هو منّا اهل البیت. علم اول و آخر را درک کرده است و دریائی است که هر چه از او برداشته شود تمام نشود و او از ما اهل بیت است .
حکایت : وقتی ابوذر بر سلمان وارد شد در حالتی که دیگی روی آتش گذاشته بود ساعتی با هم نشستند و حدیث می کردند ناگاه دیگ از روی سه پایه غلطید و سرنگون شد و ابدا آنچه در دیگ بود قطره ای نریخت سلمان آنرا برداشت و بجای خود گذاشت با ز زمانی نگذشت که دوباره سرنگون شد و چیزی از آن نریخت دیگر باره سلمان آن را برداشت و بجای خود گذاشت ابوذر وحشت زده از نزد سلمان بیرون شد و بحالت تفکر بود که جناب امیرالمؤمنین علیه السلام را ملاقات نمود و حکایت را برای آن حضرت گفت آن جناب فرمود ای ابوذر اگر خبر دهد تو را سلمان به آنچه می داند هر آینه خواهی گفت رحم الله قاتل سلمان ای ابوذر سلمان باب الله است در زمین هر که معرفت بحال او داشته باشد مؤمن است و هر که انکار او کند کافر است و سلمان از ما اهل بیت است و ایضا وقتی مقداد بر سلمان وارد شددید دیگی سربار گذاشته بدون آتش می جوشد به سلمان گفت ای ابو عبدالله دیگ بدون آتش می جوشد سلمان دو دانه سنگ برداشت و در زیر دیگ گذاشت سنگها شعله کشیدند مانند هیزم دیگ جوشش زیادتر شد سلمان فرمود جوش دیگ را تسکین کن مقداد گفت چیزی نیست که در دیگ بزنم سلمان دست مبارک خود را مانند کفچه داخل در دیگ کرد و دیگ را بر هم زد .
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
حرم مطهرحضرت موسی بن جعفر(عليه السلام) در کاظمین
0000000000000000000000000000000000000000000
امام هفتم حضرت موسی بن جعفر علیه السلام در صبح روز یکشنبه هفتم صفر سال 128 هـ ق در روستای ابواء سه میلی مدینه ( هر میل 1609 متر است ) بدنیا آمد و در روز جمعه ششم رجب یا 25 رجب در سن 55 سالگی که 35 سال آن دوران امامت آن بزرگوار بود بدستور هارون الرشید و توسط سندی بن شاهک در زندان بوسیله نه عدد خرمای زهر آلوده مسموم و در سال 183 هجری قمری به شهادت رسید پدر ایشان امام صادق(ع) ومادرش حمیدۀ بربریه بود مهدی عباسی حضرت راازمدینه به بغداد منتقل کرده و حبس نمود بعد از مدتی آزاد و به مدینه فرستادند هادی عباسی هم امام(ع) را به زندان انداخت امیرالمؤمنین علیه السلام را در خواب دید که به او فرمود : فهل عستیم ان تولیتم ان تفسدوا فی الارض و تقطعوا ارحامکم آرزو می کردید که اگر به حکومت رسیدید در زمین فساد کنید و قطع رحم نمائید چون بیدار شد مراد آن حضرت را دانست و امر کرد حضرت را از حبس رها کردند بعد از چندی بازخواست حضرت را حبس کند که اجل او را مهلت نداد و هلاک شد هارون الرشید هم با سعایت علی بن اسماعیل بن جعفر برادرزادۀ آن بزرگوار وتوطئه یحیی بن خالد برمکی آن حضرت را از مدینه به بصره منتقل و حبس نمود بعد از مدتی از بصره به بغداد منتقل و در بغداد حبس نمود و ظاهراً در بغداد هم دو مرتبه حبس شد . این روایت راعلی ابن ابراهیم از پدرش نقل نموده که گفت شنیدم از بعضی اصحاب که می گفت وقتی رشید موسی بن جعفر(ع) را محبوس ساخت می ترسید از جانب او که او ر ابکشد چون شب در آمد وضو تازه کرد و روی به قبله نمود و چهار رکعت نماز کرد پس این دعا بر زبان راند. یا سیّدی نجّنی من حبس هارون الرشید و خلّصنی من یده یا مخلّص الشّجرمن بین رمل و طین و ماء و یا مخلّص الّلبن من بین فرث و دم و یا مخلّص الولد من بین مشیمة و رحم و یا مخلّص النّا ر من بین الحدید و الحجر و یا مخلّص الروح من بین الأحشاء و الأمعاء خلّصنی من یدی هرون . چون موسی علیه السلام این دعا کرد مردی سیاه در خواب هارون آمد شمشیری برهنه در دست داشت و بر سر او ایستاده و می گفت یا هارون رها کن موسی بن جعفر ع را وگرنه گردنت را با این شمشیر می زنم هارون ترسید و حاجب را صدا زد گفت برو زندان و موسی را رها کن حاجب بیرون آمد و در زندان را کوبید زندانبان گفت کیست گفت خلیفه موسی را می خواند زندانبان گفت یا موسی خلیفه ترا می خواند آن حضرت برخاست هراسان و گفت مرا میان شب جز برای شر نخواند پس گریان و غمگین نزد هارون آمد و سلام کرد هارون جواب گفت و گفت بخدا قسم می دهم ترا که هیچ در ا ین شب دعا ئی کردی گفت آری گفت چه بود و
حضرت شرح واقعه را گفت هارون گفت خدای عزوجل دعای ترا اجابت نمود پس آن جناب را سه خلعت داد و اسب خود را مرکوب او ساخت و اکرامش نمود و ندیم خود گردانید پس گفت آن کلمات را که خواندی به من تعلیم کن پس او را بحاجب سپرد تا بخانه رساند و موسی علیه السلام نزد او شریف و کریم شد و هر پنجشنبه نزد او می آمد تا بار دوم او را حبس نمود و رها نکرد تا به سندی بن شاهک سپرد آن ملعون او را به زهر شهید کرد .
درایامی که آن حضرت در حبس بود بسا می شد که هارون بر بام خانه می رفت و نظر می کرد در آن حجره ای که آن جناب را در آنجا حبس کرده بودند جامۀ میدید که بر زمین افتاده است و کسی را نمی دید روزی به ربیع گفت این جامه چیست که می بینم در این خانه ربیع گفت این جامه نیست بلکه موسی بن جعفر است که هر روز بعد از طلوع آفتاب به سجده می رود تا وقت زوال در سجده می باشد هارون گفت همانا این مرد از رهبانان و عباد بنی هاشم است ربیع گفت هر گاه میدانی که او چنین است چرا او را در این زندان تنگ جا داده ای هارون گفت هیهات غیر از این علاجی نیست یعنی برای دولت من در کار است که او چنین باشد . {شيردرزنجيرروبه درشكار}
یکی از افرادی که در حومۀ بغداد مدفون است بشر حافی است که بر دست حضرت موسی بن جعفر علیه السلام توبه کرد و سبب توبه او آن شد که روزی آن حضرت گذشت از در خانۀ او در بغداد شنید صدای ساز و آواز غناها و نی و رقص که از آن خانه بیرون می آمد پس بیرون آمد از آن خانه کنیزکی و در دستش خاکروبه بود آن خاکروبه را ریخت بر در خانه حضرت به او فرمود ای کنیزک صاحب این خانه آزاد است یا بنده است گفت آزاد است فرمود راست گفتی اگر بنده بود از مولای خود می ترسید کنیزک چون برگشت آقای او بشر بر سر سفرۀ شراب بود پرسید چه باعث شد ترا که دیر آمدی کنیزک حکایت را برای بشر نقل کرد بشر با پای برهنه بیرون دوید و خدمت آن حضرت رسید و عذر خواست و گریه کرد و اظهار شرمندگی نمود و از کار خود توبه کرد بر دست شریف آن حضرت و بشر را سه خواهر بوده که بر طریقۀ او سلوک می کردند .
متعبده شدن کنیزها رون به برکت آن حضرت : روزی هارون فرستاد به نزد حضرت موسی بن جعفر علیه السلام کنیزی عاقله و صاحب جمال را که آ ن جناب را خدمت کند در زندان و ظاهراً نظرش در این کار آن بود که شاید حضرت بسوی او میل نماید و قدر او در نظر مردم کم شود یا آنکه برای تضییع آن جناب بهانه بدست آورد و خادمی فرستاد که تفحص از حال او نماید خادم دید آن کنیز را که پیوسته در سجده است و می گوید قدوس قدوس سبحانک سبحانک سبحانک پس بردند او را نزد هارون دیدند از خوف خدا می لرزد و چشم به آسمان دوخته و مشغول گشت به نماز.
در ایام شهادت آن حضرت هارون بشام رفت و یحیی بن خالد سندی ابن شاهک را امر کرد به قتل آن حضرت ... پس جنازۀ نازنینش را در محضر مردم آوردند که تماشا کنند که اثر جراحتی در او نیست و محضری تمام کردند که آن حضرت به مرگ خود از دنیا رفته است و سه روز آن حضرت را در میان راه مردم نهادند که هر که از آنجا بگذرد آن حضرت را ملاحظه کند و شهادت خود را در آن محضر بنویسد و آن بازاری که نعش شریف در آن گذاشته بودند نامیده شد به سوق الرّیاحین و در آن موضع شریف بنائی ساختند و دری بر آن قرار دادند که مردم پا بر آن موضع نگذارند بلکه تبرک بجویند به آن و زیارت کنند آن محل را و صاحب تاریخ ما زندان گفته من مکرر به آن موضع مشرف گشته ام و آن محل را بوسیده ام و ایضا جنازه شریف را آوردند و گذاشتند بر جسر بغداد و ندا کردند که این موسی بن جعفر است وفات کرده نگاه کنید به او مردم می آمدند و نظر به صورت مبارکش می نمودند می دیدند وفات کرده است پس در این حال که سندی و مردمان در روی جسد اجتماع کرده بودند اسب سندی رم کرد و او را در آب افکند پس سندی همانند فرعون غرق شد در آب و خداوند تعالی متفرق کرد جماعت یحیی بن خالد را .
سلیمان بن ابی جعفر عموی هارون قصری داشت در کنار شط چون صدای غوغای مردم را شنید از قصر بزیر آمد و غلامان خود را امر کرد که آن جنبشیان را دور کردند و خود عمامه از سر انداخت و گریبان چاک زد و پای برهنه در جنازۀ آن حضرت روانه شد و حکم کرد که در پیش جنازۀ آن حضرت ندا کنند که هر که خواهد نظر کند به طیب پسر طیب بیاید نظر کند بسوی جنازۀ موسی بن جعفر علیه السلام پس جمیع مردم بغداد جمع شدند و صدای شیون و فغان از زمین به آسمان می رسید و نعش آن حضرت را مشایعت کردند به مقابر قریش آوردند .
روایت کرده یکی از خادمان حضرت امام موسی علیه السلام که چون حضرت موسی(ع) را از مدینه بجانب عراق بردند آن جناب حضرت امام رضا علیه السلام را امر کرد که هر شب مادامی که من زنده ام و خبر وفاتم بتو نرسیده باید که بر در خانه بخوانی راوی ( خادم حضرت ) گوید که هر شب رختخواب آن حضرت را در دهلیز خانه می گشودیم چون بعد از عشاء می شد میآمد و در دهلیز خانه بسر می برد تا صبح چون صبح می شد بخانه تشریف میبرد و چهار سال به این حال بسر برد تا یک شبی فراش آن حضرت را گستردیم آن جناب نیامد به این سبب خاطر زاکیه اهل و عیال مستوحش شد و ما هم از نیامدن آن حضرت ترسان و وحشتناک شدیم تا صبح چون صبح طالع گردید آن خورشید رفعت و جلالت در خانه تشریف برد و رفت نزد امّ احمد که بانوی خانه بود و فرمود بیاور آن ودیعتی که پدر بزرگوارم بتو سپرده تسلیم من نما امّ احمد چون این سخن استماع نمود آغاز نوحه و زاری کرد و از سینه پر درد آه سرد بر آورد که واي آن مونس دل دردمندان و انیس جان مستمندان این دار فانی را وداع گفته پس آن جناب وی را تسلی داده از زاری و بی قراری منع نمود و فرمود که این راز را افشا مکن تا خبر شهادت آن حضرت به والی مدینه رسد پس امّ احمد ودائعی که نزد او بود به آن حضرت سپرد و گفت روزی که آن گل بستان نبوّت و امامت وداع می فرمود این امانتها را به من سپرد و فرمود که کسی را به این امر مطلع نساز هر گاه که من فوت شدم هر یک از فرزندان من نزد تو آمد و از تو مطالبه آنها نمود باو تسلیم کن و بدان که در آ ن وقت من دنیا را وداع کرده ا م .
بنای حرم و بارگاه موسی بن جعفر(ع)اول توسط سلیمان عموی هارون بوده است پس از آن دیالمه بنای مفصلی نهادند سپس زمان صفویه تجدید بنا شد و شاه اسماعیل دو گنبد بر دو روضه منوره نها د .
محقق بهبهانی رحمه الله در تعلیقه بر رجال کبیر در احوال علی بن مسیب همدانی فرموده که در بعضی کتب معتمده است که او را با حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام گرفتند و در بغداد او را در همان مجلس موسی بن جعفر علیه السّلام حبس کردند و چون طول کشید مدت حبس او و شوق سختی پیدا کرد بملاقات با عیال خویش حضرت فرمود غسل کن چون غسل کرد حضرت فرمود چشم را بر هم گذار پس فرمود بگشا چشمان خود را چون گشود خود را نزد قبر امام حسین علیه السّلام دید پس نماز گزاردند نزد آنحضرت و زیارت نمودند پس فرمود دیدگان را بر هم نه بعد فرمود بگشا چون گشود خود را نزد قبر پیغمبر صلّی الله علیه و آله دید در مدینه فرمود این قبر پیغمبر است پس برو نزد عیال خود تجدید عهد کن و مراجعت کن بنزد من رفت و برگشت دوباره فرمود چشم بهم گذار پس فرمود بازکن چون چشم گشود خود را با آن حضرت در با لای کوه قاف دید و در آنجا چهل نفر از اولیاء الله دید که تمام اقتدا کردند با امام موسی علیه السّلام و بعد از آن فرمود چشم بهم نه و بگشا چون گشود خود را با آن حضرت در زندان دید .
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
حرم مطهرامام جواد (عليه السلام) درکاظمین
0000000000000000000000000000000
امام نهم محمّد تقی جواد الائمّه علیه السّلام در شب جمعه دهم رجب سال 195 هـ ق در مدینه منوره بدنیا آمد و در سن هفت سالگی یا نه سالگی بود که پدرش امام رضا علیه السلام در طوس به شهادت رسید آن حضرت به مقام عظمای امامت رسید و حضرت رضا علیه السلام به این امر تصریح فرموده اند : هذا ابوجعفر قد اجلسه مجلسی و صیّرته فی مکا نی این ابوجعفر است که من او را به جای خودمی نشانم و در مکان خود قرار می دهم کا فی با اسنا د خود از خیراتی روایت می کند که گفت من در خراسان نزد ابوالحسن علیه السّلام بودم و فردی به ایشان گفت مولای من اگر مرگ شما فرا رسید به چه کسی روی آوریم گفت بسوی پسرم ابو جعفر گویند ابوجعفر را کم سن و سال شمرد ابوالحسن علیه السّلام پاسخ داد خداوند تبارک و تعا لی عیسی بن مریم علیه السّلام را فرستاد و پیامبر و صاحب شریعت خود قرار داد در حالی که سن او کمتر از سن کنونی ابوجعفر علیه السّلام بود . پس از شهادت حضرت رضا علیه السّلام مامون به جهات متعدده تصمیم گرفت دخترش امّ الفضل را به ازدواج امام جواد علیه السّلام در آورد عباسیان که می ترسیدند مامون امام جواد علیه السّلام را مانند امام رضا علیه السّلام ولیعهد خود قرار دهد کمی سن آن حضرت را بهانه کردند و او را از این کار منع کردند و لیکن مامون که علی رغم کمی سن آن حضرت به برتری ایشان بر تمام فاضلان در علم و معرفت آگاه بود گفت اگر برتری او را قبول ندارید او را امتحان کنید لذا مجلسی ترتیب دادند و یحیی بن اکثم قاضی القضاه بغداد و علمای زمان را هم دعوت کردند که با آن حضرت مناظره نمایند و امام جواد علیه السّلام نه تنها پاسخ همه سئوالات آنها را داد که سئوالاتی از آنها کرد و در جواب عاجز شدند و برتری ایشان بر تمامی علما و دانشمندان علی رغم کمی سن بر همه آشکار شد و در همان مجلس امّ الفضل را به عقد ایشان در آوردند و پانزده سال حضرت با امّ الفضل در مدینه زندگی کردند ولی از آنجائی که امّ الفضل عقیم بود حضرت با کنیز مغربیه بنام سمانه ازدواج کرد که امام هادی علیه السّلام از ایشان متولد شد و مامون در 17 رجب سال 318 هـ ق از دنیا رفت و برادرش معتصم بجای او نشست و امام جواد علیه السّلام را از مدینه به بغداد فرا خواند و آن حضرت 28 محرم سال 220 هـ ق با همسرش امّ الفضل به بغداد آمد و توطئه قتل آن حضرت توسط امّ الفضل و همدستی برادرش جعفر و عمویش معتصم طراحی گردید و سمی را که در انگور تزریق کرده بودند توسط امّ الفضل به خوراک امام جواد علیه السّلام دادند و آن حضرت را در 25 سا لگی شهید کردند و جنازه شریف آن جناب را بعد از غسل و کفن و علی الظّاهر نماز خواندن واثق بالله بر بدن آن بزرگوار و در واقع فرزند بزرگوارش امام علی النقی (ع) در مقا بر قریش پشت سر جد بزرگوارش امام موسی علیه السّلام دفن نمودند .
هنگامی که امّ الفضل انگور رازقی زهر آلوده را به نزد آن امام مظلوم آورد چون حضرت از آن تناول نمود اثر زهر در بدن مبارکش ظاهر شد ام الفضل از کردۀ خود پشیمان شد و گریه و زاری می کرد حضرت فرمود الحال که مرا کشتی گریه می کنی بخدا سوگند که به بلائی مبتلا خواهی شد که مرهم پذیر نباشد پس از شهادت امام جواد علیه السّلام معتصم امّ الفضل را بحرم خود طلبید و در همان زودی ناسوری ( زخم چرکین ) در فرج او به هم رسید که هر چند اطبّاء معالجه کردند مفید نیفتاد تا آنکه از حرم معتصم بیرون آمد و آنچه داشت از مال دنیا صرف مداوای آن مرض کرد و چنان پریشان شد که از مردم سئوال می کرد و با بدترین احوال هلاک شد و جعفر برادر او نیز در حال مستی بچاه افتاد و مرده او را از چاه بیرون آوردند.
بصائر الدرجات روایت کرده از مردی که همیشه با حضرت امام محمد تقی علیه السّلام بود گفت در آن وقتی که حضرت در بغداد بود روزی خدمت حضرت امام علی النقی علیه السّلام در مدینه نشسته بودیم و آن حضرت لوحی در پیش داشت و می خواند ناگاه تغییر در حال آن حضرت ظاهر شد پس برخاست و داخل خانه شد ناگاه صدای شیون شنيدیم که از خانۀ آن حضرت بلند شد بعد از ساعتی حضرت بیرون آمد از سبب آن احوال پرسیدیم فرمود که در این ساعت پدر بزرگوارم وفات فرمود .
پدر آن بزرگوار امام هشتم علی بن موسی الرضا علیه السّلام و مادر آن بزرگوار ام ولدی بود که او را سبیکه می گفتند و حضرت امام رضا علیه السلام او را خیزران نامید و آن معظّمه از اهل نوبه و از اهل بیت ماریۀ قبطیه مادرحضرت ابراهیم پسر حضرت رسول صلّی الله علیه و آله بود و حضرت رسول صلّی الله علیه و آله به آن مخد ره اشاره کرده است بابی ابن خیرة الاماء النّوبیه الطّیبه .
حرز معروف به حرز جواد علیه السّلام :
در ضمن حکایتی نقل شده که حضرت جواد علیه السّلام به مامون گفت نزد من دعائی است متحصن ساز نفس خود را به آن و حرز کن خود را به آن از بدیها و بلاها و مکروهات همچون که خدا مرا دیشب از شر تو نگاهداشت و اگر لشکرهای روم و ترک را ملاقات کنی و تمامی بر تو جمع شوند با جمیع اهل زمین از ایشان بتو بدی نرسد ... جهت آن از نقرۀ پاک لوله ساز «آنچه خواهم گفت بر آن نقره نویس و چون خواهی بر باز و بندی وضوی کامل بگیر و چهار رکعت نماز بخوان در هر رکعت حمد یک مرتبه و آیه الکرسی و شهدالله و والشّمس و ضحیها وواللیل و توحید هر کدام را هفت مرتبه و چون از نماز فارغ شدی بر بازوی راست خود بند تا در محل سختیها و تنگیها بحول و قوۀ خدا سالم مانی از هر چه ترسی و حذر کنی و می بایست که در وقت بستن حرز به بازو قمر در عقرب نباشد و حرز شروع می شود با بسم الله الرّحمن الرّحیم الحمد الله ربّ العالمین ...
از کلیم بن عمران روایت است که گفت خدمت امام رضا علیه السّلام عرض کردم دعا کن حقتعالی ترا فرزندی کرامت فرماید حضرت فرمود که حق تعالی به من یک پسر کرامت خواهد کرد و او وارث امامت من خواهد بود چون حضرت امام محمد تقی علیه السّلام متولد شد حضرت فرمود که حق تعالی به من فرزندی عطا کرده است که شبیه است به موسی بن عمران علیه السّلام که دریاها را می شکافت و نظیر عیسی بن مریم علیه السّلام است که حق تعالی مقدس گردانیده بود مادر او را و طاهر و مطهر آفریده شده بود پس حضرت فرمود که این فرزند من بجور و ستم کشته خواهد شد و بر او خواهند گریست اهل آسمانها و حقتعالی غضب خواهد کرد بر دشمن او و کشندۀ او و ستم کنندۀ بر او و بعد از قتل او از زندگانی بهره نخواهد برد و بزودی بعذاب الهی و اصل خواهد گردید و در شب ولادت او آن حضرت تا بصبح در گهواره با او سخن می گفت و اسرار الهی را بگوش الهام نيوش او می رسانید .
علی بن ابراهیم از پدرش نقل کرده است که گفت رخصت خواستند گروهی از اهل نواحی از ورود بر حضرت جواد علیه السّلام آن جناب اذن داد پس داخل شدند و سئوال کردند از آن حضرت در یک مجلس از سی هزار مسئله حضرت جواب داد همه را و در آنوقت آن حضرت ده سال داشت .
یحیی بن اكثم گفت روزی داخل مسجد پیغمبر صلّی الله علیه و آله شدم طواف می کردم بقبر مبارک رسیدم محمد بن علی الرضا علیه السّلام را که طواف می کرد بقبر مبارک ديدم پس مناظره کردم با آن حضرت در مسائلی که نزد من بود یعنی آنها را خوب می دانستم پس جواب آنها را فرمود آنگاه گفتم به آن حضرت که والله من می خواهم یک مسئله از شما بپرسم و خجالت می کشم آن حضرت فرمود من خبر می دهم ترا به آن پیش از آنکه از من بپرسی آنرا و آن اینست که می خواهی بپرسی از من از امام گفتم بلی همین است سئوال من بخدا سوگند فرمود منم امام گفتم علامتی می خواهم در دست آنحضرت عصائی بود بنطق آمد و گفت همانا مولای من امام این زمان است و اوست حجّة .
برای توانگر شدن خواندن این دعا بعد از هر نماز که توسل به حضرت جواد علیه السلام است : اَلّلهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِحَقّ وَ لِیّّکَ مُحَمَّـد بْنِ عَـلِیٍّ إِلّا جُدْتَ بِهِ عَـلَیَّ مِنْ فَضْلِکَ وَ تَفَـضَّـلْتَ بِهِ عَلَیَّ مِنْ وُسْعِکَ وَ وَسَّعْتَ بِهِ عَلَیَّ مِنْ رِزْقِکَ وَ اَغْـنَیْتَنی عَـمَّنْ سِواکَ وَ جَعَلْتَ حا جَتی اِلَیْکَ وَ قَـضا ها عَـلَیْکَ اِنَّکَ لِما تَشا ءُ قَـد یر وایضا سا عت 9 که از صبح گذشت تعلق بحضرت جواد علیه السّلام دارد و توسل در این ساعت برای وسعت رزق مخصوصاً با خواندن این دعا مجرب است .
شيخ روايت كرده كه بيرون آمد از ناحيه مقدسه بر دست شيخ ابو القاسم رضى الله عنه اين دعا در ايام رجب :
اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِالْمَوْلُودَيْنِ فِى رَجَبٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ الثَّانِى وَ ابْنِهِ عَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْمُنْتَجَبِ وَ أَتَقَرَّبُ بِهِمَا إِلَيْكَ خَيْرَ الْقُرَبِ يَا مَنْ إِلَيْهِ الْمَعْرُوفُ طُلِبَ وَ فِيمَا لَدَيْهِ رُغِبَ أَسْأَلُكَ سُؤَالَ مُقْتَرِفٍ مُذْنِبٍ قَدْ أَوْبَقَتْهُ ذُنُوبُهُ وَ أَوْثَقَتْهُ عُيُوبُهُ فَطَالَ عَلَى الْخَطَايَا دُءُوبُهُ وَ مِنَ الرَّزَايَا خُطُوبُهُ يَسْأَلُكَ التَّوْبَةَ وَ حُسْنَ الْأَوْبَةِ وَ النُّزُوعَ عَنِ الْحَوْبَةِ وَ مِنَ النَّارِ فَكَاكَ رَقَبَتِهِ وَ الْعَفْوَ عَمَّا فِى رِبْقَتِهِ فَأَنْتَ مَوْلاىَ أَعْظَمُ أَمَلِهِ وَ ثِقَتِهِ اللَّهُمَّ وَ أَسْأَلُكَ بِمَسَائِلِكَ الشَّرِيفَةِ وَ وَسَائِلِكَ الْمُنِيفَةِ أَنْ تَتَغَمَّدَنِى فِى هَذَا الشَّهْرِ بِرَحْمَةٍ مِنْكَ وَاسِعَةٍ وَ نِعْمَةٍ وَازِعَةٍ وَ نَفْسٍ بِمَا رَزَقْتَهَا قَانِعَةٍ إِلَى نُزُولِ الْحَافِرَةِ وَ مَحَلِّ الْآخِرَةِ وَ مَا هِىَ إِلَيْهِ صَائِرَةٌ .
نما ز اول ماه : حضرت جواد علیه السلام فرمود هر کس در روز اول هر ماه دو رکعت نماز بخواند و پس از آن صدقه ای بفقیر دهد در بیمه سلامتی داخل و تندرستی یک ماه را از ایزد متعال خریداری کرده و این نماز را به دو طریق می توان خواند 1- در رکعت اول حمد و سي قل هوالله احد و دررکعت دوم حمد وسي انا انزلناه 2- رکعت اول حمد و یک قل هو الله و رکعت دوم حمد و یک انا انزلناه
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
زیارت موسی بن جعفر و امام جواد (ع) در کاظمین
00000000000000000000000000000000000000000000
زيارت مشترك ميان دو امام همام عليهما السلام
0000000000
قسم اول آنكه آن را براى هر كدام على حده بايد خواند چنانكه شيخ جليل جعفر بن محمد قولويه قمى در كامل الزياره از حضرت امام على نقى عليه السلام روايت كرده كه در زيارت هر يك از آن دو امام چنين بگو :
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَلِىَّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللَّهِ فِى ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَنْ بَدَا لِلَّهِ فِى شَأْنِهِ أَتَيْتُكَ زَائِرا عَارِفا بِحَقِّكَ مُعَادِيا لِأَعْدَائِكَ مُوَالِيا لِأَوْلِيَائِكَ فَاشْفَعْ لِى عِنْدَ رَبِّكَ يَا مَوْلاىَ(ياموسي بن جعفرعليه السلام)(يامحمدبن علي عليه السلام)
قسم دوم زيارتى است كه به خواندن آن هر دو امام عليهما السلام زيارت شوند و آن چنان است كه شيخ مفيد و شهيد و محمد بن المشهدى ذكر كردهاند كه در زيارت آن دو بزرگوار همين كه ايستادى نزد ضريح طاهر مىگويى :
السَّلامُ عَلَيْكُمَا يَا وَلِيَّىِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكُمَا يَا حُجَّتَىِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكُمَا يَا نُورَىِ اللَّهِ فِى ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ أَشْهَدُ أَنَّكُمَا قَدْ بَلَّغْتُمَا عَنِ اللَّهِ مَا حَمَّلَكُمَا وَ حَفِظْتُمَا مَا اسْتُودِعْتُمَا وَ حَلَّلْتُمَا حَلالَ اللَّهِ وَ حَرَّمْتُمَا حَرَامَ اللَّهِ وَ أَقَمْتُمَا حُدُودَ اللَّهِ وَ تَلَوْتُمَا كِتَابَ اللَّهِ وَ صَبَرْتُمَا عَلَى الْأَذَى فِى جَنْبِ اللَّهِ مُحْتَسِبَيْنِ حَتَّى أَتَاكُمَا الْيَقِينُ أَبْرَأُ إِلَى اللَّهِ مِنْ أَعْدَائِكُمَا وَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ بِوِلايَتِكُمَا أَتَيْتُكُمَا زَائِرا عَارِفا بِحَقِّكُمَا مُوَالِيا لِأَوْلِيَائِكُمَا مُعَادِيا لِأَعْدَائِكُمَا مُسْتَبْصِرا بِالْهُدَى الَّذِى أَنْتُمَا عَلَيْهِ عَارِفا بِضَلالَةِ مَنْ خَالَفَكُمَا فَاشْفَعَا لِى عِنْدَ رَبِّكُمَا فَإِنَّ لَكُمَا عِنْدَ اللَّهِ جَاها عَظِيما وَ مَقَاما مَحْمُودا .
پس ببوس تربت شريف آنجاراوبگذارروى راست رابر آن پس برو به جانب سر مقدس و بگو :
السَّلامُ عَلَيْكُمَا يَا حُجَّتَىِ اللَّهِ فِى أَرْضِهِ وَ سَمَائِهِ عَبْدُكُمَا وَ وَلِيُّكُمَا زَائِرُكُمَا مُتَقَرِّبا إِلَى اللَّهِ بِزِيَارَتِكُمَا اللَّهُمَّ اجْعَلْ لِى لِسَانَ صِدْقٍ فِى أَوْلِيَائِكَ الْمُصْطَفَيْنَ وَ حَبِّبْ إِلَىَّ مَشَاهِدَهُمْ وَ اجْعَلْنِى مَعَهُمْ فِى الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .
پس نماز زيارت كن از براى هر امامى دو ركعت و بخوان خدا را به آنچه مىخواهى
0000000000000000000000000000000
زیارت موسی بن جعفر علیه السلام
0000000000000000000000000000000
در روایات زیارت موسی بن جعفر علیه السلام مثل زیارت حضرت رسول صلی الله علیه و آله وزيارت امیرالمؤمنین علیه السلام و زیارت امام حسین علیه السلام شمرده است و پاداش زیارت کننده بهشت است و توسل به آن حضرت وسیله آسان شدن دشواریها است .
پس چنانكه سيد بن طاوس در مزار نقل نموده آن است كه: چون خواستى آن حضرت را زيارت كنى سزاوار است كه غسل كنى پس روانه شوى به زيارت با تأنى و وقار همين كه به در حرم رسيدى بايست و بگو :
اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى هِدَايَتِهِ لِدِينِهِ وَ التَّوْفِيقِ لِمَا دَعَا إِلَيْهِ مِنْ سَبِيلِهِ اللَّهُمَّ إِنَّكَ أَكْرَمُ مَقْصُودٍ وَ أَكْرَمُ مَأْتِىٍّ وَ قَدْ أَتَيْتُكَ مُتَقَرِّبا إِلَيْكَ بِابْنِ بِنْتِ نَبِيِّكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ الطَّاهِرِينَ وَ أَبْنَائِهِ الطَّيِّبِينَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لا تُخَيِّبْ سَعْيِى وَ لا تَقْطَعْ رَجَائِى وَ اجْعَلْنِى عِنْدَكَ وَجِيها فِى الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ .
پس داخل شو و مقدم دار پاى راست خود را و بگو :
بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ فِى سَبِيلِ اللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى وَ لِوَالِدَىَّ وَ لِجَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ .
پس همين كه رسيدى به در قبه شريفه بايست و اذن طلب كن و بگو :
أَ أَدْخُلُ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَ أَدْخُلُ يَا نَبِىَّ اللَّهِ أَ أَدْخُلُ يَا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ أَ أَدْخُلُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَ أَدْخُلُ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ أَ أَدْخُلُ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنَ أَ أَدْخُلُ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ عَلِىَّ بْنَ الْحُسَيْنِ أَ أَدْخُلُ يَا أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِىٍّ أَ أَدْخُلُ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ أَ أَدْخُلُ يَا مَوْلاىَ يَا أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ أَ أَدْخُلُ يَا مَوْلاىَ يَا أَبَا جَعْفَرٍ أَ أَدْخُلُ يَا مَوْلاىَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِىِّ .
پس داخل شو و چهار مرتبه بگو : اللَّهُ أَكْبَرُ پس بايست مقابل قبر و قبله را پشت كتف خود قرار بده پس بگو :
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَلِىَّ اللَّهِ وَ ابْنَ وَلِيِّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ ابْنَ حُجَّتِهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا صَفِىَّ اللَّهِ وَ ابْنَ صَفِيِّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اللَّهِ وَ ابْنَ أَمِينِهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللَّهِ فِى ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا إِمَامَ الْهُدَى السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَلَمَ الدِّينِ وَ التُّقَى السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خَازِنَ عِلْمِ النَّبِيِّينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خَازِنَ عِلْمِ الْمُرْسَلِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نَائِبَ الْأَوْصِيَاءِ السَّابِقِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَعْدِنَ الْوَحْىِ الْمُبِينِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْعِلْمِ الْيَقِينِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَيْبَةَ عِلْمِ الْمُرْسَلِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْإِمَامُ الصَّالِحُ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْإِمَامُ الزَّاهِدُ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْإِمَامُ الْعَابِدُ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْإِمَامُ السَّيِّدُ الرَّشِيدُ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمَقْتُولُ الشَّهِيدُ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ ابْنَ وَصِيِّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلاىَ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ بَلَّغْتَ عَنِ اللَّهِ مَا حَمَّلَكَ وَ حَفِظْتَ مَا اسْتَوْدَعَكَ وَ حَلَّلْتَ حَلالَ اللَّهِ وَ حَرَّمْتَ حَرَامَ اللَّهِ وَ أَقَمْتَ أَحْكَامَ اللَّهِ وَ تَلَوْتَ كِتَابَ اللَّهِ وَ صَبَرْتَ عَلَى الْأَذَى فِى جَنْبِ اللَّهِ وَ جَاهَدْتَ فِى اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ مَضَيْتَ عَلَى مَا مَضَى عَلَيْهِ آبَاؤُكَ الطَّاهِرُونَ وَ أَجْدَادُكَ الطَّيِّبُونَ الْأَوْصِيَاءُ الْهَادُونَ الْأَئِمَّةُ الْمَهْدِيُّونَ لَمْ تُؤْثِرْ عَمًى عَلَى هُدًى وَ لَمْ تَمِلْ مِنْ حَقٍّ إِلَى بَاطِلٍ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ نَصَحْتَ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ أَنَّكَ أَدَّيْتَ الْأَمَانَةَ وَ اجْتَنَبْتَ الْخِيَانَةَ وَ أَقَمْتَ الصَّلاةَ وَ آتَيْتَ الزَّكَاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ عَبَدْتَ اللَّهَ مُخْلِصا مُجْتَهِدا مُحْتَسِبا حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ فَجَزَاكَ اللَّهُ عَنِ الْإِسْلامِ وَ أَهْلِهِ أَفْضَلَ الْجَزَاءِ وَ أَشْرَفَ الْجَزَاءِ أَتَيْتُكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ زَائِرا عَارِفا بِحَقِّكَ مُقِرّا بِفَضْلِكَ مُحْتَمِلا لِعِلْمِكَ مُحْتَجِبا بِذِمَّتِكَ عَائِذا بِقَبْرِكَ لائِذا بِضَرِيحِكَ مُسْتَشْفِعا بِكَ إِلَى اللَّهِ مُوَالِيا لِأَوْلِيَائِكَ مُعَادِيا لِأَعْدَائِكَ مُسْتَبْصِرا بِشَأْنِكَ وَ بِالْهُدَى الَّذِى أَنْتَ عَلَيْهِ عَالِما بِضَلالَةِ مَنْ خَالَفَكَ وَ بِالْعَمَى الَّذِى هُمْ عَلَيْهِ بِأَبِى أَنْتَ وَ أُمِّى وَ نَفْسِى وَ أَهْلِى وَ مَالِى وَ وُلْدِى يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَتَيْتُكَ مُتَقَرِّبا بِزِيَارَتِكَ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى وَ مُسْتَشْفِعا بِكَ إِلَيْهِ فَاشْفَعْ لِى عِنْدَ رَبِّكَ لِيَغْفِرَ لِى ذُنُوبِى وَ يَعْفُوَ عَنْ جُرْمِى وَ يَتَجَاوَزَ عَنْ سَيِّئَاتِى وَ يَمْحُوَ عَنِّى خَطِيئَاتِى وَ يُدْخِلَنِى الْجَنَّةَ وَ يَتَفَضَّلَ عَلَىَّ بِمَا هُوَ أَهْلُهُ وَ يَغْفِرَ لِى وَ لِآبَائِى وَ لِإِخْوَانِى وَ أَخَوَاتِى وَ لِجَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فِى مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا بِفَضْلِهِ وَ جُودِهِ وَ مَنِّهِ .
پس بينداز خود را بر قبر و ببوس آن را و بگذار دو طرف روى خود را بر آن و دعا كن به آنچه مىخواهى پس برگرد به جانب سر و بگو:
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلاىَ يَا مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ أَشْهَدُ أَنَّكَ الْإِمَامُ الْهَادِى وَ الْوَلِىُّ الْمُرْشِدُ وَ أَنَّكَ مَعْدِنُ التَّنْزِيلِ وَ صَاحِبُ التَّأْوِيلِ وَ حَامِلُ التَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ الْعَالِمُ الْعَادِلُ وَ الصَّادِقُ الْعَامِلُ يَا مَوْلاىَ أَنَا أَبْرَأُ إِلَى اللَّهِ مِنْ أَعْدَائِكَ وَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ بِمُوَالاتِكَ فَصَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَ عَلَى آبَائِكَ وَ أَجْدَادِكَ وَ أَبْنَائِكَ وَ شِيعَتِكَ وَ مُحِبِّيكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ .
نماز زیارت امام موسی کاظم علیه السلام :
نماز زیارت آن حضرت دو رکعت است که در آن سورۀ یس و الرحمن یا هر چه آسان باشد از قرآن خوانده می شود و پس از دو رکعت نماز دعا کن به آنچه می خواهی . نماز زیارت امام موسی کاظم علیه السلام بهتر است بالای سر امام محمد تقی علیه السلام باشد که در ضمن دو رکعت نماز زیارت امام جواد علیه السلام هم همانجا خوانده شود و نماز مکن در نزد سر امام موسی کاظم علیه السلام که آن مقابل قبور قریش است و جایز نیست آنها را قبله خود گردانیدن.
00000000000000000000000000
صلوات بر موسی بن جعفر(ع)
00000000000000000000000000
که محتوی ا ست بر شمه ای ا ز فضا یل و منا قب و عبا د ا ت و مصا ئب آ ن حضرت :
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ صَلِّ عَلَى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَصِىِّ الْأَبْرَارِ وَ إِمَامِ الْأَخْيَارِ وَ عَيْبَةِ الْأَنْوَارِ وَ وَارِثِ السَّكِينَةِ وَ الْوَقَارِ وَ الْحِكَمِ وَ الْآثَارِ الَّذِى كَانَ يُحْيِى اللَّيْلَ بِالسَّهَرِ إِلَى السَّحَرِ بِمُوَاصَلَةِ الاسْتِغْفَارِ حَلِيفِ السَّجْدَةِ الطَّوِيلَةِ وَ الدُّمُوعِ الْغَزِيرَةِ وَ الْمُنَاجَاةِ الْكَثِيرَةِ وَ الضَّرَاعَاتِ الْمُتَّصِلَةِ وَ مَقَرِّ النُّهَى وَ الْعَدْلِ وَ الْخَيْرِ وَ الْفَضْلِ وَ النَّدَى وَ الْبَذْلِ وَ مَأْلَفِ الْبَلْوَى وَ الصَّبْرِ وَ الْمُضْطَهَدِ بِالظُّلْمِ وَ الْمَقْبُورِ بِالْجَوْرِ وَ الْمُعَذَّبِ فِى قَعْرِ السُّجُونِ وَ ظُلَمِ الْمَطَامِيرِ ذِى السَّاقِ الْمَرْضُوضِ بِحَلَقِ الْقُيُودِ وَ الْجَنَازَةِ الْمُنَادَى عَلَيْهَا بِذُلِّ الاسْتِخْفَافِ وَ الْوَارِدِ عَلَى جَدِّهِ الْمُصْطَفَى وَ أَبِيهِ الْمُرْتَضَى وَ أُمِّهِ سَيِّدَةِ النِّسَاءِ بِإِرْثٍ مَغْصُوبٍ وَ وِلاءٍ مَسْلُوبٍ وَ أَمْرٍ مَغْلُوبٍ وَ دَمٍ مَطْلُوبٍ وَ سَمٍّ مَشْرُوبٍ اللَّهُمَّ وَ كَمَا صَبَرَ عَلَى غَلِيظِ الْمِحَنِ وَ تَجَرَّعَ غُصَصَ الْكُرَبِ وَ اسْتَسْلَمَ لِرِضَاكَ وَ أَخْلَصَ الطَّاعَةَ لَكَ وَ مَحَضَ الْخُشُوعَ وَ اسْتَشْعَرَ الْخُضُوعَ وَ عَادَى الْبِدْعَةَ وَ أَهْلَهَا وَ لَمْ يَلْحَقْهُ فِى شَىْءٍ مِنْ أَوَامِرِكَ وَ نَوَاهِيكَ لَوْمَةُ لائِمٍ صَلِّ عَلَيْهِ صَلاةً نَامِيَةً مُنِيفَةً زَاكِيَةً تُوجِبُ لَهُ بِهَا شَفَاعَةَ أُمَمٍ مِنْ خَلْقِكَ وَ قُرُونٍ مِنْ بَرَايَاكَ وَ بَلِّغْهُ عَنَّا تَحِيَّةً وَ سَلاما وَ آتِنَا مِنْ لَدُنْكَ فِى مُوَالاتِهِ فَضْلا وَ إِحْسَانا وَ مَغْفِرَةً وَ رِضْوَانا إِنَّكَ ذُو الْفَضْلِ الْعَمِيمِ وَ التَّجَاوُزِ الْعَظِيمِ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .
شيخ طوسى عليه الرحمه در تهذيب ذكر نموده فرموده كه چون خواهى وداع كنى امام موسى عليه السلام را بايست نزد قبر و بگو :
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلاىَ يَا أَبَا الْحَسَنِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ أَسْتَوْدِعُكَ اللَّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَيْكَ السَّلامَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالرَّسُولِ وَ بِمَا جِئْتَ بِهِ وَ دَلَلْتَ عَلَيْهِ اللَّهُمَّ اكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ .
پس سؤال كن از خدا كه اين آخر زيارت تو نباشد و ديگر توفيق برگشتن بيابى و قبر را ببوس و روىهاى خود را بر قبر گذار
000000000000000000000000
زيارت امام جوادعليه السلام
000000000000000000000000
چون زيارت كردى حضرت امام موسى كاظم عليه السلام را مىايستى نزد قبر حضرت جواد عليه السلام و مىبوسى آن را و مىگويى :
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِىٍّ الْبَرَّ التَّقِىَّ الْإِمَامَ الْوَفِىَّ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الرَّضِىُّ الزَّكِىُّ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَلِىَّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نَجِىَّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا سَفِيرَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا سِرَّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ضِيَاءَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا سَنَاءَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا كَلِمَةَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا رَحْمَةَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النُّورُ السَّاطِعُ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْبَدْرُ الطَّالِعُ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الطَّيِّبُ مِنَ الطَّيِّبِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الطَّاهِرُ مِنَ الْمُطَهَّرِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْآيَةُ الْعُظْمَى السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْحُجَّةُ الْكُبْرَى السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمُطَهَّرُ مِنَ الزَّلاتِ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمُنَزَّهُ عَنِ الْمُعْضِلاتِ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَلِىُّ عَنْ نَقْصِ الْأَوْصَافِ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الرَّضِىُّ عِنْدَ الْأَشْرَافِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَمُودَ الدِّينِ أَشْهَدُ أَنَّكَ وَلِىُّ اللَّهِ وَ حُجَّتُهُ فِى أَرْضِهِ وَ أَنَّكَ جَنْبُ اللَّهِ وَ خِيَرَةُ اللَّهِ وَ مُسْتَوْدَعُ عِلْمِ اللَّهِ وَ عِلْمِ الْأَنْبِيَاءِ وَ رُكْنُ الْإِيمَانِ وَ تَرْجُمَانُ الْقُرْآنِ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مَنِ اتَّبَعَكَ عَلَى الْحَقِّ وَ الْهُدَى وَ أَنَّ مَنْ أَنْكَرَكَ وَ نَصَبَ لَكَ الْعَدَاوَةَ عَلَى الضَّلالَةِ وَ الرَّدَى أَبْرَأُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَيْكَ مِنْهُمْ فِى الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ السَّلامُ عَلَيْكَ مَا بَقِيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ .
000000000000000000000000000
صلوات برامام جوادعليه السلام
000000000000000000000000000
و بگو در صلوات بر آن حضرت :
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ الزَّكِىِّ التَّقِىِّ وَ الْبَرِّ الْوَفِىِّ وَ الْمُهَذَّبِ النَّقِىِّ هَادِى الْأُمَّةِ وَ وَارِثِ الْأَئِمَّةِ وَ خَازِنِ الرَّحْمَةِ وَ يَنْبُوعِ الْحِكْمَةِ وَ قَائِدِ الْبَرَكَةِ وَ عَدِيلِ الْقُرْآنِ فِى الطَّاعَةِ وَ وَاحِدِ الْأَوْصِيَاءِ فِى الْإِخْلاصِ وَ الْعِبَادَةِ وَ حُجَّتِكَ الْعُلْيَا وَ مَثَلِكَ الْأَعْلَى وَ كَلِمَتِكَ الْحُسْنَى الدَّاعِى إِلَيْكَ وَ الدَّالِّ عَلَيْكَ الَّذِى نَصَبْتَهُ عَلَما لِعِبَادِكَ وَ مُتَرْجِما لِكِتَابِكَ وَ صَادِعا بِأَمْرِكَ وَ نَاصِرا لِدِينِكَ وَ حُجَّةً عَلَى خَلْقِكَ وَ نُورا تَخْرُقُ بِهِ الظُّلَمَ وَ قُدْوَةً تُدْرَكُ بِهَا الْهِدَايَةُ وَ شَفِيعا تُنَالُ بِهِ الْجَنَّةُ اللَّهُمَّ وَ كَمَا أَخَذَ فِى خُشُوعِهِ لَكَ حَظَّهُ وَ اسْتَوْفَى مِنْ خَشْيَتِكَ نَصِيبَهُ فَصَلِّ عَلَيْهِ أَضْعَافَ مَا صَلَّيْتَ عَلَى وَلِىًّ ارْتَضَيْتَ طَاعَتَهُ وَ قَبِلْتَ خِدْمَتَهُ وَ بَلِّغْهُ مِنَّا تَحِيَّةً وَ سَلاما وَ آتِنَا فِى مُوَالاتِهِ مِنْ لَدُنْكَ فَضْلا وَ إِحْسَانا وَ مَغْفِرَةً وَ رِضْوَانا إِنَّكَ ذُو الْمَنِّ الْقَدِيمِ وَ الصَّفْحِ الْجَمِيلِ .
پس نماز زيارت بجا آور چنانكه قبلًا گذشت
و همچنين در وداع حضرت امام محمد تقى عليه السلام فرموده مىگويى :
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلاىَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ أَسْتَوْدِعُكَ اللَّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَيْكَ السَّلامَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ بِمَا جِئْتَ بِهِ وَ دَلَلْتَ عَلَيْهِ اللَّهُمَّ اكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ .
پس سؤال كن از خدا كه اين آخر زيارت تو نباشد و ديگر توفيق برگشتن بيابى و قبر را ببوس و روىهاى خود را بر قبر گذار
0000000000
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
اشعار مدح و منقبت و مصیبت موسی بن جعفر(ع)
0000000000000000000000000000000000000000000
از اشعار خود موسی بن جعفر علیه السلام
در بحار الانوار ج 11 ص 157 در پاسخ سئوال کننده از حسب و نسب :
ا نا بن منی و ا لمشعرین و زمزم***و مکه و ا لبیت ا لعتیق ا لمعظم
و جدّی النّبی المصطفی و ابی الذی ***و لا یته فر ض علی کلّ مسلم
و ا مّی ا لبتول ا لمستضا ء بنورها***ا ذ ا ما عد د نا ها عد یلة مریم
و سبط رسول الله عمّی و و ا لد ی***و ا ولا د ه ا لأ طها ر تسعه انجم
متی تعلق منهـم بحبل و لا یة***تفز یو م یجری ا لفا ئزون و تنعم
ا ئمه هذ ا ا لخـلق بعد نبیهّم***فا ن کنت لم تعلم بذ لک فا علم
انا العلوی ا لفا طمی ا لذی ا ؤ تمی***به ا لخوف و الایام بالمرء ترتمی
فضاقت لی الأرض انفصام برحیها***و لم ا ستطع نیل ا لسما ء بسلّم
فا لممت با لـد ا ر ا لتی ا نا کا تب***علیها بشعری فاقرا ان شئت و المم
و سلم ا لا مـر لله فی کل حا لة***فلیس ا خو ا لا سلا م من لم یسلّم
0000000000
اشعار مرحوم آیت الله کمپانی در وصف آرامگاه موسی بن جعفر(ع) :
ذ ا لک نو ر کعبة ا لأ عا ظم***و قبلة الحاجات موسی الکاظم
بل هو نو ر کعبة ا لتو حید***و قبلة ا لشا هد فی ا لشهود
نور سماء الذ ا ت و ا لصفا ت***بد حیا ة عا لم ا لحیا ة
اضائت ا لسبع ا لعلی بنو ره***کا نها تد و ر حو ل طوره
یفصح صدقا و هو فی السجون***عن مستنير غیبه ا لمکنو ن
و ا شر قت من حلق ا لقیو د***نقطة قطب حلقة ا لو جو د
0000000000
مرحوم سبزواری در اسرار سروده است : دعوي اناالحق
شورش عشق تو درهیچ سری نیست که نیست***منظـر روی تو زیب نظـری نیست که نیست
نیست یک مرغ د لی کشی نفکند ی به قفس***تیر بـیــد ا د تو تا پر پری نیست که نیست
نه هـمین ا ز غم تو سینۀ ما صد چا ک ا ست***داغ تو لاله صفت بر جگری نیست که نیست
موسی نیست که د عـو ی ا نا ا لحق شنود***ورنه اینزمزمه اندر شجـری نیست که نیست
چشم ما د ید ه خفا ش بو د و ر نه تر ا***پرتو حسن بد یو ا ر و د ری نیست که نیست
گوش ا سر ا ر شـنو نیست و گرنه ا سر ا ر***برش از عا لم معنی خـبـری نیست که نیست
0000000000
مرحوم کافی می خواند : درغل وزنجير
رضاجان میمیرم درغل و زنجیرم***با با بیا ا ز گرد نم زنجیر برد ا ر
ا ی نو ر چشما نم د ر کنج زندانم***شد کنده و زنجیر با من همدم و یار
ا ز هجر د خترم خون شده جگرم***جان تووآن خواهرت معصومه زار
مرحوم جوهری سروده است : هفت سال
هفت سال آن بی کس خونین جگر***بود ا ز بید ا د ها رون د ر بد ر
گاه جا در بصره گه بغداد د ا شت***از غریبی نا له و فریا د د ا شت
همد م ا و نا لۀ شبگیر بو د***محرم را ز ش غل و زنجیر بود
گا ه ا ند ر سجد ه گاهی در نماز***داشت با محبوب خود راز و نیاز
کا ی خد ا آ گا هی ا ز حال دلم***هم تو می بینی مکا ن و منزلم
تا بکی د ر کنج ز ند ا ن بلا***ا ز جفا با شم ا سیر و مبتلا
جا نم ا ز ا ین زند گی سیر شد***با ر ا لها رو ز و صلم د یر شد
0000000000
شعر از خوشدل در گلزار شهدا : كنج قفس
هرکجا مرغ اسیری است زخود شاد کنید***تا نمرد ه ا ست ز کنج قفـس آزاد کنید
مرد ا گر کنج قفس طا یر بشکسته پری***یا د ا ز مرد ن ز ند ا نی بغـد ا د کنید
چون به زندان به ملاقاتی محبوس روید***از عز یز د ل زهـرا و علی یا د کنید
چا ر حما ل ا گر نعش غر یبی ببرند***خا طر مـو سی جعـفـر هـمه امداد کنید
کند و زنجیر گشا ئید ز پا یش د م مرگ***زین ستمکاری ها رون همه فریاد کنید
تا دم مرگ منا جا ت و دعا کا رش بود***گو ش بر ز مـزمـه آ ن شـه عبا د کنید
پسرش نیست که تا گریه کند بر پدرش***پس شـما گـریه بر آ ن کشـته بیداد کنید
نگذ ا رید که معصو مه خبر د ا ر شود***رحـم بر حا ل د خـتـر نا شا د کنید
0000000000
شاعری سروده است : گوشه زندان
با با رضا به گوشۀ زندان خوش آمدی***بر د ید ن پـد ر تو پسـر جا ن خوش آمدی
زند ا ن کجا مد ینه کجا و تو د ر کجا***مهـما ن من به گـوشه زند ا ن خوش آمدی
زنجیرو بند کین سرو سا ما ن من بود***ا مشب مرا برا ین سروسامان خـوش آمدی
با با تو ضا من غربا ئی و من غریب***ا ی ما ه من به شـا م غـریبا ن خوش آمدی
بر لب رسیده جانم و از دیده رفته نور***نورم به چشم و بر لبم ای جان خوش آمدی
0000000000
شعری از گلزار شهدا : يوسف آل نبي
یوسف آ ل نبی د ر چا ه شد***قعر ز ند ا ن جلو ه گا ه ما ه شد
آ نچنا ن زند ا ن ا و تا ریک بو د***کز سیا هی روزها شب می نمود
با تنی آ زرد ه و صبر ی عجیب***سا لها د ر آ ن سیه چا ل مهیب
با رها می گفت ا ی پرورد گا ر***ا ی انیس بی کسان د ر شا م تا ر
گرچه جسمم آب می گردد چوموم***بو د ه ا ین خلوتگه عشق آ رزوم
تا کنم آ نر ا عبا د تگا ه خویش***درخفا سوزم به اشک وآه خویش
شکر ت ا ی پرورد گا ر مهربا ن***د ا د یم سوز نها ن ا شک روا ن
گرچه زندان چون شب د یجوربود***د ر حقیقت لمعه ا ی ا ز نور بود
بو د زند ا ن همچو یک ا برسیا ه***د رمیا ن بگرفته آ ن تا بند ه ما ه
تا که موسی شد د رآ ن زندان مقیم***گشت زند ان طو ر موسا ی کلیم
0000000000
شعر ا ز مؤلف باقري پور : اين كاظمين است
هنگا مي كه کتا بت به این قسمت که رسید سرود ه شد 10/5/84
ای زائرین ای زائرین این کاظمین است***ا ینجا بپا بز م عز ا و شور و شین است
ا ین مد فن پا ک ا ما م هفتمین ا ست***آ نکو ملا ئک ا ز برا یش د لغمین است
ا ند ر کنا رش مد فن پاک جوا د ا ست***آ نکو شهید را ه د ین و عد ل و داد است
هر د و شهید ز هر کین د شمنا نه***آ ن یک به زند ا ن د یگری در کنج خانه
آن یک بدست سندی بن شا هک د و ن***ا ین یک بد ست همسر ا م الفضل ملعون
اندر عزاشان نوحه گر جن و ملک شد***هم عرش وفرش وهـم سما وهم سمک شد
ز وّ ا ر ا ینجا جملۀ کرّ و بیا نند***در رفت و آ مد روز و شب درهر زمانند
بین این حرم را طور موسای کلیم است***مو سی و جمله ا نبیا ا ینجا مقیم ا ست
د ر ا ین حرم با ب ا لحوا ئج جا گرفته***جو د و سخا وت این مکا ن ماوی گرفته
ا ی با قری د ست تو و د ا ما ن آ نها***با قی همه جسمند و آ نا نند جا نها
0000000000
شعر از سازگار : زنداني
زندانی ای که غیر خدا درنظر نداشت***عمری شکنجه دید وکس ازاو خبر نداشت
هر روز روزه بود و لی موقع غروب***جز تا زیا نه آ ب و غـذ ا ئی د گر نداشت
ا ی فا طمه بجان تو سو گند روزگا ر***زند ا نی ا ز عـزیز تو مظـلـو متر نداشت
ممنوع بو د کس به ملا قا ت ا و رود***یا آ ن شهـیــد گشته بزند ا ن پسر نداشت
جان داد با شکنجه ولی مصلحت چه بود***ز نجیر ر ا ز پیکــر مجـروح بر نداشت
جسمش به تخته پاره و بر دوش چارتن***آنرو ز روزگا ر مسلما ن مگر نداشت
شمعی خموش سوخت بد ا ما ن تیرگی***آ نقد ر گریه کرد که اشکی دگر نداشت
0000000000
شعر از شیدا نیشابوری : تسليم تقدير
یا رب ببین ا ز جا ن و د ل تسلیم تقدیرم***در کند و زنجیرم
از زهرها ر و ن دغا محزون و د لگیرم***در کند و زنجیرم
ا ی نو ر چشما نم با با رضا جا نم***ای نور چشمانم بابا رضا جانم
سوی مد ینه ای صبا بـنـما گذ ر ا مشب***با چشم تر امشب
با نورچشما نم بگو ا ز غصه می میرم***در کند و زنجیرم
ا ی نور چشما نم با با رضا جا نم***ای نور چشمانم بابا رضا جانم
د ر کنج زند ا ن بلا جـا نـم به لب آ مد***روزم چو شب آمد
آتش زند بر جا ن و دل ا ین آه شبگیرم***در کند و زنجیرم
ا ی نور چشما نم با با رضا جا نم***ای نور چشمانم بابا رضا جانم
کی می شود با با رضا روی ترا ببینم***از غصه غمگینم
دشمن کند ا زهرطرف آزار و تحقیرم***در کند و زنجیرم
ا ی نور چشما نم با با رضا جا نم***ای نور چشمانم بابا رضاجانم
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
اشعار مدح و منقبت و مصبت امام جواد (ع)
0000000000000000000000000000000000000
شعر از ذاکر : ناخداي قلزم هستي
ا ی آ نکه بر تمام خلایق تو رهبری***بر ممکنا ت سید و سالار و سروری
ا ی ناخد ا ی قلزم هستی که ذات تو***بر ذات ما سوای خدا کرده مصدری
قومی د هند نسبت رویت به آ فتا ب***گویند فرقه ا ی که تو ما ه منوری
هر کس بقد ر فهم کند فهم مد عا ***دروصف طلعت توچه خوش گفت جوهری
شا ه نهم ا ما م نهم حجت نهم***نو ر نهم ز نو ر خد ا و ند ا کبری
آمد تو را جواد لقب زا نکه جو د تو***ا ز یاد برد حاتم و آ ن جو د جعفری
ذاکرازاین مد یحه بسی فخر می کند***بر حا فظ و سنائی و سعدی و انوری
0000000000
قسمتی از اشعار محمد علی شهاب : ياجواد
یا جوا د ا ی سا قی جو د و کرم***ا ی نگا هت چشمه نو ر حرم
یا جوا د ا ی قبله لطف و صفا***معدنی ا ز رحمت و مهر و وفا
یا جواد ای روح و ریحا ن رضا***زینت و نور د و چشما ن رضا
یا جوا د ا ی کو ثر حق جا م تو***ا ی سخا وت و ا مد ا ر نا م تو
یا جو ا د ا ی ر مز هستی همه***سا قی صهبا ی مستی همه
ا ی بلند ا ی وجو د ت وجه رب***نا م ز یبا و قشنگت ذ کر لب
آ رزوی د ید نت د ا ر د د لم***هجر و د وری تو آ زا رد د لم
هر د لی با شد مقیم د یر تو***روزه د ا ر د تا ا بد ا ز غیر تو
عا لم هستی فد ا ی جا ن تو***جا ن ما با شد بلا گرد ا ن تو
کی رسم درکوی توا ی نورعین***تا نما یم حج تو د ر کا ظمین
0000000000
شعر از محمد علی شهاب : مظهرجودخدا
ای زا د ه سلطان عشق ا ی پور زهرا***ا ی مظهر جو د خـد ا و نور زهرا
محبوب ختم ا لمرسلین و مرتضا ئی***درمدح توبس با شد این ابن الرضائی
ا ی نور چشما ن رضا آ را م جا نم***نا م تو با شـد تا ا بد ورد زبا نم
همچو پد ر زهر جفا گشته نصیبت***جا ن میدهی لب تشنه چون جدغریبت
چون آن شهید بی کفن درزیر خورشید***ماندی سه روز و بر تن پا ک تو تابید
ا ی و ا رث کر ببلا و د ا غ یا را ن***شد پیکرت سوزان چو جسم گلعذاران
0000000000
شعر از شیدا نیشابوری : شهيدعدل وداد
من شهـیــد ره عد ل و د ا د م***حامی د ین و با ب ا لمرا د م
گشته مسمو م كيـن ا زعـنا د م***من جوادم من جوادم من جوادم
زهـر کیـن زد بجـا نم شـرا ره***د شـمـنــم می نمـا ید نظـا ره
گو شه حجر ه ا ز پا ا فتا د م***من جوادم من جوادم من جوادم
آخر ا ز ا ین جها ن پا کشید م***خیری ا ز همسر خود ند ید م
جا ن بکف د رره حق نها د م***من جوادم من جوادم من جوادم
میــروم با د ل زا ر و خســته***نزد زهــرا ی پهــلو شکسته
کی رود ا ین سـتمها زیا د م***من جوادم من جوادم من جوادم
0000000000
شعر از مؤید : معدن جودوسخا
ا ی پسر حجت هشتم جو ا د***قبله گه حا جت مر د م جوا د
گوهر د ریا ی و لا یت تو ئی***چشمۀ فیا ض عنا یت تو ئی
ا ز همه خلق خد ا بر تر ی***بعد ر ضا بر همگا ن رهبری
ریزه خورخوان تو ا هل زمین***بند ۀ فرما ن تو ر وح ا لا مین
بحر کرم معد ن جو د و سخا***شا هد جو د و کرمت هل ا تی
ای نهمین حجت حیّ و د و د***ر و ح د عا کا ن سخا بحر جود
مظهر جود ی تو و نا م جوا د***ا ز کرم خویش خد ا بر تو د ا د
پیر خر د د ر همۀ کا ئنا ت***ماند ومانده ست به وصف تومات
0000000000
شعر از ناشناس : حجره دربسته
سوخت ا ز زهرهلاهل جگرم ما د رجا ن***تیر ه شد روز به پیش نظرم مادر جان
من د را ین حجرۀ دربسته بخود می پیچم***کس ند ا ند که چه آمد به سرم مادر جان
نکشد گر که مرا ا زهرجفا خوا هد کشت***خند ه همسر بید ا د گر م مادر جان
من جو ا د م که بیا د تو سخن می گویم***چو ن ترا ا ز همه مشتا ق ترم مادرجان
همچو شمعی ا ثر ز هر جفا آ بم کرد***سوخت پروانه صفت بال وپرم مادرجان
همسرم پشت د ر خا نه به دست ا فشانی***من به یا د تو و مسما ر د ر م مادر جان
چون تودرفصل جوانی زجهان سیرشدم***که زده داغ تو بر جان شررم مادر جان
به لب خشک من غمزد ه آ بی برسا ن***کز عطش سوخته پا تا به سرم مادر جان
0000000000
شعر از مؤید : ياجوادالأئمه ادركني
خون شد ا ز غم د ل خد اجویم***د رد بسیا ر و نیست د ا رویم
می فشا نم سر شک ومی گویم***یا جـــــوا د ا لأ ئـمه ا د رکنی
سینه ا ی پر شرا ر د ا رم من***د ل و جا نی فکا ر د ا رم من
از جها ن با تو کا ر د ا رم من***یا جــــوا د ا لأ ئــمه ا د رکنی
خسته و د ل شکسته و زا رم***گره ا فتا د ه ا ست د ر کا رم
جز بکو یت کجا پنا ه آ رم***یا جــــوا د ا لأ ئـمه ا د رکنی
ا ی که ر و ح عبا د تی ما را***عذ ر خو ا ه قیا متی ما را
جا ن ز هر ا عنا یتی ما را***يا جــــوا د ا لأ ئـمه ا د ركني
تشنه ا م تشنه بر من آ ب بد ه***گنهـم ر ا ببر ثو ا ب بد ه
به گد ا ی د رت جوا ب بد ه ***يا جــــو ا د ا لأ ئمه ا د ركني
عزت عا لمین می خوا هیم***سفـر كا ظمين ميخوا هيم
طوف قبر حسین می خوا هیم***يا جــــوا د ا لأ ئمه ا د ركني
همسر ت کرد نا مرا د تو را***کر د مسمـو م ا ز عـنا د ترا
ای که خوانده پدر جواد تو را***یا جــــوا د ا لأ ئمه ا د رکنی
0000000000
شعرازمحمدعلي شهاب : واغريبا
د ل بي قر ا ر د اغ جــوا د م***مظلــو مي ا و آ يد بيا د م
مسـمـــوما وا ا ما ما*مظـلــوما وا ا ما ما***غريبا واغريبا*غريبا واغريبا
درياي جودوصبروشكيب است***سا قي عا لم ا ما غريب ا ست
بـرهــرد ل شكسته***غــبا رغــم نشسته
مسـمـــوما وا ا ما ما*مظـلــوما وا ا ما ما***غريبا واغريبا*غريبا واغريبا
سو زعطش برقلبش ا ثركرد***د ل را ا سيرخو ن جگركرد
آ خـربا كا م عـطــشا ن***هـمچو ن حسين د هـد جا ن
مسـمـــوما وا ا ما ما*مظـلــوما وا ا ما ما***غريبا واغريبا*غريبا واغريبا
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
نجف اشرف
0000000000
نجف اشرف در 170 کیلومتری بغداد و 80 کیلومتری کربلا و11كيلومتري كوفه قرار دارد و مرکز استان نجف است نجف اشرف در اقلیم خوش آب و هوا قرار گرفته است نه مانند حجاز در شدت حرارت است و نه مانند قسمت های شمالی سرد است و در عصر ساسانیان و عباسیان به حسن هوا و لطافت معروف بود. نجف در ظهر کوفه بین نهر سدیر و غدیر واقع است .
اسامي نجف : برای نجف اسامی چندی ذکر شده است از آن جمله طور – ظهر جودی – دار السلام – غری – مشهد که از همه مشهورتر نجف اشرف است و در وجه تسمیه آن روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود در نجف کوه بزرگی بود و آن جائی است که پسر نوح گفت سآوی الی جبل یعصمنی من الماء که به بزرگی آن در تمام روی زمین کوهی نبوده آنگاه خطاب شد به کوه ایعتصم بک منّی ( آیا تو پناهگاه کسی هستی که از من فرار می کند ) فتقطّع قطعًا الی بلاد الشام و صار رملا دقیقا و صار بعد ذالک بحرا عظیما و کان یسمّی ذلک البحر نی ثم جفّ بعد ذلک و قیل نی جف ( پس قطعه قطعه شد و بصورت شن و ماسه در آمد و به طرف بلاد شام سرازیر شد و بعد از آن بجای کوه دریای بزرگی بوجود آمد که نی نامیده شد. سپس آن دریا خشک شد و نی جف نامیده شده ) سپس بر اثر کثرت استعمال نجف گفته شد.
مولا امیرالمؤمنین علی علیه السلام د ر 21 رمضان سال چهلم هجری در کوفه به شهادت رسید و شبانه جنازه آن امام مظلوم را از کوفه به نجف بردند و در همین مکا ن مقد س دفن کردند وقبرآن حضرت مخفي بود تا زمان هارون الرشيدآشكارشد شرح آن پس ا زچند صفحه د يگرخوا هد آ مد .
00000000000000000
فضيلت نجف اشرف
00000000000000000
حضرت ابراهیم علیه السلام شرافت آنجا را می دانست و لذا آنجا را مسکن قرار داد و خرید آنجا را از صاحبان آن تا آنچه در آن محشور می شوند در ملک ابراهیم خلیل باشد و فرمود اینجا مورد توجه اهل بیت مقدس است و از اینجا هفتاد هزار شهید داخل بهشت می شوند بی حساب .
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرستاد در پی عقبة بن علقمه معروف به ابی الجنوب و فرمود زمینهای بین خورنق ( قصر نعمان بن اعور در شش میلی نجف که اکنون تل ویرانی است ) تا حیره را به طرف کوفه از دهاقین به چهل هزار درهم خریداری کن عرض کرد یا امیرالمؤمنین این زمینها به این قیمت نمی ارزد و محصولی ندارد فرمود شنیدم از پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود کوفان کوفان سيرد اولهامع آخرها یحشر من ظهرها سبعون الفا ید خلون الجنّة بغیر حساب از ظهر کوفه هفتاد هزار نفر در قیامت محشور خواهند شد که بی حساب داخل بهشت می شوند و من میل دارم که در ملک من باشد و در روایات است که هیچ مؤمنی در شرق و غرب عالم نخواهد مرد مگر آنکه گفته شود روح او بوادی السّلام ملحق گردد و وادی السّلام در ظهر کوفه است .
از خصایص خاک نجف اینست که عذاب قبر و سئوال منکرین در آنجا نیست و غری قطعه ای از طور سینا است و آنجا کوهی بود که خدا با موسی صحبت فرمود و آنجا محلی بود که به عیسی نفخۀ قدسی دمیده شد و آنجا مسکن انبیاء و رسولان خدا بود و بقعه ای از جنت عدن است. و حضرت مهدی عج زمانی که ظهور کند انشاء الله تعالی محل حکومت خود را در کوفه قرار می دهد. یکروز در نزد قبر امیرالمؤمنین ع بودن مطابق است با عبادت هشتصد سال . یکشب خوابیدن نزد قبر امیرالمؤمنین ع معادل است با عبادت هفتصد سال . نماز در نزد قبر امیرالمؤمنین ع معادل است با دویست هزار نماز .
اميرالمؤمنين عليه السلام فرموده است : اول مكاني كه درآن خدارا عبادت كردند پشت كوفه(نجف)است زيرادرآنجا ملائكه بفرمان خدا وند آدم را سجده كردند.
اميرالمؤمنين عليه السلام فرمودند: اگرپرده ازروي شما بردارند ارواح مؤمنين را مي بينيد كه دراين صحرا(صحراي نجف)دسته دسته نشسته اند وبه زيارت يكديگر رفته باهم سخن ميگويند روح هرمؤمني دراينجا وروح هركافري دربرهوت است.
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
قبورعلماء وبزرگان دين وسلاطين درنجف اشرف
0000000000000000000000000000000000000000
علماء و سلا طین و بزرگا ن مد فون درحرم حضرت علی علیه ا لسلا م و درنجف اشرف :
1- عضد الدوله بن رکن الدوله دیلمی که عمارت حضرت امیر علیه السلام را تجدید بنا نمود متوفی 372 مدفون در روضه مبارکه 2- شاه عباس صفوی متوفی 1308 در فرح آباد مازندران ومدفون در رواق مطهر حضرت درب حرم به سمت پائین پای مبارک 3- محمد شاه قاجار مدفون در حجره میان رواق بالا سر 4- احمد بن محمد مشهور به مقدس اردبیلی متوفی 993 مدفون در ایوان طلای صحن مطهر سمت چپ کسی که داخل رواق مطهر می شود 5- سید مهدی علامه بحرا لعلوم متوفی 1212 مدفون نزدیک مسجد طوسی 6- ملا احمد نراقی استاد شیخ مرتضی انصاری مدفون در صحن مطهر پشت سر مبارک 7- سید صدرالدین موسوی مدفون مقابل مقبره شیخ مرتضی انصاری(درباب القبله) 8- شیخ حسین نجف مدفون در حجره مقابل مقبره شیخ مرتضی انصاری(درباب القبله) 9- محمد بن ابی جعفر قا سم بن حسین بن بقیة ا لحسینی ا لحلی متو فی 776 مد فو ن د ر نجف 10- شیخ محمد حسن صاحب جواهر متوفی 1266 مد فون د ر محله العماره 11- سید محمد مهدی قزوینی متوفی 1300 مدفون در محله العماره در جوار شیخ محمد حسن 12- سید محمد باقر قزوینی خواهر زاده سید بحرالعلوم متوفی 1246 مدفون در نجف 13- میرزا محمد حسن شیرازی متوفی 1213 مدفون در نجف 14- سید صدر الدین محمد متوفی 1262 مدفون در حجره طرف بالا سر مبا رک 15- سید ا سماعیل صد ر فرزند سید صدرالدین مدفون در جوار پدر 16- میرزا مسیح مجتهد تهرانی مدفون در حجره سیداسماعیل صدر 17- سید عمید الدین عبدالمطلب خواهر زاده علامه حلی مدفون در نجف 18- مقداد بن عبدالله حلی الاسدی متوفی 791 مدفون بر سر راه زوار حرم مطهر و مجاور نجف 19- محقق ثانی و شهید ثالث علی بن عبدالعال الکرکی شهید بر اثر سم متوفي940 مدفون در نجف 20- سید محمد باقر داماد متوفی 1041 مدفون در زیر گنبد رواق مطهر وقتی که از ایوان طلا وارد رواق می شوند 21- شیخ ابراهیم بن سلیمان قطیفی مدفون مجاور حرم مطهر 22- حسین بن میرزا رفیعا ملقب به سلطان العلما مدفون در نجف 23- رضی الدین محمد بن حسن استرآبادی مدفون در نجف 24- رضی الدین ابوالحسن علی بن جمال الدین احمد بن یحیی حلی متوفی 757 مدفون در نجف 25- نجیب الدین محمد بن جعفر بن محمد بن نما الحلی متوفی 654 مدفون در نجف 26- حاج شیخ جعفر شوشتری مدفون در صحن مطهر بطرف بالا سر در یک حجره 27- حاج میرزا حسن آشتیا نی مدفون در حجره حاج شیخ جعفر شوشتری 28- سید ا سماعیل بهبها نی تهرا نی پدر مرحوم سید عبد ا لله بهبها نی شهید متوفی 1295 مدفون در نجف 29- محمد کاظم خرا سا نی متوفی 1329 مد فون د ر مقبره جنوبی واقع در دالان باب الذهب(باب ساعات ياباب امام رضاعليه السّلام) 30- سید محمد کاظم یزدی متوفی 1337 مدفون در صحن مطهر 31- حاج شیخ محمد علی نجف متوفی 1322 مدفون در نجف 32- شیخ حسن ممقانی متوفی 1323 مدفون در حرم مطهر 33- حاج سید حسن کوه کمری متوفی 1339 مدفون در نجف 34- آخوند ملا علی نهاوندی متوفی 1322مدفون درنجف 35و36-آقا شیخ موسی پد ر و شیخ جعفر کاشف ا لغطا فرزند هر دو کنار هم مدفون در نجف 37- شيخ مرتضي انصاري مدفون درباب قبله 38- علامه حلی حسن بن یوسف بن مطهر حلی متوفی 726 مدفون در حجره میان ایوان طلای صحن مطهر حضرت امیر(ع) درسمت راست کسی که داخل رواق مقدس می شود 39- حاج میرزا حبیب رشتی متوفی 1312 مدفون در مقبره ملامحمد کاظم خراسانی(درباب ساعات) 40- صافی صفایمانی مدفون در كناردرياي نجف که به صفه الصفا مشهور است. 41- ابوجعفر محمد بن حسن بن علی طوسی متوفی 460 مدفون در نجف(درمسجدطوسي كه ازباب طوسي راه دارد) 42- شهید آقا مصطفی خمینی مدفون در سمت راست درب ورودی به حرم مطهر 43- آیة الله العظمی خوئی مدفون در مقابل کفشداری شماره 4 داخل حجره 44- سید ابوالحسن اصفهانی مدفون جنب باب بازار بزرگ 45و46- حاج شیخ عباس قمی وعلامه نوری همدانی مدفون در طرف باب قبله 47- آیة الله حکیم و تعداد زیادی از علما و مدرسین مدفون در کنار باب الفتوح(خارج ازباب قبله اول بازار) 48- سید محمد سعید حبوبی 49- علامه شر بیانی 50- شیخ محمد حسن آ شتیا نی 51- سید محمو د شا هرود ی 52- حاج آ قا حسین قمی 53- شیخ الشریعه اصفهانی 54- سید عبدالحسین شرف الدین 55- آقا ضیاء الدین عراقی 56- شیخ محمد حسین غروی اصفهانی 57- حاج محمد حسین امین الضرب که این یازده نفر اخیر در صحن مطهر و حجره های اطراف مدفون هستند و ایضا علما و مراجع دیگری که ناشناخته مانده اند .
0000000000000000
اما كن نجف اشرف
0000000000000000
در نجف اشرف مساجد زیادی است و لیکن سه مسجد است که دارای خصوصیت خاصی است
1- مسجد صفّة الصّفا که شخصی بنام اثیب ( صافی صفایمانی ) را فرزندش بنا بر وصیت او از یمن آورد و با اشاره مولا امیرالمؤمنین ع آنجا دفن کرد و اکنون نزديك حرم حضرت (كناردرياي نجف) به صفة الصّفا معروف است.
2- مسجد راس الحسین ع بالای سر مبارک حضرت که هنگام بر گرداندن سر مطهر از شام به طرف کربلا اول به این مکان آوردند
3- مسجد حنانه که در قدیم بنائی بوده گویا شبیه به میل و آنرا علم نیز می نامیدند و هنگام عبور جنازۀ حضرت به علت تعظیم و احترام کج و منحنی شده است و اینک در آن جایگاه مسجدی ساخته شده که در شرق نجف به فاصله سه هزار ذرع است و حنانه نامیده شده به لحاظ آنکه حاملان سرهای شهیدان در این محل سر امام حسین علیه السلام و شهیدان اهل بیت و اصحاب بزرگوار آن حضرت را در ثویه گذاشتند و در این هنگام صدای نوحه و زاری از زمین برخاست و دیگران شنیدند .
اماكن ديگرنجف عبارتند از :
محمد بن ابراهیم نوه امام حسن مجتبی علیه السلام نزدیک قـبرحضرت علی ع توسط ابوالسرایا دفـن گردیده است .
رقیه دخترحسن بن علی بن ابیطالب همسر عبیدالله بن عباس بن علی در نزدیکی قبر حضرت علی(ع)دفـن گردید ه است .
درنجف بنا م محله براق ضریحی است منسوب به حضرت رقیه
نقل است که قبر موسی کلیم و ها رون برادرش علیهما السلام در نجف است .
حضرت آدم ابوالبشر و حضرت نوح نیزدرحرم مطهر مدفونند .
وادي السّلام مدفن بسیاری ازمؤمنان و بندگان صالح خداوند . ازباب شيخ طوسي حدود دويست مترفاصله باحرم مطهرراه دارد.
حضرت هود وحضرت صالح دروادی السلام مدفونند .
مقام امام مهدی عج و مقام امام صادق علیه السلام نیز در بخش شمالی وادی السلام و در بین قبور مؤمنین است .
استادالعارفين سيدعلي قاضي دروادي السلام
مقام زين العابدين عليه السلام كناردرياي نجف ازباب سلطاني حرم امام علي عليه السلام راه دارد
صافي صفا كنارمقام امام زين العابدين عليه السلام
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
وادی السّلام بقعه ا ی ا ز جنه عدن
000000000000000000000000000000
وادي السلام بزرگترين قبرستان جهان اسلام باعرض چهاركيلومتر وطول شش كيلومتراست
در «كافي» با سند خود روايت ميكند از أحمد بن عُمَر مرفوعاً از حضرت صادق عليه السّلام : قَالَ: قُلْتُ لَهُ : إنَّ أَخِي بِبَغْدَادَ، وَ أَخَافُ أَنْ يَمُوتَ بِهَا.
فَقَالَ: مَا تُبَالِي حَيْثُمَا مَاتَ ؛ أَمَا إنَّهُ لَا يَبْقَي مُؤْمِنٌ فِي شَرْقِ الارْضِ وَ غَرْبِهَا إلَّا حَشَرَ اللَهُ رُوحَهُ إلَي وَادِي السَّلَامِ . قُلْتُ لَهُ: وَ أَيْنَ وَادِي السَّلَامِ؟
قَالَ: ظَهْرَ الْكُوفَةِ، أَمَا إنِّي كَأَنِّي بِهِمْ حَلَقٌ حَلَقٌ قُعُودٌ يَتَحَدَّثُونَ . «ميگويد: خدمت آن حضرت عرض كردم: برادر من در بغداد است، و نگرانم كه در همانجا بميرد . فرمود: باك نداشته باش، هر جا كه خواهد بميرد ؛ چون هيچ مؤمن در شرق زمين و يا در غرب زمين باقي نميماند مگر آنكه خداوند روح او را در وادي السّلام با ارواح مؤمنين ديگر قرار ميدهد . عرض كردم: وادي السّلام كجاست؟ فرمود : در پشت كوفه، و آگاه باش مثل اينكه من منظره اجتماع ارواح را ميبينم كه حلقه حلقه نشستهاند و با يكديگر گفتگو دارند.»
حبّۀ عرنی گفت شبی در خدمت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به صحرای نجف که آن را وادی السّلام می گویند رفتم حضرت در آنجا ایستادند چنانکه گویا با اجتماعی سخن می گوید منهم ایستادم آنقدر که مانده شدم پس نشستم آن قدر که دلگیر شدم پس برخاستم و ایستادم آنقدر که به تنگ آمدم پس برخاستم و ردای خود را جمع کردم و گفتم یا امیرالمؤمنین می ترسم که از بسیاری ایستادن آزار بکشی اندک استراحتی بفرما فرمود که با مؤمنان صحبت می دارم بایشان انس می گیرم گفتم یا امیرالمؤمنین ایشان بعد از مرگ چنین هستند که با ایشان گفتگو توان کرد حضرت فرمود بلی و اگر برای تو ظاهر شوند خواهی دید ایشان را که حلقه حلقه نشسته اند با یکدیگر سخن می گویند گفتم بدنهای ایشان در اینجا حاضر است یا روح ایشان فرمود که روحهای ایشان و هیچ مؤمنی نیست که بمیرد در بقعۀ از بقعه های زمین مگر اینکه بروحش می گویند ملحق شو بوادی السّلام و این بقعه ای است از جنّة عدن .
شخصی خدمت حضرت صادق علیه السّلام عرض کرد برادر من در بغداد است و می ترسم در آنجا بمیرد حضرت فرمود چه باک داری هر جا که خواهد بمیرد بدرستی که هیچ مؤمنی در مشرق و مغرب زمین نمی میرد مگر اینکه خدا روح او را بوادی السّلام می رساند راوی گفت وادی السّلام کجاست فرمود که پشت کوفه گویا می بینم ایشا ن راکه در آن صحراحلقه حلقه نشسته اند و با یکدیگر صحبت می دارند .
دروادي السلام مرقد حضرت هود وصالح عليهما السلام ومرقد عارف بزرگوار آية الله حاج سيدميرزاعلي قاضي و مقام صاحب الزمان عجل الله تعالي فرجه الشريف ومقام امام صادق عليه السلام مكانهائي است كه مؤمنين براي زيارت ميروند .
0000000000000
زيارت اهل قبور
0000000000000
عبدالله بن سنان روايت ميكند كه: به حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم: سلام كردن بر اهل قبور چگونه است؟ فرمود: آري، ميگوئي
السَّلَامُ عَلَي أَهْلِ الدِّيَارِ مِنَ الْمُؤ مِنِينَ وَ الْمُسْلِمِينَ ؛ أَنْتُمْ لَنا فَرَطٌ، وَ نَحْنُ إنْ شآءَ اللَهُ بِكُمْ لَاحِقُونَ.
از حضرت امیرالمؤمین(ع) در زیارت اهل قبور روایت شده است که فرمودند: به هنگام ورود به قبرستان بگویید:
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلسَّلامُ عَلی اَهْلِ لا إِلهَ إلاَّ اللهُ مِنْ أَهْلِ لا إِلهَ إِلاّ اللهُ یا أَهْلِ لا إِلهَ إِلاّ اللهُ بِحَقِّ لا إِلهَ إِلاّ اللهُ کَیْفَ وَجَدْتُمْ قَوْلَ لا إِلهَ إِلاّ اللهُ مِنْ لا إِلهَ إِلاّ اللهُ یا لا إِلهَ إِلاّ اللهُ بِحَقِّ لا إِلهَ إِلاّ اللهُ اِغْفِرْ لِمَنْ قالَ لا إِلهَ إِلاّ اللهُ وَحْشُرْنا فی زُمْرَهِ مَنْ قالَ لا إِلهَ إِلاّ اللهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ وَلِیٌّ وَلِیٌّ الله
آن جناب فرمودند: شنیدم از رسول خدا(ص) که فرمود هرکه این دعا را بخواند حق تعالی ثواب پنجاه سال عبادت به او عطا فرماید و گناهان پنجاه سال او را و پدر و مادرش را بیامرزد.
از حضرت رسول اکرم (ص) مروی است که هر که در قبرستان بگويد:
لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَحدَهُ لا شَريکَ لَهُ لَهُ المُلکُ وَ لَهُ الحَمدُ وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدير.
روشن فرمايد خدا کل آن قبور را و بيامرزد گوينده ی اين کلمه را و بنويسد برای او هزار هزار حسنه و بيامرزد از او هزار هزار گناه و بلند کند برای او در بهشت هزار هزار درجه.
حضرت صادق(ص) مردگان را زیارت کنید که ایشان خبر میشوند و به شما انس میگیرند و چون به نزدیک به قبر بروید بگوید:
الَّلهُمَّ جافِ الاَْرْضَ عَنْ جُنُوبِهِمْ وَ صاعِدْ اِلَیْکَ اَرْواحَهُمْ وَ لَقَّهِمْ مِنْکَ رِضْواناً وَ سکِنْ اِلَیهِمْ مِنْ رَحْمَتِکَ ما تَصِلُ بِهِ وَ حْدَتُهُمْ وَ تُوْنِسُ بِهِ وَحْشَتَهُمْ اِنَّکَ عَلی کُلَّ شَیءٍ قَدیر.
از حضرت رسول اکرم (ص): هر که بر قبرستان بگذرد یازده مرتبه سوره (قُل هُوَ اللهُ اَحَد) بخواند و ثوابش را به مردگان آن قبرستان ببخشد به عدد آن مردگان اجر او ثواب یابد.
0000000000000000000000000000
زيارت هود وصالح عليهما السلام
0000000000000000000000000000
درزيارت هودوصالح عليهماالسلام اين زيارت را كه روي تابلو داخل حرم است بخوان
اَلسَّلامُ عَلي اََََوْلِياءِ اللهِ وَاَصْفِيائِهِ اَلسَّلامُ عَلي اُمَناءِاللهِ وَاَحِبّائِهِ اَلسَّلامُ عَلي اَنْصارِاللهِ وَخُلَفائِهِ اَلسَّلامُ عَلي مَحالِّ مَعْرِفَةِ اللهِ اَلسَّلامُ عَلي مَساكِنِ ذِكْرِ اللهِ اَلسَّلامُ عَلي مُظْهِرِي اَمْرِاللهِ وَنَهْيِهِ اَلسَّلامُ عَلَي الدُّعاةِ اِلَي اللهِ اَلسَّلامُ عَلَي الْمُسْتَقِرّينَ في مَرْضاتِ اللهِ اَلسَّلامُ عَلَي الْمُخْلِصينَ في طاعَةِ اللهِ اَلسَّلامُ عَلَي الْاَدِلّاءِ عَلَي اللهِ اَلسَّلامُ عَلَي الَّذينَ مَنْ والاهُمْ فَقَدْ والَي اللهَ وَمَنْ عاداهُمْ فَقَدْعادَ اللهَ وَمَنْ عَرَفَهُمْ فَقَدْعَرَفَ اللهَ وَمَنْ جَهِلَهُمْ فَقَدْ جَهِلَ اللهَ وَمَنْ اِعْتَصَمَ بِهِمْ فَقَدْ اِعْتَصَمَ بِاللهِ وَمَنْ تَخَلّي مِنهِمْ فَقَدْ تَخَلّي مِنَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ وَاُشْهِدُاللهَ اَنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سالَمِتُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبْتُمْ مُؤْمِنٌ بِسِرِّكُمْ وَعَلانِيَتِكُمْ وَمُفَوِّضٌ فِي ذالِكَ كُلِّهِ اِلَيْكُمْ لَعَنَ اللهُ عَدُوَّ آلِ مُحَمَّدٍ مِنَ الْجِنِّ وَالْاِنْسِ وَاُبْرِأُ اِلَي اللهِ مِنْهُمْ وَصَلَّي اللهُ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِهِ .
0000000000000000000
مقام صاحب الزمان عج
0000000000000000000
درمقام صاحب الزمان وادي السلام مناسب است اين زيارت را بخوانيم
السَّلامُ عَلَى الْحَقِّ الْجَدِيدِ وَ الْعَالِمِ الَّذِى عِلْمُهُ لا يَبِيدُ السَّلامُ عَلَى مُحْيِى الْمُؤْمِنِينَ وَ مُبِيرِ الْكَافِرِينَ السَّلامُ عَلَى مَهْدِىِّ الْأُمَمِ وَ جَامِعِ الْكَلِمِ السَّلامُ عَلَى خَلَفِ السَّلَفِ وَ صَاحِبِ الشَّرَفِ السَّلامُ عَلَى حُجَّةِ الْمَعْبُودِ وَ كَلِمَةِ الْمَحْمُودِ السَّلامُ عَلَى مُعِزِّ الْأَوْلِيَاءِ وَ مُذِلِّ الْأَعْدَاءِ السَّلامُ عَلَى وَارِثِ الْأَنْبِيَاءِ وَ خَاتِمِ الْأَوْصِيَاءِ السَّلامُ عَلَى الْقَائِمِ الْمُنْتَظَرِ وَ الْعَدْلِ الْمُشْتَهَرِ السَّلامُ عَلَى السَّيْفِ الشَّاهِرِ وَ الْقَمَرِ الزَّاهِرِ السَّلامُ عَلَى شَمْسِ الظَّلامِ وَ بَدْرِ التَّمَامِ السَّلامُ عَلَى رَبِيعِ الْأَنَامِ وَ نَضْرَةِ الْأَيَّامِ السَّلامُ عَلَى صَاحِبِ الصَّمْصَامِ وَ فَلاقِ الْهَامِ السَّلامُ عَلَى الدِّينِ الْمَأْثُورِ وَ الْكِتَابِ الْمَسْطُورِ السَّلامُ عَلَى بَقِيَّةِ اللَّهِ فِى بِلادِهِ وَ حُجَّتِهِ عَلَى عِبَادِهِ الْمُنْتَهِى إِلَيْهِ مَوَارِيثُ الْأَنْبِيَاءِ وَ لَدَيْهِ مَوْجُودٌ آثَارُ الْأَصْفِيَاءِ الْمُؤْتَمَنِ عَلَى السِّرِّ وَ الْوَلِىِّ لِلْأَمْرِ السَّلامُ عَلَى الْمَهْدِىِّ الَّذِى وَعَدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الْأُمَمَ أَنْ يَجْمَعَ بِهِ الْكَلِمَ وَ يَلُمَّ بِهِ الشَّعَثَ وَ يَمْلَأَ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطا وَ عَدْلا وَ يُمَكِّنَ لَهُ وَ يُنْجِزَ بِهِ وَعْدَ الْمُؤْمِنِينَ أَشْهَدُ يَا مَوْلاىَ أَنَّكَ وَ الْأَئِمَّةَ مِنْ آبَائِكَ أَئِمَّتِى وَ مَوَالِىَّ فِى الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ أَسْأَلُكَ يَا مَوْلاىَ أَنْ تَسْأَلَ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِى صَلاحِ شَأْنِى وَ قَضَاءِ حَوَائِجِى وَ غُفْرَانِ ذُنُوبِى وَ الْأَخْذِ بِيَدِى فِى دِينِى وَ دُنْيَاىَ وَ آخِرَتِى لِى وَ لِإِخْوَانِى وَ أَخَوَاتِىَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ كَافَّةً إِنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ .
پس بجا آور نماز زيارت را كه دوازده ركعت است، بعد از هر دو ركعت سلام دهد و تسبيح زهرا عليها السلام بگويد و هديه كند بسوى آن حضرت و چون از نماز زيارت فارغ شدى بگو :
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى حُجَّتِكَ فِى أَرْضِكَ وَ خَلِيفَتِكَ فِى بِلادِكَ الدَّاعِى إِلَى سَبِيلِكَ وَ الْقَائِمِ (بِقِسْطِكَ وَ الْفَائِزِ بِأَمْرِكَ وَلِىِّ الْمُؤْمِنِينَ وَ مُبِيرِ الْكَافِرِينَ وَ مُجَلِّى الظُّلْمَةِ وَ مُنِيرِ الْحَقِ) وَ الصَّادِعِ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ الصِّدْقِ وَ كَلِمَتِكَ وَ عَيْبَتِكَ وَ عَيْنِكَ فِى أَرْضِكَ الْمُتَرَقِّبِ الْخَائِفِ الْوَلِىِّ النَّاصِحِ سَفِينَةِ النَّجَاةِ وَ عَلَمِ الْهُدَى وَ نُورِ أَبْصَارِ الْوَرَى وَ خَيْرِ مَنْ تَقَمَّصَ وَ ارْتَدَى وَ الْوِتْرِ الْمَوْتُورِ وَ مُفَرِّجِ الْكَرْبِ وَ مُزِيلِ الْهَمِّ وَ كَاشِفِ الْبَلْوَى صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ الْأَئِمَّةِ الْهَادِينَ وَ الْقَادَةِ الْمَيَامِينِ مَا طَلَعَتْ كَوَاكِبُ الْأَسْحَارِ وَ أَوْرَقَتِ الْأَشْجَارُ وَ أَيْنَعَتِ الْأَثْمَارُ وَ اخْتَلَفَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ وَ غَرَّدَتِ الْأَطْيَارُ اللَّهُمَّ انْفَعْنَا بِحُبِّهِ وَ احْشُرْنَا فِى زُمْرَتِهِ وَ تَحْتَ لِوَائِهِ إِلَهَ الْحَقِّ آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ .
0000000000000000000000000
مقام امام صادق عليه السلام
0000000000000000000000000
درمقام امام صادق در وادي السلام كنار مقام صاحب الزمان عج اين زيارت را كه درتابلوي محل هست واززيارت روزسه شنبه اقتباس شده ميخوانيم
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا خازِنَ عِلْمِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا مُتَرجِمَ وَحْىِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا اِمامَ الْهُدَى اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَلَمَ التُّقَى اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَ نَا عَارِفٌ بِحَقِّكَ مُسْتَبْصِرٌ بِشَأْنِكَ مُعَادٍ لِأَعْدَائِكَ مُوَالٍ لِأَوْلِيَائِكَ بِأَبِى أَنْتَ وَ أُمِّى صَلَوَاتُ اللهِ عَلَيْكَ اللَّهُمَّ إِنِّى أَتَوَالَى آخِرَهُمْ كَمَا تَوَالَيْتُ أَوَّلَهُمْ وَ أَبْرَأُ مِنْ كُلِّ وَلِيجَةٍ دُونَهُمْ وَ أَكْفُرُ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ اللّاتِ وَ الْعُزَّى صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكَ يَا مَوَلايَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا صَادِقًا مُصَدِّقَا فِى الْقَوْلِ وَ الْفِعْلِ يَا مَولايَ هَذَا يَوْمُكَ وَ هُوَ يَوْمُ الثُّلاثَاءِ وَ أَنَا فِيهِ ضَيْفٌ لَكَ وَ مُسْتَجِيرٌ بِكَ فَأَضِفْنِى وَ أَجِرْنِى بِمَنْزِلَةِ اللَّهِ عِنْدَكَ وَ آلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ .
مناسب است اين نمازخوانده شود
نماز حضرت صادق عليه السلام دو ركعت است در هر ركعت حمد يك مرتبه و آيه شَهِدَ اللَّهُ صد مرتبه
دعاى آن حضرت يَا صَانِعَ كُلِّ مَصْنُوعٍ يَا جَابِرَ كُلِّ كَسِيرٍ وَ يَا حَاضِرَ كُلِّ مَلَإٍ وَ يَا شَاهِدَ كُلِّ نَجْوَى وَ يَا عَالِمَ كُلِّ خَفِيَّةٍ وَ يَا شَاهِدا غَيْرَ غَائِبٍ وَ يَا غَالِبًا غَيْرَ مَغْلُوبٍ وَ يَا قَرِيبًا غَيْرَ بَعِيدٍ وَ يَا مُونِسَ كُلِّ وَحِيدٍ وَ يَا حَىُّ مُحْيِىَ الْمَوْتَى وَ مُمِيتَ الْأَحْيَاءِ اَلْقَائِمَ عَلَى كُلِّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ وَ يَا حَيّا حِينَ لا حَىَّ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
ومناسب است اين صلوات خوانده شود
صلوات بر جعفر بن محمد عليهما السلام
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ خَازِنِ الْعِلْمِ الدَّاعِى إِلَيْكَ بِالْحَقِّ النُّورِ الْمُبِينِ اللَّهُمَّ وَ كَمَا جَعَلْتَهُ مَعْدِنَ كَلامِكَ وَ وَحْيِكَ وَ خَازِنَ عِلْمِكَ وَ لِسَانَ تَوْحِيدِكَ وَ وَلِىَّ أَمْرِكَ وَ مُسْتَحْفَظَ [مُسْتَحْفِظَ] دِينِكَ فَصَلِّ عَلَيْهِ أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَصْفِيَائِكَ وَ حُجَجِكَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ
0000000000000000000000000000000000000000000
مرقداستادالعارفين سيدميرزاعلي قاضي
0000000000000000000000000000000000000000000
زیارت قبور مؤمنان:
1ـ زائر رو به قبله قرار مى گیرد و دست روى قبر مى گذارد چنان که از دو روایت عبدالرحمن بن ابى عبدالله و محمّد بن احمد بن یحیى به دست مى آید.
2ـ هفت مرتبه سوره انا انزلناه بخواند چنان که در روایت «اشعرى» گذشت. در بعضى از روایات اشاره به سوره حمد نیز شده است و مناسب است در صورتى که توفیق رفیق او گردد از سوره هاى دیگر قرآن براى شادى روح آن میّت مانند «یس»، «مُلک» و «واقعه» استفاده کند.
از حضرت محمد امام محمد باقر (ع) هر که سوره (انا انزلناه) را نزد قبر مومنی بخواند هفت مرتبه حق تعالی ملکی را بفرستد که عبادت الهی کند نزد بر او و ثواب عبادت آن ملک را برای میت بنویسند و چون از قبرش محشور شود به هر ترسی از ترسهای قیامت که برسد حق تعالی به سبب آن ملک آن هول و ترس را از او دفع کند تا داخل بهشت شود.
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
حرم مطهرامام علی بن ابی طا لب (عليه السّلام) در نجف
0000000000000000000000000000000000000000000000000
اسدالله الغالب امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السّلام در سیزدهم رجب سال سی بعد از عام الفیل و ولادت پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و ده سال قبل از بعثت پیغمبر در کعبه متولد شد و تنها فرزندی ا ست که در چنین محلی پاک بدنیا آمده است.
هنگامی که فاطمه بنت اسد را درد زایمان فرا می گیرد به خانه خدا پناهنده می شود در برابر کعبه می ایستد و نظر بجانب آسمان افکنده می گوید پروردگارا من ایمان آورده ام بتو و به هر پیغمبر و رسولی که فرستاده ای و به هر کتابی که نازل گردانیده ای و تصدیق کرده ام به گفته های جدم ابراهیم خلیل که خانه کعبه بنا کردۀ اوست پس مسئلت می کنم از تو بحق این خانه و بحق آن کسی که این خانه را بنا کرده است و بحق این فرزندی که در شکم من است و با من سخن می گوید و به سخن گفتن خود مونس من گردیده است و یقین دارم که او یکی از آیات جلال و عظمت تو است که آسان کنی بر من ولادت مرا و چون از این دعا فارغ شد دیوار خانه شکافته شد ( محل شکاف كنارمستجارقبل از رکن یمانی است ازسمت حجراسماعيل) و آن مخدره از آن رخنه داخل خانه شد سپس دیوار باذن خدا بهم آمد و آن مخدره سه روز در اندرون کعبه ماند و اهل مکه در کوچه و بازار این قضیه را نقل می کردند تا روز چهارم همان موضع از دیوار کعبه شکافته شد و آن مخدره بیرون آمد در حالی که فرزند خود را در دست داشت و می گفت ای گروه مردم به درستی که حقتعالی برگزید مرا از میان خلق خود و فضیلت داد مرا بر زنان برگزیدۀ که پیش از من بودند زیرا که حقتعالی برگزید آسیه دختر مزاحم را و او عبادت کرد حق تعالی را پنهان در موضعی که عبادت خدا در آنجا سزاوار نبود مگر در حال ضرورت یعنی خانۀ فرعون و برگزید مریم دختر عمران را و ولادت حضرت عیسی علیه السلام را بر او آسان گردانید و در بیابان درخت خشک را جنبانید رطب تازه از برای او فرو ریخت و حق تعالی مرا بر آن هر دو زیادتی داد و همچنین بر جمیع زنان عالمیان که پیش از من گذشته اند زیرا که من فرزندی آورده ام در میان خانۀ برگزیدۀ او و سه روز در آن خانه محترم ماندم و از میوه ها و طعامهای بهشت تناول کردم و چون خواستم که بیرون آیم در هنگامی که فرزند برگزیدۀ من بر روی دست من بود هاتفی از غیب مرا ندا کرد که ای فاطمه این فرزند بزرگوار را علی نام کن بدرستی که منم خداوند علی اعلی و او را آفریده ام از قدرت و عزت و جلال خود و بهرۀ کامل از عدالت خویش باو بخشیده ام و نام او را از نام مقدس خود اشتقاق نموده ام و او را با آداب خجستۀ خود تادیب نموده ام و امور خود را باو تفویض کرده ام و او را بر علوم پنهان خود مطلع کرده ام و در خانۀ محترم من متولد شده است و او اول کسی است که اذان خواهد گفت بر روی خانۀ من و بتها را خواهد شکست و آنها را از بالای کعبه بزیر خواهد انداخت و مرا بعظمت و مجد و بزرگواری و یگانگی یاد خواهد کرد و اوست امام و پیشوا بعد از حبیب من و برگزیده از جمیع خلق من محمّد(ص) که رسول من است و او وصی او خواهد بود خوشا حال کسی که او را دوست دارد و یاری کند او را ووای بر حال کسی که فرمان او نبرد و یاری او نکند و انکار حق او نماید . نشو و نمای علی علیه السّلام و تربیت او در دامان پر مهر و عطوفت محمّد صلّی الله علیه و آله بود علی علیه السّلام از بدو تولد تا شش سالگی از مهر و محبت پسر عمویش محمّد صلّی الله علیه وآله برخورداربود و لیکن از شش سالگی به بعد که فرزندان ابی طالب را بخاطرعیا لوا ری و تهی دستی بین عموها و برادران ابی طالب تقسیم کردند و عباس جعفر را و حمزه طا لب را برد ند خا نۀ خود محمّد صلّی الله علیه و آله هم علی را برد خانۀ خود و عملاً تحت سرپرستی و تربیت خود قرار داد تا جائی که وقتی حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله در سن چهل سالگی مبعوث به رسالت گردید علی علیه السّلام ده ساله بود و اولین مردی بود که پیامبری آن حضرت را تصدیق کرد و به او ایمان آورد و بعد از بعثت نیز مدام در کنارپیامبرصلّی الله علیه و آله بود و شاهد نزول آیات قرآن بر آنحضرت بود چنانکه خود امام علی علیه السّلام در ضمن خطبه قاصعه می فرماید : شما قدر و منزلت مرا ازرسول خدا صلّی الله علیه وآله به سبب خویشاوندی نزدیک ومقام بلندواحترام مخصوص می دانید زمان کودکی مرادرکنارخود پرورش داد و به سینه اش می چسبا نید ودربسترش در آغوش می داشت و تنش را به من می مالید و بوی خویش را به من می بویانید و خوراکی جویده در دهان من می نهاد و من پی او می رفتم مانند رفتن بچۀ شتر پی مادرش و در هر روزی شمه ای از اخلاق خود را به من می نمود پرچم و نشانه ای از اخلاق خود را می افراشت و مرا امر به پیروی از آن می فرمود و در هر سالی روزهائی را در حراء اقامت می نمود من همراه او بودم و من او را می دیدم و غیر من نمی دید و در آنزمان اسلام در خانه ای نیامده بود مگر خانۀ رسول خدا صلّی الله علیه و آله و خدیجه که من سوم آنها بودم نور وحی و رسالت را می دیدم و بوی نبوت و پیغمبری را می بوئیدم و هنگا می که وحی بر آن حضرت صلّی الله علیه و آله نا زل شد صدای شیطا ن را می شنیدم که نا له و فریا د می کرد .
خوابیدن علی علیه السلام بجای پیامبر صلی الله علیه و آله و هجرت آن حضرت به مدینه بالاترین افتخار است که در سن بیست وسه سا لگی آ ن حضرت وا قع شد .
در سال سیزدهم بعثت که پیامبر صلّی الله علیه و آله از مکر و حیله کفار توسط جبرئيل(ع)باخبر شد شبانه ازمكه خارج شد وعلي (ع) بجاي ايشان دربسترخوابيد صبحگاه كه كفارآمدند درخانه متوجه شدند كه آن حضرت ازمكه خارج شده ومكروحيله آنها مؤثر واقع نشد و پس از چند روز علی علیه السّلام خا نوادۀ پیامبررا برداشته ورهسپا ر مدینه شد و درمحلۀ قبا به آنحضرت ملحق شد و با هم وارد مدینه شدند .
علی علیه السلام ده سال پس از هجرت مدام یا ر و یاور پیغمبر صلی الله علیه و آله بود و در تمامی جنگها غزوات و سرايا حضور داشت و از پیغمبر صلی الله علیه و آله و اسلام و مدینه پایگاه اسلام دفاع می کرد و فداکاریهای آنحضرت در احد و شجاعت ا و د ر خند ق و خیبر و بد ر و حنین اظهر من الشمس است. علی علیه السلام هنگام رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله سر آنحضرت را بر دامان داشت و طبق وصیت آنحصرت متولی غسل و کفن و دفن آنحضرت شد که اینها نشانۀ خلافت و جانشینی امام علی علیه السلام است .
علی علیه السلام به تصریح آیات قرآن و وصایای پیغمبر صلی الله علیه و آله خلیفۀ بلافصل آنحضرت و امام بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله بود که احادیث مباهله و مؤاخاه و سد ابواب و مرغ بریان و سفینه و ثقلین و منزلت و انفاق و نجوی و رایت و غدیر خم همگی دلیل و سند امامت است که از طریق شیعه و سنی در کتابهای هر دو فرقه با اسناد صحیح نقل شده .
علی علیه السلام بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله 25 سال خانه نشین شد که سه سال آن خلافت ابی بکر و ده سال آن خلافت عمرو دوازده سال آن خلافت عثمان بود .
علی علیه السلام پس از قتل عثمان با اجتماع مردم در خانه او خلافت را عهده دار شد و پنج سال خلافت کرد که در این پنج سال وقت آنحضرت مصروف جنگهای دیگری شد که در جنگ جمل با ناکثین و صفین با قاسطین و نهروان با مارقین درگیر بود .
علی علیه السلام در سن شصت و سه سالگی صبح نوزدهم ماه مبارک رمضان بر اثر ضربت ابن ملجم مرادی فرق مباركش در محراب مسجد کوفه شکافته شد و در شب بیست و یکم شرب شهادت نوشید که بنا بر وصیت آن حضرت بدن مبارکش را شبانه بردند نجف دفن کردند و قبر شریفش را مخفی کردند و مدت یکصد و سی سال قبر آن حضرت مخفی بود تا زمان ها رون الرشيد .
زیارت مخفیانه زائرین خاص امیرالمؤمنین علیه السلام که امامان علیهم السلام و خواص اصحاب آنان تا زمان حضرت موسی بن جعفر علیه السلام بعد از شهادت امام علی علیه السلام بمدت یکصد و سی سال صورت می گرفت هر چند که امام صادق علیه السلام قبل از آن محل قبر مطهر را به شیعیان معرفی کرد و شیعیان عموماً برای زیارت می رفتند و لیکن باز هم احتیاط می کردند و به عامۀ مردم نشان نمی دادند .
آشکار شدن قبر مطهر امیرالمؤمنین علیه السلام در زمان حضرت موسی بن جعفر علیه السلام بود از عبدالله حازم روایت است که گفته است روزی با هارون از کوفه بیرون شدیم بجانب غريین پس آهوانی دیدیم بازها و سگهای شکاری را بجانب آنها روانه کردیم ساعتی آهوان را دوانیدیم آهوان پس از دویدن زیا د پناه بردند به پشتۀ و بازها و سگهای شکاری برگشتند رشید متعجب شد پس آهوان از پشته بیرون آمدند دو دفعه بازها و سگها را بسوی آنها مراجعت دادیم دفعۀ دیگر نیز آهوان به همان پشته پناه بردند رشید خیلی تعجب کرد گفت بروید بجانب کسی که عمرش از همه بیشتر است او را حاضر کنید پس پیرمردی از بنی اسد را آوردند رشید گفت خبر بده مرا که این پشته چیست پیرمرد گفت خبر داد به من پدرم از پدرانش که در این پشته قبر حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام است و خداوند او را حرم امن قرار داده هیچ چیز به او پناه نمی برد مگر اینکه در امانست و پیرمرد گفت پدرم مرا به این موضع می آورد و زیارت می کرد و می گفت من با حضرت صادق علیه السلام به زیارت این مکان آمدیم و آن جناب می فرمود من با پدرم حضرت باقر علیه السلام به زیارت این مکان آمدیم و پدرم حضرت باقر علیه السلام می فرمود من با پدرم حضرت علی بن الحسین علیه السلام به زیارت این مکان آمدیم و علی بن الحسین علیه السلام می فرمود من با پدرم حسین بن علی علیه السلام به زیارت این مکان آمدیم و حسین بن علی علیه السلام می فرمود در این مکان موضع قبر امیرالمؤمنین علیه السلام است پس هارون از مركب خود فرود آمد و آب طلبید وضو گرفت و در آن پشته نماز کرد و دعا کرد و گریست و خود را بخاک مالید و امركرد قبه ای در آنجا بنا کنند که چهار در داشته باشد و این اولین بنای حرم امیرالمؤمنین علیه السلام بود .
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
زیارت حضرت امام علی (عليه السّلام)
0000000000000000000000000000
امام حسن مجتبی علیه السلام از قول پیامبر صلی الله علیه و آله نقل می فرماید که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود درهای آسمان به روی زائر حضرت علی علیه السلام گشوده می شود و در روایت دیگر می فرماید هر قدمی که بسوی زیارت علی علیه السلام برداشته می شود ثواب حج و عمره مقبول را دارد و امام صادق علیه السلام فرمود کسی که زیارت کند جدم امیرالمؤمنین علیه السلام را می نویسد خداوند متعال در قبال هر قدمی حج و عمره مقبول .
زيارتى كه شيخ مفيد و شهيد و سيد بن طاوس و ديگران ذكر كردهاند
و كيفيت آن چنان است كه هر گاه اراده زيارت نمايى غسل كن و دو جامه پاك بپوش و به چيزى از بوى خوش خود را خوشبو كن و اگر نيابى و نكنى نيز مجزى است
چون از خانه بيرون آمدى بگو :
اللَّهُمَّ إِنِّى خَرَجْتُ مِنْ مَنْزِلِى أَبْغِى فَضْلَكَ وَ أَزُورُ وَصِىَّ نَبِيِّكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِمَا اللَّهُمَّ فَيَسِّرْ ذَلِكَ لِى وَ سَبِّبِ الْمَزَارَ لَهُ وَ اخْلُفْنِى فِى عَاقِبَتِى وَ حُزَانَتِى بِأَحْسَنِ الْخِلافَةِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ پس روانه شو در حالى كه زبانت گويا باشد به ذكر الْحَمْدُ لِلَّهِ و سُبْحَانَ اللَّهِ و لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ
چون رسيدى به خندق كوفه بايست و بگو :
اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ أَهْلُ الْكِبْرِيَاءِ وَ الْمَجْدِ وَ الْعَظَمَةِ اللَّهُ أَكْبَرُ أَهْلُ التَّكْبِيرِ وَ التَّقْدِيسِ وَ التَّسْبِيحِ وَ الْآلاءِ اللَّهُ أَكْبَرُ مِمَّا أَخَافُ وَ أَحْذَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ عِمَادِى وَ عَلَيْهِ أَتَوَكَّلُ اللَّهُ أَكْبَرُ رَجَائِى وَ إِلَيْهِ أُنِيْبُ اللَّهُمَّ أَنْتَ وَلِىُّ نِعْمَتِى وَ الْقَادِرُ عَلَى طَلِبَتِى تَعْلَمُ حَاجَتِى وَ مَا تُضْمِرُهُ هَوَاجِسُ الصُّدُورِ وَ خَوَاطِرُ النُّفُوسِ فَأَسْأَلُكَ بِمُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى الَّذِى قَطَعْتَ بِهِ حُجَجَ الْمُحْتَجِّينَ وَ عُذْرَ الْمُعْتَذِرِينَ وَ جَعَلْتَهُ رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ أَنْ لا تَحْرِمَنِى ثَوَابَ زِيَارَةِ وَلِيِّكَ وَ أَخِى نَبِيِّكَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ قَصْدَهُ وَ تَجْعَلَنِى مِنْ وَفْدِهِ الصَّالِحِينَ وَ شِيعَتِهِ الْمُتَّقِينَ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .
و چون نمودار شود براى تو قبّه شريفه آن حضرت بگو :
الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى مَا اخْتَصَّنِى بِهِ مِنْ طِيبِ الْمَوْلِدِ وَ اسْتَخْلَصَنِى إِكْرَاما بِهِ مِنْ مُوَالاةِ الْأَبْرَارِ السَّفَرَةِ الْأَطْهَارِ وَ الْخِيَرَةِ الْأَعْلامِ اللَّهُمَّ فَتَقَبَّلْ سَعْيِى إِلَيْكَ وَ تَضَرُّعِى بَيْنَ يَدَيْكَ وَ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتِى لا تَخْفَى عَلَيْكَ إِنَّكَ أَنْتَ اللَّهُ الْمَلِكُ الْغَفَّارُ .
چون در وقت ديدن قبّه منوره يك حال نشاط و شوقى براى زائر روى مىدهد كه ميل دارد در آن وقت تمام توجه خود را به آن جناب نمايد و به هر لسانى و بيانى كه تواند مدح و ثناى آن بزرگوار گويد خصوص زائر اگر از اهل علم و كمال باشد دوست مىدارد كه اگر شعر بليغى در نظر داشته باشد در آن حال به آن تمثل جويد لذا به خاطرم رسيد كه اين چند شعر را از قصيده هائيه ازريه كه مناسب اين مقام است ذكر نمايم و رجاء واثق كه سلامى از جانب اين صاحب صحيفه سوداء به آن صاحب قبّه بيضاء بنمايد و از دعاى خير فراموشم نفرمايد و الاشعار هذه (أَيُّهَا الرَّاكِبُ الْمُجِدُّ رُوَيْدا*بِقُلُوبٍ تَقَلَّبَتْ فِى جَوَاهَا*إِنْ تَرَاءَتْ أَرْضُ الْغَرِ ِيَّيْنِ فَاخْضَعْ*وَ اخْلَعِ النَّعْلَ دُونَ وَادِى طُوَاهَا *إِذَا شِمْتَ قُبَّةَ الْعَالَمِ*الْأَعْلَى وَ أَنْوَارُ رَبِّهَا تَغْشَاهَا*فَتَوَاضَعْ فَثَمَّ دَارَةُ قُدْسٍ*تَتَمَنَّى الْأَفْلاكُ لَثْمَ ثَرَاهَا*قُلْ لَهُ وَ الدُّمُوعُ سَفْحُ عَقِيقٍ*وَ الْحَشَا تَصْطَلِى بِنَارِ غَضَاهَا*يَا بْنَ عَمِّ النَّبِىِّ أَنْتَ يَدُ اللَّهِ*الَّتِى عَمَّ كُلَّ شَىْءٍ نَدَاهَا*أَنْتَ قُرْآنُهُ الْقَدِيمُ وَ أَوْصَافُكَ*آيَاتُهُ الَّتِى أَوْحَاهَا*خَصَّكَ اللَّهُ فِى مَآثِرَ شَتَّى*هِىَ مِثْلُ الْأَعْدَادِ لا تَتَنَاهَى* لَيْتَ عَيْنا بِغَيْرِ رَوْضِكَ تَرْعَى*قَذِيَتْ وَ اسْتَمَرَّ فِيهَا قَذَاهَا*أَنْتَ بَعْدَ النَّبِىِّ خَيْرُ الْبَرَايَا *وَ السَّمَا خَيْرُ مَا بِهَا قَمَرَاهَا*لَكَ ذَاتٌ كَذَاتِهِ حَيْثُ لَوْ لا*أَنَّهَا مِثْلُهَا لَمَا آخَاهَا*قَدْ تَرَاضَعْتُمَا بِثَدْىِ وِصَالٍ*كَانَ مِنْ جَوْهَرِ التَّجَلِّى غِذَاهَا*يَا أَخَا الْمُصْطَفَى لَدَىَّ ذُنُوبٌ*هِىَ عَيْنُ الْقَذَا وَ أَنْتَ جَلاهَا*لَكَ فِى مُرْتَقَى الْعُلَى وَ الْمَعَالِى*دَرَجَاتٌ لا يُرْتَقَى أَدْنَاهَا*لَكَ نَفْسٌ مِنْ مَعْدِنِ اللُّطْفِ صِيغَتْ*جَعَلَ اللَّهُ كُلَّ نَفْسٍ فِدَاهَا)
و چون به دروازه نجف برسى بگو :
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى هَدَانَا لِهَذَا وَ مَا كُنَّا لِنَهْتَدِىَ لَوْ لا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى سَيَّرَنِى فِى بِلادِهِ وَ حَمَلَنِى عَلَى دَوَابِّهِ وَ طَوَى لِىَ الْبَعِيدَ وَ صَرَفَ عَنِّى الْمَحْذُورَ وَ دَفَعَ عَنِّى الْمَكْرُوهَ حَتَّى أَقْدَمَنِى حَرَمَ أَخِى رَسُولِهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ .
پس داخل شهر شو و بگو :
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى أَدْخَلَنِى هَذِهِ الْبُقْعَةَ الْمُبَارَكَةَ الَّتِى بَارَكَ اللَّهُ فِيهَا وَ اخْتَارَهَا لِوَصِىِّ نَبِيِّهِ اللَّهُمَّ فَاجْعَلْهَا شَاهِدَةً لِى .
پس چون به درگاه اول برسى بگو :
اللَّهُمَّ لِبَابِكَ وَقَفْتُ وَ بِفِنَائِكَ نَزَلْتُ وَ بِحَبْلِكَ اعْتَصَمْتُ وَ لِرَحْمَتِكَ تَعَرَّضْتُ وَ بِوَلِيِّكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ تَوَسَّلْتُ فَاجْعَلْهَا زِيَارَةً مَقْبُولَةً وَ دُعَاءً مُسْتَجَابا .
پس چون به در صحن برسى بگو :
اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا الْحَرَمَ حَرَمُكَ وَ الْمَقَامَ مَقَامُكَ وَ أَنَا أَدْخُلُ إِلَيْهِ أُنَاجِيكَ بِمَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّى وَ مِنْ سِرِّى وَ نَجْوَاىَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْحَنَّانِ الْمَنَّانِ الْمُتَطَوِّلِ الَّذِى مِنْ تَطَوُّلِهِ سَهَّلَ لِى زِيَارَةَ مَوْلاىَ بِإِحْسَانِهِ وَ لَمْ يَجْعَلْنِى عَنْ زِيَارَتِهِ مَمْنُوعا وَ لا عَنْ وِلايَتِهِ مَدْفُوعا بَلْ تَطَوَّلَ وَ مَنَحَ اللَّهُمَّ كَمَا مَنَنْتَ عَلَىَّ بِمَعْرِفَتِهِ فَاجْعَلْنِى مِنْ شِيعَتِهِ وَ أَدْخِلْنِى الْجَنَّةَ بِشَفَاعَتِهِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .
پس داخل صحن شو و بگو :
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى أَكْرَمَنِى بِمَعْرِفَتِهِ وَ مَعْرِفَةِ رَسُولِهِ وَ مَنْ فَرَضَ عَلَىَّ طَاعَتَهُ رَحْمَةً مِنْهُ لِى وَ تَطَوُّلا مِنْهُ عَلَىَّ وَ مَنَّ عَلَىَّ بِالْإِيمَانِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى أَدْخَلَنِى حَرَمَ أَخِى رَسُولِهِ وَ أَرَانِيهِ فِى عَافِيَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى جَعَلَنِى مِنْ زُوَّارِ قَبْرِ وَصِىِّ رَسُولِهِ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدا عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ جَاءَ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّا عَبْدُ اللَّهِ وَ أَخُو رَسُولِ اللَّهِ اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى هِدَايَتِهِ وَ تَوْفِيقِهِ لِمَا دَعَا إِلَيْهِ مِنْ سَبِيلِهِ اللَّهُمَّ إِنَّكَ أَفْضَلُ مَقْصُودٍ وَ أَكْرَمُ مَأْتِىٍّ وَ قَدْ أَتَيْتُكَ مُتَقَرِّبا إِلَيْكَ بِنَبِيِّكَ نَبِىِّ الرَّحْمَةِ وَ بِأَخِيهِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِىِّ بْنِ أَبِى طَالِبٍ عَلَيْهِمَا السَّلامُ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لا تُخَيِّبْ سَعْيِى وَ انْظُرْ إِلَىَّ نَظْرَةً رَحِيمَةً تَنْعَشُنِى بِهَا وَ اجْعَلْنِى عِنْدَكَ وَجِيها فِى الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ .
و چون به در رواق(درب اول)برسى بايست و بگو :
السَّلامُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ أَمِينِ اللَّهِ عَلَى وَحْيِهِ وَ عَزَائِمِ أَمْرِهِ الْخَاتِمِ لِمَا سَبَقَ وَ الْفَاتِحِ لِمَا اسْتُقْبِلَ وَ الْمُهَيْمِنِ عَلَى ذَلِكَ كُلِّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ السَّلامُ عَلَى صَاحِبِ السَّكِينَةِ السَّلامُ عَلَى الْمَدْفُونِ بِالْمَدِينَةِ السَّلامُ عَلَى الْمَنْصُورِ الْمُؤَيَّدِ السَّلامُ عَلَى أَبِى الْقَاسِمِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ .
پس داخل رواق شو و در وقت داخل شدن پاى راست را مقدم دار و بايست بر در حرم(درب دوم)و بگو :
أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدا عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ جَاءَ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِهِ وَ صَدَّقَ الْمُرْسَلِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حَبِيبَ اللَّهِ وَ خِيَرَتَهُ مِنْ خَلْقِهِ السَّلامُ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَبْدِ اللَّهِ وَ أَخِى رَسُولِ اللَّهِ يَا مَوْلاىَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِكَ وَ ابْنُ أَمَتِكَ جَاءَكَ مُسْتَجِيرا بِذِمَّتِكَ قَاصِدا إِلَى حَرَمِكَ مُتَوَجِّها إِلَى مَقَامِكَ مُتَوَسِّلا إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِكَ أَ أَدْخُلُ يَا مَوْلاىَ أَ أَدْخُلُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَ أَدْخُلُ يَا حُجَّةَ اللَّهِ أَ أَدْخُلُ يَا أَمِينَ اللَّهِ أَ أَدْخُلُ يَا مَلائِكَةَ اللَّهِ الْمُقِيمِينَ فِى هَذَا الْمَشْهَدِ يَا مَوْلاىَ أَ تَأْذَنُ لِى بِالدُّخُولِ أَفْضَلَ مَا أَذِنْتَ لِأَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ فَإِنْ لَمْ أَكُنْ لَهُ أَهْلا فَأَنْتَ أَهْلٌ لِذَلِكَ .
پس عتبه را ببوس و مقدم دار پاى راست را پيش از پاى چپ و داخل شو(ازدرب دوم)و در حال داخل شدن بگو :
بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ فِى سَبِيلِ اللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى وَ ارْحَمْنِى وَ تُبْ عَلَىَّ إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ
پس برو تا محاذى قبر مطهر شوى و توقف نما پيش از رسيدن به قبر و رو به قبر كن و بگو :
السَّلامُ مِنَ اللَّهِ عَلَى مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ أَمِينِ اللَّهِ عَلَى وَحْيِهِ وَ رِسَالاتِهِ وَ عَزَائِمِ أَمْرِهِ وَ مَعْدِنِ الْوَحْىِ وَ التَّنْزِيلِ الْخَاتِمِ لِمَا سَبَقَ وَ الْفَاتِحِ لِمَا اسْتُقْبِلَ وَ الْمُهَيْمِنِ عَلَى ذَلِكَ كُلِّهِ الشَّاهِدِ عَلَى الْخَلْقِ السِّرَاجِ الْمُنِيرِ وَ السَّلامُ عَلَيْهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ الْمَظْلُومِينَ أَفْضَلَ وَ أَكْمَلَ وَ أَرْفَعَ وَ أَشْرَفَ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَنْبِيَائِكَ وَ رُسُلِكَ وَ أَصْفِيَائِكَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَبْدِكَ وَ خَيْرِ خَلْقِكَ بَعْدَ نَبِيِّكَ وَ أَخِى رَسُولِكَ وَ وَصِىِّ حَبِيبِكَ الَّذِى انْتَجَبْتَهُ مِنْ خَلْقِكَ وَ الدَّلِيلِ عَلَى مَنْ بَعَثْتَهُ بِرِسَالاتِكَ وَ دَيَّانِ الدِّينِ بِعَدْلِكَ وَ فَصْلِ قَضَائِكَ بَيْنَ خَلْقِكَ وَ السَّلامُ عَلَيْهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ الْقَوَّامِينَ بِأَمْرِكَ مِنْ بَعْدِهِ الْمُطَهَّرِينَ الَّذِينَ ارْتَضَيْتَهُمْ أَنْصَارا لِدِينِكَ وَ حَفَظَةً لِسِرِّكَ وَ شُهَدَاءَ عَلَى خَلْقِكَ وَ أَعْلاما لِعِبَادِكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ السَّلامُ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِىِّ بْنِ أَبِى طَالِبٍ وَصِىِّ رَسُولِ اللَّهِ وَ خَلِيفَتِهِ وَ الْقَائِمِ بِأَمْرِهِ مِنْ بَعْدِهِ سَيِّدِ الْوَصِيِّينَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ السَّلامُ عَلَى فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ السَّلامُ عَلَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَىْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ مِنَ الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ السَّلامُ عَلَى الْأَئِمَّةِ الرَّاشِدِينَ السَّلامُ عَلَى الْأَنْبِيَاءِ وَ الْمُرْسَلِينَ السَّلامُ عَلَى الْأَئِمَّةِ الْمُسْتَوْدَعِينَ السَّلامُ عَلَى خَاصَّةِ اللَّهِ مِنْ خَلْقِهِ السَّلامُ عَلَى الْمُتَوَسِّمِينَ السَّلامُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ قَامُوا بِأَمْرِهِ وَ وَازَرُوا أَوْلِيَاءَ اللَّهِ وَ خَافُوا بِخَوْفِهِمْ السَّلامُ عَلَى الْمَلائِكَةِ الْمُقَرَّبِينَ السَّلامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ .
پس برو تا بايستى نزديك قبر و رو به قبر و پشت به قبله كن و بگو :
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حَبِيبَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا صَفْوَةَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَلِىَّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا إِمَامَ الْهُدَى السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَلَمَ التُّقَى السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْوَصِىُّ الْبَرُّ التَّقِىُّ النَّقِىُّ الْوَفِىُّ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَمُودَ الدِّينِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا سَيِّدَ الْوَصِيِّينَ وَ أَمِينَ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ دَيَّانَ يَوْمِ الدِّينِ وَ خَيْرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ سَيِّدَ الصِّدِّيقِينَ وَ الصَّفْوَةَ مِنْ سُلالَةِ النَّبِيِّينَ وَ بَابَ حِكْمَةِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ خَازِنَ وَحْيِهِ وَ عَيْبَةَ عِلْمِهِ وَ النَّاصِحَ لِأُمَّةِ نَبِيِّهِ وَ التَّالِىَ لِرَسُولِهِ وَ الْمُوَاسِىَ لَهُ بِنَفْسِهِ وَ النَّاطِقَ بِحُجَّتِهِ وَ الدَّاعِىَ إِلَى شَرِيعَتِهِ وَ الْمَاضِىَ عَلَى سُنَّتِهِ اللَّهُمَّ إِنِّى أَشْهَدُ أَنَّهُ قَدْ بَلَّغَ عَنْ رَسُولِكَ مَا حُمِّلَ وَ رَعَى مَا اسْتُحْفِظَ وَ حَفِظَ مَا اسْتُوْدِعَ وَ حَلَّلَ حَلالَكَ وَ حَرَّمَ حَرَامَكَ وَ أَقَامَ أَحْكَامَكَ وَ جَاهَدَ النَّاكِثِينَ فِى سَبِيلِكَ وَ الْقَاسِطِينَ فِى حُكْمِكَ وَ الْمَارِقِينَ عَنْ أَمْرِكَ صَابِرا مُحْتَسِبا لا تَأْخُذُهُ فِيكَ لَوْمَةُ لائِمٍ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِ أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ وَ أَصْفِيَائِكَ وَ أَوْصِيَاءِ أَنْبِيَائِكَ اللَّهُمَّ هَذَا قَبْرُ وَلِيِّكَ الَّذِى فَرَضْتَ طَاعَتَهُ وَ جَعَلْتَ فِى أَعْنَاقِ عِبَادِكَ مُبَايَعَتَهُ وَ خَلِيفَتِكَ الَّذِى بِهِ تَأْخُذُ وَ تُعْطِى وَ بِهِ تُثِيبُ وَ تُعَاقِبُ وَ قَدْ قَصَدْتُهُ طَمَعا لِمَا أَعْدَدْتَهُ لِأَوْلِيَائِكَ فَبِعَظِيمِ قَدْرِهِ عِنْدَكَ وَ جَلِيلِ خَطَرِهِ لَدَيْكَ وَ قُرْبِ مَنْزِلَتِهِ مِنْكَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِى مَا أَنْتَ أَهْلُهُ فَإِنَّكَ أَهْلُ الْكَرَمِ وَ الْجُودِ وَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلاىَ وَ عَلَى ضَجِيعَيْكَ آدَمَ وَ نُوحٍ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ .
پس ضريح را ببوس و در جانب سر بايست و بگو :
يَا مَوْلاىَ إِلَيْكَ وُفُودِى وَ بِكَ أَتَوَسَّلُ إِلَى رَبِّى فِى بُلُوغِ مَقْصُودِى وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْمُتَوَسِّلَ بِكَ غَيْرُ خَائِبٍ وَ الطَّالِبَ بِكَ عَنْ مَعْرِفَةٍ غَيْرُ مَرْدُودٍ إِلا بِقَضَاءِ حَوَائِجِهِ فَكُنْ لِى شَفِيعا إِلَى اللَّهِ رَبِّكَ وَ رَبِّى فِى قَضَاءِ حَوَائِجِى وَ تَيْسِيرِ أُمُورِى وَ كَشْفِ شِدَّتِى وَ غُفْرَانِ ذَنْبِى وَ سَعَةِ رِزْقِى وَ تَطْوِيلِ عُمُرِى وَ إِعْطَاءِ سُؤْلِى فِى آخِرَتِى وَ دُنْيَاىَ اللَّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ اللَّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ اللَّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ الْأَئِمَّةِ وَ عَذِّبْهُمْ عَذَابا أَلِيما لا تُعَذِّبُهُ أَحَدا مِنَ الْعَالَمِينَ عَذَابا كَثِيرا لا انْقِطَاعَ لَهُ وَ لا أَجَلَ وَ لا أَمَدَ بِمَا شَاقُّوا وُلاةَ أَمْرِكَ وَ أَعِدَّ لَهُمْ عَذَابا لَمْ تُحِلَّهُ بِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ اللَّهُمَّ وَ أَدْخِلْ عَلَى قَتَلَةِ أَنْصَارِ رَسُولِكَ وَ عَلَى قَتَلَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ عَلَى قَتَلَةِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ عَلَى قَتَلَةِ أَنْصَارِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ قَتَلَةِ مَنْ قُتِلَ فِى وِلايَةِ آلِ مُحَمَّدٍ أَجْمَعِينَ عَذَابا أَلِيما مُضَاعَفا فِى أَسْفَلِ دَرْكٍ مِنَ الْجَحِيمِ لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَ هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ مَلْعُونُونَ نَاكِسُوا رُءُوسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ قَدْ عَايَنُوا النَّدَامَةَ وَ الْخِزْىَ الطَّوِيلَ لِقَتْلِهِمْ عِتْرَةَ أَنْبِيَائِكَ وَ رُسُلِكَ وَ أَتْبَاعَهُمْ مِنْ عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ اللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ فِى مُسْتَسِرِّ السِّرِّ وَ ظَاهِرِ الْعَلانِيَةِ فِى أَرْضِكَ وَ سَمَائِكَ اللَّهُمَّ اجْعَلْ لِى قَدَمَ صِدْقٍ فِى أَوْلِيَائِكَ وَ حَبِّبْ إِلَىَّ مَشَاهِدَهُمْ وَ مُسْتَقَرَّهُمْ حَتَّى تُلْحِقَنِى بِهِمْ وَ تَجْعَلَنِى لَهُمْ تَبَعا فِى الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .
پس ضريح را ببوس و پشت به قبله بايست و رو به جانب قبر امام حسين عليه السلام كن و بگو :
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا الْأَئِمَّةِ الْهَادِينَ الْمَهْدِيِّينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا صَرِيعَ الدَّمْعَةِ السَّاكِبَةِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمُصِيبَةِ الرَّاتِبَةِ السَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى جَدِّكَ وَ أَبِيكَ السَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى أُمِّكَ وَ أَخِيكَ السَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى الْأَئِمَّةِ مِنْ ذُرِّيَّتِكَ وَ بَنِيكَ أَشْهَدُ لَقَدْ طَيَّبَ اللَّهُ بِكَ التُّرَابَ وَ أَوْضَحَ بِكَ الْكِتَابَ وَ جَعَلَكَ وَ أَبَاكَ وَ جَدَّكَ وَ أَخَاكَ وَ بَنِيكَ عِبْرَةً لِأُولِى الْأَلْبَابِ يَا ابْنَ الْمَيَامِينِ الْأَطْيَابِ التَّالِينَ الْكِتَابَ وَجَّهْتُ سَلامِى إِلَيْكَ صَلَوَاتُ اللَّهِ وَ سَلامُهُ عَلَيْكَ وَ جَعَلَ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِى إِلَيْكَ مَا خَابَ مَنْ تَمَسَّكَ بِكَ وَ لَجَأَ إِلَيْكَ .
پس برو نزد پاى قبر بايست و بگو :
السَّلامُ عَلَى أَبِى الْأَئِمَّةِ وَ خَلِيلِ النُّبُوَّةِ وَ الْمَخْصُوصِ بِالْأُخُوَّةِ السَّلامُ عَلَى يَعْسُوبِ الدِّينِ وَ الْإِيمَانِ وَ كَلِمَةِ الرَّحْمَنِ السَّلامُ عَلَى مِيزَانِ الْأَعْمَالِ وَ مُقَلِّبِ الْأَحْوَالِ وَ سَيْفِ ذِى الْجَلالِ وَ سَاقِى السَّلْسَبِيلِ الزُّلالِ السَّلامُ عَلَى صَالِحِ الْمُؤْمِنِينَ وَ وَارِثِ عِلْمِ النَّبِيِّينَ وَ الْحَاكِمِ يَوْمَ الدِّينِ السَّلامُ عَلَى شَجَرَةِ التَّقْوَى وَ سَامِعِ السِّرِّ وَ النَّجْوَى السَّلامُ عَلَى حُجَّةِ اللَّهِ الْبَالِغَةِ وَ نِعْمَتِهِ السَّابِغَةِ وَ نَقِمَتِهِ الدَّامِغَةِ السَّلامُ عَلَى الصِّرَاطِ الْوَاضِحِ وَ النَّجْمِ اللائِحِ وَ الْإِمَامِ النَّاصِحِ وَ الزِّنَادِ الْقَادِحِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ .
پس بگو :
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِىِّ بْنِ أَبِى طَالِبٍ أَخِى نَبِيِّكَ وَ وَلِيِّهِ وَ نَاصِرِهِ وَ وَصِيِّهِ وَ وَزِيرِهِ وَ مُسْتَوْدَعِ عِلْمِهِ وَ مَوْضِعِ سِرِّهِ وَ بَابِ حِكْمَتِهِ وَ النَّاطِقِ بِحُجَّتِهِ وَ الدَّاعِى إِلَى شَرِيعَتِهِ وَ خَلِيفَتِهِ فِى أُمَّتِهِ وَ مُفَرِّجِ الْكَرْبِ عَنْ وَجْهِهِ وَ قَاصِمِ الْكَفَرَةِ وَ مُرْغِمِ الْفَجَرَةِ الَّذِى جَعَلْتَهُ مِنْ نَبِيِّكَ بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَ الْعَنْ مَنْ نَصَبَ لَهُ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ وَ صَلِّ عَلَيْهِ أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْصِيَاءِ أَنْبِيَائِكَ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ .
00000000000000000000000000000000
زيارت حضرت آدم و نوح عليهما السلام
00000000000000000000000000000000
پس برگرد به جانب سر از براى زيارت حضرت آدم ونوح عليهما السلام
در زيارت آدم عليه السّلام بگو :
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا صَفِىَّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حَبِيبَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نَبِىَّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خَلِيفَةَ اللَّهِ فِى أَرْضِهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا الْبَشَرِ السَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى رُوحِكَ وَ بَدَنِكَ وَ عَلَى الطَّاهِرِينَ مِنْ وُلْدِكَ وَ ذُرِّيَّتِكَ وَ صَلَّى صَلاةً لا يُحْصِيهَا إِلا هُوَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ .
و در زيارت نوح عليه السلام بگو :
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نَبِىَّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا صَفِىَّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَلِىَّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حَبِيبَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا شَيْخَ الْمُرْسَلِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اللَّهِ فِى أَرْضِهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ وَ سَلامُهُ عَلَيْكَ وَ عَلَى رُوحِكَ وَ بَدَنِكَ وَ عَلَى الطَّاهِرِينَ مِنْ وُلْدِكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ .
00000000
نماززيارت
00000000
پس شش ركعت نماز بكن دو ركعت براى امير المؤمنين عليه السلام در ركعت اول بعد از سوره فاتحة الكتاب سوره الرحمن بخوان و در ركعت دوم سوره يس و بعد از نماز تسبيح حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها را بخوان و طلب آمرزش از خدا بكن و از براى خود دعا كن و بگو :
اللَّهُمَّ إِنِّى صَلَّيْتُ هَاتَيْنِ الرَّكْعَتَيْنِ هَدِيَّةً مِنِّى إِلَى سَيِّدِى وَ مَوْلاىَ وَلِيِّكَ وَ أَخِى رَسُولِكَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ سَيِّدِ الْوَصِيِّينَ عَلِىِّ بْنِ أَبِى طَالِبٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ عَلَى آلِهِ اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَقَبَّلْهَا مِنِّى وَ اجْزِنِى عَلَى ذَلِكَ جَزَاءَ الْمُحْسِنِينَ اللَّهُمَّ لَكَ صَلَّيْتُ وَ لَكَ رَكَعْتُ وَ لَكَ سَجَدْتُ وَحْدَكَ لا شَرِيكَ لَكَ لِأَنَّهُ لا تَكُونُ [لا تَجُوزُ] الصَّلاةُ وَ الرُّكُوعُ وَ السُّجُودُ إِلا لَكَ لِأَنَّكَ أَنْتَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَقَبَّلْ مِنِّى زِيَارَتِى وَ أَعْطِنِى سُؤْلِى بِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ .
و چهار ركعت ديگر را(دوركعت دوركعت)هديه آدم عليه السلام و نوح عليه السلام گردان پس سجده شكر بجا آور و در سجده بگو :
اللَّهُمَّ إِلَيْكَ تَوَجَّهْتُ وَ بِكَ اعْتَصَمْتُ وَ عَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ اللَّهُمَّ أَنْتَ ثِقَتِى وَ رَجَائِى فَاكْفِنِى مَا أَهَمَّنِى وَ مَا لا يُهِمُّنِى وَ مَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّى عَزَّ جَارُكَ وَ جَلَّ ثَنَاؤُكَ وَ لا إِلَهَ غَيْرُكَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ قَرِّبْ فَرَجَهُمْ .
پس جانب راست رو را بر زمين گذار و بگو :
ارْحَمْ ذُلِّى بَيْنَ يَدَيْكَ وَ تَضَرُّعِى إِلَيْكَ وَ وَحْشَتِى مِنَ النَّاسِ وَ أُنْسِى بِكَ يَا كَرِيمُ يَا كَرِيمُ يَا كَرِيمُ .
پس جانب چپ رو را بر زمين گذار و بگو :
لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ أَنْتَ رَبِّى حَقّا حَقّا سَجَدْتُ لَكَ يَا رَبِّ تَعَبُّدا وَ رِقّا اللَّهُمَّ إِنَّ عَمَلِى ضَعِيفٌ فَضَاعِفْهُ لِى يَا كَرِيمُ يَا كَرِيمُ يَا كَرِيمُ .
پس برو به سجود و صد مرتبه بگو شُكْرا و جهد كن در دعا كه اين موضع طلبيدن مطالب است و استغفار بسيار بكن كه محل آمرزش گناهان است و حاجات خود را از خدا طلب نما كه مقام استجابت دعاها است.
000000000000000000000000000000000000
زيارت سرمقدس امام حسين عليه السلام
000000000000000000000000000000000000
مستحب است زيارت سر امام حسين عليه السلام در نزد قبر امير المؤمنين عليه السلام و در وسائل و مستدرك يك باب براى آن مرقوم داشتهاند و در مستدرك از مزار محمد بن المشهدى نقل كرده كه: حضرت صادق عليه السلام زيارت كرد سر امام حسين عليه السلام را نزد سر امير المؤمنين عليه السلام و نماز گزارد نزد آن چهار ركعت و زيارت اين است :
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ الصِّدِّيقَةِ الطَّاهِرَةِ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلاىَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاةَ وَ آتَيْتَ الزَّكَاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تَلَوْتَ الْكِتَابَ حَقَّ تِلاوَتِهِ وَ جَاهَدْتَ فِى اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ وَ صَبَرْتَ عَلَى الْأَذَى فِى جَنْبِهِ مُحْتَسِبا حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ الَّذِينَ خَالَفُوكَ وَ حَارَبُوكَ وَ أَنَّ الَّذِينَ خَذَلُوكَ وَ الَّذِينَ قَتَلُوكَ مَلْعُونُونَ عَلَى لِسَانِ النَّبِىِّ الْأُمِّىِّ وَ قَدْ خَابَ مَنِ افْتَرَى لَعَنَ اللَّهُ الظَّالِمِينَ لَكُمْ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ وَ ضَاعَفَ عَلَيْهِمُ الْعَذَابَ الْأَلِيمَ أَتَيْتُكَ يَا مَوْلاىَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ زَائِرا عَارِفا بِحَقِّكَ مُوَالِيا لِأَوْلِيَائِكَ مُعَادِيا لِأَعْدَائِكَ مُسْتَبْصِرا بِالْهُدَى الَّذِى أَنْتَ عَلَيْهِ عَارِفا بِضَلالَةِ مَنْ خَالَفَكَ فَاشْفَعْ لِى عِنْدَ رَبِّكَ
مؤلف مفاتيح الجنان گويد : كه اگر همين زيارت را در مسجد حنانه بخوانند نيز مناسب است زيرا كه (شيخ محمد بن المشهدى روايت كرده است كه: حضرت صادق عليه السلام در مسجد حنانه حضرت امام حسين عليه السلام را چنين زيارت كرد و چهار ركعت نماز گزارد)
مستور نماند آنكه مسجد حنانه از مساجد شريفه نجف اشرف است و در خبر رسيده كه سر مبارك امام حسين عليه السلام آنجا است (و در خبرى است كه: حضرت صادق عليه السلام در آنجا دو ركعت نماز كرد پرسيدند از آن حضرت كه اين چه نمازى است فرمود اين موضع سر جدم حسين بن على عليه السلام است كه آن را در اينجا گذاشتند چون از كربلا آمدند آنگاه آن را به نزد عبيد الله بن زياد بردند) و روايت شده از آن حضرت كه: فرمودند در آنجا اين دعا بخوان :
اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَرَى مَكَانِى وَ تَسْمَعُ كَلامِى وَ لا يَخْفَى عَلَيْكَ شَىْءٌ مِنْ أَمْرِى وَ كَيْفَ يَخْفَى عَلَيْكَ مَا أَنْتَ مُكَوِّنُهُ وَ بَارِئُهُ وَ قَدْ جِئْتُكَ مُسْتَشْفِعا بِنَبِيِّكَ نَبِىِّ الرَّحْمَةِ وَ مُتَوَسِّلا بِوَصِىِّ رَسُولِكَ فَأَسْأَلُكَ بِهِمَا ثَبَاتَ الْقَدَمِ وَ الْهُدَى وَ الْمَغْفِرَةَ فِى الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ .
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
اشعار مدح و منقبت و مصیبت علی علیه السلام
00000000000000000000000000000000000000000
ايوان نجف
سروده شده درسفر سال 89
ايوانِ نجف چه با صفا ميباشد***گوئي كه حريمِ كبريا ميباشد
ركني زحريمِ كعبه اين ايوان است***زيرا كه علي دست خدا ميباشد
************
ايوان نجف چه با صفا ميبينم***تابنده درآن نورخدا ميبينم
استاده بدرگاه علي آدم ونوح***موساي كليم با عصا ميبينم
************
اينجاست حريمِ عليِ عمراني***آنكو كه بود بنايِ دين را باني
اينجاست يگانه بندهِ مخلصِ حق***ني بوده و ني هست مر اورا ثاني
************
علي جانم علي جانم***علي جانم علي جانم
علي جانم علي جانم***علي جانم علي جانم
عليّ حبّه جنّه***قسيم النّارِ والجنّه
وصيّ المصطفي حقّا***امام الانسِ والجنّه
علي جانم علي جانم***علي جانم علي جانم
علي جانم علي جانم***علي جانم علي جانم
الا ال زائرِ محزون***كه با شي در نجف مجنون
تو مجنونِ علي باشي***محبّ آن ولي باشي
بيفكن درنجف لنگر***به ايوانِ نجف بنگر
چسان دارد صفا اينجا***بودنورِ خدا اينجا
ببين پيشانيِ ايوان***منقّش نقشي از ايمان
نوشته رويِ پيشاني***بشاءنِ احمدِ ثاني
عليّ حبّه جنّه***قسيم النّارِ والجنّه
وصيّ المصطفي حقّا***امام الانسِ والجنّه
علي باشد بهشتِ ما***ولايش در سرشتِ ما
علي باشد حكيمِ ما***صراطِ مستقيمِ ما
علي باشد اميدِ ما***ولايِ او نويدِ ما
علي باشد امامِ ما***رسد بر او سلامِ ما
علي شد مقتدايِ ما***امام و پيشوايِ ما
علي شد شمعِ راهِ ما***بدستِ او نگاهِ ما
بود اي باقري حيدر***شفيع اندر صفِ محشر
علي جانم علي جانم***علي جانم علي جانم
علي جانم علي جانم***علي جانم علي جانم
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
شعرازسيدحميري : مولودكعبه
ولد ته فی حرم ا لا له و ا منه***و ا لبیت حیث فنا ئه و ا لمسجد
بیضاء طا هرة ا لثیا ب کریمة***طا بت و طا ب ولیدها و المولد
فی لیلة غا بت نحوس نجومها***وبد ت مع القمر المنیر الأ سعد
ما لفّ فی خرق ا لقوا بل مثله***ا لّا ا بن آ منة ا لنّبی محـمّـد
0000000000
حجت الاسلام حاج سید اسماعیل شیرازی : وليدالبيت
لو یکن یجعل لله ا لبنون***فتعا لی ا لله عما یصفو ن
لا عزیر و لا ا بن مریم***فولید البیت احری ان یکون
0000000000
شعر ا ز سنائی : مدح حيدر
بعد عثما ن چو حید ر کرا ر***گشت بر شرع مصطفی سالار
ا ی سنا ئی بقو ت ا یما ن***مدح حید ر بگو پس ا ز عثما ن
هر کجا را شرا ب دین پالود***سا قی آ ن شرا ب حید ر بو د
با مد یحش مد ا یح مطلق***زهق ا لبا طل است و جاء الحق
ا سد ا لله د ر وجو د آ مد***د ر پس پرد ه آ نچه بو د آ مد
0000000000
شعر از صفی ا لد ین حلی : جامع صفات اضداد
جمعت فی صفا تک الاضداد***فلهذ ا عزت لک ا لا ند ا د
زاهد حا کم حلیم شجا ع***فا تک نا سک فقیر جوا د
شيم ما جمعن فی بشر قط***و لا حا ز مثلهن ا لعبا د
خلق یخجل النسیم من اللطف***و با س یذ وب منه ا لجماد
0000000000
شعر ا ز شمس تبریزی : آنچه بودعلي بود
تا صو ر ت پیو ند جها ن بو د علی بو د***تا نقش زمین بود و زما ن بود علی بود
شاهی که ولی بود و و صی بود علی بود***سلطا ن سخا و کرم و جو د علی بو د
آ ن شیر د لا و ر که ز بهـر طمع نفس***د ر خوا ن جها ن پنجه نیا لود علی بود
آن کا شف قرآن که خـد ا د ر هـمه قرآن***کردش صفت عصمت و بستود علی بود
آن شا ه سرا فرا ز که ا ند ر ره ا سلا م***تا کا ر نشد را ست نیا سود علی بود
آن قـلعـه گشا ئی که د ر ا ز قـلعۀ خیبر***بر کند به یک حمله و بگشو د علی بود
0000000000
شعر از شیدا نیشابوری : ياعلي وياعلي
یا علی و یا علی و یا علی***یا علی و یا علی و یا علی
ا ز تو د ل ا هل و لا منجلی***یا علی و یا علی و یا علی
ریزه خور خوان تو ام یا علی***د ست بدامان تو ا م یا علی
د ر خط فرما ن توا م یا علی***یا علی و یا علی و یا علی
قبلگه را ز و نیا ز م توئی***جوهر اسلام و نمازم توئی
بند ه ا حسان تو ا م یا علی***یا علی و یا علی و یا علی
عشق تو آ را م د ل وجان من***حب تو سرمایه و ایمان من
سر به گریبا ن تو ا م یا علی***یا علی و یا علی و یا علی
0000000000
شعر ا ز ملا جامی : ياشحنة النجف
اصبحت زائراً لک یا شحنة النجف***بهر نثا ر مقد م تو نقد جا ن به کف
می بوسم آ ستا نۀ قصر جلا ل تو***در دیده اشک عذر زتقصیر ما سلف
0000000000
شعر ا ز علی عبدالوهاب : ياعلي
هر چه د ا رم ا ز تود ا رم یا علی***بی تو روز و شب ندارم یا علی
از غـم مهـجـو ریت با خو ن د ل***شعر خـو نین می نگا رم یا علی
من که د ل بر تا ر مـویت بسته ام***همچو مویت بی قـرا رم یا علی
عا شـقی و مسـتی و آ وا رگی***د ر فرا قـت گشـت کا رم یا علی
هـمـچو پا ئـیـزم زهجرا نت و لی***و صل تو با شـد بهـا رم یا علی
گر نگا هـی بـر من مسکـیـن کنی***میکنی مست و خـمـا رم یا علی
ا ز گل رویت بسـی شـرمـنـد ه ا م***روسیا هم خوا ر خو ا رم یا علی
ا ی طبیب د رد جـســم وجـا ن من***مر هـم من غـمگسا ر م یا علی
یک نظر بر ا ین د ل ا فسرده کن***ا ی مه شبهـا ی تا ر م یا علی
میروی دامن کشا ن تا کوی دوست***میرو د ا ز کف قر ا ر م یا علی
تا بد ا ما نت نشینم لحظه ا ی***بر سر کو یت غـبا ر م یا علی
ا ی تو شمع کلبه بـیچا رگا ن***روشنی بخش مز ا ر م یا علی
تا که هنگا م ا جل یا د م کنی***بر زبا ن ذ کر تو د ا رم یا علی
نا چشید ه شر بت و صل تو را***ترسم آ خر جا ن سپا رم یا علی
جا ن من بر لب رسید ا ز ا نتظا ر***روز و شب د ر انتظا رم یا علی
0000000000
مرحوم کافی می خواند : سعادت
ميسر نگرد د به کس ا ین سعا د ت***به کعبه ولا د ت به مسجد شها د ت
0000000000
شعر از وفائی : كيمياي نظاره
چه شود که ای شه لافتی نظری به جانب ما کنی***که به کیمیای نظا ره ای مس قلب تیره طلا کنی
یمن ا ز عقیق تو آ یتی چمن ا ز رخ تو روا یتی***شکرازلب توحکایتی اگرش چه غنچه تووا کنی
بنما ز پسته تکلمی بنما ز غنچه تبسمی***به تکلمی وتبسمی همه د ردها تو د و ا کنی
تو شه سر یر ولا یتی تو مه منیر هد ا یتی***چه شود که گهی بعنا یتی نگهی بسوی گد ا کنی
تو به شهر علم نبی د ری تو ز ا نبیا همه برتری***توغضنفری وتوصفدری چه میان معرکه جا کنی
تو زنی بد وش نبی قدم فکنی بتا ن همه از حرم***حرم ازوجود تومحترم ز صفا صفا تو صفا کنی
0000000000
شعر ا ز کتاب در عزا ی مظلومان : مظلوم علي جان
رخسا ر گیتی گشته چو ن مهتا ب کوفه***با خون مو لا شسته شد محر ا ب کوفه
مظلوم علی مظلوم علی مظلوم علی جان***مظلوم علی مظلوم علی مظلوم علی جان
مـولا پیا مـش با خـط گلگـو ن نو شـته***فزت و رب ا لکعبه را با خـو ن نوشـته
مظلوم علی مظلوم علی مظلوم علی جان***مظلوم علی مظلوم علی مظلوم علی جان
امشب ا ز آ ن د لد ا د ۀ د رخون نشسته***دعـوت کـنـد فـا طـمۀ پهـلـو شـکـسـته
مظلوم علی مظلوم علی مظلوم علی جان***مظلوم علی مظلوم علی مظلوم علی جان
با گریه می بنـد د حسـن چـشـم ترش را***از خون دل شوید حسین زخم سرش را
مظلوم علی مظلوم علی مظلوم علی جان***مظلوم علی مظلوم علی مظلوم علی جان
شرح غم و د رد عـلی ا مکا ن ند ا ر د***قـصــۀ غــربت عــلی پا یا ن نـد ا ر د
مظلوم علی مظلوم علی مظلوم علی جان***مظلوم علی مظلوم علی مظلوم علی جان
0000000000
روزی که علی به کعبه آمد به وجود***ا ز بهر علی خدا در از کعبه گشود
د ر بسته بد ا د خا نۀ خو د به علی***یعنی که علی است خانه زاد معبود
0000000000
شعر ا ز کتاب نغمه های کربلا : مسجدكوفه
مسجد کوفه تو د ر روز جزا شا هد با ش***من که معصومترم ا ز همه مظلو مترم
مسجد کو فه خد ا و ند نگهد ا ر تو با د***که د گر نشنوی آ و ا ی دعا ی سحرم
سرخ شد چهرۀ زرد م ا گر از خون سرم***با ز شد را ه وصال ا ز طرف دادگرم
خون دلها که پس از مرگ پیمبر خورد م***ریخت در دامن محراب عبادت ز سرم
د ر د ل خا ک بلرزد بد نم گر طفـلی***گویـد ا ی مسجد کوفه چه شـد آخـر پدرم
هرچه باشد پسرم خون علی دررگ توست***مهـربا ن با ش تو با قا تـل مـن ای پسرم
بد نم را بسو ی خا نه عزیزا ن مبرید***بگـذ ا ر ید که نا ن بهــر یتیما ن ببرم
خلق گریند برا ی من و من گریم ا ز آ ن***کامشب است جمله یتیمان همگی منتظرم
0000000000
شعر از کتاب لب تشنگان عشق : مهمان زهرا
امشب ا میرا لمؤ منین مهـمــا ن زهـرا ست***فرق د ونیمش بر سر د ا ما ن زهراست
امشب د و چشما ن علی درخواب نا زا ست***محراب کوفه خالی از ذکر و نما ز است
امشب رخ شیر خـد ا رنگین ز خـون ا ست***ا ز تیشه کین نخل ا یما ن سرنگون است
امشب د ل آ ل عـلی د را ضطـرا ب ا ست***از داغ بابا زینبش بی صبر و تا ب است
امشب یـتـیما ن جـمـلگي د ر ا نتظا رند***نا ن آ وری غیر ا ز علی د یگر ند ا رند
محرا ب و منبر را خد ا صاحب کجا رفت***یعنی عـلی ا بـن ا بیـطـا لب کجــا رفـت
0000000000
ندیم نادرشاه وقتی دید شراب تبدیل به سرکه شده چنين سرود :
د ر خا ک نجف ند یم آ سو د ه بخواب***ا ند یشه مکن ز پرسش ر و ز حساب
جا ئی که بد ل به سرکه گرد د می ناب***بی شك که شو د گنه مبد ل به ثواب
0000000000
شعر از حاج عبدالرضا هلالی : ارباب ما
ا ی آ د ما ا ربا ب ما بند ه نوا زی می کنه
یه عمر یه نا م علی با د لها با زی می کنه
عـلـی عـلـی عـلـی حـــیـــد ر مـــد د ( 4 )
ا سم مقد سش شد ه ذ کر لبم د م همه د م
یک موئی از ارباب مو به صد تا عالم نمیدم
عـلـی عـلـی عـلـی حـــیـــد ر مـــد د ( 4 )
ا مشب ا ز عشق علی د ل به د ریا میزنم
د م بد م تا زند ه ا م د م ز مو لا می زنم
عـلـی عـلـی عـلـی حـــیـــد ر مـــد د ( 4 )
آ هوئی سرگشته ا م سر به صحر ا میزنم
ا و نکه چون مستش شد م پا بد نیا میزنم
عـلـی عـلـی عـلـی حـــیـــد ر مـــد د ( 4 )
0000000000
شعر از حاج عبدالرضا هلالی : تنهارهبرم
به د و عا لم آ قا جو ن توئی تنها رهبرم***ریزه خو ا ر سفر ه با صفا ی قنبرم
مهربون ا ربا ب من به جلا ل و شرفت***من مجنو نو ببر آ قا جو ن به نجفت
با نگاه خوشگلت سوی خود می بری ا م***همه عا لم مید و نن که فقط حید ری ا م
سا یه تو ا ز سر من آ قا جو ن بر نداری***نگی یک لحظه به من دیگه نوکر نداری
میون هـفـت آ سمو ن تو ئی تنها د لبرم***و ا سه من هـمـین بسه سگ شا ه قنبرم
عشق تو ا ز کو د کی مو لا د ر سرشـتمه***مجلس حسین تو جـنت و بهشتمه
تو برا ی قلب من هم ا ما می هـم و لی***صبح تا شب همش میگم یا حسین ویاعلی
عــلـی عــلـی عــلـی حـــیـــد ر مـــــــد د
0000000000
شعرازمؤلف باقري پور: قبله گاه عاشقان
نوشتن کتا ب به ا ین قسمت که رسید ا ين شعرسرو د ه شد ه ا ست 20/5/84
ا ی زا ئرین ا ین قبله گا ه عا شقا ن است***ا ین تر بت پا ک ا میر مؤ منا ن است
ا ینجا نجف شهر ا ما م متقین است***آ ر ا مگا ه ا سو ۀ حق ا ليقین است
با شد علی آ نکو د ر ا ینجا آ رمید ه است***ما نند ا و ر ا ما د ر گیتی ند ید ه است
ا ینجا زیا رتگا ه عشق ا ی ز ا ئرین است***خادم در اینجا حضرت روح الامین است
آ نکو به محرا ب عبا د ت د ر د عا شد***در را ه عدل و علم و دین فرقش دو تاشد
آ نکو و لا یش ما یۀ طا عا ت با شد***آ نکو حر یمش قبلۀ حا جا ت با شد
آ نکو قسیم ا لجنّة و ا لنّا ر با شد***هـمرا ز ا و محرا ب و شا م تا ر با شد
آ نکو یتیمان ر ا گر فتی ا ند ر آ غوش***نا ن مسا کین را نمو د ی حمل بر دوش
آ نکو شکستی لا ت و عزی و هبل را***در وصف خود مشغول کردی هر ملل را
ا و فا تح خيبر ا میر مؤ منا ن ا ست***با نا ن جو ا ند ر کفش تیغ و سنا ن است
د ر غز و ۀ بد ر و ا حـد یا ر پیمبر***ا ز پا فکند ی دشمنی چو ن عمر و عنتر
د ر غزوۀ خند ق فـد ا کا ر ی نمود ی***د ین خد ا با جا ن و د ل یا ری نمود ی
با شد علی آ ن بـنـد ۀ پا ک خد ا و ند***د ر خا نۀ حق زا د ه ا و بر کعبه سوگند
شد فرق ا و منشق به محـرا ب عبا د ت***نوشید ه د ر ما ه خد ا جا م شها د ت
خا ک نجف شد مد فــن نو ر علی نور***زن بوسه بر آ ن مد فنش ای باقری پور
0000000000
شاعري دروصف علي ع خواست شعري بگويد مصراع اول را چنين گفت :
به ذ ره گر نظر لطف بوترا ب کند
در مصراع دوم متحیر شد چه بگوید که آن ذره چه می شود
شب در عالم رؤیا آقا را در خواب دید که فرمود بگو :
به آ سما ن رود و کا ر آ فتا ب کند
0000000000
شاعرديگری نيزمصراع اول شعری را چنین سرود :
جگرشيرشود آ ب زپا د ا ري د ل
درمصراع دوم آن متحيرشد كه چه بگويد
شب درعا لم رؤيا آ قا را د رخو ا ب د يد كه فرمودبگو :
ا سد ا لله گرآ يد به مد د كا ري د ل
0000000000
شعر از شیدا نیشابوری : مظلوم علی جان
ا ی رهبر د رد آ شنا مظلو م علی جا ن***ا ی کشتۀ را ه خد ا مظلوم علی جا ن
ا مشب علی مرتضی د ر خو ن طپید ه***آ ئینۀ ا یزد نما د ر خو ن طپید ه
گرید زمین و آ سما ن شد کشته حید ر***ا ز تیغ جو ر د شمنا ن ا لله ا کبر
منشین بر ا ه رهبر ت مسجد کو فه***رفت ا ز کفت تا ج سرت مسجد کوفه
مظلوم علی مظلوم علي مظلوم عليجان***مظلوم علی مظلوم علي مظلوم عليجان
0000000000
شعر از شیدا نیشابوری : من فدایت یا علی
رنگـیــن شــد ه مـحــرا ب کـوفــه***وا ی ا ز د ل بـی تـا ب کـوفــه
خـو ن مـیـچــکـد تا ر و ز مـحشــر***ا ز د ید ۀ پـر آ ب کـو فــه
گـشـــتـه مـحــرا ب دعا قـتــلگا ه مـرتـضی***من فدایت یا علی من فدایت یا علی
د یـگــر نـمــی آ یــد صــد ا یـش***صـو ت مـنــا جا ت و دعا یش
شـمــع و لا یـت گشـته خا مـو ش***هـر جـا بـو د بـر پـا عـزایش
دیده گریان علی است سینه سوزان علی است***من فدایت یا علی من فدایت یا علی
ا ی نـخــل پـر بـا ر و لا یـت***جا نها ی ا هــل د ل فـد ا یت
با غ جـنــا ن گـشــتـه سیه پوش***ســو ز د ل ز هــرا برا یت
د رعزا يت حو ر يا ن جـمــلگي برسرزنا ن***من فدایت یا علی من فدایت یا علی
د ل د ر کـف عـشــقـت ا سیر ا ست***بي مهــر تـو جـنــت كويرا ست
بـنــما نـظــا ر ه د يد ه گريا ن***در دست طفلان جا م شیرا ست
د ید ه ها د ر ا نتظا ر عا شقا نت بی قرار***من فدایت یا علی من فدایت یا علی
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
شهركوفه
000000000
شهر کوفه در 15 کیلومتری شمال شهر نجف و جنوب حلّه ( بابل ) و بغداد واقع شده است این شهر بعلت مجاورت با رود فرات دارای آب و هوای مناسب و زمینهای حاصلخیز می باشد و فعلاً بخشی از توابع نجف است که بوسیله یک بزرگراه 8 کیلومتری به نجف اشرف متصل می شود .
وجه تسمیه کوفه اینست که این شهر را گرد و مدوّر بنا کرده اند و کوفان به معنی توده ای از شن و ماسه به شکل مدوّر است وکو فة الجند(محل تجمع سپاهیان ) نیز گفته شده است .
ساخت شهر کوفه در سال 17 هـ ق توسط سعد بن ابی وقاص سردار سپاه اسلام صورت گرفت کوفه در اطراف مسجدی ساخته شده که سابقه تاریخی دارد و محدودۀ مسجد کوفه را در شب معراج ملائکه به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نشان دادند و رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آن ادای نماز کردند و طرّاح اصلی آن حضرت آدم علیه السلام است .
علت بنای کوفه اینست که سپاه اسلام پس از فتح مدائن در سال 16 هـ ق برای پیشروی در داخل خاک ایران احتیاج به یک اردوگاه مناسبی داشت تا بتواند سپاهیان را تجهیز و آماده و از آنجا برای فتح سایر شهرهای ایران گسیل نماید لذا سعد به دستور خلیفه(عمر)سلمان و حذیفه را برای یافتن محل مناسبی به عراق گسیل داشت سلمان از قسمت غربی رودخانه فرات و حذیفه از ضلع شرقی آن حرکت کردند تابه محلی میان حیره وفرات معروف به زبانه رسیدند و هر دو آنجا را پسندیدند و چون زمینش پوشیده از شن و ریگ بود کوفه نامیدند. سپس سلمان و حذیفه در آنجا نماز خواندند و دعا کردند و از خدا خواستند که آنجا را برای آنها مبارک نماید و منزلگاه و قرارگاه آنها قرار دهد آنگاه به مدائن بازگشتند و موضوع را برای سعد گزارش کردند سعد جریان را برای خلیفه نوشت و اجازه خواست تا اردوگاه را به کوفه منتقل نماید و عمر با این پیشنهاد موافقت کرد و سپاهیان اسلام در محرم سال 17 هجری وارد منطقه کوفه شدند و آنجا را مقر سپاه اسلام قرار دادند و به همین دلیل کوفة الجند ( محل تجمع سپاهیان ) نامیده شد . اولین مکانی که در کوفه احداث شد مسجد جامع بود که بدستور سعد یک نفر تیر انداز در وسط زمینی که برای مسجد در نظر گرفته شده بود ایستاد و به چهار طرف تیر انداخت تا محدوده مسجد را مشخص نماید سپس سپاهیان در خارج از محل فرود تیرها سایبانهائی از نی ساختند چند روز بیشتر نگذشت که خانه های نیین طعمه حریق گردید و بیش از 80 خانه در آتش سوخت سعد جریان را برای خلیفه نوشت و از او رخصت خواست تا خانه هائی از خشت و گل بسازند خلیفه موافقت کرد مشروط بر اینکه اولاً قوانین شهرسازی رعایت گردد ثانیاً در هر خانه بیش از سه اطا ق احداث نگردد ثا لثاً ارتفاع ساختما نها از حد معمول بیشتر نبا شد و طراحی شهر را هم بر عهده ابوالهیاج بن مالک گذاشت و او نیز کوفه را به این نحو طراحی نمود خیابانهای اصلی چهل ذراع خیابانهای کم عرض تر سی ذراع خیابانهای فرعی بیست زراع کوچه ها هفت ذراع میدانها و قطعه ها شصت ذراع و مسجد کوفه در مرکز شهر قرار گرفته و از چهار طرف شهر خیابانها و کوچه های مستقیمی که هر یک دیگری را قطع می کردند به مسجد کوفه منتهی می شد و اطراف مسجد کوفه خندقی کندند که از حوادث سیل مصون بماند و در سال 23 هـ ق در دوره حکومت مغیره بن شعبه در هفت محله برای هر قبیله یک محله با آجر ساخته شد و در سال 36 هـ ق حضرت علی علیه السلام این شهر را پایتخت خلافت اسلامی قرار داد تا صبح نوزدهم رمضان سال 40 هجری در مسجد کوفه فرق آن حضرت با تیغ عبدالرحمن بن ملجم مرادی شکافته شد و شب 21 رمضان دنیا را وداع گفت و جسد شریفش را به نجف منتقل و دفن کردند و در سال 60 و 61 هـ ق کوفه مقر فرماندهی سپاهیان یزید و ابن زیاد بر علیه امام حسین علیه السلام شد که به شهادت امام حسین علیه السلام منجر شد و در سال 66 هـ ق مختار و یارا نش قیام کردند وگروه خونخواهان را تشكيل دادند وبناي خونخواهي امام حسين ع ويارانش را گذاشتند وآنهائي راكه دستشان بخون امام حسين ع ويارانش آغشته شده بودرا يكايك دستگيروبه سزاي عملشان رساندند .
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
مسجد جامع کوفه و اماکن کوفه
000000000000000000000000000
مسجد کوفه یکی از چهار مسجدی است که می توان نماز را در آن تمام خواند و ثوابی معادل حج مقبول دارد و برابر است با ثواب هزار نماز مقبول و افضل است از مسجد الاقصي و نشستن در آن بدون ذکر گفتن نیز عبادت است .
چهار مسجدی که می شود در صورتي كه انسان مسا فر باشد ونمازرادرجاي ديگر قصربخواند درآن چهارمسجد تمام بخواند : 1- مسجد الحرام 2- مسجد النبی صلی الله علیه و آله 3- مسجد کوفه 4- حرم و رواق امام حسین علیه السلام و مسجد متصل به آن .
طرّاح اصلی مسجد کوفه حضرت آدم ابوالبشر علیه السلام است و محل عبادتگاه ملائکه می باشد و متجاوز از هزار پیغمبر و وصی پيغمبردر آنجا عبادت نموده و نماز خوانده اند و محل آن خانۀ آدم و نوح و مصلای حضرت ابراهیم و مصلای حضرت مهدی عج و محل عصای موسی و شجرۀ یقطین و خاتم سلیمان و قبور انبیاء و مرسلین و اوصیاء الهی است .
در سال 17 هـ ق که کوفه مقر سپاه اسلام شد محل مسجد بیابان بوده است و بدستور سعد فرمانده سپاه اسلام یک نفر تیراندازدروسط ایستاد و به چهار طرف تیر انداخت و از هر طرف باندازه پرتاب تیر شد محل مسجد و انتخاب مکان آن نیز توسط سلمان فارسی صورت گرفته است و اولین معمار آن یک نفر ایرانی بنام روزبه پسر بزرگمهر پسر ساسان ا زاهالی همدان بوده ا ست که پیشنهاد طراحی مسجد و قصر دارالاماره کوفه را به سعد داده است این بنا که به شکل مربع ساخته شده است مساحتش تقریباً 110متر×110متر بوده است گنجایش چهل هزا ر نماز گزا ر را داشته مصالح ساخت مسجد و دارالاماره را از کاخهای خراب شده حیره آورد ند .
درهای معروف مسجد کوفه باب الرئيسي(حاشيه خيابان) باب الثعبان يا باب الفیل - باب مسلم بن عقیل – باب الکنده و مستحب است زائرین از باب الثعبان وارد مسجد شوند و ثواب ورود از این در افضل است .
درمسجد كوفه چاه آبي است كه حضرت علی علیه السلام وقتی به کوفه رسیدند در نزدیکی مسجد چاهی حفر کردند که آبی گوارا داشت(دربازسازيها آن چاه مسدود شده است) ومحرابي است كه محل ضربت خوردن امیرالمؤمنین علیه السلام بوده است و منبر حضرت علی علیه السلام ومقامها ی مسجد .
مقامها ي مسجدكوفه محلهائی هستند که هر یک نماز و دعای مخصوص دارد و این مقامها سکوها و محراب ها ئی است که هر یک به مقام مشهور است مانند مقام ابراهیم علیه السلام - مقام خضرعليه السلام- دکة القضاء- بیت الطشت– مقام خاتم الانبیاءصلّي الله عليه وآله- مقام آدم عليه السلام– مقام جبرئیل عليه السلام– مقام امام سجادعليه السلام – مقام نوح عليه السلام- محراب شهادت امام علي عليه السلام- محراب نافله امام علي عليه السلام- مقام امام صادق عليه السلام.
آرامگاه مسلم بن عقیل در شرق مسجد کوفه ا ست .
آرامگاه مختار بن ابی عبیده ثقفی فرمانده خونخواهان کربلا کنار مرقد مسلم بن عقیل است .
مرقد هانی بن عروه روبروی حرم مسلم بن عقیل است .
مسجد سهله در شمال مسجد کوفه فاصله 2کیلومتری نزدیک شهر کوفه واقع است مسجد سهله توسط قبیلۀ بنی ظفره ساخته شده و ابتدا به مسجد ظفر معروف بود توسط حضرت علی علیه السلام به مسجد سهله تغییر نام یافت .
د رمسجد سهله نیز چند مقا م وجود دارد که عبا رتند : 1- ازمقام امام صادق علیه السلام چاه آب قدیمی بنام بئر الزهره یا بئر الزهراء است(دربازسازيها آن چاه مسدودشده است) 2- مقام و خا نه ابراهـیم (ع) که از آنجا به جنگ عما لقه رفته اند 3- مقام وخا نۀ ادریس پیا مبر(ع) که در آنجا خیا طی می کرده و نما ز می خوانده است 4- مقا م حضرت صا حب ا لزّمان(عج) 5– مقام امام زین ا لعا بد ین(ع) 6- مقام حضرت خضر(ع) 7– مقام انبياء وصالحين .
وهمچنين د ر مسجد سهله قبر یحیی بن عبدالله نوۀ حضرت علی علیه السلام است
كنارمسجدسهله قبرسيدكريم ازنسل امام زين العابدين عليه السلام
در بین راه کوفه و مسجد سهله خانه و آ زمایشگاه جابربن حیا ن ا ست .
نزدیک خانه جابربن حیان جایگاه سوزاندن جسد عبدالرحمن بن ملجم است که هنوز پس از سالها مردم در آنجا آتش می افروزند .
مسجد صعصعه بن صوهان در نزدیکی مسجد سهله است .
مسجد زید بن صوهان در نزدیکی مسجد سهله است .
مسجد حنّا نه در محله حیّ الحنّا نه در میان راه کوفه و نجف است و مقام راس الحسین(ع) در وسط رواق مسجداست .
خانۀ امام علی علیه السلام در جنوب غربی مسجد کوفه ديوار به ديوار مسجد است و دارای اطاقهای متعدد ا ست ا ز جمله اطاق امیرالمؤمنین علیه السلام و اطاق دو امام بزرگوار حسن و حسین علیهم السلام ومحلی که آن حضرت به شهادت رسیده است و آشپزخانه و چاه آب و محل غسل آن حضرت(دربازسازيهاي اخيرتغييراتي پيداشده است).
مرقد حضرت یونس علیه السلام در کنار فرات است .
مرقد ذی الکفل پيامبرکنار شط کوفه ا ست .
مرقد حضرت خدیجه خواهر حضرت ابوالفضل علیه السلام و یکی از دختران علی علیه السلام در وسط میدان روبروی باب الفيل مسجد کوفه است .
مرقد میثم تمار در اول راه کوفه به نجف و پشت مسجد کوفه و نزدیک خانۀ علی علیه السلام است .
مرقد زید بن علی بن الحسین علیه السلام که در سال 122 هـ ق توسط بنی امیه بدار آویخته شد و سپس بدن مبارکش را سوزانیدند در کناسۀ کوفه واقع است .
کنا سۀ کوفه بین مسجد سهله و مسجد کوفه است .
ثویه محلی نزدیک کوفه است که زندان نعمان در آنجا بود و مخالفین بنی امیه و بنی عباس آنجا حبس می شدند .
کمیل بن زیاد نخعی در ثویه يا شویه نزدیک مسجد حنانه مدفون است .
شهر حیره نزدیک شهر کوفه است که آثار خرابه های آن هنوز موجود است و محل دیدار جهانگردان است .
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
فضيلت بلدکوفه
0000000000
بدان كه كوفه يكى از آن چهار بلدى است كه حق تعالى آن را اختيار فرموده و طور سينين تفسير به آن شده و در روايت است كه آن حرم خدا و حرم رسول صلى الله عليه و آله و حرم امير المؤمنين عليه السلام است و يك درهم تصدق در آن حساب مىشود به صد درهم در جاى ديگر و دو ركعت نماز در آن حساب مىشود به صد ركعت
000000000000000000
فضيلت مسجد كوفه
000000000000000000
پس زياده از آن است كه ذكر شود و بس است در شرافت آن كه يكى از آن چهار مسجدى است كه سزاوار است شد رحال شود به سمت آنها بجهت درك فيوضات آنها و يكى از آن مواطن است كه مسافر مخير است در آن ما بين قصر و اتمام نماز و نماز فريضه در آن معادل حج مقبول و معادل هزار نماز است كه در جاى ديگر بجاى آورده شود و در روايات وارد شده كه محل نماز پيغمبران است و محل نماز حضرت مهدى صلوات الله عليه خواهد شد و در روايتى هزار پيغمبر و هزار وصى پيغمبر در آن نماز كرده و از بعضى روايات استفاده شود كه مسجد كوفه افضل است از مسجد اقصى كه در بيت المقدس است (و ابن قولويه از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده كه فرمود: اگر مردم بدانند كه چه فضيلت دارد مسجد كوفه هر آينه از شهرهاى دور تهيه زاد و راحله كنند و بسوى اين مسجد بيايند و فرمود كه نماز واجب در آن برابر است با حج مقبول و نماز نافله برابر عمره مقبوله و به روايت ديگر نماز فريضه و نافله در آن مثل حج و عمرهاى است كه با رسول خدا صلى الله عليه و آله كرده باشند) (شيخ كلينى و غير او از مشايخ عظام روايت كردهاند از هارون بن خارجه كه: حضرت صادق عليه السلام به من فرمود اى هارون چه مقدار مسافت است بين تو و بين مسجد كوفه يك ميل مىشود گفتم نه فرمود بجا مىآورى همه نمازهاى خود را در آنجا گفتم نه فرمود اگر من نزديك آن مسجد بودم اميد داشتم كه از من فوت نمىشد يك نماز در آن و هيچ مىدانى كه چيست فضيلت آن موضع نبوده بنده صالحى و نه پيغمبرى مگر آنكه نماز گزارده در مسجد كوفه حتى آنكه رسول خدا صلى الله عليه و آله در شبى كه او را به معراج مىبردند جبرئيل به آن حضرت گفت مىدانى كه در كجايى يا رسول الله الان مقابل مسجد كوفه مىباشى فرمود پس رخصت بطلب از پروردگار من تا بروم در آن و دو ركعت نماز گزارم پس جبرئيل از حق تعالى اذن طلب كرد حق تعالى اذن مرحمت فرمود پس فرود آورد آن حضرت را و آن جناب دو ركعت نماز گذاشت در آن و بدرستيكه جانب راست آن باغى است از باغهاى بهشت و ميان آن باغى است از باغهاى بهشت و عقب آن باغى است از باغهاى بهشت و بدرستى كه نماز واجب در آن برابر است با هزار نماز و نافله در آن مقابل است با پانصد نماز و نشستن در آن بدون تلاوت و ذكر عبادت است و اگر مردم بدانند كه چه فضيلت است در آن بيايند بسوى آن اگر چه به روش كودكان خود را بر زمين كشند و در روايت ديگر است كه نماز واجب در آن مقابل حج است و نماز نافله مقابل عمره)
و از بعضى روايات معلوم مىشود كه جانب راست اين مسجد افضل است از جانب چپ آن
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
اعمال مسجد كوفه
0000000000000000
پس به نحوى كه در مصباح الزائر و غيره است آن است كه چون داخل كوفه شدى بگو :
بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ فِى سَبِيلِ اللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اللَّهُمَّ أَنْزِلْنِى مُنْزَلا مُبَارَكا وَ أَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ .
پس روانه شو بسوى مسجد كوفه و در حال رفتن بگو :اللَّهُ أَكْبَرُ وَ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ سُبْحَانَ اللَّهِ تا وارد شوى به در مسجد پس بايست نزد در و بگو :
السَّلامُ عَلَى سَيِّدِنَا رَسُولِ اللَّهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ السَّلامُ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِىِّ بْنِ أَبِى طَالِبٍ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ وَ عَلَى مَجَالِسِهِ وَ مَشَاهِدِهِ وَ مَقَامِ حِكْمَتِهِ وَ آثَارِ آبَائِهِ آدَمَ وَ نُوحٍ وَ إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْمَاعِيلَ وَ تِبْيَانِ بَيِّنَاتِهِ السَّلامُ عَلَى الْإِمَامِ الْحَكِيمِ الْعَدْلِ الصِّدِّيقِ الْأَكْبَرِ الْفَارُوقِ بِالْقِسْطِ الَّذِى فَرَّقَ اللَّهُ بِهِ بَيْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ وَ الْكُفْرِ وَ الْإِيمَانِ وَ الشِّرْكِ وَ التَّوْحِيدِ لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيَا مَنْ حَىَّ عَنْ بَيِّنَةٍ أَشْهَدُ أَنَّكَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ خَاصَّةُ نَفْسِ الْمُنْتَجَبِينَ وَ زَيْنُ الصِّدِّيقِينَ وَ صَابِرُ الْمُمْتَحَنِينَ وَ أَنَّكَ حَكَمُ اللَّهِ فِى أَرْضِهِ وَ قَاضِى أَمْرِهِ وَ بَابُ حِكْمَتِهِ وَ عَاقِدُ عَهْدِهِ وَ النَّاطِقُ بِوَعْدِهِ وَ الْحَبْلُ الْمَوْصُولُ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ عِبَادِهِ وَ كَهْفُ النَّجَاةِ وَ مِنْهَاجُ التُّقَى وَ الدَّرَجَةُ الْعُلْيَا وَ مُهَيْمِنُ الْقَاضِى الْأَعْلَى يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ بِكَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ زُلْفَى أَنْتَ وَلِيِّى وَ سَيِّدِى وَ وَسِيلَتِى فِى الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ .
00000000000000000
ورودبه مسجد كوفه
00000000000000000
پس داخل مسجد مىشوى از درى كه در عقب مسجداست و مشهور است به باب الثعبان (ياباب الفيل)
پس از ورود به مسجد مىگويى :
اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ هَذَا مَقَامُ الْعَائِذِ بِاللَّهِ وَ بِمُحَمَّدٍ حَبِيبِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ بِوِلايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَهْدِيِّينَ الصَّادِقِينَ النَّاطِقِينَ الرَّاشِدِينَ الَّذِينَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِيرا رَضِيتُ بِهِمْ أَئِمَّةً وَ هُدَاةً وَ مَوَالِىَّ سَلَّمْتُ لِأَمْرِ اللَّهِ لا أُشْرِكُ بِهِ شَيْئا وَ لا أَتَّخِذُ مَعَ اللَّهِ وَلِيّا كَذَبَ الْعَادِلُونَ بِاللَّهِ وَ ضَلُّوا ضَلالا بَعِيدا حَسْبِىَ اللَّهُ وَ أَوْلِيَاءُ اللَّهِ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدا عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ أَنَّ عَلِيّا وَ الْأَئِمَّةَ الْمَهْدِيِّينَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ عَلَيْهِمُ السَّلامُ أَوْلِيَائِى وَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ .
00000000000000000000000000000
مقام حضرت ابراهيم عليه السّلام
00000000000000000000000000000
آنگاه برو بجانب ستون چهارم كه مقام حضرت ابراهيم عليه السّلام است كه در جنب باب انماط و برابر ستون پنجم است و آن ستون حضرت ابراهيم عليه السلام است
چهار ركعت نماز كن دو ركعت آن را با حمد و قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ و دو ركعت ديگر را با حمد و إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِى لَيْلَةِ الْقَدْرِ پس چون فارغ شدى از نماز تسبيح حضرت زهرا عليها السلام را بگو و بعد از آن بگو :
السَّلامُ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ الرَّاشِدِينَ الَّذِينَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِيرا وَ جَعَلَهُمْ أَنْبِيَاءَ مُرْسَلِينَ وَ حُجَّةً عَلَى الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ و هفت مرتبه بگو سَلامٌ عَلَى نُوحٍ فِى الْعَالَمِينَ پس بگو نَحْنُ عَلَى وَصِيَّتِكَ يَا وَلِىَّ الْمُؤْمِنِينَ الَّتِى أَوْصَيْتَ بِهَا ذُرِّيَّتَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ نَحْنُ مِنْ شِيعَتِكَ وَ شِيعَةِ نَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ عَلَيْكَ وَ عَلَى جَمِيعِ الْمُرْسَلِينَ وَ الْأَنْبِيَاءِ وَ الصَّادِقِينَ وَ نَحْنُ عَلَى مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ وَ دِينِ مُحَمَّدٍ النَّبِىِّ الْأُمِّىِّ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَهْدِيِّينَ وَ وِلايَةِ مَوْلانَا عَلِىٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلامُ عَلَى الْبَشِيرِ النَّذِيرِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ رَحْمَتُهُ وَ رِضْوَانُهُ وَ بَرَكَاتُهُ وَ عَلَى وَصِيِّهِ وَ خَلِيفَتِهِ الشَّاهِدِ لِلَّهِ مِنْ بَعْدِهِ عَلَى خَلْقِهِ عَلِىٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ الصِّدِّيقِ الْأَكْبَرِ وَ الْفَارُوقِ الْمُبِينِ الَّذِى أَخَذْتَ بَيْعَتَهُ عَلَى الْعَالَمِينَ رَضِيتُ بِهِمْ أَوْلِيَاءَ وَ مَوَالِىَّ وَ حُكَّاما فِى نَفْسِى وَ وُلْدِى وَ أَهْلِى وَ مَالِى وَ قِسْمِى وَ حِلِّى وَ إِحْرَامِى وَ إِسْلامِى وَ دِينِى وَ دُنْيَاىَ وَ آخِرَتِى وَ مَحْيَاىَ وَ مَمَاتِى أَنْتُمُ الْأَئِمَّةُ فِى الْكِتَابِ وَ فَصْلُ الْمَقَامِ وَ فَصْلُ الْخِطَابِ وَ أَعْيُنُ الْحَىِّ الَّذِى لا يَنَامُ وَ أَنْتُمْ حُكَمَاءُ اللَّهِ وَ بِكُمْ حَكَمَ اللَّهُ وَ بِكُمْ عُرِفَ حَقُّ اللَّهِ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ أَنْتُمْ نُورُ اللَّهِ مِنْ بَيْنِ أَيْدِينَا وَ مِنْ خَلْفِنَا أَنْتُمْ سُنَّةُ اللَّهِ الَّتِى بِهَا سَبَقَ الْقَضَاءُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَنَا لَكُمْ مُسَلِّمٌ تَسْلِيما لا أُشْرِكُ بِاللَّهِ شَيْئا وَ لا أَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ وَلِيّا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى هَدَانِى بِكُمْ وَ مَا كُنْتُ لِأَهْتَدِىَ لَوْ لا أَنْ هَدَانِىَ اللَّهُ اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى مَا هَدَانَا .
حضرت ابراهيم عليه السلام گاهي اينجاعبادت ميكرده است.
00000000000000000000000000
مقام حضرت خضرعليه السلام
00000000000000000000000000
مقام حضرت خضرعليه السلام بعدازمقام ابراهيم عليه السلام است
براي اين مقام اعمال بالخصوص واردنشده ولي ميتوان اين اعمال كه براي مقام خضردرمسجدسهله واردشده به قصدقربت انجام داد
دو ركعت نماز بگذار در آنجا و بگو :
اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا اللَّهُ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَ خَيْرَ عُمُرِى آخِرَهُ وَ خَيْرَ أَعْمَالِى خَوَاتِيمَهَا وَ خَيْرَ أَيَّامِى يَوْمَ أَلْقَاكَ فِيهِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ اللَّهُمَّ تَقَبَّلْ دُعَائِى وَ اسْمَعْ نَجْوَاىَ يَا عَلِىُّ يَا عَظِيمُ يَا قَادِرُ يَا قَاهِرُ يَا حَيّا لا يَمُوتُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتِى بَيْنِى وَ بَيْنَكَ وَ لا تَفْضَحْنِى عَلَى رُءُوسِ الْأَشْهَادِ وَ احْرُسْنِى بِعَيْنِكَ الَّتِى لا تَنَامُ وَ ارْحَمْنِى بِقُدْرَتِكَ عَلَىَّ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ .
يا اعمالي كه ازامام صادق عليه السلام براي مسجدكوفه ذكرشده انجام داد
چهارركعت نماز(دوركعت دوركعت) بخوان سپس بگو :
اِلهِي اِنْ كُنْتُ قَدْعَصَيْتُكَ فَاِنِّي قَدْاَطَعْتُكَ فِي اَحَبِّ الْاَشْياءِ اِلَيْكَ لَمْ اَتَّخِذْلَكَ وَلَدًا وَلَمْ اَدْعُ لَكَ شَريكًا وَقَدْعَصَيْتُكَ في اَشْياءَ كَثيرَةٍ عَلي غَيْرِوَجْهِ الْمُكابَرَةِ لَكَ وَ لَا الْاِسْتِكْبارِعَنْ عِبادَتِكَ وَ لَا الْجُحُودُ لِرُبُوبِيَّتِكَ وَ لَا الْخُرُوجِ عَنِ الْعُبُودِيَّةِ لَكَ وَ لكِنِ اتَّبَعْتُ هَوايَ وَ اَزَلَّنِي الشَّيطانُ بَعْدَالْحُجَّةِ وَ الْبَيانِ فَاِنْ تُعَذِّبْني فَبِذُنُوبي غَيْرَظالِمٍ اَنْتَ لي وَ اِنْ تَعْفُ عَنِّّي وَ تَرْحَمْنِي فَبِجُودِكَ وَ كَرَمِكَ يا كَرِيمُ غَدَوتُ بِحَوْلِ اللهِ وَ قُوَّتِهِ غَدَوْتُ بِغَيْرِحَوْلٍ مِنِّي وَ لاقُوّةٍ وَ لكِنْ بِحَوْلِ اللهِ وَ قُوَّتِهِ يارَبِّ اَسْئَلُكَ بَرَكَةَ هذَ الْبَيْتِ وَ بَرَكَةَ اَهْلِهِ وَ اَسْئَلُكَ اَنْ تَرْزُقَنِي رِزْقًا حَلالًا طَيِّبًا تَسُوقُهُ اِلَيَّ بِحَوْلِكَ وَ قُوَّتِكَ وَ اَنَا خائِضٌ في عافِيَتِكَ.
اين مكاني است كه حضرت خضرعليه السلام خدمت اميرمؤمنان عليه السلام رسيدوبا ايشان صحبت نمود.
00000000000000
مقام دكّة القضاء
00000000000000
مقام دكة القضاء بعدازمقام حضرت خضراست
دو ركعت نماز كن به حمد و هر سوره كه خواهى و چون فارغ شدى بگو تسبيح زهرا عليها السلام را و بگو :
يَا مَالِكِى وَ مُمَلِّكِى وَ مُتَغَمِّدِى بِالنِّعَمِ الْجِسَامِ مِنْ غَيْرِ اسْتِحْقَاقٍ وَجْهِى خَاضِعٌ لِمَا تَعْلُوهُ الْأَقْدَامُ لِجَلالِ وَجْهِكَ الْكَرِيمِ لا تَجْعَلْ هَذِهِ الشِّدَّةَ وَ لا هَذِهِ الْمِحْنَةَ مُتَّصِلَةً بِاسْتِيصَالِ الشَّأْفَةِ وَ امْنَحْنِى مِنْ فَضْلِكَ مَا لَمْ تَمْنَحْ بِهِ أَحَدا مِنْ غَيْرِ مَسْأَلَةٍ أَنْتَ الْقَدِيمُ الْأَوَّلُ الَّذِى لَمْ تَزَلْ وَ لا تَزَالُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِى وَ ارْحَمْنِى وَ زَكِّ عَمَلِى وَ بَارِكْ لِى فِى أَجَلِى وَ اجْعَلْنِى مِنْ عُتَقَائِكَ وَ طُلَقَائِكَ مِنَ النَّارِ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .
0000000000
بيت الطّشت
0000000000
بيت الطشت متصل است به دكّة القضا
همانجا كه نماز دكّة القضاء را كردي دوركعت نماز كن به نيت بيت الطّشت و بعد از سلام تسبيح كن پس بگو :
اللَّهُمَّ إِنِّى ذَخَرْتُ تَوْحِيدِى إِيَّاكَ وَ مَعْرِفَتِى بِكَ وَ إِخْلاصِى لَكَ وَ إِقْرَارِى بِرُبُوبِيَّتِكَ وَ ذَخَرْتُ وِلايَةَ مَنْ أَنْعَمْتَ عَلَىَّ بِمَعْرِفَتِهِمْ مِنْ بَرِيَّتِكَ مُحَمَّدٍ وَ عِتْرَتِهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمْ لِيَوْمِ فَزَعِى إِلَيْكَ عَاجِلا وَ آجِلا وَ قَدْ فَزِعْتُ إِلَيْكَ وَ إِلَيْهِمْ يَا مَوْلاىَ فِى هَذَا الْيَوْمِ وَ فِى مَوْقِفِى هَذَا وَ سَأَلْتُكَ مَادَّتِى مِنْ نِعْمَتِكَ وَ إِزَاحَةَ مَا أَخْشَاهُ مِنْ نَقِمَتِكَ وَ الْبَرَكَةَ فِيمَا رَزَقْتَنِيهِ وَ تَحْصِينَ صَدْرِى مِنْ كُلِّ هَمٍّ وَ جَائِحَةٍ وَ مَعْصِيَةٍ فِى دِينِى وَ دُنْيَاىَ وَ آخِرَتِى يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .
و نقل شده كه حضرت صادق عليه السلام در بيت الطشت دو ركعت نماز كردند.
دكة القضاء چيست؟
بدان كه دكة القضاء دكانچهاى بوده در مسجد كه امير المؤمنين عليه السلام بر روى آن مىنشستند و قضاوت و حكم مىنمودند و در آن موضع ستون كوتاهى بوده كه بر آن نوشته بوده آيه كريمه إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ .
اعجازاميرالمؤمنين عليه السلام دردكّة القضاء وبيت الطشت
بيت الطشت همان محلى است كه ظاهر شده معجزه امير المؤمنين عليه السلام در باب آن دختر بىشوهرى كه يك وقتى در ميان آب بوده كه زالويى در شكمش داخل شده و كمكم از مكيدن خون بزرگ شده بود و شكم آن دختر را نيز بزرگ كرده بود برادران دختر گمان حمل به او بردند و خواستند او را بكشند براى حكم آن نزد امير المؤمنين عليه السلام آمدند حضرت امر فرمود در جانب مسجد پرده كشيدند و آن دختر را در پس آن پرده نشانيدند و قابله كوفه را امر فرمود كه او را تفتيش كند قابله پس از تفتيش عرض كرد يا امير المؤمنين اين دختر آبستن است و فرزند در شكم دارد پس حضرت امر فرمود طشتى مملو از لجن آوردند و دختر را بر روى آن نشانيدند آن زالو كه بوى لجن شنيد از شكم دختر بيرون آمد و در بعضى از روايات است كه حضرت دست دراز كرد و از كوههاى شام قطعه برفى آورد و نزديك آن طشت نهاد تا آن حيوان از شكم دختر بيرون آمد)
0000000000000000000000000000000000000000000
مقام النبي محمدصلّي الله عليه وآله ودكّة المعراج
0000000000000000000000000000000000000000000
مقامي است دروسط مسجد كه آنرا دكة المعراج گفته اند (كنار آن يك ستوني است كه شاخص اذان ظهراست)
دو ركعت نماز مىكنى در ركعت اول حمد مىخوانى با قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ و در ركعت دوم حمد و قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ پس وقتى كه سلام دادى تسبيح زهرا عليها السلام را بخوان و بگو :
اللَّهُمَّ أَنْتَ السَّلامُ وَ مِنْكَ السَّلامُ وَ إِلَيْكَ يَعُودُ السَّلامُ وَ دَارُكَ دَارُ السَّلامِ حَيِّنَا رَبَّنَا مِنْكَ بِالسَّلامِ اللَّهُمَّ إِنِّى صَلَّيْتُ هَذِهِ الصَّلاةَ ابْتِغَاءَ رَحْمَتِكَ وَ رِضْوَانِكَ وَ مَغْفِرَتِكَ وَ تَعْظِيما لِمَسْجِدِكَ اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْفَعْهَا فِى عِلِّيِّينَ وَ تَقَبَّلْهَا مِنِّى يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .
اين مقام را دكة المعراج گفته اند و ظاهرا به ملاحظه آن است كه در شب معراج حضرت رسول صلى الله عليه و آله از حق تعالى رخصت طلبيد و در اينجا فرود آمد و دو ركعت نماز گذاشت.
00000000000000000000000000000
مقام توبه حضرت آدم عليه السّلام
00000000000000000000000000000
ستون هفتم مقام حضرت آدم عليه السّلام است و آن مقامى است كه در آن حق تعالى توفيق توبه به آدم عليه السلام داده
پس بايست در نزد آن رو به قبله و بگو :
بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ السَّلامُ عَلَى أَبِينَا آدَمَ وَ أُمِّنَا حَوَّاءَ السَّلامُ عَلَى هَابِيلَ الْمَقْتُولِ ظُلْما وَ عُدْوَانا عَلَى مَوَاهِبِ اللَّهِ وَ رِضْوَانِهِ السَّلامُ عَلَى شَيْثٍ صَفْوَةِ اللَّهِ الْمُخْتَارِ الْأَمِينِ وَ عَلَى الصَّفْوَةِ الصَّادِقِينَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ الطَّيِّبِينَ أَوَّلِهِمْ وَ آخِرِهِمْ السَّلامُ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْمَاعِيلَ وَ إِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ عَلَى ذُرِّيَّتِهِمُ الْمُخْتَارِينَ السَّلامُ عَلَى مُوسَى كَلِيمِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَى عِيسَى رُوحِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ السَّلامُ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ ذُرِّيَّتِهِ الطَّيِّبِينَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ السَّلامُ عَلَيْكُمْ فِى الْأَوَّلِينَ السَّلامُ عَلَيْكُمْ فِى الْآخِرِينَ السَّلامُ عَلَى فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ السَّلامُ عَلَى الْأَئِمَّةِ الْهَادِينَ شُهَدَاءِ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ السَّلامُ عَلَى الرَّقِيبِ الشَّاهِدِ عَلَى الْأُمَمِ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ .
پس نماز مىكنى نزد آن ستون چهار ركعت مىخوانى در ركعت اول حمد و إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ و در ركعت دوم حمد و قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ و در ركعت سوم و چهارم به همين نحو و چون فارغ شدى بگو تسبيح زهراء عليها السلام را پس بگو :
اللَّهُمَّ إِنْ كُنْتُ قَدْ عَصَيْتُكَ فَإِنِّى قَدْ أَطَعْتُكَ فِى الْإِيمَانِ مِنِّى بِكَ مَنّا مِنْكَ عَلَىَّ لا مَنّا مِنِّى عَلَيْكَ وَ أَطَعْتُكَ فِى أَحَبِّ الْأَشْيَاءِ لَكَ لَمْ أَتَّخِذْ لَكَ وَلَدا وَ لَمْ أَدْعُ لَكَ شَرِيكا وَ قَدْ عَصَيْتُكَ فِى أَشْيَاءَ كَثِيرَةٍ عَلَى غَيْرِ وَجْهِ الْمُكَابَرَةِ لَكَ وَ لا الْخُرُوجِ عَنْ عُبُودِيَّتِكَ وَ لا الْجُحُودِ لِرُبُوبِيَّتِكَ وَ لَكِنِ اتَّبَعْتُ هَوَاىَ وَ أَزَلَّنِى الشَّيْطَانُ بَعْدَ الْحُجَّةِ عَلَىَّ وَ الْبَيَانِ فَإِنْ تُعَذِّبْنِى فَبِذُنُوبِى غَيْرَ ظَالِمٍ لِى وَ إِنْ تَعْفُ عَنِّى وَ تَرْحَمْنِى فَبِجُودِكَ وَ كَرَمِكَ يَا كَرِيمُ اللَّهُمَّ إِنَّ ذُنُوبِى لَمْ يَبْقَ لَهَا إِلا رَجَاءُ عَفْوِكَ وَ قَدْ قَدَّمْتُ آلَةَ الْحِرْمَانِ فَأَنَا أَسْأَلُكَ اللَّهُمَّ مَا لا أَسْتَوْجِبُهُ وَ أَطْلُبُ مِنْكَ مَا لا أَسْتَحِقُّهُ اللَّهُمَّ إِنْ تُعَذِّبْنِى فَبِذُنُوبِى وَ لَمْ تَظْلِمْنِى شَيْئا وَ إِنْ تَغْفِرْ لِى فَخَيْرُ رَاحِمٍ أَنْتَ يَا سَيِّدِى اللَّهُمَّ أَنْتَ أَنْتَ وَ أَنَا أَنَا أَنْتَ الْعَوَّادُ بِالْمَغْفِرَةِ وَ أَنَا الْعَوَّادُ بِالذُّنُوبِ وَ أَنْتَ الْمُتَفَضِّلُ بِالْحِلْمِ وَ أَنَا الْعَوَّادُ بِالْجَهْلِ اللَّهُمَّ فَإِنِّى أَسْأَلُكَ يَا كَنْزَ الضُّعَفَاءِ يَا عَظِيمَ الرَّجَاءِ يَا مُنْقِذَ الْغَرْقَى يَا مُنْجِىَ الْهَلْكَى يَا مُمِيتَ الْأَحْيَاءِ يَا مُحْيِىَ الْمَوْتَى أَنْتَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ أَنْتَ الَّذِى سَجَدَ لَكَ شُعَاعُ الشَّمْسِ وَ دَوِىُّ الْمَاءِ وَ حَفِيفُ الشَّجَرِ وَ نُورُ الْقَمَرِ وَ ظُلْمَةُ اللَّيْلِ وَ ضَوْءُ النَّهَارِ وَ خَفَقَانُ الطَّيْرِ فَأَسْأَلُكَ اللَّهُمَّ يَا عَظِيمُ بِحَقِّكَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الصَّادِقِينَ وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الصَّادِقِينَ عَلَيْكَ وَ بِحَقِّكَ عَلَى عَلِىٍّ وَ بِحَقِّ عَلِىٍّ عَلَيْكَ وَ بِحَقِّكَ عَلَى فَاطِمَةَ وَ بِحَقِّ فَاطِمَةَ عَلَيْكَ وَ بِحَقِّكَ عَلَى الْحَسَنِ وَ بِحَقِّ الْحَسَنِ عَلَيْكَ وَ بِحَقِّكَ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ بِحَقِّ الْحُسَيْنِ عَلَيْكَ فَإِنَّ حُقُوقَهُمْ عَلَيْكَ مِنْ أَفْضَلِ إِنْعَامِكَ عَلَيْهِمْ وَ بِالشَّأْنِ الَّذِى لَكَ عِنْدَهُمْ وَ بِالشَّأْنِ الَّذِى لَهُمْ عِنْدَكَ صَلِّ عَلَيْهِمْ يَا رَبِّ صَلاةً دَائِمَةً مُنْتَهَى رِضَاكَ وَ اغْفِرْ لِى بِهِمُ الذُّنُوبَ الَّتِى بَيْنِى وَ بَيْنَكَ وَ أَرْضِ عَنِّى خَلْقَكَ وَ أَتْمِمْ عَلَىَّ نِعْمَتَكَ كَمَا أَتْمَمْتَهَا عَلَى آبَائِى مِنْ قَبْلُ وَ لا تَجْعَلْ لِأَحَدٍ مِنَ الْمَخْلُوقِينَ عَلَىَّ فِيهَا امْتِنَانا وَ امْنُنْ عَلَىَّ كَمَا مَنَنْتَ عَلَى آبَائِى مِنْ قَبْلُ يَا كهيعص اللَّهُمَّ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ فَاسْتَجِبْ لِى دُعَائِى فِيمَا سَأَلْتُ يَا كَرِيمُ يَا كَرِيمُ يَا كَرِيمُ .
پس برو به سجده و در سجده بگو :
يَا مَنْ يَقْدِرُ عَلَى حَوَائِجِ السَّائِلِينَ وَ يَعْلَمُ مَا فِى ضَمِيرِ الصَّامِتِينَ يَا مَنْ لا يَحْتَاجُ إِلَى التَّفْسِيرِ يَا مَنْ يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ مَا تُخْفِى الصُّدُورُ يَا مَنْ أَنْزَلَ الْعَذَابَ عَلَى قَوْمِ يُونُسَ وَ هُوَ يُرِيدُ أَنْ يُعَذِّبَهُمْ فَدَعَوْهُ وَ تَضَرَّعُوا إِلَيْهِ فَكَشَفَ عَنْهُمُ الْعَذَابَ وَ مَتَّعَهُمْ إِلَى حِينٍ قَدْ تَرَى مَكَانِى وَ تَسْمَعُ دُعَائِى وَ تَعْلَمُ سِرِّى وَ عَلانِيَتِى وَ حَالِى صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اكْفِنِى مَا أَهَمَّنِى مِنْ أَمْرِ دِينِى وَ دُنْيَاىَ وَ آخِرَتِى .
پس هفتاد مرتبه بگو يَا سَيِّدِى
پس سر از سجده بردار و بگو :
يَا رَبِّ أَسْأَلُكَ بَرَكَةَ هَذَا الْمَوْضِعِ وَ بَرَكَةَ أَهْلِهِ وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَرْزُقَنِى مِنْ رِزْقِكَ رِزْقا حَلالا طَيِّبا تَسُوقُهُ إِلَىَّ بِحَوْلِكَ وَ قُوَّتِكَ وَ أَنَا خَائِضٌ فِى عَافِيَةٍ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ مَنْ يَقْدِرُ عَلَى حَوَائِجِ السَّائِلِينَ .
فضيلت مقام حضرت آدم عليه السلام :
وبدان نيز كه احاديث در فضيلت اين ستون هفتم بسيار وارد شده و شيخ كلينى به سند معتبر روايت كرده كه أمير المؤمنين عليه السلام رو به اين ستون(وروبه قبله)نماز مىكردو نزديك مىايستاد كه ميان آن حضرت و ستون آنقدر فاصله بود كه بُز ى بگذرد و در روايت معتبر ديگر وارد شده است كه در هر شب شصت هزار ملك از آسمان نازل مىشوند و نزد ستون هفتم نماز مىكنند و در شب ديگر ملائكه ديگر به اين عدد مىآيند و ديگر هيچيك عود نمىكنند تا روز قيامت.
0000000000000000000000
مقام جبرئيل عليه السّلام
0000000000000000000000
دو ركعت نماز كن به حمد و هر سوره كه خواهى و چون سلام گفتى و تسبيح نمودى پس بگو :
اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِجَمِيعِ أَسْمَائِكَ كُلِّهَا مَا عَلِمْنَا مِنْهَا وَ مَا لا نَعْلَمُ وَ أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الْعَظِيمِ الْأَعْظَمِ الْكَبِيرِ الْأَكْبَرِ الَّذِى مَنْ دَعَاكَ بِهِ أَجَبْتَهُ وَ مَنْ سَأَلَكَ بِهِ أَعْطَيْتَهُ وَ مَنِ اسْتَنْصَرَكَ بِهِ نَصَرْتَهُ وَ مَنِ اسْتَغْفَرَكَ بِهِ غَفَرْتَ لَهُ وَ مَنِ اسْتَعَانَكَ بِهِ أَعَنْتَهُ وَ مَنِ اسْتَرْزَقَكَ بِهِ رَزَقْتَهُ وَ مَنِ اسْتَغَاثَكَ بِهِ أَغَثْتَهُ وَ مَنِ اسْتَرْحَمَكَ بِهِ رَحِمْتَهُ وَ مَنِ اسْتَجَارَكَ بِهِ أَجَرْتَهُ وَ مَنْ تَوَكَّلَ عَلَيْكَ بِهِ كَفَيْتَهُ وَ مَنِ اسْتَعْصَمَكَ بِهِ عَصَمْتَهُ وَ مَنِ اسْتَنْقَذَكَ بِهِ مِنَ النَّارِ أَنْقَذْتَهُ وَ مَنِ اسْتَعْطَفَكَ بِهِ تَعَطَّفْتَ لَهُ وَ مَنْ أَمَّلَكَ بِهِ أَعْطَيْتَهُ الَّذِى اتَّخَذْتَ بِهِ آدَمَ صَفِيّا وَ نُوحا نَجِيّا وَ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلا وَ مُوسَى كَلِيما وَ عِيسَى رُوحا وَ مُحَمَّدا حَبِيبا وَ عَلِيّا وَصِيّا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ أَنْ تَقْضِىَ لِى حَوَائِجِى وَ تَعْفُوَ عَمَّا سَلَفَ مِنْ ذُنُوبِى وَ تَتَفَضَّلَ عَلَىَّ بِمَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ لِجَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ لِلدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ يَا مُفَرِّجَ هَمِّ الْمَهْمُومِينَ وَ يَا غِيَاثَ الْمَلْهُوفِينَ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَكَ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ .
بدان كه از جمله مواضع ممتازه مسجد كوفه ستون پنجم است كه بايد نزد آن نماز كنند و حاجات خود را از حق تعالى طلب نمايند.
000000000000000000000000000000
مقام امام زين العابدين عليه السّلام
000000000000000000000000000000
آنگاه برو بسوى دكه امام زين العابدين عليه السلام و آن در نزد ستون سوم است از طرف متصل به باب كنده اين مقام از طرف قبله مقابل است با دكه باب امير المؤمنين عليه السلام و از طرف غربى مقابل بوده با باب كنده كه مسدود شده و گفته شده كه شايسته است آنكه نماز بقدر پنج ذراع متأخر از ستون بعمل آورده شود زيرا كه دكه در آن محل بوده .
نماز كن در آنجا دو ركعت و بخوان در آن حمد و هر سوره كه خواستى پس همينكه سلام دادى و تسبيح نمودى پس بگو :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اللَّهُمَّ إِنَّ ذُنُوبِى قَدْ كَثُرَتْ وَ لَمْ يَبْقَ لَهَا إِلا رَجَاءُ عَفْوِكَ وَ قَدْ قَدَّمْتُ آلَةَ الْحِرْمَانِ إِلَيْكَ فَأَنَا أَسْأَلُكَ اللَّهُمَّ مَا لا أَسْتَوْجِبُهُ وَ أَطْلُبُ مِنْكَ مَا لا أَسْتَحِقُّهُ اللَّهُمَّ إِنْ تُعَذِّبْنِى فَبِذُنُوبِى وَ لَمْ تَظْلِمْنِى شَيْئا وَ إِنْ تَغْفِرْ لِى فَخَيْرُ رَاحِمٍ أَنْتَ يَا سَيِّدِى اللَّهُمَّ أَنْتَ أَنْتَ وَ أَنَا أَنَا أَنْتَ الْعَوَّادُ بِالْمَغْفِرَةِ وَ أَنَا الْعَوَّادُ بِالذُّنُوبِ وَ أَنْتَ الْمُتَفَضِّلُ بِالْحِلْمِ وَ أَنَا الْعَوَّادُ بِالْجَهْلِ اللَّهُمَّ فَإِنِّى أَسْأَلُكَ يَا كَنْزَ الضُّعَفَاءِ يَا عَظِيمَ الرَّجَاءِ يَا مُنْقِذَ الْغَرْقَى يَا مُنْجِىَ الْهَلْكَى يَا مُمِيتَ الْأَحْيَاءِ يَا مُحْيِىَ الْمَوْتَى أَنْتَ اللَّهُ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ أَنْتَ الَّذِى سَجَدَ لَكَ شُعَاعُ الشَّمْسِ وَ نُورُ الْقَمَرِ وَ ظُلْمَةُ اللَّيْلِ وَ ضَوْءُ النَّهَارِ وَ خَفَقَانُ الطَّيْرِ فَأَسْأَلُكَ اللَّهُمَّ يَا عَظِيمُ بِحَقِّكَ يَا كَرِيمُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الصَّادِقِينَ وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الصَّادِقِينَ عَلَيْكَ وَ بِحَقِّكَ عَلَى عَلِىٍّ وَ بِحَقِّ عَلِىٍّ عَلَيْكَ وَ بِحَقِّكَ عَلَى فَاطِمَةَ وَ بِحَقِّ فَاطِمَةَ عَلَيْكَ وَ بِحَقِّكَ عَلَى الْحَسَنِ وَ بِحَقِّ الْحَسَنِ عَلَيْكَ وَ بِحَقِّكَ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ بِحَقِّ الْحُسَيْنِ عَلَيْكَ فَإِنَّ حُقُوقَهُمْ مِنْ أَفْضَلِ إِنْعَامِكَ عَلَيْهِمْ وَ بِالشَّأْنِ الَّذِى لَكَ عِنْدَهُمْ وَ بِالشَّأْنِ الَّذِى لَهُمْ عِنْدَكَ صَلِّ يَا رَبِّ عَلَيْهِمْ صَلاةً دَائِمَةً مُنْتَهَى رِضَاكَ وَ اغْفِرْ لِى بِهِمُ الذُّنُوبَ الَّتِى بَيْنِى وَ بَيْنَكَ وَ أَتْمِمْ نِعْمَتَكَ عَلَىَّ كَمَا أَتْمَمْتَهَا عَلَى آبَائِى مِنْ قَبْلُ يَا كهيعص اللَّهُمَّ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فَاسْتَجِبْ لِى دُعَائِى فِيمَا سَأَلْتُكَ .
پس برو به سجده و جانب راست رو را بر زمين گذار و بگو يَا سَيِّدِى يَا سَيِّدِى يَا سَيِّدِى صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِى وَ اغْفِرْ لِى و بسيار بگو اين كلمه را با خشوع و گريه پس جانب چپ رو را به زمين گذار و اين كلمات را بگو پس دعا كن به آنچه مىخواهى
0000000000000000000
مقام نوح عليه السّلام
0000000000000000000
چون از عمل ستون سوم فارغ شدى برو به دكه باب امير المؤمنين عليه السلام معروف به باب الفرج و آن صفهاى است كه متصل است به درى كه از مسجد بسوى خانه امير المؤمنين عليه السلام مفتوح مىشده .
چهار ركعت نماز كن به حمد و هر سوره كه خواستى از قرآن و چون فارغ شدى تسبيح كن پس بگو :
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اقْضِ حَاجَتِى يَا اللَّهُ يَا مَنْ لا يَخِيبُ سَائِلُهُ وَ لا يَنْفَدُ نَائِلُهُ يَا قَاضِىَ الْحَاجَاتِ يَا مُجِيبَ الدَّعَوَاتِ يَا رَبَّ الْأَرَضِينَ وَ السَّمَاوَاتِ يَا كَاشِفَ الْكُرُبَاتِ يَا وَاسِعَ الْعَطِيَّاتِ يَا دَافِعَ النَّقِمَاتِ يَا مُبَدِّلَ السَّيِّئَاتِ حَسَنَاتٍ عُدْ عَلَىَّ بِطَوْلِكَ وَ فَضْلِكَ وَ إِحْسَانِكَ وَ اسْتَجِبْ دُعَائِى فِيمَا سَأَلْتُكَ وَ طَلَبْتُ مِنْكَ بِحَقِّ نَبِيِّكَ وَ وَصِيِّكَ وَ أَوْلِيَائِكَ الصَّالِحِينَ .
حضرت نوح عليه السلام خانه ومسجداو درمسجدكوفه قرارداشت بارسيدن به مقام رسالت 0 5 9 سال تبليغ ومردم را به دين خدا دعوت ميكرد دراين مدت حدود 80 نفر دعوت اورا پذيرفتند واكثرمردم ايمان نياوردند تا اينكه دستورعذاب صادرشد و حضرت نوح موظف شد براي نجات مؤمنين كشتي بسازد و او درهمين مسجد مشغول ساختن كشتي شد پس از اتمام ساختن كشتي آب اززمين مسجدبالا آمد و...
00000000000000000000000000000
محراب اميرالمؤمنين عليه السّلام
00000000000000000000000000000
دو ركعت نمازكن به حمد و سوره و هر گاه كه سلام دادى و تسبيح كردى پس بگو :
يَا مَنْ أَظْهَرَ الْجَمِيلَ وَ سَتَرَ الْقَبِيحَ يَا مَنْ لَمْ يُؤَاخِذْ بِالْجَرِيرَةِ وَ لَمْ يَهْتِكِ السِّتْرَ وَ السَّرِيرَةَ يَا عَظِيمَ الْعَفْوِ يَا حَسَنَ التَّجَاوُزِ يَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ يَا بَاسِطَ الْيَدَيْنِ بِالرَّحْمَةِ يَا صَاحِبَ كُلِّ نَجْوَى يَا مُنْتَهَى كُلِّ شَكْوَى يَا كَرِيمَ الصَّفْحِ يَا عَظِيمَ الرَّجَاءِ يَا سَيِّدِى صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِى مَا أَنْتَ أَهْلُهُ يَا كَرِيمُ .
اين محرابي است كه حضرت اميرالمؤمنين درصبح نوزدهم ماه مبارك رمضان درآن ضربت خورده است
000000000000000000000000000000000
محراب نافله اميرالمؤمنين عليه السلام
000000000000000000000000000000000
دو ركعت نمازكن به حمد و سوره و هر گاه كه سلام دادى و تسبيح كردى پس بگو :
يَا مَنْ أَظْهَرَ الْجَمِيلَ وَ سَتَرَ الْقَبِيحَ يَا مَنْ لَمْ يُؤَاخِذْ بِالْجَرِيرَةِ وَ لَمْ يَهْتِكِ السِّتْرَ وَ السَّرِيرَةَ يَا عَظِيمَ الْعَفْوِ يَا حَسَنَ التَّجَاوُزِ يَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ يَا بَاسِطَ الْيَدَيْنِ بِالرَّحْمَةِ يَا صَاحِبَ كُلِّ نَجْوَى يَا مُنْتَهَى كُلِّ شَكْوَى يَا كَرِيمَ الصَّفْحِ يَا عَظِيمَ الرَّجَاءِ يَا سَيِّدِى صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِى مَا أَنْتَ أَهْلُهُ يَا كَرِيمُ .
......................
در هديه الزائرين اشاره كرده به اختلاف در محرابى كه محل ضربت خوردن امير المؤمنين عليه السلام است كه آيا همين محراب معروف است يا آن محراب متروك و گفته كه نهايت احتياط در آن است كه اعمال محراب را در هر دو جا بكنند يا گاهى در معروف و گاهى در متروك(كه امروزه مشهوراست به محراب نافله)
0000000000000000000000000000000000000
مناجات حضرت امير المؤمنين عليه السلام
0000000000000000000000000000000000000
ومناسب است كه درمحل محراب مناجات معروف اميرالمؤمنين عليه السّلام خوانده شود :
اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ يَوْمَ لا يَنْفَعُ مَالٌ وَ لا بَنُونَ إِلا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ وَ أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِى اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلا وَ أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ يَوْمَ يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِى وَ الْأَقْدَامِ وَ أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ يَوْمَ لا يَجْزِى وَالِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَ لا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَنْ وَالِدِهِ شَيْئا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ يَوْمَ لا يَنْفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ وَ أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ يَوْمَ لا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئا وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ وَ أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ وَ صَاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ لِكُلِّ امْرِىءٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ وَ أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ يَوْمَ يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِى مِنْ عَذَابِ يَوْمِئِذٍ بِبَنِيهِ وَ صَاحِبَتِهِ وَ أَخِيهِ وَ فَصِيلَتِهِ الَّتِى تُؤْوِيهِ وَ مَنْ فِى الْأَرْضِ جَمِيعا ثُمَّ يُنْجِيهِ كَلا إِنَّهَا لَظَى نَزَّاعَةً لِلشَّوَى مَوْلاىَ يَا مَوْلاىَ أَنْتَ الْمَوْلَى وَ أَنَا الْعَبْدُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْعَبْدَ إِلا الْمَوْلَى مَوْلاىَ يَا مَوْلاىَ أَنْتَ الْمَالِكُ وَ أَنَا الْمَمْلُوكُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَمْلُوكَ إِلا الْمَالِكُ مَوْلاىَ يَا مَوْلاىَ أَنْتَ الْعَزِيزُ وَ أَنَا الذَّلِيلُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الذَّلِيلَ إِلا الْعَزِيزُ مَوْلاىَ يَا مَوْلاىَ أَنْتَ الْخَالِقُ وَ أَنَا الْمَخْلُوقُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَخْلُوقَ إِلا الْخَالِقُ مَوْلاىَ يَا مَوْلاىَ أَنْتَ الْعَظِيمُ وَ أَنَا الْحَقِيرُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْحَقِيرَ إِلا الْعَظِيمُ مَوْلاىَ يَا مَوْلاىَ أَنْتَ الْقَوِىُّ وَ أَنَا الضَّعِيفُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الضَّعِيفَ إِلا الْقَوِىُّ مَوْلاىَ يَا مَوْلاىَ أَنْتَ الْغَنِىُّ وَ أَنَا الْفَقِيرُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْفَقِيرَ إِلا الْغَنِىُّ مَوْلاىَ يَا مَوْلاىَ أَنْتَ الْمُعْطِى وَ أَنَا السَّائِلُ وَ هَلْ يَرْحَمُ السَّائِلَ إِلا الْمُعْطِى مَوْلاىَ يَا مَوْلاىَ أَنْتَ الْحَىُّ وَ أَنَا الْمَيِّتُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَيِّتَ إِلا الْحَىُّ مَوْلاىَ يَا مَوْلاىَ أَنْتَ الْبَاقِى وَ أَنَا الْفَانِى وَ هَلْ يَرْحَمُ الْفَانِىَ إِلا الْبَاقِى مَوْلاىَ يَا مَوْلاىَ أَنْتَ الدَّائِمُ وَ أَنَا الزَّائِلُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الزَّائِلَ إِلا الدَّائِمُ مَوْلاىَ يَا مَوْلاىَ أَنْتَ الرَّازِقُ وَ أَنَا الْمَرْزُوقُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَرْزُوقَ إِلا الرَّازِقُ مَوْلاىَ يَا مَوْلاىَ أَنْتَ الْجَوَادُ وَ أَنَا الْبَخِيلُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْبَخِيلَ إِلا الْجَوَادُ مَوْلاىَ يَا مَوْلاىَ أَنْتَ الْمُعَافِى وَ أَنَا الْمُبْتَلَى وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمُبْتَلَى إِلا الْمُعَافِى مَوْلاىَ يَا مَوْلاىَ أَنْتَ الْكَبِيرُ وَ أَنَا الصَّغِيرُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الصَّغِيرَ إِلا الْكَبِيرُ مَوْلاىَ يَا مَوْلاىَ أَنْتَ الْهَادِى وَ أَنَا الضَّالُّ وَ هَلْ يَرْحَمُ الضَّالَّ إِلا الْهَادِى مَوْلاىَ يَا مَوْلاىَ أَنْتَ الرَّحْمَنُ وَ أَنَا الْمَرْحُومُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَرْحُومَ إِلا الرَّحْمَنُ مَوْلاىَ يَا مَوْلاىَ أَنْتَ السُّلْطَانُ وَ أَنَا الْمُمْتَحَنُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمُمْتَحَنَ إِلا السُّلْطَانُ مَوْلاىَ يَا مَوْلاىَ أَنْتَ الدَّلِيلُ وَ أَنَا الْمُتَحَيِّرُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمُتَحَيِّرَ إِلا الدَّلِيلُ مَوْلاىَ يَا مَوْلاىَ أَنْتَ الْغَفُورُ وَ أَنَا الْمُذْنِبُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمُذْنِبَ إِلا الْغَفُورُ مَوْلاىَ يَا مَوْلاىَ أَنْتَ الْغَالِبُ وَ أَنَا الْمَغْلُوبُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَغْلُوبَ إِلا الْغَالِبُ مَوْلاىَ يَا مَوْلاىَ أَنْتَ الرَّبُّ وَ أَنَا الْمَرْبُوبُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَرْبُوبَ إِلا الرَّبُّ مَوْلاىَ يَا مَوْلاىَ أَنْتَ الْمُتَكَبِّرُ وَ أَنَا الْخَاشِعُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْخَاشِعَ إِلا الْمُتَكَبِّرُ مَوْلاىَ يَا مَوْلاىَ ارْحَمْنِى بِرَحْمَتِكَ وَ ارْضَ عَنِّى بِجُودِكَ وَ كَرَمِكَ وَ فَضْلِكَ يَا ذَا الْجُودِ وَ الْإِحْسَانِ وَ الطَّوْلِ وَ الامْتِنَانِ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .
0000000000000000000000000000
مقام حضرت صادق عليه السّلام
0000000000000000000000000000
پس برو بسوى مقام حضرت صادق عليه السلام و آن واقع است در نزديكى درب حرم مسلم بن عقيل رضوان الله عليه كه بداخل مسجدبازميشود
دو ركعت نماز كن و چون سلام دادى و تسبيح نمودى پس بگو :
يَا صَانِعَ كُلِّ مَصْنُوعٍ وَ يَا جَابِرَ كُلِّ كَسِيرٍ وَ يَا حَاضِرَ كُلِّ مَلَإٍ وَ يَا شَاهِدَ كُلِّ نَجْوَى وَ يَا عَالِمَ كُلِّ خَفِيَّةٍ وَ يَا شَاهِدا غَيْرَ غَائِبٍ وَ يَا غَالِبا غَيْرَ مَغْلُوبٍ وَ يَا قَرِيبا غَيْرَ بَعِيدٍ وَ يَا مُونِسَ كُلِّ وَحِيدٍ وَ يَا حَيّا حِينَ لا حَىَّ غَيْرُهُ يَا مُحْيِىَ الْمَوْتَى وَ مُمِيتَ الْأَحْيَاءِ الْقَائِمَ عَلَى كُلِّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ .
پس بخوان هر چه خواهى
00000000000000000000000000000000
ذكر نمازى براى حاجت در جامع كوفه
00000000000000000000000000000000
از حضرت صادق عليه السلام روايت است كه: كسى كه دو ركعت نماز گزارد در مسجد كوفه بخواند در هر ركعت حمد و دو قُلْ أَعُوذُ و سوره اخلاص و كافرون و نصر و قدر و سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى و چون سلام دهد تسبيح زهرا عليه السلام بگويد پس بطلبد از خدا هر حاجتى كه بخواهد خدا حاجتش را برآورده و دعايش را مستجاب خواهد فرمود .
0000000000000000
صحن مسجد كوفه
0000000000000000
و در حديث معتبر از ابو حمزه ثمالى منقول است كه گفت: روزى در مسجد كوفه نشسته بودم ناگاه ديدم كه شخصى از در كنده داخل شد از همه كس خوشروتر و خوشبوتر و پاك جامهتر و عمامه به سر بسته و پيراهن و دراعه پوشيده و دو نعل عربى در پاى مباركش بود پس نعلين را كند و نزد ستون هفتم ايستاد و دستها را تا برابر گوش بلند كرد و تكبيرى گفت كه جميع موهاى بدن من از دهشت آن راست ايستاد پس چهار ركعت نماز گزارد و ركوع و سجودش را نيكو بعمل آورد پس اين دعا را خواند إِلَهِى إِنْ كُنْتُ قَدْ عَصَيْتُكَ و خواند تا رسيد به يَا كَرِيمُ پس به سجود رفت و مكرر يَا كَرِيمُ گفت آن قدر كه يك نفس وفا كند پس در سجود گفت يَا مَنْ يَقْدِرُ عَلَى حَوَائِجِ السَّائِلِينَ و خواند تا هفتاد مرتبه يا سَيِّدِى كه در اعمال ستون هفتم ذكر شد چون سر از سجده برداشت و نيك ملاحظه كردم حضرت امام زين العابدين عليه السلام بود پس دستهاى مباركش را بوسيدم و پرسيدم كه از براى چه آمديد به اينجا فرمود از براى آنچه كه ديدى يعنى نماز در مسجد كوفه.
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
زيارت جناب مسلم بن عقيل قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ وَ نَوَّرَ ضَرِيحَهُ
0000000000000000000000000000000000000000000000000
چون از اعمال مسجد كوفه فارغ شدى برو بسوى قبر مسلم بن عقيل رضوان الله عليه و بايست نزد او و بگو : (آرامگاه مسلم بن عقیل در شرق مسجد کوفه است يك در ازداخل مسجد دارد و درديگر ازصحن حرم آن جناب است)
الْحَمْدُ لِلَّهِ الْمَلِكِ الْحَقِّ الْمُبِينِ الْمُتَصَاغِرِ لِعَظَمَتِهِ جَبَابِرَةُ الطَّاغِينَ الْمُعْتَرِفِ بِرُبُوبِيَّتِهِ جَمِيعُ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ الْمُقِرِّ بِتَوْحِيدِهِ سَائِرُ الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَيِّدِ الْأَنَامِ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ الْكِرَامِ صَلاةً تَقَرُّ بِهَا أَعْيُنُهُمْ وَ يَرْغَمُ بِهَا أَنْفُ شَانِئِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أَجْمَعِينَ سَلامُ اللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظِيمِ وَ سَلامُ مَلائِكَتِهِ الْمُقَرَّبِينَ وَ أَنْبِيَائِهِ الْمُرْسَلِينَ وَ أَئِمَّتِهِ الْمُنْتَجَبِينَ وَ عِبَادِهِ الصَّالِحِينَ وَ جَمِيعِ الشُّهَدَاءِ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الزَّاكِيَاتُ الطَّيِّبَاتُ فِيمَا تَغْتَدِى وَ تَرُوحُ عَلَيْكَ يَا مُسْلِمَ بْنَ عَقِيلِ بْنِ أَبِى طَالِبٍ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ أَشْهَدُ أَنَّكَ أَقَمْتَ الصَّلاةَ وَ آتَيْتَ الزَّكَاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ جَاهَدْتَ فِى اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ وَ قُتِلْتَ عَلَى مِنْهَاجِ الْمُجَاهِدِينَ فِى سَبِيلِهِ حَتَّى لَقِيتَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُوَ عَنْكَ رَاضٍ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ وَفَيْتَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ بَذَلْتَ نَفْسَكَ فِى نُصْرَةِ حُجَّةِ اللَّهِ وَ ابْنِ حُجَّتِهِ حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ أَشْهَدُ لَكَ بِالتَّسْلِيمِ وَ الْوَفَاءِ وَ النَّصِيحَةِ لِخَلَفِ النَّبِىِّ الْمُرْسَلِ وَ السِّبْطِ الْمُنْتَجَبِ وَ الدَّلِيلِ الْعَالِمِ وَ الْوَصِىِّ الْمُبَلِّغِ وَ الْمَظْلُومِ الْمُهْتَضَمِ فَجَزَاكَ اللَّهُ عَنْ رَسُولِهِ وَ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ عَنِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ أَفْضَلَ الْجَزَاءِ بِمَا صَبَرْتَ وَ احْتَسَبْتَ وَ أَعَنْتَ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ أَمَرَ بِقَتْلِكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ ظَلَمَكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنِ افْتَرَى عَلَيْكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ جَهِلَ حَقَّكَ وَ اسْتَخَفَّ بِحُرْمَتِكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ بَايَعَكَ وَ غَشَّكَ وَ خَذَلَكَ وَ أَسْلَمَكَ وَ مَنْ أَلَّبَ عَلَيْكَ وَ لَمْ يُعِنْكَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى جَعَلَ النَّارَ مَثْوَاهُمْ وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ أَشْهَدُ أَنَّكَ قُتِلْتَ مَظْلُوما وَ أَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ لَكُمْ مَا وَعَدَكُمْ جِئْتُكَ زَائِرا عَارِفا بِحَقِّكُمْ مُسَلِّما لَكُمْ تَابِعا لِسُنَّتِكُمْ وَ نُصْرَتِى لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ وَ هُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لا مَعَ عَدُوِّكُمْ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ عَلَى أَرْوَاحِكُمْ وَ أَجْسَادِكُمْ وَ شَاهِدِكُمْ وَ غَائِبِكُمْ وَ السَّلامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ قَتَلَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْكُمْ بِالْأَيْدِى وَ الْأَلْسُنِ .
و در مزار كبير اين كلمات را بمنزله اذن دخول قرار داده و گفته پس داخل شو و بچسبان خود را به قبر يااشاره كن به ضريح آن جناب و بگو :
السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِيعُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِمُ السَّلامُ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ سَلامٌ عَلَى عِبَادِهِ الَّذِينَ اصْطَفَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ السَّلامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ وَ مَغْفِرَتُهُ وَ عَلَى رُوحِكَ وَ بَدَنِكَ أَشْهَدُ أَنَّكَ مَضَيْتَ عَلَى مَا مَضَى عَلَيْهِ الْبَدْرِيُّونَ الْمُجَاهِدُونَ فِى سَبِيلِ اللَّهِ الْمُبَالِغُونَ فِى جِهَادِ أَعْدَائِهِ وَ نُصْرَةِ أَوْلِيَائِهِ فَجَزَاكَ اللَّهُ أَفْضَلَ الْجَزَاءِ وَ أَكْثَرَ الْجَزَاءِ وَ أَوْفَرَ جَزَاءِ أَحَدٍ مِمَّنْ وَفَى بِبَيْعَتِهِ وَ اسْتَجَابَ لَهُ دَعْوَتَهُ وَ أَطَاعَ وُلاةَ أَمْرِهِ أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ بَالَغْتَ فِى النَّصِيحَةِ وَ أَعْطَيْتَ غَايَةَ الْمَجْهُودِ حَتَّى بَعَثَكَ اللَّهُ فِى الشُّهَدَاءِ وَ جَعَلَ رُوحَكَ مَعَ أَرْوَاحِ السُّعَدَاءِ وَ أَعْطَاكَ مِنْ جِنَانِهِ أَفْسَحَهَا مَنْزِلا وَ أَفْضَلَهَا غُرَفا وَ رَفَعَ ذِكْرَكَ فِى الْعِلِّيِّينَ وَ حَشَرَكَ مَعَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقا أَشْهَدُ أَنَّكَ لَمْ تَهِنْ وَ لَمْ تَنْكُلْ وَ أَنَّكَ قَدْ مَضَيْتَ عَلَى بَصِيرَةٍ مِنْ أَمْرِكَ مُقْتَدِيا بِالصَّالِحِينَ وَ مُتَّبِعا لِلنَّبِيِّينَ فَجَمَعَ اللَّهُ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ رَسُولِهِ وَ أَوْلِيَائِهِ فِى مَنَازِلِ الْمُخْبِتِينَ فَإِنَّهُ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ .
پس نماز كن دو ركعت در طرف سر و آن را هديه آن جناب كن .
00000000000000000000000
زيارت جناب مختاررحمه الله
00000000000000000000000
زاويه غربي حرم جناب مسلم بن عقيل مرقدمختاربن ابي عبيده ثقفي فرمانده خونخواهان شهداي كربلا است
اين زيارت را كه درتابلو بالاي قبر مختار است زيارت كن ايشان را وبگو :
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مُسِرَّمُحَمَّدٍالْمُصْطَفي اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مُسِرَّعَلِيٍّ الْمُرْتَضي اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مُسِرَّ فاطِمَةَ الزَّهراءِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مُسِرَّ الْحَسَنِ الْمُجْتَبي اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَيُّهَا الآخِذُ بِثارِ الْحُسَيْنِ الْغَريبِ وَالشَّهيدِبِكَرْبَلاءِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَنْ اَدْخَلَ السُّرُورَ عَلَي الْاَئِمَّةِ الْاَطْهارِالْاَبْرارِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبااِسحقِ الْمُخْتارِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مُحارِبَ الْكَفَرَةِ الْفُجّارِ عَلَيْهِمُ الَّلعْنَةُ وَسُوءُ الدّارِ اَلسَّلامُ عَلي مَنْ تَرَحَّمَ عَلَيْهِ الْاِمامُ زَيْنِ الْعابِدِينَ اِذْقالَ رَحِمَ اللهُ الْمُخْتارَ فَاِنَّهُ بَني دُورَنا وَاَنْعَشَ اَيْتامَنا اَلسَّلامُ عَلي مَنْ تَرَحَّّمَ عَلَيْهِ الْاِمامُ مُحَمَّدٍالْباقِرُ اِذْقالَ رَحِمَ اللهُ الْمُخْتارَ فَاِنَّهُ مافَرِحَتْ وَلااِبْتَهَجَتْ هاشِمِيَّةٌ وَلا اُدْخِلَ سُرُورٌ عَلي بَيْتِ عَلَوِيٍّ حَتّي اَرْسَلَ الْمُخْتارُ بِرَاْسِ عُبَيْدَاللهِ بْنَ زِيادٍ وَبِرَاْسِ عُمَرَبْنَ سَعْدٍ اِلَي الْمَدِينَةِ اَلسَّلامُ عَلي مَنْ تَرَحَّمَ عَلَيْهِ الْاِمامُ الصّادِقُ ، فَرَحِمَكَ اللهُ اَيُْهَاالْمُخْتارُ وَحَشَرَكَ اللهُ مَعَ الْاَئِمَّةِ الْاَطْهارِ وْجَعَلَنا وَاِيّاكَ مِنَ الطّالِبِينَ بِثارِالْحُسَيْنِ يَوْمَ يُنادِي الْمُنادِي يالِثاراتِ الْحُسَيْنِ وَلَعَنَ اللهُ مَنْ قَتَلَكَ وَمَنْ سَعي بِقَتْلِكَ وَسَلامُ اللهِ عَلَيْكَ وَعَلَي الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْكَ مِنَ الصّالِحِينَ وَالْمُؤْمِنِينَ آمِينَ رَبَّ الْعالَمِينَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمِينَ .
زيارت ديگر كه درزيارتنامه نوشته شده :
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْعَبْدُالصّالِحُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْوَلِيُّ النّاصِحُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ابا اِسْحاقَ الْمُخْتار اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْمُخْلِصُ لِلّهِ في طاعَتِهِ وَ لِزَيْنَ الْعابِدينَ عَلَيْهِ السَّلامُ في صُحْبَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يامَنْ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ النَّبِيَّ وَ قَسيمَ الْجَنَّةِ وَ النّارِ وَ كاشِفَ الْكَرْبِ وَ الْغُمَّةِ قائِماً مَقامًا لَمْ يَصِلْ اِلَيْهِ اَحَدٌٌ مِنَ الْاُمَّةِ الْاِسْلامِ اَلسَّلامُ عَلَيِكَ يا مَنْ بَذَلَ نَفْسَهُ في رِضاءِ الْاَئِمَّةِ في نُصْرَةِ الْعِتْرُةِ الطّاهِرَةِ وَ الْآخِذِ بِثارِهِمْ مِنَ الْعِصابَةِ الْمَلْعُونَةِ الْفاجِرَةِ فَجَزاكَ اللهُ عَنِ النَّبِيِّ صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ مِنْ اَهِْلِبَيْتِهِ.
000000000000000000000000000000000000000
زيارت هانى بن عروه رحمة الله و رضوانه عليه
000000000000000000000000000000000000000
پس ميروي به زيارت هاني بن عروه كه روبروي حرم مسلم بن عقيل است مىايستى در نزد قبر او و سلام مىكنى به رسول خدا صلى الله عليه و آله و مىگويى :
سَلامُ اللَّهِ الْعَظِيمِ وَ صَلَوَاتُهُ عَلَيْكَ يَا هَانِىَ بْنَ عُرْوَةَ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ النَّاصِحُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِمُ السَّلامُ أَشْهَدُ أَنَّكَ قُتِلْتَ مَظْلُوما فَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَكَ وَ اسْتَحَلَّ دَمَكَ وَ حَشَا قُبُورَهُمْ نَارا أَشْهَدُ أَنَّكَ لَقِيتَ اللَّهَ وَ هُوَ رَاضٍ عَنْكَ بِمَا فَعَلْتَ وَ نَصَحْتَ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ بَلَغْتَ دَرَجَةَ الشُّهَدَاءِ وَ جُعِلَ رُوحُكَ مَعَ أَرْوَاحِ السُّعَدَاءِ بِمَا نَصَحْتَ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ مُجْتَهِدا وَ بَذَلْتَ نَفْسَكَ فِى ذَاتِ اللَّهِ وَ مَرْضَاتِهِ فَرَحِمَكَ اللَّهُ وَ رَضِىَ عَنْكَ وَ حَشَرَكَ مَعَ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ وَ جَمَعَنَا وَ إِيَّاكُمْ مَعَهُمْ فِى دَارِ النَّعِيمِ وَ سَلامٌ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ .
پس دو ركعت نماز كن و هديه كن آن را به روح هانى و دعا كن از براى خود به آنچه مىخواهى و وداع كن او را به آنچه در وداع مسلم مىگفتى
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
مسجد سهله
00000000000
مسجد سهله (نامهای دیگر: مسجد سهیل، بنیظفر، عبدالقیس) یکی از مشهورترین مساجد اسلامی است که در قرن اول هجری توسط قبایل عرب در کوفه در سمت شمال غربی مسجد جامع کوفه به فاصله حدود دو کیلومتر ساختهشدهاست. این مسجد یکی ازقدیمیترین مکان منتسب به حضرت بقیةالله(عج) است و از سوی دیگر بنابر محتوای روایات، پس از ظهور آن حضرت اقامتگاه شخصی ایشان معرّفی شده است.
این مسجد در زمینی که اطراف آن پوشیده از ماسه های قرمز است، بنا شده است. تقریباً شکل هندسی آن به صورت مستطیل، با طول 140 متر و عرض 125 متر است. ارتفاع دیوارهایی که آن را احاطه کرده اند، حدود 22 متر است که هر یک از اضلاع چهارگانه آن به وسیله برجهای نیم دایرهای از طرف خارج و به فاصله های مساوی تقویت میشوند. در میانه ضلع شرقی دیوار، منارهای به ارتفاع 30 متر وجود دارد. درِ اصلی مسجد در ضلع شرقی قرار دارد.
مقامهاي مسجدسهله عبارتند از:مقام امام صادق (ع)، مقام حضرت ابراهیم (ع)، مقام حضرت ادریس (ع)، مقام حضرت خضر (ع)، مقام انبیا صالحان، مقام امام زین العابدین (ع) و مسجد و مقام امام زمان (عج).
000000000000000000
فضيلت مسجدسهله
000000000000000000
امام صادق(ع) خطاب به ابوبصیر فرمود:
«...مسجد سهله، اقامتگاه حضرت ادریس(ع) و حضرت ابراهیم خلیل الرحمان(ع) بود. خداوند، پیامبری را مبعوث نکرده، جز اینکه در مسجد سهله نماز گزارده است. مسجد سهله، پایگاه حضرت خضر(ع) است.کسی که در مسجد سهله اقامت کند، همانند کسی است که در خیمة رسول اکرم(ص) اقامت کند. مرد و زن با ایمانی یافت نمیشود، جز اینکه دلش به سوی مسجد سهله پر میزند. در مسجد سهله، تخته سنگی است که تمثال همة پیامبران بر آن نقش بسته است. احدی در مسجد سهله نماز نمیگزارد که با نیّت راستین خدا را بخواند، جز اینکه خداوند او را با حاجت بر آورده شده از آنجا بر میگرداند.احدی نیست که در مسجد سهله به خدا پناهنده شود، جز اینکه خداوند او را از آنچه بیم دارد پناه دهد.
ابوبصیر عرض کرد: فضیلت بسیار بزرگی است!.
امام صادق(ع) فرمود: «آیا برایت بیفزایم؟». عرض کرد: بلى. فرمود:
«مسجد سهله، از آن بُقعههایی است که خداوند دوست دارد او را در آنجا بخوانند. شب و روزی نیست که فرشتگان به زیارت مسجد سهله نشتابند و در آنجا به عبادت حق تعالی نپردازند. اگر من در آن سامان سکونت داشتم، هیچ نمازی را جز در مسجد سهله نمیخواندم. ای ابا محمد! اگر مسجد سهله هیچ فضیلتی جز فرود آمدن فرشتهها و اقامت پیامبران را نداشت، همین فضیلت بس بود، در حالی که این همه فضیلت دارد. آنچه از فضایل مسجد سهله برای تو بازگو نکردم، بیش از فضایلی است که برایت گفتم».
ابوبصیر عرض کرد: آیا مسجد سهله، اقامتگاه دائمی حضرت قائم(ع) خواهد بود؟ فرمود: «آری».
محل تقسیم غنایم مسلمانان پس از ظهور، مسجد سهله است. و امام پس از ظهور به اصلاح حدود این مسجد خواهند پرداخت.
بعد از مسجد كبير كوفه مسجدى به فضيلت مسجد سهله در آن عرصه نيست و آن خانه حضرت ادريس عليه السلام و حضرت ابراهيم عليه السلام و محل ورود حضرت خضر عليه السلام و مسكن آن حضرت است و از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه به ابو بصير فرمود اى ابو محمد گويا من مىبينم حضرت صاحب الامر عليه السلام در مسجد سهله فرود آيد با اهل و عيالش و منزل آن حضرت باشد و حق تعالى هيچ پيغمبرى نفرستاده است مگر آنكه در آن مسجد نماز كرده است و هر كه در آن مسجد اقامت نمايد چنان است كه در خيمه رسول خدا صلى الله عليه و آله اقامت نموده است و هيچ مرد و زن مؤمنى نيست مگر آنكه دلش مايل است به سوى آن مسجد و در آن مسجد سنگى است كه در آن صورت هر پيغمبرى هست و هيچكس با نيت صادقه نماز و دعا نمىكند در آن مسجد مگر آنكه برمىگردد با حاجت برآمده شده و هيچكس در آن مسجد امان نمىطلبد مگر آنكه امان مىيابد از هر چه كه مىترسد گفتم فضيلت اين است كه از براى اين مسجد است حضرت فرمود زيادتر بگويم از برايت عرض كردم بلى فرمود كه آن از جمله بقعههايى است كه خدا دوست مىدارد كه او را در آنها بخوانند و هيچ شب و روزى نيست مگر آنكه ملائكه مىآيند به زيارت آن مسجد و عبادت مىكنند خدا را در آن پس فرمود كه اگر من نزديك مىبودم به شما همه نماز را در آن مسجد مىكردم پس فرمود اى ابا محمد آنچه وصف نكردم از فضيلت اين مسجد بيشتر از آن است كه گفتم من عرض كردم فدايت شوم حضرت قائم عليه السلام هميشه در آن مسجد خواهد بود فرمود بلى
امام صادق (ع) به ابابصیر فرمود: «ای ابامحمد! گویا میبینم حضرت صاحب الامر (عج) با اهل و عیالش در آن مسجد منزل اختیار نمودند و خداوند هیچ پیامبری را نفرستاده مگر آنکه در آن مسجد نماز به جا آورده است و هر که در آن مسجد اقامت کند، چنان است که در خیمه رسول خدا اقامت کرده است. هر مرد و زن مؤمنی دلش مایل به آن مسجد است و هر کس با نیت صادق و درست در آن مسجد نماز و دعا کند، با حاجتِ روا شده از آن مسجد باز میگردد و هر کس در آن مسجد امنیت طلب نماید، از هر چه میترسد ایمن میگردد.»
دیگر بار امام (ع) فرمود: «این مسجد از جمله مکانهایی است که خداوند متعال دوست دارد در آنجا او را بخوانند و هیچ شب و روزی نیست، مگر اینکه ملائکه به زیارت این مسجد میایند و در آن به عبادت میپردازند.»
000000000000000000
اعمال مسجد سهله
000000000000000000
پس دو ركعت نماز ميان شام و خفتن سنت است از حضرت صادق عليه السلام مروى است كه هر غمناكى كه چنين كند و دعا كند حق تعالى غمش را زايل كند و از بعض كتب مزاريه نقل شده كه چون خواستى داخل مسجد شوى بايست نزد در و بگو :
بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ مِنَ اللَّهِ وَ إِلَى اللَّهِ وَ مَا شَاءَ اللَّهُ وَ خَيْرُ الْأَسْمَاءِ لِلَّهِ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظِيمِ اللَّهُمَّ اجْعَلْنِى مِنْ عُمَّارِ مَسَاجِدِكَ وَ بُيُوتِكَ اللَّهُمَّ إِنِّى أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أُقَدِّمُهُمْ بَيْنَ يَدَىْ حَوَائِجِى فَاجْعَلْنِى اللَّهُمَّ بِهِمْ عِنْدَكَ وَجِيها فِى الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ اللَّهُمَّ اجْعَلْ صَلاتِى بِهِمْ مَقْبُولَةً وَ ذَنْبِى بِهِمْ مَغْفُورا وَ رِزْقِى بِهِمْ مَبْسُوطا وَ دُعَائِى بِهِمْ مُسْتَجَابا وَ حَوَائِجِى بِهِمْ مَقْضِيَّةً وَ انْظُرْ إِلَىَّ بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ نَظْرَةً رَحِيمَةً أَسْتَوْجِبُ بِهَا الْكَرَامَةَ عِنْدَكَ ثُمَّ لا تَصْرِفْهُ عَنِّى أَبَدا بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِى عَلَى دِينِكَ وَ دِينِ نَبِيِّكَ وَ وَلِيِّكَ وَ لا تُزِغْ قَلْبِى بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنِى وَ هَبْ لِى مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ اللَّهُمَّ إِلَيْكَ تَوَجَّهْتُ وَ مَرْضَاتَكَ طَلَبْتُ وَ ثَوَابَكَ ابْتَغَيْتُ وَ بِكَ آمَنْتُ وَ عَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ اللَّهُمَّ فَأَقْبِلْ بِوَجْهِكَ إِلَىَّ وَ أَقْبِلْ بِوَجْهِى إِلَيْكَ .
پس بخوان آية الكرسى و معوذتين را و تسبيح كن خدا را هفت مرتبه و تحميد كن هفت مرتبه و تهليل بگو هفت مرتبه و تكبير بگو هفت مرتبه يعنى هر يك از سُبْحَانَ اللَّهِ و الْحَمْدُ لِلَّهِ و لا إِلَهَ إِلّا اللَّهُ و اللَّهُ أَكْبَرُ را هفت مرتبه بگو پس بگو :
اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى مَا هَدَيْتَنِى وَ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى مَا فَضَّلْتَنِى وَ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى مَا شَرَّفْتَنِى وَ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى كُلِّ بَلاءٍ حَسَنٍ ابْتَلَيْتَنِى اللَّهُمَّ تَقَبَّلْ صَلاتِى وَ دُعَائِى وَ طَهِّرْ قَلْبِى وَ اشْرَحْ لِى صَدْرِى وَ تُبْ عَلَىَّ إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ .
0000000000000000000000000
مقام امام صادق عليه السّلام
0000000000000000000000000
مقام امام صادق عليه السّلام روبروي درب مسجدبالاي سكو
دو ركعت نماز تحيت مسجد كن قربة إلى الله (ودوركعت نماز مقام امام صادق عليه السّلام كن)و چون فارغ شدى دستها را به سمت آسمان بلند كن و بگو :
أَنْتَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ مُبْدِئُ الْخَلْقِ وَ مُعِيدُهُمْ وَ أَنْتَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ خَالِقُ الْخَلْقِ وَ رَازِقُهُمْ وَ أَنْتَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ الْقَابِضُ الْبَاسِطُ وَ أَنْتَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ مُدَبِّرُ الْأُمُورِ وَ بَاعِثُ مَنْ فِى الْقُبُورِ أَنْتَ وَارِثُ الْأَرْضِ وَ مَنْ عَلَيْهَا أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الْمَخْزُونِ الْمَكْنُونِ الْحَىِّ الْقَيُّومِ وَ أَنْتَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ عَالِمُ السِّرِّ وَ أَخْفَى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذِى إِذَا دُعِيتَ بِهِ أَجَبْتَ وَ إِذَا سُئِلْتَ بِهِ أَعْطَيْتَ وَ أَسْأَلُكَ بِحَقِّكَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ بِحَقِّهِمُ الَّذِى أَوْجَبْتَهُ عَلَى نَفْسِكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِىَ لِى حَاجَتِى السَّاعَةَ السَّاعَةَ يَا سَامِعَ الدُّعَاءِ يَا سَيِّدَاهْ يَا مَوْلاهْ يَا غِيَاثَاهْ أَسْأَلُكَ بِكُلِّ اسْمٍ سَمَّيْتَ بِهِ نَفْسَكَ أَوِ اسْتَأْثَرْتَ بِهِ فِى عِلْمِ الْغَيْبِ عِنْدَكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُعَجِّلَ فَرَجَنَا السَّاعَةَ يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ يَا سَمِيعَ الدُّعَاءِ .
پس به سجده برو و خشوع كن و بخوان خدا را به جهت هر چه كه مىخواهى
سيد بن طاوس فرموده كه چون اراده كردى كه به مسجد سهله روى پس ما بين مغرب و عشا در شب چهارشنبه وارد آن مسجد شو كه افضل اوقات ديگر است پس همان كه وارد شدى نماز مغرب و نافله اش را بجا آور
00000000000000000000000000000
مقام حضرت ابراهيم عليه السلام
00000000000000000000000000000
مقام ابراهيم در گوشهاى كه طرف مغرب و شمال است و آن موضع خانه حضرت ابراهيم خليل عليه السلام است كه از آنجا به جنگ عمالقه رفت
نمازكن دو ركعت و چون از نماز فارغ شدى تسبيح بكن و پس از آن بگو :
اللَّهُمَّ بِحَقِّ هَذِهِ الْبُقْعَةِ الشَّرِيفَةِ وَ بِحَقِّ مَنْ تَعَبَّدَ لَكَ فِيهَا قَدْ عَلِمْتَ حَوَائِجِى فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اقْضِهَا وَ قَدْ أَحْصَيْتَ ذُنُوبِى فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهَا اللَّهُمَّ أَحْيِنِى مَا كَانَتِ الْحَيَاةُ خَيْرا لِى وَ أَمِتْنِى إِذَا كَانَتِ الْوَفَاةُ خَيْرا لِى عَلَى مُوَالاةِ أَوْلِيَائِكَ وَ مُعَادَاةِ أَعْدَائِكَ وَ افْعَلْ بِى مَا أَنْتَ أَهْلُهُ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .
0000000000000000000000000000
مقام حضرت ادريس عليه السلام
0000000000000000000000000000
مقام حضرت ادريس عليه السلام در گوشه اى ديگر كه در سمت مغرب و قبله است كه خانه حضرت ادريس عليه السلام بوده وآنجابه خياطي وعبادت مشغول بوده است
دو ركعت نماز مىگزارى و دستها را بلند مىكنى و مىگويى :
اللَّهُمَّ إِنِّى صَلَّيْتُ هَذِهِ الصَّلاةَ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِكَ وَ طَلَبَ نَائِلِكَ وَ رَجَاءَ رِفْدِكَ وَ جَوَائِزِكَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَقَبَّلْهَا مِنِّى بِأَحْسَنِ قَبُولٍ وَ بَلِّغْنِى بِرَحْمَتِكَ الْمَأْمُولَ وَ افْعَلْ بِى مَا أَنْتَ أَهْلُهُ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .
پس به سجده برو و بگذار دو طرف صورت را بر خاك .
000000000000000000000000000
مقام حضرت مهدى عليه السلام
000000000000000000000000000
مقام حضرت مهدى عليه السلام نزديك مقام امام زين العابدين عليه السّلام است
دو ركعت نماز بحمد و هر سوره كه خواهى بگزار پس رو به قبله زير آسمان بايست و بگو :(بهتر آن است كه در ركعت اول نماز اين استغاثه بعد از حمد سوره إنا فتحنا بخواند و در ركعت دوم إذا جاء نصر الله)
سَلامُ اللَّهِ الْكَامِلُ التَّامُّ الشَّامِلُ الْعَامُّ وَ صَلَوَاتُهُ الدَّائِمَةُ وَ بَرَكَاتُهُ الْقَائِمَةُ التَّامَّةُ عَلَى حُجَّةِ اللَّهِ وَ وَلِيِّهِ فِى أَرْضِهِ وَ بِلادِهِ وَ خَلِيفَتِهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ عِبَادِهِ وَ سُلالَةِ النُّبُوَّةِ وَ بَقِيَّةِ الْعِتْرَةِ وَ الصَّفْوَةِ صَاحِبِ الزَّمَانِ وَ مُظْهِرِ الْإِيمَانِ وَ مُلَقِّنِ [مُعْلِنِ] أَحْكَامِ الْقُرْآنِ وَ مُطَهِّرِ الْأَرْضِ وَ نَاشِرِ الْعَدْلِ فِى الطُّولِ وَ الْعَرْضِ وَ الْحُجَّةِ الْقَائِمِ الْمَهْدِىِّ الْإِمَامِ الْمُنْتَظَرِ الْمَرْضِىِّ وَ ابْنِ الْأَئِمَّةِ الطَّاهِرِينَ الْوَصِىِّ ابْنِ الْأَوْصِيَاءِ الْمَرْضِيِّينَ الْهَادِى الْمَعْصُومِ ابْنِ الْأَئِمَّةِ الْهُدَاةِ الْمَعْصُومِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مُعِزَّ الْمُؤْمِنِينَ الْمُسْتَضْعَفِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مُذِلَّ الْكَافِرِينَ الْمُتَكَبِّرِينَ الظَّالِمِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلاىَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ الْأَئِمَّةِ الْحُجَجِ الْمَعْصُومِينَ وَ الْإِمَامِ عَلَى الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلاىَ سَلامَ مُخْلِصٍ لَكَ فِى الْوِلايَةِ أَشْهَدُ أَنَّكَ الْإِمَامُ الْمَهْدِىُّ قَوْلا وَ فِعْلا وَ أَنْتَ الَّذِى تَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطا وَ عَدْلا بَعْدَ مَا مُلِئَتْ ظُلْما وَ جَوْرا فَعَجَّلَ اللَّهُ فَرَجَكَ وَ سَهَّلَ مَخْرَجَكَ وَ قَرَّبَ زَمَانَكَ وَ كَثَّرَ أَنْصَارَكَ وَ أَعْوَانَكَ وَ أَنْجَزَ لَكَ مَا وَعَدَكَ فَهُوَ أَصْدَقُ الْقَائِلِينَ وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِى الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ يَا مَوْلاىَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ حَاجَتِى كَذَا وَ كَذَا و بجاى كذا و كذا حاجات خود را ذكر كند فَاشْفَعْ لِى فِى نَجَاحِهَا فَقَدْ تَوَجَّهْتُ إِلَيْكَ بِحَاجَتِى لِعِلْمِى أَنَّ لَكَ عِنْدَ اللَّهِ شَفَاعَةً مَقْبُولَةً وَ مَقَاما مَحْمُودا فَبِحَقِّ مَنِ اخْتَصَّكُمْ بِأَمْرِهِ وَ ارْتَضَاكُمْ لِسِرِّهِ وَ بِالشَّأْنِ الَّذِى لَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُ سَلِ اللَّهَ تَعَالَى فِى نُجْحِ طَلِبَتِى وَ إِجَابَةِ دَعْوَتِى وَ كَشْفِ كُرْبَتِى .
و بخواه هر چه خواهى كه برآورده ميشود إن شاء الله تعالى .
مناسب است زيارت آن حضرت در آن محل شريف و از بعض كتب مزاريه نقل شده كه شايسته است زيارت كنند آن حضرت را در اين محل در حالى كه ايستاده باشند به اين زيارت سَلامُ اللَّهِ الْكَامِلُ التَّامُّ الشَّامِلُ الخ و سيد على خان در كلم طيب فرموده: اين استغاثهاى است به حضرت صاحب الزمان صلوات الله عليه هر جا كه باشى
درقسمت سامرا دعاهاي بيشتري براي امام زمان عج هست .
000000000000000000000000000000
مقام امام زين العابدين عليه السلام
000000000000000000000000000000
پس نماز مىگزارى در خانه اى كه در وسط مسجد است دو ركعت و مىگويى :
يَا [مَنْ هُوَ] أَقْرَبُ إِلَىَّ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ يَا فَعَّالا لِمَا يُرِيدُ يَا مَنْ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ حُلْ بَيْنَنَا وَ بَيْنَ مَنْ يُؤْذِينَا بِحَوْلِكَ وَ قُوَّتِكَ يَا كَافِى مِنْ كُلِّ شَىْءٍ وَ لا يَكْفِى مِنْهُ شَىْءٌ اكْفِنَا الْمُهِمَّ مِنْ أَمْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .
پس بگذار دو طرف روى خود را بر خاك.
00000000000000000000000000
مقام حضرت خضر عليه السّلام
00000000000000000000000000
مقام حضرت خضر عليه السّلام درگوشه ديگرروبروي مقام صالحان است
از بعض كتب مزاريه غير معروفه نقل شده كه بعد از آن مىروى به گوشهاى ديگر كه در طرف مشرق واقع شده
دو ركعت نماز بگذار در آنجا و بگو :
اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا اللَّهُ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَ خَيْرَ عُمُرِى آخِرَهُ وَ خَيْرَ أَعْمَالِى خَوَاتِيمَهَا وَ خَيْرَ أَيَّامِى يَوْمَ أَلْقَاكَ فِيهِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ اللَّهُمَّ تَقَبَّلْ دُعَائِى وَ اسْمَعْ نَجْوَاىَ يَا عَلِىُّ يَا عَظِيمُ يَا قَادِرُ يَا قَاهِرُ يَا حَيّا لا يَمُوتُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتِى بَيْنِى وَ بَيْنَكَ وَ لا تَفْضَحْنِى عَلَى رُءُوسِ الْأَشْهَادِ وَ احْرُسْنِى بِعَيْنِكَ الَّتِى لا تَنَامُ وَ ارْحَمْنِى بِقُدْرَتِكَ عَلَىَّ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ .
000000000000000000
مقام انبياء و صالحين
000000000000000000
مقام انبياء وصالحين درگوشهاى است كه در طرف مشرق است
دو ركعت نماز گزار و دستها را بگشا و بگو :
اللَّهُمَّ إِنْ كَانَتِ الذُّنُوبُ وَ الْخَطَايَا قَدْ أَخْلَقَتْ وَجْهِى عِنْدَكَ فَلَمْ تَرْفَعْ لِى إِلَيْكَ صَوْتا وَ لَمْ تَسْتَجِبْ لِى دَعْوَةً فَإِنِّى أَسْأَلُكَ بِكَ يَا اللَّهُ فَإِنَّهُ لَيْسَ مِثْلَكَ أَحَدٌ وَ أَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُقْبِلَ إِلَىَّ بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ وَ تُقْبِلَ بِوَجْهِى وَ لا تُخَيِّبَنِى حِينَ أَدْعُوكَ وَ لا تَحْرِمَنِى حِينَ أَرْجُوكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
مسجدزيدوصعصةبن صوحان
00000000000000000
مسجدزيدبن صوحان
00000000000000000
پس مىروى به مسجد زيد كه نزديك مسجد سهله است
دو ركعت نماز در آن مىگزارى و دستها را مىگشايى و مىگويى :
إِلَهِى قَدْ مَدَّ إِلَيْكَ الْخَاطِئُ الْمُذْنِبُ يَدَيْهِ بِحُسْنِ ظَنِّهِ بِكَ إِلَهِى قَدْ جَلَسَ الْمُسِىءُ بَيْنَ يَدَيْكَ مُقِرّا لَكَ بِسُوءِ عَمَلِهِ وَ رَاجِيا مِنْكَ الصَّفْحَ عَنْ زَلَلِهِ إِلَهِى قَدْ رَفَعَ إِلَيْكَ الظَّالِمُ كَفَّيْهِ رَاجِيا لِمَا لَدَيْكَ فَلا تُخَيِّبْهُ بِرَحْمَتِكَ مِنْ فَضْلِكَ إِلَهِى قَدْ جَثَا الْعَائِدُ إِلَى الْمَعَاصِى بَيْنَ يَدَيْكَ خَائِفا مِنْ يَوْمٍ تَجْثُو فِيهِ الْخَلائِقُ بَيْنَ يَدَيْكَ إِلَهِى جَاءَكَ الْعَبْدُ الْخَاطِئُ فَزِعا مُشْفِقا وَ رَفَعَ إِلَيْكَ طَرْفَهُ حَذِرا رَاجِيا وَ فَاضَتْ عَبْرَتُهُ مُسْتَغْفِرا نَادِما وَ عِزَّتِكَ وَ جَلالِكَ مَا أَرَدْتُ بِمَعْصِيَتِى مُخَالَفَتَكَ وَ مَا عَصَيْتُكَ إِذْ عَصَيْتُكَ وَ أَنَا بِكَ جَاهِلٌ وَ لا لِعُقُوبَتِكَ مُتَعَرِّضٌ وَ لا لِنَظَرِكَ مُسْتَخِفٌّ وَ لَكِنْ سَوَّلَتْ لِى نَفْسِى وَ أَعَانَتْنِى عَلَى ذَلِكَ شِقْوَتِى وَ غَرَّنِى سِتْرُكَ الْمُرخَى عَلَىَّ فَمِنَ الْآنَ مِنْ عَذَابِكَ مَنْ يَسْتَنْقِذُنِى وَ بِحَبْلِ مَنْ أَعْتَصِمُ إِنْ قَطَعْتَ حَبْلَكَ عَنِّى فَيَا سَوْأَتَاهْ غَدا مِنَ الْوُقُوفِ بَيْنَ يَدَيْكَ إِذَا قِيلَ لِلْمُخِفِّينَ جُوزُوا وَ لِلْمُثْقِلِينَ حُطُّوا أَ فَمَعَ الْمُخِفِّينَ أَجُوزُ أَمْ مَعَ الْمُثْقِلِينَ أَحُطُّ وَيْلِى كُلَّمَا كَبُرَ سِنِّى كَثُرَتْ ذُنُوبِى وَيْلِى كُلَّمَا طَالَ عُمْرِى كَثُرَتْ مَعَاصِىَّ فَكَمْ أَتُوبُ وَ كَمْ أَعُودُ أَ مَا آنَ لِى أَنْ أَسْتَحْيِىَ مِنْ رَبِّى اللَّهُمَّ فَبِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اغْفِرْ لِى وَ ارْحَمْنِى يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ وَ خَيْرَ الْغَافِرِينَ .
پس گريه كن و صورت به خاك گذار و بگو :
ارْحَمْ مَنْ أَسَاءَ وَ اقْتَرَفَ وَ اسْتَكَانَ وَ اعْتَرَفَ پس بگذار طرف راست رو را و بگو إِنْ كُنْتُ بِئْسَ الْعَبْدُ فَأَنْتَ نِعْمَ الرَّبُّ پس بگذار طرف چپ را و بگو عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِكَ فَلْيَحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِكَ يَا كَرِيمُ پس برگرد به حال سجود و بگو الْعَفْوَ الْعَفْوَ صد مرتبه .
اين مسجد از مساجد شريفه كوفه است و منسوب است به زيد بن صوحان كه از بزرگان اصحاب امير المؤمنين عليه السلام و از ابدال بشمار مىرفته و در جنگ جمل در يارى آن حضرت شهيد شده و اين دعا كه ذكر شد دعاى او بوده كه در نماز شب مىخوانده
00000000000000000000000
مسجد صعصعة بن صوحان
00000000000000000000000
و در نزديكى مسجد زيدمسجد برادرش صعصعة بن صوحان
دوركعت نمازكن و سپس بگو
اللَّهُمَّ يَا ذَا الْمِنَنِ السَّابِغَةِ وَ الْآلاءِ الْوَازِعَةِ وَ الرَّحْمَةِ الْوَاسِعَةِ وَ الْقُدْرَةِ الْجَامِعَةِ وَ النِّعَمِ الْجَسِيمَةِ وَ الْمَوَاهِبِ الْعَظِيمَةِ وَ الْأَيَادِى الْجَمِيلَةِ وَ الْعَطَايَا الْجَزِيلَةِ يَا مَنْ لا يُنْعَتُ بِتَمْثِيلٍ وَ لا يُمَثَّلُ بِنَظِيرٍ وَ لا يُغْلَبُ بِظَهِيرٍ يَا مَنْ خَلَقَ فَرَزَقَ وَ أَلْهَمَ فَأَنْطَقَ وَ ابْتَدَعَ فَشَرَعَ وَ عَلا فَارْتَفَعَ وَ قَدَّرَ فَأَحْسَنَ وَ صَوَّرَ فَأَتْقَنَ وَ احْتَجَّ فَأَبْلَغَ وَ أَنْعَمَ فَأَسْبَغَ وَ أَعْطَى فَأَجْزَلَ وَ مَنَحَ فَأَفْضَلَ يَا مَنْ سَمَا فِى الْعِزِّ فَفَاتَ نَوَاظِرَ [خَوَاطِرَ] الْأَبْصَارِ وَ دَنَا فِى اللُّطْفِ فَجَازَ هَوَاجِسَ الْأَفْكَارِ يَا مَنْ تَوَحَّدَ بِالْمُلْكِ فَلا نِدَّ لَهُ فِى مَلَكُوتِ سُلْطَانِهِ وَ تَفَرَّدَ بِالْآلاءِ وَ الْكِبْرِيَاءِ فَلا ضِدَّ لَهُ فِى جَبَرُوتِ شَأْنِهِ يَا مَنْ حَارَتْ فِى كِبْرِيَاءِ هَيْبَتِهِ دَقَائِقُ لَطَائِفِ الْأَوْهَامِ وَ انْحَسَرَتْ دُونَ إِدْرَاكِ عَظَمَتِهِ خَطَائِفُ أَبْصَارِ الْأَنَامِ يَا مَنْ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِهَيْبَتِهِ وَ خَضَعَتِ الرِّقَابُ لِعَظَمَتِهِ وَ وَجِلَتِ الْقُلُوبُ مِنْ خِيفَتِهِ أَسْأَلُكَ بِهَذِهِ الْمِدْحَةِ الَّتِى لا تَنْبَغِى إِلا لَكَ وَ بِمَا وَأَيْتَ بِهِ عَلَى نَفْسِكَ لِدَاعِيكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ بِمَا ضَمِنْتَ الْإِجَابَةَ فِيهِ عَلَى نَفْسِكَ لِلدَّاعِينَ يَا أَسْمَعَ السَّامِعِينَ وَ أَبْصَرَ النَّاظِرِينَ وَ أَسْرَعَ الْحَاسِبِينَ يَا ذَا الْقُوَّةِ الْمَتِينَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ وَ اقْسِمْ لِى فِى شَهْرِنَا هَذَا خَيْرَ مَا قَسَمْتَ وَ احْتِمْ لِى فِى قَضَائِكَ خَيْرَ مَا حَتَمْتَ وَ اخْتِمْ لِى بِالسَّعَادَةِ فِيمَنْ خَتَمْتَ وَ أَحْيِنِى مَا أَحْيَيْتَنِى مَوْفُورا وَ أَمِتْنِى مَسْرُورا وَ مَغْفُورا وَ تَوَلَّ أَنْتَ نَجَاتِى مِنْ مُسَاءَلَةِ الْبَرْزَخِ وَ ادْرَأْ عَنِّى مُنْكَرا وَ نَكِيرا وَ أَرِ عَيْنِى مُبَشِّرا وَ بَشِيرا وَ اجْعَلْ لِى إِلَى رِضْوَانِكَ وَ جِنَانِكَ مَصِيرا وَ عَيْشا قَرِيرا وَ مُلْكا كَبِيرا وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ كَثِيرا .
مسجد صعصعه از مساجد شريفه كوفه است و جماعتى امام زمان صلوات الله عليه را در ماه رجب در آن مسجد مبارك مشاهده كردهاند كه دو ركعت نماز كرده و اين دعا را خوانده اللَّهُمَّ يَا ذَا الْمِنَنِ السَّابِغَةِ وَ الْآلاءِ الْوَازِعَةِ ...و ظاهر عمل آن حضرت آن است كه اين دعا مخصوص اين مسجد شريف و از اعمال او است نظير دعاهاى مسجد سهله و زيد لكن چون در ماه رجب بوده كه آن حضرت اين دعا را خواندهاند احتمال داده شده كه شايد اين دعا از دعاهاى ايام رجب باشد و لهذا در كتب علما در اعمال ماه رجب نيز ذكر شده كه شيخ فرموده كه مستحب است بخوانند در هر روز اين دعا را .
صعصة بن صوحان از اصحاب امير المؤمنين عليه السلام و از عارفين به حق آن جناب و از بزرگان اهل ايمان است و چندان فصيح و بليغ بوده كه امير المؤمنين عليه السلام او را خطيب شحشح گفته و به مهارت در خطب و فصاحت در لسان او را ثنا فرموده و هم او را به قلت مئونه و كثرت معونه مدح نموده و در شبى كه آن حضرت از دنيا رحلت فرمود و فرزندان آن جناب جنازه نازنينش را از كوفه به نجف حمل نمودند صعصعه از جمله مشيعين بود و چون از كار دفن آن حضرت فارغ شدند صعصعه نزد قبر مقدس ايستاد و مشتى از خاك برگرفت و بر سر خود ريخت و گفت پدر و مادرم فداى تو باد يا امير المؤمنين گوارا باد ترا كرامتهاى خدا اى ابو الحسن بتحقيق كه مولد تو پاكيزه بود و صبر تو قوى و جهاد تو عظيم بود و به آنچه آرزو داشتى رسيدى و تجارت سودمند كردى و به نزد پروردگار خود رفتى و از اين نوع كلمات بسيار گفت و گريه كرد گريه سختى و به گريه درآورد سايرين را و در حقيقت سر قبر آن حضرت مجلس روضه شد كه در آن دل شب منعقد گرديد و صعصعه بمنزله روضه خوان بود و مستمعين جناب امام حسن و امام حسين عليهما السلام و محمد بن الحنفيه و ابو الفضل العباس و ساير فرزندان و بستگان آن حضرت و چون اين كلمات بپايان رسيد روى به جانب امام حسن و امام حسين عليهما السلام و ساير آقازادگان كردند و ايشان را تعزيت و تسليت گفتند پس جملگى به كوفه مراجعت نمودند .
00000000000000000000000000
مزار كميل بن زياد عليه الرحمه
00000000000000000000000000
زيارت كميل بن زيادعليه الرحمه كه روي تابلومزارش نوشته شده است
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
اَلسَّلامُ عَلي مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِيّينَ اَلسَّلامُ عَلي عَلِيٍّ اَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ اَلسَّلامُ عَلي فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَيِّدَةِ نِساءِ الْعالَمِينَ اَلسَّلامُ عَلي خَديجَةَ الْكُبري اُمِّ الْمُؤْمِنِينَ اَلسَّلامُ عَلَي الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ مِنَ الْخَلْقِ اَجْمَعِينَ اَلسَّلامُ عَلي سائِرِاَئِمَّةِ الْمُسْلِمِينَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدِبْنِ عَلِيٍّ وَ جَعَفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَي بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِيِّ بْنِ مُوسي وَ مُحَمَّدِبْنِ عَلِيٍّ وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ وَ الْخَلَفِ الْهادِي الْمَهْدي مُنْجِزِوَعْدِالْمُؤْمِنِينَ اَلسَّلامُ عَلي مَلائِكَتِهِ الْمُقَرَّبِينَ وَ عِبادِهِ الصّالِحِينَ اَلسَّلامُ عَلَي الْعَبْدِالصّالِحِ الْوَلِيِّ النّاصِحِ الْعالِمِ التَّقِيِّ الْمَدْفُونِ بِاَرْضِ الْغُري(كُمَيْلِ بْنِ زِيادٍ)اَلسَّلامُ عَلي مَنْ اَكْمَلَ الْكَمالَ فِي الصِّفاتِ وَ الْاَمِيرِفِي الْغَزَواتِ وَدَّعَهُ وَعَلَّمَهُ دُعاءَ الْخِضْرِ وَ اَخْبَرَهُ عَنِ النَّفْسِ وَ الْحَقيقَةِ فَصارَفِيها ذابَصِيرَةٍ اَشْهَدُاَنَّّكَ قَدْ اَدَّيْتَ اِلَي الْحَقِّ وَ وَجَّهْتَ مِنْهاجَ الصِّدْقِ وَالرِّشادِ وَ اَعْرَضْتَ عَنِ الْباطِلِ وَ الْعِنادِ اَلسَّلامُ عَلي اَحَدِحَوارِي حَبْلِ اللهِ الْمَتِينِ الْفائِزِ بِصُحْبَةِ سَيِّدِالْوَصِيِّينَ وَ صُحْبَةِ سِبْطِهِ الْاَكْبَرِ اَلسَّلامُ عَلي مَنْ اَخْبَرَهُ بِالْقَوْلِ سَيِّدِالصّادِقِينَ لَعَنَ اللهُ قاتِلِكَ الظّالِمِ الشَّقِيِّ اللَّعِينِ اَلْحَجّاجِ بْنِ يُوسُفِ الثَّقَفِي وَ السَّلامَ عَلَيْكَ يا كُمَيْلَ بْنَ زِيادِ النَّخَعِي وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكاتُهُ .
اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اِلهِي كَيْفَ اَدْعُوكَ وَ اَنَا اَنَا وَ كَيْفَ اَقْطَعُ رَجائِي مِنْكَ وَ اَنْتَ اَنْتَ اِلهِي اِذا لَمْ اَسْئَلُكَ فَتُعْطِينِي فَمَنْ ذَا الَّذِي اَسْئَلُهُ فَيُعْطِينِي اِلهِي اِذا لَمْ اَدْعُوكَ فَتَسْتَجِيبَ لِي فَمَنْ ذَا الَّذِي اَدْعُوهُ فَيَسْتَجِيبَ لِي اِلهِي اِذا لَمْ اَتَضَرَّعْ اِلَيْكَ فَتَرْحَمَنِي فَمَنْ ذَا الَّذِي اَتَضَرَّعُ اِلَيْهِ فَيَرْحَمَنِي اِلهِي فَكَما فَلَقْتَ الْبَحْرَلِمُوسي عَلَيْهِ السَّلامُ وَ نَجَّيْتَهُ اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّي عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اَنْ تُنْجِيَنِي مِمّا اَنَا فِيهِ وَ تَفَرَّجْ عَنِّي فَرَجًا عاجِلًا غَيْرَآجِلٍ بِفَضْلِكَ وَ رَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمِينَ .
كميل بن زياد از ياران خاص امام علي(ع) هستند كه امام علي(ع) دعاي كميل را به ايشان تعليم داده اند ، ايشان در جنگها از ياران صديق امام علي(ع) و از كارگزارن ايشان در دوران خلافتشان بودند، در زمان حجاج بن يوسف؛كميل به علت عشق به اهلبيت(ع) زنداني و شكنجه شد و به شهادت رسيدند.
دعای کمیل یکی از دعاهایی است که علی، امام اول شیعیان، به کمیل آموخت. این دعا همان دعای خضر است و چون کمیل آن را از علی، امام اول شیعیان، آموخت به دعای کمیل مشهور گردید.
کمیل بن زیاد نخعی یمانی (زادهٔ ۷ (پیش از هجرت) یا ۱۲ (پیش از هجرت)، درگذشتهٔ ۸۳) از قبیلهٔ نخع یکی از قبایل یمن و پسر زیاد بن نهیک است. برادر او حارث بن زیاد و از یاران عبیدالله بود.
او از شیعیان و یاران علی، امام اول شیعیان و امام حسن، امام دوم شیعیان، از بزرگان تابعین و یکی از هشت عابد و زاهد معروف کوفه در زمان خود بوده است. او در جنگ با حجاج بن یوسف ثقفی در ۹۰ سالگی به دست او به شهادت رسیده است. پس از شهات، او را در سرزمین ثویّه منطقهای در اطراف کوفه دفن کردند.
مرقد مطهر كميل در ۲.۵ كيلومتري شمال شرقي حرم امام علي(ع)، در محله حنانه و در جاده اصلی نجف -كوفه قرار دارد، قبر مطهر كميل داراي گنبدي آبي رنگ و حياطي نسبتا وسيع مي باشد كه در حال مرمت و بازسازي مي باشد.
00000000000000000000000
مزار ميثم تمارعليه الرحمه
00000000000000000000000
درمزارميثم تمار عليه الرحمه اين زيارت را كه درتابلونوشته شده ميخوانيم :
اَللهُ اَكْبَرُ اَللهُ اَكْبَرُ اَشْهَدُاَنْ لا اِلهَ اِلّا اللهُ وَحْدَهُ لاشَريكَ لَهُ وَ اَشْهَدُاَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ جاءَ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِهِ وَ صَدَّقَ الْمُرْسَلينَ اَلسَّلامُ عَلي عَلِيٍّ اَميرِالْمُؤْمِنينَ عَلَيْهِ السَّلامُ سَيِّدِالْوَصِيِيّنَ اَلسَّلامُ عَلي فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَيِّدَةِ نِساءِ الْعالَمِينَ اَلسَّلامُ عَلَي الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ اَجْمَعِينَ اَلسَّلامُ عَلَي الْحُجَجِ الْمَعْصُومِينَ مِنْ ذُرِّيَّةِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِمُ السَّلامُ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكاتُهُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْعَبْدُالصّالِحُ يا مَيْثَمَ بْنَ يَحيَي التَّمّارُ الْمُطيعُ لِلّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِاَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ وَ لِفاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ اَشْهَدُاَنَّكَ قَدْاَقَمْتَ الصَّلوةَ وَ آتَيْتَ الزَّكوةَ وَ اَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الَمُنْكَرِ وَ جاهَدْتَ فِي اللهِ حَقَّ جِهادِهِ وَ عَمِلْتَ بِكِتابِهِ مُقْتَدِيًا بِالصّالِحِينَ وَ مُتَّبِعًا لِلنَّبِيِّينَ وَ اَشْهَدُاَنَّكَ قُتِلْتَ مَظْلُومًا شَهِيدًا فَلَعَنَ اللهُ مَنْ ظَلَمَكَ وَ مَنْ اِفْتَري عَلَيْكَ وَ لَعَنَ اللهُ مَنْ نَصَبَ لَكَ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ اِلي يَوْمِ الْقِيامَةِ وَ حَشَا اللهُ قُبُورَهُمْ نارًا وَ اَعَدَّاللهُ لَهُمْ عَذابًا اَليِمًا جِئْتُكَ اَيُِهَا الْعَبْدُالصّالِحُ زائِرًا قَبْرَكَ مُعْتَرِفًا بِفَضْلِكَ اَسْاَلُ اللهَ بِالشَّانِ الَّذِي لَكَ عِنْدَهُ اَنْ يُصَلِّيَ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ يَقْضِيَ حَوائِجَنا فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ وَ يَجْمَعَنا وَ اِيّّاكُمْ فِي زُمْرَةِ الْفائِزِينَ مَعَ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرِينَ وَ السَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الشَّهِيدُ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكاتُهُ.
مرقد مطهر ميثم تمار
میثم تمار فرزند یحیی و اهل سرزمین «نهروان» _ منطقهای میان عراق و ایران _ بود. بعضی او را ایرانی و از مردمان فارس دانستهاند. به او «ابو سالم» هم میگفتند. لقب «تمار» (خرما فروش) را هم ازآن جهت به او میگفتند، که در کوفه خرمافروش بود.
میثم، غلام زنی از قبیله بنی اسد و عجمی تبار، از اصحاب خاص و یاران خاص علی علیه السلام. شغل او خرما فروشی و نام پدرش یحیی بود. او پیامبر خدا را ندیده بود و در 25 سال سکوت امیرالمؤمنین از او خبری نبود. میثم را، امیرالمؤمنین علی علیه السلام، از زنی از طایفه بنی اسد خرید و آزاد کرد. ولی او به گونه ای دیگر اسیر شد. اسیر ولای علی و محبت و عشق او. همراهی میثم تمار با امیرالمؤمنین، تنها در همان چند سال خلافت ظاهری آن حضرت بود. سالهایی که با حوادث جنگ جمل، جنگ صفین و جنگ نهروان همراه بود. او در همان مدت آنقدر با حضرت مأنوس شده بود و به مقدار قابلیت و ظرفیت خود از محضر امام، بهره ها برد تا جایی که حضرت او را بر برخی از اخبار غیبی و اسرار نهان، مطلع کرد. عبدالله بن عباس از محضر میثم تمار استفاده می کرد.
ميثم تماربود كه تا آخرين نفس و حتي تا بالاي دار از اميرالمومنين(ع) دست برنداشت و در سخت ترين شرايط به تبليغ شيعه و ذكر فضايل امام علي(ع) پرداخت به گونه اي كه حتي در ساعاتي كه ابن زياد ايشان را بر بالاي دار آويخته بود هم دست از روشنگري برنداشت و ابن زياد بر دهان او لجام زد و در سال ۶۰ هجری توسط ابن زياد ملعون به شهادت رسيد و شهادت ايشان دقيقا به همان نحوي كه امام علي(ع) پيش بيني فرموده بود به وقوع پيوست.
مرقد ميثم تمار در ۴۰۰ متري مسجد كوفه و در كنار خيابان اصلي كوفه - نجف قرار دارد. بر روي قبر مطهر میثم ضريحي كوچك و بر بالاي آن گنبدي آبي رنگ وجود دارد. حرم میثم هر روزه پذیرای خیل زائرانی است كه ایثار و وفاداری این یار امام علی(ع) را می ستایند و او را به شفاعت می طلبند.
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
اشعاری راجع به کوفه
0000000000000000000
شعرازمؤلف باقري پور: شهرغمها
زما نی که کتا بت به ا ین قسمت رسید این شعرسروده شد ه ا ست 30/5/84
ای زائرین اینجاست کوفه شهر غمها***شهر ستمها ر نجها د ر د و ا لمها
شهر د عا و ذ کر و هم شهر مناجات***را ز و نیا ز با خد ا قا ضی حا جا ت
ا ینجا ست شهـر آ د م و نوح و محمد***شهر علی با د ر د ها غمها ی بی حد
اینجا ست شهر مسلم و هانی و مختار***شهر حبیب بن مظا هر مر د د یند ا ر
این شهر میثم آنکه بودی دار بر دوش***بر د ا ر ا و تکبیر گویان گشت خاموش
یا د آ و ر ذ کر علی د ر نیمه شبها***و آ ن گفتگو با چا ه آ ن مظلو م و تنها
یا د آ و ر آ ن خطبه ها بر روی منبر***می خوا ند ی ا ز سوز دل آن یار پیمبر
یا د آ و ر آ ن گفـتگو ها ی سلونی***ا ز آ سما ن علم قبل ا ن تفقد ونی
آ ن گفتگو ی نیمۀ شب با کمیلش***آ ن د ید ن ما ه و سحرگا ه و سهیلش
ا ند ر بیا با ن را ز دل می گفت با آه***چون کس نبود او درد دل می کرد با چاه
د یوارمسجد روز و شب دیده علی را***بشنید ه ا ست صو ت منا جا ت جلی را
دیده قضا وتها ی مولا را د ر ا ینجا***ا ز ا و حکا یتها ی زیبا را د ر ا ینجا
ماه مبارک بود ا وهر شب به محراب***تحریم کرده بر خود او آسایش و خوا ب
آخر به محرا ب دعا فرقش د و تا شد***ا ز مسجد و محرا ب ا و د یگر جدا شد
فزت و رب ا لکعبه بود اندر زبا نش***ذ کر ا لهی یا ا لهی بر لبا نش
ای باقری زن بوسه بر آن جای پایش***با گو ش د ل بشنو تو آ و ا ز صد ا یش
0000000000
مسجد سهله
سروده شده درمسجدسهله
سفرسال89
مسجدِ سهله ميام تا كه تورا من ببينم***بينم رويِ تورا اي دلبرِ نازنينم
دلبر و دلدارِ مني مهدي يا مهدي***مركزِ پرگارِ مني مهدي يا مهدي
مهدي يا مهدي***عجّل ادركني
مسجدِ سهله بود منزلِ تو اي آقا جان***گرمه اينجا چقدَر محفلِ تو اي آقا جان
نوكرِ منزلتم مهدي يا مهدي***عاشقِ محفلتم مهدي يا مهدي
مهدي يا مهدي***عجّل ادركني
مسجدِ سهله هميشه جايگاهِ توبود***منزلِ هميشگي وبارگاهِ توبود
من ميشم نوكرِتو مهدي يا مهدي***خادمي بردرِتو مهدي يا مهدي
مهدي يا مهدي***عجّل ادركني
چه ميشه اي آقاجان منم بشم يك نوكرت***يك غلام و خادمي هميشگي دمِ درت
من غلامم آقاجان مهدي يا مهدي***عبدِ رامم آقاجان مهدي يا مهدي
مهدي يا مهدي***عجّل ادركني
كي ميشه رويِ تورا من تويِ سهله ببينم***ببوسم پايِ تورا اي عزيزم نازنينم
باقري ام خاكِ پات مهدي يا مهدي***روحِ من بشه فدات مهدي يا مهدي
مهدي يا مهدي***عجّل ادركني
مهدي يا مهدي***عجّل ادركني
مهدي يا مهدي***عجّل ادركني
مهدي يا مهدي***عجّل ادركني
@@@@@@@@@@@@@@@@
شعر ا ز امیری : کوفه يعني؟
کو فـه یعـنی شـهــر غـمهــا ی علی***یا د نخـلسـتا ن و شـبــها ی علی
کو فـه یعـنی شــا م تا ر ا شک و آ ه***سرزمـیــن مـرد ما ن د ل سیا ه
کو فـه یعـنی د رد و رنــج و آ ه سرد***با حـقـیقـت مرد ما نش د ر نبرد
کو فـه یعـنی بی و فـا ئی بی صـفــا***خا صــه آ نهــم با عـلی مرتضی
کو فـه یعـنی بغـض پنهــا ن د ر گـلـو***بسـته غــم را ه سخـن بی گفـتگو
کو فـه یعنی ما جـر ا د ر ما جرا***قـصۀ شـمـشـیر و آ ن فـرق د و تا
کو فـه یعنی غـر بت و خـو ن جگـر***آ ختن تیغ ا ز پی شـق ا لقـمــر
کو فـه یعنی د ید ه ا ز غـم خـونفشا ن***د ر عــز ا بنشـستن پیر و جـوا ن
کو فـه یعـنی نا له و ا فـغــا ن و غم***ا بتــلا د ر ا بتــلا د ا غ و ا لم
کو فه یعنی سوگ و درد و شوروشین***گـریه بر مظـلــو می با ب حسین
کو فه یعنی بز م غــم شهـر عـزا***تا ا بد غـمـخـا نه و ما تم سرا
کو فه یعنی چـشــمۀ چـشـم یتیم***بهـر مسکین و ا سـیر د ل د و نیم
ا ی ا میری بس کن ا ز ا ین ما جـرا***گر یه کن بهـر علی شـیر خـد ا
0000000000
شعر از گلچین نوائی : داره الاماره کوفه
نا د ره مرد ی ز عرب هو شمند***گفت به عبد ا لملک از روی پند
زیر همین گنبد و ا ین با ر گا ه***روی همین مسند واین تکیه گا ه
بو د م و د ید م بر ا بن زیا د***ظلم چها ر فت بشا ه عبا د
د ر سپر ی چو ن سپر آ سما ن***غیرت خورشید سری ا ند ر آ ن
سر که هزا رش سر و افسر فد ا***وا رث د ستا ر ر سو ل خد ا
بو د سر شا ه شهید ا ن حسین***سبط نبی فا طمه ر ا نو ر عین
بعد د و روزی سر آ ن خیره سر***بد بر مختا ر بر و ی سپر
بعد که مصعب سر و سردار شد***د ستخو ش ا و سر مختا ر شد
ا ین سر مصعب بودت د ر کنار***تا چه کند با تو د گر روزگا ر
هین تو شد ی بر زبر این سریر***تا چه کند با تو د گر چر خ ببر
0000000000
شعر از ديوان سید محمد تقی مقدم : تنور خولی در کوفه
چه آ مد ا ز جنا ن د خت پیمبر***ز خا کستر گر فت آ ن را س ا نو ر
کشید ا ز سینه آ ه و نا له ا ز د ل***کي ا ی سر روی خا کت د ا ر ه منز ل
شو د ما د ر به قر با ن سر تو***به خو ن آ غشته ر ا س ا نو ر تو
تو آ خر ز یب عرش کرد گا ری***که ا ز جو ر فلک ا ینگو نه خو ا ر ی
تو ئی آ ن نو گل با غ پیمبر***لبت ا ز تشنگی خشکید ه خنجر
به ا شک د ید گا ن ا ز چهرۀ تو***برو بم خا ک و خو ن ا ز د ید ۀ تو
0000000000
شعرازناصح : تنورخولي د ركوفه
ا ي سرببريد ه دورا زوطن منزل مبا رك***اي شهيد غرقه درخون بي كفن منزل مبارك
اي سرببريد ه آ خرروي خا كسترچرا يي***خوش نمودي روي خاكستروطن منزل مبارك
كوعلمد ا روجوا نا ن عزيزت لشكرت كو***يا ورت كوجعفرت كواصغرت كواكبرت كو
صاحبان منصب وسربازوافرادتوچون شد***كوجلالت اف براين چرخ كهن منزل مبارك
ميهما ن راهيچكس د ركنج مطبخ جانداده***ميزبا نت روي خا كسترچرا را ست نها د ه
ماد رت زهرا ببين با چشم ترا زجنت آمد***جد ه ا ت نزد توبا صد آه ودردوحسرت آمد
0000000000
كتاب اصول مداحي 2: تنورخولي دركوفه
فرشتگا ن همه جمعـنـد گرد خا نه من***تو كيستي مگـرا ي قـبـله زما نه من
تـنـو رخا نه مـن گلـستا ن عشق شد ه***توا زكد ا م چمن آ مد ي به خانه من
چـه شـد كه آ مـد ي به خـا نه خـولي***كه رفـت زآ مـد نت صبرمادرانه من
توميوه د ل زهرايي اي حسين غريب***به نـخل آرزوي من تـويي جوانه من
به ميزبا ني خـود شرمگـين زهـرا يم***كه ميهمان رااشك است آب ودانه من
صد ا ي گريه زهـرا بگو ش مي آ يد***گرفته بزم عزا نيمه شب به خانه من
0000000000
شعرازفصيح الزمان تهراني:تنورخولي دركوفه
كـيـستي ا ي سـر زكـجـا آ مــد ي***ا يـن د ل شــب مـنــزل مـا آ مد ي
چون نگرم بي كس و بي يا ورت***كا ش نـمـيــز ا د تـو ر ا مـا د رت
اي سرپرخو ن زچه ا فسرد ه ا ي***هـست يـقـيـنــم كه جـو ا ن مرد ه ا ي
گلشن روي تـو عجب با صفا ست***ا ي سرپـرخـون بد نـت د ركجـا ست
ا ي سر بـبـريـد ۀ د و ر ا زوطـن***چـيــد ه شـد ي كي ز د رخـت بد ن
د ا شتي ا ي سر چقد رجا ي زخم***يكسره زخـم ا ين هـمــه با لا ي زخـم
0000000000
شعر ا زنا شنا س: مسلم بن عقيل دركوفه
از جفا ی فلک و گرد ش دورا ن مسلم***ما ند درکوفه چو سرگشته و حیران مسلم
با تن خسته لب تشنه و ا حو ا ل فکا ر***گشته نا چا ر گر فتا ر لعینا ن مسلم
سر هر کوچه و بازار به خواری گردید***سر عر یا ن به سرا ستر عریا ن مسلم
زغم غربت و از دوری فرزند و عیا ل***اشک می ریخت برخسار چو باران مسلم
با زوی بسته چو آ مد به بر ا بن زیا د***بو د با نا له و غم سر به گر یبا ن مسلم
آ ه و فریا د که ا ز زا د ۀ مرجانه شنید***بی سبب ا ین همه د شنا م فرا وا ن مسلم
از پی کشتن ا و تیغ چو جلا د کشید***زیر شمشیر به صد نا له و ا فغا ن مسلم
گفت ا ی باد صبا زود بر و نزد حسین***گو به ا و کشته شد از خنجر عدوان مسلم
خواست تا ا ز شهد ا ر تبه سبقت گیرد***د ا د جا ن را بر ه شا ه شهید ا ن مسلم
0000000000
شعرا زمحمدعلي شهاب : مسلم بن عقیل در کوفه
من غـربت علي را د رشهـركوفـه ديدم***د رشهـربي وفايان زخـم زبا ن شنيدم
روزي تما م مـرد م برگرد من به بيعت***شب د ركـنا رم ا ما د يگركسي نديدم
كـوچاهـها ي كوفـه تا د رد د ل بگـويم***كونا له ها ي حيد ركزما تمش خميدم
دربين كـوچـه وشـب با د ربهـا ي بسته***پشـت د ري نشسته يا د تـو شـد اميدم
د رشـا م آ خـرخـود د ريـا د كا روا نـم***اي شب توشاهدي كه هرگزنيا رميدم
كوچه به كوچه رفتن اوج غريبي ام بود***باياد كوي زهرا د رخاك وخون تپيدم
سرروي د ا رعشق وجسم فتاده برخاك***سوي توا ي حسين جان شدكعبه اميدم
شعرازمحمدعلي شهاب:مسلم بن عقيل دركوفه
برسرد ا رعشقـت ، خـو ن مـن زد شكـو فـه***من فــد ا يي شد م تا تو مـيــا يي به كــوفـه
چون توميگرد ي عريا ن بي كفن روي دارم***چون توميگردي عطشا ن تشنه جان ميسپارم
عهــد وپيما ن شـكستند كـوفـيــا ن بي وفا يند***كود كا ن را ميا و ركـو فـيــا ن بي حـيــا يند
د رهـياهـوي طو فا ن كوفه زد خنجرا زپشت***كوفيان نه،حسين جان،بي كسي ات مراكشت
د ر د يا رغــريـبــا ن ا ي مــر ا آ شـنا يم***برسرمـن بـيــا كـه د ر رهـت جـا ن فـد ا يم
چون كـبــوتر پيا مت جـا نب كــو فـه برد م***تيرعشق تـوآ مـد ا زغـمــت جـا ن سـپرد م
سجد ۀ عشق من برخا ك كو يت حسين جا ن***هرچه د ا رم فـد ا ي تارمو يت حسين جا ن
0000000000
شعرازمحمدعلي شهاب: مسلم بن عقيل دركوفه
د ركــو فـه رنـج و بـلا تنهــا ي تنهــا***شد كوچه گرد ي كا رمن با يا د زهرا
د ررا ه عشق فـا طمه من سينه چا كم***با يا د خا ك چا د رش برروي خا كم
د رزيرلب خوا نم ترا مولاحسين جان***كـوفه ميا كـوفه ميا مـولا حسين جـا ن
جا نم فـد ا ي د لبـرد و را زو طن شد***د ا را لأما ره همچود ا رعشق من شد
من سربـد ا رعشق زهــرا و حسـينم***با يا د زينب گـشته بـرپا شـوروشـينم
همچون علي د ركو فه بي يا روغريبم***با شـد حـسينا يا د تـو تـنـها حـبـيـبـم
مولاحسين جـا نم ببين سوزو گـد ا زم***د رلحـظـۀ آ خـرتـو يي ذ كـرنمـا زم
0000000000
شعرازناشناس:مسجدكوفه وضربت خوردن مولا
به صبح نوزد هــم د رسجـو د بعـد قـيـا م***نمـا زنا فـلــه ا ش را نـد ا د ه بود ســلام
چه گـو يم ا زستـم روزگارو دهــرزبـون***كه گشت د ست قضا زآ ستين ظلم برون
رسيد ضـربت شـمشـيركـيـن به تا رك ا و***چـومـا ه چـا رد ه منشـق سرمـبــا رك ا و
عمامه خون وجبين خون وچهره خونين شد***محـا سن شه د ين د رنمـا ز رنگـيـن شد
ند ا بلـنـد شـد ا زجـبـرئـيــل چـو ن زسما***ا لا ا لا قـتــل في ا لصــلـو ة شيـرخـد ا
شنـيـد زينب غـمــد يـد ه د سـت برسرزد***د و يد و د ست د گر د ا من برا د ر زد
ا ما م مـمـتـحـن آ ن سرخ روي هرد و سرا***رو ا ن به مسجد و ورد زبا ن به وا ا بتا
حسن گرفـت سـر با ب خـو يش بـر د ا من***حسين مـقــد م با بش نهــا د و جـه حسـن
گهي به كـو فـه فـغــا ن كرد بهر فرق پد ر***گهــي به كــربـبـلا نا له كـرد بهــرپســر
چگــونه زنـد ه بمـا نـم زبعــد مـرد ن تو***چسا ن نظا ره نما يم به جا ن سپرد ن تو
0000000000
شعرازجودي:زينب (س)دردارالأماره كوفه
زينب به كوفـه جا چـو بد ا رالأما ره كرد***بي صبرشد چنا نكه به تن جا مه پا ره كرد
لب پرزخند ه د يد به هركس كه بنگريست***كف پرخـضا ب د يد به هـرسونظا ره كرد
پوشيد رخ زمـو ي پريشا ن د را شك وآ ه***گرد و ن سيا ه و خـرمن مه پرستا ره كرد
ا بـن زيـا د روي بـه زينب نمـود و گـفـت***حرفي كه رخنه هـا بد ل سنگ خا ره كرد
د يـري نـبـو د تا زغــم كشـتن حسين***منت خـد ا ي را كه غـمـم زود چا ره كرد
د يـد ي كـه تـيــغ شحنه قهـرم چوشد بلند***نه رحم برجـوا ن و نه برشيرخـوا ره كرد
د يد ي كه سربرهـنه ترا پا ي تخـت من***حا ضرزما نه با د ف وچنگ ونقـا ره كرد
زينب چو رعد نا له زد ل بركشيد وگفت***كا ي بي خـبـرزحـق زتـوبا يـد كـنا ره كرد
كشتي زتيغ كينه كسي را كه ذ وا لجلال***وصفـش به آ يه آ يه قـرآ ن ا شـا ره كرد
كشتي زرا ه ظـلـم كسي را كه ا زغمش***خـيـرا لنسا به خـلد برين جـا مه پا ره كرد
پس آ ن لعين به خشم شد و ازره غضب***برحـا ضرين به كشـتن زينب ا شا ره كرد
يكبا ره چا ك زد به گريبا ن سكينه گفت***آه وفـغـا ن كه چـرخ يـتـيـمم د وبا ره كرد
جودي خموش با ش كه ا ين آ ه آ تشين***خـرگـا ه مهــر پرشـررا زيك ا شا ره كرد
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
کربلای معلّی
00000000000
کربلای معلی در 80 کیلومتری نجف و 80 کیلومتری یا صد کیلومتری جنوب بغداد قرار دارد و مرکز استان کربلا است که استان سوم عراق است .
هوای کربلا نسبت به نجف گرفته است وقتی از نجف اشرف به طرف کربلا حرکت نمایید هر چه از نجف دورتر و به کربلا نزدیکتر می شوید هوا گرمتر و زمین بخیلتر می شود در کربلا و صحرای اطراف آن جز نخل خرما و زمین خشک و شوره زار آثاردیگری نیست و نخلستانها ازرودخانه الحسینیه که از فرات منشعب می شود سیراب می شوند .
وجه تسمیه کربلا : کربلا از دو واژه کرب و بلا تشکیل شده و کرب به معنی سخت گردیدن غم واندوه بر کسی است وبلاء به معنی آزمایش و امتحان و زحمت و سختی و اذیت بسیاراست وکربلا که مخفف کرب و بلا است یعنی محلی که افراد با سختی و غم واندوه واذیت و آزار بسیار مورد آزمایش قرار می گیرند .
تاریخچۀ کربلا : سرزمین کربلا جزء ممالک کلدانیان بوده و بعد از آن ساسانیان حکمرانی می کردند و بعضی می گویند محل عبادت نصاری بوده است و در زمانهای بسیار دور حتی قبل ازحضرت عیسی مسیح علیه السلام دارای سکنه بوده و مردمی در آن سرزمین به زندگی مشغول بوده اند و سرزمین کربلا 24 هزار سال قبل از سرزمین مکه حرم امن الهی بوده نامهای دیگر کربلا شاطئ الفرات ، حیره ، قدسیه ، ارض الله المختاره ، حائر ، طف و روستاهای اطراف کربلا عبارتند از نواویس ، غاضریه و نینوا .
سرزمین کربلا چهار میل در چهار میل ملک امام حسین علیه السلام است که آنحضرت هنگام ورود به سرزمین کربلا آنرا به شصت هزار درهم ازاهالی نینوا و غاضریه خریدند و سپس به خود آنان تصدق فرمودند وشرط کردند که زوار قبرش را راهنمائی کنند بر سر قبرش و سه شب مهمان بنمایند .
00000000000
فضيلت كربلا
00000000000
امام باقرعليه السلام فرموده است : خداوند متعال زمين كربلا را بيست و چهارهزارسال قبل از پيدايش كعبه آفريد.
امام صادق عليه السلام فرموده است : خداوندمتعال قبل از اينكه مكه را حرم قرار دهد كربلا را حرم امن و مبارك قرار داده است.
امام صادق عليه السلام فرموده است : ملائكه ازهزار سال قبل از ورود امام حسين عليه السلام به كربلا، كربلا را زيارت ميكردند.
پيامبر اكرم صلّي الله عليه وآله فرموده است : كربلا با عظمت ترين جايگاه زمين است.
امام باقر عليه السلام فرموده است : خداوند كربلا را برترين زمين دربهشت قرار خواهد داد وبهترين مكاني است كه اوليائش را درآن جاي ميدهد.
00000000000000
كربلا نامي آشنا
00000000000000
کربلا نامی آشنا است برای فرشتگان و انبیاء الهی و کلمه کربلا مساوی است با کلمه تاریخ و نام حسین علیه السلام مساوی است با کربلا و نام حسین و کرببلا هر دو دلرباست حورالعین وقتی که ببینند یک نفر از ملائکه را که هبوط می کند به زمین طلب هدیه می کنند ازاوتسبیح وتربت را از خاک قبر حضرت سیّدالشّهدا علیه السلام .
در تفسیر آیه مبارکه و تلقّی آدم من ربه کلمات فتاب علیه آیه 36 سوره بقره ابوالفتوح نقل می کند که چون خدای تعالی آدم را بیافرید و حیات او آفرید راست بنشست اوراعطسه فرود آمد حقتعالی اورا الهام داد گفت الحمد لله خدایتعالی او را گفت خدایتعالی بر تو رحمت کند و ترا برای رحمت آفرید واوبرساق عرش نگریست اشباح و تماثیلی دید بر صورت خود كه نام هر یکی بالای سراونوشته محمد و علی و فاطمه و الحسن و الحسین آدم گفت بارخدایا پیش ازمن برصورت من خلقی آفریدی گفت نه گفت اینان کیانند گفت فرزندان تواند و اگر نبود ایشان ترا نیافریدم گفت بار خدایا گرامی تر بندگانند برتو گفت ای آدم این نامها یاد گیر تا در وقت درماندگی مرا به این نامها بخوانی تا بفریادت رسم آدم آن نامها یاد گرفت .
سپهر از کتاب در الثمین نقل می کند آدم علیه السلام چند کلمه در ساق عرش نوشته دید جبرئیل آن کلمات را که نام رسول خدا صلی الله علیه وآله وخاندان بزرگواراوبود بآدم یاد داد تا با آن نامها پناهنده شود ودرپیشگاه پروردگار بگوید آدم گفت یا حمید بحق محمد یا عالی بحق علی یا فاطربحق فاطمه یا محسن بحق الحسن والحسین ومنک الاحسان و خداوند را باین نامهای مقدس سوگند داد چون بنام حسین علیه السلام رسید قلبش ازاندوه فشرده شد واشک ازدیدگانش فرو ریخت علت این اندوه و گریه را از جبرئیل جویا شد جبرئیل گفت این فرزند تو به مصیبتی بزرگ مبتلا می شود که تمام مصائب دربرابرآن کوچک است گفت آن مصیبت کدامست جبرئیل گفت حسین علیه السلام با حال تشنگی وغریبی و تنهائی و بی کسی کشته می شود یا رویاوری ندارد ای آدم اگراورا ببینی در حالی که می گوید آه از تنشگی آه ازبی یاوری تا آنکه شدت تشنگی بین اووآسمان مانند دود حائل می شود ولی هیچکس جوابش نگوید مگر با شمشیر و شربت مرگ .
حضرت آدم علیه السلام هنگام گذشتن از کربلا غمناک و محزون شد و به زمین خورد و خون ازپای مبارکش جاری شد ازمصدر وحی به او خطاب شد که وقوع این حادثه بخاطر موافقت با خونی است که ازامام حسین علیه السلام دراین زمین ریخته می شود .
هنگامی که کشتی نوح از کربلا می گذشت زمین آنرا گرفته و به شدت به طرف خود جذب می کرد بطوری که نزدیک بودغرق شود و خوف و وحشت سرنشینان را فرا گرفت به حضرت نوح وحی شد که اینجا محل شهادت امام حسین علیه السلام است .
هنگام عبور حضرت ابراهیم علیه السلام از کربلا مرکب آن حضرت لغزید و به زمین افتاد و سرمبارکش شکست وخون جاری شد به اووحی شد که برای همراهی با خونی که ازامام حسین علیه السلام درا ینجا ریخته می شود این قضیه پیش آمد .
حضرت اسماعیل علیه السلام هنگامی که گوسفندان خویش را برای چرا فرستاده بود چوپان ایشان خبر داد که گوسفندان مدتی است از آب فرات نمی آشامند سپس گوسفندان به اعجاز عرض کردند فرزندت حسین علیه السلام با لب تشنه در اینجا کشته می شوند و ما چون ازاین قضیه محزون هستیم از نوشیدن آب فرات صرف نظر کرد ه ا یم .
حضرت یونس علیه السلام ازکربلا گذشتند بند کفش آن حضرت پاره شد و خار در پای مبارکش رفته خون جاری شد سپس برایشان خطاب آمد که اینجا امام حسین علیه السلام به شهادت می رسد به جهت همراهی با خون او پایت خون افتا د .
حضرت سلیمان علیه السلام موقعی که بر فرش مخصوص ( قالیچه سلیمان ) نشسته بود و باد آن را به حرکت درمی آورد به کربلا رسید در آنجا باد سه مرتبه به شدت آن فرش را به دور خود چرخاند و نزدیک بود سقوط کند سپس آرام شد و در کربلا فرود آمد خبر شهادت امام حسین علیه السلام را در آن سرزمین به آن حضرت اعلان کرد ند .
حضرت عیسی علیه السلام هنگامی که با حواریون ازکربلا گذشتند آهوانی دیدند که اجتماع کرده گریه می کنند آنها هم نشستند وگریه سردادند هنگامی که علت آن را از حضرت عیسی علیه السلام سئوال کردند فرمودند دراین سرزمین میوه دل پیامبر خدا حضرت احمد صلی الله علیه وآله که فرزند حضرت طاهره بتول علیهاسلام که شبیه مادرمن است کشته خواهد شد و دراینجا خاک سپرده می شود که از مشک خوشبوتر ا ست .
از امام صادق علیه السلام روایت است که ملائکه زیارت نمودند کربلا را هزار سال پیش از آنکه جدم حسین درآن ساکن شود .
سعد بن عبدالله اشعری که به محضر مبارک امام زمان عج شرفیاب شده بیان می کند که مولا در تاویل کهیعص فرمودند این حروف رموز غیب است که خدا بنده خود ذکریا را بوسیله آن مطلع نمود چون ذکریا از پروردگارش خواست که نام پنج تن را به او بیاموزد جبرئیل آنها را به او آموخت و زکریا هر وقت نام محمد و علی و فاطمه و حسن را می برد دلش روشن می گردید واندوهش برطرف می شد و همینکه نام حسین را می برد گریه گلویش را می فشرد وگیج می گشت یکروزعرض کرد معبود من مرا چه شده که چون نام چهار تن را می برم غمها از دلم می رود و تسلی می یابم و چون نام حسین را برزبان می آورم اشکم می ریزد ناله ام بلند می شود خدای تبارک و تعالی سرگذشت اورا برایش د ر کلمه کهیعص گفت . کا ف کربلا- هاء هلا ک عترت – یا ء یزید - عین عطش - صاد صبر .
سید بن طاوس در لهوف می گوید چون یک سال اززندگانی حسین علیه السلام گذشت دوازده فرشته بر رسول خدا صلی الله علیه وآله نازل شد که دارای صورتهای مختلف و چهره های قرمز بودند و در حالی که پروبال خویش را باز کرده بودند گفتند یا محمد همان ستمی که از قابیل بر هابیل وارد آمد بر فرزندت حسین علیه السلام وارد خواهد شد ومانند اجری که به هابیل داده شده باو داده می شود وعذاب وگرفتاری کشندگانش چون عذاب قابیل خواهد بود آن موقع در آسمانها فرشتۀ مقربی نبود مگر آنکه بخدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله مشرف و آن حضرت را برکشته شدن حسین علیه السلام تسلیت دادند و به آنچه خداوند درعوض شهادتش برای او معین فرموده اخبارمی کردند و تربت قبر حسین علیه السلام را بر رسول خدا صلی الله علیه وآله نشان می دادند .
سید بن طاووس در لهوف می گوید چون حسین علیه السلام دو ساله شد سفری برای پیغمبر صلی الله علیه و آله پیش آمد در بین راه ناگهان آن حضرت ایستاد و فرمود انا لله و انا الیه راجعون واشک ازچشمانش سرازیرشد علت گریه را سئوال کردند فرمود اینک جبرئیل است به من خبر می دهد از زمینی که نزدیک شط فرات است وآنرا کربلا می گویند فرزندم حسین علیه السلام را درآن سرزمین می کشند پرسیدند یا رسول الله کشندۀ او کیست فرمود شخصی است که او را يزید مینامند و گویا اکنون جایگاه کشته شدن و محل دفن حسین را به چشم خویش می بینم رسول خدا صلی الله علیه و آله ازآن سفرغمگین مراجعت نمود ...
در سال 36 هجری علی علیه السلام که به جنگ صفین می رفت هنگامی که از سرزمین کربلا عبور کرد مقداری از خاک کربلا برداشت و بوئید و فرمود خوشا بحال این خاک که از اوگروهی بدون حساب به بهشت می روند .
د ر تفسیر آ یه شریه حملته امه کرها ووضعته کرها سوره احقاف آیه 14 حضرت صادق علیه السلام می فرماید آن انسان کاملی که خدا اورا توصیه فرموده به رعایت والدین حسین علیه السلام است حملته امه کرها و وضعته کرها یعنی فاطمه زهرا علیها سلام حامله شد بحسین ازروی کراهت و زائید او را از روی کراهت بعد حضرت می فرماید دردنیا دیده نشده است که مادري پسربزاید و کراهت داشته باشد ازوجود پسر لکن فاطمه علیها سلام کراهت پیدا کرد ازتولد حسین علیه السلام چون دانست او را شهید می کنند .
امام صادق علیه السلام از پدران بزرگوارخویش روایت کرد که روزی حسین بن علی علیه السلام بمنزل برادرش حسن علیه السلام وارد شد و چون نگاهش به برادر افتاد اشک ازدیدگانش سرازیر گردید حسن علیه السلام پرسید چرا گریه می کنی گفت گریه ام ازظلم و ستمهائی است که بر شما وارد می شود حسن علیه السلام فرمود ظلمی که بر من وارد خواهد شد همانا زهری است که در خفاء و پنهان می نوشانند و بدان وسیله مرا مسموم و بقتل می رسانند ولی لا یوم کیومک یا ابا عبدالله هیچ روزی را درعالم مانند روز شهادت تو نمی توان یافت .
ام سلمه رضی الله عنها روایت می کند دروقتی که جناب امام حسین علیه السلام متوجه عراق بود عرض کردم یابن رسول الله رفتن شما را به عراق مصلحت نمی دانم زیرا که من ازرسول خدا شنیدم که می فرمود فرزندم حسین علیه السلام ظلما مقتول می گردد و قدری از خاک آن موضع که مقتل حضرت بود بمن داده و فرمود هرگاه مشاهده کنی این خاک مستحیل بخون شده باشد یقین بدان که حسینم شهید شده و من آن خاک را درشیشه کرده ام والحال نزد من است حضرت فرمود بخدا سوگند یقین می دانم که درعراق کشته خواهم شد مکررازجد بزرگوار و پدر عالی مقدارم شنیده ام که اگر بجانب عراق هم نروم کشته می شوم بعد فرمود یا ام سلمه اگر می خواهی آن موضع را که با من مقاتله کنند و خوابگاه من آنجا باشد بتو بنمایم پس دست به روی من کشیده رفع حجاب از نظرمن گردیده نگاه کردم صحرائی دیدم با هیبت که سگان چهارچشم براطراف آن وادی می گردیدند و حضرت امام حسین علیه السلام از آن موضع قبضه اي خاک برداشته بمن داد آن را درشیشه ای کردم پس فرمود ای ام سلمه روزی که این خاک منقلب بخون گردد می دانی که مرا شهید کردند چون آن حضرت بجانب عراق رفت هر روزدرآن نگاه می کردم چون روزعاشورا بعد از ظهر نگاه کردم خون را رنگین دیدم دانستم که آن حضرت را شهید کرده اند .
در مکه عبدالله بن عباس و عبدالله بن زبیر خدمت امام حسین علیه السلام مشرف شدند و اظهار داشتند شما درمکه بمانید فرمود من از رسول خدا صلی الله علیه و آله دستوری دارم که باید آنرا انجام دهم ابن عباس ازنزد حسین علیه السلام بیرون آمد و در بین راه می گفت و احسیناه پس ازآن عبدالله بن عمرآمد و گفت بهتر آنست که با این مردم گمراه اصلاح کنی واقدام بجنگ نفرمائی فرمود مگر ندانستی که از پستی دنیا بود که سر یحیی بن زکریا را برای سرکشی از سرکشان بنی اسرائیل به هدیه بردند آیا نمی دانی که بنی اسرائیل از طلوع فجر تا برآمدن آفتاب هفتاد پیامبر را می کشتند و سپس به بازار آمده و به معاملات خود مشغول می شدند و خرید و فروش می کردند گویا هیچ کاری انجام نداده اند ولی خداوند در عذاب آنها تعجیل نکرد و به آنها مهلت داد و پس ازمهلت انتقام شدیدی ازآنان گرفت .
هنگام حرکت از مکه محمد بن حنفيه آمد مهارناقه آنحضرت را گرفت و گفت برادر جان مگر تو بمن وعده ندادی که در سخن من تأملی کنی فرمود بلی پرسید پس برای چه دررفتن شتاب نمودی حسین علیه السلام گفت پس از رفتن تو رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد من آمد و فرمود ای حسین برو بسوی عراق زیرا خدا مایل است ترا کشته ببیند .
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
قبورامام زادگان وعلماء مدفون دركربلا
00000000000000000000000000000000
امام زادگان وعلمائی که درکربلا مدفون هستند : 1- سید ابراهیم المجاب ابن محمد العابد بن الامام موسی بن جعفر علیه السلام مدفون دررواق بالای سر مبارک 2- ابو احمد حسین بن محمد الاعرج بن موسی ابی السبحه بن ابراهیم المرتضی بن موسی الکاظم والد السیدین المرتضی و الرضی مد فون در کربلا متوفي 400هـ (دربغداد رحلت فرمود و درمنزل خوددفن شد بعداو را نقل كردند به كربلا) 3- سید مرتضی علم الهدی متوفی 436 مدفون در کربلا 4- سید رضی متوفی 406 مدفون در کربلا (سيدمرتضي وسيدرضي دركاظمين رحلت فرمودند و هريك درمنزل خود دفن شدند بعدجنازه آنان را مثل والدشان نقل كردند به كربلا) 5- سید علی بن محمد علی الطباطبائی متوفی 1215 مدفون در روا ق مطهر قریب به مقبره علامه بهبهانی پا ی قبور مقد سۀ شهداء 6- محمد باقر بن محمد اکمل البهبهانی مدفون در رواق مطهر 7- آقا سید محمد ابن سید علی ملقب به مجاهد متوفی 1240 مدفون دراواسط بازا ربین الحرمین 8- آقا سید ابراهیم ابن سید محمد باقر قزوینی متوفی 1246 مدفون درحجره درب کوچک حضرت سید الشهدا ع 9- ملا محمد حسین اردکانی یزدی متوفی حدود 1300 مدفون درحجره درب کوچک حضرت سید الشهداع 10- جمال الدین احمد بن محمد بن فهد الحلی متوفی 841 مدفون در کنار خیمه گاه 11- شیخ ابراهیم بن علی بن الحسن العاملی الکفعمی مدفون درکربلا 12- مولی عبدالله تستری متوفی 1021 مدفون در تحت قبۀ سیدالشهداء 13- شیخ یوسف بن احمد البحرانی متوفی 1186 مدفون درنزدیکی شباکی که مقابل قبورشهدا مفتوح است. 14- آخوند ملاحسن یزدی مدفون در کربلا 15- محمد شریف بن ملاحسنعلی مازندرانی الملقب بشریف العلماء متوفی 1245 مدفون درمنزل خود نزدیک درب قبله صحن مطهر سیدالشهدا 16- ابن حمزه مدفون در قبرستان وا د ی دردروازه تويریج 17- شیخ محمد حسین بن شیخ عبدالرحیم الطهرانی متوفی 1261 مدفون در درب صحن کوچک 18- آخوند ملا آقا دربندی متوفی 1286 مدفون درکنار مقبره محمدحسین بن شیخ عبدالرحیم الطهرانی 19- شیخ عبدالحسین بن شیخ علی الطهرانی شیخ العراقین متوفی 1286 مدفون درمقبره جنب باغ سلطانی 20- حاج شیخ زین العابدین بن کربلائی مسلم المازندرانی الحائری متوفی 1309 مدفون در جنب باب قاضی الحاجات 21- شیخ حسن بن حاج شیخ زین العابدین متوفی 1339 مدفون در مقبره والد 22- آقا میرزا محمد تقی شیرازی متوفی 1338 مدفون در صحن مقدس سیدالشهدا ع در زاویه جنوبی نزد یک تکیه بکتا شیها 23- آقا سید مرتضی کشمیری متوفی حدود 1320 مدفون درحجره هندیها نزدیک درب زینبیه 24- آخوند ملا حسینقلی همدانی متوفی حدود 1310 مدفون درحجره هندیها 25- مولی عبدالصمد همدانی شهید دست وهابیها درعید غدیر 1216 مدفون در حائرمقدس سیدالشهداء 26- محمد بن اسماعیل المکنی بابوعلی الرجالی متوفی 1215 مدفون در کربلا 27- محمد علی بن محمد البلاغی النجفی متوفی 1000 مدفون در حرم مطهر سیدالشهدا 28- حاج میرزا علی النقی ابن سید حسن ابن العلامه السید المجاهد السید محمد بن العلامه السید علی الطباطبائی الحائری متوفی 1289 مدفون دربین الحرمین 29- ملا محمد صالح بن ملا محمد البرغانی مدفون در کربلا 30- آخوند ملا حسین الاردکانی متوفی 1305 مدفون در کربلا 31- مظفرالدین شاه ابن ناصرالدین شاه ابن محمد شاه ابن عباس میرزاابن فتحعلی شاه قاجار و محمد علی شاه ابن مظفرالدین شاه مدفون در حجره بین مسجد پشت سر مطهرورواق شریفه 32- میرزا محمد تقی خان امیر کبیر مدفون دررواق شرقی حرم مطهر
00000000000000
اما كن د يگركربلا
00000000000000
آرامگاه الأخرس بن الکاظم علیه السلام که محمد بن ابی الفتح اخرس ازنوادگان حضرت موسی بن جعفر علیه السلام است در حومه کربلا در محله ای بنا م الابتر قرار دارد .
آرامگا ه ابن حمزه ازنوادگان امیرالمؤمنین علیه السلام درآغازبزرگراه کربلا طويریج قراردارد .
آرامگاه ابن هاشم از نوادگان موسی بن جعفرعلیه السلام درکویری واقع درمیا ن اعراب بیابانگرد معروف است .
آرامگاه حربن یزید ریاحی در شهرک حر .
دوطفلان مسلم بن عقيل(ع) محمد وابراهيم درشهرک مسیّب .
عون بن عبدالله بن جعفريكي ازدوفرزندان عبدالله جعفر وحضرت زينب عليها السلام درمحله عون ابتداي بزرگراه كربلابه بغداد قراردارد .
محمد بن علی مشهور به ابی بکربن علی ازشهداء کربلا در بین راه نجف و کربلا است .
مقا م حضرت صاحب الزّما ن عج که به مصلی صا حب الزّما ن عج ومقام امام زمان عج مشهور است کنا رنهرعلقمه .
مقام حضرت صادق عليه السلام بعداز نهرعلقمه آخر خيابان باريك كه ازروي پل كنارمقام امام زمان عج ميگذرد
قصرالأخیضریا کاخ اخضراثربا ستا نی .
حربن یزید ریاحی درشهرك حر
حبيب بن مظاهراسدي درراهرو حرم مطهرامام حسين عليه السلام
قتلگاه درب نقره اي رنگي كنار ديوار نزديك ضريح حبيب بن مظاهراست واز داخل صحن هم پنجره دارد
شهداي كربلا پائين پاي امام حسين عليه السلام از راهرو هم پنجره دارد
تل زينبيّه ازدرب باب القبله حرم امام حسين عليه السّلام كه خارج شوي سمت راست كنارحرم مطهراست
كف العباس ازباب الفرات حرم ابالفضل عليه السّلام كه خارج شوي كوچه مقابل دست چپ آقا وكوچه بعدي داخل كوچه دست راست آقا
مقام علي اصغروعلي اكبر عليهما السّلام ازباب السلام ياباب الكرامه درب پشت سرامام حسين عليه السّلام كه خارج شوي قسمت شمالي بين الحرمين داخل كوچه اي اول مقام علي اصغروكوچه بعدي انتهاي كوچه مقام علي اكبرعليهما السّلام است
خيمه گاه امام حسين عليه السلام ازخيابان مقابل باب القبله حرم امام حسين عليه السلام مستقيم به خيمه گاه منتهي ميشود
داخل خيمه گاه كه ميشوي بعدازدرب اول خيمه حضرت اباالفضل عليه السلام، بعدازآن دوطرف نماي خيمه هاي اصحاب، بعدازدرب دوم داخل خيمه سلطنتي امام حسين عليه السلام پنجره كوچك روبرو محراب امام حسين عليه السلام، پشت آن خيمه حضرت زينب عليهاالسلام، مقابل آن محراب امام زين العابدين عليه السلام، ازدرب سمت راست آن خارج شوي زاويه غربي داخل صحن خيمه حضرت قاسم عليه السلام است .
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
حرم مطهرامام حسین علیه السلام در کربلا
0000000000000000000000000000000000000
حضرت حسین بن علی علیه السلام درروزسوم شعبان سال چهارم هجری در مدینه منوره پا به عرصه وجود گذاشت نزدیک به هفت سال ازسن شریفش گذشته بود که رسول اکرم صلی الله علیه و آله جد گرامیش وفات یافت و 75 یا 95 روز بعد مادر بزرگوارش به شهادت رسید آن حضرت تا سال 36 هجری در مدینه بود آنگاه به همراه پدربزرگوارش رهسپارکوفه گردید و بیش ازچهارسال دراین شهر اقامت داشت و درسال 40 هجری پدربزرگوارش به شهادت رسید و بعد از شهادت پدر بزرگوارش برادرش امام حسن بناچاربا معاویه صلح کرد وبعد از صلح هردوبرادربه اتفاق به مدینه باز گشتند و در سال 50 هجری برادرعزیزش امام حسن علیه السلام به شهادت رسید و امامت به آن بزرگوار منتقل گردید تا سال60هجري كه پس ازدرگذشت معاويه يزيد برتخت خلافت غاصبانه نشست وفساد وي ازحد گذشت وكاررابجائي رساند كه خواستاربيعت امام ع باوي واطاعت ازوي شد وامام ع درمقابل وي دست به قيام زد وعازم كربلا شد ودر محرم سال 61هجري درروز عاشورا به شهادت رسيد .
از امام رضا علیه السلام نقل کرده اند که چون حضرت امام حسین علیه السلام متولد شد حضرت رسول صلی الله علیه و آله اسماء بنت عمیس را فرمود که بیاور فرزند مرا ای اسماء اسماء گفت آنحضرت را درجامۀ سفید پیچیده بخدمت حضرت رسالت صلی الله علیه و آله بردم حضرت اورا گرفت و دردامن گذاشت و در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه گفت پس جبرئیل نازل شد و گفت حقتعالی ترا سلام می رساند و می فرماید که چون علی علیه السلام نسبت به تو بمنزلۀ هارون است نسبت به موسی پس اسم او را باسم پسر کوچک هارون نام کن که شبيراست و چون لغت تو عربی است او را حسین نام کن پس حضرت رسول صلی الله علیه وآله اورا بوسید وگریست و فرمود که ترا مصیبتی عظیم در پیش است خداوندا لعنت کن کشندۀ اورا پس فرمود که ای اسماء این خبر را به فاطمه مگو چون روزهفتم شد حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود که بیاور فرزند مرا چون او را بنزد آن حضرت بردم گوسفند سیاه و سفیدی از برای او عقیقه کرد یک رانش را بقابله داد و سرش را تراشید و بوزن موی سر او نقره تصدق کرد و خلوق برسرش مالید پس او را بر دامن خود گذاشت و فرمود ای ابا عبدالله چه بسیار گران است بر من کشته شدن تو پس بسیار گریست .
از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده اند که چون حضرت امام حسین علیه السلام متولد شد حقتعالی جبرئیل را امرفرمود که نازل شود با هزار ملک برای آنکه تهنیت گوید حضرت رسول صلی الله علیه وآله را ازجانب خداوند واز جانب خود چون جبرئیل نازل می شد گذشت در جزیرۀ ازجزیره های دریا به ملکی که او را فطرس می گفتند واز حاملان عرش الهی بود وقتی حقتعالی او را امری فرموده بود واو کندی کرده بود بالش را شکسته و او را درآن جزیره انداخته بود پس فطرس هفتصد سال درآنجا عبادت حقتعالی کرد تا روزی که حضرت امام حسین علیه السلام متولد شد دید که جبرئیل با ملائکه فرمود می آیند ازجبرئیل پرسید که ارادۀ کجا دارید گفت چون حق تعالی نعمتی به محمد صلی الله علیه و آله کرامت فرموده است مرا فرستاده است که او را مبارک باد گویم فطرس گفت ای جبرئیل مرا نیز با خود ببر شاید که آن حضرت برای من دعا کند تا حقتعالی از من بگذرد پس جبرئیل اورا با خود برداشت و چون بخدمت حضرت رسالت صلی الله علیه و آله رسید تهنیت و تحیت گفت وشرح حال فطرس را بعرض رسانید حضرت فرمود که باو بگو خود را با ین مولود مبارک بمالد و به مکان خود برگردد و فطرس خویشتن را به امام حسین علیه السلام مالید بال برآورد و عرض کرد یا رسول الله همانا زود باشد که این مولود را امت تو شهید کنند و او را بر من به جهت این نعمتی که ازاوبمن رسید مکافاتی است که هرکه او را زیارت کند من زیارت او را بحضرت حسین ع برسانم و هر که براوسلام کند من سلام او را برسانم و هرکه براوصلوات بفرستد من صلوات او را به او می رسانم به آسمان بالا رفت ومی گفت کیست مثل من و حال آنکه من آزاد کردۀ حسین بن علی و فاطمه و محمد علیهم السلام هستم .
امام حسین علیه السلام بعد از شهادت برادر بزرگوارش به امامت رسید و یزید بن معاویه هم بعد از مرگ معاویه به خلافت رسید امام مسلمین و پیشوای فاسقین همانند نور و ظلمت و سفیدی و سیاهی دو ضد مانعة الجمع اند و محال است این دو با هم کنار بیایند و سازش کنند و یا یکی ازآن دو به نفع دیگری از صحنه کنار برود اما امام حسین علیه السلام محال است که از حق خود بگذرد و صحنه را برای یزید خالی بگذارد چون تنها حق خودش نیست بلکه حق اسلام و مسلمین و جامعه است و اما یزید محال است که از باطل خود بگذرد و صحنه را برای امام حسین علیه السلام خالی بگذارد چون یزید مست غروروتکبروخودخواهی و فساد است و راه دیگری بجز قرارگرفتن این دو در مقابل هم وجود ندارد و اما مقایسه امام حسین علیه السلام و یزید لعنة الله علیه با امام حسن علیه السلام و معاویه لعنه الله علیه درست نیست بدان جهت که هم زمان معاویه با زمان یزید تفاوت دارد و هم شخص معاویه با شخص یزید درست است که معاویه هم فاسد بود و لیکن یزید فساد را به انتهای درجه رسانید و ازطرفی معاویه خواهان صلح با امام حسن علیه السلام شد و امام حسن علیه السلام هم دید که صلح به نفع اسلام و مسلمین است و لیکن یزید به محض رسیدن به خلافت خواهان بیعت امام حسین علیه السلام با وی شد که طی نامه ای به ولید بن عتبه والی مدینه ازاوخواست که از امام حسین علیه السلام بیعت بگیرد واگر بیعت نکرد او را به شهادت برساند و امام حسین علیه السلام می فرما ید وعلی الاسلام و السلام اذ قد بلیت الأمة براع مثل یزید و ايضا می فرماید الا و ان الدعی بن الدعی قدر کز بین اثنتین بین السلة و الذلة هیهات منا الذلة یا بی الله ذالک لنا و رسوله و المؤمنین و حجور طابت و بطون طهرت و انوف حمیة و نفوس آ بیة و همچنين می فرماید انا اهل بیت النبوة و معدن الرسالة و مختلف الملائکة ومهبط الرحمة بنا فتح الله و بنا یختم و یزید رجل شارب الخمروقاتل النفس المحترمة معلن بالفسق ومثلی لایبایع مثله .
امام حسین علیه السلام به منظور بیعت نکردن با یزید در شب یکشنبه بیست و نهم رجب سال 60هجري با فرزندان وعده ای ازیاران وبرادران خودازمدینه عازم مکه گردید و در شب جمعه سوم شعبان وارد مکه شد وتا هشتم ذی الحجه در مکه بود و هشتم ذی الحجه که یوم الترویه است بخاطررعايت حرمت حرم امن الهي حج را به عمره مفرده تبدیل کرده به طرف کربلا حرکت کرد وروز دوم محرم سال شصت و یک هجری وارد سرزمین کربلا شد و درهمین محلی که به خیمه گاه معروف است دستور داد خیمه ها را برسرپا کردند وازآنطرف یزید عبیدالله بن زیاد را به امارت کوفه و فرماندهی جنگ با امام حسین علیه السلام منصوب کرد و او را روانه کوفه کرد و شریح قاضی راهم فریب داد و فتوائی هم از او گرفت و بوسیله آن فتوای خریداری شده عده اي ازمردم عامی بی سواد را تحریک می کرد به طرف کوفه حرکت کنند وعده ای راهم بوسیله پول و وعده های دروغین تحریک می کرد وعده ای را هم بوسیله زورواجباروتهدید آماده و روانه کوفه می کرد تا اینکه صبح عاشورا دوگروه حق وباطل درمقابل هم صف آرائی کردند و صحرای کربلا صحنه جنگ ومبارزه شد وبا رها شدن تیر عمر سعد به طرف قرار گاه امام حسین علیه السلام جنگ آغاز شد و تا عصر عاشورا ادامه یافت وعصرعاشورا که یاران امام حسین علیه السلام جملگی به شهادت رسیده بودند و کسی بجزامام زین العابدین باقی نمانده بود امام حسین علیه السلام یکه تاز میدان کربلا شده بود چندین باربه لشکریان یزید حمله کرد که هر بار آنها را تا دروازه کوفه به عقب می راند تا اینکه بر اثر جراحات بسیار که بر بدن آن بزرگوار وارد شده بود بی تاب و بی قراردرهمین محلی که به قتلگاه مشهور است قرارگرفت وزینب کبری سلام الله علیها بالای همین بلندی مشرف به گودال قتلگاه که به تل زینبیه مشهور است با حالت زار و با قلب افکار ایستاده و صحنه ای دورازانتظاررا نظاره می کرد که ناگهان فریاد وا محمد اه واعلیاه ازآن علیا مخدره بلند شد و آنچه ملائکه و پیامبران گفته بودند واقع شد و امام حسين عليه السلام شهید شد .
جسد شریف امام حسین علیه السلام سه شبانه روز روی زمین ماند ولشکریان یزید روز یازدهم محرم سرهای مقدس شهدا و اهلبیت امام علیه السلام را برداشته روانه جانب کوفه شدند روزدوازدهم محرم بنی اسد که ازترس لشکریان یزید از آن وادی کوچ کرده بودند به محل قبلی خود کنارشریعه فرات برگشتند و صحنه پس ازجنگ را تماشا می کردند که گزارشان به محل اجساد پاک شهدا افتاد و ازآنطرف امام زین العابدین علیه السلام نيزخودرا به کربلا رسانیده و با مساعدت بنی اسد جسد مطهرامام حسین علیه السلام را درهمین محلی که قبر شریف آن حضرت است دفن کردند وعلی اکبر علیه السلام را هم پائین پای پدر دفن کردند به همین جهت ضریح مطهر شش گوشه است و اجساد سایر شهداء که اصطلاحاً هفتاد و دو تن گفته می شود درقسمت شرقی پائین پای امام علیه السلام دفن کردند که اسامی شهداء روی دیوارنصب شده است وعلی اصغرشیرخواررا جلوی سینه مبارک پدر دفن کردند و حبیب بن مظاهرراطرف بالای سرمبارک دررواق جنوب غربی بین محل دفن امام علیه السلام وقتلگاه دفن کردند و قمر بنی هاشم ابالفضل العباس علیه السلام به فاصله حدود 380 متر از مرقد سید الشهدا علیه السلام دفن شد که فاصله بین دو قبرودوحرم مطهربین الحرمین است وبین حرم مطهرابالفضل العباس علیه السلام ونهرعلقمه روبروي باب الفرات اول كوچه محل دفن دست راست آن حضرت است که روی بنا نوشته شده است هذا مقام کف العباس و حدود 170 متری آن دركوچه بعدي سرچهارراه محل دفن دست چپ آن حضرت است که روی بنا نوشته شده است مقام سقوط الکف الایسر وعون بن عبدالله بن جعفر علیه السلام یکی از فرزندان عبدالله جعفر و حضرت زینب علیه السلام در نه کیلومتری جاده کربلا بغداد قبل از شهرک مسیب دفن شده است والأن به آن محله عون می گویند و طفلان مسلم محمد و ابراهیم حدود 25 کیلومتری محله عون در جاده کربلا بغداد کنارشهرمسیب دفن شده اند وحربن یزید ریاحی در35 کیلومتری کربلا از مسیرعون و مسیب و6کیلومتری کربلا ازمسیر کربلا- شهرک حر دفن شده است که محله اطراف آن به شهرک حرمعروف است وخانه های کربلا تا نزدیک آن شهرک پیش رفته است وجاده شهرک از5کیلومتری جاده کربلا- بابل ازجاده اصلی جدا می شود .
در کنار ضلع جنوبی ضریح مطهر امام حسین علیه السلام دو قطعه سنگ قرمز نصب شده که به علت محاذی بودن با بالاسر مبارک زواربرروی آن به اقامه نمازمی پردازند و طبق بعضی روایات محل دفن سرمبارک حضرت سید الشهداء ع است وروی آن سنگ نباید نمازخواند بلکه باید کمی عقب ایستاد ، مقام علی اکبروعلي اصغرعلیهما السلام درکوچه های باریک خیابان شمالي حرم مطهر ازباب السلام ياباب الكرامه درب پشت سرامام حسين عليه السّلام كه خارج شوي قسمت شمالي بين الحرمين داخل كوچه اي اول مقام علي اصغرعليه السلام وكوچه بعدي انتهاي كوچه مقام علي اكبرعليه السّلام است ، كه درشمالی ترین نقطه میدان جنگ واقع شده است و ظاهرا که محل شهادت علی اکبر وعلی اصغرعلیهما السلام باشد .
عمارت مرقد مطهر امام حسین علیه السلام درسال 65 که مختار قیام کرد آغاز شد و اولین بنا را مختار ساخت و روستای کوچکی نیزدراطراف آن بنا کرد و شیعیان درتعمیربنا می کوشیدند تا زمان هارون الرشید که بدستوراوبنای قبر مطهرخراب شد و با روی کار آمدن مامون بدستوروی مجددا بنائی ساختند و شیعیان درتعمیربنا می کوشید ند تا زمان متوکل كه به دیزج یهودی ملعون دستورداد بنا را خراب کنند بعد ازخرابی مجدداً شیعیان بنائی ساختند وبدستورمتوکل خراب شد تا هفده بارولیکن هربارکه خراب میکردند با زبنا ئی سا خته می شد بهترازبارقبل تا سال 914 شاه اسماعیل صفوی عراق را به تصرف درآورد ودرسال 1032 شاه عباس عتبات عالیات را ضمیمه ایران کرد.
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
فضيلت زيارت حضرت اباعبد الله الحسين صلوات الله عليه
0000000000000000000000000000000000000000000000000
دراهميت حائر مقدس اباعبدالله عليه السلام همين بس كه نمازدرحرم و رواق امام حسین (ع) و مسجد متصل به آن تمام است.
چهار مسجد است که مسافرميتواند نمازرا درآنها تمام بخواند در صورتي كه غيرازآن جاها نمازقصراست 1- مسجد الحرام 2- مسجد النبی صلی الله علیه و آله 3- مسجد کوفه 4- حرم و رواق امام حسین (ع) و مسجد متصل به آن .
امام صادق علیه السلام می فرماید : خدای تبارک و تعالی جلوترازحاجیانی که در عرفات حاضرند برای زائران حسینی درکربلا تجلی می نماید وحاجتها یشان را بر می آورد و گناهانشان را می آمرزد و شفاعت آنانرا درمورد خواسته هایشان می پذ یرد سپس به اهل عرفه توجه می فرما ید ونسبت به آ نها نیزهمچنین عمل می فرماید .
امام صادق علیه السلام می فرماید : کسی كه به زیارت قبر حسین علیه السلام برود روز قیامت از آمنین نوشته می شود و کتابش ( نامه عملش ) بدست راستش داده می شود و درزیرپرچم امام حسین علیه السلام است تا داخل بهشت شود و در کنارامام حسین علیه السلام باشد خداوند عزیز حکم است.
امام صادق علیه السلام می فرماید : بدرستیکه چهارهزارفرشته کنارقبرحسین علیه السلام گمارده شده اند که همگی آشفته موی و گردآلودند وبروی می گریند تا روز رستخیز و رئیس آنها فرشته ای است که او را منصور گویند ( و کار آنها اینست که ) نمی آید به زیارت آن حضرت هیچکس جزاینکه این فرشتگان اورا استقبال می نمایند و از زیارت باز نمی گردد هیچ زائری مگراینکه اینان او را بدرقه می کنند و مریض نشود زائری الّا اینکه آنها اورا عیادت می کنند و نمی میرد الا اینکه بر جنازه اش هنگام نمازحاضرشوند و براو نمازگزارند وبرایش طلب آمرزش می کنند .
زراره می گوید به امام باقرعلیه السلام گفتم چه می گوئی درباره کسی که با وجود خطر به زیارت جدت برود حضرت فرمود خداوند ایمن می کند او را در روز قیامت و ملائکه با شادی وبشاشت به استقبال آنها می روند ومی گویند نترسید و اندوهگین نباشید امروز روز نجات شما است .
بدان كه فضيلت زيارت امام حسين عليه السلام از حيطه بيان بيرون است و در اخبار بسيار وارد شده كه معادل حج و عمره و جهاد بلكه بالاتر و افضل است به درجات و باعث مغفرت و خفت حساب و رفع درجات و اجابت دعوات و موجب طول عمر و حفظ بدن و مال و زيادتى روزى و برآمدن حاجات و رفع هموم و كربات است و ترك آن سبب نقصان دين و ايمان و ترك حق بزرگى ا ز حقو ق پيغمبر صلى الله عليه و آله است و كمتر ثوابى كه به زاير آن قبر شريف رسد آن است كه گناهانش آمرزيده شود و آنكه حق تعالى جان و مالش را حفظ كند تا او را به اهل خود برگرداند و چون روز قيامت شود حق تعالى او را حافظتر خواهد بود از دنيا و در روايات بسيار است كه زيارت آن حضرت غم را زايل مىكند و شدت جان كندن و هول قبر را برطرف مىكند و آنكه هر مالى كه در راه زيارت آن حضرت خرج شود حساب مىشود براى او هر درهمى به هزار درهم بلكه به ده هزار درهم و چون رو به قبر آن حضرت برود چهار هزار ملك استقبال او مىكنند و چون برمىگردد مشايعت او مىنمايند و آنكه پيغمبران و اوصياى ايشان و ائمه معصومين و ملائكه سلام الله عليهم أجمعين به زيارت آن حضرت مىآيند و دعا براى زوار آن حضرت مىكنند و ايشان را بشارتها مىدهند و حق تعالى نظر رحمت مىفرمايد بسوى زايرين امام حسين عليه السلام بيش از اهل عرفات و آنكه هر كسى در روز قيامت آرزو مىكند كه كاش زوار آن حضرت بود از بس كه مشاهده مىكند از كرامت و بزرگوارى ايشان در آن روز و روايات در اين باب بى حد است در اينجا اكتفا مىكنيم به ذكر يك روايت ابن قولويه و كلينى و سيد بن طاوس و ديگران روايت كردهاند به سندهاى معتبره از ثقه جليل القدر معاوية بن وهب بجلى كوفى كه گفت: يك وقتى به خدمت حضرت امام جعفر صادق عليه السلام رفتم ديدم آن حضرت را كه در مصلاى خويش مشغول نماز است نشستم تا نمازش تمام شد پس شنيدم كه مناجات مىكرد با پروردگار خود و مىگفت اى خداوندى كه مخصوص گردانيدهاى ما را به كرامت و وعده دادهاى ما را شفاعت و علوم رسالت را به ما دادهاى و ما را وارث پيغمبران گردانيدهاى و ختم كرده به ما امتهاى گذشته را و ما را مخصوص به وصيت پيغمبر گردانيدهاى و علم گذشته و آينده را به ما عطا كردهاى و دلهاى مردم را بسوى ما مايل گردانيدهاى اغْفِرْ لِى وَ لِإِخْوَانِى وَ زُوَّارِ قَبْرِ أَبِى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِىٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمَا بيامرز مرا و برادران مرا و زيارت كنندگان قبر ابى عبد الله الحسين عليه السلام را آنان كه خرج كردهاند مالهاى خود را و بيرون آوردهاند از شهرها بدنهاى خود را براى رغبت در نيكى ما و اميد ثوابهاى تو در صله ما و براى شاد گردانيدن پيغمبر تو و اجابت نمودن ايشان امر ما را و براى خشمى كه بر دشمنان داخل كردهاند و مراد ايشان خوشنودى تو است پس مكافات ده ايشان را از جانب ما به خشنودى و حفظ كن ايشان را در شب و روز و خليفه ايشان باش در اهل و اولاد ايشان كه در وطن خود گذاشتهاند به خلافت نيكو و رفيق ايشان باش و دفع كن از ايشان شر هر جبار معاندى را و هر ضعيف و شديد از خلقت را و شر شياطين جن و انس را و بده بر ايشان زياده از آنچه اميد دارند از تو در دور شدن از وطنهاى خود و در اختيار كردن ايشان ما را بر فرزندان و اهالى و خويشان خود خداوندا دشمنان ما عيب كردند بر ايشان بيرون آمدن ايشان را به زيارت ما پس اين مانع نشد ايشان را از عزم كردن و بيرون آمدن بسوى ما از روى مخالفت ايشان فَارْحَمْ تِلْكَ الْوُجُوهَ الَّتِى غَيَّرَتْهَا الشَّمْسُ وَ ارْحَمْ تِلْكَ الْخُدُودَ الَّتِى تُقَلَّبُ عَلَى قَبْرِ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلامُ پس رحم كن آن روها را كه آفتاب متغير گردانيده است و رحم كن گونههاى روى ايشان را كه مىگردانند و مىمالند بر قبر امام حسين عليه السلام و رحم كن آن ديدهها را كه گريهشان جارى شد از ترحم بر ما و رحم كن آن دلها را كه جزع كردهاند و سوختهاند از براى مصيبت ما و رحم كن آن فغانها را كه در مصيبت ما بلند كردهاند خداوندا آن جانها و آن بدنها را بتو مىسپارم تا سيراب گردانى ايشان را از حوض كوثر در روز تشنگى و پيوسته آن حضرت به اين نحو دعا مىكرد در سجده پس چون فارغ شد گفتم آن دعا كه من از شما شنيدم اگر در حق كسى مىكرديد كه خدا را نمىشناخت گمان داشتم كه آتش جهنم به او نرسد هرگز و الله كه آرزو كردم كه زيارت آن حضرت كرده بودم و حج نكرده بودم حضرت فرمود كه چه بسيار نزديكى تو به آن حضرت چه مانع است ترا از زيارت اى معاويه ترك زيارت مكن گفتم فداى تو شوم نمىدانستم كه اين قدر فضيلت دارد فرمود كه اى معاويه آنها كه براى زيارت كنندگان آن حضرت دعا مىكنند در آسمان زياده از آنهايند كه دعا مىكنند براى ايشان در زمين ترك مكن زيارت آن حضرت را از براى خوف از احدى كه هر كه از براى خوف ترك زيارت كند آنقدر حسرت برد كه آرزو كند كه كاش آنقدر مىماندم نزد قبر آن حضرت كه در آنجا مدفون مىشدم آيا دوست نمىدارى كه خدا ببيند ترا در ميان آنها كه دعا مىكنند براى ايشان رسول خدا و على و فاطمه و ائمه معصومين عليهم السلام آيا نمىخواهى از آنها باشى كه ملائكه در قيامت با ايشان مصافحه مىكنند آيا نمىخواهى از آنها باشى كه در قيامت بيايند و هيچ گناه بر ايشان نباشد آيا نمىخواهى از آنها باشى كه در قيامت حضرت رسول صلى الله عليه و آله با ايشان مصافحه مىكند
000000000000000000000000000000000000000
آداب زيارت حضرت سيد الشهداء عليه السلام
000000000000000000000000000000000000000
اول : سه روز روزه دارد پيش از آنكه از خانه بيرون رود و در روز سوم غسل كند چنانكه حضرت صادق عليه السلام به صفوان دستور العمل دادند و بيايد در ذكر زيارت هفتم و شيخ محمد بن المشهدى در مقدمات زيارت عيدين ذكر فرموده كه چون اراده كنى زيارت آن حضرت را پس سه روز روزه بدار و روز سوم غسل كن و اهل و عيال خود را بسوى خود جمع كن و بگو :اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْتَوْدِعُكَ الْيَوْمَ نَفْسِى وَ أَهْلِى وَ مَالِى وَ وُلْدِى وَ كُلَّ مَنْ كَانَ مِنِّى بِسَبِيلٍ الشَّاهِدَ مِنْهُمْ وَ الْغَائِبَ اللَّهُمَّ احْفَظْنَا بِحِفْظِ الْإِيمَانِ وَ احْفَظْ عَلَيْنَا اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا فِى حِرْزِكَ وَ لا تَسْلُبْنَا نِعْمَتَكَ وَ لا تُغَيِّرْ مَا بِنَا مِنْ نِعْمَةٍ وَ عَافِيَةٍ وَ زِدْنَا مِنْ فَضْلِكَ إِنَّا إِلَيْكَ رَاغِبُونَ آنگاه از منزل خود بيرون برو با حال خشوع و بسيار بگو لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ و ثناى خداوند و صلوات بر پيغمبر و آل او صلوات الله عليهم بفرست و راه بيفت به آرامى و وقار (و روايت شده كه: حق تعالى خلق مىكند از عرق زوار قبر امام حسين عليه السلام از هر عرقى هفتاد هزار ملك كه تسبيح مىكنند خداى تعالى را و استغفار مىكنند براى او و براى زوار امام حسين عليه السلام تا آنكه روز قيامت برپا شود)
دوم : (از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه: چون به زيارت امام حسين عليه السلام بروى زيارت كن آن حضرت را محزون و غمناك و ژوليده مو و غبار آلوده و گرسنه و تشنه كه آن حضرت با اين احوال شهيد شده است و حاجات خود را طلب نما و برگرد و آن را وطن خود قرار مده)
سوم : آنكه در سفر زيارت آن حضرت توشه را از چيزهاى لذيذ مانند بريانى و حلواها قرار ندهد و خوراك خود را نان با لبن يعنى شير يا ماست قرار دهد (از حضرت صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: شنيدهام كه جماعتى به زيارت امام حسين عليه السلام مىروند و با خود سفرهها برمىدارند كه در آنها بزغالههاى بريان و حلواها هست و اگر به زيارت قبر پدران يا دوستان خود بروند اينها را با خود برنمىدارند) (و در حديث معتبر ديگر منقول است كه: آن حضرت به مفضل بن عمر فرمود كه زيارت كنيد امام حسين عليه السلام را بهتر از آن است كه زيارت نكنيد و زيارت نكنيد بهتر از آن است كه زيارت كنيد مفضل گفت پشت مرا شكستى فرمود كه و الله اگر به زيارت قبر پدران خود برويد اندوهگين و غمناك مىرويد و به زيارت آن حضرت كه مىرويد سفرهها با خود برمىداريد بلكه مىبايد ژوليده مو و گرد آلود برويد)(شيخ كلينى رحمة الله عليه روايت كرده كه: بعد از شهادت امام حسين عليه السلام زوجه كلبيه آن حضرت اقامه ماتم نمود براى آن حضرت و گريست و گريستند ساير زنها و خدمتكاران تا حدى كه اشكهاى آنها خشك شد و ديگر اشكشان نيامد پس از يك جايى براى آن مخدره هديه فرستادند جونى كه معنى آن را مرغ قطا گفتهاند براى آنكه از خوردن آن قوتى بگيرند در گريستن بر امام حسين عليه السلام چون آن محترمه آن را ديد پرسيد اين چيست گفتند هديهاى است كه فلانى فرستاده براى شما كه استعانت بجوئيد به آن در ماتم حسين عليه السلام فرمود لسنا فى عرس فما نصنع بها ما كه در عروسى نيستيم ما را چه به اين خوراك پس امر فرمود آن را از خانه بيرون بردند)
چهارم : از چيزهايى كه در سفر زيارت امام حسين عليه السلام مندوب است تواضع و فروتنى و خشوع و راه رفتن مانند بنده ذليل پس كسانى كه در طريق زيارت آن حضرت سوار مىشوند بر اين مراكب جديده كه به قوه بخار بسرعت حركت مىنمايد و امثال آن بايد خيلى ملتفت خود باشند كه تجبر و تكبر نكنند و بر ساير زايرين و بندگان خدا كه بسختى و مشقت به كربلا مىروند بزرگى ننمايند و آنها را به چشم حقارت نظر نكنند علماء در احوال اصحاب كهف نقل كردهاند كه آنها از مخصوصين دقيانوس و بمنزله وزراى او بودند وقتى كه حق تعالى رحمت خود را شامل حال آنها فرمود و بفكر خدا پرستى و اصلاح كار خود برآمدند صلاح خود را در اين ديدند كه از مردم كناره گيرند و در غارى مأوى گرفته به عبادت خدا مشغول شوند پس سوار بر اسبها شده و از شهر بيرون آمدند همين كه سه ميل راه رفتند تمليخا كه يكى از آنها بود گفت يا إخوتاه جاءت مسكنه الاخرة و ذهب ملك الدنيا انزلوا عن خيولكم و امشوا على أرجلكم اى برادران اين راه راه آخرت است و بايد بنحو فقيرى و مسكنت رفت و ملك و رياست دنيا را بايد كنار گذاشت اكنون از اسبها بايد پياده شويد و با پاى پياده به درگاه حق تعالى برويد تا شايد پروردگار شما بر شما رحم نمايد و گشايشى در امر شما نصيب شما فرمايد پس همگى از اسبهاى خويش پياده شدند و در آن روز آن محترمين معظمين با پاى پياده هفت فرسخ راه رفتند تا آنكه پاهاى ايشان مجروح شد و خون از آنها متقاطر گرديد پس زايرين اين قبر مطهر اين مطلب را در نظر داشته باشند و هم بدانند كه هر چه در اين راه شخص براى خدا تواضع كند باعث رفعت مقام او خواهد شد و لهذا در آداب زيارت آن جناب (از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه: هر كه به زيارت قبر امام حسين عليه السلام برود پياده حق تعالى بنويسد از براى او به عدد هرگامى هزار حسنه و محو مىكند از او هزار گناه و بلند كند از براى او در بهشت هزار درجه) پس چون به شط فرات برسى غسل كن و پاهاى خود را برهنه كن و نعلهاى خود را در دست خود بگير و راه رو مانند راه رفتن بنده ذليل
پنجم : آنكه اگر در بين راه زوار پياده ديد كه وامانده و خسته شده و از او استعانتى خواست تا ممكن شود در كار او اهتمام نموده و او را به منزل برساند و مبادا با او استخفاف و بىاعتنايى نمايد (شيخ كلينى به سند معتبر از أبو هارون روايت كرده كه: من حاضر بودم در خدمت حضرت صادق عليه السلام كه فرمود به مردمى كه در نزد او بودند چه شده از براى شما كه استخفاف مىنمائيد به ما پس برخاست از بين آنها مردى از اهل خراسان و گفت پناه مىبريم به خدا از آنكه ما استخفاف كنيم به شما يا به چيزى از امر شما فرمود آرى تو خودت يكى از آن اشخاص هستى كه سبك شمردى و خوار نمودى مرا آن مرد گفت پناه مىبرم به خدا كه من خوار نموده باشم شما را فرمود واى بر تو آيا نشنيدى فلان كس را در وقتى كه نزديك به جحفه بوديم با تو گفت مرا بقدر يك ميل سوار كن كه به خدا سوگند من خسته شدم به خدا سوگند كه تو سر بسوى او بلند نكردى و استخفاف به او نمودى و هر كسى كه مؤمنى را خوار نمايد ما را خوار نموده و حرمت خدا را ضايع كرده)
ششم : از ثقه جليل القدر محمد بن مسلم مروى است كه به حضرت امام محمد باقر عليه السلام عرض كرد كه چون ما به زيارت پدرت حسين بن على عليهما السلام مىرويم آيا نه چنان است كه در حجيم فرمود بلى گفت پس بر ما لازم است آنچه بر حاجيان لازم است فرمود كه بر تو لازم است كه نيكو مصاحبت بنمايى با هر كه رفيق تو است و بر تو لازم است كه كم سخن بگويى مگر سخن خير و لازم است بر تو كه ياد خدا بسيار بكنى و لازم است كه جامههايت پاكيزه باشد و لازم است كه غسل كنى پيش از آنكه داخل حاير شوى و لازم است كه با خشوع و رقت باشى و نماز بسيار بكنى و صلوات بر محمد و آل محمد بسيار بفرستى و بايد كه خود را نگاه دارى از چيزهايى كه سزاوار نيست تو را و بايد كه ديده خود را از حرام و شبهه بپوشانى و احسان به برادران مؤمن پريشان خود بكنى و اگر كسى را ببينى كه خرجيش تمام شده او را دستگيرى كنى و خرجى خود را ميان خود و ايشان برابر قسمت كنى و لازم است بر تو تقيه كه قوام دين تو به آن است و پرهيزكارى از چيزهايى كه خدا از آنها نهى كرده است و ترك كنى خصومت و بسيار قسم خوردن و مجادله و منازعه كه در آن قسم باشد پس چون چنين كنى تمام مىشود ثواب حج و عمره از براى تو و مستوجب مىشوى از جانب آن كسى كه طلب ثواب او كرده به مال خرج كردن و از اهل خود دور افتادن اينكه برگردى به آمرزش گناهان و رحمت و خوشنودى خدا)
هفتم : (در روايت ابو حمزه ثمالى از حضرت صادق عليه السلام در باب زيارت امام حسين عليه السلام منقول است كه: چون به نينوا رسيدى بارهاى خود را در آنجا بگذار و روغن بر خود ممال و سرمه مكش و گوشت مخور مادامى كه در آنجا مقيم مىباشى)
هشتم : غسل به آب فرات است كه روايات در فضيلت آن بسيار است (در حديثى از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه: هر كه غسل كند به آب فرات و زيارت كند قبر امام حسين عليه السلام را از گناهان خالى شود مانند روزى كه از مادر متولد شده باشد و اگر چه گناهان كبيره بوده باشد) و روايت شده كه: خدمت آن حضرت عرض شد كه بسا شود كه ما به زيارت قبر امام حسين عليه السلام برويم و دشوار باشد بر ما غسل زيارت بسبب سرما يا غير آن فرمود كه هر كه غسل كند در فرات و زيارت كند حسين عليه السلام را نوشته شود براى او از فضيلت آنقدر كه به شماره در نيايد) (و از بشير دهان روايت است كه حضرت صادق عليه السلام فرمود كه: هر كه به زيارت قبر حسين بن على عليهما السلام برود پس وضو بگيرد و غسل كند در فرات برندارد قدمى و نگذارد قدمى مگر آنكه بنويسد حق تعالى براى او حجه و عمره) (و در بعضى روايات است كه: غسل كن از فرات از موضعى كه برابر قبر آن حضرت واقع شود) و خوب است چنانكه از بعضى روايات استفاده مىشود چون به فرات برسد صد مرتبه اللَّهُ أَكْبَرُ و صد مرتبه لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ و صد مرتبه صلوات بر پيغمبر و آل آن حضرت بفرستد
نهم : چون خواستى داخل حاير مقدس شوى از درى كه در جانب مشرق واقع است داخل شو چنانكه حضرت صادق عليه السلام به يوسف كناسى فرمودند
دهم : (در روايت ابن قولويه است كه: حضرت صادق عليه السلام به مفضل بن عمر فرمود كه اى مفضل چون برسى به قبر امام حسين عليه السلام بر در روضه بايست و اين كلمات را بخوان كه ترا به هر كلمه نصيبى از رحمت الهى خواهد بود
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ آدَمَ صَفْوَةِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ نُوحٍ نَبِىِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ مُوسَى كَلِيمِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ عِيسَى رُوحِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ مُحَمَّدٍ حَبِيبِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ عَلِىٍّ وَصِىِّ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ الْحَسَنِ الرَّضِىِّ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الشَّهِيدُ الصِّدِّيقُ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْوَصِىُّ الْبَارُّ التَّقِىُّ السَّلامُ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِى حَلَّتْ بِفِنَائِكَ وَ أَنَاخَتْ بِرَحْلِكَ السَّلامُ عَلَى مَلائِكَةِ اللَّهِ الْمُحْدِقِينَ بِكَ أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاةَ وَ آتَيْتَ الزَّكَاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ عَبَدْتَ اللَّهَ مُخْلِصا حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ السَّلامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ .
پس بسوى قبر روانه مىشوى و به هر قدمى كه بر مىدارى يا مىگذارى مثل ثواب كسى دارى كه در خون خود دست و پا زده باشد در راه خدا پس چون به نزديك قبر برسى دست بر قبر بمال و بگو السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ فِى أَرْضِهِ وَ سَمَائِهِ پس مىروى و متوجه نماز مىشوى و بهر ركعت كه مىكنى نزد آن حضرت مثل ثواب كسى دارى كه حج و عمره هزار مرتبه كرده باشد و هزار بنده را آزاد كرده باشد و هزار مرتبه از براى خدا به جهاد ايستاده باشد با پيغمبر مرسل) الخبر
يازدهم : (از ابو سعيد مدائنى منقول است كه گفت: رفتم به خدمت حضرت صادق عليه السلام و پرسيدم كه بروم به زيارت قبر حسين عليه السلام فرمود بلى برو بزيارت قبر حسين عليه السلام فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله نيكترين نيكان و پاكيزه ترين پاكيزگان و نيكوكارترين نيكوكاران و چون آن حضرت را زيارت كنى نزد سر آن حضرت هزار مرتبه تسبيح حضرت امير المؤمنين عليه السلام را بخوان و نزد پاهاى آن حضرت هزار مرتبه تسبيح حضرت فاطمه عليها السلام را بخوان پس نزد آن حضرت دو ركعت نماز بكن و در آن دو ركعت سوره يس و الرحمن بخوان پس چون چنين كنى ثواب عظيم از براى تو خواهد بود گفتم فداى تو شوم تسبيح على و فاطمه عليهما السلام را به من بياموز فرمود بلى اى ابو سعيد تسبيح على عليه السلام اين است
سُبْحَانَ الَّذِى لا تَنْفَدُ خَزَائِنُهُ سُبْحَانَ الَّذِى لا تَبِيدُ مَعَالِمُهُ سُبْحَانَ الَّذِى لا يَفْنَى مَا عِنْدَهُ سُبْحَانَ الَّذِى لا يُشْرِكُ أَحَدا فِى حُكْمِهِ سُبْحَانَ الَّذِى لا اضْمِحْلالَ لِفَخْرِهِ سُبْحَانَ الَّذِى لا انْقِطَاعَ لِمُدَّتِهِ سُبْحَانَ الَّذِى لا إِلَهَ غَيْرُهُ و تسبيح حضرت فاطمه عليها السلام اين است سُبْحَانَ ذِى الْجَلالِ الْبَاذِخِ الْعَظِيمِ سُبْحَانَ ذِى الْعِزِّ الشَّامِخِ الْمُنِيفِ سُبْحَانَ ذِى الْمُلْكِ الْفَاخِرِ الْقَدِيمِ سُبْحَانَ ذِى الْبَهْجَةِ وَ الْجَمَالِ سُبْحَانَ مَنْ تَرَدَّى بِالنُّورِ وَ الْوَقَارِ سُبْحَانَ مَنْ يَرَى أَثَرَ النَّمْلِ فِى الصَّفَا وَ وَقْعَ الطَّيْرِ فِى الْهَوَاءِ .
دوازدهم : آنكه نماز فريضه و نافله را نزد قبر امام حسين عليه السلام بجا آورد زيرا كه نماز نزد آن حضرت مقبول است سيد بن طاوس گفته كه جد و جهد كن كه از تو فوت نشود فريضه و نافله در حاير شريف همانا (روايت شده كه: نماز واجبى نزد آن حضرت برابر است با حج و نماز نافله با عمره) (و در روايت معتبرى از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه: هر كه زيارت كند آن حضرت را و دو ركعت نماز يا چهار ركعت نزد آن حضرت بكند ثواب حج و عمره براى او نوشته شود) و آنچه از اخبار ظاهر مىشود آن است كه نماز زيارت و غير آن را در عقب قبر آن حضرت و در بالا سر كردن هر دو خوب است و اگر در بالا سر كند عقبتر بايستد كه محاذى اصل قبر مقدس نباشد (و در روايت ابو حمزه ثمالى است از حضرت صادق عليه السلام كه: در نزد سر آن حضرت دو ركعت نماز بگزارد در ركعت اول سوره حمد و سوره يس بخوان و در ركعت دوم سوره حمد و سوره الرحمن بخوان) و اگر خواهى در پشت قبر نماز را بكن و در بالاى سر بهتر است و چون فارغ شوى نماز كن آنچه خواهى و اما اين دو ركعت نماز زيارت ناچار است نزد هر قبرى كه زيارت كنند و ابن قولويه از حضرت باقر عليه السلام روايت كرده كه به شخصى فرمود اى فلان چه مانع است ترا كه هرگاه حاجتى براى تو روى دهد بروى نزد قبر حسين صلوات الله عليه و چهار ركعت نماز گزارى نزد او پس حاجت خود را بطلبى بدرستى كه نماز فريضه نزد آن حضرت معادل است با حج و نماز نافله معادل است با عمره)
سيزدهم : بدان كه عمده اعمال در روضه مطهره امام حسين عليه السلام دعا است زيرا كه اجابت دعا در تحت آن قبه ساميه يكى از چيزهايى است كه در عوض شهادت حق تعالى به آن حضرت لطف فرموده و زائر بايد آن را غنيمت دانسته در تضرع و انابه و توبه و عرض حاجات كوتاهى نكند و در طى زيارات آن حضرت ادعيه بسيارى با مضامين عاليه وارد شده و اگر بناى اختصار نبود من چند دعايى در اينجا ذكر مىكردم و بهتر آن است كه از دعاهاى صحيفه كامله آنچه تواند بخواند كه بهترين دعاها است واين دعاى مختصر را كه در ضمن يكى از زيارات نقل شده بخواند دعا اين است كه مىگويى در آن حرم شريف در حالى كه دستها را بسوى آسمان بلند كرده باشى
اللَّهُمَّ قَدْ تَرَى مَكَانِى وَ تَسْمَعُ كَلامِى وَ تَرَى مَقَامِى وَ تَضَرُّعِى وَ مَلاذِى بِقَبْرِ حُجَّتِكَ وَ ابْنِ نَبِيِّكَ وَ قَدْ عَلِمْتَ يَا سَيِّدِى حَوَائِجِى وَ لا يَخْفَى عَلَيْكَ حَالِى وَ قَدْ تَوَجَّهْتُ إِلَيْكَ بِابْنِ رَسُولِكَ وَ حُجَّتِكَ وَ أَمِينِكَ وَ قَدْ أَتَيْتُكَ مُتَقَرِّبا بِهِ إِلَيْكَ وَ إِلَى رَسُولِكَ فَاجْعَلْنِى بِهِ عِنْدَكَ وَجِيها فِى الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ وَ أَعْطِنِى بِزِيَارَتِى أَمَلِى وَ هَبْ لِى مُنَاىَ وَ تَفَضَّلْ عَلَىَّ بِشَهْوَتِى [بِسُؤْلِى] وَ رَغْبَتِى وَ اقْضِ لِى حَوَائِجِى وَ لا تَرُدَّنِى خَائِبا وَ لا تَقْطَعْ رَجَائِى وَ لا تُخَيِّبْ دُعَائِى وَ عَرِّفْنِى الْإِجَابَةَ فِى جَمِيعِ مَا دَعَوْتُكَ مِنْ أَمْرِ الدِّينِ وَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ اجْعَلْنِى مِنْ عِبَادِكَ الَّذِينَ صَرَفْتَ عَنْهُمُ الْبَلايَا وَ الْأَمْرَاضَ وَ الْفِتَنَ وَ الْأَعْرَاضَ مِنَ الَّذِينَ تُحْيِيهِمْ فِى عَافِيَةٍ وَ تُمِيتُهُمْ فِى عَافِيَةٍ وَ تُدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ فِى عَافِيَةٍ وَ تُجِيرُهُمْ مِنَ النَّارِ فِى عَافِيَةٍ وَ وَفِّقْ لِى بِمَنٍّ مِنْكَ صَلاحَ مَا أُؤَمِّلُ فِى نَفْسِى وَ أَهْلِى وَ وُلْدِى وَ إِخْوَانِى وَ مَالِى وَ جَمِيعِ مَا أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَىَّ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
زيارت امام حسين عليه السّلام وعلي اكبر وشهداء
0000000000000000000000000000000000000000000
زيارت امام حسين عليه السّلام
00000000000000000000000000
زيارات چندي نقل شده است كه ازبين آنها مازيارت هفتم مفاتيح الجنان راانتخاب كرديم
شيخ در مصباح روايت كرده از صفوان جمال كه گفت: رخصت طلبيدم از حضرت صادق عليه السلام براى زيارت مولايمان حسين عليه السلام و استدعا كردم كه ذكر كند براى من دستور العملى در زيارت آن حضرت كه به آن نحو رفتار بكنم فرمود اى صفوان روزه بدار سه روز پيش از حركت خود و غسل كن در روز سوم پس جمع كن اهل و عيال خود را بنزد خود و بگو اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْتَوْدِعُكَ الدعاء پس دعايى تعليم او فرموده كه بگويد در وقتى كه به فرات برسد آنگاه فرموده پس غسل كن از فرات بدرستيكه پدرم خبر داد مرا از پدرانش عليهم السلام كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود همانا اين پسر من حسين كشته خواهد شد بعد از من در كنار فرات پس هر كه زيارت كند او را و غسل كند از فرات بريزد از او گناهان او مانند روزى كه مادر او را متولد كرده پس هر گاه غسل كنى در اثناء غسل بگو بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ نُورا وَ طَهُورا وَ حِرْزا وَ شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ سُقْمٍ وَ آفَةٍ وَ عَاهَةٍ اللَّهُمَّ طَهِّرْ بِهِ قَلْبِى وَ اشْرَحْ بِهِ صَدْرِى وَ سَهِّلْ لِى بِهِ أَمْرِى و چون از غسل فارغ شوى بپوش دو جامه طاهر و دو ركعت نماز كن در بيرون مشرعه كه آن همان مكانى است كه حق تعالى در شأن او فرموده و در زمين قطعهها است نزديك به يكديگر و بوستانها است از انگورها و كشتزار است و خرماستانها است دو تا از يك بيخ رسته و غير دو تا از يك بيخ رسته آب خورده مىشوند به يك آب و زيادتى مىدهيم بعضى از آنها را بر بعضى در ميوه پس چون از نماز فارغ شوى روانه شو به جانب حاير به حال آرامى و وقار و كوتاه بردار گامهاى خود را پس بدرستيكه خداوند تعالى مىنويسد از براى تو به هر گامى كه برمىدارى حج و عمره و راه برو با دل خاشع و ديده گريان و بسيار كن ذكر اللَّهُ أَكْبَرُ وَ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ و ثنا بر خدا و صلوات بر رسول خدا صلى الله عليه و آله و صلوات بر حسين صلوات الله عليه بالخصوص و بسيار كن لعن بر قاتلان آن حضرت و بيزارى جستن از كسانى كه در اول پايه ظلم و جور را بر اهل بيت گذاشتند
پس هرگاه رسيدى به در حاير بايست و بگو :
اللَّهُ أَكْبَرُ كَبِيرا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ كَثِيرا وَ سُبْحَانَ اللَّهِ بُكْرَةً وَ أَصِيلا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى هَدَانَا لِهَذَا وَ مَا كُنَّا لِنَهْتَدِىَ لَوْ لا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ لَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ .
پس بگو :
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نَبِىَّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خَاتَمَ النَّبِيِّينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا سَيِّدَ الْمُرْسَلِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حَبِيبَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا سَيِّدَ الْوَصِيِّينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا قَائِدَ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِكَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَصِىَّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ الشَّهِيدُ السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا مَلائِكَةَ اللَّهِ الْمُقِيمِينَ فِى هَذَا الْمَقَامِ الشَّرِيفِ السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا مَلائِكَةَ رَبِّى الْمُحْدِقِينَ بِقَبْرِ الْحُسَيْنِ عليه السلام السَّلامُ عَلَيْكُمْ مِنِّى أَبَدا مَا بَقِيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ .
پس مىگويى :
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِكَ وَ ابْنُ أَمَتِكَ الْمُقِرُّ بِالرِّقِّ وَ التَّارِكُ لِلْخِلافِ عَلَيْكُمْ وَ الْمُوَالِى لِوَلِيِّكُمْ وَ الْمُعَادِى لِعَدُوِّكُمْ قَصَدَ حَرَمَكَ وَ اسْتَجَارَ بِمَشْهَدِكَ وَ تَقَرَّبَ إِلَيْكَ بِقَصْدِكَ أَ أَدْخُلُ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَ أَدْخُلُ يَا نَبِىَّ اللَّهِ أَ أَدْخُلُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَ أَدْخُلُ يَا سَيِّدَ الْوَصِيِّينَ أَ أَدْخُلُ يَا فَاطِمَةُ سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ أَ أَدْخُلُ يَا مَوْلاىَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ أَ أَدْخُلُ يَا مَوْلاىَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ .
پس اگر دلت خاشع و ديدهات گريان شد پس آن علامت رخصت است پس داخل شو و بگو :
الْحَمْدُ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْأَحَدِ الْفَرْدِ الصَّمَدِ الَّذِى هَدَانِى لوِلايَتِكَ وَ خَصَّنِى بِزِيَارَتِكَ وَ سَهَّلَ لِى قَصْدَكَ .
پس مىروى تا در قبه مطهره و بايست محاذى بالاى سر و بگو :
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ آدَمَ صَفْوَةِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ نُوحٍ نَبِىِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ مُوسَى كَلِيمِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ عِيسَى رُوحِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ مُحَمَّدٍ حَبِيبِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام [وَلِىِّ اللَّهِ] السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ عَلِىٍّ الْمُرْتَضَى السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ خَدِيجَةَ الْكُبْرَى السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاةَ وَ آتَيْتَ الزَّكَاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أَطَعْتَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً ظَلَمَتْكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذَلِكَ فَرَضِيَتْ بِهِ يَا مَوْلاىَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ أَشْهَدُ أَنَّكَ كُنْتَ نُورا فِى الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الْمُطَهَّرَةِ لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجَاهِلِيَّةُ بِأَنْجَاسِهَا وَ لَمْ تُلْبِسْكَ مِنْ مُدْلَهِمَّاتِ ثِيَابِهَا وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ مِنْ دَعَائِمِ الدِّينِ وَ أَرْكَانِ الْمُؤْمِنِينَ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ الْإِمَامُ الْبَرُّ التَّقِىُّ الرَّضِىُّ الزَّكِىُّ الْهَادِى الْمَهْدِىُّ وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِكَ كَلِمَةُ التَّقْوَى وَ أَعْلامُ الْهُدَى وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى وَ الْحُجَّةُ عَلَى أَهْلِ الدُّنْيَا وَ أُشْهِدُ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ وَ أَنْبِيَاءَهُ وَ رُسُلَهُ أَنِّى بِكُمْ مُؤْمِنٌ وَ بِإِيَابِكُمْ [بِآيَاتِكُمْ] مُوقِنٌ بِشَرَائِعِ دِينِى وَ خَوَاتِيمِ عَمَلِى وَ قَلْبِى لِقَلْبِكُمْ سِلْمٌ وَ أَمْرِى لِأَمْرِكُمْ مُتَّبِعٌ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ عَلَى أَرْوَاحِكُمْ وَ عَلَى أَجْسَادِكُمْ وَ عَلَى أَجْسَامِكُمْ وَ عَلَى شَاهِدِكُمْ وَ عَلَى غَائِبِكُمْ وَ عَلَى ظَاهِرِكُمْ وَ عَلَى بَاطِنِكُمْ .
پس بيانداز خود را بر قبر و ببوس آن را و بگو :
بِأَبِى أَنْتَ وَ أُمِّى يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ بِأَبِى أَنْتَ وَ أُمِّى يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَّتِ الْمُصِيبَةُ بِكَ عَلَيْنَا وَ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسْرَجَتْ وَ أَلْجَمَتْ وَ تَهَيَّأَتْ لِقِتَالِكَ يَا مَوْلاىَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ قَصَدْتُ حَرَمَكَ وَ أَتَيْتُ إِلَى مَشْهَدِكَ أَسْأَلُ اللَّهَ بِالشَّأْنِ الَّذِى لَكَ عِنْدَهُ وَ بِالْمَحَلِّ الَّذِى لَكَ لَدَيْهِ أَنْ يُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ يَجْعَلَنِى مَعَكُمْ فِى الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ .
پس برخيز و دو ركعت نماز در بالاى سر بگزار بخوان در آن دو ركعت هر سورهاى كه خواهى پس چون از نماز فارغ شدى بگو :
اللَّهُمَّ إِنِّى صَلَّيْتُ وَ رَكَعْتُ وَ سَجَدْتُ لَكَ وَحْدَكَ لا شَرِيكَ لَكَ لِأَنَّ الصَّلاةَ وَ الرُّكُوعَ وَ السُّجُودَ لا يَكُونُ إِلا لَكَ لِأَنَّكَ أَنْتَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَبْلِغْهُمْ عَنِّى أَفْضَلَ السَّلامِ وَ التَّحِيَّةِ وَ ارْدُدْ عَلَىَّ مِنْهُمُ السَّلامَ اللَّهُمَّ وَ هَاتَانِ الرَّكْعَتَانِ هَدِيَّةٌ مِنِّى إِلَى مَوْلاىَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِىٍّ عَلَيْهِمَا السَّلامُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَيْهِ وَ تَقَبَّلْ مِنِّى وَ أْجُرْنِى عَلَى ذَلِكَ بِأَفْضَلِ أَمَلِى وَ رَجَائِى فِيكَ وَ فِى وَلِيِّكَ يَا وَلِىَّ الْمُؤْمِنِينَ .
0000000000000000000000000000000
زيارت حضرت علي اكبر عليه السلام
0000000000000000000000000000000
پس برخيز و برو پايين پاى قبر آن حضرت و بايست نزد سر حضرت على اكبرعليه السلام و بگو :
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ نَبِىِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ الْحُسَيْنِ الشَّهِيدِ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الشَّهِيدُ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمَظْلُومُ وَ ابْنُ الْمَظْلُومِ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً ظَلَمَتْكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذَلِكَ فَرَضِيَتْ بِهِ .
پس بيفكن خود را بر قبرش و ببوس آن را و بگو :
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَلِىَّ اللَّهِ وَ ابْنَ وَلِيِّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الْمُصِيبَةُ وَ جَلَّتِ الرَّزِيَّةُ بِكَ عَلَيْنَا وَ عَلَى جَمِيعِ الْمُسْلِمِينَ فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْكَ وَ أَبْرَأُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَيْكَ مِنْهُمْ .
0000000000000000000000000000
زيا رت حبيب بن مظاهررحمه الله
0000000000000000000000000000
حبيب بن مظاهر اسدي فرمانده جناح چپ لشكرامام حسين عليه السلام بود(زهيربن قين فرمانده جناح راست)
حبيب بن مظاهر(ره)دررواق جنوب غربی با لا ی سرمبا رک
زیا رت کن حبیب بن مظا هررا و بگو :
اَلسّلامُ عَـلَـیْکَ اَیُّهَا الْعَبْدُ الصّالِحُ الْمُطیعُ لِلّهِ وَلِـرَسُولِهِ وَلِأَ میرِالْمُؤْمِنینَ وَلِفاطِمَةَ الزَّهْـراءِ وَالحسن وَالْحُسَیْنِ عَـلَـیْهِمُ السَّلامُ الْغَریبُ الْمُواسی اَشْهَدُ اَنّکَ جاهَـدْتَ فی سَبیلِ اللهِ وَنَصَرْتَ الْحُسَیْنَ بْنَ بِنْتِ رَسُولِ اللهِ وَواسَیْتَ بِنَفْسِکَ وَبَذَ لْتَ مُهْجَتَکَ فَعَلَیْکَ مِنَ اللهِ السَّلامُ التّامُ اَلسَّلامُ عَـلَـیْکَ اَیُّهَا الْقَمَرُالزّاهِرُ اَلسَّلامُ عَـلَـیْکَ یا حَبیبَ بْنَ مَظاهِرِ الْأَ سَدی وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکا تُهَ .
لازم به ذکر است که قبر حبیب بن مظاهر درمحلی واقع شده است که زائرین هنگام ورود به حرم امام حسین علیه السلام از کنار قبر او می گذرند يا هنگام خروج از کنار قبر او خارج می شوند ایضا قبر حبیب بن مظاهر بین محل دفن امام حسین علیه السلام و قتلگاه واقع شده است.
0000000000000000000000000000000
زيارت وداع امام حسين عليه السلام
0000000000000000000000000000000
هنگامي كه سفربه پايان رسيد و خواستی وداع کنی با امام حسین علیه السلام
پس برگرد به سوى مشهد حسين عليه السلام و بمان در نزد آن حضرت آنچه خواهى مگر آنكه مستحب است آنجا را مكان بيتوته يعنى خوابگاه قرار ندهى و چون خواهى وداع كنى آن حضرت را بايست در نزد سر و گريه كن و بگو :
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلاىَ سَلامَ مُوَدِّعٍ لا قَالٍ وَ لا سَئِمٍ فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلا عَنْ مَلالَةٍ وَ إِنْ أُقِمْ فَلا عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا وَعَدَ اللَّهُ الصَّابِرِينَ يَا مَوْلاىَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّى لِزِيَارَتِكَ وَ رَزَقَنِى الْعَوْدَ إِلَيْكَ وَ الْمَقَامَ فِى حَرَمِكَ وَ الْكَوْنَ فِى مَشْهَدِكَ آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ .
پس ببوس ضريح را و جميع بدن خود را بر آن بمال بدرستى كه آن باعث امان و حرز تو است و بيرون برو از نزد آن حضرت بطورى كه رويت به جانب قبر باشد و پشت بر او مكن و بگو :
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا بَابَ الْمَقَامِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا شَرِيكَ الْقُرْآنِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ الْخِصَامِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا سَفِينَةَ النَّجَاةِ السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا مَلائِكَةَ رَبِّىَ الْمُقِيمِينَ فِى هَذَا الْحَرَمِ السَّلامُ عَلَيْكَ أَبَدا مَا بَقِيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ و بگو إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظِيمِ .
پس برو بيرون و سيد بن طاوس و محمد بن المشهدى گفته اند پس در وقتى كه چنين كردى مثل كسى مانى كه زيارت كرده خدا را در عرش
000000000000000000000000000
قتلگاه امام حسين عليه السلام
000000000000000000000000000
در ورودی قتلگاه دررواق جنوبی نزدیک ضریح حبیب بن مظاهراست که داراي پنجره است واز بيرون رواق هم پنجره دارد كه شيفتگان ولايت وامامت آنجارا زيارت ميكنند.
00000000000000000000000000000000
زيارت سيدابراهيم مجاب عليه السلام
00000000000000000000000000000000
دررواق شمال غربی حرم امام حسین علیه السلام قبر سید ابراهیم المجاب ابن محمد العابد بن الامام موسی بن جعفرعلیه السلام قراردارد که ضریح برنجی دارد و از نکات جالب اینکه کسانی که می خواهند ترک سیگار نمایند چند نخ آخرین سیگار خود را دراین ضریح می اندازند وعهد می بندند که دیگر سیگار نکشند(وليكن امروزه بهداشت محل اجازه چنين كاري را نميدهد، توصيه ما اينست كه سيگاريها بقصدترك سيگارپاكت سيگار خودرا مچاله كنند وبيرون ازحرم داخل سطل زباله بريزند)
سید ابراهیم المجاب را می شود به این زیارت که از برای امام زادگان نقل شده زیارت کرد و گفت :
اَلسَّلامُ عَـلَـیْکَ اَیُّهَاالسَّیِّدُ الزَّکِیّ الطّاهِرُالْوَلِیُّ وَالدّاعِی الْحَفِیُّ اَشْهَدُ اَنَّکَ قُلْتَ حَقًّا وَنَطَقْتَ حَقًّا وَ صِدْ قاً وَدَعَـوْتَ اِلَی مَولَایَ وَمَولَاکَ عَلانِیَةً وَسِرّاً فازَمُتَّبِعُکَ وَ نَجَی مُصَدِّقُکَ وَ خَابَ وَ خَسِرَ مُکَذِّ بُکَ وَالْمُتَخَلِّفُ عَـنْکَ اِشْهَدْ لِی بِهذِهِ الشَّهادَةِ لِأکُونَ مِنَ الْفائِزِینَ بِمَعْرِفَـتِکَ وَطاعَـتِکَ وَتَصْدیقِکَ وَاتِّباعِکَ وَالسَّلامُ عَـلَـیْکَ یَا سَیِّدِی وَابْنَ سَیِّدِی اَنْتَ بابُ اللهِ الْمُؤْتَی مِنْهُ وَالْمَاْ خُوذُ عَـنْهُ اَتَیْتُکَ زائِراً وَحَاجَاتِی لَکَ مُسْتَوْدِعاً وَهَااَنَا ذا اَسْتَوْدِعُکَ دِینِی وَاَما نَتِی وَخَواتِیمَ عَمَلِی وَ جَوامِعَ اَمَلِی اِلی مُنْتَهَی اَجَلِی وَالسَّلامُ عَـلَـیْکَ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ . (واضافه ميكني) وَ السَّلامُ عَلَيْكَ يا سَيِّدْاِبْراهِيمَ الْمُجابَ ابْنَ مُحَمَّدٍالْعابِدِ ابْنَ مُوسَي بْنَ جَعْفَر عَلَيْهِ السَّلام وَ رَحْمَةُاللهِ وَ بَرَكاتُهُ.
ایضا می شود به این زیارت که از برا ی اولاد ائمه علیهم السلام نقل شده زیارت کرد وگفت :
اَلسَّلَامُ عَـلَی جَدِّکَ الْمُصْطَفَی اَلسَّلَامُ عَلَی اَبِیکَ الْمُرتَضَی اَلرِّضَا اَلسَّلَامُ عَلَی السَّیَّدَیْنِ الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ اَلسَّلَامُ عَلَی خَدِ یْجَةَ اُمِّ سَیِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِیْنَ اَلسَّلَامُ عَـلَی فَاطِمَةَ اُمِّ الْاَ ئِمَّةِ الطَّاهِرِینَ اَلسَّلَامُ عَلَی النُّفُـوسِ الْفاخِرَةّ بُحُورِالْعُلُومِ الزَّاخِرَةِ شُفَعَائِی فِی الْأَخِرَةِ وَاَوْلِیَائِی عِـنْدَ عَـوْدِ الرُّوحِ اِلَی الْعِظَامِ النَّاخِرَةِ اَئِمَّةِ الْخَلْقِ وَوُلَاةِ الْخَلْقِ اَلسَّلَامُ عَـلَـیْکَ اَیُّهَا الشَّخْصُ الشَّرِیفُ الطَّاهِرُ الْکَرِیمُ اَشْهَدُ اَنْ لَا اِلَهَ اِلّا اللهُ وَ اَنَّ مُحَمَّدًا عَـبْدُ هُ وَمُصْطَفَاهُ وَاَنَّ عَـلِیًّا وَلِیُّهُ وَمُجْتَبَاهُ وَاَنَّ الْأِمَامَةَ فِی وُلْدِهِ اِلَی یَوْمِ الدِّیْنِ نَعْلَمُ ذَالِکَ عِـلْمَ الْیَقِینِ وَنَحْنُ لِذَلِکَ مُعْتَقِـدُونَ وَفِی نَصْرِهِمْ مُجْتَهِدُونَ. (واضافه ميكني) وَ السَّلامُ عَلَيْكَ يا سَيِّدْاِبْراهِيمَ الْمُجابَ ابْنَ مُحَمَّدٍالْعابِدِ ابْنَ مُوسَي بْنَ جَعْفَر عَلَيْهِ السَّلام وَ رَحْمَةُاللهِ وَ بَرَكاتُهُ.
تبصره :
پدربزرگوارسيدابراهيم مجاب يعني امام زاده سيدمحمدعابد دركاخك گناباد ايران مدفون است
0000000000000000
زيارت شهداي كربلا
0000000000000000
پس متوجه سا یر شهدا شو که پس از مقبرۀ علی اکبر علیه السلام مدفون هستند هم ازداخل حرم وهم ازداخل راهرو پنجره دارد و اسامی آنها روی ضریحی که امروزه بعنوان مدفن شهدا است روی تابلو بزرگی نوشته شده است :
السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا أَوْلِيَاءَ اللَّهِ وَ أَحِبَّاءَهُ السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا أَصْفِيَاءَ اللَّهِ وَ أَوِدَّاءَهُ السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا أَنْصَارَ دِينِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا أَنْصَارَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا أَنْصَارَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا أَنْصَارَ فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا أَنْصَارَ أَبِى مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ الْوَلِىِّ (الزَّكِىِ) النَّاصِحِ السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا أَنْصَارَ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ بِأَبِى أَنْتُمْ وَ أُمِّى طِبْتُمْ وَ طَابَتِ الْأَرْضُ الَّتِى فِيهَا دُفِنْتُمْ وَ فُزْتُمْ فَوْزا عَظِيما فَيَا لَيْتَنِى كُنْتُ مَعَكُمْ فَأَفُوزَ مَعَكُمْ .
پس برگرد به بالاسر حضرت امام حسين عليه السلام و دعا بسيار كن از براى خود و از براى اهل و اولاد و پدر و مادر و برادران خود زيرا كه در آن روضه مطهره رد نمىشود دعاء دعا كننده و نه سؤال سؤال كننده .
0000000000000000000000000000000000000000000000
مدفن واسامي شهدا و ياران امام حسين عليه السلام
0000000000000000000000000000000000000000000000
در قسمت شرق ضریح (پایین پاى قبر سیدالشهدا(ع) در ناحیه جنوبى آن دیوارى است که پنجره نقره اى بر آن نصب گردیده است و نشانه حفره اى است که بیش تر شهداى کربلا به دست قبیله بنى اسد در آن جا دفن شدند.) بالاى آن دیوار بلند کتیبه اى است در قالب کاشى هاى آبى رنگ و نوشته هاى سفید(تابلوجديدفرق كرده) که اسامى همه شهداى کربلا در آن جا نوشته شده است. (چه آن ها که درآن مکان شریف دفن شده اند و چه آنانى که توسط خویشاوندان خود از کربلا بیرون برده شدند و در روستاها دفن شدند، همانند عون بن عبدالله بن جعفر و حر بن یزید ریاحى.)
در این جا به ذکر اسامى آن شهیدان والامقام مى پردازیم:
1 ـ على بن حسین بن على (الاکبر).
2 ـ عبدالله الرضیع بن حسین بن على.
3 ـ جعفربن على (عقیل) بن ابى طالب.
4 ـ محمدالاصغر بن على بن ابى طالب.
5 ـ قاسم بن الحسن بن على.
6 ـ عبدالله بن الحسن بن على.
7 ـ عبدالله بن على بن ابى طالب.
8 ـ عثمان بن على بن ابى طالب.
9 ـ ابراهیم بن الحسین الازدى.
10 ـ ابوالحتوف العجلانى (ابوالحتوف بن الحارث العجلانى.)
11 ـ ابوالشعثاء الکندى.
12 ـ ابوبکر بن الحسن الزکى
13 ـ ابوبکر بن على بن ابى طالب.
14 ـ ابو ثمامه عمرالعائدى، (ابوثمامه الصائدى).
15 ـ ادهم بن امیه العبدى.
16 ـ الحارث بن امرؤالقیس.
17 ـ الحجاج بن المسروق الجعفى.
18 ـ الحر بن یزید الریاحى الیربوعى التمیمى.
19 ـ الحرث بن نبهان (الحارث بن بنهان.)
20 ـ الحلاس (الجلاس) بن عمرو الراسبى.
21 ـ الخباب بن عامر (حباب بن عامر).
22 ـ الضرغامه بن مالک الثعلبى.
23 ـ القاسم بن حبیب الازدى.
24 ـ الموقع بن ثمام (ثمامه) الاسدى.
25 ـ الهفاف بن المهند الراسبى.
26 ـ ام وهب بنت عبد (النمریة).
27 ـ امیة بن سعد الطائى.
28 ـ انیس بن معقل الاصجعى.
29 ـ اسلم بن عمرو الترکى (غلام ابى عبدالله(ع)).
30 ـ انس بن الحارث الکاهلى.
31 ـ بریر بن خضر الهمدانى (بریر بن حضیر الهمدانى).
32 ـ بشربن عمرو الحضرمى.
33 ـ بکربن حى التمیمى.
34 ـ جابربن الحجاج.
35 ـ جبلة بن على الشیبانى
36 ـ جعفر بن عقیل بن ابى طالب.
37 ـ جنادة (جابر) بن الحارث السلمانى.
38 ـ جندب بن حجیر الکندى.
39 ـ جندة (الجنادة) بن کعب الانصارى.
40 ـ جون بن حوى (غلام ابى ذر).
41 ـ جوین بن مالک التمیمى.
42 ـ حبشى بن قیس (بن سلمة) النهمى.
43 ـ حبیب بن مظاهر.
44 ـ حجاج بن زید السعدى.
45 ـ حنظلة بن أسعد الشامى.
46 ـ حنظلة بن عمرو الشیبانى.
47 ـ خالد بن عمرو بن خالد.
48 ـ رافع بن عبدالله الاسدى. (رافع بن عبیدالله).
49 ـ زاهر بن عمر الکندى (زاهر غلام عمر بن الحمق)
50 ـ زهیر بن القین البجلى، (زهیر بن القیم البجلى).
51 ـ زهیر بن سلیم الاسدى.
52 ـ زیاد بن ابوعمره.
53 ـ زیاد بن غریب الصائدى.
54 ـ زید بن معقل الجعفى.
55 ـ سالم بن عمرو الکلبى.
56 ـ سالم مولى عامر.
57 ـ سعد بن الحارث الانصارى.
58 ـ سعد بن الحرث الخزاعى (غلام على بن ابى طالب(ع)).
59 ـ سعد بن عبدالله الحنفى.
60 ـ سعد بن عبدالله (سعید بن عبدالله).
61 ـ سلمان (سلیمان) بن مضارب الجبلى.
62 ـ سلیمان بن رزین.
63 ـ سوار بن منعم النهتمى.
64 ـ سوید بن عمرو الخثعمى.
65 ـ سیف بن الحارث الجابرى.
66 ـ سیف بن مالک العبدى.
67 ـ شبیب بن عبدالله النهشلى.
68 ـ شبیب مولى الحارث الهمدانى.
69 ـ شعبه بن حنظلة التمیمى.
70 ـ شوزه (شوزب) مولى شاکر بن عبدالله الهمدانى.
71 ـ عائد بن مجمع العائدى.
72 ـ عابس بن شبیب الشاکرى.
73 ـ عامر بن مسلم العبدى.
74 ـ عباد بن مهاجر.
75 ـ عبدالاعلى بن یزید الکلبى.
76 ـ عبدالرحمان الیزنى.
77 ـ عبدالرحمان بن عبدالله بن الکدر الارحبى.
78 ـ عبدالرحمان بن عبد ربه الانصارى الخزرجى.
79 ـ عبدالرحمان بن عروة (عرره) الغفارى.
80 ـ عبدالرحمان بن عقیل.
81 ـ عبدالرحمان بن مسعود التمیمى.
82 ـ عبدالله بن البشیر (بشر) الخثعمى.
83 ـ عبدالله بن عروة (عرزه) الغفارى.
84 ـ عبدالله بن عمر الکلبى.
85 ـ عبدالله بن مسلم بن عقیل.
86 ـ عبدالله بن یقطر.
87 ـ عبد (عبدالله) بن یزید العبدى.
88 ـ عبید (عبیدالله) بن یزید العبدى.
89 ـ عقبة بن الصلد (الصلت) الجهینى.
90 ـ على بن عقیل بن ابى طالب.
91 ـ عمار بن ابى سلامة الدالانى.
92 ـ عمار (بن الصلخب) الدالالى.
93 ـ عمار (عامر) بن حسان الطائى.
94 ـ عمر بن خالد الازدى.
95 ـ عمر بن کعب الاشجعى.
96 ـ عمرو بن جناده الانصارى.
97 ـ عمرو بن جندب الحضرمى.
98 ـ عمرو بن خالد العیداوى (الصیداوى).
99 ـ عمرو بن ضبیعة الضبیعى.
100 ـ عمرو بن قرظة الانصارى.
101 ـ عمرو بن مطاع الجعفى.
102 ـ عمیرو بن عبدالله (عمرو بن عبدالله جندعى).
103 ـ عون بن عبدالله بن جعفر.
104 ـ قارب بن عبدالله الدائلى.
105 ـ قاصد (قاسط) بن زهیر الثعلبى.
106 ـ قرة بن أبى قرة الغفارى.
107 ـ قعنب بن عمرو النمرى.
108 ـ قیس بن مسلم (مسهر) الصیداوى.
109 ـ کان بن عتق (کنانة بن عتیق) الثعلبى.
110 ـ کردوس بن زهیر الثعلبى.
111 ـ مالک بن عبد (عبدالله) بن السریح.
112 ـ مجمع بن زیاد الجهنى.
113 ـ مجمع بن عبدالله العائدى.
114 ـ محمد بن ابى سعید الاحول بن عقیل.
115 ـ محمد بن سعد بن عقیل.
116 ـ محمد بن عبدالله بن جعفر بن ابى طالب.
117 ـ مسعود بن الحجاج التمیمى.
118 ـ مسلم بن عقیل.
119 ـ مسلم بن عوسجة الاسدى.
120 ـ مسلم بن کثیر الاسدى.
121 ـ مسلم مولى الحسین (غلام).
122 ـ مقسط بن زهیر الثعلبى.
123 ـ منجح بن سهم.
124 ـ نافع بن هلال الحلمى (الجملى).
125 ـ نصر بن إبى عمرو الراسبى.
126 ـ نصر بن أبى نیرز (نیزر).
127 ـ نعمان بن عمرو الراسبى.
128 ـ نعیم بن عجلان الانصارى.
129 ـ واضح مولى الحارث السلمانى.
130 ـ وهب بن عبدالله بن حباب الکلبى.
131 ـ هانى بن عروه المرادى.
132 ـ یحیى بن مسلم (سلیم) المازنى.
133 ـ یحیى بن هانب العروة.
134 ـ یزید بن الحصین الهمدانى المثرفى.
135 ـ یزید بن زیاد بن مهطر الکندى.
136 ـ یزید بن شبیط (ثبیط، نبیت) العبدى.
137 ـ یزید بن مغفل الجعفى.
اسامى فوق مجموع آنانى هستند که در رکاب سالار شهیدان(ع) به فیض شهادت رسیدند; گرچه 6 نفر از آن ها به نام هاى مسلم بن عقیل، هانى بن عروه، عبدالاعلى بن یزید الکلبى، عبدالله بن یقطر، عمارة بن صلخب ازدى و قیس بن مسهر الصیداوى قبل از روز عاشورا به شهادت رسیدند.
مورخان و محدثان شیعه و اهل سنت در مورد شمار یاران امام حسین(ع) نظرهاى متفاوتى دارند.
1ـ مسعودى در مروج الذهب مى نویسد: همراه اباعبدالله الحسین(ع) 500 نفر سواره نظام و 100 نفر پیاده نظام بود.
2 ـ امام باقر(ع) فرمود: سواره نظام همراه اباعبدالله(ع) 145 نفر و پیاده نظام 100 نفر بودند.
3 ـ طبرى مى نویسد: قریب به 100 نفر پیاده نظام بودند. روایت خوارزمى آن را توضیح مى دهد: 32 نفر سواره و 40 نفر پیاده بودند. در روایت دیگرى پیادگان را 82 نفر مى داند.
4 ـ ابومخنف، ابوحنیفه دینورى و سیدمحسن جبل عاملى مى نویسند: 32 نفر سواره و 40 نفر پیاده بودند. نیز آمده است: 136 نفر بودند، که 106 نفر آن ها از مردم عادى و 30 نفر از اهل بیت عصمت و بنى هاشم بودند.
دست یابى به آمار دقیق شهیدان کربلا بسیار سخت است و از این جهت تعداد آنانى که در رکاب حسین بن على(ع) در روز عاشورا و یا چند روز قبل از آن یا بعد از آن به فیض شهادت رسیدند، مشخص و معلوم نیست.
000000000000000000000000000000
اسامی هفتادودوتن ازشهدای کربلا
000000000000000000000000000000
این اسامی طبق حروف الفبا نوشته شده است .
1- ابا عبدالله ( ابو الشهدا - حسین بن علی (ع) ) :
کنیه ابا عبدالله را رسول خدا (ص) از هنگام ولادت بر حضرت امام حسین نهادند .
امام حسین (ع) در سوم شعبان سال چهارم هجری در مدینه به دنیا آمد . رسول خدا (ص) نام این فرزند زهرا (ع) را حسین نهاد . وی مورد علاقه شدید پیامبر (ص) بود و آن حضرت درباره او می فرماید : حسین منی و انا من حسین ...
وی در آغوش پیامبر بزرگ شد . هنگام رحلت رسول خدا ، شش ساله بود . در دوران پدرش علی بن ابی طالب (ع) نیز از موقعیت بالایی برخوردار بود ، علم ، بخشش ، بزرگواری ، فصاحت ، تواضع ، دستگیری از بینوایان ، عفو ، حلم و ... از صفات برجسته این حجت الهی بود .
پس از شهادت پدرش امامت به امام حسن بن علی (ع) رسید همچون سربازی مطیع رهبر و مولای خویش و همراه برادر بود . پس از انعقاد پیمان صلح میان امام مجتبی (ع) و معاویه ، با برادرش و بقیه اهل بیت (ع) به مدینه آمدند . با شهادت امام حسن مجتبی (ع) در سال 49 یا 50 هجری بار امامت به دوش سید الشهدا قرار گرفت . با مرگ معاویه در سال 60 هجری یزید به والی مدینه نوشت که از امام حسین (ع) بیعت بگیرد . اما سید الشهدا که فساد یزید و بی لیاقتی او را می دانست ، از بیعت امتناع کرد و برای نجات اسلام از سلطه یزید که به زوال و محو دین می انجامید ، راه مبارزه را پیش گرفت . از مدینه به مکه هجرت کرد و در پی نامه نگاری های کوفیان و شیعیان عراق با آن حضرت و دعوت برای آمدن به کوفه ، آن امام ابتدا مسلم بن عقیل را فرستاد و نامه هایی برای شیعیان کوفه و بصره نوشت و بادرسافت پاسخ کوفیان در بیعت شان با مسلم بن عقیل ، در روز هشتم ذیحجه سال 60 هجری از مکه به سوی عراق ، حرکت کرد .
پیمان شکنی کوفیان و شهادت مسلم بن عقیل اوضاع عراق را نامطلوب ساخت و سید الشهدا که همراه خانواده ، فرزندان و یاران به سوی کوفه می رفت ، پیش از رسیدن به کوفه در سرزمین کربلا در محاصره سپاه کوفه قرار گرفت . تسلیم نیرو های یزیدی نشد و سرانجام در روز عاشورا در آن سرزمین مظلومانه و تشنه کام ، همراه فرزندان و اصحابش به شهادت رسید . از آن پس ، کربلا کانون الهام و عاشورا سرچشمه قیام و آزادگی شد و کشته شدن وی ، سبب زنده شدن اسلام و بیدار شدن وجدان های خفته گردید .
2- ابراهیم بن حصین ازدی :
از شهدای کربلا و اصحاب دلاور امام حسین (ع) بود ؛ از جمله کسانی که سید الشهدا (ع) در لحظات تنهایی ، نام برخی از یاران را می برده و صدا می زده است : " و یا ابراهیم بن الحصین ... " . وی بعد از ظهر عاشورا در کنار امام حسین (ع) به شهادت رسید .
3- ابوبکر حسن بن علی :
از شهدای کربلا ، فرزند امام حسن مجتبی (ع) . مادر او ام ولد بود . از مدینه همراه عمویش امام حسین (ع) به کربلا آمد و روز عاشورا پس از شهادت قاسم بن حسن ، خدمت سید الشهدا آمد و اجازه میدان طلبید و به میدان رفت و پس از نبردی دلاورانه به شهادت رسید .
4- ابو ثمامه صائدی :
از یاران سید الشهدا و شهید نماز ، که روز عاشورا به فیض شهادت رسید . وی از چهره های سرشناس شیعه در کوفه و مردی آگاه و شجاع و اسلحه شناس بود . مسلم بن عقیل در ایام بیعت گرفتن از مردم برای نهضت حسینی ، او را مسؤول دریافت اموال و خرید اسلحه قرار داده بود . نامش عمربن عبدالله بود . پیش از شروع درگیری های کربلا خود را از کوفه به کربلا رساند و به امام پیوست .
روز عاشورا ، که یاران امام به تدریج شهید می شدند و از تعدادشان کاسته میشد و این کاهش محسوس بود ابو ثمامه هنگام ظهر خدمت امام آمد و گفت جانم به فدای تو ! چنین می بینم که دشمنان به تو نزدیک شده اند . به خدا قسم تو کشته نخواهی شد مگر اینکه من پیش از تو کشته شوم دوست دارم خدای خود را در حالی ملاقات کنم که این نماز که وقتش نزدیک است بخوانم . امام نگاهی به بالا افکند و فرمود : نماز را به یاد آوردی ، خدا تو را از نمازگزاران ذاکر قرار دهد . آری ، اینک اول وقت نماز است . مهلتی از سپاه دشمن خواستند . آنگاه ابو ثمامه و جمعی دیگر ، با امام حسین (ع) نماز جماعت خواندند . وی جزء آخرین سه نفری بود که از یاران امام تا عصر عاشورا زنده مانده بودند . برخی گفته اند که در اثر جراحت های بسیار بر زمین افتاد ، خویشانش او را به دوش کشیده و از میدان به در بردند و مدتها بعد از دنیا رفت .
5- ابو عمرو نهشلی ( یا : خثعمی ) :
از شهدای کربلا ست که به قولی در حمله اول و به قولی در نبرد تن به تن شهید شد . از شخصیت های کوفه و مردی متهجد و شب زنده دار بود
6- اسلم ترکی :
یکی از شهداي کربلا . وی غلام سیدالشهدا و ترک زبان بود ، تیر انداز و کماندار و قاری قرآن و آشنا به عربی بود . وی دلاورانه جنگید و بر زمین افتاد . امام به بالین او آمد و گریست و چهره بر چهره او نهاد . اسلم چشم گشود و امام حسین (ع) را بر بالین خود دید ، تبسمی کرد و جان داد
7- امیة بن سعد طائی :
از شهدای کربلا به شمار آمده که خود را در کربلا به امام حسین (ع) رساند و روز عاشورا ، به نقلی در حمله اول شهید شد .
8- انس بن حارث کاهلی :
از شهدای کربلاست . وی از اصحاب رسول خدا (ص) ، از طائفه بنی کاهل از بنی اسد بود . پیرمردی سالخورده ، از شیعیان کوفه بود که موقعیتی والا داشت . شبانه خود را به کربلا رساند و روز عاشورا در رکاب امام حسین (ع) به شهادت رسید .
9- بریربن خضیر همدانی :
از شهدای کربلاست . از اصحاب وفادار امام حسین (ع) و از انسان های شایسته و پرهیزگار که زاهد ، قاری قرآن و معلم قرآن و از شجاعان بزرگوار کوفه ، از قبیله همدان بود . وی در سال 60 هجری از کوفه به مکه رفت و به امام حسین (ع) پیوست و همراه او به کوفه آمد . شب عاشورا نیز از کسانی بود که برخاست و در حمایت و جانبازی برای امام ، سخنانی ایراد کرد . روز عاشورا به میدان رفت و خطاب به سپاه عمر سعد خطابه ای ایراد کرد و به نکوهش آنان پرداخت . بریر ، پس از حر به میدان رفت و جنگید تا شهید شد .
10- جابر بن حارث سلمانی :
از شهدای کربلاست . وی از شخصیت های شیعه در کوفه بود . در نهضت مسلم بن عقیل هم شرکت داشت و پس از شکست آن ، همراه گروهی به سوی حسین حرکت کردند و پیش از رسیدن آن حضرت به کربلا ، به او پیوستند .
11- جابر بن حجاج تیمی :
از شهدای عاشورا در حمله نخست است . وی از سوارکاران شجاع کوفه بود که در کربلا از سپاه عمر سعد به سپاه حسین (ع) پیوست . در نهضت مسلم بن عقیل نیز از بیعت کنندگان با وی بود .
12- جبلة بن علی شیبانی :
از شجاعان کوفه که در کربلا در حمله اول روز عاشورا به شهادت رسید . وی در صفین ، در رکاب امیرالمومنین (ع) حضور داشت و در قیام مسلم بن عقیل در کوفه همراه او بود . پس از شهادت مسلم نزد قبیله خود رفت و پنهان شد و انگاه که امام حسین (ع) به کربلا آمد خود را به آن حضرت رساند و در رکابش جنگید و شهید شد .
13- جعفر بن عقیل بن ابی طالب :
فرزند عقیل و عمو زاده سیدالشهدا بود . روز عاشورا در رکاب امام حسین (ع) شهید شد .
14- جعفر بن علی بن ابی طالب :
فرزند امیر المومنین وبرادر ابوالفضل العباس بود که در کربلا شهید شد . هنگام شهادت 19 سال داشت .
15- جنادة بن کعب انصاری :
از شهدای کربلاست . از مکه همراه امام حسین (ع) به کوفه آمد و در روز عاشورا در حمله اول به شهادت رسید . پسرش ( عمر بن جناده ) هم در کربلا شهید شد .
16- جندب بن حجیر خولانی :
از شهدای کربلا در روز عاشور است . وی از چهره های بارز شیعه در کوفه و از یاران علی (ع) بود و قبل از رسیدن سپاه حر به کاروان امام حسین (ع) ، از کوفه بیرون آمد و به کاروان حسینی پیوسته بود . شهادتش را در حمله اول نوشته اند .
17- جون :
غلام سیاه ابوذر غفاری که در کربلا به شهادت رسید . جون بن حوی پس از شهادت مولایش ابوذر به مدینه برگشت و در خدمت اهل بیت در آمد . در سفر کربلا ، از مدینه همراه امام تا مکه و از آنجا به کربلا آمد . چون به اسلحه سازی و اسلحه شناسی آشنا بود ، شب عاشورا هم در کربلا به کار اصلاح سلاحها اشتغال داشت . با آنکه سن او زیاد بود ، ولی روز عاشورا از سید الشهدا (ع) اذن میدان طلبید . امام او را رخصت داد و آزادش کرد . ولی او با اصرار می خواست در روز های شادی و غم و راحتی و رنج از خاندان پیامبر جدا نشود . پس از نبرد وقتی بر زمین افتاد امام خود را بر بالین او رساند و چنین دعا کرد : خدایا ! رویش را سفید و بویش را معطر کن و او را با نیکان محشور گردان .
18- حبیب بن مظاهر :
از شهدای والا قدر کربلا بود . در هر سه جنگ صفین ، نهروان و جمل ، در رکاب علی (ع) شرکت داشت و در نهضت مسلم بن عقیل در کوفه ، از کسانی بود که در راه بیعت گرفتن برای مسلم بن عقیل ، کوشش فراوان می کرد . نیز از سران شیعه در کوفه محسوب می شد که به حسین بن علی (ع) دعوت نامه نوشت . نزد امام حسین موقعیت والایی داشت . در کربلا نیز او را به عنوان فرمانده جناح چپ سپاه خویش تعیین کرد .
حبیب بن مظاهر ، روز عاشورا از اینکه با شهادتش به بهشت خواهد رفت ، خوشحال بود و با بریر بن خضیر مزاح می کرد . شهادت او بر حسین (ع) بسیار سخت بود هنگام شهادتش 75 سال داشت . سر او نیز همراه سرهای شهدا در کوفه گردانده شد .
19 - حجاج بن مسروق جعفی :
از شهدای گرانقدر سید الشهدا (ع) . وی اهل کوفه و از یاران امیر المومنین (ع) بود . وقتی خبر هجرت امام حسین (ع) را از مدینه به مکه شنید خود را به آن حضرت رساند و همراه امام از آنجا به کربلا آمد . همواره ملازم سید الشهدا بود و در پنج وقت ، اذان می گفت . روز عاشورا به میدان رفت و جنگید و غرق خون خود نزد امام برگشت . پس از گفتگویی با سیدالشهدا بار دیگر به میدان رفت و شهید شد .
20- حر بن یزید ریاحی :
شهید والاقدر عاشورا ، حر از خاندان های معروف عراق و از روسای کوفیان بود . به درخواست ابن زیاد ، برای مبارزه با حسین (ع) فراخوانده شد و به سر کردگی هزار سوار برگزیده گشت . در منزل قصر بنی مقاتل یا شراف ، راه را بر امام بست و مانع از حرکت آن حضرت به سوی کوفه شد . کاروان حسینی را همراهی کرد تا به کربلا رسیدند و امام در آنجا فرود آمد . حر وقتی فهمید کار جنگیدن با حسین بن علی (ع) جدی است ، صبح روز عاشورا به بهانه آب دادن به اسب خویش ، از اردوگاه عمر سعد جدا شد به کاروان حسینی پیوست . توبه کنان کنار خیمه های امام آمد و اظهار پشیمانی کرد ، سپس اذن میدان طلبید و پس از نبردی دلیرانه به شهادت رسید . حسین بن علی (ع) بر بالین حر حضور یافت و خطاب به آن شهید فرمود : تو همانگونه که مادرت نامت را حر گذاشته است ، حر و آزاده ای ، آزاد در دنیا و سعادتمند در آخرت !
21- حلاس بن عمر راسبی :
از شهدای کربلاست که در حمله اول در روز عاشورا به شراف شهادت نائل شد .
22- حنظلة بن اسعد شبامی :
از شهدای کربلاست . حنظله از چهره های شیعی در کوفه و زبان آور شجاع و معلم قرآن بود . چون سید الشهدا به کربلا رسید ، وی به آن حضرت پیوست وی جزء شهدایی است که تا اواخر زنده بود و از جان حسین بن علی (ع) در مقابل تیر ها و نیزه های دشمن محافظت می کرد و گاهی هم با سخنانش به سپاه کوفه هشدار میداد و موعظه می کرد .
23- زاهر ، مولی عمرو بن حمق :
از شهدای عاشوراست . وی را از شخصیت های کوفه و مردی سالخورده از قبیله کنده دانسته اند . غلام عمرو بن حمق خزاعی ( از یاران ویژه امیر المومنین ) بود و در حرکت های انقلابی عمرو بن حمق ( که به دست معاویه شهید شد ) همدوش و همراه او و تحت تعقیب معاویه بود . در سال 60 هجری به مکه آمد و به حسین (ع) پیوست و در حمله نخست روز عاشورا به شهادت رسید .
24- زهیر بن قین بجلی :
از شخصیت های برجسته کوفه بود که در روز عاشورا ، افتخار یافت در رکاب حسین بن علی (ع) به شهادت برسد . وی در میدان های جنگ ، دلاوری های بسیاری نشان داده بود . در سال 60 هجری ( که سید الشهدا هم از مکه به قصد کوفه حرکت کرده بود ) از سفر حج بر می گشت و دوست نداشت که با سید الشهدا برخورد کند و هم منزل شود . اما در یکی از منزلگاها به ناچار با فرود آمدن کاروان حسینی همزمان شد . امام کسی را نزد او فرستاد . زهیر نزد امام رفت . همسرش نیز همراه او آمد و به کاروان حسین (ع) پیوستند . شب عاشورا نیز ، از جمله کسانی بود که با نطقی پر شور ، مراتب اخلاص و حمایت جانبازی خویش را نسبت به امام ابراز کرد و گفت : اگر هزار بار هم کشته شوم ، و زنده گردم هرگز دست از یاری پسر پیغمبر برنخواهم داشت . روز عاشورا ، سید الشهدا فرماندهی جناح راست خویش را در میدان به زهیر سپرد . ظهر عاشورا هم او و سعید بن عبدالله جلوی امام ایستادند و سپر تیرها شدند تا امام نماز بخواند . پس از اتمام نماز به میدان رفت و شجاعانه نبرد کرد و با شمشیر از حسین (ع) دفاع کرد و جنگید و کشته شد . امام به بالین او آمد و او را دعا کرد و کشندگانش را نفرین کرد .
25- سالم بن عمرو :
از شهدای کربلاست . وی غلامی از طایفه بنی مدینه بود و در کوفه می زیست و از شیعیان اهل بیت به شمار می آمد سوارکاری نامدار بود . در نهضت حضرت مسلم شرکت داشت . پس از تنها ماندن مسلم بن عقیل او و جمعی دیگر از شیعیان دستگیر شدند ، اما سالم از چنگ دشمن گریخت و پنهان شد . چون شنید امام حسین (ع) به کربلا رسیده است ، خود را به آن حضرت رساند و روز عاشورا در حمله اول شهید شد .
26- سعید بن عبدالله حنفی :
از شهدای والاقدر کربلاست ، که ایمانی راسخ و شجاعتی فراوان داشت و هواداران سر سخت اهل بیت (ع) بود . شب عاشورا وقتی سیدالشهدا (ع) از افراد خواست که از تاریکی شب استفاده کرده و متفرق شوند ، یاران برخواستند و هر یک سخنانی گفتند . از جمله سعید بن عبدالله ایستاد و گفت : نه به خدا قسم ، تو را وا نمی گذاریم . اگر بدانم که کشته می شوم و سپس زنده می شوم ، آنگاه سوزانده می شوم ، و هفتاد بار با من چنین می کنند ، باز هم از تو جدا نمی شوم تا در راه تو فدا شوم . وی از انقلابیون پر شور کوفه به حساب می آمد . در نهضت مسلم بن عقیل هم فعال بود و نامه مسلم را به مکه رساند و از مکه همراه امام به کوفه آمد تا روز عاشورا در مقابل امام حسین (ع) ایستاد تا آن حضرت نمازش را بخواند . او آنقدر تیر خورد که بر زمین افتاد و جان باخت .
27- سلمان بن مضارب بجلی :
از شهدای کربلاست . گفته شده وی پسر عموی زهیر بن قین بوده و همراه او ، پیش از رسیدن به کربلا ، به سپاه حسین بن علی (ع) پیوست و عصر عاشورا شهید شد .
28- سوار بن منعم :
از شهدای حادثه کربلاست . وی پس از رسیدن امام حسین (ع) به کربلا از کوفه آمد و به آن حضرت پیوست .
29- سوید بن عمرو خثعمی :
آخرین کشته کربلاست . وی پس از شهادت امام حسین (ع) شهید شد . یکی از دو مردی بود که همراه امام حسین بودند . او مجروحی افتاده در میدان ، میان زخمیان بود و رمقی در بدن داشت و در آن حال ، چون شنید کوفیان شادی کنان می گویند حسین کشته شد ، به هوش آمد و با چاقو و شمشیری که داشت با همان حالت به جنگ پرداخت و شهید شد .
30- سیف بن حارث بن سریع جابری :
از شهدای جوان کربلاست . وی و پسر عمویش مالک بن عبدالله از کوفه آمده ، در کربلا به امام حسین (ع) پیوستند . روز عاشورا پس از شهادت حنظة بن قیس ، هنگامی که دشمن به خیمه گاه امام حسین نزدیک شده بود ، گریان خدمت امام آمدند و اذن میدان طلبیدند . سپس هردو با هم به میدان رفته ، جنگیدن تا شهید شدند .
31- سیف بن مالک عبدی :
از شهدای کربلاست . از بصره به کوفه آمد و از آنجا به کاروان امام حسین (ع) پیوست ، سپس همراه او به کربلا آمد . عصر عاشورا در نبرد تن به تن به شهادت رسید .
32- شوذب ، مولی شاکر :
از شهدای کربلاست . وی غلام شاکر بن عبدالله همدانی بود و از شیعیان برجسته و از بزرگترین انقلابیون حماسی و مخلص به شمار می آمد که در کربلا ، در کهنسالی به شهادت رسید . از مکه همراه امام شد و به کربلا آمد . شهادت او بعد از ظهر عاشورا بود .
33- ضرغامة بن مالک :
از شهدای کربلاست . وی در کوفه میزیست و از شیعیان امام و بیعت کنندگان با مسلم بن عقیل بود . چون مسلم شهید شد ، همراه سپاه کوفه به کربلا آمد ، اما در آنجا به یاران سید الشهدا (ع) پیوست و عصر عاشورا به شهادت رسید .
34- عابس بن ابی شبیب شاکری :
از شهدای کربلاست . عابس از رجال برجسته شیعه و مردی دلیر ، سخنور ، کوشا و تلاشگر ، شب زنده دار ، از طایفه بنی شاکر بود . از کسانی بود که وقتی مسلم بن عقیل نامه امام حسین (ع) را برای اهل کوفه خواند ، به پا خواست و اعلام هواداری و حمایت کرد و پس از بيعت کوفیان با مسلم بن عقیل بعنوان پیک ، نامه ای از سوی آنان به امام حسین (ع) در مکه رساند . دلاوری های او در کربلا مشهور است . رشادت های وی چنان بود که سپاه کوفه از نبرد تن به تن با وی ناتوان بودند . به دستور عمر سعد ، از اطراف او را سنگباران کردند . او هم زره از تن بیرون آورد و کلاه خود از سر برداشت و لخت شد و با تیغ بر دشمن حمله کرد و یک تنه آنقدر جنگید تا در قلب میدان و محاصره دشمن به شهادت رسید .
35- عامر بن حسان بن شریح طائی :
از اصحاب امام حسین (ع) بود که از مکه همراه آن حضرت آمد و در کربلا در حمله اول به شهادت رسید . وی از شجاعان معروف و شیعیان خالص بود . پدرش نیز در جنگ جمل و صفین ، در رکاب حضرت علی (ع) جنگیده بود .
36- عامر بن مسلم عبدی :
از شهدای کربلا بود . عامر اهل بصره بود ، همراه غلامش سالم از بصره به مکه آمد و به سید الشهدا (ع) پیوست و از آنجا همراه امام تا کربلا آمد و روز عاشورا در حمله اول به شهادت رسید .
37- عباس بن علی (ع) :
فرزند امیر المومنین ، برادر سید الشهدا ، فرمانده و پرچمدار سپاه امام حسین (ع) در روز عاشورا . مادرش فاطمه کلابیه بود که بعدها به ام البنین شهرت یافت . علی (ع) پس از شهادت فاطمه زهرا با ام البنین ازدواج کرد . عباس و 3 پسر دیگر ثمره این ازدواج بود . ولادتش را در 4 شعبان سال 26 هجری در مدینه نوشته اند و بزرگترین فرزند ام البنین بود . و این چهار فرزند رسید همه در کربلا در رکاب امام حسین (ع) به شهادت رسیدند.
آن حضرت ، قامتی رسید ، چهره ایی زیبا و شجاعتی کم نظیر داشت و به خاطر سیمای جذابش او را قمر بنی هاشم می گفتند . در حادثه کربلا ، سمت پرچمدار سپاه حسین (ع) و سقایی خیمه ها اطفال و اهل بیت امام حسین را داشت و در رکاب برادر غیر از تهیه آب ، نگهبانی خیمه ها و امور مربوط به آسایش و امنیت خاندان حسین (ع) نیز بر عهده او بود و تا زنده بود دودمان امامت ، آسایش و امنیت داشتند .
روز عاشورا سه برادر دیگر عباس پیش از او به شهادت رسیدند . وقتی علمدار کربلا از امام حسین (ع) اذن میدان طلبید حضرت از او خواست تا برای کودکان تشنه و خیمه های بی آب آب تهیه کند . ابوالفضل به فرات رفت و مشک آب را پر کرد و در بازگشت به خیمه ها که فرات را در محاصره داشتند در گیر شد و دست هایش قطع گردید و به شهادت رسید . عباس مظهر ایثار و وفاداری و گذشت بود .
وقتی به فرات وارد شد با اینکه تشنه بود ، اما به خاطر تشنگی برادرش آب نخورد . شهادت عباس برای امام حسین بسیار نا گوار و شکننده بود . پیکرش در کنار نهر علقمه ماند و سید الشهدا به سوی خیمه آمد و شهادت او را به اهل بیت خبر داد . هنگام دفن شهدای کربلا نیز ، در همان محل دفن شد . از این رو امروز حرم ابوالفضل (ع) با حرم سید الشهدا فاصله دارد .
38- عبدالرحمن بن عبدالله ارحبی :
از شهدای کربلاست از همراهان مسلم بن عقیل در کوفه بود . مردی بود شجاع ، موجه و محترم و تابعی . در مکه همراه امام شد و به کربلا آمد . گفته اند در حمله نخست به شهادت رسید .
39- عبدالرحمن بن عبد ربه انصاری خزرجی :
از شهدای کربلاست . وی از اصحاب رسول خدا (ص) بود و پس از رحلت آن حضرت نیز از کسانی بود که به امیر المومنین اخلاص داشت و از آن حضرت قرآن آموخته بود . روز تاسوعا با بریر شوخی می کرد . وقتی گفتند الان چه وقت شوخی است ؟ گفت چرا خوشحال نباشم ؟ میان ما و بهشت جز درگیری با این کافران و شهادت فاصله ای نیست .
40 و 41- عبدالرحمن بن عروه غفاری و عبدالله بن عروه غفاری :
عبدالرحمن و برادرش عبدالله که هر دو در کربلا شهید شدند ، از اشراف و شجاعان کوفه بودند و به خاندان پیامبر عشق می ورزیدند . این دو برادر با هم از کوفه به کربلا آمده بودند . هر دو با هم روز عاشورا از سیدالشهدا اذن پیکار گرفتند و با هم به میدان رفتند . در رفتن به میدان نبرد از هم سبقت می جستند . این دو برادر با هم نیز به شهادت رسیدند .
42- عبدالرحمن بن عقیل بن ابی طالب :
از شهدای کربلا و اولاد عقیل است .
43- عبدالله بن حسن بن علی (ع) :
نوجوان 11 ساله ، فرزند امام حسن مجتبی (ع) که در روز عاشورا ، وقتی دید سید الشهدا بر زمین افتاده ، برای دفاع از عمویش به سوی میدان شتافت و در دفاع از عموی مظلومش جنگید و عده ای را کشت و به شهادت رسید . برخی هم نقل کرده اند حرمله ، با شمشیر ، دست او را که در آغوش عمویش حسین قرار گرفته بود قطع نموده همانجا شهیدش کرد .
44 و 45 - عبدالله بن عقیل اكبرو عبدالله بن عقیل اصغرابنا ابی طالب :
از شهدای بنی هاشم در روز عاشورا . عقیل دو پسر داشت که نام هر دو عبدالله بود ، یکی به نام اکبر یاد میشد و دیگری به نام اصغر . هر دو در کربلا با امام حسین (ع) شهید شدند .
46 - عبدالله بن علی بن ابی طالب (ع) :
از شهدای کربلاست وی فرزند امیر المومنین و برادر عباس و مادرش ام البنین بود . هنگام شهادت 25 سال داشت .
47- عبدالله بن عمیر کلبی :
جزء اولین شهدا ست که از جبهه امام حسین به میدان رفت . جوانی دلاور از شیعیان کوفه بود . به کوفه آمده و در نزدیکی بئرالعبد خانه ای گرفت و با همسرش به آنجا منتقل شد . وقتی دید عمر سعد ، نیرو آماده و سازماندهی میکند تا از نخیله به جنگ حسین بن علی (ع) در کربلا برند ، گفت به خدا قسم شیفته جهاد با مشرکان بودم . امیدوارم جنگ با اینان که به نبرد فرزند پیامبر می روند ، نزد خداوند کم ثواب تر از جهاد با مشرکان نباشد . پیش همسر خود رفت و نیت خود را با او در میان گذاشت ، شبانه هر دو از کوفه بیرون رفتند و شب هشتم محرم به یاران امام حسین در کربلا پیوستند . همسر او نیز از شهدای کربلا بود . پس از شهادت عبدالله همسرش خود را به بالین او رسانید و خاک از چهره او می زدود که به دست یکی از غلامان شمر به نام رستم كه با گرزی كه بر سرش آورد کنار شوهرش به شهادت رسید .
48- عبدالله بن مسلم بن عقیل :
از شهدای بنی هاشم در کربلا ، مادرش رقیه دختر علی علیه السلام بود . گفته اند در حالی که دست بر پیشانی نهاده بود تیری آمد و دست و پیشانی را به هم دوخت . برخی او را هنگام شهادت 14 ساله دانسته اند .
49- عثمان بن علی بن ابی طالب (ع) :
یکی از شهدای کربلا . وی برادر عباس است که مادرش ام البنین و پدرش امیرالمومنین است . در روز عاشورا مجروح شد و بر زمین افتاد و یکی از سپاه ابن سعد او را کشت . هنگام شهادت 21 سال داشت .
50- علی اصغر (ع) :
یکی از فرزندان امام حسین (ع) که شیر خوار بود از تشنگی روز عاشورا بی تاب شده بود . امام خطاب به دشمن فرمود : از یاران و فرزندانم کسی جز این کودک نمانده است . نمیبینید که چگونه از تشنگی بی تاب شده است ؟
در حال گفتگو بود که تیری از کمان حرمله آمد و گوش تا گوش حلقوم علی اصغر را درید امام حسین (ع) خون گلوی او را گرفت و به آسمان پاشید . از این کودک با عنوانها شیرخواره ، شش ماهه ، باب الحوائج ، طفل رضیع و ... یاد می شود و قنداقه و گهواره از مفاهیمی است که در ارتباط با او آورده می شود .
51- علی اکبر (ع) :
فرزند بزرگ سید الشهدا و شبیه پیامبر که روز عاشورا فدای دین شد . مادر علی اکبر لیلا دختر ابی مره بود . در کربلا حدود 25 سال داشت . سن او را 18 سال و 20 هم گفته اند . او اولین شهید روز عاشورا از بنی هاشم بود . علی شباهت بسیاری به پیامبر داشت ، هم در خلقت ، هم در اخلاق و هم در گفتار .
علی چندین بار به میدان رفت و رزم های شجاعانه ای با انبوه سپاه دشمن نمود . پیکار سخت او را تشنه تر ساخت . به خیمه آمد . بی آنکه آبی بتواند بنوشد ، با همان تشنگی و جراحت دوباره به میدان رفت و جنگید تا به شهادت رسید . علی اکبر ، نزدیکترین شهیدی است که با حسین (ع) دفن شده است . مدفن او پایین پای ابا عبدالله الحسین (ع) قرار دارد و به این خاطر ضریح امام ، شش گوشه دارد .
52- عمار بن حسان طائی :
از شهدای کربلاست . وی از شیعیان خالص و از شجاعان معروف بود . از مکه همراه امام به کربلا آمد و در پیش روی آن حضرت به شهادت رسید
53- عمرو بن جناده انصاری :
از شهدای نوجوان کربلا که پدرش نیز در رکاب سیدالشهدا (ع) شهید شد . این نوجوان چون خواست به میدان رود امام فرمود : پدر این نوجوان کشته شد ؛ شاید مادرش راضی نباشد که به میدان رود . گفت مادرم دستور داده که به میدان روم و لباس جنگ بر من پوشانده است . او که 9 ساله یا 11 ساله بود ، به میدان رفت و رجز خواند و جنگید تا کشته شد .
54- عمرو بن قرظه انصاری :
از شهدای کربلاست عمرو از کوفه آمد و در کربلا ، روز ششم محرم به سید الشهدا پیوست . روز عاشورا جلوی امام حسین ایستاد و تیر های دشمن را با سینه و پیشانی خود به جان می خرید و این گونه از جان امام محافظت می کرد زخم های زیادی بر پیکرش نشست . به امام خطاب کرد که ای پسر پیامبر ! آیا وفا کردم ؟ حضرت فرمود آری تو پیش از من به بهشت میروی . از من به پیامبر سلام برسان و بگو که من در پی تو می آیم و ... افتاد و شهید شد .
55- عون بن جعفر :
از شهدای کربلاست . پسر جعفر بن ابی طالب ( جعفر طیار ) . عون در زمان امام مجتبی و سپس امام حسین از یاوران آن دو امام بود . همراه همسرش در کربلا حضور داشت . روز عاشورا از سیدالشهدا (ع) اجازه گرفت و به میدان رفت . نبردی دلاورانه کرد و به شهادت رسید هنگام شهادت 56 ساله بود .
56- عون بن عبدالله بن جعفر :
پسر حضرت زینب (س) بود که همراه برادر دیگرش محمد در روز عاشورا در نبرد تن به تن با سپاه کوفه به شهادت رسید . عون و برادرش پس از حرکت امام حسین از مدینه ، در پی کاروان راه افتادند و در منزلگاه ذات عرق خدمت امام رسیدند .
57- عون بن علی بن ابی طالب (ع) :
از شهدای کربلاست اولین کسی بود که پس از شهادت جمع زیادی یاران امام ، از جمع برادرانش داوطلب رفتن به میدان شد . وقتی برای اذن گرفتن آمد ، برادرش امام حسین (ع) فرمود : آیا آماده مرگ شدی ؟ گفت چگونه آماده نشوم ، در حالی که تو را تنها و بی یاور می بینم !
امام دعایش کرد که برو ، خداوند پاداش نیکت دهد . به میدان رفت ، جنگید و مجروح شد . از هر طرف بر سر او ریختند و او را شهید کردند .
58- قاسط بن زهیر تغلبی :
از شهدای حمله نخست در روز عاشورا . پیرمردی از طایفه بنی تغلب بن وائل بود . او و برادرانش چون خبر آمدن حسین به کوفه را شنیدند ، شب عاشورا خود را مخفیانه به کوفه رساندند . هر سه برادر روز عاشورا به شهادت رسیدند .
59- قاسم بن حسن (ع) :
نوجوان شهید عاشورا در رکاب سید الشهدا (ع) فرزند گرامی امام حسن مجتبی (ع) . روز عاشورا سن او به حد بلوغ نرسیده بود . برای میدان رفتن از امام خویش اجازه خواست . ابا عبدالله چون نگاه به او افکند ، وی را در آغوش کشید و گریست ، آنگاه اجازه داد . قاسم خوش سیما بود . سوار بر اسب شد و عازم میدان گشت . در جنگی دلاورانه به شهادت رسید . هنگامی که بر زمین افتاد عمویش ابا عبدالله (ع) خود را بر بالین او رساند ولی او در حال جان دادن بود . پیکر او را آورد و کنار شهدای اهل بیت قرار داد .
60- مالک بن عبدالله جابری :
از شهدای کربلاست ، وی و برادرش سیف بن حارث بن سریع ، در کربلا به حسین بن علی (ع) پیوستند و عصر عاشورا ، در لحظاتی که سپاه کوفه به خیمه گاه امام حسین (ع) نزدیک شده بودند ، اجازه میدان گرفته ، جنگیدند و شهید شدند .
61- مجمع بن عبدالله عائذی :
وی از شهدای کربلا در حمله اول است . در مسیر کوفه در منزلگاه زباله به سید الشهدا (ع) پیوست و در رکاب امام به کربلا آمد .
62- محمد بن عبدالله بن جعفر :
پسر حضرت زینب و عبدالله بن جعفر ، که در روز عاشورا در رکاب سید الشهدا (ع) به شهادت رسید . او برادرش عون پس از خروج امام حسین (ع) از مکه میان راه به او پیوستند و در کربلا در نبرد تن به تن با دشمن در محاصره قرار گرفتند و شهید شدند .
63- مسعود بن حجاج :
از شهدای کربلا . وی و پسرش ( عبدالرحمان بن حجاج ) در حمله اول به شهادت رسیدند .
64- مسلم بن عوسجه اسدی :
اولین شهید عاشورا که در حمله نخست به شهادت رسید . پیر مردی بزرگوار از طائفه بنی اسد و از چهره های درخشان کوفه و هواداران اهل بیت (ع) بود . در نهضت مسلم نقش دریافت پول از هواداران و تهیه سلاح برای نهضت را بر عهده داشت . در کربلا از یاران شجاع و فداکار امام بود . سپاه دشمن چون در نبرد تن به تن یارای جنگیدن با او را نداشتند ، او را سنگباران کردند . چون مسلم به زمین افتاد ، رمقی در تن داشت که حسین بن علی (ع) و حبیب بن مظاهر خود را به او رساندند .
65- مسلم بن کثیر ازدی :
از شهدای کربلا در حادثه عاشورا ، از کسانی بود که به قصد حسین بن علی (ع) از کوفه بیرون آمد و نزدیکی های کربلا به آن حضرت پیوست و روز عاشورا در حمله نخست به شهادت رسید .
66- منجح ، مولی الحسین (ع) :
از شهدای کربلاست ، نامش منجح بن سهم و در زمان امام حسن مجتبی (ع) غلام آن حضرت بود . پس از وی غلام سید الشهدا بود . منجح در روز عاشورا پس از نبردی دلیرانه در رکاب مولایش به شهادت رسید و از شهدای اولیه بود .
67- نافع بن هلال :
از شهدای کربلاست . نافع ، بزرگواری دلاور ، قاری قرآن ، کاتب و از حاملان حدیث و از اصحاب امیرالمومنین (ع) بود و در سه جنگ جمل ، صفین و نهروان در رکاب آن حضرت بود . وی از شخصیت های بارز کوفه به شمار می رفت و پیش از شهادت مسلم بن عقیل مخفیانه از کوفه بیرون آمده به استقبال امام شتافته بود ، سپس همراه امام حسین(ع) به کربلا آمد . در کربلا همراه عباس (ع) در آوردن آب به خیمه ها مشارکت داشت . از جمله کسانی بود که در سخنرانی پر شوری وفاداری خویش را نسبت به سید الشهدا ابراز داشت . نافع نام خود را روی تیر های زهر آگین خود می نوشت و همواره با آنها تیر اندازی می کرد . روز عاشورا وقتی تیرهایش تمام شد ، شمشیر کشید و بر سپاه کوفه تاخت ، کوفیان با سنگ و تیر او را مورد ضربه های خود قرار دادند تا اینکه بازویش شکست او را محاصره کرده و زنده دستگیر کردند شمر او را گرفته نزد عمر سعد برد . سپس به دست شمر به شهادت رسید .
68- نعیم بن عجلان انصاری :
از شهدای کربلاست . نعیم از طایفه خزرج بود و دو برادرش از یاران حضرت علی (ع) و از مدافعان آن حضرت در جنگ صفین بودند . او از کوفه حرکت کرد و در کربلا خود را به امام حسین (ع) رساند و در روز عاشورا در حمله نخست شهید شد .
69 - وهب بن عبدالله کلبی :
از شهدای کربلاست ، مادر و همسرش نیز در کربلا بودند و به شهادت رسیدند . وهب که اهل کوفه بود ، در کربلا در رکاب امام حسین (ع) حضور داشت . روز عاشورا پس از حر و بریر به میدان رفت . مادرش مشوق او در رفتن به میدان بود . وقتی پس از مقداری جنگ ، نزد مادر برگشت که : آیا راضی شدی ؟ گفت وقتی راضی میشوم که در رکاب امام حسین (ع) به شهادت برسی . دوباره رفت و جنگید ، همسرش هم رفت و چوبی بر گرفت و به میدان رفت . وهب آنقدر جنگید تا شهید شد .
70- هفهاف بن منهد راسبی :
از شهدای کربلاست . مردی دلیر و تکسوار از شیعیان بصره و از یاران علی (ع) که وقتی خبر حرکت امام را به سوی کوفه شنید از بصره به سوی کربلا حرکت کرد . وقتی رسید که حادثه پایان یافته و با تیغ بر افراد سپاه عمر سعد حمله کرد . عده ای را کشت و خود به شهادت رسید .
71- یزیدبن ثبیط ( ثبیت ) عبدی :
از شهدای کربلاست . وی ده پسر داشت . پس از دریافت نامه سید الشهدا (ع) که خطاب به اهل بصره نوشته بود همراه دو پسرش عبدالله و عبیدالله از بصره خارج آمدند و به علت بسته بودن راه ها با پیمودن بیراهه ها در مکه خود را به امام حسین (ع) رسانده ، به کاروان او پیوستند . روز عاشورا پسرانش در حمله اول و خودش در مبارزه تن به تن به شهادت رسیدند .
72- یزید بن مغفل جعفی :
از شجاعان هنرمند و شاعر شیعه که در کربلا به شهادت رسید . وی در مکه به کاروان حسینی پیوست و با آن حضرت به کربلا آمد و روز عاشورا در پیکار تن به تن با کوفیان ، پس از کشتن عده ای زیادی به شهادت رسید .
http://alimalaeke.blogfa.com/post-425.aspx
000000000000000000000000000000000
بين الحرمين الشريفين
0000000000000000000
ازدربهاي شرقی حرم مطهرامام حسین علیه السلام كه خارج شدي وارد بین الحرمین می شوي بین الحرمین میدان جنگ بوده و نزدیک حرم اباالفضل العباس علیه السلام محل استقرارسپاهیان یزید لعنة الله علیه بوده است ازبین الحرمین عبور کرده وارد حرم قمر بنی هاشم علمدار کربلا سقای حرم اباالفضل العباس علیه السلام می شوي فاصله بین دو بارگاه حدود 270 متراست که دو طرف آن چمن کاری است (دربين الحرمين احساس ميكني كه بين صفاومروه راطي ميكني)
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
زيارت حضرت ابالفضل العباس عليه السلام
000000000000000000000000000000000000
شيخ اجل جعفر بن قولويه قمى به سند معتبر از ابو حمزه ثمالى روايت كرده كه حضرت امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: چون اراده نمايى كه زيارت كنى قبر عباس بن على عليهما السلام را و آن بر كنار فرات محاذى حاير است مىايستى بر در روضه و مىگويى :
سَلامُ اللَّهِ وَ سَلامُ مَلائِكَتِهِ الْمُقَرَّبِينَ وَ أَنْبِيَائِهِ الْمُرْسَلِينَ وَ عِبَادِهِ الصَّالِحِينَ وَ جَمِيعِ الشُّهَدَاءِ وَ الصِّدِّيقِينَ الزَّاكِيَاتُ الطَّيِّبَاتُ فِيمَا تَغْتَدِى وَ تَرُوحُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ أَشْهَدُ لَكَ بِالتَّسْلِيمِ وَ التَّصْدِيقِ وَ الْوَفَاءِ وَ النَّصِيحَةِ لِخَلَفِ النَّبِىِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ الْمُرْسَلِ وَ السِّبْطِ الْمُنْتَجَبِ وَ الدَّلِيلِ الْعَالِمِ وَ الْوَصِىِّ الْمُبَلِّغِ وَ الْمَظْلُومِ الْمُهْتَضَمِ فَجَزَاكَ اللَّهُ عَنْ رَسُولِهِ وَ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ عَنِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ أَفْضَلَ الْجَزَاءِ بِمَا صَبَرْتَ وَ احْتَسَبْتَ وَ أَعَنْتَ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ جَهِلَ حَقَّكَ وَ اسْتَخَفَّ بِحُرْمَتِكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ حَالَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ مَاءِ الْفُرَاتِ أَشْهَدُ أَنَّكَ قُتِلْتَ مَظْلُوما وَ أَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ لَكُمْ مَا وَعَدَكُمْ جِئْتُكَ يَا ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَافِدا إِلَيْكُمْ وَ قَلْبِى مُسَلِّمٌ لَكُمْ وَ تَابِعٌ وَ أَنَا لَكُمْ تَابِعٌ وَ نُصْرَتِى لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ وَ هُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لا مَعَ عَدُوِّكُمْ إِنِّى بِكُمْ وَ بِإِيَابِكُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ بِمَنْ خَالَفَكُمْ وَ قَتَلَكُمْ مِنَ الْكَافِرِينَ قَتَلَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْكُمْ بِالْأَيْدِى وَ الْأَلْسُنِ .
پس داخل روضه شو و خود را به ضريح بچسبان و بگو :
السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِيعُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ سَلَّمَ السَّلامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ وَ مَغْفِرَتُهُ وَ رِضْوَانُهُ وَ عَلَى رُوحِكَ وَ بَدَنِكَ أَشْهَدُ وَ أُشْهِدُ اللَّهَ أَنَّكَ مَضَيْتَ عَلَى مَا مَضَى بِهِ الْبَدْرِيُّونَ وَ الْمُجَاهِدُونَ فِى سَبِيلِ اللَّهِ الْمُنَاصِحُونَ لَهُ فِى جِهَادِ أَعْدَائِهِ الْمُبَالِغُونَ فِى نُصْرَةِ أَوْلِيَائِهِ الذَّابُّونَ عَنْ أَحِبَّائِهِ فَجَزَاكَ اللَّهُ أَفْضَلَ الْجَزَاءِ وَ أَكْثَرَ الْجَزَاءِ وَ أَوْفَرَ الْجَزَاءِ وَ أَوْفَى جَزَاءِ أَحَدٍ مِمَّنْ وَفَى بِبَيْعَتِهِ وَ اسْتَجَابَ لَهُ دَعْوَتَهُ وَ أَطَاعَ وُلاةَ أَمْرِهِ أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ بَالَغْتَ فِى النَّصِيحَةِ وَ أَعْطَيْتَ غَايَةَ الْمَجْهُودِ فَبَعَثَكَ اللَّهُ فِى الشُّهَدَاءِ وَ جَعَلَ رُوحَكَ مَعَ أَرْوَاحِ السُّعَدَاءِ وَ أَعْطَاكَ مِنْ جِنَانِهِ أَفْسَحَهَا مَنْزِلا وَ أَفْضَلَهَا غُرَفا وَ رَفَعَ ذِكْرَكَ فِى عِلِّيِّينَ وَ حَشَرَكَ مَعَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقا أَشْهَدُ أَنَّكَ لَمْ تَهِنْ وَ لَمْ تَنْكُلْ وَ أَنَّكَ مَضَيْتَ عَلَى بَصِيرَةٍ مِنْ أَمْرِكَ مُقْتَدِيا بِالصَّالِحِينَ وَ مُتَّبِعا لِلنَّبِيِّينَ فَجَمَعَ اللَّهُ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ رَسُولِهِ وَ أَوْلِيَائِهِ فِى مَنَازِلِ الْمُخْبِتِينَ فَإِنَّهُ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ .
خوب است اين زيارت را پشت سر قبر رو به قبله بخوانى چنانكه شيخ در تهذيب فرموده ثم ادخل فانكب على القبر و قل و أنت مستقبل القبلة السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ و نيز بدان كه زيارت جناب عباس موافق روايت مذكور همين بود كه ذكر شد لكن سيد بن طاوس و شيخ مفيد و ديگران بعد از اين فرمودهاند :
پس برو بسمت بالا سر و دو ركعت نماز كن و بعد از آن آنچه خواهى نماز كن و بخوان خدا را بسيار و بگو در عقب نماز :
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لا تَدَعْ لِى فِى هَذَا الْمَكَانِ الْمُكَرَّمِ وَ الْمَشْهَدِ الْمُعَظَّمِ ذَنْبا إِلا غَفَرْتَهُ وَ لا هَمّا إِلا فَرَّجْتَهُ وَ لا مَرَضا إِلا شَفَيْتَهُ وَ لا عَيْبا إِلا سَتَرْتَهُ وَ لا رِزْقا إِلا بَسَطْتَهُ وَ لا خَوْفا إِلا آمَنْتَهُ وَ لا شَمْلا إِلا جَمَعْتَهُ وَ لا غَائِبا إِلا حَفِظْتَهُ وَ أَدْنَيْتَهُ وَ لا حَاجَةً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ لَكَ فِيهَا رِضًى وَ لِى فِيهَا صَلاحٌ إِلا قَضَيْتَهَا يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .
پس برگرد بسوى ضريح و نزد پاها بايست و بگو :
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا الْفَضْلِ الْعَبَّاسَ ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيِّينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَوَّلِ الْقَوْمِ إِسْلاما وَ أَقْدَمِهِمْ إِيمَانا وَ أَقْوَمِهِمْ بِدِينِ اللَّهِ وَ أَحْوَطِهِمْ عَلَى الْإِسْلامِ أَشْهَدُ لَقَدْ نَصَحْتَ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَخِيكَ فَنِعْمَ الْأَخُ الْمُوَاسِى فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً ظَلَمَتْكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً اسْتَحَلَّتْ مِنْكَ الْمَحَارِمَ وَ انْتَهَكَتْ حُرْمَةَ الْإِسْلامِ فَنِعْمَ الصَّابِرُ الْمُجَاهِدُ الْمُحَامِى النَّاصِرُ وَ الْأَخُ الدَّافِعُ عَنْ أَخِيهِ الْمُجِيبُ إِلَى طَاعَةِ رَبِّهِ الرَّاغِبُ فِيمَا زَهِدَ فِيهِ غَيْرُهُ مِنَ الثَّوَابِ الْجَزِيلِ وَ الثَّنَاءِ الْجَمِيلِ وَ أَلْحَقَكَ اللَّهُ بِدَرَجَةِ آبَائِكَ فِى جَنَّاتِ النَّعِيمِ اللَّهُمَّ إِنِّى تَعَرَّضْتُ لِزِيَارَةِ أَوْلِيَائِكَ رَغْبَةً فِى ثَوَابِكَ وَ رَجَاءً لِمَغْفِرَتِكَ وَ جَزِيلِ إِحْسَانِكَ فَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ وَ أَنْ تَجْعَلَ رِزْقِى بِهِمْ دَارّا وَ عَيْشِى بِهِمْ قَارّا وَ زِيَارَتِى بِهِمْ مَقْبُولَةً وَ حَيَاتِى بِهِمْ طَيِّبَةً وَ أَدْرِجْنِى إِدْرَاجَ الْمُكْرَمِينَ وَ اجْعَلْنِى مِمَّنْ يَنْقَلِبُ مِنْ زِيَارَةِ مَشَاهِدِ أَحِبَّائِكَ مُفْلِحا مُنْجِحا قَدِ اسْتَوْجَبَ غُفْرَانَ الذُّنُوبِ وَ سَتْرَ الْعُيُوبِ وَ كَشْفَ الْكُرُوبِ إِنَّكَ أَهْلُ التَّقْوَى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ .
و چون خواهى وداع كنى آن حضرت را پس برو به نزد قبر شريف و بگو اين را كه در روايت ابو حمزه ثمالى است و علما نيز ذكر كرده اند :
أَسْتَوْدِعُكَ اللَّهَ وَ أَسْتَرْعِيكَ وَ أَقْرَأُ عَلَيْكَ السَّلامَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ بِكِتَابِهِ وَ بِمَا جَاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ اللَّهُمَّ فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ اللَّهُمَّ لا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيَارَتِى قَبْرَ ابْنِ أَخِى رَسُولِكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ ارْزُقْنِى زِيَارَتَهُ أَبَدا مَا أَبْقَيْتَنِى وَ احْشُرْنِى مَعَهُ وَ مَعَ آبَائِهِ فِى الْجِنَانِ وَ عَرِّفْ بَيْنِى وَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ رَسُولِكَ وَ أَوْلِيَائِكَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَوَفَّنِى عَلَى الْإِيمَانِ بِكَ وَ التَّصْدِيقِ بِرَسُولِكَ وَ الْوِلايَةِ لِعَلِىِّ بْنِ أَبِى طَالِبٍ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ عَلَيْهِمُ السَّلامُ وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ عَدُوِّهِمْ فَإِنِّى قَدْ رَضِيتُ يَا رَبِّى بِذَلِكَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ .
پس دعا كن از براى خود و از براى پدر و مادر و مؤمنين و مسلمين و اختيار كن از دعاها هر دعايى كه مىخواهى
روايت شده (در خبرى از حضرت سيد سجاد عليه السلام آنچه حاصلش آن است كه فرمودند: خدا رحمت كند عباس را كه ايثار كرد بر خود برادر خود را و جان خود را فداى آن حضرت نمود تا آنكه در يارى او دو دستش را قطع كردند و حق تعالى در عوض دو دست او دو بال به او عنايت فرمود كه با آن دو بال با فرشتگان در بهشت مانند جعفر بن ابى طالب پرواز مىكند و از براى عباس عليه السلام در نزد خداوند منزلتى است در روز قيامت كه مغبوط جميع شهدا است و جميع شهدا را آرزوى مقام او است) و نقل شده كه حضرت عباس عليه السلام در وقت شهادت سى و چهار ساله بود و آنكه ام البنين مادر عباس عليه السلام در ماتم او و برادران اعيانى او (عبدالله و جعفروعثمان) بيرون مدينه در بقيع مىشد و در ماتم ايشان چنان ندبه و گريه مىكرد كه هر كه از آنجا مىگذشت گريان مىگشت گريستن دوستان عجبى نيست مروان بن الحكم كه بزرگتر دشمنى بود خاندان نبوت را چون بر ام البنين عبور مىكرد از اثر گريه او گريه مىكرد و اين اشعار از ام البنين در مرثيه حضرت ابو الفضل عليه السلام و ديگر پسرانش نقل شده (يَا مَنْ رَأَى الْعَبَّاسَ كَرَّ عَلَى جَمَاهِيرِ النَّقَدِ*وَ وَرَاهُ مِنْ أَبْنَاءِ حَيْدَرَ كُلُّ لَيْثٍ ذِى*لَبَدٍ أُنْبِئْتُ أَنَّ ابْنِى أُصِيبَ بِرَأْسِهِ مَقْطُوعَ يَدٍ*وَيْلِى عَلَى شِبْلِى أَمَالَ بِرَأْسِهِ ضَرْبُ الْعَمَدِ*لَوْ كَانَ سَيْفُكَ فِى يَدِيْكَ لَمَا دَنَا مِنْهُ أَحَدٌ*) وَ لَهَا أَيْضا (لا تَدْعُوِنِّى وَيْكِ أُمَّ الْبَنِينَ *تُذَكِّرِينِى بِلِيُوثِ الْعَرِينِ*كَانَتْ بَنُونَ لِى أُدْعَى بِهِمْ*وَ الْيَوْمَ أَصْبَحْتُ وَ لا مِنْ بَنِينَ*أَرْبَعَةٌ مِثْلُ نُسُورِ الرُّبَى*قَدْ وَاصَلُوا الْمَوْتَ بِقَطْعِ الْوَتِينِ*تَنَازَعَ الْخِرْصَانُ أَشْلاءَهُمْ*فَكُلُّهُمْ أَمْسَى صَرِيعا طَعِينَ*يَا لَيْتَ شِعْرِى أَ كَمَا أَخْبَرُوا*بِأَنَّ عَبَّاسا قَطِيعُ الْيَمِينِ)
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
حربن يزيدرياحي عليه الرحمه
0000000000000000000000000
حرّبن يزيدريا حي را درشهرک حرکه از پنج کیلومتری جاده کربلا– با بل جدا می شود و حدود پنج کیلومترد یگرهم می رود زیا رت می کنی و می گوئی :
اَلّسلَامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْعَبْدُ الصّالِحُ اَلسّلَامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْمُجَاهِـدُ النَّاصِحُ اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مَنْ وَفَی بِالسَّعَادَةِ الرّابِحَةِ اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مَنْ نَکَثَ بَیْعَةَ یَزِیدَ وَفَـدَی بِرُوحِهِ لِلْحُسَیْنِ الشَّهِیدِ اَلسَّلَامَ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْبَطَلُ الصِّنْدِیدِ اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْفَارِسُ الشُّجَاعُ اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْبَطَلُ الْمَنَّاعُ اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مَنْ تَرَکَ الطُّغْیَانَ وَاَطَاعَ الْواحِدَ الدَّیَّانَ وَدَخَلَ فِی طَاعَةِ الرَّحْمَنِ وَفَـدَی بِرُوحِهِ لِلْحُسَیْنِ الشَّهِیدِ الْغَرِیبِ الْعَطْشَانِ وَ صَالَ عَلَی الْعُدْوانِ وَهَـوَی صَرِیعاً عَلَی التِّربَانِ وَحَظَی بِالْخُلْدِ وَالْجَنَانِ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکَاتُهُ اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مَنْ فَدَی بِنَفْسِهِ لِابْنِ الرَّسُولِ اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ يَامُجَاهِـدًا دُونَ ابْنِ الْبَتُولِ اَلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَامَنْ ثَبَتَ لِلطَّعْنِ وَضَرْبِ السُّيُوفِ اَلسَّلَامُ عَلَيْكَ وَعَلَی وَلَدِکَ الْمَقْـتُولِ اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ یَامَنْ بَکَاهُ الْحُسَیْنُ عَلَیْهِ السَّلَامُ وَقَالَ مَا اَخْطَأَتْ اَمُّکَ اِذْسَمَّتْکَ الْحُرُّفَاَنْتَ حُرٌّفِی الدُّنْیَا وَسَعِیدٌ فِی الْأخِرَةِ فَیَا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَکَ فَاَفُوزَ مَعَکَ کَمَا فُـزْتَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَاَصْحَابِ الْحُسَیْنِ وَالسَّلَامُ عَلَیْکَ یَا حُرَّبْنَ یَزِیْدِ الرِّیَاحِی وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکَاتُهُ .
00000000
تـلّ زينبيه
00000000
درتل زينبيه اين زيارت را كه درتابلوروي ديوار است ميخواني
اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يابِنْتَ سُلْطانِ الْاَنْبِياءِ (صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ) اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يابِنْتَ مَنْ عُرِجَ بِهِ اِلَي السَّماءِ اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ اَمِيرالْمُؤْمِنِينَ سَيِّدِالْاَوْصِياءِ عَلَيْهِ السِّلامُ اَلسِّلامُ عَلَيْكِ يابِنْتَ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَيِّدَةِ النِّساءِ اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا اُخْتَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ اَلسَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَاالَواقِفَةُ فِي هذاالْمَكانِ الشَّرِيفِ وَ النّاظِرَةُ جَسَدَ سَيِّدِالشُّهَداءِ وَ الْمُخاطِبَةُ جَدَّكِ سَيِّدِالْاَنْبِياءِ بِهذَاالنِّداءِ صَلّي عَلَيْكَ مَليكُ السَّماءِ هذاحُسَيْنٌ بِالعَراءِ مَسْلوبُ الْعِمامَةِ وَ الرِّداءِ مُقَطَّعُ الْاَعْضاءِ حَتّي بَكي لِبُكائِكِ اَهْلُ الْاَرْضِ وَ السَّماءِ اَلسَّلامُ عَلي مَنْ تَكَفَّلَتِ الْاَطْفالَ وَ النِّساءَ في عَصْرِيَوْمِ عاشُوراءَ اَلسَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَا الصّابِرَةُ الْمُحْتَسِبَةُ الْحَوراءِ زَيْنَبُ الْكُبْري بِنْتِ اَميرِالْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكاتُهُ .
0000000000000000000000000000000
مقام صاحب الزمان عج كنارنهرعلقمه
00000000000000000000000000000000
درمقام صاحب الزمان عج نزديك كنارنهرعلقمه اين دعارا كه درتابلو نوشته شده بخوان:
السَّلامُ عَلَى الْحَقِّ الْجَدِيدِ وَ الْعَالِمِ الَّذِى عِلْمُهُ لا يَبِيدُ السَّلامُ عَلَى مُحْيِى الْمُؤْمِنِينَ وَ مُبِيرِ الْكَافِرِينَ السَّلامُ عَلَى مَهْدِىِّ الْأُمَمِ وَ جَامِعِ الْكَلِمِ السَّلامُ عَلَى خَلَفِ السَّلَفِ وَ صَاحِبِ الشَّرَفِ السَّلامُ عَلَى حُجَّةِ الْمَعْبُودِ وَ كَلِمَةِ الْمَحْمُودِ السَّلامُ عَلَى مُعِزِّ الْأَوْلِيَاءِ وَ مُذِلِّ الْأَعْدَاءِ السَّلامُ عَلَى وَارِثِ الْأَنْبِيَاءِ وَ خَاتِمِ الْأَوْصِيَاءِ السَّلامُ عَلَى الْقَائِمِ الْمُنْتَظَرِ وَ الْعَدْلِ الْمُشْتَهَرِ السَّلامُ عَلَى السَّيْفِ الشَّاهِرِ وَ الْقَمَرِ الزَّاهِرِ السَّلامُ عَلَى شَمْسِ الظَّلامِ وَ بَدْرِ التَّمَامِ السَّلامُ عَلَى رَبِيعِ الْأَنَامِ وَ نَضْرَةِ الْأَيَّامِ السَّلامُ عَلَى صَاحِبِ الصَّمْصَامِ وَ فَلاقِ الْهَامِ السَّلامُ عَلَى الدِّينِ الْمَأْثُورِ وَ الْكِتَابِ الْمَسْطُورِ السَّلامُ عَلَى بَقِيَّةِ اللَّهِ فِى بِلادِهِ وَ حُجَّتِهِ عَلَى عِبَادِهِ الْمُنْتَهِى إِلَيْهِ مَوَارِيثُ الْأَنْبِيَاءِ وَ لَدَيْهِ مَوْجُودٌ آثَارُ الْأَصْفِيَاءِ الْمُؤْتَمَنِ عَلَى السِّرِّ وَ الْوَلِىِّ لِلْأَمْرِ السَّلامُ عَلَى الْمَهْدِىِّ الَّذِى وَعَدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الْأُمَمَ أَنْ يَجْمَعَ بِهِ الْكَلِمَ وَ يَلُمَّ بِهِ الشَّعَثَ وَ يَمْلَأَ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطا وَ عَدْلا وَ يُمَكِّنَ لَهُ وَ يُنْجِزَ بِهِ وَعْدَ الْمُؤْمِنِينَ أَشْهَدُ يَا مَوْلاىَ أَنَّكَ وَ الْأَئِمَّةَ مِنْ آبَائِكَ أَئِمَّتِى وَ مَوَالِىَّ فِى الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ أَسْأَلُكَ يَا مَوْلاىَ أَنْ تَسْأَلَ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِى صَلاحِ شَأْنِى وَ قَضَاءِ حَوَائِجِى وَ غُفْرَانِ ذُنُوبِى وَ الْأَخْذِ بِيَدِى فِى دِينِى وَ دُنْيَاىَ وَ آخِرَتِى لِى وَ لِإِخْوَانِى وَ أَخَوَاتِىَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ كَافَّةً إِنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ .
پس بجا آور نماز زيارت را كه دوازده ركعت است، بعد از هر دو ركعت سلام دهد و تسبيح زهرا عليها السلام بگويد و هديه كند بسوى آن حضرت و چون از نماز زيارت فارغ شدى بگو :
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى حُجَّتِكَ فِى أَرْضِكَ وَ خَلِيفَتِكَ فِى بِلادِكَ الدَّاعِى إِلَى سَبِيلِكَ وَ الْقَائِمِ (بِقِسْطِكَ وَ الْفَائِزِ بِأَمْرِكَ وَلِىِّ الْمُؤْمِنِينَ وَ مُبِيرِ الْكَافِرِينَ وَ مُجَلِّى الظُّلْمَةِ وَ مُنِيرِ الْحَقِ) وَ الصَّادِعِ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ الصِّدْقِ وَ كَلِمَتِكَ وَ عَيْبَتِكَ وَ عَيْنِكَ فِى أَرْضِكَ الْمُتَرَقِّبِ الْخَائِفِ الْوَلِىِّ النَّاصِحِ سَفِينَةِ النَّجَاةِ وَ عَلَمِ الْهُدَى وَ نُورِ أَبْصَارِ الْوَرَى وَ خَيْرِ مَنْ تَقَمَّصَ وَ ارْتَدَى وَ الْوِتْرِ الْمَوْتُورِ وَ مُفَرِّجِ الْكَرْبِ وَ مُزِيلِ الْهَمِّ وَ كَاشِفِ الْبَلْوَى صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ الْأَئِمَّةِ الْهَادِينَ وَ الْقَادَةِ الْمَيَامِينِ مَا طَلَعَتْ كَوَاكِبُ الْأَسْحَارِ وَ أَوْرَقَتِ الْأَشْجَارُ وَ أَيْنَعَتِ الْأَثْمَارُ وَ اخْتَلَفَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ وَ غَرَّدَتِ الْأَطْيَارُ اللَّهُمَّ انْفَعْنَا بِحُبِّهِ وَ احْشُرْنَا فِى زُمْرَتِهِ وَ تَحْتَ لِوَائِهِ إِلَهَ الْحَقِّ آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ .
000000000000000000000000000000000000000
مقام امام صادق عليه السلام نزديك نهرعلقمه
000000000000000000000000000000000000000
درمقام امام صادق عليه السلام نزديك نهرعلقمه بعدازمقام صاحب الزمان عج اين دعارا كه درتابلو نوشته شده بخوان:
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْاِمامُ الصّادِقُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْوَصِيُّ النّاطِقُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْفاتِقُ الرّاتِقُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا السَّنامُ الْاَعْظَمُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الصِّراطُ الْاَقْوَمُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يامِصْباحَ الظُّلُماتِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يادافِعَ الْمُعْضَلاتِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مِفْتاحَ الْخَيْراتِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَعْدِنَ الْبَرَكاتِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ ياصاحِبَ الْحُجَجِ وَ الدَّلالاتِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ ياصاحِبَ الْبَراهينِ الْواضِحاتِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ ياناصِرَدينِ اللهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ ياناشِرَحُكْمِ اللهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يامَلاذَ الْخائِفينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يازَعيمَ الصّالِحينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا كَهْفَ الْمُؤمِنينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا هادِيَ الْمُضِلِّينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا سَكَنَ الطّائِعينَ اَشْهَدُ يامَوْلايَ اَنَّكَ عَلَمُ الْهُدي وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقي وَ شَمْسُ الضُّحي وَ بَحْرُالنَّدي وَ كَهْفُ الْوَري وَ الْمَثَلُ الْاَعْلي صَلَّي اللهُ عَلي رُوحِكَ الطّاهِرِ وَ بَدَنِكَ الزَّكِيِّ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا صادِقَ الْقَوْلِ الْبارِّالْاَمينِ يا سَيِّدي وَ ابْنَ سَيِّدي يا جَعْفَرٍالصّادِقِ وَ عَلي جَدِّكَ الْحُسَيْنِ وَ آبائِكَ وَ اَبِنائِكَ الطّيِّبِينَ الطّاهِرِينَ وَ رَحْمَةُ اللِه وَ بَرَكاتُهُ.
00000000000000000000000000000
طفلان مسلم عليهماالسلام
00000000000000000000000000000
طفلان مسلم محمدوابراهيم را نزديك شهرمصيب زيارت ميكنيم با اين زيارت كه روي تابلو حرم نوشته شده
بسم اللَّه الرحمن الرحيم
اَلسَّلامُ عَلَيكُما يا قرّةَ عَيْنِ رَسُولِ اللَّه، اَلسَّلامُ عَلَيكُما يا فَلْذَتَى كَبَدِ ابْنِ عَمِّ رَسُولِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيكُما يا ناصِرَىْ سِبْطِ رَسُولِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيكُما أيهَِا السّابِقانِ فِى الشَّهادَةِ مِنْ ذى رَحِمِ رَسُولِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيكُما أَيُّهَا الشَّهيدانِ فى نُصْرَةِ دينِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيكُما أَيُّهَا الْمَظْلُومانِ الْقَتيلانِ بِأَرْضِ كَرْبَلاءِ، اَلسَّلامُ عَلَيكُما أَيُّهَا الْمَظْلُومانِ الْقَتيلانِ بِأَيْدِى الْأَشْقِياءِ اَلسَّلامُ عَلَيكُما أَيُّهِا الْمُخْلِفانِ مِنْ مُسْلِمِ بْنِ عَقِيلِ الْقَتِيلِ، اَلسَّلامُ عَلَيكُما أَيُّهِا الذَّبِيحانِ مِنْ نَسْلِ إِسْماعِيلٍ، اَلسَّلامُ عَلَيكُما أَيُّهَا الْحَيّانِ الْمَرْزُوقانِ عِنْدَ رَبِّكُمَا الْجَليلِ، اَشْهَدُ اَنّكُما جاهَدْتُما فِى نُصْرَةِ دينِ اللَّهِ وَ حِمايَةِ عِتْرَةْ رَسُولِ اللَّهْ حَقَّ الْجِهادِ، فَجَزاكُمَا اللَّهُ عَنْ نَبِيِّهِ وَ عَنِ الْإِسْلامِ وَ أَهْلِهِ، أَفْضَلَ جَزاءِ الشُّهَداءِ، وَ أنْمى حُظُوظَ السُّعَداءِ وَ اَرْفَعَ دَرَجاتِ الْأَتْقِياءِ، وَ أَلْحَقَكُمَا اللَّهُ وَ اِيّانا بِحَقِّ آبائِكُمَا الشُّرَفاءِ مِنَ الْأَنْبِياءِ وَ الْأَوْصِياءِ، وَ الشُّهَداءِ وَ الصُّلَحاءِ وَ حَسُنَ اُولائِكَ رَفِيقًا وَ لا خَيَّبَنَا اللَّهَ مِنْ هذِهِ السَّعادَةِ، وَ شَفاعَةِ هؤُلاءِ الشُّفَعاءِ، وَ رَزَقَنَا اللَّهُ زِيارَةَ الْاَئِمَّةِ الطَّيِّبِينَ الطّاهِرِينَالْمَعْصُومِينَ، وَ لاسِيُّمَا الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامِ بْنِ عَلِىٍّ الشَّهِيدِ الْمَظْلُومِ بِكَرْبَلاءٍ، آمين آمين يا رَبَّ الْأَرْضِ وَ السَّماءِ، اَلسَّلامُ عَلَيكُما يا مُحَمَّدَ وَ يا اِبْراهيمَ وَلَدَىْ مُسْلِمِ بْنَ عَقِيلِ بْنِ أَبى طالبٍعَلَيْهِ السَّلامُ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ .
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
فضيلت و آداب تربت مقدسه امام حسين عليه السلام
0000000000000000000000000000000000000000000000
چون خواستي ازكربلا خارج شوي وبسوي وطن مالوف بازگردي تُحَف وهدايا براي اهل وعيال خريداري كن كه مستحب است ازجمله تُحَفِي كه مرسوم است ازكربلانهيه ميكنند تربت مقدس امام حسين عليه السّلام است
بدان كه روايات بسيار وارد شده كه در تربت آن حضرت شفاى هر درد و مرض است مگر مرگ و امان است از بلاها و باعث ايمنى از هر خوف و بيم است و اخبار در اين باب متواتر است و معجزاتى كه به سبب اين تربت مقدسه ظاهر گرديده است زياده از آن است كه ذكر شود
در كتاب فوايد الرضويه كه در تراجم علماى اماميه است در احوال سيد محدث متبحر آقا سيد نعمت الله جزايرى رحمة الله عليه نوشتم كه آن سيد جليل در تحصيل علم زحمت بسيار كشيده و سختى و رنج بسيار برده و در اوايل تحصيل چون قادر نبوده بر چراغ به روشنى ماه مطالعه مىنموده لاجرم از كثرت مطالعه در ماهتاب و بسيار چيز نوشتن و مطالعه كردن چشمانش ضعف پيدا كرده بود پس به جهت روشنى چشم خود به تربت مقدسه حضرت سيد الشهداء عليه السلام و تراب مراقد شريفه ائمه عراق عليهم السلام اكتحال مىكرد و به بركت آن تربتها چشمش روشن مىگشت و نيز نگاشتم كه مبادا اهالى عصر ما به واسطه معاشرت با كفار و ملاحده اين مطلب را استعجاب نمايند همانا كمال الدين دميرى در حيات الحيوان نقل كرده كه افعى هر گاه هزار سال عمر كرد چشمانش كور مىشود حق تعالى او را ملهم فرموده كه براى رفع كورى خود چشم خود را به رازيانج تر بمالد لاجرم با چشم كور از بيابان قصد مىكند بساتين و جاهايى را كه رازيانج در آنجا باشد و اگر چه مسافتى طويل در بين باشد پس خود را مىرساند به آن گياه و چشم خود را بر آن مىمالد روشنى چشم او برمىگردد و اين مطلب را زمخشرى و غيره نيز نقل كردهاند پس هرگاه حق تعالى در يك گياه ترى اين خاصيت قرار داده باشد كه مار كور پى به آن ببرد و بهره خود را از آن بگيرد چه عجب و استبعادى دارد كه در تربت پسر پيغمبر صلى الله عليه و آله كه در راه او خودش و عترتش كشته شده شفا از جميع امراض و فوايد و بركاتى قرار داده باشد كه شيعيان و محبان از آن بهرهها برند
اما چندروايت :
اول : (روايت شده كه: حوريان بهشت چون يكى از ملائكه را مىبينند كه از براى كارى بر زمين مىآيد از او التماس مىكنند كه براى ما تسبيح و تربت قبر امام حسين عليه السلام به هديه بياور)
دوم : (به سند معتبر منقول است كه: شخصى گفت حضرت امام رضا عليه السلام براى من از خراسان بسته متاعى فرستاد چون گشودم در ميان آن خاكى بود از آن مرد كه آورده بود پرسيدم كه اين خاك چيست گفت خاك قبر امام حسين عليه السلام است و هرگز آن حضرت از جامه و غير جامه چيزى به جايى نمىفرستد مگر آنكه اين خاك را در ميانش مىگذارد و مىفرمايد اين امان است از بلاها به اذن و مشيت خدا)
سوم : (روايت است كه: عبد الله بن ابى يعفور به خدمت حضرت صادق عليه السلام عرض كرد كه يك شخص از خاك قبر امام حسين عليه السلام برمىدارد و منتفع مىشود و ديگرى برمىدارد و منتفع نمىشود فرمود كه نه و الله هر كه بردارد و اعتقاد داشته باشد كه به او نفع مىبخشد البته منتفع مىشود)
چهارم : (از ابو حمزه ثمالى روايت است كه: عرض كردم به حضرت صادق عليه السلام كه مىبينم اصحاب ما مىگيرند خاك قبر امام حسين عليه السلام را و طلب شفا از آن مىكنند آيا شفا در آن هست فرمود كه طلب شفا مىتوان كرد از خاكى كه بردارند از ميان قبر تا چهار ميل و همچنين است خاك قبر جدم رسول خدا صلى الله عليه و آله و قبر امام حسن و امام زين العابدين و امام محمد باقر عليه السلام پس بگير از آن خاك كه آن شفاى هر درد است و سپرى است براى دفع هر چه از آن ترسى و هيچ چيز به آن برابرى نمىكند از چيزهايى كه از آن شفا طلب مىكنند به غير از دعا و چيزى كه آن را فاسد مىكند آن است كه در ظرفها و جاهاى بد مىگذارند و آنها كه معالجه به آن مىكنند كم است يقين ايشان هر كه يقين داشته باشد كه اين از براى او شفا است هرگاه معالجه به آن كند او را كافى خواهد بود و محتاج به دواى ديگر نخواهد شد و فاسد مىگردانند آن تربت را شياطين و كافران از جنيان كه خود را بر آن مىمالند و به هر چيز كه مىگذرد آن تربت آن را بو مىكنند و اما شياطين و كافران جن پس حسد مىبرند فرزندان آدم را بر آن و خود را بر آن مىمالند كه اكثر نيكى و بوى خوشش برطرف مىشود و هيچ تربت از حاير بيرون نمىآيد مگر مهيا مىشوند از شياطين و كافران جن از براى آن تربت آنقدر كه عدد ايشان را كسى به غير از خدا احصا نمىتواند كرد و آن تربت در دست صاحبش است و ايشان خود را بر آن مىمالند و ملائكه نمىگذارند ايشان را كه داخل حاير شوند و اگر تربت سالم از اينها بماند هر بيمار را كه به آن معالجه نمايند البته در آن ساعت شفا مىيابد پس چون تربت را بردارى پنهان كن و نام خدا بر آن بسيار بخوان و شنيدهام كه بعضى از آنها كه تربت را برمىدارند آن را سبك مىشمارند حتى بعضى از ايشان آن را در توبره چهارپايان مىاندازند يا در ظرف طعام يا چيزهايى كه دست بر آن بسيار ماليده شود از خورجينها و جوالها پس چگونه شفا يابد از آن كسى كه به اين نوع آن را حرمت دارد و لكن دلى كه در آن يقين نيست و سبك مىشمارد چيزى را كه صلاحش در آن است عمل خود را فاسد مىكند)
پنجم : (روايت شده كه: هر گاه يكى از شما خواهد كه بردارد تربت را به اطراف انگشتان بردارد و قدر آن مثل نخود است پس ببوسد آن را و بر هر دو ديده گذارد و بر ساير بدن بمالد و بگويد اللَّهُمَّ بِحَقِّ هَذِهِ التُّرْبَةِ وَ بِحَقِّ مَنْ حَلَّ بِهَا وَ ثَوَى فِيهَا وَ بِحَقِّ جَدِّهِ وَ أَبِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَخِيهِ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ وَ بِحَقِّ الْمَلائِكَةِ الْحَافِّينَ بِهِ إلا جَعَلْتَهَا شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ بُرْءا مِنْ كُلِّ مَرَضٍ وَ نَجَاةً مِنْ كُلِّ آفَةٍ وَ حِرْزا مِمَّا أَخَافُ وَ أَحْذَرُ پس آن را استعمال نمايد) (و روايت شده كه: مهر كردن تربت امام حسين عليه السلام آن است كه بر آن سوره إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِى لَيْلَةِ الْقَدْرِ بخوانى) و نيز روايت شده كه: هر گاه تربت را بخورى يا به كسى بخورانى بگو بِسْمِ اللَّهِ وَ بَاللَّهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ رِزْقا وَاسِعا وَ عِلْما نَافِعا وَ شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ)
ششم : (از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه: هر كه بگرداند تسبيح تربت امام حسين عليه السلام را و بگويد سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لا إِلَهَ إَلا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ با هر دانه بنويسد حق تعالى از براى او شش هزار حسنه محو كند از او شش هزار گناه و بلند كند از براى او شش هزار درجه و بنويسد از براى او شش هزار شفاعت) (و از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه: هر كه بگرداند سنگهايى را كه از تربت امام حسين عليه السلام مىسازند يعنى تسبيح پخته پس يك بار استغفار كند هفتاد استغفار از براى او نوشته مىشود و اگر تسبيحى را در دست نگاه دارد و تسبيح نگويد به عدد هر حبه هفت مرتبه از براى او نوشته مىشود)
هفتم : (در حديث معتبر منقول است كه: چون حضرت صادق عليه السلام به عراق تشريف آوردند گروهى نزد آن حضرت آمدند و عرض كردند كه دانستهايم تربت امام حسين عليه السلام موجب شفاى هر درد است آيا باعث ايمنى از هر خوف هست فرمود بلى هر گاه كسى خواهد كه او را از هر بيمى امان بخشد بايد تسبيحى كه از تربت آن حضرت ساخته باشند در دست بگيرد و سه مرتبه اين دعا را بخواند أَصْبَحْتُ اللَّهُمَّ مُعْتَصِما بِذِمَامِكَ وَ جِوَارِكَ الْمَنِيعِ الَّذِى لا يُطَاوَلُ وَ لا يُحَاوَلُ مِنْ شَرِّ كُلِّ غَاشِمٍ وَ طَارِقٍ مِنْ سَائِرِ مَنْ خَلَقْتَ وَ مَا خَلَقْتَ مِنْ خَلْقِكَ الصَّامِتِ وَ النَّاطِقِ مِنْ كُلِّ مَخُوفٍ بِلِبَاسٍ سَابِغَةٍ حَصِينَةٍ وَ هِىَ وِلاءُ أَهْلِ بَيْتِ نَبِيِّكَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ مُحْتَجِزا مِنْ كُلِّ قَاصِدٍ لِى إِلَى أَذِيَّةٍ بِجِدَارٍ حَصِينٍ الْإِخْلاصِ فِى الاعْتِرَافِ بِحَقِّهِمْ وَ التَّمَسُّكِ بِحَبْلِهِمْ جَمِيعا مُوقِنا أَنَّ الْحَقَّ لَهُمْ وَ مَعَهُمْ وَ مِنْهُمْ وَ فِيهِمْ وَ بِهِمْ أُوَالِى مَنْ وَالَوْا وَ أُعَادِى مَنْ عَادَوْا وَ أُجَانِبُ مَنْ جَانَبُوا فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَعِذْنِى اللَّهُمَّ بِهِمْ مِنْ شَرِّ كُلِّ مَا أَتَّقِيهِ يَا عَظِيمُ حَجَزْتُ الْأَعَادِىَ عَنِّى بِبَدِيعِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ إِنَّا جَعَلْنَا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ پس تسبيح را ببوسد و بر هر دو چشم بمالد و بگويد اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِحَقِّ هَذِهِ التُّرْبَةِ الْمُبَارَكَةِ وَ بِحَقِّ صَاحِبِهَا وَ بِحَقِّ جَدِّهِ وَ بِحَقِّ أَبِيهِ وَ بِحَقِّ أُمِّهِ وَ بِحَقِّ أَخِيهِ وَ بِحَقِّ وُلْدِهِ الطَّاهِرِينَ اجْعَلْهَا شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ أَمَانا مِنْ كُلِّ خَوْفٍ وَ حِفْظا مِنْ كُلِّ سُوءٍ پس تسبيح را بر جبين خود بگذارد پس اگر در صبح چنين كند در امان خدا باشد تا شام و اگر در شام چنين كند در امان خدا باشد تا صبح) (و در روايت ديگر منقول است كه هر كه از پادشاهى يا غير او ترسد چون از خانه بيرون آيد چنين كند تا حرزى باشد او را از شر ايشان)
مشهور ميان علما آن است كه خوردن گل و خاك مطلقا جايز نيست مگر تربت مقدسه امام حسين عليه السلام به قصد شفا بى قصد لذت به قدر نخودى بلكه احوط آن است كه به قدر عدسى باشد و خوب است كه تربت را در دهان بگذارد و بعد از آن جرعهاى از آب بخورد و بگويد اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ رِزْقا وَاسِعا وَ عِلْما نَافِعا وَ شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ سُقْمٍ
(علامه مجلسى رحمة الله عليه فرموده احوط آن است كه مهر و تسبيح و تربت آن حضرت را نخرند و نفروشند بلكه به هديه و بخشش بدهند و در برابر آنها اگر تراضى كنند بى آنكه اول شرط كرده باشند شايد بد نباشد چنانچه در حديث معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه: هر كه خاك قبر امام حسين عليه السلام را بفروشد چنان است كه گوشت آن حضرت را فروخته و خريده باشد)
وشيخ ما محدث متبحر ثقه الاسلام نورى رحمه الله در دار السلام نقل فرموده كه روزى يكى از برادران من به خدمت مرحومه والدهام رسيد مادرم ديد كه تربت امام حسين عليه السلام را در جيب پايين قباى خود گذاشته مادرم او را زجر كرد كه اين بىادبى است به تربت مقدسه چه آن كه بسا شود در زير ران واقع شود و شكسته گردد برادرم گفت چنين است كه فرمودى و تا به حال دو مهر شكستهام و لكن عهد كرد كه من بعد در جيب پايين نگذارد پس چند روزى از اين قضيه گذشت علامه والدم در خواب ديد بدون آنكه از اين مطلب اطلاع داشته باشد كه مولاى ما حضرت ابو عبد الله الحسين عليه السلام به زيارت او تشريف آورد و در اطاق كتابخانه نشست و ملاطفت و مهربانى بسيار كرد و فرمود بخوان پسران خود را بيايند تا آنها را اكرام كنم پس والد پسرها را طلبيد و با من پنج نفر بودند پس ايستادند در نزد در مقابل آن حضرت و در نزد آن حضرت از جامه و چيزهاى ديگر بود پس يك يك را مىخواند و چيزى از آنها به او مىداد پس نوبت به برادر مزبور سلمه الله رسيد حضرت نظرى بر او افكند مانند كسى كه در غضب باشد و التفات فرمود بسوى والد مرحوم و فرمود اين پسر تو دو تربت از تربتهاى قبر من در زير ران خود شكسته است پس مثل برادران ديگر او را نخواند بلكه افكند بسوى او چيزى و الان در ذهنم است كه گويا قاب شانه ترمه به او داد پس علامه والد بيدار شد و خواب خود را براى مرحومه والده نقل كرد و والده حكايت را براى ايشان بيان كرد والد تعجب كرد از صدق اين خواب انتهى.
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
زيارت عاشورا
00000000000
زيارت عاشورامعروفه كه خوانده مىشود از نزديك و دور و شرح آن چنانكه (شيخ ابو جعفر طوسى در مصباح ذكر فرموده چنين است روايت كرده محمد بن اسمعيل بن بزيع از صالح بن عقبه از پدرش از حضرت امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود: هر كه زيارت كند حسين بن على عليهما السلام را در روز دهم محرم تا آنكه نزد قبر آن حضرت گريان شود ملاقات كند خدا را در روز قيامت با ثواب دو هزار حج و دو هزار عمره و دو هزار جهاد كه ثواب آنها مثل ثواب كسى باشد كه حج و عمره و جهاد كند در خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله و ائمه طاهرين عليهم السلام راوى گفت گفتم فدايت شوم چه ثواب است از براى كسى كه بوده باشد در شهرهاى دور از كربلا و ممكن نباشد او را رفتن بسوى قبر آن حضرت در مثل اين روز فرمود هر گاه چنين باشد بيرون رود بسوى صحرا يا بالا رود بر بام بلندى در خانه خود و اشاره كند بسوى آن حضرت به سلام و جهد كند در نفرين كردن بر قاتلين آن حضرت و بعد از آن دو ركعت نماز كند و بكند اين كار را در اوايل روز پيش از زوال آفتاب پس ندبه كند بر حسين عليه السلام و بگريد بر او و امر كند كسانى را كه در خانهاش هستند هر گاه از ايشان تقيه نمىكند به گريستن بر آن حضرت و برپا دارد در خانه خود مصيبتى به اظهار كردن جزع بر آن حضرت و تعزيت بگويند يكديگر را به مصيبت ايشان به حسين عليه السلام و من ضامنم براى ايشان بر خدا هرگاه بياورند اين عمل را جميع آن ثوابها را گفتم فداى تو شوم ضامن مىشوى اين ثوابها را براى ايشان و كفيل مىشوى اين ثوابها را فرمود كه بلى من ضامنم و كفيلم از براى كسى كه اين عمل را بجا آورد گفتم كه چگونه يكديگر را تعزيت بگويند فرمود كه مىگويند أَعْظَمَ اللَّهُ أُجُورَنَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَيْنِ عليه السلام وَ جَعَلَنَا وَ إِيَّاكُمْ مِنَ الطَّالِبِينَ بِثَارِهِ مَعَ وَلِيِّهِ الْإِمَامِ الْمَهْدِىِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ السَّلامُ يعنى بزرگ فرمايد خداوند اجرهاى ما را به مصيبت ما به حسين عليه السلام و قرار دهد ما و شما را از خواهندگان خون او با ولى او امام مهدى از آل محمد عليهم السلام و اگر بتوانى كه بيرون نروى آن روز را در پى حاجتى چنان كن زيرا كه آن روز نحسى است كه برآورده نمىشود در آن حاجت مؤمن و اگر برآورده شود مبارك نخواهد بود از براى او و نخواهد ديد در آن خيرى و رشدى و ذخيره نكند البته هيچيك از شما براى منزلش در آن روز چيزى را پس هر كه ذخيره كند در آن روز چيزى را بركت نخواهد ديد در آن چيزى كه ذخيره نموده و مبارك نخواهد بود از براى او در اهلش كه ذخيره براى آنها نهاده پس هر گاه بجا آوردند اين عمل را بنويسد حق تعالى براى ايشان ثواب هزار حج و هزار عمره و هزار جهاد كه همه را با رسول خدا صلى الله عليه و آله كرده باشد و از براى او است مزد و ثواب مصيبت هر پيغمبرى و رسولى و وصى و صديق و شهيدى كه مرده باشد يا كشته شده باشد از زمانى كه خلق فرموده حق تعالى دنيا را تا زمانى كه بپاى شود قيامت صالح بن عقبه و سيف بن عميره گفتهاند كه گفت علقمه بن محمد حضرمى كه گفتم به حضرت باقر عليه السلام كه تعليم بفرما مرا دعايى كه بخوانم آن را در اين روز هر گاه زيارت كنم آن جناب را از نزديك و دعايى كه بخوانم آن را هر گاه زيارت نكنم او را از نزديك و بخواهم اشاره كنم به سلام بسوى او از شهرهاى دور و از خانهام فرمود به من اى علقمه هر گاه تو بجا آوردى آن دو ركعت نماز را بعد از آنكه اشاره كنى بسوى آن حضرت به سلام پس بگو در وقت اشاره به آن حضرت بعد از گفتن تكبير اين قول را يعنى زيارت آتيه را پس بدرستيكه تو هر گاه گفتى اين قول را بتحقيق كه دعا كردهاى به آن چيزى كه دعا مىكند به آن زائران آن حضرت از ملائكه و بنويسد خداوند از براى تو صد هزار هزار درجه و بوده باشى مثل كسى كه شهيد شده باشد با امام حسين عليه السلام تا مشاركت كنى ايشان را در درجات ايشان و شناخته نشوى مگر در جمله شهيدانى كه شهيد شدهاند با آن حضرت و نوشته شود براى تو ثواب زيارت هر پيغمبرى و رسولى و ثواب زيارت هر كه زيارت كرده حسين عليه السلام را از روزى كه شهيد شده است سلام خدا بر آن حضرت و بر اهل بيتش مىگويى) :
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ [السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خِيَرَةَ اللَّهِ وَ ابْنَ خِيَرَتِهِ] السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ ابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيِّينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ السَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِى حَلَّتْ بِفِنَائِكَ عَلَيْكُمْ مِنِّى جَمِيعا سَلامُ اللَّهِ أَبَدا مَا بَقِيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصِيبَةُ بِكَ عَلَيْنَا وَ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ الْإِسْلامِ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصِيبَتُكَ فِى السَّمَاوَاتِ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقَامِكُمْ وَ أَزَالَتْكُمْ عَنْ مَرَاتِبِكُمُ الَّتِى رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فِيهَا وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْكُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدِينَ لَهُمْ بِالتَّمْكِينِ مِنْ قِتَالِكُمْ بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَيْكُمْ مِنْهُمْ وَ (مِنْ) أَشْيَاعِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِمْ وَ أَوْلِيَائِهِمْ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنِّى سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِيَادٍ وَ آلَ مَرْوَانَ وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنِى أُمَيَّةَ قَاطِبَةً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجَانَةَ وَ لَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْرا وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسْرَجَتْ وَ أَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتَالِكَ بِأَبِى أَنْتَ وَ أُمِّى لَقَدْ عَظُمَ مُصَابِى بِكَ فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِى أَكْرَمَ مَقَامَكَ وَ أَكْرَمَنِى (بِكَ) أَنْ يَرْزُقَنِى طَلَبَ ثَارِكَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْنِى عِنْدَكَ وَجِيها بِالْحُسَيْنِ عليه السلام فِى الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنِّى أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى رَسُولِهِ وَ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ إِلَى فَاطِمَةَ وَ إِلَى الْحَسَنِ وَ إِلَيْكَ بِمُوَالاتِكَ وَ بِالْبَرَاءَةِ (مِمَّنْ قَاتَلَكَ وَ نَصَبَ لَكَ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِمَّنْ أَسَّسَ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَيْكُمْ وَ أَبْرَأُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى رَسُولِهِ ) مِمَّنْ أَسَّسَ أَسَاسَ ذَلِكَ وَ بَنَى عَلَيْهِ بُنْيَانَهُ وَ جَرَى فِى ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَيْكُمْ وَ عَلَى أَشْيَاعِكُمْ بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَيْكُمْ مِنْهُمْ وَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ إِلَيْكُمْ بِمُوَالاتِكُمْ وَ مُوَالاةِ وَلِيِّكُمْ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِكُمْ وَ النَّاصِبِينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَشْيَاعِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِمْ إِنِّى سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ وَ وَلِىٌّ لِمَنْ وَالاكُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاكُمْ فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِى أَكْرَمَنِى بِمَعْرِفَتِكُمْ وَ مَعْرِفَةِ أَوْلِيَائِكُمْ وَ رَزَقَنِى الْبَرَاءَةَ مِنْ أَعْدَائِكُمْ أَنْ يَجْعَلَنِى مَعَكُمْ فِى الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ أَنْ يُثَبِّتَ لِى عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِى الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِى الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَ أَنْ يَرْزُقَنِى طَلَبَ ثَارِى مَعَ إِمَامٍ هُدًى ظَاهِرٍ نَاطِقٍ بِالْحَقِّ مِنْكُمْ وَ أَسْأَلُ اللَّهَ بِحَقِّكُمْ وَ بِالشَّأْنِ الَّذِى لَكُمْ عِنْدَهُ أَنْ يُعْطِيَنِى بِمُصَابِى بِكُمْ أَفْضَلَ مَا يُعْطِى مُصَابا بِمُصِيبَتِهِ مُصِيبَةً مَا أَعْظَمَهَا وَ أَعْظَمَ رَزِيَّتَهَا فِى الْإِسْلامِ وَ فِى جَمِيعِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض اللَّهُمَّ اجْعَلْنِى فِى مَقَامِى هَذَا مِمَّنْ تَنَالُهُ مِنْكَ صَلَوَاتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْيَاىَ مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِى مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا يَوْمٌ تَبَرَّكَتْ بِهِ بَنُو أُمَيَّةَ وَ ابْنُ آكِلَةِ الْأَكْبَادِ اللَّعِينُ ابْنُ اللَّعِينِ عَلَى (لِسَانِكَ) وَ لِسَانِ نَبِيِّكَ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فِى كُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فِيهِ نَبِيُّكَ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) اللَّهُمَّ الْعَنْ أَبَا سُفْيَانَ وَ مُعَاوِيَةَ وَ يَزِيدَ بْنَ مُعَاوِيَةَ عَلَيْهِمْ مِنْكَ اللَّعْنَةُ أَبَدَ الْآبِدِينَ وَ هَذَا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيَادٍ وَ آلُ مَرْوَانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَيْنَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ اللَّهُمَّ فَضَاعِفْ عَلَيْهِمُ اللَّعْنَ مِنْكَ وَ الْعَذَابَ (الْأَلِيمَ) اللَّهُمَّ إِنِّى أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ فِى هَذَا الْيَوْمِ وَ فِى مَوْقِفِى هَذَا وَ أَيَّامِ حَيَاتِى بِالْبَرَاءَةِ مِنْهُمْ وَ اللَّعْنَةِ عَلَيْهِمْ وَ بِالْمُوَالاةِ لِنَبِيِّكَ وَ آلِ نَبِيِّكَ (عَلَيْهِ وَ) عَلَيْهِمُ السَّلامُ .
پس مىگويى صد مرتبه :
اَللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تَابِعٍ لَهُ عَلَى ذَلِكَ اللَّهُمَّ الْعَنِ الْعِصَابَةَ الَّتِى جَاهَدَتِ الْحُسَيْنَ وَ شَايَعَتْ وَ بَايَعَتْ وَ تَابَعَتْ عَلَى قَتْلِهِ اللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمِيعا. (مَعَ تِسعًا وَتِسعينَ مَرَّةً)
پس مىگويى صد مرتبه :
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِى حَلَّتْ بِفِنَائِكَ عَلَيْكَ مِنِّى سَلامُ اللَّهِ أَبَدا مَا بَقِيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّى لِزِيَارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (وَ عَلَى أَوْلادِ الْحُسَيْنِ) وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ . (مَعَ تِسعًا وَتِسعينَ مَرَّةً)
پس مىگويى :
اَللَّهُمَّ خُصَّ أَنْتَ أَوَّلَ ظَالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنِّى وَ ابْدَأْ بِهِ أَوَّلا ثُمَّ الثَّانِىَ وَ الثَّالِثَ وَ الرَّابِعَ اللَّهُمَّ الْعَنْ يَزِيدَ خَامِسا وَ الْعَنْ عُبَيْدَ اللَّهِ بْنَ زِيَادٍ وَ ابْنَ مَرْجَانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْرا وَ آلَ أَبِى سُفْيَانَ وَ آلَ زِيَادٍ وَ آلَ مَرْوَانَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ .
پس به سجده مىروى و مىگويى :
اَللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِينَ لَكَ عَلَى مُصَابِهِمْ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى عَظِيمِ رَزِيَّتِى اللَّهُمَّ ارْزُقْنِى شَفَاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لِى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَيْنِ وَ أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ الَّذِينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عليه السلام
تنبيه :
نقل شده كه امام خميني«رضواناللهتعاليعليه» چنين زيارت ميكردند.
همچنين حضرت آيتاللهالعظميبهجت«رحمةاللهعليه» ميگويند: «شيخ انصاري زيارت عاشورا را با صد لعن و سلام ميخواندند».
آري فرمودهاند: اگر قرائت صدبار لعن و سلام در هنگام زيارت عاشورا باعث عسر و حرج و يا سبب نخواندن زيارت عاشورا شود اگر چنانچه بعد از هر بخش از لعنها و سلامها بگويد: «تِسْعاً وَ تِسْعِينَ مَرَّة» إنشاءالله ثواب زيارت كامل را خواهد داشت.
و نيز از امام هادى نقل شده که فرمودند:
«مَنْ قَرَءَ لَعْنَ زِيارَةَ الْعاشورا اَلْمَشْهورَةَ مَرَّةً واحِدَةً ثُمَّ قالَ: اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَميعًا تِسْعَةً وَ تِسْعينَ مَرَّةً کانَ کَمَنْ قَرَئَهُ مِاَةَ مَرَّةً، وَ مَنْ قَرَءَ سَلامَها مَرَّةً واحِِدَةً، ثُمَّ قالَ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلَى أَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ تِسْعَةً وَ تِسْعينَ مَرَّةً کانَ کَمَنْ قَرَئَهُ مِاَةَ مَرَّةً تامَّةً مِنْ اَوَّلِهِما اِلى آخِرِهِما»؛
کسى که در زيارت عاشورا، در فراز لعن، يک بار آن را کامل بخواند (اللهم العن اول ظالم ظلم...)، سپس بگويد «اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَميعًا تِسْعَةً وَ تِسْعينَ مَرَّةً»، مانند آن است که همهي اين فراز لعن را صدبار گفته است، همچنين اگر يک بار فراز سلام را تا آخر به طور کامل بخواند، سپس بگويد: «اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلَى أَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ تِسْعَةً وَ تِسْعينَ مَرَّةً» مانند آن است که همهي فراز سلام را صدباربه طور کامل خوانده ازاول تا آخرش.
0000000000000000000
زيارت امام زادگان كرام
0000000000000000000
هرامام زاده اي را به زیارتي که از برای امام زادگان نقل شده ميتوان زیارت کرد و گفت :
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَاالسَّیِّدُ الزَّکِیّ الطّاهِرُالْوَلِیُّ وَالدّاعِی الْحَفِیُّ اَشْهَدُ اَنَّکَ قُلْتَ حَقًّا وَنَطَقْتَ حَقًّا وَ صِدْ قاً وَدَعَوْتَ اِلَی مَولَایَ وَمَولَاکَ عَلانِیَةً وَسِرّاً فازَمُتَّبِعُکَ وَ نَجَی مُصَدِّقُکَ وَ خَابَ وَ خَسِرَ مُکَذِّ بُکَ وَالْمُتَخَلِّفُ عَنْکَ اِشْهَدْ لِی بِهذِهِ الشَّهادَةِ لِأکُونَ مِنَ الْفائِزِینَ بِمَعْرِفَتِکَ وَطاعَتِکَ وَتَصْدیقِکَ وَاتِّباعِکَ وَالسَّلامُ عَلَیْکَ یَا سَیِّدِی وَابْنَ سَیِّدِی اَنْتَ بابُ اللهِ الْمُؤْتَی مِنْهُ وَالْمَاْ خُوذُ عَنْهُ اَتَیْتُکَ زائِراً وَحَاجَاتِی لَکَ مُسْتَوْدِعاً وَهَااَنَا ذا اَسْتَوْدِعُکَ دِینِی وَاَما نَتِی وَخَواتِیمَ عَمَلِی وَ جَوامِعَ اَمَلِی اِلی مُنْتَهَی اَجَلِی وَالسَّلامُ عَـلَیْکَ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ . (واضافه ميكني) وَ السَّلامُ عَلَيْكَ يا 000 عَلَيْهِ السَّلام وَ رَحْمَةُاللهِ وَ بَرَكاتُهُ.
ایضا می شود به این زیارت که از برا ی اولاد ائمه علیهم السلام نقل شده زیارت کرد وگفت :
اَلسَّلَامُ عَلَی جَدِّکَ الْمُصْطَفَی اَلسَّلَامُ عَلَی اَبِیکَ الْمُرتَضَی اَلرِّضَا اَلسَّلَامُ عَلَی السَّیَّدَیْنِ الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ اَلسَّلَامُ عَلَی خَدِ یْجَةَ اُمِّ سَیِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِیْنَ اَلسَّلَامُ عَلَی فَاطِمَةَ اُمِّ الْاَ ئِمَّةِ الطَّاهِرِینَ اَلسَّلَامُ عَلَی النُّفُوسِ الْفاخِرَةّ بُحُورِالْعُلُومِ الزَّاخِرَةِ شُفَعَائِی فِی الْأَخِرَةِ وَاَوْلِیَائِی عِنْدَ عَوْدِ الرُّوحِ اِلَی الْعِظَامِ النَّاخِرَةِ اَئِمَّةِ الْخَلْقِ وَوُلَاةِ الْخَلْقِ اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الشَّخْصُ الشَّرِیفُ الطَّاهِرُ الْکَرِیمُ اَشْهَدُ اَنْ لَا اِلَهَ اِلّا اللهُ وَ اَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُ هُ وَمُصْطَفَاهُ وَاَنَّ عَلِیًّا وَلِیُّهُ وَمُجْتَبَاهُ وَاَنَّ الْأِمَامَةَ فِی وُلْدِهِ اِلَی یَوْمِ الدِّیْنِ نَعْلَمُ ذَالِکَ عِلْمَ الْیَقِینِ وَنَحْنُ لِذَلِکَ مُعْتَقِدُونَ وَفِی نَصْرِهِمْ مُجْتَهِدُونَ. (واضافه ميكني) وَ السَّلامُ عَلَيْكَ يا 000 عَلَيْهِ السَّلام وَ رَحْمَةُاللهِ وَ بَرَكاتُهُ.
0000000000000
زيارت امين الله
0000000000000
كه در تمام كتب مزاريه و مصابيح نقل شده است و علامه مجلسى رحمة الله عليه فرموده كه آن بهترين زيارات است از جهت متن و سند و بايد كه در جميع روضات مقدسه بر اين مواظبت نمايند و كيفيت آن چنان است كه به سندهاى معتبر روايت شده از جابر از امام محمد باقر عليه السلام كه: امام زين العابدين عليه السلام به زيارت امير المؤمنين عليه السلام آمد و نزد قبر آن حضرت ايستاد و گريست و گفت السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اللَّهِ فِى أَرْضِهِ وَ حُجَّتَهُ عَلَى عِبَادِهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ اگر اين زيارت براى غير حضرت امير المؤمنين خوانده شود السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ در آن گفته نمىشود أَشْهَدُ أَنَّكَ جَاهَدْتَ فِى اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ وَ عَمِلْتَ بِكِتَابِهِ وَ اتَّبَعْتَ سُنَنَ نَبِيِّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ حَتَّى دَعَاكَ اللَّهُ إِلَى جِوَارِهِ فَقَبَضَكَ إِلَيْهِ بِاخْتِيَارِهِ وَ أَلْزَمَ أَعْدَاءَكَ الْحُجَّةَ مَعَ مَا لَكَ مِنَ الْحُجَجِ الْبَالِغَةِ عَلَى جَمِيعِ خَلْقِهِ اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسِى مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ رَاضِيَةً بِقَضَائِكَ مُولَعَةً بِذِكْرِكَ وَ دُعَائِكَ مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ أَوْلِيَائِكَ مَحْبُوبَةً فِى أَرْضِكَ وَ سَمَائِكَ صَابِرَةً عَلَى نُزُولِ بَلائِكَ (شَاكِرَةً لِفَوَاضِلِ نَعْمَائِكَ ذَاكِرَةً لِسَوَابِغِ آلائِكَ) مُشْتَاقَةً إِلَى فَرْحَةِ لِقَائِكَ مُتَزَوِّدَةً التَّقْوَى لِيَوْمِ جَزَائِكَ مُسْتَنَّةً بِسُنَنِ أَوْلِيَائِكَ مُفَارِقَةً لِأَخْلاقِ أَعْدَائِكَ مَشْغُولَةً عَنِ الدُّنْيَا بِحَمْدِكَ وَ ثَنَائِكَ پس پهلوى روى مبارك خود را بر قبر گذاشت و گفت اللَّهُمَّ إِنَّ قُلُوبَ الْمُخْبِتِينَ إِلَيْكَ وَالِهَةٌ وَ سُبُلَ الرَّاغِبِينَ إِلَيْكَ شَارِعَةٌ وَ أَعْلامَ الْقَاصِدِينَ إِلَيْكَ وَاضِحَةٌ وَ أَفْئِدَةَ الْعَارِفِينَ مِنْكَ فَازِعَةٌ وَ أَصْوَاتَ الدَّاعِينَ إِلَيْكَ صَاعِدَةٌ وَ أَبْوَابَ الْإِجَابَةِ لَهُمْ مُفَتَّحَةٌ وَ دَعْوَةَ مَنْ نَاجَاكَ مُسْتَجَابَةٌ وَ تَوْبَةَ مَنْ أَنَابَ إِلَيْكَ مَقْبُولَةٌ وَ عَبْرَةَ مَنْ بَكَى مِنْ خَوْفِكَ مَرْحُومَةٌ وَ الْإِغَاثَةَ لِمَنِ اسْتَغَاثَ بِكَ مَوْجُودَةٌ وَ الْإِعَانَةَ لِمَنِ اسْتَعَانَ بِكَ مَبْذُولَةٌ وَ عِدَاتِكَ لِعِبَادِكَ مُنْجَزَةٌ وَ زَلَلَ مَنِ اسْتَقَالَكَ مُقَالَةٌ وَ أَعْمَالَ الْعَامِلِينَ لَدَيْكَ مَحْفُوظَةٌ وَ أَرْزَاقَكَ إِلَى الْخَلائِقِ مِنْ لَدُنْكَ نَازِلَةٌ وَ عَوَائِدَ الْمَزِيدِ إِلَيْهِمْ وَاصِلَةٌ وَ ذُنُوبَ الْمُسْتَغْفِرِينَ مَغْفُورَةٌ وَ حَوَائِجَ خَلْقِكَ عِنْدَكَ مَقْضِيَّةٌ وَ جَوَائِزَ السَّائِلِينَ عِنْدَكَ مُوَفَّرَةٌ وَ عَوَائِدَ الْمَزِيدِ مُتَوَاتِرَةٌ وَ مَوَائِدَ الْمُسْتَطْعِمِينَ مُعَدَّةٌ وَ مَنَاهِلَ الظِّمَاءِ (لَدَيْكَ) مُتْرَعَةٌ اللَّهُمَّ فَاسْتَجِبْ دُعَائِى وَ اقْبَلْ ثَنَائِى وَ اجْمَعْ بَيْنِى وَ بَيْنَ أَوْلِيَائِى بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِىٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ إِنَّكَ وَلِىُّ نَعْمَائِى وَ مُنْتَهَى مُنَاىَ وَ غَايَةُ رَجَائِى فِى مُنْقَلَبِى وَ مَثْوَاىَ و در كامل الزيارة بعد از اين زيارت اين فقرات نيز مسطور است أَنْتَ إِلَهِى وَ سَيِّدِى وَ مَوْلاىَ اغْفِرْ لِأَوْلِيَائِنَا وَ كُفَّ عَنَّا أَعْدَاءَنَا وَ اشْغَلْهُمْ عَنْ أَذَانَا وَ أَظْهِرْ كَلِمَةَ الْحَقِّ وَ اجْعَلْهَا الْعُلْيَا وَ أَدْحِضْ كَلِمَةَ الْبَاطِلِ وَ اجْعَلْهَا السُّفْلَى إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ پس حضرت امام محمد باقر عليه السلام فرمود كه هر كه از شيعيان ما اين زيارت و دعا را نزد قبر امير المؤمنين عليه السلام يا نزد قبر يكى از ائمه عليهم السلام بخواند البته حق تعالى اين زيارت و دعاى او را در نامهاى از نور بالا برد و مهر حضرت محمد صلى الله عليه و آله را بر آن بزند و چنين محفوظ باشد تا تسليم نمايند به قائم آل محمد عليهم السلام پس استقبال نمايد صاحبش را به بشارت و تحيت و كرامت إن شاء الله تعالى مؤلف گويد كه اين زيارت شريفه هم از زيارات مطلقه محسوب مىشود و هم از زيارات مخصوصه روز غدير و هم از زيارات جامعه كه در جميع روضات مقدسه ائمه عليهم السلام خوانده ميشود
0000000000000000
زيارت جامعه صغيره
0000000000000000
اين زيارت در كتب كافى، تهذيب و كامل الزيارات از امام رضا(عليه السلام) نقل شده است، و در تمام زيارتگاه هاى انبياء و ائمّه و اوصياء(عليهم السلام) خوانده مى شود:
«اَلسَّلامُ عَلى اَوْلِياءِ اللهِ وَاَصْفِياءِهِ، اَلسَّلامُ عَلى اُمَناءِ اللهِ وَاَحِبّاءِهِ، اَلسَّلامُ عَلى اَ نْصارِ اللهِ وَخُلَفاءِهِ، اَلسَّلامُ عَلى مَحالِّ مَعْرِفَةِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلى مَساكِنِ ذِكْرِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلى مُظهِرياَمْرِ اللهِ وَنَهْيِهِ، اَلسَّلامُ عَلَى الدُّعاةِ اِلَى اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَى الْمُسْتَقِرِّينَ فيمَرْضاتِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَى الْمُخْلَصِينَ فيطاعَةِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَى الاَْدِلاّءِ عَلَى اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَى الَّذِينَ مَنْ والاهُمْ فَقَدْ والَى اللهَ، وَمَنْ عاداهُمْ فَقَدْ عادَى اللهَ، وَمَنْ عَرَفَهُمْ فَقَدْ عَرَفَ اللهَ، وَمَنْ جَهِلَهُمْ فَقَدْ جَهِلَ اللهَ، وَمَنِ اعْتَصَمَ بِهِمْ فَقَدِ اعْتَصَمَ بِاللهِ، وَمَنْ تَخَلّى مِنْهُمْ فَقَدْ تَخَلّى مِنَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ، وَاُشْهِدُ اللهَ اَنّيسِلْمٌ لِمَنْ سالَمْتُمْ، وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبْتُمْ، مُؤْمِنٌ بِسِرِّكُمْ وَعَلانِيَتِكُمْ، مُفَوِّضٌ فيذلِكَ كُلِّهِ اِلَيْكُمْ، لَعَنَ اللهُ عَدُوَّ آلِ مُحَمَّد مِنَ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ، وَاَبْرَءُ اِلَى اللهِ مِنْهُمْ، وَصَلَّى اللهُ عَلى مُحَمَّد وَآلِهِ».
000000000000000
زيارت جامعه كبيره
000000000000000
شيخ صدوق در فقيه و عيون روايت كرده از موسى بن عبد الله نخعى كه گفت: عرض كردم به خدمت حضرت امام على نقى عليه السلام كه يا ابن رسول الله مرا تعليم فرما زيارتى با بلاغت كه كامل باشد كه هرگاه خواستم زيارت كنم يكى از شما را آن را بخوانم فرمود كه چون به درگاه رسيدى بايست و بگو شهادتين را يعنى بگو أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ و با حال غسل باشى و چون داخل حرم شوى و قبر را ببينى بايست و سى مرتبه اللَّهُ أَكْبَرُ بگو پس اندكى راه برو به آرام دل و آرام تن و گامها را نزديك يكديگر گذار پس بايست و سى مرتبه اللَّهُ أَكْبَرُ بگو پس نزديك قبر مطهر رو و چهل مرتبه اللَّهُ أَكْبَرُ بگو تا صد تكبير تمام شود و شايد چنانكه مجلسى اول گفته وجه تكبير اين باشد كه اكثر طباع مايلند به غلو مبادا از عبارات امثال اين زيارت به غلو افتند يا از بزرگى حق سبحانه و تعالى غافل شوند يا غير اينها پس بگو
السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفَ الْمَلائِكَةِ وَ مَهْبِطَ الْوَحْىِ وَ مَعْدِنَ الرَّحْمَةِ وَ خُزَّانَ الْعِلْمِ وَ مُنْتَهَى الْحِلْمِ وَ أُصُولَ الْكَرَمِ وَ قَادَةَ الْأُمَمِ وَ أَوْلِيَاءَ النِّعَمِ وَ عَنَاصِرَ الْأَبْرَارِ وَ دَعَائِمَ الْأَخْيَارِ وَ سَاسَةَ الْعِبَادِ وَ أَرْكَانَ الْبِلادِ وَ أَبْوَابَ الْإِيمَانِ وَ أُمَنَاءَ الرَّحْمَنِ وَ سُلالَةَ النَّبِيِّينَ وَ صَفْوَةَ الْمُرْسَلِينَ وَ عِتْرَةَ خِيَرَةِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ السَّلامُ عَلَى أَئِمَّةِ الْهُدَى وَ مَصَابِيحِ الدُّجَى وَ أَعْلامِ التُّقَى وَ ذَوِى النُّهَى وَ أُولِى الْحِجَى وَ كَهْفِ الْوَرَى وَ وَرَثَةِ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْمَثَلِ الْأَعْلَى وَ الدَّعْوَةِ الْحُسْنَى وَ حُجَجِ اللَّهِ عَلَى أَهْلِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ الْأُولَى وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ السَّلامُ عَلَى مَحَالِّ مَعْرِفَةِ اللَّهِ وَ مَسَاكِنِ بَرَكَةِ اللَّهِ وَ مَعَادِنِ حِكْمَةِ اللَّهِ وَ حَفَظَةِ سِرِّ اللَّهِ وَ حَمَلَةِ كِتَابِ اللَّهِ وَ أَوْصِيَاءِ نَبِىِّ اللَّهِ وَ ذُرِّيَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ السَّلامُ عَلَى الدُّعَاةِ إِلَى اللَّهِ وَ الْأَدِلاءِ عَلَى مَرْضَاةِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَقِرِّينَ فِى أَمْرِ اللَّهِ وَ التَّامِّينَ فِى مَحَبَّةِ اللَّهِ وَ الْمُخْلِصِينَ فِى تَوْحِيدِ اللَّهِ وَ الْمُظْهِرِينَ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْيِهِ وَ عِبَادِهِ الْمُكْرَمِينَ الَّذِينَ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ السَّلامُ عَلَى الْأَئِمَّةِ الدُّعَاةِ وَ الْقَادَةِ الْهُدَاةِ وَ السَّادَةِ الْوُلاةِ وَ الذَّادَةِ الْحُمَاةِ وَ أَهْلِ الذِّكْرِ وَ أُولِى الْأَمْرِ وَ بَقِيَّةِ اللَّهِ وَ خِيَرَتِهِ وَ حِزْبِهِ وَ عَيْبَةِ عِلْمِهِ وَ حُجَّتِهِ وَ صِرَاطِهِ وَ نُورِهِ [وَ بُرْهَانِهِ] وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ كَمَا شَهِدَ اللَّهُ لِنَفْسِهِ وَ شَهِدَتْ لَهُ مَلائِكَتُهُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ مِنْ خَلْقِهِ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدا عَبْدُهُ الْمُنْتَجَبُ وَ رَسُولُهُ الْمُرْتَضَى أَرْسَلَهُ بِالْهُدَى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ وَ أَشْهَدُ أَنَّكُمُ الْأَئِمَّةُ الرَّاشِدُونَ الْمَهْدِيُّونَ الْمَعْصُومُونَ الْمُكَرَّمُونَ الْمُقَرَّبُونَ الْمُتَّقُونَ الصَّادِقُونَ الْمُصْطَفَوْنَ الْمُطِيعُونَ لِلَّهِ الْقَوَّامُونَ بِأَمْرِهِ الْعَامِلُونَ بِإِرَادَتِهِ الْفَائِزُونَ بِكَرَامَتِهِ اصْطَفَاكُمْ بِعِلْمِهِ وَ ارْتَضَاكُمْ لِغَيْبِهِ وَ اخْتَارَكُمْ لِسِرِّهِ وَ اجْتَبَاكُمْ بِقُدْرَتِهِ وَ أَعَزَّكُمْ بِهُدَاهُ وَ خَصَّكُمْ بِبُرْهَانِهِ وَ انْتَجَبَكُمْ لِنُورِهِ وَ أَيَّدَكُمْ بِرُوحِهِ وَ رَضِيَكُمْ خُلَفَاءَ فِى أَرْضِهِ وَ حُجَجا عَلَى بَرِيَّتِهِ وَ أَنْصَارا لِدِينِهِ وَ حَفَظَةً لِسِرِّهِ وَ خَزَنَةً لِعِلْمِهِ وَ مُسْتَوْدَعا لِحِكْمَتِهِ وَ تَرَاجِمَةً لِوَحْيِهِ وَ أَرْكَانا لِتَوْحِيدِهِ وَ شُهَدَاءَ عَلَى خَلْقِهِ وَ أَعْلاما لِعِبَادِهِ وَ مَنَارا فِى بِلادِهِ وَ أَدِلاءَ عَلَى صِرَاطِهِ عَصَمَكُمُ اللَّهُ مِنَ الزَّلَلِ وَ آمَنَكُمْ مِنَ الْفِتَنِ وَ طَهَّرَكُمْ مِنَ الدَّنَسِ وَ أَذْهَبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَكُمْ تَطْهِيرا فَعَظَّمْتُمْ جَلالَهُ وَ أَكْبَرْتُمْ شَأْنَهُ وَ مَجَّدْتُمْ كَرَمَهُ وَ أَدَمْتُمْ ذِكْرَهُ وَ وَكَّدْتُمْ مِيثَاقَهُ وَ أَحْكَمْتُمْ عَقْدَ طَاعَتِهِ وَ نَصَحْتُمْ لَهُ فِى السِّرِّ وَ الْعَلانِيَةِ وَ دَعَوْتُمْ إِلَى سَبِيلِهِ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ بَذَلْتُمْ أَنْفُسَكُمْ فِى مَرْضَاتِهِ وَ صَبَرْتُمْ عَلَى مَا أَصَابَكُمْ فِى جَنْبِهِ وَ أَقَمْتُمُ الصَّلاةَ وَ آتَيْتُمُ الزَّكَاةَ وَ أَمَرْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ جَاهَدْتُمْ فِى اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ حَتَّى أَعْلَنْتُمْ دَعْوَتَهُ وَ بَيَّنْتُمْ فَرَائِضَهُ وَ أَقَمْتُمْ حُدُودَهُ وَ نَشَرْتُمْ شَرَائِعَ أَحْكَامِهِ وَ سَنَنْتُمْ سُنَّتَهُ وَ صِرْتُمْ فِى ذَلِكَ مِنْهُ إِلَى الرِّضَا وَ سَلَّمْتُمْ لَهُ الْقَضَاءَ وَ صَدَّقْتُمْ مِنْ رُسُلِهِ مَنْ مَضَى فَالرَّاغِبُ عَنْكُمْ مَارِقٌ وَ اللازِمُ لَكُمْ لاحِقٌ وَ الْمُقَصِّرُ فِى حَقِّكُمْ زَاهِقٌ وَ الْحَقُّ مَعَكُمْ وَ فِيكُمْ وَ مِنْكُمْ وَ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ أَهْلُهُ وَ مَعْدِنُهُ وَ مِيرَاثُ النُّبُوَّةِ عِنْدَكُمْ وَ إِيَابُ الْخَلْقِ إِلَيْكُمْ وَ حِسَابُهُمْ عَلَيْكُمْ وَ فَصْلُ الْخِطَابِ عِنْدَكُمْ وَ آيَاتُ اللَّهِ لَدَيْكُمْ وَ عَزَائِمُهُ فِيكُمْ وَ نُورُهُ وَ بُرْهَانُهُ عِنْدَكُمْ وَ أَمْرُهُ إِلَيْكُمْ مَنْ وَالاكُمْ فَقَدْ وَالَى اللَّهَ وَ مَنْ عَادَاكُمْ فَقَدْ عَادَى اللَّهَ وَ مَنْ أَحَبَّكُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ (وَ مَنْ أَبْغَضَكُمْ فَقَدْ أَبْغَضَ اللَّهَ) وَ مَنِ اعْتَصَمَ بِكُمْ فَقَدِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ أَنْتُمُ الصِّرَاطُ الْأَقْوَمُ وَ شُهَدَاءُ دَارِ الْفَنَاءِ وَ شُفَعَاءُ دَارِ الْبَقَاءِ وَ الرَّحْمَةُ الْمَوْصُولَةُ وَ الْآيَةُ الْمَخْزُونَةُ وَ الْأَمَانَةُ الْمَحْفُوظَةُ وَ الْبَابُ الْمُبْتَلَى بِهِ النَّاسُ مَنْ أَتَاكُمْ نَجَا وَ مَنْ لَمْ يَأْتِكُمْ هَلَكَ إِلَى اللَّهِ تَدْعُونَ وَ عَلَيْهِ تَدُلُّونَ وَ بِهِ تُؤْمِنُونَ وَ لَهُ تُسَلِّمُونَ وَ بِأَمْرِهِ تَعْمَلُونَ وَ إِلَى سَبِيلِهِ تُرْشِدُونَ وَ بِقَوْلِهِ تَحْكُمُونَ سَعِدَ مَنْ وَالاكُمْ وَ هَلَكَ مَنْ عَادَاكُمْ وَ خَابَ مَنْ جَحَدَكُمْ وَ ضَلَّ مَنْ فَارَقَكُمْ وَ فَازَ مَنْ تَمَسَّكَ بِكُمْ وَ أَمِنَ مَنْ لَجَأَ إِلَيْكُمْ وَ سَلِمَ مَنْ صَدَّقَكُمْ وَ هُدِىَ مَنِ اعْتَصَمَ بِكُمْ مَنِ اتَّبَعَكُمْ فَالْجَنَّةُ مَأْوَاهُ وَ مَنْ خَالَفَكُمْ فَالنَّارُ مَثْوَاهُ وَ مَنْ جَحَدَكُمْ كَافِرٌ وَ مَنْ حَارَبَكُمْ مُشْرِكٌ وَ مَنْ رَدَّ عَلَيْكُمْ فِى أَسْفَلِ دَرْكٍ مِنَ الْجَحِيمِ أَشْهَدُ أَنَّ هَذَا سَابِقٌ لَكُمْ فِيمَا مَضَى وَ جَارٍ لَكُمْ فِيمَا بَقِىَ وَ أَنَّ أَرْوَاحَكُمْ وَ نُورَكُمْ وَ طِينَتَكُمْ وَاحِدَةٌ طَابَتْ وَ طَهُرَتْ بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ خَلَقَكُمُ اللَّهُ أَنْوَارا فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِينَ حَتَّى مَنَّ عَلَيْنَا بِكُمْ فَجَعَلَكُمْ فِى بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَ جَعَلَ صَلاتَنَا عَلَيْكُمْ وَ مَا خَصَّنَا بِهِ مِنْ وِلايَتِكُمْ طِيبا لِخَلْقِنَا وَ طَهَارَةً لِأَنْفُسِنَا وَ تَزْكِيَةً لَنَا وَ كَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا فَكُنَّا عِنْدَهُ مُسَلِّمِينَ بِفَضْلِكُمْ وَ مَعْرُوفِينَ بِتَصْدِيقِنَا إِيَّاكُمْ فَبَلَغَ اللَّهُ بِكُمْ أَشْرَفَ مَحَلِّ الْمُكَرَّمِينَ وَ أَعْلَى مَنَازِلِ الْمُقَرَّبِينَ وَ أَرْفَعَ دَرَجَاتِ الْمُرْسَلِينَ حَيْثُ لا يَلْحَقُهُ لاحِقٌ وَ لا يَفُوقُهُ فَائِقٌ وَ لا يَسْبِقُهُ سَابِقٌ وَ لا يَطْمَعُ فِى إِدْرَاكِهِ طَامِعٌ حَتَّى لا يَبْقَى مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لا نَبِىٌّ مُرْسَلٌ وَ لا صِدِّيقٌ وَ لا شَهِيدٌ وَ لا عَالِمٌ وَ لا جَاهِلٌ وَ لا دَنِىٌّ وَ لا فَاضِلٌ وَ لا مُؤْمِنٌ صَالِحٌ وَ لا فَاجِرٌ طَالِحٌ وَ لا جَبَّارٌ عَنِيدٌ وَ لا شَيْطَانٌ مَرِيدٌ وَ لا خَلْقٌ فِيمَا بَيْنَ ذَلِكَ شَهِيدٌ إِلا عَرَّفَهُمْ جَلالَةَ أَمْرِكُمْ وَ عِظَمَ خَطَرِكُمْ وَ كِبَرَ شَأْنِكُمْ وَ تَمَامَ نُورِكُمْ وَ صِدْقَ مَقَاعِدِكُمْ وَ ثَبَاتَ مَقَامِكُمْ وَ شَرَفَ مَحَلِّكُمْ وَ مَنْزِلَتِكُمْ عِنْدَهُ وَ كَرَامَتَكُمْ عَلَيْهِ وَ خَاصَّتَكُمْ لَدَيْهِ وَ قُرْبَ مَنْزِلَتِكُمْ مِنْهُ بِأَبِى أَنْتُمْ وَ أُمِّى وَ أَهْلِى وَ مَالِى وَ أُسْرَتِى أُشْهِدُ اللَّهَ وَ أُشْهِدُكُمْ أَنِّى مُؤْمِنٌ بِكُمْ وَ بِمَا آمَنْتُمْ بِهِ كَافِرٌ بِعَدُوِّكُمْ وَ بِمَا كَفَرْتُمْ بِهِ مُسْتَبْصِرٌ بِشَأْنِكُمْ وَ بِضَلالَةِ مَنْ خَالَفَكُمْ مُوَالٍ لَكُمْ وَ لِأَوْلِيَائِكُمْ مُبْغِضٌ لِأَعْدَائِكُمْ وَ مُعَادٍ لَهُمْ سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ مُحَقِّقٌ لِمَا حَقَّقْتُمْ مُبْطِلٌ لِمَا أَبْطَلْتُمْ مُطِيعٌ لَكُمْ عَارِفٌ بِحَقِّكُمْ مُقِرٌّ بِفَضْلِكُمْ مُحْتَمِلٌ لِعِلْمِكُمْ مُحْتَجِبٌ بِذِمَّتِكُمْ مُعْتَرِفٌ بِكُمْ مُؤْمِنٌ بِإِيَابِكُمْ مُصَدِّقٌ بِرَجْعَتِكُمْ مُنْتَظِرٌ لِأَمْرِكُمْ مُرْتَقِبٌ لِدَوْلَتِكُمْ آخِذٌ بِقَوْلِكُمْ عَامِلٌ بِأَمْرِكُمْ مُسْتَجِيرٌ بِكُمْ زَائِرٌ لَكُمْ لائِذٌ عَائِذٌ بِقُبُورِكُمْ مُسْتَشْفِعٌ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِكُمْ وَ مُتَقَرِّبٌ بِكُمْ إِلَيْهِ وَ مُقَدِّمُكُمْ أَمَامَ طَلِبَتِى وَ حَوَائِجِى وَ إِرَادَتِى فِى كُلِّ أَحْوَالِى وَ أُمُورِى مُؤْمِنٌ بِسِرِّكُمْ وَ عَلانِيَتِكُمْ وَ شَاهِدِكُمْ وَ غَائِبِكُمْ وَ أَوَّلِكُمْ وَ آخِرِكُمْ وَ مُفَوِّضٌ فِى ذَلِكَ كُلِّهِ إِلَيْكُمْ وَ مُسَلِّمٌ فِيهِ مَعَكُمْ وَ قَلْبِى لَكُمْ مُسَلِّمٌ وَ رَأْيِى لَكُمْ تَبَعٌ وَ نُصْرَتِى لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّى يُحْيِىَ اللَّهُ تَعَالَى دِينَهُ بِكُمْ وَ يَرُدَّكُمْ فِى أَيَّامِهِ وَ يُظْهِرَكُمْ لِعَدْلِهِ وَ يُمَكِّنَكُمْ فِى أَرْضِهِ فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لا مَعَ غَيْرِكُمْ آمَنْتُ بِكُمْ وَ تَوَلَّيْتُ آخِرَكُمْ بِمَا تَوَلَّيْتُ بِهِ أَوَّلَكُمْ وَ بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَعْدَائِكُمْ وَ مِنَ الْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ الشَّيَاطِينِ وَ حِزْبِهِمُ الظَّالِمِينَ لَكُمْ (وَ) الْجَاحِدِينَ لِحَقِّكُمْ وَ الْمَارِقِينَ مِنْ وِلايَتِكُمْ وَ الْغَاصِبِينَ لِإِرْثِكُمْ (وَ) الشَّاكِّينَ فِيكُمْ (وَ) الْمُنْحَرِفِينَ عَنْكُمْ وَ مِنْ كُلِّ وَلِيجَةٍ دُونَكُمْ وَ كُلِّ مُطَاعٍ سِوَاكُمْ وَ مِنَ الْأَئِمَّةِ الَّذِينَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ فَثَبَّتَنِىَ اللَّهُ أَبَدا مَا حَيِيتُ عَلَى مُوَالاتِكُمْ وَ مَحَبَّتِكُمْ وَ دِينِكُمْ وَ وَفَّقَنِى لِطَاعَتِكُمْ وَ رَزَقَنِى شَفَاعَتَكُمْ وَ جَعَلَنِى مِنْ خِيَارِ مَوَالِيكُمْ التَّابِعِينَ لِمَا دَعَوْتُمْ إِلَيْهِ وَ جَعَلَنِى مِمَّنْ يَقْتَصُّ آثَارَكُمْ وَ يَسْلُكُ سَبِيلَكُمْ وَ يَهْتَدِى بِهُدَاكُمْ وَ يُحْشَرُ فِى زُمْرَتِكُمْ وَ يَكِرُّ فِى رَجْعَتِكُمْ وَ يُمَلَّكُ فِى دَوْلَتِكُمْ وَ يُشَرَّفُ فِى عَافِيَتِكُمْ وَ يُمَكَّنُ فِى أَيَّامِكُمْ وَ تَقَرُّ عَيْنُهُ غَدا بِرُؤْيَتِكُمْ بِأَبِى أَنْتُمْ وَ أُمِّى وَ نَفْسِى وَ أَهْلِى وَ مَالِى مَنْ أَرَادَ اللَّهَ بَدَأَ بِكُمْ وَ مَنْ وَحَّدَهُ قَبِلَ عَنْكُمْ وَ مَنْ قَصَدَهُ تَوَجَّهَ بِكُمْ مَوَالِىَّ لا أُحْصِى ثَنَاءَكُمْ وَ لا أَبْلُغُ مِنَ الْمَدْحِ كُنْهَكُمْ وَ مِنَ الْوَصْفِ قَدْرَكُمْ وَ أَنْتُمْ نُورُ الْأَخْيَارِ وَ هُدَاةُ الْأَبْرَارِ وَ حُجَجُ الْجَبَّارِ بِكُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِكُمْ يَخْتِمُ (اللَّهُ) وَ بِكُمْ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَ بِكُمْ يُمْسِكُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلا بِإِذْنِهِ وَ بِكُمْ يُنَفِّسُ الْهَمَّ وَ يَكْشِفُ الضُّرَّ وَ عِنْدَكُمْ مَا نَزَلَتْ بِهِ رُسُلُهُ وَ هَبَطَتْ بِهِ مَلائِكَتُهُ وَ إِلَى جَدِّكُمْ (و اگر زيارت امير المؤمنين عليه السلام باشد بجاى و إلى جدكم بگو) وَ إِلَى أَخِيكَ بُعِثَ الرُّوحُ الْأَمِينُ آتَاكُمُ اللَّهُ مَا لَمْ يُؤْتِ أَحَدا مِنَ الْعَالَمِينَ طَأْطَأَ كُلُّ شَرِيفٍ لِشَرَفِكُمْ وَ بَخَعَ كُلُّ مُتَكَبِّرٍ لِطَاعَتِكُمْ وَ خَضَعَ كُلُّ جَبَّارٍ لِفَضْلِكُمْ وَ ذَلَّ كُلُّ شَىْءٍ لَكُمْ وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِكُمْ وَ فَازَ الْفَائِزُونَ بِوِلايَتِكُمْ بِكُمْ يُسْلَكُ إِلَى الرِّضْوَانِ وَ عَلَى مَنْ جَحَدَ وِلايَتَكُمْ غَضَبُ الرَّحْمَنِ بِأَبِى أَنْتُمْ وَ أُمِّى وَ نَفْسِى وَ أَهْلِى وَ مَالِى ذِكْرُكُمْ فِى الذَّاكِرِينَ وَ أَسْمَاؤُكُمْ فِى الْأَسْمَاءِ وَ أَجْسَادُكُمْ فِى الْأَجْسَادِ وَ أَرْوَاحُكُمْ فِى الْأَرْوَاحِ وَ أَنْفُسُكُمْ فِى النُّفُوسِ وَ آثَارُكُمْ فِى الْآثَارِ وَ قُبُورُكُمْ فِى الْقُبُورِ فَمَا أَحْلَى أَسْمَاءَكُمْ وَ أَكْرَمَ أَنْفُسَكُمْ وَ أَعْظَمَ شَأْنَكُمْ وَ أَجَلَّ خَطَرَكُمْ وَ أَوْفَى عَهْدَكُمْ [وَ أَصْدَقَ وَعْدَكُمْ] كَلامُكُمْ نُورٌ وَ أَمْرُكُمْ رُشْدٌ وَ وَصِيَّتُكُمُ التَّقْوَى وَ فِعْلُكُمُ الْخَيْرُ وَ عَادَتُكُمُ الْإِحْسَانُ وَ سَجِيَّتُكُمُ الْكَرَمُ وَ شَأْنُكُمُ الْحَقُّ وَ الصِّدْقُ وَ الرِّفْقُ وَ قَوْلُكُمْ حُكْمٌ وَ حَتْمٌ وَ رَأْيُكُمْ عِلْمٌ وَ حِلْمٌ وَ حَزْمٌ إِنْ ذُكِرَ الْخَيْرُ كُنْتُمْ أَوَّلَهُ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْوَاهُ وَ مُنْتَهَاهُ بِأَبِى أَنْتُمْ وَ أُمِّى وَ نَفْسِى كَيْفَ أَصِفُ حُسْنَ ثَنَائِكُمْ وَ أُحْصِى جَمِيلَ بَلائِكُمْ وَ بِكُمْ أَخْرَجَنَا اللَّهُ مِنَ الذُّلِّ وَ فَرَّجَ عَنَّا غَمَرَاتِ الْكُرُوبِ وَ أَنْقَذَنَا مِنْ شَفَا جُرُفِ الْهَلَكَاتِ وَ مِنَ النَّارِ بِأَبِى أَنْتُمْ وَ أُمِّى وَ نَفْسِى بِمُوَالاتِكُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعَالِمَ دِينِنَا وَ أَصْلَحَ مَا كَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْيَانَا وَ بِمُوَالاتِكُمْ تَمَّتِ الْكَلِمَةُ وَ عَظُمَتِ النِّعْمَةُ وَ ائْتَلَفَتِ الْفُرْقَةُ وَ بِمُوَالاتِكُمْ تُقْبَلُ الطَّاعَةُ الْمُفْتَرَضَةُ وَ لَكُمُ الْمَوَدَّةُ الْوَاجِبَةُ وَ الدَّرَجَاتُ الرَّفِيعَةُ وَ الْمَقَامُ الْمَحْمُودُ وَ الْمَكَانُ الْمَعْلُومُ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْجَاهُ الْعَظِيمُ وَ الشَّأْنُ الْكَبِيرُ وَ الشَّفَاعَةُ الْمَقْبُولَةُ رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنْزَلْتَ وَ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ رَبَّنَا لا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَ هَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنْ كَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولا يَا وَلِىَّ اللَّهِ إِنَّ بَيْنِى وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذُنُوبا لا يَأْتِى عَلَيْهَا إِلا رِضَاكُمْ فَبِحَقِّ مَنِ ائْتَمَنَكُمْ عَلَى سِرِّهِ وَ اسْتَرْعَاكُمْ أَمْرَ خَلْقِهِ وَ قَرَنَ طَاعَتَكُمْ بِطَاعَتِهِ لَمَّا اسْتَوْهَبْتُمْ ذُنُوبِى وَ كُنْتُمْ شُفَعَائِى فَإِنِّى لَكُمْ مُطِيعٌ مَنْ أَطَاعَكُمْ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاكُمْ فَقَدْ عَصَى اللَّهَ وَ مَنْ أَحَبَّكُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ وَ مَنْ أَبْغَضَكُمْ فَقَدْ أَبْغَضَ اللَّهَ اللَّهُمَّ إِنِّى لَوْ وَجَدْتُ شُفَعَاءَ أَقْرَبَ إِلَيْكَ مِنْ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ الْأَخْيَارِ الْأَئِمَّةِ الْأَبْرَارِ لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعَائِى فَبِحَقِّهِمُ الَّذِى أَوْجَبْتَ لَهُمْ عَلَيْكَ أَسْأَلُكَ أَنْ تُدْخِلَنِى فِى جُمْلَةِ الْعَارِفِينَ بِهِمْ وَ بِحَقِّهِمْ وَ فِى زُمْرَةِ الْمَرْحُومِينَ بِشَفَاعَتِهِمْ إِنَّكَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ وَ سَلَّمَ (تَسْلِيما) كَثِيرا وَ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيل.
000000000000
زيارت به نيابت
000000000000
چون كسى خواهد كه به نيابت ديگرى زيارت كند بگويد :
اللَّهُمَّ إِنَّ فُلانَ بْنَ فُلانٍ(نام ونام پدركسي كه به نيابتش زيارت خوانده ميشود) أَوْفَدَنِي إِلَى مَوَالِيهِ وَ مَوَالِيَّ لِأَزُورَ عَنْهُ رَجَاءً لِجَزِيلِ الثَّوَابِ وَ فِرَارا مِنْ سُوءِ الْحِسَابِ اللَّهُمَّ إِنَّهُ يَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِأَوْلِيَائِهِ الدَّالِّينَ عَلَيْكَ فِي غُفْرَانِكَ ذُنُوبَهُ وَ حَطِّ سَيِّئَاتِهِ وَ يَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِهِمْ عِنْدَ مَشْهَدِ إِمَامِهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ اللَّهُمَّ فَتَقَبَّلْ مِنْهُ وَ اقْبَلْ شَفَاعَةَ أَوْلِيَائِهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ فِيهِ اللَّهُمَّ جَازِهِ عَلَى حُسْنِ نِيَّتِهِ وَ صَحِيحِ عَقِيدَتِهِ وَ صِحَّةِ مُوَالاتِهِ أَحْسَنَ مَا جَازَيْتَ أَحَدا مِنْ عَبِيدِكَ الْمُؤْمِنِينَ وَ أَدِمْ لَهُ مَا خَوَّلْتَهُ وَ اسْتَعْمِلْهُ صَالِحا فِيمَا آتَيْتَهُ وَ لا تَجْعَلْنِي آخِرَ وَافِدٍ لَهُ يُوفِدُهُ اللَّهُمَّ أَعْتِقْ رَقَبَتَهُ مِنَ النَّارِ وَ أَوْسِعْ عَلَيْهِ مِنْ رِزْقِكَ الْحَلالِ الطَّيِّبِ وَ اجْعَلْهُ مِنْ رُفَقَاءِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ بَارِكْ لَهُ فِي وُلْدِهِ وَ مَالِهِ وَ أَهْلِهِ وَ مَا مَلَكَتْ يَمِينُهُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ حُلْ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ مَعَاصِيكَ حَتَّى لا يَعْصِيَكَ وَ أَعِنْهُ عَلَى طَاعَتِكَ وَ طَاعَةِ أَوْلِيَائِكَ حَتَّى لا تَفْقِدَهُ حَيْثُ أَمَرْتَهُ وَ لا تَرَاهُ حَيْثُ نَهَيْتَهُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لَهُ وَ ارْحَمْهُ وَ اعْفُ عَنْهُ وَ عَنْ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَعِذْهُ مِنْ هَوْلِ الْمُطَّلَعِ وَ مِنْ فَزَعِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ سُوءِ الْمُنْقَلَبِ وَ مِنْ ظُلْمَةِ الْقَبْرِ وَ وَحْشَتِهِ وَ مِنْ مَوَاقِفِ الْخِزْيِ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْ جَائِزَتَهُ فِي مَوْقِفِي هَذَا غُفْرَانَكَ وَ تُحْفَتَهُ فِي مَقَامِي هَذَا عِنْدَ إِمَامِي صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ أَنْ تُقِيلَ عَثْرَتَهُ وَ تَقْبَلَ مَعْذِرَتَهُ وَ تَتَجَاوَزَ عَنْ خَطِيئَتِهِ وَ تَجْعَلَ التَّقْوَى زَادَهُ وَ مَا عِنْدَكَ خَيْرا لَهُ فِي مَعَادِهِ وَ تَحْشُرَهُ فِي زُمْرَةِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ تَغْفِرَ لَهُ وَ لِوَالِدَيْهِ فَإِنَّكَ خَيْرُ مَرْغُوبٍ إِلَيْهِ وَ أَكْرَمُ مَسْئُولٍ اعْتَمَدَ الْعِبَادُ عَلَيْهِ اللَّهُمَّ وَ لِكُلِّ مُوفِدٍ جَائِزَةٌ وَ لِكُلِّ زَائِرٍ كَرَامَةٌ فَاجْعَلْ جَائِزَتَهُ فِي مَوْقِفِي هَذَا غُفْرَانَكَ وَ الْجَنَّةَ لَهُ وَ لِجَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ اللَّهُمَّ وَ أَنَا عَبْدُكَ الْخَاطِئُ الْمُذْنِبُ الْمُقِرُّ بِذُنُوبِهِ فَأَسْأَلُكَ يَا اللَّهُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أَنْ لا تَحْرِمَنِي بَعْدَ ذَلِكَ الْأَجْرَ وَ الثَّوَابَ مِنْ فَضْلِ عَطَائِكَ وَ كَرَمِ تَفَضُّلِكَ.
پس برود به نزد ضريح مقدس و دستها را بسوى آسمان بلند كند رو به قبله و بگويد :
يَا مَوْلايَ يَا إِمَامِي عَبْدُكَ فُلانُ بْنُ فُلانٍ(نام ونام پدركسي كه به نيابتش زيارت خوانده ميشود) أَوْفَدَنِي زَائِرا لِمَشْهَدِكَ يَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِذَلِكَ وَ إِلَى رَسُولِهِ وَ إِلَيْكَ يَرْجُو بِذَلِكَ فَكَاكَ رَقَبَتِهِ مِنَ النَّارِ مِنَ الْعُقُوبَةِ فَاغْفِرْ لَهُ وَ لِجَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ الْحَلِيمُ الْكَرِيمُ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَسْتَجِيبَ لِي فِيهِ وَ فِي جَمِيعِ إِخْوَانِي وَ أَخَوَاتِي وَ وَلَدِي وَ أَهْلِي بِجُودِكَ وَ كَرَمِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.
00000000000000000000000
زيارت جامعه أئمة المؤمنين
00000000000000000000000
كه هر امامى را در هر وقت از شهور و ايام به آن زيارت مىتوان كرد و اين زيارت را سيد بن طاوس در مصباح الزائر از ائمه عليهم السلام روايت كرده با مقدماتى از دعاء و نماز در وقت رفتن به سفر زيارت پس فرموده چون خواستى غسل زيارت كنى بگو در وقتى كه غسل مىكنى :
بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ فِى سَبِيلِ اللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ اللَّهُمَّ اغْسِلْ عَنِّى دَرَنَ الذُّنُوبِ وَ وَسَخَ الْعُيُوبِ وَ طَهِّرْنِى بِمَاءِ التَّوْبَةِ وَ أَلْبِسْنِى رِدَاءَ الْعِصْمَةِ وَ أَيِّدْنِى بِلُطْفٍ مِنْكَ يُوَفِّقُنِى لِصَالِحِ الْأَعْمَالِ إِنَّكَ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ پس هرگاه نزديك در حرم مطهر شدى بگو الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى وَفَّقَنِى لِقَصْدِ وَلِيِّهِ وَ زِيَارَةِ حُجَّتِهِ وَ أَوْرَدَنِى حَرَمَهُ وَ لَمْ يَبْخَسْنِى حَظِّى مِنْ زِيَارَةِ قَبْرِهِ وَ النُّزُولِ بِعَقْوَةِ مُغَيَّبِهِ وَ سَاحَةِ تُرْبَتِهِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى لَمْ يَسِمْنِى بِحِرْمَانِ مَا أَمَّلْتُهُ وَ لا صَرَفَ عَنِّى مَا رَجَوْتُهُ وَ لا قَطَعَ رَجَائِى فِيمَا تَوَقَّعْتُهُ بَلْ أَلْبَسَنِى عَافِيَتَهُ وَ أَفَادَنِى نِعْمَتَهُ وَ آتَانِى كَرَامَتَهُ.
پس هرگاه وارد حرم شدى بايست برابر ضريح مقدس و بگو :
السَّلامُ عَلَيْكُمْ أَئِمَّةَ الْمُؤْمِنِينَ وَ سَادَةَ الْمُتَّقِينَ وَ كُبَرَاءَ الصِّدِّيقِينَ وَ أُمَرَاءَ الصَّالِحِينَ وَ قَادَةَ الْمُحْسِنِينَ وَ أَعْلامَ الْمُهْتَدِينَ وَ أَنْوَارَ الْعَارِفِينَ وَ وَرَثَةَ الْأَنْبِيَاءِ وَ صَفْوَةَ الْأَوْصِيَاءِ وَ شُمُوسَ الْأَتْقِيَاءِ وَ بُدُورَ الْخُلَفَاءِ وَ عِبَادَ الرَّحْمَنِ وَ شُرَكَاءَ الْقُرْآنِ وَ مَنْهَجَ الْإِيمَانِ وَ مَعَادِنَ الْحَقَائِقِ وَ شُفَعَاءَ الْخَلائِقِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ أَشْهَدُ أَنَّكُمْ أَبْوَابُ اللَّهِ وَ مَفَاتِيحُ رَحْمَتِهِ وَ مَقَالِيدُ مَغْفِرَتِهِ وَ سَحَائِبُ رِضْوَانِهِ وَ مَصَابِيحُ جِنَانِهِ وَ حَمَلَةُ فُرْقَانِهِ وَ خَزَنَةُ عِلْمِهِ وَ حَفَظَةُ سِرِّهِ وَ مَهْبِطُ وَحْيِهِ وَ عِنْدَكُمْ أَمَانَاتُ النُّبُوَّةِ وَ وَدَائِعُ الرِّسَالَةِ أَنْتُمْ أُمَنَاءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ وَ عِبَادُهُ وَ أَصْفِيَاؤُهُ وَ أَنْصَارُ تَوْحِيدِهِ وَ أَرْكَانُ تَمْجِيدِهِ وَ دُعَاتُهُ إِلَى كُتُبِهِ وَ حَرَسَةُ خَلائِقِهِ وَ حَفَظَةُ وَدَائِعِهِ لا يَسْبِقُكُمْ ثَنَاءُ الْمَلائِكَةِ فِى الْإِخْلاصِ وَ الْخُشُوعِ وَ لا يُضَادُّكُمْ ذُو ابْتِهَالٍ وَ خُضُوعٍ أَنَّى وَ لَكُمُ الْقُلُوبُ الَّتِى تَوَلَّى اللَّهُ رِيَاضَتَهَا بِالْخَوْفِ وَ الرَّجَاءِ وَ جَعَلَهَا أَوْعِيَةً لِلشُّكْرِ وَ الثَّنَاءِ وَ آمَنَهَا مِنْ عَوَارِضِ الْغَفْلَةِ وَ صَفَّاهَا مِنْ سُوءِ [شَوَاغِلِ] الْفَتْرَةِ بَلْ يَتَقَرَّبُ أَهْلُ السَّمَاءِ بِحُبِّكُمْ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِكُمْ وَ تَوَاتُرِ الْبُكَاءِ عَلَى مُصَابِكُمْ وَ الاسْتِغْفَارِ لِشِيعَتِكُمْ وَ مُحِبِّيكُمْ فَأَنَا أُشْهِدُ اللَّهَ خَالِقِى وَ أُشْهِدُ مَلائِكَتَهُ وَ أَنْبِيَاءَهُ وَ أُشْهِدُكُمْ يَا مَوَالِىَّ أَنِّى مُؤْمِنٌ بِوِلايَتِكُمْ مُعْتَقِدٌ لِإِمَامَتِكُمْ مُقِرٌّ بِخِلافَتِكُمْ عَارِفٌ بِمَنْزِلَتِكُمْ مُوقِنٌ بِعِصْمَتِكُمْ خَاضِعٌ لِوِلايَتِكُمْ مُتَقَرِّبٌ إِلَى اللَّهِ بِحُبِّكُمْ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِكُمْ عَالِمٌ بِأَنَّ اللَّهَ قَدْ طَهَّرَكُمْ مِنَ الْفَوَاحِشِ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطَنَ وَ مِنْ كُلِّ رِيبَةٍ وَ نَجَاسَةٍ وَ دَنِيَّةٍ وَ رَجَاسَةٍ وَ مَنَحَكُمْ رَايَةَ الْحَقِّ الَّتِى مَنْ تَقَدَّمَهَا ضَلَّ وَ مَنْ تَأَخَّرَ عَنْهَا زَلَّ وَ فَرَضَ طَاعَتَكُمْ عَلَى كُلِّ أَسْوَدَ وَ أَبْيَضَ وَ أَشْهَدُ أَنَّكُمْ قَدْ وَفَيْتُمْ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ ذِمَّتِهِ وَ بِكُلِّ مَا اشْتَرَطَ عَلَيْكُمْ فِى كِتَابِهِ وَ دَعَوْتُمْ إِلَى سَبِيلِهِ وَ أَنْفَذْتُمْ طَاقَتَكُمْ فِى مَرْضَاتِهِ وَ حَمَلْتُمُ الْخَلائِقَ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ وَ مَسَالِكِ الرِّسَالَةِ وَ سِرْتُمْ فِيهِ بِسِيرَةِ الْأَنْبِيَاءِ وَ مَذَاهِبِ الْأَوْصِيَاءِ فَلَمْ يُطَعْ لَكُمْ أَمْرٌ وَ لَمْ تُصْغَ إِلَيْكُمْ أُذُنٌ فَصَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَى أَرْوَاحِكُمْ وَ أَجْسَادِكُمْ پس خود را به قبر منور مىچسبانى و مىگويى بِأَبِى أَنْتَ وَ أُمِّى يَا حُجَّةَ اللَّهِ لَقَدْ أُرْضِعْتَ بِثَدْىِ الْإِيمَانِ وَ فُطِمْتَ بِنُورِ الْإِسْلامِ وَ غُذِّيتَ بِبَرْدِ الْيَقِينِ وَ أُلْبِسْتَ حُلَلَ الْعِصْمَةِ وَ اصْطُفِيتَ وَ وُرِّثْتَ عِلْمَ الْكِتَابِ وَ لُقِّنْتَ فَصْلَ الْخِطَابِ وَ أُوضِحَ بِمَكَانِكَ مَعَارِفُ التَّنْزِيلِ وَ غَوَامِضُ التَّأْوِيلِ وَ سُلِّمَتْ إِلَيْكَ رَايَةُ الْحَقِّ وَ كُلِّفْتَ هِدَايَةَ الْخَلْقِ وَ نُبِذَ إِلَيْكَ عَهْدُ الْإِمَامَةِ وَ أُلْزِمْتَ حِفْظَ الشَّرِيعَةِ وَ أَشْهَدُ يَا مَوْلاىَ أَنَّكَ وَفَيْتَ بِشَرَائِطِ الْوَصِيَّةِ وَ قَضَيْتَ مَا لَزِمَكَ مِنْ حَدِّ الطَّاعَةِ وَ نَهَضْتَ بِأَعْبَاءِ الْإِمَامَةِ وَ احْتَذَيْتَ مِثَالَ النُّبُوَّةِ فِى الصَّبْرِ وَ الاجْتِهَادِ وَ النَّصِيحَةِ لِلْعِبَادِ وَ كَظْمِ الْغَيْظِ وَ الْعَفْوِ عَنِ النَّاسِ وَ عَزَمْتَ عَلَى الْعَدْلِ فِى الْبَرِيَّةِ وَ النَّصَفَةِ فِى الْقَضِيَّةِ وَ وَكَّدْتَ الْحُجَجَ عَلَى الْأُمَّةِ بِالدَّلائِلِ الصَّادِقَةِ وَ الشَّرِيعَةِ النَّاطِقَةِ وَ دَعَوْتَ إِلَى اللَّهِ بِالْحِكْمَةِ الْبَالِغَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ فَمَنَعْتَ مِنْ تَقْوِيمِ الزَّيْغِ وَ سَدِّ الثُّلَمِ وَ إِصْلاحِ الْفَاسِدِ وَ كَسْرِ الْمُعَانِدِ وَ إِحْيَاءِ السُّنَنِ وَ إِمَاتَةِ الْبِدَعِ حَتَّى فَارَقْتَ الدُّنْيَا وَ أَنْتَ شَهِيدٌ وَ لَقِيتَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ أَنْتَ حَمِيدٌ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكَ تَتَرَادَفُ وَ تَزِيدُ .
بعد برو بطرف پايين پاى مبارك و بگو :
يَا سَادَتِى يَا آلَ رَسُولِ اللَّهِ إِنِّى بِكُمْ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ جَلَّ وَ عَلا بِالْخِلافِ عَلَى الَّذِينَ غَدَرُوا بِكُمْ وَ نَكَثُوا بَيْعَتَكُمْ وَ جَحَدُوا وِلايَتَكُمْ وَ أَنْكَرُوا مَنْزِلَتَكُمْ وَ خَلَعُوا رِبْقَةَ طَاعَتِكُمْ وَ هَجَرُوا أَسْبَابَ مَوَدَّتِكُمْ وَ تَقَرَّبُوا إِلَى فَرَاعِنَتِهِمْ بِالْبَرَاءَةِ مِنْكُمْ وَ الْإِعْرَاضِ عَنْكُمْ وَ مَنَعُوكُمْ مِنْ إِقَامَةِ الْحُدُودِ وَ اسْتِيصَالِ الْجُحُودِ وَ شَعْبِ الصَّدْعِ وَ لَمِّ الشَّعَثِ وَ سَدِّ الْخَلَلِ وَ تَثْقِيفِ الْأَوَدِ وَ إِمْضَاءِ الْأَحْكَامِ وَ تَهْذِيبِ الْإِسْلامِ وَ قَمْعِ الْآثَامِ وَ أَرْهَجُوا عَلَيْكُمْ نَقْعَ الْحُرُوبِ وَ الْفِتَنِ وَ أَنْحَوْا عَلَيْكُمْ سُيُوفَ الْأَحْقَاد وَ هَتَكُوا مِنْكُمُ السُّتُورَ وَ ابْتَاعُوا بِخُمْسِكُمُ الْخُمُورَ وَ صَرَفُوا صَدَقَاتِ الْمَسَاكِينِ إِلَى الْمُضْحِكِينَ وَ السَّاخِرِينَ وَ ذَلِكَ بِمَا طَرَّقَتْ لَهُمُ الْفَسَقَةُ الْغُوَاةُ وَ الْحَسَدَةُ الْبُغَاةُ أَهْلُ النَّكْثِ وَ الْغَدْرِ وَ الْخِلافِ وَ الْمَكْرِ وَ الْقُلُوبِ الْمُنْتِنَةِ مِنْ قَذَرِ الشِّرْكِ وَ الْأَجْسَادِ الْمُشْحَنَةِ مِنْ دَرَنِ الْكُفْرِ الَّذِينَ أَضَبُّوا عَلَى النِّفَاقِ وَ أَكَبُّوا عَلَى عَلائِقِ الشِّقَاقِ فَلَمَّا مَضَى الْمُصْطَفَى صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اخْتَطَفُوا الْغِرَّةَ وَ انْتَهَزُوا الْفُرْصَةَ وَ انْتَهَكُوا الْحُرْمَةَ وَ غَادَرُوهُ عَلَى فِرَاشِ الْوَفَاةِ وَ أَسْرَعُوا لِنَقْضِ الْبَيْعَةِ وَ مُخَالَفَةِ الْمَوَاثِيقِ الْمُؤَكَّدَةِ وَ خِيَانَةِ الْأَمَانَةِ الْمَعْرُوضَةِ عَلَى الْجِبَالِ الرَّاسِيَةِ وَ أَبَتْ أَنْ تَحْمِلَهَا وَ حَمَلَهَا الْإِنْسَانُ الظَّلُومُ الْجَهُولُ ذُو الشِّقَاقِ وَ الْعِزَّةِ بِالْآثَامِ الْمُولِمَةِ وَ الْأَنَفَةِ عَنِ الانْقِيَادِ لِحَمِيدِ الْعَاقِبَةِ فَحُشِرَ سِفْلَةُ الْأَعْرَابِ وَ بَقَايَا الْأَحْزَابِ إِلَى دَارِ النُّبُوَّةِ وَ الرِّسَالَةِ وَ مَهْبِطِ الْوَحْىِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ مُسْتَقَرِّ سُلْطَانِ الْوِلايَةِ وَ مَعْدِنِ الْوَصِيَّةِ وَ الْخِلافَةِ وَ الْإِمَامَةِ حَتَّى نَقَضُوا عَهْدَ الْمُصْطَفَى فِى أَخِيهِ عَلَمِ الْهُدَى وَ الْمُبَيِّنِ طَرِيقَ النَّجَاةِ مِنْ طُرُقِ الرَّدَى وَ جَرَحُوا كَبِدَ خَيْرِ الْوَرَى فِى ظُلْمِ ابْنَتِهِ وَ اضْطِهَادِ حَبِيبَتِهِ وَ اهْتِضَامِ عَزِيزَتِهِ بَضْعَةِ لَحْمِهِ وَ فِلْذَةِ كَبِدِهِ وَ خَذَلُوا بَعْلَهَا وَ صَغَّرُوا قَدْرَهُ وَ اسْتَحَلُّوا مَحَارِمَهُ وَ قَطَعُوا رَحِمَهُ وَ أَنْكَرُوا أُخُوَّتَهُ وَ هَجَرُوا مَوَدَّتَهُ وَ نَقَضُوا طَاعَتَهُ وَ جَحَدُوا وِلايَتَهُ وَ أَطْمَعُوا الْعَبِيدَ فِى خِلافَتِهِ وَ قَادُوهُ إِلَى بَيْعَتِهِمْ مُصْلِتَةً سُيُوفَهَا مُقْذِعَةً أَسِنَّتَهَا وَ هُوَ سَاخِطُ الْقَلْبِ هَائِجُ الْغَضَبِ شَدِيدُ الصَّبْرِ كَاظِمُ الْغَيْظِ يَدْعُونَهُ إِلَى بَيْعَتِهِمُ الَّتِى عَمَّ شُومُهَا الْإِسْلامَ وَ زَرَعَتْ فِى قُلُوبِ أَهْلِهَا الْآثَامَ وَ عَقَّتْ سَلْمَانَهَا وَ طَرَدَتْ مِقْدَادَهَا وَ نَفَتْ جُنْدُبَهَا وَ فَتَقَتْ بَطْنَ عَمَّارِهَا وَ حَرَّفَتِ الْقُرْآنَ وَ بَدَّلَتِ الْأَحْكَامَ وَ غَيَّرَتِ الْمَقَامَ وَ أَبَاحَتِ الْخُمُسَ لِلطُّلَقَاءِ وَ سَلَّطَتْ أَوْلادَ اللُّعَنَاءِ عَلَى الْفُرُوجِ وَ الدِّمَاءِ وَ خَلَّطَتِ الْحَلالَ بِالْحَرَامِ وَ اسْتَخَفَّتْ بِالْإِيمَانِ وَ الْإِسْلامِ وَ هَدَمَتِ الْكَعْبَةَ وَ أَغَارَتْ عَلَى دَارِ الْهِجْرَةِ يَوْمَ الْحَرَّةِ وَ أَبْرَزَتْ بَنَاتِ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ لِلنَّكَالِ وَ السَّوْرَةِ وَ أَلْبَسَتْهُنَّ ثَوْبَ الْعَارِ وَ الْفَضِيحَةِ وَ رَخَّصَتْ لِأَهْلِ الشُّبْهَةِ فِى قَتْلِ أَهْلِ بَيْتِ الصَّفْوَةِ وَ إِبَادَةِ نَسْلِهِ وَ اسْتِيصَالِ شَأْفَتِهِ وَ سَبْىِ حَرَمِهِ وَ قَتْلِ أَنْصَارِهِ وَ كَسْرِ مِنْبَرِهِ وَ قَلْبِ مَفْخَرِهِ وَ إِخْفَاءِ دِينِهِ وَ قَطْعِ ذِكْرِهِ يَا مَوَالِىَّ فَلَوْ عَايَنَكُمُ الْمُصْطَفَى وَ سِهَامُ الْأُمَّةِ مُغْرَقَةٌ فِى أَكْبَادِكُمْ وَ رِمَاحُهُمْ مُشْرَعَةٌ فِى نُحُورِكُمْ وَ سُيُوفُهَا مُولَغَةٌ فِى دِمَائِكُمْ يَشْفِى أَبْنَاءُ الْعَوَاهِرِ غَلِيلَ الْفِسْقِ مِنْ وَرَعِكُمْ وَ غَيْظَ الْكُفْرِ مِنْ إِيمَانِكُمْ وَ أَنْتُمْ بَيْنَ صَرِيعٍ فِى الْمِحْرَابِ قَدْ فَلَقَ السَّيْفُ هَامَتَهُ وَ شَهِيدٍ فَوْقَ الْجَنَازَةِ قَدْ شُكَّتْ أَكْفَانُهُ بِالسِّهَامِ وَ قَتِيلٍ بِالْعَرَاءِ قَدْ رُفِعَ فَوْقَ الْقَنَاةِ رَأْسُهُ وَ مُكَبَّلٍ فِى السِّجْنِ قَدْ رُضَّتْ بِالْحَدِيدِ أَعْضَاؤُهُ وَ مَسْمُومٍ قَدْ قُطِّعَتْ بِجُرَعِ السَّمِّ أَمْعَاؤُهُ وَ شَمْلُكُمْ عَبَادِيدُ تُفْنِيهِمُ الْعَبِيدُ وَ أَبْنَاءُ الْعَبِيدِ فَهَلِ الْمِحَنُ يَا سَادَتِي إِلا الَّتِي لَزِمَتْكُمْ وَ الْمَصَائِبُ إِلا الَّتِي عَمَّتْكُمْ وَ الْفَجَائِعُ إِلا الَّتِي خَصَّتْكُمْ وَ الْقَوَارِعُ إِلا الَّتِي طَرَقَتْكُمْ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ عَلَى أَرْوَاحِكُمْ وَ أَجْسَادِكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بعد قبر منور را ببوس و بگو بِأَبِي أَنْتُمْ وَ أُمِّي يَا آلَ الْمُصْطَفَى إِنَّا لا نَمْلِكُ إِلا أَنْ نَطُوفَ حَوْلَ مَشَاهِدِكُمْ وَ نُعَزِّيَ فِيهَا أَرْوَاحَكُمْ عَلَى هَذِهِ الْمَصَائِبِ الْعَظِيمَةِ الْحَالَّةِ بِفِنَائِكُمْ وَ الرَّزَايَا الْجَلِيلَةِ النَّازِلَةِ بِسَاحَتِكُمُ الَّتِي أَثْبَتَتْ فِي قُلُوبِ شِيعَتِكُمُ الْقُرُوحَ وَ أَوْرَثَتْ أَكْبَادَهُمُ الْجُرُوحَ وَ زَرَعَتْ فِي صُدُورِهِمُ الْغُصَصَ فَنَحْنُ نُشْهِدُ اللَّهَ أَنَّا قَدْ شَارَكْنَا أَوْلِيَاءَكُمْ وَ أَنْصَارَكُمُ الْمُتَقَدِّمِينَ فِي إِرَاقَةِ دِمَاءِ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ وَ قَتَلَةِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ سَيِّدِ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ عَلَيْهِ السَّلامُ يَوْمَ كَرْبَلاءَ بِالنِّيَّاتِ وَ الْقُلُوبِ وَ التَّأَسُّفِ عَلَى فَوْتِ تِلْكَ الْمَوَاقِفِ الَّتِي حَضَرُوا لِنُصْرَتِكُمْ وَ عَلَيْكُمْ مِنَّا السَّلامُ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بعد قبر شريف را بين خود و قبله قرار بده و بگو اللَّهُمَّ يَا ذَا الْقُدْرَةِ الَّتِي صَدَرَ عَنْهَا الْعَالَمُ مُكَوَّنا مَبْرُوءا عَلَيْهَا مَفْطُورا تَحْتَ ظِلِّ الْعَظَمَةِ فَنَطَقَتْ شَوَاهِدُ صُنْعِكَ فِيهِ بِأَنَّكَ أَنْتَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ مُكَوِّنُهُ وَ بَارِئُهُ وَ فَاطِرُهُ ابْتَدَعْتَهُ لا مِنْ شَيْءٍ وَ لا عَلَى شَيْءٍ وَ لا فِي شَيْءٍ وَ لا لِوَحْشَةٍ دَخَلَتْ عَلَيْكَ إِذْ لا غَيْرُكَ وَ لا حَاجَةٍ بَدَتْ لَكَ فِي تَكْوِينِهِ وَ لا لاسْتِعَانَةٍ مِنْكَ عَلَى الْخَلْقِ بَعْدَهُ بَلْ أَنْشَأْتَهُ لِيَكُونَ دَلِيلا عَلَيْكَ بِأَنَّكَ بَائِنٌ مِنَ الصُّنْعِ فَلا يُطِيقُ الْمُنْصِفُ لِعَقْلِهِ إِنْكَارَكَ وَ الْمَوْسُومُ بِصِحَّةِ الْمَعْرِفَةِ جُحُودَكَ أَسْأَلُكَ بِشَرَفِ الْإِخْلاصِ فِي تَوْحِيدِكَ وَ حُرْمَةِ التَّعَلُّقِ بِكِتَابِكَ وَ أَهْلِ بَيْتِ نَبِيِّكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى آدَمَ بَدِيعِ فِطْرَتِكَ وَ بِكْرِ حُجَّتِكَ وَ لِسَانِ قُدْرَتِكَ وَ الْخَلِيفَةِ فِي بَسِيطَتِكَ وَ عَلَى مُحَمَّدٍ الْخَالِصِ مِنْ صَفْوَتِكَ وَ الْفَاحِصِ عَنْ مَعْرِفَتِكَ وَ الْغَائِصِ الْمَأْمُونِ عَلَى مَكْنُونِ سَرِيرَتِكَ بِمَا أَوْلَيْتَهُ مِنْ نِعْمَتِكَ بِمَعُونَتِكَ وَ عَلَى مَنْ بَيْنَهُمَا مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الْمُكَرَّمِينَ وَ الْأَوْصِيَاءِ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ أَنْ تَهَبَنِي لِإِمَامِي هَذَا پس پهلوى روى خود را بر ضريح مبارك بگذار و بگو اللَّهُمَّ بِمَحَلِّ هَذَا السَّيِّدِ مِنْ طَاعَتِكَ وَ بِمَنْزِلَتِهِ عِنْدَكَ لا تُمِتْنِي فُجَاءَةً وَ لا تَحْرِمْنِي تَوْبَةً وَ ارْزُقْنِي الْوَرَعَ عَنْ مَحَارِمِكَ دِينا وَ دُنْيَا وَ اشْغَلْنِي بِالْآخِرَةِ عَنْ طَلَبِ الْأُولَى وَ وَفِّقْنِي لِمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَى وَ جَنِّبْنِي اتِّبَاعَ الْهَوَى وَ الاغْتِرَارَ بِالْأَبَاطِيلِ وَ الْمُنَى اللَّهُمَّ اجْعَلِ السَّدَادَ فِي قَوْلِي وَ الصَّوَابَ فِي فِعْلِي وَ الصِّدْقَ وَ الْوَفَاءَ فِي ضَمَانِي وَ وَعْدِي وَ الْحِفْظَ وَ الْإِينَاسَ مَقْرُونَيْنِ بِعَهْدِي وَ وَعْدِي وَ الْبِرَّ وَ الْإِحْسَانَ مِنْ شَأْنِي وَ خُلُقِي وَ اجْعَلِ السَّلامَةَ لِي شَامِلَةً وَ الْعَافِيَةَ بِي مُحِيطَةً مُلْتَفَّةً وَ لَطِيفَ صُنْعِكَ وَ عَوْنِكَ مَصْرُوفا إِلَيَّ وَ حُسْنَ تَوْفِيقِكَ وَ يُسْرِكَ مَوْفُورا عَلَيَّ وَ أَحْيِنِي يَا رَبِّ سَعِيدا وَ تَوَفَّنِي شَهِيدا وَ طَهِّرْنِي لِلْمَوْتِ وَ مَا بَعْدَهُ اللَّهُمَّ وَ اجْعَلِ الصِّحَّةَ وَ النُّورَ فِي سَمْعِي وَ بَصَرِي وَ الْجِدَةَ وَ الْخَيْرَ فِي طُرُقِي وَ الْهُدَى وَ الْبَصِيرَةَ فِي دِينِي وَ مَذْهَبِي وَ الْمِيزَانَ أَبَدا نَصْبَ عَيْنِي وَ الذِّكْرَ وَ الْمَوْعِظَةَ شِعَارِي وَ دِثَارِي وَ الْفِكْرَةَ وَ الْعِبْرَةَ أُنْسِي وَ عِمَادِي وَ مَكِّنِ الْيَقِينَ فِي قَلْبِي وَ اجْعَلْهُ أَوْثَقَ الْأَشْيَاءِ فِي نَفْسِي وَ اغْلِبْهُ عَلَى رَأْيِي وَ عَزْمِي وَ اجْعَلِ الْإِرْشَادَ فِي عَمَلِي وَ التَّسْلِيمَ لِأَمْرِكَ مِهَادِي وَ سَنَدِي وَ الرِّضَا بِقَضَائِكَ وَ قَدَرِكَ أَقْصَى عَزْمِي وَ نِهَايَتِي وَ أَبْعَدَ هَمِّي وَ غَايَتِي حَتَّى لا أَتَّقِيَ أَحَدا مِنْ خَلْقِكَ بِدِينِي وَ لا أَطْلُبَ بِهِ غَيْرَ آخِرَتِي وَ لا أَسْتَدْعِيَ مِنْهُ إِطْرَائِي وَ مَدْحِي وَ اجْعَلْ خَيْرَ الْعَوَاقِبِ عَاقِبَتِي وَ خَيْرَ الْمَصَايِرِ مَصِيرِي وَ أَنْعَمَ الْعَيْشِ عَيْشِي وَ أَفْضَلَ الْهُدَى هُدَايَ وَ أَوْفَرَ الْحُظُوظِ حَظِّي وَ أَجْزَلَ الْأَقْسَامِ قِسْمِي وَ نَصِيبِي وَ كُنْ لِي يَا رَبِّ مِنْ كُلِّ سُوءٍ وَلِيّا وَ إِلَى كُلِّ خَيْرٍ دَلِيلا وَ قَائِدا وَ مِنْ كُلِّ بَاغٍ وَ حَسُودٍ ظَهِيرا وَ مَانِعا اللَّهُمَّ بِكَ اعْتِدَادِي وَ عِصْمَتِي وَ ثِقَتِي وَ تَوْفِيقِي وَ حَوْلِي وَ قُوَّتِي وَ لَكَ مَحْيَايَ وَ مَمَاتِي وَ فِي قَبْضَتِكَ سُكُونِي وَ حَرَكَتِي وَ إِنَّ بِعُرْوَتِكَ الْوُثْقَى اسْتِمْسَاكِي وَ وُصْلَتِي وَ عَلَيْكَ فِي الْأُمُورِ كُلِّهَا اعْتِمَادِي وَ تَوَكُّلِي وَ مِنْ عَذَابِ جَهَنَّمَ وَ مَسِّ سَقَرَ نَجَاتِي وَ خَلاصِي وَ فِي دَارِ أَمْنِكَ وَ كَرَامَتِكَ مَثْوَايَ وَ مُنْقَلَبِي وَ عَلَى أَيْدِي سَادَتِي وَ مَوَالِيَّ آلِ الْمُصْطَفَى فَوْزِي وَ فَرَجِي اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِمَاتِ وَ اغْفِرْ لِي وَ لِوَالِدَيَّ وَ مَا وَلَدَا وَ أَهْلِ بَيْتِي وَ جِيرَانِي وَ لِكُلِّ مَنْ قَلَّدَنِي يَدا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ إِنَّكَ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ [وَ السَّلامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ]
0000000000000000000
دعاي عالية المضامين
0000000000000000000
كه بعد از زيارت هر يك از ائمه عليهم السلام خوانده مىشود
و اين دعا را سيد بن طاوس در مصباح الزاير بعد از زيارت جامعه مذكوره نقل فرموده و آن دعاى شريف اين است:
اللَّهُمَّ إِنِّي زُرْتُ هَذَا الْإِمَامَ مُقِرًّا بِإِمَامَتِهِ مُعْتَقِدا لِفَرْضِ طَاعَتِهِ فَقَصَدْتُ مَشْهَدَهُ بِذُنُوبِي وَ عُيُوبِي وَ مُوبِقَاتِ آثَامِي وَ كَثْرَةِ سَيِّئَاتِي وَ خَطَايَايَ وَ مَا تَعْرِفُهُ مِنِّي مُسْتَجِيرا بِعَفْوِكَ مُسْتَعِيذا بِحِلْمِكَ رَاجِيا رَحْمَتَكَ لاجِئا إِلَى رُكْنِكَ عَائِذا بِرَأْفَتِكَ مُسْتَشْفِعا بِوَلِيِّكَ وَ ابْنِ أَوْلِيَائِكَ وَ صَفِيِّكَ وَ ابْنِ أَصْفِيَائِكَ وَ أَمِينِكَ وَ ابْنِ أُمَنَائِكَ وَ خَلِيفَتِكَ وَ ابْنِ خُلَفَائِكَ الَّذِينَ جَعَلْتَهُمُ الْوَسِيلَةَ إِلَى رَحْمَتِكَ وَ رِضْوَانِكَ وَ الذَّرِيعَةَ إِلَى رَأْفَتِكَ وَ غُفْرَانِكَ اللَّهُمَّ وَ أَوَّلُ حَاجَتِي إِلَيْكَ أَنْ تَغْفِرَ لِي مَا سَلَفَ مِنْ ذُنُوبِي عَلَى كَثْرَتِهَا وَ أَنْ تَعْصِمَنِي فِيمَا بَقِيَ مِنْ عُمْرِي وَ تُطَهِّرَ دِينِي مِمَّا يُدَنِّسُهُ وَ يَشِينُهُ وَ يُزْرِي بِهِ وَ تَحْمِيَهُ مِنَ الرَّيْبِ وَ الشَّكِّ وَ الْفَسَادِ وَ الشِّرْكِ وَ تُثَبِّتَنِي عَلَى طَاعَتِكَ وَ طَاعَةِ رَسُولِكَ وَ ذُرِّيَّتِهِ النُّجَبَاءِ السُّعَدَاءِ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِمْ وَ رَحْمَتُكَ وَ سَلامُكَ وَ بَرَكَاتُكَ وَ تُحْيِيَنِي مَا أَحْيَيْتَنِي عَلَى طَاعَتِهِمْ وَ تُمِيتَنِي إِذَا أَمَتَّنِي عَلَى طَاعَتِهِمْ وَ أَنْ لا تَمْحُوَ مِنْ قَلْبِي مَوَدَّتَهُمْ وَ مَحَبَّتَهُمْ وَ بُغْضَ أَعْدَائِهِمْ وَ مُرَافَقَةَ أَوْلِيَائِهِمْ وَ بِرَّهُمْ وَ أَسْأَلُكَ يَا رَبِّ أَنْ تَقْبَلَ ذَلِكَ مِنِّي وَ تُحَبِّبَ إِلَيَّ عِبَادَتَكَ وَ الْمُوَاظَبَةَ عَلَيْهَا وَ تُنَشِّطَنِي لَهَا وَ تُبَغِّضَ إِلَيَّ مَعَاصِيَكَ وَ مَحَارِمَكَ وَ تَدْفَعَنِي عَنْهَا وَ تُجَنِّبَنِي التَّقْصِيرَ فِي صَلَوَاتِي وَ الاسْتِهَانَةَ بِهَا وَ التَّرَاخِيَ عَنْهَا وَ تُوَفِّقَنِي لِتَأْدِيَتِهَا كَمَا فَرَضْتَ وَ أَمَرْتَ بِهِ عَلَى سُنَّةِ رَسُولِكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ رَحْمَتُكَ وَ بَرَكَاتُكَ خُضُوعا وَ خُشُوعا وَ تَشْرَحَ صَدْرِي لإِيتَاءِ الزَّكَاةِ وَ إِعْطَاءِ الصَّدَقَاتِ وَ بَذْلِ الْمَعْرُوفِ وَ الْإِحْسَانِ إِلَى شِيعَةِ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ السَّلامُ وَ مُوَاسَاتِهِمْ وَ لا تَتَوَفَّانِي إِلا بَعْدَ أَنْ تَرْزُقَنِي حِجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ وَ زِيَارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ وَ قُبُورِ الْأَئِمَّةِ عَلَيْهِمُ السَّلامُ وَ أَسْأَلُكَ يَا رَبِّ تَوْبَةً نَصُوحا تَرْضَاهَا وَ نِيَّةً تَحْمَدُهَا وَ عَمَلا صَالِحا تَقْبَلُهُ وَ أَنْ تَغْفِرَ لِي وَ تَرْحَمَنِي إِذَا تَوَفَّيْتَنِي وَ تُهَوِّنَ عَلَيَّ سَكَرَاتِ الْمَوْتِ وَ تَحْشُرَنِي فِي زُمْرَةِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ وَ تُدْخِلَنِي الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ وَ تَجْعَلَ دَمْعِي غَزِيرا فِي طَاعَتِكَ وَ عَبْرَتِي جَارِيَةً فِيمَا يُقَرِّبُنِي مِنْكَ وَ قَلْبِي عَطُوفا عَلَى أَوْلِيَائِكَ وَ تَصُونَنِي فِي هَذِهِ الدُّنْيَا مِنَ الْعَاهَاتِ وَ الْآفَاتِ وَ الْأَمْرَاضِ الشَّدِيدَةِ وَ الْأَسْقَامِ الْمُزْمِنَةِ وَ جَمِيعِ أَنْوَاعِ الْبَلاءِ وَ الْحَوَادِثِ وَ تَصْرِفَ قَلْبِي عَنِ الْحَرَامِ وَ تُبَغِّضَ إِلَيَّ مَعَاصِيَكَ وَ تُحَبِّبَ إِلَيَّ الْحَلالَ وَ تَفْتَحَ لِي أَبْوَابَهُ وَ تُثَبِّتَ نِيَّتِي وَ فِعْلِي عَلَيْهِ وَ تَمُدَّ فِي عُمْرِي وَ تُغْلِقَ أَبْوَابَ الْمِحَنِ عَنِّي وَ لا تَسْلُبَنِي مَا مَنَنْتَ بِهِ عَلَيَّ وَ لا تَسْتَرِدَّ شَيْئا مِمَّا أَحْسَنْتَ بِهِ إِلَيَّ وَ لا تَنْزِعَ مِنِّي النِّعَمَ الَّتِي أَنْعَمْتَ بِهَا عَلَيَّ وَ تَزِيدَ فِيمَا خَوَّلْتَنِي وَ تُضَاعِفَهُ أَضْعَافا مُضَاعَفَةً وَ تَرْزُقَنِي مَالا كَثِيرا وَاسِعا سَائِغا هَنِيئا نَامِيا وَافِيا وَ عِزّا بَاقِيا كَافِيا وَ جَاها عَرِيضا مَنِيعا وَ نِعْمَةً سَابِغَةً عَامَّةً وَ تُغْنِيَنِي بِذَلِكَ عَنِ الْمَطَالِبِ الْمُنَكَّدَةِ وَ الْمَوَارِدِ الصَّعْبَةِ وَ تُخَلِّصَنِي مِنْهَا مُعَافًى فِي دِينِي وَ نَفْسِي وَ وَلَدِي وَ مَا أَعْطَيْتَنِي وَ مَنَحْتَنِي وَ تَحْفَظَ عَلَيَّ مَالِي وَ جَمِيعَ مَا خَوَّلْتَنِي وَ تَقْبِضَ عَنِّي أَيْدِيَ الْجَبَابِرَةِ وَ تَرُدَّنِي إِلَى وَطَنِي وَ تُبَلِّغَنِي نِهَايَةَ أَمَلِي فِي دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي وَ تَجْعَلَ عَاقِبَةَ أَمْرِي مَحْمُودَةً حَسَنَةً سَلِيمَةً وَ تَجْعَلَنِي رَحِيبَ الصَّدْرِ وَاسِعَ الْحَالِ حَسَنَ الْخُلُقِ بَعِيدا مِنَ الْبُخْلِ وَ الْمَنْعِ وَ النِّفَاقِ وَ الْكِذْبِ وَ الْبَهْتِ وَ قَوْلِ الزُّورِ وَ تُرْسِخَ فِي قَلْبِي مَحَبَّةَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ شِيعَتِهِمْ وَ تَحْرُسَنِي يَا رَبِّ فِي نَفْسِي وَ أَهْلِي وَ مَالِي وَ وَلَدِي وَ أَهْلِ حُزَانَتِي وَ إِخْوَانِي وَ أَهْلِ مَوَدَّتِي وَ ذُرِّيَّتِي بِرَحْمَتِكَ وَ جُودِكَ اللَّهُمَّ هَذِهِ حَاجَاتِي عِنْدَكَ وَ قَدِ اسْتَكْثَرْتُهَا لِلُؤْمِي وَ شُحِّي وَ هِيَ عِنْدَكَ صَغِيرَةٌ حَقِيرَةٌ وَ عَلَيْكَ سَهْلَةٌ يَسِيرَةٌ فَأَسْأَلُكَ بِجَاهِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ عِنْدَكَ وَ بِحَقِّهِمْ عَلَيْكَ وَ بِمَا أَوْجَبْتَ لَهُمْ وَ بِسَائِرِ أَنْبِيَائِكَ وَ رُسُلِكَ وَ أَصْفِيَائِكَ وَ أَوْلِيَائِكَ الْمُخْلَصِينَ مِنْ عِبَادِكَ وَ بِاسْمِكَ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ لَمَّا قَضَيْتَهَا كُلَّهَا وَ أَسْعَفْتَنِي بِهَا وَ لَمْ تُخَيِّبْ أَمَلِي وَ رَجَائِي اللَّهُمَّ وَ شَفِّعْ صَاحِبَ هَذَا الْقَبْرِ فِيَّ يَا سَيِّدِي يَا وَلِيَّ اللَّهِ يَا أَمِينَ اللَّهِ أَسْأَلُكَ أَنْ تَشْفَعَ لِي إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي هَذِهِ الْحَاجَاتِ كُلِّهَا بِحَقِّ آبَائِكَ الطَّاهِرِينَ وَ بِحَقِّ أَوْلادِكَ الْمُنْتَجَبِينَ فَإِنَّ لَكَ عِنْدَ اللَّهِ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُهُ الْمَنْزِلَةَ الشَّرِيفَةَ وَ الْمَرْتَبَةَ الْجَلِيلَةَ وَ الْجَاهَ الْعَرِيضَ اللَّهُمَّ لَوْ عَرَفْتُ مَنْ هُوَ أَوْجَهُ عِنْدَكَ مِنْ هَذَا الْإِمَامِ وَ مِنْ آبَائِهِ وَ أَبْنَائِهِ الطَّاهِرِينَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ وَ الصَّلاةُ لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعَائِي وَ قَدَّمْتُهُمْ أَمَامَ حَاجَتِي وَ طَلِبَاتِي هَذِهِ فَاسْمَعْ مِنِّي وَ اسْتَجِبْ لِي وَ افْعَلْ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ اللَّهُمَّ وَ مَا قَصُرَتْ عَنْهُ مَسْأَلَتِي وَ عَجَزَتْ عَنْهُ قُوَّتِي وَ لَمْ تَبْلُغْهُ فِطْنَتِي مِنْ صَالِحِ دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي فَامْنُنْ بِهِ عَلَيَّ وَ احْفَظْنِي وَ احْرُسْنِي وَ هَبْ لِي وَ اغْفِرْ لِي وَ مَنْ أَرَادَنِي بِسُوءٍ أَوْ مَكْرُوهٍ مِنْ شَيْطَانٍ مَرِيدٍ أَوْ سُلْطَانٍ عَنِيدٍ أَوْ مُخَالِفٍ فِي دِينٍ أَوْ مُنَازِعٍ فِي دُنْيَا أَوْ حَاسِدٍ عَلَيَّ نِعْمَةً أَوْ ظَالِمٍ أَوْ بَاغٍ فَاقْبِضْ عَنِّي يَدَهُ وَ اصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُ وَ اشْغَلْهُ [عَنِّي] بِنَفْسِهِ وَ اكْفِنِي شَرَّهُ وَ شَرَّ أَتْبَاعِهِ وَ شَيَاطِينِهِ وَ أَجِرْنِي مِنْ كُلِّ مَا يَضُرُّنِي وَ يُجْحِفُ بِي وَ أَعْطِنِي جَمِيعَ الْخَيْرِ كُلِّهِ مِمَّا أَعْلَمُ وَ مِمَّا لا أَعْلَمُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِي وَ لِوَالِدَيَّ وَ لِإِخْوَانِي وَ أَخَوَاتِي وَ أَعْمَامِي وَ عَمَّاتِي وَ أَخْوَالِي وَ خَالاتِي وَ أَجْدَادِي وَ جَدَّاتِي وَ أَوْلادِهِمْ وَ ذَرَارِيهِمْ وَ أَزْوَاجِي وَ ذُرِّيَاتِي وَ أَقْرِبَائِي وَ أَصْدِقَائِي وَ جِيرَانِي وَ إِخْوَانِي فِيكَ مِنْ أَهْلِ الشَّرْقِ وَ الْغَرْبِ وَ لِجَمِيعِ أَهْلِ مَوَدَّتِي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ الْأَحْيَاءِ مِنْهُمْ وَ الْأَمْوَاتِ وَ لِجَمِيعِ مَنْ عَلَّمَنِي خَيْرا أَوْ تَعَلَّمَ مِنِّي عِلْما اللَّهُمَّ أَشْرِكْهُمْ فِي صَالِحِ دُعَائِي وَ زِيَارَتِي لِمَشْهَدِ حُجَّتِكَ وَ وَلِيِّكَ وَ أَشْرِكْنِي فِي صَالِحِ أَدْعِيَتِهِمْ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ وَ بَلِّغْ وَلِيَّكَ مِنْهُمُ السَّلامَ وَ السَّلامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ يَا سَيِّدِي يَا مَوْلايَ يَا فُلانَ بْنَ فُلانٍ (بجاى اين كلمه نام امامى را كه زيارت مىكند و نام پدر آن بزرگوار را بگويد) صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَ عَلَى رُوحِكَ وَ بَدَنِكَ أَنْتَ وَسِيلَتِي إِلَى اللَّهِ وَ ذَرِيعَتِي إِلَيْهِ وَ لِي حَقُّ مُوَالاتِي وَ تَأْمِيلِي فَكُنْ شَفِيعِي إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي الْوُقُوفِ عَلَى قِصَّتِي هَذِهِ وَ صَرْفِي عَنْ مَوْقِفِي هَذَا بِالنُّجْحِ بِمَا سَأَلْتُهُ كُلِّهِ بِرَحْمَتِهِ وَ قُدْرَتِهِ اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي عَقْلا كَامِلا وَ لُبّا رَاجِحا وَ عِزّا بَاقِيا وَ قَلْبا زَكِيّا وَ عَمَلا كَثِيرا وَ أَدَبا بَارِعا وَ اجْعَلْ ذَلِكَ كُلَّهُ لِي وَ لا تَجْعَلْهُ عَلَيَّ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
اشعار مدح و منقبت و مصیبت امام حسین علیه السلام
00000000000000000000000000000000000000000000000
بعضي ازدوستان درحرم امام حسين عليه السلام شعربرمشامم ميرسد هرلحظه بوي كربلا
را ميخواندند كه مورد ايراد بعضي ازدوستان ديگر بود
به همين جهة اين شعر را سرودم كه درلحظات ورود به كربلا
يا درحرم امام حسين عليه السلام بخوانند واينجانب را دعا كنند
كربلا يا كربلا يا كربلا يا كربلا***كربلا يا كربلا يا كربلا يا كربلا
برمشامم ميرسدخوش عطروبوي كربلا***شكرحق بردل نماندم آرزوي كربلا
تشنه بودم بهر يك جرعه ازاين آبِ فرات***شدنصيب آبِ فراتم ازسبويِ كربلا
كربلا يا كربلا يا كربلا يا كربلا***كربلا يا كربلا يا كربلا يا كربلا
سالها درآرزويِ كربلا هرروزوشب***بوده ايم ازعشق مولا دائمًا درتاب و تب
شدنصيب اينك زيارتگاهِ آن عالي نسب***آمديم ازراهِ دوري تا بكويِ كربلا
كربلا يا كربلا يا كربلا يا كربلا***كربلا يا كربلا يا كربلا يا كربلا
آرزويِ كربلا اندردلِ پيروجوان***ازازل بوده است و باشد هرزمان و هرمكان
دردلِ هرشيعه اي ازكربلا باشد نشان***چونكه باشد در گِلِ ما رنگ وبويِ كربلا
كربلا يا كربلا يا كربلا يا كربلا***كربلا يا كربلا يا كربلا يا كربلا
آدم وموسي و عيسي حضرتِ نوح و خليل***ساكنانِ آسمانها و جنابِ جبرئيل
آبِ دريايِ فرات و زمزم و هم سلسبيل***جملگي بودند اندر جستجويِ كربلا
كربلا يا كربلا يا كربلا يا كربلا***كربلا يا كربلا يا كربلا يا كربلا
هركه آمد كربلا گريان شد ازبهرِ حسين***بهرِ مظلوميِ مولا درعزا و شوروشين
چونكه بيند قتلگاه و جايِ آن تيغ و سُنين***خيمه گاه و زينبيّه شهرو كويِ كربلا
كربلا يا كربلا يا كربلا يا كربلا***كربلا يا كربلا يا كربلا يا كربلا
افتخارِما همين بس كربلائي گشته ايم***درزمينِ كربلا اهلِ ولائي گشته ايم
برسرِ پيمانِ آن قالوا بلائي گشته ايم***دروجودِ ما نشان از خلق و خويِ كربلا
كربلا يا كربلا يا كربلا يا كربلا***كربلا يا كربلا يا كربلا يا كربلا
بارالها كن نصيبم اين سفر را بارها***هم نجف هم كربلا هم كاظمين وسامرا
باقري باشد برايِ زائرين نوحه سرا***آبروئي دِه بِما از آبرويِ كربلا
كربلا يا كربلا يا كربلا يا كربلا***كربلا يا كربلا يا كربلا يا كربلا
ياحسين بن علي ماجمله زوّارِ توايم***درتوسّل جملگي اينك به دربارِتوايم
برسرو سينه زنان جمله عزادارِ توايم***آمديم از راهِ دوري ما بسويِ كربلا
كربلا يا كربلا يا كربلا يا كربلا***كربلا يا كربلا يا كربلا يا كربلا
يا ابالفضلِ علمدار اي شهيدِ كربلا***قبلهِ حاجاتِ مائي حاجت ما كن روا
دردمندو مستمنديم و بدربارت گدا***آمده بهرِگدائي ما بسويِ كربلا
كربلا يا كربلا يا كربلا يا كربلا***كربلا يا كربلا يا كربلا يا كربلا
***************************************
شعرازمؤلف باقري پور:
کتاب در تاریخ 10/6/84 به این قسمت رسید در اخبار و روزنامه ها این نوید داده شد که از
اول مهرماه 84 زائرین می توانند با اتوبوسها به عراق سفر کنند و این شعر توسط مؤلف سروده شد.
زا ئرین ا ینجا ست شهر کر بلا***کربلا یـعــنی غـم و رنـج و بلا
کربلا یعنی ز یا ر تگا ه عشق***کربلا یعنی که خلو تگا ه عشق
کربلا یعنی حسین بن علی***آنکه دل ا ز عشق او شد منجلی
کربلا یعنی که مر د ا ن خد ا***در ره د ین ا لهی جا ن فـد ا
کربلا یعنی که هفتا د و د و تن***گرد آ ن مظلوم بی غسل و کفن
کربلا یعنی که ا ز قحطی آ ب***گشته عاشورا د ل طفلان کیا ب
کربلا یعنی که با سو ز و گد ا ز***ظهر عاشورا حسین خواند نما ز
کربلا یعنی که ا یمان و یقین***میشو د تکمیل د ر آ ن سرزمین
کربلا یعنی که حج یعنی جهاد***یا تو لی و تبر ا ی عـبا د
کربلا شد بر تر ا ز عرش برین***چونکه با خون شهیدان شد عجین
کربلا شد برتر ا ز بیت ا لحرا م***چون در او شد بهر دین حق قیام
خفته در این خاک هفتاد و دو تن***یا و را ن آ ن شهید بی کفن
اکبر و عبا س و ا صغر را ببین***قا سم و عون د لا و ر را ببین
بین حبیب آ ن پیر مرد قهرما ن***بین زهیر و مسلم در خون طپان
سبط پیغمبر به جسم چاک چاک***د ر میا ن قتلگه بر رو ی خا ک
ا ز میا ن خیمه گه بین زینبش***آمد ه با لا ی تل جا ن بر لبش
با قری بنگر به صد شو رو نوا***را س شا ه د ین بروی نیزه ها
00000000000000000000
اشعاربراي بين الحرمين
سروده شده درسفرسال89
بين الحرمين بين الحرمين***اين طرف عباس، اين طرف حسين
اين وزيرِ درباره***اين طرف شاهِ عالمين
ياحضرتِ عباس، ياحسينِ مظلوم***ياميرِ علمدار، يا امامِ معصوم
يا حضرتِ عباس اي اميرِ دلها***يا حسين مظلوم اي غرب و تنها
******************
اينجا حريمِ پاكِ عباس و حسينه***همچون صفا ومروه بين الحرمينه
دراين طرف بين حرمِ آقا ابا الفضل***آن شهِ با صولت و با صفا ابا الفضل
دراين طرف بين حرمِ عزيزِ زهرا***شاهِ غريب و بي كسِ اين دشت و صحرا
دراين طرف بين حرمِ حضرتِ عباس***معطّر است آن حرم از عطرِ گلِ ياس
دراين طرف حائرِ اقدسِ حسينه***شافع امّت است و شاهِ عالمينه
دراين طرف پيكرِ صدچاكِ ابا الفضل***غرقه بخون فتاده در خاكه ابا الفضل
دراين طرف پيكرِ صد چاكِ حسين است***حائرِ قدس و تربتِ پاكِ حسين است
دراين طرف قبلهِ حاجاتِه ابالفضل***كانِ سخا روحِ مناجاتِه اباالفضل
دراين طرف آقا سفينة النّجاة است***روحِ دعا، سرچشمهِ آبِ حيات است
******************
اين طرف است امام حسين***شاهِ شهيدِ عالمين
اين طرف عباسِ علي است***محبتش به هر دلي است
اين طرف است خونِ خدا***شاهِ شهيدِ سرجدا
اين طرف عباسِ دلير***سقا وسدارو امير
باقري بين الحرمين***بياد عباس وحسين
بزن به سينه و به سر***بريز اشكت ازبصر
بگو يا عباس و حسين***بگويا عباس و حسين
*********************
يا عباس يا حسين***يا عباس يا حسين
يا عباس يا حسين***يا عباس يا حسين
يا عباس يا حسين***يا عباس يا حسين
حسين حسين حسين حسين***حسين حسين حسين حسين
حسين حسين حسين حسين***حسين حسين حسين حسين
اي بي كفن حسين حسين***حسين حسين حسين حسين
خونين بدن حسين حسين***حسين حسين حسين حسين
دور از وطن حسين حسين***حسين حسين حسين حسين
صدپاره تن حسين حسين***حسين حسين حسين حسين
ياران حسين ياورنداشت***حسين حسين حسين حسين
اكبرنداشت اصغرنداشت***حسين حسين حسين حسين
عباسِ آب آور نداشت***حسين حسين حسين حسين
هم عون و هم جعفر نداشت***حسين حسين حسين حسين
اي بي كفن حسين واي***حسين حسين حسين واي
صدپاره تن حسين واي***حسين حسين حسين واي
خونين بدن حسين واي***حسين حسين حسين واي
دورازوطن حسين واي***حسين حسين حسين واي
حسين حسين حسين واي***حسين حسين حسين واي
حسين حسين حسين واي***حسين حسين حسين واي
يا سيدي يا عباس***يا سيدي يا عباس
يا سيدي يا عباس***يا سيدي يا عباس
سقاي دشت كربلا***يا سيدي يا عباس
اي هردو دست ازتن جدا***يا سيدي يا عباس
اي كشتهِ راهِ خدا***يا سيدي يا عباس
اي با وفا اي با صفا***يا سيدي يا عباس
اي ياورِ دينِ خدا***يا سيدي يا عباس
يا سيدي يا عباس***يا سيدي يا عباس
يا سيدي يا عباس***يا سيدي يا عباس
اباالفضل اباالفضل***اباالفضل اباالفضل
اباالفضل اباالفضل***اباالفضل اباالفضل
اي قبلهِ حاجاتِ ما***اباالفضل اباالفضل
حاجاتِ ما بنماروا***اباالفضل اباالفضل
درگاهِ تو دارالشّفا***اباالفضل اباالفضل
مرضايِ ما بده شفا***اباالفضل اباالفضل
قرضايِ ما بنما ادا***اباالفضل اباالفضل
اباالفضل اباالفضل***اباالفضل اباالفضل
اباالفضل اباالفضل***اباالفضل اباالفضل
اباالفضل اباالفضل***اباالفضل اباالفضل
@@@@@@@@@@@@@@@@@
اينجا بين الحرمينه
اينجا اينجا بين الحرمينه***اينجا اينجا بين الحرمينه
اين سو نگاه كن بگو يا عباس***اين سو نگاه كن بگو يا حسين
اين طرف هست اميرِ با وفا***اين طرف هست حسينِ با صفا
اين طرف هست شهيد علقمه***اين طرف هست عزيزِ فاطمه
اين طرف هست يلِ امّ البنين***اين طرف هست حسينِ نازنين
اين طرف هست علمدارِ حسين***اين طرف هست امامِ عالمين
اين طرف هست سقايِ تشنگان***اين طرف هست امامِ دوجهان
اين طرف هست ندايِ يا اخا***اين طرف هست شهيدِ سرجدا
اين طرف هست علم رويِ زمين***اين طرف هست شهيدِ راهِ دين
*********************
اين طرف بكن نگاه اي زائرِ امام حسين***دستت را بزار رو سر بگو حسين و يا حسين
حسين حسين حسين حسين***حسين حسين حسين حسين
اين طرف بكن نگاه قبرِ اباالفضلِ رشيد***دستت را بزار روسر يا عباسِ شهيد
يا عباس ياعباس ياعباس ياعباس***يا عباس يا عباس يا عباس يا عباس
سرت رو بگير بالا روكن بدرگاهِ خدا***بگو اي خدايِ ما حقّ حسينِ سرجدا
حق عباسِ علي بحقّ هفتاد و دو تن***بگذر از گناهِ ما تو اي خدايِ ذو المنن
باقري وزائرين هم مديرِ كاروان***ميكند سپاسِ تواي خدايِ مهربان
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
بـيــن الـحــرمـيـن
شعري براي براي كربلائيهاي عزيز سروده شده كه دربين الحرمين بخوانند
سروده باقري پورمحرم 1389
بين الحرمين بين الحرمين***اين طرف عباس اين طرف حسين
اين طرف وزير دربار***اين طرف شاه عالمين
*********
ياحضرت عباس ياحسين مظلوم***ياميرعلمدار يا امام معصوم
ياحضرت عباس اي اميردلها***ياحسين مظلوم اي غريب وتنها
*****************
اينجا حريم پاك عباس وحسين است***همچون صفا ومروه بين الحرمين است
دراين طرف هست حرمِ آقا ابا الفضل***آن شهِ باصولت وبا صفا ابا الفضل
دراين طرف هست حرمِ عزيزِ زهرا***شاه غريب وبي كسِ اين دشت وصحرا
دراين طرف هست حرمِ حضرتِ عباس***معطّراست آن حرم از عطرِ گلِ ياس
دراين طرف حائرِ اقدسِ حسين است***او شافع امّتُ شاهِ عالمين است
دراين طرف پيكرِ صدچاكه ابا الفضل***غرقه بخون فتاده درخاكه ابا الفضل
دراين طرف پيكرِ صدچاكِ حسين است***حائرِ قدس و تربت پاك حسين است
دراين طرف قبلهِ حاجاته ابا الفضل***كان سخا روحِ مناجاته ابا الفضل
دراين طرف آقا سفينة النّجاة است***روحِ دعا سرچشمهِ آبِ حيات است
***********
اين طرف است امام حسين***شاهِ شهيدِ عالمين
اين طرف عبّاسِ علي است***محبّتش تو هردلي است
اين طرف است خون خدا***شاهِ شهيدِ سرجدا
اين طرف عبّاسِ دلير***سقا وسردارو امير
***********
ياعبّاس يا حسين***ياعبّاس يا حسين
ياعبّاس يا حسين***ياعبّاس يا حسين
ياعبّاس يا حسين***ياعبّاس يا حسين
************************
عبّاس اميرِ لشكر***حسين شيرِدلاور
عبّاس اميرِ لشكر***حسين شيرِدلاور
عبّاس اميرِ لشكر***حسين شيرِدلاور
***************************
عباس رفته علقمه***آب آورد بي واهمه
عباس رفته علقمه***آب آورد بي واهمه
عباس رفته علقمه***آب آورد بي واهمه
***************************
عبّاس ياورِ حسين***اميرِ لشكرِ حسين
عبّاس ياورِ حسين***اميرِ لشكرِ حسين
عبّاس ياورِ حسين***اميرِ لشكرِ حسين
************************
بي دست عبّاس آمده***پرپرگلِ ياس آمده
بي دست عبّاس آمده***پرپرگلِ ياس آمده
بي دست عبّاس آمده***پرپرگلِ ياس آمده
************************
چه شدبرادرِحسين***امير لشكرِ حسين
چه شدبرادرِحسين***امير لشكرِ حسين
چه شدبرادرِحسين***امير لشكرِ حسين
************************
اينجا يلِ امّ البنين***گشته شهيدِ راهِ دين
اينجا يلِ امّ البنين***گشته شهيدِ راهِ دين
اينجا يلِ امّ البنين***گشته شهيدِ راهِ دين
***************************
اينجا حسين تنهاشده***پرپرتنِ سقّا شده
اينجا حسين تنهاشده***پرپرتنِ سقّا شده
اينجا حسين تنهاشده***پرپرتنِ سقّا شده
******************************
حسين حسين حسين حسين***حسين حسين حسين حسين
حسين حسين حسين حسين***حسين حسين حسين حسين
حسين حسين حسين حسين***حسين حسين حسين حسين
*********************************************
شهيدكربلاحسين***حسين حسين حسين حسين
غريب ني نوا حسين***حسين حسين حسين حسين
سرازبدن جدا حسين***حسين حسين حسين حسين
*********************************
اي بي كفن حسين واي***حسين حسين حسين واي
خونين بدن حسين واي***حسين حسين حسين واي
دور از وطن حسين واي***حسين حسين حسين واي
************************************
حسين حسين حسين واي***حسين حسين حسين واي
حسين حسين حسين واي***حسين حسين حسين واي
حسين حسين حسين واي***حسين حسين حسين واي
***************************************
خـيـمــه گـاه
اين شعربراي خيمه گاه امام حسين عليه دركربلا سروده شده است
زائرين عزيز درمحل خيمه گاه بخوانند
سروده شده توسط باقري پور محرم سال1389
ياحسين ياحسين جان بفدايت***آمده زائرين به خيمه هايت
يا حسين جان فداي رُخِ ماهت***زائرين آمده به خيمه گاهت
ياحسين ياحسين خونِ خدائي***تو امامِ تمامِ شُهدائي
اندراين خيمه ها جاي تو خالي است***بين كنون خيمه ها چه شوروحالي است
زائرين ميزنن به سينه وسر***بهرتو اي حسين سبط پيمبر
ازكجا گويم اي حسين زهرا***من ازاين خيمه ها ودشت وصحرا
دوّمِ محرّم چو آورم ياد***ازجگرها برآيد آه و فرياد
من چه گويم چه شد درشبِ عاشور***اندراين خيمه ها آن شبِ پرشور
روزعاشور و اين خيمه و طفلان***بهريك جرعه آبي همه نا لان
اهلبيت اندر اين خيمه گهِ تو***چشمشان سوي ميدان به رهِ تو
لحظهِ وداعت چه شورو غوغا***اندراين خيمه ها شده است برپا
اسب بي صاحبت چون كه بيامد***شد دراين خيمه ها شور قيامت
درشبِ يازدهم آتش بپا شد***آتش كين بپا به خيمه ها شد
خيمه ها يك به يك درآن شبِ تار***سوخت از كينهِ شمرِ ستمكار
كودكان جملگي در اين بيابان***هريكي زيرِ يك خارِ مغيلان
جملگي بي كس وبي پدرو يار***جمله سرگشته و بدونِ غمخوار
اين طرف آن طرف دوان دوانند***جمله درماتم آه و فغانند
دريكي خيمه آن عابدِ بيمار***بادلِ غم زده باتنِ تبدار
زينبِ غم زده واله وحيران***بين آن آتش ودودِ فراوان
الغرض اين خيام و صدحكايت***درمقاتل شده همه روايت
باقري شد كنون راويِ غمها***دردها،غصّه ها،رنج والمها
*********************************
ياحسين ياحسين حسين حسين جان***ياحسين ياحسين حسين حسين جان
ياحسين ياحسين حسين حسين جان***ياحسين ياحسين حسين حسين جان
*********************************************
حسين حسين حسين جان***حسين حسين حسين جان
حسين حسين حسين جان***حسين حسين حسين جان
حسين حسين حسين جان***حسين حسين حسين جان
***************************************
حسين حسين ثارالله***امام ابي عبدالله
حسين حسين ثارالله***امام ابي عبدالله
حسين حسين ثارالله***امام ابي عبدالله
******************************
حسين حسين حسين حسين***حسين حسين حسين حسين
حسين حسين حسين حسين***حسين حسين حسين حسين
حسين حسين حسين حسين***حسين حسين حسين حسين
************************************
آقا حسين مولا حسين***اي بي كس وتنها حسين
حسين حسين حسين حسين***حسين حسين حسين حسين
حسين حسين حسين حسين***حسين حسين حسين حسين
************************************
اي بي كس و ياورحسين***بي اكبر و اصغرحسين
حسين حسين حسين حسين***حسين حسين حسين حسين
حسين حسين حسين حسين***حسين حسين حسين حسين
***************************************
اي بي كفن حسين واي***حسين حسين حسين واي
صدپاره تن حسين واي***حسين حسين حسين واي
دور ا زوطن حسين واي***حسين حسين حسين واي
******************************
حسين حسين حسين واي***حسين حسين حسين واي
حسين حسين حسين واي***حسين حسين حسين واي
حسين حسين حسين واي***حسين حسين حسين واي
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
شعر از ناصرالدین شاه قاجار : نام حسين وكرببلا
خرم د لی که مـنـبــع ا نها ر و کوثر ا ست***کوثـر کـجــا زد یـد ۀ پر اشکبهـتــراست
نا م حسـین و کرببـلا هــر د و د لـربا ست***نا م عـلــی ا کـبـــر ا ز آ ن د لـر با تـر ا ست
ر فـتم به کــر بلا به سر قـبــر هر شهـیــد***دیـدم که مرقـد شـهـد ا مشک و عـنــــبرا ست
هر یک مزا رو مرقدشان چا رگوشه داشت***شش گوشه یک ضریح درآن هفت کشوراست
پرسید م ا ز کسی سببش را به گر یه گفت***پا ئین پا ی قـبــر حسین قـبـر ا کبر ا ست
نزد یک نهر علقمه د ید م یکی شهید***گفـتـم چرا جد ا ا ز شهـیــد ا ن د یگر ا ست
گفتا خمو ش با ش که عبا س نو جو ا ن***منظـور ا و ا د ب به جـنــا ب برا د را ست
رفتم به خیمه گا ه شنید م به گوش د ل***آ نجا فغا ن ز ینب مظلو م ا طهر ا ست
عا ز م شد م به حجلۀ د ا ما د کربلا***د ید م عروس قا سم د ا ما د مضطرا ست
0000000000
شعر از سید ابوالقاسم فانی : دوستي حسين عليه السلام
بجز حسین مر ا ملجأ و پنا هی نیست***د ر ا ین عقید ه یقین د ا رم ا شتباهی نیست
ره نجات حسین ا ست و د و ستی حسین***بسوی حق بجز ا ز ا ین طریق راهی نیست
بغیر د ر گه تو یا حسین د ر د و جها ن***مرا به د رگه د یگر حو ا له گا هی نیست
گدای درگهت ا ی پا د شا ه کشور عشق***بچشم ا هل نظر کم ز پا د شا هی نیست
غلام تر ک سیا ه تو یا حسین به حشر***ز ر و شنی رخش چهر مهر و ما هی نیست
هر آ نکه را تو پذ یر ی خد ا ش بپذ یرد***که قرب و بعد و سفید ی و نی سیاهی نیست
شهان بجا ه و جلا ل غلا م تو نرسند***که فوق آ ن بد و عا لم جلال و جاهی نیست
گه حسا ب که ر و ز قیا متش خو ا نند***بجز حسین مر ا یا ر و د ا د خوا هی نیست
0000000000
شعر از حاج عبدالرضا هلالی : عشق حسين عليه السلام
عشق حسین ازکوچیکی توقلب من کرده لونه***د ل منـو ربو د ه و به هـر جا ئی میکشو نه
رنگ سيا ه پرچما ش سفید ی قلب منه***انگشـت نما ی مرد مم هـمه میگن سینه ز نه
شش گوشۀ کرببلا ش د لم رو برد ه تا خد ا***تمـوم آ رزوم ا ینه با ز م بر م کرببلا
د لم میخو ا د که تا ا بد سا کن کر بلا بشم***همسا یۀ همیشۀ شهید نینو ا بشم
حسین ثار ا لله حسین ثا ر ا لله***حسین ثا ر ا لله حسین ثا ر ا لله
می خوا م که با آب فرات تواونجا درددل کنم***ازلب خشک ششما هه برم ا و نو خجل کنم
می خوام که سینه بزنم توعلقمه میو ن د شت***می خوام بدونم که چراساقی به خیمه برنگشت
حسین ثا ر ا لله حسین ثا را لله***حسین ثا را لله حسین ثا را لله
شبهای جمعۀ حرم شبها ی عشق وزمزمه است***زا ئر ا ول حسین ما د ر سا دات فا طمه است
صفا ی د شت کر بلا به نا لۀ نیمه شبه***خا ک پا کش عجـین با ا شک چشا ی زینبه
دلم رو جز به دستای عزیز زهرا نمی دم***نوکریشو به شـا هی تمـو م د نیا نمی د م
به عشق پای زخمیه بچه های زاروغمین***دلم میخواد پا بزارم روخا ک وخاشاک زمین
0000000000
شعر از ریاضی یزدی : بوي بهشت
بو ی بهشت میو ز د ا ز کر بلا ی تو***ای کشته با د جا ن د و عالم فدای تو
برخیز و باز بر سر نی آیه ا ی بخوا ن***ا ی من فدای آن سر از تن جدای تو
ا ند ر منا ذ بیح یکی بود و زند ه رفت***ا ی صد ذبیح کشته شده در منای تو
رفتی بپا س حر مت کعبه به کر بلا***شد کعبۀ حقیقی د ل کر بلا ی تو
اجرهزارعمره و حج د ر طو ا ف تست***ا ی مروه و صفا بفد ا ی صفا ی تو
تا با نما ز خوف تو گر د د قبو ل حق***شد سجده گاه اهل یقین خاک پای تو
با گفتن ر ضا بقضا ئک به قتلگا ه***شد متحد رضا ی خد ا با رضای تو
تو هر چه داشتی بخد ا دادی ا ی حسین***فرد ا خد ا ست جل جلا له جزای تو
خون خداست خون تو وجزخدای نیست***ا ی کشتۀ خد ا بخد ا خون بها ی تو
0000000000
شعر از محمد علی شهاب : تربت كربلا
کربلا یک مشت خا ک سا د ه نیست***کیست بر عشق غمت دلداده نیست
بهتر آ ن د ل ز یر گل پـنــها ن شود***بهر جا ن د ا د ن ا گر آماده نیست
مرغ د ل گر پر کشـد ا ز سـیـنه ای***جز به خا ک پا ی تو افتاده نیست
هـر که را محــرا ب ا بـروی تو شد***جز به خاک و تر بتت سجاده نیست
هر د لی کز یا د رویت گشته مست***احتیاجی بر شر ا ب و با د ه نیست
مرده با شد هر که بی تو زنده است***یا کسی که در رهت جان داده نیست
ا هل عا لم جملگی عبد تو ا ند***غیر از این از مادر خود زاده نیست
0000000000
شعر از کتاب راهنمای زائرین : سلام برسرورآزادگان
ا لسلا م ا ی سرو ر آ زا د گا ن***ا لسلا م ا ی یا و ر د رما ند گا ن
جا ن بقربا ن تو مظلو م شهید***د ا د ه ا ی با خون به مظلوما ن نوید
کربلا ا ی تر بت پا ک حسین***ا ی د رونت جسم صد چا ک حسین
ای حسین جان ای شه مظلوم ما***ا ی ا ما م و ر هبر معصو م ما
ما د را ین ما تم عزا د ا رتوا یم***جا ن نثا ر و کمتر ین یا ر تو ا یم
کربلا ا ی تر بت پا ک حسین***ا ی د رونت جسم صد چا ک حسین
کودکان در خیمه ها بر سرزنان***ا لعطش گو یا ن و بی تا بی کنا ن
بهر شان پیدا نشد یک قطره آب***از عطش د لها ی معصوما ن کبا ب
کربلا ا ی تربت پا ک حسین***ا ی د رو نت جسم صد چا ک حسین
ا ی بقر با ن لب عطشا ن تو***سر جد ا و خـو ا ند ن قـر آ ن تو
در ره قرآ ن و دین سر داده ای***ا کبر و شش ما هــه ا صغر داده ای
پیکر یا را ن یکا یک بر زمین***روح آ نها جـمــله بر عر ش بر ین
بر لب آ نها کلا م یا حسین***جملۀ آ خـر ســلا م یا حسین
کربلا ا ی تربت پا ک حسین***ای د رونت جسـم صد چــا ک حسین
مهر تو در تار و پود عا شقا ن***عشق پا کت د ر وجــو د عا شـقـا ن
ما همه د ر بند عشق تو ا سیر***ا ی شه مظلــو م د ست ما بگـیر
كربلا ا ی تر بت پا ک حسین***ای د رونت جـسـم صد چا ک حسین
0000000000
مقابل حرم امام حسين عليه السّلام خوانده شود
السّلام اي زادۀ زهراحسين***السّلام اي پادشاه عالمين
السّلام اي وارث پيغمبران***السّلام اي بهترين بهتران
السّلام اي سبط پاك مصطفي***اي حسين يابن علي المرتضي
السّلام اي تشنه كام كربلا***السّلام اي خامس آل عبا
اي لبانت بوسه گاه فاطمه***اي خجل ازتوفرات وعلقمه
برلب دريا لبت خشكيده بود***ازازعطش كي اصغرت خوابيده بود
كودكانت جملگي بي تاب آب***دورازچشم يتيمان توخواب
آب دريابودمهرمادرت***حسرتش ميسوخت حلق اصغرت
تابروزحشرآب ازتوخجل***پاي عقل ماست ازصبرت به گل
وا حسينم واحسينم واحسين***واغريبم واغريبم واغريب
واحسينم واحسينم واحسين***واشهيدم واشهيدم واشهيد
حسينم واحسينم واحسينا***غريبم واغريبم واغريبا
حسينم واحسينم وا حسينا***شهيدم وا شهيدم وا شهيدا
اگركشتندچراآبت ندادند***حسينم واحسينم واحسينا
كفن خبربرجدوبربابت ندادند***حسينم واحسينم واحسينا
اگركشتندچراخاكت نكردند***حسينم واحسينم واحسينا
كفن برجسم صدچاكت نكردند***حسينم واحسينم واحسينا
اگركشتندچراراست بريدند***حسينم واحسينم واحسينا
زكينه برسرِنيزه نمودند***حسينم واحسينم واحسينا
حسين جانم چراتوسرنداري***حسينم واحسينم واحسينا
چراانگشت وانگشترنداري***حسينم واحسينم واحسينا
به كهنه جامه اي كردي قناعت***حسينم واحسينم واحسينا
چرا آن كهنه رادربرنداري***حسينم واحسينم واحسينا
سه روزوشب به روي خاك ماندي***حسينم واحسينم واحسينا
تن عريان وهم صدچاك ماندي***حسينم واحسينم واحسينا
حسينم واحسينم واحسينا***حسينم واحسينم واحسينا
0000000000
حسين اباعبدالله حسين اباعبدالله***حسين اباعبدالله حسين اباعبدالله
كليم اگردعاكند بي تودعا نمي شود***حسين اباعبدالله حسين اباعبدالله
مسيح اگرشفادهد بي توشفانمي شود***حسين اباعبدالله حسين اباعبدالله
گردحرم دويده ام صفاومروه ديده ام***هيچ كجابراي من كرب وبلانميشود
حسين اباعبدالله حسين اباعبدالله***حسين اباعبدالله حسين اباعبدالله
كرب وبلاوكوفه شد سخت به عترتت ولي***هيچ كجا به سختي شام بلانميشود
حسين اباعبدالله حسين اباعبدالله***حسين اباعبدالله حسين اباعبدالله
چوب بدست قاتلت بناله گفت اين سخن***جاي سرِبريده در طشت طلانميشود
حسين اباعبدالله حسين اباعبدالله***حسين اباعبدالله حسين اباعبدالله
گشته به هرزمان زمين سرخ زخون اهلبيت***خون كسي چوخون تو خون خدانميشود
حسين اباعبدالله حسين اباعبدالله***حسين اباعبدالله حسين اباعبدالله
كسي كه گشت گردتو گِردخطانمي رود***پيروخطكربلا اهل خطانميشود
حسين اباعبدالله حسين اباعبدالله***حسين اباعبدالله حسين اباعبدالله
اي بدن توغرق خون اي سروروت لاله گون***ازچه خضاب كرده اي خون كه حنانميشود
حسين اباعبدالله حسين اباعبدالله***حسين اباعبدالله حسين اباعبدالله
جزسرِغرق خون تو كه شدچراغ كاروان***راس بريده بركسي راهنمانميشود
حسين اباعبدالله حسين اباعبدالله***حسين اباعبدالله حسين اباعبدالله
حسين اباعبدالله حسين اباعبدالله***حسين اباعبدالله حسين اباعبدالله
حســـــــــــــــين حســــــــــــين حســـــــــــــــين حســـــــــــــين
0000000000
حسين حسين حسين حسين***حسين حسين حسين حسين
هست يقينم اي حسين مرارهانميكني***زآستان لطف خود مراجدانميكني
حسين حسين حسين حسين***حسين حسين حسين حسين
توهستي صاحب كرم منم گداي اين حرم***حاجت دلشكسته را توكي روانميكني
حسين حسين حسين حسين***حسين حسين حسين حسين
تويي طبيب دردمن نگربروي زردمن***كي گفته كه درد دلِ مرادوانميكني
حسين حسين حسين حسين***حسين حسين حسين حسين
دلم بسوي توبود بهشت كوي توبود***يقين كه ازبهشت خود مراجدانميكني
حسين حسين حسين حسين***حسين حسين حسين حسين
اگرچه من خطاكنم اگرچه من جفا كنم***توباوفاومهرخود مرارهانميكني
حسين حسين حسين حسين***حسين حسين حسين حسين
حسين حسين حسين حسين***حسين حسين حسين حسين
شهيدكربلاحسين***حسين حسين حسين حسين
غريب نينوا حسين***حسين حسين حسين حسين
سرت زتن جدا حسين***حسين حسين حسين حسين
درره دين فدا حسين***حسين حسين حسين حسين
اينجا جنابِ فاطمه***حسين حسين حسين حسين
با اضطراب و واهمه***حسين حسين حسين حسين
درقتلگاهِ كربلا***حسين حسين حسين حسين
گردد ميانِ كشته ها***حسين حسين حسين حسين
گويد حسينِ من چه شد***حسين حسين حسين حسين
نوردوعين من چه شد***حسين حسين حسين حسين
كو اكبرش كو اصغرش***حسين حسين حسين حسين
عباس ميرِلشكرش***حسين حسين حسين حسين
قاسم چه شد جعفرچه شد***حسين حسين حسين حسين
عباسِ آب آورچه شد***حسين حسين حسين حسين
حسين حسين حسين حسين***حسين حسين حسين حسين
حسين حسين حسين حسين***حسين حسين حسين حسين
حســــــــــــــــين حســــــــــــين حســـــــــــــين حســـــــــــــين
000000000
جلوحرم ابالفضل العباس عليه السّلام خوانده شود
ابالفضل ابالفضل ابالفضل ابالفضل***ابالفضل ابالفضل ابالفضل ابالفضل
ساقي انصارخدا ابالفضل ابالفضل***چشم وچراغ شهدا ابالفضل ابالفضل
پرتومصباح هدي ابالفضل ابالفضل***دست جدا فرق جدا ابالفضل ابالفضل
زعلقمه رسدندا ابالفضل ابالفضل***شدي به جمع شهدا ابالفضل ابالفضل
فاطمه ميزندصدا ابالفضل ابالفضل***عباس من شده فدا ابالفضل ابالفضل
تونورچشم حيدري توبرحسين برادري***به دين حق توياوري غضنفري وصفدري
تويي يل كرببلا ابالفضل ابالفضل***شهيددرره ولا ابالفضل ابالفضل ابالفضل
ام بنين راپسري به هاشميون قمري***برتشنگان آب آوري سقاي بي دست وسري
شهيددر ره خدا ابالفضل ابالفضل***دست جدا فرق جدا ابالفضل ابالفضل
عزيز مصطفي تويي سقاي باوفاتويي***حافظ خيمه ها تويي تشنه لب ازجفاتويي
قتيل ظلم اشقيا ابالفضل ابالفضل***به علقمه به نينوا ابالفضل ابالفضل
علقمه قتلگاه تو بسته ره نگاه تو***ماند ه به سينه آه تو راه خداست راه تو
درره حق شدي فدا ابالفضل ابالفضل***دست توازبدن جدا ابالفضل ابالفضل
خون جبين گواه تو فداي عزّوجاه تو***ماهمه درپناه تو عاشق يك نگاه تو
حاجت ماكني روا ابالفضل ابالفضل***به دردها دهي شفا ابالفضل ابالفضل
به قرض ما كني ادا ابالفضل ابالفضل***شفيع فرداي جزا ابالفضل ابالفضل
ابالفـــــــــــــــضــل ابالفــــــــــــــــضــل***ابالفــــــــــــــــضــل ابالفـــــــــــــــــــضــل
000000000
درمحل خيمه گاه خوانده شود
حسينم واحسينم واحسينا ***دسته جمعي درهربندخوانده شود
بوداين گلشن گلهاي زهرا***محل خيمه گاه آل طاها
محل خيمه عباس وزينب***محل سجده وقرآن ويارب
محل خيمه سلطان خوبان***محل خيمه شاه شهيدان
محل خيمه ليلا و ا كبر***رباب و طفلك ششماهه اصغر
محل خيمه شهزاده قاسم***محل خيمه گاه آل هاشم
محل خيمه شاه شهيدان***امام وسروروماه شهيدان
حسين آن سروروسالارهستي***حسين آن يكه تازحق پرستي
كسي كه پادشاه عالمين است***حسين است اوحسين است اوحسين است
حسين پرورده دامان زهرا***زكين زدخيمه دراين دشت وصحرا
چوبرپاخيمه آل عباشد***دراين صحرا غم وماتم بپاشد
حسين گفتابياران سنگراينجاست***مقدس سرزمين باوراينجاست
عمودخيمه رااينك بكوبيد***كه ماراوعده گاه داوراينجاست
كمرمحكم ببنديداي عزيزان***كه جولانگاه صدهالشكراينجاست
همانجائي كه گرددآب ناياب***براي عترت پيغمبراينجاست
همانجائي كه بيندام ليلا***بخون آغشته جسم اكبراينجاست
همنجائي كه گرددنجمه مجنون***زداغ قاسم فرخ فراينجاست
همانجائي كه باردبرسرِما***سنان وتيروسنگ وخنجراينجاست
همانجائي كه افتدازدم تيغ***دودست ازپيكرآب آوراينجاست
همانجائي كه باتيرسه شعبه***شودپاره گلوي اصغراينجاست
همانجائي كه باشد باقري پور***شفيع دوستان درمحشراينجاست
حسينم واحسينم واحسينا***غريبم واغريبم واغريبا
حسينم واحسينم وا حسينا***شهيدم وا شهيدم وا شهيدا
اگركشتندچراآبت ندادند***حسينم واحسينم واحسينا
كفن خبربرجدوبربابت ندادند***حسينم واحسينم واحسينا
اگركشتندچراخاكت نكردند***حسينم واحسينم واحسينا
كفن برجسم صدچاكت نكردند***حسينم واحسينم واحسينا
اگركشتندچراراست بريدند***حسينم واحسينم واحسينا
زكينه برسرِنيزه نمودند***حسينم واحسينم واحسينا
حسين جانم چراتوسرنداري***حسينم واحسينم واحسينا
چراانگشت وانگشترنداري***حسينم واحسينم واحسينا
به كهنه جامه اي كردي قناعت***حسينم واحسينم واحسينا
چرا آن كهنه رادربرنداري***حسينم واحسينم واحسينا
سه روزوشب به روي خاك ماندي***حسينم واحسينم واحسينا
تن عريان وهم صدچاك ماندي***حسينم واحسينم واحسينا
حسينم واحسينم واحسينا***حسينم واحسينم واحسينا
000000000
مناسب محل خيمه گاه
زينب زينب زينب زينب زينب زينب***زينب زينب زينب زينب زينب زينب
كانون وفا زينب زينب زينب زينب***سيماي حيازينب زينب زينب زينب
آماج بلازينب زينب زينب زينب***دركرببلا زينب زينب زينب زينب
هردردي دوازينب زينب زينب زينب***جانم بفدازينب زينب زينب زينب
دادي توبراه دين تونوردوعينت را***هم كرببلارفتي هم شام بلازينب
زينب زينب زينب زينب زينب زينب***زينب زينب زينب زينب زينب زينب
وقتي كه به قتلگه توجسم حسين ديدي***شدناله توازدل برعرش خدازينب
زينب زينب زينب زينب زينب زينب***زينب زينب زينب زينب زينب زينب
وقتي كه فتادآتش درخيمه شاه دين***بودي تومعين ويار برآل عبازينب
زينب زينب زينب زينب زينب زينب***زينب زينب زينب زينب زينب زينب
وقتي بروي نيزه توراس حسين ديدي***كردي توشكيبايي بين اُسرازينب
زينب زينب زينب زينب زينب زينب***زينب زينب زينب زينب زينب زينب
زينـــــــــــــــــــــــب زينــــــــــــــــب زيـــــــــــــــــنب زيـــــــــــــــنب
000000000
شعر از محمد علی شهاب – آهسته روبرادر
ا ی نا زنیــن گل من آ هـسته رو برا د ر***ا ی د لبر و حـبیبم رحـمــی نما به خـواهـر
ا ی یوسف غــریبم یک پیرهن برا یت***د ا رم به یا د گــا ری ا زمـا م با صـفا یت
گشته و صیت ا و بو سـیــد ن گلو یت***با ا ین لـبـا ن خـشـکم پر مـیکشــم بسو یت
د ر د شت بی کسیها جانم رسید ه بر لب***بی تو به خیمه گاهت جان شد زجسم زینب
ما ه د لم گر فته د ر آ سما ن غمها***رحمی نما بحا لم تو را به جا ن زهرا
بر گر د ز ینبت ر ا بنمـا د می نظا ره***آرا مشی مرا د ه مولا به یک ا شا ره
دانم که وقت دیگر در خون شوی شناور***بر سینه ا ت نشیند د شمن به تیغ و خنجر
0000000000
شعر از محمد علی شهاب – گم كرده ام گلي را
گم کرد ه ا م گلی را د ر بین لا له ها یم***تر سم گلم بسو زد ا ز سوز نا له ها یم
ا ی فاطمی گل من ا ز چه شدی تو پرپر***غرق به خاک و خونها تا آسمان زدی پر
ا ی بو ی مقتلت بر زهرا کند ا شا رت***گویا که قبل زینب کرد ه تو را ز یا رت
جویم ا گر گلم را بو سه زنم به رو یش***جا ی لبا ن خشکش بو سم رگ گلو یش
بر گو کجا فتادی برروی خاک و خونها***رحمی نما به خواهر ای یا د گا ر زهرا
بود ی تما م هستم رفتی د گر ز د ستم***بر تل ز ینبیه د ر ما تمت نشستم
0000000000
شعرازحاج عبدالرضاهلالي: عشق كربلا
عشق ا ست به کر بلا ر سیدن***عشق است به خاک و خون طپید ن
عشق ا ست به آ سما ن پرید ن***عشق ا ست عشق ا ست عشق است
ا ز نو د ل من بهو نه د ا ر ه***صد شکو ه ا ز ا ین زمونه د ا ره
خو شبخت کسی که د ر حر یمت***بین ا لحرمین و خو نه د ا ره
ا ین مهر شما یقین خد ا ئی ا ست***د و ر ی ز شما نه ا زجدائی است
هر جا که ر و د د ل ر مید ه***سو گند که با ز کر بلا ئی است
بين همه ما ن جنون رواج ا ست***مـولا به زيا رت احـتـيــاج ا ست
گفـتي كه بد ه به را ه مـن جـا ن***جا نم بخـد ا ببـيـن حــرا ج ا ست
0000000000
شعرازمحمدعلي شهاب : زينت دوش پيمبر
ا ي غر يب آ ل حيد ر***ز ينت د و ش پيمبر
ازچه روي خاك صحرا***جسم تو ا فتا د ه بي سر
ا ي قتيل و ا د ي غم***ازچه ا ي عزيز خا تم
با لگد كو بي ا سبا ن***پيكرت پا شيد ه ا زهـم
وقت ا فتا د نت ا ي گل***رفته پيرا هنت ا ي گل
جا ي سا لمي نما ند ه***به تما م تنت ا ي گل
مانده ا ي غريب وتنها***كشته ها مانده به صحرا
تو ي قتلگا ه و بنگر***ا و مد ه نا له كو ثر
ميگه يك پهلو شكسته***يا حسين غريب ما د ر
ميو ن نيز ه و خنجر***يه تني ا فـتا د ه بي سر
نا له غر يبي ميگه***يا حسين غريب ما د ر
گل زهر ا شد ه پر پر***شد ه بين خـون شنا ور
يكي ميگه كنج مقتل***يا حسين غريب ما د ر
حسين...واي...حسين...واي...حسين...واي...
حسين...واي...حسين...واي...حسين...واي...
0000000000
شعرازمحمدعلي شهاب:باباي من حسين
گرچه به خا ك غم***جا ميگذ ا ر مت
تا جا ن بو د مرا***د رد ل سپا رمت
ا ز بهر جستنش***زهر ا كند مد د
با با ي من حسين***با با ي من حسين
ا ي يا ر بي سرم***دلـد ا ر و د لبرم
خو نين و پرپرم***با با ي من حسين
هر پا ر ه تنت***د رگو شه ا ي بود
ا ي پا ره پا ره تن***مظلو م و بي كفن
غلطان به خون بدن***با با ي من حسين
بو سه به حنجرت***گرد يد ه رمزعشق
ا ز غــم لـبا لبم***مـا نـنـد زيـنـبـم
خو ن تو بر لبم***با با ي من حسين
0000000000
شعر از محمد علی شهاب – طفلان زینب :
با شد فد ا ئی ا ت ا ین هد یه ها ی من***بر جسمشا ن خو د م پوشید ه ا م کفن
تا که برا ی تو ، گرد ند فد ا ی تو***بر خا ک پا ی تو ، مولا ی من حسین
ا ین نو گلا ن من ا ی زا د ۀ رسول***عو ن و محمد ند بنما ز من قبو ل
نا قا بلند ا گر ، شرمند ه ا م د گر***ا ز لطف خود بخر ، مولا ی من حسین
میشد ا گر مرا سا ز ی فد ا ی خو د ***پر پر کنی خوشا بر خا ک پای خود
ا ی سوزوسازمن ، را ز و نیا زمن***ای چاره ساز من ، مولای من حسین
0000000000
شعر از محمد علی شهاب – قاسم ابن الحسن عليه السلام :
مهرتوازکودکی در سینه ام بود ای عموجان***غربت تو آ ن غم د یرینه ام بود ای عموجا ن
من یتیم مجتبایم ، یاری تو می نمایم***عاشق شهد شهادت، در زمین کربلایم
ا ی حسین جا ن ، ا ی حسین جا ن***ا ی حسین جا ن ، ا ی حسین جا ن
عز و ا لله علی عمک گفتی بر سر من***ای که سخت است ازبرایت ناله های آ خرمن
لحظۀ آخر عمویم، دیدنت شد آرزویم***خوش بود دیداررویت ، گربیائی روبسویم
ا ی حسین جا ن ، ا ی حسین جا ن***ا ی حسین جا ن ، ا ی حسین جا ن
بعد داغ اکبرت شد قسمت من بی قراری***چون که دیدم برلبان ازخون اوگل بوسه داری
طاقتی دیگرندارم ، غربتت برده قرارم***شرمسارم غیریک جان هدیه ای دیگرندارم
ا ی حسین جا ن ، ا ی حسین جا ن***ا ی حسین جا ن ، ا ی حسین جا ن
0000000000
شعر از محمد علی شهاب – علی اصغر علیه السلام :
تیر عشق تو نشسته چون بروی حنجر من***شاهد سرمستی من ، خند ه ها ی آخر من
حنجرم گشته سبویم ، شد می ا م خون گلویم***پر کشید ن سوی زهرا ، شد تما م آرزویم
واحسینا واحسینا ***واحسینا واحسینا
صوت هل من نا صرتو از دلم طا قت ربوده***این گلوی خون فشانم ، بال پروازم گشوده
پرگشودم چون کبوتر،عا زمم رو سوی کوثر***من طرفدارحسینم ،شاهدم ا ین خون حنجر
واحسینا واحسینا ***واحسینا واحسینا
می خورد بر هم لبا ن تشنۀ من همچون ماهی***د رغریبی تو گشتم ، بهر یا ری تو راهی
خسته ام ازگاهواره ، شعله ورهمچون ستاره ***پرکشیدم سوی با با ، دردلم دارم شراره
واحسینا واحسینا***واحسینا واحسینا
000000000
شعرازارمغان شكروي – اصغر مادر
اصغر مادر كردند چه خوش خوابت د ا د ند عجب آ بت
زين خواب زين آب سوزد جگر با بت د ا د ند عجب آ بت
اصغر مادر ا ي بلبل با غ نا ز كردي به كجا پرواز
صياد افكند ا زنا وك پرتا بت د ا د ند عجب آ بت
اصغر مادر گشتي تونشا ن تير ا ز حرمله بي پير
كيفر گيرد آ ن قا د روها بت د ا د ند عجب آ بت
اصغر مادر شد پا ره گلو ي تو ا زد ست عد وي تو
رحمي ننمود برحنجر بي تا بت د ا د ند عجب آ بت
اصغر مادر آن غنچه لب وا كن قلبم تو تسلي كن
بينم خندان آن لعل چوعنا بت د ا د ن عجب آ بت
اصغر مادر اي كودك بي شيرم ا زد اغ تو ميميرم
تابم برده رنگ رخ مهتا بت د ا د ن عجب آ بت
اصغر مادر اين حرمله نا پا ك حلقوم ترا زد چا ك
رنگين گرديد قند ا قه زخونا بت د ا د ند عجب آ بت
0000000000
شعر از محمد علی شهاب : اكبرم هستي مائي
ا کبرم هستی ما ئی تو شبیه مصطفا ئی***حید ر د شت بلا و یو سف کرببلا ئی
چون سوی میدان بروی ، زپیکرم جا ن ببری***جا نم عـلی جا نم عـلی
فرق توبه خون نشسته خون روی چشاتو بسته***همچو مادرتومدینه پهلوی تورا شکسته
تو کشته مد ینه ای ، قتیل ظلم و کینه ا ی***جا نم عـلی جا نم عـلی
سخنی بگو به با با دلمو کندی تو از جا***بعد تو ا ی همه هستم ا لعفا به کل دنیا
گر فته ا م ما تم تو ، قا تل من شـد غـم تو***جا نم عـلی جا نم عـلی
0000000000
شعرازناشناس : علي جان علي
رودسوي ميدان علي اكبرم***زتن رفتن جا ن خو د بنگرم
گوا هي خد ا يا***حسين مانده تنها***علي جان علي
خداي علي باتو سوداكنم***قد و قا متش ر ا تما شا كنم
همه هستم ا كبر***شبيه پيمبر***علي جان علي
خدايازجسمم كنون جان رود***كه بودونبودم به ميد ا ن رود
چگونه تو ا نم***پس ازتو بمانم***علي جان علي
به باغ رسالت گل فاطمي***تو ا و ل شهيد بني ها شمي
زد اغت بسوزم***سيه گشته روزم***علي جان علي
0000000000
شعر از محمد علی شهاب – قمر بنی هاشم باب الحوائج اباالفضل العباس علیه السلام
سلام ا ی سا قی د شت شقا یق***علمد ا ر همه گلها ی عا شق
سلام ا ی سا کن برج کرا مت***بو د نا م تو بر ا وج رشا د ت
سلام ا ی جلو ه ثا نی حید ر***بجا ن جملۀ مستا ن چو د لبر
علی زد بوسه ها برروی دستت***فد ا ی مرتضی گرد ید ه هستت
ز میلا د ت پدر گردیده مسرور***نمودی بیت حیدر را پر ا ز نور
خرید ا ر جما لت فا طمیو ن***تو ئی ما ه تما م ها شمیو ن
ز روی ما ه تو آ شفته مهتا ب***هلالی گشته از ا ین جرعه نا ب
زیا رتگا ه ر و یت آ سما نها***یکی ا ز ز ا ئرا نت کهکشا نها
قمر نور جما لت را طلب کرد***کمانی گشته د ر پایت ادب کرد
ادب همچون غلام خانه زا د ت***بو د عشق حسینی د ر نها د ت
تو سا قی می جا م و لا ئی***تو سقا ی سبو ی کر بلا ئی
تو نو ر د ید ه ا م ا لبنینی***میا ن د لربا یا ن د ل نشینی
صبا پیغمبر عطر و شمیمت***سحر یک جلوه از لطف نسیمت
ا د ب را و وفا ر ا نا خد ا ئی***چه می گویم دراین وادی خدائی
همیشه نام مولا یت به لب بود***د و د ستت سا قی جام ادب بود
فدای آن دو دست حیدری ا ت***ا د ب میرا ث مهر مادری ا ت
تو سقائی و سا قی و علمد ا ر***بد شت کربلا بو د ی تو سردار
بتو ا مید سا لا ر حر م بو د***ود اعت لحظه سوزا ن غم بود
0000000000
شعر از محمد علی شهاب – در بین علقمه :
د ر بین علقمه د ر خو ن شنا و رم***بنشسته فا طمه ا ینجا بر ا برم
مست زیا رتم ، عبد ولا یتم***د ر ا وج غربتم ، مولا ی من حسین
زهر ا ئی ا م من و فرزند حید رم***عبد ا لحسینم و فرمود ه ما د رم
جا ن می کنم فد ا ، بر پور مرتضی***د ر د شت نی نوا ، مولا ی من حسین
ا ین خون چشم من از داغ کوثر است***فرق شکسته ام ازضربت دراست
ا ز غم لبا لبم ، جا ن گشته برلبم***د ر یا د زینبم ، مولا ی من حسین
0000000000
شعر از حاج عبدالرضا هلالی – من ا با ا لفضلی ا م :
ا ز ا زل ا یل و تبا رم همه عا شق بودند***همگی وا رث غم محو شقا یق بود ند
من ا با ا لفضلی ا م و قبله من کرببلاست
ریزه خوا ر توا م و خوا ن کریمت عباس***چو سگی سربگذارم به حریمت عباس
من ا با ا لفضلی ام و قبله من کرببلاست
ما د رم گفته چو خواهی بشوی پراحساس***روی قلبت بنویس عشق منی یا عبا س
من ا با ا لفضلی ام و قبله من کرببلاست
0000000000
شعر ا ز حاج عبدالرضا هلالی – بین الحرمین :
بین الحرمین پر از گلِ یا سِ ، بین ا لحرمین ضریحِ عبا سِ
بین الحرمین ضریحِ د لد ا رِ ، بین ا لحرمین خا کِ علمد ا رِ
بین الحرمین شفا یِ هـر دردِ ، بین الحرمین مزا رِ یک مردِ
بین ا لحرمین عشق عا لمین ، یکسو حرم مقطع ا لید ین ، یکسو حرم ا ربا بم حسین
حــســــيــــن ، حــســــيــــن ، حــســــيــــن ، حــســــيــــن
بین الحرمین نسیمش احسا سِ ، بین الحرمین بنا م عـبّا سِ
بین الحرمین ز مین پا کیها ، بین الحرمین خونه خا کیها
بین الحرمین شفا یِ هـر دردِ ، بین الحرمین مزا رِ یک مردِ
بین ا لحرمین عشق عا لمین ، یکسو حرم مقطع ا لید ین ، یکسو حرم اربا بم حسین
حــســــيــــن ، حــســــيــــن ، حــســــيــــن ، حــســــيــــن
0000000000
شعرازكتاب راهنماي زائرين : حضرت عباس عليه السلام
اي حرمت قبله حاجات ما***يا د توتسبيح و منا جا ت ما
تاج شهيد ا ن همه عا لمي***د ست خدا ما ه بني ها شمي
ماه كجا روي دلا را ي تو***سرو كجا قا مت رعنا ي تو
مكتب تومكتب عشق ووفا***درس الفباي توصد ق وصفا
شمع شد ه آب شده سوخته***روح ا د ب را ادب آ موخته
مزدتواين سوختن وساختن***دست سپركردن وسربا ختن
دست توشددست شه لافتي***خط تو شد خط ا ما ن خدا
چا رامامي كه ترا ديده اند***د ست علم گيرتوبوسيده اند
عم ا ما م وا ب وا بن امام***حضرت عباس عليه السلام
0000000000
شعرازذاكر : عباس نامدار
عشا ق چو ن بد رگه معشو ق رو كنند***ازآ ب ديدگان تن خود شستشوكنند
ا ول قد م زجا ن و سر خو يش بگذ رند***ازخون خودتهيه غسل ووضوكنند
قربا ن عا شقي كه شهيد ا ن كوي عشق***درروزحشررتبه ا و آ رزو كنند
عبا س نا مد ا ركه شا ها ن رو ز گا ر***ا زخا ك كوي ا وطلب آ برو كنند
مير ا ب بو د و لب تشنه جا ن سپر د***ميخواست آب كوثرش اندرگلوكنند
بي د ست ما ندودادخدا دست خود به ا و***آ نا نكه منكرند بگو ر و بر وكنند
گردست اونه دست خدائي است پس چرا***ا زشا ه تا گداهمه روسوي اوكنند
د رگا ه ا وچوقبله ا ربا ب حاجت است***باب الحوائجش همه جاگفتگوكنند
0000000000
شعرازمحمدعلي شهاب : اني ابالفضل
چشمم پرازخون***فر قم شكسته***د ستم جد ا شد
خو ن جبينم***تقد يم خا ك***خو ن خد ا شد
ا ني ا با لفضل***ا ني ا با لفضل***ا ني ا با لفضل
سا لا ربي د ست***سقا ي بي آ ب***يا ر حسينم
ا ين جسم وجا نم***اين هردودستم***ا ين هر د و عينم
ا ني ا با لفضل***ا ني ا با لفضل***ا ني ا با لفضل
د ست ر شيد م***برخا ك صحرا***با خو ن نو شته
سقا ي طفلا ن***عطشا ن زموج***د ر يا گذ شته
ا ني ا با لفضل***ا ني ا با لفضل***ا ني ا با لفضل
خو ني بگر يم***ا شكي بر يزم***آ هي بر آ ر م
نه چشم د ا ر م***نه د ست دارم***نه آ ب د ا رم
ا ني ا با لفضل***ا ني ا با لفضل***ا ني ا با لفضل
ا م ا لبنين كو***تا د ر كنا ر***جسمم نشيند
عبا س خو د را***د رخا ك پا ي***ز هر ا ببيند
ا ني ا با لفضل***ا ني ا با لفضل***ا ني ا با لفضل
و قتي عد و زد***تير جفا ر ا***بر مشك آ بم
شد ا شك خجلت***ا زد يد ه جاري***يا د ر با بم
ا ني ا با لفضل***ا ني ا با لفضل***ا ني ا با لفضل
0000000000
شعر از حاج عبدالرضا هلالی ، نزدیک شهر کربلا :
نزد یک شهر کربلا هـمـیـن که زا ئر میرسه***د لش خد ا ئی میشه و تو حا لتی مقد سه
ا ز بین نخلستو نا ئی که د و ر کر بلا پره***یه گنبدی پید ا میشه که عقل و هو شه میبره
آدم خیال می کنه که بازم داره خواب می بینه***اصلا نمیشه با و ر ش گنبد ا ربا ب همینه
گریه ي بی ا مو نه و حا ل خرا ب زا ئرا***ا ربا ب مهر بو نه و خوش آ مد مسا فرا
یکی به سینه می زنه یکی می ا فته رو زمین***اون یکی فریا د می زنه گنبد عبا س و ببین
یکی به سینه می زنه ا ون یکی مشغول نگا ه***یه زائری داد می زنه می خوام برم به قتلگاه
نخلا ی بین ا لحرمین به زا ئرا سلام می د ن***فرشته ها پراشونو به خاک پا شون می ذارن
د فعه ا و ل که بخو ا ی تو حرم آ قا بر ی***با ید بری ا جا زه شو ا ز د ست سقا بگیری
0000000000
شعر از حاج عبدالرضا هلالی – عبدالله بن الحسن در گودال قتلگاه :
شد کربلا پر ا ز غوغا ی یا سمن***چون زیر د شنه شــد عبد ا لله حسن
د لها ی عرشیا ن غرق شررنمود***چون پیش تیغ کین دستش سپر نمود
ادرک عـمو حسین ، ادرک عـمو حسین ، ادرک عـمو حسین ، ادرک عـمو حسین
گفتا نمی شود را حت د لم عـمــو***تا دشنه بوسه ا ی گیرد ا ز ا ین گلو
گفتا عمو حسین قر با ن پیکرت***د ر آغـوشـم بگیر ما نند ا صغرت
ادرک عـمو حسین ، ادرک عـمو حسین ، ادرک عـمو حسین ، ادرک عـمو حسین
0000000000
شعر از محمد علی شهاب ، زینب سلام الله علیها در قتلگاه :
می نما یم جستجو د ر میا ن قتلگاه***قطعه ها ی پیکرت میکنم هر جا نگا ه
روی خا ک ا فـتــا د ه جسم پرپرت***ا ی گـل زهــر ا کجــا با شــد ســرت
یابن زهرا یا حسین ، یا بن زهرا یا حسین ، یا بن زهرا یا حسین ، یا بن زهر یا حسین
یا اُخیّ گفتی و پر کشید م سو ی تو***آ مد م د ر مقتلت تا ببینم روی تو
صد هزا ر ا فسوس و آ ه ای یار من***سـرنـد ا ری ای بـر ا د ر روی تـن
یابن زهرا یا حسین ، یا بن زهرا یا حسین ، یا بن زهرا یا حسین ، یا بن زهرا یا حسین
من میا ن آ تش خیمه و تو در تنور***سر کنا ر فا طمه تن گرفتا ر ستور
پیکر ت شمع غمستا ن من ا ست***ر و نـق شا م غــریبا ن مـن ا ست
0000000000
شعر از شیدا نیشابوری – عاشق صادق حربن يزيدرياحي :
منکه ا ز عشق تو سرمستم***هر چه هستم عا شـقـت هستم
بر سر کو ی تو ا م رسو ا***یا مولا یا مولا یا مولا
گو شۀ چشمی پر یشا نم***ا ز غمت سر د ر گر یبا نم
یا ورت هستم دراین صحرا***یا مولا یا مولا یا مولا
ا ز تو د ل هرگز نمی گیرم***تا نبخـشی جــرم و تقصیرم
ا ی فر وغ د ید ۀ زهــر ا***یا مولا یا مولا یا مولا
ا ز گنا ه خو د پشیما نم***مستحـق عـفـو و غـفـر ا نم
چو ن کنم فــر د ا بر زهــرا***یا مولا یا مولا یا مولا
کن نظر بر قـلـب پر خــونم***ای حسین جان از تو ممنو نم
رشـتۀ عشـقـت مـر ا بـر پا***یا مولا یا مولا یا مولا
مـن غـلا م ا صغر ت هستم***هـم صد ا ی ا کبرت هـستم
شـبه ا حـمــد زا د ه لـیــلا***یا مولا یا مولا یا مولا
0000000000
شعرازمؤلف باقري پور : انت حر
چون کتابت به این قسمت رسید چند بیت زیر توسط مؤلف باقري پوردر تاریخ 14/6/84 سروده شد
گفت مولا خوش آ مد ی ا ی حر***د ر بر ما تو سر خو ش آ مد ا ی حر
تو بیا و به خیمه ا سترا حت کن***جسم خود را ز خستگی تو راحت کن
لیک حر ز د به قلب سپا ه یزید***بعد پیکا ر سخت گشت شهید
بست مولا سرش به د ستما لی***چون که خون بو د ا ز سرش جا ری
گفت مو لا بهشت مقا م تو شد***ا نت حر چنا نکه نا م تو شد
0000000000
شعر ا ز مؤلف با قري پور– طفلان مسلم :
ز بعد مسلم آ ن ا طفا ل ز ا رش***محمد بو د و ا برا هـیم کنا رش
به شهر کوفه سرگردان و حیران***د و طفلا ن حزین زار و نا لان
همی گفتند با قلب حز ینی***شکسته با ل و آ ه آ تشینی
ا لها ا ی تو غمخو ا ر یتیما ن***ببین بر حا لـت ز ا ر یتیما ن
بشهر کو فـه بی یا ر و غر یبم***حزین و ا شکبا ر و غم نصیبم
یتیم و بی کس و بی خا نما نیم***کبوترها ی د و ر ا ز آ شیا نیم
دل پرخون ز چشمان اشکباریم***بشهر غربت و بی غمگسا ریم
د ر ا ین غربت نباشد ما در ما***نهد د ست محبت بر سر ما
شد ه با با ی ما مقتول ا ز کین***بد ستو ر عبید ا لله بی د ین
نبا شد یا وری نه غمگسا ری***دهد بر ما یتیما ن دست یا ری
و لیکن آخر آن طفلان معصوم***بدست حارث آ ن بی ما یۀ شوم
گرفتار آ مدند از ظلم و از کین***چه ظلمی کرد آن ملعون بی دین
کنا ر شط سر آ نا ن جد ا کرد***بد نها شا ن کنا ر شط رها کرد
به نز د یک مسیّب قبر آ نا ن***ببوس ای باقری پوراز دل وجان
0000000000
شعر ازمؤلف باقري پور: كربلاي عاشقان
ا ین کربلای عاشقان ای زا ئرین است***ا ینجا حریم سبط خیر ا لمرسلین است
ا ینجا حسین فرزند زهرا آ رمیده است***ما نند ا و را ما د ر گیتی ند ید ه است
ا ینجاست هفتاد و دو تن یا ران عاشق***ا ند ر کنا ر سید و سا لا ر صا د ق
ا ینجا حریم آ ن علمد ا ر حسین ا ست***آنکو امیر است و سپهدار حسین ا ست
باب ا لحو ا ئج حضرت عبا س نا مش***آ نکو فد ا کا ری و جا نبا زی مرامش
آ نکو برا ه د ین حق د ستش جد ا شد***د ر را ه یا ری حسین فرقش دو تا شد
ا ی عا شقا ن کر بلا آ نجا ست ا ینجا***بنگر حسین بن علی تنها ست ا ینجا
بشنو صدای غربت و هل من معین را***بشنو صد ا ی گر یه ا هل زمین را
بنگر تو عا شو را و د شت کر بلا را***بنگر ا سا رت را و سر بر نیزه ها را
بشنو صد ا ی ا لعطش طفلا ن زا رش***بنگر شهید ا ن یک بیک اندر کنا رش
عباس و عون و قا سم و هم اکبرش را***بر روی دست افتاده جسم اصغرش را
بشنو صد ا ی زینب و صغرا و کلثو م***اهل حرم د ر نا له با طفلا ن معصوم
بنگر به تل ز ینبیه ز ینب ز ا ر***نظا ره گر بر قتلگه با قلب ا فکا ر
بشنو صد ا ی ا لعطش ا ز قتلگه را***بشنو صد ا ی نا له ها از خیمه گه را
بنگر میا ن قتلگه نو ر خد ا ئی***د ر را ه د ین حق حسین گشته فدائی
بنگرتویک شش گوشه قبری راد راینجا***قبر حسین بن علی آ ن پو ر زهرا
پا ئین پا ی قبر ا و شد قبر ا کبر***ا ند ر کنا ر سینۀ ا و قبر ا صغر
یا د ا ز محرم میکن و ا ز روز عاشور***ای زائرین ای عاشقان ای باقری پور
0000000000
شعر قدیمی با آهنگی دیگر که در کربلا خوانده شود توسط مؤلف تنظیم شده است
من گد ا یم گد ا یم گد ا یم***من گد ا ی شه کر بلا یم
من گد ا یم گد ا ی حسینم***عا شق کر بلا ی حسینم
من که مدحت سرای حسینم***از برا ی حسین در نوا یم
نورصدق و صفا دارد ایندل***مهر آ ل عبا دارد این د ل
عشق کرببلا د ا رد ا یند ل***ا ز ا زل عا شق کربلا یم
از جوانی به پیری رسید م***شکر حق کربلا شد نصیبم
آ مد م کر بلا ی حبیبم***ا ز ا زل بود ه این مدعایم
بود ه ا ز کو د کی آرزویم***عقد ه کر بلا د ر گلو یم
یا د ا و د ا ئماً گفتگو یم***کربلا بو د ه ورد و ثنا یم
بوده ا ست آرزو این چنینم***تا که کر ببلا ر ا ببینم
د ر حر یم حسینی نشینم***از جگر آه و نا له سرا یم
شکر حق حاجت من برآمد***روزوصل توآخر سر آمد
پیک حق مرمرا از در آمد***با گذ ر نا مۀ کر بلا یم
یا حسین من غلام تو هستم***ازازل دل به مهر تو بستم
حالیا بین تهی ما ند ه دستم***مستمند و فتا د ه ز پا یم
با قری پورم وا ین شعارم***من غلا م تو ای شهریارم
برسرخوان تو ریزه خوارم***استخوا نی عطا کن برایم
0000000000
شعرازمؤلف باقري پور چاووشی رفتن به کربلا
هر که د لش پر می ز نه بر ا ی شهر کر بلا***با ر سفر ببند ه و بیا د به همر ا ه ما ها
هر که د لش محبت حسین و عبا س و د ا ر ه***بیا د بریم به کربلا د ر ا ین سفر پا بزا ره
هر که میخوا د ببینه آ ن حریم و بین ا لحر مین***هر که میخواد ببینه آن حریم عباس و حسین
هر که میخوا د ببینه آ ن محل قتلگا ه ر ا***هر که می خواد ببینه آن حریم مهر و ماه را
هر که میخوا د ببینه خیمه گا ه و تل ز ینبی***هر که میخواد بخوابه درکرببلا یک دو شبی
هر که میخواد ببینه آ ن ضریح شش گوش حسین***هر که میخواد ببینه آن مجمع شمشیرو سنین
هر که میخواد ببینه آ ن محل نهر علقمه***آ نجا که د ست عبا س و قلم نمود آ ن ظلمه
هر که میخواد ببینه آ ن مز ا ر پا ک شهد ا***تو حرم ا ما م حسین آ ن قسمت پا ئین پا
هر که میخواد كه ببینه گهو ا ر ه ا صغر حسین***هر که میخو ا د ببینه آ ن خیمه ا کبر حسین
هر که میخواد كه ببینه آ نجا که کف ا لعبا سه***دستا ی با ب الحوائج که بر سر کل ا لناسه
هرکه میخواد كه ببینه حا ل و هو ا ی کربلا***هر که میخواد دیدن کنه ازجای جای کربلا
هر که میخوا د زیا رت ا ما م حسین و بخو نه***هر که میخوادازکربلا یک چیزهائی بد ونه
با ر سفر ببند ه و با ما بیا د به کر بلا***که ما میریم با با قری پورسوی شهرکربلا
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
سامرّا یا سرّ من رای
000000000000000000
شهرسا مرّا که مخفف سرّ من رای است در 124 کیلومتری شمال بغداد در شرق رودخانه دجله قراردارد ودراستان صلاح الدین بین راه بغداد موصل وبين بغداد تكريت واقع شده است .
عبوررود دجله ازکنارشهرسامرّا آب وهوای این شهررا تحت تاثیرقرارداده است وازبغداد بهتراست
بنای شهرسا مرّا متعلق به دوران خلافت عباسیان می باشد درآن زمان کوفه مرکز تشیع و بغداد مرکزخلافت و سامرّا بعنوان شهرنظامی ومحل سکنای ترکهای تازه مسلمان شده به شمارمی رفت اطراف سامرّا بیابان است وبیشترخانه سازی و درختان کربات در جانب مغرب می باشد ودرجانب مشرق دجله است.
در سال 218 که معتصم بعد ازمامون به خلافت رسید به نزدیکانش گفت من از این سپاهیان می ترسم اگریکباره بشورند تمام غلامان مرا خواهند کشت من میل دارم درمحلی باشم که مشرف برآنها باشم واگرامری واقع شد از راه خشکی و آب بتوانم به آنها برسم ومسلط شوم وسپس بدنبال مکان مناسبی برای استقرار سپاهیان ترک خود برآمد اطراف بغداد را بررسی کرد تا اینکه برسامرا گذر کرد و ازیکی ازراهبان دیری که آنجا بود اسم آنجا را پرسید راهب گفت در کتابهای قدیمی خود این چنین یافته ام که این موضع سرمن رای نامیده می شود و آن جزء شهرحسام بن نوح بوده و بعد از زمانهای طولانی بدست پادشاه بزرگوار پیروز و یاری شده ای آباد خواهد شد معتصم بعد ازاینکه محل سامرا را پسندید آن منطقه را به چهارهزا ردینارطلا ازمسیحیان خریدو در سال 298 دستور داد مهندسین و معماران نقشه ای تهیه نمایند پنجاه هزارکارگر به کارافتادند ودرظرف سه سال شهربسیاربزرگی بنا نمودندوبرای هرصنفی یک خیابان ساخته شده درختکاریهای مختلفی انجام داد بالاخره شهری سرسبزوخرم که موجب اعجاب هربیننده ای گردیده بنا شد .
00000000000
اسامی شهر
00000000000
سامرّاء، سرّمن رای ، سرورمن رای ، ساء من رای ، سام را ه ، عسکریا معسکر، الناحیه وزوراء .
قبل از ورود به شهر سامرّاء از روی یک سد خاکی که رود دجله را مسدود کرده عبورمی کنیم وجاده ای که به سامراء منتهی می شود روی این سد ساخته شده و مناره حلزونی شکل مسجد بزرگ سامرّاء وملویه که درآن زمان بعنوان برج مراقبت استفاده می شده ازجمله آثار باستانی سامرّاء است که متعلق به قرن نهم هجری است و اکنون در کنار شهر سامرّای کنونی قرار دارد و زائران از کنار این مناره وروی رود دجله عبورکرده وارد شهرمی شوند.
قضیه انحصار تنباکو و موضع گیری فقیه و مرجع عصر محمد حسن شیرازی درمقابل آن درسامرّا واقع شده است . پس ازسفرنا صرالدین شا ه به لندن درسال 1306 حکومت ایران قرارداد انحصارتنباکوبا انگلستان منعقد کرد دولت با این قرارداد موافق بود ولی ملت به رهبری روحانیت با آن مخالفت ورزید واین فتوی را میرزای شیرازی صادر کرد : بسم الله الرحمن الرحیم اليوم استمعال توتون و تنباکو در حکم محاربه با امام زمان علیه السلام است . نوشت این فتوی را محمد حسن حسینی پنجم ربیع الثانی سال 1309 هـ ق .
00000000000000000000000000
اماکنی که درشهرسامرّا است
00000000000000000000000000
مرقد مطهر اما م ها دی و اما م عسکری علیهما السلام که در محله عسکر واقع شده که امام هادی علیه السلام آن را خریده بود و در زمان زندگی آنجا اقا مت داشت و پس ازشهادت دروسط خانه دفن شد وامام حسن عسکری علیه السلام نیز بعدها درکناروی دفن شد سپس نرجس ما د راما م زمان (عج) و حکیمه بنت الجواد وعم اما م حسن عسکری وحسین بن علی الها دی و ا بوها شم جعفری وجعفر پسرش نیز درآ نجا د فن شدند وسما نه ما د را ما م ها دی علیه السلام نیز آنجا دفن شده است.
سرد ا ب غـیبت د رقـسمت غربی صحن ازطرف شما ل واقع شـد ه ا ست و قـسمتی ا ز خا نۀ ا ما م ها دی (ع) ا ست .
ابراهیم بن ما لک اشتردرمسیر بزرگراه سا مرا به بغداد سمت چپ
امام زاده سید محمد چهل و پنج کیلومتری شهر واقع شده است كه درحوالی دجیل و نزدیک شهر بلد
مسجدجامع كبير سامرا كه بدستورمتوكل عباسي ساخته شده است و امروزه فقط ديوارآن باقي است واين ديوار ده مترارتفاع وبيش ازدومترضخامت دارد واطراف آن چهل برج بصورت نيمه استوانه بربدنه ديوارتعبيه شده است
مسجدابودلف كه ساختمان آن شبيه مسجد متوكل است
برج ملويه كه پله هاي آن برخلاف سايرماذنه ها دربيرون برج ميباشد وبصورت حلزوني پنج باردور برج ميچرخد تادروسط ضلع جنوبي برفراز مناره اي كه 52 متر ارتفاع دارد ميرسد
خرابه هاي چندين كاخ ازخلفاي ستمگرعباسي
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
حرم مطهرامام علی النقی علیه السلام درسامرا
0000000000000000000000000000000000000000000000000
امام دهم علی النقی الهادی ابوالحسن الثالث علیه السلام در نیمه ذی حجه 212 یا دوم و يا پنجم رجب در حوالی مدینه در موضعی بنام صریا دیده به جهان گشود.
والده ماجده اش سمّانۀ مغربیه است ومعروف است به سیده وآن مخدره همیشه روزه سنتی داشت و در زهد و تقوی مثل و مانند نداشت .
نشوو نمای امام علی النقی علیه السلام در مدینه بود تا به سن هشت سالگی رسید. هشت سال که از سن شریفش گذشت پدر بزرگوارش امام جواد علیه السلام شهید گشت وامامت درسن هشت سالگی به آن حضرت منتقل گردید و پیوسته در مدینه بود تا ایام جعفرمتوکل که آن حضرت را بسرّمن رای طلبید و سببش آن شد که بریحۀ عباسی امام جماعت حرمین نامه ای به متوکل نوشت که اگر ترا به مکه و مدینه حاجتی هست علی بن محمد را ازاین دیار بیرون بر که اکثر این ناحیه را مطیع و منقاد خود گردانیده وجماعتی دیگرنیزبه این مضمون کاغذ به متوکل نوشتند و عبدالله بن محمد والی مدینه اذیت واهانت بسیار بآن امام بزرگوار می رسانید تا آنکه نامه ها به متوکل نوشت در باب آن جناب که سبب خشم و غضب متوکل گردید وچون حضرت مطلع شدکه والی مدینه به متوکل نامه ای چند نوشته که موجب اذیت وآزاراونسبت بآنجناب خواهد گردید نامه ای به متوکل نوشت و در آن نامه درج کرد که والی مدینه آزارواذیت بمن می رساند و آنچه در حق من نوشته محض کذب وافتراءاست متوکل برای مصلحت نامۀ مشفقانه بحضرت نوشت و در آن نامه امام زمان را تعظیم واكرام کرد و نوشت چون مطلع شدیم که عبدالله بن محمد نسبت به شما سلوک ناموافقی کرده منصب اورا تغییردادیم و محمد بن فضل را بجای او نصب کردیم و او را مامور به اعزازواکرام و تجلیل شما نموده ایم و نیز بآنحضرت نوشت که خلیفه مشتا ق ملاقات وافرالبرکات شما گردیده وخواهان آنست که اگربرشما دشوار نباشد متوجه این صوب گردیده و با هرکه خواهید ازاهلبیت وخویشان وحشم وخدمتکاران خود با نهایت سکون و اطمینان خاطر برفاقت هر که اراده داشته باشید وهروقت که خواهید بار کنید و هر گاه که اراده نمائید نزول کنید و یحیی بن هرثمه را بخدمت شما فرستاده که اگر خواهید در این راه در خدمت شما باشد و در هر باب اطاعت امر شما نماید و در این باب سفارش بسیار باوفرموده ایم وبدانید که هیچیک ازاهل بیت و خویشان و فرزندان و مخصوصان خلیفه نزد اوازشما گرامیترنیستند ونهایت لطف و شفقت و مهربانی نسبت به شما دارد ونوشت آن نامه را ابراهیم بن عباس در ماه جمادی الأخره سنه 243 یحیی بن هرثمه گفت فرستاد مرامتوکل بسوی مدینه برای حرکت دادن حضرت امام علی النقی علیه السلام ازمدینه وبردن به سامّره پس چون بمدینه وارد شدم اهل مدینه بانگ وفریاد برداشتند چندان که مانند آن نشنیده بودم پس ایشان را ساکن کردم و قسم خوردم که من مامورنشدم که مکروهی بآنحضرت برسانم و تفتیش کردم منزل آنجناب را نیافتم درآن مگرقرآن ودعا و مانند آن پس آنحضرت را از مدینه حرکت دادم و خودم قائم بخدمات او بودم و با آنحضرت خوشرفتاری می نمودم پس درآن ایام که درراه بودیم روزی دیدم آن حضرت را که سوارشده و لیکن جامۀ بارا نی پوشیده و دم اسب خود را گره زده من تعجب کردم از این کاراوزیرا که آسمان صاف و بی ابربود وآفتاب طلوع کرده بود پس نگذشت مگرزمان کمی که ابری درآسمان ظاهر شد و باران بارید مانند دهان مشگ و رسید بما از باران امرعظیمی پس آنحضرت رو کرد به من و فرمود می دانم که منکر شدی و تعجب کردی آنچه را دیدی ازمن وگمان کردی که من می دانستم ازامرباران آنچه را که تو نمی دانستی چنین نیست که تو گمان کرده ای لکن من زیست کرده ام در بادیه و می شناسم بادی را که در عقب باران دارد چون صبح کردم بادی که وزید بوی باران ازآن شنیدم لاجرم تهیه آنرا دیدم یحیی گفت چون به بغداد وارد شدیم ابتدا کردم باسحق بن ابراهیم طاطری و رفتم بدیدن اوواووالی بغداد بود چون اومرا دید گفت ای یحیی این مرد پسر پیغمبر است ومتوکل را تومی شناسی و میدانی عداوتش را با این خانواده پس اگر چیزی بگوئی باوکه وادارکند او را برکشتن آن حضرت پیغمبر خصم تو خواهد بود گفتم بخدا قسم من مطلع نشدم بر چیزی که اومخالف میل متوکل باشد بلکه هر چه دیدم تمامش جمیل و شکیر بود پس رفتیم به سامره و ابتدا بدیدن وصیف ترکی رفتیم و من ازاصحاب ونوکران اوبودم چون مرا دید گفت ای یحیی بخدا قسم که اگر موئی ازسراین مرد کم شود مطالب آن غیر من نخواهد بود پس من تعجب کردم از کلام اسحق طاطری و وصیف ترکی و سفارش در باب آنحضرت پس بنزد متوکل رفتم وآنچه ازآنحضرت دیده بودم و آنچه از ثناء بر آنحضرت شنیده بودم برای متوکل نقل کردم متوکل جایزۀ بآنحضرت داد و ظاهر کرد نیکی و احسان خود را بآنحضرت ومکرم داشت او را .
ازصالح بن سعید روایت کرده اند که گفت روزی داخل سرّمن رای شدم و بخدمت آنجناب رفتم و گفتم این ستمکاران در همه امور سعی کردند در اطفاء نور تو و پنهان کردن ذکر تو تا آنکه تو را درچنین جائی فرود آوردند که محل نزول گدایان وغریبان بی نام و نشان است حضرت فرمود که ای پسر سعید هنوز تو در معرفت قدرومنزلت ما دراین پایه ای وگمان می کنی که اینها با رفعت شان ما منافات دارد و نمی دانی کسی را که خدا بلند کرد باینها پست نمی شود پس بدست مبارک خود اشاره کرد بجانبی چون بآنجانب نظرکردم بستانها دیدم بانواع ریاحین آراسته و باغها دیدم که با انواع میوه ها پیراسته ونهرها دیدم که درصحن آن باغها جاری بود و قصرها وحوران وغلمان در آنها مشاهده کردم که هرگز نظیر آنها را خیال نکرده بودم ازمشاهدۀ این احوال دیده ام حیران وعقلم پریشان شد پس حضرت فرمود ما هرجا که باشیم اینها ازبرای ما مهیا است و در کاروان سرای گدایان نیستیم .
در باب حضرت امام علی النقی علیه السلام نزد متوکل سعایت کردند و گفتند در منزل آنجناب اسلحۀ بسیارو کاغذهای زیادی است که شیعیان اوازاهل قم برای او فرستاده اند وآنجناب عزم دارد که بر تو خروج کند متوکل جماعتی از ترکان را به خانۀ آنحضرت فرستاد ایشان در شب برخانۀ آنحضرت هجوم آوردند و بخانه ریختند و هر چه تفتیش کردند چیزی نیافتند و دیدند آنحضرت درحجره ایست و دررا برروی خود بسته و جامه ای از پشم پوشیده و بروی زمین که رمل و ریگ ریزه بود نشسته و توجهش بسوی حقتعالی است و مشغول خواندن آیات قرآن است پس آنجناب را با آنحال ماخوذ داشتند و بنزد متوکل حمل کردند و گفتند در خانۀ او ریختیم و چیزی نیافتیم و دیدیم آنجناب را نشسته بود رو بقبله وقرآن تلاوت می کرد و متوکل درآنحال در مجلس شرب بود پس آن امام معصوم را درآن مجلس شوم وارد کردند و متوکل جام شراب در دستش بود ازبرای آنجناب تعظیم کرد و آن حضرت را در پهلوی خود نشانید وجام شراب را به آن حضرت تعارف کرد آن حضرت فرمود والله شرا ب داخل گوشت و خون من نشد ه هرگز مرا معفودار
پس او را معفو داشت آنگاه گفت برای من شعربخوان حضرت فرمودن من چندان شعر بلد نیستم گفت ازاین چاره نیست پس حضرت انشاء فرمود این شعر را :
با تو اعلی قلل ا لأجبا ل تحرسهم غلب ا لرجا ل فلم تنفعهم ا لقلل
و ا ستنزلوا بعد عز من معا قلهم و ا سکنو ا حفرا یا بئسما نز لو ا
نا د ا هم صا ر خ من بعد د فنهم این الأسا ور و ا لتیجا ن و ا لحلل
ا ین ا لوجوه ا لتی کا نت منعّمة من د ونها تضرب الأستارو الکلل
فا فصح ا لقبر عنهم حین سا ئلهم تلک ا لوجوه علیها ا لد و د تنتقل
قد طال ما اکلوا دهراً و قد شربوا واصبحوا الیوم بعد الأکل قد اکلوا
متوکل از شنیدن این اشعار گریست باندازه ای که اشک چشمش ریشش را تر کرد.
صقربن ابی دلف گفت روزی نزد زرا قی زندانبان متوکل رفتم برای زیارت حضرت امام علی النقی علیه السلام واوپرسید برا ی چه کار آمده ای گفتم برای دیدن تو گفت نه بلکه برای زیارت مولایت حضرت هادی آمده ای و منهم به آن حضرت اعتقاد دارم و مرا روانه زندان کرد دیدم آن بزرگواربرروی حصیری نشسته ودربرابرش قبری کنده اند سلام کردم حضرت پاسخ داد وفرمود بنشین من گریه کردم برای منظره قبر حضرت فرمود آگاه باش آنان بمن آسیبی نمی رسانند گفتم الحمد لله وعرض کردم حدیثی ازرسول خدا صلی الله علیه وآله روایت شده که معنی آنرا نمی فهمم فرمود چیست آن حدیث عرض کردم لاتعادوالأیام فتعادیکم دشمنی نکنید با روزها که آنها با شما دشمنی خواهند کرد فرمود مراد از ایام وروزها ماها هستیم تا مادامی که بپا است آسمان وزمین شنبه متعلق به رسول خدا صلی الله علیه و آله یکشنبه امیرالمؤمنین علیه السلام دوشنبه حسن و حسین علیهما السلام سه شنبه علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد علیهم السلام چهارشنبه موسی بن جعـفـروعـلی بن موسی ومحمد بن عـلی عـلـیهم السلام پنجشنبه فـرزندم حسن عـلیه ا لسلام ( وخودآنحضرت ) جمعه فرزند فرزندم و بسوی اوجمع می شوند اهل حق واینست معنی ایام پس دشمنی مکنید با ایشان در دنیا که دشمنی کنند با شما درآخرت وفرمود بیرون رو که ایمن نیستم بر تو و می ترسم اذیتی برسانند بر تو .
امام هادی علیه السلام قریب یازده سال یا نوزده سال یا بیست سال را در سر من رای توطّن فرمود درخانه ای که اکنون مدفن شریف آنحضرت است ودرسال 254 هـ به شهادت رسید .
معتمد عباسی برادرمعتز آنحضرت را مسموم کرد و در وقت شهادت آن امام غریب غیرازفرزندش امام حسن عسگری علیه السلام کسی نزد بالین آنجناب نبود و امام حسن عسکری علیه السلام درجنازۀ پدر شهید خود گریبان چاک زد و خود متوجه غسل و کفن ودفن والد بزرگوارخود شد وآنجناب را در حجره ای که محل عبادتش بود دفن کرد.
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
حرم مطهرامام حسن عسکری علیه السلام در سامرّاء
000000000000000000000000000000000000000000000000
امام یازدهم حسن العسکری علیه السلام ابومحمد وابن الرضا درروزهشتم ماه ربیع الثانی یا دهم یا چهارم یا دوم آن ماه درسنه 232 درمدینه طیبه دیده به جهان گشود.
مادرآن بزرگوارحدیث یا سلیل بوده واورا جدّه می گفتند و در نهایت صلاح و ورع و تقوی بوده نشوونمای امام حسن عسکری علیه السلام درمدینه بود تا به سن چهارسال وچند ماه که با پدرش به طرف سامرّاء حرکت کرد و بقیه ایام عمرش را درسامرّا بود.
امام علی النقی علیه السلام پنهان می کرد خود را از بسیاری از شیعیان خود مگر از عده قلیلی ازخواص خود وچون امرمنتهی شد بحضرت امام حسن عسکری علیه السلام ازپشت پرده با خواص وغیرخواص تکلم می فرمود مگردرآن اوقات که سوار می شد برای رفتن به خانۀ سلطان و این عمل ازآنجناب و پدربزرگوار پیش ازاومقدمه بود برای غیبت حضرت صاحب الزمان علیه السلام که شیعيان باین مالوف شوند وازغیبت وحشت نکنند وعادت جاری شود دراحتجاب واختفاء زمانی که معتمد حضرت امام حسن عسکری علیه السلام را حبس کرد دردست علی بن حزین وحبس کرد جعفر برادرش را با اوپیوسته معتمد خبرآن حضرت را ازعلی بن حزین می پرسید اومی گفت روزها روزه می گیرد و شبها مشغول نماز است تا آنکه روزی ازحال آنجناب پرسید علی همان جواب را داد معتمد گفت همین ساعت برو بنزد اوواورا ازمن سلام برسان و باو بگو برو بمنزلت بسلامت علی بن حزین گفت رفتم بسوی زندان دیدم بردرزندان حماری زین کرده مهیا است داخل زندان شدم دیدم آنحضرت را نشسته موزه و طیلسان و شاشۀ خود را پوشیده یعنی آنکه خود را مهیا فرموده بود برای بیرون شدن اززندان ورفتن به منزل پس چون مرا دید برخاست من ادا کردم رسالت خود را پس سوار شد بر حماروایستاد من گفتم به آنحضرت برای چه ایستادی ای سید من فرمود تا بیاید جعفرگفتم معتمد مرا امرکرده که شما را ازحبس رها کنم بدون جعفر فرمود برگرد بنزد او و بگو ما هر دو با هم از یک خانه بیرون آمدیم پس من بر گردم و او با من نباشد خود شما می دانید که دراین چه خواهد بود پس آن مرد رفت و برگشت گفت می گوید من جعفررا رها کردم برای تووحبس کرده بودم او را بسبب خیانت و تقصیری که وارد کرده بود بر خود وبرتووبسبب آن حرفهائی که ازاوسر زده پس جعفر با آن حضرت رفت بخانه اش .
امام حسن عسکری علیه السلام را سپردند به نحریرونحریرتنگ می گرفت بر آنحضرت واذیت می کرد آنجناب را زوجه اش باوگفت ای مرد بترس ازخدا بدرستیکه تو نمی دانی که کیست در منزل تو پس شروع کرد در بیان اوصاف حضرت عسکری علیه السلام ازصلاح وعبادت وجلالت آنحضرت وگفت من می ترسم بر توازاین رفتارتو با آن حضرت نحریر گفت بخدا سوگند که من او را در برکه السّباع میان شیران و درندگان خواهم افکند پس اجازه طلبید از خلیفه در این امر او را اجازه داد پس آنحضرت را افکند بنزد شیران و شک نداشتند در آنکه شیران آنحضرت را خواهند خورد پس نظر کردند در آن محل که از حال آنجناب خبری گیرند دیدند آنجناب را ایستاده نمازمی خواند وسباع در دورآنحضرت می باشند پس امر کرد که آنجناب را بیرون آورند و بخانه اش برند.
ابو الادیان گفته است که من خدمت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام را می نمودم و نامه های آنجناب را به شهرها می بردم پس روزی در بیماری که آنحضرت در آن مرض بعالم بقاء رحلت فرمودند مرا طلبیدند و نامۀ چند نوشتند بمدائن و فرمودند که بعد ازپانزده روز بازداخل سامره خواهی شد و صدای شیون از خانۀ من خواهی شنید و مرا درآنوقت غسل دهند ابوالأدیان گفت ای سید هر گاه این واقعۀ هائله روی دهد امرامامت با کیست فرمود هر که جواب نامۀ مرا از تو طلب کند اوامام بعد من است گفتم دیگر علامتی بفرما فرمود هر که بر من نماز کند اوجانشین من خواهد بود گفتم دیگر بفرما گفت هر که بگوید در همیان چه چیزاست اوامام شما است ابوالادیان گفت مهابت حضرت مانع شد که بپرسم کدام همیان پس بیرون آمدم و نامه ها را به اهل مدائن رسانیدم و جوابها گرفته برگشتم چنانچه فرموده بود روز پانزدهم داخل سامرّه شدم صدای نوحه و شیون از منزل منورآن امام مطهر بلند شده بود چون بدرخانه آمدم جعفر کذاب را دیدم که بردرخانه نشسته و شیعیان بر گرد او برآمده اند واورا تعزیت بوفات برادرو تهنیت بامامت خود می گویند پس من در خاطر خود گفتم که اگر این امام است امامت نوع دیگر شده این فاسق کی اهلیت امامت دارد زیرا که پیشتراورا می شناختم که شراب می خورد و قمارمی باخت وطنبورمی نواخت پس پیش رفتم و تعزیت و تهنیت گفتم وهیچ سئوال ازمن نکرد دراینحال عقید خادم بیرون آمد و به جعفرخطاب کرد که برادرتورا کفن کرده اند بیا و براونماز کن جعفر برخاست و شیعیان با اوهمراه شدند چون بصحن خانه رسیدیم دیدم که حضرت امام حسن عسکری علیه السلام راکفن کرده برروی نعش گذاشته اندپس جعفر پیش ایستاد که بربرادراطهرخود نمازکند چون خواست تکبیر گوید طفلی گندم گون پیچیده موی گشاده دندانی مانند پارۀ ماه بیرون آمد و ردای جعفررا کشید و گفت ای عمو پس بایست که من سزاوارترم به نمازبرپدرخود ازتو پس جعفر عقب ایستاد و رنگش متغیرشد آن طفل پیش ایستاد و برپدر بزرگوار خود نماز کرد وآن جناب را در پهلوی امام علی النقی علیه السلام دفن کرد و متوجه من شد و گفت ای بصری بده جواب نامه را که با تو است پس تسلیم کردم و در خاطر خود گفتم که دو نشان از آن نشانها که حضرت امام حسن عسکری علیه السلام فرموده بود ظاهر شد و یک علامت مانده بیرون آمدم پس حاجزوشا روكرد به جعفربرای آنکه حجت بر او تمام کند که اوامام نیست گفت کی بود آن طفل جعفر گفت که والله هرگز من او را ندیده بودم و نمی شناختم پس دراینحالت جماعتی ازاهل قم آمدند و سئوال کردند ازاحوال حضرت امام حسن عسکری علیه السلام چون دانستند که او وفات یافته است پرسیدند که امامت با کیست مردم اشاره کردند بسوی جعفر پس نزدیک رفتند وتعزیت و تهنیت دادند و گفتند با ما نامه ومالی چند هست بگو که نامه ها ازچه جماعت است و مالها چه مقداراست تا تسلیم کنیم جعفر برخاست و گفت مردم ازما علم غیب می خواهند درآن حال خادم بیرون آمد ازجانب صاحب الامر علیه السلام و گفت با شما نامۀ شخص فلانی و فلان و فلان هست وهمیانی هست که در آن هزار اشرفی هست و در آن میان ده اشرفی هست که طلا را روکش کرده اند آن جماعت نامه ها و مالها را تسلیم کردند و گفتند هر که ترا فرستاده است که این نامه ها و مالها را بگیری اوامام زمان است ومقصود همیان هم روشن شد پس جعفر کذاب رفت نزد معتمد که خلیفۀ بنا حق آنزمان بود و این واقعه را نقل کرد معتمد خدمتکاران خود را فرستاد که صیقل کنیز حضرت امام حسن عسکری علیه السلام را گرفتند که آن طفل را بما نشان ده او انکار کرد و از برای رفع مظنۀ ایشان گفت حملی دارم من ازآنحضرت باین سبب او را بابن ابی الشوارب قاضی سپردند که چون فرزند متولد شد بکشند بناگاه عبیدالله بن یحیی و زیرمرد و صاحب الزنج در بصره خروج کرد ایشان بحال خود در ماندند و کنیز ازخانه قاضی بخانۀ خود آمد.
حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در روز جمعه هشتم ماه ربیع الاول سال 260 هـ ق وقت نمازبامداد بسرای باقی رحلت کرد درهمان شب نامه های بسیار بدست مبارک خود باهل مدینه نوشته بود ودرآنوقت نزد آنحضرت حاضر نبود مگرجاریۀ آنجناب که اورا صیقل می گفتند وغلام آنجناب که اوراعقید مینامیدند و آن کسی که مردم براومطلع نبودند یعنی حضرت صاحب الامر علیه السلام عقید گفت که درآنوقت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام آبی طلبید که با مصطکی جوشانیده بودند خواست که بیاشامد چون حاضرکردیم فرمود اول آبی بیاورید که من نمازکنم چون آب آوردیم دستمالی دامن خود گسترده و وضو ساخت و نماز بامداد را ادا کرد و قدح آب مصطكی را گرفت که بیاشامد از غایت ضعف و شدت مرض دست مبارکش می لرزید و قدح بردندانهای شریفش می خورد چون آب را بیاشامید و صیقل قدح را گرفت روح مقدسش بعالم قدس پرواز نمود.
از احمد بن اسحق روایت است که روزی بخدمت امام حسن عسکری علیه السلام رفتم حضرت فرمود که چگونه خواهد بود حال شما وآنچه مردم باشند ازشک و ریب درباب امام بعد ازمن گفتم یابن رسول الله چون خبرولادت سید ما و صاحب ما در قم بما رسید صغیروکبیرومرد وزن وشیعیان قم همه اعتقاد بامامت آنجناب نمودند حضرت فرمود مگر نمی دانی که هرگززمین خالی ازامام نمی باشد که حجت خدا باشد بر خلق پس درسال دویست و پنجاه و نه هجرت حضرت والدۀ خود را بحج فرستاد واورا خبرداد بوفات خود درسال دیگر و فتنه هائی که بعد از وفات او واقع خواهد شد پس اسم اعظم الهی ومواریث پیغمبران واسلحه وکتب حضرت رسالت را بحضرت صاحب الامرعلیه السلام تسلیم کرد و مادرآنجناب متوجه مکه شد وآنجناب درماه ربیع الاخر سنه 260 ازدنیا رحلت نمود ودرسر من رای درپهلوی پدر بزرگوارخود مدفون گردید وعمرشریف آنجناب 29 سال بود.
احمد بن عبید الله بن خاقان نقل می کند .... آنجناب را درپهلوی پدربزرگوارخود دفن کردند و بعد ازآن خلیفه متوجه تفحّص وتجسّس فرزند حضرت شد زیرا شنیده بود که فرزند آنجناب برعالم مستولی خواهد شد واصل باطل را منقرض خواهد کرد چندانکه تفحّص کردند چیزی ازآنحضرت نیافتند وآن کنیزرا که گمان حمل به اوبرده بودند تا دوسال تفحّص احوال او می کردند واثری ظاهر نشد پس موافق مذهب اهل سنّت میراث آنحضرت را قسمت کردند میان مادروجعفرکذاب که برادرآنجناب بود ومادرش دعوی کرد که من وصی اویم و نزد قاضی بثبوت رسانیده بازخلیفه درتفحّص فرزند آنجناب بود ودست ازتجسّس برنمی داشت پس جعفر کذاب نزد پدرمن آمد وگفت می خواهم منصب برادرم را بمن تفویض نمائی من تقبل می نمایم که هرسال دویست هزاردینارطلا بدهم پدرم ازاستماع این سخن در خشم شد و گفت ای احمق منصب برادرتومنصبی نیست که بمال تقبل توان كرد وسالها است که خلفاء شمشیر کشیده اند ومردم را می کشند و زجرمی نمایند که ازاعتقاد با مامت پدروبرادرتوبرگردند نتوانستند اگرتونزد شیعیان مرتبه امامت داری همه بسوی توخواهند آمد و تورا احتیاج به خلیفه و دیگری نیست و اگر نزد ایشان مرتبه ای نداری خلیفه ودیگری این مرتبه را برای تو تحصیل نمی توانند کرد و پدرم باین سخن خفّت عقل وسفاهت وعدم دیانت اورا دانست امرکرد دیگر او را به مجلس راه ندهند و بعد ازآن به مجلس پدرم راه نیافت تا پدرم فوت شد و تا امروز خلیفه تفحّص از فرزند آنجناب می کند وبرآثاراومطلع نمی شود و دست براونمی یابد.
رشیق نقل کرده است که معتضد خلیفه فرستاد مرا با دونفردیگرطلب نمود وامر کرد که هریک دواسب با خود برداریم یکی راسوارشویم ویکی را بجنبیّت بکشیم یعنی یدک کنیم وسبکبارتعجیل برویم بسامرّه وخانۀ حضرت امام حسن عسگری علیه السلام را بما نشان داد و گفت بدرخانه می رسید که غلام سیاهی برآن در نشسته است پس داخل خانه شوید و هر که در آنخانه بیاید سرش را برای من بیاورید چون بخانۀ حضرت رسیدیم دردهلیزخانه غلام سیاهی نشسته بود و بند زیر جامه دردست داشت ومی بافت پرسیدیم که کی دراین خانه هست گفت صاحبش و هیچگونه ملتفت نشد بجانب ما وازما پروا نکرد چون داخل خانه شدیم خانه ای بسیارپاکیزه ای دیدیم و درمقابل پرده ای مشاهده کردیم که هرگزازآن بهتر ندیده بودیم که گویا الحال از دست کارگر درآمده است و درخانه هیچکس نبود چون پرده را برداشتم حجرۀ بزرگی به نظرآمد که گویا دریای آبی درمیان آن حجره ایستاده ودرمنتهای حجره حصیری برروی آب گسترده است و بربالای آن حصیرمردی ایستاده است نیکوترین مردم بحسب هیئت ومشغول نمازاست و هیچگونه بجانب ما التفات ننمود احمد بن عبدالله پا درحجره گذاشت که داخل شود در میان آب غرق شد واضطراب بسیارکرد تا من دست دراز کردم واورا بیرون آوردم و بیهوش شد بعد از ساعتی بهوش آمد پس رفیق دیگراراده کرد داخل شود و حال اوبدین منوال گشت پس من متحیرماندم وزبان بعذرخواهی گشودم و گفتم معذرت می طلبم ازخدا وازتوای مقرب درگاه خدا والله ندانستم که نزدکی می آیم و از حقیقت حال مطلع نبودم واکنون توبه می نمایم بسوی خدا ازاین کردارپس به هیچ وجه متوجه گفتارمن نشد ومشغول نمازبود ما را هیبتی عظیم در دل به هم رسید و برگشتیم ومعتضد انتظارما می کشید وبدربانان سفارش کرده بود که هر وقت برگردیم ما را بنزد اوبرند پس درمیان شب رسیدیم و داخل شدیم و تمام قصه را نقل کردیم پرسید که پیش ازمن با دیگری ملاقات کردید و با کسی حرف گفتید گفتیم نه پس سوگندهای عظیم یاد کرد که اگر بشنوم که یک کلمه ازاین واقعه را بدیگری نقل کرده اید هرآینه همه را گردن می زنم وما این حکایت را نقل نتوانستیم بکنیم مگربعد ازمردن او .
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
زیارت امام هادی وعسکری(ع) درسامراء
00000000000000000000000000000000000
روايت شده از حضرت صادق عليه السلام كه: زيد شحام عرض كرد به خدمتش كه چه ثواب است از براى كسى كه زيارت كند يكى از شما امامان را فرمود مثل آن است كه زيارت كرده حضرت رسول خدا صلى الله عليه و آله را و روايتىاز حضرت صادق عليه السلام نقل شده كه: هر كه زيارت كند امام مفترض الطاعه را و نماز گزارد نزد او چهار ركعت نوشته شود براى او حجه و عمره .
چون وارد شدى به سرّ من راى إن شاء الله و خواستى زيارت كنى آن دو امام همام عليهما السلام را پس غسل كن و بعد از رعايت آداب دخول حرمهاى شريفه با تأنى و وقار روانه شو تا به در حرم مطهّر و اذن دخول عمومى را كه بعدًا ميآيدبخوان پس داخل حرم شو
و سيد بن طاوس در مصباح الزائر براى هر يك از اين دو بزرگوار زيارت مبسوط با صلوات بر ايشان و دعاى بعد از نماز زيارت نقل كرده كه شايسته است نقل آن اگر چه موجب تطويل است زيرا كه فوايد بسيار در آن مندرج است فرمود هر گاه رسيدى به سر من راى غسل كن در وقت رسيدن غسل زيارت و بپوش پاكيزهترين جامههاى خود را و روانه شو با تأنى و وقار تا برسى به در حرم شريف آنگاه كه رسيدى{اذن دخول بخوان}طلب رخصت كن و بگو :
أَ أَدْخُلُ يَا نَبِىَّ اللَّهِ أَ أَدْخُلُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَ أَدْخُلُ يَا فَاطِمَةُ الزَّهْرَاءُ سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ أَ أَدْخُلُ يَا مَوْلاىَ الْحَسَنَ بْنَ عَلِىٍّ أَ أَدْخُلُ يَا مَوْلاىَ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِىٍّ أَ أَدْخُلُ يَا مَوْلاىَ عَلِىَّ بْنَ الْحُسَيْنِ أَ أَدْخُلُ يَا مَوْلاىَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِىٍّ أَ أَدْخُلُ يَا مَوْلاىَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ أَ أَدْخُلُ يَا مَوْلاىَ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ أَ أَدْخُلُ يَا مَوْلاىَ عَلِىَّ بْنَ مُوسَى أَ أَدْخُلُ يَا مَوْلاىَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِىٍّ أَ أَدْخُلُ يَا مَوْلاىَ يَا أَبَا الْحَسَنِ عَلِىَّ بْنَ مُحَمَّدٍ أَ أَدْخُلُ يَا مَوْلاىَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِىٍّ أَ أَدْخُلُ يَا مَلائِكَةَ اللَّهِ الْمُوَكَّلِينَ بِهَذَا الْحَرَمِ الشَّرِيفِ .
پس داخل شو و در وقت داخل شدن پاى راست را مقدم دار
00000000000000000000
زيارت مشترك هردوامام
00000000000000000000
زيارت كن آن دو بزرگوار را به اين الفاظ كه اصح زيارات است
السَّلامُ عَلَيْكُمَا يَا وَلِيَّىِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكُمَا يَا حُجَّتَىِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكُمَا يَا نُورَىِ اللَّهِ فِى ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ السَّلامُ عَلَيْكُمَا يَا مَنْ بَدَا لِلَّهِ فِى شَأْنِكُمَا أَتَيْتُكُمَا زَائِرا عَارِفا بِحَقِّكُمَا مُعَادِيا لِأَعْدَائِكُمَا مُوَالِيا لِأَوْلِيَائِكُمَا مُؤْمِنا بِمَا آمَنْتُمَا بِهِ كَافِرا بِمَا كَفَرْتُمَا بِهِ مُحَقِّقا لِمَا حَقَّقْتُمَا مُبْطِلا لِمَا أَبْطَلْتُمَا أَسْأَلُ اللَّهَ رَبِّى وَ رَبَّكُمَا أَنْ يَجْعَلَ حَظِّى مِنْ زِيَارَتِكُمَا الصَّلاةَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَنْ يَرْزُقَنِى مُرَافَقَتَكُمَا فِى الْجِنَانِ مَعَ آبَائِكُمَا الصَّالِحِينَ وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُعْتِقَ رَقَبَتِى مِنَ النَّارِ وَ يَرْزُقَنِى شَفَاعَتَكُمَا وَ مُصَاحَبَتَكُمَا وَ يُعَرِّفَ بَيْنِى وَ بَيْنَكُمَا وَ لا يَسْلُبَنِى حُبَّكُمَا وَ حُبَّ آبَائِكُمَا الصَّالِحِينَ وَ أَنْ لا يَجْعَلَهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيَارَتِكُمَا وَ يَحْشُرَنِى مَعَكُمَا فِى الْجَنَّةِ بِرَحْمَتِهِ اللَّهُمَّ ارْزُقْنِى حُبَّهُمَا وَ تَوَفَّنِى عَلَى مِلَّتِهِمَا اللَّهُمَّ الْعَنْ ظَالِمِى آلِ مُحَمَّدٍ حَقَّهُمْ وَ انْتَقِمْ مِنْهُمْ اللَّهُمَّ الْعَنِ الْأَوَّلِينَ مِنْهُمْ وَ الْآخِرِينَ وَ ضَاعِفْ عَلَيْهِمُ الْعَذَابَ وَ ابْلُغْ بِهِمْ وَ بِأَشْيَاعِهِمْ وَ مُحِبِّيهِمْ وَ مُتَّبِعِيهِمْ أَسْفَلَ دَرْكٍ مِنَ الْجَحِيمِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ اللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَ وَلِيِّكَ وَ ابْنِ وَلِيِّكَ وَ اجْعَلْ فَرَجَنَا مَعَ فَرَجِهِمْ [فَرَجِهِ] يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .
و جهد مىكنى در دعا كردن از براى خود و پدر و مادر خود و هر دعا كه خواهى بكن و اگر توانى به نزديك قبر ايشان بروى دو ركعت نماز نزد قبر بكن و اگر نتوانى داخل مسجد شو و دو ركعت نماز بكن و هر دعا كه خواهى بكن كه مستجاب است و اين مسجد پهلوى خانه ايشان است و حضرت امام على نقى و امام حسن عسكرى عليهما السلام در آن نماز مىكردهاند
00000000000000000000000000
زيارت امام هادي عليه السلام
00000000000000000000000000
بايست نزد ضريح حضرت على الهادى عليه السلام
صد مرتبه اللَّهُ أَكْبَرُ بگو و بگو :
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا الْحَسَنِ عَلِىَّ بْنَ مُحَمَّدٍ الزَّكِىَّ الرَّاشِدَ النُّورَ الثَّاقِبَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا صَفِىَّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا سِرَّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حَبْلَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا آلَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خِيَرَةَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا صَفْوَةَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حَقَّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حَبِيبَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نُورَ الْأَنْوَارِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا زَيْنَ الْأَبْرَارِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا سَلِيلَ الْأَخْيَارِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عُنْصُرَ الْأَطْهَارِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ الرَّحْمَنِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا رُكْنَ الْإِيمَانِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلَى الْمُؤْمِنِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَلِىَّ الصَّالِحِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَلَمَ الْهُدَى السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حَلِيفَ التُّقَى السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَمُودَ الدِّينِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيِّينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْأَمِينُ الْوَفِىُّ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَلَمُ الرَّضِىُّ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الزَّاهِدُ التَّقِىُّ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْحُجَّةُ عَلَى الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا التَّالِى لِلْقُرْآنِ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمُبَيِّنُ لِلْحَلالِ مِنَ الْحَرَامِ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْوَلِىُّ النَّاصِحُ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الطَّرِيقُ الْوَاضِحُ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّجْمُ اللائِحُ أَشْهَدُ يَا مَوْلاىَ يَا أَبَا الْحَسَنِ أَنَّكَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ خَلِيفَتُهُ فِى بَرِيَّتِهِ وَ أَمِينُهُ فِى بِلادِهِ وَ شَاهِدُهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ كَلِمَةُ التَّقْوَى وَ بَابُ الْهُدَى وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى وَ الْحُجَّةُ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ الْمُطَهَّرُ مِنَ الذُّنُوبِ الْمُبَرَّأُ مِنَ الْعُيُوبِ وَ الْمُخْتَصُّ بِكَرَامَةِ اللَّهِ وَ الْمَحْبُوُّ بِحُجَّةِ اللَّهِ وَ الْمَوْهُوبُ لَهُ كَلِمَةُ اللَّهِ وَ الرُّكْنُ الَّذِى يَلْجَأُ إِلَيْهِ الْعِبَادُ وَ تُحْيَا بِهِ الْبِلادُ وَ أَشْهَدُ يَا مَوْلاىَ أَنِّى بِكَ وَ بِآبَائِكَ وَ أَبْنَائِكَ مُوقِنٌ مُقِرٌّ وَ لَكُمْ تَابِعٌ فِى ذَاتِ نَفْسِى وَ شَرَائِعِ دِينِى وَ خَاتِمَةِ عَمَلِى وَ مُنْقَلَبِى وَ مَثْوَاىَ وَ أَنِّى وَلِىٌّ لِمَنْ وَالاكُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاكُمْ مُؤْمِنٌ بِسِرِّكُمْ وَ عَلانِيَتِكُمْ وَ أَوَّلِكُمْ وَ آخِرِكُمْ بِأَبِى أَنْتَ وَ أُمِّى [وَ السَّلامُ عَلَيْكَ] وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ .
پس ببوس ضريح را و بگذار روى راست را بر آن پس طرف چپ رو را بگذار و بگو :
اللَّهُمَّ [صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ] صَلِّ عَلَى حُجَّتِكَ الْوَفِىِّ وَ وَلِيِّكَ الزَّكِىِّ وَ أَمِينِكَ الْمُرْتَضَى وَ صَفِيِّكَ الْهَادِى وَ صِرَاطِكَ الْمُسْتَقِيمِ وَ الْجَادَّةِ الْعُظْمَى وَ الطَّرِيقَةِ الْوُسْطَى نُورِ قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ وَ وَلِىِّ الْمُتَّقِينَ وَ صَاحِبِ الْمُخْلَصِينَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ صَلِّ عَلَى عَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الرَّاشِدِ الْمَعْصُومِ مِنَ الزَّلَلِ وَ الطَّاهِرِ مِنَ الْخَلَلِ وَ الْمُنْقَطِعِ إِلَيْكَ بِالْأَمَلِ الْمَبْلُوِّ بِالْفِتَنِ وَ الْمُخْتَبَرِ بِالْمِحَنِ وَ الْمُمْتَحَنِ بِحُسْنِ الْبَلْوَى وَ صَبْرِ الشَّكْوَى مُرْشِدِ عِبَادِكَ وَ بَرَكَةِ بِلادِكَ وَ مَحَلِّ رَحْمَتِكَ وَ مُسْتَوْدَعِ حِكْمَتِكَ وَ الْقَائِدِ إِلَى جَنَّتِكَ الْعَالِمِ فِى بَرِيَّتِكَ وَ الْهَادِى فِى خَلِيقَتِكَ الَّذِى ارْتَضَيْتَهُ وَ انْتَجَبْتَهُ وَ اخْتَرْتَهُ لِمَقَامِ رَسُولِكَ فِى أُمَّتِهِ وَ أَلْزَمْتَهُ حِفْظَ شَرِيعَتِهِ فَاسْتَقَلَّ بِأَعْبَاءِ الْوَصِيَّةِ نَاهِضا بِهَا وَ مُضْطَلِعا بِحَمْلِهَا لَمْ يَعْثُرْ فِى مُشْكِلٍ وَ لا هَفَا فِى مُعْضِلٍ بَلْ كَشَفَ الْغُمَّةَ وَ سَدَّ الْفُرْجَةَ وَ أَدَّى الْمُفْتَرَضَ اللَّهُمَّ فَكَمَا أَقْرَرْتَ نَاظِرَ نَبِيِّكَ بِهِ فَرَقِّهِ دَرَجَتَهُ وَ أَجْزِلْ لَدَيْكَ مَثُوبَتَهُ وَ صَلِّ عَلَيْهِ وَ بَلِّغْهُ مِنَّا تَحِيَّةً وَ سَلاما وَ آتِنَا مِنْ لَدُنْكَ فِى مُوَالاتِهِ فَضْلا وَ إِحْسَانا وَ مَغْفِرَةً وَ رِضْوَانا إِنَّكَ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ پس نماز زيارت بگزار و چون سلام دادى بگو يَا ذَا الْقُدْرَةِ الْجَامِعَةِ وَ الرَّحْمَةِ الْوَاسِعَةِ وَ الْمِنَنِ الْمُتَتَابِعَةِ وَ الْآلاءِ الْمُتَوَاتِرَةِ وَ الْأَيَادِى الْجَلِيلَةِ وَ الْمَوَاهِبِ الْجَزِيلَةِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِينَ وَ أَعْطِنِى سُؤْلِى وَ اجْمَعْ شَمْلِى وَ لُمَّ شَعَثِى وَ زَكِّ عَمَلِى وَ لا تُزِغْ قَلْبِى بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنِى وَ لا تُزِلْ قَدَمِى وَ لا تَكِلْنِى إِلَى نَفْسِى طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَدا وَ لا تُخَيِّبْ طَمَعِى وَ لا تُبْدِ عَوْرَتِى وَ لا تَهْتِكْ سِتْرِى وَ لا تُوحِشْنِى وَ لا تُؤْيِسْنِى وَ كُنْ بِى رَءُوفا رَحِيما وَ اهْدِنِى وَ زَكِّنِى وَ طَهِّرْنِى وَ صَفِّنِى وَ اصْطَفِنِى وَ خَلِّصْنِى وَ اسْتَخْلِصْنِى وَ اصْنَعْنِى وَ اصْطَنِعْنِى وَ قَرِّبْنِى إِلَيْكَ وَ لا تُبَاعِدْنِى مِنْكَ وَ الْطُفْ بِى وَ لا تَجْفُنِى وَ أَكْرِمْنِى وَ لا تُهِنِّى وَ مَا أَسْأَلُكَ فَلا تَحْرِمْنِى وَ مَا لا أَسْأَلُكَ فَاجْمَعْهُ لِى بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ وَ أَسْأَلُكَ بِحُرْمَةِ وَجْهِكَ الْكَرِيمِ وَ بِحُرْمَةِ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ بِحُرْمَةِ أَهْلِ بَيْتِ رَسُولِكَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِىٍّ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ عَلِىٍّ وَ مُحَمَّدٍ وَ جَعْفَرٍ وَ مُوسَى وَ عَلِىٍّ وَ مُحَمَّدٍ وَ عَلِىٍّ وَ الْحَسَنِ وَ الْخَلَفِ الْبَاقِى صَلَوَاتُكَ وَ بَرَكَاتُكَ عَلَيْهِمْ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ وَ تُعَجِّلَ فَرَجَ قَائِمِهِمْ بِأَمْرِكَ وَ تَنْصُرَهُ وَ تَنْتَصِرَ بِهِ لِدِينِكَ وَ تَجْعَلَنِى فِى جُمْلَةِ النَّاجِينَ بِهِ وَ الْمُخْلِصِينَ فِى طَاعَتِهِ وَ أَسْأَلُكَ بِحَقِّهِمْ لَمَّا اسْتَجَبْتَ لِى دَعْوَتِى وَ قَضَيْتَ حَاجَتِى وَ أَعْطَيْتَنِى سُؤْلِى وَ كَفَيْتَنِى مَا أَهَمَّنِى مِنْ أَمْرِ دُنْيَاىَ وَ آخِرَتِى يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ يَا نُورُ يَا بُرْهَانُ يَا مُنِيرُ يَا مُبِينُ يَا رَبِّ اكْفِنِى شَرَّ الشُّرُورِ وَ آفَاتِ الدُّهُورِ وَ أَسْأَلُكَ النَّجَاةَ يَوْمَ يُنْفَخَ فِى الصُّورِ و دعا كن براى هر چه خواهى و بسيار بگو يَا عُدَّتِى عِنْدَ الْعَدَدِ وَ يَا رَجَائِى وَ الْمُعْتَمَدَ وَ يَا كَهْفِى وَ السَّنَدَ يَا وَاحِدُ يَا أَحَدُ وَ يَا قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ أَسْأَلُكَ اللَّهُمَّ بِحَقِّ مَنْ خَلَقْتَ مِنْ خَلْقِكَ وَ لَمْ تَجْعَلْ فِى خَلْقِكَ مِثْلَهُمْ أَحَدا صَلِّ عَلَى جَمَاعَتِهِمْ وَ افْعَلْ بِى كَذَا وَ كَذَا و بجاى اين كلمه حاجت بخواه .
همانا روايت شده از آن حضرت كه فرموده من از خداوند عز و جل خواستهام كه نااميد برنگرداند كسى را كه بخواند اين دعا را در روضه من بعد از من .
0000000000000000000000000000000000000000
زيارت حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام
0000000000000000000000000000000000000000
شيخ به سند معتبر از آن حضرت روايت كرده كه فرمود: قبر من در سر من راى امان است از براى اهل دو جانب از بلاها و عذاب خدا {مجلسى اول اهل دو جانب را به شيعه و سنى معنى كرده و فرموده كه بركت آن حضرت دوست و دشمن را احاطه فرموده است چنانكه قبر كاظمين سبب امان بغداد شد الخ} و سيد بن طاوس فرموده: چون خواستى زيارت كنى حضرت عسكرى عليه السلام را بجا آور جميع آنچه را كه در زيارت پدرش حضرت هادى عليه السلام بجا مىآوردى پس بايست نزد ضريح آن حضرت و بگو :
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلاىَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِىٍّ الْهَادِىَ الْمُهْتَدِىَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَلِىَّ اللَّهِ وَ ابْنَ أَوْلِيَائِهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ ابْنَ حُجَجِهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا صَفِىَّ اللَّهِ وَ ابْنَ أَصْفِيَائِهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خَلِيفَةَ اللَّهِ وَ ابْنَ خُلَفَائِهِ وَ أَبَا خَلِيفَتِهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيِّينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ الْأَئِمَّةِ الْهَادِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ الْأَوْصِيَاءِ الرَّاشِدِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عِصْمَةَ الْمُتَّقِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا إِمَامَ الْفَائِزِينَ السلامُ عَلَيْكَ يَا رُكْنَ الْمُؤْمِنِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا فَرَجَ الْمَلْهُوفِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ الْأَنْبِيَاءِ الْمُنْتَجَبِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خَازِنَ عِلْمِ وَصِىِّ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الدَّاعِى بِحُكْمِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّاطِقُ بِكِتَابِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ الْحُجَجِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا هَادِىَ الْأُمَمِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَلِىَّ النِّعَمِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَيْبَةَ الْعِلْمِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا سَفِينَةَ الْحِلْمِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا الْإِمَامِ الْمُنْتَظَرِ الظَّاهِرَةِ لِلْعَاقِلِ حُجَّتُهُ وَ الثَّابِتَةِ فِى الْيَقِينِ مَعْرِفَتُهُ الْمُحْتَجَبِ عَنْ أَعْيُنِ الظَّالِمِينَ وَ الْمُغَيَّبِ عَنْ دَوْلَةِ الْفَاسِقِينَ وَ الْمُعِيدِ رَبُّنَا بِهِ الْإِسْلامَ جَدِيدا بَعْدَ الانْطِمَاسِ وَ الْقُرْآنَ غَضّا بَعْدَ الانْدِرَاسِ أَشْهَدُ يَا مَوْلاىَ أَنَّكَ أَقَمْتَ الصَّلاةَ وَ آتَيْتَ الزَّكَاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ دَعَوْتَ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ عَبَدْتَ اللَّهَ مُخْلِصا حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ أَسْأَلُ اللَّهَ بِالشَّأْنِ الَّذِى لَكُمْ عِنْدَهُ أَنْ يَتَقَبَّلَ زِيَارَتِى لَكُمْ وَ يَشْكُرَ سَعْيِى إِلَيْكُمْ وَ يَسْتَجِيبَ دُعَائِى بِكُمْ وَ يَجْعَلَنِى مِنْ أَنْصَارِ الْحَقِّ وَ أَتْبَاعِهِ وَ أَشْيَاعِهِ وَ مَوَالِيهِ وَ مُحِبِّيهِ وَ السَّلامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ .
پس ببوس ضريحش را و بگذار طرف راست صورت خود را بر آن پس طرف چپ را گذار و بگو :
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ صَلِّ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ الْهَادِى إِلَى دِينِكَ وَ الدَّاعِى إِلَى سَبِيلِكَ عَلَمِ الْهُدَى وَ مَنَارِ التُّقَى وَ مَعْدِنِ الْحِجَى وَ مَأْوَى النُّهَى وَ غَيْثِ الْوَرَى وَ سَحَابِ الْحِكْمَةِ وَ بَحْرِ الْمَوْعِظَةِ وَ وَارِثِ الْأَئِمَّةِ وَ الشَّهِيدِ عَلَى الْأُمَّةِ الْمَعْصُومِ الْمُهَذَّبِ وَ الْفَاضِلِ الْمُقَرَّبِ وَ الْمُطَهَّرِ مِنَ الرِّجْسِ الَّذِى وَرَّثْتَهُ عِلْمَ الْكِتَابِ وَ أَلْهَمْتَهُ فَصْلَ الْخِطَابِ وَ نَصَبْتَهُ عَلَما لِأَهْلِ قِبْلَتِكَ وَ قَرَنْتَ طَاعَتَهُ بِطَاعَتِكَ وَ فَرَضْتَ مَوَدَّتَهُ عَلَى جَمِيعِ خَلِيقَتِكَ اللَّهُمَّ فَكَمَا أَنَابَ بِحُسْنِ الْإِخْلاصِ فِى تَوْحِيدِكَ وَ أَرْدَى مَنْ خَاضَ فِى تَشْبِيهِكَ وَ حَامَى عَنْ أَهْلِ الْإِيمَانِ بِكَ فَصَلِّ يَا رَبِّ عَلَيْهِ صَلاةً يَلْحَقُ بِهَا مَحَلَّ الْخَاشِعِينَ وَ يَعْلُو فِى الْجَنَّةِ بِدَرَجَةِ جَدِّهِ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ وَ بَلِّغْهُ مِنَّا تَحِيَّةً وَ سَلاما وَ آتِنَا مِنْ لَدُنْكَ فِى مُوَالاتِهِ فَضْلا وَ إِحْسَانا وَ مَغْفِرَةً وَ رِضْوَانا إِنَّكَ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ وَ مَنٍّ جَسِيمٍ .
پس نماز زيارت بجا آور و چون فارغ شدى بگو :
يَا دَائِمُ يَا دَيْمُومُ يَا حَىُّ يَا قَيُّومُ يَا كَاشِفَ الْكَرْبِ وَ الْهَمِّ يَا فَارِجَ الْغَمِّ وَ يَا بَاعِثَ الرُّسُلِ يَا صَادِقَ الْوَعْدِ يَا حَىُّ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ أَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِحَبِيبِكَ وَ وَصِيِّهِ عَلِىٍّ ابْنِ عَمِّهِ وَ صِهْرِهِ عَلَى ابْنَتِهِ الَّذِى خَتَمْتَ بِهِمَا الشَّرَائِعَ وَ فَتَحْتَ التَّأْوِيلَ وَ الطَّلائِعَ فَصَلِّ عَلَيْهِمَا صَلاةً يَشْهَدُ بِهَا الْأَوَّلُونَ وَ الْآخِرُونَ وَ يَنْجُو بِهَا الْأَوْلِيَاءُ وَ الصَّالِحُونَ وَ أَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِفَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ وَالِدَةِ الْأَئِمَّةِ الْمَهْدِيِّينَ وَ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ الْمُشَفَّعَةِ فِى شِيعَةِ أَوْلادِهَا الطَّيِّبِينَ فَصَلِّ عَلَيْهَا صَلاةً دَائِمَةً أَبَدَ الْآبِدِينَ وَ دَهْرَ الدَّاهِرِينَ وَ أَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِالْحَسَنِ الرَّضِىِّ الطَّاهِرِ الزَّكِىِّ وَ الْحُسَيْنِ الْمَظْلُومِ الْمَرْضِىِّ الْبَرِّ التَّقِىِّ سَيِّدَىْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ الْإِمَامَيْنِ الْخَيِّرَيْنِ الطَّيِّبَيْنِ التَّقِيَّيْنِ النَّقِيَّيْنِ الطَّاهِرَيْنِ الشَّهِيدَيْنِ الْمَظْلُومَيْنِ الْمَقْتُولَيْنِ فَصَلِّ عَلَيْهِمَا مَا طَلَعَتْ شَمْسٌ وَ مَا غَرَبَتْ صَلاةً مُتَوَالِيَةً مُتَتَالِيَةً وَ أَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِعَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ سَيِّدِ الْعَابِدِينَ الْمَحْجُوبِ مِنْ خَوْفِ الظَّالِمِينَ وَ بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ الْبَاقِرِ الطَّاهِرِ النُّورِ الزَّاهِرِ الْإِمَامَيْنِ السَّيِّدَيْنِ مِفْتَاحَىِ الْبَرَكَاتِ وَ مِصْبَاحَىِ الظُّلُمَاتِ فَصَلِّ عَلَيْهِمَا مَا سَرَى لَيْلٌ وَ مَا أَضَاءَ نَهَارٌ صَلاةً تَغْدُو وَ تَرُوحُ وَ أَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ عَنِ اللَّهِ وَ النَّاطِقِ فِى عِلْمِ اللَّهِ وَ بِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ الْعَبْدِ الصَّالِحِ فِى نَفْسِهِ وَ الْوَصِىِّ النَّاصِحِ الْإِمَامَيْنِ الْهَادِيَيْنِ الْمَهْدِيَّيْنِ الْوَافِيَيْنِ الْكَافِيَيْنِ فَصَلِّ عَلَيْهِمَا مَا سَبَّحَ لَكَ مَلَكٌ وَ تَحَرَّكَ لَكَ فَلَكٌ صَلاةً تُنْمَى وَ تَزِيدُ وَ لا تَفْنَى وَ لا تَبِيدُ وَ أَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِعَلِىِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا وَ بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ الْمُرْتَضَى الْإِمَامَيْنِ الْمُطَهَّرَيْنِ الْمُنْتَجَبَيْنِ فَصَلِّ عَلَيْهِمَا مَا أَضَاءَ صُبْحٌ وَ دَامَ صَلاةً تُرَقِّيهِمَا إِلَى رِضْوَانِكَ فِى الْعِلِّيِّينَ مِنْ جِنَانِكَ وَ أَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الرَّاشِدِ وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ الْهَادِى الْقَائِمَيْنِ بِأَمْرِ عِبَادِكَ الْمُخْتَبَرَيْنِ بِالْمِحَنِ الْهَائِلَةِ وَ الصَّابِرَيْنِ فِى الْإِحَنِ الْمَائِلَةِ فَصَلِّ عَلَيْهِمَا كِفَاءَ أَجْرِ الصَّابِرِينَ وَ إِزَاءَ ثَوَابِ الْفَائِزِينَ صَلاةً تُمَهِّدُ لَهُمَا الرِّفْعَةَ وَ أَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ يَا رَبِّ بِإِمَامِنَا وَ مُحَقِّقِ زَمَانِنَا الْيَوْمِ الْمَوْعُودِ وَ الشَّاهِدِ الْمَشْهُودِ وَ النُّورِ الْأَزْهَرِ وَ الضِّيَاءِ الْأَنْوَرِ الْمَنْصُورِ بِالرُّعْبِ وَ الْمُظَفَّرِ بِالسَّعَادَةِ فَصَلِّ عَلَيْهِ عَدَدَ الثَّمَرِ وَ أَوْرَاقِ الشَّجَرِ وَ أَجْزَاءِ الْمَدَرِ وَ عَدَدَ الشَّعْرِ وَ الْوَبَرِ وَ عَدَدَ مَا أَحَاطَ بِهِ عِلْمُكَ وَ أَحْصَاهُ كِتَابُكَ صَلاةً يَغْبِطُهُ بِهَا الْأَوَّلُونَ وَ الْآخِرُونَ اللَّهُمَّ وَ احْشُرْنَا فِى زُمْرَتِهِ وَ احْفَظْنَا عَلَى طَاعَتِهِ وَ احْرُسْنَا بِدَوْلَتِهِ وَ أَتْحِفْنَا بِوِلايَتِهِ وَ انْصُرْنَا عَلَى أَعْدَائِنَا بِعِزَّتِهِ وَ اجْعَلْنَا يَا رَبِّ مِنَ التَّوَّابِينَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ اللَّهُمَّ وَ إِنَّ إِبْلِيسَ الْمُتَمَرِّدَ اللَّعِينَ قَدِ اسْتَنْظَرَكَ لِإِغْوَاءِ خَلْقِكَ فَأَنْظَرْتَهُ وَ اسْتَمْهَلَكَ لِإِضْلالِ عَبِيدِكَ فَأَمْهَلْتَهُ بِسَابِقِ عِلْمِكَ فِيهِ وَ قَدْ عَشَّشَ وَ كَثُرَتْ جُنُودُهُ وَ ازْدَحَمَتْ جُيُوشُهُ وَ انْتَشَرَتْ دُعَاتُهُ فِى أَقْطَارِ الْأَرْضِ فَأَضَلُّوا عِبَادَكَ وَ أَفْسَدُوا دِينَكَ وَ حَرَّفُوا الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَ جَعَلُوا عِبَادَكَ شِيَعا مُتَفَرِّقِينَ وَ أَحْزَابا مُتَمَرِّدِينَ وَ قَدْ وَعَدْتَ نَقْضَ بُنْيَانِهِ وَ تَمْزِيقَ شَأْنِهِ فَأَهْلِكْ أَوْلادَهُ وَ جُيُوشَهُ وَ طَهِّرْ بِلادَكَ مِنِ اخْتِرَاعَاتِهِ وَ اخْتِلافَاتِهِ وَ أَرِحْ عِبَادَكَ مِنْ مَذَاهِبِهِ وَ قِيَاسَاتِهِ وَ اجْعَلْ دَائِرَةَ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ وَ ابْسُطْ عَدْلَكَ وَ أَظْهِرْ دِينَكَ وَ قَوِّ أَوْلِيَاءَكَ وَ أَوْهِنْ أَعْدَاءَكَ وَ أَوْرِثْ دِيَارَ إِبْلِيسَ وَ دِيَارَ أَوْلِيَائِهِ أَوْلِيَاءَكَ وَ خَلِّدْهُمْ فِى الْجَحِيمِ وَ أَذِقْهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَلِيمِ وَ اجْعَلْ لَعَائِنَكَ الْمُسْتَوْدَعَةَ فِى مَنَاحِسِ [مَنَاحِيسِ] الْخِلْقَةِ وَ مَشَاوِيهِ الْفِطْرَةِ دَائِرَةً عَلَيْهِمْ وَ مُوَكَّلَةً بِهِمْ وَ جَارِيَةً فِيهِمْ كُلَّ صَبَاحٍ وَ مَسَاءٍ وَ غُدُوٍّ وَ رَوَاحٍ رَبَّنَا آتِنَا فِى الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِى الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا بِرَحْمَتِكَ عَذَابَ النَّارِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .
پس دعا كن به آنچه خواهى از براى خود و برادرانت .
0000000000000000000000000000000000000
زيارت والده ماجده امام قائم عجل الله فرجه
0000000000000000000000000000000000000
آنگاه زيارت كن ملكه دنيا و آخرت والده امام قائم عليه السلام را
و قبر آن معظمه پشت ضريح مولاى ما امام حسن عسكرى عليه السلام است پس بگو :
السَّلامُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ الصَّادِقِ الْأَمِينِ السَّلامُ عَلَى مَوْلانَا أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلامُ عَلَى الْأَئِمَّةِ الطَّاهِرِينَ الْحُجَجِ الْمَيَامِينِ السَّلامُ عَلَى وَالِدَةِ الْإِمَامِ وَ الْمُودَعَةِ أَسْرَارَ الْمَلِكِ الْعَلامِ وَ الْحَامِلَةِ لِأَشْرَفِ الْأَنَامِ السَّلامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الصِّدِّيقَةُ الْمَرْضِيَّةُ السَّلامُ عَلَيْكِ يَا شَبِيهَةَ أُمِّ مُوسَى وَ ابْنَةَ حَوَارِىِّ عِيسَى السَّلامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا التَّقِيَّةُ النَّقِيَّةُ السَّلامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الرَّضِيَّةُ الْمَرْضِيَّةُ السَّلامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمَنْعُوتَةُ فِى الْإِنْجِيلِ الْمَخْطُوبَةُ مِنْ رُوحِ اللَّهِ الْأَمِينِ وَ مَنْ رَغِبَ فِى وُصْلَتِهَا مُحَمَّدٌ سَيِّدُ الْمُرْسَلِينَ وَ الْمُسْتَوْدَعَةُ أَسْرَارَ رَبِّ الْعَالَمِينَ السَّلامُ عَلَيْكِ وَ عَلَى آبَائِكِ الْحَوَارِيِّينَ السَّلامُ عَلَيْكِ وَ عَلَى بَعْلِكِ وَ وَلَدِكِ السَّلامُ عَلَيْكِ وَ عَلَى رُوحِكِ وَ بَدَنِكِ الطَّاهِرِ أَشْهَدُ أَنَّكِ أَحْسَنْتِ الْكَفَالَةَ وَ أَدَّيْتِ الْأَمَانَةَ وَ اجْتَهَدْتِ فِى مَرْضَاةِ اللَّهِ وَ صَبَرْتِ فِى ذَاتِ اللَّهِ وَ حَفِظْتِ سِرَّ اللَّهِ وَ حَمَلْتِ وَلِىَّ اللَّهِ وَ بَالَغْتِ فِى حِفْظِ حُجَّةِ اللَّهِ وَ رَغِبْتِ فِى وُصْلَةِ أَبْنَاءِ رَسُولِ اللَّهِ عَارِفَةً بِحَقِّهِمْ مُؤْمِنَةً بِصِدْقِهِمْ مُعْتَرِفَةً بِمَنْزِلَتِهِمْ مُسْتَبْصِرَةً بِأَمْرِهِمْ مُشْفِقَةً عَلَيْهِمْ مُؤْثِرَةً هَوَاهُمْ وَ أَشْهَدُ أَنَّكِ مَضَيْتِ عَلَى بَصِيرَةٍ مِنْ أَمْرِكِ مُقْتَدِيَةً بِالصَّالِحِينَ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً تَقِيَّةً نَقِيَّةً زَكِيَّةً فَرَضِىَ اللَّهُ عَنْكِ وَ أَرْضَاكِ وَ جَعَلَ الْجَنَّةَ مَنْزِلَكِ وَ مَأْوَاكِ فَلَقَدْ أَوْلاكِ مِنَ الْخَيْرَاتِ مَا أَوْلاكِ وَ أَعْطَاكِ مِنَ الشَّرَفِ مَا بِهِ أَغْنَاكِ فَهَنَّاكِ اللَّهُ بِمَا مَنَحَكِ مِنَ الْكَرَامَةِ وَ أَمْرَأَكِ .
پس بالا مىكنى سر خود را و مىگويى :
اللَّهُمَّ إِيَّاكَ اعْتَمَدْتُ وَ لِرِضَاكَ طَلَبْتُ وَ بِأَوْلِيَائِكَ إِلَيْكَ تَوَسَّلْتُ وَ عَلَى غُفْرَانِكَ وَ حِلْمِكَ اتَّكَلْتُ وَ بِكَ اعْتَصَمْتُ وَ بِقَبْرِ أُمِّ وَلِيِّكَ لُذْتُ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ انْفَعْنِى بِزِيَارَتِهَا وَ ثَبِّتْنِى عَلَى مَحَبَّتِهَا وَ لا تَحْرِمْنِى شَفَاعَتَهَا وَ شَفَاعَةَ وَلَدِهَا وَ ارْزُقْنِى مُرَافَقَتَهَا وَ احْشُرْنِى مَعَهَا وَ مَعَ وَلَدِهَا كَمَا وَفَّقْتَنِى لِزِيَارَةِ وَلَدِهَا وَ زِيَارَتِهَا اللَّهُمَّ إِنِّى أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِالْأَئِمَّةِ الطَّاهِرِينَ وَ أَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِالْحُجَجِ الْمَيَامِينِ مِنْ آلِ طه وَ يس أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الطَّيِّبِينَ وَ أَنْ تَجْعَلَنِى مِنَ الْمُطْمَئِنِّينَ الْفَائِزِينَ الْفَرِحِينَ الْمُسْتَبْشِرِينَ الَّذِينَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ وَ اجْعَلْنِى مِمَّنْ قَبِلْتَ سَعْيَهُ وَ يَسَّرْتَ أَمْرَهُ وَ كَشَفْتَ ضُرَّهُ وَ آمَنْتَ خَوْفَهُ اللَّهُمَّ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيَارَتِى إِيَّاهَا وَ ارْزُقْنِى الْعَوْدَ إِلَيْهَا أَبَدا مَا أَبْقَيْتَنِى وَ إِذَا تَوَفَّيْتَنِى فَاحْشُرْنِى فِى زُمْرَتِهَا وَ أَدْخِلْنِى فِى شَفَاعَةِ وَلَدِهَا وَ شَفَاعَتِهَا وَ اغْفِرْ لِى وَ لِوَالِدَىَّ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ آتِنَا فِى الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِى الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا بِرَحْمَتِكَ عَذَابَ النَّارِ وَ السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا سَادَاتِى وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ .
0000000000000000000000000000000000
زيارت حضرت حكيمه خاتون عليهاالسلام
0000000000000000000000000000000000
آنگاه زيارت كن جناب حكيمه دختر امام محمد تقى عليه السلام(خواهرامام هادي وعمه امام عسكري)
را كه قبر شريفش پايين پا چسبيده به ضريح عسكريين عليهما السلام است و در كتب مزار زيارت مخصوصى براى آن معظمه ذكر نشده با آن مرتبه رفيعه كه از براى او است پس سزاوار است او را زيارت كنند به الفاظى كه در زيارت اولاد ائمه عليهم السلام نقل شده يا زيارت كنند او را به اين الفاظ كه در زيارت عمه مكرمهاش حضرت فاطمه{معصومه}بنت موسى عليهما السلام وارد شده و آن چنان است كه مىايستى رو به قبله و مىگويى :
السَّلامُ عَلَى آدَمَ صِفْوَةِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَى نُوحٍ نَبِىِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَى إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَى مُوسَى كَلِيمِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَى عِيسَى رُوحِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خَيْرَ خَلْقِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا صَفِىَّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ خَاتَمَ النَّبِيِّينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِىَّ بْنَ أَبِى طَالِبٍ وَصِىَّ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكِ يَا فَاطِمَةُ سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ السَّلامُ عَلَيْكُمَا يَا سِبْطَىِ الرَّحْمَةِ وَ سَيِّدَىْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَلِىَّ بْنَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَ الْعَابِدِينَ وَ قُرَّةَ عَيْنِ النَّاظِرِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِىٍّ بَاقِرَ الْعِلْمِ بَعْدَ النَّبِىِّ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ الصَّادِقَ الْبَارَّ الْأَمِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ الطَّاهِرَ الطُّهْرَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَلِىَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِىٍّ التَّقِىَّ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَلِىَّ بْنَ مُحَمَّدٍ النَّقِىَّ النَّاصِحَ الْأَمِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حَسَنَ بْنَ عَلِىٍّ السَّلامُ عَلَى الْوَصِىِّ مِنْ بَعْدِهِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى نُورِكَ وَ سِرَاجِكَ وَ وَلِىِّ وَلِيِّكَ وَ وَصِىِّ وَصِيِّكَ وَ حُجَّتِكَ عَلَى خَلْقِكَ السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ فَاطِمَةَ وَ خَدِيجَةَ السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ وَلِىِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكِ يَا أُخْتَ وَلِىِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكِ يَا عَمَّةَ وَلِىِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ التَّقِىِّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ السَّلامُ عَلَيْكِ عَرَّفَ اللَّهُ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمْ فِى الْجَنَّةِ وَ حَشَرَنَا فِى زُمْرَتِكُمْ وَ أَوْرَدَنَا حَوْضَ نَبِيِّكُمْ وَ سَقَانَا بِكَأْسِ جَدِّكُمْ مِنْ يَدِ عَلِىِّ بْنِ أَبِى طَالِبٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ أَسْأَلُ اللَّهَ أَنْ يُرِيَنَا فِيكُمُ السُّرُورَ وَ الْفَرَجَ وَ أَنْ يَجْمَعَنَا وَ إِيَّاكُمْ فِى زُمْرَةِ جَدِّكُمْ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ أَنْ لا يَسْلُبَنَا مَعْرِفَتَكُمْ إِنَّهُ وَلِىٌّ قَدِيرٌ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ بِحُبِّكُمْ وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِكُمْ وَ التَّسْلِيمِ إِلَى اللَّهِ رَاضِيا بِهِ غَيْرَ مُنْكِرٍ وَ لا مُسْتَكْبِرٍ وَ عَلَى يَقِينِ مَا أَتَى بِهِ مُحَمَّدٌ وَ بِهِ رَاضٍ نَطْلُبُ بِذَلِكَ وَجْهَكَ يَا سَيِّدِى اللَّهُمَّ وَ رِضَاكَ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ يَا حَكِيمَةُ اشْفَعِى لِى فِى الْجَنَّةِ فَإِنَّ لَكِ عِنْدَ اللَّهِ شَأْنا مِنَ الشَّأْنِ اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ أَنْ تَخْتِمَ لِى بِالسَّعَادَةِ فَلا تَسْلُبَ مِنِّى مَا أَنَا فِيهِ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظِيمِ اللَّهُمَّ اسْتَجِبْ لَنَا وَ تَقَبَّلْهُ بِكَرَمِكَ وَ عِزَّتِكَ وَ بِرَحْمَتِكَ وَ عَافِيَتِكَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعِينَ وَ سَلَّمَ تَسْلِيما يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .
000000000000000000000000000000
زيارت امام زاده حسين عليه السلام
000000000000000000000000000000
حسين پسر امام على نقى وبرادر امام عسكري عليهما السلام
معروف است كه در نزد قبر عسكريين عليهما السلام قبور جملهاى از سادات عظام است كه از جمله آنها است حسين پسر امام على نقى عليه السلام صاحب مفاتيح الجنان ميگويد من بر حال حسين مطلع نشدم لكن آنچه به نظرم مىرسد آن است كه سيدى جليل القدر و عظيم الشان بوده زيرا كه من از بعضى روايات استفاده كردم كه از مولاى ما حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام و برادرش حسين بن على تعبير به سبطين مىكردند و تشبيه مىكردند اين دو برادر را به دو جدشان دو سبط پيغمبر رحمت امام حسن و امام حسين عليهما السلام و در روايت أبو الطيب است كه صداى حضرت حجت صلوات الله عليه شبيه بود به صداى حسين و در شجرة الاولياء تاليف سيد فقيه محدث حكيم السيد احمد اردكانى يزدى در ذكر اولاد حضرت امام على نقى عليه السلام است كه حسين فرزند آن حضرت از زهاد و عباد بود و به امامت برادر خود اعتراف داشت می شود به این زیارت که از برای امام زادگان نقل شده زیارت کرد و گفت :
اَلسَّلامُ عَـلَـیْکَ اَیُّهَاالسَّیِّدُ الزَّکِیّ الطّاهِرُالْوَلِیُّ وَالدّاعِی الْحَفِیُّ اَشْهَدُ اَنَّکَ قُلْتَ حَقًّا وَنَطَقْتَ حَقًّا وَ صِدْ قاً وَدَعَـوْتَ اِلَی مَولَایَ وَمَولَاکَ عَلانِیَةً وَسِرّاً فازَمُتَّبِعُکَ وَ نَجَی مُصَدِّقُکَ وَ خَابَ وَ خَسِرَ مُکَذِّ بُکَ وَالْمُتَخَلِّفُ عَـنْکَ اِشْهَدْ لِی بِهذِهِ الشَّهادَةِ لِأکُونَ مِنَ الْفائِزِینَ بِمَعْرِفَـتِکَ وَطاعَـتِکَ وَتَصْدیقِکَ وَاتِّباعِکَ وَالسَّلامُ عَـلَـیْکَ یَا سَیِّدِی وَابْنَ سَیِّدِی اَنْتَ بابُ اللهِ الْمُؤْتَی مِنْهُ وَالْمَاْ خُوذُ عَـنْهُ اَتَیْتُکَ زائِراً وَحَاجَاتِی لَکَ مُسْتَوْدِعاً وَهَااَنَا ذا اَسْتَوْدِعُکَ دِینِی وَاَما نَتِی وَخَواتِیمَ عَمَلِی وَ جَوامِعَ اَمَلِی اِلی مُنْتَهَی اَجَلِی وَالسَّلامُ عَـلَـیْکَ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ .(واضافه ميكني) وَالسَّلامُ عَلَيِكَ يا حُسَيْنَ بْنَ الْاِمام عَلِيِّ النَّقِي عَلَيْهِ السَّلام .
ایضا می شود به این زیارت که از برا ی اولاد ائمه علیهم السلام نقل شده زیارت کرد وگفت :
اَلسَّلَامُ عَـلَی جَدِّکَ الْمُصْطَفَی اَلسَّلَامُ عَلَی اَبِیکَ الْمُرتَضَی اَلرِّضَا اَلسَّلَامُ عَلَی السَّیَّدَیْنِ الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ اَلسَّلَامُ عَلَی خَدِ یْجَةَ اُمِّ سَیِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِیْنَ اَلسَّلَامُ عَـلَی فَاطِمَةَ اُمِّ الْاَ ئِمَّةِ الطَّاهِرِینَ اَلسَّلَامُ عَلَی النُّفُـوسِ الْفاخِرَةّ بُحُورِالْعُلُومِ الزَّاخِرَةِ شُفَعَائِی فِی الْأَخِرَةِ وَاَوْلِیَائِی عِـنْدَ عَـوْدِ الرُّوحِ اِلَی الْعِظَامِ النَّاخِرَةِ اَئِمَّةِ الْخَلْقِ وَوُلَاةِ الْخَلْقِ اَلسَّلَامُ عَـلَـیْکَ اَیُّهَا الشَّخْصُ الشَّرِیفُ الطَّاهِرُالْکَرِیمُ اَشْهَدُ اَنْ لَا اِلَهَ اِلّا اللهُ وَاَنَّ مُحَمَّدًا عَـبْدُ هُ وَمُصْطَفَاهُ وَاَنَّ عَـلِیًّا وَلِیُّهُ وَمُجْتَبَاهُ وَاَنَّ الْأِمَامَةَ فِی وُلْدِهِ اِلَی یَوْمِ الدِّیْنِ نَعْلَمُ ذَالِکَ عِـلْمَ الْیَقِینِ وَنَحْنُ لِذَلِکَ مُعْتَقِـدُونَ وَفِی نَصْرِهِمْ مُجْتَهِدُونَ .
و بالجمله چون خواستى وداع كنى عسكريين عليهما السلام را بايست نزد قبر مطهر و بگو السَّلامُ عَلَيْكُمَا يَا وَلِيَّىِ اللَّهِ أَسْتَوْدِعُكُمَا اللَّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَيْكُمَا السَّلامَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالرَّسُولِ وَ بِمَا جِئْتُمَا بِهِ وَ دَلَلْتُمَا عَلَيْهِ اللَّهُمَّ اكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ اللَّهُمَّ لا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيَارَتِى إِيَّاهُمَا وَ ارْزُقْنِى الْعَوْدَ إِلَيْهِمَا وَ احْشُرْنِى مَعَهُمَا وَ مَعَ آبَائِهِمَا الطَّاهِرِينَ وَ الْقَائِمِ الْحُجَّةِ مِنْ ذُرِّيَّتِهِمَا يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ . (واضافه ميكني) وَالسَّلامُ عَلَيِكَ يا حُسَيْنَ بْنَ الْاِمام عَلِيِّ النَّقِي عَلَيْهِ السَّلام .
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
زيارت ودعاي امام زمان عج درسامرّا
0000000000000000000000000000000
در آداب سرداب مطهر و كيفيت زيارت حجة الله على العباد و بقية الله فى البلاد الامام المهدى حضرت حجة بن الحسن صاحب الزمان صلوات الله عليه و على آبائه
در كتاب هديه از كتاب تحيه نقل كرده كه اين سرداب مطهر داخل در خانه آن بزرگواران بوده و راه دخول در آن سرداب در قديم قبل از بناء جديد و ساختن صحن و قبه و حرم از پشت سر نزديك به قبر نرجس خواتون بود و شايد حال در رواق باشد آنجا پايين مىرفتند و دالان دراز تاريكى داشت چون از آنجا مىگذشتند به در سرداب غيبت مىرسيدند كه حال آيينهكارى شده و پنجره از طرف قبله به صحن عسكريين عليهما السلام باز مىشود و آن در از وسط اين سرداب باز مىشد كه حال كاشى ديوار بجاى آن را به شكل محرابى ساختهاند و همه اعمال اين سه امام عليهم السلام از يك حرم انجام مىشد و لهذا شهيد اول در مزار بعد از زيارت عسكريين عليهما السلام زيارت سرداب را ذكر كرده پس از آن زيارت نرجس خواتون را و در يكصد سال و چيزى قبل مؤيد مسدد احمد خان دنبلى مبلغى خطير اقدام كرد و صحن آن دو امام عليهما السلام را به نحوى كه الان موجود است جدا نمود و براى آن روضه و رواق و قبه عاليه برپا نمود و براى سرداب مطهر صحنى على حده و ايوانى و راهى و پلهاى جدا و دهليزى و سردابى مستقل براى زنان ساخت چنانچه حال ديده مىشود و آن راه اول و پلهها و در سرداب بالمره مسدود شد و نشانى از آنها نيست مگر آن مقدارى كه فعلا در خانهاى معروف به خانه اخبارىها مشاهده مىشود و محلى براى بجا آوردن بعضى از آداب وارده نماند و لكن محل جملهاى از زيارات كه اصل سرداب شريف است تغييرى نكرده و اما استيذان و خواندن اذن دخول پس بحسب استقرا در همه زيارات و تصريح علما بر هر درى كه از آنجا مرسوم شده دخول در آن حرم از هر امامى كه باشد بايست رعايت كرد و در آن حرم محترم بىاذن داخل نبايد شد
پس برو به نزد سرداب غيبت آن حضرت و ميان دو در بايست و درها را به دست خود بگير و تنحنح كن مانند كسى كه رخصت داخل شدن طلبد و بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ بگو و پايين رو به تأنى و حضور قلب و دو ركعت نماز در عرصه سرداب بكن پس بگو :
اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ [اللَّهُ أَكْبَرُ] لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ لِلَّهِ الْحَمْدُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى هَدَانَا لِهَذَا وَ عَرَّفَنَا أَوْلِيَاءَهُ وَ أَعْدَاءَهُ وَ وَفَّقَنَا لِزِيَارَةِ أَئِمَّتِنَا وَ لَمْ يَجْعَلْنَا مِنَ الْمُعَانِدِينَ النَّاصِبِينَ وَ لا مِنَ الْغُلاةِ الْمُفَوِّضِينَ وَ لا مِنَ الْمُرْتَابِينَ الْمُقَصِّرِينَ السَّلامُ عَلَى وَلِىِّ اللَّهِ وَ ابْنِ أَوْلِيَائِهِ السَّلامُ عَلَى الْمُدَّخَرِ لِكَرَامَةِ أَوْلِيَاءِ اللَّهِ وَ بَوَارِ أَعْدَائِهِ السَّلامُ عَلَى النُّورِ الَّذِى أَرَادَ أَهْلُ الْكُفْرِ إِطْفَاءَهُ فَأَبَى اللَّهُ إِلا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ بِكُرْهِهِمْ وَ أَيَّدَهُ بِالْحَيَاةِ حَتَّى يُظْهِرَ عَلَى يَدِهِ الْحَقَّ بِرَغْمِهِمْ أَشْهَدُ أَنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكَ صَغِيرا وَ أَكْمَلَ لَكَ عُلُومَهُ كَبِيرا وَ أَنَّكَ حَىٌّ لا تَمُوتُ حَتَّى تُبْطِلَ الْجِبْتَ وَ الطَّاغُوتَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِ وَ عَلَى خُدَّامِهِ وَ أَعْوَانِهِ عَلَى غَيْبَتِهِ وَ نَأْيِهِ وَ اسْتُرْهُ سَتْرا عَزِيزا وَ اجْعَلْ لَهُ مَعْقِلا حَرِيزا وَ اشْدُدِ اللَّهُمَّ وَطْأَتَكَ عَلَى مُعَانِدِيهِ وَ احْرُسْ مَوَالِيَهُ وَ زَائِرِيهِ اللَّهُمَّ كَمَا جَعَلْتَ قَلْبِى بِذِكْرِهِ مَعْمُورا فَاجْعَلْ سِلاحِى بِنُصْرَتِهِ مَشْهُورا وَ إِنْ حَالَ بَيْنِى وَ بَيْنَ لِقَائِهِ الْمَوْتُ الَّذِى جَعَلْتَهُ عَلَى عِبَادِكَ حَتْما وَ أَقْدَرْتَ بِهِ عَلَى خَلِيقَتِكَ رَغْما فَابْعَثْنِى عِنْدَ خُرُوجِهِ ظَا هِرا مِنْ حُفْرَ تِى مُؤْ تَزِ ر ا كَفَنِى حَتَّى أُجَاهِدَ بَيْنَ يَدَيْهِ فِى الصَّفِّ الَّذِى أَثْنَيْتَ عَلَى أَهْلِهِ فِى كِتَابِكَ فَقُلْتَ كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ اللَّهُمَّ طَالَ الانْتِظَارُ وَ شَمِتَ مِنَّا [بِنَا] الْفُجَّارُ وَ صَعُبَ عَلَيْنَا الانْتِصَارُ اللَّهُمَّ أَرِنَا وَجْهَ وَلِيِّكَ الْمَيْمُونَ فِى حَيَاتِنَا وَ بَعْدَ الْمَنُونِ اللَّهُمَّ إِنِّى أَدِينُ لَكَ بِالرَّجْعَةِ بَيْنَ يَدَىْ صَاحِبِ هَذِهِ الْبُقْعَةِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ قَطَعْتُ فِى وُصْلَتِكَ الْخُلانَ وَ هَجَرْتُ لِزِيَارَتِكَ الْأَوْطَانَ وَ أَخْفَيْتُ أَمْرِى عَنْ أَهْلِ الْبُلْدَانِ لِتَكُونَ شَفِيعا عِنْدَ رَبِّكَ وَ رَبِّى وَ إِلَى آبَائِكَ وَ مَوَالِىَّ فِى حُسْنِ التَّوْفِيقِ لِى وَ إِسْبَاغِ النِّعْمَةِ عَلَىَّ وَ سَوْقِ الْإِحْسَانِ إِلَىَّ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أَصْحَابِ الْحَقِّ وَ قَادَةِ الْخَلْقِ وَ اسْتَجِبْ مِنِّى مَا دَعَوْتُكَ وَ أَعْطِنِى مَا لَمْ أَنْطِقْ بِهِ فِى دُعَائِى مِنْ صَلاحِ دِينِى وَ دُنْيَاىَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ .
پس داخل صفه{عرصه پلّه ها}شو و دو ركعت نماز كن و بگو :
اللَّهُمَّ عَبْدُكَ الزَّائِرُ فِى فِنَاءِ وَلِيِّكَ الْمَزُورِ الَّذِى فَرَضْتَ طَاعَتَهُ عَلَى الْعَبِيدِ وَ الْأَحْرَارِ وَ أَنْقَذْتَ بِهِ أَوْلِيَاءَكَ مِنْ عَذَابِ النَّارِ اللَّهُمَّ اجْعَلْهَا زِيَارَةً مَقْبُولَةً ذَاتَ دُعَاءٍ مُسْتَجَابٍ مِنْ مُصَدِّقٍ بِوَلِيِّكَ غَيْرِ مُرْتَابٍ اللَّهُمَّ لا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ بِهِ وَ لا بِزِيَارَتِهِ وَ لا تَقْطَعْ أَثَرِى مِنْ مَشْهَدِهِ وَ زِيَارَةِ أَبِيهِ وَ جَدِّهِ اللَّهُمَّ أَخْلِفْ عَلَىَّ نَفَقَتِى وَ انْفَعْنِى بِمَا رَزَقْتَنِى فِى دُنْيَاىَ وَ آخِرَتِى لِى وَ لِإِخْوَانِى وَ أَبَوَىَّ وَ جَمِيعِ عِتْرَتِى أَسْتَوْدِعُكَ اللَّهَ أَيُّهَا الْإِمَامُ الَّذِى يَفُوزُ بِهِ الْمُؤْمِنُونَ وَ يَهْلِكُ عَلَى يَدَيْهِ الْكَافِرُونَ الْمُكَذِّبُونَ يَا مَوْلاىَ يَا ابْنَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ جِئْتُكَ زَائِرا لَكَ وَ لِأَبِيكَ وَ جَدِّكَ مُتَيَقِّنا الْفَوْزَ بِكُمْ مُعْتَقِدا إِمَامَتَكُمْ اللَّهُمَّ اكْتُبْ هَذِهِ الشَّهَادَةَ وَ الزِّيَارَةَ لِى عِنْدَكَ فِى عِلِّيِّينَ وَ بَلِّغْنِى بَلاغَ الصَّالِحِينَ وَ انْفَعْنِى بِحُبِّهِمْ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ .
شيخ مفيد بعد از نقل زيارت سابق كه اول آن اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ بود فرموده پس دوازده ركعت نماز زيارت مىكنى هر دو ركعت به يك سلام و مىخوانى بعد از آن دعايى را كه از آن حضرت روايت شده :
اللَّهُمَّ عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مَنَعَتِ السَّمَاءُ وَ إِلَيْكَ يَا رَبِّ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ فَعَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجا عَاجِلا كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ مِنْ ذَلِكَ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِىُّ يَا عَلِىُّ يَا مُحَمَّدُ انْصُرَانِى فَإِنَّكُمَا نَاصِرَاىَ وَ اكْفِيَانِى فَإِنَّكُمَا كَافِيَاىَ يَا مَوْلاىَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِى أَدْرِكْنِى أَدْرِكْنِى .
اين دعاى شريفى است و سزاوار است خواندن آن در آنجا مكرر و در غير آن مكان
زيارت ديگر زيارتى است كه سيد بن طاوس نقل كرده و آن چنان است كه مىگويى :
السَّلامُ عَلَى الْحَقِّ الْجَدِيدِ وَ الْعَالِمِ الَّذِى عِلْمُهُ لا يَبِيدُ السَّلامُ عَلَى مُحْيِى الْمُؤْمِنِينَ وَ مُبِيرِ الْكَافِرِينَ السَّلامُ عَلَى مَهْدِىِّ الْأُمَمِ وَ جَامِعِ الْكَلِمِ السَّلامُ عَلَى خَلَفِ السَّلَفِ وَ صَاحِبِ الشَّرَفِ السَّلامُ عَلَى حُجَّةِ الْمَعْبُودِ وَ كَلِمَةِ الْمَحْمُودِ السَّلامُ عَلَى مُعِزِّ الْأَوْلِيَاءِ وَ مُذِلِّ الْأَعْدَاءِ السَّلامُ عَلَى وَارِثِ الْأَنْبِيَاءِ وَ خَاتِمِ الْأَوْصِيَاءِ السَّلامُ عَلَى الْقَائِمِ الْمُنْتَظَرِ وَ الْعَدْلِ الْمُشْتَهَرِ السَّلامُ عَلَى السَّيْفِ الشَّاهِرِ وَ الْقَمَرِ الزَّاهِرِ السَّلامُ عَلَى شَمْسِ الظَّلامِ وَ بَدْرِ التَّمَامِ السَّلامُ عَلَى رَبِيعِ الْأَنَامِ وَ نَضْرَةِ الْأَيَّامِ السَّلامُ عَلَى صَاحِبِ الصَّمْصَامِ وَ فَلاقِ الْهَامِ السَّلامُ عَلَى الدِّينِ الْمَأْثُورِ وَ الْكِتَابِ الْمَسْطُورِ السَّلامُ عَلَى بَقِيَّةِ اللَّهِ فِى بِلادِهِ وَ حُجَّتِهِ عَلَى عِبَادِهِ الْمُنْتَهِى إِلَيْهِ مَوَارِيثُ الْأَنْبِيَاءِ وَ لَدَيْهِ مَوْجُودٌ آثَارُ الْأَصْفِيَاءِ الْمُؤْتَمَنِ عَلَى السِّرِّ وَ الْوَلِىِّ لِلْأَمْرِ السَّلامُ عَلَى الْمَهْدِىِّ الَّذِى وَعَدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الْأُمَمَ أَنْ يَجْمَعَ بِهِ الْكَلِمَ وَ يَلُمَّ بِهِ الشَّعَثَ وَ يَمْلَأَ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطا وَ عَدْلا وَ يُمَكِّنَ لَهُ وَ يُنْجِزَ بِهِ وَعْدَ الْمُؤْمِنِينَ أَشْهَدُ يَا مَوْلاىَ أَنَّكَ وَ الْأَئِمَّةَ مِنْ آبَائِكَ أَئِمَّتِى وَ مَوَالِىَّ فِى الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ أَسْأَلُكَ يَا مَوْلاىَ أَنْ تَسْأَلَ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِى صَلاحِ شَأْنِى وَ قَضَاءِ حَوَائِجِى وَ غُفْرَانِ ذُنُوبِى وَ الْأَخْذِ بِيَدِى فِى دِينِى وَ دُنْيَاىَ وَ آخِرَتِى لِى وَ لِإِخْوَانِى وَ أَخَوَاتِىَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ كَافَّةً إِنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ .
پس بجا آور نماز زيارت را به نحوى كه پيش از اين ذكر نموديم يعنى دوازده ركعت بعد از هر دو ركعت سلام دهد و تسبيح زهرا عليها السلام بگويد و هديه كند بسوى آن حضرت و چون از نماز زيارت فارغ شدى بگو :
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى حُجَّتِكَ فِى أَرْضِكَ وَ خَلِيفَتِكَ فِى بِلادِكَ الدَّاعِى إِلَى سَبِيلِكَ وَ الْقَائِمِ (بِقِسْطِكَ وَ الْفَائِزِ بِأَمْرِكَ وَلِىِّ الْمُؤْمِنِينَ وَ مُبِيرِ الْكَافِرِينَ وَ مُجَلِّى الظُّلْمَةِ وَ مُنِيرِ الْحَقِ) وَ الصَّادِعِ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ الصِّدْقِ وَ كَلِمَتِكَ وَ عَيْبَتِكَ وَ عَيْنِكَ فِى أَرْضِكَ الْمُتَرَقِّبِ الْخَائِفِ الْوَلِىِّ النَّاصِحِ سَفِينَةِ النَّجَاةِ وَ عَلَمِ الْهُدَى وَ نُورِ أَبْصَارِ الْوَرَى وَ خَيْرِ مَنْ تَقَمَّصَ وَ ارْتَدَى وَ الْوِتْرِ الْمَوْتُورِ وَ مُفَرِّجِ الْكَرْبِ وَ مُزِيلِ الْهَمِّ وَ كَاشِفِ الْبَلْوَى صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ الْأَئِمَّةِ الْهَادِينَ وَ الْقَادَةِ الْمَيَامِينِ مَا طَلَعَتْ كَوَاكِبُ الْأَسْحَارِ وَ أَوْرَقَتِ الْأَشْجَارُ وَ أَيْنَعَتِ الْأَثْمَارُ وَ اخْتَلَفَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ وَ غَرَّدَتِ الْأَطْيَارُ اللَّهُمَّ انْفَعْنَا بِحُبِّهِ وَ احْشُرْنَا فِى زُمْرَتِهِ وَ تَحْتَ لِوَائِهِ إِلَهَ الْحَقِّ آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ .
ذكر صلوات بر آن حضرت
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ صَلِّ عَلَى وَلِىِّ الْحَسَنِ وَ وَصِيِّهِ وَ وَارِثِهِ الْقَائِمِ بِأَمْرِكَ وَ الْغَائِبِ فِى خَلْقِكَ وَ الْمُنْتَظِرِ لِإِذْنِكَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِ وَ قَرِّبْ بُعْدَهُ وَ أَنْجِزْ وَعْدَهُ وَ أَوْفِ عَهْدَهُ وَ اكْشِفْ عَنْ بَأْسِهِ حِجَابَ الْغَيْبَةِ وَ أَظْهِرْ بِظُهُورِهِ صَحَائِفَ الْمِحْنَةِ وَ قَدِّمْ أَمَامَهُ الرُّعْبَ وَ ثَبِّتْ بِهِ الْقَلْبَ وَ أَقِمْ بِهِ الْحَرْبَ وَ أَيِّدْهُ بِجُنْدٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمِينَ وَ سَلِّطْهُ عَلَى أَعْدَاءِ دِينِكَ أَجْمَعِينَ وَ أَلْهِمْهُ أَنْ لا يَدَعَ مِنْهُمْ رُكْنا إِلا هَدَّهُ وَ لا هَاما إِلا قَدَّهُ وَ لا كَيْدا إِلا رَدَّهُ وَ لا فَاسِقا إِلا حَدَّهُ وَ لا فِرْعَوْنَ إِلا أَهْلَكَهُ وَ لا سِتْرا إِلا هَتَكَهُ وَ لا عَلَما إِلا نَكَّسَهُ وَ لا سُلْطَانا إِلا كَسَبَهُ وَ لا رُمْحا إِلا قَصَفَهُ وَ لا مِطْرَدا إِلا خَرَقَهُ وَ لا جُنْدا إِلا فَرَّقَهُ وَ لا مِنْبَرا إِلا أَحْرَقَهُ وَ لا سَيْفا إِلا كَسَرَهُ وَ لا صَنَما إِلا رَضَّهُ وَ لا دَما إِلا أَرَاقَهُ وَ لا جَوْرا إِلا أَبَادَهُ وَ لا حِصْنا إِلا هَدَمَهُ وَ لا بَابا إِلا رَدَمَهُ وَ لا قَصْرا إِلا خَرَّبَهُ وَ لا مَسْكَنا إِلا فَتَّشَهُ وَ لا سَهْلا إِلا أَوْطَأَهُ وَ لا جَبَلا إِلا صَعِدَهُ وَ لا كَنْزا إِلا أَخْرَجَهُ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .
0000000000000
زيارت آْل ياسين
0000000000000
وايضًا زيارت كن آن حضرت را به آنچه خود دستور العمل دادهاند چنانچه شيخ جليل احمد بن ابى طالب طبرسى رحمة الله عليه در كتاب شريف احتجاج روايت كرده كه از ناحيه مقدسه بيرون آمد بسوى محمد حميرى بعد از جواب از مسايلى كه از آن حضرت سؤال كرده بود بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ لا لِأَمْرِهِ تَعْقِلُونَ وَ لا مِنْ أَوْلِيَائِهِ تَقْبَلُوَن حِكْمَةٌ بَالِغَةٌ فَمَا تُغْنِى النُّذُرُ (عَنْ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ) السَّلامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ هرگاه خواستيد توجه كنيد به وسيله ما به سوى خداوند تبارك و تعالى و به سوى ما پس بگوييد چنانكه خداى تعالى فرموده :
سَلامٌ عَلَى آلِ يس السَّلامُ عَلَيْكَ يَا دَاعِىَ اللَّهِ وَ رَبَّانِىَّ آيَاتِهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا بَابَ اللَّهِ وَ دَيَّانَ دِينِهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خَلِيفَةَ اللَّهِ وَ نَاصِرَ حَقِّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا تَالِىَ كِتَابِ اللَّهِ وَ تَرْجُمَانَهُ السَّلامُ عَلَيْكَ فِى آنَاءِ لَيْلِكَ وَ أَطْرَافِ نَهَارِكَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِى أَرْضِهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِى أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِى ضَمِنَهُ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ وَ الْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ وَ الْغَوْثُ وَ الرَّحْمَةُ الْوَاسِعَةُ وَعْدا غَيْرَ مَكْذُوبٍ السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تَقُومُ السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تَقْعُدُ السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تَقْرَأُ وَ تُبَيِّنُ السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تُصَلِّى وَ تَقْنُتُ السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تَرْكَعُ وَ تَسْجُدُ السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تُهَلِّلُ وَ تُكَبِّرُ السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تَحْمَدُ وَ تَسْتَغْفِرُ السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تُصْبِحُ وَ تُمْسِى السَّلامُ عَلَيْكَ فِى اللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى وَ النَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْإِمَامُ الْمَأْمُونُ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمُقَدَّمُ الْمَأْمُولُ السَّلامُ عَلَيْكَ بِجَوَامِعِ السَّلامِ أُشْهِدُكَ يَا مَوْلاىَ أَنِّى أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّدا عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ لا حَبِيبَ إِلا هُوَ وَ أَهْلُهُ وَ أُشْهِدُكَ يَا مَوْلاىَ أَنَّ عَلِيّا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ حُجَّتُهُ وَ الْحَسَنَ حُجَّتُهُ وَ الْحُسَيْنَ حُجَّتُهُ وَ عَلِىَّ بْنَ الْحُسَيْنِ حُجَّتُهُ وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِىٍّ حُجَّتُهُ وَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ وَ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ حُجَّتُهُ وَ عَلِىَّ بْنَ مُوسَى حُجَّتُهُ وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِىٍّ حُجَّتُهُ وَ عَلِىَّ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ وَ الْحَسَنَ بْنَ عَلِىٍّ حُجَّتُهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ حُجَّةُ اللَّهِ أَنْتُمْ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ أَنَّ رَجْعَتَكُمْ حَقٌّ لا رَيْبَ فِيهَا يَوْمَ لا يَنْفَعُ نَفْسا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِى إِيمَانِهَا خَيْرا وَ أَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ وَ أَنَّ نَاكِرا وَ نَكِيرا حَقٌّ وَ أَشْهَدُ أَنَّ النَّشْرَ حَقٌّ وَ الْبَعْثَ حَقٌّ وَ أَنَّ الصِّرَاطَ حَقٌّ وَ الْمِرْصَادَ حَقٌّ وَ الْمِيزَانَ حَقٌّ وَ الْحَشْرَ حَقٌّ وَ الْحِسَابَ حَقٌّ وَ الْجَنَّةَ وَ النَّارَ حَقٌّ وَ الْوَعْدَ وَ الْوَعِيدَ بِهِمَا حَقٌّ يَا مَوْلاىَ شَقِىَ مَنْ خَالَفَكُمْ وَ سَعِدَ مَنْ أَطَاعَكُمْ فَاشْهَدْ عَلَى مَا أَشْهَدْتُكَ عَلَيْهِ وَ أَنَا وَلِىٌّ لَكَ بَرِىءٌ مِنْ عَدُوِّكَ فَالْحَقُّ مَا رَضِيتُمُوهُ وَ الْبَاطِلُ مَا أَسْخَطْتُمُوهُ وَ الْمَعْرُوفُ مَا أَمَرْتُمْ بِهِ وَ الْمُنْكَرُ مَا نَهَيْتُمْ عَنْهُ فَنَفْسِى مُؤْمِنَةٌ بِاللَّهِ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَ بِرَسُولِهِ وَ بِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ بِكُمْ يَا مَوْلاىَ أَوَّلِكُمْ وَ آخِرِكُمْ وَ نُصْرَتِى مُعَدَّةٌ لَكُمْ وَ مَوَدَّتِى خَالِصَةٌ لَكُمْ آمِينَ آمِينَ .
و بعد از آن اين دعا خوانده شود :
اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ نَبِىِّ رَحْمَتِكَ وَ كَلِمَةِ نُورِكَ وَ أَنْ تَمْلَأَ قَلْبِى نُورَ الْيَقِينِ وَ صَدْرِى نُورَ الْإِيمَانِ وَ فِكْرِى نُورَ النِّيَّاتِ وَ عَزْمِى نُورَ الْعِلْمِ وَ قُوَّتِى نُورَ الْعَمَلِ وَ لِسَانِى نُورَ الصِّدْقِ وَ دِينِى نُورَ الْبَصَائِرِ مِنْ عِنْدِكَ وَ بَصَرِى نُورَ الضِّيَاءِ وَ سَمْعِى نُورَ الْحِكْمَةِ وَ مَوَدَّتِى نُورَ الْمُوَالاةِ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ عَلَيْهِمُ السَّلامُ حَتَّى أَلْقَاكَ وَ قَدْ وَفَيْتُ بِعَهْدِكَ وَ مِيثَاقِكَ فَتُغَشِّيَنِى رَحْمَتَكَ يَا وَلِىُّ يَا حَمِيدُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى (مُحَمَّدٍ) حُجَّتِكَ فِى أَرْضِكَ وَ خَلِيفَتِكَ فِى بِلادِكَ وَ الدَّاعِى إِلَى سَبِيلِكَ وَ الْقَائِمِ بِقِسْطِكَ وَ الثَّائِرِ بِأَمْرِكَ وَلِىِّ الْمُؤْمِنِينَ وَ بَوَارِ الْكَافِرِينَ وَ مُجَلِّى الظُّلْمَةِ وَ مُنِيرِ الْحَقِّ وَ النَّاطِقِ بِالْحِكْمَةِ وَ الصِّدْقِ وَ كَلِمَتِكَ التَّامَّةِ فِى أَرْضِكَ الْمُرْتَقِبِ الْخَائِفِ وَ الْوَلِىِّ النَّاصِحِ سَفِينَةِ النَّجَاةِ وَ عَلَمِ الْهُدَى وَ نُورِ أَبْصَارِ الْوَرَى وَ خَيْرِ مَنْ تَقَمَّصَ وَ ارْتَدَى وَ مُجَلِّى الْعَمَى الَّذِى يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلا وَ قِسْطا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْما وَ جَوْرا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى وَلِيِّكَ وَ ابْنِ أَوْلِيَائِكَ الَّذِينَ فَرَضْتَ طَاعَتَهُمْ وَ أَوْجَبْتَ حَقَّهُمْ وَ أَذْهَبْتَ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرْتَهُمْ تَطْهِيرا اللَّهُمَّ انْصُرْهُ وَ انْتَصِرْ بِهِ لِدِينِكَ وَ انْصُرْ بِهِ أَوْلِيَاءَكَ وَ أَوْلِيَاءَهُ وَ شِيعَتَهُ وَ أَنْصَارَهُ وَ اجْعَلْنَا مِنْهُمُ اللَّهُمَّ أَعِذْهُ مِنْ شَرِّ كُلِّ بَاغٍ وَ طَاغٍ وَ مِنْ شَرِّ جَمِيعِ خَلْقِكَ وَ احْفَظْهُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ وَ احْرُسْهُ وَ امْنَعْهُ مِنْ أَنْ يُوصَلَ إِلَيْهِ بِسُوءٍ وَ احْفَظْ فِيهِ رَسُولَكَ وَ آلَ رَسُولِكَ وَ أَظْهِرْ بِهِ الْعَدْلَ وَ أَيِّدْهُ بِالنَّصْرِ وَ انْصُرْ نَاصِرِيهِ وَ اخْذُلْ خَاذِلِيهِ وَ اقْصِمْ قَاصِمِيهِ وَ اقْصِمْ بِهِ جَبَابِرَةَ الْكُفْرِ وَ اقْتُلْ بِهِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ جَمِيعَ الْمُلْحِدِينَ حَيْثُ كَانُوا مِنْ مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا بَرِّهَا وَ بَحْرِهَا وَ امْلَأْ بِهِ الْأَرْضَ عَدْلا وَ أَظْهِرْ بِهِ دِينَ نَبِيِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ اجْعَلْنِى اللَّهُمَّ مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ أَتْبَاعِهِ وَ شِيعَتِهِ وَ أَرِنِى فِى آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ السَّلامُ مَا يَأْمُلُونَ وَ فِى عَدُوِّهِمْ مَا يَحْذَرُونَ إِلَهَ الْحَقِّ آمِينَ يَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .
000000000
دعاى ندبه
000000000
ونيزبخوان دعاي ندبه را كه مستحب است در چهار عيد يعنى عيد فطر و قربان و غدير و روز جمعه بخوانند :
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ نَبِيِّهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ تَسْلِيما اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى مَا جَرَى بِهِ قَضَاؤُكَ فِى أَوْلِيَائِكَ الَّذِينَ اسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِكَ وَ دِينِكَ إِذِ اخْتَرْتَ لَهُمْ جَزِيلَ مَا عِنْدَكَ مِنَ النَّعِيمِ الْمُقِيمِ الَّذِى لا زَوَالَ لَهُ وَ لا اضْمِحْلالَ بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَيْهِمُ الزُّهْدَ فِى دَرَجَاتِ هَذِهِ الدُّنْيَا الدَّنِيَّةِ وَ زُخْرُفِهَا وَ زِبْرِجِهَا فَشَرَطُوا لَكَ ذَلِكَ وَ عَلِمْتَ مِنْهُمُ الْوَفَاءَ بِهِ فَقَبِلْتَهُمْ وَ قَرَّبْتَهُمْ وَ قَدَّمْتَ لَهُمُ الذِّكْرَ الْعَلِىَّ وَ الثَّنَاءَ الْجَلِىَّ وَ أَهْبَطْتَ عَلَيْهِمْ مَلائِكَتَكَ وَ كَرَّمْتَهُمْ بِوَحْيِكَ وَ رَفَدْتَهُمْ بِعِلْمِكَ وَ جَعَلْتَهُمُ الذَّرِيعَةَ إِلَيْكَ وَ الْوَسِيلَةَ إِلَى رِضْوَانِكَ فَبَعْضٌ أَسْكَنْتَهُ جَنَّتَكَ إِلَى أَنْ أَخْرَجْتَهُ مِنْهَا وَ بَعْضٌ حَمَلْتَهُ فِى فُلْكِكَ وَ نَجَّيْتَهُ وَ مَنْ آمَنَ مَعَهُ مِنَ الْهَلَكَةِ بِرَحْمَتِكَ وَ بَعْضٌ اتَّخَذْتَهُ لِنَفْسِكَ خَلِيلا وَ سَأَلَكَ لِسَانَ صِدْقٍ فِى الْآخِرِينَ فَأَجَبْتَهُ وَ جَعَلْتَ ذَلِكَ عَلِيّا وَ بَعْضٌ كَلَّمْتَهُ مِنْ شَجَرَةٍ تَكْلِيما وَ جَعَلْتَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ رِدْءا وَ وَزِيرا وَ بَعْضٌ أَوْلَدْتَهُ مِنْ غَيْرِ أَبٍ وَ آتَيْتَهُ الْبَيِّنَاتِ وَ أَيَّدْتَهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَ كُلٌّ شَرَعْتَ لَهُ شَرِيعَةً وَ نَهَجْتَ لَهُ مِنْهَاجا وَ تَخَيَّرْتَ لَهُ أَوْصِيَاءَ مُسْتَحْفِظًا بَعْدَ مُسْتَحْفِظٍ مِنْ مُدَّةٍ إِلَى مُدَّةٍ إِقَامَةً لِدِينِكَ وَ حُجَّةً عَلَى عِبَادِكَ وَ لِئَلا يَزُولَ الْحَقُّ عَنْ مَقَرِّهِ وَ يَغْلِبَ الْبَاطِلُ عَلَى أَهْلِهِ وَ لا يَقُولَ أَحَدٌ لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولا مُنْذِرا وَ أَقَمْتَ لَنَا عَلَما هَادِيا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَ نَخْزَى إِلَى أَنِ انْتَهَيْتَ بِالْأَمْرِ إِلَى حَبِيبِكَ وَ نَجِيبِكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَكَانَ كَمَا انْتَجَبْتَهُ سَيِّدَ مَنْ خَلَقْتَهُ وَ صَفْوَةَ مَنِ اصْطَفَيْتَهُ وَ أَفْضَلَ مَنِ اجْتَبَيْتَهُ وَ أَكْرَمَ مَنِ اعْتَمَدْتَهُ قَدَّمْتَهُ عَلَى أَنْبِيَائِكَ وَ بَعَثْتَهُ إِلَى الثَّقَلَيْنِ مِنْ عِبَادِكَ وَ أَوْطَأْتَهُ مَشَارِقَكَ وَ مَغَارِبَكَ وَ سَخَّرْتَ لَهُ الْبُرَاقَ وَ عَرَجْتَ بِرُوحِهِ [بِهِ] إِلَى سَمَائِكَ وَ أَوْدَعْتَهُ عِلْمَ مَا كَانَ وَ مَا يَكُونُ إِلَى انْقِضَاءِ خَلْقِكَ ثُمَّ نَصَرْتَهُ بِالرُّعْبِ وَ حَفَفْتَهُ بِجَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ وَ الْمُسَوِّمِينَ مِنْ مَلائِكَتِكَ وَ وَعَدْتَهُ أَنْ تُظْهِرَ دِينَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ وَ ذَلِكَ بَعْدَ أَنْ بَوَّأْتَهُ مُبَوَّأَ صِدْقٍ مِنْ أَهْلِهِ وَ جَعَلْتَ لَهُ وَ لَهُمْ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِى بِبَكَّةَ مُبَارَكا وَ هُدًى لِلْعَالَمِينَ فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنا وَ قُلْتَ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرا ثُمَّ جَعَلْتَ أَجْرَ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مَوَدَّتَهُمْ فِى كِتَابِكَ فَقُلْتَ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرا إِلا الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبَى وَ قُلْتَ مَا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ وَ قُلْتَ مَا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلا مَنْ شَاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلا فَكَانُوا هُمُ السَّبِيلَ إِلَيْكَ وَ الْمَسْلَكَ إِلَى رِضْوَانِكَ فَلَمَّا انْقَضَتْ أَيَّامُهُ أَقَامَ وَلِيَّهُ عَلِىَّ بْنَ أَبِى طَالِبٍ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِمَا وَ آلِهِمَا هَادِيا إِذْ كَانَ هُوَ الْمُنْذِرَ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ فَقَالَ وَ الْمَلَأُ أَمَامَهُ مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَ قَالَ مَنْ كُنْتُ أَنَا نَبِيَّهُ فَعَلِىٌّ أَمِيرُهُ وَ قَالَ أَنَا وَ عَلِىٌّ مِنْ شَجَرَةٍ وَاحِدَةٍ وَ سَائِرُ النَّاسِ مِنْ شَجَرٍ شَتَّى وَ أَحَلَّهُ مَحَلَّ هَارُونَ مِنْ مُوسَى فَقَالَ لَهُ أَنْتَ مِنِّى بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلا أَنَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدِى وَ زَوَّجَهُ ابْنَتَهُ سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ وَ أَحَلَّ لَهُ مِنْ مَسْجِدِهِ مَا حَلَّ لَهُ وَ سَدَّ الْأَبْوَابَ إِلا بَابَهُ ثُمَّ أَوْدَعَهُ عِلْمَهُ وَ حِكْمَتَهُ فَقَالَ أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِىٌّ بَابُهَا فَمَنْ أَرَادَ الْمَدِينَةَ وَ الْحِكْمَةَ فَلْيَأْتِهَا مِنْ بَابِهَا ثُمَّ قَالَ أَنْتَ أَخِى وَ وَصِيِّى وَ وَارِثِى لَحْمُكَ مِنْ لَحْمِى وَ دَمُكَ مِنْ دَمِى وَ سِلْمُكَ سِلْمِى وَ حَرْبُكَ حَرْبِى وَ الْإِيمَانُ مُخَالِطٌ لَحْمَكَ وَ دَمَكَ كَمَا خَالَطَ لَحْمِى وَ دَمِى وَ أَنْتَ غَدا عَلَى الْحَوْضِ خَلِيفَتِى وَ أَنْتَ تَقْضِى دَيْنِى وَ تُنْجِزُ عِدَاتِى وَ شِيعَتُكَ عَلَى مَنَابِرَ مِنْ نُورٍ مُبْيَضَّةً وُجُوهُهُمْ حَوْلِى فِى الْجَنَّةِ وَ هُمْ جِيرَانِى وَ لَوْ لا أَنْتَ يَا عَلِىُّ لَمْ يُعْرَفِ الْمُؤْمِنُونَ بَعْدِى وَ كَانَ بَعْدَهُ هُدًى مِنَ الضَّلالِ وَ نُورا مِنَ الْعَمَى وَ حَبْلَ اللَّهِ الْمَتِينَ وَ صِرَاطَهُ الْمُسْتَقِيمَ لا يُسْبَقُ بِقَرَابَةٍ فِى رَحِمٍ وَ لا بِسَابِقَةٍ فِى دِينٍ وَ لا يُلْحَقُ فِى مَنْقَبَةٍ مِنْ مَنَاقِبِهِ يَحْذُو حَذْوَ الرَّسُولِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمَا وَ آلِهِمَا وَ يُقَاتِلُ عَلَى التَّأْوِيلِ وَ لا تَأْخُذُهُ فِى اللَّهِ لَوْمَةُ لائِمٍ قَدْ وَتَرَ فِيهِ صَنَادِيدَ الْعَرَبِ وَ قَتَلَ أَبْطَالَهُمْ وَ نَاوَشَ ذُؤْبَانَهُمْ فَأَوْدَعَ قُلُوبَهُمْ أَحْقَادا بَدْرِيَّةً وَ خَيْبَرِيَّةً وَ حُنَيْنِيَّةً وَ غَيْرَهُنَّ فَأَضَبَّتْ عَلَى عَدَاوَتِهِ وَ أَكَبَّتْ عَلَى مُنَابَذَتِهِ حَتَّى قَتَلَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ وَ لَمَّا قَضَى نَحْبَهُ وَ قَتَلَهُ أَشْقَى الْآخِرِينَ يَتْبَعُ أَشْقَى الْأَوَّلِينَ لَمْ يُمْتَثَلْ أَمْرُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فِى الْهَادِينَ بَعْدَ الْهَادِينَ وَ الْأُمَّةُ مُصِرَّةٌ عَلَى مَقْتِهِ مُجْتَمِعَةٌ عَلَى قَطِيعَةِ رَحِمِهِ وَ إِقْصَاءِ وَلَدِهِ إِلا الْقَلِيلَ مِمَّنْ وَفَى لِرِعَايَةِ الْحَقِّ فِيهِمْ فَقُتِلَ مَنْ قُتِلَ وَ سُبِىَ مَنْ سُبِىَ وَ أُقْصِىَ مَنْ أُقْصِىَ وَ جَرَى الْقَضَاءُ لَهُمْ بِمَا يُرْجَى لَهُ حُسْنُ الْمَثُوبَةِ إِذْ كَانَتِ الْأَرْضُ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ الْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ وَ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنْ كَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولا وَ لَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ فَعَلَى الْأَطَائِبِ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِىٍّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمَا وَ آلِهِمَا فَلْيَبْكِ الْبَاكُونَ وَ إِيَّاهُمْ فَلْيَنْدُبِ النَّادِبُونَ وَ لِمِثْلِهِمْ فَلْتُذْرَفِ الدُّمُوعُ وَ لْيَصْرُخِ الصَّارِخُونَ وَ يَضِجُّ الضَّاجُّونَ وَ يَعِجُّ الْعَاجُّونَ أَيْنَ الْحَسَنُ أَيْنَ الْحُسَيْنُ أَيْنَ أَبْنَاءُ الْحُسَيْنِ صَالِحٌ بَعْدَ صَالِحٍ وَ صَادِقٌ بَعْدَ صَادِقٍ أَيْنَ السَّبِيلُ بَعْدَ السَّبِيلِ أَيْنَ الْخِيَرَةُ بَعْدَ الْخِيَرَةِ أَيْنَ الشُّمُوسُ الطَّالِعَةُ أَيْنَ الْأَقْمَارُ الْمُنِيرَةُ أَيْنَ الْأَنْجُمُ الزَّاهِرَةُ أَيْنَ أَعْلامُ الدِّينِ وَ قَوَاعِدُ الْعِلْمِ أَيْنَ بَقِيَّةُ اللَّهِ الَّتِى لا تَخْلُو مِنَ الْعِتْرَةِ الْهَادِيَةِ أَيْنَ الْمُعَدُّ لِقَطْعِ دَابِرِ الظَّلَمَةِ أَيْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقَامَةِ الْأَمْتِ وَ الْعِوَجِ أَيْنَ الْمُرْتَجَى لِإِزَالَةِ الْجَوْرِ وَ الْعُدْوَانِ أَيْنَ الْمُدَّخَرُ لِتَجْدِيدِ الْفَرَائِضِ وَ السُّنَنِ أَيْنَ الْمُتَخَيَّرُ لِإِعَادَةِ الْمِلَّةِ وَ الشَّرِيعَةِ أَيْنَ الْمُؤَمَّلُ لِإِحْيَاءِ الْكِتَابِ وَ حُدُودِهِ أَيْنَ مُحْيِى مَعَالِمِ الدِّينِ وَ أَهْلِهِ أَيْنَ قَاصِمُ شَوْكَةِ الْمُعْتَدِينَ أَيْنَ هَادِمُ أَبْنِيَةِ الشِّرْكِ وَ النِّفَاقِ أَيْنَ مُبِيدُ أَهْلِ الْفُسُوقِ وَ الْعِصْيَانِ وَ الطُّغْيَانِ أَيْنَ حَاصِدُ فُرُوعِ الْغَىِّ وَ الشِّقَاقِ [النِّفَاقِ] أَيْنَ طَامِسُ آثَارِ الزَّيْغِ وَ الْأَهْوَاءِ أَيْنَ قَاطِعُ حَبَائِلِ الْكِذْبِ وَ الافْتِرَاءِ أَيْنَ مُبِيدُ الْعُتَاةِ وَ الْمَرَدَةِ أَيْنَ مُسْتَأْصِلُ أَهْلِ الْعِنَادِ وَ التَّضْلِيلِ وَ الْإِلْحَادِ أَيْنَ مُعِزُّ الْأَوْلِيَاءِ وَ مُذِلُّ الْأَعْدَاءِ أَيْنَ جَامِعُ الْكَلِمَةِ عَلَى التَّقْوَى أَيْنَ بَابُ اللَّهِ الَّذِى مِنْهُ يُؤْتَى أَيْنَ وَجْهُ اللَّهِ الَّذِى إِلَيْهِ يَتَوَجَّهُ الْأَوْلِيَاءُ أَيْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَيْنَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ أَيْنَ صَاحِبُ يَوْمِ الْفَتْحِ وَ نَاشِرُ رَايَةِ الْهُدَى أَيْنَ مُؤَلِّفُ شَمْلِ الصَّلاحِ وَ الرِّضَا أَيْنَ الطَّالِبُ بِذُحُولِ الْأَنْبِيَاءِ وَ أَبْنَاءِ الْأَنْبِيَاءِ أَيْنَ الطَّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِكَرْبَلاءَ أَيْنَ الْمَنْصُورُ عَلَى مَنِ اعْتَدَى عَلَيْهِ وَ افْتَرَى أَيْنَ الْمُضْطَرُّ الَّذِى يُجَابُ إِذَا دَعَا أَيْنَ صَدْرُ الْخَلائِقِ ذُو الْبِرِّ وَ التَّقْوَى أَيْنَ ابْنُ النَّبِىِّ الْمُصْطَفَى وَ ابْنُ عَلِىٍّ الْمُرْتَضَى وَ ابْنُ خَدِيجَةَ الْغَرَّاءِ وَ ابْنُ فَاطِمَةَ الْكُبْرَى بِأَبِى أَنْتَ وَ أُمِّى وَ نَفْسِى لَكَ الْوِقَاءُ وَ الْحِمَى يَا ابْنَ السَّادَةِ الْمُقَرَّبِينَ يَا ابْنَ النُّجَبَاءِ الْأَكْرَمِينَ يَا ابْنَ الْهُدَاةِ الْمَهْدِيِّينَ يَا ابْنَ الْخِيَرَةِ الْمُهَذَّبِينَ يَا ابْنَ الْغَطَارِفَةِ الْأَنْجَبِينَ يَا ابْنَ الْأَطَائبِ الْمُطَهَّرِينَ يَا ابْنَ الْخَضَارِمَةِ الْمُنْتَجَبِينَ يَا ابْنَ الْقَمَاقِمَةِ الْأَكْرَمِينَ يَا ابْنَ الْبُدُورِ الْمُنِيرَةِ يَا ابْنَ السُّرُجِ الْمُضِيئَةِ يَا ابْنَ الشُّهُبِ الثَّاقِبَةِ يَا ابْنَ الْأَنْجُمِ الزَّاهِرَةِ يَا ابْنَ السُّبُلِ الْوَاضِحَةِ يَا ابْنَ الْأَعْلامِ اللائِحَةِ يَا ابْنَ الْعُلُومِ الْكَامِلَةِ يَا ابْنَ السُّنَنِ الْمَشْهُورَةِ يَا ابْنَ الْمَعَالِمِ الْمَأْثُورَةِ يَا ابْنَ الْمُعْجِزَاتِ الْمَوْجُودَةِ يَا ابْنَ الدَّلائِلِ الْمَشْهُودَةِ يَا ابْنَ الصِّرَاطِ الْمُسْتَقِيمِ يَا ابْنَ النَّبَإِ الْعَظِيمِ يَا ابْنَ مَنْ هُوَ فِى أُمِّ الْكِتَابِ لَدَى اللَّهِ عَلِىٌّ حَكِيمٌ يَا ابْنَ الْآيَاتِ وَ الْبَيِّنَاتِ يَا ابْنَ الدَّلائِلِ الظَّاهِرَاتِ يَا ابْنَ الْبَرَاهِينِ الْوَاضِحَاتِ الْبَاهِرَاتِ يَا ابْنَ الْحُجَجِ الْبَالِغَاتِ يَا ابْنَ النِّعَمِ السَّابِغَاتِ يَا ابْنَ طه وَ الْمُحْكَمَاتِ يَا ابْنَ يس وَ الذَّارِيَاتِ يَا ابْنَ الطُّورِ وَ الْعَادِيَاتِ يَا ابْنَ مَنْ دَنَا فَتَدَلَّى فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى دُنُوّا وَ اقْتِرَابا مِنَ الْعَلِىِّ الْأَعْلَى لَيْتَ شِعْرِى أَيْنَ اسْتَقَرَّتْ بِكَ النَّوَى بَلْ أَىُّ أَرْضٍ تُقِلُّكَ أَوْ ثَرَى أَ بِرَضْوَى أَوْ غَيْرِهَا أَمْ ذِى طُوًى عَزِيزٌ عَلَىَّ أَنْ أَرَى الْخَلْقَ وَ لا تُرَى وَ لا أَسْمَعَ لَكَ حَسِيسا وَ لا نَجْوَى عَزِيزٌ عَلَىَّ أَنْ تُحِيطَ بِكَ دُونِىَ الْبَلْوَى وَ لا يَنَالَكَ مِنِّى ضَجِيجٌ وَ لا شَكْوَى بِنَفْسِى أَنْتَ مِنْ مُغَيَّبٍ لَمْ يَخْلُ مِنَّا بِنَفْسِى أَنْتَ مِنْ نَازِحٍ مَا نَزَحَ عَنَّا بِنَفْسِى أَنْتَ أُمْنِيَّةُ شَائِقٍ يَتَمَنَّى مِنْ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ ذَكَرَا فَحَنَّا بِنَفْسِى أَنْتَ مِنْ عَقِيدِ عِزٍّ لا يُسَامَى بِنَفْسِى أَنْتَ مِنْ أَثِيلِ مَجْدٍ لا يُجَارَى بِنَفْسِى أَنْتَ مِنْ تِلادِ نِعَمٍ لا تُضَاهَى بِنَفْسِى أَنْتَ مِنْ نَصِيفِ شَرَفٍ لا يُسَاوَى إِلَى مَتَى أَحَارُ فِيكَ يَا مَوْلاىَ وَ إِلَى مَتَى وَ أَىَّ خِطَابٍ أَصِفُ فِيكَ وَ أَىَّ نَجْوَى عَزِيزٌ عَلَىَّ أَنْ أُجَابَ دُونَكَ وَ أُنَاغَى عَزِيزٌ عَلَىَّ أَنْ أَبْكِيَكَ وَ يَخْذُلَكَ الْوَرَى عَزِيزٌ عَلَىَّ أَنْ يَجْرِىَ عَلَيْكَ دُونَهُمْ مَا جَرَى هَلْ مِنْ مُعِينٍ فَأُطِيلَ مَعَهُ الْعَوِيلَ وَ الْبُكَاءَ هَلْ مِنْ جَزُوعٍ فَأُسَاعِدَ جَزَعَهُ إِذَا خَلا هَلْ قَذِيَتْ عَيْنٌ فَسَاعَدَتْهَا عَيْنِى عَلَى الْقَذَى هَلْ إِلَيْكَ يَا ابْنَ أَحْمَدَ سَبِيلٌ فَتُلْقَى هَلْ يَتَّصِلُ يَوْمُنَا مِنْكَ بِعِدَةٍ فَنَحْظَى مَتَى نَرِدُ مَنَاهِلَكَ الرَّوِيَّةَ فَنَرْوَى مَتَى نَنْتَقِعُ مِنْ عَذْبِ مَائِكَ فَقَدْ طَالَ الصَّدَى مَتَى نُغَادِيكَ وَ نُرَاوِحُكَ فَنَقِرَّ عَيْنا مَتَى تَرَانَا نَرَاكَ وَ قَدْ نَشَرْتَ لِوَاءَ النَّصْرِ تُرَى أَ تَرَانَا نَحُفُّ بِكَ وَ أَنْتَ تَؤُمُّ الْمَلَأَ وَ قَدْ مَلَأْتَ الْأَرْضَ عَدْلا وَ أَذَقْتَ أَعْدَاءَكَ هَوَانا وَ عِقَابا وَ أَبَرْتَ الْعُتَاةَ وَ جَحَدَةَ الْحَقِّ وَ قَطَعْتَ دَابِرَ الْمُتَكَبِّرِينَ وَ اجْتَثَثْتَ أُصُولَ الظَّالِمِينَ وَ نَحْنُ نَقُولُ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ اللَّهُمَّ أَنْتَ كَشَّافُ الْكُرَبِ وَ الْبَلْوَى وَ إِلَيْكَ أَسْتَعْدِى فَعِنْدَكَ الْعَدْوَى وَ أَنْتَ رَبُّ الْآخِرَةِ وَ الدُّنْيَا فَأَغِثْ يَا غِيَاثَ الْمُسْتَغِيثِينَ عُبَيْدَكَ الْمُبْتَلَى وَ أَرِهِ سَيِّدَهُ يَا شَدِيدَ الْقُوَى وَ أَزِلْ عَنْهُ بِهِ الْأَسَى وَ الْجَوَى وَ بَرِّدْ غَلِيلَهُ يَا مَنْ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى وَ مَنْ إِلَيْهِ الرُّجْعَى وَ الْمُنْتَهَى اللَّهُمَّ وَ نَحْنُ عَبِيدُكَ التَّائِقُونَ إِلَى وَلِيِّكَ الْمُذَكِّرِ بِكَ وَ بِنَبِيِّكَ خَلَقْتَهُ لَنَا عِصْمَةً وَ مَلاذا وَ أَقَمْتَهُ لَنَا قِوَاما وَ مَعَاذا وَ جَعَلْتَهُ لِلْمُؤْمِنِينَ مِنَّا إِمَاما فَبَلِّغْهُ مِنَّا تَحِيَّةً وَ سَلاما وَ زِدْنَا بِذَلِكَ يَا رَبِّ إِكْرَاما وَ اجْعَلْ مُسْتَقَرَّهُ لَنَا مُسْتَقَرّا وَ مُقَاما وَ أَتْمِمْ نِعْمَتَكَ بِتَقْدِيمِكَ إِيَّاهُ أَمَامَنَا حَتَّى تُورِدَنَا جِنَانَكَ وَ مُرَافَقَةَ الشُّهَدَاءِ مِنْ خُلَصَائِكَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ جَدِّهِ رَسُولِكَ السَّيِّدِ الْأَكْبَرِ وَ عَلَى [عَلِىٍ] أَبِيهِ السَّيِّدِ الْأَصْغَرِ وَ جَدَّتِهِ الصِّدِّيقَةِ الْكُبْرَى فَاطِمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ وَ عَلَى مَنِ اصْطَفَيْتَ مِنْ آبَائِهِ الْبَرَرَةِ وَ عَلَيْهِ أَفْضَلَ وَ أَكْمَلَ وَ أَتَمَّ وَ أَدْوَمَ وَ أَكْثَرَ وَ أَوْفَرَ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَصْفِيَائِكَ وَ خِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ وَ صَلِّ عَلَيْهِ صَلاةً لا غَايَةَ لِعَدَدِهَا وَ لا نِهَايَةَ لِمَدَدِهَا وَ لا نَفَادَ لِأَمَدِهَا اللَّهُمَّ وَ أَقِمْ بِهِ الْحَقَّ وَ أَدْحِضْ بِهِ الْبَاطِلَ وَ أَدِلْ بِهِ أَوْلِيَاءَكَ وَ أَذْلِلْ بِهِ أَعْدَاءَكَ وَ صِلِ اللَّهُمَّ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُ وُصْلَةً تُؤَدِّى إِلَى مُرَافَقَةِ سَلَفِهِ وَ اجْعَلْنَا مِمَّنْ يَأْخُذُ بِحُجْزَتِهِمْ وَ يَمْكُثُ فِى ظِلِّهِمْ وَ أَعِنَّا عَلَى تَأْدِيَةِ حُقُوقِهِ إِلَيْهِ وَ الاجْتِهَادِ فِى طَاعَتِهِ وَ اجْتِنَابِ مَعْصِيَتِهِ وَ امْنُنْ عَلَيْنَا بِرِضَاهُ وَ هَبْ لَنَا رَأْفَتَهُ وَ رَحْمَتَهُ وَ دُعَاءَهُ وَ خَيْرَهُ مَا نَنَالُ بِهِ سَعَةً مِنْ رَحْمَتِكَ وَ فَوْزا عِنْدَكَ وَ اجْعَلْ صَلاتَنَا بِهِ مَقْبُولَةً وَ ذُنُوبَنَا بِهِ مَغْفُورَةً وَ دُعَاءَنَا بِهِ مُسْتَجَابا وَ اجْعَلْ أَرْزَاقَنَا بِهِ مَبْسُوطَةً وَ هُمُومَنَا بِهِ مَكْفِيَّةً وَ حَوَائِجَنَا بِهِ مَقْضِيَّةً وَ أَقْبِلْ إِلَيْنَا بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ وَ اقْبَلْ تَقَرُّبَنَا إِلَيْكَ وَ انْظُرْ إِلَيْنَا نَظْرَةً رَحِيمَةً نَسْتَكْمِلْ بِهَا الْكَرَامَةَ عِنْدَكَ ثُمَّ لا تَصْرِفْهَا عَنَّا بِجُودِكَ وَ اسْقِنَا مِنْ حَوْضِ جَدِّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِكَأْسِهِ وَ بِيَدِهِ رَيّا رَوِيّا هَنِيئا سَائِغا لا ظَمَأَ بَعْدَهُ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .
0000000000
دعاى عهـد
0000000000
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه: هر كه چهل صباح اين عهد را بخواند از ياوران قائم ما باشد و اگر پيش از ظهور آن حضرت بميرد خدا او را از قبر بيرون آورد كه در خدمت آن حضرت باشد و حق تعالى به هر كلمه هزار حسنه او را كرامت فرمايد و هزار گناه از او محو كند و آن عهد اين است :
اللَّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظِيمِ وَ رَبَّ الْكُرْسِىِّ الرَّفِيعِ وَ رَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ وَ مُنْزِلَ التَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ الزَّبُورِ وَ رَبَّ الظِّلِّ وَ الْحَرُورِ وَ مُنْزِلَ الْقُرْآنِ الْعَظِيمِ وَ رَبَّ الْمَلائِكَةِ الْمُقَرَّبِينَ وَ الْأَنْبِيَاءِ (وَ) الْمُرْسَلِينَ اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ وَ بِنُورِ وَجْهِكَ الْمُنِيرِ وَ مُلْكِكَ الْقَدِيمِ يَا حَىُّ يَا قَيُّومُ أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذِى أَشْرَقَتْ بِهِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرَضُونَ وَ بِاسْمِكَ الَّذِى يَصْلَحُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَ الْآخِرُونَ يَا حَيّا قَبْلَ كُلِّ حَىٍّ وَ يَا حَيّا بَعْدَ كُلِّ حَىٍّ وَ يَا حَيّا حِينَ لا حَىَّ يَا مُحْيِىَ الْمَوْتَى وَ مُمِيتَ الْأَحْيَاءِ يَا حَىُّ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ اللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلانَا الْإِمَامَ الْهَادِىَ الْمَهْدِىَّ الْقَائِمَ بِأَمْرِكَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ الطَّاهِرِينَ عَنْ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فِى مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا سَهْلِهَا وَ جَبَلِهَا وَ بَرِّهَا وَ بَحْرِهَا وَ عَنِّى وَ عَنْ وَالِدَىَّ مِنَ الصَّلَوَاتِ زِنَةَ عَرْشِ اللَّهِ وَ مِدَادَ كَلِمَاتِهِ وَ مَا أَحْصَاهُ عِلْمُهُ وَ أَحَاطَ بِهِ كِتَابُهُ اللَّهُمَّ إِنِّى أُجَدِّدُ لَهُ فِى صَبِيحَةِ يَوْمِى هَذَا وَ مَا عِشْتُ مِنْ أَيَّامِى عَهْدا وَ عَقْدا وَ بَيْعَةً لَهُ فِى عُنُقِى لا أَحُولُ عَنْهَا وَ لا أَزُولُ أَبَدا اللَّهُمَّ اجْعَلْنِى مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّينَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِينَ إِلَيْهِ فِى قَضَاءِ حَوَائِجِهِ (وَ الْمُمْتَثِلِينَ لِأَوَامِرِهِ) وَ الْمُحَامِينَ عَنْهُ وَ السَّابِقِينَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْهِ اللَّهُمَّ إِنْ حَالَ بَيْنِى وَ بَيْنَهُ الْمَوْتُ الَّذِى جَعَلْتَهُ عَلَى عِبَادِكَ حَتْما مَقْضِيّا فَأَخْرِجْنِى مِنْ قَبْرِى مُؤْتَزِرا كَفَنِى شَاهِرا سَيْفِى مُجَرِّدا قَنَاتِى مُلَبِّيا دَعْوَةَ الدَّاعِى فِى الْحَاضِرِ وَ الْبَادِى اللَّهُمَّ أَرِنِى الطَّلْعَةَ الرَّشِيدَةَ وَ الْغُرَّةَ الْحَمِيدَةَ وَ اكْحُلْ نَاظِرِى بِنَظْرَةٍ مِنِّى إِلَيْهِ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ وَ أَوْسِعْ مَنْهَجَهُ وَ اسْلُكْ بِى مَحَجَّتَهُ وَ أَنْفِذْ أَمْرَهُ وَ اشْدُدْ أَزْرَهُ وَ اعْمُرِ اللَّهُمَّ بِهِ بِلادَكَ وَ أَحْىِ بِهِ عِبَادَكَ فَإِنَّكَ قُلْتَ وَ قَوْلُكَ الْحَقُّ ظَهَرَ الْفَسَادُ فِى الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِى النَّاسِ فَأَظْهِرِ اللَّهُمَّ لَنَا وَلِيَّكَ وَ ابْنَ بِنْتِ نَبِيِّكَ الْمُسَمَّى بِاسْمِ رَسُولِكَ حَتَّى لا يَظْفَرَ بِشَىْءٍ مِنَ الْبَاطِلِ إِلا مَزَّقَهُ وَ يُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُحَقِّقَهُ وَ اجْعَلْهُ اللَّهُمَّ مَفْزَعا لِمَظْلُومِ عِبَادِكَ وَ نَاصِرا لِمَنْ لا يَجِدُ لَهُ نَاصِرا غَيْرَكَ وَ مُجَدِّدا لِمَا عُطِّلَ مِنْ أَحْكَامِ كِتَابِكَ وَ مُشَيِّدا لِمَا وَرَدَ مِنْ أَعْلامِ دِينِكَ وَ سُنَنِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ اجْعَلْهُ اللَّهُمَّ مِمَّنْ حَصَّنْتَهُ مِنْ بَأْسِ الْمُعْتَدِينَ اللَّهُمَّ وَ سُرَّ نَبِيَّكَ مُحَمَّدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِرُؤْيَتِهِ وَ مَنْ تَبِعَهُ عَلَى دَعْوَتِهِ وَ ارْحَمِ اسْتِكَانَتَنَا بَعْدَهُ اللَّهُمَّ اكْشِفْ هَذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ بِحُضُورِهِ وَ عَجِّلْ لَنَا ظُهُورَهُ إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدا وَ نَرَاهُ قَرِيبا بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .
پس سه مرتبه دست بر ران راست خود مىزنى و در هر مرتبه مىگويى الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا مَوْلاىَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ .
0000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000
زيارتى كه هر روز بعد از نماز صبح مولاى ما صاحب الزمان عليه السلام به آن زيارت كرده مىشود
0000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000
و آن زيارت اين است :
اللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلاىَ صَاحِبَ الزَّمَانِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ عَنْ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فِى مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا وَ بَرِّهَا وَ بَحْرِهَا وَ سَهْلِهَا وَ جَبَلِهَا حَيِّهِمْ وَ مَيِّتِهِمْ وَ عَنْ وَالِدَىَّ وَ وُلْدِى وَ عَنِّى مِنَ الصَّلَوَاتِ وَ التَّحِيَّاتِ زِنَةَ عَرْشِ اللَّهِ وَ مِدَادَ كَلِمَاتِهِ وَ مُنْتَهَى رِضَاهُ وَ عَدَدَ مَا أَحْصَاهُ كِتَابُهُ وَ أَحَاطَ بِهِ عِلْمُهُ اللَّهُمَّ (إِنِّى) أُجَدِّدُ لَهُ فِى هَذَا الْيَوْمِ وَ فِى كُلِّ يَوْمٍ عَهْدا وَ عَقْدا وَ بَيْعَةً فِى رَقَبَتِى اللَّهُمَّ كَمَا شَرَّفْتَنِى بِهَذَا التَّشْرِيفِ وَ فَضَّلْتَنِى بِهَذِهِ الْفَضِيلَةِ وَ خَصَصْتَنِى بِهَذِهِ النِّعْمَةِ فَصَلِّ عَلَى مَوْلاىَ وَ سَيِّدِى صَاحِبِ الزَّمَانِ وَ اجْعَلْنِى مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَشْيَاعِهِ وَ الذَّابِّينَ عَنْهُ وَ اجْعَلْنِى مِنَ الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْهِ طَائِعا غَيْرَ مُكْرَهٍ فِى الصَّفِّ الَّذِى نَعَتَّ أَهْلَهُ فِى كِتَابِكَ فَقُلْتَ صَفّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ عَلَى طَاعَتِكَ وَ طَاعَةِ رَسُولِكَ وَ آلِهِ عَلَيْهِمُ السَّلامُ اللَّهُمَّ هَذِهِ بَيْعَةٌ لَهُ فِى عُنُقِى إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ .
علامه مجلسى در بحار فرموده كه من در بعض كتب قديمه ديدهام كه بعد از اين زيارت دست راست را به دست چپ بزند مثل زدن در بيعت
0000000000000000000000
زيارت مرخصي ازحضورآقا
0000000000000000000000
امر چهارم سيد بن طاوس فرموده كه چون خواستى مرخص شوى از حرم شريف آن حضرت
برگرد به سوى سرداب منيف و نماز كن در آن هر چه بخواهى پس بايست رو به قبله و بگو اللَّهُمَّ ادْفَعْ عَنْ وَلِيِّكَ... پس بخوان خدا را بسيار و برگرد با سعادت إن شاء الله تعالى
شيخ در مصباح اين دعا را در اعمال روز جمعه از حضرت امام رضا عليه السلام نقل كرده و ما نيز اين دعا را بنحوى كه شيخ از آن حضرت نقل كرده نقل مىنماييم فرموده روايت كرده يونس بن عبد الرحمن كه: حضرت امام رضا عليه السلام امر مىفرمودند به دعا كردن از براى حضرت صاحب الامر عليه السلام به اين دعا :
اللَّهُمَّ ادْفَعْ عَنْ وَلِيِّكَ وَ خَلِيفَتِكَ وَ حُجَّتِكَ عَلَى خَلْقِكَ وَ لِسَانِكَ الْمُعَبِّرِ عَنْكَ النَّاطِقِ بِحِكْمَتِكَ وَ عَيْنِكَ النَّاظِرَةِ بِإِذْنِكَ وَ شَاهِدِكَ عَلَى عِبَادِكَ الْجَحْجَاحِ الْمُجَاهِدِ الْعَائِذِ بِكَ الْعَابِدِ عِنْدَكَ وَ أَعِذْهُ مِنْ شَرِّ جَمِيعِ مَا خَلَقْتَ وَ بَرَأْتَ وَ أَنْشَأْتَ وَ صَوَّرْتَ وَ احْفَظْهُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ وَ مِنْ فَوْقِهِ وَ مِنْ تَحْتِهِ بِحِفْظِكَ الَّذِى لا يَضِيعُ مَنْ حَفِظْتَهُ بِهِ وَ احْفَظْ فِيهِ رَسُولَكَ وَ آبَاءَهُ أَئِمَّتَكَ وَ دَعَائِمَ دِينِكَ وَ اجْعَلْهُ فِى وَدِيعَتِكَ الَّتِى لا تَضِيعُ وَ فِى جِوَارِكَ الَّذِى لا يُخْفَرُ وَ فِى مَنْعِكَ وَ عِزِّكَ الَّذِى لا يُقْهَرُ وَ آمِنْهُ بِأَمَانِكَ الْوَثِيقِ الَّذِى لا يُخْذَلُ مَنْ آمَنْتَهُ بِهِ وَ اجْعَلْهُ فِى كَنَفِكَ الَّذِى لا يُرَامُ مَنْ كَانَ فِيهِ وَ انْصُرْهُ بِنَصْرِكَ الْعَزِيزِ وَ أَيِّدْهُ بِجُنْدِكَ الْغَالِبِ وَ قَوِّهِ بِقُوَّتِكَ وَ أَرْدِفْهُ بِمَلائِكَتِكَ وَ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ أَلْبِسْهُ دِرْعَكَ الْحَصِينَةَ وَ حُفَّهُ بِالْمَلائِكَةِ حَفّا اللَّهُمَّ اشْعَبْ بِهِ الصَّدْعَ وَ ارْتُقْ بِهِ الْفَتْقَ وَ أَمِتْ بِهِ الْجَوْرَ وَ أَظْهِرْ بِهِ الْعَدْلَ وَ زَيِّنْ بِطُولِ بَقَائِهِ الْأَرْضَ وَ أَيِّدْهُ بِالنَّصْرِ وَ انْصُرْهُ بِالرُّعْبِ وَ قَوِّ نَاصِرِيهِ وَ اخْذُلْ خَاذِلِيهِ وَ دَمْدِمْ مَنْ نَصَبَ لَهُ وَ دَمِّرْ مَنْ غَشَّهُ وَ اقْتُلْ بِهِ جَبَابِرَةَ الْكُفْرِ وَ عَمَدَهُ وَ دَعَائِمَهُ وَ اقْصِمْ بِهِ رُءُوسَ الضَّلالَةِ وَ شَارِعَةَ الْبِدَعِ وَ مُمِيتَةَ السُّنَّةِ وَ مُقَوِّيَةَ الْبَاطِلِ وَ ذَلِّلْ بِهِ الْجَبَّارِينَ وَ أَبِرْ بِهِ الْكَافِرِينَ وَ جَمِيعَ الْمُلْحِدِينَ فِى مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا وَ بَرِّهَا وَ بَحْرِهَا وَ سَهْلِهَا وَ جَبَلِهَا حَتَّى لا تَدَعَ مِنْهُمْ دَيَّارا وَ لا تُبْقِىَ لَهُمْ آثَارا اللَّهُمَّ طَهِّرْ مِنْهُمْ بِلادَكَ وَ اشْفِ مِنْهُمْ عِبَادَكَ وَ أَعِزَّ بِهِ الْمُؤْمِنِينَ وَ أَحْىِ بِهِ سُنَنَ الْمُرْسَلِينَ وَ دَارِسَ حُكْمِ النَّبِيِّينَ وَ جَدِّدْ بِهِ مَا امْتَحَى مِنْ دِينِكَ وَ بُدِّلَ مِنْ حُكْمِكَ حَتَّى تُعِيدَ دِينَكَ بِهِ وَ عَلَى يَدَيْهِ جَدِيدا غَضّا مَحْضا صَحِيحا لا عِوَجَ فِيهِ وَ لا بِدْعَةَ مَعَهُ وَ حَتَّى تُنِيرَ بِعَدْلِهِ ظُلَمَ الْجَوْرِ وَ تُطْفِئَ بِهِ نِيرَانَ الْكُفْرِ وَ تُوضِحَ بِهِ مَعَاقِدَ الْحَقِّ وَ مَجْهُولَ الْعَدْلِ فَإِنَّهُ عَبْدُكَ الَّذِى اسْتَخْلَصْتَهُ لِنَفْسِكَ وَ اصْطَفَيْتَهُ عَلَى غَيْبِكَ وَ عَصَمْتَهُ مِنَ الذُّنُوبِ وَ بَرَّأْتَهُ مِنَ الْعُيُوبِ وَ طَهَّرْتَهُ مِنَ الرِّجْسِ وَ سَلَّمْتَهُ مِنَ الدَّنَسِ اللَّهُمَّ فَإِنَّا نَشْهَدُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ يَوْمَ حُلُولِ الطَّامَّةِ أَنَّهُ لَمْ يُذْنِبْ ذَنْبا وَ لا أَتَى حُوبا وَ لَمْ يَرْتَكِبْ مَعْصِيَةً وَ لَمْ يُضَيِّعْ لَكَ طَاعَةً وَ لَمْ يَهْتِكْ لَكَ حُرْمَةً وَ لَمْ يُبَدِّلْ لَكَ فَرِيضَةً وَ لَمْ يُغَيِّرْ لَكَ شَرِيعَةً وَ أَنَّهُ الْهَادِى الْمُهْتَدِى الطَّاهِرُ التَّقِىُّ النَّقِىُّ الرَّضِىُّ الزَّكِىُّ اللَّهُمَّ أَعْطِهِ فِى نَفْسِهِ وَ أَهْلِهِ وَ وَلَدِهِ وَ ذُرِّيَّتِهِ وَ أُمَّتِهِ وَ جَمِيعِ رَعِيَّتِهِ مَا تُقِرُّ بِهِ عَيْنَهُ وَ تَسُرُّ بِهِ نَفْسَهُ وَ تَجْمَعُ لَهُ مُلْكَ الْمَمْلَكَاتِ كُلِّهَا قَرِيبِهَا وَ بَعِيدِهَا وَ عَزِيزِهَا وَ ذَلِيلِهَا حَتَّى تُجْرِىَ حُكْمَهُ عَلَى كُلِّ حُكْمٍ وَ يَغْلِبَ بِحَقِّهِ كُلَّ بَاطِلٍ اللَّهُمَّ اسْلُكْ بِنَا عَلَى يَدَيْهِ مِنْهَاجَ الْهُدَى وَ الْمَحَجَّةَ الْعُظْمَى وَ الطَّرِيقَةَ الْوُسْطَى الَّتِى يَرْجِعُ إِلَيْهَا الْغَالِى وَ يَلْحَقُ بِهَا التَّالِى وَ قَوِّنَا عَلَى طَاعَتِهِ وَ ثَبِّتْنَا عَلَى مُشَايَعَتِهِ وَ امْنُنْ عَلَيْنَا بِمُتَابَعَتِهِ وَ اجْعَلْنَا فِى حِزْبِهِ الْقَوَّامِينَ بِأَمْرِهِ الصَّابِرِينَ مَعَهُ الطَّالِبِينَ رِضَاكَ بِمُنَاصَحَتِهِ حَتَّى تَحْشُرَنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِى أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ مُقَوِّيَةِ سُلْطَانِهِ اللَّهُمَّ وَ اجْعَلْ ذَلِكَ لَنَا خَالِصا مِنْ كُلِّ شَكٍّ وَ شُبْهَةٍ وَ رِيَاءٍ وَ سُمْعَةٍ حَتَّى لا نَعْتَمِدَ بِهِ غَيْرَكَ وَ لا نَطْلُبَ بِهِ إِلا وَجْهَكَ وَ حَتَّى تُحِلَّنَا مَحَلَّهُ وَ تَجْعَلَنَا فِى الْجَنَّةِ مَعَهُ وَ أَعِذْنَا مِنَ السَّأْمَةِ وَ الْكَسَلِ وَ الْفَتْرَةِ وَ اجْعَلْنَا مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدِينِكَ وَ تُعِزُّ بِهِ نَصْرَ وَلِيِّكَ وَ لا تَسْتَبْدِلْ بِنَا غَيْرَنَا فَإِنَّ اسْتِبْدَالَكَ بِنَا غَيْرَنَا عَلَيْكَ يَسِيرٌ وَ هُوَ عَلَيْنَا كَثِيرٌ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى وُلاةِ عَهْدِهِ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ وَ بَلِّغْهُمْ آمَالَهُمْ وَ زِدْ فِى آجَالِهِمْ وَ أَعِزَّ نَصْرَهُمْ وَ تَمِّمْ لَهُمْ مَا أَسْنَدْتَ إِلَيْهِمْ مِنْ أَمْرِكَ لَهُمْ وَ ثَبِّتْ دَعَائِمَهُمْ وَ اجْعَلْنَا لَهُمْ أَعْوَانا وَ عَلَى دِينِكَ أَنْصَارا فَإِنَّهُمْ مَعَادِنُ كَلِمَاتِكَ وَ خُزَّانُ عِلْمِكَ وَ أَرْكَانُ تَوْحِيدِكَ وَ دَعَائِمُ دِينِكَ وَ وُلاةُ أَمْرِكَ وَ خَالِصَتُكَ مِنْ عِبَادِكَ وَ صَفْوَتُكَ مِنْ خَلْقِكَ وَ أَوْلِيَاؤُكَ وَ سَلائِلُ أَوْلِيَائِكَ وَ صَفْوَةُ أَوْلادِ نَبِيِّكَ وَ السَّلامُ (عَلَيْهِ وَ) عَلَيْهِمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ .
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
زيا رت سيدمحمد
00000000000000
سيدمحمد بعاج جد سادات آل بعاج است
سيدمحمد درنزدمردم عراق ازاحترام فوق العاده اي برخوردار است وكسي جرات نمي كند بنام وي قسم دروغ بگويد ونزداهالي دجيل به شيرمرد دجيل معروف است(دجيل قبل ازسامرا ازطرف بغداداست)
هنگا م رفتن به سامّرا یابرگشتن ازسامرا در 5 کیلومتری جنوب سا مرّا و 80 کیلومتری بغداد نزدیک شهر بلد مقبرۀ سید محمد فرزند امام هادی علیه السلام و برادربزرگوارامام حسن عسگری علیه السلام را زیارت می کنی و می گوئی :
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِیعُ لِلّهِ وَلِرَسُولِهِ اَلسَّلَامُ عَـلَـیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللهِ اَلسَّلَامُ عَـلَـیْکَ یَابْنَ نَبّیِّ اللهِ اَلسَّلَامُ عَـلَـیْکَ یَابْنَ اَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ اَلسَّلَامُ عَـلَـیْکَ یَابْنَ فَا طِمَةَ الزَّهْراءِ سَیِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ اَلسَّلَامُ عَـلَـیْکَ یَا مُحَـمَّـدَ بْنَ عَـلِیِّ الْهَادِی وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکَاتُهُ لَا حَرَمَنَا اللهُ بَرَکَـتَکَ وَبَرَکَةَ آبَائِکَ الطَّاهِرِینَ وَ رَزَقَـنَا اللهُ شَفَاعَـتَکُمْ یَوْمَ الدِّینِ وَالسَّلَامُ عَـلَـیْکَ وَعَـلَی اَبِیکَ وَاَخِیکَ وَابْنَ اَخِیکَ وَاَجْدادِکَ الطَّاهِرِینَ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکَاتُهُ .
می شود به این زیارت که از برای امام زادگان نقل شده زیارت کرد و گفت :
اَلسَّلامُ عَـلَـیْکَ اَیُّهَاالسَّیِّدُ الزَّکِیّ الطّاهِرُالْوَلِیُّ وَالدّاعِی الْحَفِیُّ اَشْهَدُ اَنَّکَ قُلْتَ حَقًّا وَنَطَقْتَ حَقًّا وَ صِدْ قاً وَدَعَـوْتَ اِلَی مَولَایَ وَمَولَاکَ عَلانِیَةً وَسِرّاً فازَمُتَّبِعُکَ وَ نَجَی مُصَدِّقُکَ وَ خَابَ وَ خَسِرَ مُکَذِّ بُکَ وَالْمُتَخَلِّفُ عَـنْکَ اِشْهَدْ لِی بِهذِهِ الشَّهادَةِ لِأکُونَ مِنَ الْفائِزِینَ بِمَعْرِفَـتِکَ وَطاعَـتِکَ وَتَصْدیقِکَ وَاتِّباعِکَ وَالسَّلامُ عَـلَـیْکَ یَا سَیِّدِی وَابْنَ سَیِّدِی اَنْتَ بابُ اللهِ الْمُؤْتَی مِنْهُ وَالْمَاْ خُوذُ عَـنْهُ اَتَیْتُکَ زائِراً وَحَاجَاتِی لَکَ مُسْتَوْدِعاً وَهَااَنَا ذا اَسْتَوْدِعُکَ دِینِی وَاَما نَتِی وَخَواتِیمَ عَمَلِی وَ جَوامِعَ اَمَلِی اِلی مُنْتَهَی اَجَلِی وَالسَّلامُ عَـلَـیْکَ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ . (واضافه ميكني) وَالسَّلَامُ عَـلَـیْکَ یَا مُحَـمَّـدَ بْنَ عَـلِیِّ الْهَادِی وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکَاتُهُ .
ایضا می شود به این زیارت که از برا ی اولاد ائمه علیهم السلام نقل شده زیارت کرد وگفت :
اَلسَّلَامُ عَـلَی جَدِّکَ الْمُصْطَفَی اَلسَّلَامُ عَلَی اَبِیکَ الْمُرتَضَی اَلرِّضَا اَلسَّلَامُ عَلَی السَّیَّدَیْنِ الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ اَلسَّلَامُ عَلَی خَدِ یْجَةَ اُمِّ سَیِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِیْنَ اَلسَّلَامُ عَـلَی فَاطِمَةَ اُمِّ الْاَ ئِمَّةِ الطَّاهِرِینَ اَلسَّلَامُ عَلَی النُّفُـوسِ الْفاخِرَةّ بُحُورِالْعُلُومِ الزَّاخِرَةِ شُفَعَائِی فِی الْأَخِرَةِ وَاَوْلِیَائِی عِـنْدَ عَـوْدِ الرُّوحِ اِلَی الْعِظَامِ النَّاخِرَةِ اَئِمَّةِ الْخَلْقِ وَوُلَاةِ الْخَلْقِ اَلسَّلَامُ عَـلَـیْکَ اَیُّهَا الشَّخْصُ الشَّرِیفُ الطَّاهِرُالْکَرِیمُ اَشْهَدُ اَنْ لَا اِلَهَ اِلّا اللهُ وَاَنَّ مُحَمَّدًا عَـبْدُ هُ وَمُصْطَفَاهُ وَاَنَّ عَـلِیًّا وَلِیُّهُ وَمُجْتَبَاهُ وَاَنَّ الْأِمَامَةَ فِی وُلْدِهِ اِلَی یَوْمِ الدِّیْنِ نَعْلَمُ ذَالِکَ عِـلْمَ الْیَقِینِ وَنَحْنُ لِذَلِکَ مُعْتَقِـدُونَ وَفِی نَصْرِهِمْ مُجْتَهِدُونَ . (واضافه ميكني) وَالسَّلَامُ عَـلَـیْکَ یَا مُحَـمَّـدَ بْنَ عَـلِیِّ الْهَادِی وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکَاتُهُ .
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
اشعار مدح و منقبت و مصیبت امام هادی(ع)
00000000000000000000000000000000000000
شعر از ذاکر : دهم امام
غلام د رگه آ ن شا ه عرش مـقـد ا رم***که جبرئیل ا مین چون غلام بر د راوست
شه ملک خـد م و خـسرو فـرشته سپا ه***که نه رواق فلک عرصه گاه لشکر اوست
دهـم ا ما م که او ا ست یا زده معصوم***تما م جد و پد ر جز یکی که مادر اوست
و لی مطلق آ ن حـجـت و خلـیـفـۀ حق***كه هفت کا خ مطبق روا ق منظر اوست
ا بو ا لحـســن خـلـف متقی علی نقی***که این لقب شرف تاج و زیب افسر اوست
0000000000
شعر از محمد علی شهاب : امام عشق
ا ما م عشقم و نو ر هد ا یت***سفیر و صلم و رمز و لا یت
بو د نو ر م به هر سینا و و ا د ی***خد ا نها د ه نا مم را به ها د ی
منم ا بن ا لر ضا ی ثا نی ا ما***جهان ا ز عشق من بگرفته معنا
ازآن روزی که عالم در وجود است***بخاک پای من غرق سجود است
سجو د سا جد ا ن عر ش ا علی***وجو د قد سیا ن رب و ا لا
همه بر طا ق ا بر و یم طفیلی***همه مجنو ن و من ما نند لیلی
منم بر عا شقا نم محو ر عشق***علی چا ر مین کشو ر عشق
0000000000
شعر از شیدا نیشابوری : مظهرخداهادي
ای خد ا ز زهر کین می رود زتن جا نم***عا زم جنا ن هستم من شهید قرآ نم
مظهر خد ا ها د ی بهر حق فد ا ها د ی***مظهر خد ا ها د ی بهر حق فد ا ها د ی
بر لب آ مد ه جا نم دیگر از جهان سیرم***راضی ام زجان و دل هرچه بوده تقدیرم
مظهر خد ا ها د ی بهر حق فد ا ها د ی***مظهر خد ا ها د ی بهر حق فد ا ها د ی
پیش دشمنان هر جا سینه را سپر کرد م***جا مه شها د ت را ا ز وفا به بر کرد م
مظهر خدا ها د ی بهر حق فد ا ها د ی***مظهر خد ا ها د ی بهر حق فد ا ها د ی
عسگری بیا با با میروم ا ز ا ین د نیا***کن حلا لم ا ی فرزند بعد من شوی تنها
مظهر خد ا ها د ی بهر حق فدا ها د ی***مظهر خد ا ها د ی بهر حق فد ا ها د ی
0000000000
شعر از شیدا نیشابوری : امام ها دي
د ر آسما نها گو ید منا د ی ***مسموم کین شد ا ما م ها د ی
بقیة الله آجرک الله***بقیة الله آجرک الله
ا زمکرد شمن خو فی ندارد***د ر راه قرآن جان می سپا رد
بقیة الله آجرک الله***بقیة الله آجرک الله
زهرا به جنت گرید برا یش***جا ن جها نی با د ا فـد ا یش
بقیة الله آجرک الله***بقیة الله آجرک الله
رنگ کواکب امشب پرید ه***ا شکم بد ا من آ یـد ز د ید ه
بقیة الله آجرک الله***بقیة الله آجرک الله
0000000000
شعرازمحمدعلي شهاب : هادي دلها
درسا مرا ا زداغ يا رم گشته غـوغا***كا يد صد ا ي نا له سوزا ن زهـرا
رنگ شـفـق دارد رخ شمس هـدا يت***ها دي د لها جا ن دهد درشهرغربت