كتاب احكام حيوانات وپرندگان

تهيه وتنظيم ازحجّة الاسلام حاج سيدمحمدباقري پور

پيش گفتار

0000000000

بسم الله الرحمن الرّحيم

اين نوشتاري است دررابطه با حيوانات وپرندگان حلال گوشت وحرام گوشت كه موردنياز مؤمنين ومؤمنات است كه دررابطه با نگهداري حيوانات وپرندگان وخوردن گوشت آنها و طهارت ونجاست بدن وموي وپر وفضله آنها كه گاهي سؤالاتي مطرح ميشد جمع آوري نموده وبصورت كتاب موبايلي وكامپيوتري تنظيم نمودم كه عزيزاني كه مايل باشندروي موبايلشان داشته باشند وعزيزاني هم كه مايل باشندباكامپيوتر استفاده كنند روي وب سايت قراردادم كه استفاده لازم راببرند واينجانب راهم ازدعاي خيرفراموش نفرمايند

حجّة الاسلام حاج سيدمحدباقري پور

مؤسّسه فرهنگي هُدي رايانه

وبلاگ هدي بلاگ

0000000000

اما درمقدمه آياتي ازقرآن مجيد راتيمّنًا ذكرميكنيم :

ُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِیمَةُ الْأَنْعَامِ إِلَّا مَا یتْلَى عَلَیكُمْ غَیرَ مُحِلِّی الصَّیدِ وَأَنْتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللَّهَ یحْكُمُ مَا یرِیدُ«مائده1»

ای کسانی که ایمان آورده‌اید...چهارپایان (و جنین آنها) برای شما حلال شده است؛ مگر آنچه بر شما خوانده می‌شود (و استثنا خواهد شد). و به هنگام احرام، صید را حلال نشمرید! خداوند هر چه بخواهد (و مصلحت باشد) حکم می‌کند.

قُلْ لَا أَجِدُ فِی مَا أُوحِی إِلَی مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ یطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ یكُونَ مَیتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِیرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَیرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِیمٌ«انعام145»

بگو: «در آنچه بر من وحی شده، هیچ غذای حرامی نمی‌یابم؛ بجز اینکه مردار باشد، یا خونی که (از بدن حیوان) بیرون ریخته، یا گوشت خوک -که اینها همه پلیدند- یا حیوانی که به گناه، هنگام سر بریدن، نام غیر خدا (= نام بتها) بر آن برده شده است.» اما کسی که مضطر (به خوردن این محرمات) شود، بی آنکه خواهان لذت باشد و یا زیاده روی کند (گناهی بر او نیست)؛ زیرا پروردگارت، آمرزنده مهربان است.

وَالْأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِیهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ«نحل5»

و چهارپایان را آفرید؛ در حالی که در آنها، برای شما وسیله پوشش، و منافع دیگری است؛ و از گوشت آنها می‌خورید!

وَأُحِلَّتْ لَكُمُ الْأَنْعَامُ إِلَّا مَا یتْلَى عَلَیكُمْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ«حج30»

(مناسک حج) این است... و چهارپایان برای شما حلال شده، مگر آنچه (ممنوع بودنش) بر شما خوانده می‌شود. از پلیدیهای بتها اجتناب کنید! و از سخن باطل بپرهیزید!

وَإِنَّ لَكُمْ فِی الْأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُسْقِیكُمْ مِمَّا فِی بُطُونِهَا وَلَكُمْ فِیهَا مَنَافِعُ كَثِیرَةٌ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ«مؤمنون21»

و برای شما در چهارپایان عبرتی است؛ از آنچه در درون آنهاست [= از شیر] شما را سیراب می‌کنیم؛ و برای شما در آنها منافع بسیاری است؛ و از گوشت آنها می‌خورید؛

اللَّهُ الَّذِی جَعَلَ لَكُمُ الْأَنْعَامَ لِتَرْكَبُوا مِنْهَا وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ«غافر79»

خداوند کسی است که چهارپایان را برای شما آفرید تا بعضی را سوار شوید و از بعضی تغذیه کنید.

وَلَكُمْ فِیهَا مَنَافِعُ وَلِتَبْلُغُوا عَلَیهَا حَاجَةً فِی صُدُورِكُمْ وَعَلَیهَا وَعَلَى الْفُلْكِ تُحْمَلُونَ«غافر80»

و برای شما در آنها (حيوانات) منافع بسیاری (جز اینها) است، تا بوسیله آنها به مقصدی که در دل دارید برسید؛ و بر آنها و بر کشتیها سوار می‌شوید.

إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیكُمُ الْمَیتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَیرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَیهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ«بقره173»

خداوند، تنها (گوشت) مردار، خون، گوشت خوک و آنچه را نام غیر خدا به هنگام ذبح بر آن گفته شود، حرام کرده است. (ولی) آن کس که مجبور شود، در صورتی که ستمگر و متجاوز نباشد، گناهی بر او نیست؛ (و می‌تواند برای حفظ جان خود، در موقع ضرورت، از آن بخورد؛) خداوند بخشنده و مهربان است.

وَهُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا مِنْهُ لَحْمًا طَرِیا وَتَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْیةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ مَوَاخِرَ فِیهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ«نحل14»

او کسی است که دریا را مسخر (شما) ساخت تا از آن، گوشت تازه بخورید؛ و زیوری برای پوشیدن (مانند مروارید) از آن استخراج کنید؛ و کشتیها را می‌بینی که سینه دریا را می‌شکافند تا شما (به تجارت پردازید و) از فضل خدا بهره گیرید؛ شاید شکر نعمتهای او را بجا آورید!

اينها نمونه اي ازآيات الهي دررابطه با حرمت وحليت حيوانات ازپرندگان وچرندگان و اب زيان است كه جهة اطلاع بيشتر ازآيات بايد به تفاسيرمراجعه نمود

اينك ادامه بحث را بافتاواي فقهاي عظام پي ميگيريم

0000000000

شرايط حليت و حرمت چهارپايان وپرندگان ازدیدگاه اسلام

0000000000

« امام خميني (ره) مي‌نويسد: از بهايم خشكي كه اهلي هستند تمام اقسام گوسفند و گاو و شتر حلال گوشت هستند و خوردن گوشت اسب، و قاطر و الاغ مكروه است. خوردن گوشت اسب از ميان اين سه نوع، كراهت كمتري دارد و غير اين اقسام از بهايم خشكي اهلي حرامند، مانند سگ و گربه و غير اينها،از بهايم وحشي آهو، گاو، بزكوهي، گورخر و خر وحشي حلال است، حيوانات درنده از بهايم حرامند و آنها عبارتند از هر حيوان درنده ای که دارای چنگال ونیش قوی باشد، مانند شیر،  پلنگ، يوز و گرگ يا چنگال و نيش ضعيف داشته باشد، مانند روباه، كفتار و شغال» 

0000000000

در ادله، ملاك حرمت ذاتي حيوانات چهارپا چنين بيان شده است:

0000000000

1- داشتن نيش

يكي از ملاكات در حرمت گوشت حيوان كه در روايات بدان اشاره شده نيش داشتن است.

امام صادق (ع) مي‌فرمايند: هر حيوان درنده‌اي كه داراي نيش است خوردن گوشت آن حرام است.

امام صادق (ع) در پاسخ اين سوال كه از پرندگان و حيوانات وحشي كدام حلال گوشت است، فرمودند: رسول خدا (ص) حيوانات وحشي داراي نيش را حرام كرده است.

2- درندگي

يكي ديگر از علائم حيوانات چهارپاي حرام گوشت، درندگي است،

امام صادق (ع) مي‌فرمايند: رسول خدا فرموده است از حيوانات درنده هيچ چيز را نخوريد.

3- مسوخ بودن

فقهاي عظام، دسته ديگري از حيوانات، مانند بوزينه، فيل، سوسمار، موش، خوك وخرگوش را حرام دانسته‌اند و به آنها عنوان مسوخ داده‌اند.

امام صادق (ع) فرمودند: خدا و رسولش گوشت تمام حيوانات مسخ شده را حرام كرده‌اند.

0000000000

شرايط حليت و حرمت پرندگان

0000000000

پرندگان حلال گوشت.

0000000000

امام خميني (ره) مي‌نويسد:

پرنده حلال گوشت از حرام گوشت چنان چه روايتي بر حرمت يا حليت آن وارد نشده باشد، به دو چيز شناخته مي‌شود كه در شرع علامت حليت و حرمت قرار داده شده است.

1- صفيف و دفيف

هر پرنده‌اي كه صفيف ( بال نزدنش به هنگام پرواز ) بيشتر از دفــيف( بال زدنش به هنگام پرواز )باشد حرام و گوشت هر پرنده‌اي كه برعكس باشد حلال گوشت است.

2- حوصله ، قانصه و صيصيه

یا هر پرنده‌اي كه يكي از اينها را داشته باشد حلال گوشت است و هر پرنده‌اي كه هيچ يك را نداشته باشد حرام گوشت است. حوصله( چينه دان ) عبارت است از جائي كه دانه و غير دانه از مأكولات در آن جمع مي‌گردد و جاي آن نزديكي حلق است. قانصه ( سنگ دان ) عبارت است از قطعه‌اي سخت كه در آن سنگ ريزه‌هايي كه پرنده مي‌خورد جمع مي‌گردد. صيصيه عبارت است از خاري كه در عقب پاي پرنده قرار دارد. پرندگان آبي در اين علامت‌ها با پرندگان خشكي مساوي‌اند .  بنابراين هر پرنده‌اي كه دفيف ( بال زدن ) آن بيشتر باشد يا يكي از اين سه علامت را داشته باشند حلال گوشت است هر چند ماهي خوار باشد و آن پرنده‌اي كه صفيف ( بال نزدن ) آن بيشتر از دفيف آن باشد يا هيچ يك از ين سه علامت را نداشته باشد حرام گوشت است .

0000000000

پرندگان حرام گوشت

0000000000

پرندگاني كه علامت‌هاي زير را دارند حرام گوشت مي‌باشند.

0000000000

1- صفيف (بال نزدن)بيشترازدفيف(بال زدن)

يكي از از علائم پرندگان حرام گوشت اين است كه در حال پرواز بال نزدن آنها بيشتر از بال زدن باشد.

زراره مي‌گويد: از امام باقر (ع) درباره پرندگان حلال گوشت سؤال كردم، حضرت فرمودند: پرنده‌ايي كه هنگام پرواز بال مي‌زند بخور و پرنده‌اي را كه هنگام پرواز بال نمي‌زند نخور.

2- درندگي

علائم دوم حرام گوشت بودن پرندگان، درندگي آنهاست.

رسول خدا (ص) فرمودند: هر حيوان صاحب نيش از درندگان و هر صاحب چنگال از پرندگان، حرام گوشت است و نبايد از حيوانات درنده بخوري.

3- نداشتن چينه دان،سنگ دان وخارپشت پا

یکی دیگر از نشانه‌هاي پرندگان حرام گوشت نداشتن چينه‌دان، سنگ‌دان، و خارپشت پا، كه به «انگشت ششم» معروف است را مي‌توان نام برد، فقدان هریک از اين سه امر علامت حرام گوشت بودن است، زيرا اگر يكي از اين علائم در پرنده‌اي باشد حلال گوشت است.

پسر بكير از امام صادق (ع) نقلي مي‌كند كه حضرت فرموده است: از پرندگاني كه داراي سنگ‌دان و خاريشت پا و چينه‌دان هستند بخور

4- نص خاص(تصريح برحرمت درروايات)

قسم چهارم از پرندگان حرام گوشت پرندگاني هستند كه روايت خاص بر حرمت آنها دلالت دارد. مثل طاووس وخفاش

امام رضا (ع) فرمودند: طاووس حرام گوشت است و تخم آن نيز خورده نمي‌شود.

 امام رضا فرمودند: خفاش از حيوانات مسخ شده است.

در اين قسم طاووس و خفاش براساس حديث وارده حرام مي‌باشد و نمي‌توان از گوشت آنها استفاده كرد.

0000000000

شرايط و نشانه هاي حلال گوشت بودن ماهيان

0000000000

در ميان گروه آبزي ها ماهيان داراي فلس حلال است و خوردن آن ها مشكل ندارد.

فلس در لغت يعني : هر يك از پولك‌هاي خرد پوست ماهي

فلس در اصطلاح فقها : براي ماهي فلس است ، قشري مانند ورق .

امام خمینی« ره» مي‌فرمايد: ماهي ، در صورتي حلال است كه در اصل خلقت داراي فلس و قشر (پوسته) باشد.

0000000000

امام خميني (ره)درمورد صید ماهی می نویسند:

0000000000

« تزكيه ماهي ( موجود آبزي ) يا به بیرون آوردن آن به طورزنده از آب است يا به گرفتن آن بعد از بیرون آمدن از آب و قبل از مردنش است.  چه این کار به وسیله  دست يا به وسيله ای باشد مانند تور ومثل آن؛ پس اگر برلنج (کشتی) بپرد یا دریا آن را به ساحل پرت کند یا آبی که درآن است پایین بنشیند ، وکسی آن را قبل ازمردن بگیرد حلال می باشد. واگر قبل از آن که آن را بگیرد بمیرد، حرام می شود اگرچه درحالی که آن زنده است به آن برسد وناظر برآن شود بنا بر اقوي »

امام خميني (  ره ) مي‌نويسند: « از ماهيان جز آنچه در اصل خلقت داراي فلس و پوست است خورده نمي‌شود، هر چند فلس آن باقي نباشد، مانند «ماهي» كنعت «ماهي بداخلاقي كه با زدن خود به سنگ و صخره فلس‌هايش مي‌ريزد ولذا اگر به اصل گوش آن نگاه کنی فلس را درآن می بینی. وبین اقسام ماهی صاحب پوسته فرقی نیست؛ پس همه آنها کوچک وبزرگ ازماهی ریزقنات وریش دار وکپور وطیرامی وابلامی وغیراینها حلال می باشد. وآن که ذاتا دارای فلس نمی باشد ازآن خورده نمی شود مانند ماهی نهر که طویل است وماهی خار دار ومار ماهی وغیر اینها.»

0000000000

امام راحل « قدس سره» درباره روبيان ( ميگو ) مي‌نويسند:

0000000000

« اربيان كه در اين زمان روبيان ناميده مي‌شود از جنس ماهي فلس دار است، پس خوردنش جايز است.»

0000000000

نظرمقام معظم رهبری درباره حلیّت گوشت کوسه ماهی

0000000000

سوال ازمقام معظم رهبری: متخصصين نظر مي‌دهند كه كوسه ماهي هم مانند ماهيان ديگر داراي فلس و قشرند كه با دست كشيدن روي پوست آنها محسوس است «بنام فلس ميخي و شكل دندانه‌اي ناميده مي‌شود» و از نوع ماهيان غضروفي است. اينك آيا به نظر متخصصين كه مي‌گويند داراي فلس و قشر است مي‌توان اكتفا كرد يا اين كه كوسه ماهي حكم خاص دارد.

جواب : « اگر از قسم ماهي فلسدار بودن آن مشكوك باشد چنانچه افراد اهل خبره و متخصص مورد اعتماد ووثوق آن را از قسم ماهي فلس‌دار تشخيص دهند عمل به قول آنان در اين باره مانع ندارد.

نظريه جمعي از متخصصان : به استناد كتب علمي و معتبر ماهي‌شناسي و نيز بررسيها و مشاهدات عيني و تجارب علمي، وجود فلس از نوع پلاكوئيد ( صفحه‌اي ) را بر روي بدن اكثريت كوسه ماهيان و از جمله كوسه ماهيان زيستمند در خليج فارس و درياي عمان مورد تأييد قرار داده و لذا بدينوسيله اعلام مي‌داريم كه اين گروه از ماهيان جزو ماهيان فلس‌دار محسوب مي‌شود.»

0000000000

شراط حليت و حرمت حشرات

0000000000

صاحب جواهر مي‌نويسد خوردن تمام حشره‌ها حرام است و آنها عبارتند از جنبندگان كوچك روي زمين

امام علي (ع) از سوسمار و خارپشت و تمام حشرات روي زمين مانند سوسمار و همانند آن نهي كرده است.

0000000000

پرندگان حلال گوشت

0000000000

اين دسته از پرندگان حلال گوشت هستند:

تمام اقسام كبوترها (قمرى هم نوعى كبوتر است ).

تمام اقسام گنجشكها (بلبل هم نوعى گنجشك است ).

مرغ و خروس

0000000000

اين دسته از پرندگان حرام گوشت هستند:

0000000000

خفاش

طاووس .

كلاغ (زاغ هم نوعى كلاغى است ).

تمام پرندگانى كه چنگال دارند ; مانند عقاب .

0000000000

چند مساءله

0000000000

1ـ خوردن گوشت پرستو و هدهد مكروه است .

2ـ تخم مرغ ساير پرندگان حلال گوشت , حلال و تخم پرندگان حرام گوشت , حرام است .

3ـ ملخ از پرندگان است و حلال گوشت مى باشد.

0000000000

آبزيان

0000000000

1ـ از حيوانهاى دريايى , ماهى پولك دار و برخى از پرندگان دريايى حلال گوشت است .

2ـ ميگو كه همان ملخ دريايى و از پرندگان است , حلال گوشت مى باشد.

0000000000

گوشت طاووس

0000000000

 خوردن گوشت طاووسى كه درباره اش حضرت على(عليه السلام) يك خطبه طولانى انشا فرموده اند و در آن، طاووس را به مرغ تشبيه كرده اند، چه حكمى دارد؟

 طاووس چه سفيد باشد چه سياه، حرام گوشت است و شرح عجايب آن، دليلى بر حلال گوشت بودن آن نيست همان گونه كه حضرت عجايب خفّاش را نيز بيان كرده است.

حرمت گوشت طاووس

 درباغ پرندگان اصفهان بعد از تشريح طاووس ديده شد كه داراي سنگدان مي باشد آيا مي توان گفت حلال است؟

اگر حرام است آيا به دليل مسوخ بودن و روايات دال بر حرمت است؟

 طاووس نص خاص بر حرمت دارد بعلاوه مرحوم صاحب جواهر ادعای عدم خلاف در حکم آن می کند.

0000000000

تفاوت حیوان غیر مذکّی و میته

0000000000

آيا حكم حيوانى كه به غير روش شرعى ذبح شده (غير مذكّى،) و حيوانى كه به طور طبيعى مرده (ميته) يكى است؟

تفاوت دارد. حيوان غير مذكّى پاك است، هر چند خوردن گوشت آن حرام مى باشد. ولى ميته هم حرام است، و هم نجس.

0000000000

استفاده از حیوانات حرام گوشت برای معالجه

0000000000

گوشت برخى از حيوانات حرام گوشت در معالجه بعضى از امراض مؤثّر است; هر چند سند معتبر علمى و فقهى در اين رابطه وجود ندارد. شكار و استفاده از گوشت يا خون اين گونه حيوانات چه حكمى دارد؟

در صورتى كه طبق تشخيص طبيب متديّن تنها راه علاج نباشد، جايز نيست.

0000000000

خوردن گوشت دارکوب

0000000000

می خواستم بدانم آیا خوردن گوشت پرنده ای به نام دارکوب حلال است یا حرام؟

احتیاط اجتناب از خوردن گوشت آن است.

0000000000

گوشت خرگوش

0000000000

خوردن گوشت خرگوش چگونه است؟

مطلقاً حرام است.

علت حرمت گوشت خرگوش چيست؟

 در كتاب ها نوشته شده که گوشت حیواناتی که خونشان جهنده است و حيواناتي كه گوشت خوار هستند حرام می باشد.خرگوش نه خونش جهنده است و نه گوشت خوار می باشد، پس علت حرمت آن چیست؟

 حرام بودن گوشت خرگوش به خصوص در روایات اسلامی وارده شده است بعلاوه ظاهرا خون آن جهنده می باشد.

0000000000

خوردن گوشت مار

0000000000

 حکم گوشت مار چیست؟ آیا حلال می باشد؟

 حرام است.

0000000000

چند مساءله

0000000000

1ـ تمام حيوانهاى درنده حرام گوشت هستند, هر چند از نظر قدرت درندگى ضعيف باشند ; مانند روباه .

2ـ خوردن گوشت خرگوش حرام است .

3ـ تمام انواع حشرات , حرام مى باشند.

0000000000

گوشت صدف

0000000000

چون در رساله هاى عمليّه نامى از «صدف» و حكم آن ديده نشده و متخصّصين فن نظرمى دهندكه گوشت داخل صدف از بهترين گوشتهاست و مصداق جدى لحماً طريّاً مى باشد و داراى خواص بى شمارى است، و بعضاً اطبا براى معالجه بعضى از امراض تجويز مى كنند لطفاً حكم آن را در صورت اختيار و اضطرار و معالجه بيان فرماييد؟

تنها در صورت ضرورت بى اشكال است.

 خوردن صدف چه حکمی دارد؟

 جایز نیست.

0000000000

خرچنگ و لاک پشت دریایی

0000000000

آيا خرچنگ و لاك پشت دريايى حلال گوشت هستند؟

خرچنگ و لاك پشت حرام گوشت هستند ولى ميگو اشكالى ندارد.

0000000000

هر پرنده اى كه مانند شاهين و عقاب و باز درنده و چنگال دار باشد حرام است , و ظاهر آن است كه هـر پـرنـده اى كـه هـنـگـام پرواز بال زدنش كمتر از صاف نگهداشتن بالش باشد , چنگال دار است و حرام مـى بـاشـد , و هـر پـرنده اى كه بال زدنش بيش از صاف نگهداشتن او است حلال است , بنابر اين مى توان پـرنـده گان حرام گوشت را از حلال گوشت به ملاحظه كيفيت پرواز آنها تميز داد ولى چنانچه كيفيت پـرواز پرنده اى معلوم نباشد اگر آن پرنده چينه دان و يا سنگدان و يا خار پشت پا داشته باشد حلال است و اگـر هـيچ كدام از اينها را نداشته باشد , حرام است و احتياط لازم آن است كه از همه انواع كلاغ حتى زاغ اجـتـناب شود و اما پرندگان ديگر - غير آنچه ذكر شد - چون مرغ و كبوتر و گنجشك و حتى شتر مرغ هـمـه حـلال مى باشند ولى كشتن بعضى از پرندگان مكروه است مانند هدهد و پرستوك , و اما حـيواناتى كه پرواز دارند ولى پر ندارند مانند خفاش حرام مى باشند , و هم چنين است زنبور و پشه و ديگر حشرات پرنده بنابر احتياط لازم .

طاووس اگرچه دررديف پرندگان حلال گوشت است وليكن بدستورروايات حرام است.

0000000000

فضولات حیوان همستر

0000000000

 آیا فضولات حیوان همستر پاک است یا خیر؟

 فضولات آن نجس است.

0000000000

پر حیوان حرام گوشت

0000000000

 اگر در ظرفی پَر حیوان حرام گوشت و یا تیغ جوجه تیغی افتاده باشد (منظور قسمتی از بدن آن حیوان است که در آن روح نیست) خوردن محتویات آن ظرف چه حکمی دارد؟

اگر آن پر یا تیغ قبلا آب کشیده شده باشد و در ظرف بیافتد خوردن مایع در آن ظرف چه حکمی دارد؟

 این اجزاء نجس نیست.

0000000000

ادرار و مدفوع قورباغه

0000000000

 آیا مدفوع و ادرار قورباغه پاک است؟

 بول و مدفوع هر حیوان حرام گوشت که خون جهنده دارد نجس است.

0000000000

فضله لاک پشت

0000000000

 آيا فضله لاک پشت پاک است؟

 بنابراحتیاط از آن اجتناب کنید.

0000000000

خوردن گوشت دلفين و کوسه

0000000000

 آيا خوردن گوشت دلفين و كوسه حلال است يا خير ؟

 در صورتي كه فلس نداشته باشند حلال نيست. (قبلًا ذكرشدكه بعضي ازكوسه ها داراي فلس هستند.

0000000000

تغذیه حیوان به غیر مدفوع

0000000000

 تغذيه كردن حيوان به نجاست (غير از مدفوع) مانند استفاده از خون براى تغذيه طيور چه صورتى دارد؟

 تغذيه حيوان به غيرمدفوع از ساير نجاسات باعث حرمت گوشت و شير آن نمى شود، ولى پرهيز كردن از آن بهتر است.

0000000000

گوسفندی که شیر سگ یا خوک بخورد

0000000000

 اگر گوسفندى از شير سگ بخورد آيا گوشت آن نجس و حرام است؟

 در مورد شير سگ دليلى بر حرام بودن نداريم هرچند گوسفند از آن زياد بخورد آن چنان كه استخوانش محكم گردد، ولى در مورد خوردن شيرخوك هرگاه به اين مقدار بنوشد هم گوشت خودش حرام است و هم نسلهاى بعد از آن، اما اگر كمتر از آن باشد گوشتش مكروه است و بهتر آن است كه هفت روز آن را ببندند و غذاى پاك بدهند.

0000000000

گوشت خرگوش

0000000000

 خوردن گوشت خرگوش چگونه است؟

 مطلقاً حرام است.

0000000000

خرچنگ و لاک پشت دریایی

0000000000

 آيا خرچنگ و لاك پشت دريايى حلال گوشت هستند؟

 خرچنگ و لاك پشت حرام گوشت هستند ولى ميگو اشكالى ندارد.

0000000000

خوردن ماهی شیر و قباد

0000000000

 لطفا در مورد خوردن ماهي شير و قباد كه در شيراز بفروش ميرسد و ما فلس روي آن نديده ايم اعلام نظر فرماييد ؟.

 خوردن ماهي هايي كه فلس ندارند حرام است ولي معروف است كه ماهي شير و قباد فلس دارد و فلس آنها ظريف است و اي بسا در دام مي ريزد.

0000000000

حیوانات حلال دریایی

0000000000

 من در كانادا زندگي مي كنم .اولا مي خواستم بدانم مي توانم همه ماهي هاي فلس دار را بخورم با اينكه نحوه مردن آنها مشخص نست .ثانيا كدام يك از حيوانات دريايي حلال و كداميك حرام است. متشكرم ؟

 ماهي هاي فلس دار عموماً حلال است مگر اينكه در آب مرده باشند. (اگر در تور بميرد اشكالي ندارد). از حيوانات دريا فقط دو چيز حلال است ماهي فلس دار و ميگو.

0000000000

بره نارس که از شکم گوسفند بیرون بیاید

0000000000

 اگر گوسفند ماده به هر نحو (ذبح .بيماري و يا تصادف) كشته شود خوردن گوشت بره اي كه از شكم وي فورا خارج شود چيست ؟

 در صورتی که مو در بدنش روئیده باشد حلال است.

0000000000

معیار شناختن حیوانات حلال گوشت

0000000000

 ميزان و معيار شناخت حيوان حلال گوشت چيست؟

 در آيات و روايات به نام آنها اشاره شده، و ضابطه خاصّى ندارد; ولى معمولا حيوانات گوشتخوار مأكول اللّحم نيستند، و غالب حيوانات گياهخوار مأكول اللّحم هستند.

0000000000

جویدن استخوان های حیوانات

0000000000

 حکم جویدن استخوان حیوانات (مرغ، گوسفند) چیست؟ (با توجه به اینکه این استخوان ها منبع غنی برای کلسیم و مفید برای رشد هستند) و در صورتی که دور ریخته شوند و یا جلوی حیواناتی مثل گربه ریخته شوند چه حکمی دارد؟

 راه صحیح تر این است که آنها را بجوشانند و از آب آنها که همان خاصیت را دارد استفاده کنند.

0000000000

گوشت کانگورو

0000000000

 آيا گوشت كانگورو حلال است؟

 حلال است.

0000000000

فضولات پرندگان

0000000000

 با احترام استدعا دارم در پاسخ بفرماييد فضولات پرنده موسوم به "عروس هلندي" پاك است يا نجس؟

لازم به توضيح است كه اين پرنده اندازه‌اي بين "مرغ عشق" و "طوطي" دارد و ضمن آنكه شبيه مرغ عشق است دانه‌خوار نيز مي باشد و ضمنا مانند طوطي با چنگال خود غذاي خود را نگه نمي دارد.

 فضولات پرندگان مطلقاً پاك است.

0000000000

حکم ادرار و مدفوع لاک پشت

0000000000

 آیا پوست و مدفوع و ادرار لاک پشت نجس است و اصولا چه حکمی دارد ؟

 چون معلوم نیست خون جهنده داشته باشد پاک است.

0000000000

حکم بول شتر

0000000000

 در مفاتيح الجنان بيان شده كه روزي فردي در نزد امام جعفر صادق (علیه السلام) از تنگي نفس مي ناليد و حضرت براي درمان او بول شتر را تجويز مي كند، مگر بول شتر نجس نيست و خوردن چيز نجس حرام نمی باشد؟ لطفا توضيح دهيد.

 بول شتر نجس نمی باشد ولی در غیر موارد ضرورت خوردن آن حرام است.

0000000000

غائط حیوان حرام گوشت که خون جهنده ندارد

0000000000

 غائط حيوانات حرام گوشتي كه خون جهنده ندارند چه حكمي دارد؟

 احتیاط واجب آن است که از آن اجتناب شود.

0000000000

موى حيوان حرام گوشت در لباس نمازگزار

0000000000

سئوال: آيا همانگونه كه موى حيوان حرام گوشت مانند گربه اگر در لباس نمازگزار باشد نماز او باطل است حكم پر پرندگان حرام گوشت مانند طوطي هم همين است؟

جواب ) در حكم مذكور تفاوتى بين حيوانات حرام گوشت وجود ندارد.

استفتائات جديد مقام معظم رهبري (مدظله)

0000000000

حلال گوشت (خاويار) هر چند نرم و چسبنده باشد حلال است .

در صيد ماهي لازم نيست صياد مسلمان باشد و هنگام صيد نام خدا را بگويد.

0000000000

حيوانات حرام گوشت

0000000000

خوردن گوشت و شير حيوان نجس العين - مانند سگ و خوك - و حيوانات درنده اي كه معمولا چنگال دارند، مانند شير، پلنگ، يوزپلنگ، گرگ، كفتار، شغال، روباه، گربه، خرس و همچنين گوشت فيل و خرگوش حرام است .

خوردن گوشت خزندگان و انواع حشرات مانند موش، مار، سوسمار، مارمولك، خرچنگ، عقرب، سوسك، زنبور، مورچه، مگس، پشه، شب پره و انواع كرمها حرام است .

0000000000

مواد غيرگوشتي

0000000000

خوردن و آشاميدن از مواد غيرگوشتي - به جز چند مورد كه به آنها اشاره خواهد شد - جايز است . مشروط بر آن كه موجب ارتكاب حرام ديگري نشود; به عنوان مثال اگر آن چيز مال ديگري است با رضايت و اجازه وي باشد، يا موجب اسراف و تبذير نگردد.

0000000000

مواد آلوده و نجس

0000000000

1 - خوردن و آشاميدن چيز نجس و نيز خورانيدن آن به ديگران حتي به اطفال، در صورتي كه ضرر قابل توجهي براي اطفال داشته باشد حرام است . بلكه اگر ضرر هم نداشته باشد بنابر احتياط بايد از آن خودداري كنند.

2 - خوردن و آشاميدن در ظرفهايي كه از پوست سگ و يا خوك و يا مردار ساخته شده حرام است .

0000000000

آيا فضله پرندگان حرام گوشت؛ مانند كلاغ و زاغ و عقاب و طوطى نجس است؟

فضله پرندگان حرام گوشت نجس نيست.

0000000000

در رساله‏ هاى عمليه آمده است كه مدفوع حيوانات و پرندگان حرام گوشت نجس است آيا مدفوع حيوانات حلال گوشت مانند، گاو، گوسفند و مرغ نجس است يا خير؟

مدفوع حيوانات حلال گوشت از پرندگان و غيره و همچنين مدفوع پرندگان حرام گوشت پاك است.

0000000000

ملاک تشخیص حیوانات حلال گوشت از حرام گوشت غیر از درندگی چیست؟

پرندگان حلال گوشت از پرندگان حرام گوشت از دو طریق شناخته می شوند:

الف. هر پرنده ای که در هنگام پرواز بیشتر بال های خود را صاف نگاه می دارد و کمتر حرکت می دهد مانند باز، کرکس و... حرام گوشت هستند. ولی پرندگان حلال گوشت بیشتر بال های خود را حرکت می دهند مانند کبوتر، گنجشک و ...

ب. هر پرنده ای که چینه دان یا سنگدان یا چنگال کوچکی پشت پا داشته باشد حلال گوشت می باشد و اگر هیچ کدام از اینها را ندارد حرام گوشت می باشد و اگر در مورد پرنده ای این دو علامتی که گفته شد با هم معارضه کنند یعنی مثلا پرنده ای در هنگام پرواز بیشتر بالهایش را صاف نگاه می دارد اما در عین حال دارای چینه دان یا سنگدان یا تیغه پشت پا باشد، حق تقدم با علامت اولی است یعنی چون بیشتر بال ها را صاف نگاه می دارد حرام گوشت می باشد.از حیوانات دیگر، درندگان به طور کلی حرام گوشت هستند و حشراتی مانند مار، موش، سوسمار، خارپشت کنه و همین طور مسوخ مانند فیل، میمون، خرس و... حرام هستند و اینها چیزهایی است که در روایات حکم به حرمت آنها شده است.از حیوانات دریایی تنها ماهی های فلس دار و میگو حلال است اما بقیه حیواناتی که در آب زندگی می کنند حرام گوشت می باشند.

0000000000

حيوانات حرام گوشت 

0000000000

خوردن گوشت دلفين و کوسه

آيا خوردن گوشت دلفين و كوسه حلال است؟يا خير

در صورتي كه فلس نداشته باشند حلال نيست.

0000000000

تغذیه حیوان به غیر مدفوع

0000000000

تغذيه كردن حيوان به نجاست (غير از مدفوع) مانند استفاده از خون براى تغذيه طيور چه صورتى دارد؟

تغذيه حيوان به غيرمدفوع از ساير نجاسات باعث حرمت گوشت و شير آن نمى شود، ولى پرهيز كردن از آن بهتر است.

0000000000

گوسفندی که شیر سگ یا خوک بخورد

0000000000

اگر گوسفندى از شير سگ بخورد آيا گوشت آن نجس و حرام است؟

در مورد شير سگ دليلى بر حرام بودن نداريم هرچند گوسفند از آن زياد بخورد آن چنان كه استخوانش محكم گردد، ولى در مورد خوردن شيرخوك هرگاه به اين مقدار بنوشد هم گوشت خودش حرام است و هم نسلهاى بعد از آن، اما اگر كمتر از آن باشد گوشتش مكروه است و بهتر آن است كه هفت روز آن را ببندند و غذاى پاك بدهند.

0000000000

حکم شرعی نگهداری حیوانات

0000000000

 آيا براى نگهدارى از حيوانات منعى وجود دارد؟ اگر فايده اى بر نگهدارى حيوان مرتّب نباشد، يا صرفاً براى زيبايى، يا صداى خوش آن باشد، (مثل قنارى، يا مرغ عشق، يا مانند آن) نگهدارى از آن چه حكمى دارد؟

 نگهدارى حيوانات مانعى ندارد. ولى سزاوار است افراد با ايمان هدفى از آن داشته باشند; هر چند استفاده از زيبايى و صداى خوش آنها باشد; در ضمن بايد اين امر به اسراف كارى منتهى نشود.

0000000000

نگهداری از حیوانات برای تفریح

0000000000

 امام صادق(عليه السلام) در حديثى معروف مى فرمايد: «شايسته است انسان وقت خود را به چهار قسمت تقسيم كند، سپس توصيه مى كند كه يكى از آن چهار قسمت صرف تفريح شود.» اين موضوع نشان مى دهد كه تفريح براى يك انسان، خصوصاً براى جوانان لازم است، و باعث مى شود كه ديگر وظايف خود را بهتر انجام دهد. نگهدارى از حيوانات كه در عين تفريح داراى جنبه هاى علمى و تحقيقى درباره دنياى آفرينش، تقويت روحيه محبّت، و نيز نظاره و دقّت بر عجايب خلقت و قدرت خداوند متعال مى باشد، به نظر جنابعالى چگونه است؟

 نگهدارى حيوانات براى اهدافى كه در بالا ذكر شد، نه تنها مانعى ندارد، بلكه فوايد معنوى و مادّى نيز دربردارد. ولى طورى باشد كه منتهى به اسراف يا آزار حيوانات نشود.

0000000000

هزینه های نگهداری حیوانات

0000000000

 نگهدارى از حيوانات ماهانه مبلغى هزينه در پى دارد، مانند دانه اى كه براى قنارى يا طوطى مى خرند، يا كاهو يا سبزى كه براى خرگوش، خريده مى شود. چنين هزينه هايى چه حكمى دارد؟

 اين هزينه ها مادامى كه به اسراف منتهى نشود، ايرادى ندارد.

0000000000

خشک کردن حیوانات برای دکور و تزیین

0000000000

 خشك كردن و يا كشتن حيوانات به جهت دكور و غير آن چه حكمى دارد؟(بعضي ازحيوانات را باتاكسي درمي خشك ميكنند)

 اگر باعث اذيّت و آزار خاصّى نباشد اشكالى ندارد، ولى در مورد حيوانات موذى مسأله روشن تر است ولى اگر از حيوانات داراى خون جهنده باشد با توجّه به اين كه ذبح شرعى نمى شود، احتياط آن است كه با دست تر، بدن آنها لمس نشود.

0000000000

خرید و فروش حیواناتی که در حال انقراض هستند

0000000000

 شكار، خريد و فروش حيواناتى كه در حال انقراض مى باشند، و از منابع طبيعى به شمار مى روند، و متعلّق به همه مردم هستند، چگونه است؟

 هرگونه عملى كه سبب انقراض حيوانات شود، و از اين ناحيه ضرر و زيانى به جامعه برسد، جايز نيست.

0000000000

خشک کردن حیوانات

0000000000

 خشك كردن حيوانات، و نگهدارى آن در منازل، و خريد و فروش آن، چه حكمى دارد؟

 اگر هدف عقلايى داشته باشد، و موجب اذيّت و آزار فوق العاده اى نگردد، اشكالى ندارد.

0000000000

حکم کبوتری که از پارک گرفته شده است

0000000000

 برادرم كبوتر با ارزشى را در پارك گرفته، و به خانه آورده است.

اكنون آن كبوتر با كبوتر بنده جفت شده، و بچّه دار شده اند. لطفاً بفرماييد:

الف) كبوتر مذكور حلال است، يا حرام؟

ب) در صورت حرام بودن، چه کنم تا حلال شود؟

ج) بچّه هاى بجا مانده از اين كبوتر چگونه اند؟

 الف) در صورتى كه كبوتر صاحبى نداشته، يا مشكوك است، گرفتن آن اشكال ندارد.

ب) اگر قرائن نشان مى دهد كه صاحبى دارد، بايد صاحبش را پيدا كنيد، و چنانچه مأيوس شديد، معادل قيمت آن را به شخص نيازمندى بپردازيد.

ج) در صورتى كه كبوتر شما ماده است، جوجه متعلّق به خود شماست.

0000000000

حیازت حیوانات در حال انقراض

0000000000

 حكم حيازت حيوانات در حال انقراض چیست؟

 هرگاه سبب انقراض آنها گردد و یا حکومت اسلامی این کار را تحریم کرده باشد جایز نیست.

0000000000

صنایع دستی که از اجزاء حیوانات وحشی ساخته شده باشند

0000000000

 با توجه به اینکه در کشورهای افریقایی صنایع دستی از پوست و استخوان حیوانات وحشی و نیمه وحشی تولید می شود و ایرانیان به عنوان توریست که به این کشورها سفر می کنند برای سوغات نسبت به خرید آنها اقدام می کنند لذا:

1- آیا عاج فیل و استفاده از آن بعنوان تزیین از قبیل النگو، گردنبند و غیره برای خانمها مجاز است؟

2- عاج و یا دندان و استخوان اینگونه حیوانات که عموما حرام گوشت می باشند آیا حکم نجاست دارد؟

3- خرید و فروش عاج فیل، دندان اسب آبی و پوست دباغی شده حیوانات درنده چه حکمی دارد؟

 استفاده از آنها اشکالی ندارد ولی در موقع نماز باید با نمازگزار نباشد.

0000000000

(ادرار و مدفوع ) از انسان و حيوانات حرام گوشت كه داراى خون جهنده اند يعنى وقتى آنها را سر ببريد خون با فشار از بدن آنها خارج مى شود. در اين صورت :

الف - ادرار و مدفوع حيوانات حرام گوشتى كه خون جهنده ندارند پاك است .

ب - ادرار و مدفوع حيواناتى كه گوشتشان مكروه است مثل اسب و الاغ پاك است .

ج - فضله پرندگان حرام گوشت مثل كلاغ پاك است .

ولى به فتواى امام خمينى (قدس سره ) نجس است .

0000000000

نگهداري سگ از نظر اسلام

0000000خ000

 سؤالى كه بنده مطرح مى سازم سؤاليست كه براى اكثر هم رشته اى هاى خودم يعنى رشته دامپزشكى مطرح است و آن اين است كه چرا على رقم اين كه ما در احاديث و كتب اسلامى همواره شاهد بيان اين مطلب بوده ايم كه ما بايد در كنار مخلوقات خدا و با مهربانى كردن با آنها زندگى كنيم و در مورد سگ اين مطلب چه در رساله حضرت امام(ره) و چه در بسيارى از منابع شرعى عنوان شده، در كشورمان برخوردهايى عليه سگداران انجام مى گيرد؟ و آيا اين برخوردها از نظر شرعى مورد تأييد است؟ البته ممكن است چنين تصوّر شود كه نگهدارى سگ تنها وسيله اى است جهت تفريح و شايد اين مطلب فراموش شده است كه خداوند در هيچ موجودى پس از انسان به اندازه سگ قدرت درك احساس دوستى و دوست داشتن را قرار نداده است و همان طور كه ما مسلمانان معتقديم هر نيازى كه در يك موجود وجود دارد قطعاً پاسخى برايش وجود دارد و در مورد اين حس سگ پاسخى به جز ارتباط برقرار كردن با يك انسان (البته بر اساس احكام اسلامى) موجود نيست، آيا اگر ما اين مسئله را فراموش كنيم در حقيقت قوانين الهى را فراموش نكرده ايم آيا اگر به مبارزه با عشقى كه خداوند در نهاد يك جاندار زبان بسته قرار داده است بپردازيم دچار معصيت نشده ايم؟

 سگ براى مقاصد مختلف از قبيل پاسبانى خانه و گله و براى شكار و همچنين مقاصد پليسى مى تواند مورد استفاده قرار بگيرد. ولى از آنجا كه موجود آلوده اى است و ممكن است بيمارى هاى مختلفى را به انسان منتقل سازد از آنچه به صورت فرهنگ سگ بازى غربى ديده مى شود جلوگيرى كرده است. در عين حال اسلام اجازه نمى دهد حتّى سگ هاى ولگرد را آزار كنند مگر اين كه به صورت خطرى درآيند. غذا دادن به آنها نيز كار خوبى است.

0000000000

نگهداری از سگهای پرورشی

0000000000

 ميخواستم ببينم آيا نگهداري از سگهاي پرورشي كه داراي شناسنامه هستند و واكسيناسيون مي شوند داراي ايراد ميباشد؟

 چنانچه فايده اي از قبيل پاسباني خانه و گله و صيد و مانند آن داشته باشند مانعي ندارد

0000000000

نگهداری سگ در خانه

0000000000

 همراه داشتن سگ در ماشين و خيابان، و نگهدارى آن در خانه، كه نوعى تقليد از بيگانگان است، چه صورت دارد؟

 اين كارها شايسته مسلمانان با شخصيّت نيست، و از جهات شرعى مشكلات زيادى ايجاد مى كند.

0000000000

نگهداری سگ با رعایت مسائل شرعی

0000000000

 اگر محيط زندگى سگ خارج از اتاق باشد، مثلا در حياط، يا باغ، يا پشت بام، خانه اى برايش بسازند، و مسائل مربوط به طهارت و نجاست را مراعات كنند، نگهدارى از آن چه حكمى دارد؟

 اگر پاكى و نجاست رعايت شود، و بودن آن حيوان در خانه فايده اى داشته باشد، مانعى ندارد. ولى روشى را كه غربى ها در مورد سگ دارند، اسلام هرگز نمى پسندد.

0000000000

عدم تفاوت حکم انواع سگ

0000000000

 معروف است كه «تازى» (سگ شكارى) در احكام نجاست و طهارت با سگهاى ديگر تفاوت دارد. شايد دليلش اين باشد كه ـ طبق آنچه در تاريخ آمده ـ اعراب (پس از اسلام) از رفت و آمد تازى به خيمه ها ممانعتى نمى كردند، و تازى حقّ داشت در خيمه با آنها بخوابد، و آن را هديه اى از سوى خدا مى دانستند. آيا تفاوتى ميان تازى و ساير سگها در نجاست مى باشد؟

 تفاوتى از اين جهت ميان سگها نيست، و معمولا مسلمانان از سگ ها براى سه منظور استفاده مى كردند: پاسبانى خانه، پاسبانى باغ، و پاسبانى از گلّه. و در كتب فقهى ما درباره اين سه نوع سگ بحث شده، و به عنوان «كلب الحارس» و «كلب الماشيه» و «كلب الحائط» از آنها ياد شده است.

0000000000

نگهداری سگ های خانگی

0000000000

 حکم نگهداری سگهای خانگی چیست؟ حکم نگهداری آن در حیاط خانه چیست؟ (با توجه به اینکه سگهای خانگی تربیت شده هستند و از مدفوع خود نمی خورند)

 هرگاه سگ ها برای پاسبانی منزل باشند مانعی ندارد ولی برای سرگرمی و همزیستی اشکال دارد.

0000000000

تفاوت حیوان غیر مذکّی و میته

0000000000

 آيا حكم حيوانى كه به غير روش شرعى ذبح شده (غير مذكّى،) و حيوانى كه به طور طبيعى مرده (ميته) يكى است؟

 تفاوت دارد. حيوان غير مذكّى پاك است، هر چند خوردن گوشت آن حرام مى باشد. ولى ميته هم حرام است، و هم نجس.

0000000000

استفاده از حیوانات حرام گوشت برای معالجه

0000000000

 گوشت برخى از حيوانات حرام گوشت در معالجه بعضى از امراض مؤثّر است; هر چند سند معتبر علمى و فقهى در اين رابطه وجود ندارد. شكار و استفاده از گوشت يا خون اين گونه حيوانات چه حكمى دارد؟

 در صورتى كه طبق تشخيص طبيب متديّن تنها راه علاج نباشد، جايز نيست.

0000000000

از بین بردن سگ های ولگرد

0000000000

 در روستايى كه ما در آن زندگى مى كنيم تعدادى سگهاى ولگرد هستند كه زمينهاى كشاورزى را آلوده مى كنند، آيا از بين بردن آنها گناه دارد؟

 در صورت ايجاد مزاحمت، مانعى ندارد.

0000000000

قول دامپزشک درباره وطی حیوان

0000000000

 اگر گوسفندى مورد تجاوز قرار بگيرد و دامپزشك تأييد كند، آيا قولش حجّت است؟

 اگر يقين يا اطمينان از قول او حاصل شود، كافى است و اگر يقين و اطمينان حاصل نشود كفايت نمى كند.

0000000000

گرفتن پول در قبال جفتگیری حیوان نر

0000000000

 در بعضى از مناطق صاحب حيوان نر، در مقابل جفت گيرى از صاحب حيوان ماده پول يا جنسى مى گيرند آيا اين كار جايز است؟

 به عنوان حقّ الزّحمه مانعى ندارد.

0000000000

کشتن عمدی حیوان بی آزار

0000000000

 سلام.میخواستم بدانم حکم کشتن یک حیوان از روی عمد چیست؟حیوان حلال گوشتی که آزاری هم ندارد.و چگونه باید جبران کرد؟

 چنانچه مالکی دارد باید قیمت آنرا به مالکش بدهد واگر مالک خاص ندارد نباید بی جهت حیوان راکشت.

0000000000

کشتن حیوانات موذی

0000000000

 مشاهده مى شود كه حيوانات وحشى، از جمله خوك، خرس، گرگ و مانند آن، به محصولات و احشام روستائيان آسيبهاى جدّى وارد مى كنند. اگر روستائيان بخواهند به حيوانات وحشى آسيب وارد كنند، توسّط محيط زيست به دادگاه معرّفى، و دادگاه آنها را جريمه مى نمايد. در صورتى كه مقابله با حيوانات وحشى از وظايف محيط زيست است، ولى به دليل گستردگى محيط و امكانات كم اين امر ميسّر نمى شود. لطفاً بفرماييد:

الف) تكليف شرعى كشتن حيوانات موذى (كه بر خلاف قانون است) چيست؟

ب) اگر اشكال ندارد، پس تعارض شرع با قانون چگونه حلّ مى شود؟

 اگر واقعاً حيوانات موذى هستند، و دولت قادر بر دفع آنها نمى باشد، مردم مى توانند آنها را از بين ببرند.

0000000000

کشتن و آزار حیوانات غیر موذی

0000000000

 كشتن و آزار حيوانات غير موذى چگونه است؟ محبّت به آنان چه حكمى دارد؟

 كشتن و آزار حيوانات غير موذى اشكال دارد، و حمايت از آنان خوب است.

0000000000

 منابع :

[1] وسائل الشيعه ج 16 ص 388

[2] وسائل الشيعه ج 16 ص 388 

[3] وسائل الشيعه ج 16 ص 388

[4] سرائر، ابن ادريس ج 3 ص 118

[5] تحريرالوسيله ج 3ص 276 مسأله 8»

[6] (وسائل الشيعه ج 16 ص 420 )

[7] وسائل الشيعه ج 16 ص 288)

[8] وسائل الشيعه ج 16 ص 419 باب 18 از ابواب اطعمه محرمه»

[9] وسائل الشيعه ج 16 ص 380»

[10] وسائل الشيعه ج 16 ص 381»

[11] تحريرالوسيله ، كتاب صيد مسئله 2

[12]تحرير الوسیله ج 3 ص 274 مسأله 5

جواهرالكلام

0000000000

http://81.12.13.150/ahkam/Pesaran/50000001.htm

http://www.porsojoo.com/en/node/52572

http://farsi.khamenei.ir/treatise-content?uid=2&tid=10

http://www.serajnet.ir/detailnews.asp?newscode=5005

http://www.makarem.ir/persian/estefta/?it=88&mit=

http://www.ariamehrco.com/shotor-farsi/olama.htm

http://www.learnir.com/showthread.php?t=1087

http://www.tebyan.net/index.aspx?PID=19667&BOOKID=16454&PageSize=1&LANGUAGE=1

&PageIndex=17

0000000000

حیوانات حلال وحرام گوشت ازرساله آية الله زنجاني

0000000000

مسئلۀ 3785:حیوانات حلال گوشت عبارتند از:

1-از حیوانات دریایی، ماهی فلسدار – پولکدار- حلال است؛ ولو اینکه فلسهای آن موقع صید یا با عوارض دیگری ریخته باشد و همان طور که کارشناسان می‏دانند بعضی از ماهیها تنها فلسهای اطراف گوشهایشان ظاهر است و ماهی بدون فلس حرام است همان طور که سایر حیوانات دریا مانند نهنگ، مارماهی، خرچنگ و قورباغه نیز حرامند امّا میگو در لسان روایات اسلامی «اِربیان»  نام دارد و حلال است، چون نوعی ماهی فلس‏دار است.

2-از چهار پایان اهلی گوشت شتر، گاو و گوسفند حلال است و گوشت اسب، قاطر و الاغ مکروه است که مکروهیت اسب کمتر است.

3-از پرندگان، گوشت آن دسته که چنگال دارند و درنده هستند مانند عقاب، باز، کرکس، شاهین، طاووس و خفّاش حرام است و بنا بر احتیاط اگر اقوی‏ نباشد گوشت انواع کلاغها هم حرام است، ولی گوشت پرندگان دیگر مانند کبوتر، کبک، تیهو، قَطا، مرغ خانگی، مرغابی، لک لک، اردک، بوقلمون، شترمرغ و انواع گنجشک حلال است. گوشت پرستو حلال است اگرچه کشتن آن مکروه است چون به انسان پناه آورده است و از خوردن گوشت هدهد احتیاطاً اجتناب شود چون مسح شده حضرت سلیمان(ع) است اگرچه دلیل قوی بر حرمت نیست.

مسئلۀ 3786:اگر عضوی که دارای روح است از حیوان زنده جدا کنند مانند دنبه یا مقداری از گوشت حیوان حلال گوشت مانند گوسفند زنده را ببرند، نجس و حرام است.

مسئلۀ 3787:خوردن اشیای زیر از حیوانات حلال گوشت پس از ذبح حرام است:

1-خون، 2-فضله، مدفوع، 3-نری و آلت تناسلی، 4-فرج و آلت مؤنث بودن و مادگی، 5-بچّهدان و رحم، 6-تخم- دنبلان، 7-انواع غده‏ها - دشول، 8- غدّه‏ای که به شکل نخود در مغز وجود دارد، 9- نخاع- مغز حرام- که در میان تیره پشت وجود دارد، 10- پی، در دو طرف تیره پشت قرار دارد، 11 – زهرهدان، 12-سپرز و طحال، 13 – مثانه، 14-مردمک- عدسی و سیاهی چشم، 15-دریچه‏های قلب؛ ولی آن چیزی که در میان دست و پای حیوان است و از آن به ذات الاشاجع تعبیر می‏کنند، دلیلی بر حرمت یافته نشد اگرچه احتیاط در هر حال حسن است. این موارد پانزده‌گانه بعضی بلا اشکال حرام است، چون هم در نصوص روایی آمده و هم مورد اجماع واقع شده است و بعضی از آنها در روایات صحیح نیامده و مطابق آنها مشهور فتوا داده‏اند و بلکه مورد اجماع هم واقع شده است، به نظر می‏رسد احتیاط همان است که در این مسئله به آن اشاره شد وآن لزوم اجتناب از موارد پانزدهگانه است و خوردن قلوه‏ ها نیز مکروه است.

مسئلۀ 3788:تخم حیوان دریایی حلال گوشت تابع همان حیوان و حلال و تخم حیوان حرام گوشت حرام است، بنابراین تخم ماهی حلال گوشت- خاویار- حلال است، اگرچه لزج و چسبنده باشد و تخم ماهی حرام گوشت حرام است، اگرچه سفت و زبر باشد. اگر در مواردی انسان شبهه کند که این تخم از قبیل حرام است یا حلال، در این صورت ملاحظه شود اگر لزج و چسبنده بود، از آن اجتناب شود و اگر سفت و زبر بود خوردن آن اشکال ندارد.

مسئلۀ 3789:خوردن گوشت و شیر حیوانات نجس العین- سگ و خوک- و حیوانات سَبُع و درنده مانند شیر، پلنگ، کفتار، گرگ، شغال، روباه، گربه و نیز حیواناتی که مسخ شده‏اند مانند خرس، فیل، بوزینه و خرگوش حرام است.

مسئلۀ 3790:خوردن گوشت جانوران ریز، خزندگان و انواع حشرات حرام است مانند: مار، موش، سوسمار، مارمولک، خرچنگ، عقرب، سوسکها، زنبور، مورچه و مگس.

مسئلۀ 3791:مواردی که در پرندگان بر حلال یا حرام بودن آنها تصریح نشده معمولا از دو راه پرنده حلال گوشت از حرام گوشت شناخته می‏شود:

 1-هنگام پرواز، بال زدن آنها از بال نزدنشان بیشتر باشد، بنابراین اگر در مواردی انسان شک کند که این پرنده حلال است یا حرام، باید نگاه به بال زدنش بکند اگر بال زدن از نزدن بیشتر بود، حلال و اگر نبود حرام است.

 2-آن دسته از پرندگانی که سنگدان یا چینهدان و یا انگشت جدایی مانند انسان دارند، حلال گوشت و آن دسته که اینها را ندارند حرامند.

مسئلۀ 3792:اگر علایم مذکور هر دو جمع شدند و تعارض و تضادی میان آنها واقع نشد، همان طور که بعضی از اعاظم فرموده‏اند، اشکالی پیش نمی‏آید، ولی اگر میان آنها تعارضی واقع شود مثلاً پرنده‏ای است که بال زدنش بیشتر است، ولی چینه‏دان و سنگدان و انگشت اضافی ندارد و یا آنها را دارد ولی بال زدنش یعنی «دفیف» آن از «صفیف» آن کمتر است، در این صورت علامت اول که در مسئلۀ پیش گفته شد ملاک عمل خواهد بود.

مسئلۀ 3793:تخم پرندگان حلال گوشت حلال و تخم پرندگان حرام گوشت حرام است و در مواردی که بین حلال و حرام، مردد باشد، تخمهایی که دو طرف آنها مساوی است حرام و تخمهایی که یک طرف آنها- هر چند اندکی- از طرف دیگر باریک‏تر باشد، حلال است.

مسئلۀ 3794:حیوان حلال گوشت به سه دلیل حرام گوشت می‏شود و در اصطلاح فقها اینها را «محرمات بالعرض» می‏نامند:

1-اگر حیوان جلاّل باشد؛ یعنی عادتاً خوراک آن مدفوع انسان شده باشد، در این صورت گوشت و شیر آن حرام است و علی الأحوط وجوبی از عرق، بول و مدفوع آن هم مادامی که استبراء نکرده است، باید اجتناب کرد.

2-خدای ناکرده انسانی با چهار پا نزدیکی کند، در این صورت گوشت و شیر آن حرام می‏شود و بنا بر احتیاط از نسل آن هم باید اجتناب کرد، بول و مدفوع آن نیز نجس است و بنا بر احتیاط واجب باید از آن پرهیز شود.

3-اگر بره و بزغاله از شیر خوک آنقدر بخورد که رشد کند و استخوان آنها به وسیلۀ شیر خوک محکم شود، در این صورت شیر، گوشت و نسل آنها حرام می‏شود و بنا بر احتیاط لازم و واجب از بول و مدفوع آنها هم باید اجتناب کرد.

مسئلۀ 3795:حیوانی که به خوردن مدفوع انسان عادت کرده است اگر بخواهند حلال و پاک شود واجب است آنرا استبراء کنند یعنی مدّتی او را از خوردن مدفوع بازدارند و به آن غذای پاک بدهند، طوری که در نظر مردم دیگر به آن نجاست خوار نگویند و بنا به احتیاط واجب مدّت استبراء شتر چهل روز، گاو بیست روز که بهتر است سی روز باشد، گوسفند ده روز، مرغابی پنج روز که بهتر است هفت روز باشد، مرغ خانگی سه روز و ماهی یک شبانه روز است.

مسئلۀ 3796:مرغ خانگی را وقتی که می‏خواهند سر ببرند و بخورند، مستحب است چند روزی آنرا در جایی نگاه دارند، سپس آنرا سر ببرند و از گوشتش استفاده کنند، اگرچه معلوم نباشد نجاست خوار بوده است.

مسئلۀ 3797:حیوانی که انسان- خدای ناکرده- با آن نزدیکی کرده است اگر مانند گوسفند و گاو است که معمولاً از شیر و گوشت آن استفاده می‏کنند واجب است بلافاصله آنرا بکشد و گوشت آنرا بسوزاند و قیمت آنرا- کسی که نزدیکی کرده- باید به صاحب آن حیوان اگر خود مالکش نباشد بپردازد. ولی اگر از حیواناتی است که برای باربری ‏یا سواری از آن استفاده می‏شود مانند اسب، الاغ و قاطر، واجب است آنرا به شهر دیگری ببرند و در آنجا به فروش برسانند و در این صورت هم اگر نزدیکی کننده مالک آن نباشد، باید پول آنرا به صاحبش بپردازد.

مسئلۀ 3798:حیوانی که انسان با آن نزدیکی کرده اگر با حیوان دیگری مشتبه شود، باید به قید قرعه آنرا مشخص کرد به این طریق که اول مجموع آنرا به دو قسمت می‏کنند و با قرعه یک نیمه را مشخص می‏کنند و بعد آنرا همین طور ادامه می‏دهند تا بالأخره با قرعه نهایی آن حیوان را مشخص می‏کنند

0000000000

ازسايت آيت الله زنجاني

http://bayatzanjani.net/fa/products/27.html

0000000000

چيزهاى نجس وپاك رساله امام وحواشي فقهاء

0000000000

متن ازامام خميني(ره)وحواشي كه بااعداد 1 و 2 و... مشخص است ازسايرآيات عظام است

0000000000

اسلام دين پاكيزگى است و به پاكيزگى و طَهارت سفارش بسيار كرده است , به طورى كه پيامبر عزيز خدا پاكيزگى را جزء ايمان دانسته است . به همين جهت از مسلمانان خواسته شده است كه هميشه پاك و پاكيزه باشند, و از چيزهاى نَجِس و ناپاك به ويژه در خوردن و آشاميدن و نماز دورى كنند.

چيزهاى نجس و ناپاك كه به آنها مى گويند, چند چيز هستند, از جمله :

اول و دوم : بَول (ادرار) و غائط ( مَدفوع ِ) انسان و هر حيوان حرام گوشتى كه خون جهنده دارد, يعنى اگر رگ آن را ببُرند خون از آن جستن مى كند (و با فشار و سرعت بيرون مى آيد), نجس است (1) (م 87). و فَضله و (مواد زائد بدن ِ) پرندگان حرام گوشت (مانند كلاغ ) پاك است .(2) (م 88)

سوم : مُردار (انسان و) حيوانى كه خون جهنده دار نجس است (3), چه خودش مرده باشد يا برخلاف دستورى كه در شرع (و دين اسلام ) مُعَيَّن شده آن را كشته باشند و ماهى چون خون جهنده ندارد, اگرچه در آب بميرد پاك است (م 89).

چهارم : خون انسان و هر حيوانى كه خون جهنده دارد, يعنى حيوانى كه اگر رگ آن را ببُرند خون از آن جستن مى كند نجس است . پس خون حيوانى كه مانند ماهى و پشه خون جهنده ندارد پاك مى باشد (م 97). (و) خونى كه  از لاى دندانها مى آيد, اگر به واسطهء مخلوط شدن با آب دهان از بين برود پاك است , و فرو بردن آب دهان در اين صورت اشكال ندارد(4) (م 104).

پنجم و ششم : سگ و خوكى كه در خشكى زندگى مى كنند, حتى مو و استخوان و پنجه و ناخن و رطوبتهاى آنها نجس است , ولى سگ و خوك دريايى پاك است (م 108).

هفتم : تمام بدن كافر(5) حتى مو و ناخن و رطوبتهاى او نجس است (م 110).

هشتم : شراب و هر چيزى كه انسان را مست مى كند(6) چنانچه به خودى خود روان باشد نجس است (7). و]; اگر مثل بَنگ و حشيش (كه نوعى از مواد مخدّر است ) روان نباشد, اگرچه چيزى در آن بريزند كه روان شود پاك است (8) (م 115).نهم : فُقّاع كه (9) از جو گرفته مى شود و به آن آبجو مى گويند نجس (10) است (11), ولى آبى (12) كه به دستورطبيب (و دكتر) از جو مى گيرند و به آن ماءُ الشَّعير مى گويند پاك (13) مى باشد (م 119).

چيزهاى ديگرى نيز از نجاسات هستند. براى دانستن آنها به رسالهء توضيح المسائل مرجع تقليد خود مراجع كنيد.توجه پوستهاى (14) (كم و) مختصر لب و جاهاى ديگر بدن كه موقع افتادنشان رسيده , اگر چه آنها را بكَنند پاك است (15) (م 94). دواجات (16) (و داروهاى ) روان و عطر و روغن و واكس و صابون كه (17) از كشورهاى غيرمسلمان أمى آورند, اگر انسان يقين به نجاست آنها نداشته باشد پاك است (م 97).

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

1ـ زنجانى : بنابر احتياط, بايد از بول و غائط حيوان حرام گوشتى كه خون آن جستن نمى كند, مثل ماهى حرام گوشت اجتناب (و دورى ) كرد, ولى فضلهء حيوانات كوچك مثل پشه و مگس كه گوشت ندارند پاك است (م 85 )

بهجت :... و بنابر احتياط از بول و غائط حيوان حرام گوشتى كه خون جهنده ندارد, در صورتى كه عُسر و حَرَج (= مشقّت و سختى ) لازم نمى آيد اجتناب نمايند, ولى فَضلهء حيوانات كوچك مثل پشه و مگس كه گوشت ندارندپاك است (م 88 )

تبريزى :... و بول و غائط حيوان حرام گوشتى كه خون آن جستن نمى كند, مثل ماهىِ حرام گوشت پاك است . و همچنين فضلهء حيوانات كوچك مثل پشه و مگس كه گوشت ندارند پاك است (م 85)

مكارم :... و احتياط واجب آن است از بول حيوان حرام گوشت كه خون جهنده ندارد نيز اجتناب كند, ولى فضله ءحيوانات كوچك مثل پشه و مگس و مانند آنها پاك است ; بنابراين از فضلهء موش و گربه و حيوانات درنده و مانندآنها بايد اجتناب كرد (م 89).

2ـ بهجت : فضلهء پرندگان حرام گوشت نجس است و فضلهء خفاش بنابر احتياط نجس است (م 89)

تبريزى : بول و فضلهء پرندگان حرام گوشت پاك و بهتر اجتناب است (م 86)

مكارم : فضله و بول پرندگان حلال گوشت و حرام گوشت نجس نيست ... (م 92)

زنجانى : بنابر احتياط, بايد از فضلهء پرندگان حرام گوشت اجتناب كرد (م 86).

3ـ مكارم :... نجس است در صورتى كه خودش مرده باشد, اما اگر به غير دستور شرعى آن را ذِبح كرده (وكشته ) باشند پاك است ... بنابراين گوشت و پوست حيواناتى كه از ممالك غير اسلامى مى آورند پاك است , ولى خوردن اين گوشتها حرام است , مگر اينكه يقين به ذبح (و كشته شدن ِ) شرعى آنها پيدا شود; يا آورندهء آن خبردهد كه ذبح شرعى شده است (م 94).

4ـ مكارم : خونى كه از لثه يا جاى ديگر دهان بيرون مى آيد, هرگاه در آب دهان حل شود و از بين برود پاك است و فرو بردن آب دهان نيز در اين صورت جايز است , ولى عمداً اين كار را نكند (م 106).

5ـ تبريزى :... اجتناب از آب دهان لازم نيست (م 101).

6ـ بهجت : ادامهء مسأله يعنى عبارت (و فرو بردن آب دهان در اين صورت اشكال ندارد) در رسالهء ايشان ديده نشد (م 104).

7ـ زنجانى : ولى احتياط آن است كه آن را فرو نبرند (م 101).

8ـ كافر مانند كسى كه خدا را قبول ندارد; و يا براى او شريك قرار مى دهد. براى دانستن معناى بيشتر كافر به رسالهء توضيح المسائل مرجع تقليد خود مراجعه كنيد.

9ـ بهجت : شراب و هر چيزى كه زيادِ آن , انسان را مست مى كند, چنانچه به خودى خود روان باشد, نجس وخوردن آن حرام است , اگرچه كم باشد يا مست كنندگى آن خفيف باشد (و زياد نباشد), ولى اگر مثل بنگ وحشيش ... (م 115)

تبريزى : شراب نجس است و بنابر احتياط واجب هر چيزى كه انسان را مست مى كند...(م 112).

10ـ مكارم : شراب و هر مايعى كه انسان را مست مى كند نجس است بنابر احتياط واجب ... (م 123).

11ـ مكارم :... اما استعمال آن (و استفاده از آن ) به هر حال حرام است (م 123).

12ـ بهجت :... كه غالباً از جو گرفته مى شود... (119).

13ـ مكارم : حرام و از جهت نجاست مانند شراب است , ولى آبى ... (م 128.

14ـ بهجت :... نجس و خوردن آن حرام است , ولى آبى كه ... (م 119).

تبريزى :... نجس است و غير فقّاع مانند آبى كه به دستور طبيب ... (م 116).

15ـ مكارم :... پاك و حلال است (م 128).

16ـ تبريزى : اگر پوستهاى مختصر لب و جاهاى ديگر بدن را بكَنند پاك است (م 92 مكارم) : پوستهايى كه ازلب و سر و جاهاى ديگر بدن انسان جدا مى شود پاك است , اما اگر آن را با فشار جدا كنند, احتياط واجب اجتناب است (م 97).

17ـ بهجت :... پاك است , ولى بنابر احتياط واجب بايد از پوستى كه موقع افتادنش نرسيده و آن را كنده اند,اجتناب نمايند (م 95)

زنجانى : ولى بنابر احتياط بايد از پوستى كه موقع افتادنشان نرسيده و آن را كنده اند,اجتناب نمايند (م 91).

18ـ مكارم : تمام مواد غذايى و غير غذايى كه از كشورهاى غير اسلامى مى آورند, مانند كره و روغن و پنير وانواع داروها و صابون و واكس و پارچه و عطر و امثال اينها, اگر انسان ... (م 101).

19ـ تبريزى :... كه از خارجه مى آورند... (م 95).

0000000000

http://dl.islamicdoc.com/Multimedia/fbook/10220/7.htm

0000000000

كتاب خوردنيها و نوشيدنيها ازكتاب تحريرالوسيله

0000000000

مقصود از اين كتاب بيان حلال و حرام خوردنيها و نوشيدنيهاى حيوانى و غير حيوانى است .

0000000000

گفتار در حلال و حرام حيوانى 

0000000000

مساءله 1 - از حيوانهاى دريائى جز بعضى از ماهى ها و مرغابى هاى آن حلال نيست ، و بقيه انواع جانداران دريا حتى آنهائى كه همجنسش در خشكى حلال است نظير گاو دريائى بنابراقوى حرام است .

مساءله 2 - از ماهيان هيچ نوعش به جز آنهائى كه داراى فلس (پولك ) است حلال نيست ، و اما ماهيانى كه در اصل خلقت داراى فلسند هرچند به خاطر عوارضى پولك آنها ريخته باشد حلال است ، مانند ماهى اى كه عرب آن را كنعت گويد كه به طورى كه در روايات آمده حيوانى بدخلق است و بدن خود را به هرچيزى كه به آن برخورد كند مى خاراند و در نتيجه پولكش ‍ مى ريزد به همين جهت است كه مى بينى در زير پرده گوشش پولكها محفوظ مانده ، و فرقى ميانه ماهيان پولك دار نيست همه آنها حلال است چه بزرگش و چه كوچكش چه ماهى بز و بنى و شبوط و قطان و طيرامى و ابلامى و چه غير اينها، و اما از ماهيان آن چه كه در اصل خلقت فاقد پولك است نظير جرى و زمار و زهو و مارماهى و غير اين ها خوردنى نيست .

مساءله 3 - ماهى اربيان كه در زبان مردم امروز روبيان خوانده مى شود از جنس ‍ ماهيان داراى پولك است و خوردنش جائز است .

مساءله 4 - حكم تخم هر ماهى تابع حكم خود آن ماهى است در نتيجه تخم ماهى حلال ، حلال است هرچند كه نرم باشد و تخم ماهى حرام حرام است هرچند كه زبر باشد و در حال اشتباه احتياط نخوردن نرم آن است ، بله در جائى كه مشتبه باشد در اين كه آيا از ماهى حلال است يا از ماهى حرام و جنس آن زبر باشد ويا زبر بودنش هم مشتبه باشد خوردنش حلال است .

مساءله 5 - حيوانات صحرائى دو صنفند: اهلى و وحشى ، اما از اهلى هاى آنها همه اقسام گوسفند و گاو و شتر و اسب و قاطر و الاغ حلالند، ودر سه صنف اخير كراهت دارد كه البته كراهت در اسب خفيف تر است و بقيه چارپايان حرام است چون سگ و سنور (گربه ) و غير اين دو.و اما از وحشى هاآهو و غزال و گاو و گوسفند كوهى و گوزن و گورخر حلال گوشت ، سباع و (درندگان ) حرام گوشتند منظور از سباع و درندگان هرحيوان چارپائى است كه حيوانات ديگر را شكار مى كند و مى درد، و نشانى سبع بودنش داشتن چنگال و دندان نيش است خواه آن حيوان قوى باشد چون شير وپلنگ و ببر و گرگ و يا ضعيف باشد چون روباه و كفتار و شغال ، و همچنين حرام است خوردن گوشت خرگوش هرچند كه از سباع نيست ، و نيز حرام است خوردن تمامى حشرات از قبيل مار و موش و سوسمار و يربوع (نوعى موش ‍ است داراى دستهاى كوتاه و پاها و دم بلند) و جوجه تيغى و جيرجيرك و كوليج و شپش و كك و غير اينها كه عدد آنها را نمى توان شمرد، و نيز حرام است خوردن گوشت حيواناتى كه در قديم الايام امت هائى به خاطر نافرمانى خدا، به شكل آن ها مسخ شدند چون فيل و ميمون و خرس و غير اينها.

مساءله 6 - از ميانه اصناف مرغان همه انواع كبوتر از قبيل قمرى كه خاكسترى رنگ است و دباسى كه سرخ رنگ است و ورشان كه سفيد رنگ است حلال است و نيز دراج و كبك و قمرى تيهو و اردك و كروان و حبارى (كه نوعى كبك پابلند است ) و كركى (كه مرغى است بزرگ و خاكسترى رنگ داراى پا و منقار بلند) و مرغ خانگى با همه انواعش و گنجشك ها با همه اقسامش از قبيل بلبل و گنجشك كاكل دار همه حلال گوشتند، چيزى كه هست خوردن گوشت هدهد و چلچله (كه در سقف خانه ها آشيانه مى سازند و ماءنوس ترين مرغان به انسانها است ) و نيز گوشت زاغ (مرغى كه سر و منقارى بلند دارد و گنجشك شكار مى كند نيمى از بال و پرش سفيد و نيمى سياه است ) و صوامساءله مرغى خاكسترى رنگ و مليح به اندازه كبوتر است و رنگش سبز زيبا و سير است و در بالهايش سياهى است ، بال و پرش خط خطى است به رنگهاى قرمز و سبز و سياه ) و بنابر اقوى هيچ يك از اين مرغها كه نام برده شده حرام گوشت نيست حتى چلچله .و از ميانه پرندگان خفاش و طاووس و هر پرنده داراى چنگال حرام است ، خواه چنگالش ‍ قوى باشد چون باز و صقر (مرغ گوشتخوارى كه پشت سرش كاكلى بلند و پاهائى كشيده دارد) و عقاب و شاهين باشق (كوچك ترين مرغ گوشت خوار) يا ضعيف باشد چون چنگال سر (كه نه به بزرگى صقر و نه به كوچكى باشق است ) و بغاث (كه پروازى كند و آرام دارد).

مساءله 7 - احتياط واجب آن است كه از خوردن گوشت كلاغ به همه اقسامش ‍ حتى زاغ كه كلاغ زراعت است اجتناب شود، و همچنين گوشت غداف (نوعى كلاغ ) كه از زاغ كوچكتر و خاكسترى رنگ است و اين احتياط در اجتناب از خوردن گوشت كلاغ سياه و سفيد كه آن را عقعق (و در فارسى زغن ) مى گويند و نيز گوشت كلاغ سياه كه در كوهها زندگى مى كند مؤ كد است ، اين دو نوع كلاغ جيفه خوارند و به احتمال قوى جزء سباع طير يعنى مرغان درنده به شمار آيند و احتمال حرمت گوشت آنها قوى است بلكه حرمت گوشت مطلق كلاغ خالى از قرب نيست .

مساءله 8 - مرغ حلال گوشت از حرام گوشت بدو طريق تشخيص داده مى شود، به اين معنا كه شارع براى هر مرغى كه دليل قطعى بر حرمت و يا حليت آن به خصوص وارد نشده يكى از اين دو علامت را نشانى حلال گوشت بودن آن قرار داده پس اين دو علامت مخصوص مرغانى است كه دليل خاص در موردآنها وارد نشده نه مرغانى كه دليل خاص بر حليت يا حرمت گوشت آنها رسيده مانند آن چه كه در سابق نامشان برده شد: يكى از آن دو صفيف و دفيف است : يعنى هر مرغى كه در هوا صفيفش (يعنى بال نزدنش ) از دفيفش (يعنى بال زدنش ) بيشتر است آن حيوان حرام گوشت است ، و هر مرغى كه به عكس آن است حلال است ، علامت دوم داشتن و نداشتن حوصله و يا چينه دان و سنگ دان و قانصه و يا صيصيه (سيخك پشت پا) است هر مرغى كه يكى از اين سه چيز را دارا باشد حلال است و هر مرغى كه هيچ يك اينها را نداشته باشد حرام است ، اما حوصله عبارت است از كيسه اى در حلق حيوان كه همه خوردنيهايش از دانه و غير دانه در آن جمع مى شود و قانصه كيسه اى سخت است كه ريگهايى كه حيوان مى بلعد در آن جمع مى شود و در زبان فارسى آن را سنگدان گويند و اما صيصيه عبارت است از خارى كه در پشت پاى حيوان و به عبارت ديگر محل پاشنه حيوان قرار دارد، و در اين دو علامت يعنى (دفيف و صفيف ) و داشتن يكى از (سه عضو حوصله و قانصه و صيصيه ) بين مرغ آبى و خشكى فرقى نيست از هر دو نوع هر مرغى كه دفيفش بيشتر باشد از صفيف و يا يكى از آن سه عضو را در بدن داشته باشد حلال است هرچند ماهى خوار باشد و هر مرغى كه صفيف آن از دفيفش بيشتر باشد و يا يكى از آن سه چيز را نداشته باشد حرام است .

مساءله 9 - اگر در مرغى اين دو علامت با هم معاوضه داشته باشند مثلا صفيفش بيشتر باشد از دفيف لكن در عين حال حوصله يا قانصه يا صيصيه داشته باشد و يا بعكس دفيفش بيشتر باشد از صفيف و در عين حال هيچ يك از آن سه عضو دربدنش نباشد ظاهر اين است كه بايد علامت اول را معيار گرفت ، و در نتيجه بايد در مثال اول كه صفيف حيوان بيشتر است بايد گفت آن حيوان حرام گوشت است هرچند كه يكى از آن سه عضو را هم داشته باشد، و در مثال دوم بايد گفت آن حيوان حلال است لكن در اينجا مسئله مشكل است و احتياط ترك نشود هرچند كه حلال بودن اقرب است ، لكن بعضى منكر اين تعارض شده اند و گفته اند هرگز چنين چيزى اتفاق نمى افتد و اگر اين حرف درست باشد ديگر اشكالى نيست .

مساءله 10 - اگر مرغى را ببيند كه در هوا پرواز مى كند هم صفيف دارد و هم دفيف و نتواند بفهمد كدامش بيشتر است وظيفه اش تنها رجوع به علامت دوم است ، يعنى وجود يكى از آن سه عضو و عدم آن اگر وجود داشت حلال و اگر نداشت حرام ، و همچنين است اگر مرغى ذبح شده را پيدا كند ووضع آن را نداند، و اگر به طور كلى وضع آن را ندادن اقرب آن است كه حلال است .

مساءله 11 - اگر فرض شود كه مرغى صفيف و دفيفش برابر باشد احتياط آن است كه در تشخيص حليت و حرمت گوشتش بعلامت دوم رجوع شود و اگر علامت دوم را ندادن اقرب آن است كه آن گوشت حلال است .

مساءله 12 - تخم هم مرغى تابع خود مرغ است ، اگر مرغى حلال باشد تخم آن نيز حلال است و اگر حرام باشد تخمش هم حرام است ، و اگر تخم مرغى مشتبه باشد و معلوم نباشد از مرغ حرام گوشت است يا حلال گوشت در صورتى كه مانند تخم مرغ خانگى سر و ته داشته باشد يعنى سر و ته آن مساوى نباشد حلال و اگر مساوى باشد حرام است .

مساءله 13 - شتر مرغ جزء طيور و حلال گوشت است همچنانكه تخم آن نيز بنابراقوى حلال است .

مساءله 14 - لك لك مرغى است كه دليلى بر حرمت و حليت گوشت آن وارد نشده ، بناچار بايد در تشخيص حليت و حرمتش بعلامتهاى گذشته مراجعه شود و ظاهرا صفيف اين حيوان از دفيفش بيشتر است و لذا حرام گوشت است ، و اگر كسى اين معنا را احراز نكرده بايد به علامتهاى دوم رجوع كند.

مساءله 15 - حيوانى كه در اصل خلقت حلال گوشت است به خاطر چند عامل حرام گوشت مى شود: يكى اينكه نجاست خوار باشد كه چنين حيوانى را جلال مى گويند و آن حيوانى است كه غذايش نجاست انسان شده است به طورى كه عرف بگويد غذاى آن نجاست انسان است ، و نجاست ساير حيوانات حرام گوشت حكم نجاست آدمى را ندارد، و همچنين ساير نجاسات پس اگر حيوانى نجاست آدمى را نمى خورد لكن نجاست هاى ديگر مى خورد جلال نيست ، و حيوان وقتى جلال مى شود كه غذايش منحصر در نجاست آدمى بشود پس اگر هم غذاى مخصوص خود را مى خورد و هم نجاست آدمى جلال بر آن صدق نميكند و حرام گوشت نمى شود مگر آن كه غذاى خود را به ندرت بخورد به طورى كه در نظر عرف حكم نخوردن را داشته باشد، شرط ديگر جلال شدن اين است كه مدت نجاستخوارى حيوان طولانى شده باشد و ظاهرا يك روز و يك شب در جلال شدن حيوان كافى نيست بلكه در كمتر از دو روز و بلكه سه روز صدق اين معنى مشكوك است .

مساءله 16 - حكم جلال شدن در همه حيوانهاجارى است چه حيوان چرنده باشد يا پرنده يا ماهى .

مساءله 17 - حيوان همانطور كه به جلال شدن گوشتش حرام مى شود شير آن و اگر مرغ است تخم آن نيزحرام مى شود، و هر زمانى كه گوشتش حلال شد شير و تخم نيز حلال مى شود، و حاصل كلام اينكه اين حيوان كه به عارضى حرام شده تا وقتى كه استبراء نشده در تمام احكام مانند حيوان حرام گوشت به اصل خلقت است و وقتى استبراء شد حكم حرمتش از بين مى رود، بله در بعضى از اين افراد اين حكم كلى حرمت از باب احتياط است .

مساءله 18 - ظاهر اين است كه نجاستخوارى مانع تذكيه حيوان نمى شود پس ‍ حيوان جلال نيز به همان نحوى كه ساير حيوانات تذكيه مى شوند تذكيه مى شود، و اثر تذكيه آن اين است كه گوشت و پوستش پاك مى شود مانند حيوانات حرام گوشت اصلى كه قابل تذكيه باشند (چون گرگ و گربه نه چون سگ و خوك ).

مساءله 19 - حرمت گوشت حيوان جلال از راه استبراء از بين مى رود، و استبراء اين است كه حيوان را ببندند و از خوردن نجاست جلوگيريش كنند و غذاى خاص او را بدهند تا زمانى كه نجاستخوارى از سرش برود به طورى كه ديگر اسم جلال بر آن صادق نباشد، و به احتياط نزديك تر آن است كه علاوه بر صدق نكردن عنوان جلال به آن حيوان عدد ايامى كه براى هر حيوان جلال در روايات معين شده را مراعات كند يعنى شتر جلال را چهل روز و گاو جلال را بيست روز و احوط سى روز است و در گوسفند ده روز و در اردك پنج روز و در مرغ خانگى سه روز و در ماهى يك شبانه روز، و در غير اينها از حيواناتى كه براى استبراءش اندازه اى معين نشده معيار تصديق عرف است به اينكه اين حيوان ديگر نجاست خوار نيست .

مساءله 20 - كيفيت استبراء اين است كه حيوان را ببندند و يا حبس كنند و در مدت مقرر نگذارند نجاستى بخورد و بنابراحتياط مستحب در آن مدت دانه يا علف پاك به آن بدهند هرچند كه اكتفاء به هر غذائى غير از نجاست آدمى كه باعث جلال است خالى از قوت نيست ولو غذاى نجس تا چه رسد به متنجس .

مساءله 21 - مستحب است مرغ خانگى كه قرار است ذبح شود را چند روزى ببندند و پس از آن ذبح كنند هرچند كه نجاستخوارى از آن نديده باشند.

مساءله 22 - يكى ديگر از عواملى كه موجب حرام گوشت شدن حلال گوشت مى شود آن است كه انسان آن حيوان را وطى كند، چه از مجراى بولش و چه از مجراى فضله اش هرچند كه منى انسا در بدن حيوان ريخته نشود، وطى كننده چه صغير باشد و چه كبير چه عالم باشد و چه جاهل چه به اختيار خود اين عمل را مرتكب شده باشد و چه وادارش كرده باشند چه اينكه آن حيوان نر باشد و چه ماده ، در همه اين احوال آن حيوان حرام گوشت مى شود حتى اگر بعد از اين عمل حيوان ديگر از آن حيوان متولد شود آن نيز حرام است ، و همچنين شير و پشم و موى حيوان حرام است ، و ظاهرا اين حكم مختص به بهائم ((چهارپايان )) و در غير آن ها جارى نيست .

مساءله 23 - حيوانى كه وطى شده اگر خوردن گوشتش معمول است نظير گاو و گوسفند و شتر واجب است آن را ذبح نموده لاشه اش را بسوزانند، و در صورتى كه غير مالك آن را وطى كرده باشد بايد قيمت آن را به مالك بپردازد، و اگر سوارى و يا باركش است و خوردن گوشتش معمول نيست چون قاطر و الاغ و اسب واجب است آن را از شهرى كه در آن وطى شده به شهر و محل ديگرى برده شود و در آن جا بفروش برسانند و پول آن را به شخص وطى كننده بدهند و او هم قيمت واقعى حيوان را به مالكش ‍ بپردازد.

مساءله 24 - يكى ديگر از عواملى كه سبب حرام گوشت شدن حيوان حلال گوشت است اينكه بره و يا بزغاله و گوساله بقدرى شير خوك را بخورد تا از آن شير نيرو بگيرد و گوشت بر بدنش برويد و استخوانش محكم شود كه در اين صورت آن حيوان حرام گوشت مى شود، حتى نسل آن و شيرش نيز حرام است ، و سگ و كافر حكم خوك را ندارند ((پس اگر بزغاله مثلا از شير زن كافره اى يا سگى رشد كند حرام گوشت نمى شود))، حال آيا خوردن شير از پستان خوك علت حرمت است يا مطلق شير خوك خوردن به هر نحو كه باشد حتى اگر از شيشه باشد و آيا شير خوردنش فقط در ايام شيرخوارگى اين حكم را دارد و يا شامل دوران علف خوارى بزغاله نيز مى شود؟مسئله مشكل است ، هرچند كه احتياط در نخوردن گوشت آنها است ، و اما اگر شيرخوار اندكى شير خوك بخورد به طورى كه استخوانش از شير خوك محكم نشده باشد خوردن گوشتش مكروه است ، و كراهت آن به اين وسيله برطرف ميشود كه هفت روز حيوان را از خوردن شير خوك مانع شوند و اگر شير خوار است شير گوسفند يا بز بدهند و اگر نيست هفت روز او را علف بدهند.

مساءله 25 - اگرحيوان حلال گوشت شراب بخورد و مست شود و در حال مستى ذبحش كنند گوشتش حرام نيست ، بلكه بنابراحتياط بايد آن را بشويند، اما اجزاء درونيش مانند شكمبه و سيراب و جگر و كبد و امثال آن خوردنى نيست هرچند آن را شسته باشند، و اما اگر حيوان حلال گوشت بول نجس خورده و بلافاصله ذبح شده باشد گوشتش حلال است و شستن لازم ندارد ولى اندرونش بعد از شستن خوردنى است .

مساءله 26 - اگر بزغاله يا گوساله از شير زنى بمكد تا از شير گرفته و بزرگ شود، گوشتش حرام نمى باشد ليكن مكروه است .

مساءله 27 - از حيوان حلال گوشت چهارده چيز حرام است : 1 - خون 2 - فضله 3 - طحال 4 - آلت نرى 5 - آلت مادگى كه قسمت بيرونى و درونى آن هر دو حرام است 6 - تخم 7 - مثانه 8 - كيسه صفرا9 - نخاع 10 - غده ها ((دانه هاى گرد كه غالبا فندقى است و در سراسر بدن حيوان ديده مى شود)).11 - رحم حيوان ماده كه بچه در آن به وجود مى آيد، و احتياط واجب آن است كه از جفت بچه نيز كه با بچه بيرون مى آيد اجتناب شود.12 - دو رشته عصب زردرنگى كه از گردن تا دم حيوان در پشت او كشيده شود.13 - دانه خاكسترى رنگى كه در وسط پيشانى حيوان قرار دارد و به اندازه نخود است و رنگ آن با مخ كه در جمجمه حيوان است تفاوت دارد. 14 - حدقه چشم يعنى آن قسمت ميانى و سياه رنگى كه در وسط چشم واقع است نه همه چشم .

مساءله 28 - اين چهارده چيز كه گفتيم حرام است از حيواناتى كه با ذبح و نحر تذكيه مى شوند، اما از ماهى و ملخ هيچ چيزى بغير از فضله و خون حرام نيست و تازه در حرمت آن دو نيز اشكال است .

مساءله 29 - اين احتياط ترك نشود كه آن چه از اين چهارده چيز در مرغان ديده شد از خوردن آن اجتناب كنند ولى در حرمت فضله و خون مرغان اشكالى نيست .

مساءله 30 - از حيوانى كه ذبح شده غير از آن چهارده چيز همه چيزش ‍ خوردنى است ، بنابراين قلب و كبد و سيراب و روده و غضروف و عضلات و هرچيز ديگرش حلال است ، بله خوردن كليه ها و گوش قلب و رگها مخصوصا چهار رگ گردن كراهت دارد، و آيا پوست و استخوان حيوان در صورتى كه ضرر نداشته باشد حلال است يانه ، ظاهرتر حليت آن ها ولى به احتياط نزديك تر اجتناب از آنها است ، بله اشكالى در حليت پوست سر حيوان و پوست بدن مرغ خانگى و ساير مرغان و همچنين حليت استخوانهاى ريز مرغان كوچك مانند گنجشك نيست .

مساءله 31 - هر چيزى كه خوردن گوشتش حلال است هم خام آن حلال است و هم پخته اش بلكه حتى سوخته آن اگر ضرر نداشته باشد، بله خوردن گوشت تازه اى كه با آفتاب يا آتش يا به وسيله پاشيدن نمك بر آن و خشكاندنش در سايه و قورمه شدن رنگش تغيير نكرده مكروه است .

مساءله 32 - در جواز نوشيدن بول حيوانات حلال گوشت چون گوسفند و گاو در غير صورت ضرورت بين فقهاء اختلاف است و اقوى حليت آن است ، همان طورى كه نوشيدن بول شتر جهت دواء بدون اشكال حلال است .

مساءله 33 - فضله تمامى حيوانات حتى حلال گوشت حرام است ، بله على الظاهر فضله كرماهائيكه داخل ميوه ها و يا خربزه و يا در شكم ماهى و ملخ مى چسبد حرام نيست .

مساءله 34 - خون هر حيوانى كه خون جهنده دارد حتى علقه ((خون بسته )) حرام است به جز خونى كه بعد از ذبح در بدن حيوان باقى مى ماند كه حرام نيست ، ولى خون قلب و كبد حلال بودنش مشكل است ، و اما خون حيوانى كه خون جهنده ندارد و حرام گوشتها خون قورباغه و سوسمار بدون اشكال حرام است و در حلال گوشتها چون ماهى حلال گوشت محل خلاف است ، و ظاهرا در صورتى كه با خود ماهى خورده شود حلال است و اما خوردن آن بتنهائى حليتش مشكل است و احتياطآن است كه از خوردن خونى كه در تخم مرغ ديده مى شود اجتناب شود هرچند كه پاك است .

مساءله 35 - در كتاب طهارت بيان كرديم كه اجزاء حيوان مردار شده كه روح در آن حلول نكرده حتى شير و تخم پاك است ، البته به شرطى كه پوست بيرونى تخم محكم شده باشد و نيزشيردان گوسفند مردار همان طور كه پاك است حلال نيز هست .

مساءله 36 - اشكالى نيست در اينكه خوردن چرك ((خون فاسد شده )) و چرك بيرون بدن و بلغم كه از سينه بيرون مى آيد و آب بينى از هر جاندارى حرام است ، و اما آب دهان و عرق حيوانى كه نجس العين نباشد ظاهرا حلال است مخصوصا آب دهانش ، و مخصوصا اگر از انسان يا حيوان حلال گوشت باشد.

0000000000

خوراكيهاى غيرحيوانى 

0000000000

مساءله 1 - خوردن اعيان نجس ((كه در كتاب طهارت نامبرده شده است )) و همچنين خوردن هرچيزى كه به يكى از آن اعيان آلوده شده باشد و تطهير نشده باشد حرام است چه مايع باشد و چه جامد.

مساءله 2 - خوردن و نوشيدن هر چيزى كه مضر به بدن باشد حرام است ، چه اينكه مانند مسموعات باعث مرگ انسان و يا جنين در رحمش بشود و يا سبب از كار افتادن مزاج و يا يكى از هواسهاى ظاهرى و يا باطنى او گردد و يا باعث تباهى نيروهاى بدن شود، مثل اينكه مرد داروئى بخورد كه قوه باه و شهوتش را از كار بيندازد و يا نسل او را قطع كند، يا زن داروئى بخورد كه براى هميشه عقيم و نازا گردد.

مساءله 3 - حرمت خوردن و نوشيدن چيزى كه باعث مرگ انسان شود بنابراقوى است ، و حرمت چيزى كه ضررش كمتر از اين است بنابراحتياط است ، و در اين حرمت فرقى نيست بين چيزى كه ضررش يقينى است و چيزى كه ضرر آن مظنون و بلكه محتمل است ، البته احتمالى كه در نظر عقلا بجا و به مورد باشد به طورى كه عقلا از چنين احتمالى دچار خوف شوند، و نيز فرقى نيست بين اينكه ضرر مترتب بر آن فورى باشد و يا تدريجى كه پس از گذشتن مدتى ظاهر گردد.

مساءله 4 - جائز است مداوا و معالجه كردن به وسيله داروئى كه احتمال خطردر آن مى رود و گاهى هم منجر به خطر مى شود، و اين در صورتى است كه به حسب تجربه و تشخيص حاذقان و اهل خبره احتمال سوددهى آن بيشتر باشد و غالب مبتلايان به آن بيمارى با اين دارو بهبودى حاصل كرده باشند، بلكه معالجه با داروئى كه ضررش قطعى و فورى است كه البته ضرر بيمارى از ضرر آن بيشتر و شديدتر باشد جائز است ، و از اين قبيل است بريدن و جدا كردن عضوى از اعضاء بدن براى جلوگيرى سرايت مرض از آن عضو به اعضاء ديگر سرايتى كه به مرگ بيمار مى انجامد، و باز از اين قبيل است شكافتن جراحت و داغ كردن و سوزاندن با آتش و پاره اى عمليات جراحى كه در اين اعصار معمول شده است به شرطى كه اقدام بر آن عملى عاقلانه شمرده شود، يعنى مباشر در آن جراحى حاذق و با احتياط باشد نه مسامحه كار و متهور.

مساءله 5 - چيزى كه زيادش مضر است ولى اندكش ضرر ندارد زياد و مضر آن حرام است نه اندك و غير مصور آن ، و اگر عكس اين فرض شود حكم آن نيز به عكس است و همچنين چيزى كه خودش به تنهائى مضر است لكن اگر با چيزى ديگر استعمال شود مضر نيست ، استعمال آن به تنهائى حرام و با ضميمه اش حلال است و اگر عكس اين فرض شود حكمش نيز به عكس ‍ خواهد بود.

مساءله 6 - چيزى كه استعمال آن براى يك بار ودو بار ضرر ندارد لكن مداومت در خوردنش و زياد تكرار كردنش مضر است تنها تكرارش حرام است .

مساءله 7 - خوردن گل يعنى خاك آميخته با آب در حال تريش حرام است و همچنين است كلوخ كه همان گل خشكيده است ، و بنابراحتياط مستحبى خاك نيز همين حكم را دارد هرچند كه ملحق نبودن آن به گل خالى از قوت نيست مگر در فرضى كه ضرر برساند، و اما كلوخ و خاك اندكى كه مخلوط با گندم و جو شده و سپس آرد شده و در آن مستهلك گرديده اشكال ندارد، و همچنين است غبار و خاكى كه بر روى ميوه ها مى نشيند و نيز آن مقدار گلى كه در آب گل آلود موجود است ، به شرطى كه آب را از اطاق بيرون نياورده باشد، بله اگر هنگام نوشيدن آب طعم اجزاء آن گل در ذائقه احساس شود نزديكتر به احتياط آن است كه از نوشيدن آن اجتناب نموده صبر كنند تا گل رسوب كند هرچند كه با فرض استهلاك جواز شرب آن به ذهن نزديكتر است .

مساءله 8 - ظاهرا ماسه و سنگريزه و انواع معادن حكم خاك را ندارد پس آبى كه آميخته با آن ها است در صورت نداشتن ضرر نوشيدنش حلال است .

مساءله 9 - از ميان گلها و خاكها تربت سيدالشهداء ابى عبدالله الحسين عليه السلام به منظور شفا از آن استثناء شده و خوردنش بغير اين منظور جائز نيست ، و نيز به بيش از يك نخود متوسط حلال نيست ، و اين استثناء مختص به تربت قبر آن جناب است و تربت غير آن حضرت حتى رسولخدا و ائمه عليهم السلام بنابراقوى حكم آن را ندارد، بله حل كردن آن در آب يا شربت به منظور تبرك و شفا گرفتن از آن آب يا آن شربت اشكال ندارد به شرطى خاك در آب با شربت مستهلك شود.

مساءله 10 - براى برداشتن تربت از قبر مقدس سيدالشهداء عليه السلام و نيز براى خوردنش در وقت حاجت آداب و دعاهائى ذكر شده لكن ظاهرا حكم جواز مقيد به آن آداب نيست ، بلكه رعايت آنها شرط در سرعت اجابت دعا و حاجت و بهبودى است .

مساءله 11 - قدر متيقن ازتربتى كه خوردنش حلال است تربت قبر شريف و اطراف آن است كه عرفا آن نيز تربت قبر شمرده شود، و احتياط هم در اين است كه بخوردن آن اكتفاء شود نه تربت نقاط دور از قبر و از اين هم نزديكتر به احتياط آن است كه همان تربت شريف را نيز در آب بريزد بمقدارى كه مستهلك در آن شود، بلكه اگر از قبر شريف گل يا كلوخى برداشته احتياط مزبور را ترك نكند و كلوخ را حل نكرده در آب تناول ننمايد، بله بنابر آن چه قبلا گذشت كه گفتيم خوردن هيچ خاكى حرام نيست برداشتن خاك از حائر حسينى عليه السلام و نقاط ديگر آن مشهد شريف تا راءس يك ميل ((دو كيلومتر)) بلكه بيش از آن يعنى همان مقدارى كه در اخبارآمده به اميد شفا اشكال ندارد و خوردنش حرام نيست ترك احتياط هم سزاوار نيست .

مساءله 12 - خوردن تربت مقدسه به منظور شفا يا به طريق بلعيدن آن است ((مانند خوردن قرص و كپسول )) و يا به اين طريق است كه آن را در آب حل نموده آب را بنوشند و يا با شربتى ممزوج نموده شربت را به قصد شفا بنوشند.

مساءله 13 - اگر كسى خودش تربت مقدس را از مرقد مطهر امام عليه السلام بردارد و يا از طريقى يقين پيدا كند كه اين تربت مقدس سيدالشهداء صلوات الله عليه است مى تواند آن را به قصد شفا تناول كند، و همچنين اگر دو شاهد عادل شهادت دهند كه اين تربت مقدسه آن امام است ، بلكه ظاهر اين است كه شهادت يكنفر عادل و بلكه يك شخص موثق نيز كافى است ، و اما اينكه گفتار ذى اليد كافى است يا نه مشكل است ، در غير اينصورت يقين و صورت قيام دو شاهد عادل احوط آن است كه تربت را با آب يا شربتى ممزوج كند و پس از استهلاك آنرا بنوشد.

مساءله 14 - خوردن گل ارمنى به منظور مداواى بيمارى بعيد نيست جائز باشد، ولى احوط نخوردن آن است مگر اينكه دوايش منحصر به آن باشد، و يا اگر منحصر نيست آنرا در آب يا شربت مستهلك كند به طورى كه عرف بگويد فلانى آب خورده نه گل .

مساءله 15 - حرمت شرب خمر جزء ضروريات دين است به طورى كه معتقد به حليت آن در زمره كافران است ، البته اين وقتى است كه متوجه لوازم اعتقادش باشد و بداند كه لازمه اين عقيده انكار قرآن و تكذيب رسول اسلام صلى الله عليه وآله مى باشد ((خدا همه ما را از چنين انحرافها حفظ فرمايد))، و در روايات تهديد شديدى به ارتكاب آن و تشديد عظيمى در ترك آن شده است ، از امام صادق عليه السلام نقل است كه فرمود: ((شراب ام الخبائث و منشاء همه نوع شر و فساد است بر شارب خمر ساعتى مى گذارد كه در آن عقل از او سلب شده ديگر پروردگار خود را نمى شناسد و ارتكاب هيچ معصيتى را فرو نمى گذارد و هر حرمت و حريمى را هتك مى كند و رحم نزديك را قطع و اعمال فاحشه را هر چه پيش بيايد انجام مى دهد)) و از رسول خدا صلى الله عليه وآله بما رسيده كه در خصوص شراب ده طائفه را لعنت كردند، 1 - آن كس كه باغ انگور جهت شراب بنشاند 2 - كسى كه آن باغ را نگهبانى كند 3 - آن كس كه آب انگور را بگيرد 4 - و آن كس كه آن را بنوشد 5 - كسى كه ساقى آن باشد 6 - كسى كه بار شراب را حمل كند 7 - كسى كه آن را نزد وى ببرند 8 - فروشنده آن 9 - مشترى آن 10 - كسى كه بهاى شراب را بخورد.بلكه در بعضى از اخبار تصريح شده باينكه شراب در بين گناهان كبيره از همه بزرگتر است و در اخبار زيادى آمده كه مدمن خمر چون بت پرست است و در بعضى از اخبار كلمه مدمن را معنا كرده و فرموده اند مدمن خمر آن كسى نيست كه همه روزه خمر بنوشد بلكه كسى است كه در دلش تصميم دارد هر زمان كه دستش به خمر رسيد بنوشد.گذشته از همه اينها شراب مضرات زيادى دارد كه اطباء حاذق در زمان ما به آن رسيده اند و منصفين غير مسلمان هم اين حكم اسلام را حكيمانه دانسته اند.

مساءله 16 - هرچه مست كننده باشد از نظر حكم و يا موضوع ملحق به خمر است چه مايع باشد چه جامد، يعنى اگر نگوئيم آن نيز خمر است حداقل حكم خمر را دارد، و هر چيزى كه مقدار زيادش آدمى را مست كند ولى اندكش مست نكند هم زيادش حرام است و هم اندكش و صرف اينكه همين چيز در بعضى از طبيعت ها يا بعضى از آب و هواها و يا بعد از اعتياد مستى نمى آورد باعث حليت آن نمى شود بلكه همين سه فرض نيز حرام است .

مساءله 17 - اگر شراب خود به خود و يا با كارى كه بر روى آن انجام شود به سركه مبدل گردد حلال مى شود، هرچند كه چيزى با آن مخلوط كرده باشند حال چه اينكه آن مخلوط قبل از سركه شدن شراب در شراب مستهلك شده باشد مثل اينكه شراب را با اندكى نمك و يا سركه مخلوط كرده باشند و نمك يا سركه در شراب مستهلك شده باشد، و يا نشده باشد و تا بعد از سركه شدن در ظرف باقى مانده باشد به شرطى كه خلط را به مقدار متعارف و به منظور سركه شدن شراب در آن ريخته باشند، اما اگر زياد باشد محل اشكال است بلكه درصورت غلبه اقوى آن است كه آن سركه حرام و نجس ‍ است و آن خليط اگر به مقدار متعارف باشد با پاك شدن شراب و سركه شدنش پاك مى شود، همچنانكه ظرف شراب نيز با سركه شدن آن پاك مى شود.

مساءله 18 - يكى ديگر از نوشيدنى هاى حرم فقاع ((آب جو)) است كه اگر ورآمده باشد و به جزجز افتاده باشد حرام مى شود هرچند كه مستى نياورد، و فقاع از شرابهاى معروف است كه سابق غالبا آن را از جو مى گرفته اند و ماء الشعيرى كه بين اطباء معروف است فقاع نيست .

مساءله 19 - آب انگور نيز اگر خود به خود به جزجز بيفتد و مانند خمير ورآمده باشد و يا به وسيله آتش به جوش درآيد حرام مى شود، و اما عصير مويزى يا خرمائى اگر با آتش بجوشدحلال است ، و همچنين اگر خود به خود بجوشد مگر آنكه مسكر بودنش ثابت شود و ظاهرا جوشش به وسيله آفتاب هم مانند جوشيدن به وسيله آتش است در نتيجه همان حكم را دارد.

مساءله 20 - ظاهرا آبى هم كه در دانه انگور است حكم عصير و فشرده آن را دارد، پس اگر بجوشد چه به خودى خود و چه با آتش آن نيز حرام است ، بله مادام كه يقين به جوشيدنش حاصل نشده حكم به حرمتش نمى شود، پس اگر دانه انگورى داخل ديگ در حال جوش بيفتد و در آب ديگ بالا و پائين بشود حرام نمى شود مگر وقتى كه يقين كند به اين كه آب داخل انگور نيز به جوش آمده است و صرف بالا و پائين شدن دانه دليل بر جوشيدن آب داخل آن نيست .

مساءله 21 - همه مى دانند كه مويز و كشمش خودش آب ندارد. و اينكه در مساءله 19 سخن از عصير آن رفت و گفتيم بجوش آمدن آن به وسيله آتش ‍ حرامش نمى كند منظور از آن گوشت داخل آن است كه يا آن را كوبيده و با آب مخلوط مى كنند و يا در آب خيس مى كنند تا آن آب شيرين شود به طورى كه در شيرينى مانند آب انگور شود و يا بعد از خيس شدن فشارش ‍ مى دهند تا عصاره اى بيرون آيد، و اما اگر در همان حال درستى آب در جوفش بيفتد ظاهرا آن آب عصير كشمش نيست و اگر بجوشد حرام نمى شود، بنابراين اگر كشمش را در غذاى پخته بريزند يا در داخل كوفته يا كباب و امثال آن بگذارند و فرضا آب در آن بيفتد و نيز به فرض جوش آمدن آب اشكالى ندارد تا چه رسد به صورتى كه يقين به جوش آمدنش حاصل نشود.

مساءله 22 - ظاهرا آن چه كه از اقسام عصير گفتيم با جوش آمدن خود به خود حرام مى شود حرمتش جز به وسيله سركه شدن زائل نمى گردد، مانند خمر كه تنها راه حلال شدنش سركه شدن آن است ، و بخار شدن دو ثلث اثرى در حلال شدن آن ندارد، و اما آن چه كه با آتش و مثل آن به جوش آمده حرمتش با بخار شدن دو ثلث آن از بين مى رود و حلال مى شود، نزديك تر به احتياطآن است كه بخار شدن دو ثلث آن به وسيله ثلث يا هر وسيله اى كه آن را بجوشاند صورت بگيرد نه از طريق حرارت هوا و وزش باد در مدتى طولانى ، بله لازم نيست كه از بين رفت دو ثلث در حال جوش صورت بگيرد، پس اگر كمى كمتر از دو ثلث با جوشيدن تبخير شود و آن مقدار اندك بعد از افتادن از جوش و قبل از سرد شدن تبخير شده باشد كافى است ، پس اگر روى آتش نصف آن يعنى سه ششم آن تبخير شده و يك ششم باقيمانده بعد از قرار گرفتن ديگ روى زمين تبخير كافى در حليت است .

مساءله 23 - اگر عصير جوشيده قبل از آن كه دو ثلثش تبخير شده باشد شيره شود بنابراحتياط كافى در حليت نيست .

مساءله 24 - اگر آب انگور را با آب مخلوط كرده باشند و آن گاه بجوشانند تا دو ثلثش تبخير شود در حلال شدنش اشكال هست ، مگر آن كه يقين كنند كه دو ثلث از آب انگور بخار شده ((مثلا اگر شش كيلو آب انگور را با يك كيلو آب مخلوط كرده باشند وقتى حلال مى شود كه از آن هفت كيلو دو كيلو باقى مانده باشد.))

مساءله 25 - اگر بعد از جوشيدن آب انگور و قبل از تبخير دو ثلثش مقدارى آب انگور نجوشيده بآن اضافه كنند واجب است آن قدر بجوشانند كه دو ثلث هر دو عصير بخار شود و نبايد نخست آن چه قبلا از عصير اولى بخار شده حساب و استثناء كنند ((باين حساب كه جمعا هيجده كيلو بوده و بايد دوازده كيلويش تبخير شود سه كيلو قبلا تبخير شده نه كيلو هم بعدا تبخير شود))، پس اگر نه كيلو مثلا عصير در يك ديگ بوده ودر اثر جوشيدن سه كيلوى آن بخار و شش كيلو باقى مانده آن گاه سه كيلوى ديگر آب انگور روى شش كيلوى آن بخار و شش كيلو باقى مانده آن گاه سه كيلوى ديگر آب انگور روى شش كيلو بريزند و مجموع پانزده كيلو شود كافى نيست كه نه كيلوى آن بخار شود و شش كيلو بماند بلكه بايد از پانزده كيلو ده كيلو بخارشود و پنج كيلو بماند، لكن اصل اين عمل خلاف احتياط است و نزديك تر به احتياط آن است كه هر يك از آن دو عصير جدا جدا پخته شود، هرچند طريقه اى را كه گفتيم وجهى دارد.

مساءله 26 - انداختن چيزى مانند كدو يا به يا سيب يا غير اينها در آب انگور قبل از تبخير دو ثلث آن تا همراه آب انگور پخته شود اشكال ندارد، هر زمان كه آب انگور داخل ديگ حلال شود آن دخيلى هم كه در آن ريخته شده حلال مى شود، لكن اگر دخيل چيزى است كه آب انگور را به جوف خود مى كشد بايد علاوه بر ثلث شدن آب انگور داخل ديگ آب انگور جوف دخيل نيز ثلث شود كه در اين صورت آن دخيل نيز حلال مى شود.

مساءله 27 - ذهاب ثلثين از چند را ثابت مى شود: يكى از طريق علم ((مثل اينكه همزمان باپختن شيره آب انگور را در ديگى استوانه اى بريزد و عمق آب انگور را با متر معين كند كه مثلا 18 سانتى متر است آن گاه بعد از جوشاندن ببيند كه از آن هيجده سانت ش و كمتر از شش سانت باقيمانده كه قهرا يقين پيدا مى كند به اينكه آب انگور او ثلث شده ،)) طريقه دوم شهادت دو شاهد عادل است ، و طريقه سوم خبر دادن ذى اليد و صاحب آن است ((همينكه فروشنده مسلمان بخريدار بگويد و يا ميزبان مسلمان به ميهمان بگويد كه اين شيره دو ثلثش رفته كافى است )) بلكه صرف گرفتن آن از دست مسلمانى كه معتقد به حرمت آن انگور جوشيده قبل از ثلث شدن است كافى است ، هرچند او خبر ندهد كه شيره من ثلث شده است بلكه اگر از اعتقاد ذى اليد هم خبر نداشته باشد همين كه مسلمان باشد كافى است ، بله اگر اطلاع داشته باشد از اينكه ذى اليد آب انگور جوشيده قبل از ثلث شدن را حلال مى داند مثلا معتقد است به اينكه آب انگور وقتى شيره شد حلال است هرچند ذهاب ثلثان نشده باشد و يا معتقد است به اينكه لازم نيست ذهاب ثلثان آن حتما به وسيله آتش باشد بلكه اگر به وسيله وزش باد و طول مكث آن در آفتاب ذهاب ثلثان شده باشد حلال است ، و در چنين فرضهائى آيا جائز است بگفته او اعتماد شود و اگر چنين كسى بگويد شيره من با آتش ذهاب ثلثان شده قبول كرد يا نه ؟محل خلاف و اشكال است و از اين مشكل تر اين است كه بگوئيم جائر است به صرف احتمال و بدون تفحص شيره را از او گرفت و بنا گذاشت بر اينكه ذهاب ثلثين شده بنابراين احتياط آن است كه از آن اجتناب كند و بگفته صاحبش اعتماد نكند و بنا را بر ثلثان آن بگذارد بلكه اين معنا خالى از قوت نيست .

مساءله 28 - خوردن مال غير هر چند كافرى باشد كه مالش محترم است بدون اذن و رضاى او حرام است ، و مال وقتى حلال مى شود كه اذن و اجازه صاحب مال احراز شود كه در حديث آمده ((كسى كه بدون دعوت بر سر طعام ديگرى حاضر شود آن چه مى خورد مثل قطعه اى آتش است كه فرو مى برد)).

مساءله 29 - جائز است حتى در غير ضرورت اينكه انسان از خانه پدر و مادر و فرزند و برادر و خواهر و عم و عمه و دائى و خاله و دوستانش چيزى را بخورد، همچنان كه براى ن جائز است از خانه شوهرش چيزى تناول كند، و نيز براى كسى كه بر خانه زندگى و حفظ اشياء موجود كسى وكيل است جائز است از خانه موكلش چيزى را بخورد، و همه اينها در صورتى است كه يقين به كراهت صاحب خانه نداشته باشد، بنابراين فرق نامبردگان بالا با بيگانگان اين است كه در جواز خوردن مال بيگانه احراز رضايت شرط است ولى در اين نامبرده گان احراز رضايت و اذن لازم نيست بلكه با شك در رضايت وصى با ظن بعدم رضايت نيز بنابراقوى جائز است ، لكن در صورت ظن بعدم رضايت نيزبنابراقوى جائز است ، لكن در صورت ظن به عدم رضايت مخصوصا اگر ظن غالب باشد ترك احتياط سزاوار نيست ، و نيز احتياط در اين است كه بگوئيم حكم بالا مخصوص به خوردنيهاى معمولى از قبيل نان و خرما و خورشت و ميوه و امثال اينها است نه خوردنيهاى نفيس كه غالبا آن را در خانه ذخيره و پنهان مى كنند تا در موقع حاجت آن را براى ميهمانى محترم و عزيز بياورند، و ظاهرا نوشيدنى هاى اين بيوت مانند شير و دوغ و امثال آن حكم خوردنيها را دارد، و اين حكم مختص خانه هاى نامبرده گان است و شامل خانه غير آنان و نيز شامل خانه آنان از قبيل دكان و باغ نمى شود، همچنان كه تنها شامل خوردنيها و نوشيدنى هائى است كه در خانه آنان موجود باشد نه اين كه از خانه آنان پول بردارد و از بيرون خانه خوردنى خريدارى كند.

مساءله 30 - تمامى آن چه كه گفتيم خوردنش حرام است در حال ضرورت حلال مى شود، حال يا به خاطر اينكه اگر آن حرام را نخورد به مرض شديد مبتلا مى شود كه عادة غير قابل تحمل است و يا به خاطر اينكه دچار ضعف مفرطى مى شودكه آن ضعف سرانجام به بيمارى غير قابل تحمل منتهى مى گردد، و يا به تلف منجر مى شود و يا از همراهان در سفر عقب مى ماند و نشانه هائى دلالت مى كند كه اگر عقب بماند سرانجام هلاك مى گردد.يكى ديگر جائى است كه چنانچه آن حرام را نخورد يا آن نوشيدنى حرام را ننوشد گرفتار عطش و گرسنگى مى شود كه عادة غير قابل تحمل است ، يكى ديگر موردى است كه مى ترسد اگر آن حرام را تناول نكند جنين در رحمش يا شيرخواره در آغوشش از بين برود، بلكه موردى ديگر اين است كه بترسد در اثر نخوردن آن حرام بيماريش طولانى شود و يا علاجش ‍ دشوار گردد، و معيار در همه اين موارد ترسى است كه يا از علم ناشى مى شود و يا از ظن به ترتب آثار سوء نامبرده بر ترك خوردن حرام ، بله اگر ترس ناشى از احتمال هم باشد مجوز خوردن حرام مى شود البته احتمالى كه منشاءئى عقلائى داشته باشد نه هر احتمال و نه احتمال ضعيفى كه آن را وهم گويند.

مساءله 31 - يكى ديگر از ضرورتهائى كه غذا و نوشيدنى حرام را حلال مى كند اكراه و تقيه است ، تقيه از كسى كه از او بر جان خود يا نفسى محترم و يا بر عرض خود يا عرضى محترم و يا بر مالى محترم و معنابهى بترسد و تحمل آن حرجى باشد چه مال خودش و چه مال غير.

مساءله 32 - در هر موقعيتى كه حفظ جان متوقف بر ارتكاب عملى حرام شود ارتكاب آن حرام واجب مى شود، و در چنين مواقعى جاى تقدس و تنزه نيست حال چه اينكه آن حرام شرب خمر باشد و چه خوردن خاك و گل و چه حرامى ديگر، بنابراين اگر گرفتار عطشى كشنده شود و بر جان خودبترسد نه تنها جائز است شراب بنوشد كه واجب هم مى شود و همچنين هر زمانى كه مضظر به ارتكاب ساير محرمات شود.

مساءله 33 - اگر مضطر بارتكاب حرامى شد واجب است از آن حرام به مقدار رفع اضطرار مرتكب شود و زيادتر از آن جائز نيست ، پس هرگاه مضطر بنوشيدن شراب و يا خوردن گوشت مردار شود تا ترس از جان خود را دفع كند بهمان مقدارى كه ترس برطرف شود حلال و جائز مى شودو زيادتر از آن جائز نيست .

مساءله 34 - براى معالجه بيماريها جائز است با چيز حرامى كه دواى منحصر آن بيمارى باشد معالجه كرد ودر تشخيص اين انحصارها لازم نيست خود آدمى يقين پيدا كند كه غير از فلان حرام دوائى نيست بلكه قول اطباء حاذق و مورد وثوق نيز كافى است ، و معيار در انحصار اين است كه در بين دواهاى موجود و متداول جز آن دواى حرام داروئى نباشد، نه اين كه در متن واقع داروئى براى آن يافت نشود، چون درك و فهم بشر عاجز است از احاطه به واقعيات .

مساءله 35 - آن طور كه نقل شده مشهور بين فقهاء اين است كه مداواى با شراب بلكه با هيچ نوع مسكرى حتى در صورتى كه دواى منحصر باشد جائز نيست ، لكن جواز آن خالى از قوت نيست ، البته با اين شرط كه يقين داشته باشد به اينكه به وسيله شراب بيماريش معالجه مى شود و نيز يقين داشته باشد باينكه اگر شراب را نخورد و بيماريش را به حال خود واگذارد او را خواهد كشت و يا نزديك بمرگ خواهد كشانيد و نيز يقين داشته باشد باينكه دواى دردش منحصر به شراب است به همان معنائى كه دربالا گفتيم و بايد بداند مسئله شرب خمر در اسلام بسيار كار زشتى است كه نمى شود بآسانى و به بهانه بيمارى مرتكب آن شد تنها در فرضى كه گفتيم كه اطمينان داشته باشد باينكه اگر خود را با آن مداوا نكند خواهد مرد، و اين اطمينان را از اين راه به دست آورده باشد كه مثلا جماعتى از اطباء حاذق و در عين حال متدين حكم كرده باشند و گرنه بايد با درد خود بسازد شايد خداى تبارك و تعالى خودش به وسيله شفاء او را فراهم سازد، بله وقتى خداى متعال ببيند بنده اش در راه اطاعت او و تحفظ بر دينش چگونه درد مى كشد البته شفايش مى دهد و گرنه پاداشى عظيم در مقابل صبرش باو عطا مى كند.

مساءله 36 - اگر كسى براى سد رمق خود ناگزير شود مال ديگرى را بخورد و مالك آن مال هم حاضر باشد در صورتى كه خود مالك نيز مانند او مضطر بخوردن آن طعام يا آن مال باشد بر او واجب نيست مال خود را به وى بدهد، و آيا جائز هم نيست و يا جائز هست ؟محل تاءمل است ، براى مضطر نيز جائز نيست آن مال را به زور از مالكش بگيرد، و اما اگر مالك خودش ‍ اضطرارى بخوردن آن نداشته باشد واجب است آن را به مضطر بدهد و اگر از دادن آن امتناع بورزد براى مضطر جائز است او را مجبور نموده به زور از او بگيرد و حتى جائز است براى گرفتن از او با او بجنگد، و بر مالك واجب نيست آن را مجانى به وى بدهد بلكه مى تواند قيمتش را از او بگيرد مضطر هم نميتواند او را مجبور به دادن بلاعوض كند، و اگر مالك خودش داوطلب شد كه آن را در مقابل عوض به او بدهد در صورتى كه مقدار عوض را معلوم نكرده باشد بر مضطر است كه مثل آن خوراك و يا نوشيدنى را بمالك بدهد، اين در صورتى است كه آن چه خورده مثلى بوده باشد ((نظير گندم و نان و امثال اينها)) و اما اگر مانند گوسفند و مرغ قيمى باشد بايد قيمت آن را يعنى ثمن المثل آن را به وى بپردازد، و اما اگر بخواهد عوض آن را معين كند واجب نيست كه حتما بقيمت عادله و يا كمتر بوده باشد بلكه مى تواند گرانتر از عادله معين كند تا جائى كه براى مضطر حرجى نباشد و گرنه حق ندارد چنان عوض حرجى را معين نمايد، و بعد از آن كه عوض معين شد اگر مضطر قدرت پرداخت آن راداشته باشد واجب است در صورت مطالبه مالك آن را بپردازد و اگر قدرت پرداخت نداشته باشد دينى بر ذمه او مى ماند تا در هنگام قدرت بپردازد، همه اينها در صورتى بود كه مالك آن طعام حاضر باشد، و اما اگر غائب باشد براى مضطر جائز است از آن طعام به مقدار سد رمق بخورد و قيمت آن را درذمه خود بگيرد و نميتواند آن قيمت را كمتر از ثمن المثل معين كند و نزديكتر به احتياط آن است كه اگر به حاكم دسترسى دارد به او واگر ندارد به عدول مؤ منين مراجعه كند.

مساءله 37 - غذا خوردن بر سفره اى كه ديگران چيزى از مسكرات مى نوشند حرام است ، و همچنين فقاع .اين بود غذاهائى كه خوردنش حرام است و براى غذا خوردن و آب نوشيدن آداب مستحب و مكروهى هست كه در كتب مفصل آمده و خواننده بايد به آنها مراجعه نمايد.