فرهنگ عفاف حجاب
تهيه وتنظيم توسط حجّة الاسلام حاج
سيدمحمدباقري پور
درمؤسسه فرهنگي هدي رايانه
سايت هدي بلاگ
اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب استاد شهيدمطهري
http://www.aviny.com/library/motahari/books/2/book.zip
...............
http://www.aviny.com/library/motahari/Books/2/index.htm
نظام حقوق زن در اسلام استاد شهيدمطهري
http://www.aviny.com/library/motahari/books/85/book.zip
................
http://www.aviny.com/library/motahari/Books/85/index.htm
مساله حجاب استاد شهيدمطهري
http://www.ghadeer.org/author/motahary/67/pages/fehrest.html
زن ريحانه آفرينش
در قرآن مجيد بيش از ده آيه در مورد حجاب و حرمت نگاه به
نامحرم وجود دارد.
يکي از اين آيات، آيه 59 سوره احزاب است:« يا ايهاالنبي قل
لازواجک و بناتک و نساءالمومنين يدنين عليهن من جلابيبهن ذلک ادني ان يعرفن فلا
يوذين و کان الله غفورا رحيما» (اي پيامبر، به زنان و دخترانت و نيز به زنان
مومنين بگو خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و مورد اذيت قرار نگيرند. و خداوند
بخشنده مهربان است.)
جلاب به معناي يک پوشش سراسري است؛ يعني زن بايد همه اندامش
پوشيده باشد تا همچون گلي لطيف از دسترس هوسرانان مصون و محفوظ باشد.
در سوره نور آيه 31 نيز مفصلا در مورد حجاب و حرمت نگاه به
نامحرمان سخن به ميان آمده است.
مفهوم و ابعاد حجاب در قرآن
حجاب در لغت به معناي مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال اين
کلمه، بيشتر به معني پرده است. اين کلمه از آن جهت مفهوم پوشش ميدهد که پرده، وسيلهي
پوشش است، ولي هر پوششي حجاب نيست؛ بلکه آن پوششي حجاب ناميده ميشود
که از طريق پشت پرده واقع شدن صورت گيرد.
حجاب، به معناي پوشش اسلامي بانوان، داراي دو بُعد ايجابي و
سلبي است. بُعد ايجابي آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبي آن، حرام بودن خودنمايي به
نامحرم است؛ و اين دو بُعد بايد در کنار يکديگر باشد تا حجاب اسلامي محقق شود؛
گاهي ممکن است بُعد اول باشد، ولي بُعد دوم نباشد، در اين صورت نميتوان
گفت که حجاب اسلامي محقق شده است.
اگر به معناي عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را
حجاب بناميم، حجاب ميتواند اقسام و انواع متفاوتي داشته باشد. يک نوع آن حجاب ذهني، فکري و روحي
است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامي، مانند توحيد و نبوت، از مصاديق حجاب ذهني،
فکري و روحي صحيح است که ميتواند از لغزشها و گناههاي
روحي و فکري، مثل کفر و شرک جلوگيري نمايد.
علاوه بر اين، در قرآن از انواع ديگر حجاب که در رفتار
خارجي انسان تجلي ميکند، نام برده شده است؛
مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصيه شدهاند.
هدف و فلسفه حجاب
هدف اصلي تشريع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به
وسيلهي تزکيهي نفس و تقوا به دست ميآيد:
إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ (حجرات؛13)
بزرگوار و با افتخارترين شما نزد خدا با تقواترين شماست.
-=هُوَ الَّذِي
بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ
يُزَکِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ
قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ؛
اوست خدايي که ميان عرب امّي (قومي که خواندن و نوشتن هم
نميدانستند) پيغمبري بزرگوار از همان قوم برانگيخت، تا بر آنان وحي خدا را تلاوت
کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب سماوي و حکمت الهي
بياموزد؛ با آن که پيش از اين، همه در ورطهي جهالت و گمراهي بودند.=-
از قرآن کريم استفاده ميشود که هدف از تشريع حکم
الهي، وجوب حجاب اسلامي، دستيابي به تزکيهي نفس، طهارت، عفت و پاکدامني است.
آياتي همچون:
قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ
يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ؛ اي رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشمها
از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، که اين بر پاکيزگي جسم و
جان ايشان اصلح است.
حجاب چشم
قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ (نور؛30)
اي رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند.
قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ(نور؛31)
اي رسول به زنان مؤمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند.
حجاب در گفتار
نوع ديگر حجاب و پوشش قرآني، حجاب گفتاري زنان در مقابل
نامحرم است:
فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي
قَلْبِهِ مَرَضٌ(احزاب؛32) پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگوييد؛ مبادا آن که
دلش بيمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.
حجاب رفتاري
نوع ديگر حجاب و پوشش قرآني، حجاب رفتاري زنان در مقابل
نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونهاي راه نروند که با نشان
دادن زينتهاي خود باعث جلب توجه نامحرم شوند
وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ
مِنْ زِينَتِهِنَّ(نور؛31) و آن طور پاي به زمين نزنند که خلخال و زيور پنهان
پاهايشان معلوم شود.
از مجموع مباحث طرح شده به روشني استفاده ميشود
که مراد از حجاب اسلامي، پوشش و حريم قايل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در
انحاي مختلف رفتار، مثل نحوهي پوشش، نگاه، حرف زدن و راه رفتن است.
بنابراين، حجاب و پوشش زن نيز به منزلهي يک حاجب و مانع در
مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حريم ناموس ديگران را دارند. همين
مفهوم منع و امتناع در ريشهي لغوي عفت نيز وجود دارد؛
حجاب و عفت
دو واژهي «حجاب» و «عفت» در اصل معناي منع و امتناع مشترکاند.
تفاوتي که بين منع و بازداري حجاب و عفت است، تفاوت بين ظاهر و باطن است؛ يعني منع
و بازداري در حجاب مربوط به ظاهر است، ولي منع و بازداري در عفت، مربوط به باطن و
درون است؛ چون عفت يک حالت دروني است، ولي با توجه به اين که تأثير ظاهر بر باطن و
تأثير باطن بر ظاهر، يکي از ويژگيهاي عمومي انسان است؛ بنابراين، بين حجاب و پوشش
ظاهري و عفت و بازداري باطني انسان، تأثير و تأثّر متقابل است؛ بدين ترتيب که هرچه
حجاب و پوشش ظاهري بيشتر و بهتر باشد، اين نوع حجاب در تقويت و پرورش روحيهي باطني
و دروني عفت، تأثير بيشتري دارد؛ و بالعکس هر چه عفت دروني و باطني بيشتر باشد
باعث حجاب و پوشش ظاهري بيشتر و بهتر در مواجهه با نامحرم ميگردد.
حجاب زنان سالمند
قرآن مجيد به شکل ظريفي به اين تأثير و تأثّر اشاره فرموده
است. نخست به زنان سالمند اجازه ميدهد که بدون قصد تبرّج و خودنمايي، لباسهاي
رويي خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولي در نهايت ميگويد:
اگر عفت بورزند، يعني حتي لباسهايي مثل چادر را نيز بر ندارند، بهتر است.
وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِي لا يَرْجُونَ
نِکاحاً فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيْرَ
مُتَبَرِّجاتٍ بِزِينَةٍ وَ أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ
سَمِيعٌ عَلِيمٌ.(نور؛60)
علاوه بر رابطهي قبل، بين پوشش ظاهري و عفت باطني، رابطهي
علامت و صاحب علامت نيز هست؛ به اين معنا که مقدار حجاب ظاهري، نشانهاي
از مرحلهي خاصي از عفت باطني صاحب حجاب است. البته اين مطلب به اين معنا نيست که
هر زني که حجاب و پوشش ظاهري داشت، لزوماً از همهي مراتب عفت و پاکدامني نيز
برخوردار است.
آيا حجاب مانع همه بزهکاري هاي اجتماعي است؟
با توجه به همين نکته، پاسخ اين اشکال و شبههي افرادي که
براي ناکارآمد جلوه دادن حجاب و پوشش ظاهري، تخلفات بعضي از زنان با حجاب را بهانه
قرار ميدهند آشکار ميگردد؛ زيرا مشکل اين عده از زنان، ضعف در حجاب باطني و فقدان ايمان و اعتقاد
قوي به آثار مثبت حجاب و پوشش ظاهري است و قبلاً گذشت که حجاب اسلامي ابعادي
گسترده دارد و يکي از مهمترين و اساسيترين ابعاد آن، حجاب دروني و باطني و ذهني
است که فرد را در مواجهه با گناه و فساد، از عقايد و ايمان راسخ دروني برخوردار ميکند؛
و اساساً اين حجاب ذهني و عقيدتي، به منزلهي سنگ بناي ديگر حجابها،
از جمله حجاب و پوشش ظاهري است؛ زيرا افکار و عقايد انسان، شکل دهندهي رفتارهاي
اوست.
البته، همانگونه که حجاب و پوشش ظاهري، لزوماً به معناي
برخورداري از همهي مراتب عفاف نيست، عفاف بدون رعايت پوشش ظاهري نيز قابل تصور
نيست. نميتوان زن يا مردي را که عريان يا نيمه عريان در انظار عمومي ظاهر ميشود
عفيف دانست؛ زيرا گفتيم که پوشش ظاهري يکي از علامتها و نشانههاي
عفاف است، و بين مقدار عفاف و حجاب، رابطهي تأثير و تأثّر متقابل وجود دارد. بعضي
نيز رابطهي عفاف و حجاب را از نوع رابطهي ريشه و ميوه دانستهاند؛ با اين تعبير
که حجاب، ميوهي عفاف، و عفاف، ريشهي حجاب است. برخي افراد ممکن است حجاب ظاهري
داشته باشند، ولي عفاف و طهارت باطني را در خويش ايجاد نکرده باشند. اين حجاب،
تنها پوسته و ظاهري است. از سوي ديگر، افرادي ادعاي عفاف کرده و با تعابيري، مثل
«من قلب پاک دارم، خدا با قلبها کار دارد»، خود را سرگرم ميکنند؛ چنين انسانهايي
بايد در قاموس انديشهي خود اين نکتهي اساسي را بنگارند که درون پاک، بيروني پاک
ميپروراند و هرگز قلب پاک، موجب بارور شدن ميوهي ناپاکِ بيحجابي نخواهد شد.
http://www.goharenab.blogfa.com/post-3.aspx
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
نگاهی به فرهنگ حجاب و عفاف در نظام اسلامی
پیام زن :: شهریور 1387 - شماره 198
قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا
فروجهم ذلک ازکی لهم ان الله خبیر بما یصنعون و قل للمؤمنات یغضضن
من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لایبدین زینتهن الاما ظهر
منها و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن. (1)
(ای رسول
ما) مردان مؤمن را بگو تا چشمها (از نگاه ناروا بپوشند) و عفتشان را محفوظ دارند
که این برای پاکیزگی شما اصلح است. و البته خدا به هر چه
کنید کاملاً آگاه است. ای رسول، زنان مؤمن را بگو تا چشمها از نگاه
ناروا بپوشند و عفت و پاکدامنی را حفظ کنند و زینت و آرایش خود
جز آنچه قهراً ظاهر میشود بر بیگانه آشکار نسازند.
زن جلوهای از جمال، محبت، خلاقیت و ربوبیت
الهی و رکن اساسی در تعلیم و تربیت است. اگر زنان به این
منزلت واقف شوند و در پاسداری از آن بکوشند فرایند تربیتی
و شخصیتی آنان و همه اجتماع سالم مانده و بخوبی پیش میرود.
تجربه ملتهای گذشته نیز نشاندهنده این نکته است که هرگاه
زنان، بلندای مقام و رسالت اصلی خود را درک نموده و در رشد شخصیت
خود اهتمام ورزیدهاند. منزلت و محبوبیت آنان حفظ شده، اجتماع در
سلامت زیسته و ناهنجاریها کمتر بوده است. بدون شک در عصر ما که بعضی
نام آن را عصر برهنگی و آزادی جنسی گذارده و بیبندوباری
زنان را جزئی از آزادی او میدانند! سخن از حجاب گفتن برای
این دسته ناخوشایند و گاه افسانهای است متعلق به زمانهای
گذشته، ولی مفاسد و مشکلات روزافزون که از این آزادی بیقید
و شرط بوجود آمده سبب شده است که تدریجاً گوش شنوایی برای
این سخن پیدا شود. حجاب و عفاف در دین مبین اسلام از جایگاه
ویژهای برخوردار است. اسلام به عنوان آخرین دین الهی
برای حفظ فرد و جلوگیری از انحرافاتی که سرچشمه آنها بیحجابی
و بیعفتی و عدم رعایت پوشش صحیح میباشد. برنامهای
را ارائه داده است که شامل همه افراد بشر اعم از مرد و زن میباشد.
گرایش به حجاب و عفاف فطریست
گرایش به پوشش و عفاف یک گرایش فطری
در میان زنان و مردان است. اما میزان و شکل آن رابطة مستقیمی
با اخلاق و فرهنگ جوامع داشته و دارد. در سرزمینهای مختلف، انسانهایی
که به ارزشهای اخلاقی اعتقاد بیشتری داشتهاند. از پوشش
کاملتر و متینتری استفاده کردهاند و هر قدر سطح ارزشهای اخلاقی
در آن جوامع پآیین آمده، پوشش مردان و زنان نیز در سطح پآیینتری
قرار گرفته و شکل نامناسبی پیدا کرده است.
ادیان الهی، همواره بر پوشش تأکید کرده و
آن را لازمة دینداری شمردهاند. مطابق با آیین یهود،
زنان هنگام حضور در اجتماعات، موی سر خود را میپوشانند و به حجاب پایبند
هستند. در مسیحیت نیز پوشش اهمیت زیادی داشته
و زنان معتقد به حضرت مسیح(ع) میکوشیدند مانند حضرت مریم(س)
موی خود را بپوشانند و با حجاب وارد جامعه شوند.
هنوز هم نقاشان مسیحی، تصویر حضرت مریم(س)
را با پوشش و حجاب کامل میکشند. زنان و راهبهها و قدیسها یکی
از کاملترین حجابها را دارند. این امر نشان میدهد که از نظر
آنان، داشتن حجاب، به دینداری نزدیکتر و در پیشگاه خدا
پسندیدهتر است.
توجه داشته باشیم که در زمان ظهور حضرت مسیح(ع)
در فلسطین، اروپا غرق در شرک و بتپرستی بود و مردم گرفتار آداب و رسوم
مشرکانه بودند و زنان آنها معمولاً موی خود را نمیپوشاندند. اما با
آمدن مسیحیت به اروپا و گسترش تعالیم دین مسیح(ع)
پوشیدن موی سر نیز در میان زنان گسترش یافت. در
دورانهای اخیر پایبندی به تعالیم دینی
در میان مسیحیان کمتر شده و آن بخش از دستورات و سنتهای حضرت
موسی(ع) و حضرت عیسی(ع) هم که باقیمانده مورد غفلت قرار
گرفته و به آنها عمل نمیشود. بنابراین، بیحجابی زنان
غرب نه تنها جایگاهی در اندیشة مسیحیت حقیقی
ندارد، بلکه بازگشتی به سنتهای مشرکانة قبل از حضرت مسیح(ع)
محسوب میشود.
زنان ایرانی قبل از اسلام عموماً پیرو آیین
زرتشت بودند و با پوشش کامل در محلهای عمومی رفت و آمد میکردند.
تقریباً در همه فرهنگها، همیشه پوشش زنان به
صورت یک اصل پسندیده مطرح بوده و کمتر قوم و ملتی بوده است که
زنان آنان پوشش مناسبی نداشته باشند. البته چگونگی و حدود آن متفاوت
بوده است.
اسلام نیز حجاب را بر زنان واجب کرده است زیرا
حجاب بهترین وسیلهای است که زن را از خطر بیگانه حفظ میکند
و زن بیحجاب همچون میوه درختی است که شاخه آن از دیوار
باغ به بیرون آویزان است که هر رهگذری ممکن است در آن طمع کند یا
مانند گلی است که هرکس به چیدن آن تمایل دارد.
علل کمتوجهی به عفاف و حجاب اسلامی
اهمیت ندادن به عفاف و حجاب از سوی برخی
از زنان کمتوجهی مسئولان و متولیان امور فرهنگی به اجرای
آن در جامعه، آثار زیانبار فردی و اجتماعی به دنبال خواهد داشت
و ممکن است به تدریج بنیادهای ارزشی و اخلاقی را
سست و متزلزل کند و زمینههای انحطاط فرهنگی و معنوی را
فراهم سازد، از این رو شناخت عوامل مؤثر در سیر نزولی توجه به
عفاف و حجاب بسیار مهم است و میتواند ما را در تبیین و
تقویت هرچه بهتر راهکارهای اجرایی عفاف و حجاب یاری
دهد، آنچه در ادامه از آن سخن به میان میاید اشاره به این
عوامل میباشد:
1- تبیین
نشدن شایسته فرهنگ اسلام
پس از انقلاب اسلامی گرایش به دین و معنویت
و انجام دستورات دینی به نحو خوبی رشد یافت و متولیان
فرهنگ کشور وضعیت اجتماعی را پاک و سالم دانسته و به تصور اینکه
این روند و این فضا ادامه خواهد داشت، کمتر برای تبیین
و استمرار فرهنگ دینی که حجاب و عفاف نیز جزو آن است، سرمایه
گذاردند و به مسائل دیگری که گمان میکردند از اولویت و
اهمیت بیشتری برخوردار است پرداختند.
2- نبودن مجال
برنامهریزی
کینهتوزی
دشمنان اسلامی و توطئههای استکبار جهانی به سر کردگی امریکای
جهانخوار و راهاندازی بحرانهای اقتصادی، سیاسی،
امنیتی و تنشهای اجتماعی که همة ما مصادیق بسیاری
از آن را از اول انقلاب تا حال، شاهد بودهایم و از همه مهمتر راه انداختن
جنگ تحمیلی که بیشترین منابع و سرمایههای
مادی و معنوی کشور را به خود اختصاص داد، باعث شد که فرصت برای
برنامهریزی صحیح از مسؤلان سلب گردد.
3- سیاستهای
فرهنگی
عرصههای فرهنگی به افراد خوشذوق، متعهد، متدین
و متخصص نیازمند است که به صورت دقیق و عمیق بتوانند مسائل
اسلامی را از منابع غنی اسلامی فهمیده و به شیوه صحیح
و در کتابهای معارف اسلامی دبیرستانها و دانشگاهها و همه
سطوح آموزشی جامعه ارائه دهند به صورتی که مطالب این کتابها
جوانان را جذب کند و توجه به معنویت، اخلاق و ارزشهای دینی
را در وجود آنان نهادینه سازد البته کارهای زیادی در این
زمینه شده است ولی کافی نیست و ما هنوز در آغاز راهیم.
4- ترویج
تساهل و تسامح
افرادی، که از طرفی آگاهی و شناخت درستی
از اسلام ندارند و از طرف دیگر، در معرض بمباران تبلیغات سوء دشمنان
قرار دارند، چه بسا حجاب را قید و بندی برای خود احساس کرده و
مراعات آن را با آزادی مادی و جسمی خود سازگار نبینند و
به دنبال دست یافتن به راحتی و آسان بودن زندگی، خیلی
زود به افکار و عقاید دشمن که در این زمینه القاء میشود،
گرایش پیدا کنند و در دامی که برای آنان نهاده شده گرفتار
ایند.
5- نبودن الگوهای
مناسب
متأسفانه ما نتوانستهایم الگوهای مناسب فرهنگی
از نظر پوشش، رفتار و بسیاری از مناسبات اجتماعی به دختران و
زنان ارائه دهیم که مورد توجه آنها قرار گیرد و آن را الگوی خود
سازند در حالی که دشمن از این خلاء فرهنگی سود جسته و با ترویج
الگوهای مصرفی، بیبندوباری در میان جوانان و
نوجوانان را بسط داده و قبح بسیاری از مسائل غیر اخلاقی
را از بین برده است.
6- بالا رفتن سن
ازدواج
تردیدی نیست که میانگین سن
ازدواج در سالهای اخیر بالا رفته است و جوانان به دلایل زیادی
از جمله مشکلات معیشتی، نبود مسکن، نداشتن شغل و یا امور دیگری
همچون سختگیری خانوادهها، و مطالبات و خواستههای غیر
منطقی و مسائل دیگری از این قبیل نمی توانند
در سالهای آغاز دورة بلوغ ازدواج کنند و این امر به سهم خود میتواند
مشکلات و عواقب زیادی را در پی داشته باشد که در جای خود
باید مورد بررسی قرار گیرد و مسئولان باید برای حل
آن تدبیری بیندیشند. در رابطه با موضوع بحث ما نیز
بسیاری معتقدند بالا رفتن سن ازدواج در پآیین آمدن سطح
حجاب و عفاف و رواج بیبندوباری و بیعفتی در بین
جوانان مؤثر است زیرا طبیعت زن خودنمایی و جلوهگری
در برابر جنس مخالف است و اگر از راههای صحیح و شرعی ارضا نشوند
چه بسا به سراغ راههای دیگر بروند و حجاب و عفاف آنان آسیب ببیند،
بیحیایی و بیحجابی رونق گیرد.
7- دوری از
خانواده
اکنون شرایط تحصیل فرزندان بهگونهای
است که بسیاری از دختران ناچارند کانون گرم خانواده را ترک کنند و برای
ادامه تحصیل به شهرهای دیگر بروند و سالها در محیط مدرسه
و دانشگاه و خوابگاههای دانشجویی که گاه بعضاً نامناسب هم
هستند زندگی کنند و از مهر و محبت والدین و مراقبتهای رفتاری
و عاطفی زیاد نتوانند استفاده کنند، برخی از پدر و مادرها نیز
سرکشی و مراقبت از آنها را جدی نمیگیرند و وظایف
خود را به درستی انجام نمیدهند، روشن است که در این صورت آسیبپذیری
فرزندان افزایش مییابد و احتمال تأثیرپذیری
دختران کم تجربه و جوان از القائات سوء دشمنان و وسوسههای خناسان که مطابق
میل و خواهش نفسانی آنها نیز هست، بسیار زیاد میشود.
8- دینزدایی
بیگانگان
روشن است که همه کشورهای اسلامی به ویژه
کشور عزیزمان ایران و نظام مقدس جمهوری اسلامی در حال
حاضر مورد شدیدترین تهاجمات فرهنگی قرار دارد و استکبار جهانی
با امکانات بسیار گسترده و بکارگیری دهها و صدها فرستنده رادیویی
و تلویزیونی و کانالهای بیشمار ماهوارهای
و شبکههای گسترده خبری و رسانهای و صرف میلیاردها
دلار، به شدت میکوشد ارزشهای معنوی و اخلاقی و اعتقادات
دینی را زیر سؤال ببرد و جوانان مسلمان را از پایبندی
به آموزههای دینی دور سازد و آنان را به سمت اباحیگری
و بیحیایی سوق دهد، و آزادی بیبندوباری
را ترویج کند، آنها با شعارهای پوج فمنیستی احساسات و
عواطف زنان را تحریک میکنند و با کمک زنان و دخترانی که سخت در
ورطة جهل و غفلت غوطهوراند و یا در دام باندهای فساد و تبهکاری
گرفتار شدهاند تلاش می کنند به کلی جوانان را از معارف الهی
دور سازند و ارزشهای اخلاقی و دینی را وارونه جلوه دهند
و به جای آنها ضد ارزشها را ارزش وانمود کنند و جامعه را به آن سمت و سو
ترغیب نمایند.
پینوشت:
1- نور، ایات
30 و 31.
پدیدآورنده: گردآورنده: معصومه جهانی
http://www.hawzah.net/hawzah/magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=6762&id=80761
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
واژه شناسي عفاف و حجاب
عفاف به عنوان یک فرهنگ، روش و منش مسلمانان را تبین
می کند و به آنها چگونه بودن و چگونه زیستن را آموزش می دهد.
هر جامعه دارای فرهنگ معین و با اهدافی
از پیش تعریف شده می باشد. فرهنگی که قرآن به جوامع اسلامی
عرضه می کند. فرهنگ عفاف است که هدف آن امنیت جنسی زن و مرد و
رسیدن به کمال مطلوب می باشد، بخش عظیمی از این
فرهنگ با شکوه را حجاب تشکیل می دهد.
به عبارت دیگر این دو، جدایی ناپذیرند
و بدون یکدیگر معنای حقیقی و اصیل خود را از
دست می دهند، حجاببدون عفاف خود نوعی برهنگی فرهنگی در
جهت گسترش فساد می باشد.
در این نوشتار، نگارنده به تعریف مفاهیم
مربوط به حجاب و عفاف، پرداخته و در پایان رابطه منطقی این دو
را از منظر قرآن به بحث گرفته است .
● نويسنده:
سعيده - موسوي
● منبع: فصلنامه - پژوهش های قرآنی -
تاريخ شمسی نشر 00/00/1386
تعريف عفاف
در لسان العرب ذيل واژه عفّت چنين آمده است:
«الكفّ عمّا لا
يحلّ و لا يجمل؛ عفّ عن المحارم و الاطماع الدنيّة» (ابن منظور، 9/252)
«خودداري از آنچه
كه زيبا و شايسته نيست، خودداري از حرامها و طمع هاي پست.»
در «قاموس المحيط» مي خوانيم:
«عفّ: كفّ عمّا لا
يحلّ و لا يجمل كاستعفّ و تعفّف» (فيروز آبادي، 3/177)
«خودداري از آنچه
زيبا و شايسته نيست مانند استعفّ و تعفّف.»
آنچه از جستجو در ساير كتابهاي لغت مي توان فهميد اين است
كه «عفّت» به معناي نگه داشتن نفس از ارتكاب معاصي و كارهاي حرام مي باشد.
خواجه نصيرالدين طوسي هنگامي كه از فضايل چهارگانه اخلاقي
سخن به ميان مي آورد، جايگاه عفّت را چنين تبيين مي كند:
«فضايل چهار بود
،اول: تهذيب قوت نظري و آن «حكمت» بود، دوّم تهذيب قوت عملي و آن «عدالت» بود و
سوم تهذيب قوت غضبي و آن«شجاعت» بود و چهارم تهذيب قوت شهوي و آن «عفّت» بود.»
(طوسي،/ 123)
برخي از عالمان اخلاق گفته اند:
«عفّت داراي مفهوم
عام و خاص است؛ مفهوم عام آن خويشتن داري در برابر هر گونه تمايل افراطي و نفساني
است و مفهوم خاص آن خويشتن داري در برابر تمايلات بي بند و باري جنسي است.» (مكارم
شيرازي، اخلاق در قرآن، 2/283)
حاج ملا احمد نراقي در كتاب ارزشمند خود براي قوه شهويه سه
حالت در نظر مي گيرد: «افراط» كه از آن به «شره» تعبير مي شود. «تفريط» كه آن را
«خمود» مي نامند و «اعتدال» كه از آن به «عفّت» تعبير مينمايد و عفّت را مطيع و
منقاد شدن قوه شهويه از براي قوه عاقله مي داند. (نراقي،/ 321)
در نتيجه آنچه از خميرماية غالب تعريفها برمي آيد، عفّت به
معناي رام بودن قوه شهواني تحت حكومت عقل است. البته با رعايت شرط اعتدال؛ يعني نه
غرق در شهوات شويم كه به افراط گراييم و نه ترك غرايز كنيم كه به تفريط دچار آييم،
بلكه استفاده صحيح و مشروع نماييم؛ زيرا خداي تعالي همه غرايز را به حكمت در وجود
آدمي به وديعت نهاده است.
واژه عفاف در قرآن كريم
عفاف به دو صورت «يستعفف» و «تعفّف» در قرآن كريم و مجموعاً
در چهار آيه مباركه آمده است .عفاف با توجه به متن آيه معاني گوناگوني مي پذيرد كه
مي توان از آن به ابعاد عفاف ياد نمود .
1- عفّت به معناي
خويشتن داري در اظهار نياز
«لِلْفُقَرَاءِ
الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الأرْضِ
يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيمَاهُمْ
لا يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ
بِهِ عَلِيمٌ» (بقره/273)
«و (انفاق شما
مخصوصا بايد ) براي نيازمنداني باشد كه در راه خدا، در تنگنا قرار گرفته اند؛ (و
توجه به آيين خدا آنان را از وطن هاي خويش آواره ساخته، و شركت در ميدان جهاد به
آنها اجازه نمي دهد تا براي تأمين هزينه زندگي، دست به كسب و تجارتي بزنند) نمي
توانند مسافرتي بكنند (و سرمايه اي بدست آورند ) و از شدت خويشتن داري، افراد
ناآگاه آنها را بي نياز مي پندارد؛ اما آنها را از چهرههايشان مي شناسي، و هرگز
با اصرار از مردم چيزي نمي خواهند (اين است مشخصات آنها ) و هر چيز خوبي كه در راه
خدا انفاق كنيد، خداوند از آن آگاه است.»
علامه طباطبائي مي نويسد:
«كلمه «تعفّف» به
معناي آن است كه عفّت صفت آدمي شده باشد و «يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ»
يعني كسي كه از حال ايشان اطلاع ندارد، از شدت عفّتي كه دارند آنان را توانگر مي
پندارند، چون با اينكه فقيرند ولي تظاهر به فقر نمي كنند و مردم پي به حال آنان
نمي برند، مگر اينكه شدت فقر رنگ و رويشان را زرد كند.» (طباطبائي، 2/613)
«گفتني است كه
«الحاف»به معناي اصرار است و جمله «لا يَسْأَلُونَ » به قرينه «يَحْسَبُهُمُ
الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ » و نيز به قرينه «تعفّف» بايد به اين معنا باشد كه تقاضا
نمي كنند تا به اصرار منجر شود.» (هاشمي رفسنجاني، 2/288)
در اينجا عفاف به معناي عدم اظهار فقر به عنوان يك ارزش
اخلاقي براي مسلمين مطرح شده است، عفاف به همين معنا در روايات نيز آمده است:
«العفاف زينة
الفقر و الشكر زينة الغني» (ري شهري، 8/3828)
«عفاف زينت فقر و
شكرگزاري زينت بي نيازي است.»
2- عفّت به معناي
قناعت
«وَابْتَلُوا الْيَتَامَى
حَتَّى إِذَا بَلَغُوا النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُوا
إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ وَلا تَأْكُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَنْ
يَكْبَرُوا وَمَنْ كَانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ...» (نساء/6)
«و يتيمان را چون
به حد بلوغ برسند، بيازماييد و اگر در آنها رشد (كافي) يافتيد، اموالشان را نخوريد
و هر كس كه بي نياز است، (از برداشتن حقالزحمه) خودداري كند و آن كس كه نيازمند
است، به طور شايسته (مطابق زحمتي كه مي كشد) از آن بخورد و هر كه بي نياز است بايد
عفت ورزد.»
صاحب الميزان در تفسير اين آيه مي فرمايد:
«گاهي سرپرست يتيم
فقير است و چاره اي ندارد، جز اينكه براي رفع حوائجش براي يتيم كار كند، و از اجرت
كارش حوائج ضروريش را برآورد ولي گاهي سرپرست يتيم ثروتمند است، در اين صورت خداي
تعالي مي فرمايد: هر كس كه ثروتمند است طريق عفت در پيش گيرد و از مال يتيم چيزي
را نگيرد و اگر فقير است به طور شايسته از آن بخورد.» (طباطبائي، 4/276)
طبرسي مي گويد:
«و ثروتمندان به
منظور مهرورزي به يتيم و باقي گذاردن مالش به ثروتي كه خداوند روزي آنان كرده
قناعت كنند.» (طبرسي، جوامع الجامع، 1/555) از امام باقر (ع) نيز روايتي به همين
مضمون آمده است. (طبرسي، 2/718)
در اين آيه شريفه عفاف به معناي قناعت مي باشد و در حديثي
از معصوم (ع) نيز نقل شده كه مي فرمايد: «ثمره العفّه القناعه» (ري شهري، 8/3828)
«ميوه عفت قناعت است.»
3- عفت به معناي
پاكدامني
«وَلْيَسْتَعْفِفِ
الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ...»
(نور/33)
«و كسانيكه امكاني
براي ازدواج نمي يابند، بايد پاكدامني پيشه كنند تا از فضل خود آنان را بي نياز
سازد.»
«از آنجا كه در
آيه قبل ترغيب به ازدواج مي باشد، گاهي با تمام تلاش و كوشش وسيله ازدواج فراهم
نمي گردد و خواه يا ناخواه انسان مجبور است مدتي را با محروميت بگذراند، مبادا
كساني كه در اين مرحله قرار دارند، گمان كنند كه آلودگي جنسي براي آنان مجاز است و
ضرورت چنين ايجاب مي كند، لذا بلافاصله در آيه بعد دستور پارسايي مي دهد.» (مكارم
شيرازي، تفسير نمونه، 14/459)
باتوجه به اينكه حساسيت روحي مرد نسبت به زن امري ثابت شده
و بديهي است چنانكه در آيات قرآن آمده است: «زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ
الشَّهَوَاتِ... » (آل عمران/14) «محبت زنان و ... در نظر مردم جلوه داده شده
است.»
بنا بر اين بايد در طلب عفّت كوشيد تا لذايذ باطني و ملكوتي
بر لذايذ جسماني غالب آيد و انسان بر شهوات غلبه كند .
امام(ع) در پاداش شخص عفيف مي فرمايند:
«ما المجاهد
الشهيد في سبيل الله باعظم اجرا ممن قدر فعفّ،لكاد العفيف ان يكون ملكا من
الملائكه» (آمدي، 1/36) «كسيكه در راه خدا جهاد كند و شهيد شود، اجرش بزرگتر از
كسي نيست كه بتواند گناه كند و عفّت بورزد، انسان پاكدامن نزديك است فرشته اي از
فرشتگان خدا شود.»
4- عفاف به معناي
رعايت چادر
«وَالْقَوَاعِدُ
مِنَ النِّسَاءِ اللاتِي لا يَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَنْ
يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ وَأَنْ يَسْتَعْفِفْنَ
خَيْرٌ لَهُنَّ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ» (نور/60)
«و زنان از كار
افتاده اي كه اميد ازدواج ندارند، گناهي بر آنان نيست كه لباس هاي (رويين )خود را
بر زمين بگذارند، به شرط اينكه در برابر مردم خودآرايي نكنند و اگر خود را بپو
شانند براي آنان بهتر است، و خداوند شنوا و داناست.»
«قواعد» جمع
«قاعده» به معناي زني است كه از نكاح باز نشسته يعني كسي به خاطر پيرياش به او
ميل نمي كند. (طباطبائي، 15/227) و ثياب منظور جلبابي است كه بالاي خمار مي پوشند.
(طبرسي، مجمع البيان، 7/155)
همان گونه كه از آيه برمي آيد، زنان سالخورده اي كه اميدي
به زناشويي ندارند، مي توانند روسري خود را بر دارند و اين برداشتن روسري بدان شرط
است كه در انديشه جلوه گري و دلربايي نباشند، زيرا اين كار هم بر زنان سالخورده
حرام است و هم بر زنان جوان، پاكدامني و عفت ورزيدن زنان سالخورده نيز به وسيله
پوشيدن چادر بهتر از كنار گذاشتن آن است، اگر چه كنار گذاشتن روسري بر آنان گناهي
ندارد. (همان)
در روايتي از امام صادق (ع)چنين آمده است:
«القواعد ليس
عليهنّ جناح أن يضعن ثيابهنّ قال تضع الجلباب وحده» (حرعاملي، 20/230)
«پيرزنان حرجي
نيست كه فقط چادر خويش را نپوشند.»
زن به علت جاذبههايي كه خداي تعالي در وجود او نهاده است،
حكم پوشش به او اختصاص يافته تا زيبايي هاي او منحصر به محارم خويش باشد و از
تحريك مردان بيگانه پيشگيري كند، امّا هنگامي كه آن جاذبهها از بين رود، مي تواند
چادر خويش را به خاطر حرج و سختي كه براي وي دارد، كنار بگذارد.
تعريف حجاب
حجب و حجاب هر دو مصدر و به معناي پنهان كردن است، و حجاب
به معناي پرده نيز هست. (قرشي، 2/180)
در لسان العرب چنين آمده است:
«الحجاب: الستر و
امراه المحجوبه: قد سترت بستر» (ابن منظور، 4/257)
«حجاب يعني پوشش و
زن محجوب يعني زني كه با پوششي پوشيده شده باشد.»
واژه حجاب پنج بار در قرآن كريم ذكر شده است و تنها در يك
مورد به پوشش زن از نامحرم اشاره دارد.
«وَإِذَا
سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِكُمْ
أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ...» (احزاب/53)
«هنگاميكه چيزي از
وسايل زندگي را (به عنوان عاريت) از آنان (همسران پيامبر) مي خواهيد از پشت پرده
بخواهيد، اين كار براي پاكي دلهاي شما و آنان بهتر است.»
در اين آيه شريفه ضمير «هنّ» به همسران رسول خدا برمي گردد،
و درخواست متاع از ايشان كنايه است و معنايش اين است كه با همسران پيامبر از پس
پرده صحبت كنيد، به دليل اينكه دلهايتان دچار وسوسه نشود. (طباطبائي، 16/506)
خطاب آيه متوجه مردان است كه با زنان اختلاط نيابند و در
صحبت كردن با زنان حريمي نگه دارند تا موجبات تحريك فراهم نيآيد.
مي توان گفت پشت پرده قرار گرفتن كه دستاويزي براي مخالفان
حجاب شده است و آن را عدم آزادي زن مي دانند، يك امر ترجيحي است و قرآن كريم هر
چيزي كه به عفاف نزديكتر باشد را مورد توجه قرار داده است اين بدان معناست كه تا
زماني كه ضرورت ايجاب نكند، پرده نشين بودن بهتر و مطلوب تر است و اين هيچ منافاتي
با آزادي و حضور زن در اجتماع ندارد.
سيره حضرت زهرا (س) نيز مؤيد همين معنا مي باشد. ايشان
هنگامي كه ضرورت ايجاب كرد براي دفاع از حق به سوي مسجد شتافت و در حضور جمع زيادي
از مهاجرين و انصار خطابه اي ايراد كرده و غاصبان حكومت را زير سؤال برد.
مفهوم خمار و جلباب
دو واژه «خمار» و «جلباب» نقش كليدي در فهم حدود حجاب
اسلامي دارند، و از اين دو با عناوين «مقنعه» و «چادر» در جامعه ما ياد مي شود.
ضرورت پوشيدن خمار از آيه شريفه سوره نور استفاده مي شود كه
مي فرمايد: «وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ...» (نور/31) «روسري
هاي خود را بر سينه خود افكنند (تا گردن و سينه با آن پوشيده شود»
راغب ذيل واژه خمار مي نويسد:
«اصل الخمر ستر
الشيء و يقال لما يستر به خمار و لكن الخمار صار في التعارف اسما لما تغطي
الامرائه رأسها»؛ «خمار در اصل به معناي پوشاندن چيزي است و در اصطلاح پارچه اي كه
زن سرش را با آن مي پوشاند اطلاق مي شود.» (راغب اصفهاني، 210)
در لسان العرب مي خوانيم:
«و الخمار للمرأه،
و هو النصيف و قيل: الخمار ما تغطي به المرأه رأسها» (ابن منظور، 4/257)
«خمار براي زن است
و آن دستاري است كه زن سرش را با آن مي پوشاند.»
بنابراين مي توان گفت كه «خمار» به معناي چارقد و مقنعه است
و از آن جهت به آن خمار مي گويند كه سر را مي پوشاند، امّا نكته اي كه قابل توجه
است اين است كه كاركرد مقنعه فقط پوشاندن سر نيست؛ بلكه بايد گريبان را نيز
بپوشاند و اين معنا از كلمه «جيوب» فهميده مي شود .
صاحب «التحقيق» در تعريف «جيوب» آورده است:
«ماينفتح علي
النحر، والجمع اجياب و جيوب و جابه يجوبه» (مصطفوي، 2/157)
«يعني قسمتي از
پيراهن كه براي داخل شدن سر به آن باز مي باشد، پس جيب به معناي گريبان است.»
در اين آيه شريفه خداي متعال طرز پوشيدن خمار را به زنان
آموزش مي دهد و به زنان مؤمن دستور مي دهد كه از پوششي استفاده كنند كه علاوه بر
سر، گريبان آنها را هم بپوشاند، چون تا آن زمان خانم ها از روسري استفاده مي كردند
و غالبا پشت گوش مي انداختند و چون يقه لباس آنها باز بود، پوشش كافي نداشتند و
گردن و گريبان آنها در معرض ديد بود تا وقتي كه اين آيه نازل شد و امر به پوشاندن
اين اعضا داد. (زمخشري، 3/235)
آيه اي ديگر چگونگي پوشيدن چادر را به زنان آموزش مي دهد و
مي فرمايد:
«يَا أَيُّهَا
النَّبِيُّ قُلْ لأزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ
عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ
وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا» (احزاب/59)
«اي پيامبر به
همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو چادرهاي خود را بر خويش نزديك كنند، اين كار
براي اينكه شناخته شوند و مورد آزار و اذيت قرار نگيرند بهتر است، (اگر خطا و
كوتاهي از آنها سر زده توبه كنند) خداوند همواره آمرزنده و رحيم است.»
كلمه «يدنين» از ريشه «دنو» به معناي نزديك است. (راغب
اصفهاني، 172) «جلباب» جامه اي است سرتاسري كه تمامي بدن را مي پوشاند .
(طباطبائي، 16/364)
ابن منظور ذيل «جلباب» چنين مي آورد:
«ثوب اوسع من
الخمار، دون الرداء، تغطي به المرأه رأسها و صدرها» (ابن منظور، 1/272)
«لباسي بزرگتر از
خمار (روسري) كه غير از رداء است و زن سر و سينهاش را با آن ميپوشاند.»
در قاموس المحيط آمده است:
«جلباب كسرداب و
ثوب واسع للمرأة دون الملحفه او ما تغطي به ثيابها من فوق كالملحفه او هو خمار»
(فيروز آبادي، 1/49) «جلباب به غير از ملحفه بلكه مثل آن است و مانند «خمار» روي
لباسهاي ديگر پوشيده ميشود.
عده اي گويند منظور از «يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ
جَلابِيبِهِنَّ» يعني اينكه جلبابها را بر روي خويش بيافكنند و صورت خويش را
بپوشانند، در صورتيكه روايات وارده از ائمه اطهار عليهم السلام بر عدم ضرورت پوشش
وجه و كفّين دلالت دارد، وليكن هرگاه زن احساس كند كه مورد نگاه شهواني مردان قرار
دارد واجب است كه وجه و كفين را نيز بپوشاند.
جلباب در ملل و نحل مختلف مصاديق گوناگوني پيدا مي كند،
امّا آن چيز كه در همه مشترك است، پوشش اندام و برجستگي هاي بدن است و بيانگر يك
نوع پوشش سرتاسري است كه در ايران به آن چادر گفته مي شود و به عنوان حجاب برتر
ياد مي شود.
رابطه عفاف و حجاب
«عفاف» حالتي
دروني و نفساني است كه غرايز را تعديل و تحت كنترل خود در مي آورد، مي توان گفت
«حجاب» نيز به عنوان يكي از مهمترين ابعاد عفّت به كنترل درآوردن و تعديل غريزه
خودنمايي و جلوه گري در زنان مي باشد.
در حقيقت عفاف را زباني بايد و آن حجاب است كه نماد تفكّر و
انديشه ديني مي باشد. خداي تعالي در فرهنگ باشكوه عفاف از زن مي خواهد به عنوان يك
انسان ، ارزش وجودي خويش را بشناسد و خود را ملعبه دست نامحرمان نسازد و از سوي
ديگر همگان را به چشم پوشي از نامحرم دستور مي دهد، بلكه همه دست به دست هم نهاده
عفاف اجتماعي را رقم زنند.
اگر بگوييم مهمترين و پردامنهترين بحث عفاف حجاب است،
سخني به گزاف نگفتهايم؛ زيرا حجاب نقش بسزايي در كم نمودن تحريكات جنسي در جامعه
به عهده دارد.
از آنجا كه زن از ظرافتها و زيبايي هاي دروني خاصي
برخوردار مي باشد، همواره مطلوب و مورد توجه مرد بوده است و از سوي ديگر غريزه
خودنمايي و جلوه گري در زنان، كشش خاصي بين اين دو برقرار مي نمايد.
با توجه به اين مسائل، اسلام براي تعديل اين كشش و روابط
بين زن و مرد حجاب را به زن مسلمان توصيه مي كند، تا فضاي جامعه پاك و پيراسته از
هر گونه عامل تحريك زا باشد.
جواز كشف حجاب در مقابل نامحرم، اين غريزه را جهت مي دهد كه
خودآرايي زن مختص به شوهر باشد و منع آن در برابر نامحرم، اين غريزه را كنترل مي
سازد و از مرز شكني جلوگيري مي كند.
حضرت علي (ع) پوشش را مهمترين عامل تعديل حس زيبايي دوستي و
خودنمايي دانسته و مي فرمايند:
«زكات الجمال
العفاف» (آمدي، 4/105) «زكات زيبايي عفاف است.»
البته تنها با پوشش زنان در قالب چادر نمي توان ادّعاي عفاف
كرد، زيرا ممكن است اين نيز حجابي باشد براي بي عفتي، به عبارت ديگر بيش از آنكه
تن زن مرد را به سوي خود دعوت كند، كردار و گفتار وي تحريك كننده است، و حركات او
را، نگاه هاي او را، و... حجابي ديگر بايد كه عفاف مستلزم آن است .
اگر چه حجاب شرط لازم براي رسيدن به عفاف است اما كافي نمي
باشد و بايستي با ابعاد ديگر عفاف همگام شود.
بنابراين زن موظف است كه غرايزش را تحت كنترل در آورد و سپس
تن خويش را در حجاب كامل بگيرد، زيرا اين نفسانيت زن است كه مرد را به سوي خويش مي
كشد و حجاب تن هيچ مانعي براي چنين كششي نخواهد بود و اين تسلط بر نفسانيت در حد
اعتدال همان عفاف است.
در هم تنيدگي اين دو آنقدر زياد است كه بدون يكديگر معناي
خود را از دست مي دهند، در حقيقت مي توان گفت، حجاب بدون عفت صدفي است بدون
مرواريد.
زن در قبال رعايت حجاب علاوه بر اعلام عفت خود، عفت جامعه
را نيز تضمين مينمايد، همان گونه كه خداي متعال پس از امر به درست پوشيدن چادر مي
فرمايند:
«ذَلِكَ أَدْنَى
أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ»
«اين كار براي
اينكه (به عفت) شناخته شوند و مورد آزار و اذيت قرار نگيرند، بهتر است.»
بنابراين رعايت حجاب بهترين راه اعلام عفت است و ثمره آن
امنيت جنسي مي باشد، همان امنيتي كه امروزه حلقه مفقودهاي در جوامع غربي است.
منابع و مآخذ :
1. ابن منظو، محمد
بن مكرم؛ لسان العرب، الطبعة الاولي، دار صادر بيروت،1997م.
2. فيروز آبادي،
محمد بن يعقوب؛ قاموس المحيط، الطبعة الاولي، دار الجيل بيروت.
3. طوسي، نصير
الدين؛ اخلاق ناصري، انتشارات خورشيد، تهران.
4. مكارم شيرازي،
ناصر؛ اخلاق در قرآن، چاپ دوم، قم،1381ش.
5. نراقي،احمد؛
معراج السعادة، چاپ اول، قم،1371ش.
6. طباطبايي، محمد
حسين؛ الميزان في تفسير القرآن، ترجمه موسوي همداني، قم،1366ش .
7. هاشمي
رفسنجاني، اكبر؛ تفسير راهنما، قم،1374ش.
8. محمدي ري شهري،
محمد؛ ميزان الحكمة، ترجمه حميد رضا شيخي، چاپ اول، دار الحديث.
9. طبرسي، فضل بن
الحسن؛ جوامع الجامع، ترجمه احمد اميري، مشهد، 1374ش.
11. مجمع البيان،
ترجمه علي كرمي، تهران، 1380ش.
12. مكارم شيرازي،
ناصر، تفسير نمونه، چاپ بيست و پنج، تهران، 1376ش.
13. آمدي، عبد
الواحد، غرر الحكم و درر الكلم، ترجمه محمد خوانساري، تهران، 1366ش.
14. حر عاملي،
محمد بن حسن، وسائل الشيعه الي تحصيل مسائل الشريعه، تحقيق شيخ محمد شيرازي،
الطبعة الاولي، مؤسسه آل بيت، قم، 1412هـ.
15. قرشي، علي
اكبر، قاموس قرآن، دار الكتب الاسلامية، تهران، 1354ش.
16. راغب اصفهاني،
ابوالقاسم، معجم مفردات الفاظ قرآن، الدار الشامية، بيروت، 1412هـ.
17. مصطفوي، حسن،
التحقيق في كلمات القرآن الكريم، الطبعة الاولي، وزارة الثقافة و الارشاد
الاسلامي، 1368ش.
18. زمخشري، محمود
بن عمر، الكشاف عن حقائق التنزيل و عيون الاقاويل في وجوه التأويل، دار احياء
التراث العربي، بيروت، 1427هـ.
http://www.bashgah.net/pages-17861.html
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
چرا حجاب؟
واقعا حجاب مهم است؟ چرا تا این اندازه اسلام بر روی
آن تاکید دارد به حدی که ضرورت حجاب مورد اتفاق شیعه و سنی
است؟ و چرا برخی کشور های غربی
و غیر اسلامی مانند فرانسه و ترکیه نسبت به آن این چنین
حساسیت نشان می دهند و برای زنان محجبه محدودیت ایجاد
می کنند؟ چرا نسبت به آنان تبعیض
قائل می شوند و انواع فشارها را بر آنها وارد می کنند؟ امروزه
نمونه این فشارها را در این کشورها زیاد می بینیم
به طور مثال می توان به اخراج پیرزنی از یک بیمارستان
در ترکیه اشاره کرد که به علت داشتن همراه محجبه اخراج شد. اهمیت
مسئله حجاب تا حدی است که سکولارها در ترکیه روسری را نماد
اسلام سیاسی می دانند.
آنها به خوبی متوجه جایگاه زنان و حجاب آنان در
عفاف جوامع اسلامی شده اند که به هر صورت در صدد ضربه زدن به آن هستند تا
بتوانند از طریق آن به اهداف خود دست پیدا کنند.
بر خلاف ادعای غرب، زن در اسلام از جایگاه والایی
برخوردار است، اهمیت مقام زن را در جمله ای زیبا از امام خمینی
می شود درک کرد: (( از دامن زن مرد به معراج می رسد.))
با قدری تامل می توان به حقیقت این
جمله دست یافت یقینا وقتی زنان جامعه ای خوب و باحیا
باشند، مردان آن جامعه نیز از تربیتی صحیح و نیکو
بهره مندخواهند بو د و تاثیر زنان بر زندگی مردان انکار ناپذیر
است.
غربیان نیز به درستی این سخنان پی
بردند و درصدد ضربه زدن به ما هستند، آنها فهمیده اند که از مواردی که
می توان با آن به حیا زنان آسیب وارد کرد حجاب آنان است.
اماحجاب
در باب پیدا شدن حجاب نظریات گوناگونی
مطرح شده است که غالبا این دلایل برای ظالمانه یا جاهلانه
جلوه دادن حجاب بیان شده است. از جمله این دلایل عبارتند از: میل
به ریاضت و رهبانیت (ریشه فلسفی)، عدم امنیت و
عدالت اجتماعی (ریشه اجتماعی)، پدر شاهی و تسلط مرد بر زن
و استثمار نیروی وی در جهت منافع اقتصادی مرد (ریشه
اقتصادی)، حسادت و خود خواهی مرد(ریشه اخلاقی) و عادت
زنانگی و احساس او به اینکه در خلقت از مرد چیزی کم دارد
به علاوه مقررات خشنی که در زمینه پلیدی او و ترک معاشرت با او در ایام عادت وضع شده است
که شهید مطهری در کتاب مسئله حجاب خود به بیان هر یک از این
علل می پردازد و ضمن انتقاد به آنها، ثابت می کند که اسلام در فلسفه
اجتماعی خود به هیچ یک ازاین جهات نظر نداشته است.
http://www.goharenab.blogfa.com/
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
حجاب،مسئله فقهي يا حقوقي و سياسي
مسئله حجاب زن مسلمان به عنوان يك پوششمتعارف به
عرف جامعه اسلامي در طول تاريخمسلمانان، همواره يك مسئله فقهي بوده است
كهزنان مسلمان بدون توجه به قانون حاكميت،پوشش خود را حفظ ميكردند، اما
استعمارباقيمانده از امپراطوري عثماني در كشورهاياسلامي ايران و تركيه، با
استبداد خشن از زنانمسلمان كشف حجاب كرد و اين هجوم فرهنگياستعمار ثابت
نمود كه تمام ديانت در فقه اماميههمان سياست و تدبير در زندگي شخصي
واجتماعي است
حجاب; مسئله فقهي يا حقوقي و سياسي عنوان مقاله ایست
از مجله خانواده سبز شماره 105 به قلم دکتر احمد اسماعيل تبار که از نظر خوانندگان
می گذرد .
همانطور كه ميدانيد مبناي قانونمندي انسان در فقه
اماميه، پذيرش اصول دين و جلبخرسندي خداوند خالق عالم و قانونگذار است.در
اين مبنا خواه حكومت ديني بر پايه فقه اماميه تشكيل شود يا نشود، انسان
خود را قانونمند شرعيميداند، حتي در تنهايي و خلوت كه خداوند راناظر ميبيند،
احكام الهي را نقض نميكند، اما درعلم حقوق، قوانين بايد از يك ضمانت
اجراييبرخوردار باشند و براي تحقق ضمانت اجرايي ، نياز به دولت و قدرت است
تا به قوانين حقوقياعتبار ببخشند; در غير اين صورت با سقوط يكحاكميت،
قوانين آن كشور نيز ساقط و بياعتبارميشود و نظام نوين حقوقي بايد در مجلسقانونگذاري
حاكميت جديد اعتبار پيدا كند.
مسئله حجاب زن مسلمان به عنوان يك پوششمتعارف به
عرف جامعه اسلامي در طول تاريخمسلمانان، همواره يك مسئله فقهي بوده است
كهزنان مسلمان بدون توجه به قانون حاكميت،پوشش خود را حفظ ميكردند، اما
استعمارباقيمانده از امپراطوري عثماني در كشورهاياسلامي ايران و تركيه، با
استبداد خشن از زنانمسلمان كشف حجاب كرد و اين هجوم فرهنگياستعمار ثابت
نمود كه تمام ديانت در فقه اماميههمان سياست و تدبير در زندگي شخصي
واجتماعي است.
ديانت در حوزه عمل، همان چگونه زيستن در زندگي شخصي
و اجتماعي انسان است. وقتي كهاستعمار با استبداد از زنان مسلمان كشف حجابكرد،
مردم دنيا فهميدند كه آزادي غربي، دروغيبيش نيست كه تنها در قالبهاي فكري
دشمنان خداو احكام نوراني اسلام تعريف ميشود; گرچه نفوذحاكميتهاي وابسته
در كشورمان و سايركشورهاي دنيا، فساد و لطمه جبران ناپذيري بهزنان مسلمان
در حوزه خانواده، هنر، آموزش وپرورش و دانشگاه زده است، اما بخش عمدهاياز
زنان مسلمان با فهم درست از مسائل سياسيهرگز دست از حجاب نكشيدند و اين حق
خود رادر پوشش از چشمان نامحرم محفوظ داشتند وآنقدر راسخ و استوار ماندند كه
فرهنگ وقانونمندي حجاب را به سرزمين كفر اروپاييانرسوخ دادند، به گونهاي
كه زنان مسلمان نه تنها درجامعه عادي مغرب زمين بهخاطر داشتن حجاباحساس
حقارت نميكنند، بلكه با حضور موفق و باحجاب در مراكز علمي و پژوهشي،
دولتهاي بهاصلاح مدعي آزادي را مجبور كردند تا باطناستبدادي خود را نشان
دهند و قانون ممنوعيتحجاب در مدارس فرانسه را به عنوان يكرهآورد حقوقي و
سياسي تصويب كنند. برايفرانسويها عريان شدن زن آزادي است، اما اگرزن
مسلمان بخواهد كرامت و حرمت خود راحفظ كند و با حجاب سركلاس درس حاضر شود
وبه فعاليتهاي علمي و پژوهشي ادامه دهد، ديگرخبري از آزادي در حاكميت
سياسي غربيهانيست.
مباني حجاب
چرا زنان مسلمان بايد حجاب داشته باشند، درحاليكه زنان
كافر بدون پوشش و با خودآراييدر جامعه حاضر ميشوند؟ چرا دولتهاي غربي;
ازجمله فرانسه، با حجاب زنان مسلمان مخالفتميكنند؟ چرا بسياري از نظامهاي
وابسته بهديكتاتوري; مانند رژيم پهلوي، با حجاب زنانمخالفت كردند؟ مگر
اساس و پايه حكم وجوبحجاب زن مسلمان چيست كه اين گونه موردمخالفت قرار
ميگيرد؟
احكام اسلام بر اساس جلب مصالح و دفعمفاسد مبتني بر
فطرت پاك انسان و عدم ضرراست. خالق انسان بهتر از هر نهاد يا منبعي ميداندكه
نياز فطري انسان چيست; زيرا بدون ترديد اگرپروردگار را تنها علت اصلي پيدايش
عالم هستيبدانيم، به طور قطع علم و عدالت آن ذاتبيهمتا اقتضا دارد كه
منبع اصلي قانونگذاري نيزبراي رفتار و گفتار شخصي و اجتماعي انسان باشد.
حرمت زن مسلمان
خداوند تنها براي دين شرافت و كرامت قائلاست و بر
همين اساس پارساترين افراد را باكرامتترين ميداند و حجاب در تعريف خالقانسان
يكي از نمادهاي پارسايي است. زن مسلمانواقعي، پارسا و با كرامت است
وخداوند راضينيست زيبايي و محاسن چنين زني در منظر و ديدافراد فاسد قرار
گيرد تا در بعضي موارد مورداستمتاع و شهوتراني آنان واقع شود. حرمت زنمسلمان
به اعتبار اسلام و پارسايي اقتضا دارد كهزن مسلمان برخلاف زن كافر، محاسن
و زيباييهايخود را از نامحرمان بپوشاند و مجاز باشد تنها برايمحارم تا حدودي
و براي شوهرش هيچ گونهحجابي نداشته باشد.
خداوند در استدلالحجاب زنان مومن در آيه 95 سوره
«احزاب»ميفرمايد: «اي نبي به همسران و دخترانت وزنان مومنين بگو كه
خودشان را با جلابيب (جمعجلباب به معناي چادر يا لباس بلند) بپوشانند; اينكار
به خاطر اين است كه آنان به وقار، احترام ومتانت شناخته شوند تا مورد
اذيت و آزارهوسرانان قرار نگيرند و خداوند بخشنده و مهرباناست».
حجاب واقعي زن موجب حفظ حرمت ومتانت اوست و حتي
نسبت به طمع هوسبازان،نقش باز دارندهاي دارد و به ويژه حجاب زنانجوان
اين دلالت را براي مردان عياش وشهوتران خياباني دارد كه من زن مسلمانم
و حلالو حرام خداوند را رعايت ميكنم و اهل مجالستبا لهو و حرام نيستم و
حتي به طور معمول در عرفمردان فاسد و شهوتران نيز حريم زنان با حجاب،عفيف
و با غيرت محفوظ است و آنان مورد اذيتو آزار قرار نميگيرند.
آرامش روان شخصي و اجتماعي
غريزه جنسي امري واقعي در نفس انساناست: نفس كه
كانون خواهشها و تمنيات ميباشد،بعدي از ابعاد وجودي است كه مستقل از عقلعمل
ميكند. انسان ممكن است عقل نداشته باشدو مجنون باشد، ولي بهخاطر نفس،
كششهايشهوي داشته باشد.
ارضاي غريزه جنسي از امور طبيعي زندگيانسان پس از
بلوغ جنسي است كه اين مهم باپديده ازدواج در اسلام سامان مييابد.
غريزه جنسي به معناي اعم، شامل فعل فيزيكيو خواهش
نفساني است كه از دو جهت: ازدواجبراي زن و مرد، و نگاه براي مرد و حجاب
برايزن كنترل ميشود; يعني ازدواج به تنهايي بهعنوان يك عامل كنترل
غريزه جنسي عمل ميكندو جهت دوم; نگاه مرد و حجاب زن است; اگر مردموظف
به حفظ نگاه و زن موظف به حفظ حجابنباشد، جامعه تا آزادي جنسي غربي پيش
ميرودو نبودن حريم قانوني ميان زن و مرد و آزاديمعاشرتها و مباشرتهاي جنسي،
بيبند و باريها و هيجانهاي جنسي را افزايش ميدهد و تنها راهآرامش در اين
ديدگاه، آزادي كامل جنسي برايمرد و زن است كه با توجه به مسئله خانواده
و مادرشدن زنها، آرامش روان خانمها به عنوان يكانسان از جهت شخصي و
اجتماعي بيشتر تخريبميشود. آزادي عرياني و بندباري جنسي با رفعهرگونه
پوشش و حجاب از محيط شخصي وخانوادگي تا محافل عمومي و اجتماعي مانندساحل
درياها، استخرها، خيابانها و... از زن يككالاي مصرفي ميسازد كه براي تمام
مردانهوسباز بهرهدهي حظ بصر داشته باشد و شيادانفاسد را به تماشاي مجاني
زيباييهاي زن، كه وديعهالهي براي او، شوهرش و خانوادهاش است،ميكشاند و
پايه تجارت سكس و زنان در دنياي بهاصطلاح متمدن و آزاد، براساس شكستن
حرمتو روان زن و تجاوز به حريم او، بعد از كشفحجاب زنهاست; گرچه اين
مفاهيم با القاي تربيتفاسد و غلط غربي در دختران و سرانجام پذيرشخودشان،
جامه عمل ميپوشد.
http://www.goharenab.blogfa.com/post-159.aspx
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
آثار و فوايد حجاب اسلامي بر تحقق امنيّت اجتماعي
آثار و فوايد حجاب اسلامي بر گسترش امنيّت اجتماعي، بسيار
است كه برخي از آنها عبارتند از:
1. ايجاد آرامش
رواني بين افراد جامعه.
2. جلوگيري از
تهييج و تحريك جنسي و خنثي نمودن لذايذ نفساني.
3. كاهش چشمگير
مفاسد فردي و اجتماعي در جامعه اسلامي.
4. حفظ و استيفاي
نيروي كار در سطح جامعه اسلامي.
5. حضور معنوي
گرايانه زنان و مردان در محيط اجتماعي.
6. كاهش تقاضاي
مدپرستي بانوان.
7. حفظ ارزش هاي
انساني، مانند عفت، حيا و متانت در جامعه.
8. مصونيّت زنان
در همه زمانها و مكانها.
9. سلامت و زيبايي
موقعيّت اجتماعي و فرهنگي مردان و زنان جامعه اسلامي.
10. هدايت، كنترل
و بهره مندي صحيح از اميال و غرايز انساني.
11. مبارزه با
تهاجم فرهنگي غرب.
12. از بين بردن
فشارهاي اجتماعي نامشروع و نابهنجار(1).
اكنون به توضيح برخي از فوايد مذكور مي پردازيم تا اثبات
گردد حجاب از لوازم جدايي ناپذير و ابزارهاي اوليه و پايه اي جهت برقراري مداوم
امنيّت اجتماعي است.
ايجاد آرامش رواني در افراد جامعه
نفس آدمي دريايي از خواستني ها و تمايلات است. زماني كه به
چيزي رغبت پيدا كند همانند دريا، توفاني مي شود و تنها راه آرام شدن جزر و مد اين
دريا، رسيدن او به خواسته خويش است. لذا براي جلوگيري از چنين موقعيت مهلك و درد
طاقت فرسايي، حجاب؛ داروي درمان كننده و موجد امنيّت و صفاي روحي است. همانطور كه
يك بانوي تازه مسلمان آمريكايي مي گويد: «سلامت روح مرد و جامعه با نوع و كيفيت
پوشش زنان، رابطه مستقيم و غيرقابل انكار دارد(2)».
حفظ و استيفاي نيروي كار
اسلام با التفات ويژه به مسأله حجاب و پوشش زنان در محيط
كار مي خواهد كه محيط اجتماع از لذت هاي ناهنجار جنسي، پاك شده و راه را جهت حفظ
نيروي قدرتمند روحي و جسمي با حضوري معنوي در محل كار، بگشايد. در مقابل، بي حجابي
و بدحجابي باعث سوق دادن لذت هاي جنسي از محيط كار و كادر خانواده به اجتماع و در
نتيجه، تضعيف نيروي كار افراد جامعه و برهم زدن امنيّت اجتماعي آنان مي گردد(3).
مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب
مبارزه با تهاجم فرهنگي، پديده جديدي نيست. در طول تاريخ
بشر، جنگ فرهنگي، هميشه وجود داشته است. به عنوان نمونه، فرعون در برابر موسي عليه
السلام به جنگ فرهنگي متوسل شده گفت: »مي ترسم آيين شما را دگرگون سازد، و يا در
اين سرزمين فساد برپا نمايد!»(4). يكي از جنبه هاي مهم تهاجم فرهنگي غربي ها
مبارزه با حجاب و از بين بردن امنيّت اجتماعي بوده و هست و اين امر، مشخصا از زمان
رضاخان شروع شد. به اين صورت كه تحت عنوان متحدالشكل شدن، با حجاب به مبارزه
برخاستند و پوشيدن لباس روحانيّت را قدغن، و مجالس عزاداري امام حسين عليه السلام
را نيز ممنوع كردند(5).
آنها همچنين به عنوان آزادي و هنر، انواع فساد و فحشا و
ابتذال را ترويج دادند و حجاب را مانع اصلي اين آزادي حقيقي معرفي كردند و امنيّت
اجتماعي افراد جامعه را به خطر انداختند.
حفظ حجاب و امنيّت اجتماعي و درك رابطه مستقيم و عميق اين
دو مقوله، راهكارها و فوايد بسيار ارزشمندي را جهت مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب
ارائه مي دهند:
1. باعث تبليغ
فرهنگ ناب اسلامي و تشويق جوانان به ازدواجِ موفقِ اسلامي مي گردند.
2. جوانان را جهت
تقويت روحيه و حفظ آرامش دروني به جاي سوق دادن به محيط فحشا و اعمال مبتذل، به
شركت در فعاليت هاي هنري، ورزشي، فرهنگي و مذهبي رهنمون مي شوند.
3. حفظ حجاب، نه
تنها باعث ايجاد امنيّت اجتماعي فراگير مي شود، بلكه جهت مبارزه با تهاجم فرهنگي،
مسؤولان را از واردات كالاي تجملاتي، لوازم بهداشتي و آرايشي مبتذل نهي مي
نمايد(6).
آثار سوء بي حجابي و زوال امنيّت اجتماعي
بي حجابي يا حضور تحريك كننده زنان در جامعه، از آثار
زيانبار اخلاقي، سياسي، آخرتي و اجتماعي مختلفي برخوردار است كه يكي از مهم ترين
آن ها زوال امنيّت اجتماعي است. بي حجابي با اثرات مهلك خود كه در ذيل آمده و شرح
داده مي شود، باعث از بين رفتن بنيه اعتقادي و امنيّت اجتماعي بشريّت مي گردد.
1. سقوط شخصيّت
حجاب، قانون فطرت است و سرپيچي از قوانين فطري، زن را از
هويت او خارج مي سازد و خروج از هويت انساني همان و سقوط از جايگاه بلند ارزشي
شخصيتي همان. با افول شخصيّت زن، بي بندوباري در جامعه رايج و نظام خانوادگي مختل
مي گردد و در نتيجه امنيّت اجتماعي از افراد جامعه، سلب مي شود(7). سقوط شخصيت زن
به دلايل زير باعث اضمحلال امنيّت اجتماعي مي شود:
الف. زن با از دست دادن شخصيت خويش، ارزشهايش منهدم شده و
هوسراني را در جامعه رواج مي دهد، در نتيجه سلامت اخلاقي و به دنبال آن امنيت
اجتماعي نيز كاهش مي يابد.
ب. زنان، با غفلت از اصول اخلاقي اسلام، مسايل جنسي را به
محيط جامعه كشانده و زمينه گسترش گناه و از هم پاشيدگي نظم اجتماع را به وجود مي
آورند.
ج. زنان، با بي حجابي به معصيت كبيره خودنمايي گرفتار آمده
و بي حيايي را در جامعه ترويج مي دهند، در نتيجه امنيّت اجتماعي، نابسامان گشته،
از بين مي رود.
2. تزلزل خانواده
ها
يكي از آثار زيانبار بي حجابي بانوان، تزلزل خانواده هاست،
زيرا آنان با گسترش و رواج مسايل جنسي از خانواده به جامعه، مرتكب ظلمي فاحش و غيرقابل
جبران اجتماعي مي گردند و روابط زناشويي در خانواده ها را متزلزل مي كنند، در
نتيجه امنيّت خانوادگي با خطرات جدي از قبيل از هم پاشيدگي بنيان خانواده و عقده
مند شدن مردان، روبرو مي شود و اين مشكلات زيانبار به محيط جامعه كشيده شده،
امنيّت اجتماعي را در نظام اسلامي با آشفتگي جدي مواجه مي سازد.
از ديگر آثار سوء بي حجابي و تأثير آن در زوال امنيّت
اجتماعي مي توان به فقدان تعادل فكري، رواني و اجتماعي افراد جامعه، ايجاد احساس
بي مسؤوليتي در نسل جوان جامعه، از بين بردن انگيزه هاي ازدواج مشروع در جوانان و
تقويت احساس بي ارزشي و پوچي انسان ها اشاره نمود، كه به دليل گستردگي بحث، از
توضيح آنها خودداري مي شود (ر.ك: مسأله حجاب، شهيد مرتضي مطهري، ص 80 - 95. حجاب و
جامعه، زهرا حسيني موسوي، ص 9 - 70 و حجاب شناسي، چالش ها و كاوش هاي جديد، حسين
مهدي زاده، بخش شبهه هاي وارده در حجاب و پاسخ هاي نغز آن از سوي دانشمندان
اسلامي).
نتيجه
از مباحث بيان شده در اين مقاله، به خوبي رابطه حجاب و
امنيّت اجتماعي، آشكار مي گردد و نمايان مي شود كه اسلام، جهت حفظ امنيت اجتماعي،
طرفدار حجاب بيشتر و حداكثر بانوان، به ويژه زنان و دختران جوان در بيرون از منزل
و در مواجهه با نامحرم است. از ديرباز، بعضي از مصاديق حجاب برتر، مانند لباس هاي
بلند، مقنعه و چادر مشكي، ضامن امنيت بوده و داراي اصل و ريشه قرآني مي باشند. از
اين مقاله به خوبي اين نكته فهميده مي شود و به دست مي آيد كه مسأله حجاب، يكي از
مهم ترين چارچوب هاي احكام الهي جهت تضمين سعادت فردي و اجتماعي بشريّت است و
اينكه عده اي با استفاده از شبهات و روش هاي القايي تبليغ منفي، به جاي ارائه دادن
طرح مشخص و جالبي براي ترويج الگوهاي مطلوب از حجاب اصيل و برتر، به جنگ روحي و
رواني بر عليه زنان متديّن و عفيف جامعه و اضمحلال امنيت اجتماعي اقدام مي نمايند،
به سختي در اشتباه و گمراهي آشكارند و بايد بدانند كه از اقدامات نابهنجار خويش
سودي جز تخريب شخصيت دروني خود نخواهندبرد.
با توجه به واقعيّتهاي موجود از حجاب در جامعه، بايد تمام
ابزارهاي فرهنگ ساز از قبيل كتاب، مطبوعات و صدا و سيما به سوي ارزش هاي اسلامي كه
يكي از بارزترين آنها رعايت پوشش و حجاب برتر و مطلوب و امنيت اجتماعي فراگير است،
هدايت شوند و همه افراد را به مهم ترين وجهي رهنمون گردند.
پاورقي :
1. براي آگاهي
بيشتر درباره آثار و فوايد پوشش و حجاب و امنيّت اجتماعي، ر.ك: مجموعه مقالات پوشش
و عفاف، دومين نمايشگاه تشخيص منزلت زن در نظام اسلامي.
2. ر.ك: آيين بهزيستي، ج 3، ص 219.
3. مسأله حجاب:
استاد شهيد مرتضي مطهري، ص 94 - 84.
4. «..انّي أَخافُ
أنْ يُبَدِّلَ دِينَكُم أو أن يُظْهِر في الارض الفساد»، سوره مؤمن، آيه 26.
5. ر.ك: انقلاب يا
بعثت جديد، حجة الاسلام هاشمي رفسنجاني، ص 17.
6. ر.ك: پژوهشي نو
پيرامون انقلاب اسلامي، حميد دهقان، ص 182 - 180.
7. تحليلي نو و
عملي از حجاب در عصر حاضر، محمدرضا اكبري، ص 190 - 193.
منابع: مجله درسهايي از مكتب اسلام، شماره 8، سلطاني رناني،
مهدي
http://www.maroofyaran.com/?persian=content&categoryID=94&nodeID=1326
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
حجاب، گل عفاف
وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ
أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ
إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ
وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ
آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء
بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی
أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ
التَّابِعِینَ غَیْرِ أُوْلِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ
الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا
یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن
زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا
الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را [از هر
نامحرمى] فرو بندند و پاكدامنى ورزند و زیورهاى خود را آشكار نگردانند مگر
آنچه كه طبعا از آن پیداست و باید روسرى خود را بر سینه خویش
[فرو] اندازند و زیورهایشان را جز براى شوهرانشان یا پدرانشان یا
پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا
پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان [هم كیش] خود یا
كنیزانشان یا خدمتكاران مرد كه [از زن] بىنیازند یا
كودكانى كه بر عورتهاى زنان وقوف حاصل نكردهاند آشكار نكنند و پاهاى خود را [به
گونهاى به زمین] نكوبند تا آنچه از زینتشان نهفته مىدارند معلوم
گردد اى مؤمنان همگى [از مرد و زن] به درگاه خدا توبه كنید امید كه
رستگار شوید.(نور/30)
چشم چرانی یكی از دامها و سلاح های
خطرناك شیطان برای گمراه كردن انسانها و دور كردن آنان از راه خداوند
متعال می باشد،
وقتی زن با بی حجابی بیرون آید
شیطان به استقبال او می شتابد و نگاه
بیگانگان و هوسبازان را به سوی او متوجه می گرداند و سیل
انبوه كنایه ها و متلكها به سوی او سرازیر می شود، آری!
چون جسم افسون گر و زیبای زن به تنهایی خود به خود نغمه
ها و موسیقی های خاموشی است كه در یك زمان هم گوش
از آن لذت می برد و هم چشم از آن لطف اندوز می گردد و عفت و شرف او در
معرض خطر قرار می گیرد و حفظ شرف و عزت و كرامت زن و خانواده هدف اصلی
ممنوعیت عرض اندام زن است. و زنی كه به تماشای مردان و مردان به
تماشای او می نشینند زن زندگی و رازداری و مادری
برای فرزندان، و فرد سالم و امینی برای آینده نیست؛
زیرا فاقد شرافت و ادب و عفت است؛ بلكه به تعبیری دیگر
شوره زاری بیش نبوده كه محصولی جز خس نخواهد داشت.اگر خدا
ناكرده زن از بی حجابی و لذت رساندن با جمال و آرایش خود به
نگاه بیگانگان دست نكشد، سرخورده جامعه شده و سقوط می كند و سقوط او
سقوط یك نفر نیست، بلكه سقوط جامعه است.
حجاب گل عفاف
قرآن كریم وقتى درباره حجاب سخن مىگوید
مىفرماید: حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن براى زن كه
نامحرمان او را از دید حیوانى ننگرند.
حال اگر كسى از تشخیص اصول ارزشى عاجز باشد، ممكن
استمعاذ الله حجاب را یك بند بنداند، و حال این كه قرآن كریم
وقتى مسئله لزوم حجاب را بازگو مىكند، علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنین بیان
مىفرماید:
«ذلك ادنى ان یعرفن
فلا یؤذین»
یعنى براى این
كه شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نگردند. چرا كه آنان تجسم حرمت و عفاف
جامعه هستند و حرمت دارند.
یکی
از چیزهایی که میتواند
عفاف زن و طهارت او و تقوای او و حالت پرهیز و عصمت را در او
نگه دارد، نداشتن معاشرت نامناسب در محیط زندگی و محیط کار و محیط
جامعه است. معاشرت نامناسب، یعنی معاشرتی که در او جهات فرهنگی
و اخلاقی خاص رعایت نشده باشد. آن چیزی که میتواند
به این نگهداری و مصونسازی و جداسازی کمک کند، حجاب
است. بهترین چیز، حجاب است؛ حجاب از طرف زن و حجاب از طرف مرد. حجاب
مرد هم نگاه نکردن است: حجاب، یعنی مانع؛ یعنی فاصل در زن
.
حجاب، به معنای منزوی کردن زن نیست. اگر
کسی چنین برداشتی از حجاب داشته باشد، این، یک
برداشت کاملاً غلط است. مسئله حجاب به معنای جلوگیری از اختلاط
و آمیزش بیقید و شرط زن و مرد در جامعه است؛ زیرا آمیزش
و اختلاط بیقید و شرط، هم به ضرر جامعه و هم به ضرر زن و مرد، به
خصوص به ضرر زن است.
حجاب گل عفاف
طرح اشتراک کتاب تبیان برای شما کاربران عزیز
این امکان را فراهم می نماید تا به دور از دغدغه انتخاب و تهیه
کتاب در دوره های مشخص و به مناسبت های مختلف کتاب های مفید
را درب خانه خود تحویل بگبرید و با مطالعه آن ها معلومات خویش
را بیافزایید .
تنظیم برای تبیان- صادقی
http://www.tebyan.net/OnlineShopping/Ecommerce_Articles/2009/3/10/87657.html
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
حجاب، حق الهي
عدهاي گمان ميكنند حجاب براي زن، محدوديت و حصاري
است كه خانواده و وابستگي شوهر براي او ايجاد نموده است. حال آنكه در بينش
قرآن كريم، حجاب زن تنها مربوط به خود او نيست تا بگويد از حق خود صرف نظر
كردم، حجاب زن مربوط به مرد نيست تا بگويد من راضيم، حجاب زن مربوط به
خانواده نيست تا اعضاي خانواده رضايت بدهند. بلكه حجاب زن، حق الهي است
لذا در جهان غرب و كشورهايي كه به قانون غربي مبتلا هستند اگر زن همسرداري
آلوده شد و همسرش رضايت داد، قوانين آنها پرونده را مختومه اعلام ميكند
اما در اسلام چنين نيست. زيرا حرمت زن، نه اختصاص به خود زن دارد نه شوهر
و نه حق برادر و فرزندانش ميباشد. همه اينها اگر رضايت بدهند قرآن رضايت
نخواهد داد چون حرمت و حيثيت زن به عنوان «حقالله» مطرح است يعني حيثيت
زن، حريم خداوند است. خداي سبحان، زن را با سرماية عاطفه آفريد تا معلم رقت
باشد و پيام عاطفه بياورد. اگر جامعهاي اين درس رقت و عاطفه را ترك نمود
و به دنبال غريزه و شهوت رفت به همان فسادي مبتلا ميشود كه در غرب ظهور
كرده است. زن به عنوان امين حقالله از نظر قرآن، مطرح است يعني اين
مقام و اين حرمت و حيثيت را خداي سبحان كه حق خود اوست، به زن داده و
فرموده: اين حق مرا به عنوان امانت، حفظ كن.
جامعهاي كه قرآن در آن حاكم است، جامعة عاطفه و
انسانيت است و سرش آن است كه نيمي از جامعه را معلمان عاطفه به عهده
دارند كه مادران هستند، بخواهيم يا نخواهيم، بدانيم يا ندانيم، در اصول
خانواده، درس رأفت و رقت است كه كارساز است
ح: معنا و برداشت ما از حجاب در آيات قرآن
از نتايج آيات مربوط به حجاب در سوره هاي مباركه ي احزاب
،اعراف ، شوري، فصلت ،صاد ، مريم و اسراء استنباط مي شود كه حجاب به معناي پرده و
حائل است كه حتّي در بعضي آيات وجود اين پرده نامرئي و معناي مجازي دارد. اينك
براي روشن شدن مطلب آيات مربوطه را مورد بحث قرار مي دهيم.
اعراف آيه 46 : وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَى الْأَعْرَافِ
رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيمَاهُمْ :«ميان آن دو دسته( بهشتيها و جهنميها)
پرده اي خواهد بود و بر اعراف مرداني هستند كه هر يك از آن دو دسته را از چهره
هايشان مي شناسند.» در اين آيه حجاب همان اعراف است، همان مكان مرتفعي كه ميان دو
گروه بهشتيان و دوزخيان كشيده مي شود. سوره شوري آيه 51 : وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ
أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ :« وبراي هيچ
بشري اين چنين نخواهد بود كه خدا با او تكلم كند مگر از طريق وحي يا از پس پرده» .
در اين آيه من وراء حجاب يا از پشت حجاب حرف زدن يا مانند حرف زدن خداوند د ركوه طور
با حضرت موسي عليه السلام است و يا من وراء حجاب تعبيري از روياي صادقه است.
سوره فصلت آيه ۵ : وَقَالُوا قُلُوبُنَا فِي أَكِنَّه
مِمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ وَفِي آذَانِنَا وَقْرٌ وَمِنْ بَيْنِنَا وَبَيْنِكَ
حِجَابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنَا عَامِلُونَ : « مي گويند دلهايمان درباره ي آن چه كه
تو مارا به آن دعوت مي كني در پرده هايي است و درگوشهاي ما سنگيني است و بين ما و
تو فاصله است تو كار خود راانجام بده ، حتماً ما هم كار خود را انجام مي دهيم.
حجاب در اين آيه به معناي پوشش است . البته پوششهاي جهل و تعصب و لجاجت و عناد و
تقليدهاي كوركورانه كه باعث شده فاصله هاي مانند پرده اي ضخيم بين آنها و پيامبر
بوجود آيد.
سوره اسراء آيه 45 : وَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنَا
بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَه حِجَابًا مَسْتُورًا :«
و وقتي كه قران را ميخواني بين تو و بين كساني كه به آخرت ايمان نمي آورند حجاب،
ستركننده اي قرار مي دهيم » . در اين آيه حجاب به معناي پردهاي است اما منظور پرده
ي لجاجت و تعصب و خودخواهي و غرور و جهل ونادان ياست كه حقايق قرآن را از ديدگاه
فكر و عقل آنها پنهان مي داشت و به آنها اجازه نمي داد حقايق روشني هم چون توحيد و
معاد و صدق دعوت پيامبر صلی الله عليه و اله و سلم رادرك كنند.
سوره مريم آيه 17: فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجَابًا
فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا : « و
درمقابل قومش پردهاي انداخت پس ما روح خود را به سوي او فرستاديم كه او در شكل
انساني بي عيب در مقابلش قرا رگيرد. در اين آيه منظور از حجاب ، پوشش و پرده است
ولي شايد اين پرده ، پرده اي نامرئي و مجازي بوده باشد.
سوره صاد آيه 32 : حَتَّى تَوَارَتْ بِالْحِجَابِ : « تا آن
كه از ديدگانش پنهان شدم . در داستان سليمان خداوند غروب خورشيد را از طريق پشت
پرده واقع شدن توصيف مي كند و براي آن كلمه ي حجاب را مي آورد.
ج: فرق لفظ حجاب با كلمه ي ستر و غطاء
كلمه ي حجاب براي مانع شدن دو چيز بكار مي رود اما واژه ي
ستر و غطاء د رمورد پوشانيدن بكار مي رود. در جائي كه انسان قصد مانع شدن در كاري
را اراده كرده باشد بايد بكار ببرد.
به طور كلي لفظ ستر و حجاب هر دو به معناي پوشش است اما در
جائي كه بخواهيم از چيزي كه مانعيت دارد صحبت كنيم از لفظ حجاب استفاده مي كنيم به
عنوان مثال : ديوار حجابي است براي نور يعني ديوار مانع از وارد شدن نور به داخل
اطاق مي شود . همين كار را پرده هم مي كند يعني پرده اي كه روي پنجره است مانع از
وارد شدن نوربه داخل اطاق مي شود. اما پرده ستر است و ديوار حجاب چرا كه نور از
ديوار اصلاً نمي تواند عبور كند ولي از پرده مي تواند عبور كند.
د: معناي حجاب از بعد عرفاني
اگر بخواهيم تفسيري از حجاب ارائه دهيم بايد بگوييم كه حجاب
در حقيقت ترك شهوات و اميال حيواني براي رسيدن به ذات حق تعالي است.
حجاب پشت پا زدن به موانع بيروني درجهت رسيدن به مقصودي
بالاتر و ساختن محيطي آرام و روح بخش براي توجه به معاني بلند و سير الي الله است.
حجاب به معناي برگشت به خويشتن و شناخت خداي خويشتن است.
حجاب نوعي جهاد ، يا رياضت ، تهذيب ، حياء و تسليم است.
حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن براي زن كه نامحرمان او را از
ديد حيواني ننگرند.
حجاب
الف: شناخت واژگاني
وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ
وَرَاءِ حِجَابٍ(۱)
حجاب در لغت به معناي چيزي است كه ميان دو شئ حائل مي شود
به همين جهت پرده اي كه در ميان روده ها و قلب و ريه كشيده شده را حجاب حاجز مي
نامند. هم چنين حجاب در لغت به معناي پرده ، پوشش ، حائل و غيره مي باشد . هم چنين
حجاب نامي است براي آن چه به آن خود را مي پوشانند و آن چه ميان دو چيز حائل مي
گردد . جمع آن حجب است زن محجوبه يعني زني كه بوسيله اي پوشيده شده ، حجاب در لغت
همان منع كردن است و بر پوشش نيز اطلاق مي گردد. در فارسي نيز براي كلمه ي حجاب معاني
متفاوتي نقل شده كه از آن جمله مي توان به پرده ،ستر ، نقابي كه زنان چهره ي خود
را بپوشانند . روي بند، برقع، چادري كه زنان سرتاپاي خود را بپوشانند اشاره نمود.
ب: معناي اصطلاحي حجاب
كلمه ي حجاب در پوشش زنان اصطلاحي است كه بيشتر در عصر ما
پيدا شده و اگر در تواريخ و روايات بخواهيم آن را پيداكنيم بسيار كم است.
شهيد مطهري در بيان معناي حجاب مي فرمايد:(۲) حجاب هم
به معناي پوشيدن است هم به معناي پرده و حاجب ، ولي بيشترين استعمالش به معناي
پرده است . اين كلمه از آن جهت مفهوم پوشش مي دهد كه پرده وسيله ي پوشش است وشايد
بتوان گفت: به حسب اصل لغت هر پوششي حجاب نيست . آن پوششي حجاب ناميده مي شود كه
از طريق پشت پرده واقع شدن صورت گيرد.
در دستوري كه اميرمومنان علي (عليه السلام) به مالك اشتر
نوشته است مي فرمايند:(۳) « فلا تطولن احتجابك عن رعيتك»: درميان مردم باش ،
كمتر خود را در اندرون خانه از مردم پنهان كن ، حاجب و دربان ، تو را از مردم جدا
نكند . بلكه خودت را در معرض ملاقات و تماس مردم قرار ده تا ضعيفان و بيچارگان
بتوانند نيازمنديها و شكايات خود را به گوش تو برسانندو تو از جريان امور بي
اطلّاع نماني.
ابن خلدون در مقدمه ي خويش فصلي دارد تحت عنوان ( فصل في
الحجاب كيف يقع في الدول و انه يعظم عند الهرم ) ؛ در اين فصل او بيان مي كند كه
حكومتها در ابتداي تشكيل ميان خود و مردم حائل و فاصله اي قرار نمي دهند ولي
بتدريج حائل و پرده ميان حاكم و مردم ضخيم تر مي شود تا بالاخره عواقب ناگواري
بوجود آيد .ابن خلدون كلمه ي حجاب را به معناي پرده و حائل نه به معناي پوشش بكار
برده است.
استعمال كلمه ي حجاب در مورد پوشش زن يك اصطلاح نسبتاً جديد
است و حجاب به معناي اصطلاحي يعني پوشش مخصوص زنان والا در قديم دركلمات فقهاء و
در اصطلاح فقهي از حجاب به معناي ستر كه به همان معناي پوشش است نام برده شده.
پي نوشتها:
۱- سوره
احزاب آيه 53
۲- كتاب
حجاب شهيد مطهري
3- نهج البلاغه
نامه 52و53
0000000000000000000000
هدف و فلسفه حجاب
هدف اصلي تشريع احكام در اسلام، قرب به خداوند است كه به
وسيلهي تزكيهي نفس و تقوا به دست ميآيد:
«إِنَّ
أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ؛[17] بزرگوار و با افتخارترين شما نزد خدا
با تقواترين شماست. »
«هُوَ الَّذِي
بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ
يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَه وَ إِنْ كانُوا مِنْ
قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ؛ اوست خدايي كه ميان عرب امّي (قومي كه خواندن و
نوشتن هم نميدانستند) پيغمبري بزرگوار از همان قوم برانگيخت، تا بر آنان وحي خدا را تلاوت
كند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاك سازد و كتاب سماوي و حكمت الهي
بياموزد؛ با آن كه پيش از اين، همه در ورطهي جهالت و گمراهي بودند».
از قرآن كريم استفاده ميشود كه هدف از تشريع حكم
الهي، وجوب حجاب اسلامي، دستيابي به تزكيهي نفس، طهارت، عفت و پاكدامني است.
آياتي همچون:
«قُلْ
لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ
أَزْكى لَهُمْ؛[18] اي رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشمها از نگاه ناروا بپوشند و
فروج و اندامشان را محفوظ دارند، كه اين بر پاكيزگي جسم و جان ايشان اصلح است. ».
[17]. سورهي حجرات (49)، آيهي
13.
[18] . سورهي نور
(24)، آيهي 30.
000000000000000000000
رابطه حجاب و عفاف
چشم و دل را پرده ميبايست امّا از عفاف
چادر پوسيده بنياد مسلماني نبود[9]
شبهه: بعضي با تمسك به شعر فوق، ادعا نمودهاند
كه بين حجاب و عفاف رابطهاي نيست؛ عفاف لازم است، اما حجاب لازم نيست.
گاه همين مطلب با تمسك به حجاب و پوشش زنان روستايي و زنان شاليزار شمال كشور
توجيه ميشود كه آنها حجاب كامل ندارند، ولي عفيف هستند.[10] آيا ادعاي مذكور صحيح است؟
پاسخ: قبلاً ذكر شد كه حجاب در كتابهاي لغت به معناي پوشش،
پرده و مانع آمده است. به نگهبان، حاجب ميگويند؛ چون مانع ورود اغيار
و بيگانگان در يك حريم و محيط خاص ميگردد.
بنابراين، حجاب و پوشش زن نيز به منزلهي يك حاجب و مانع در
مقابل افراد نامحرم است كه قصد نفوذ و تصرف در حريم ناموس ديگران را دارند. همين
مفهوم منع و امتناع در ريشهي لغوي عفت نيز وجود دارد[11]؛ بنابراين، دو واژهي
«حجاب» و «عفت» در اصل معناي منع و امتناع مشتركاند. تفاوتي كه بين منع و
بازداري حجاب و عفت است، تفاوت بين ظاهر و باطن است؛ يعني منع و بازداري در حجاب
مربوط به ظاهر است، ولي منع و بازداري در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت
يك حالت دروني است، ولي با توجه به اين كه تأثير ظاهر بر باطن و تأثير باطن بر
ظاهر، يكي از ويژگيهاي عمومي انسان است؛[12] بنابراين، بين حجاب و پوشش ظاهري و
عفت و بازداري باطني انسان، تأثير و تأثّر متقابل است؛ بدين ترتيب كه هرچه حجاب و
پوشش ظاهري بيشتر و بهتر باشد، اين نوع حجاب در تقويت و پرورش روحيهي باطني و
دروني عفت، تأثير بيشتري دارد؛ و بالعكس هر چه عفت دروني و باطني بيشتر باشد
باعث حجاب و پوشش ظاهري بيشتر و بهتر در مواجهه با نامحرم ميگردد.
قرآن مجيد به شكل ظريفي به اين تأثير و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان
سالمند اجازه ميدهد كه بدون قصد تبرّج و خودنمايي، لباسهاي رويي خود، مثل چادر را
در مقابل نامحرم بردارند، ولي در نهايت ميگويد: اگر عفت بورزند، يعني
حتي لباسهايي مثل چادر را نيز بر ندارند، بهتر است.
«وَ الْقَواعِدُ
مِنَ النِّساءِ اللاَّتِي لا يَرْجُونَ نِكاحاً فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ أَنْ
يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِينَه وَ أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ
خَيْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ.[13] »
[9] . پروين اعتصامي، ديوان شعر،
ص 154.
[10] . كيهان
لندن، 11/3/1374.
[11] . الف)
العفه: الكفِّ عما لا يحلّ و لا يجمل؛ ابن منظور، لسان العرب، واژهي
عفّت.
ب) العفه: حصول حاله للنفس تمتنع بها عن غلبه الشهوه، راغب
اصفهاني، معجم مفردات الفاظ القرآن، عفّت.
ج) عفّ عن الشيء: امتنع عنه؛ فيومي، المصباح المنير، واژهي
عفّت.
[12] . ر. ك: خسرو
باقري، «نگاهي دوباره به تربيت اسلامي»، بحث ويژگيهاي عمومي انسان، ص66 - 73.
[13] . سورهي
نور، آيهي 60؛ اين كه ثياب در آيهي شريفه را به چادر معنا كرديم، به علت روايات
متعددي است كه آن را به جلباب تفسير كرده است. و در مباحث آينده آشكار خواهد شد كه
جلباب به معناي چادر است. براي آشنايي با رواياتي كه ثياب در آيهي شريفه را به
جلباب تفسير كردهاند، ر.ك: وسائل الشيعه، ج 14، ابواب مقدمات نكاح، باب 110، باب القواعد من
النساء.
000000000000000000000
رابطه حجاب و عفاف (2)
علاوه بر رابطهي قبل، بين پوشش ظاهري و عفت باطني، رابطهي
علامت و صاحب علامت نيز هست؛ به اين معنا كه مقدار حجاب ظاهري، نشانهاي
از مرحلهي خاصي از عفت باطني صاحب حجاب است. البته اين مطلب به اين معنا نيست كه
هر زني كه حجاب و پوشش ظاهري داشت، لزوماً از همهي مراتب عفت و پاكدامني نيز
برخوردار است.
با توجه به همين نكته، پاسخ اين اشكال و شبههي افرادي كه
براي ناكارآمد جلوه دادن حجاب و پوشش ظاهري، تخلفات بعضي از زنان با حجاب را بهانه
قرار ميدهند آشكار ميگردد؛ زيرا مشكل اين عده از زنان، ضعف در حجاب باطني و فقدان ايمان و اعتقاد
قوي به آثار مثبت حجاب و پوشش ظاهري است و قبلاً گذشت كه حجاب اسلامي ابعادي
گسترده دارد و يكي از مهمترين و اساسيترين ابعاد آن، حجاب دروني و باطني و ذهني
است كه فرد را در مواجهه با گناه و فساد، از عقايد و ايمان راسخ دروني برخوردار ميكند؛
و اساساً اين حجاب ذهني و عقيدتي، به منزلهي سنگ بناي ديگر حجابها،
از جمله حجاب و پوشش ظاهري است؛ زيرا افكار و عقايد انسان، شكل دهندهي رفتارهاي
اوست.
البته، همانگونه كه حجاب و پوشش ظاهري، لزوماً به معناي
برخورداري از همهي مراتب عفاف نيست، عفاف بدون رعايت پوشش ظاهري نيز قابل تصور
نيست. نميتوان زن يا مردي را كه عريان يا نيمه عريان در انظار عمومي ظاهر ميشود
عفيف دانست؛ زيرا گفتيم كه پوشش ظاهري يكي از علامتها و نشانههاي
عفاف است، و بين مقدار عفاف و حجاب، رابطهي تأثير و تأثّر متقابل وجود دارد.[14]
بعضي نيز رابطهي عفاف و حجاب را از نوع رابطهي ريشه و ميوه دانستهاند؛ با اين
تعبير كه حجاب، ميوهي عفاف، و عفاف، ريشهي حجاب است. برخي افراد ممكن است حجاب
ظاهري داشته باشند، ولي عفاف و طهارت باطني را در خويش ايجاد نكرده باشند. اين
حجاب، تنها پوسته و ظاهري است. از سوي ديگر، افرادي ادعاي عفاف كرده و با
تعابيري، مثل «من قلب پاك دارم، خدا با قلبها كار دارد»، خود را سرگرم ميكنند؛
چنين انسانهايي بايد در قاموس انديشهي خود اين نكتهي اساسي را بنگارند كه درون پاك،
بيروني پاك ميپروراند و هرگز قلب پاك، موجب بارور شدن ميوهي ناپاكِ بيحجابي
نخواهد شد.[15]
«وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ
يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلاَّ
نَكِداًً؛[16] زمين پاك نيكو گياهش به اذان خدا نيكو برآيد و زمين خشن ناپاك بيرون
نياورد، جز گياه اندك و كم ثمر. »
[14] . ر.ك: مهريزي، حجاب؛ سيدعلي
سادات فخر «حجاب ارزش يا روش»، كتاب نقد، ش 17 (فمينيزم) و ناهيد طيبي، «حجاب و
عفاف، مروري دوباره» مجلهي پيام زن، ش 95 و 96. مؤسسه فرهنگي دارالحديث، مجلهي
حديث زندگي، ويژهي عفاف. شمارهي 6، مرداد و شهريور 1381.
[15]. ناهيد طيبي،
«حجاب و عفاف مروري دوباره»، مجلهي پيام زن، شمارهي 95، ص 75 (با كمي دخل و
تصرف.)
[16] . سورهي
اعراف (7)، آيهي 58.
0000000000000000000
مفهوم و ابعاد حجاب
حجاب در لغت به معناي مانع، پرده و پوشش آمده است[1].
استعمال اين كلمه، بيشتر به معني پرده است[2]. اين كلمه از آن جهت
مفهوم پوشش ميدهد كه پرده، وسيلهي پوشش است، ولي هر پوششي حجاب نيست؛ بلكه آن
پوششي حجاب ناميده ميشود كه از طريق پشت پرده واقع شدن صورت گيرد[3].
در اين جا مراد ما از حجاب، پوشش اسلامي است، و مراد از
پوشش اسلامي زن، به عنوان يكي از احكام وجوبي اسلام، اين است كه زن، هنگام معاشرت
با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوهگري و خودنمايي نپردازد.
بنابراين، حجاب، به معناي پوشش اسلامي بانوان، داراي دو
بُعد ايجابي و سلبي است. بُعد ايجابي آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبي آن، حرام بودن
خودنمايي به نامحرم است؛ و اين دو بُعد بايد در كنار يكديگر باشد تا حجاب اسلامي
محقق شود؛ گاهي ممكن است بُعد اول باشد، ولي بُعد دوم نباشد، در اين صورت نميتوان
گفت كه حجاب اسلامي محقق شده است.
گاهي مشاهده ميكنيم كه بسياري از زنان محجبه در پوشش خود از
رنگهاي شاد و زيبا و تحريك برانگيز استفاده ميكنند كه به اندامشان زيبايي
خاصي ميبخشد و در عين پوشيده بودن بدن زن، زيبايياش آشكار است، گويي كه
اصلاً لباس نپوشيده است[4]؛ و اين دور از روح حجاب است.
[1] . جوهري، صحاح اللغه، الحجاب: الستر؛ فيومي،
المصباح المنير، حجبه حجباً من باب قتل: منعه و منه قيل للستر الحجاب لانه يمنع
المشاهده.
[2] . در قرآن اين كلمه در هشت مورد به كار رفته كه بيشتر
به معناي حاجز، مانع، حايل و پرده است.
[3] . استاد
مطهري، مسئلهي حجاب، ص 78.
[4] . علامه
سيدمحمدحسين فضل الله، مجلهي پيام زن، «جوانان، ورزش و حجاب» شمارهي 74،
ص 19.
000000000000000000
مفهوم و ابعاد حجاب(2)
اگر به معناي عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را
حجاب بناميم، حجاب ميتواند اقسام و انواع متفاوتي داشته باشد. يك نوع آن حجاب ذهني، فكري و روحي
است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامي، مانند توحيد و نبوت، از مصاديق حجاب ذهني،
فكري و روحي صحيح است كه ميتواند از لغزشها و گناههاي
روحي و فكري، مثل كفر و شرك جلوگيري نمايد.
علاوه بر اين، در قرآن از انواع ديگر حجاب كه در رفتار
خارجي انسان تجلي ميكند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه كه مردان و زنان در مواجهه با
نامحرم به آن توصيه شدهاند:
«قُلْ
لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ[5]؛ اي رسول ما به مردان مؤمن بگو تا
چشمها را از نگاه ناروا بپوشند. »
«قُلْ
لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ[6]؛ اي رسول به زنان مؤمن بگو تا
چشمها را از نگاه ناروا بپوشند.»
نوع ديگر حجاب و پوشش قرآني، حجاب گفتاري زنان در مقابل
نامحرم است:
«فَلا تَخْضَعْنَ
بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ[7]؛ پس زنهار نازك و نرم با
مردان سخن نگوييد؛ مبادا آن كه دلش بيمار (هوا و هوس) است به طمع افتد. »
نوع ديگر حجاب و پوشش قرآني، حجاب رفتاري زنان در مقابل
نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونهاي راه نروند كه با نشان
دادن زينتهاي خود باعث جلب توجه نامحرم شوند:
«وَ لا يَضْرِبْنَ
بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ[8]؛ و آن طور پاي به
زمين نزنند كه خلخال و زيور پنهان پاهايشان معلوم شود. »
از مجموع مباحث طرح شده به روشني استفاده ميشود
كه مراد از حجاب اسلامي، پوشش و حريم قايل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در
انحاي مختلف رفتار، مثل نحوهي پوشش، نگاه، حرف زدن و راه رفتن است.
[5] . سورهي نور
(24)، آيهي 30.
[6] . سورهي نور (24)، آيهي 31.
[7] . سورهي
احزاب (33)، آيهي 32.
[8] . سورهي نور
(24)، آيهي 31.
00000000000000000000000
حجاب در«نگاه مردان با ايمان»
قرآن برای نحوه نگاه كردن مسلمانان مومن هم قواعدی
دارد. آيا مردان و زنان مومن، میتوانند چشمان خود را بر هر تصويری
بگشايند؟
پاسخ : نگاه دروازه دل است. وقتی چشم بر تصويری
گشوده میشود، اگر آن تصوير دلخواه باشد، گرايش قلبی نسبت به آن
افزايش میيابد. براين اساس است كه قرآن تأكيد بر خودداری از نگاه
حرام دارد. اگر بخواهم آدرس بدهم، به سوره نور ارجاع میدهم، آنجا كه میفرمايد:
«به مردان اهل ايمان بگو كه چشمان خود را از نگاه وسوسه انگيز فرو گيرند و پاكدامنی
خود را حفظ كنند. اين برای آنان پاكيزهتر است و خدا از عملكرد ايشان با خبر
است.»
به اين امر الهی دقت كنيد. موضوع «نگاه كردن» را مطرح
میكند و بلافاصله بحث پاكدامنی را به ميان میكشد. يعنی
ارتباط مستقيمی بين «نگاه حرام» و « زنا» وجود دارد. حالا در جامعه امروز
ببينيد ما چقدر به اين آيه خدا عمل میكنيم؟ جوانهای ما تا چه حد نگاههايشان
را از نامحرم فرو میگيرند تا دچار وسوسه نشوند. اين همه فساد، اين همه فسق
و فجور، اين همه لاابالیگری نشانه اين است كه ما به اندازه كافی
در اين زمينه دقت نداريم. شايد حتی خيلی از جوانهای ما ندانند
كه كارشان حرام است. ندانند نگاه كردن غرضآلود و خارج از عرف بهصورت زن نامحرم
خلاف دستور قرآن است. اين وظيفه دست اندركاران مربوطه است. وظيفه پدران و مادران
است كه امر قرآن را به فرزنداشان برسانند. الان حتی در سطوح جامعه هم اين
مسئله رعايت نمیشود. عكس دختران و زنان جوان آرايش كرده، روی جلد
مجلات كم نيست. زنان آرايش كرده وسوسهگر در سينما و حتی سريالهای
تلويزيون هم حضور دارند. خود من اغلب وقتی میخواهم فيلم يا سريالی
را در سينما يا تلويزيون خودمان ببينم، مجبور میشوم در نگاهم دقت كنم.
نبايد شرايط به گونهای باشد كه مردم با نگاه كردن به مجلات، با نگاه كردن
به برنامههای سينما و تلويزيون دچار نگاه وسوسهگر كه از نظر قرآن حرام
است، بشوند. امر قرآن تعارف بردار نيست. قابل مصلحت انديشی نيست. اگر ايمان
آوردهايم، بايد عمل كنيم.
حالا ممكن است عدهای از خانمها فكر كنند كه اين
موضوع، فقط مختص آقايان است. اين طور نيست زنان هم دستور دارند كه نگاهشان را از
نامحرم حفظ كنند. اين دستور، دستور قرآنی است در همان سوره نور میفرمايد:
«به زنان اهل ايمان بگو كه چشمان خود را از نگاه وسوسه انگيز فرو گيرند و پاكدامنی
خود را حفظ كنند و زيبايیهای خود را ـ جز آن مقدار كه پيداست ـ آشكار
نكنند و ادامه روسریهای خود را تا روی گريبان بيندازند و زينتهای
خود را اشكار نكنند، مگر برای شوهر يا پدر يا پدران شوهر يا پسران يا پسران
شوهر يا برادران يا پسران برادر يا پسران خواهر يا زنان همكيش خود يا بندگان خود
و يا خدمتگزاران خود كه رغبتی به زن ندارند، يا كودكی كه از وضعيت جنسی
زنان بیخبر است. زنان نبايد چنان پای بر زمين بكوبند كه زينتها و
زيبايیهايی كه مخفی كردهاند، مشخص بشود. ای اهل ايمان
همگی به سوی خداوند بزرگ توبه كنيد، اميد آنكه رستگار شويد.»
000000000000000
«حجاب»
قرآنی
قرآن همه راه را مشخص كرده، حتی حاشيهها را نشان
داده و از بيراههها بر حذر داشته است. قرآن برای همه زندگی ما، برای
همه شوون زندگی، دستوراتی روشن داده است. اقتصاد ما، روابط مالی
ما، مسائل مختلف اجتماعی و ...
قرآن برای آسيبهای بزرگی كه اجتماعات بشری را
تهديد میكند، راه حل نشان داده است: فاصله طبقاتی، فقر، فساد، فحشا
و... . قرآن برای مسائل مبتلا به
جوامع، خانوادهها و افراد، راه نشان داده است: ارث، ازدواج، طلاق، قصاص توبه،
رابطه با خدا و ..... . درست است كه قرآن دارای بطن است (ان للقران بطنا)
اما اگر به عنوان مسلمان، با اخلاص و از روی صداقت قرآن را پيش رویمان
بگذاريم و آياتش را بخوانيم، حتی ظاهر آيات هم راه را در هر مقولهای
به ما نشان میدهد.
«ايمان به زبان،
ايمان نيست»
برای ايمان، سه مرحله قائل شدهاند: ايمان زبانی،
اعتقاد قلبی و عمل كردن.«بدون تعارف بايد بپذيريم كه بسياری از ما وقتی
پای عملكردن به ميان میآيد، لنگ میزنيم.» . «البته كار خيلی
مشكل است. بسياری مواقع هست كه ما منافعمان را در رفتاری ديگر میبينيم.
منافعمان را در اين میبينيم كه دروغ بگوييم. حتی تهمت بزنيم، منافعمان
را در جايی میبينيم كه آموزههای قرآن و اسلام مخالف آن است.
اين طور مواقع خيلی سخت است كه ما مطابق ايمان زبانی و قلبیمان
عمل كنيم، خيلی بايد محكم باشيم كه مثلاً از پول هنگفتی كه تملك آن در
يد اختيار ماست، چشم بپوشيم. ممكن است كسی در برابر چند صدهزار تومان مقاومت
كند و ايمانش را نگذارد، اما وقتی پای چند صد ميليون وسط میآيد،
خيلیها میلغزند. خيلی از ايمانها سست میشود. به طور
كلی بزرگترين امتحانهای خدا زمانی پيش میآيد كه شرايط و
امكان گناه كردن، امكان به خطا رفتن، امكان ارتكاب حرام فراهم میشود.
«اگر ديديد شما
هستيد و چنين امكانی و هيچ مانعی پيش رويتان نيست و میتوانيد
مطابق آنچه كه میخواهيد و مخالف اعتقادات دينی عمل كنيد، بدانيد كه در
حال امتحان دادن هستيد. خدا زمانی انسان را امتحان میكند كه اختيار
گناه كردن و يا اعراض از آن در كنترل اوست». به سوره مباركه يوسف نگاه كنيد. همسر
عزيز مصر همه شرايط را برای گناه فراهم كرده و به تعبير قرآن: «غلقت
الابواب»: درها را بسته بود. اما حضرت يوسف به خدا پناه برد.
اما امتحان الهی مختص برگزيدگان و پيامبران نيست.
صريح آيه قرآن میفرمايد كه «ما شما را امتحان میكنيم.» همه ما
امتحان میشويم و بايد به شدت مراقب اين امتحان باشيم. مراقب باشيم كه ايمانمان
به قول قرآن «زبانی» نباشد. آنجا كه در اوايل سوره مباركه بقره میفرمايد:
«عدهای از مردم میگويند ما به خدا ايمان آوردهايم و پذيرفتهايم كه
روز حساب وجود دارد، در حالی كه چنين باوری در وجودشان نيست.»
قرآن در بسياری از مواقع كه موضوع ايمان را مطرح میكند،
بلافاصله پس از آن بحث عمل به اين ايمان را هم به ميان میكشد. حتماً شما هم
تعبيرات قرآن را در اين مورد خواندهايد: «الذين امنوا و عملوا الصالحات» ايمان
همراه با عمل نيك، عمل براساس ايمان.
«توصيه به ديگران
و فراموش كردن خود»
قرآن سراپا نور است و اين نور، حتی از ظاهر آيات هم
اداراك میشود. تنها شرط درك نور قرآن، همراهی وتأمل در قرآن است. «يكی
از گرفتارهای عصر ما، ظاهرگرايی و ظاهر سازی در ايمان است، به
طوری كه در شراط فعلی، به سختی میتوان ديندار واقعی
را از ديندار ظاهرساز شناسايی كرد. اين گرفتاری البته در صدر اسلام
هم بودهاست. قرآن در اين مورد تذكر بسيار زيبايی میدهد و میفرمايد:
«آيا مردم را به نيكی و نيكوكاری امر میكنيد، اما خودتان را
فراموش میكنيد، در حالی كه كتاب خدا را هم میخوانيد؟» اگر خوب
به اين آيه دقت كنيد، میبينيد كه اين گروه كه قرآن آنها را مورد عتاب و
خطاب قرار میدهد، در روزگار ما هم وجود دارند».
http://zanvanoor.blogfa.com/post-87.aspx
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
چهل حدیث درباره پوشش زن و مرد
1- - امام على عليه السّلام فرموده اند : پوشيده و
محفوظ داشتن زن مايه آسايش بيشتر و دوام زيبايى اوست . غرر الحكم(5820)
2- امام صادق علیه
السلام مي فرمايند: حجاب زن براي طراوت و زيبایي اش مفيدتر مي باشد. ( المستدرک، ج5)
3- امیرالمومنین علیه السلام در
وصیت خود به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود:«با پوشش و حجابی
که برای همسرانت قرار میدهی، چشم آنان را از هوس و حرام بازمیداری،
چرا که حجاب برای آنها ثبات بیشتری به ارمغان می آورد. از
خروج بیحساب و بیرویه زنان جلوگیری کن، زیرا
مفاسدی دارد؛ و اگر میتوانی، کاری کن که همسرانت غیر
از تو را نشناسند و با مردان رفت و آمد نداشته باشند
4- حضرت موسی
بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین
علی علیه السلام نقل فرمود که: روزی شخص نابینایی
اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد. رسول خدا
فرمود:« چرا از او رو میگیری، او که تو را نمیبیند؟»
فاطمه عرض کرد:« او مرا نمیبیند، اما من که او را می بینم.
و او اگر چه مرا نمیبیند ولی بوی مرا که حس میکند
5- رسول خدا(ص) از
حضرت جبرئیل(ع) سوال نمود که آیا فرشتگان خنده و گریه دارند؟
جبرئیل فرمود: بله. (یکی از آنجاهایی که فرشتگان میخندند)
زمانی است که زن بیحجابی و بدحجابی میمیرد،
و بستگان او را در قبر میگذارند و روی آن زن را با خشت و خاک میپوشانند
تا بدنش دیده نشود. فرشتگان میخندند و میگویند: تا وقتی
که جوان بود و با دیدنش هر کسی را تحریک میکرد و به گناه
میانداخت(پدر و برادر و شوهرش و...از خود غیرت نشان ندادند) و او را
نپوشاندند، ولی اکنون که مرده و همه از دیدنش نفرت دارند او را میپوشانند.
6- در يك روز باراني حضرت علي(عليهالسلام) با
پيامبر(صلياللهعليهوآله) در بقيع بودند كه زني سوار بر الاغ از آنجا عبور ميكرد.
ناگهان پاي الاغ در چالهاي فرو رفت و زن از بالاي آن به زير افتاد. رسول خدا به
سرعت روي خود را برگرداند. حاضران به رسول خدا گفتند اين زن شلوار به تن دارد.
حضرت سه بار فرمود: خداوند زنان شلوار پوش را رحمت كند. سپس فرمودند: اي مردم!
شلوار را به عنوان پوشش برگزينيد؛ چرا كه از پوشانندهترين لباسهاي شماست. و بهوسيلهي
آن از زنان خود به هنگام خروج آنان از منزل محافظت كنيد. (البته بايد توجه داشت كه
پيامبر، شلوار را به عنوان مكمل پوشش مطرح كردند، نه جايگزين پوشش!)
7- پیامبر
فرموده اند:خدا مردانی را كه شبیه زن میشوند و زنانی را
كه خود را شبیه مرد قرارمیدهند ، نفرین كرده است.
8- رسول خدا(ص)
فرمودند:سه گروه، هرگز داخل بهشت نمیشوند :1- زنی که خود را درلباس
وحرکات وامور دیگر شبیه مرد سازد
و...
9- امام علی
علیه السلام می فرماید: بهترین لباس ؛ لباسی است که
تو را از خدا به خود مشغول نسازد.
10- در حدیث قدسی آمده است :به بندگانم
بگوئیدبه لباس دشمنانم در نیایند و خود را شبیه دشمنان من
نکنند که در این صورت آنها هم دشمنان من خواهند بود
11- پیامبر
می فرمایند:خداوند شما را از عریان شدن نهی کرده است پس
شرم کنید از فرشتگانی که همراه شما هستند همان گرامیانی
که از شما جدا نمی شوند مگر هنگام قضای حاجت و خلوت کردن با همسر
12- از رسول
خدا(صلياللهعليهوآله) پرسيدند: آيا در تنهايي ميتوانيم کشف عورت کنيم؟ حضرت
جواب دادند: خداوند بيش از مردم سزاوار است که از او شرم شود.( سنن ابن ماجه )
13- رسول خدا(صلياللهعليهوآله)فرمودند:
خداوند شما را از عريان شدن بازداشته است؛(بحار الانوار ج. 56) لذا از عريان شدن
بپرهيزيد.( سنن الترمذي )
14- حضرت علي(عليهالسلام)
مي فرمايند: وقتي كسي عريان شود، شيطان به او نظر مياندازد و در او طمع مي كند؛
پس خود را بپوشانيد.( تهذيب )
15- پيامبر سه بار
فرمود :خدايا ! زنان شلوار پوش را بيامرز . اى مردم ! شلوار بپوشيد كه شلوار
پوشاننده ترین جامههاى شماست و زنان خود را در موقعى كه بيرون مىآيند با
شلوار حفظ كنيد
16- پيامبر فرمود:
صيانت زن او را شادابتر و زيبايىاش را پايدارتر مىكند
17- پيامبر فرمود:
غذائی بخور که خود می پسندی ولی لباسی بپوش که مردم
می پسندند
18- در روایت
است که برای پیامبر چند قواره پارچه آوردند پیامبر قواره ای
را به یكی از یاران خود داد و به او فرمود كه این را دو
قسمت كن: قسمتی را برای خود جامه كن و قسمت دیگر آن را به همسرت
بده تا برای خود روسری كند. بعد به وی فرمود: به همسرت بگو برای
این پارچه آستری فراهم كند تا بدن وی از زیر آن نمایان
نباشد.( سنن أبی داود، ج 2)
19- رسول خدا (صلی
الله علیه واله) فرمودند: هلاكت زنان امت من در دو چيز است: «طلا و لباس
نازك».( شيخ مفيد، امالي).
20- حضرت علي(ع)
فرمودند: بر شما باد بر پوشيدن لباس ضخيم؛ چرا كه هركس لباسش نازك باشد، دينش نازك
است.
21- اسماء دختر
ابوبکر و خواهر عایشه به خانه پیغمبراکرم(ص) آمد درحالی که جامههای
نازک و بدن نما پوشیده بود.رسول اکرم(ص)روی خویشرا ازوی
برگرداند و فرمود:ای اسماء همین که زن به حد بلوغ رسید سزاوار نیست
چیزی از بدن او دیده شود مگر ازمچ دست به پایین و
صورتش(الدرالمنثورج 5)
22- رسول خدا(ص)
وضعيت دوران ما را از قبل پيش بيني ميكنند: در آخر امت من، مرد نماهايي هستند كه
سوار بر وسايل نقليه خود، بر در مساجد پياده ميشوند. زنان اينان، پوشيدههايي
برهنهاند كه موهايشان برآمده است. اينها زنان نفرينشدهاند.( المحاسن، ج1)
23- رسول
خدا(ص) میفرماید: برای
زن جایز نیست مچ پایش را برای مرد نامحرم آشکار سازد و
اگر مرتکب چنین عملی شد اول اینکه: خداوند سبحان همیشه او
را لعنت میکند. دوم اینکه: دچار خشم و غضب خداوند بزرگ میشود.
سوم اینکه: فرشتگان الهی هم او را لعنت میکنند. چهارم: عذاب
دردناکی برای او در روز قیامت آماده شده است.هر زنی که به
خداوند سبحان و روز قیامت ایمان دارد زینتش را برای غیر
شوهرش آشکار نمیکند و همچنین موی سر و مچ پای خود را نمایان
نمیسازد و هر زنی که این کارها را برای غیرشوهرش
انجام دهد دین خود را فاسد کرده و خداوند را نسیت به خود خشمگین
کرده است.
24- رسول خدا (صلی
الله علیه واله) فرمودند:1- زر و زيور خود را در منظر و ديدگاه غيرشوهر
مگذار و در غياب شوهر خود را خوشبو مكن و مچ پا را نشان مده اگر چنين كنيد دينتان
را تباه و خدا را به خشم آورده ايد.
25- پيامبر
اکرم(ص)زنان را از پوشيدن لباسهاي توجه برانگيز بر حذر ميداشتند.
26- امام صادق(ع)
به یکی ازخواهران محمدبن ابیعمیر فرمود : وقتی که
به دیدار برادرت رفتی لباسهای رنگارنگ و تحریکآمیز
برتن نکن.
27- رسول حق (ص)
به حولا فرمود :روسرى خود را كه جلب نظر مى كند نشان مده اگر چنين كني دينتان را
تباه و خدا را به خشم آورده اي.
28- امام رضا
(ع):هر کس لباس بپوشد تا مباهات و جلوه گری کند خدا رحمتش را از او باز می
دارد .(همراه با نماز)
29- پيامبر فرمود:
لباسی بپوش که انگشت نمای مردم نشوی و عزت واحترامت هم محفوظ
بماند.
30- فضيل بن يسار
مي گويد از امام صادق عليه السلام پرسيدم كه آيا ساعد های زن از قسمتهائي
است كه بايد از غير محارم بپوشاند ؟ فرمود بلي و آنچه زير روسري قرار مي گيرد بايد
پوشيده شود همچنين از محل دستبند به بالا بايد پوشيده شود . (كافي جلد 5 )
31- نمایان
ساختن تمام بدن برای زوج رواست و سر و گردن را می توان در برابر پسر و
برادر آشكار كرد، اما در برابر نا محرم باید از چهار پوشش استفاده كرد: پیراهن
(درع)، روسری (خمار)، پوششی وسیع تر از روسری كه بر روی
سینه می افتد (جلباب) و چادر (ازار).(مجمع البحرین).
32- عایشه می
گوید: دختر عبدالله بن طفیل كه برادر مادری من بود در حالی
كه زینت كرده بود به خانه ام آمد. در همان هنگام پیامبر(صلی
الله علیه وآله)نیز وارد شد و هنگامی كه او را دید از او
روی برگرداند. عایشه گفت یا رسول الله این دختر، بردار
زاده من و خردسال است! پس پیامبر فرمود: هنگامی كه زن به دوران عادت
ماهانه رسید بر او جایز نیست كه جز روی خود موضع دیگری
را نمایان كند.( جامع البیان، ج 9)
33- امام صادق(ع)
ميفرمودند:«سزاوار نيست زن مسلماني، لباسي بپوشد كه بدن وي را نميپوشاند»
34- عبداللّه
بنعباس، مفسّر و شاگرد سرشناس اميرالمؤمنين علي(ع) گفته است:زن (بايد) مو و سينه
و دور گردن و زير گلوي خود را بپوشاند.»( مجمع البيان، ج7)
35- از حدیث
امام باقر استفاده میشود که محارم زن مانند برادر، پدر و ... حق ندارند به
همه جای زن بنگرند و زن نیز نباید بگذارد پایینتر
از جای گردنبد و بالاتر از مچ دست آشکار گردد. چنین نیست که زن
نزد محرمها، هر لباسی بپوشد و با هر آرایشی بیرون آید
واندام خود را بنمایاند.
36- يكي از اصحاب
پيامبر ميگويد روزي نشسته بودم و لباسم كنار رفت و ران پايم پيدا شد. پيامبر كه
در حال عبور بودند، به من گفتند: ران خود را بپوشان كه جزء عورت است.( مسند احمد
)(قابل توجه برخی آقایان)
37- حضرت
موسي(عليهالسلام) آنقدر بر پوشيدگي خود محافظت ميكرد كه مردم ميپنداشتند وي
بيماري جسماني دارد. رسول خدا(صلياللهعليهوآله) دربارهي او ميفرمود: همانا
موسي مردي باحيا و پوشيده بود كه به دليل حيايش، هيچ نقطه از بدن وي ديده نشد و
لذا هنگامي كه ميخواست وارد آب شود تا بدنش وارد آب نميشد، لباس خود را بيرون
نميآورد؛ در حالي كه بنياسرائيل حيا نميكردند و در برابر هم براي شستشو برهنه
ميشدند و به يكديگر نگاه ميكردند.
38- پيامبر
اكرم(صلياللهعليهوآله) هم هرگاه ميخواستند غسل كنند، كسي بهوسيلهي پرده
ايشان را مستور ميساخت.
39- امام
صادق(عليهالسلام) پوشيدگي شديد لقمان را از علل حكيم شدن وي ميدانند. (قابل توجه
کسانی که می گویند پوشش فقط برای زن است)
40- پيامبر روزي
يكي از كارگران خود را ديد كه در فضاي باز غسل ميكند. به وي فرمود: نميبينم از
خدايت شرم كرده باشي! مزدت را بگير ما نيازي به تو نداريم.( المصنف )
http://goharenab.blogfa.com/cat-7.aspx
1) رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:«زنان در خانه
به جايي که بر کوچه و بازار اشراف داشته باشند نروند، چرا که نگاه مردان به آنها
خيره ميشود. به آنان سوره نور را بياموزيد چون در اين سوره از تحريم و عقوبت زنا
و نيز از اجتناب نگاه به نامحرم سخن به ميان آمده است.»
2) اميرالمومنين عليه السلام در وصيت خود به امام حسن مجتبي
عليه السلام فرمود:«با پوشش و حجابي که براي همسرانت قرار ميدهي، چشم آنان را از
هوس و حرام بازميداري، چرا که حجاب براي آنها ثبات بيشتري به ارمغان مي آورد. از
خروج بيحساب و بيرويه زنان جلوگيري کن، زيرا مفاسدي دارد؛ و اگر ميتواني، کاري
کن که همسرانت غير از تو را نشناسند و با مردان رفت و آمد نداشته باشند...»
3) ام سلمه مي
گويد:
روزي من و ميمونه خدمت رسول خدا بوديم که ابن مکتوم نابينا
آمد. پيامبر به ما دو نفر فرمود چادر به سر کنيم و خود را بپوشانيم. ما گفتيم:«يا
رسول الله، ابن مکتوم که نابيناست و ما را نميبيند.»
پيامبر فرمود:«آيا شما هم کوريد و او را نمي بينيد؟!»
4) امام رضا عليه
السلام در نامهاي به يکي از ياران خود نوشت:«نگاه به موي زنان حرام است، چون موجب
تحريک و فساد است.»
منابع:
بحار الانوار، ج 103، باب 61 و 62.
بحار الانوار، ج 104، باب 91.
http://goharenab.blogfa.com/post-7.aspx
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
فلسفه حجاب
ترديدى نيست كه حجاب و پوشش زن يكى از احكام ضرورى اسلام به
شمار مىرود.
قرآن مجيد درباره اين امر مهم مىفرمايد:
«يا أَيُّهَا النَّبِىُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ
بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ
ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً
رَحِيماً»(1)
«اى پيامبر به
همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلبابها (روسرىهاى بلند) خود را بر خويش
فرو افكنند. اين كار براى اينكه [از كنيزان و آلودگان] شناخته شوند و مورد آزار
قرار نگيرند، بهتر است و خداوند همواره غفور و رحيم است».
پوشش سابقهاى به اندازه حيات بشريت دارد و غير از پيروان
يكى از مكاتب كه بر لزوم برهنه زيستى پاى مىفشارد همه جامعه بشريت به نوعى رعايت
مىكنند.(2)
درباره اهميت و فلسفه «حجاب»، اشاره به چند نكته بسيار حائز
اهميت است:
1. كاهش خطا و خطر مصونيت زن در برابر طمع ورزى
هوس بازان از ثمرات آشكار رعايت حجاب است.
2. حفظ احترام اگر چه رعايت حجاب، از يك سو به
مردان كمك مىكند كه به طور ناخواسته، و خارج از چارچوبها، عواطف و احساسات خود
را هزينه نكنند. اما بيش از آن به خانمها كمك مىكند كه به طور ناخواسته و خارج
از چارچوبها، وسيله لذت انگارى قرار نگيرند و شخصيت و احترام آنان خدشه دار
نگردد.
3. نشاط و رغبت احكام الهى بيش از آنكه به
محدوديت لذتها بيانجامد به ماندگارى لذتها و پايدارى نشاط و خوشىها مىانجامد
از اين رو اگر چه حجاب از يك سو براى خانمها محدوديت است و موجب خستگى و زحمت
مىباشد اما از سوى ديگر اوج احساسات را سالم نگه مىدارد و عاطفهها و محبتها را
در كانون گرم خانواده متمركز مىسازد و زن و مرد را از بى تفاوتى نسبت به همديگر
در نظام خانواده نجات مىدهد و اين بحرانى است كه هم اكنون دامنگير جوامع غربى شده
است، به طورى كه در هنگامه برپايى كانون خانواده كه بر اساس عشق و محبت بايد تحكيم
شود و مهمترين ابزار آن ميل جنسى نسبت به يكديگر است اين ميل رو به افول گذاشته و
بنيان خانوادهها را متزلزل ساخته است، بلكه عشق و عاطفه آن دو، در سالهاى قبل از
ازدواج و بعد از ازدواج در ميان افراد متعدد پخش شده است و تمركز خود را از دست
داده است.
از اين رو «حجاب و پوشش زن»، داراى مشخصهها و ويژگىهايى
است كه بعضى از آنها اشاره مىشود:
يك. حدود و ميزان پوشش: هر اندازه بدن زن
پوشيدهتر باشد، نقش نيرومندترى در دورسازى ديدگان نظاره گر ايفا مىكند. اگر
نگاههاى آلوده را «تيرهاى زهرآلود شيطان» همچنانكه در روايات آمده است قال
النبىصلى الله عليه وآله: النَّظر سهمٌ مسمومٌ من سهام ابليس فمن تركها خوفاً من
اللَّه اعطاه اللَّه ايماناً يجد حلاوته فى قلبه.(3) بدانيم پوشش زن همانند قوسى
است كه تيرها را كمانه مىكند و از اصابت آنها به هدف باز مىدارد. هر اندازه حجاب
كمتر رعايت شود، تيرهاى شيطانى بيشتر متوجه او مىگردد و از آن آسيب مىبيند. با
توجه به اين امر، چادر حجاب برتر است زيرا با وجود شرايط ديگر، بيشترين پوشش و
مطمئنترين مصونيت ر ا به همراه دارد.
دو. كيفيت پوشش: پوشندگى لباس و كيفيت دوخت، بخش
مهمى از حجاب را تشكيل مىدهد. لباسهاى نازك و تنگ و بدن نما، آماج پيكان مسموم
شيطان و موجب خيره شدن چشمهاى هرزه و آلوده است در مقابل لباسهاى مناسب و كاملًا
پوشيده، مانع اين نگاههاى هوسآلود است.
سه. رنگها: برخى از رنگها ديدگان را خيره
مىسازد و باعث جلب توجه مىشود. و علماى دين هر چند نسبت به اصل رنگ لباسها،
تأكيد چندانى ندارند ولى بر اين مسأله پاى مىفشارند كه لباس نبايد موجب جلب توجه
شود و عواقب سوئى داشته باشد. از اين رو در طول تاريخ، زنان مسلمان به ميل خود،
لباس مشكى را براى حجاب برگزيدند و بدين وسيله احساس امنيت و مصونيت بيشترى مىكر
دند. اين سنت حسنه، مورد نظر و پذيرش پيامبر (ص) و امامان (ع) نيز قرار گرفت.
گفتنى است كه عبا و چادر مشكى جزء لباسهاى مكروه به شمار نمىرود و از آن مستثنا
شده است.
چهار. شيوه گفتوگو و حركت: حفظ وقار و متانت،
همان نقشى را دارد كه پوشش زن ايفا مىكند و عدم رعايت آن، عواقب شومى در پى دارد.
قرآن مجيد يكى از صفات خوب زنان مؤمن را- كه در رفتار دختران شعيب جلوهگر است-
حيا و وقار مىداند.(4)
بايد دانست كه پيدايش فحشا و فرزندان نامشروع، افزايش طلاق
و از هم گسيختگى زندگى زناشويى و نا آرامى درونى و هيجان جنسى مستمر برخاسته از
برهنگى و عشوه گرى زنان، همه آثار شوم بىحجابى و بىبندوبارى است و اين حجاب است
كه مىتواند به خوبى مصونيتبخش باشد.
برخى به نادرستى ادّعا مىكنند: حجاب به معناى مقابله با
برهنگى را قبول داريم ولى در هيج جاى قرآن از پوشش مو سخن به ميان نيامده است در
پاسخ گفتنى است كه زنان حتّى قبل از نزول آيه حجاب موهاى خود را مىپوشاندند و
مشكل تنها آشكار بودن گردن، گوش، زير گلو و گردن آنان بود.
همان طور كه مفسران بزرگ (مانند شيخ طوسى و طبرسى)
فرمودهاند، در گذشته دو نوع روسرى براى زنان معمول بود: روسرىهاى كوچك كه آنها
را «خمار» يا «مقنعه» مىناميدند و معمولًا در خانه از آن استفاده مىكردند و
روسرىهاى بزرگ كه مخصوص بيرون خانه به شمار مىآمد. زنان با اين روسرى بزرگ- كه
جلباب خوانده مىشد و از «مقنعه» بزرگتر و از «ردا» كوچكتر است و به چادر
امروزين شباهت داشت- مو و تمام بدن خود را مىپوشاندند.(5)
نزديك ساختن جلباب «يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ
جَلَابِيبِهِنَّ» كنايه از پوشيدن سر و روى خود با آن است(6) يعنى، چنان نباشد كه
چادر يا رو پوشهاى بزرگ (مانتو) تنها جنبه تشريفاتى و رسمى داشته باشد و همه
پيكرشان را نپوشاند و از مصاديق «كاسيات عاريات»(7) شمرده شوند قرآن فرمان مىدهد:
بانوان با مراقبت، جامه را بر خود گيرند و آن را رها نكنند، تا نشان دهند اهل عفاف
و وقار به شمار مىآيند. از پايان آيه بر مىآيد كه پوشش مطلوب آن است كه خود به
خود دورباش ايجاد مىكند و هوسبازان را نااميد مىسازد.
بنابراين، وظيفه پوشش اسلامى بانوان به معناى حبس و زندانى
كردن و قرار دادن آنان پشت پرده و در نتيجه عدم مشاركت اين گروه، در فعاليتهاى اجتماعى
نيست. اين وظيفه بدان معنا است كه زن در معاشرت با مردان، بدنش را بپوشاند و به
جلوه گرى و خودنمايى نپردازد و مشاركتش در فعاليتها، بر اصول انسانى و اسلامى
استوار باشد.
پىنوشت
(1) احزاب (33)، آيه 59.
(2) ر. ك: مصطفوى، انسانيت از ديدگاه اسلامى، ص
129.
(3) بحار، ج 101، ص 38.
(4) قصص (28)، آيه 25.
(5) درباره جلباب گفتهاند: آن روسرى خاصى كه
بانوان هنگامى كه براى كارى به خارج از منزل مىروند، سر و روى خود را با آن
مىپوشند» الجلباب خمارالمرأة الذى يغطّى رأسها و وجهها اذا خرجت لحاجة «) التبيان
فى تفسير القرآن، ج 8، ص 361 مجمع البيان، ج 7- 8، ص 578).
(6) مجمع البيان، ص 580 الميزان، ج 16، ص 361.
(7) زنانى كه ظاهراً پوشيده هستند، ولى در واقع
برهنهاند، از رسول خداصلى الله عليه وآله روايت شده است:» صنفان من اهل النار لم
أرهما قوم معهم سياط كأذناب البقر يضربون بها الناس و نساء كاسيات عاريات، مميلات
مائلات، رؤسهنّ كأسنمة البخت المائلة. «: ميزان الحكمة، ج 2، ص 259.
.....................................
منبع: www.tebyan-zn.ir
http://goharenab.blogfa.com/post-31.aspx
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
حجاب، ارزش يا روش؟
كساني كوشيدهاند از طريق فاصله انداختن ميان ارزشها با روش
تحقّق عيني آنها، ميان حجاب با عفاف، تفكيك نموده و حجاب را غير ضروري ميخوانند و
حفظ عفّت را بدون حجاب نيز ممكن ميدانند. اينك ما اين تلاش را ارزيابي ميكنيم:
تحليل واژه:
1ـ معناي لغوي:
عفاف با فتح حرف اوّل، از ريشه "عفّت" است و راغب اصفهاني در مفردات(1)
خود، عفّت را معني ميكند:
«العفّة حصول
حالةٍ للنّفس تمتنع بها عن غلبة الشّهوة».
(عفّت، پديد آمدن
حالتي براي نفس است كه به وسيله آن از فزون خواهي شهوت جلوگيري شود).
طريحي نيز در مجمع البحرين(2) ميآورد:
«عَفَّ عن
الشيِِء اي امتنع عنه فهو عفيفٌ».
(عفاف از چيزي
ورزيد يعني از آن امتناع ورزيد پس او عفيف است).
و ابن منظور در لسانالعرب(3) مينويسد:
«اللفّة: الكّف
عمّا لا يحلّ و لايجمل».
(عفّت: خويشتن داري
از آنچه حلال و زيبا نيست).
شرتوني لبناني نيز در اقرب الموارد(4) مينويسد:
«عَفِّ الرجل:
كَفَّ عمّا لا يحلّ و لا يجمل قولاً او فعلأ وامتنع». (عفاف ورزيد يعني در گفتار و
كردار از آنچه حلال نيست دوري جست و خويشتنداري نمود).
پايه عفاف، خويشتنداري است و ردّپايي از جنسيّت يا اختصاص
به جنس خاص (زن) در معني لغوي عفاف، وجود ندارد.
2ـ معناي عرفي: در
ادب پارسي، "عفاف" از نظر معنا و گويش، تفاوت يافته است.
در لغتنامه دهخدا(5) چنين آمده است:
«عفاف: پارسايي و
پرهيزگاري، نهفتگي، پاكدامني، خويشتن داري».
دكتر معين در فرهنگ فارسي معين(6) آورده است:
«عفاف: پارسايي،
پرهيزگاري، پاكدامني، در تداول غالباً به كسر اول تلفظ ميكنند.»
بنابراين در گويش فارسي، عفاف به كسر اول و به معني
"پاكدامني" به كار ميرود.
3ـ معناي اصلاحي:
در تفكّر اسلامي، عفاف، واژهاي با بار معنايي خاصّ برگرفته از آيات و روايات، و
گونهاي منش است همراه با كُنِش رفتاري و گفتاري.
عفاف در قرآن: در قرآن چهار بار از ريشه عفاف، استفاده شده
است:
1ـ سوره بقره ـ
273: «يحسبهم الجاهل اغنياء من التعفّف»؛
(نا آگاه گمان
ميبرد كه اينان توانگرند زيرا عفاف ميورزند). در اين آيه، كنش بزرگ منشانه، عفاف
است، خويشتنداري، عزّت نفس و امتناع از دست نياز دراز كردن.
2ـ سوره نساء ـ 6:
درباره شناخت زمان رشد و بلوغ يتيمان، به سرپرستان سفارش ميكند كه از دست يازي به
اموال يتيمان خودداري كنند و عفاف ورزند. اين آيه نيز خويشتنداري را عفاف را
خوانده است.
3ـ سوره نور ـ 32:
«وليتعفّف الّذين لا يجدون نكاحاً حتّي انعمهم اللّه من فضله»؛ (و كساني كه اسباب
زناشويي نمييابند، پاكدامني ورزند تا آنكه خداوند از بخشش خويش توانگرشان
گرداند). در اين آيه خويشتنداري (استعفاف) را به رام كردن قوّه جنسي اطلاق فرموده
است.
4ـ سوره نور ـ 60:
«و القواعد من النّساء اللاّتي لا يرجون نكاحأ فليس عليهنّ جناحُ ان يضعن ثيابهنّ
غير متبرّجات بزينةٍ و ان يستعْففْنَ خيرٌ لهّن واللّه سميعٌ عليمٌ.»؛ (و زنان
يائسهاي كه اميد زناشويي ندارند، گناهي نيست كه جامهها (چادرها)يشان را
فروگذارند به شرط آنكه زينت نمايي نكنند و اگر پاكدامني بورزند (و چادر را فرو
نگذارند) بهتر است و خداوند، شنواي داناست(7)).
در زبان پارسي، از خويشتنداري در امور جنسي و شره نبودن،
به پاكدامني تعبير ميكنند كه بخشي از گستره معنايي "عفاف" است زيرا
عفاف، مطلق خويشتنداري را گويند همانگونه كه در آيات ياد شده، از خويشتنداري در
امور اقتصادي و مالي نيز با كلمه استعفاف و تعفّف، ياد شده است.
اينك آيا ميتوان گفت: عفاف، صرفا همان حالت دروني و نفساني
است و به بروز خارجي و اجتماعي آن حالت نفساني، ربطي ندارد؟! از منظر قرآن، چنين
نيست بلكه به دليل اهميّت نحوه بروز عفاف، اين واژه، به «ظهور خويشتنداري» نظر
دارد. در آيه نخست، حالت رفتاري مسلمان فقير را به نمايش ميگذارد كه چگونه خود را
بينياز جلوه ميدادند، با رفتاري عفيفانه و بزرگ منشانه.
در آيه دوّم، دست يازي به اموال يتيمان را غير عفيفانه،
معرّفي ميكند. در سوّمين آيه، خويشتنداري و مراقبت از فرو رفتن در شهوات جنسي را
استعفاف ميداند و آيه چهارم، زنان سالخورده را سفارش ميكند كه عفاف ورزند و چادر
از سر فرو نگذارند، يعني عفاف را برابر با «حجاب» گرفته است. بنابراين عفاف از
منظر تفكّر اسلامي، هم رويه دروني دارد كه حالتي نفساني جهت كنترل و جهتدهي به
شهوت (كشش و اشتياق) است و هم رويهاي بيروني كه نشانههايش در رفتار و گفتار
هويدا ميشود تا حالت درون را به نمايش گذارد. در روايات اسلامي نيز
"عفاف" به معني "خويشتنداري" است كه در كردار و گفتار آشكار
باشد.
مرحوم شيخ عباس قمي در سفينه البحار(8)آورده است:
«و يطلق في
الاخبار غالباً علي عفّة الفرج و البطن و كفّها عن مشتهياتهما المحرّمه». (در
روايات، عفاف، بيشتر به معني خويشتنداري نسبت به شكم و شهوت به كار ميرود، و
بازداشتن ايندو از فزون خواهي حرام).
علي(ع) ميفرمايند:
«العفاف
زهادة»(9)؛ (عفاف زهد ورزي و خويشتنداري است).
و «العفّة تضعّف الشّهوة»(10)؛ (خويشتنداري شهوت را ناتوان
ميسازد).
رابطه "عفت" با "شهوت": در روايات و
آيات، ميان «شهوتپرستي» و «عفّت»، تقابل جدّي برقرار شده و به دينداران، آموزش
داده ميشود كه شهوتپرستان، عفيف نيستند ولي به نظر ميرسد كه معمولاً تنها بخشي
از گستره معنايي شهوتپرستي، مورد نظر برخي دينداران واقع شده است.
معناي لغوي "شهوت": راغب در مفردات(11) مينويسد:
«اصل الشّهوه
نزوعُ النّفس الي ما تريده و ذلك في الدّنيا ضربان، صادقة و كاذبة. فالصّادقة ما
يختلّ البدن من دونه كشهوة الطّعام عند الجوع و الكاذبة ما لا يختّل من دونه».
(اصل شهوت، كه كشش و اشتياق نفس است به آنچه اراده كند، در دنيا بر دو گونه است:
حقيقي و غيرحقيقي؛ اشتياق حقيقي آنست كه بدن بدون تأمين آن آسيب ميبيند؛ همانند
اشتياق به غذا هنگام گرسنگي. و اشتياق به كاذب آنست كه بدن بدون تأمين آن آسيب
نميبيند).
طريحي در مجمع البحرين(12) ميآورد:
«الشّهوات
بالتّحريك جمع شهوة، و هي اشتياق النّفس الي شييء». (شهوات جمع شهوت، به معني
اشتياق نفس به چيزي است).
دهخدا در لغتنامه(13) مينويسد:
«شهوت: آرزو و ميل
و رغبت و اشتياق و خواهش و شوق نفس و حصول لذت و منفعت»
و فريد وجدي(14) در دائرة المعارف تعريف ميكند:
«الشّهوه حركة
النّفس طلبا للملائم»؛ (شهوت حركت نفس است در جستجوي آنچه موافق و سازگار است).
اين معني، جنبه عملي «شهوت» را نيز دربردارد در نتيجه،
شهوت، معنايي عام دارد.
در اصطلاح قرآن(15) نيز شهوت به معني عام به كار ميرود:
«زيّن للنّاس حبّ
الشّهوات من النّساء و البنين و القناطير المقنطرة من الذّهب و الفضّة و الخيل
المسوّمة و الانعام و الحرث ذلك متاعٌ الحيوة الدّنيا...»؛
(عشق به خواستينها
از جمله زنان و فرزندان و مال هنگفت اعمّ از زر و سيم و اسبان نشاندار و چارپايان
و كشتزاران، در چشم مردم آراسته شده است: اينها بهره زندگاني دنياست).
معناي اصطلاحي شهوت: غالبا به خواهش و اشتياق جنسي انسان،
شهوت گفته ميشود و شهوتراني را در بخش كوچكي از گستره اميال نفس به كار ميبرند
حال آنكه در تحليل قرآن و روايات، «شهوت به معني عام» در برابر «عفّت به معني عام»
قرار دارد. خواهش نفس و تلاش براي برآوردن آن ميل، در برابر خويشتنداري در طاعت
خواهشهاي نفساني است. انسان شهوتپرست از كردار و گفتارش پيداست. از كوزه، همان
برون تراود كه در اوست. انسان عفيف و با اصالت نيز از سخن و كنش او هويدا است.
عفاف، تنها پاكدامني جنسي نيست. شهيد مطهري در "تعليم و تربيت در اسلام"
ميگويند:
«عفاف يعني آن
حالت نفساني يعني رام بودن قوّه شهواني تحت حكومت عقل و ايمان. عفاف و پاكدامني
يعني تحت تأثير قوّه شهواني نبودن، شره نداشتن. يعني جزو آن افرادي كه تا در مقابل
يك شهوتي قرار ميگيرند بياختيار ميشوند، و محكوم اين غريزه خود هستند، نبودن.
اين معني عفاف است.»
ويژگيهاي مفهوم عفاف:
عفاف و خويشتنداري، در برابر فزون خواهي شهواني و كشش
نفساني، چه ويژگيهائي دارد:
1ـ خصلتي انساني
است. 2ـ حالتي دروني است.
3ـ نشانههاي
بيروني دارد. 4ـ در رفتار و گفتار بروز ميكند.
5 ـ با رفتار و
نشانههاي متناقض، سازگار نيست.
6ـ نه از موضع
ناتواني بل از بلنداي عزّت و اقتدار، صورت ميبندد.
عفاف، خويشتنداري با علائم و نشانههاي رفتاري و گفتاري
است و وجود آن بستگي به وجود نشانههاي آن دارد پس حفظ عفاف بدون رعايت نشانههاي
آن ممكن نيست. عفّت نميتواند يك امر صرفا دروني باشد و هيچ علامت بيروني نداشته
باشد. بخشي از تفاوت در نشانههاي خويشتنداري زن و مرد، از تفاوت در خلقت آنها
سرچشمه ميگيرد و يكي از نشانههاي عفاف، پوشش است. عفاف بدون رعايت پوشش، قابل
تصوّر نيست. نميتوان به زن يا مردي، «عفيف» گفت در حالي كه عريان يا نيمه عريان
در انظار عمومي ظاهر ميشود گرچه تفاوت رفتارهاي انساني و حيواني، ريشه در تفاوت
خلقت و فطرت، گرايشها و منشها دارد. در اسلام از نشانههاي برجسته «عفاف» ميتوان
به پوشش اسلامي (حجاب) اشاره نمود.(16)
شهيد مطهري در مسئله حجاب مينويسد:
«وقتي زن پوشيده و
سنگين از خانه بيرون رود و جانب عفاف و پاكدامني را رعايت كند افراد فاسد و مزاحم
جرأت نميكنند متعرّض آنها شوند.(17)».
ايشان در ذيل آيه 61 سوره نور چنين مينويسد:
«از جمله «ان
يستعففن خيرٌ لهنّ» ميتوان يك قانون كلّي را استنباط كرد و آن اينست كه از نظر
اسلام هر قدر زن جانب عفاف و ستر (پوشش) را مراعات كند پسنديدهتر است و رخصتهاي
تسهيلي و ارفاقي كه به حكم ضرورت درباره وجه وكفين و غيره داده شده است، اين اصل
كلي اخلاقي را نبايد از ياد برد.»(18)
نشانه بودن «حجاب» براي «عفاف» گريزناپذير است. پوشش، نشان
عفاف است.
«عفّت و حيا،
خصلتي انساني است كه تاريخ بر نميتابد و مورد پذيرش تمامي انسانها بود، و هست. و
انسانهاي بزرگ و اديان آسماني نيز بدان توصيه كردهاند. در شريعت اسلامي نيز بر آن
تأكيد فراوان شده است. همين خصلت انساني يكي از فلسفههاي اصلي پوشش آدمي بوده
است»(19)
در خصوص اندازه وابستگي پوشش با حجاب، استاد مطهري
مينويسند:
«حيا و عفاف از ويژگيهاي
دروني انسان است و حجاب به شكل و قالب و نوع و چگونگي پوشش بر ميگردد. تفاوت باطن
و ظاهر يا روح و جسد و يا گوهر و صدف را ميتوان به عنوان تمثيل در اين زمينه به
كار برد. به گمان ما اينها دو حقيقت هستند و ميزان وابستگي اين دو نياز به تأمل
دارد»(20)
استاد حجاب و پوشش را نشانه عفاف ميداند:
1ـ ايشان در تحليل
آيه 59 سوره احزاب، خداوند به پيامبر دستور ميدهد كه به همسران و دختران و زنان
مؤمن فرمان دهيد جلباب (پارچهاي كه تمام بدن را بپوشاند) به خود گيرند،
مينويسند:
«بنابراين در اين
فراز قاعدهاي كلّي بيان شده كه زن مسلمان چنان رفت و آمد كند كه علائم وقار و
عفاف از او هويدا باشد.»(21)
2ـ و نيز: «حجاب و
پوشش تنها يك تكليف است و نشانه يك خصلت انساني يعني عفاف»(22)
3ـ و: «حجاب و
پوشش نشانگر عفت است»(23)»
4ـ و نيز: «قرآن
عفت دختران شعيب را در حال چوپاني و آب دادن به گوسفندان در جمع مردان بازگو
ميكند. عفت مريم را در معبدي كه همگان چه زن و چه مرد به پرستش ميآيند،
ميستايد».(24) آيا عفت دختران شعيب و عفت مريم(س) همان رعايت خويشتنداري و
دارابودن نشانههاي آن در كردار و گفتارنيست؟ 5 ـ و: «متانت در سلوك ظاهري و در انتخاب
پوشش از عفاف دروني خبر ميدهد.»(25)
اگر وابستگي حجاب با عفاف قطعي نشود نميتوان در استدلال
براي حجاب، از ارتباط «نشانه» و «واقعيّت» سخن گفت.
تفكيك "عفاف" از "حجاب"!
گفتيم كه پوشش، ارتباط بنيادي با عفاف داشته و نميشود كسي
طرفدار حيا و عفاف باشد ولي با اصل پوشش مخالف باشد. پوشش اسلامي كاملترين گونه
رعايت عفاف است. اگر بين حجاب و عفاف، جدايي اندازيم دو مشكل عمده رخ
مينمايد:(26)
1ـ جدايي بين عفاف
و حجاب تا كجا ميتواند پذيرفتني باشد؟ ملاك و معيار تبيين اين جدايي و اندازه و
شكل رعايت پوشش براي حفظ عفاف چه چيزي خواهد بود؟ و نيز ميپذيريم كه ممكن است
افرادي عفيف و پارسا باشند امّا حجاب را به گونهاي كه مورد توصيه شارع است دارا
نباشد ولي به اين امر هم بايد توجه كرد كه اين جدايي تا كجا ميتواند ادامه
يابد؟»(27)
2ـ با پذيرفتن
جدايي عفاف از حجاب تنها دليل لزوم حجاب بر زنان هرزگي و هوسبازي مردان خواهد بود:
«اگر زنان بدون حجاب، عفيف و پاك هستند، آيا مردان نيز چنيناند، و هوسبازي
نميكنند و از هرزگي دست برميدارند.»(28)
قانونگذار ضمن توجه به حال و روانشناسي مردان، براي زنان در
باب پوشش بدن، قانونگذاري ميكند و با همهجانبهنگري و نگاهي متعالي به زن و مرد،
خويشتنداري را براي هردو توصيه ميكند حجاب از مسلّمات احكام اسلام است و با توجه
به آيات و روايات، جدايي حجاب و عفاف، قابل تصوّر نيست.
خودنمائي و تحريك مردان (تبرّج)
آيا حضور زنانه زن در جمع مردان با تشديد ديدگاه جنسيّتمدار
و تأكيد بر تفاوت جنسي از طريق آرايش و زينت نمايي ميتواند باعث نگاه انساني به
زن باشد؟ آيا تمايل و گرايش به زيبا نمايي در جمع مردان و بيميلي در زيبا نمايي
در كانون گرم خانواده، ميتواندنشانه عفّت باشد؟! اين ديدگاه كه بدون حجاب و با
آرايش و جلوهگري ميتوان حضوري انساني (و نه جنسي) در جامعه داشت و عفيف بود، به
شوخي بيشتر شبيه است تا سخني قابل دفاع.
امكان ندارد كسي با تمام توان، ديده ديگران را به زنانگي و
صفات جنسياش فرابخواند و در همان حال از آنها بخواهد كه به ظاهر من ننگريد و به
درون من بنگريد كه انساني عفيف و خويشتندار هستم!! خود او نيز اگر در وجدان خود
لختي بيانديشد، خود را عفيف نخواهد دانست زيرا ظاهر، نشان باطن است و حق و باطل،
نشانههاي متفاوت دارند. نميتوان نشانه باطل بر پيشاني حقّ زد و يا حقّ را در
باطل جست.
فريبكاري مردانه، بردگي زنانه
روزگاري نه چندان دور، زن را به جرم زن بودن در خانه حبس
ميكردند و شايد سختگيري آنچناني در گذشته، سهلانگاري اين چنين در روزگار جديد
را فرا روي بشر قرار داده و زنان را در انظار عمومي به حراج گذارده است. در گذشته،
جسم زن، دربند خشونتطلبي مرد بود و اين بار، روح زن در اسارت فريبكاري او است،
مردان تمامت خواهي كه آزمندي و شهوتپرستي آنان غرب را فراگرفت و شرق را تهديد
ميكند امروز اگر هم جسم زن، در حبس نباشد امّا در آغوش هوس بازي مردان تبهكار و
آزمند اسير است و روح و فكر زن، زنداني زندانهاي بزرگتر براي التذاذ مردان فاسد.
چه طرفه حديثي كه اسارتي اين چنين را «آزادي زن» بناميم.
فمينسيم، تهمتي است بر تارك رنجكشيده زن غربي كه زنان شرقي را نيز به خود فرا
ميخواند. چه زماني مرد حاضر ميشود از همه مزاياي جنسي خود در طول تاريخ دست
بردارد؟ مگر همين مرد مدرن نبود كه نيروي كار مردان را براي فن آوري و صنعت
پيشرفتهاش كافي نميديد و با فريب كاري و نيرنگ نيروي كار زنان و مصرف بياندازه
استعدادهاي زنانه آنان دست يافت.
«امروزه كه مردان
موفق شدهاند با نامهاي فريبنده آزادي و تساوي و غيره اين حائل را بردارند، زن را
در خدمت كثيفترين مقاصد خويش گرفتهاند. بردگي زن امروز بيشتر به چشم
ميخورد(29).»
بنيانهاي فلسفي "عفاف"
1ـ نگاهي انساني
به انسان: انسان، موجودي آزاد و انتخابگر است و قادر است با نيّت و اراده به
اعمالي دست ميزند كه انگيزه آنها حسّ عشق و پرستش، خداخواهي و خداجويي فطري و حسّاخلاقي
و دگرخواهي ميباشد. اين موجود آزاد، تحت تأثير نيروهاي دروني و بروني قرار دارد
كه در تصميمگيريهاي وي، نقش اساسي و حياتي بازي ميكند. در او، قوّه عاقله، قوّه
شهواني و قوّه غضبيّه نهاده شده است كه با روشي هوشمندانه با ميانه روي و اعتدال
ميتواند از همه نعمتهاي خدايي و استعدادهاي انساني نهفته در خود استفاده بهينه
كند. انسان ميتواند تعالي پيدا كند و خردگراي فرهيخته شود يا سقوط كند و به
لذّتگراي نابخرد، تبديل گردد و يا در نهايت به حيواني خشونتطلب، تغيير هويّت
دهد. نگاه اسلام به انسان، نگاهي متعالي است و از منظر خردگرايي شرافتمندانه و
خداجويي عزّت مدارانه، انسان را مينگرد و ميخواهد كه نگاه من به تو، تحت تأثير
مؤلّفههاي ديگري، غير از برابري انساني و تقوا، قرار نگيرد. هرگز نبايد به ديگري
(انسان ديگر) از زاويه جنسيّت، مليّت و رنگ و... نگريست. اسلام هر نوع ابزاري كه
اغلب در خدمت منافع ديدگاه لذّتگرايانه افراطي يا خشونتطلبانه يا برتري نژادي
قرار گيرد به چالش فراميخواند و آن را غير انساني ميداند. عفاف، هوشمندانهترين
حالت كنترل نفس و اعمال قدرت در حوزه شخصيت خويش است كه تلاش در برجسته و شفاف
كردن انسانيّت انسان دارد و از جلوهگري و عشوهگري جنسيّتمدار جلوگيري مينمايد.
2ـ كمالگرايي
انسان: خصلت انساني "خويشتنداري"، بايد حفاظت شود و اساسيترين فلسفه
معنوي "پوشش" در ميان اقوام، ملل، تمدّنها و اديان، حفظ همين خصلت
انساني حيا و عفّت است. اسلام، طرفدار اين ويژگي انساني است و زن و مرد را به
رعايت آن براي رسيدن به كمال و فضيلت فراميخواند، در كانون خانواده نيز زن و شوهر
را توصيه به رفتاري انساني ميكند و كُنِش جنسي ميان زن و شوهر و لذتگرايي مشروع
و قانونمند را نيز در همين راستا توصيه ميكند. اسلام، از نگاههاي غيرانساني،
جلوگيري كرده و به زن و مرد مؤمن سفارش ميكند كه چشمچراني نكنند و نگاهي عفيفانه
داشتهباشند:
«قل للمؤمنين
يغضّوا من ابصارهم»(30)؛ (به مردان بگو ديدگان (از نظر بازي) فروگذارند) «و قل
للمؤمنات يغضضن من ابصار هنّ»(31)؛ (به زنان مؤمن (هم) بگو ديدگانشان را فرو
گذارند).
آثار "عفاف"
«خويشتنداري»،
توانايي برجسته روحي به انسان ميدهد تا وي در برابر هجوم سركش هوي و هوس پايداري
كند و در فراز و فرود زندگي، به كمال رسد. انساني كه اعتقاد به اصول و ارزشها
دارد؛ در واقع، به سرچشمه همه مهربانيها، لطافتها، عاطفهها، عشقها، زيبائيها
و هنرمنديها و ابداعها ايمان دارد و چنين ايماني، چونان بنيان مرصوص است(32) كه
هيچ تندبادي، از آزمندي، فزون خواهي و خشونت طلبي نميتواند وي را آشفته سازد. وي
را وقار و عزّت و بلنداي كوه ماند كه دلي شفاف، و پاك دارد چونان پاكي آب زلال در
چشمههاي رسته از دل كوهساران.
اين آرامش دروني و بروني، به خويشتنداري انساني ميانجامد.
برخي ديگر از بركات عفاف عبارتند از:
1ـ آرامش روحي فرد
و جامعه (بهداشت رواني): با عفاف و خويشتنداري ميتوان از هرز رفتن استعدادها،
توانها و امكانات جلوگيري نمود و به بالندگي هنجارها و ارزشها ياري نمود:
«از نظر اسلام
محدوديت كاميابي جنسي به محيط خانوادگي و همسران مشروع از جنبه رواني به بهداشت
رواني اجتماع كمك ميكند(33)»
پايبند نبودن به حجاب، آرامش خانواده و جامعه را برهم زده و
به التهاب دامن ميزند:
«فلسفه پوشش و منع
كاميابي جنسي از غير همسر مشروع از نظر اجتماع خانوادگي اينست كه همسر قانوني شخص
از لحاظ رواني عامل خوشبخت كردن او به شمار ميرود؛ در حالي كه در سيستم آزادي
كاميابي، همسر قانوني از لحاظ رواني يك نفر رقيب و مزاحم و زندانبان به شمار
ميرود. و درنتيجه كانون خانوادگي بر اساس دشمني و نفرت پايهگذاري ميشود.(34)»
2ـ پايداري نظام
"خانواده": رعايت عفاف در رفتار و گفتار، خانواده را سالم و آسيبناپذير
نگه ميدارد. آيا آنان كه با فريبكاري، شعار آزادي زن را سر دادند و حجاب را از
عفّت، تفكيك كردند، توانستند با ولنگاري زنان در غرب و تشويق مردان هوسباز، نظام
خانواده را حفظ كنند؟
3ـ اصلاح زن
"شييء شده": امام خميني، در توضيح نگرش غربي به زن را نگرش به يك كالا،
تعبير زيبائي دارند: «در خصوص زنان، اسلام هيچگاه مخالف آزادي آنها نبوده است. به
عكس، اسلام با مفهوم "زن شيئ شده" و به عنوان شيئ، مخالفت كرده است و
شرافت و حيثيّت وي را به وي باز گردانده است.(35)»
4ـ عفاف، منشاءِ
فرهنگ و ادبيات: همه زيبايي و شكوه تمدن و فرهنگ انسان را در يك كلمه ميتوان
خلاصه كرد و آن عشق است. استواري عشق به اسطورههاي كمتر دست يافتني است. زبان عاشقان،
زبان شعر است كه چون دل پرسوز عاشق، درون سوز است. زبان سرخ و آتشيني كه تن
نميشناسد و سر بر باد ميدهد ولي مهربان و ترحّمبرانگيز است و حتّي دل معشوق سنگ
دل را ميسوزاند و به تحسين واميدارد. اين بلنداي شكوهمند فرهنگ و ادب شرقي،
عرفاني و ايراني، دستمايه يك نسل سرفراز اصيل، خويشتندار و متمدن است كه از منظر
عفاف به يكديگر مينگريستند. زن در حشمت و جلال ميزيسته است و مرد همواره در پي
اين حشمت و جلال ميرفته است كه به سادگي و آساني، دست يافتني نبوده است. كمتر
بازيچه دست هوسران مردان بوده و بيشتر ارزش و اعتبار داشته است.
«آيا آنجا كه
سلسله مقررات اخلاقي به نام عفت و تقوي بر روح مرد و زن حكومت ميكند و زن به
عنوان چيزي گرانبها دور از دسترس مرد است اين استعداد بهتر به فعليت ميرسد يا
آنجا كه احساس منعي به نام عفت و تقوي در روح آنها حكومت نميكند و اساساً چنين
مقرارتي وجود ندارد. وزن در نهايت ابتذال در اختيار مرد است.(36)»
اما زن بدون عفّت و پوشش، اين جمال مرموز و شاعرانه را نيز
از كف ميدهد و به زبالهدانيِ شهوت مردانِ بياصول بَدَل ميگردد، مرداني كه نه
شاعر، بلكه تبهكارند.
پاورقيها:
17ـ شهيد مطهري ـ
مسئله حجاب ـ ص 177
10ـ ميزان الحكمه
ـ جلد 6 ـ ص 363 ـ حديث 12861
15ـ قرآن ـ سوره
آل عمران ـ آيه 14
11ـ راغب اصفهاني
ـ معجم مفردات الراغب ـ ص 276
19ـ حجاب ـ مهريزي
ـ ص 39
18ـ شهيد مطهري ـ
مسئله حجاب ـ ص 168
16ـ شهيد مطهري ـ
تعليم و تربيت در اسلام ـ ص 106 ـ انتشارات الزهراء
14ـ فريد وجدي ـ
دائرة المعارف القرن العشرين ـ جلد 6 ـ ص 515
13ـ لغت نامه
دهخدا ـ جلد 9 ـ ص 13894
1ـ راغب اصفهاني ـ
معجم مفردات الراغب ـ ص 350
12ـ طريحي ـ مجمع
البحرين ـ ج 1 ـ ص 252
2ـ طريحي ـ مجمع
البحرين ـ جلد 5 ـ ص 101
20 الي 29 ـ شهيد
مطهري ـ مسئله حجاب ـ ص 52 الي 57
3ـ اين منظور ـ
لسان العرب ـ جلد 9 ـ ص 253
35ـ امام خميني ـ
زن و آزادي در كلام امام خميني (قدس سره) ـ ص 32 ـ سازمان چاپ و انتشارات وزارت
ارشاد
31ـ سوره نور ـ 31
ـ ترجمه خرمشاهي
30ـ سوره نور ـ 30
ـ ترجمه خرمشاهي
32ـ سوره صف / 4
34ـ شهيد مطهري ـ
مسئله حجاب ـ ص 89
33ـ شهيد مطهري ـ
مسئله حجاب ـ ص 83
36ـ شهيد مطهري ـ
اخلاق جنسي ـ ص 84
4ـ شرتوني لبناني
ـ اقرب الموارد ـ جلد 2 ـ ص 803
5 ـ لغت نامه
دهخدا ـ جلد 10 ـ ص 14081
6ـ معين ـ فرهنگ
فارسي معين ـ جلد 2 ـ ص 2319
7ـ ترجمه
بهاءالدين خرمشاهي از قرآن مجيد
8 ـ شيخ عباس قمي
ـ سفينه البحار ـ جلد 2 ـ ص 207
9ـ ميزان الحكمه ـ
جلد 6 ـ ص 359 ـ حديث 12824
http://goharenab.blogfa.com/post-119.aspx
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
حد حجاب برای خانمها در قرآن و روایات آمده
است؟
حجاب و پوشش زن به حدی اهمیت دارد که خداوند
متعال در قرآن مجید آن را مطرح کرده است. خداوند متعال در سورۀ نور در
این باره می¬فرماید: “به زنان مؤمن بگو که چشمان خود
فرو ¬گیرند و شرمگاه خود نگه دارند و زینت های خود را جز آن
مقدار که پیداست، آشکار¬
نکنند و مقنعه های خود را تا گریبان فرو گذارند و زینت های
خود را آشکار نکنند، جز برای شوهر خود یا پدر خود و ديگر محرمهاو نیز
چنان پای بر زمین نزنند تا آن زینت که پنهان کرده¬ اند دانسته شود… “(۱)
حد حجاب برای خانمها در قرآن و روایات
بسیاری معتقدند که صورت و دست ها از مچ به پایين
(وجه و كفين) از حكم حجاب استثنا شده اند و در آيه هم قراینى بر اين استثنا
وجود دارد؛ از جمله:
الف. استثنای زينت ظاهر در آيۀ فوق، خواه به
معناى محل زينت باشد يا خود زينت، دليل روشنى است بر اين كه پوشاندن صورت و كفين
لازم نيست.
ب. مفهوم دستور آيۀ فوق در مورد انداختن گوشۀ
مقنعه [و روسری] به روى گريبان، که منظور، پوشانيدن تمام سر و گردن و سينه
است و سخنى از پوشانيدن صورت در آن نيست، قرينۀ ديگرى بر اين مدعا است(۲).
شواهد تاريخى نيز نشان مىدهد كه نقاب زدن بر صورت در صدر اسلام جنبۀ عمومى
نداشته است.) ۳)
ائمۀ طاهرین (ع) نیز در روایات زیادی،
در توضیح و تفسیر این آیۀ شریفه، مقدار لازم
حجاب و پوشش واجب را بیان کرده¬اند. فضیل یسار (یکی
از یاران امام صادق) می¬
گوید از آن حضرت سؤال کردم: آیا ذراعین (از مچ تا آرنج دست) زن،
از زینتی که خداوند فرموده است نباید آن را برای غیر
شوهران¬ خود آشکار کنند، محسوب می¬شود؟
حضرت فرمود: “بله و آنچه از بدن از خمار (روسری یا مقنعه) پایین
تر است از زینت حساب می شود…”.) ۴)
همچنین مسعدة بن زیاد از امام صادق (ع) نقل می
کند که وقتی از حضرت در بارۀ زینتی که زن می تواند
آشکار کند سؤال شد فرمود: “صورت و دو کف دست”.(۵)
البته باید به دو نکته توجه داشت:
-۱ از نظر اسلام، پیدا بودن صورت زن در صورتی
اشکال ندارد که بدون آرایش باشد و مفسده ای را هم به همراه نداشته
باشد.)۶(
۲ - در
مواردی که بیان می شود پوشیدن وجه و کفین لزومی
ندارد، به این معنا نیست که نگاه و نظر به آن از طرف مرد اشکالی
ندارد، چون ملازمه¬ای بین آن دو نیست و آنچه در این جا بدان پرداختیم
مسئلۀ اوّل است.(۷)
۱-نور، ۳۱،
ترجمۀ آیتی.
۲-توضيح: در شأن نزول این آیه گفته اند
که عرب ها در آن زمان روسرى و مقنعهاى مىپوشيدند كه دنبالۀ آن را روى
شانهها و پشت سر مىانداختند، به طورى كه مقنعه پشت گوش آنها قرار مىگرفت و تنها
سر و پشت گردن را مىپوشاند، ولى قسمت زير گلو و كمى از سينه كه بالاى گريبان قرار
داشت، نمايان بود. اسلام اين وضع را اصلاح كرد و دستور داد دنبالۀ مقنعه را
از پشت گوش يا پشت سر جلو آورده و به روى گريبان و سينه بيندازند. نتيجه آن بود كه
تنها گردى صورت باقى مىماند و بقيۀ بدن پوشانده مىشد.
۳ - تفسير نمونه، ج ۱۴، ص ۴۵۰
، ۴۵۱.
۴ - عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الذِّرَاعَيْنِ مِنَ الْمَرْأَةِ أَ هُمَا
مِنَ الزِّينَةِ الَّتِي قَالَ اللَّهُ
تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ
قَالَ: نَعَمْ وَ مَا دُونَ الْخِمَارِ مِنَ الزِّينَةِ وَ مَا دُونَ
السِّوَارَيْنِ، اصول کافی، ج ۵ ، ص ۵۲۱، باب یحل
النظر الیه من المرأة.
۵-عَبْدُ
اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِي قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ
مَسْعَدَةَ بْنِ زِيَادٍ قَالَ:
سَمِعْتُ جَعْفَراً وَ سُئِلَ عَمَّا تُظْهِرُ الْمَرْأَةُ مِنْ زِينَتِهَا
قَالَ: الْوَجْهَ وَ الْكَفَّيْن”، وسائل الشیعة، ج ۲۰، ح ۲۵۴۲۹،
ص ۲۰۳، باب یحل النظر الیه من المرأة بغیر
التلذذ.
۶-نک:
استفتائات امام خمینی، ج ۳، ص ۲۵۶، سؤال ۳۳و۳۴؛
توضيح المسائل (المحشى للإمام الخميني)، ج۲، ص ۹۲۹؛ نمایه:
زن و آشکار کردن آرایش، سؤال ۵۹۸ (شرح بيشتر در زمينۀ
بحث فقهى و روائى اين مسئله، در مباحث نكاح در فقه آمده است).
7- برای
آگاهی بیشتر مسئلۀ حجاب،شهيد مطهری، مرتضی، ص ۱۶۴-
۲۳۵.
http://www.goharenab.blogfa.com/cat-72.aspx
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
اهمیت و فضیلت چشم پاکی در نظر اسلام
ازآنجائي كه حجاب وبي حجابي ونگاه ونظر لازم وملزوم
يكديگرند ونگاه كردن هميشه به بي حجابهاست و كسي كه حجاب را رعايت كند وخودرا در
معرض تماشا وديد ديگران قرار ندهد كمتركسي به او نگاه ميكند لذا در اين بخش به
مساله چشم ونگاه پرداخته ميشود
در مکتب انسان ساز اسلام ، پاکدامنی از ارزش های
والای انسانی به حساب می آید و در مقابل ، بی عفّتی
و بی بندوباری جنسی محکوم شده است. اسلام نخست با راهنمایی
و هدایت ، مسائل جنسی و شهوانی را کنترل و تعدیل می
کند ، مسلمانان را به عفاف و پاکدامنی فرا می خواند ، سپس با تدابیر
حکمت آمیز و اصولی زمینه های انحراف را از میان بر
می دارد. هم به پیروان خویش دستور می دهد ، بی عفتی
نکنند و هم از آنان می خواهد که اسباب لغزش و گناه دیگران را فراهم
نسازند.
● چشم چرانی ، اولین قدم انحراف :
گذرگاه ورود به منجلاب انحرافات و فساد جنسی «چشم
چرانی» و نگاه به نامحرم است. نگاه های آلوده ، تخم شهوت را در دل
بارور ساخته ، صاحبش را به فتنه و انحراف مبتلا می کند. حضرت امام صادق ـ علیه
السلام ـ فرمود :
روضة المتقین، ج ۹، ص ۴۳۴ ::
چشم چرانی ، تخم شهوت را در دل می کارد و چنین کاری برای
نگاه کننده کافی است که منشأ فتنه گردد.
نگاه کردن به ناموس دیگران ، خواست شیطان است.
چشمی که تیرهای آلوده نگاه را به نامحرمان پرتاب می کند ،
محل کمین شیطان است. شیطان از کمان چشم های او ناموس دیگران
را نشانه می گیرد. پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و
آله فرمود : بحارالانوار، ج ۱۰۴، ص ۳۸ :: نگاه (به
نامحرم) تیز زهرآلودی از تیرهای شیطانی است
.... امیرمؤمنان ـ علیه السلام فرمود : چشم ها ، کیمنگاه های
شیطان است. پس باید مراقب چشمان خویش باشیم ، تا شیطان
از آن برای تخریب ایمان ما و ناموس مردم استفاده نکند.
● سفارش
قرآن به چشم پوشی از نامحرم :
امام باقر ـ علیه السلام فرمود : جوانی از
انصار ، در مدینه با زنی برخورد کرد. در آن زمان ، مقنعه زن ها تا پشت
گوششان را می پوشاند (گوشها ، گردن و صورت حجاب نداشت) جوان به آن زن خیره
شد و چشم از او بر نداشت تا عبور کرد. همین طور که با نگاه به پشت سرش آن زن
را تعقیب می کرد ، وارد کوچه تنگی شد در این هنگام صورتش
به استخوانی که از دیوار بیرون زده بود برخورد و شکافت. وقتی
آن زن رفت ، جوان به خود آمد و دید خون از صورتش جاری است. با خود گفت
: به خدا سوگند! نزد رسول خدا می روم و این ماجرا را با او در میان
می گذارم. جوان نزد پیامبر رفت. حضرت پرسید این چه وضعی
است؟ او جریان را نقل کرد. در این هنگام جبرئیل نازل شد و این
آیه را آورد. (فروع کافی، ج ۵، ص ۵۲۱)
نور آیه ۳۱ ، به زنان با ایمان بگو
چشمانشان را (از نامحرم) فرو بندند و دامن خود را حفظ کنند. پس خواست قرآن رعایت
عفت عمومی برای زن و مرد است و این کار ضروری و واجب
شمرده شده است : نگاه کردن مرد به بدن زن نامحرم چه با قصد لذّت و چه بدون آن حرام
است و نگاه کردن به صورت و دستها ، اگر با قصد لذّت باشد ، حرام است ، بلکه احتیاط
واجب آن است که بدون قصد لذت هم نگاه نکنند و نیز نگاه کردن زن به بدن مرد
نامحرم حرام است. ارزش چشمان پاک هر یک از اعضای بدن مؤمن نسبت به
عبادت پروردگار متعال وظیفه خاصی بر عهده دارد که اگر بدان وظیفه
عمل کرد، ارزشمند است. حضرت علی ـ علیه السلام درباره مواظبت و حفاظت
از چشمها فرمود : بحارالانوار، ج ۱۰۱، ص ۳۵
چیزی در بدن کم سپاستر از چشم نیست ،
خواسته اش را ندهید که شما را از یاد خدا باز می دارد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله چشمان با ارزش را
این گونه توصیف می کند : بحارالانوار، ج ۱۰۱،
ص ۳۵
همه چشم ها روز قیامت گریانند جز سه چشم : چشمی
که از ترس خدا بگرید ، چشمی که از نامحرم فرونهاده شود ، چشمی
که در راه خدا (و پاسداری از کیان اسلام) شب زنده دار باشد. چشمی
که به نگاه حرام آلوده نگردد ، سبب برکات زیر می گردد :
دیدن شگفتی ها :
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود :
«غُضُّوا اَبْصارَکُم تَرَوْنَ الْعَجائِبَ» همان، ص ۴۱
چشمهایتان را (از نامحرم) بپوشانید تا عجایب
و شگفتی ها را ببینید.
▪راحتی قلب :
امام علی علیه السلام فرمود : «مَنْ غَضَّ
طَرْفَهُ اَراحَ قَلْبَهُ» آنکه از نامحرم چشم خود را فرو نهاد ، قلبش را راحت
کرده است. شرح غررالحکم، آمدی، ج ۵ ، ص ۴۴۹
▪ پاداش الهی :
امام صادق علیه السلام فرمود : بحارالانوار، ج ۱۰۱،
ص ۳۷
هر کسی زنی را ببیند و (بلافاصله) دیده
اش را به آسمان بدوزد یا چشم فرو بندد ، چشم باز نگرداند مگر خداوند حوریان
بهشتی را به عقد او در آورد.
چشیدن شیرینی ایمان :
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود
:
نگاه (به نامحرم) تیر زهرآلودی از تیرهای
شیطان است و هر کس آن را از ترس خدا ترک کند ، خداوند چنان ایمانی
به او عطا کند که شیرینی اش را در دل خویش احساس کند.
قرآن کریم برای عبرت و راهنمایی مردم ، داستانهای
گوناگونی را نقل کرده که میان همه آنها از داستان حضرت یوسف ـ
علیه السلام ـ به عنوان «احسن القصص» یا زیباترین داستان یاد
شده است. در این داستان حضرت یوسف از زشت ترین عمل که «خیانت
به ناموس دیگران» است پرهیز کرده ، با فراهم بودن تمام مقدمات با توجه
به حضور و قدرت الهی ، شهوت خود را کنترل کرده و از نامحرم چشم پوشیده
است و این کاری بزرگ است که تنها با کمک ایمان به پروردگار
انجام پذیر است. قرآن مجید حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ را
به عنوان قهرمان میدان «عفاف» مطرح می کند تا جوانان مسلمان که در پی
قهرمان یابی و الگوپذیری هستند ، از یوسف ـ علیه
السلام ـ که شجاعترین مرد روزگار بود پیروی کنند ؛ چرا که حضرت
رسول ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: شجاع ترین مردم کسی
است که بر خواهش نفسانی اش چیره شود. (نهج الفصاحه، پاینده ، حدیث
۲۹۹) نکته شایان توجه در داستان حضرت یوسف ـ علیه
السلام ـ استمداد از خدای سبحان و پناه بردن به قدرت سرمدی اوست که هیچ
چیز جز ایمان به پروردگار نمی تواند جلوی نفس سرکش و غریزه
نیرومند شهوت را بگیرد.
از امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ سؤال
کردند : به کمک چه چیزی می توان چشم از نامحرم پوشید ؟
پاسخ داد : بحارالانوار، ج ۱۰۱، ص ۴۱۱
: با خاموش کردن آتش شهوت ، زیر نظر قدرتمندی که بر مخفیگاهت
آگاه است. عفت در برابر عفت نکته ظریف دیگری که در مسأله
«ناموس» نهفته است و روایات نیز آن را تأیید کرده اند این
است که به هر دستی بدهی به همان دست پس می گیری ،
چنان که فرموده اند : فروع کافی، ج ۵، ص ۵۵۳ ؛ آن
طور که جزا دهی جزا بینی.
امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود : در زمان حضرت موسی
ـ علیه السلام ـ مردی با زنی زنا کرد وقتی به خانه خویش
آمد ، مردی را با زن خود دید، آن مرد را نزد حضرت موسی آورد و
از او شکایت کرد. در آن لحظه جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و گفت : هر کس
به ناموس دیگران تجاوز کند به ناموسش تجاوز کنند. حضرت موسی به آن دو
فرمود : با عفت باشید تا ناموستان محفوظ بماند. بنابراین ، مؤمن با غیرت
هرگز به ناموس دیگران نگاه حرام نمی کند ، چرا که نمی خواهد کسی
به ناموسش نظر بد داشته باشد.
هر که باشد نظرش در پی ناموس کسان
پی ناموس وی افتد نظر بوالهوسان
شخصی از امام صادق ـ علیه السلام ـ پرسید
: آیا نگاه کردن به پشت سر زنهایی که عبور می کنند جایز
است ؟ حضرت پاسخ داد : اگر به ناموس شما این گونه نگاه کنند ، خوشنود می
شوید ؟! آنگاه فرمود : برای مردم همان را بخواهید که برای
خود می خواهید. (مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۵۵۵)
● خلوت با
نامحرم :
اگر مرد و زن نامحرم در محل خلوتی باشند که کسی
در آنجا نباشد در حالی که دیگری هم نتواند وارد شود چنانچه
بترسند که به حرام بیفتند ، باید از آنجا بیرون بروند. یکی
دیگر از راههای پیشگیری از انحراف این است که
مؤمن با نامحرم در جای خلوت اجتماع نکند ، چرا که دور از چشم مردم ، زمینه
لغزش و انحراف فراوان است.
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود :
آن که به خدا و روز جزا ایمان دارد نباید در جایی
بخوابد که صدای نفس زن نامحرم شنیده می شود. امیرمؤمنان
علی ـ علیه السلام ـ فرمود : هیچ مردی با زنی
(نامحرم) خلوت نکند. اگر مردی با زن بیگانه ای خلوت کند ، سوّمی
آن دو شیطان است. هم چین فرمود : هر کس سه چیز را رعایت
کند، از دست شیطان رانده شده و از هر گرفتاری در امان خواهد ماند :
اول اینکه با زن نامحرم خلوت نکند ... .
● سزای
چشم ناپاک :
علاوه بر ابتلا به مثل آنچه فرد انجام داده که خود به خود
در مسائل ناموسی انجام می گیرد ، «چشم ناپاک» از عذاب و شکنجه
الهی نیز بی نصیب نمی ماند. رسول خدا ـ صلی
الله علیه و آله ـ فرمود : آن که چشمانش را از نگاه به زن نامحرم پر کند ،
روز قیامت، خداوند چشمانش را با میخ های آتشین و از آتش
پر کند ، تا وقتی که به حساب مردم رسیدگی کند ، سپس امر می
شود که او را به جهنم ببرند. اسلام برای پاکدامنی پیروان خویش
حتی شنیدن سخنان نامحرم را نیز اگر از روی غرض باشد ،
ممنوع کرده است. این خود هشداری بجا و حساب شده است که تماس نامشروع
با نامحرمان به هیچ عنوان و از هیچ راهی حاصل نشود البته رویارویی
جدّی و ضروری و بدون هیچ گونه غرض ، آنهم با حجاب کامل اسلامی
و با رعایت ادب و سایر مسایل اخلاقی اشکالی ندارد.
پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود
:
در مورد رابطه نامشروع برای هر عضوی از آدمی
سهمی از زناست ؛ زنای چشم ، نگاه کردن ، زنای زبان ، سخن گفتن و
زنای گوش ها ، شنیدن (سخن نامحرم) است. همچنین درباره شوخی
کردن با نامحرم فرمود : ثواب الاعمال، ص ۳۳۴
هر کسی با زن نامحرمی شوخی کند برای
هر کلمه ای که با او در دنیا سخن گفته ، هزار سال در جهنم زندانی
می شود. امیر مؤمنان علی ـ علیه السلام ـ برای گریز
از خطر آلوده شدن و رهایی از دام شیطان هنگام رو به رو شدن با
نامحرم ، این گونه رهنمود می دهد : اگر یکی از شما زنی
را دید و خوشش آمد ، چشم از او برداشته ، نزد همسر خود رود که آنچه او دیده
است ، همسرش نیز دارد و مواظب باشد که شیطان را بر دل خویش راه
ندهد و آن که متأهل نیست ، دو رکعت نماز بخواند و خدا را زیاد سپاس گوید
و صلوات بر پیامبر و خاندانش فرستد ، آنگاه از فضل خدا بخواهد و خدا نیز
با رحمت خویش او را از راه مباح بی نیاز می گرداند. (تفسیر
نورالثقلین، ج ۳، ص ۵۸۹)
http://ansaryan.com/article/article.php?id=16954
راهکارهاي عملي براي کنترل چشم چراني
چشم چراني متاسفانه يکي از بيماري ها و عادت هاي ناپسندي
است که برخي از افراد جامعه به دلايل مختلف بدان دچار مي شوند. به منظور مبارزه با
اين عادت ناپسند, اولا لازم است نسبت به مفهوم, آثار و عواقب و زمينه هاي بروز آن
آگاهي بدست آورد و سپس از راهکارهاي عملي براي کنترل آن سود جست. در نوشته زير
تقريبا تمامي آنچه شما در زمينه کنترل چشم و درمان چشم چراني بدان نياز داريد,
آمده است که اميد واريم مفيد باشد.
معناي چشم چراني:
چشم چراني در مقابل غض بصر و چشم پوشي, به معناي نگاه خيره
و شهوت آلود به نامحرم است که با انگيزه لذت طلبي جنسي انجام مي شود. ما در روابط
اجتماعي خود با ديگران چه جنس مخالف يا موافق به طور طبيعي با آنها ارتباط حضوري و
کلامي داريم و به آنها نگاه مي کنيم, نگاهي که به هيچ وجه در آن بحث تحريک شهوت و
لذت جنسي مطرح نيست, اين نگاه ها داخل در مقوله چشم چراني نيستند, ولي نگاه هاي
ادامه داري که با انگيزه لذت جنسي انجام مي شود و به تحريک شدن غريزه و ميل جنسي
مي انجامد, تحت عنوان چشم چراني تعريف مي شود.
در قرآن آمده است : «قل للمومنين يغضوا من ابصارهم » به
مومنين بگو چشم هاي خويش را بپوشانند. يغضوا از ماده "غض" به معني نگاه
و صوت کوتاه مي باشد و نقطه مقابل آن خيره نگاه کردن و صدا را بلند کردن است .
منظور اين است که انسان به هنگام نگاه کردن معمولاً منطقه وسيعي را زير نظر مي
گيرد ؛ هر گاه نامحرمي در حوزه ديد قرار گرفت ، چشم را چنان فرو گيرد که آن نامحرم
از منطقه ديد مستقيم و عميق او خارج شود, يعني به او نگاه خيره نکند اما راه و چاه
خود را نيز ببيند. درحديثي که ويژگي هاي رسول گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ
را توصيف مي کند چنين آمده است : « و اذا فرح غض طرفه » وقتي که خوشحال مي شد
چشمانش را به صورت نيمه بسته در مي آورد . مرحوم مجلسي اين جمله را در بحارالانوار
چنين تفسير کرده است: پلک چشم را مي شکست و سر را پايين مي انداخت و چشمها را نمي
گشود, چنين مي کرد تا از سبکسري و سرمستي به دور باشد . پس غض بصر يعني کم کردن
نگاه و خيره نشدن.
چشم پوشي, وظيفه شرعي يک مسلمان:
قرآن کريم قض بصر و چشم پوشي از نگاه به نامحرم را وظيفه
مسلمانان اعلام کرده و به زن و مرد توصيه کرده است که مواظب چشمان خود باشند. قرآن
کريم مي فرمايد: به مؤمنان بگو چشمان خود را فرو بندند و دامن خود را حفظ کنند،
اين براي آنها پاکيزه تر است و خدا به آنچه مي کنند، آگاه است. قُل لِلمؤمِنينَ
يغُضُّوا مِنْ اَبْصارِهِمْ وَ يَحفَظُوا فرجَهُمْ ذلِکَ اَزْکي لَهٌم اِنًَّ
اللهَ خَبيرٌ بِما يَصْنَعونَ (1)
و پس از آن فرمود : به زنان با ايمان بگو چشمانشان را (از
نامحرم) فرو بندند و دامن خود را حفظ کنند. وَ قُلْ لِلْمؤمِناتِ يَغْضُضنَمِنْ
اَبْصارِهنَّ وَ يَحفَظنَ فُروجَهُنًّ...(2)پس خواست قرآن رعايت عفت عمومي براي
زن و مرد است و اين کار را وظيفه ضروري و واجب مومنين شمرده شده است.
نگاه کردن مرد به بدن زن نامحرم چه با قصد لذّت و چه بدون
آن حرام است و نگاه کردن به صورت و دستها، اگر با قصد لذّت باشد، حرام است، بلکه
احتياط واجب آن است که بدون قصد لذت هم نگاه نکنند و نيز نگاه کردن زن به بدن مرد
نامحرم حرام است (3)
در روانشناسي ديني نيز ارتباط نزديکي ميان نگاهداري چشم از
نامحرم و نگاهداشتن دامان از آلودگي به زنا وجود دارد .
اما در مورد چرايي تقدم غض بصر بر حفظ فرج سيد قطب مي نويسد
: « حفظ فرج پي آمد طبيعي خواباندن چشم است و گامي است در استواري اراده و هوشياري
در حفاظت از افتادن در گناه و تسلط بر خواهشهاي نفساني ، از اين رو بين آن دو ، در
يک آيه جمع کرده تا نشان دهد يکي سبب و ديگري نتيجه آن است . و هر دو گامهايي
هستند پي در پي در صفحه دل و صحنه زندگي ! (4)
بيماري چشم چراني:
از نظر روانشناسان و عالمان اخلاقي, چشم چراني هنگامي که به
صورت يک عادت مزمن در مي آيد, يک بيماري رواني تلقي مي شود و همان طوري که بيماري
ساديسم نقطه مقابل بيماري مازوشيسم است، شهوت و بيماري چشم چراني نيز نقطه مقابل
بيماري خودنمايي است . خودنما فردي است که خود را در معرض ديد ديگران قرار مي دهد
و چشم چران کسي است که ازتماشا ونگاه به ديگران لذت مي برد. خودنمايي در زنها به
نسبت بيشتري ديده مي شود . در حالي که بيماري چشم چراني در مردها بيشتر رايج است.
زن ها بيشتر از لمس لذت مي برند و مردها از نگاه و اين مربوط به تفاوتي است که در
آستانه تحريک آن ها وجود دارد.
زناي چشم:
اسلام براي پاکدامني پيروان خويش حتي نگاه ريبه و شنيدن
سخنان نامحرم را نيز اگر از روي غرض باشد، ممنوع کرده است . اين خود هشداري بجا و
حساب شده است که تماس نامشروع با نامحرمان را کنترل و محافظت مي کند. البته
رويارويي جدّي و ضروري و بدون هيچ گونه غرض، آنهم با حجاب کامل اسلامي و با رعايت
ادب و ساير مسايل اخلاقي اشکالي ندارد.
پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود : در مورد رابطه
نامشروع براي هر عضوي از آدمي سهمي از زنا است؛ زناي چشم، نگاه کردن، زناي زبان،
سخن گفتن و زناي گوش ها، شنيدن حرام است. لِکُلِ عُضْوٍ مِنِ ابْنِ ادَمَ حَظّاً
مِنَ الزِّنا فَالْعَينُ زِناهُ النَّظَرُ وَ لِّسانُ زِناهُ الْکَلامُ وَالأُذُنان
زِناهُما السَّمْعُ (16)
همچنين درباره شوخي کردن با نامحرم فرمود : هر کسي با زن
نامحرمي شوخي کند براي هر کلمه اي که با او در دنيا سخن گفته، هزار سال در جهنم
زنداني مي شود. مَنْ فاکَهَ بِامْرَأَةٍ لا يَمْلِکُها حُبِسَ بِکُلِّ کَلِمَةٍ
کَلَّمَها فِي الدُّنيا اَلْفَ عامٍ فِي النّارِ... (17)
حضرت علي ـ عليه السلام ـ به نقل از انجيل مي فرمايد : « در
تورات نوشته شده زنا نکن ، ولي من مي گويم اگر حتي با نظر شهوت آلود به کسي نگاه
کني همان وقت در دلت با او زنا کرده اي . (18). و نيز مي فرمايد : « نابينا بودن
بهترازنگاه هاي نامشروع است » پس فاصله بين نگاه و گناه اندک است .
عوامل بروز بيماري چشم چراني:
محروميت جنسي:
ويلهم اشتگل محروميت هاي جنسي را عامل اين بيماري دانسته و
مي گويند : محروميت هاي جنسي باعث مي شود که (لي يبدو) در اعصاب چشم متمرکز شود،
با اين تمرکز، بستگي عصب چشم با اعصاب جنسي توسعه يافته وشخص از چشم چراني لذت مي
برد و با ديدن اندام جنس مخالف تحريک مي شود. (5)
خود نمايي زنان:
بيشترين عامل بروز اين بيماري در مردان حس خودنمايي در زنان
است. مردان به طور طبيعي نسبت به زيبايي و اندام جنس مخالف حساس اند و زنان بد يا
بي حجاب با خودنمايي در عرصه جامعه اين گرايش مردان را تحريک مي نمايند. در تفاسير
شيعه وسني ذيل آيه 30 سوره نور, نقل کرده اند که: «روزي در هواي گرم مدينه، زن
جواني در حالي که روسري خود را به پشت گردن انداخته و دور گردن و بناگوش او، پيدا
بود، از کوچه اي عبور مي کرد، مرد جواني از انصار، آن حالت را مشاهده کرد و چنان
غرق تماشا شد که از خود و اطرافش غافل گرديد و به دنبال آن زن حرکت نموده تا اين
که صورتش به شي اي اصابت کرد و مجروح گرديد، هنگامي که به خود آمد، خدمت پيامبر(ص)
رفت و جريان را براي او بيان داشت، اين جا بود که آيات سوره مبارکه نور در مورد
پوشش زنان نازل گرديد(6)
قرآن کريم براي رفع اين معضل اجتماعي در آيات شريفه سوره
نور، از يک طرف مؤمنان اعم از زنان و مردان را مخاطب قرار داده دستور مي دهد که
نگاه هاي خود را کوتاه ساخته و به نامحرم خيره نشوند و از فساد و آلودگي دوري کنند
و از سوي ديگر به خانم ها دستور مي دهد پوشش مناسب را رعايت کرده و زيورآلات خود
را آشکار نسازند. تا حوادث نظير حادثه اي که آيه در ارتباط با آن نازل شده است،
اتفاق نيفتد و جوانان از خود بي خود نشده و دنبال زنان و دختران نامحرم راه نيفتند
و امنيت و آرامش خود و ديگران را خدشه دار نسازند.
در سوره احزاب نيز در يک جا به خانم ها دستور مي دهد: «در
محاورات روزمره حالت عادي داشته و با ناز و کرشمه و طنازي صحبت نکنيد و در کوچه و
خيابان با بدن هاي نيمه عريان و لباس هاي بدن نما، ظاهر نشويد.»(7) چند آيه بعد مي
فرمايد: «با چادر و مقنعه اندام خود را بپوشانيد.»(8) تمام اين برنامه و تأکيدها
براي آن است که: مردم، زن ها را به عنوان افراد عفيف و پاکدامن بشناسند و موجبات
آزار و اذيت آنان را فراهم نسازند(9). و چشم طمع ندوزند.(10) و در نتيجه امنيت و
آرامش قشر خانم ها در سايه چادر و رعايت ضوابط شريعت و پوشش اسلامي، تأمين شود.
در ادامه قرآن کريم مي فرمايد: با اين راه و روش، اگر
بيماردلان هوسباز اصلاح نشدند و به آزار و اذيت خانم ها ادامه داده و امنيت و
آرامش آنان را تهديد کردند. برخورد شديدتري با آنان صورت خواهد گرفت: «اگر منافقان
و بيماردلان «شهوت پرست» و کساني که در شهر، اضطراب و نگراني به وجود مي آورند از
اعمال زشت خود دست برندارند، ترا «اي رسول» عليه ايشان مي شورانيم، در آن صورت،
مدت کمي در مجاورت با تو در اين شهر زندگي خواهند کرد و نابود خواهند شد.»(11) تا
آرامش و امنيت در جامعه تأمين شود.
از مجموع مطالب ياد شده اين نتيجه به دست مي آيد که رعايت
حجاب و پوشش اسلامي براي زنان و مردان مؤمن ومسلمان، تکليف الهي است. رعايت آن،
علاوه بر اين که موجب عمل به دستورات الهي مي شود، شخصيت فردي اجتماعي و معنوي
انسان محجوب و پاکدامن، سير صعودي پيدا کرده و نردبان تعالي و تکامل را يکي پس از
ديگري طي خواهد کرد و از سوي ديگر در تأمين بهداشت روحي و رواني و آرامش خانواده
ها و صفا، نورانيت و امنيت در جامعه نقش به سزايي ايفا مي کند. به اميد روزي که
جوامع اسلامي و انساني از تمام آلودگي ها تصفيه شود و زمينه حضور زنان و دختران
بدون دغدغه و دلواپسي، در اجتماعات فراهم شود.
عواقب و آسيب شناسي چشم چراني:
عامل غفلت و فراموشي:
چشم چراني يکي از مصاديق حب دنيا و عامل مهمي براي بروز
غفلت از ياد خدا و خود است. غفلت همان چالش اساسي است که انسان در سر راه کمال و
سعادت خود دارد و بيداري اولين نياز او براي حرکت در اين مسير است. چشم چراني باعث
مي شود که انسان هر چه بيشتر به خواب رود و از بيداري و ياد خدا دور ماند.
حضرت علي ـ عليه السلام ـ درباره مواظبت و حفاظت از چشمها
فرمود: چيزي در بدن کم سپاستر از چشم نيست، خواسته اش را ندهيد که شما را از ياد
خدا باز مي دارد. لَيْسَ فِي الْبَدَنِ شَيءٌ اَقَلَّ شٌکراً مِنَ الْعَيْنِ فَلا
تُعطوها سٌؤلَها فَتَشْغَلکُم عَنْ ذِکْرِ اللهِ عَزَّ وَجَل(12)
اولين گام انحراف عملي:
چشم چراني و نگاه به نامحرم, گذرگاه ورود به منجلاب
انحرافات و فساد جنسي است. نگاه هاي آلوده، تخم شهوت را در دل بارور ساخته، صاحبش
را به فتنه, انحراف و گناه مبتلا مي کند.
حضرت امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: چشم چراني، تخم شهوت
را در دل مي کارد و چنين کاري براي نگاه کننده کافي است که منشأ فتنه گردد.
نگاه کردن به ناموس ديگران، خواست شيطان است. چشمي که تيرهاي
آلوده نگاه را به نامحرمان پرتاب مي کند، محل کمين شيطان است. شيطان از کمان چشم
هاي او ناموس ديگران را نشانه مي گيرد. اَلنَّظرَةُ بَعْدَ النًّظرَةِ تَزرِعُ في
الْقَلبِ الشَّهْوَةَ وَ کَفي بِها لِصاحِبِها فِتْنَ (13)
پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود : نگاه به نامحرم
تير زهرآلودي از تيرهاي شيطاني است. انَّظَرُ سَهمٌ مَسْموُمٌ مِنْ سِهامِ اِبليسَ
...(14)
پس بايد مراقب چشمان خويش باشيم، تا شيطان از آن براي تخريب
ايمان ما و ناموس مردم استفاده نکند.
حسرت و اندوه طولاني:
امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: چه بسا نگاه هايي که
غصه هاي طولاني را در پي دارد . به اين معني که چشم قوي ترين ابزار حسي است . يعني
ميدان آستانه تحريک چشم از بقيه حواس بيشتر است و بيشترين تحريکات حسي را دريافت
مي کند و اين دل است که بعد از نگاه به کار مي افتد يعني آنچه را ديده ، مي بيند ،
دل طلب مي کند و چون امکان رسيدن به آنچه ديده شده فراهم نمي شود ؛ افسردگي و
رنجوري عايد انسان مي شود .
از فحواي حديث رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ که فرمود:
همه چشمها روز قيامت گريانند جز سه چشم: چشمي که از ترس خدا بگريد، چشمي که از
نامحرم فرونهاده شود، چشمي که در راه خدا (و پاسداري از کيان اسلام) شب زنده دار
باشد, فهميده مي شود که علاوه بر حسرت دنيوي, فرد چشم چران در آخرت از فرط حسرت و
پشيماني چشماني گريان خواهد داشت. کُلُّ عَيْنٍ باکِيَةٌ يَومَ القِيامَةِ اِلّا
ثَلاًًثَةُ اَعيُنٍ: عَيْنٌ بَکَتْ مِنْ خَشيَةِ اللهِ وَ عَيْنٌ غَضَّتْ عَنْ
مَحارِمِ اللهِ وَ عَيْنٌ باتَت ساهِرَة في سبيلِ الله (15)
به خطر افتادن امنيت و سلامت جامعه:
در واقع، نگاه هاي آلوده، مسموم و شهوت انگيز، آتش درون را
شعله ور مي سازد که فرايند و محصولي جز فحشا، سياهي دل؛ مشکلات و نارسايي هايي
اجتماعي، نخواهد داشت. چشم چراني دام شيطاني، بذر شهوت و رويشگاه فسق و فجور است
که دل را مي لرزاند، آرامش و ثبات را سلب نموده و باعث هرج و مرج و فتنه و فساد در
جامعه مي شود.
لذا چشم چراني، اين تير مسموم و زهرآلود شيطاني اگر بدون
قيد و بند، رها شود يقيناً سلامت و امنيت طرفين را به خطر مي اندازد، جوان و
نوجواني که به کوچه و خيابان راه مي افتد اگر دستور اسلام را رعايت نکرده و نگاهش
را کوتاه نکند و از طرف ديگر، کساني که بايد حجاب و پوشش اسلامي را رعايت کنند،
رعايت نکنند، چشم جوان به صحنه هاي شهوت انگيز خواهد افتاد، و نيروي قدرتمند شهوت
به جوشش و غليان آمده و تحريک خواهد شد، درچنين شرايط حساس و خطرناکي، اين جوان،
يا بايد به عياشي، فساد و تجاوزگري روي آورد و به خواسته هاي قوه شهواني جواب مثبت
دهد، امنيت خود و ديگران را به خطر اندازد، و يا با تخيل و تصور، با حالت افسرده و
پريشان، زندگي بيمار گونه خود را ادامه داده آسايش و آرامش خانواده را برهم زند.
ايجاد نگراني و اضطراب :
آنچه از مجموع آيات، روايات و تجربيات کارشناسان به دست مي
آيد اين است که: چشم چراني هاي هوس آلود بدحجابي و بي حجابي زنان و دختران بي بند
و بار از جمله عوامل مؤثر در ايجاد اضطراب ونگراني افراد و خانواده ها و هرج و مرج
و ناامني در جامعه به حساب مي آيد. در طرف مقابل اگر اصول و ارزش هاي اسلامي از
جمله حجاب و پوشش اسلامي، رعايت شود از چشم چراني و نگاه هاي آلوده جلوگيري به عمل
آيد وخانم ها در نشست و برخواست و صحبت ها و مکالمات روزمره، دستورات شرع مقدس را
رعايت کنند يقيناً زمينه هاي فساد زدوده شده دام هاي شياطين برچيده خواهد شد،
آرامش روحي و رواني براي افراد و خانواده ها، نظم، ثبات و امنيت در جامعه پديد
خواهد آمد. امام علي(ع) مي فرمايد: «کسي که نگاهش را کاهش دهد، قلبش آرام مي
گيرد.»(19) و نعمتي بالاتر از آرامش قلب، وجود ندارد. اين موهبت بزرگ اگر در اعضا
و افراد جامعه، محقق شده و تجلي پيدا کند، جامعه نيز به طبع اعضا و افراد خود،
داراي امنيت و آرامش خواهد شد.
ز دست ديده و دل هر دو فرياد
که هر چه ديده بيند
دل کند ياد
اين همه آفت که به تن مي رسد
از نظر تو به شکن مي رسد
ديده فرو پوش چو دُر در صدف
تا نشوي تير بلا را هدف
عذاب اخروي:
علاوه بر ابتلا به عواقب دنيوي، «چشم ناپاک» از عذاب و
شکنجه الهي نيز بي نصيب نمي ماند. رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود : آن که
چشمانش را از نگاه به زن نامحرم پر کند، روز قيامت، خداوند چشمانش را با ميخ هاي
آتشين و از آتش پر کند، تا وقتي که به حساب مردم رسيدگي کند، سپس امر مي شود که او
را به جهنم ببرند. مَنْ مَلَاَ عَيْنَيْهِ مِنِ امْرَأَةٍ حَراماً حَشاهُما اللهُ
عَزَّ وَجَلَّ يَوْمَ القِيامَةِ بِمَساميرَ مِنْ نارٍ وَحَشاهُما ناراً حَتّي
يَقْضِيَ بَيْنَ النّاسِ ثُمَّ يُؤمَرُ بِه اِلَي النّارِِِ(20)
چشم پاکي و نتايج آن :
هر يک از اعضاي بدن مؤمن نسبت به عبادت پروردگار متعال
وظيفه خاصي بر عهده دارد که اگر بدان وظيفه عمل کرد، ارزشمند است.
چشمي که به نگاه حرام آلوده نگردد، سبب برکات زير مي گردد:
1- ديدن شگفتيها:
رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: چشمهايتان را (از
نامحرم) بپوشانيد تا عجايب و شگفتيها را ببينيد. غُضُّوا اَبْصارَکُم تَرَوْنَ
الْعَجائِبَ (21)
2- راحتي قلب:
امام علي ـ عليه السلام ـ فرمود: آنکه از نامحرم چشم خود را
فرو نهاد، قلبش را راحت کرده است. مَنْ غَضَّ طَرْفَهُ اَراحَ قَلْبَهُ (22)
3- نيک خويي:
همچنين آن حضرت فرمود: کسي که نگهاه هايش کنترل شود، صفاتش
نيکو گردد. مَن غُضَّتْ اَطرافُهُ حَسَنَتْ اَوصافُهُ (23)
4- پاداش الهي:
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: هر کسي زني را ببيند و
بلافاصله ديده اش را به آسمان بدوزد يا چشم فرو بندد، چشم باز نگرداند مگر اينکه
خداوند حوريان بهشتي را به عقد او در آورد. مَنْ نَظَرَ اِلي امْرأَةٍ فَرَفَعَ
بَصَرَهُ اِليَ السَّماءِ اَوْ غَمَضَ بَصَرَهُ لَمْ يَرْتَدَّ اِلَيْهِ بَصَرُهُ
حَتّي يُزَوَّجَهُ اللهُ مِنَ الْحُورِ العينِِ (24)
5- چشيدن شيريني
ايمان:
پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: نگاه (به
نامحرم) تير زهرآلودي از تيرهاي شيطان است و هر کس آن را از ترس خدا ترک کند،
خداوند چنان ايماني به او عطا کند که شيريني اش را در دل خويش احساس کند.
اَلنَّظَرُ سَهْمٌ مَسموُمٌ مِنْ سِهامِ اِبْليسَ فَمَنْ تَرَکَها خَوْفاً مِنَ
اللهِ اَعطاهُ اللهُ ايماناً يَجِد حَلاوَتَهُ في قَلْبِهِِ (25)
6- بروز صفت
شجاعت:
شجاع ترين مردم کسي است که بر خواهش نفساني اش چيره شود.
اَشْجَعُ النّاسِ مَنْ غَلَبُ هَواهُ (26)
معالجه خوي زشت چشم چراني:
قرآن مجيد حضرت يوسف ـ عليه السلام ـ را به عنوان قهرمان
ميدان «عفاف» مطرح مي کند تا جوانان مسلمان که در پي قهرمان يابي و الگوپذيري
هستند، از يوسف ـ عليه السلام ـ که شجاعترين مرد روزگار خود در مخالفت با هواي نفس
و شيطان بود پيروي کنند.
نکته شايان توجه در داستان حضرت يوسف ـ عليه السلام
ـ"استمداد" از خداي سبحان و پناه بردن به قدرت سرمدي اوست که هيچ چيز جز
ايمان به پروردگار نمي تواند جلوي نفس سرکش و غريزه نيرومند شهوت را بگيرد.
از اميرمؤمنان علي ـ عليه السلام ـ سؤال کردند : به کمک چه
چيزي مي توان چشم از نامحرم پوشيد؟ پاسخ داد : با خاموش کردن آتش شهوت، زير نظر
قدرتمندي که بر مخفيگاهت آگاه است. بما يستعان علي غمض بصر؟ قال بالخَمُودِ تَحْتَ
السُّلطانِ الْمُطَّلَعِ عَلي سَتْرِکَ (27)
نکته ظريف ديگري که در مسأله ناموس نهفته است و روايات نيز
آن را تأييد کرده اند اين است که به هر دستي بدهي به همان دست پس مي گيري، چنان که
فرموده اند : آن طور که جزا دهي جزا بيني. «کَما تُدينُ تُدانُ (28) امام صادق ـ
عليه السلام ـ فرمود: در زمان حضرت موسي ـ عليه السلام ـ مردي با زني زنا کرد وقتي
به خانه خويش آمد، مردي را با زن خود ديد، آن مرد را نزد حضرت موسي آورد و از او
شکايت کرد. در آن لحظه جبرئيل بر آن حضرت نازل شد و گفت: هر کس به ناموس ديگران تجاوز
کند به ناموس اش تجاوز کنند. حضرت موسي به آن دو فرمود: با عفت باشيد تا ناموستان
محفوظ بماند(29)
بنابراين، مؤمن با غيرت هرگز به ناموس ديگران نگاه حرام نمي
کند، چرا که نمي خواهد کسي به ناموسش نظر بد داشته باشد.
هر که باشد نظرش در پي ناموس کسان
پي ناموس وي افتد نظر بوالهوسان
شخصي از امام صادق ـ عليه السلام ـ پرسيد: آيا نگاه کردن به
پشت سر زنهايي که عبور مي کنند جايز است؟ حضرت پاسخ داد: اگر به ناموس شما اين
گونه نگاه کنند، خوشنود مي شويد؟! آنگاه فرمود: براي مردم همان را بخواهيد که براي
خود مي خواهيد.(30)
يکي ديگر از راه هاي پيشگيري از انحراف اين است که مؤمن با
نامحرم در جاي خلوت اجتماع نکند، چرا که دور از چشم مردم، زمينه لغزش و انحراف
فراوان است.
پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: آن که به خدا و روز
جزا ايمان دارد نبايد در جايي بخوابد که صداي نفس زن نامحرم شنيده مي شود .مَنْ
کانَ يُؤْمِنُ بِاللهِ و اليَوْمِ الاخِرِ فَلا يَبيتَ في مَوْضِعٍ تُسمَعُ نَفَسُ
امْرأَةٍ لَيْسَتْ لَهُ بِمَحرَمٍ (31)
اگر مرد و زن نامحرم در محل خلوتي باشند که کسي در آنجا
نباشد در حالي که ديگري هم نتواند وارد شود چنانچه بترسند که به حرام بيفتند، بايد
از آنجا بيرون بروند .(32)
اميرمؤمنان علي ـ عليه السلام ـ فرمود: هيچ مردي با
زني(نامحرم) خلوت نکند. اگر مردي با زن بيگانه اي خلوت کند، سوّمي آن دو شيطان است
.لا يَخْلُوا بِامْرَأَةٍ رَجُلٌ، فَما مِنْ رَجُلٍ خَلا بِامْرَأةٍ الّا کانَ
الشًّيطانُ ثالِثَهُما (33)
امير مؤمنان علي ـ عليه السلام ـ براي گريز از خطر آلوده
شدن و رهايي از دام شيطان هنگام رو به رو شدن با نامحرم، اين گونه رهنمود مي دهد:
اگر يکي از شما زني را ديد و خوشش آمد، چشم از او برداشته،
نزد همسر خود رود که آنچه او ديده است، همسرش نيز دارد و مواظب باشد که شيطان را
بر دل خويش راه ندهد و آن که متأهل نيست، دو رکعت نماز بخواند و خدا را زياد سپاس
گويد و صلوات بر پيامبر و خاندانش فرستد، آنگاه از فضل خدا بخواهد و خدا نيز با
رحمت خويش او را از راه مباح بي نياز مي گرداند .(34)
به اميد آنکه با ياري خداوند، تمام اعضاي خويش را از آلوده
شدن حفظ کنيم و عفت و پاکدامني بر جامعه اسلامي سايه گستر باشد ان شاء الله.
پی نوشتها:
1- نور (24)، آيه
30.
2- نور (24)، آيه
31.
3- رساله حضرت
امام خميني (قدس سره)، مسأله 2440،انتشارات اسلامي.
4- في خلال القرآن
، ج 4 ، ص 2512
5- اصول روانکاوي
فرويد ، صص 257 ـ 259 .
6- ر.ک: تفسير
صافي، ج3، ص 430؛ الدر المنثور، ج5، ص 40؛ کافي، ج5، ص .521
7- برداشت از آيه
32 و 33 سوره احزاب.
8- قرآن کريم،
احزاب/ 59: ترجمه آزاد
9- برداشت از آيه
59 سوره احزاب
10- قرآن کريم،
احزاب/ 32
11- قرآن کريم،
احزاب/ 60
12- بحارالانوار،
ج 101، ص 35.
13-روضة المتقين،
ج 9،ص 434.
14- بحارالانوار،
ج 104، ص 38.
15- بحارالانوار،
ج 101، ص 35.
16- مستدرک
الوسائل، ج 14، ص 269.
17- ثواب الاعمال،
ص 334.
18- ا نجيل متي ،
5 / 27 / 28
19- غررالحکم و
درر الکلم، ج5، ص 449
20- ثواب الاعمال،
ص 338.
21- بحارالانوار،
ج 101، ص 41.
22- شرح غررالحکم،
آمدي،ج 5، ص 449.
23- ميزان الحکمه،
ج 10، ص 7.
24- بحارالانوار،
ج 101، ص 37.
25- بحارالانوار،
ج 101، ص 38.
26- نهج الفصاحه،
پاينده، حديث 299، ص 58.
27- بحارالانوار،
ج 101، ص 411.
28- فروع کافي،ج
5، ص 553.
29- همان.
30- مستدرک
الوسائل، ج 2، ص 555.
31- بحارالانوار،
ج 101، ص 50.
32- رساله توضيح
المسائل امام خميني(ره)، مسأله 2452.
33- مستدرک
الوسائل، ج 14، ص 265.
34- تفسير
نورالثقلين، ج 3، ص 586.
http://www.erfan.ir/article/article.php?id=15396
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
عفاف درگفتار ورفتار وپوشش
مساله عفاف تنها به پوشش اطلاق نميشود بلكه هرگونه گفتار
ورفتاري نيازبه عفاف داردلذا دراين قسمت به عفاف درگفتار ورفتار پرداخته ميشود
یکی از بزرگترین عوامل حفظ فرد و اجتماع
از رذایل اخلاقی عفاف است. عفاف فرد را از آلوده شدن به گناه و جامعه
را از سقوط در منجلاب تباهی حفظ می کند یکی از عوامل استحکام خانواده و
اجتماع، ملکه نفسانی عفاف است که اگر در جان پرورانده شود به ثمر نشسته و
حاصل آن مصونیت و در نتیجه قرب و نزدیکی به خداوند خواهد
بود. عفاف در رفتار در زمینه های مختلف و گسترده ای، از جمله
عفت شکم، عفت کلام و... طرح می شود. در این مقاله، فقط به جنبه هایی
از عفاف می پردازیم که در حیطه حجاب و پوشش قرار دارد.
در آغاز واژه عفاف را تعریف کرده و سپس با توجه به آیات
و روایات به توضیح عفاف در گفتار و نگاه و شهوت و پوشش و کردار
پرداخته و تبیین می کنیم که زنان در برابر نامحرم باید
از هرگونه خودنمایی و رفتار و کردار و سخن و حرکات جلوه گرانه که به
دور از شأن زنانه است و موجب تحریک مردان می گردد، خودداری نمایند
و عفت پیشه کنند.
● عفاف در
رفتار
دین مبین اسلام، به عنوان آیین
جامع و کامل خداوند متعال، در حمایت از شخصیت انسانی و معنوی
زن و در جهت حفظ عفّت عمومی، دستورهای حکیمانه ای مبتنی
بر لزوم رعایت عفّت و حیا در ابعاد گوناگون صادر نموده است. «البته عفاف
مخصوص زنان نیست و مردان نیز باید عفیف باشند و لیکن
چون مردان به دلیل داشتن قدرت جسمانی و برتری جسمانی این
توانایی را دارند که به زن ظلم کنند و بر خلاف میل او رفتار نمایند،
از این رو اسلام بر روی عفّت زن تأکید بیشتری نموده
است.»۱
قرآن یکی از ویژگی های مؤمنان
راستین را، عفاف و پاکدامنی می داند و می فرماید:
«والذین هم لفروجهم حافظون) «آنان ]مؤمنان[ کسانی هستند که دامان خویش
را از بی عفتی حفظ می کنند.» (مؤمنون۵)۲
در فضیلت عفاف روایات بسیاری آمده
از جمله:
«افضل العباده
العفاف.»؛ برترین عبادت، عفت است.
«العفّه رأس کلّ خیر.»؛
عفت، در رأس همه خوبی ها است.
«العفّه افضل
الفتوه .»؛ عفّت، برترین جوانمردی است.
«العفّه افضل شیمه.»؛
عفت برترین خصلت است.
«العفاف یصون
النفس و ینزّهها عن الدنایا.»؛ عفّت نفس را مصون و آن را از پستی
ها دور نگه می دارد. «العفاف زهاده .»؛ عفّت پارسایی
است.۳
با دقت در آیات و روایات درمی یابیم
عفّت به معنی مناعت و آن حالت نفسانی است که ]انسان را[ از غلبه شهوت
بازدارد.۴ و هم چنین به معنی پارسایی و پرهیزکاری
و بازداشتن از حرام است.۵
به طور کلی، عفّت را می توان یک صفت
انسانی و ملکه نفسانی و زینت باطنی دانست که موجب می
شود تمام اعمال و حرکات و گفتار و پوشش انسان، عفیفانه و فاقد رذیلت
های شهوانی و هوس مآبانه باشد.۶
عفاف از یک سو به عنوان یک مسأله اصلی و
بنیادین و فراتر از حجاب و پوشش مطرح است و از سوی دیگر،
رابطه تنگاتنگی با آن دارد؛ چرا که به عنوان یک خصلت و ارزش اختیاری،
پوشش را به ارمغان می آورد .به طور کلی، می توان حجاب را میوه
و ثمره عفاف دانست. گفتنی است، شرم، حیا و اشتیاق به عفاف و
پاکدامنی، یک تدبیر نهفته در خلفت و فطرت زن است که او را وادار
می سازد به طور ناخودآگاه، خود را از چشم نامحرم بپوشاند. به عبارت دیگر،
گرایش زن به حفظ عفّت خویش، از احساس فطری و الهام غریزی
وی نشأت می گیرد. از این رو، قرآن کریم که کتاب
انسان شناسی و روانشناسی است و مطابق با فطرت آدمی، نیازهای
او را تشریح می کند، جلوه های عفاف زنان را این گونه بیان
می فرماید:
۱) عفت در
گفتار
در آیه ۲۳ سوره احزاب درباره وظایف
زنان در لزوم رعایت عفاف در سخن گفتن با مردان نامحرم می فرماید:
(فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض و قلن قولا معروفا)؛
«پس به گونه ای هوس انگیز سخن نگویید که بیماردلان
در شما طمع کنند، و سخن شایسته بگویید».
خضوع در اینجا به معنای این است که زنان
در برابر مردان آهنگ سخن گفتن را نازک و لطیف نکنند تا مردان بیمار دل
را دچار ریبه و خیال های شیطانی کنند وشهوت آنها را
برانگیزانند منظور از بیماری دل، نداشتن نیروی ایمان
است؛ آن نیرویی که آدمی را از میل به سوی
شهوت باز می دارد.
و (قولاً معروفا) یعنی سخن معمولی و مستقیمی
بگویند که به دور از کرشمه و ناز باشد و شرع و عرف اسلامی آن را پسندیده
دارد.۷
این آیه اشاره به کیفیت و محتوای
سخن گفتن و حرمت صحبت کردن با ناز و عشوه دارد و صحبت کردن با نامحرم باید
عفیفانه و به دور از نرمش و خضوع و خودنمایی باشد. همچنین
براجتناب از هرگونه سخنان بیهوده و غیرضروری و شهوت انگیز
تأکید دارد و متذکر می گردد در صورت عدم رعایت این امر
ممکن است در اثر نمایش جاذبه های زنانه و سخنان هوس آلوده، افرادی
که از سلامت روحی و روانی و اعتدال نفسانی - که در اثر ضعف یا
فقدان ایمان می باشد - برخوردار نباشند به فکر گناه و فحشا بیفتند
و امنیت جامعه را به خطر بیندازند.
۲) عفاف در
نگاه
در آیه ۱۳ سوره نور که به سوره عفت و
پاکدامنی و حجاب معروف است، ۸ به چندین رفتار عفیفانه
اشاره می کند که یکی از آنها وجوب حفظ و کنترل دیده و
نگاه است: (و قل للمؤمنات یغضضن من أبصار هن)؛ «به زنان مومن بگو چشم های
خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند). همچنین در آیه دیگری
می فرماید: (قل للمؤمنین یغضوا من أبصارهم)؛ (نور ۲۳)
«به مردان مؤمن بگو از بعضی نگاه های خود (نگاه های غیرمجاز)
چشم پوشی کنند). (نور ۳) در شأن نزول این آیات آمده: جوانی
در بین راه، زنی را می بیند و به او چشم می دوزد و
به دنبال او به راه می افتد. طوری غرق نگاه بوده که صورتش به دیوار
برخورد می کند و مجروح می شود، نزد رسول خدا (ص) می رود و ماجرای
خود را نقل می کند و این آیات نازل می گردد.۹
«یغضض» از
ماده «غض« به معنای کاهش و کم کردن نگاه است. ۰۱ و منظور چشم
پوشی از نگاه های حرام و غیرضروری و شهوت آلود است. در
لزوم عفت و پاکدامنی و ترک نگاه حرام، بین زن و مرد، فرقی نیست.»
۱۱ بدین ترتیب همان گونه که چشم چرانی بر مردان
حرام است، برزنان نیزحرام است. ۲۱ حضرت رسول (ص) می فرماید:
«از نگاه های زیادی بپرهیزید؛ زیرا تخم هوس می
پراکند و غفلت می زاید». ۳۱ همچنین حضرت عیسی
(ع) می فرماید: «از نگاه به نامحرم بپرهیزید که بذر شهوت
را بردل می نشاند و همین برای دچار شدن انسان به فتنه کافی
است». ۴۱
از این رو، کنترل چشم می تواند از مهم ترین
و اساسی ترین اصول عفاف باشد که باید در مرتبه اولی رعایت
گردد؛ چرا که چشم دروازه قلب و روح است و هر چه دیده بیند دل کند یاد.
امام علی (ع) می فرماید: «العین رائد القلب»؛ چشم، دل را
به دنبال خود می کشد. ۵۱
بدین ترتیب، کمترین کوتاهی در چشم
پوشی از نگاه به نامحرم، تیری مسموم از سوی شیطان
است. ۶۱ قلب که عقل انسان را نشانه گرفته و دل و فکر او را مشغول و به
دنبال آن غریزه را مشتعل می کند و از آن پس فتنه ها به دنبال می
آورد، که گاه جبران ناپذیر است.
به گفته شاعر:
این نظر از دور چون تیر است و سم
عشقت افزون می شود صبر تو کم
کسی که عفت
چشم پیشه کند و نگاه حرام را دنبال نکند، فکرش فراغت و دلش آرامش می یابد۷۱
و اوصافش نیکو گشته۸۱ و در نتیجه خداوند شیرینی
ایمان و عبادت را به او می چشاند۹۱ و به ازای
فروبستن چشم از حرام، قدرت مشاهده شگفتی های عالم و عظمت الهی
را می یابد۲۰.
۳) عفت در
شهوت
در ادامه آیه ۳۱ سوره نور می فرماید:
(و یحفظن فروجهن)؛ «]به زنان با ایمان بگو[ دامن های خود را حفظ
نمایند.». «فروج» جمع فرج، به معنای شکاف میان دو چیز است
که با آن از عورت کنایه آورده اند.۱۲
مراد از «حفظ فروج» در این آیه و آیه ۰۳
همین سوره، به خاطر قرین شدن با «یغضضن» و «یغضوا»،
پوشاندن آن از نامحرمان است، نه حفظ آن از زنا و لواط.
در ذیل آیه می فرماید: (ذلک أزکی
لهم)؛ (نور ۰۳) یعنی این امر باعث تزکیه و
شکوفایی استعدادها و رشد شخصیتی و معنوی آنها می
شود. در روایت نیز آمده «النزاهه آیه العفه »۲۲ و
«بالعفاف تزکوا الاعمال».۳۲ دوری از آلودگی ها نشانه
پاکدامنی است. به وسیله عفت اعمال پاکیزه و مطهر می گردد
و در نتیجه انسان رشد می یابد، و در غیر این صورت،
چشم چرانی و بی عفتی مانع رشد معنوی انسان خواهد گردید.۴۲
همچنین قرآن در مورد کسانی که امکان برای ازدواج نمی یابند
می فرماید: (و لیستعفف الذین لایجدون نکاحا حتی
یغنیهم الله من فضله)(نور ۳۳) «و کسانی که وسیله
نکاح ندارند. به عفت سر کنند تا خدا از کرم خویش از این بابت بی
نیازشان کند».۵۲ در این باره حضرت رسول(ص) می فرماید:
«هر که پاکدامنی و مناعت جوید، خداوند او را پاکدامن و با مناعت
گرداند، و هر که بی نیازی طلبد، خداوند بی نیازش
گرداند».۶۲ بنابراین، قدرت نیافتن برای ازدواج و
دسترسی نداشتن به همسر، مجوزی برای گناه کردن و فراهم کردن آن
از راه نامشروع نیست بلکه صبر و عفت لازم است تا خداوند نیز از فضل
خود بی نیازشان گرداند».۷۲
۴) عفت در
پوشش
مسئله حجاب و پوشش زن و مستور نمودن زینت های
ظاهری و باطنی وی، اهمیت بسیاری دارد. خداوند
حکیم به دنبال آیه مذکور، و در چند جای دیگر قرآن به این
موضوع با تعابیر مختلف اشاره کرده و زنان را از هتک حرمت خود با بدحجابی
و بی حجابی و خودآرایی و خودنمایی در برابر
نامحرم نهی فرموده است. در (ولا یبدین زینتهن الا ما ظهر
منها) (نور ۱۳) زنان را مکلف می کند که نباید جاذبه ها و
زینت های- ظاهری و باطنی- خود را آشکار سازند، مگر آن
مقدار که طبیعتا نمایان است. کلمه «ابداء» به معنای اظهار و
آشکار کردن است و مراد از زینت زنان محل و موضع زینت است؛ چرا که
آشکار کردن خود زینت از قبیل گوشواره و دستبند حرام نیست، بلکه
منظور محل زینت است. اما آنچه از زینت های ظاهری،
پوشاندنش استثنا شده، صورت و دو کف دست و قدم ها است.۸۲ بنابراین،
مقتضای آیه نهی از خودنمایی و آشکار نمودن زینت
های شهوت انگیز و جلوه نمایی اندام های نهان زنان
است. در (ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن) توصیه می فرماید:
«زنان باید سرپوش ها و روسری های خود را بر گردان انداخته و حایل
قرار دهند (تا علاوه بر سر، گردن و سینه آنها نیز پوشیده شود)».
(نور ۱۳)
«خمر» جمع خمار،
به معنای جامه و پوششی است که زنان سر و موی خود را با آن می
پوشانند. و «جیوب» جمع جیب، به معنای گریبان و سینه
است.۹۲ بنابر نقل تواریخ، رسم بر این بود که زنان عرب
معمولاً لباس هایی می پوشیدند که یقه پیراهن
و گریبان هایشان باز بود و دور گردن و سینه را نمی پوشانید.
روسری هایی هم که روی سر خود می انداختند از پشت سر
می انداختند (همانطوری که هم اکنون بین مردان عرب متداول است)
به طوری که گوش ها و بناگوش ها و گوشواره ها و جلوی سینه و گردن
آنها نمایان می گشت.
لذا این آیه نازل شد که باید پوشش ها و
روسری های خود را از دو طرف روی سینه و گریبان خود
بیفکنند تا قسمت های یادشده پوشیده گردد. به تعبیر
ابن عباس، صحابی پیامبر اکرم(ص)، تفسیر آیه، این
گونه است: «تغطی شعرها و صدرها و ترائبها و سوالفها»؛ یعنی زن
باید مو و سینه و دور گردن و زیر گلوی خود را بپوشاند. ۰۳
این آیه، با اشاره به کیفیت پوشش و حجاب زنان روشن می
سازد که آنان باید تمام اندام و سر و سینه و گردن و موهای خود
را در برابر نامحرم بپوشانند و در پوشاندن خویش نهایت عفاف را رعایت
کنند.
آیه دیگری درباره عفت در پوشش وارد شده آیه
۹۵ سوره احزاب است: (یا ایها النبی قل لازواجک و
بناتک و نساءالمؤمنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک
ادنی ان یعرفن فلان یؤذین و کان الله غفوراً رحیما)؛
«ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو جلباب ها (روسری
های بلند) خود را برخویش فرو افکنند، این کار برای این
که شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، بهتر است، و خداوند همواره آمرزنده
رحیم است.(احزاب ۹۵)
سبب نزول این آیه آن بود که شب هنگام که زنان
مسلمان به قصد رفتن به مسجد و شرکت در نماز پیامبر اکرم(ص) از خانه بیرون
می رفتند، جوانان سرراه آنان می نشستند و با سخنان ناروا متعرض آنان می
گشتند. «جلابیب» جمع جلباب، به معنای لباسی است سرتاسری
که تمام بدن رابپوشاند و یا روسری مخصوصی است که صورت و سر را
ساتر شود. این پوشش باید به گونه ای باید که زیر
گلو و سینه ها را محفوظ بدارد.۱۳ مراد از (ذلک ادنی ان یعرفن
فلا یؤذین) «این است که با پوشاندن بدن به صورت کامل به عفاف و
حرمت و حریت شناخت می شوند و مورد تعرض افراد مریض و مغرض و
هوسران قرار نمی گیرند. احتمال دیگری که در معنای این
جمله داده شده این است که وقتی زن پوشیده و سنگین از خانه
بیرون رود و جانب عفاف و پاکدامنی را رعایت کند، افراد فاسد و
مزاحم، جرأت نمی کنند متعرض آنها شوند. ۲۳ از آنچه گفته شد،
روشن می گردد که منظور از «جلباب» پوششی وسیع تر از خمار است که
همان چادر و حداقل، شبیه چادر- مقنعه بلند و چادر کوتاه- می باشد.
● چادر،
حجاب برتر
بنابراین، حجاب برتر، حجابی است که تمام اندام
زن و برآمدگی های سینه و جاذبه های بدن وی، به جز
گردی صورت و کف دو دست و دو پا، را مستور سازد. شاید بتوان بارزترین
پوششی که تمام این خصوصیات را شامل شود چادر دانست. این
پوشش در نظر اسلام به خاطر مصلحت هایی در نظر گرفته شد که به سود زنان
است. براین اساس، عفاف و پوشش کامل و حجاب عفیفانه زن مؤمن، تجسم حرمت
و احترام و بهترین سلاح اوست تا افراد بوالهوس و مریض به فکر تعرض و
اذیت نیفتند و هرگز کسی به خود اجازه فکر باطل ندهد. پس حجاب و
پوشش دینی محدودیت و بند و حصار نیست، بلکه موجب مصونیت
و حرمت زن است. حضرت زهرای اطهر(س) بانوی بزرگواری که مظهر
کمالات الهی و برترین اسوه انسان ها به ویژه زنان می
باشند، از نظر عفاف و حجاب الگوی بی نظیری هستند که با
دقت نظر در سیره و زندگانی آن حضرت به اوج عظمت ایشان در همه
عرصه ها، به ویژه حیا و عفت و حجاب، می توان پی برد. ایشان
همان کسی است که زن نیکو و شایسته را زنی می داند
که مردی را نبیند و مردی او را نبیند.۳۳ و
شرم و حیا و عفت آن حضرت به قدری بوده که حتی در حضور مرد نابینا
خود را محفوظ داشت.۴۳ آن تجسم حیا و عفت، تا ضرورتی نبود،
به میان جامعه نمی آمدند، اما در مواقع حساس و ضروری، در اجتماع
حضور می یافتند و در مسایل سیاسی و اجتماعی
شرکت می کردند؛ به ویژه در مسئله ولایت امیرالمؤمنین
و به یغما رفتن فدک، در مجامع عمومی به مناظره می نشستند و از
حق خویش دفاع می کردند و در عین حال هرگز از پرده عفاف و حجاب بیرون
نمی رفتند. در این رابطه نقل می کنند هنگامی که برای
حضرت ثابت شد فدک غصب گردیده در حالی که لباس های بلندی
که تمام بدن ایشان را پوشانده بود، وارد مسجد شدند و در جایگاهی
قرار گرفته که پرده ای بین زنان و مردان حایل بوده و مردان،
حضرت را نمی دیدند.۵۳ این نشان می دهد حضرت
حتی در میدان مبارزه نیز به عفاف و حجاب اسلامی بسیار
مقید بوده اند.
همچنین خشنودی حضرت فاطمه(س) از محول شدن انجام
کارهای خانه و معاف شدن از کار در بیرون از منزل در تقسیم کار
توسط حضرت رسول(ص)۶۳ به اوج عفت و حیای ایشان و
خودداری از اختلاط با مردان اشاره دارد. آن حضرت، به حدی به امر حجاب
و عفت اهمیت می دادند که حتی در بستر مرگ از کیفیت
حمل جنازه خود نگران بودند و به پوشیده بودن و محفوظ بودن بدن خویش از
دید نامحرم در هنگام حمل جنازه سفارش کردند.۷۳ چنین بانوی
باعظمت و بی نظیری را به حق می توان با شخصیت ترین،
اجتماعی ترین و در عین حال عفیف ترین انسان ها
دانست که باید ایشان را سرمشق خویش در تمام راه و رسم زندگی
قرار داد. در ادامه آیه ۱۳ سوره نور می فرماید:
(ولایبدین زینتهن الا لبعولتهن او...)؛ «زنان نباید جاذبه
ها و زینت های خود را جز برای شوهران خود و محارم سببی و
نسبی آشکار سازند». در این کلام الهی باز هم صحبت از حجاب و
حرمت خودآرایی و خودنمایی و نمایان کردن زینت
های پنهان نزد نامحرمان است؛ مگر موارد مذکور در آیه (تحت شرایطی
که برای هر یک ذکر می کند) و برای شوهر دین اسلام حیا
و عفت زن را در برابر شوهر مذموم شمرده و فرماید: زن خوب زنی است که
در خلوت با شوهرش حیا را از تنش خارج کند و سپس در شرایط عادی حیا
را نیز مانند لباس به اندامش بپوشاند.۸۳ بدین ترتیب
عفت و حیا در برابر شوهر تقبیح و در برابر نامحرم تاکید شده
است. این مسئله حکایت از حکیمانه بودن دین مبین اسلام
در راستای استواری نظام خانواده دارد.
۵) عفت در
کردار
وظیفه دیگر زنان پرهیز از اعمال و
رفتارهای جلب توجه کننده و غیرعفیفانه است: (و لایضربن
بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن)، «هنگام راه رفتن پاهای
خود را به زمین نزنند تا زینت های پنهان نشان دانسته شود، (نور ۱۳)
و صدای زیورآلاتشان از قبیل خلخال و دستبند و گوشواره به صدا
درنیاید.»۹۳ پس هرگونه راه رفتنی که موجب آشکارشدن
زیورهای مخفی زن شود ازنظر اسلام ممنوع است. (نور ۷۷۱)
و زنان باید در رعایت عفاف و پرهیز از امور جلب توجه کننده دقت
لازم را بنمایند و اعمال و رفتارشان به استفاده آنان از وسایل زینتی
و استعمال عطر و بوی خوش به گونه ای نباشد که باعث جلب توجه نامحرم و
عامل انحراف فکرها و تباهی دل ها گردد. در آیه دیگری که
مربوط به حرمت خودآرایی و خودنمایی می باشد و این
عمل زشت را جاهلانه و همچون جاهلیت قدیم قبل از اسلام می شمارد،
می فرماید: «وقرن فی بیوتکن ولاتبرجن تبرج الجاهلیه
الاولی» و... (ای همسران پیامبر) در خانه های خود بمانید،
و همچون دوران جاهلیت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید
و... (احزاب -۳۳) «تبرج» به معنای ظاهرشدن در برابر مردم است؛
همانطور که برج قلعه در برابر دیدگان مردم ظاهر است. مقصود از «جاهلیت
اولی» جاهلیت قبل از بعثت پیامبراکرم(ص) است که در آن عصر، وضعیت
پوشش زنان، عفیفانه نبوده است. آیه خطاب به زنان پیامبراکرم(ص)
است؛ اما طبق نظر مفسرین عمومیت دارد و شامل همه زنان می شود.
براساس این آیه، خودآرایی و خودنمایی زنان-
که ویژگی فطری و مشترک میان زنان است- دربرابر نامحرم عمل
جاهلانه ای است که زنان عصر جاهلیت به آن گرفتار بودند و زنان مسلمان
نباید زیربار چنین ننگی بروند، بلکه باید این
غریزه طبیعی را در پرتو ایمان و عفت، کنترل و تعدیل
و درجهت مثبت آن (در برابر شوهر) به کارگیرند.
آن چه از مفاد آیه در مورد جاهلیت نخستین
آمده نشان از آن دارد که جاهلیت دیگری همانند جاهلیت قبل
از اسلام درپیش است که شاید بتوان آن را با عصر و زمان حاضر منطبق
دانست.
در تفسیر قمی روایتی از امام
صادق(ع) آمده که بعد از جاهلیت اول، جاهلیت دیگری نیز
خواهد آمد.۰۴ که حاکی از همین جاهلیت مدرن عصر جدید
است که مع الاسف، مظاهر آن را در جوامع اسلامی نیز می توان دید.
از این رو، زنان باید ازهرگونه رفتار جلوه گرانه و تحریک کننده
پرهیز کنند و با تاسی از آیه (تمشی علی استحیاء)
(قصص۵۲) که شیوه راه رفتن زنان اسلامی را ترسیم می
کند و با اقتداکردن به بانوی دوعالم فاطمه زهرا(س) به شیوه آن حضرت
عمل نمایند.
پی نوشت:
۱- آیینه
زن، مجموعه موضوعی سخنان مقام معظم رهبری ص ۳۲۲.
۲- میزان
الحکمه، ج ۸ ح ۶۱۱۳۱.
۳- قاموس
قرآن ج ۵، ص ۹۱.
۴- فرهنگ
بزرگ جامع ترین (ترجمه المنجد)، ج ۲ ص ۵۰۳۱.
۵- آسیب
شناسی شخصیت زن،ص ۳۹۲.
۶- تفسیرالمیزان،
ص ۱۶۴.
۷- زن در آیینه
جلال و جمال، ص ۶۳۴.
۸- برگزیده
تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۹۸۲.
۹- تفسیر
نور، ج ۸، ص ۳۷۱.
۰۱-
قاموس قرآن، همان، ج ۵، ص ۵۰۱.
۱۱-
تفسیر نور، همان، ص ۶۷۱.
۲۱-
تفسیر نمونه، همان.
۳۱- میزان
الحکمه همان، ج ۱۳، ح ۵۴۲۰۲.
۴۱-
تفسیر نور، همان، ص ۴۷۱.
۵۱-
همان،
۶۱-
]میزان الحکمه ، همان، ج ۳۱، ح ۵۸۲۰۲[.
۷۱-
]میزان الحکمه، همان، ح ۱۶۲۰۲[.
۸۱-
همان [.
۹۱- ]
همان[.
۰۲-
چشمان خود را (از حرام) فرو بندید تا شگفتی ها ببینید ]میزان
الحکمه، ح، ۲۶۲۰۲[.
۱۲-
تفسیر المیزان، همان، ص ۵۵۱.
۲۲- میزان
الحکمه،همان، ح،۱۶۱۳۱.
۳۲-
همان، ح، ۲۶۱۳۱.
۴۲-
تفسیر نور، همان، ص ۴۷۱.
۵۲-
تفسیرالمیزان، همان، ص ۲۵۱.
۶۲-
]میزان الحکمه، ج۸، ح ۹۳۱۳۱[.
۷۲-
تفسیر نور، همان، ج ۸، با اندکی تغییر در عبارت.
۸۲-
تفسیرالمیزان، همان، ج ۵۱، ص ۶۵۱.
۹۲-
قاموس قرآن، همان، ج ۱ و ۲، ص. ۹۹۲.
۰۳-
مسئله حجاب، ص ۹۳۱.
۱۳-
تفسیرالمیزان، همان، ج ۶۱، صص ۹۵۰ و ۰۱۵.
۲۳-
مسئله حجاب، همان، ص ۲۶۱.
۳۳-
زن در آیینه جلال و جمال، همان، ۸۳۴.
۴۳-
امیرالمؤمنین علی(ع) می فرماید: روزی حضرت
زهرا در محضر رسول خدا نشسته بود که مرد نابینایی اجازه ورود
خواست، پیامبر مشاهده فرمود که حضرت زهرا(س) برخاست فرمود: دخترم این
مرد نابیناست. پاسخ داد: «ان لم یکن یرانی فانی
اراه و هو یشم الریح» اگر او من را نمی بیند، من او را می
نگرم اگرچه او نمی بیند اما بوی زن را استشمام می کند!رسول
خدا پس از شنیدن سخنان دخترش فرمود: «شهادت می دهم که تو پاره تن من
هستی». ]بحارالانوار، ج ۳۴، ص ۱۹، به نقل از فرهنگ
سخنان حضرت فاطمه الزهرا محمد دشتی، ص ۳۷].
۵۳-
ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۶۱، صص ۱۱۲
و ۹۴۲ به نقل از تحلیل سیره فاطمه الزهرا، ص. ۴۵۱.
۶۳-
رسول خدا(ص) در زمینه تقسیم کار این گونه داوری کردند:
فاطمه(س) را مأمور به انجام امور داخل خانه نمود و علی(ع) رانیز به
امور خارج از خانه مأمور ساخت. دختر پیامبر از این تقسیم کار
فوق العاده خوشحال شد و چنین اظهار داشت: جز خداوند نمی داند که من از
چنین تقسیم کار چقدر خوشحال شدم زیرا پدرم رسول خدا مرا از گریبانگیر
شدن با مردان معاف داشته است. ]وسائل الشیعه، ج ۴۱، ص ۳۲۱
به نقل از تحلیل سیره حضرت زهرا، همان، ص ۳۵۱[.
۷۳-
روزی حضرت زهرا(س) در بستر بیماری به أسماء بنت عمیس
فرمود: من بسیار زشت می دانم که جنازه زن را پس از مرگ بر روی
تابوت سرباز گذاشته و بر روی آن پارچه ای می افکنند، که حجم بدن
مشخص می گردد. مرا بر روی تابوت آنچنانی مگذار و بدن مرا بپوشان
که خدا تو را از آتش جهنم باز دارد ]کشف الغمه ج ۲، ص. ۷۶ به
نقل از: فرهنگ سخنان حضرت زهرا، ص ۵۷[.
۸۳- ]وسائل
الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۶، ح ۰۱[.
۹۳-
تفسیرالمیزان، ص ۷۸۱، ذیل آیه.
94- تفسیرالمیزان،
ج ۶۱، ص ۳۷۴، به نقل: تفسیر قمی، ج ۲،
ص ۳۹۱.
http://www.erfan.ir/article/article.php?id=15942
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
بى حجابى يا بدحجابى باعث فشارهاى روانى
بى ترديد اگر زنان متين و موقر باشند و با پوشش مناسب ظاهر
شوند و تحريكى صورت نگيرد، همسران آنها و ديگر افراد جامعه از آرامش روانى
برخوردار خواهند بود.
امّا اگر حضور زنان در جامعه بصورت تحريك آميز باشد، التهاب
و اضطراب و هيجان روحى بيننده ، هر لحظه با ديدن صحنه اى تازه افزايش پيدا خواهد
كرد و از آنجا كه ارضاى غريزه جنسى در تمامى موارد به دلخواه ممكن نيست ، باعث به
هم خوردن تعادل روحى آنها مى شود، اين تاثيرات منفى روانى نه تنها بينندگان اين
مناظر را تهديد مى كند، بلكه همسران اين زنان بى حجاب را نيز در معرض بيماريهاى
روانى قرار مى دهد.
زيرا اين مردان دائما با نگاههاى هوس آلود ديگران به زن و
دختران خود مواجه هستند كه مانند نيشى زهر آگين آنان را مورد آزار و اذيّت قرار مى
دهند، و متاسفانه در بسيارى از موارد نمى توانند به آن اعتراض كنند!!
حجاب . عفاف . جامعه . مصونیت
و در برخى از موارد مجبورند عليرغم فطرت انسانى و اعتقادات
مذهبى خود و... يا سكوت كرده و بدينوسيله آن را تاءييد كنند و باخود نسبت به تهيه
آن لباسها و كفشهاى مبتذل كه توجّه ديگران را جلب مى كند اقدام نمايند و با دست
خود عامل بيمارى روانى خود را فراهم سازند!! حتّى مى توان گفت : زنان بى حجاب
ديگرى كه قادر به تهيه آن نوع لباس و كفش نيستند نيز دچار فشارهاى روانى شده و
تعادل روحى خود را از دست بدهند، بهم خوردن تعادل روحى در بينندگان اين مناظر و
همسران بدبخت آنان يا زنان بى حجاب ديگر بيماريهاى جسمى و روانى را بوجود مى آورند
كه از زبان متخصصان به آن اشاره مى نمائيم :
دكتر الكسيس كارل نويسنده معروف كتاب انسان موجود ناشناخته
مى گويد: فكر و هيجان مى تواند سبب ضايعات عضوى واحشائى شود .... عدم تعادل
دستگاههاى عصبى و نقص دستگاه هاضمه در اثر هيجان عامل بيمارى هاى معده و روده است
.
دكتر ديل كارنگى بنقل از دكتر ژوزف مى گويد: عصبانيت و
هيجان عامل زخم معده است .
قرآن مجيد: حجاب را عامل طهارت قلب و روح معرفى مى كند و
خداوند متعال در قرآن چنين مى فرمايد:
هر گاه از زنان پيامبر متاعى را مى خواهيد پس آن را از پس
پرده بخواهيد زيرا اين كار براى طهارت و پاكى قلوب شما و ايشان بهتر است .
وَ اِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ
وَراَّءِ حِجابٍ ذلِكُمْ اَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ.
بى حجابى يا بدحجابى يعنى كمبود شخصيت
زنانى كه حجاب دارند از سلامت روانى برخوردارند و در خود
كمبودى احساس نمى نمايند و تمايلى هم به جلب توجه ديگران ندارند، ولى زنانى كه بى
حجابند داراى عُقْده حقارت هستند و با نمايش زيبائيها و زينت و نوع پوشش ، مى
كوشند تا حس كمبود خود را بنحوى مرتفع نمايند.
روان شناسان در اين باره چنين مى گويند: زنان و مردانى كه
در تعويض لباس و انتخاب رنگهاى متنوع مبالغه و وسواس دارند جز جبران يك نقيصه
ذاتى كار ديگرى نمى كنند، زيرا افراط در لباس پوشيدن هم ، نظير افراط در حرف زدن
است و نوعى مبالغه زياده روى است و زياده روى هم شكل منحرف و پى گم كرده از حس
حقارت است .
زنى كه مورد توجه مردان نباشد مى كوشد تا با پوشيدن لباسها
و زينتهاى مختلف جبران نازيبائيهاى خود را كرده و احيانا توجه ديگران را از نقائص
صورى خويش منحرف سازد.
آرى انتخاب لباس و نحوه پوشش و آرايش چهره مانند رنگ رخساره
از سرّ ضمير خبر مى دهد، افرادى كه دچار كمبود شخصيت هستند مى كوشند با لباسى كه
تن مى كنند براى خود نوعى تشخّص و تعيّن ايجاد كنند، بنابر اين مى توان حجاب را
علامت سلامت روحى زن دانست ، و بى حجابى را نشان بيمارى روانى .
در روايت نيز به اين نكته اشاره گرديده است :
امام صادق (ع ) مى فرمايد: كَفى بِالْمَرءِ خِذْياً اَنْ
يَلْبِسَ ثَوْباً يَشْهُرَهُ. در خذلان و پستى (عقده حقارت ) فرد همين بس كه لباسى
مى پوشد تا بوسيله آن مشهور گردد. (توجّه ديگران را جلب كند).
بى حجابى يا بدحجابى باعث از هم گسيختگى جامعه است
يكى از عوامل مهّم فحشا و منكرات ، و جرايم ويرانگر و گيج
كننده در جهان غرب كه ناله همه را بلندكرده است . برهنگى و بى حجابى است .
مطابق آمارهاى قطعى و مستند، روز به روز، بلكه ساعت به ساعت
و لحظه به لحظه بر تعداد بهم پاشيدگى خانواده ها و طلاق ، و فرزندان نامشروع و
انحرافات جنسى مى افزايد كه هر كدام از اينها عاملى براى جرايم و انحرافات گوناگون
و بسيار ديگر خواهد شد، بطورى كه دانشمندان تربيتى براى اصلاح جامعه نااميد شده
اند، زيرا يكى از علل مهم آن اين است كه بازار برهنگى و دورى از حريم حجاب و عفاف
وآزادى در روابط، زنان را به صورت كالاى مشترك در آورده ، به طورى كه دو همسر
تعلّق به خود ندارند، در نتيجه قداست پيمان زناشويى مفهومى ندارد، و به دنبال اين
برنامه ، خانواده ها همچون تار عنكبوت به سرعت متلاشى مى شوند، و كودكان ، بى
سرپرست مى مانند، و همين وضع اساس اعتياد، بزه كارى ، انحرافات شديد، و قتل و
جنايت را پى ريزى مى نمايد، و جامعه را به صورت فساد و لجام گسيخته درمى آورد، تا
آنجا كه آمار طلاق در آمريكا به 50 در صد رسيده ، يعنى از هر دو نفر خانواده زندگى
يك نفرشان به طلاق و بهم پاشيدگى كشيده شده است .
و از صفحات حوادث روزنامه ها كه بيانگر نمونه هايى از
جنايات هولناك و تباهيهاى جامعه است ، به خوبى مى توان به پيامدهاى شوم بى حجابى
يا بد حجابى پى برد.
http://www.goharenab.blogfa.com/post-115.aspx
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
حجاب ؛ برخوردار از سابقهای تاریخی در
ادیان مختلف
با توجه به فطری بودن حجاب، ادیان متناسب با
شرایط خاص زمان بر حفظ حجاب و پوشش زنان تأکید کردهاند. همه ادیان
و مذاهب اسلامی و غیر اسلامی به حجاب اهمیت داده و آیات
قرآن کریم و روایات ائمه به این مسئله اشاره دارند.
زینب مهدی غانم از محققان و پژوهشگران عراقی
طی مقاله ای با عنوان "فلسفه حجاب در اسلام و ادیان دیگر"
آورده است: به حجاب در همه مذاهب اسلامی و غیراسلامی اهمیت
داده شده است، اما امروز بسیاری از زنان را می بینیم
که با وجودی که مذهب آنها اجازه برداشتن حجاب را نداده است اما آنها بی
حجاب ظاهر می شوند و این مسئله متأسفانه در کشورهای اسلامی
نیز وجود دارد.
وی افزود: باید اعتراف کرد که مسئله حجاب امری
ضروری برای پیروان همه مذاهب اسلامی و ادیان دیگر
است و هر یک از مذاهب اسلامی و ادیان غیر اسلامی حجاب
را مورد توجه قرار داده اند. به طوری که بارها در آیات قرآن کریم
به این مسئله اشاره شده است. در سوره احزاب آیات 53 و 59 به این
موضوع به وضوح اشاره کرده است.
زینب مهدی غانم با تأکید بر اینکه
حجاب به معنای پوشش است و زن باید تمامی بدن به جز کف دستها و
چهره اش را بپوشاند یادآور شد: هم اهل تسنن و هم اهل تشیع به این
مسئله اهمیت می دهند و روایات بسیاری از ائمه و اولیای
خداوند در این زمینه نقل شده و حضرت فاطمه (س) به عنوان زن نمونه و
الگوی مسلمانان که رسالت پدرش رسول اکرم (ص) را به عهده داشت اسوه زنان
مسلمان به شمار می رود.
این محقق با تأکید بر اینکه حجاب در ادیان
دیگر چون یهود و مسیحیت نیز وجود داشته است و قرآن
کریم به حجاب در این دو دین نیز اشاره کرده است. حجاب را
دارای شرایطی خواند و تصریح کرد: همه مسلمانان این
شرایط را پذیرفته و به آن آگاهند. اینکه حجاب همه بدن را به جز
کف دستها و صورت بپوشاند.
وی با اشاره به اینکه حجاب از مفاسد اخلاقی
و انحرافی در جامعه جلوگیری می کند و منجر به حفظ زن و
کرامت انسانی او می شود افزود: حجاب در میان زنان از دیرباز
وجود داشته است. در دین یهودیت مسئله حجاب با سختگیریهای
بسیاری همراه بود. اما از آنجا که دین اسلام دین کامل و
معتدلی است به حجاب در چارچوب دوری از افراط و تفریط اهمیت
داده است.
به گزارش خبرگزاری مهر، با توجه به فطری بودن
حجاب ادیان متناسب با فطرت و بر حسب شرایط خاص زمانی حفظ حجاب و
پوشش را برای زنان در نظر گرفته اند. شواهد و قوانین در کتب مختلف همه
بیانگر این مطلب است که در طول تاریخ حیات بشر در نقاط
مختلف جهان به نوع پوشش زن به طور کامل دقت می شد. لباسهای ملی
هر کشور نیز نشانگر این مسئله است که حجاب به ملتی خاص اختصاص
ندارد بلکه هر ملتی به فراخور شرایط خود از این امر بهره می
برند.
در کتاب مقدس یهود پوشاندن موی سر، لزوم پرهیز
از زنان فریبکار و بیگانه، نهی از لمس و تماس و واژه چادر، نقاب
و برقع آمده است. به عنوان نمونه در مورد عروس یهودا می خوانیم:
پس رخت بیوکی را از خویشتن بیرون کرده، برقعی به رو
کشیده و خود را در چادری پوشید و به دروازه عینایم
که در اره تمنه است بنشست.
در (تلمود) اصلی ترین کتاب فقهی که به
گفته ویل دورانت اساس تعلیم و تربیت یهود است نیز
بر لزوم پوشاندن سر از نامحرمان، لزوم سکوت زن و پرهیز از هرگونه آرایش
برای سایر مردها، پرهیز از نگاه زن به مردان بیگانه، اجتناب
از نگاه مرد به زنان نامحرم و لزوم پرهیز از هر امر تحریک آمیز
تأکید شده است.
مسیحیت نه تنها احکام شریعت یهود
در مورد حجاب را تغییر نداد، بلکه قوانین شدید آن را
استمرار بخشید و در برخی موارد قدم را فراتر نهاد و با سختگیری
بیشتر وجوب حجاب را مطرح ساخت، زیرا در شریعت یهود تشکیل
خانواده و ازدواج امری مقدس می شد و طبق نوشته ویل دورانت در سن
بیست سالگی اجباری بود، اما از دیدگاه مسیحیت
قرون اولیه تجرد مقدس شمرده می شد.
بنابراین مسیحیت برای از بین
بردن زمینه هر گونه تحریک و تهییج، زنان را به صورت شدیدتری
به رعایت کامل پوشش و دوری از هرگونه آرایش و تزیین
فرا خواند. برابر متون تاریخی چادر و روبند، برای همگان- حتی
برای خاتونهای اشراف- ضروری بود و در اعیاد نیز کسی
آن را کنار نمی گذاشت، بلکه با طلا و نقره و پارچه های زربفت آن را تزیین
می کردند.
http://www.sedayeshia.com/showdata.aspx?dataid=1019
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
پوشش زن در ادیان الهی
نظر اديان الاهى درباره پوشش زن چيست؟ آيا آنان نيز حجاب را
بر زن لازم مىدانند؟
پوشش و عفاف از آن جهت كه يك امر فطرى است و براى حيات
اجتماعى انسان ضرورت دارد، در اديان و مذاهب الاهى داراى جايگاه خاصى است. تمام
اديان آسمانى، حجاب و پوشش را بر زن واجب و لازم شمردهاند و جامعه بشرى را به سوى
آن فراخواندهاند؛ زيرا حيا و لزوم پوشش به طور طبيعى در نهاد زنان به وديعت نهاده
شده و احكام و دستورهاى اديان الاهى هماهنگ و همسو با فطرت انسانى تشريع شده است.
بر اساس اصل لزوم هماهنگى و تناسب آفرينش و قانونگذارى،1
خداوند لباس و پوشاك را در لابلاى نعمتهاى بيكرانش به بشر ارزانى داشت2 و اشتياق
درونى زنان به »حجاب« را با تشريع قانون پوشش مستحكم ساخت تا گوهرِ هستى »زن« در
صدفِ پوشش صيانت گردد و جامعه از فرو افتادن در گرداب فساد و تباهى نجات يابد.
بدون ترديد جهان بينى و انسان شناسى هر فرهنگ و مكتب، نقش اساسى و مهمّى در انتخاب
نوع و كيفيت پوشش دارد.3 بر اساس جهانبينى اديان الاهى كه انسان خليفه خداوند و
مركز و محور جهان هستى است و رسالت كسب معرفت و تهذيب نفس و اصلاح جامعه را بر دوش
دارد و حياتش در جهان آخرت نيز ادامه دارد، بايد جسم زن و چشم مرد پوشيده گردد تا
غرايز شهوانى مهار و كنترل شود و استعدادهاى معنوى و عقلانى بشر در پرتو رهيافتهاى
فطرى و هدايتهاى وحيانى شكوفا گردد. گرچه انتخاب لباس و پوشاك برآيند انديشه و
اراده آدمى است، ولى بر بينش و اراده انسانى نيز تأثير مىگذارد و مىتواند به
عنوان زمينهساز تعالى يا انحطاط فردى و اجتماعى نقش آفرينى نمايد.
در آيين زرتشت، يهود، مسيحيت و اسلام - كه اين مقاله به
بررسى آنها مىپردازد - حجاب بر زنان امرى لازم بوده است. كتابهاى مقدس مذهبى،
دستورات و احكام دينى، آداب و مراسم و سيره عملى پيروان اين اديان چهارگانه،
بهترين شاهد و عالىترين گواه بر اثبات اين مدعاست.
حجاب در آيين زرتشت
نخستين مردمى كه به سرزمين ايران آمدند، آريايىها بودند.
آنان به دو گروه عمده »مادها« و »پارسها« تقسيم مىشدند. با اتّحاد مادها، دولت
»ماد« تشكيل شد. پس از مدّتى پارسها توانستند دولت ماد را از بين ببرند و
سلسلههاى هخامنشيان، اشكانيان و ساسانيان را بنيانگذارى كنند. پژوهشها نشان
مىدهد كه زنان ايران زمين از زمان مادها كه نخستين ساكنان اين ديار بودند، داراى
حجاب كاملى، شامل پيراهن بلند چيندار، شلوار تا مچ پا و چادر و شنلى بلند بر روى
لباسها بودهاند.4 اين حجاب در دوران سلسلههاى مختلف پارسها نيز معمول بوده
است.5 بنابر اين، در زمان بعثت زرتشت و قبل و بعد از آن، زنان ايرانى از حجابى
كامل برخوردار بودهاند. برابر متون تاريخى، در همه آن زمانها پوشاندن موى سر و
داشتن لباس بلند و شلوار و چادر رايج بوده است و زنان هر چند با آزادى در محيط
بيرون خانه رفت و آمد مىكردند و همپاى مردان به كار مىپرداختند، ولى اين امور با
حجاب كامل و پرهيز شديد از اختلاطهاى فسادانگيز همراه بوده است.
جايگاه فرهنگى پوشش در ميان زنان نجيب ايرانزمين به
گونهاى است كه در دوران سلطه كامل شاهان، هنگامى كه خشايارشاه به ملكه »وشى«
دستور داد كه بدون پوشش به بزم بيايد تا حاضران، زيبايى اندام او را بنگرند، وى
امتناع نمود و از انجام فرمان پادشاه سر باز زد و به خاطر اين سرپيچى، به حكم
دادوَران، عنوان »ملكه ايران« را از دست داد.6
در زمان ساسانيان - كه پس از نبوت زرتشت است - افزون بر
چادر، پوشش صورت نيز در ميان زنان اشراف معمول شد. به گفته ويل دورانت پس از
داريوش، زنان طبقات بالاى اجتماع، جرأت نداشتند كه جز در تختِ روانِ روپوش دار از
خانه بيرون بيايند و هرگز به آنان اجازه داده نمىشد كه آشكارا با مردان آمد و رفت
كنند. زنان شوهردار حق نداشتند هيچ مردى حتى پدر و برادرشان را ببينند. در
نقشهايى كه از ايران باستان بر جاى مانده است، هيچ صورت زنى ديده نمىشود و نامى
از ايشان نيامده است.7
تجليّات پوشش در ميان زنان ايران چنان چشمگير است كه برخى
از انديشمندان و تمدننگاران، ايران را منبع اصلى ترويج حجاب در جهان معرفى
كردهاند.8
از آنجا كه مركز بعثت »اشو زرتشت« ايران بوده است و آن
حضرت در زمينه اصل حجاب و پوشش زنان در جامعه خويش كمبودى نمىديده است، با تأييد
حدود و كيفيت حجاب رايج آن دوران، كوشيد تا با پندهاى، خود ريشههاى درونى حجاب را
تعميق و مستحكم نموده، عامل درون را ضامن اجرا و پشتوانه استمرار و استوارى حجاب
معمول قرار دهد.
به پند و اندرزهاى »اشوزرتشت« بنگريد تا تلاش وى براى تعالى
و آموزش مبانى حجاب و بيان لزوم توأم نمودن حجاب ظاهرى با عفّت باطنى، روشنتر
شود؛ او مىفرمايد:
اى نوعروسان و دامادان!... با غيرت، در پى زندگانىِ پاكمنشى
بر آييد... .اى مردان و زنان! راه راست را دريابيد و پيروى كنيد. هيچ گاه گردِ
دروغ و خوشىهاى زودگذرى كه تباه كننده زندگى است، نگرديد؛ زيرا لذّتى كه با
بدنامى و گناه همراه باشد، همچون زهر كشندهاى است كه با شيرينى درآميخته و همانند
خودش دوزخى است. با اين گونه كارها، زندگانى گيتى خود را تباه مسازيد. پاداش
رهروان نيكى، به كسى مىرسد كه هوا، هوس، خودخواهى و آرزوهاى باطل را از خود دور
ساخته، بر نفس خويش چيره گردد و كوتاهى و غفلت در اين راه، پايانش جز ناله و افسوس
نخواهد بود.
فريب خوردگانى كه دست به كردار زشت زنند، گرفتار بدبختى و
نيستى خواهند شد و سرانجامشان خروش و فرياد و ناله است.9
گفتنى است كه در دين زرتشت، لباس يا كيفيت خاصى براى حجاب
زنان واجب نشده است؛ بلكه لباس رايج آن زمان كه شامل لباس بلند، شلوار و سرپوش -
يعنى چادر يا شنلى بر روى آن - بوده است، مورد تقرير و تنفيذ قرار گرفته است. هر
چند كه استفاده از سِدرِه و كُشتى - لباس مذهبى ويژه زرتشتيان - توصيه شده است.10
البته بر هر مرد و زن واجب است كه هنگام انجام مراسم عبادى و نيايش، سر خود را
بپوشاند. بنا به گفته مؤبد »رستم شهرزادى« پوشش زنان بايد به گونهاى باشد كه هيچ
يك از موهاى سرِ زن از سرپوش بيرون نباشد. در خرده اوستا، به طور صريح چنين آمده
است: »نامى زت واجيم، همگى سر واپوشيم و همگى نماز و كريم بدادار هورمزد؛11 يعنى
همگان نامى ز تو بر گوييم و همگان سر خود را مىپوشيم و آن گاه به درگاه دادار
اهورمزدا نماز مىكنيم«.
بر اساس آموزههاى دينى، يك زرتشتى مؤمن، بايد از نگاه
ناپاك به زنان دورى جويد و حتى از به كارگيرى چنين مردانى خوددارى كند. در اندرز
»آذربادماراسپند« مؤبد موبدان آمده است: »مرد بدچشم را به معاونت خود قبول مكن12«.
پوشش موى سر و داشتن نقاب بر چهره، پس از سقوط ساسانيان نيز
ادامه يافته است. به اين نمونه بنگريد: پس از فتح ايران، هنگامى كه سه تن از
دختران كسرى، شاهنشاه ساسانى را براى عمر آوردند، شاهزادگان ايرانى همچنان با
نقاب، چهره خود را پوشانده بودند. عمر دستور داد تا پوشش از چهره بر گيرند تا خريداران
پس از نگاه، پول بيشترى مبذول دارند. دوشيزگان ايرانى خوددارى كردند و به سينه
مأمور اجراى حكم عمر مشت زده، آنان را از خود دور ساختند. عمر بسيار خشمناك شد؛
ولى امام على(ع) او را به مدارا و تكريم آنان توصيه فرمود.13
حجاب در آيين يهود
همه مؤرخان، از حجاب سخت زنان يهودى سخن گفتهاند14. ويل
دورانت مىگويد: گفتوگوى علنى ميان ذكور و اِناث، حتّى بين زن و شوهر از طرف
فقهاى دين ممنوع گرديده بود.... .دختران را به مدرسه نمىفرستادند و در مورد آنها
كسب اندكى علم را به ويژه چيز خطرناكى مىشمردند. با اين همه، تدريس خصوصى براى
اِناث مجاز بود.15 نپوشاندن موى سر خلافى بود كه مرتكب آن را مستوجب طلاق
مىساخت.16 زندگى جنسى آنان، علىرغمِ تعدد زوجات، به طرز شايان توجّه ، منزّه از
خطايا بود. زنان آنان، دوشيزگانى محجوب، همسرانى كوشا، مادرانى پُرزا و امين بودند
و از آنجا كه زود وصلت مىكردند، فحشا به حدّاقل تخفيف پيدا مىكرد.17
بدون ترديد مبناى حجاب در شريعت يهود، آيات تورات بود كه بر
حجاب تأكيد مىنمود. كاربرد واژه »چادُر« و »برقع« كه به معناى روپوش صورت است، در
آن آيات، كيفيت پوشش زنان يهودى را نشان مىدهد. تورات تشبه مرد و زن به يكديگر را
نهى نموده، مىگويد:متاع مرد بر زن نباشد و مرد لباس زن را نپوشد؛ زيرا هر كه اين
را كند، مكروه »يَهْوَه« خداى تو ست.18 بىحجابى سبب نزول عذاب معرفى شده است؛
خداوند مىگويد: از اين جهت كه دختران صهيون متكبرند و با
گردن افراشته و غمزات چشم راه مىروند و به ناز مىخرامند و به پاىهاى خويش
خلخالها را به صدا مىآورند× بنابراين خداوند فَرْق سر دختران صهيون را كَلْ
خواهد ساخت و خداوند عورت ايشان را برهنه خواهد نمود× و در آن روز، خداوند زينت
خلخالها و پيشانىبندها و هلالها را دور خواهد كرد× و گوشوارها و دستبندها و
روبندها را × و دستارها و زنجيرها و كمربندها و عطردانها و تعويذها را × و
انگشترها و حلقههاى بينى را × و زخوت نفيسه و رداها و شالها و كيسهها را × و
آينهها و كتان نازك و عمامهها و برقعها را × و واقع مىشود كه به عوض عطريّات،
عفونت خواهد شد و به عوض كمربند، ريسمان و به عوض موىهاى بافته، كَلى و به عوض
سينهبند، زنّار پلاس و به عوض زيبايى، سوختگى خواهد بود × مردانت به شمشير و
شجاعانت در جنگ خواهند افتاد × و دروازههاى وى، ناله و ماتم خواهند كرد و او خراب
شده، بر زمين خواهد نشست.19
افزون بر موارد فوق، در كتاب مقدس، وجوب پوشاندن موى سر20
لزوم پرهيز از زنان فريبكار و بيگانه21، نهى از لمس و تماس22 و واژه چادر23،
نقاب24 و برقع25 آمده است؛ به عنوان نمونه در مورد عروس يهودا مىخوانيم: پس رخت
بيوكى را از خويشتن بيرون كرده، برقعى به رو كشيده و خود را در چادرى پوشيد و به
دروازه عينايم كه در راه تمنه است، بنشست.26
در »تلمود« اصلىترين كتاب فقهى كه به گفته ويلدورانت،
اساس تعليم و تربيت يهود27 است، نيز بر لزوم پوشاندن سر از نامحرمان، لزوم سكوت زن
و پرهيز از هرگونه آرايش براى ساير مردها28، پرهيز از نگاه زن به مردان بيگانه، 29
اجتناب از نگاه مرد به زنان نامحرم30 و لزوم پرهيز از هر امر تحريكآميز،31 تأكيد
شده است.
برابر حكم سختگيرانه تلمود، اگر رفتار زن فضيحتآميز باشد،
شوهر حق دارد او را بدون پرداخت مبلغ كتوبا(مهريه) طلاق دهد و زنانى كه در موارد
زير به رفتار و كردار آنها اشاره مىشود، ازدواجشان باطل است و مبلغ كتوبا (مهريه)
به ايشان تعلّق نمىگيرد؛ زنى كه از اجراى قوانين دينى يهود سرپيچى مىكند و
فىالمثل بدون پوشاندن سرِ خود، به ميان مردان مىرود، در كوچه و بازار پشم
مىريسد و با هر مردى از روى سبك سرى به گفتوگو مىپردازد. زنى كه در حضور شوهر
خود، به والدين او دشنام مىدهد و زن بلند صدا كه در خانه با شوهر خود به صداى
بلند درباره امور زناشويى صحبت مىكند و همسايگانِ او مىشنوند كه چه مىگويد.32
برخورد حضرت موسى(ع) با دختران شعيب كه به آنان فرمود تا
پشت سر او حركت كرده، از پشت سر، او را به منزل پدرشان هدايت كنند، و نيز سيره
عملى يهوديان مبنى بر استفاده از چادر و برقع و روبند، تفكيك و جدا بودن محل عبادت
زنان از مردان در كنيسه، ناشايسته شمردن اشعارى كه در تمجيد زيبايى زنان سروده شده
است و ايراد خطابه توسط زنان از پشت پرده، بيانگر كيفيت شديد و سختگيرانه حجاب
نزد يهوديان است.
حجاب در آيين مسيحيت
مسيحيت نه تنها احكام شريعت يهود در مورد حجاب را تغيير
نداد، بلكه قوانين شديد آن را استمرار بخشيد و در برخى موارد، قدم را فراتر نهاد و
با سختگيرى بيشترى وجوب حجاب را مطرح ساخت؛ زيرا در شريعت يهود، تشكيل خانواده و
ازدواج امرى مقدس محسوب مىشد و طبق نوشته ويل دورانت، در سن بيست سالگى اجبارى
بود؛33 اما از ديدگاه مسيحيت قرون اوّليه، تجرّد، مقدس شمرده مىشد.34 بنابر اين
مسيحيت، براى از بين بردن زمينه هرگونه تحريك و تهييج، زنان را به صورت شديدترى به
رعايت كامل پوشش و دورى از هر گونه آرايش و تزيين فراخواند. برابر متون تاريخى،
چادر و روبند، براى همگان - حتّى براى خاتونهاى اشراف - ضرورى بود و در اعياد نيز
كسى آن را كنار نمىگذاشت؛ بلكه با طلا و نقره و پارچههاى زربفت آن را تزيين مىنمودند
و حتّى براى تفريح نيز با حجب و حياى كامل در مجالس انس و يا گردشهايى دور از چشم
نامحرمان، شركت مىجستند.
انجيل در موارد فراوان، بر وجوب حجاب و پوشش تأكيد و
پيروانش را به تنزّه از اِعمال شهوت و عفاف فراخوانده است؛ در انجيل مىخوانيم:
همچنين زنان پير در سيرت متقى باشند و نه غيبتگو و نه بنده شراب زياده، بلكه
معلمات تعليم نيكو× تا زنان جوان را خِرَد بياموزند كه شوهر دوست و فرزند دوست
باشند× و خردانديش و عفيفه و خانهنشين و نيكو و مطيع شوهران خود كه مبادا كلام
خدا متهم شود×35
در »كتاب مقدس« در مورد لزوم آراستگى به حيا و كنار نهادن
آرايش ظاهرى چنين آمده است: همچنين زنان، خويشتن را بيارايند به لباسِ مزّين به
حيا و پرهيز؛ نه به زلفها و طلا و مرواريد و رختِ گرانبها× ...زن با سكوت به
كمال اطاعت تعليم گيرد× و زن را اجازت نمىدهم كه تعليم دهد يا بر شوهر مسلّط شود؛
بلكه در سكوت بماند×36
همچنين اى زنان، ...× و شما را زينت ظاهرى نباشد از بافتن
موى و متحلّى شدن به طلا و پوشيدن لباس × بلكه انسانيت باطنى قلبى در لباس غير
فاسد، روح حليم و آرام كه نزد خدا گرانبهاست × زيرا بدين گونه زنان مقدسه در سابق
نيز كه متوكل به خدا بودند، خويشتن را زينت مىنمودند.37
افزون بر موارد پيشين، »عهد جديد« نيز لزوم پوشاندن موى سر،
به ويژه در مراسم عبادى،38 لزوم سكوت به ويژه در كليسا،39 با وقار و امين بودن زن
40و نهى از نگاه ناپاك به بيگانگان را خاطرنشان ساخته، مىگويد: كسى كه به زنى نظر
شهوت اندازد، همان دم، در دل خود با او زنا كرده است × پس اگر چشم راستت، تو را
بلغزاند، قلعش كن و از خود دور انداز؛ زيرا تو را بهتر آن است كه عضوى از اعضايت
تباه گردد، از آن كه تمام بدنت در جهنم افكنده شود×41
دستورات دينى پاپها و كاردينالهاى مسيحى كه بر اساس آن
پوشاندن صورت الزامى و تزيين موى سر و آرايش آن و تنظيم آنها در آيينه و سوراخ
نمودن گوشها و آويختن گلوبند، خلخال، طلا و دستبند قيمتى، رنگ نمودن مو و تغيير
صورت ظاهرى ممنوع بود، شدت بيشترى رانشان مىدهد.42
در مورد سيره عملى زنان مسيحى، دائرة المعارف لاروس
مىگويد: دين مسيحى، براى زن، خِمار را باقى نهاد؛ وقتى وارد اروپا شد، آن را نيكو
شمرد. زنها در كوچه و وقت نماز، خمار داشتند. در قرون وسطى، خصوصاً قرن نهم، خمار
رواج داشت. آستين خمار، شانه زن را پوشيده، تقريباً به زمين مىرسيد. اين عادت تا
قرن سيزدهم باقى بود.43
ويل دورانت نيز در مورد سيره عملى زنان مسيحى چنين
مىنويسد: ساق پاى زنان چيزى نبود كه در ملأ عام و يا رايگان به چشم خورد....
البسه بانوان در مجالس تورنه، موضوع مهمّى براى روحانيون بود كه كاردينالها،
درازى جامههاى خواتين را معيّن مىكردند. هنگامى كه كشيشان چادر و روبند را يكى
از اركان اخلاقيات عيسوى دانستند، به دستور زنها، چادرها را از مشمش ظريف و حرير
زربفت ساختند... .44
تصويرهايى كه از پوشاك مسيحيان و زنان اروپا به جا مانده،
به وضوح حجاب كامل زنان را نشان مىدهد.45
حجاب در آيين اسلام
بدون شك، پوشش زن در برابر مردان بيگانه، يكى از ضروريات
دين اسلام است. قرآن كريم مىفرمايد: »و به بانوان باايمان بگو چشمهاى خود را
فروپوشند و عورتهاى خود را از نگاه ديگران پوشيده نگاه دارند و زينتهاى خود را،
جز آن مقدارى كه ظاهر است، آشكار نسازند و روسرىهاى خودرا بر سينه خود افكنند و
زينتهاى خود را آشكار نسازند؛ مگر براى شوهرانشان، پدرانشان، پدر شوهرانشان،
پسرانشان، پسران همسرانشان، برادرانشان، پسر برادرانشان، پسر خواهرانشان، زنان
همكيششان، كنيزانشان و مردان سفيهى كه تمايلى به زنان ندارند و كودكانى كه از
امور جنسى بىاطلاعند و پاهاى خود را بر زمين نكوبند تا زينتهاى پنهانشان آشكار
شود و همگى به سوى خداوند توبه كنيد اى مؤمنان؛ باشد كه رستگار شويد«.46 افزون بر
آن، در آيات ديگر، پوشيدگى كامل اندام،47 نيك و شايسته، با وقار و بدور از تحريك
سخن گفتن و دورى از آرايشهاى جاهليت نخستين،48 توصيه شده است.
در روايات نيز پوشيدن جامه بدننما و نازك نزد نامحرم49،
آرايش و استعمال عطر در خارج از خانه50، اختلاط فساد برانگيز زن و مرد51، دست دادن
و مصافحه با نامحرم52و تشبه به جنس مخالف 53 منع شده است و مردان با غيرت،54 به
هدايت و كنترل همسر و دختران، عفّت نسبت به زنان مردم55 و دورى از چشمچرانى توصيه
شدهاند.
پس معلوم شد كه تفاوت اساسى حجاب اسلامى با حجاب اديان
گذشته، در اين است كه اسلام وجوب پوشش زنان را متناسب با شئونات انسان، با تعديل و
نظم مناسب و به دور از افراط و تفريط، سهلانگارى مضرّ يا سختگيرى بىمورد به
جامعه بشرى ارزانى داشته است. حجاب اسلامى همچون حجاب مورد توصيه پاپها، به معناى
حبس زن در خانه يا پردهنشينى و دورى از شركت در مسايل اجتماعى نيست؛ بلكه بدين
معناست كه زن در معاشرت خود با مردان بيگانه، موى سر و اندام خويش را بپوشاند و به
جلوهگرى و خودنمايى نپردازد تا در جامعه، غريزه آتشين جنسى تحريك نگردد؛ بلكه در
محيط خانواده، اين غريزه به صورت صحيح ارضا گردد.
پىنوشت:
1. روم، آيه 30.
2. اعراف، آيه 27.
3. شهيد مطهرى،
جهانبينى توحيدى، ص 75.
4. جليل ضياءپور،
پوشاك باستانى ايرانيان از كهنترين زمان، ص 17 - 26 و ص51، 54، 56..
5. جليل ضياءپور،
پوشاك زنان ايران، ص 64 - 194.
6. فرهت
قائممقامى، آزادى يا اسارت، ص106؛ تورات، باب استر، آيه 1.
7. ويل دورانت،
تاريخ تمدن، ج1، ص552.
8. ويل دورانت،
تاريخ تمدن، ج2، ص78 و برتراند راسل، زناشوئى و اخلاق، ص135.
9. يسنا، ص53،
پندهاى 5 - 8؛ به نقل از: آموزشهاى زرتشت پيامبر ايران؛ رستم شهرزادى، آموزش
گاتها، انجمن زرتشتيان، آبان 67.
10. »سدره« از نه
پاره پارچه سفيد و نازك دوخته شده و در زير پيراهن، چسبيده به بدن پوشيده شود.
سدره كه در اوستا (ستره) ناميده شده، به معناى آن نيز هست. علماى اسلام نيز براى
بيان حكم حجاب از واژه ستر استفاده كردهاند. »كُشتى«، كمربند باريكى است كه از
پشم گوسفند بافته شده و بايد پيوسته آن را بر روى سدره به كمر بندند؛ مؤبد موبدان،
رستم شهرزادى، دين و دانش، انجمن زرتشتيان تهران، سال 1357.
11. خرده اوستا،
فصل آفرينگان دهمان.
12. سالنماى 1372،
چاپ انجمن زرتشتيان تهران، ص10.
13. وشنوهاى،
حجاب در اسلام، ص59، به نقل از السيرة الحلبيه، ج2، ص49.
14. عبدالرسول
عبدالحسن الغفّار، المرأه المعاصره، چاپ سوم، ص40.
15. ويل دورانت،
تاريخ تمدن، ج12، ص66 .
16. ويل دورانت،
تاريخ تمدن، ج12، ص62 .
17. همان، ص63.
18. تورات، سفر
تثنيه، باب 22، فقره 5.
19. تورات، كتاب
اشعياء نبى، باب سوم، فقره 16 - 26.
20. تورات، سفر
اعداد، باب 5، فقره 18.
21. تورات، كتاب
روت، باب دوم، فقره 8 - 10.
22. تورات، كتاب
امثال سليمان نبى، باب ششم، فقره 1 - 10 و 20 - 26.
23. همان مدرك،
باب سوم، فقره 15.
24. تورات، كتاب
اشعياء نبى، باب 47، فقره 1 و 2.
25. تورات، كتاب
غزلهاى سليمان، باب 4، فقره 1.
26. تورات، سفر
پيدايش، باب 38، فقره 14 و 15.
27. ويل دورانت،
تاريخ تمدن، ج12، ص34.
28. همان، ص31.
29. همان، ج1،
ص492.
30. همان، ص30.
31. همان، ج12،
ص28.
32. راب اماكهن،
گنجينهاى از تلمود، ص186، ميشناكتوبوت 6 :7.
33. ويل دورانت،
تاريخ تمدن، ج 1، ص 439.
34. شايان ذكر است
كه اكنون مسيحيت، ازدواج را براى تمام مسيحيان مقدس مىشمرد و تنها آن را براى پاپ
و اسقفهاى كليسا ممنوع مىداند.
35. انجيل، رساله
پولس بتيطس، باب دوم، فقره 1 - 6 .
36. انجيل، رساله
پوليس به تيموناؤس، باب دوم، فقره 9 - 15.
37. انجيل، رساله
پطرس رسول، باب سوم، فقره 1 - 6 .
38. انجيل، رساله
اول پولس رسول به قرنتيان، باب يازدهم، فقره 1 - 17.
39. همان، باب
چهاردهم، فقره 34 - 36.
40. انجيل، رساله
پولس رسول به تيموناؤس، باب سوم، فقره 11.
41. انجيل متى،
باب اول، فقره 28 - 30.و باب هجدهم، فقره 8 - 10.
42. دكتر حكيم
الاهى، زن و آزادى، ص 53.
43. مهذب، زن و
آزادى، ص 65.
44. ويل دورانت، تاريخ
تمدن، ج 13، ص 498 - 500، با اندكى تصرف و تلخيص.
45. براون و
اشنايدر، پوشاك اقوام مختلف، ص 116.
46. سوره نور
(24)، آيه 31.
47. احزاب، 59.
48. احزاب، آيه
32.
49. سنن
ابىداوود، ج2، ص383.
50. مجلسى،
بحارالانوار، ج103، ص243.
51. ناسخ
التواريخ، ج2.
52. همان، ص163.
53. مجلسى، همان،
ج103، ص258.
54. نهجالفصاحه،
ص143.
55. شيخ حر عاملى،
وسايل الشيعه، ج14، ص141و138.
http://goharenab.blogfa.com/post-71.aspx
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
تاریخچه پوشاک وحجاب زنان ایرانی
با سلام خدمت همه دوستان توفیقی شد در ایام
تعطیلات نوروز ۱۳۸۸ چند روزی رو میهمان
کریمه اهل بیت حضرت معصومه (س) شدیم در این چند روز
خواهران محترمه محجبه زیادی رو در نقاط مختلف شهر مشاهده می کردیم
(چه خواهران ایرانی و چه خواهرانی که از کشورهای مختلفی
به این شهر مقدس آمده بودند) بر این شدیم تا تحقیقی
در مورد تاریخچه پوشاک و حجاب زنان رو توی کشور عزیزمون داشته
باشیم که ما حصل این تحقیق رو تقدیم به همه عزیزانمون
می کنیم.
درقم ودیگر مناطق کشور می توان گفت که چادر،
عمومی ترین وهمه گیرترین «لباس ملی» زن ایرانی
بوده است. جنس و رنگ چادر بستگی به طبقه فرد استفاده کننده داشت که به چه
گروه اجتماعی تعلق داشته باشد. جنس چادر می توانست از ابریشم،
نخ، کرباس یا ساس باشد. رنگ چادر هم متنوع وگوناگون بود. زنان شهرنشین
عمدتاً از چادرهایی با رنگ سیاه استفاده می کردند. زنان
روستایی از چادرهایی با رنگ شادتر وطرح های متنوع
چون چادرهای شطرنجی وچهارخانه با رنگ های سرخ، سیاه، سفید
و زرد وسبز وآبی استفاده می کردند.
استفاده از چادر الزاماً برای حضوردر انظار عمومی
یا معابر شهری وروستایی نبوده است. گاهی زنان ایرانی
حتی در منازل خود از چادر بهره می بردند که از این نوع چادر با
عناوین«چادرنماز، یا چادرشب» یاد می شده است. درکنار
چادر، استفاده از روبند یا نقاب برای حضور زنان شهری در انظار
عمومی ضروری بوده است.
زنان روستایی ملزم به استفاده از روبند نبوده
اند. روبند عبارت بود از تکه پارچه ای که قسمت چشم هایش شبکه دوزی
شده بود و به وسیله یک سگک یا قزن قفلی به پشت سر محکم
بسته می شد. جنس سگک بسته به تمکن مالی استفاده کننده می توانست
از طلا یا نقره یا برنج باشد. جنس روبند اغلب از کتان با چیت
موصلی وبه رنگ سفید بوده است.
جاب و عفاف، تاريخچه پوشاك در ايران،حجاب، عفاف، چادر
چاقچور نیز در زمره پوشاک ایرانی جای
می گرفته که عبارت بود از: شلوارگشاد و بلند وکف دار زنانه که آن را به روی
شلیته وتنبان می پوشیده اند ودارای لیفه وبندی
که در زیر شکم بسته می شد. چاقچور به رنگ های متنوعی چون
آبی روشن، سبز، بنفش مایل به ارغوانی، سبز بی رنگ و یا
سیاه بوده است. چاقچور علاوه بر آن که دلربایی و ظرافت پای
زنان را می پوشانده به جای چکمه ومحافظ پا در برابر گردوخاک نیز
کاربرد داشت.
در یک تقسیم بندی کلی پوشاک زنان
عبارت بود از:
پوشیه: پوششی از نوع توری نازک برای
پوشیدن صورت زنان بود که توسط بندی که در زاویه های کناری
پوشیه دوخته شده بود بر پشت سر گره می زدند.
پیشانی بند: دستمال چهارگوشی که روی
پیشانی می بستند.
روسری: پارچه مربعی شکلی بود که اضلاعی
کوچکتر ازچارقد داشت. روسری را مشابه چارقد برسرانداخته، دوگوشه ای را
در زیر گلو گره می زدند.
چارقد: از روسری بلندتر است وخانم ها به صورت مثلث
دولاشده به سر می اندازند.
چادر: که به اشکال و اسامی مختلفی از گذشته
تاکنون در سطح استان رایج بوده است.
الف)چادر راسته ب) چادر عربی ج) چادرنماز(رنگی)
د)چادرمشکی که در 50 سال گذشته مرسوم بوده است. ه)
چادر عبایی
تن پوش ها:
پیراهن دورچین: این تن پوش، لباس دورچین
یقه گردی بود که قد بالاتنه آن به زیرکمر می رسد ویقه
پیراهن دورچین گرد و بدون برگردان بود. آستین های پیراهن
بلند وساده و راسته بود. این لباس تا زیر زانو را می پوشاند و
همراه آن از جنس درست به رنگ مشکی به پای می کردند. علاوه براین،
زنان قمی پیراهن راسته، شلیته وجلیقه را در شکل های
مختلف مورد استفاده قرار می دادند.
پوشاک اندرونی زنان: پوشش وپوشاک اندرونی زنان
ایرانی به کلی متفاوت با آنچه بود که به هنگام خروج از خانه
بدان آراسته می شدند.
زن به جهت آزادی عمل نسبی خود در حریم
خانه، ویا به عبارتی اندرونی، از لباس ها متنوع بهره می
جسته است. از این رو اغلب زنان،پوشاک خانه ای آنها پرزرق وبرق وشاد می
بوده است.
عمده ترین وسیله برای پوشاندن مو، روسری
بوده است که آن را روی سر می انداختند و زیرچانه گره می
زدند. روسری ها از پارچه های چلواری، ابریشمی و پشمی
و به رنگ های سفید، قرمز، آبی ، سبز ولاکی بود که گاهی
آنها را با دوختن جواهرات تزیین می نمودند. برخی نیز
برای پوشاندن سرخود از چارقد استفاده می کردند که چارقد عبارت بود از
پارچه ای مربع شکل مخصوص زنان که آن را دولا کرده به شکل مثلت درمی
آوردند وسپس آن را در وسط طوری، روی سراندازند که طرف زاویه
قائمه در پشت سر و دو زاویه حاد، در طرفین واقع شود. سپس آن را در زیر
گلو محکم کنند. برای جلوگیری از جابجاشدن چارقد بر روی سر
از دستمالی ابریشمی به نام «کلاغی» استفاده می
کردند که آن را به دور سر می پیچیدند.
چارقد معمولاً از جنس حریر، ابریشم، چیت،
نخ و به رنگ های سفید، صورتی، ارغوانی، رنگ ووارنگ، ساده
وگلدار بود.
پیراهن از اصلی ترین بخش های پوشاک
اندرونی زن ایرانی بوده است که در پاره ای مواقع تنها
پوشش زن نیز به شمار می آمده است. پیراهن مورداستفاده زنان
معمولاً بلند بوده وتا روی زانو را می پوشانده است. پیراهن های
تهیه شده از پارچه های قلمکار، توری، ابریشم، کرباس مخمل،
نخ، حریر، پشم به رنگ های نارنجی، آبی، سبز، سفید
وقرمز بوده است.
زنان عموماً به هنگام اقامت در منزل، برای پوشش پاها
از شلوار، دامن وشلیته استفاده می کردند. شلوارها عموماً بلند وگشاد
بوده اند که تا قوزک پا را می پوشانده اند. شلوار زنان شهرنشین تنگ تر
از شلوار زنان روستایی وعشایری بوده است.
http://www.goharenab.blogfa.com/cat-88.aspx
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
چرا ما نباید مانند زنان غربی آزاد باشیم
؟
ژان پل سارتر در سفری که به قاهره رفته بود اظهار دشت
: به همسرم اجازه می دهم با هر که
دوست داشت روابط جنسی برقرار کند چنانچه او به خودم همین اجازه
را می دهد .چون تمام ما برای
لذت بردن آفریده شده ایم و هرگاه خواستیم باید به سرچشمه
های آن دست یابیم(واقعا چه طرز تفکر احمقانه ای) این
داستان هم خواندنش بدنیست : روز نامه اطلاعات تحت عنوان تظاهرات اعتراضی
هزاران زن آلمانی علیه بی بند و باری جنسی در آلمان
چنین می نویسد: "در بن بیش از دو هزار تن از زنان
آلمانی روز شنبه گذشته در مقابل دیوان عالی قضائی آلمان
فدرال در شهر کالزوه دست به تظاهرات اعتراض آمیز نسبت به عدم حمایت
قانونی از نوامیس بانوان در جوامع آلمان زدند.دیوان عالی
قضائی آلمان چندی پیش رای دادگاه شهر وپرتال را دایر
بر شش سال محکومیت برای یک
نقاش ساختمان به جرم تجاوز به یک دختر کارآموز را مورد تجدید نظر قرار
داد و مرد متجاوز را آزاد کرد .زنان آلمانی در اعتراض به رای دادگاه و
رای دیوان عالی قضائی آلمان و عدم حمایت قانونی
کافی از نوامیس خود به هنگام عبور از جلوی ساختمان دیوان
با پرتاب تخم مرغ گندیده به این ساختمان و نوشتن شعار هائی نظیر
" ما از
ناموس خود دفاع می کنیم"
به در و دیوار این ساختمان در مرکز شهر و چندین
محل بدنام و مرکز نمایش فیلم های زننده و کلوپها ی شبانه
حمله کرده و خواستار تعطیلی این مراکز شدند.
(قابل توجه مخالفان طرح امنیت
اجتمائی)
گوهر ناب
آیا می توان این طرز شهوت رانی را
آزادی نامید آزادی چه زیباست اگر به خود انسان و دیگران
صدمه نزند و از راه خود انحراف پیدا نکند و شما ای خواهر تا حدودی
آزاد هستی که آزادی دیگران را پایمال نکنی .بی
حجابی و به روز بودن زیبائی و حرکات دلربای زن جامعه را
منحرف و جوانان را به فحشا می کشاند .
شاید فکر کنی که اگر جوانی شیفته
ات شد او هرزه و چشم چران است اما با اندکی تامل علت چشم چرانی و هرزگی
او را می یابی . فکر کن خواهرم
http://www.goharenab.blogfa.com/cat-79.aspx
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
نقش حجاب در حفظ نشاط جنسى
1 . غريزه جنسى، قوىترين غريزه انسانى است كه زندگى انسانى
را از نظر كمى و كيفى مورد تاثير و تاثر قرار مىدهد . اين غريزه در كنار غريزه
گرسنگى، بسترساز فرهنگهاى انسانى در طول تاريخ شده و دين با ورود در اين بستر،
معنا بخش فرهنگ انسانى مىشود; به همين دليل در تاريخ اديان كمتر دينى است كه
درباره مسئله جنسى سخن نگفته باشد .
2 . غريزه جنسى در
يك چارچوب، مورد توجه اديان قرار مىگيرد و در چارچوب جهانبينى آن دين، جايگاه
مسئله جنسى را با توجه به انسانشناسى خود، و جهانشناسى و اخلاقيات مبتنى بر آن،
تشريح و تفسير مىكند كه اغلب دائر مدار آن، انسان واسطهاى و متعالى دينى، مثل
پيامبران و يا بنيانگزاران دين مثل بودا قرار مىگيرد .
گوهر ناب، حجاب و عفاف، حجاب،زن، محجبه، دختر با حجاب
3 . در غرب مسيحى
قرون وسطى كه انسان كامل مسيحى محور معرفتشناسى، جهانشناسى، انسانشناسى و سپس
جامعهشناسى واقع شده بود، درباره مسئله جنسى، چه از بعد انسانشناسى و چه
جامعهشناسى، به همان ميزان قضاوت مىشد و چون انسانهاى كامل مسيحى، حضرت مسيح و
حضرت مريم و حضرت يحيى (ع)، هر سه ازدواج نكرده، در مسيحيت دورى از عمل جنسى، يك
شرط براى انسان كامل شمرده شد و كم كم ترك عمل جنسى به ترك كلى عمل جسمى كشانده
مىشود و در دوران قرون وسطى، انسانهايى اعم از زن و مرد، دور از شهرها در نقاط
دور افتاده جنگلها و كوهها و بيابان زندگى مىكردند كه به دور از لذتهاى جسمى
يك زندگى كاملا مجردانه داشتند . پس حجاب در همين جهت قلمداد مىشد; يعنى دورى از
لذتهاى جسمانى بطور كامل .
4 . با شروع
رنسانس، تفسيرى ديگر از انسان كامل ارائه شد كه بر فرهنگ جنسى غرب به شدت اثر
گذاشت; اين تفسير آن بود كه چون خدا در جسم انسان (عيسى) تجلى يافته است، پس جسم
انسان تقدس مىيابد، به همين دليل سعى در زيباشناسى جسم انسان است و با يك نوع
آناتومى جسم انسان و بدست آوردن رگ، پى، ماهيچه، استخوان و ... به ترسيم جسمهاى
زيبا پرداخته شود كه اين مهم به وسيله «لئوناردو داوينچى» و «ميكل آنژ» و
«رافائل» ، بر روى ديوارههاى كليساهاى روم و فلورانس انجام مىشود . به طورى كه
جسمهاى برهنه و بسيار موزون و هماهنگ بر روى ديوارها ترسيم و يا در مجسمهها تجسم
مىيابند . شرمگاه اناث حذف و ذكور بسيار كوچك ترسيم مىشود تا گفته شود خود جسم
مطمح نظر است، نه مسائل جنسى آن، ولى با همين ترسيم انسان برهنه، اولين قدم برهنگى
در غرب، توسط نوعى تفسير از انسان كامل رخ مىدهد .
5 . دو تفسير
حجابى و برهنگى از انسان كامل در غرب، با همان حالت تضادگونه در غرب ادامه يافت تا
تفسير يهودى دين مسيحيت در قالب پروتستانيزيم اتفاق افتاد و بر تفسير برهنگى انسان
كامل بصورت شديدتر تاكيد شده است و كفه به طرف برهنگى در جامعه غربى سنگينى كرد تا
آنكه بر برهنگى انسان به شدت تاكيد شد و اين زمانى بود كه انقلاب صنعتى رخ داد و
ماشين به صحنه زندگى انسانها آمد .
6 . اين تاكيد از
سوى فرويد صورت گرفت كه بر فرهنگ يهودى در باب جنسيت تاكيد مىكرد و نمونههاى آن
در نامههاى خصوصى او مشاهده مىشود . فرهنگ يهودى يكى از جنسىترين فرهنگهاى
دينى است كه بر رابطههاى جنسى محارم مثل دختر و پدر، و پسر، و مادر، و برادر و
خواهر با ديده اغماض نگريسته است و آنها را بىاشكال دانسته است . فرويد با فرهنگ
يهودى بر فرهنگ جنسى مسيحيت هجوم برد و سعى كرد كه بر برهنگى جنسى، چه از نظر بدنى
و چه از نظر روحى تاكيد كند و ريشه تمامى عقدههاى انسانى را در حجاب (به معناى
عام) خلاصه كند كه مانع عمل جنسى، بطور برهنه، در طول زندگى انسانى مىشود .
7 . انقلاب صنعتى
در غرب و مهاجرت جغرافيايى انسانها از مكانهاى كوچك به مكانهاى بزرگ و تماسهاى
دو جنس در سطوح مختلفكارى، هنجارشكنى جنسى را افزايش داد . حال اگر اين را به
برهنگى اجبارى زنان، به علت كار با دستگاههاى خطرناك و كشانده شدن زنان به درون
دستگاه، توسط لباسهاى زنانه اضافه كنيم، به خوبى برهنگى زنان در محيط كار ترسيم
مىكند . تاثير صنعت تا جايى رسيد كه همسران، چه زن و چه مرد، به روابط جنسى فراتر
از ازدواج روى آوردند و اين روابط جنسى خارج از عرف و قانون موجب شد كه برهنگى
زنان در قالب فحشا و فاحشههاى برهنه افزايش يابد (رابطه صنعت و برهنگى در
دائرهالمعارف غرب مثل بريتانيكا آمده است) .
8 . ورود ماشين به
زندگى عمومى انسانها در غرب، برهنگى را افزايش داد، چرا كه ماشينها انسانها را
از خانه و خانواده جدا مىكرد و حتى ماشين به عنوان جايگزين خانه مطرح شد و
خانههاى متحرك در ماشين ترسيم شدند . پس ماشين رقيب خانه و انسانهاى ماشين دار
رقيب خانواده شدند . پس روابط جنسى غير معمول و غير عادى رواج يافت و روابط جنسى
غير معمول، برهنگى را بيشتر رواج داد; مثل نقاشىهاى برهنه جنسى و تشويق براى
برهنگى (فيلم تايتانيك و شكسپير عاشق به خوبى اين مسئله را نشان مىدهد) .
9 . ماشين و محيط
كار صنعتى و نظريه مبتنى بر فرهنگ يهودى جنسى فرويد، سه عاملى بودند كه انقلاب
جنسى در غرب را به وجود آوردند . و غرب را از دوران ملكه ويكتوريا به دوران برهنگى
وارد كرد و بر همين اساس، گروههايى به وجود آمدند كه سختبر برهنگى جمعى تاكيد
كرده و برهنگى را نيز معيار گروهى قرار دادند، اين گروهها هيپىها، پانكها،
رپها و ... بودند و سبب رواج برهنگى شديدتر شدند كه امروزه به Nake يا
برهنههاى مادرزاد مشهور شدهاند .
10 . بنابراين، در
غرب اگر حجاب مطرح شده است، يعنى دورى شديد از عمل جنسى و غريزه جنسى (چه زن و
مرد) و اگر برهنگى مطرح شده است، يعنى آزادى عمل جنسى و رفتن در آن . پس حجاب در
غرب، نقطه مقابل انسان و غريزه قرار گرفته است، بطورى كه اگر كسى حجاب داشته باشد،
عليه انسانيتخود قدم برداشته است و بىحجابى، يعنى برگشت و بازگشتبه خويشتن خويش
.
11 . ولى اين
برهنگى بهجاى بازگشتبه خويشتن انسانى، موجب شد كه انسانها از خودشان بيشتر
دورتر شوند، اول آنكه برهنگى وسيلهاى شد كه بدن انسانى طعمه مطامع اقتصادى شود .
بدن فروشى، به صورت فحشا و به صورت مانكن تبليغاتى كالا و به صورت بازيگران فوتبال
و ورزشهاى ديگر و به صورت هنرمندان سينمايى و تلويزيونى و ... معمول شد; يعنى به
جاى كرامت انسانى، ذلت و رذالت انسانى نصيب او گرديد .
12 . انسانهاى
معمولىاى كه برهنه شدند نيز به عنوان محل مصرف مد و «ابزارهاى اقتصادگردان سرمايه
دارى» در مصرف تعيين شدند و از لباس زير تا لباس رو، همه تابع مد روز واقع شدند
(لباس گشاد يا لباس تنگ و يا تركيبى از آن دو و . .). ; در نتيجه مد به عنوان
تنوعطلبى مطرح شد، ولى در واقع سبب غفلتزايى مداوم از خود و همنوع خود و جهان
اطراف گرديد; بنابراين برهنگى عمومى، از خودبيگانگى عمومى را براى انسان غربى به
ارمغان آورد .
13 . برهنگى در
غرب، بىرغبتى جنسى را براى غربى به ارمغان آورد، چرا كه برهنگى سبب تحريك اوليه
انسان به طرف عمل جنسى در سنين اوليه بلوغ مىشود، ولى در نهايتبه سرد مزاجى جنسى
تبديل مىشود، چرا كه اسراف جنسى در دوران بلوغ، به بىرغبتى جنسى در سنين بالاتر
منتهى مىشود، مگر آنكه كالاهاى رغبت افزاى جنسى به ميدان بيايد، مثل الكل و يا
قرصهاى نشاط آور جنسى كه باز در دراز مدت سبب بىرغبتى جنسى بيشتر خواهد بود و
چون غريزه جنسى كه نشاط آور زندگى است، به ركود كشانده شود، بنياد خانواده رو به
سستى مىرود و فحشا جاى آن را پر مىكند و افسردگى فردى بر افراد حاكم مىشود كه
به عنوان طاعون عصر غرب مطرح شده است; پس برهنگى بر افسردگى جنسى غرب، و ركود روحى
و روانى افراد افزوده است .
14 . حجاب در
اسلام براى حفظ نشاط جنسى است، چون حجاب تخيل جنسى را تحريك مىكند و سبب مىشود
كه مسئله جنسى معنادار شود و دچار بىمعنايى نگردد (مثل برهنگى) و چون اسلام بر
طبيعت جنسى سخت تاكيد دارد و انسان كامل خود را نه فقط در معنويت انسان كامل، بلكه
در مسائل دنيوى و جنسى او مىداند (چون نكاح و عمل جنسى از سنت انسان كامل در
اسلام مىباشد و هر كس از اين سنت روى بر مىگرداند، از او نيست) . پس انسان كامل
در اسلام الگوى جامع و كامل انسان در دنيا و آخرت و از جمله مسئله جنسى است كه
بايد مورد تقليد قرار گيرد .
پس حجاب يك فرهنگ جنسى است كه سبب گرم واقع شدن غريزه جنسى
در سطح يك جامعه و هدايت ارضاى آن در قالب خانواده مىشود به همين دليل امروزه شرق
به علت محور قرار دادن ارضاى جنسى و حجاب، جنسىتر از غرب قرار داده شده است و
تاريخ شرق و غرب نيز مؤيد مسئله است و شايد به همين دليل است كه عرفان شرقى در هند
و عالم اسلام به زبان جنسى بيان مىشود; مثل شعر حافظ و ابن عربى كه فص محمديه را
فص نكاحيه و جنسى ناميده است; به همين دليل است كه معنويت از جنسيت جدا نيست و
حجاب علاوه بر حفظ كرامت انسانى، سبب رشد انگيزه جنسى در جامعه و نيز رشد نشاط
جامعه اسلامى مىشود، بدون آنكه به سستى و لهو و لعب دچار شود .
http://www.goharenab.blogfa.com/post-128.aspx
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
حجاب و اصل آزادی
ايراد ديگری كه بر حجاب گرفتهاند اينست كه موجب سلب
حق آزادی كه يك حق طبيعی بشری است میگردد و نوعی
توهين به حيثيت انسانی زن به شمار میرود .
میگويند احترام به حيثيت و شرف انسانی يكی
از مواد اعلاميه حقوق بشر است . هر انسانی شريف و آزاد است ، مرد باشد يا زن
، سفيد باشد يا سياه ، تابع هر كشور يا مذهبی باشد . مجبور ساختن زن به
اينكه حجاب داشته باشد بی اعتنائی به حق آزادی او و اهانت به
حيثيت انسانی او است و به عبارت ديگر ظلم فاحش است به زن . عزت و كرامت
انسانی و حق آزادی زن ، و همچنين حكم متطابق عقل و شرع به اينكه
هيچكس بدون موجب نبايد اسير و زندانی گردد ، و ظلم به هيچ شكل و به هيچ
صورت و به هيچ بهانه نبايد واقع شود ، ايجاب میكند كه اين امر از ميان
برود .
پاسخ : يك بار ديگر لازم است تذكر دهيم كه فرق است بين
زندانی كردن زن در خانه و بين موظف دانستن او به اينكه وقتی میخواهد
با مرد بيگانه مواجه شود پوشيده باشد . در اسلام محبوس ساختن و اسير كردن زن وجود
ندارد . حجاب در اسلام يك وظيفهای است بر عهده زن نهاده شده كه در معاشرت
و برخورد با مرد بايد كيفيت خاصی را در لباس پوشيدن مراعات كند . اين وظيفه
نه از ناحيه مرد بر او تحميل شده است و نه چيزی است كه با حيثيت و كرامت او
منافات داشته باشد و يا تجاوز به حقوق طبيعی او كه خداوند برايش خلق كرده
است محسوب شود .
اگر رعايت پارهای مصالح اجتماعی ، زن يا مرد
را مقيد سازد كه در معاشرت روش خاصی را اتخاذ كنند و طوری راه بروند
كه آرامش ديگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقی را از بين نبرند چنين مطلبی
را " زندانی كردن " يا " بردگی " نمیتوان
ناميد و آن را منافی حيثيت انسانی و اصل " آزادی "
فرد نمیتوان دانست .
در كشورهای متمدن جهان در حال حاضر چنين محدوديتهائی
برای مرد وجود دارد . اگر مردی برهنه يا در لباس خواب از خانه خارج
شود و يا حتی با پيژامه بيرون آيد ، پليس ممانعت كرده به عنوان اينكه اين
عمل برخلاف حيثيت اجتماع است او را جلب میكند . هنگامی كه مصالح
اخلاقی و اجتماعی ، افراد اجتماع راملزم كند كه در معاشرت اسلوب خاصی
را رعايت كنند مثلا با لباس كامل بيرون بيايند ، چنين چيزی نه بردگی
نام دارد و نه زندان ، و نه ضد آزادی و حيثيت انسانی است و نه ظلم و
ضد حكم عقل به شمار میرود .
http://goharenab.blogfa.com/post-84.aspx
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
دختر جوان و پوشش
اسلام تنها دینی است که اهمییت و
احترام زیادی به بانوان میگذارد من هم میخواهم به چند
نکته اشاره کنم.
دخـتـران جـوان اگـر بـه سعادت خویش علاقه مند باشند
باید از خودآرایی و خودنمایی در برابر مردان نامحرم
خودداری کنند.
به تجربه , دیده شده که دختران ناآگاه و ضعیف
النفس بیشتر به خودآرایی و خودنمایی می
پردازند و سعی دارند که ظاهری دلفریب از خود نشان دهند و از
توجه به شخصیت واقعی و باطنی خود و کمالات روحی غفلت
ورزند.
حجاب و عفاف، حجاب، عفاف، دختر با حجاب
غفلت از یاد خدا و ورود به گناه کم کم زمینه را
برای انحطاط و ابتذال آنها فراهم می سازد.
حـجـاب ارزشـی اسـت که رعایت آن به دختر, پاکی
و سلامتی می بخشد, او را همچون گوهری درون صدف از شر آفتها,
وسوسه ها و آلودگیهامصون نگاه می دارد و به خدا نزدیک می
گرداند.
کسانی که به
بی حجابی و بدحجابی دست می زنند, اکثرا نمی اندیشند
و تعقل نمی کنند و تنها آلت دست وسوسه های نفسانی خود قرارمی
گیرند.
خودنمایی و خودآرایی در صحنه
اجتماع به شخصیت عفیف زن لطمه وارد می سازد.
بـا وقـار بـودن دخـتـر و رعایت نمودن حریم بین
محرم و نامحرم به او اصالت می بخشد و او را در دیدگان همه قابل تعظیم
و احترام می گرداند.
حجاب در واقع , مصونیتی است برای دختر
جوان که او را از فروریختن شخصیت , نجات می بخشد و از طرفی
پسران جوان را از خطر انحراف باز می دارد.
در جـوامـعـی کـه بـی حـجابی را ترویج
می کنند, دختران بازیچه دست قدرتهای استعمارگران می شوند,
بطوری که از استواری شخصیت و تقدس وعفتی که شایسته یک
دختر پاکدامن و عفیف است تهی می شوند.
تـجربه نشان داده است که مراعات حجاب در میان دختران
موجب حراست و سلامت روحی و نیز موفقیت آنان در زندگی آینده
است .
عـفـت و حیا در زندگی انسان به قدری اهمیت
دارد که پیامبررمی فرمایند: الحیا هو الدین کله , حیا
تمام دین است .
وامام صادق (ع ) می فرمایند: لا ایمان
لمن لا حیا له , کسی که حیاندارد, ایمان ندارد.
استفاده از لباسهای تنگ و عریان نمودن بخشی
از بدن و در معرض دید نامحرم قرار دادن , علاوه بر مضرات بهداشتی آن ,
عفت و حیای دختر راخدشه دار می سازد و مقدمات دوری از
مبدا آفرینش را فراهم می آورد.
دخـتـر جـوان بـا رعایت حجاب , خود را به خدا نزدیک
می کند, زیرا به کمک آن , امنیت و آرامش می یابد و
افراد هرزه و لاابالی و منحرف را ازنگاههای آلوده محروم می
سازد.
دخـتـرعفیف و پاکدامن , فطرتا از این که به دیده
شهوت آلود و هوس انگیز به او نگریسته شود در رنج و ناراحتی است
و اگر دختری این خصوصیت و حالت را نداشته باشد و حاضر باشد که
بخشی از مـوی خـودرا نـامـحـرم بـبـیـنـدو هـمـچـنین از
آن که مورد بهره برداری چشمهای آلوده و هوس انگیزقرار گیرد,
رنج و نفرتی احساس نکند, باید بداند که از فطرت سالم خود فاصله گرفته
اسـت و با آلودگی نگاههای بیگانه , خو پیدا کرده و به
سراشیبی سقوط و فساد نزدیک گردیده و ارزشهای انسانی
را از دست داده است .
از طـرفـی دخـتری که حریم حجاب را رعایت
کند و خود را از دسترس نامحرمان دور نگاه دارد, همچون گوهری با ارزش در درون
صدف , ارزش و احترام خود را در نزد همگان افزایش داده و از ابتذال در امان
مانده است .
پـسـران جوان نیز هر چند لاابالی و بی
بندوبار باشند, باز در عمق روح خود برای دخترانی , ارزش قـائلند که در
دسترس و پیش پا افتاده و بی بندوبارو بزک کرده نباشند و در درون خود این
گونه دختران را می ستایند.
عـفـت و حیا از خصوصیات فطری آدمی
است , چرا که نظام آفرینش برای پاسداری و نگهداری از ایـن
گـوهـر گـرانبها و ارزشمند و همچنین برای حفظ مقام و موقعیت زن
, زیبایی اش را در این می بیند که او, همچون
گوهری قیمتی درون صدفی از هر گرد و غبار و آفات و آلایشی
و به دور ازدسـتـرس این و آن باشد, چرا که شئ قیمتی را معمولا
دور از دسترس همگان در یک جای امن نگهداری می کنند, ولی
وسائل کم ارزش همیشه جلو دست و پا است .
بـیـشـتـر بـانوان به تجربه دریافته اند: زمانی
که زن از درون این صدف قیمتی خارج شده , لطمه بـزرگی به
شخصیت والای خویش و جامعه وارد ساخته و همواره در اجتماع , موجب
سؤ استفاده مردان پست و هرزه و نیز مایه لعن و طعن و تحقیر اکثر
مردم واقع شده اند.
دختری که زیور خود را تنها در کانون گرم
خانواده بپوشد ودر بیرون از خانه و اجتماع با متانت و وقـار و پـوشـیـدگـی
ظاهر شود, هم در بین اعضای خانواده عزیز و گرامی است و هم
در چشم دیگران ارزشمند.
اگـر دخـتـری پـا را از حـریـم عـفـت و حـجاب بیرون
بگذارد نه تنها اولین ضربه را به زندگی خـانـوادگـی خود فرود
آورده , بلکه گناه بزرگی را مرتکب شده است و نسل جوان پسر را که در آیـنـده
بـه حـال خـود و اجـتماع مفید خواهند بود, در معرض تباهی و سقوط قرار
داده است و با انحراف آنان , ضربه ای مهلک به آینده جامعه خود خواهد
زد.
تـجـربه های تاریخی گذشته به ما نشان
داده که دشمنان ملتها هرگاه که خواسته اند نسلی را از درون تـهی کنند
و سرمایه کشوری را غارت نمایند وذخیره ها و گنجینه
های آن کشور را به یغما ببرند, از این راه وارد شده اند.
وقـتـی رضاخان توسط انگلیس بر ایران مسلط
شد, یکی از ماموریتهایش این بود که کشف حجاب کند.
آتاترک هم که عامل بیگانه در ترکیه بود همین
سیاست را در پیش گرفت .
در الجزایر نیز به همین حیله متوسل
شدند.
البته باید هوشیار بود که در هر زمان , شکل این
توطئه فرق می کند.
در این زمان ممکن است از طریق زور و قلدری
وارد نشوند, بلکه با حیله ها و فریفتن نسل نو, تحت عـنـوان تجدد و
تمدن و علم و عناوین ظاهرفریب دیگر, کاری کنند که نسل
جوان با رضا و رغبت پذیرای این بدحجابی شود .
http://www.goharenab.blogfa.com/cat-97.aspx
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
دختر جوان و پوشش
اسلام تنها دینی است که اهمییت و
احترام زیادی به بانوان میگذارد من هم میخواهم به چند
نکته اشاره کنم.
دخـتـران جـوان اگـر بـه سعادت خویش علاقه مند باشند
باید از خودآرایی و خودنمایی در برابر مردان نامحرم
خودداری کنند.
به تجربه , دیده شده که دختران ناآگاه و ضعیف
النفس بیشتر به خودآرایی و خودنمایی می
پردازند و سعی دارند که ظاهری دلفریب از خود نشان دهند و از
توجه به شخصیت واقعی و باطنی خود و کمالات روحی غفلت
ورزند.
حجاب و عفاف، حجاب، عفاف، دختر با حجاب
غفلت از یاد خدا و ورود به گناه کم کم زمینه را
برای انحطاط و ابتذال آنها فراهم می سازد.
حـجـاب ارزشـی اسـت که رعایت آن به دختر, پاکی
و سلامتی می بخشد, او را همچون گوهری درون صدف از شر آفتها,
وسوسه ها و آلودگیهامصون نگاه می دارد و به خدا نزدیک می
گرداند.
کسانی که به
بی حجابی و بدحجابی دست می زنند, اکثرا نمی اندیشند
و تعقل نمی کنند و تنها آلت دست وسوسه های نفسانی خود قرارمی
گیرند.
خودنمایی و خودآرایی در صحنه
اجتماع به شخصیت عفیف زن لطمه وارد می سازد.
بـا وقـار بـودن دخـتـر و رعایت نمودن حریم بین
محرم و نامحرم به او اصالت می بخشد و او را در دیدگان همه قابل تعظیم
و احترام می گرداند.
حجاب در واقع , مصونیتی است برای دختر
جوان که او را از فروریختن شخصیت , نجات می بخشد و از طرفی
پسران جوان را از خطر انحراف باز می دارد.
در جـوامـعـی کـه بـی حـجابی را ترویج
می کنند, دختران بازیچه دست قدرتهای استعمارگران می شوند,
بطوری که از استواری شخصیت و تقدس وعفتی که شایسته یک
دختر پاکدامن و عفیف است تهی می شوند.
تـجربه نشان داده است که مراعات حجاب در میان دختران
موجب حراست و سلامت روحی و نیز موفقیت آنان در زندگی آینده
است .
عـفـت و حیا در زندگی انسان به قدری اهمیت
دارد که پیامبررمی فرمایند: الحیا هو الدین کله , حیا
تمام دین است .
وامام صادق (ع ) می فرمایند: لا ایمان
لمن لا حیا له , کسی که حیاندارد, ایمان ندارد.
استفاده از لباسهای تنگ و عریان نمودن بخشی
از بدن و در معرض دید نامحرم قرار دادن , علاوه بر مضرات بهداشتی آن ,
عفت و حیای دختر راخدشه دار می سازد و مقدمات دوری از
مبدا آفرینش را فراهم می آورد.
دخـتـر جـوان بـا رعایت حجاب , خود را به خدا نزدیک
می کند, زیرا به کمک آن , امنیت و آرامش می یابد و
افراد هرزه و لاابالی و منحرف را ازنگاههای آلوده محروم می
سازد.
دخـتـرعفیف و پاکدامن , فطرتا از این که به دیده
شهوت آلود و هوس انگیز به او نگریسته شود در رنج و ناراحتی است
و اگر دختری این خصوصیت و حالت را نداشته باشد و حاضر باشد که
بخشی از مـوی خـودرا نـامـحـرم بـبـیـنـدو هـمـچـنین از
آن که مورد بهره برداری چشمهای آلوده و هوس انگیزقرار گیرد,
رنج و نفرتی احساس نکند, باید بداند که از فطرت سالم خود فاصله گرفته
اسـت و با آلودگی نگاههای بیگانه , خو پیدا کرده و به
سراشیبی سقوط و فساد نزدیک گردیده و ارزشهای انسانی
را از دست داده است .
از طـرفـی دخـتری که حریم حجاب را رعایت
کند و خود را از دسترس نامحرمان دور نگاه دارد, همچون گوهری با ارزش در درون
صدف , ارزش و احترام خود را در نزد همگان افزایش داده و از ابتذال در امان
مانده است .
پـسـران جوان نیز هر چند لاابالی و بی
بندوبار باشند, باز در عمق روح خود برای دخترانی , ارزش قـائلند که در
دسترس و پیش پا افتاده و بی بندوبارو بزک کرده نباشند و در درون خود این
گونه دختران را می ستایند.
عـفـت و حیا از خصوصیات فطری آدمی
است , چرا که نظام آفرینش برای پاسداری و نگهداری از ایـن
گـوهـر گـرانبها و ارزشمند و همچنین برای حفظ مقام و موقعیت زن
, زیبایی اش را در این می بیند که او, همچون
گوهری قیمتی درون صدفی از هر گرد و غبار و آفات و آلایشی
و به دور ازدسـتـرس این و آن باشد, چرا که شئ قیمتی را معمولا
دور از دسترس همگان در یک جای امن نگهداری می کنند, ولی
وسائل کم ارزش همیشه جلو دست و پا است .
بـیـشـتـر بـانوان به تجربه دریافته اند: زمانی
که زن از درون این صدف قیمتی خارج شده , لطمه بـزرگی به
شخصیت والای خویش و جامعه وارد ساخته و همواره در اجتماع , موجب
سؤ استفاده مردان پست و هرزه و نیز مایه لعن و طعن و تحقیر اکثر
مردم واقع شده اند.
دختری که زیور خود را تنها در کانون گرم
خانواده بپوشد ودر بیرون از خانه و اجتماع با متانت و وقـار و پـوشـیـدگـی
ظاهر شود, هم در بین اعضای خانواده عزیز و گرامی است و هم
در چشم دیگران ارزشمند.
اگـر دخـتـری پـا را از حـریـم عـفـت و حـجاب بیرون
بگذارد نه تنها اولین ضربه را به زندگی خـانـوادگـی خود فرود
آورده , بلکه گناه بزرگی را مرتکب شده است و نسل جوان پسر را که در آیـنـده
بـه حـال خـود و اجـتماع مفید خواهند بود, در معرض تباهی و سقوط قرار
داده است و با انحراف آنان , ضربه ای مهلک به آینده جامعه خود خواهد
زد.
تـجـربه های تاریخی گذشته به ما نشان
داده که دشمنان ملتها هرگاه که خواسته اند نسلی را از درون تـهی کنند
و سرمایه کشوری را غارت نمایند وذخیره ها و گنجینه
های آن کشور را به یغما ببرند, از این راه وارد شده اند.
وقـتـی رضاخان توسط انگلیس بر ایران مسلط
شد, یکی از ماموریتهایش این بود که کشف حجاب کند.
آتاترک هم که عامل بیگانه در ترکیه بود همین
سیاست را در پیش گرفت .
در الجزایر نیز به همین حیله متوسل
شدند.
البته باید هوشیار بود که در هر زمان , شکل این
توطئه فرق می کند.
در این زمان ممکن است از طریق زور و قلدری
وارد نشوند, بلکه با حیله ها و فریفتن نسل نو, تحت عـنـوان تجدد و
تمدن و علم و عناوین ظاهرفریب دیگر, کاری کنند که نسل
جوان با رضا و رغبت پذیرای این بدحجابی شود .
http://www.goharenab.blogfa.com/cat-97.aspx
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
دختران بزک کرده زیبایی خود را حراج می
کنند
سال ها قبل هنگامی که یکی از مسئولان
کشور در باره نحوه تولید رژ لب و لوازم آرایشی صحبت کرد و در آن
خلال فاش ساخت که از خون جنین های
سقط شده برای تولید انواع رژ لب با رنگهای مختلف استفاده می
شود ، کسی چندان حرف او را جدی نگرفت، اما صرفنظر از تائید یا
تکذیب این ادعا ، گرایش روز افزون زنان ، دختران و دختران کم سن
و سال به استفاده بی رویه از لوازم آرایشی به مرز بحران
رسیده و نگرانی های عمیقی را بر انگیخته
است و موج فزاینده استفاده از لوازم
آرایشی چنان سرسام آور است که مهار این بحران دشوار به نظر می
رسد.
چشم روشن ها لنز تیره می خواهند ، چشم تیره
ها لنز روشن . اگر پوست دختری برق بزند، مات کننده ،چاره کار است در این
صورت دیگر برق نمی زند، گران ترین لوازم آرایش، رژ لب
قرمز است، و البته مغازه دارها و
دستفروشان دوره گرد تخفیف هم می دهند.
گرچه زشتی و زیبایی امری نسبی
است و هر انسانی تعریفی مجزا و متفاوت از زیبایی
ارایه می دهد اما این امر حقیقت دارد که گاهی نیز
فرم بدن انسان در اثر بی توجهی های دوران جنینی ،
عوارض زایمان ، صدمات جسمی در کودکی که با بی اعتنایی
نگریسته شدند، تصادفات رانندگی بیماری هایی
مثل آبله مرغان یا جوش های غرور جوانی که به کرات زخم شده و در
صورت پخش می شوند، انسانها را از هنجارهای کلی که جامعه برای
مقوله زیبایی تعریف کرده است، دور می کند.
گاهی نیز ، به علت نوع پوست یا هزینه
بالای جراحی با لیزر ، ترمیم آسیب های صورت
ممکن نیست، در این هنگام است که انواع و اقسام پودرها و لوازم آرایشی
سفید کننده به کار می آید . در بیشتر اوقات، زنان و
دختران جوانی که عارضه ای در صورت ندارند و شادابی و طراوت پوست
آنها در حالت معمولی است هم به طرز
بی وقفه ای از لوازم آرایشی زیبا کننده
استفاده می کنند.
این افراد ، شب ها که به منزل باز می
گردند، با شیرپاک کن های مختلف و صابون های رنگی متفاوت ،
شلوغی و آلایش چهره هایشان را که در اثر استفاده بی رویه
مواد آرایشی حالتی زمخت و مکدر پیدا کرده مرتب می
کنند و دوباره فردا، روز از نو روزی از نو!
دختران کم سن و سال هم که چهره های فرشته گون آنها ،
زیبایی و طراوت اصیل خود را در پشت نقاب های زیبا
کننده مصنوعی از دست می دهد، حریصانه به دنبال کامل کردن کلکسیون
لوازم آرایشی خود هستند.
یک ایرانی
مقیم کپنهاک که هرازگاهی به تهران سفر می کند با تعجب از اشتیاق
گسترده زنان و دختران ایرانی به استفاده از لوازم زیبا کننده
آرایشی می گوید: آرایش های غلیظ در
کشورهای اروپایی معمولا مخصوص زن هایی با سنین
بالاست که طراوت پوستشان را با گذشت سالها از دست داده اند.
آن گونه که آمارهای رسمی نشان می
دهند 66 درصد از لوازم آرایشی
زنانه به ترتیب از مرزهای ترکیه، پاکستان و جمهوری های
استقلال یافته شوروی سابق وارد کشور می شود به نقل از سایت
اینترنتی پاییز (15/4/83)
http://www.goharenab.blogfa.com/post-110.aspx
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
بي حجاب بي دين نيست
بي حجاب بي دين نيست ولي فردي است كه يكي از اساسي ترين
اصول اسلامي و ظاهرترين و بارزترين اصول در خانم ها را رعايت نمي كند. او در واقع
خود را از خدا بالاتر دانسته و احكام و دستورات خدا را طبق سليقه خود انتخاب كرده
و به آنهايي كه خوشش مي آيد عمل مي كند(مثلا نماز – روزه و ...) و به آنهايي كه
خوشش نمي آيد عمل نمي كند .
حجاب و عفاف
ودر داقع در برابر دين مبين اسلام كه همان تسليم است خود را
برتر مي داند و مصداق اين آيه از قرآن كريم است كه(نومن ببعض و نكفر ببعض)به بعضي
از آن ايمان دارد و منكر قسمت ديگري از آن است و اين در حالي است كه نماز و روزه
ابعاد فردي دارند ولي حجاب ابعاد اجتماعي بسيار گسترده و عميقي دارد و مي تواند در
تحكيم يا سست كردن خانواده ها موثر باشد.
http://www.goharenab.blogfa.com/cat-69.aspx
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
اجبار حجاب از دیدگاه امام خمینی(ره)
مسعود شفیعی كیا
آرى در اسلام زن باید حجاب داشته باشد، ولى لازم نیست
كه چادر باشد. بلكه زن مىتواند هر لباسى را كه حجابش را به وجود آورد اختیار
كند. ما نمىتوانیم و اسلام نمىخواهد كه زن به عنوان یك شى ء و یك
عروسك در دست ما باشد. اسلام مىخواهد شخصیت زن را حفظ كند و از او انسانى
جدى و كارآمد بسازد. ما هرگز اجازه نمىدهیم تا زنان فقط شیئى براى
مردان و آلت هوسرانى باشند
بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در
ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی ، اجبار حجاب بانوان در
اداره هاو سطح كشور را از اولویت های برنامه های فرهنگی
نظام قرار دادند و ذره ای در این امر نرمش از خود نشان ندادند، چرا كه
بی حجابی و بی بندوباری را به حق ترفند استعمار برای
تخدیر و به نابودی كشیدن نسل كشورها می دانستند.
بنابر این از همان روزهای اوّل انقلاب به
مسئولان دولت وقت، برای جلوگیری از بی حجابی نهیب
زدند: «الآن وزارتخانهها- این را مىگویم كه به دولت برسد، آنطورى كه
براى من نقل مىكنند- باز همان صورت زمان طاغوت را دارد. وزارتخانه اسلامى نباید
در آن معصیت بشود. در وزارتخانههاى اسلامى نباید زنهاى (بى حجاب) بیایند؛
زنها بروند اما با حجاب باشند. مانعى ندارد بروند؛ اما كار بكنند، لكن با حجاب
شرعى باشند، با حفظ جهات شرعى باشند.» صحیفه نور ج6 329
امام خمینی (ره) چادر را حجاب برتر می
دانستند و در خاطره یكی از همراهان امام راحل در «نوفل لوشاتو » میخوانیم:
«در مورد حجاب هم وقتی از فرانسه آمدم، هنوز با مانتو و شلوار و مقنعه بودم.
یك بار در مهران، پایم صدمه دید و من با عصا و با همان مانتو و
شلوار خدمت امام رفتم تا گزارش بدهم. امام فرمودند: اگر چادر ندارید، بگویم
احمد برایتان بخرد. عرض كردم: نه حاج آقا! چون به كوه میرفتم و اسلحه
روی دوشم بود و فشنگ به كمرم و قمقمه به پهلویم و گاهی هم باید
سهپایه تیربار را روی دوش میگرفتم، چادر سركردن برایم
دشوار بود. فرمودند: چادر برای زن بهتر است. من از آن روز چادر سر
كردم.»(مصاحبهء سایت ساجد با طاهره حدیده چی)
حضرت امام(ره) راحل اگر چه چادر را حجاب كاملی می
دانستند ولی پوشش های مشابه چادر ـ مانند مانتو گشاد ـ كه موجب مفسده
نمی شود را نیز كافی می دانستند و قائل بودند كه اگر قرار
باشد پوشش بانوان همراه با مفسده و خلاف اخلاق باشد باید از آن در جامعه
جلوگیری شود همانطور كه در پاریس در پاسخ خبرنگاران و بانوان
محجبی كه درباره میزان حجاب در ایران از ایشان سؤال
كردند؛ فرمودند: «آرى در اسلام زن باید حجاب داشته باشد، ولى لازم نیست
كه چادر باشد. بلكه زن مىتواند هر لباسى را كه حجابش را به وجود آورد اختیار
كند. ما نمىتوانیم و اسلام نمىخواهد كه زن به عنوان یك شى ء و یك
عروسك در دست ما باشد. اسلام مىخواهد شخصیت زن را حفظ كند و از او انسانى
جدى و كارآمد بسازد. ما هرگز اجازه نمىدهیم تا زنان فقط شیئى براى
مردان و آلت هوسرانى باشند .»
صحیفه نور ج5 294
«حجاب ایران،
حجاب اسلام، همین مقدارهاست. اسلام اینجا و آنجا ندارد. لكن یك
جهات خارجى گاهى در كار هست. به طورى كه یك مفسدهاى باشد، یك اختلاف
اخلاقى بشود، یك- عرض مىكنم- چیزهایى باشد، البته آن وقت باید
جلوگیرى بشود ؛ اما اگر نباشد اینطور، و ساده باشد و مثل سایرین
با سادگى باشد، نه؛ بى چادر(بامانتو) مانع ندارد.» صحیفه نور ج3 499
به فرموده مقام معظم رهبری حفظه الله؛ حضرت امام (ره)
تنها بانی بازگرداندن حجاب پس از كشف حجاب به ایران بودند چنانچه ایشان
فرمودند: «امام (ره) آن مرد شجاع و بی نظیری بود كه مسئله حجاب
را به این مملكت برگرداند. هیچ كس دیگری غیر از
امام نمیتوانست این كار را بكند اینهم یكی از
اختصاصات امام. اگر غیر از امام هر كس دیگر بود از همین آقایان،
بزرگان، عرض میكنم كه مقدسین علماء، چه وچه و چه، هیچكس جرأت نمیكرد
كه بگوید مردم باحجاب بیایند بیرون، امام همان ماههای
اوّل پیروزی انقلاب گفتند باید مردم با حجاب بیایند.»
(سخنرانی در جمع فرماندهان سپاه ـ 14/12/76 )
حضرت امام كمترین مماشات در این امر را نمی
پذیرفتند و بدنه مردم را به حفظ ظاهر اسلامی كشور فرا میخواندند،
چنانچه وقتی حضرت ایشان با خبر شدند كه در سواحل دریا بی
بندوباری و اختلاط صورت می گیرد برآشفته شده و فرمود: «براى اینكه
اسلام جلوى شهوات را مىگیرد؛ اسلام نمىگذارد كه بروند توى این دریاها
شنا كنند. پوستشان را مىكند! ...كه بعد از اینكه مى رفتند زن و مرد در دریا،
زنها همان طور و همان طور مىآمدند توى شهر! مردم هم جرأت نمىكردند حرف بزنند.
امروز اگر یك همچو چیزى بشود، اینها را ما خواهیم تكلیفشان
را معین كرد. و دولت هم معین كرد. البته دولت [به] طورى كه وزیر
كشور گفتند، گفتند ما جلویش را گرفتیم. اگر نگیرند، مردم مىگیرند.
مگر مازندرانیها مى گذارند یا رشتیها مىگذارند كه باز كنار دریاشان
مثل آن وقت باشد؟ مگر بندر پهلوىاىها (بندر انزلى) مردهاند كه زن و مرد با هم
در یك دریا بروند و مشغول عیش و عشرت بشوند! مگر مىگذارند اینها
را؟ تمدنهاى اینها این است. آزادىاى كه آنها مىخواهند همین. این
جور آزادى! بروند قمار بكنند و با هم بشوند و با هم [سرگرم عیش و نوش]
بشوند آزادى در حدود قانون است. اسلام از فسادها جلو گرفته. و همه آزادیها
را كه مادون فساد باشد داده. آنى كه جلو گرفته فسادهاست كه جلویش را گرفته
است. و ما تا زنده هستیم نمىگذاریم این آزادیهایى
كه آنها مىخواهند، تا آن اندازهاى كه مىتوانیم، آن آزادیها تحقق پیدا
كند. » صحیفه نور، ج8، ص: 339
البته ایشان نیروهای انتظامی را
برای برخورد با مظاهر بی حجابی ارجح می دانستند و در مقطعی
كه عده ای نفوذی و یا ناآگاه به بهانه مبارزه با بی حجابی
و بد حجابی در معابر عمومی به ضرب وشتم زنان و دختركان اینچنینی
پرداخته بودند در پیامی چنین تصریح كردند:
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
ممكن است تعرض به زنها در خیابان و كوچه و بازار، از
ناحیه منحرفین و مخالفین انقلاب باشد. از این جهت، كسى حق
تعرض ندارد و اینگونه دخالتها براى مسلمانها حرام است، و باید پلیس
و كمیتهها از اینگونه جریانات جلوگیرى كنند.
روح اللَّه الموسوى الخمینى
صحیفه نور، ج12، ص: 502
13 تیر
1359/21 شعبان 1400
امام(ره) راحل كشف حجاب و ایجاد اقلیتی
از زنان و دختركان خیابان گرد را از بزرگترین خیانت های
رژیم طاغوت می دانستند و آنرا از جنایات بزرگ رضا شاه می
خواندند كه باید در نظام اسلامی با آن مقابله شود و می فرمود:
«آن شقىّ جنایتكار( رضا قُلدر) دست به یك جنایت زد و آن جنایت
كشف حجاب بود؛ و به جاى اینكه نیمى از جمعیت ایران را
فعال كند آن نیم دیگرى هم كه نیمه مردان بود بهطور بسیار
زیادى از فعالیت انداختند و این عروسكهایى كه درست كردند
و در همه ادارات جا دادند و در همه خیابانها راه انداختند، آنهایى كه
در ادارات بودند، سایر افرادى كه در ادارات بودند را هم از كارهاى خودشان
بازداشتند و آنهایى كه در خیابانها رها بودند، جوانهاى ما را به فساد
كشاندند و فعالیت جوانهاى ما را از دست آنها گرفتند.» صحیفه نور ج17
59
و در یك كلام، حضرت امام (ره)برای حفظ ارزش
بانوان و به بازی گرفته نشدن شخصیت آنان در جامعه بر حجاب تأكید
می كردند.و می فرمودند: «و البته باید توجه داشته باشید
كه حجابى كه اسلام قرار داده است، براى حفظ آن ارزشهاى شماست. هرچه را كه خدا
دستور فرموده است- چه براى زن و چه براى مرد- براى این است كه، آن ارزشهاى
واقعى كه اینها دارند و ممكن است به واسطه وسوسههاى شیطانى یا
دستهاى فاسد استعمار و عمال استعمار پایمال مىشدند اینها، این
ارزشها زنده بشود.»
صحیفه نور ج19 185
همانطور كه اكنون در جوامع غربی و غرب زده شاهد لجن
مال شدن زنان ومردان در برهنگی وهرزه گی با پوشش شعارهایی
چون «آزادی»، «دمكراسی» و «برابری حقوق زن ومرد» هستیم،
امام راحل، به عنوان اصلی ترین و حیاتی ترین خاكریز
برای حفظ امنیت اجتماعی و روحی افراد جامعه و شكل گیری
حیات طیبه و منع نفوذ بیگانه گان در كشور بر لزوم حجاب تأكید
داشتند، تا جایی كه اكثریت مردم پذیرای آن وحتّی
مشوق آن شدند و تا جایی پیش رفت كه مهمانان زن خارجی خود
می دانند كه برای ورود به حریم ایران اسلامی باید
پوشیده به حداقل حجاب اسلامی باشند.. اگر چه در اواخر دولت آقای
رفسنجانی و به كارگردانی دختر رئیس جمهور وقت و در وانفسای
دولت خاتمی تهاجم هدفمندی بر علیه آن صورت گرفته و تا كنون نیز
ادامه داشته است، ولی بر دولت مردان محترم است، همانطور كه دیگر
شعارهای امام راحل را در این چند ساله از محجوریت خارج كرده و
إحیاء كردند، برای تداوم این دغدغه امام راحل و رهبر معظم
انقلاب اسلامی نیز همّت مضاعف و كار مضاعف را داشته باشند، چرا كه
شكست خوردگان كودتای مخملی سال گذشته، پیاده نظام خود را كه از
اهانت به ساحت امام راحل و بزرگنرین مقدسات چون سیدالشّهداء و عاشورا
إبا نداشتند را برای حریم شكنی حجاب و ترویج بی
بندو باری به صف كرده اند.
منبع: البرز
لینک منبع: http://www.alborznews.net/fa/pages/?cid=20949
http://www.irdc.ir/fa/content/9497/default.aspx
.............
http://shafieikia.mihanblog.com/post/216
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
در جمهوري اسلامي مظاهر بي بندو باري قابل تحمل نيست
امام خميني: در جمهوري اسلامي مظاهر بي بندو باري قابل تحمل نيست
بازخواني نگاه معمار انقلاب به الزام رعايت حجاب اسلامي
● نويسنده:
اسفندیار - طبسی
● منبع:
روزنامه - خراسان - تاريخ شمسی نشر 12/3/1389
در بحث الزام حجاب از سوي حکومت برخي چنين مي پندارند که
گرچه حجاب از ضروريات دين است اما واجبي است فردي و به همين خاطر حکومت حق مداخله
در آن را ندارد و نمي تواند که با جعل قوانين محدود کننده و ايجاد ضمانت هاي
اجرايي چون تعزيرات در يک امر شخصي دخالت کند!؟
اين در حالي است که بي حجابي جنبه هاي اجتماعي نيز دارد و
مسئله اي شخصي به حساب نمي آيد. هم چنين معروف ميان فقها آن است که حاکم اسلامي مي
تواند در مقابله با هر عمل حرامي مجازاتي در نظر گيرد. علاوه بر اين که از ادله
وجوب نهي از منکر مي توان برداشت کرد که اعمال مجازات بر منکرات يکي از مصاديق
جلوگيري از منکر به شمار مي رود. براساس اين مباني و مانند آن، امام خميني (ره) پس
از پيروزي انقلاب اسلامي و تاسيس نظام جمهوري اسلامي ايران در ۱۶
اسفند ۵۷ در جمع طلاب قم نارضايتي خود را از بي حجابي برخي زنان اعلام
و خواستار رعايت حجاب اسلامي از سوي زنان شدند. ايشان اظهار داشتند: «زنان اسلامي
بايد با حجاب اسلامي بيرون بيايند، نه اين که خودشان را بزک کنند. زن ها هنوز در
ادارات با وضع پيشين کار مي کنند. زن ها بايد وضع خودشان را عوض کنند. به من گزارش
داده اند که در وزارت خانه هاي ما زن ها لخت هستند و اين خلاف شرع است. زن ها مي
توانند در کارهاي اجتماعي شرکت کنند ولي با حجاب اسلامي». به نوشته هفته نامه
پنجره اين سخنان هر چند با واکنش پاره اي از خانم هاي بي حجاب روبه رو شد، اما
امام (ره) پس از چند ماه در ۱۱ تيرماه ۵۸ درباره وضعيت
سواحل شمالي کشور سخنان تندي بر زبان راندند و نشان دادند که در جمهوري اسلامي
مظاهر بي بندوباري قابل تحمل نيست و بايد با آن مقابله شود.
ايشان در اين باره گفتند: «... اسلام نمي گذارد که لخت
بروند توي اين درياها شنا کنند. پوست شان را مي کند!... که بعد از اين که مي رفتند
زن و مرد در دريا، زن ها همان طور لخت مي آمدند توي شهر! مردم هم جرات نمي کردند
حرف بزنند. امروز اگر يک هم چون چيزي بشود، اين ها را ما خواهيم تکليف شان را معين
کرد و دولت هم معين کرد. البته دولت (به) طوري که وزير کشور گفتند، گفتند ما جلويش
را گرفتيم. اگر نگيرند، مردم مي گيرند. مگر مازندراني ها مي گذارند يا رشتي ها مي
گذارند که باز کنار درياشان مثل آن وقت باشد؟ مگر بندر پهلوي ها (بندر انزلي) مرده
اند که زن و مرد با هم در يک دريا بروند و مشغول عيش و عشرت بشوند! مگر مي گذارند
اين ها را؟ تمدن هاي اين ها اين است. آزادي که آن ها مي خواهند همين. اين جور
آزادي! بروند قمار بکنند و با هم لخت بشوند و با هم (سرگرم عيش و نوش) بشوند آزادي
در حدود قانون است. اسلام از فسادها جلو گرفته. و همه آزادي ها را که مادون فساد
باشد داده. آني که جلو گرفته فسادهاست که جلويش را گرفته است. و ما تا زنده هستيم،
نمي گذاريم اين آزادي هايي که آن ها مي خواهند، تا آن اندازه اي که مي توانيم، آن
آزادي ها تحقق پيدا کند.» (صحيفه نور، ج۸، ص: ۳۳۹)
پيش از اين اظهارات واکنش مقام هاي مسئول نسبت به بي حجابي
و بي بندوباري شدت گرفته و فرماندار وقت بندرانزلي مکان خاصي براي استفاده زنان از
دريا تعيين کرده بود. در ۶ تيرماه ۵۸ هم وزير کشور وقت با صدور
بخشنامه اي تصميم اين فرماندار را تاييد کرد و امام خميني(ره) هم طي سخناني که
اشاره شد از آن استقبال کردند. انحلال مدارس و آموزشگاه هاي مختلط تصميم ديگري بود
که گرچه با اندک مخالفت هايي مواجه شد اما با موافقت اکثريت رو به رو شد و بدين
گونه فضا براي زنان بي حجاب آرام آرام در جامعه تنگ تر شد، به ويژه آن که در آن
زمان بي حجابي به نوعي نشانه همدلي و طرفداري از نظام طاغوت و ضديت با انقلاب
محسوب مي شد. اين روند ادامه داشت تا اين که امام(ره) با سخنراني ۸ تيرماه ۱۳۵۹
خود به شدت از دولت و شوراي انقلاب به دليل وجود نشانه هاي رژيم طاغوت در ادارات
گلايه کردند. اين امر نقطه عطفي در حرکت مبارزه با مظاهر بي حجابي و بي بند و باري
به وجود آورد و بسياري از مراکز دولت به اين فرمان امام پاسخ مثبت دادند و ۱۴
تيرماه به عنوان آخرين مهلت پاکسازي ادارات تعيين شد. امام در اين سخنراني اظهار
داشتند: «... باز هم گذرنامه ها گذرنامه هاي شاهنشاهي هست. باز هم کاغذهاي اداري
کاغذهاي شاهنشاهي هست. اگر شاهنشاهي هستيد، خوب بگوييد تا ما تکليف مان را با شما
تعيين کنيم تا من بگويم ملت با شما چه کنند و اگر نيستيد، چرا اين آرم ها را بر
نمي داريد؟ چرا اين اشخاصي که در اين ادارات مشغول فساد هستند، چرا اين هايي را که
مشغول هستند جوان هاي ما را تباه کنند در اين ادارات تصفيه نمي کنيد....»
در پي همين سخنان حجت الاسلام ري شهري رئيس دادگاه ارتش در
روز ۱۰ تيرماه دستور داد از ورود کارمندان خانم که پوشش اسلامي ندارند
به اماکن نظامي جلوگيري کنند. او در اين حکم نوشت: «از آن جا که تاکنون چندين بار
توسط مسئولان امر نسبت به پوشش اسلامي خانم هاي کارمند ارتش جمهوري اسلامي ايران
تذکر داده شده، ولي متاسفانه برخي از پرسنل زن نسبت به مفاد بخشنامه هاي مزبور بي
اعتنا بوده و در اجراي آن تعلل ورزيده اند، لذا با توجه به اوامر و رهکردهاي رهبر
انقلاب و بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران بدين وسيله به عموم فرماندهان يگان ها و
روساي سازمان هاي نظامي و انتظامي ابلاغ مي شود که از ورود آن دسته از پرسنل زن که
پوشش اسلامي ندارند به اماکن نظامي و سرويس هاي رفت و آمد جلوگيري به عمل
آورند.»محمد علي رجايي وزير آموزش و پرورش، حجت الاسلام مهدوي کني وزير کشور و
بسياري از ادارات ديگر نيز در همان روزها طي بخشنامه هايي اعلام کردند که زنان
کارمند بايد پوشش اسلامي را در محل کار رعايت کنند. در نهايت شوراي انقلاب تصميم
گرفت رسما اعلام کند که خانم ها بدون پوشش اسلامي حق ورود به ادارات دولتي را
نداشته باشند و ادارات اجازه دارند جلوي آن ها را بگيرند. به دنبال اين تصميم،
دادستان کل انقلاب هم با صدور اطلاعيه اي اعلام کرد: «بدين وسيله به تمام وزارت
خانه ها و موسسات و ادارات تابعه شديدا اخطار مي شود چنان چه اثري از آن چه مورد
تاکيد حضرت امام و خواست ملت ايران است ديده شود يا بانوي کارمندي بدون پوشش اسلامي
در محل کار حضور يابد، بلادرنگ حقوق و مزاياي او قطع خواهد شد». اين تلاش ها
سرانجام به جايي رسيد که در قانون مجازات اسلامي مصوب سال ۱۳۶۲
بي حجابي جرم و مستوجب مجازات تعزير دانسته و گفته شد: در صورت حضور زنان بي حجاب
در معابر عمومي به تعزير تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم مي شوند. البته امام
خميني(ره) همواره به حفظ کرامت زنان و جلوگيري از تعرض نسبت به آنان تاکيد مي
کردند و برخورد با بي حجابان را تنها از سوي ضابطان قانوني مجاز مي دانستند و
ديگران را از انجام اعمال خود سرانه باز مي داشتند.
http://www.bashgah.net/pages-42802.html
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
امام خمینی و بازخوانی اوراقی از
تاریخ ننگین واقعه منع حجاب
اسلام زدایی و ترویج غرب زدگی با
دو روش استعمار دیرین و استعمار نوین و ضرورت آگاهی بخشی
فرهنگی و بیدار سازی نسل جوان غرب زده کردن ملت ها و دمیدن
روح طفیلی گری در آنها هدف محوری و بنیادین
تمام تحرکات و فعالیتهایی است که قدرتهای استعماری
در طول تاریخ در صدد تحقق آن در سرزمینهای اسلامی بوده
اند و همواره تمام برنامه ریزی ها و طرحها و ترفندها و حربه های
ضد انسانی و فریبکارانه خود را در همین مسیر تنظیم
و سامان داده اند...
اسلام زدایی و ترویج غرب زدگی با
دو روش استعمار دیرین و استعمار نوین و ضرورت آگاهی بخشی
فرهنگی و بیدار سازی نسل جوان غرب زده کردن ملت ها و دمیدن
روح طفیلی گری در آنها هدف محوری و بنیادین
تمام تحرکات و فعالیتهایی است که قدرتهای استعماری
در طول تاریخ در صدد تحقق آن در سرزمینهای اسلامی بوده
اند و همواره تمام برنامه ریزی ها و طرحها و ترفندها و حربه های
ضد انسانی و فریبکارانه خود را در همین مسیر تنظیم
و سامان داده اند.
غرب زدگی دارای ابعاد و جلوه های گوناگون
می باشد و به مجموعه تغییر و تحولاتی اطلاق می شود
که « انحراف فکری » و « انحطاط عملی » را به طور گسترده پی ریزی
می نماید
.
غرب زدگی با « از خودبیگانگی » نسبت به
فرهنگ بومی و تبعیت محض و همه جانبه از فرهنگ غرب و جلوه های
مبتذل و منحط آن که بازدارنده از رشد و تحول معنوی و انسانی می
باشد آغاز می شود و از همین جا « خودباختگی » و احساس « بی
هویتی » و « خود کم بینی » جایگزین « استقلال
» در مفهوم عام و گسترده آن می شود و غرب زدگان نه در جستجوی راه هایی
که غرب را در صنعت و تکنولوژی و هر فکر و حرکت سالم و سازنده به پیشرفت
رساند که در پی یافتن بیراهه هایی که بتواند آنان
را به آزادی های لجام گسیخته و زندگی دم غنیمتی
همراه با نمایش های مضحک و پزهای روشنفکرمآبانه سرگرم کند می
باشند و از همین جا بود که این فکر استعماری و ذلیلانه که
« ایرانی باید سر تا پا فرنگی شود « توسط مهره های
داخلی استعمار غرب همچون « تقی زاده » ترویج گردید و هنوز
هم توسط غرب زدگان وطنی در شکل و جلوه و شیوه های دیگر
مطرح و تبلیغ میشود.
نشر آزادیهای غربی با مبارزه پیدا
و پنهان علیه هویت اسلامی « زنان » و مقابله با « حجاب اسلامی
» یکی از منحط ترین جلوه های غرب زدگی به شمار می
رود.
این شیوه برای استعمار غرب حائز اهمیت
بسیار میباشد و از همین رو دارای سابقه ای طولانی
و تجربه های مکرر و موفق است .
ردپای این توطئه استعماری را در یادداشت
های یکی از جاسوسان کهنه کار انگلیسی به صورت ماموریت
القا شده توسط وزارت مستعمرات بریتانیا اینگونه مشاهده می
کنیم : « به هر وسیله ای شده باید زن مسلمان را از حجاب
اسلامی خارج کرد و بی حجابی را در بین زنان مسلمان رایج
نمود... باید در بین مسلمانان آزادی را به معنی بی
بند و باری ترویج کرد ... » (۱ )
تحرکات قدرتهای استعماری برای به فساد
کشاندن مسلمانان به ویژه قشر جوان در نهضت تنباکو آغاز شد و با بی نتیجه
ماندن آن در اثر پیروزی این نهضت بزرگ در انقلاب مشروطه به
مرحله عمل درآمد. این بار اوضاع و شرایط به گونه ای به نفع
استعمار تغییر و تحول یافت که این طرح با پیروزی
دشمنان اسلام به تحقق کامل درآمد زیرا رهبران روحانی نهضت مشروطه با
دسیسه های انگلیس و مهره های دست آموز آنان و با شعارهای
فریبنده آزادیخواهانه ! از سر راه برداشته شدند و فریادهای
فقیه مبارز آیت الله شیخ فضل الله نوری که به شدت خطر غرب
زدگی و آزادی های لجام گسیخته و فساد و بی بند و
باری را می نمایاند در گلو خفه گردید و او به راستی
می دید که آینده مشروطه غربی به کجا می انجامد و از
همین رو به گسترش مراکز فحشا و فساد در جامعه و ترویج افکار و عقاید
انحرافی و التقادی و الحادی توسط مطبوعات مشروطه انگلیسی
به شدت و به طور مستند اعتراض می نمود . (۲ ) و باید اذعان نمود
که او قهرمان مبارزه بی امان با غرب زدگی بود و همچنان که جلال آل
احمد تصریح دارد پس از شهادت شیخ فضل الله بود که نقش غرب زدگی
را همچون داغی برپیشانی ما زدند و نعش آن بزرگوار بر سردار
همچون پرچمی است که به علامت استیلای غرب زدگی پس از دویست
سال کشمکش بر بام سرای این مملکت افراشته شد . (۳ )
پس از سقوط سلسله قاجار و روی کار آمدن سلسله پهلوی
با نقشه های پشت پرده استعمار که با تماسهای « آیرون ساید
» جاسوس دولت انگلیس با « رضاخان » به وقوع پیوست مبارزه با « حجاب
اسلامی » ـ که مانع بزرگ تحقق اهداف و برنامه های استعمارگران برای
گسترش غرب زدگی و فساد و هرزگی به شمار می رفت ـ وارد آخرین
و خشونت بارترین مرحله خود شد.
رضاخان با تبعیت از شیوه آتاتورک ـ که مامور دیگر
استعمار غرب برای اسلام زدایی و ترویج فساد و غرب زدگی
در ترکیه بود و این ماموریت را به خوبی به حیطه عمل
درآورده بودـ به رفع حجاب از زنان و گسترش آزادی های غربی همت
گماشت .
رضاخان برای تمهید مقدمات منع حجاب به سردادن
زمزمه های بی حجابی در کشور و به رقص و پایکوبی
درآوردن چند دختر جوان بی حجاب در مدرسه شاهپور شیراز پرداخت و از این
پس بود که مخالفت علمای اسلام و مردم مسلمان آغاز و پی در پی
گسترش یافت . این مخالفت ها با دستگیری تنی چند از
علمای دین در مشهد و تجمع مردم مسلمان در مسجد گوهرشاد و به خاک و خون
کشیده شدن آنها توسط نیروهای نظامی به اوج خود رسید.
در مرحله بعد محافل جشن و سرور برای ورود به تمدن غربی ! با تحقق آزادی
های غربی گسترش یافت و در آخرین مرحله رضاخان با ظاهر
کردن همسر و دخترانش در جشن افتتاح دانشسرای مقدماتی و تبعیت
زنان رجال کشور از او ـ که در روز ۱۷ دی ماه انجام یافت ـ
قانون منع حجاب را رسمی و اعلام عمومی می گرداند. به دنبال آن
زنان مسلمانان ایران مورد تهاجم های وحشیانه ماموران دولتی
و هتک حرمت های بی شمار برای برداشتن چادر از سر قرار گرفتند و
وقایع بسیار تلخ و ناگواری در صفحات تاریخ ایران به
ثبت رسید.
حضرت امام خمینی به واقعه اسفناک کشف حجاب
رضاخان نگرشی جامع دارند و از ابعاد گوناگون به این فاجعه بزرگ نظر
گسترده اند.
غرب زدگی و اشاعه آزادیهای غربی
مهمترین و عمده ترین جلوه نگرش امام به این واقعه را تشکیل
می دهد
حضرت امام خمینی ضمن این نگرش خاص به
واقعه کشف حجاب رضاخان تحسر و اندوه شدید خویش را از آنچه بر این
ملت مظلوم رفت پنهان نمی نمایند و از زنان مسلمان ایران که اینگونه
مورد تهاجم و هتک حرمت قرار گرفتند به عنوان مظلوم ترین زنان یاد می
کنند.
اولین نمونه از سخنان بیدارگرانه امام خمینی
را از همان دوران حکومت رضاخانی برمی گزینیم که در کتاب «
کشف الاسرار » ضبط و ثبت گردیده است :» ما میگوییم دولتی که
بر خلاف قانون کشور و قانون عدل یک گروه حیوان آدمخوار را به نام
پاسبان شهربانی و در شهر و ده به جان زن های عفیف بی جرم
مسلمانان بریزد و حجاب عفت را با زور سرنیزه از سر آنها برباید
و به غارت و چپاول ببرد و محترمات بی سرپرست را در زیر لگد و چکمه خرد
کند و بچه های مظلوم آنان را سقط کند این دولت دولت ظالمانه و اعانت
برآن عدیل کفر است . ما حکومت دیکتاتوری را ظالمانه و عمال آن
را ظالم و ستمکار می دانیم . » (۴ )
حضرت امام خمینی در این عبارات به صراحت
علیه فعالیت های ظالمانه و ددمنشانه رضاخان موضع گیری
می کند و به جنبه خشنونت و سبعیت قانون استعماری کشف حجاب تصریح
می نماید و ابعادی از جنایات این مامور و مزدور
استعمار را نمایان می سازد که چگونه در اوج هتاکی و درندگی
کثیف ترین اعمال را به پیروی از فرهنگ مبتذل غرب مرتکب می
گردد و نام آن را تمدن ! و پیشرفت ! و آزادی زن ! می گذارد.
راستی در کجای دنیا توحش تمدن نام میگیرد ! و در چه
عصر و زمانه ای غارت و خشونت مدنیت تلقی گردیده است ! و
چه کسی است که هتک حرمت زن را منزلت زن بنامد !
با جلوه دیگری از مبارزات امام خمینی
با کشف حجاب رضاخانی اینگونه آشنا می شویم :
«این حیوان های شهوت ران که میخواهند
با نام ترقی کشور با دخترهای جوان مردم به رقص و عیش و نوش
بپردازند باز دست از این کشف حجاب ننگین که عفت و درستی عضو
جوان حساس ما را به باد داد و از خیانت های بزرگ رضاخان به این کشور
بود دست برنمی دارند . » (۵ )
حضرت امام در این سخنان به جنبه فساد گستری
قانون منع حجاب اشاره می کنند که چگونه استعمارگران غرب و عامل دست نشانده
آنان یعنی رضاخان قشر جوان این مرز و بوم را نشانه می
روند و با اشاعه بی بند و باری در میان آنها سعی در از بین
بردن این نیروهای مقاوم و مستحکم در برابر هر تهاجم خارجی
دارند تا به این وسیله زمینه های مناسب و مساعد برای
بسط سیطره فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و نظامی
خود بر کشور ایران را مساعد و هموار نمایند.
حضرت امام خمینی ضمن آن که این عملکرد سیاه
رضاخان را « کشف حجاب عفت سوز » نام می برند که موجب « رفتن منابع ثروت و
فضایل اخلاق » از کشور می شود(۶ ) صحنه هایی از این
فاجعه دردناک را باتاسف و تحسر اینگونه مورد توجه و نظر قرار می دهند
و نسل جوان را به تعمق در این اوراق سیاه تاریخ ایران
دعوت می نمایند :
بانوان را الزام کردند به این که در مجالس کذایی
که داشتند حاضر بشوند. مردها با زن هایشان با دخترهایشان در آن مجلس
های فاسد الزام داشتند که حاضر بشوند. حتی در قم در قم که مرکز روحانیت
بود در قم هم این مسائل بود و در همه شهرستانها . (۷ )
خدا می داند که به این ملت ایران چه گذشت
در این کشف حجاب . حجاب انسانیت را پاره کردند اینها. خدا می
داند که چه مخدراتی را این ها هتک کردند و چه اشخاصی را هتک
کردند. علما را وادار کردند با سرنیزه که با زن هایشان در مجالس جشن یک
همچو جشنی که با خون دل مردم با گریه تمام شد شرکت کنند. مردم دیگر
هم به همین ترتیب دسته دسته را دعوت می کردند و الزام می
کردند که با زن هایتان باید جشن بگیرید. آزادی زن این
بود که الزام می کردند اجبار می کردند با سرنیزه و پلیس
مردم محترم را بازرگانان محترم را علما را اصناف را به اسم اینکه خودشان جشن
گرفتند! در بعضی از جشنها (به اصطلاح خودشان ) آنقدر گریه کردند مردم
که این ها از آن جشن شاید اگر حیایی داشتند پشیمان
می شدند!(۸ )
پس از تحقق اولین مرحله از این فاجعه بزرگ و
رنج آور ـ و به تعبیری گویاتر و رساتر این تفرعن و توحش و
سبعیت ـ جریان های فکری وابسته به دنیای غرب
وارد عرصه های فرهنگ و هنر شدند و با نثر و نظم و شعر و سرود و مقاله و
داستان به نشر و ترویج این جلوه از « غرب زدگی » و سایر
ابعاد و جنبه های آن اهتمام ورزیدند تا به این وسیله «
باطل » را در لباس « حق » درآورند و با آرایه های گوناگون « ناپاکی
و فساد » را « عفت و پاکدامنی » بنامند!
حضرت امام خمینی نسل جوان مملکت را که آن
روزگار را ندیدند به همین آثار مبتذل فکری و فرهنگی و هنری
ارجاع می دهد و از آنان می خواهد که با درنگ و تعمق در آنها به اوج
انحطاط و انحراف و تباهی و فساد در قانون غربی کشف حجاب رضاخان واقف و
آگاه گردند :
«کسانی که آن زمان را به یاد دارند می
دانند این خائن تبهکار با دستیاری عمال بی وطنش با اینان
(زنان ) چه کردند و برای پیروزی هر چه سریعتر نقشه هایشان
چه راه هایی را برای انحراف و مصرفی نمودن و به فساد
کشاندن بانوان مظلوم در پیش گرفتند کافی است نسل حاضر که آن روزگار سیاه
را درک نکرده اند به کتاب ها شعرها نوشته ها نمایشنامه ها تصنیف ها
روزنامه ها مجله ها و مراکز فحشا و قمارخانه ها و شراب فروشی ها و سینماها
که همه یادگار آن عصر بودند بنگرند و یا از آنان که دیده اند
بپرسند و نیز سئوال کنند که نسبت به زن این قشر انسان پرور و آموزگار
چه ظلم ها و خیانت هایی در ظاهر فریبنده ای به اسم
زن مترقی روا داشتند . » (۹ )
به این ترتیب حضرت امام خمینی با
بازخوانی اوراقی سیاه از تاریخ واقعه منع حجاب صحنه های
تحرکات فکری و عملی استعمارگران غربی و مهره سرسپرده آنها رضا
شاه پهلوی و عوامل وابسته به او را برای تحقق هدف « اسلام زدایی »
در ایران و با تهاجم به « حجاب اسلامی » به
عنوان سنگر مقاومت زن مسلمان در برابر فرهنگ های مبتذل و پوچ گرا و فساد
گستر نمایان می سازد و این نسل و نسل های آینده را
به مطالعه و کنکاش در تاریخ برای نیل به واقعیت های
تلخ نهفته در آن درباره عملکرد سیاه رضاخان ترغیب می نماید.
نسل امروز ما باید واقف باشد که تلاش استعمار برای
گسترش غرب زدگی در ایران که با تحرکات مخرب مبتنی بر اسلام زدایی
و مبارزه بی وقفه با حجاب و پوشش اسلامی در دوره حکومت رضاخان اوج
گرفت در زمان زمامداری فرزندش محمدرضاشاه نیز تداوم داشت با این
تفاوت که رضاخان به روش « استعمار دیرین » که با یورش و تهاجم
مستقیم و آشکار عمل می کند به اسلام زدایی و مقابله با
احکام و قوانین اسلام از جمله قانون حجاب اسلامی پرداخت و با سرنیزه
و نیروی قهریه و حمله نظامی و توحش و خشونت پوشش را از سر
زنان برداشت و آنان را به حضور در جامعه و محافل مورد نظر مجبور ساخت لکن محمدرضا
شاه با روش « استعمارنوین » که روش غیر مستقیم و پنهان و نامرئی
میباشد به این هدف شوم نائل آمد. در روش استعمار نو حمله نظامی
و خشونت و ضرب و جرح و قتل جایی ندارد بلکه در این شیوه
استعماری ضمن آنکه استفاده از پوشش اسلامی آزاد می باشد با روش
های مخرب فکری و فرهنگی و تبلیغی به مرور هدف «
استحاله فرهنگی » محقق می گردد و « نسل جوان » با فعالیتهای
مرموز و ممزوج با فریبکاری و همراه با شعارهای آزادیخواهی
و دموکراسی و استناد به حقوق بشر به دام های ناپیدا گرفتار می
شوند و با اراده و اختیار و از روی میل و اشتیاق به دامان
غرب سقوط می کنند و به « از خودبیگانگی » می افتند. و این
جاست که با دست خود و نه بازور سرنیزه حجاب از سر برمی گیرند و
به فساد و تباهی می گرایند!!
بدیهی است روش استعمار نوین از روش
استعمار دیرین بسیار خطرناک تر می باشد زیرا در روش
مستقیم دشمن کاملا مشخص و نمایان است و به راحتی شناسایی
می شود و هدف گیری می گردد لکن در روش غیر مستقیم
یا استعمار نوین دشمن مشخص نیست ناپیدا و پنهان است مرموز
و خزنده است ظاهری موجه دارد و طرفدار آزادی ! و منزلت زن ! است .
نسل جوان ما باید هوشیار باشد که اولا اسلام
زدایی با مقابله با حجاب اسلامی و ترویج فساد و آزادی
های لجام گسیخته جنسی حربه ای است موفق که در تمام اعصار
و زمان ها توسط قدرتهای استعماری به بهره برداری رسیده
است و تیغ تیز و هلاک کننده ای است که هرگز زنگ نمی زند و
از کار نمی افتد و همچنان قربانی می گیرد و تا زمانی
که انسان وجود دارد ـ به آن دلیل که شهوت دارد و دارای غریزه
جنسی است و اگر از طریق صحیح و با ازدواج تامین نگردد به
بیراهه های معاصی سقوط می کندـ این حربه نیز
وجود دارد و آسیب و زیان می رساند و فساد و بی بند و باری
می آفریند. ثانیا هم اینک جریان های فکری
وابسته به غرب با تحرکات و فعالیت های مخرب خود به نشر و تبلیغ
« اسلام شاهنشاهی » و « اسلام غربی » می پردازند و جای پای
آنان را در برخی از روزنامه ها و مجله ها و محافل و مراکز فرهنگی و
تبلیغی و رسانه ای می توان مشاهده نمود! ثالثا نسل جوان
ما نباید غفلت و تسامح و سهل انگاری های بعضی از مراکز
فرهنگی و هنری و برخی از افراد منفعل را که با کمال تاسف و شگفتی
به همراهی و همیاری با عناصر وابسته به فرهنگ شاهنشاهی و
فرهنگ غربی می پردازند و با دست خود صحنه ها را برای تاخت و تاز
آنان به اسلام و اندیشه و فرهنگ غنی و جامع آن هموار می نمایند
زیر نظر داشته باشند و این تحرکات ناسالم را به حساب اسلام و انقلاب و
نظام اسلامی نگذارند و سعی کنند با مستحکم کردن پشتوانه های
معرفتی خود ـ که با کنکاش و تحقیق و مطالعه در مبانی و معارف و
تعالیم و ارزش های والای اسلامی تحقق می یابد
ـ به تفکیک و جداسازی این مواضع فکری و عملکردهای
فرهنگی و هنری بپردازند و البته راه مشاوره و دریافت کمک های
فکری از اندیشمندان و علمای جامع نگر و اسلام شناس و مراکز فرهنگی
سالم و افراد صالح و مسلط به فرهنگ و معارف اسلامی و آگاه نسبت به جریان
های فکری و ناظر به ورود و نفوذ « سیاست بازی » ها و «
جناح گرایی » ها به عرصه فرهنگ و هنر نیز باز و هموار است .
موضوع مهم دیگر این است که بیداری
و هشیاری نسل جوان نسبت به اوضاع نابسامان فرهنگی و نفوذ و تاخت
و تازهای عوامل وابسته به اسلام شاهنشاهی و اسلام غربی و آمریکایی
و نیز مراقبت این نسل برای تفکیک و جداسازی تحرکات
سالم مبتنی بر فرهنگ جامع و رهایی بخش و زندگی ساز اسلام
از تحرکاتی که اگر چه به نام دین انجام می پذیرد لکن
آلوده به تعصب ورزی های جناحی و سیاست بازی های
متضاد با حقیقت اسلام و انقلاب و نظام اسلامی می باشد سهل و
آسان نیست و همین جاست که مسئولیت آگاه سازی نسل جوان
توسط مراکز حوزوی و پژوهشکده ها
و سازمان های تبلیغی و فرهنگی
وابسته به آنها و حضور فعال و موثر اسلام شناسان مستقل و آگاه به زمان و واقف به نیازهای
اعتقادی و فکری جوانان و دانشجویان آشکار و نمایان میگردد.
و از همین جاست که باید از تورم اسلام شناسی های فاقد
اعتبار و بدون پشتوانه و جامعیت علمی جلوگیری شود تا
تشنگان حقیقت دین به آبشخور زلال آن رهنمون شوند.
پاورقی :
۱ ـ خاطرات « همفر » جاسوس انگلیس در کشورهای اسلامی انتشارات
امیر کبیر ص ۵۶
۲ ـ اشاعه فساد و فرهنگ پوچ گرایی نشر بلیغ ص ۳۶
و ۳۷
۳ ـ نهضت روحانیون ایران علی دوانی مرکز فرهنگی
امام رضا(ع ) ج ۱ ص ۱۴۲
۴ ـ کشف الاسرار اثر امام خمینی ص ۲۳۹ جایگاه
زن در اندیشه امام خمینی تبیان دفتر هشتم موسسه تنظیم
و نشر آثار امام ص ۲۳۰
۵ ـ همان منبع ص ۲۸۳
۶ ـ همان منبع ص ۲۹۲
۷ ـ صحیفه نور ج ۱ ص ۲۰
۸ ـ همان منبع ج ۲ ص ۳
۹ ـ همان منبع ج ۱۶ ص ۱۲۶
باید از تورم اسلام شناسی های فاقد
اعتبار و بدون پشتوانه و جامعیت علمی جلوگیری شود تا
تشنگان حقیقت دین به آبشخور زلال آن رهنمون شوند
هم اینک جریان های فکری وابسته به
غرب با نشر و تبلیغ اسلام شاهنشاهی و اسلام غربی و آمریکایی
به « اسلام زدایی » و ترویج غرب زدگی و مقابله با حجاب
اسلامی و هویت زنان مسلمان اشتغال دارند و جای پای آنان
را در برخی از روزنامه ها و مجله ها و مراکز فرهنگی و رسانه ای
می توان مشاهده نمود!
در روش استعمار نوین برخلاف روش استعمار دیرین
که توسط رضاخان و با حمله نظامی و خشونت و قتل حجاب از سر زنان برداشته شد
به مرور هدف « استحاله فرهنگی » محقق می گردد و با فعالیت های
مرموز و ممزوج با فریبکاری و همراه با شعارهای آزادیخواهی
و دموکراسی و استناد به حقوق بشر دختران به دام های ناپیدا
گرفتار می شوند و با اراده و اختیار و از روی میل و اشتیاق
به « غرب زدگی » می رسند و به « ازخودبیگانگی » می
افتند و از این جاست که با دست خود و نه با زور سرنیزه حجاب از سر برمی
گیرند و به فساد و تباهی می گرایند !
حضرت امام خمینی ضمن آن که عملکرد رضاخان را «
کشف حجاب عفت سوز » می نامد که موجب « رفتن منابع ثروت و فضایل اخلاق
» از کشور گردید به طور مکرر نسل جوان را به مطالعه و کنکاش و تعمق در تاریخ
برای کسب بینش های لازم نسبت به نقشه های استعمارگران و
فعالیت های مهره های دست آموز آنان برای اسلام زدایی
در ایران دعوت می نماید
روزنامه جمهوری اسلامی
http://www.aftab.ir/articles/politics/plitical_history/c1c1199795581p1.php
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
تربيت فرزندان و تقويت روحى شوهران براى ورود در ميدانهاى
بزرگ
حضرت آيتالله خامنهاى ديداراجتماع شمار زيادى ازبانوان
مسلمان وانقلابى استان خوزستان(۱۳۷۵/۱۲/۲۰)
حضرت آيتالله خامنهاى رهبر معظم انقلاب اسلامى امروز در
اجتماع شمار زيادى از بانوان مسلمان و انقلابى استان خوزستان كه در ورزشگاه تختى
اهواز انجام شد از تربيت فرزندان و تقويت روحى شوهران براى ورود در ميدانهاى بزرگ
به عنوان مهمترين نقش و هنر زن مسلمان ياد كردند و زن را عنصر اصلى در تشكيل و
بقاى خانواده و بالنده شدن نسلهاى آينده دانستند.
مقام معظم رهبرى در اين اجتماع عظيم كه با ابر از عواطف و
احساسات پرشور و خالصانه بانوان خوزستانى همراه بود، مقام والاى زن ايرانى را
بويژه در منطقه خونبار خوزستان مورد احترام و تكريم قرار دادند و فرمودند: در
دوران بازسازى كشور اسلامى، بيشترين تكيه بر نيروى انسانى است كه نيمى از آن را
بانوان كشور تشكيل مىدهند؛ بنا بر اين بازسازى به معناى حقيقى و وسيع آن، مستلزم
وجود بينشى صحيح در مورد زن و جايگاه آن است.
حضرت آيتالله خامنهاى نظر مترقى اسلام را در مورد زن موجب
آبادانى كشور، صلاح و فلاح ملت و اعتلاى هر چه بيشتر بانوان توصيف كردند و
فرمودند: بانوان مسلمان بايد بدانند كه خدا، قرآن و اسلام درباره آنها چه قضاوتى
دارد، از آنها چه مىخواهد و چه مسؤوليتى را براى آنها مطرح كرده است و اجراى آن
را نيز خواستار شوند.
رهبر معظم انقلاب اسلامى با استناد به آمار و ارقام منتشره،
بيشترين ظلم و تعدى نسبت به زنان را متوجه مردان در كشورهاى غربى دانستند و
فرمودند: اسلام در مورد زن حد ميانهاى را بدون افراط و تفريط مطرح مىكند، اجازه
ظلم به زن را نمىدهد و طبيعت زن و مرد را نيز ناديده نمىگيرد.
مقام معظم رهبرى بر عدم وجود هرگونه تفاوتى ميان زن و مرد
در عرصه رشد و تكامل روحى و معنوى و نيز عرصه فعاليتهاى اجتماعى تأكيد كردند و
فرمودند: از نظر اسلام در همه فعاليتهاى مربوط به جامعه بشرى، زن و مرد داراى
اجازه مشترك و همسان هستند و زنان مىتوانند در صورت برخوردار بودن از قدرت جسمانى
و شوق و فرصت لازم، عهده دار تمامى امور اجتماعى شوند. اما برخى كارها با تركيب
جسمانى زنان تطبيق نمىكند كه اين مسأله به مجاز بودن فعاليتهاى اجتماعى زنان
ارتباط پيدا نمىكند، كما اين كه انجام برخى از امور با وضع جسمى و اخلاقى مردان
نيز مطابقت ندارد.
حضرت آيتالله خامنهاى به مرزبندى اسلام در ارتباطات ميان
زن ومرد در صحنه اجتماع اشاره كردند و فرمودند: محيط تحصيل و جامعه بايد براى دختر
و پسر سالم و امن باشد و اسلام براى حفظ حدود اخلاقى و كمك به امنيت زن و مرد،
حجاب را براى زن تعيين كرده است. زنان مسلمان با حجاب، امنيت خود و مردان را در
جامعه تأمين مىكنند. آنجا كه حجاب را از زن مسلمان دور مىكنند، در درجه اول
امنيت از زنان و سپس از مردان و جوانان سلب مىشود و اسلام براى ايجاد محيطى سالم
و داراى امنيت و براى آن كه زن بتواند به مسؤوليتهاى اجتماعى خود عمل كند، حجاب را
معين كرده است كه اين خود يكى از احكام برجسته اسلام محسوب مىشود.
رهبر معظم انقلاب اسلامى در تبيين ديدگاه اسلام پيرامون
حقوق اقتصادى زن فرمودند: در اسلام زن مالك ثروت خويش است و مىتواند هرگونه
بخواهد آن را مصرف كند و در زمينه استقلال اقتصادى زن، دنياى غرب 13 قرن از اسلام
عقب است و اروپا در چند دهه اخير به زن اجازه تصرف در مال خود را داده است.
مقام معظم رهبرى احكام اسلام را در مورد نقش زن در خانواده
بسيار درخشان و افتخار آميز خواندند و فرمودند: از نظر اسلام زن در انتخاب همسر
كاملا آزاد است و هيچكس نمىتواند اين حق را از زن سلب كند. در طول زمان برخى
عادات جاهلى و غلط در جامعه اسلامى به وجود آمده است، اما اين عادات جاهلى كه
متأسفانه در مناطقى از شهرهاى مركزى و خوزستان نيز وجود دارد، به احكام نورانى
اسلام مربوط نمىشود. از نظر اسلام مجبور كردن دختر به ازدواج با پسر عموى خويش و
اظهار نظر مرد در مورد ازدواج دختر عمو، يك امر غير اسلامى و خلاف شرع بين است.
حضرت آيتالله خامنهاى مجبور كردن دختران به ازدواج با
پسران قبيله ديگر به منظور حل اختلافات قبيلهاى را خلاف شرع و احكام اسلام
برشمردند و فرمودند: اسلام در مقابل ظلم و تعدى به زن ايستاده است و اجازه ظلم به
زن را نمىدهد. از نظر اسلام زن و مرد در درون خانواده شريك زندگى يكديگر هستند و
بايد با يكديگر با محبت رفتار كنند و هيچيك حق زورگويى به ديگرى را ندارد. احكام
اسلامى در مورد ارتباطات زن و مرد بسيار دقيق است و بر اساس طبيعت زن و مرد و
مصالح جامعه اسلامى صادر شده است.
رهبر معظم انقلاب اسلامى ممانعت از خروج بدون اجازه زن از
خانه را حق شوهر دانستند و با تأكيد بر اين كه اين حق يكى از رازهاى دقيق احكام
الهى است فرمودند: طبيعت زن و مرد هر يك ويژگى خاص خود را دارد و در داخل خانواده
نمىتوان روحيات هر يك را از ديگرى انتظار داشت.
مقام معظم رهبرى برخورد با زن در خانواده را به مثابه يك
مستخدم، خلاف اسلام خواندند و با تأكيد بر اهميت تربيت فرزندان از سوى مادر
فرمودند: مادرانى كه تربيت فرزند در آغوش پرمهر و عطوفت خود را به بهانه انجام
كارهاى ديگر رها مىكنند، مرتكب اشتباه مىشوند. بهترين روش تربيت انسان آن است كه
در آغوش پرمهر و محبت مادر پرورش پيدا كند و زنانى كه فرزند خود را از اين موهبت
الهى محروم مىكنند، در واقع به زيان خود و فرزند خويش و جامعه اقدام كردهاند .
حضرت آيتالله خامنهاى وجود نوجوانان تبهكار، جنايتكار،
معتاد و فاسد در جوامع غربى را ناشى از اهميت ندادن زنان به خانواده و تربيت صحيح
فرزندان دانستند و در پايان سخنانشان فرمودند: زن ركن اساسى و عنصر اصلى خانواده
است و اسلام براى نقش زن در داخل خانواده اهميت فراوانى قائل است زيرا با پايبندى
زن به خانواده و تربيت فرزندان در آغوش پرمهر مادر، نسلها در آن جامعه بالنده و
رشيد خواهند شد.
http://www.leader.ir/langs/fa/?p=contentShow&id=1398
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
غربیها درباره جنس زن باید پاسخگو باشند
ازبیانات مقام معظم رهبری حضرت آیت الله
خامنه ای در جمع هزاران تن از زنان و دختران مسلمان کشور30/6/79
غربیها درباره جنس زن باید پاسخگو باشند; آنها
به زن خیانت کردند.تمدن غربی به زن هیچ نداده است.اگر پیشرفت
علمی و سیاسی و فکری دیده می شود،مال خود
زنهاست.هر جا این جور چیزها پیش می آید.در ایران
اسلامی و درکشورهای دیگر هم پیش آمده است.
مال خود زنهاست.آنچه که غربیها به آن دامن زدند وتمدن
غربی پایه گذار این خشت کج و بنای کج بود، بی بند و
باری و ابتذال زنانه است.زن را به ابتذال کشانده اند، داخل خانواده او را هم
اصلاح نکرده اند.مکرر در مطبوعات آمریکایی و اروپایی،
میزان بالای زن آزاریها و شکنجه ها و بی مهریها
منتشرشده است.
فرهنگ غربی در مورد زن و بی بندوباری و
به ابتذال کشاندن زنان آن مناطق موجب شده است که خانواده سست بشود; بنیان
خانواده متزلزل بشود، زن و مرددر داخل خانواده خیانت به یکدیگر
برایشان خیلی مهم شمرده نشود این گناه نیست؟ این
خیانت به جنس زن نیست؟ با این فرهنگ، از همه دنیا هم
طلبکارند; در حالی که باید بدهکار باشند!
فرهنگ غربی در مورد زنان باید در موضع مدافع
قرار بگیرد; باید از خودش دفاع کند; باید توضیح بدهد; اما
غلبه و سلطه سرمایه داری و رسانه های مستکبر جبار غربی قضیه
را بعکس می کنند; آنها می شوند طلبکار، آنها می شوندمدافع حقوق
زن به قول خودشان و به اصطلاح خودشان! در حالی که چنین چیزی
نیست.البته در بین غربیها هم مسلما متفکرانی، فلاسفه ای،
انسانهای صادق وصالحی هستند که صادقانه فکر می کنند و حرف می
زنند.آنچه که من می گویم، گرایش عمومی فرهنگ و تمدن غربی
به زیان زن و بر علیه زن است.
زن مسلمان ایرانی در ایران اسلامی،
باید کوششش این باشد که هویت والای زن اسلامی را آن
چنان زنده کند که چشم دنیا را به خود جلب کند; این امروزوظیفه ای
است بر دوش زنان مسلمان، بخصوص زنان جوان و دختران دانش آموزودانشجو.
هویت اسلامی این است که زن در عین
این که هویت و خصوصیت زنانه خود را حفظمی کند که طبیعت
و فطرت است و برای هر جنسی خصوصیات آن جنس ارزش است یعنی
آن احساسات رقیق را، عواطف جوشان را، آن مهر ومحبت را، آن رقت را، آن صفاو
درخشندگی زنانه را برای خود حفظ می کند، در عین حال، هم
باید در میدان ارزشهای معنوی مثل علم، مثل عبادت، مثل
تقرب به خدا، مثل معرفت الهی وسیر وادیهای عرفان پیشروی
کند، هم در عرصه مسائل اجتماعی و سیاسی وایستادگی و
صبر و مقاومت و حضور سیاسی و خواست سیاسی و درک و هوس سیاسی،شناخت
کشور خود، شناخت آینده خود، شناخت هدفهای ملی و بزرگ و اهداف
اسلامی مربوط به کشورهای اسلامی و ملتهای اسلامی،
شناخت توطئه های دشمن شناخت دشمن، شناخت روشهای دشمن باید روز
به روز پیشرفت کند، و هم در زمینه ایجاد عدل و انصاف و محیط
آرامش و سکونت در داخل خانواده باید پیشرفت کند.اگر قوانینی
لازم است، اگر تصحیح و اصلاحی در مسائلی که به این جامنتهی
می شود، لازم است، زنان، زنان باسواد، زنان آگاه، زنان بامعرفت، درهمه این
میدانها بایستی پیشروی کنند; الگوی زن را
نشان بدهند، بگویند زن مسلمان آن زنی است که هم دین خود را،
حجاب خود را، زنانگی خود را،ظرافتها و رقتها و لطافتهای خود را حفظ می
کند; و هم از حق خود دفاع می کند; هم در میدان معنویت و علم و
تحقیق و تقرب به خدا پیشروی می کند وشخصیتهای
برجسته ای را نشان می دهد; ولی در میدان سیاسی
حضور دارد; این می شود الگویی برای زنان.
شما بدانید زنان مسلمان در بسیاری از
نقاط دنیا امروز به شما نگاه می کنندو از شما یاد می گیرند
این که می بینید در بعضی از کشورهای غربی،
در بعضی از کشورهای مسلمان اما با حکومتهای غیراسلامی
این جور حجاب اسلامی موردتهاجم دشمنان دین قرار می گیرد،
این نشاندهنده گرایش آنها به حجاب است.درکشورهای همسایه
ما، آن جاهایی که به حجاب اهتمام نمی شد، در کشورهای
اسلامی که بنده خودم از نزدیک بعضی جاها را دیدم که هرگز
اسمی از حجاب درآن جا آورده نمی شد، در مدت بیست ساله بعد از
انقلاب، زنان بخصوص زنان روشنفکر، بخصوص دختران دانشجو، به حجاب، گرایش پیدا
کردند، علاقه پیداکردند; رو آوردند و حجاب را حفظ کردند; که نمونه هایش
علاوه بر اینها درکشورهای غربی هم مشاهده شده است شما الگویید،
شما نمونه اید.
بدانید امروز در هیچ جای دنیا زنانی
که مثل این مادران شهدای ما، مادر دوشهید، مادر سه شهید،
مادر چهار شهید باشند، نیست.در جامعه ما، مادرانی با این
خصوصیات که از پدرها بهتر و قوی تر و آگاهانه تر ایستادند، در این
میدان بسیار داریم; این همان تربیت اسلامی
است، این همان دامان پاک و مطهرو نورانی فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
است.
شما دختران فاطمه هستید; فرزندان فاطمه زهرا هستید;
دنباله رو آن فاطمه زهرا هستید.
http://www.hawzah.net/Hawzah/Articles/Articles.aspx?LanguageID=1&id=82886&SubjectID=78591
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی
امروز در دیدار جمع زیادی از پرستاران سراسر کشور
حضرت آیت الله خامنه ای، با اشاره به روشهای
غلط و انحرافی دنیای فاسد غرب برای معرفی شخصیت
زن تأکید کردند: دنیای غرب تلاش دارد، اینگونه القاء کند
که عظمت زن در کنار گذاشتن عفاف و حجاب، و جلوه گری در مقابل مردان و هوسرانان
است، در حالیکه این روش، تحقیر زن است.
ایشان، خاطرنشان کردند: حرکت زنان در انقلاب اسلامی،
حرکتی زینب گونه بوده است و زنان همواره برجسته ترین نقش ها در
انقلاب اسلامی و دفاع مقدس ایفا کرده اند.
http://www.iribnews.ir/Default.aspx?Page=MainContent&news_num=221940
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
اتمام حجت آيت الله مکارم شيرازي:نمي گذاريم مساله حجاب زير
سوال برود
تاریخ خبر :
12/04/89
آيت الله مکارم شيرازي حفظ ارزشهاي اسلامي را خواسته مردم و
هدف شهيدان انقلاب عنوان کرد و گفت هيچ مقامي حق ندارد اين ارزشها را کمرنگ کند.
اتمام حجت آيت الله مکارم شيرازي:نمي گذاريم مساله حجاب زير
سوال برود
آيت الله مکارم شيرازي حفظ ارزشهاي اسلامي را خواسته مردم و
هدف شهيدان انقلاب عنوان کرد و گفت هيچ مقامي حق ندارد اين ارزشها را کمرنگ کند.
آيت اللَّه ناصر مکارم شيرازي صبح چهارشنبه در ديدار علما و
امام جمعه و مسئولين شهرستان ميانه ضمن بيان حديث معروفي از پيغمبر اکرم (ص)
درباره عوامل پيروزي امت اسلامي و شکست احتمالي آنها گفت: مردم کشور ما انقلاب
کردند و صدها هزار شهيد و اسير و جانباز دادند تا ارزشهاي اسلامي را زنده کنند.
وي افزود: هيچکس در هر مقامي باشد حق ندارد اين ارزشها را
کمرنگ يا بيررنگ کند.
وي اضافه کرد: مسئولان مراقب سخنان خود باشند و بدانند
خانواده شهدا و نيروي بسيج مخلص، حوزههاي علميه و تمام وفاداران انقلاب اجازه
نخواهند داد مسئلهاي مانند امر به معروف که از مسلمات قرآن مجيد است و به خصوص
مسئله حجاب که از ضروريات اسلام است و امروز به عنوان رمزي از اسلام در همه جا
شناخته ميشود، زير سئوال برود.
اين مرجع تقليد شيعيان ادامه داد: اگر بيتدبيريها از حد
بگذرد مردم شهيدپرور با زبان ديگري سخن خواهند گفت، مسئولان محترم احترام خود را
حفظ کنند و اجازه دهند هر نهادي به وظيفه خود عمل کند.
وي افزود: قانونگذاران قوانين شفاف و حسابشده بر وفق
ارزشهاي اسلامي تنظيم کنند و قوه قضائي به مقابله با جرائم برخيزد و مجريان به
وظيفه اصلي خود که اجراي قوانين است بپردازند و از قلمرو خود خارج نشوند تا
همانگونه که رهبر انقلاب فرمودند ملت مسلمان و انقلابي ما آسوده خاطر با اتحاد و
انسجام وضع داخلي به مقابله با تهديدات خارجي بپردازد.
http://www.pooshesh.medu.ir/IranEduThms/theme2/cntntpge.php?pgid=22&rcid=290
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
بانوان محجبه بهترين مبلغان فرهنگ حجاب هستند
دبيرکل مجمع جهاني
اهلبيت (ع) گفت: بانوان محجبه بهترين تبليغ براي ترويج فرهنگ حجاب در جامعه
هستند.
حجتالاسلام محمدحسن اختري درباره وضعيت حجاب در جامعه
اظهار داشت: حجاب و عفاف دو اصل از مهمترين اصولي است که در تمامي اديان به خصوص
در دين مقدس اسلام به آن تأکيد شده است.
وي با بيان اينکه حجاب مورد توافق همه مسلمانان و مذاهب
اسلامي است، افزود: حجاب و عفت يکي از مسائل اخلاقي بين تمام جوامع بشري است و
تمامي انسانها اين امر را مقدس ميدانند؛ رعايت عفاف در همه دورههاي زندگي بشر
از ارزش و فضيلت خاصي برخوردار بوده است.
حجتالاسلام اختري اضافه کرد: عفاف علاوه بر اينکه در پوشش
بايد وجود داشته باشد، در کلام، روش و رفتار هم بايد وجود داشته باشد که البته
از نظر معنوي هم، حجاب و عفاف شکلي از هويت يک فرد است.
دبير کل مجمع جهاني اهلبيت (ع) اضافه کرد: در بسياري از
جوامع به خاطر وجود برخي اغراض همچنين به دليل وجود فرهنگهاي مختلف اين امر مورد
بيتوجهي قرار گرفته است؛ هرچند که در دين اسلام رعايت عفاف و حجاب امري مهم و
ضروري است ولي در جامعه ما هم به دليل سلسله حرکاتي که به وسيله استعمارگران شد، در
مقطعي از زمان به بدحجابي دچار شدهايم.
حجتالاسلام اختري تأکيد کرد: استعمارگراني همچون انگليس
با استفاده از ديکتاتورهايي همچون رضاخان در ايران و آتاتورک در ترکيه باعث ترويج
بيعفتي و بيحجابي در اين جوامع شدند، البته بعد از انقلاب اسلامي در ايران به
مقوله حجاب توجه بيشتري شد ولي به مرور زمان اين امر مورد هجوم دشمنان قرار گرفت و
به آن بيتوجهي شد.
دبيرکل مجمع جهاني اهلبيت (ع) اظهار داشت: براي ترويج و
گسترش عفاف و حجاب در جامعه بايد، اين مقوله به صورت علمي، تبليغي و منطقي مورد
بررسي و تحليل قرار گيرد.
وي با اشاره به اينکه مشکلات و آسيبهاي بدحجابي بايد به
جوانان و خانوادهها گفته شود، تصريح کرد: بانوان محجبه بهترين الگو براي گسترش
فرهنگ حجاب در جامعه هستند و در اين زمينه ميتوانند تأثير بسزايي بر نسل جوان
بگذارند.
حجتالاسلام اختري درباره وظيفه مسئولان در اين زمينه گفت:
مسئولان و حاکمان جامعه بايد به اين مسئله با جديت بپردازند و در محيطهاي اداري،
دولتي و دانشگاهي فرهنگ حجاب را گسترش دهند.
دبيرکل مجمع جهاني اهلبيت (ع) اضافه کرد: فلسفه و اصل
رعايت حجاب و عفاف بايد به درستي تبليغ، تشريح و تبيين شود تا زنان و دختران
جامعه با ديد باز به اين مسئله بپردازند
http://www.pooshesh.medu.ir/IranEduThms/theme2/cntntpge.php?pgid=22&rcid=283
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
شاهد گسترش بيحجابي به صورت سازمان يافته هستيم
تاریخ خبر :
26/02/89
يک عضو کميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي گفت: متاسفانه هر
چه قدر توجه کمتري به مقوله حجاب صورت ميگيرد اين مسئله به طور سازمان يافتهاي
گسترش پيدا ميکند.
شاهد گسترش بيحجابي به صورت سازمان يافته هستيم
يک عضو کميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي گفت: متاسفانه هر
چه قدر توجه کمتري به مقوله حجاب صورت ميگيرد اين مسئله به طور سازمان يافتهاي
گسترش پيدا ميکند.
بيژن نوباوه عضو کميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي در خصوص
لزوم پيگيري طرح عفاف و حجاب اظهار داشت: متاسفانه در حال حاضر اين مسئله به گونهاي
بوده که هرچه قدر توجه کمتري به آن صورت ميگيرد اين مسئله به طور سازمان يافتهاي
در کشور گسترش پيدا ميکند و حتي تاثيرات منفي آن بر روي گروه متدينين بيشتر از
گذشته هم شده است.
وي افزود: در همه جاي دنيا رعايت مسائل اخلاقي جزء قوانين
است و عدم رعايت آنها، مصداق صريح جرم ميباشد.
نوباوه ادامه داد: متاسفانه در حال حاضر و در سطح شهر شاهد
يکسري حرکات سازماندهي شده هستيم و اگر اين مسئله بخواهد ادامه پيدا کند و به همين
شکل گسترش يابد به مشکل برخواهيم خورد.
نوباوه با بيان اينکه نمايندگان مجلس خواهان برخورد قانوني
با افرادي که عفت عمومي را جريحه دار ميکنند، هستند اظهار داشت: ما انتظاري بيشتر
از اجراي قانون نداريم و برخوردهاي حذفي هم دوست نداريم و خواهان برخوردهاي فرهنگي
هستيم.
عضو کميسيون فرهنگي مجلس خاطرنشان کرد: البته بايد با کساني
که در اين خصوص رفتار معاندانه دارند به طور قانوني و جدي برخورد شود.
وي در خصوص اقدامات مجلس در مورد اين موضوع گفت: ما سعي
کردهايم در مجلس اقدامات لازم را انجام دهيم و فشارهاي لازم را به دستگاه اجرايي
وارد کنيم و خواهان اجرايي شدن لايحه عفاف و حجاب در جامعه شدهايم.
عضو کميسيون فرهنگلي مجلس در پايان اظهار داشت: لايحه عفاف
و حجاب شروع خوبي است ولي بايد توجه کرد که اقدام در اين زمينه بيشتر به عهده
دستگاه اجرايي و دولت است
http://www.pooshesh.medu.ir/IranEduThms/theme2/cntntpge.php?pgid=22&rcid=284
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
بايد باافراد لجوج در امر حجاب برخورد شديد کرد
تاریخ خبر :
26/02/89
پروين احمدي نژاد گفت: بايد در راستاي طرح حجاب و عفاف با
افراد لجوج و معاند در امر حجاب برخورد شديد شود.
بايد باافراد لجوج در امر حجاب برخورد شديد کرد
پروين احمدي نژاد گفت: بايد در راستاي طرح حجاب و عفاف با
افراد لجوج و معاند در امر حجاب برخورد شديد شود.
اين عضو شوراي شهر تهران با بيان اينکه ظهور و بروز بدحجابي
در جامعه به سهدسته تقسيم مي شود تاکيد کرد: گروهي با لجاجت و عناد ورزيدن و
گروهي به طور ساماندهي شده موظفاند ضمن دريافت پول و با برنامهريزيهاي از پيش
تعيينشده، مسيرهايي را درطول روز در شهر طي کنند تا معضل بدحجابي را در جامعه
نهادينه کنند.
به گزارش ايلنا احمدي نژاد با اشاره به گروه سومي که از روي
جهل بدحجاب هستند افزود: گاهي لباس مناسب براي برخي از افراد در بازار پيدا نميشود
و لباس هاي نامناسب قيمت کمتري دارند که زنان نيز مجبور ميشوند که اين لباسها را
تهيه کرده و از آن استفاده کنند.
وي با اشاره به لزوم انجام کار فرهنگي براي کساني که تبعيت
کورکورانه و از روي عادت دارند ادامه داد: بايد لباسهايي که در شان يک جامعه
مذهبي است ،با قيمتهاي ارزان و طرحهاي مناسب در بازار وجود داشته باشد که غير از
آن دسته لجوج، مابقي افراد که از روي غفلت از اين گونه لباسها استفاده ميکنند ،
در مسير اصلي قرار گيرند.
عضو کميسيون برنامه و بودجه شورايشهر تهران حجاب را يک حق
فردي و اجتماعي دانست و عنوان کرد:
رعايت حجابوعفاف از يکديگر تفکيکناپذير نبوده و با رعايت
اين اصول، آرامش، امنيت، رشد و سازندگي در جامعه به وجود ميآيد .
او طرح حجابوعفاف را مربوط به مردان نيز دانست و ادامه
داد: مرد و زن وقتي وارد اجتماع ميشوند بايد جنبههاي انساني، روحي و معنوي خود
را به جامعه عرضه کنند، نه بعد جسمانيشان را، چرا که عرضه شدن جسم در جامعه
،براي کشور خطرناک است .
عضو کميسيون برنامه و بودجه شوراي شهر تهران با اشاره به
افرادي که از روي عنان ،به دنبال حريم شکني هستند ادامه داد: براي اين گونه افراد
ملاحظات فرهنگي بياثر است و بايد به شدت با آنها برخورد شود.
احمدي نژاد در پاسخ به اين سوال که آيا در جريان اجراي طرح
حجاب و عفاف ،جوانان جامعه از دين و ارزشهاي آن دلزده نميشوند گفت: قرار نيست
خشک و تر در جريان اين طرح بسوزد بلکه با شناسايي متخلفين، اين طرح دنبال ميشود.
منبع خبر : دفتر
مطالعات وتحقيقات
http://www.pooshesh.medu.ir/IranEduThms/theme2/cntntpge.php?pgid=22&rcid=285
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
چادر حجاب برتر
با سلام خدمت همه دوستان از اونجایی که با
دوستان زیادی از داخل و خارج کشور در ارتباط هستیم و از نظرات
سازنده آنها استفاده می کنیم دوست بسیار عزیزمون ran_1368@yahoo.com مطلب خوبی رو برامون فرستادن تا در وبلاگمون درج کنیم
که از ایشون تشکر می نمائیم.
تعریف حجاب: حجاب به پوششی گفته می شود
که بر روی بدن قرار گرفته و بدن را
می پوشاند
شلوار، پیراهن ، مانتو، تی شرت و یا هر
پوشش دیگری که به ذهن می رسد نوعی حجاب محسوب می
شودهدف از حجاب تنها محافظت از پوست در مقابل عوامل خارجی نبوده و حجاب هر
فرد نشان دهنده ی اداب و رسوم ، عقاید و اعتقادات آن شخص نیز می
باشد
در دین اسلام هدف از حجاب نه تنها جنبه ی
محافظت فیزیکی داشته بلکه نوعی محافظ روانی نیز
محسوب می شود.
چادر: سخن بسیاری از اشخاص که با چادر مخالفت می
کنند و از درب دین و دیانت، وارد این مقوله می شوند این
است که از پوششی به نام چادر در هیچ کجای قرآن یاد نشده
است و این پوشش رفتاری است که بیهوده می باشد و به زبان
عامیانه نوعی حرکت من در اوردی است.
در پاسخ به این سوال که چادر از کجا آمده است باید
گفت که هدف از پوشش و حجاب برای خانم ها نه تنها شامل پوشاندن بدن آن ها می
شود بلکه چادر پستی ها وبلندی های بدن زن را نیز - ((که
باعث جلب توجه شده، البته این موضوع
که واقعا بدن زن باعث جلب توجه مرد می شود یا خیر برخی می
گویند که به قول معروف ما اینقدر چشم چرون نیستیم که تحریک
بشیم ، آنهاي که از چادر طرفداری می کنن چشم چرون هستن یا
به قول معروف یکم آمپرشون بالاست، در صورتی که به نظر بنده این
موضوع درست برعکس است و این افراد آنقدر در گناه غرق شده اند که دیگر
نسبت به این مسایل بی تفاوت شده اند و گناه برای آن ها به
امر عادی تبديل شده است))- مي پوشاند، از این رو چادر حجاب برتر لقب
گرفته است
ای زن به تو از فاطمه این گونه خطاب است،
ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است.
http://www.goharenab.blogfa.com/cat-93.aspx
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
توليد چادر جديد براي بانوان با 14 ويژگي
تاریخ خبر :
28/02/89
چادرجلابيب اولين اثر ابتکاري ثبت شده طراحي لباس با 14
قابليت و خصوصيت ويژه در ايران توليد شد.
توليد چادر جديد براي بانوان با 14 ويژگي
چادرجلابيب اولين اثر ابتکاري ثبت شده طراحي لباس با 14
قابليت و خصوصيت ويژه در ايران توليد شد.
به گزارش خبرنگار زنان باشگاه خبري فارس «توانا»، اين
پوشش اسلامي که با توجه به مشاغل مختلف بانوان در 30 طرح توليد شده است، قابليت
حجابي متناسب و راحت به فراخور نيازمنديهاي بانوان در راستاي شغل آنان را فراهم
ميکند.
چادر جلابيب يک دوره آموزشي 4 ساله براي کيفيت سنجي و تناسب
با خواستههاي بانوان طي کرده است و کاملاً توانسته رضايت زنان محجبه را براي
داشتن پوششي مناسب را جلب کند.
اين چادر از لحاظ طرحبندي تفاوتهاي متعددي با انواع ديگر
چادرها دارد و داراري 14 خصوصيت ويژه است که آن را از ساير چادرها متفاوت ميکند.
پوشش کامل بدون استفاده از مقنعه و ساق دست، قابليت استفاده
از کيف در زير چادر، قابليت تنظيم اندازه صورت و دستها براي استفاده در هنگام کار
از جمله ويژگيهاي اين چادر است
منبع خبر : دفتر
مطالعات وتحقيقات
http://www.pooshesh.medu.ir/IranEduThms/theme2/cntntpge.php?pgid=22&rcid=287
جلابیب نوع جدید چادر با حجاب کامل
سلام خدمت همه دوستان و عزیزانی که ما رو با
بازدیدهاشون از وبلاگ گوهر ناب تشویق و خوشحال می کنند
راستش یه طرح چادر از خانم معصومه کریمی
زاده دیدم که تحول جدیدی در پوشش اسلامی نموده است با اینکه
این نوع از چادر کاملا پوشیده است اما راحتی خود را هم دارد و
وپیشنهاد خوبیه برای خانمهای محترمه.
از مزیتهای این چادر می توان به آیتمهای
زیر اشاره نمود:
1--داراي جيب هاي
مخفي تعبيه شده در پايين قفسه سينه
2--داراي آستين
مخفي داراي زيپ مخفي جهت وضوگيري
3--داراي شبه
مقنعه و مقنعه سرخود
4--داراي آستين
ساق دست و آستين زمستاني
5--داراي زيپ مخفي
در قسمتي از جلوي چادر جهت وضوگيري و شيردهي و بستن ساك آغوش و دسترسي به كيف و
تلفن همراه و جيب داخل چادر
6--مكاني مجزا جهت
دسترسي به تلفن همراه در بعضي طرح ها
7--ظاهري شبيه به
چادرهاي معمولي
8--داراي پوشيه و
روگير سرخود در بعضي مدل ها و امكان روگيري توسط شخص در همه مدل ها
9--پوشش كامل بدون
استفاده از مقنعه مانتو و ساق دست
10--قابليت
استفاده كيف در زير چادر
11-گشادي چادر
مناسب و بدون بدن نمايي با همان متراژ چادرهاي معمولي و در برخي طرح ها كمي بيشتر
12-جلوگيري از
سرقت كيف و تلفن همراه موجود در زير چادر
13-داراي بندينك
سرآستين جهت حفظ كامل پوشش مچها
14-قابليت تنظيم
اندازه صورت
http://www.goharenab.blogfa.com/cat-98.aspx
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
توليد کنندگان لباس با مدل ايراني يارانه مي گيرند
تاریخ خبر :
12/04/89
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان اينکه براي گسترش و
تقويت فرهنگ عفاف و حجاب از همه ابزارهاي فرهنگي و هنري استفاده خواهد شد، گفت:
توليد کنندگان لباس با مدل ايراني - اسلامي يارانه مي گيرند.
توليد کنندگان لباس با مدل ايراني يارانه مي گيرند
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان اينکه براي گسترش و
تقويت فرهنگ عفاف و حجاب از همه ابزارهاي فرهنگي و هنري استفاده خواهد شد، گفت:
توليد کنندگان لباس با مدل ايراني - اسلامي يارانه مي گيرند.
به گزارش ايرنا، سيد محمد حسيني روز چهارشنبه پس از نشست
هيات دولت در گفتگو با خبرنگاران اظهار داشت: موضوع عفاف و حجاب مقولهاي بسيار
مهم و گستردهاي است و بايد تمام ابزارهاي فرهنگي، هنري و ادبي در اين زمينه به
کار گرفته شود.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با اشاره به هجمه فرهنگي رسانه
هاي خارجي به ويژه تلويزيونهاي ماهوارهاي در ترويج الگوهاي نامناسب و بيگانه در
زمينه لباس تاکيد کرد: بايد با همکاري اصناف و دستگاه هاي مختلف براي توليد و عرضه
پوشاک با مدلها و الگوهاي مناسب با فرهنگ و ارزش هاي ايراني و اسلامي تلاش شود.
وي تاکيد کرد: در اين زمينه دولت حمايتهاي لازم را انجام
خواهد داد و در صورت لزوم يارانه نيز پرداخت خواهد کرد.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي اضافه کرد: براي هماهنگي دستگاه
هاي مختلف در اين زمينه نشستي نيز روز يکشنبه آتي برگزار خواهد شد.
وي در پاسخ به سوال خبرنگار ايرنا درباره سرمايه گذاري ها و
برنامه هاي دولت براي تغيير و اصلاح الگوها و ارزش هاي جامعه گفت: وزارت فرهنگ و
ارشاد اسلامي به عنوان يکي از دستگاههاي متولي فرهنگ در جامعه به سهم خود از تمام
ابزارها و امکانات فرهنگي از جمله تئاتر، سينما، نشر کتاب و نشريات براي اصلاح
الگوهاي مورد نظر بهره ميبرد و برنامه ريزي هاي لازم را انجام خواهد داد.
منبع خبر : دفتر
مطالعات وتحقيقات
http://www.pooshesh.medu.ir/IranEduThms/theme2/cntntpge.php?pgid=22&rcid=292
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
اجراي طرح حجاب و عفاف در جامعه خواسته مردم است
تاریخ خبر :
29/03/89
امام جمعه موقت تهران گفت: اجراي طرح حجاب و عفاف خواسته
مردم است و اين طرح بايد توسط مسئولان ذيربط به صورت جدي پيگيري شود.
اجراي طرح حجاب و عفاف در جامعه خواسته مردم است
امام جمعه موقت تهران گفت: اجراي طرح حجاب و عفاف خواسته
مردم است و اين طرح بايد توسط مسئولان ذيربط به صورت جدي پيگيري شود.
حجتالاسلام کاظم صديقي در گفتوگو با خبرنگار زنان باشگاه
خبري فارس «توانا» در خصوص اجراي طرح حجاب و عفاف توسط دولت گفت: دولت امين مردم
است و مسئوليت برقراري نظم عمومي جامعه را دارد؛ بر همين اساس دولت بايد اجراي طرح
حجاب و عفاف را به صورت جدي پيگيري کند.
وي در ادامه افزود: همه مردم حتي اشخاصي که مسلمان نيستند،
توقع دارند که فرهنگ ديني و مذهبي، احيا و زنده شود.
حجتالاسلام صديقي تصريح کرد: آنچه که به نظر ميرسد اين
است که حرکتي در خصوص طرح حجاب و عفاف آغاز شده است و اميدواريم اجراي اين طرح به
نتيجه برسد.
امام جمعه موقت تهران در خصوص بهتر شدن طرح حجاب و عفاف
تأکيد کرد: اجراي طرح حجاب و عفاف نياز به مشارکت مردمي دارد و تا مردم در اين
خصوص مشارکت نکنند، دولت نميتواند کاري از پيش ببرد.
وي اضافه کرد: مردم ولينعمت دولت هستند و تا دولت را در
اين زمينه همراهي نکنند، اقدامات دولت در اجراي اين طرح به جايي نخواهد رسيد.
حجتالاسلام صديقي گفت: اجراي طرح حجاب و عفاف خواسته جدي و
مهم مردم است همانطور که علماي دين و مسئولان فرهنگي بارها خواستار اجراي طرح حجاب
و عفاف شدهاند؛ اين طرح بايد توسط مسئولان ذيربط به صورت جدي پيگيري شود.
وي وظيفه رسانه ملي را در اجراي طرح حجاب و عفاف مهم تلقي
کرد و اظهار داشت: رسانه ملي با ارائه برنامههاي کارشناسي شده در اين خصوص ميتواند
در اجراي اين طرح مؤثر باشد.
امام جمعه موقت تهران تأکيد کرد: از آنجايي که اجراي طرح
حجاب و عفاف از واجبات دين است، هر فردي در جهت انجام اين دستور قدم بردارد قطعاً
خداوند وي را کمک خواهد کرد.
منبع خبر : دفتر
مطالعات و تحقيقات
http://www.pooshesh.medu.ir/IranEduThms/theme2/cntntpge.php?pgid=22&rcid=288
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
مسئله حجاب موضوعي است که نياز به همفکري متوليان فرهنگي و
ديني دارد
تاریخ خبر :
12/04/89
مسئله حجاب و عفاف يک موضوع کاملاً فرهنگي است که براي
ترويج اين فرهنگ نياز به همفکري متوليان امور فرهنگي و ديني است چرا که ترويج
بدحجابي يکي از موارد تهاجم فرهنگي است که در جامعه اشاعه يافته است
مسئله حجاب موضوعي است که نياز به همفکري متوليان فرهنگي و
ديني دارد
مسئله حجاب و عفاف يک موضوع کاملاً فرهنگي است که براي
ترويج اين فرهنگ نياز به همفکري متوليان امور فرهنگي و ديني است چرا که ترويج
بدحجابي يکي از موارد تهاجم فرهنگي است که در جامعه اشاعه يافته است.
حجتالاسلام و المسلمين «واعظ موسوي»، کارشناس ديني مسايل
خانواده در گفتوگو با خبرگزاري قرآني ايران(ايکنا) شعبه خراسان رضوي، با بيان
اين مطلب گفت: مسئله حجاب و عفاف يک موضوع کاملاً فرهنگي است که براي ترويج اين
فرهنگ نياز به همفکري متوليان امور فرهنگي و ديني است چرا که ترويج بدحجابي يکي از
موارد تهاجم فرهنگي است که متأسفانه در جامعه اشاعه يافته است.
وي افزود: رسانههاي غربي نيروهاي ضد انقلاب خود را در قالب
بانوان بدحجاب و بي حجاب نشان ميدهند و با اين حرکت، حجاب اسلامي بانوان را نشانه
گرفتهاند ما نيز براي خنثي ساختن اين اقدامات بايد با انجام فعاليتهاي ديني و
فرهنگي هر چه بيشتر بانوان را با فلسفه اسلامي حجاب آشنا سازيم.
حجتالاسلام و المسلمين واعظ موسوي با تأکيد بر اينکه
مقابله با بدحجابي تحکمآميز نيست، ادامه داد: گاهي اوقات نيروي انتظامي در اين
موضوع وارد ميشد که متأسفانه موفق نبود زيرا تا زماني که بانوان به مزاياي حجاب
اسلامي آشنا نشوند پذيراي آن نخواهند بود.
وي با اشاره به اينکه رسانههاي غربي به طور آشکارا با
تربيت نيروهاي ضد انقلاب و بدحجاب به اسلام توهين ميکنند، يادآور شد: در اين
راستا نقش رسانههاي مکتوب و غير مکتوب ملي پررنگتر ميشود ولي متأسفانه گاهي
مشاهده ميشود که صدا و سيما با ساخت فيلمهاي مبتذل، بدحجابي را در جامعه ترويج
ميدهد.
حجتالاسلام و المسلمين واعظ موسوي با مثبت ارزيابي کردن
مانور سراسري حجاب در کشور گفت: اجراي مستمر اين طرح همراه با اقدامات فرهنگي،
جنبههاي ايجابي پوشش را براي مردم تبيين ميکند.
وي يادآور شد: بايد کارکردهاي اجتماعي حجاب در عرصه خانواده
و تربيت فرزندان را براي بانوان تبيين کرد تا با فلسفه حجاب آشنا شوند.
منبع خبر : دفتر
مطالعات وتحقيقات
http://www.pooshesh.medu.ir/IranEduThms/theme2/cntntpge.php?pgid=22&rcid=291
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
24 نظر درباره طرح عفاف و حجاب
جامعه > شهری
- این روزها مسئله حجاب و لزوم گسترش آن در میان فرهنگ مردم،
دوباره به دغدغه های مسئولان دولت دهم و برخی نمایندگان مجلس
تبدیل شده است.
حسین صرافی: اندکی پیش از برگزاری انتخابات ریاست
جمهوری دهم تا به حال، دیگر از طرح امنیت اجتماعی و فازهای
مختلفش در خیابان های شهرهای بزرگ خبری نبود، این
روزها مسئله حجاب و لزوم گسترش آن در میان فرهنگ مردم، دوباره به دغدغه های
مسئولان دولت دهم و برخی نمایندگان مجلس تبدیل شده است. بعد از
مدت ها بی خبری از طرح امنیت اجتماعی و پس از آنکه وزیر
کشور از اجرای دوباره این طرح خبر داد، هر روز تعداد زیادی
از مسئولان کشوری در مورد چگونگی اجرای دوباره این طرح
سخنانی به میان می آورند که در جدول زیر می خوانید:
|
نام |
سمت |
اظهارنظر |
|
منیژه نوبخت |
رئیس سابق شورای
فرهنگی اجتماعی |
این طرح باید
اجرا شود چون با بد حجابها برخورد نمیشود. |
|
مرتضی طلایی |
رئیس کمیسیون
فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران |
حفظ موازین شرعی
و قانونی در انجام وظایف برای نیروهای پلیس
در طرح حجاب و عفاف الزامی است. |
|
محمد نبی حبیبی |
دبیر کل حزب
موتلفه اسلامی |
اجرای طرح عفاف و
حجاب نیاز به یک نهضت فاطمی دارد. |
|
بهرام محمدیان |
معاون وزیر و رئیس
سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی |
طرح عفاف و حجاب باید
وارد کتب درسی شود. |
|
مرتضی تمدن |
استاندار تهران |
همه باید در
راستای اجرای طرح عفاف و حجاب که یک مطالبه عمومی است
با دید فرهنگی حرکت کنیم. |
|
مصطفی محمد نجار |
وزیر کشور |
مردم از امسال شاهد
برکات اجرای طرح عفاف و حجاب خواهند بود و این طرح برای مردان
هم اجرا میشود. |
|
اسفندیار رحیم
مشایی |
رئیس دفتر رئیسجمهور |
اصلا طرح عفاف و حجاب چیست؟ |
|
حجت الاسلام ابراهیم
بهاری |
مشاور فرهنگی و
امور ایثارگران سازمان هواشناسی |
اجرای طرح عفاف
و حجاب باعث کاهش بلایای طبیعی میشود |
|
معصومه قدسی |
استاد حوزه علمیه
نورالزهرا |
طرح مبارزه با بدحجابی
در واقع غنیتر کردن فرهنگ و حجاب اسلامی و مطلوب در جامعه است. |
|
فریبا سوری |
معاون مرکز امور زنان و
خانواده نهاد ریاست جمهوری |
طرح عفاف و حجاب باید
از مراکز تجمع دختران آغاز شود. |
|
محمدعلی نجفی |
عضو کمیسیون
برنامه و بودجه شورای شهر تهران |
اجرای غیراصولی
طرح عفاف و حجاب به جای تشویق به تهدید تبدیل میشود. |
|
حجت الاسلام عبدالحمید
واعظی |
امام جمعه هشترود |
اجرای طرح عفاف و
حجاب در جامعه ضروری است. |
|
مرضیه وحید
دستجردی |
وزیر بهداشت |
پرستاران و پزشکان در
مراکز درمانی و بیمارستانی کشور در ارتباط با اجرای
طرح عفاف و حجاب، لباس ویژهای ندارند. |
|
مریم مجتهدزاده |
رئیس مرکز امور
زنان و خانواده ریاستجمهوری |
ممکن است در اجرای
طرح حجاب و عفاف از " زور " و " گشت ارشاد " استفاده شود. |
|
حجت الاسلام حسین
ابراهیمی |
عضو فراکسیون روحانیون
مجلس |
اجرای طرح عفاف و
حجاب از شب نشینیهای کذا آغاز شود نه از خیابانها. |
|
حجتالاسلام والمسلمین
علی بنایی |
نماینده مردم قم
در مجلس |
باید قوای
سه گانه در اجرای طرح عفاف و حجاب تعامل سازنده داشته باشند. |
|
طاهره بیگم سیدی |
مدیرکل دفتر بانوان
و خانواده استانداری تهران |
جهت حفظ سلامت دینی
اجرای این طرح الزامی است. |
|
صابری |
معاون سیاسی
و امنیتی استانداری تهران |
در سال همت مضاعف و کار
مضاعف، اجرای طرحهای عفاف و حجاب را جدی بگیرید. |
|
غلامعلی حداد
عادل |
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس |
طرح حجاب و عفاف باید
به طور مستمر و با تدبیر اجرا شود. |
|
آیت الله احمد
جنتی |
دبیر شورای
نگهبان |
باید عواقب
بدحجابی را ببینیم. بیش از 20 سال شل گرفتهاند به اینجا
رسیدیم، بیش از این شل نگیرید. |
|
دکتر خواجه سروی |
معاون فرهنگی
وزارت علوم |
طرح عفاف و حجاب به
دنبال تفکیک جنسیتی نیست. |
|
حجتالاسلام مرتضی
ابراهیمزاده |
رئیس اداره تبلیغات
اسلامی نهبندان |
بدحجابی یا
بیحجابی یک نوع بیفرهنگی است |
|
آیت الله سیداحمد
خاتمی |
امام جمعه موقت تهران |
طرح عفاف و حجاب بسیار
متین، کارشناسی شده و کاربردی است |
|
زهره الهیان |
عضو فراکسیون
زنان مجلس |
سازمانها به اجرای
طرح حجاب و عفاف کم توجهی کردهاند. |
|
سردار احمدی مقدم |
فرمانده ناجا |
مامور برخورد با افراد
بد حجاب نیستیم. |
|
مجید جعفرزاد |
رئیس مرکز حقوقی
نهاد ریاست جمهوری |
حجاب امری شخصی
است. حجاب ایرانیان خارج از کشور به ما ربطی ندارد. |
حجت
الاسلام محمد تقی رهبر
|
رئیس فراکسیون روحانیون مجلس |
ده سانت روسری و
لباس چسبان کجایش به حجاب اسلامی میخورد. |
http://www.khabaronline.ir/news-63221.aspx
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
آغاز اجرای طرح عفاف و حجاب
حكایت كور كردن چشم به جای درست كردن ابرو،
مثالی بود كه روز گذشته به كمك وزیر كشور آمد تا او نتایج منفی
اقدامات نادرست در ترویج فرهنگ حجاب و عفاف در كشور را تشریح كند و از
اجرایی كردن جدیتر این طرح در بخشهای مختلف جامعه
از مهدكودكها تا ادارات خبر دهد، اما با وجود تاكید برخی مسوولان
درباره اجرای این طرح هنوز جزئیات آن برای بسیاری
از مردم ناشناخته مانده و نقص در اطلاعرسانی سبب بهوجود آمدن تصوراتی
نادرست درباره آن شده است.
مصطفی محمد نجار، وزیر كشور كه حضورش روز گذشته
در گردهمایی مدیران كل امور زنان استانداریهای
كشور بهانهای مناسب شد تا از حساسیت وزارتخانهاش در حوزه حجاب سخن بگوید،
تاكید كرد: در این زمینه اقداماتی در حال انجام است، اما
در سال گذشته به دلیل انتخابات و فتنههای پس از آن سرمان شلوغ بود و
تا حدودی روند كار كند شد، اما امسال با جدیت بیشتری طرح
پیگیری میشود.
اجرایی كردن كامل طرح عفاف و حجاب، سرراستترین
تعبیری است كه میتواند منظور وزیر كشور را از واژه
«اقدامات» در نقلقول پیشین به مخاطب تفهیم كند. نجار در ادامه
سخنانش سرانجام مستقیما از برنامه وزارتخانهاش برای اجرای كامل
این طرح خبر داد و اظهار كرد: ستاد صیانت از حقوق شهروندان با همكاری
دستگاههای مختلف، طرح حجاب و عفاف را پیگیری میكند
و ترویج فرهنگ حجاب و عفاف به صورت فراگیر ابتدا از ادارات و سازمانها
شروع میشود.
به عقیده وزیر كشور حتی مهدكودكها هم باید
در ترویج فرهنگ اسلامی فعالتر شوند. او در این زمینه توضیح
داد: با همكاری بهزیستی و آموزش و پرورش برنامه جامعی داریم،
هماكنون در مهدكودكها ناهنجاریهایی وجود دارد و امیدواریم
با آموزش مربیان و آموزش بازیهای مناسب به كودكان، فرهنگ اسلامی
را در مهدكودكها شاهد باشیم.
وزیر كشور در این زمینه همچنین از
تصویب برنامه برخورد با عرفانهای كاذب و خرافات و انحرافات و استفاده
از طلاب جوان برای ترویج فرهنگ عفاف و حجاب در سال جاری خبر داد
و تصریح كرد: امر به معروف و نهی از منكر یكی از مهمترین
مسائلی است كه باید در كشور به آن پرداخته شود و در این مسیر
باید حتما به شرایط امر به معروف و نهی از منكر توجه كرد.
● تولد یك
طرح و فراموشیاش
راهكارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و
حجاب كه به طرح عفاف و حجاب معروف است، در سال۱۳۸۲ از سوی
شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوب شد و براساس آن ۲۶
وزارتخانه، سازمان و دستگاه اجرایی موظف به اجرای اصولی
برای گسترش فرهنگ حجاب و عفاف شدند.
محمدتقی رهبر، رئیس فراكسیون روحانیون
مجلس شورای اسلامی درباره این طرح به «جامجم» گفت: متاسفانه
امروز چهره حجاب در جامعه لوث شده است و رفتارشماری بدحجاب، مردم را رنج میدهد.
در همین باره دوشنبه هفته گذشته خدمت رهبر معظم انقلاب رسیدیم و
از فراموش شدن طرح عفاف و حجاب با ایشان صحبت كردیم كه ایشان بر
پیگیری جدی برای اجرایی شدن آن تاكید
كردند.
به گفته این نماینده مجلس، این طرح هماكنون
علیرغم ابلاغ به سازمانها و وزارتخانهها اجرا نمیشود. او در تحلیل
جمعیت هدف این طرح توضیح داد: بخش عمدهای از افراد جامعه
را كارمندان و دانشجویان تشكیل میدهند و به همین دلیل
در این طرح بر رعایت شوون اسلامی بهخصوص در ادارات و دانشگاهها
تاكید كردهایم.
رهبر تاكید كرد ملزم كردن مردم به رعایت شوون
اسلامی در خیابان از وظایف نیروی انتظامی است
كه هماكنون از طریق گشت ارشاد و مانند آن اجرا میشود، اما این
طرح ربطی به گشت ارشاد ندارد و فقط برای محیطهای دانشگاهی
و اداری است.
● جزئیات
طرح عفاف
براساس این طرح، رسانه ملی موظف به تبیین
نقش حجاب و عفاف در افزایش سلامت جامعه، وزارت آموزش و پرورش موظف به تعیین
رنگ پوشش دانشآموزان با محوریت عفاف و حجاب، وزارت اقتصاد و دارایی
موظف به جلوگیری از ورود و تولید محصولات مروج ضدعفاف، سازمان میراث
فرهنگی موظف به اطلاعرسانی با محوریت حجاب در بین
گردشگران و وزارت راه موظف به نصب تابلوهای راهنما با محوریت عفاف در
جادهها شده است.
از سوی دیگر سازمان تربیت بدنی نیز
براساس این طرح موظف به كنترل سالنهای ورزشی از نظر رعایت
حجاب، وزارت ارشاد موظف به اجرای قانون منع استفاده ابزاری از تصاویر
زنان در مطبوعات، بهزیستی موظف به توانمندسازی زنان برای
عدم بروز آسیب فرهنگی، وزارت كار موظف به برداشتن زمینههای
اختلاط زن و مرد در محل كار، شهرداری موظف به گسترش فرهنگ عفاف در مراكز
تحتپوشش خود و وزارت علوم موظف به آموزش و گسترش فرهنگ عفاف است.
همچنین ستاد امر به معروف و نهی از منكر، وزارت
كشور، وزارت بازرگانی، وزارت ارشاد، مجلس، قوه قضاییه، مركز
امور زنان، سازمان ملی جوانان، وزارت ارتباطات، بسیج و وزارت امور
خارجه و وزارت بهداشت نیز در این طرح ملزم به اجرای وظایفی
برای افزایش رعایت شوون اسلامی در جامعه شدهاند.به گفته
وزیر كشور مهمترین موضوع در زمینه اجرای طرح عفاف و حجاب
در كشور فرهنگسازی است ازاینرو به همه جوانب مساله و توجه به مد و
لباس در این زمینه توجه خواهد شد.وی تاكید كرد: طرح عفاف
و حجاب تنها شامل زنان نمیشود بلكه مردان نیز باید در این
زمینه اقداماتی انجام دهند. محمد نجار در اینباره توضیح
بیشتری نداد.
وزیر كشور با اشاره به اینكه وزارت كشور برخورد
قاطعانه با جرایم سازمان یافتهای دارد كه در حوزه امنیت
اجتماعی به ابتذال، فساد و فحشا دامن میزند، افزود: طرحهای
فرهنگی با هدف امر به معروف و نهی از منكر باید حتما از پختگیهای
لازم برخوردار باشد نه اینكه طرحی ناپخته اجرا شود كه موجبات
بازخوردهای بدی را در جامعه فراهم كند.
● و اما
مهدكودكها
تاكید وزیر كشور بر ترویج فرهنگ اسلامی
در مهدكودكها هم از جمله مواردی بود كه محمد نجار در پاسخ به پرسش یكی
از مدیران كل امور بانوان استانداری از آن سخن گفت.
وزیر كشور در این باره به همكاریهای
وزارت كشور با بهزیستی اشاره كرد و گفت: وزارت كشور برای ارتقای
فرهنگ اسلامی در مهدهای كودك برنامه جامعی برای مهدهای
سراسر كشور با همكاری بهزیستی و آموزش و پرورش دارد كه در این
طرح محتوای آموزشها، بهكارگیری مربیان در قالب چند طرح
با نامهای طرح ملی رحمت، مطهر و هدی انجام میشود.امیرحسین
آزادیوفا، مشاور رئیس سازمان بهزیستی و رئیس دبیرخانه
شورای فرهنگی این سازمان هم درباره شیوه ترویج
فرهنگ اسلامی به «جامجم» گفت: با همكاری وزارت كشور محتوای
آموزش معارف در مهدكودكها را مورد بازنگری قرار دادهایم و با ۷
موسسه قرآنی برای آموزش كودكان كشور قرار داد بستهایم.
آذریوفا همچنین از آزمونهای عقیدتی
و دینی خبر داد كه مدیران مهدكودكها از این پس برای
دریافت پروانه مهدكودك باید آنها را بگذرانند. وی گفت: مدیرانی
كه پیشتر پروانه گرفتهاند هم در صورتی كه بخواهند پروانهشان را تمدید
كنند باید این آزمونها را بگذرانند.
مریم یوشیزاده
جامجم آنلاین
http://www.ksabz.net/fullnews.aspx?id=e15896cc-ced0-42fc-b1e4-32ce5718e77a
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
گسترش فرهنگ عفاف، نيازمند تلاشهمهجانبه
نهادها- فاطمه خوشدوخت:
شورايعالي انقلاب فرهنگي روشهاي اجرايي گسترش فرهنگ عفاف
را در بهمن ماه سال76 تصويب كرد، در مرداد سال84 نيز راهبردهاي گسترش آن را به
تصويب رساند و حالا نوبت اجراي اين طرحها و سياستها رسيده است.
مسئله حجاب و عفاف
با اهميتي كه دارد بسياري از دستگاهها و سازمانها را درگير خود كرده است. در
مصوبات شورايعالي انقلاب فرهنگي 26 وزارتخانه و سازمان و نهاد بايستي اين سياستها
را اجرا كنند ولي عملا گسترش حجاب و عفاف
مساوي با برخوردهاي انتظامي شده و كمتر مسئولي به فكر فرهنگسازي براي آن است.
مسئولان و مقامات مختلفي دم از كمكاري دستگاههاي متولي
امر حجاب زدهاند. سردار طلايي، عضو شوراي شهر تهران كه سابقهاي طولاني در نيروي
انتظامي دارد چندي پيش به مهر گفته بود نيروي انتظامي سپر بلاي نهادهاي كم كار است.
اين نهاد قرباني بيتوجهي و
كم كاري كساني ميشود كه مسئوليت اصلي را بر
عهده دارند. براي توسعه عفاف و حجاب برخورد سلبي و انتظامي يكي از اقدامات مورد
نياز است اما با وجود اينكه ضروري است جاي آن در نقطه آخر اين پازل قرار دارد.
در بين دستگاههاي مختلف كه موظف به اجراي سياستها هستند،
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و سازمان صداوسيما به واسطه وظيفه فرهنگسازي، كه اصليترين
هدف تشكيل آنهاست، بيشترين مسئوليتها را دارند. از نتيجه كارشان و اينكه طي اين
سه دهه بعد از انقلاب چه كردهاند كه الان به اينجا رسيدهايم، بگذريم؛ شورايعالي
انقلاب فرهنگي وظايف زير را بر عهده اين سازمانها گذاشته تا بالاخره بازنگرياي
در برنامههاي خود كرده و نتايج بهتري بگيرند.
وزارت فرهنگ و ارشاد
هماهنگي، نظارت و كنترل بر رسانههاي ارتباط جمعي همانند
روزنامهها، مجلات و محصولات سمعي و بصري، نمايشها و... بر عهده وزارت ارشاد است.
اين وزارتخانه موظف شده است تا بر اين حوزهها در زمينه حجاب كنترل بيشتري داشته
باشد و از آثار توليد شده با موضوع حجاب حمايت مادي و معنوي كند.
اين وزارتخانه همچنين بر حوزههايي چون كتاب، فيلم، نشريات،
تئاتر و... نظارت دارد و ميتواند از انتشار و تبليغ كالاهاي فرهنگياي كه با
فرهنگ عفاف و حجاب مغايرت داشته باشد جلوگيري كند.
ترويج الگوهاي مناسب براي حجاب و ممانعت از ترويج فرهنگ
مدگرايي منفي در محصولات و كالاهاي فرهنگي، هماهنگي و همكاري با رسانههاي جمعي
براي ايجاد حساسيت لازم در خانوادهها، استفاده از ظرفيت سازمانهاي فرهنگي
غيردولتي و خصوصي، نظارت فرهنگي بر اينترنت و ايجاد سياستهاي حمايتي و هدايتي،
تبيين و تحليل ريشههاي ديني و اعتقادي فرهنگ عفاف، نظارت بر تشكلهاي هنري-
مردمي، نمايشگاههاي هنري و محافل هنري عمومي مانند كنسرتها و نمايشگاهها از
جمله اقداماتي است كه براي وزارت ارشاد تعيين شده است.
علاوه بر اين راهكارها، به وزارت ارشاد اعلام شده است كه با
پذيرفتن خانمهاي مطلع از مسائل عفاف و حجاب در هيأتهاي نظارت بر بازبيني فيلم و
كتاب، تهيه فيلمهاي سينمايي در مورد تاريخچه كشف حجاب در ايران، استفاده مناسب
از لباسهاي اسلامي – ملي، ارزيابي مستمر وضعيت حضور زنان در فيلمهاي سينمايي و
مطبوعات، حمايت از انتشار نشريات تخصصي پوشاك و ارتباط مستمر و تبليغ در جهت گسترش
فرهنگ و سنن ايراني - اسلامي در بين ايرانيان مقيم خارج از كشور زمينه را براي
گسترش فرهنگ عفاف و حجاب باز كند.
سازمان صداوسيما
شايد بتوان گفت كه صدا و سيما يكي از نهادهايي است كه
بيشترين نقش را در ايجاد الگوهاي ايراني- اسلامي از حجاب و عفاف دارد. شورايعالي
انقلاب فرهنگي براي اين سازمان نيز راهبردهايي را به تصويب رسانده است.
از جمله اين دستورالعملها كه صدا و سيما بايستي در توليدات
خود به آن اهتمام ويژه داشته باشد ميتوان به تبيين نقش حجاب در افزايش سلامت
جامعه، فرهنگسازي در زمينه اصلاح پوشش نامناسب و ارائه راهحلهاي مؤثر و فوري
از طريق توليد برنامههاي كارشناسي، گفتمان، توليد فيلم، تيزرهاي تلويزيوني و...
اشاره كرد.
اگر توليدات صداوسيما كيفيت مناسبي داشته باشد، ميتواند
توجه مخاطبان بيشتري را در سراسر كشور جلب كند. آن وقت ميتواند براي ترويج
الگوهاي مناسب حجاب از طريق توليد فيلم و سريال و ساير برنامههاي تلويزيوني و
انجام مناظره علمي، فرهنگي و هنري درخصوص فلسفه حجاب و عفاف بهمنظور استحكام بنيه
اعتقادي و فرهنگي جوانان موفق عمل كند.
از ديگر وظايف صدا و سيما ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
تبيين و آموزش احكام شرعي حجاب، به تصوير كشيدن ابعاد شخصيتهايي چون حضرت
زهرا(س)، حضرت زينب(س) و زنان نمونه از صدر اسلام تا دوران معاصر در مناسبتهاي
مذهبي و ملي و تأثير آنها در فرهنگسازي و گسترش ارزشهاي اسلامي بهصورت جذاب،
به تصوير كشيدن چهره بانوان محجبه كشورهاي خارجي، تهيه فيلم و ارائه تصوير روشن از
تاريخچه و خاستگاه كشف حجاب در ايران، به تصوير كشيدن زنان تحصيلكرده، ممتاز،
متعهد و باحجاب در فيلمها و مجموعههاي هنري، نشان دادن وضعيت حقوقي، فرهنگي و
اجتماعي زنان در غرب و مقايسه آن با ايران، انجام تمهيدات لازم براي كاهش تأثيرات
منفي سريالها و فيلمهاي خارجي متضاد با فرهنگ اسلامي، معرفي نمونههاي عيني از
اساتيد، مربيان، نفرات اول كنكور، المپياديها و خانوادههاي ايثارگران و...،
انعكاس موفقيتهاي جوانان مخصوصا دختران، بازنگري در شرايط انتخاب فيلمها و سريالهاي
خارجي براساس ملاكهاي حجاب و عفاف، تهيه برنامههاي متناسب با فرهنگ حجاب و عفاف
براي كودكان و استفاده از قهرمانهاي عروسكي مطرح در كارتونها و برنامههاي كودك
نظيرعلي كوچولو، كلاه قرمزي و... در ترويج
فرهنگ عفاف و حجاب با همكاري كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، تهيه برنامههاي
مختلف درخصوص تاريخچه و جايگاه پوشش و حجاب در غرب، تبيين علل و عوامل آن و چگونگي
رواج فرهنگ برهنگي در سدههاي اخير در آن جوامع، نظارت مستمر بر تبليغات تجاري بهمنظور
جلوگيري از ايجاد روحيه مصرف گرايي و تجمل پرستي بهعنوان عوامل ترويج بيمبالاتي
اخلاقي و سوق آن به سوي تبليغات و آگهيهاي فرهنگي و اخلاقي، تدوين سياستهاي روشن
و مشخص در مورد سبك لباس و آرايش هنرمندان، مجريان زن و مرد و... در برنامهها،
فيلمهاي سينمايي، تأثير و...، اطلاع رساني مناسب و دقيق به خانوادهها در مورد
علل آسيبهاي اجتماعي و انحرافات درخصوص زنان بيسرپرست، كودكان خياباني، طلاق،
اعتياد، فرار دختران و نشان دادن عدمرعايت عفاف و حجاب در بروز اين آسيبها،
انعكاس عواقب منفي استفاده از فيلمها، نوارهاي مبتذل و حضور در گروههاي منحرف بر
زندگي فردي - اجتماعي از طريق برنامههاي مناسب بهصورت طبيعي، اتخاذ سياستهاي
انضباطي درخصوص بازيگران زن صدا و سيما و جلوگيري از تجليل و تبليغ چهرههايي كه
در مناظر اجتماعي و عمومي با ظاهر و پوشش بد حضور پيدا ميكنند، ترغيب و تشويق
توليدكنندگان آثار فرهنگياي كه راهكارهاي بديع و جذاب در راستاي تعميق و توسعه
فرهنگ عفاف ارائه كنند و تجليل از هنرمندان و فرهنگسازان متعهدي كه در اشاعه فرهنگ
عفاف و حجاب صاحب اثر و نظر هستند.
http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=118582
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
جلوه حجاب، در نمادهاي شهر
هويت- الهام اناري:
حجاب و عفاف از شاخصههاي جامعه اسلامي است. در فرهنگ
اسلامي، فرهنگ و رفتار در فضاي عمومي شهر جلوهگر است و به همين خاطر نمادهاي شهر
اسلامي قابل توجه است.
رعايت فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه تبعات مثبت زيادي دارد كه
از آن جمله تضمين سلامت جامعه است. عفاف و حجاب نقش تعيين كنندهاي در روابط
خانواده و حفظ حريمها دارد.
در اقدام فرهنگي در اين راستا، توجه به مباني فكري و فرهنگي
حائز اهميت است تا در درجه بعد اين مباني در رفتار نمايان شود. اگر مباني عفاف در
جامعه تبيين شود، ديگر نيازي به تذكر و برخورد نيست و نهادهاي فرهنگي در تبيين
مباني فكري مسئله عفاف و حجاب نقش مهمي دارند. سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران
در راستاي مصوبه شورايعالي انقلاب فرهنگي كه جامعيت كاملي در مورد طرح حجاب دارد
برنامههاي گوناگوني را ترتيب داده است. قانون راهكارهاي اجرايي گسترش فرهنگ عفاف
و حجاب 13 دي 1384 به تصويب شورايعالي انقلاب فرهنگي رسيد اما با گذشت بيش از
4سال هنوز گام جدي براي اجراي آن برداشته نشده است. در اين قانون وظايف مختلفي
براي شهرداريها در نظر گرفته شده است.
گسترش فرهنگ عفاف در سطح شهر، مراكز فرهنگي، مراكز تحت پوشش
شهرداري و مراكز عمومي، ايجاد مراكز مشاوره محلي جهت اطلاعرساني به خانوادهها و
جوانان بهصورت حضوري، تلفني و مكاتبهاي، با كادر مجرب و با همكاري وزارت بهداشت،
درمان و آموزش پزشكي، جلوگيري از تبليغ كالاهاي فرهنگي و تجاري مغاير با فرهنگ
عفاف و حجاب نظير آگهيهاي تجارتي و تبليغاتي چهرههاي هنري و ورزشي با آرايش و
حجاب ضداسلامي بخشي از اين قانون بود.
نوشتن آيات و روايات ديني، فتواهاي علما، وصيتنامه حضرت
امام(ره) و... بهمنظور توسعه فرهنگ عفاف در پاركها، ميادين، خودروهاي عمومي
شهري، سالنهاي سينما، تابلوهاي معابر عمومي و ورزشي با استفاده از ابزارهاي
فرهنگي مناسب، تأسيس فرهنگسراي حجاب براي برگزاري جلسات مرتبط، پرسش و پاسخ در
زمينه حجاب؛ برگزاري مراسم ويژه، تهيه تنديس و عكس و تصاوير مناسب از شخصيتهاي
اسلامي، وقايع مهم تاريخي و طرحهاي نمادين و استفاده از آنها جهت نصب در اماكن
عمومي مهم و تفرجگاهها، همراه با ترميم و بازسازي مستمر آنها، در قانون راهكارهاي
اجرايي گسترش فرهنگ عفاف و حجاب براي شهرداري در نظر گرفته شده بود.
گسترش اماكن عمومي، پاركها و مراكز ورزشي ويژه زنان و
دختران جهت گذراندن اوقات فراغت و ايجاد فضاهاي مناسب جهت برخورداري آنان از آزادي
عمل در رعايت حجاب توسط سازمان پاركها، حمايت از فعاليتهاي عام فرهنگي و هنري
دستگاهها در ارتباط با گسترش فرهنگ عفاف، افزايش تسهيلات حملونقل شهري ويژه
بانوان بهمنظور تأمين آسايش بيشتر آنان (نظير راهاندازي و توسعه تاكسي ويژه بانوان)
رعايت موازين شرعي در ساختن اماكن مسكوني از نظر در معرض ديد نبودن ورودي خانهها
و ديده نشدن داخل خانه به هنگام باز شدن در، مواردي بود كه بايد توسط شهرداري در
بحث حجاب و عفاف به آن پرداخته ميشد. اما شهرداري اخيرا تصميم جدي در اجرايي كردن
اين قانون و عمل به وظايف خود گرفته است.
كار فرهنگي با رويكرد عفاف و حجاب
خوراكيان رئيس سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران از برپايي
نشستهاي مختلف با موضوع خانواده، تحكيم بنيان آن، مسئوليتپذيري در خانواده خبر
داده و ميگويد: كار فرهنگي بايد رويكردي بر مبناي عفاف و حجاب داشته باشد. برنامههاي
شاخصي در اين خصوص در نظر گرفته شده، مانند برگزاري مسابقه بزرگ كتابخواني با
موضوع عفاف و حجاب كه كتاب آن توسط معاونت فرهنگي سازمان در حال تدوين است. اين
كتاب در شمارگان 300هزار نسخه منتشر و در مراكز سازمان در اختيار علاقهمندان قرار
ميگيرد كه منابع ديني موثق و مباحث اجتماعي روز در آن لحاظ شده است. يكي ديگر از
برنامههاي مرتبط با موضوع حجاب، برگزاري مسابقهاي با جوايز بسيار نفيس با
استفاده از پيامك است.
اين سازمان در معاونت هنري نيز اقدام به برگزاري مسابقه
نمايشنامه نويسي تئاتر بانوان كرده كه يكي از سرفصلهاي اصلي آن، مسئله عفاف و
حجاب است كه فراخوان آن پيش از اين منتشر شده، در اين بخش، به نمايشنامههاي برتر
با موضوع عفاف و حجاب، جوايزي تعلق ميگيرد و ساخت آن آثار و شركتشان در جشنواره
تئاتر بانوان با حمايت سازمان روبهروست.
خوراكيان ميگويد: همه حوزه تبليغات محيطي در اختيار سازمان
فرهنگي هنري نيست و بخش عمده آن توسط همكارانمان در سازمان زيباسازي انجام ميشود.
در راستاي اين قانون فرهنگسراي حجاب نيز تأسيس ميشود.
اماكني چون پاركها و مراكز ورزشي شهرداري زير نظر ديگر اجزاي شهرداري چون سازمان
پاركها و سازمان ورزش اداره ميشوند، اما درخصوص اماكن سازمان، تقريبا تمامي آنها
مانند كلاسهاي آموزشي، مشاوره و... تفكيك شدهاند و براي آقايان و بانوان بهصورت
جداگانه برگزار ميشوند، حتي قرائتخانههاي كتابخانهها نيز مجزا هستند و
كتابخانههاي درجه3 كه كمتر از 50 صندلي دارند، يك روز در ميان مختص آقايان و خانمها
هستند.نصب نمادهاي تبليغاتي و استفاده از آيات و روايات و فتاوا با ترجمه روان
و بيان ساده و متناسب با فرهنگ عمومي، از ديگر اقدامات اين سازمان درخصوص
طرح حجاب است.
به گفته خوراكيان ايجاد حيات طيبه، حاكميت روح ديانت اسلامي
و اخلاق اسلامي، ارتقاي سطح پايبندي شهروندان به اصول و ارزشهاي اسلامي، اخلاقي و
ملي و دفاع از آرمانها و اصول اسلام و انقلاب تنها چند كليد واژه از اساسنامه
سازمان است كه رسيدن به آرمانشهر اسلامي ايراني (شعار دوره جديد مديريت سازمان) را
موجب ميشود. توليد محصولات فرهنگي همچون فيلم سينمايي طلا و مس آخرين ساخته
سازمان كه مورد تحسين جامعه و نخبگان ديني، علمي و فرهنگي كشور قرار گرفت از ديگر
اقدامات فرهنگي سازمان در راستاي طرح حجاب است. به گفته خوراكيان اين فيلم مصداق
بارز مباني فكري و فرهنگي عفاف است كه تنها نمونهاي از رويكرد سازمان در برنامهها
و توليدات جاري است.
حجاب و عفاف، اولويت برنامههاي اداره كل امور بانوان
نرگس معدنيپور مديركل امور بانوان شهرداري تهران نيز در
توضيح ويژه برنامههاي اين اداره در روز حجاب از برگزاري اين ويژه برنامهها در
نيمه دوم تيرماه خبر داده و ميگويد: اين برنامهها در سطح مناطق و نواحي شهر
تهران برگزار ميشود. با توجه به اهميتي كه مسئله حجاب و عفاف در حفظ و تعميق ارزشهاي
ديني، فرهنگ عمومي جامعه و بهويژه در تحكيم بنيان خانواده دارد و با توجه به
تأكيد مقام رهبري، شورايعالي انقلاب فرهنگي و شهردار محترم تهران، اداره كل امور
بانوان اين موضوع را در تمامي برنامههاي خود بهصورت ويژه و محوري گنجانده است.
معدني پور با اشاره به اينكه در طراحي برنامههاي حجاب و
عفاف، علاوه بر غناي محتوايي و تنوع روشي برنامهها، لازم است به جامعيت آنها و
نيز تعيين دقيق نقاط و مسائل هدف توجه شود ميگويد: اين طرح با رويكرد ترويج
اجتماع محور و در قالب بستهاي كامل از برنامههاي مختلف آموزشي و فرهنگي اجرا ميشود.
از جمله برنامههاي اين طرح 95دوره كامل كارگاه آموزشي4
ساعته است كه با رويكرد حجاب و عفاف و با عناوين موضوعي متنوع از 12تيرماه در
نواحي و محلات شهر تهران آغاز شده است و همچنين در اين خصوص 22جلسه سخنراني با
موضوع حجاب و عفاف نيز در نظر گرفته شده است كه تا پايان تيرماه در مناطق 22گانه
اجرا ميشود. در كنار اين كارگاهها، برنامههاي گسترده فرهنگي و نيز حمايت از
كانونها و تشكلهاي بانوان با رويكرد ترويج اجتماع محور فرهنگي حجاب و عفاف در
سطح محلات و برپايي نمايشگاههاي مختلف در اين زمينه پيشبيني شده است.
ارائه الگو در قالب زندگي شهروندي
سيد محمدهادي ايازي، معاون فرهنگي اجتماعي شهرداري تهران
نيز ارائه الگو در قالب سبك زندگي شهروندي در ارتباط با حجاب را راهكار مؤثري
دانسته و ميگويد: در قالب سبك زندگي براي افزايش فرهنگ عفاف و حجاب به ارائه الگو
ميپردازيم. ما در اولويتهاي 13گانه خود در سال89 براي فرهنگ شهروندي، به يكي از
مسائل اصلي يعني ارائه سبك زندگي براي شهروندان توجه كردهايم و در قالب سبك زندگي
براي افزايش فرهنگ عفاف و حجاب به ارائه الگو ميپردازيم.
در راستاي ارتقاي فرهنگ عفاف و حجاب در شهر تهران سعي داريم
به ارائه الگو در قالب سبك زندگي شهروندي بپردازيم. مطمئنا شهرداري تهران بهعنوان
نهادي كه هميشه در طول چند سال اخير رويكردي فرهنگي را در قالب مسائل و معضلات
اجتماعي كلانشهر تهران در دستور كار قرار داده است، در اين رابطه نيز رويكرد
فرهنگي را ملاك قرار داده است. ارائه الگو براي افزايش كيفيت سبك زندگي علاوه بر
اينكه مختصاتي براي افزايش فرهنگ عفاف و حجاب دارد، بلكه حتي به ارائه الگوهايي در
زمينه طراحي منزل، شكل تفريحات سالم، نوع پوشش و مسائل بسياري پرداخته شده است كه
جامعيت زيادي دارد.
http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=118739
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
قانون گسترش راهکارهاي اجرايي عفاف و حجاب
قانون
راهکارهاي اجرايي گسترش فرهنگ عفاف و حجاب 13 دي 1384 به تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي
رسيده اما با گذشت بيش از 4 سال هنوز گام جدي براي اجراي آن برداشته نشده است.
به گزارش
فارس، متن قانون راهکارهاي اجرايي گسترش فرهنگ عفاف و حجاب به شرح ذيل است:
سياستها و
راهکارها
1- در اولويت قرار دادن موضوع حجاب و
عفاف در برنامههاي دستگاههاي اجرايي کشور براي مقابله با روند فزاينده بدحجابي.
2- ابلاغ روشهاي اجرايي و تعيين ضوابط
و هنجارهاي روشن در مورد نوع لباس و پوشش افراد در بخشهاي رسمي و اداري کشور.
3- نظارت بر رعايت حريم حجاب و عفاف در
سازمانهاي دولتي و عمومي و نظارت و تأکيد بر ضرورت رعايت سادگي و پوشش و فرمهاي
اسلامي و حضور ساده و بيآرايش در محيط کار به دليل تأثير منفي بر مراجعان.
4- تعريف استانداردهاي فرهنگي مناسب
براي ترويج فرهنگ عفاف منطبق با فرهنگ ديني و ملي و فراهم کردن زمينههاي لازم
براي ترويج الگوهاي مناسب پوشش اسلامي توسط نهادهاي الگو ده.
5- ايجاد مراکز و مؤسسات متعدد با هدف
الگوسازي، ارائه مدلهاي مناسب و متنوع و ايجاد رقابت سالم در زمينه بين افراد.
6- وضع قوانين و مقررات لازم براي اصلاح
وضعيت پوشش در جامعه.
7- گسترش و تقويت مراجع قانوني براي
ترويج پوشش اسلامي در جامعه.
8- اصالت بخشي به فرهنگ عفاف از طريق
محصولات متنوع فرهنگي، هنري متناسب.
9- رعايت حجاب و حفظ شئون اسلامي از سوي
مديران، مسئولان حکومتي و خانوادههاي آنان و تدوين شاخصهايي در اين زمينه براي
گزينش مديران.
10- رفع اشکالات قانوني در نحوه توليد،
توزيع و عرضه پوشاک داخلي و خارجي.
11- پيگيري نحوه اجراي طرح گسترش فرهنگ
عفاف به صورت مستمر در جلسات شوراي فرهنگ عمومي استانها و ارائه گزارشهاي منظم
به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي (رئيس کميته).
12- ارزيابي دقيق از اجراي طرحها توسط
دستگاههاي فرهنگي، انتظامي و قضايي براي مقابله با مظاهر بدحجابي و يافتن
راهکارهاي مناسب توسط کميته توسعه و ترويج فرهنگ عفاف.
13- نظارت و ارزيابي عملکرد رسانهها -
خصوصا صدا و سيما - در ارتباط با الگوهاي تبليغي آنها و تأثير آن در جامعه.
14- احياي سنت حسنه «امر به معروف و نهي
از منکر» درمورد حجاب و عفاف.
15- فراهم کردن زمينههاي لازم براي
تهيه کتب، نشريات و توليدات علمي - فرهنگي به منظور ترويج فرهنگ عفاف و پاسخگويي
به شبهات موجود در مورد آن.
16- انجام سياستهاي تشويقي درباره
مديران و کارگزاراني که در محيط کار خود اصول عفاف و پوشش اسلامي را رعايت ميکنند.
وظايف تخصصي
دستگاههاي قانونگذار و اجرايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
1- هماهنگي و نظارت بر رسانههاي
ارتباط جمعي همانند: روزنامهها، مجلات و محصولات سمعي و بصري، نمايشها و ...
براي توجه به فرهنگ حجاب و عفاف و رعايت آن.
2- حمايت مادي و معنوي از آثار فرهنگي -
هنري همانند تسريع در صدور مجوز، ارائه يارانه و تشويق توليد کنندگان آثار فرهنگي
و هنرمنداني که راهکارهاي تازه و جذاب در راستاي توسعه فرهنگ عفاف ارائه ميکنند.
3- جلوگيري از انتشار و تبليغ کالاهاي
فرهنگي که با فرهنگ عفاف و حجاب مغايرت داشته باشد مانند (کتاب، فيلم، نشريات،
تئاتر و ...)
4- ترويج الگوهاي مناسب براي عفاف و
حجاب و ممانعت از ترويج فرهنگ مدگرايي منفي در محصولات و کالاهاي فرهنگي.
5- هماهنگي
و همکاري با رسانههاي جمعي براي ايجاد حساسيت لازم در خانوادهها نسبت به اهميت
فرهنگ حجاب و عفاف.
6- توليد
سمفوني و آثار موسيقايي متناسب با موضوع عفاف و حجاب.
7- برگزاري
جشنوارههاي فرهنگي - هنري، منطقهاي، ملي و بينالمللي براي رواج فرهنگ عفاف و
حجاب.
8- استفاده
از ظرفيت سازمانهاي فرهنگي غير دولتي و خصوصي جهت ترويج فرهنگ عفاف و حجاب.
9- نظارت فرهنگي
بر اينترنت و ايجاد سياستهاي حمايتي و هدايتي به منظور تعميق فرهنگ عفاف و حجاب و
جلوگيري از ورود و گسترش مظاهر تهاجم فرهنگي.
10- تبيين و
تحليل ريشههاي ديني و اعتقادي فرهنگ عفاف و حجاب - به ويژه براي نسل جوان - از
طريق توليدات ملي، برگزاري نشستهاي فکري - فرهنگي، ايجاد باشگاه انديشه و مانند
آن.
11- نظارت
بر تشکلهاي هنري - مردمي، نمايشگاههاي هنري و محافل هنري عمومي مانند: کنسرتها
و نمايشگاهها در جهت رعايت عفاف و حجاب.
12- اهتمام
لازم براي اجراي قانون «منع استفاده ابزاري از تصاوير زنان در مطبوعات».
13- به
عضويت پذيرفتن خانمهاي متعهد و مطلع از مسائل عفاف و حجاب در هيئتهاي نظارت بر
بازبيني فيلم، کتاب و .....
14- تهيه
فيلمهاي سينمايي در مورد تاريخچه کشف حجاب در ايران و بررسي علل و عوامل آن.
15- استفاده
مناسب از لباسهاي اسلامي - ملي (حجاب و حجاب برتر) در فيلمهاي سينمايي و استفاده
نکردن از اين پوشش توسط شخصيتهاي منفي و منفور در فيلمها.
16- ارزيابي
مستمر وضعيت حضور زنان در فيلمهاي سينمايي و مطبوعات.
17- نظارت
دقيق و اصولي بر وضعيت فرهنگي - اخلاقي سالنهاي سينما و مراکز مربوط به وزارت فرهنگ
و ارشاد اسلامي.
18- حمايت
از انتشار نشريات تخصصي و پوشاک اسلامي و سعي در جهاني کردن اين نشريات از طريق
اينترنت.
19- ارتباط
مستمر و تبليغ در جهت گسترش فرهنگ و سنن ايراني - اسلامي در بين ايرانيان مقيم
خارج از کشور به وسيله رايزنيهاي فرهنگي در سفارتخانههاي جمهوري اسلامي ايران در
سراسر دنيا ( با همکاري سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي)
20- همکاري
و هماهنگي درجهت اعزام گروههاي فرهنگي جهت ترويج و تبليغ فرهنگ و آداب اسلامي -
ملي براي ساير ملل- خصوصا ايرانيان مقيم خارج از کشور - (با همکاري سازمان فرهنگ و
ارتباطات اسلامي)
21- توسعه و
گسترش ارتباط فرهنگي - اسلامي و ملي بين سفارتخانههاي کشورهاي اسلامي در ايران (
با همکاري سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي).
سازمان صدا
و سيما
1- اهتمام
ويژه در خصوص معرفي و ترويج فرهنگ عفاف به منظور نهادينه سازي و جذاب نمودن آن.
2- تبيين
نقش حجاب و عفاف در افزايش سلامت جامعه و بهرهوري آن از طريق توليد برنامههاي
مختلف.
3- فرهنگسازي
در زمينه اصلاح پوشش نامناسب و ارائه راهحلهاي مؤثر و فوري از طريق توليد برنامههاي
کارشناسي، گفتمان، توليد فيلم، تيزرهاي تلويزيوني و ...
4- تبيين و
آموزش احکام شرعي حجاب و عفاف و رعايت حريم عفاف در خانه و اجتماع و آموزش
معيارهاي رفتار صحيح زن و مرد جهت برقراري روابط متعادل اجتماعي.
5- به تصوير
کشيدن ابعاد شخصيتهاي الهي اسلام چون حضرت زهرا (س)، حضرت زينب (س) و زنان نمونه
از صدر اسلام تا دوران معاصر در مناسبتهاي مذهبي و ملي و تأثير آن در فرهنگ سازي
و گسترش ارزشهاي اسلامي به صورت جذاب.
6- ترويج
الگوهاي مناسب حجاب از طريق توليد فيلم و سريال و ساير برنامههاي تلويزيوني و
انجام مناظره علمي، فرهنگي و هنري در خصوص فلسفه حجاب و عفاف به منظور استحکام
بنيه اعتقادي و فرهنگي جوانان.
7- به تصوير
کشيدن چهره بانوان محجبه کشورهاي خارجي در زمينههاي مختلف فرهنگي، هنري، اجتماعي
و سياسي از طريق برنامههاي تلويزيون و تهيه فيلم از زندگي آنان.
8- تهيه
فيلم و ارائه تصوير روشن از تاريخچه و خاستگاه کشف حجاب در ايران به عنوان يک حرکت
سياسي با هدف تخريب بنيانهاي فکري و عقيدتي و رفتاري زنان در جامعه.
9- آموزش و
ترويج احکام شرعي حجاب و پوشش بومي (منطقهاي) در جغرافياي جمهوري اسلامي ايران.
10- به
تصوير کشيدن زنان تحصيلکرده، ممتاز، متعهد و باحجاب در فيلمها و مجموعههاي هنري
و پرهيز از نشان دادن آنان در نقشها و شخصيتهاي عامه و کمسواد.
11- نشان
دادن وضعيت حقوقي، فرهنگي و اجتماعي زنان در غرب و مقايسه آن با وضعيت زنان در غرب
و مقايسه آن با وضعيت زنان در ايران به منظور ايجاد احساس رضايت خاطر زنان ايراني
از فرهنگ ديني و پايبندي آگاهانهتر آنان به عفاف و حجاب.
12- نشان
دادن اثرات منفي فرهنگ مبتذل و غير اخلاقي غرب در زندگي اجتماعي و خانوادگي.
13- انجام
تمهيدات لازم براي کاهش تأثيرات منفي سريالها و فيلمهاي خارجي متضاد با فرهنگ
اسلامي از طريق نقد و بررسي فيلمها و سريالها.
14- معرفي نمونههاي
عيني از اساتيد، مربيان، نفرات اول کنکور، المپياديها و خانوادههاي ايثارگران و
.. از نظر مظاهر عفاف و حجاب و ساده زيستي.
15- انعکاس
موفقيتهاي جوانان - خصوصا دختران - در ابعاد مختلف با هدف احيا و تقويت شخصيت و
منزلت اجتماعي آنها.
16- تهيه فيلم
و گزارش از زندگي زنان فعال در عرصههاي خانوادگي، مديريتي، علمي، فرهنگي و هنري
با محوريت موضوع «عفاف و پوشش».
17- آشنا
کردن خانوادهها و جوانان نسبت به برگزاري ازدواج کم هزينه و ساده با توجه به
شرايط اقتصادي جامعه.
18- بازنگري
در شرايط انتخاب فيلمها و سريالهاي خارجي بر اساس ملاکهاي حجاب و عفاف.
19- تهيه
برنامههاي متناسب با فرهنگ حجاب و عفاف براي کودکان و استفاده از قهرمانهاي
عروسکي مطرح در کارتونها و برنامههاي کودک نظير (علي کوچولو، کلاه قرمزي و ...
در ترويج فرهنگ عفاف و حجاب با همکاري کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان)
20- تهيه
برنامههاي مختلف در خصوص تاريخچه و جايگاه پوشش و حجاب در غرب، تبيين علل و عوامل
آن و چگونگي رواج فرهنگ برهنگي در سدههاي اخير در آن جوامع.
21- نظارت
مستمر بر تبليغات تجاري به منظور جلوگيري از ايجاد روحيه مصرف گرايي و تجمل پرستي
به عنوان عوامل ترويج بي مبالاتي اخلاقي و سوق آن به سوي تبليغات و آگهيهاي
فرهنگي و اخلاقي.
22- تدوين
سياستهاي روشن و مشخص در مورد سبک لباس و آرايش هنرمندان، مجريان زن و مرد و ...
در برنامهها، فيلمهاي سينمايي، تئاتر و ... با محوريت عفاف و حجاب.
23 - اطلاع
رساني مناسب و دقيق به خانوادهها در مورد علل آسيبهاي اجتماعي و انحرافات در
خصوص زنان بي سرپرست، کودکان خياباني، طلاق، اعتياد، فرار دختران و نشان دادن عدم
رعايت عفاف و حجاب در بروز اين آسيبها.
24- انعکاس
عواقب منفي استفاده از فيلمها، نوارهاي مبتذل و حضور در گروههاي منحرف بر زندگي
فردي - اجتماعي از طريق برنامههاي مناسب به صورت طبيعي و غير عمدي.
25- نشان
دادن اثرات منفي تاثير فرهنگ مبتذل و غير اخلاقي غرب در زندگي اجتماعي نوجوانان به
صورت طبيعي.
26- بيان
آيات و روايات و توصيههاي ديني در مورد مسئوليت مشترک زن و مرد در رعايت نگاه،
رفتار و گفتار.
27 اتخاذ
سياستهاي انضباطي در خصوص بازيگران زن صدا و سيما و جلوگيري از تجليل و تبليغ
چهرههايي که در مناظر اجتماعي و عمومي با ظاهر و پوشش بد حضور پيدا ميکنند.
28- ترغيب و
تشويق توليد کنندگان آثار فرهنگي که راهکارهاي بديع و جذاب در راستاي تعميق و
توسعه فرهنگ عفاف ارائه نمايند.
29- تجليل
از هنرمندان و فرهنگسازان متعهد که در اشاعه فرهنگ عفاف و حجاب صاحب اثر و نظر
هستند.
30 - افزايش
سطح آگاهي خانوادهها از طريق رسانه ملي در مورد اهميت فرهنگي عفاف و حجاب.
31- سفارش
ساخت و توليد آثار برجسته و تاثير گذار در موضوع حجاب.
خراسان -
مورخ پنجشنبه 1389/03/20 شماره انتشار 17571
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
تشریح قانون "گسترش فرهنگ عفاف و حجاب"
*مجتهد زاده : مرکز امور زنان موظف به انجام اقداماتی چون؛ تفاهم نامه
همکاری با شورای فرهنگ عمومی، برگزاری 10 جلسه ستاد عفاف
و حجاب در مرکز ،ارسال پیشنهاد طرح لباس مشاغل، تشکیل جلسات حضوری
با ارزیابان و اعلام فعالیت های مرکز به اعضای ستاد شده
است
رئیس مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری گفت: قانون
"گسترش فرهنگ عفاف و حجاب" مختص زنان نیست و تمامی افراد
جامعه باید به اجرای آن اهتمام ورزند تا هدف غایی اجرای
این قانون در جامعه به چشم دیده شود.
مریم مجتهدزاده مشاور رئیس جمهور و رئیس مرکز امور امور
زنان و خانواده ریاست جمهوری در گفت وگو با پایگاه اطلاع رسانی
دولت ضمن بررسی محتوای قوانین مرتبط با اجرای قانون گسترش
فرهنگ عفاف و حجاب، مسئولیت و عملکرد مرکز امور زنان و خانواده در این
راستا را تشریح کرد.
وی با تأکید بر تدبیر در اجرای این قانون تصریح
کرد و افزود: قانون "گسترش فرهنگ عفاف و حجاب" مختص زنان نیست و
تمامی افراد جامعه باید به اجرای آن اهتمام ورزند تا هدف غایی
اجرای این قانون در جامعه به چشم دیده شود.
رئیس مرکز امور امور زنان و خانواده ریاست جمهوری با بیان
مختصری از پیشینه این قانون گفت: این طرح پس از تصویب
در سال 84 طی نشست های کارشناسی متعددی در شورای
عالی انقلاب فرهنگی و شورای فرهنگی و اجتماعی زنان،
مورد بررسی و تجدید نظر قرار گرفت و در دولت نهم نهایی
شد.
وی با اشاره به اینکه در این قانون تقریبا برای
20 سازمان و نهاد دولتی وظایفی تعیین شد، تصریح
کرد: به نظر من هرگونه فعالیت فرهنگی و به ویژه ترویج
فرهنگ حجاب و عفاف برای اینکه دچار آسیب نشود باید به طور
مستمر و با ارائه روش های مدبرانه صورت پذیرد در غیر این
صورت نه تنها ابتر خواهد ماند بلکه اصل موضوع را با چالش مواجه خواهدکرد.
به اعتقاد وی نهادهای متولی امور فرهنگی خصوصاً اعضای
قانونی گسترش فرهنگ، عفاف و حجاب لازم است با انجام پژوهش ها و تحقیقات
اصولی به راهکارهای اجرائی مؤثر دست یابند.
مشاور رئیس جمهوری با اشاره به وجود ستاد صیانت از حقوق
شهروندی که با همکاری سازمان های مختلف این موضوع را پیگیری
می کنند، یادآورشد: 6 کارگروه تخصصی برای اجرایی
شدن برنامههای قانون عفاف و حجاب در وزارت کشور فعالیت میکنند.
کارگروه های اجرایی این طرح در دستگاه ها باید ضمن
برنامه ریزی صحیح، اصولی و قابل تأمل نسبت به برقراری
تعاملات مستمر با جدیت تمام اهتمام ورزند.
وی به فعالیت های انجام شده مرکز امور زنان و خانواده در زمینه
ترویج فرهنگ حجاب و عفاف اشاره کرد و گفت: پس از تصویب راهبردهای
گسترش فرهنگ عفاف توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی و به منظور ایجاد
هماهنگی بین دستگاه های اجرایی و سایر اشخاص
حقیقی و حقوقی برای ترویج و گسترش فرهنگ عفاف و
حجاب، کمیته ترویج و گسترش فرهنگ عفاف و حجاب با حضور نمایندگان
دستگاه های مشخص شده در بند مربوطه در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (دبیرخانه
شورای فرهنگ عمومی) تشکیل و طی 27 جلسه کارشناسی
راهکارهای گسترش فرهنگ عفاف و حجاب تهیه و تدوین شد.
مشاور رئیس جمهور افزود: پس از این امر مرکز امور زنان موظف به
انجام اقداماتی چون؛ اعلام راهکارهای اجرائی کردن مصوبات مرتبط
با مرکز، تبادل تفاهم نامه همکاری با شورای فرهنگ عمومی، برگزاری
10 جلسه ستاد عفاف و حجاب در مرکز و انجام مصوبات ستاد، شرکت در جلسات ارزیابان
و ناظران، ارسال پیشنهاد طرح لباس مشاغل، تشکیل جلسات حضوری با
ارزیابان و اعلام فعالیت های مرکز به اعضای ستاد از بخش
های مختلف شد.
وی افزود: از دیگر برنامه های مرکز در این راستا؛
شرکت معاونت آموزش و پژوهش در جلسات شورای نظارت بر عفاف و حجاب هر 15 روز یکبار
و پیگیری مصوبات جلسه در مرکز، شرکت در جلسات وزارت ارشاد جهت ساماندهی
مد و لباس و تنظیم آئین نامه اجرائی و برگزاری جشنواره های
مد و لباس در دی ماه سال 87 و معرفی معاونت آموزش و پژوهش به کارگروه
امر به معروف و نهی از منکر که زیر نظر معاونت اجرائی ریاست
جمهوری است و شرکت در جلسات آن است.
وی با یادآوری این نکته که در این قانون برای
مرکز امور زنان و خانواده 6 مسئولیت تعیین شده است، تصریح
کرد: موضوع اول مسئولیت مرکز در این قانون "تحقیق و تدوین
کتب و مقالات مناسب به خصوص فلسفه حجاب و عفاف، و شیوههای رواج آن در
کشور و پاسخگویی به شبها طرح شده در زمینه حجاب" است که در
حوزه معاونت آموزش و پژوهش این مرکز فعالیت هایی صورت پذیرفته
است.
مریم مجتهدزاده به ارائه "پودمان آموزشی ترویج فرهنگ
عفاف برای خانواده ها به عنوان یکی از مأموریت های
محول شده به مرکز امور زنان و خانواده در این قانون" اشاره کرد و گفت:
در این راستا کتاب هایی با عناوین "چرایی
عفاف و حجاب"، "راز هدیه خدا در نامه های دخترانه"،
"عفاف نماد هویت اسلامی"، "حجاب در فرهنگ اسلامی"
و طرح پژوهشی "رابطه پوشش و حجاب با وضعیت امنیت اجتماعی
زنان در شهر تهران" تدوین و توزیع گردیده است.
وی درباره مأموریت دیگر این مرکز که بر اساس قانون
گسترش عفاف و حجاب با عنوان تشویق و حمایت از سمن هایی که
در خصوص ترویج فرهنگ عفاف فعالیت میکنند، اظهارکرد: این
مرکز طی نشست های مختلف و برگزاری کارگاه های آموزشی
و انجام مشاوره برای تشویق زنان علاقه مند، منجر به ایجاد
سازمان های مردم نهاد در زمینه گسترش فرهنگ حجاب و عفاف شده است.
وی تصریح کرد: مرکز امور زنان و خانواده در دولت نهم و دهم از طرح
های مربوط به تعمیق باورهای جامعه در زمینه گسترش فرهنگ
عفاف و حجاب حمایت و سمن های اعزامی به مجامع بین المللی
را در این امر با هدف ارائه الگوی زن مسلمان ایرانی و
دستاوردهای آنها در عرصه جهانی تشویق کرده است.
رئیس مرکز امور زنان و خانواده در زمینه برگزاری همایش
ها، کنفرانسها و نشستهای تخصصی با موضوع فرهنگ عفاف در مراکز علمی
– تحقیقاتی که در زمره چهارمین تکلیف قانونی مرکز
تلقی می شود، به حمایت از برنامه های برگزار شده در دولت
نهم و دهم با موضوعاتی مانند "همایش حجاب و اختیارات و
مسئولیت های دولت اسلامی"، "نمایشگاه عفاف و
حجاب در دانشگاه تربیت معلم" و نمایشگاهی جنبی هم
اندیشی رایحه نبوی با عنوان "به زیبایی
عفاف" اشاره کرد.
وی برگزاری "جشنواره تولیدات رسانه ای عفاف و
حجاب" با مشارکت امور زنان سازمان صدا و سیما را در زمره فعالیت
های مرکز در این زمینه ذکر کرد و گفت: آمادگی داریم
تا در زمینه تهیه تیزرها، نماآهنگ ها، زیرنویس و حتی
برگزاری مسابقات فرهنگی با صدا و سیما همکاری کنیم.
مجتهدزاده رعایت حجاب در جامعه را به عنوان رهنمود دینی
مسلمانان مورد تأکید قرار داد و معاصرسازی الگوی رفتاری
حضرت زهرای مرضیه(س) را به عنوان روش های تأثیرگذار یاد
کرد.
وی به توصیه های مقام معظم رهبری در زمینه اجرای
این قانون اشاره کرد و ضمن اعلام آمادگی مرکز امور زنان و خانواده،
استفاده از روش های ایجابی و ارتقای آگاهی جامعه را
بسیار مؤثر و مسیر عطوفت و محبت اسلامی را برای دعوت
جامعه در اجرای احکام اسلامی ضروری دانست.
مشاور رئیس جمهور در پایان اظهار امیدواری کرد؛ حساسیت
فعلی جامعه فرصتی برای عزم و اراده عمومی فراهم کند تا
دستگاه های ذیربط با تعامل بیشتر، ارتباط قوی تر و تقسیم
وظایف مشخص در اجرای این قانون همت گمارند.
واژه های کلیدی خبر:
مركز امور امور زنان و خانواده - مريم مجتهدزاده - قانون عفاف و حجاب -
انتهاي خبر // پايگاه اطلاع رساني دولت//www.dolat.ir
تدوين راهكارهاي گسترش فرهنگ عفاف و حجاب
ايران- رئيس مركز امور زنان و خانواده رياستجمهوري گفت: قانون گسترش فرهنگ
عفاف و حجاب مختص زنان نيست
و تمامي افراد جامعه بايد براي اجراي آن اهتمام كنند تا هدف غايي اجراي اين
قانون در جامعه به چشم ديده شود.
مريم مجتهدزاده با اشاره به اينكه در اين قانون تقريبا براي 20سازمان و نهاد
دولتي وظايفي تعيين شد، تصريح كرد: بهنظر من هرگونه فعاليت فرهنگي و بهويژه
ترويج فرهنگ حجاب و عفاف براي اينكه دچار آسيب نشود، بايد بهطور مستمر و با ارائه
روشهاي مدبرانه صورت گيرد، در غيراين صورت نه تنها ابتر خواهد ماند بلكه اصل
موضوع را با چالش مواجه خواهد كرد.
وي به فعاليتهاي انجامشده مركز امور زنان و خانواده در زمينه ترويج فرهنگ
حجاب و عفاف اشاره كرد و گفت: پس از تصويب راهبردهاي گسترش فرهنگ عفاف توسط شورايعالي
انقلاب فرهنگي و بهمنظور ايجاد هماهنگي بين دستگاههاي اجرايي و ساير اشخاص حقيقي
و حقوقي براي ترويج و گسترش فرهنگ عفاف و حجاب،
كميته ترويج و گسترش فرهنگ عفاف و حجاب با حضور نمايندگان دستگاههاي مشخصشده
در بند مربوطه در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي (دبيرخانه شوراي فرهنگ عمومي) تشكيل
و طي 27 جلسه كارشناسي راهكارهاي گسترش فرهنگ عفاف و حجاب تهيه و تدوين شد.
http://www.dolat.ir/NSite/FullStory/?id=188627
..............
http://www.jahannews.com/vdcipzazpt1azr2.cbct.html
...................
http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=1083223
......................
http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=113257
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
متن مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي
شوراي عالي انقلاب فرهنگي در جلسه 566 مورخ 4/5/84 در چارچوب
اصول و مباني روشهاي اجرايي گسترش فرهنگ عفاف (مصوب جلسه 413 مورخ 14/11/76)
راهبردهاي گسترش فرهنگ عفاف را به شرح ذيل تصويب نمود:
1ـ توسعة فرهنگ كنكاش و تفكر در مفاهيم ديني توسط جوانان به
منظور پذيرش دروني و قلبي و عمل به آنها ؛
2ـ تبيين دائمي
جايگاه والا و پر اعتبار زن در اسلام و مقايسه آن با ساير مكاتب به منظور احساس
برتري شخصيت زن مسلمان نسبت به زنان ساير مكاتب و پرهيز از روي آوردن به جاذبهها
و شخصيتهاي كاذب؛
3ـ تقويت بنية
اعتقادي، اخلاقي و اصول و مباني تربيت براي والدين، خصوصاً مادران نسبت به امر عفاف
و حجاب و ايجاد حساسيت در آنها نسبت به آسيب هاي ناشي از عدم رعايت آن براي خود،
خانواده و فرزندان؛
4ـ اتخاذ تدابير
مناسب جهت جذب، تربيت و به كارگيري نيروي انساني شايسته نظير مديران، معلمين و
اساتيد معتقد و عامل به رعايت حجاب و عفاف در كلية مراكز اداري و آموزشي؛
5ـ تبيين آموزههاي
ديني در خصوص ضرورت رعايت اصول حيا و عفت متناسب با قابليتها و ويژگيهاي زنان و
مردان و ايجاد تعادل در روابط اجتماعي آنها؛
6ـ احياء و ترويج
سنت حسنه امر به معروف و نهي از منكر؛
7ـ ارتقاء سطح
آگاهي جوانان در خصوص ارتباطات صحيح انساني و اخلاقي بين آنها و حفظ حدود عفاف و
حجاب در جامعه و خانواده؛
8ـ تبيين فلسفه و
پيامدهاي مثبت فرهنگي اجتماعي، رواني و اخلاقي عفاف و حجاب درعرصههاي مختلف زندگي
و اثرات منفي عدم رعايت آن در سست كردن بنيانهاي اخلاقي خانواده و جامعه؛
9ـ تبيين ديدگاه
اسلام در خصوص عفاف، پوشش، حجاب و ضرورت بيان ، فلسفه، احكام و دستاوردهاي مثبت
رعايت آن در جامعه متناسب با شرايط سني جوانان و نوجوانان با شيوههاي جذاب؛
10ـ توجه دادن به
رعايت و نيز باور پوشش نه به عنوان يك اجبار اجتماعي بلكه به عنوان يك ارزش
انساني، ديني و معنوي و يك باور قلبي جهت مصونيت از زشتي ها و آسيبهاي اجتماعي؛
11ـ افزايش آگاهي
والدين نسبت به رعايت حجاب و عفاف خصوصاً در خانواده و نقش الگويي آنان در اين
امر؛
12ـ اهتمام جدي
نهاد خانواده نسبت به تأمين نيازهاي عاطفي و شخصيتي فرزندان به ويژه دختران و
تأثير آن در شكل گيري هويت ديني و اجتماعي آنها؛
13ـ تبيين نقش
عفاف و حجاب در تقويت هويت ملي و فرهنگي جوانان و تأثير آن بر استقلال فرهنگي و
سياسي كشور؛
14ـ تقويت روحيه
تعادل در جوانان در رويكرد آنان به مدگرايي و بيان مستدل و منطقي اثرات و پيامدهاي
مدگرايي افراطي و پرهيز از تقليد كوركورانه از مدهاي غربي و تقويت مدگرايي ملي؛
15ـ تبيين ريشههاي
تاريخي و فرهنگي و نشانه هاي روشن از وجود حجاب و پوشش در اديان الهي و جوامع
داراي سابقه تاريخي و تمدن فرهنگي؛
16ـ زمينه سازي
اجتماعي مناسب براي دختران و پسران جهت كشف، هدايت و بروز قابليتها و توانمنديها
و تأمين مطالبات خود به منظور جلوگيري از بروز جلوهگريهاي نامناسب در حيطة فرهنگ
عفاف و حجاب؛
17ـ اختصاص بخشي
از موضوعات تحقيقاتي به بررسي «زمينه، علل و موانع گسترش فرهنگ عفاف و حجاب در
جامعه» و بررسي تأثيرات محصولات فرهنگي كشور بر اين موضوع؛
18ـ تشويق و ترغيب
خانوادهها و جوانان به ازدواج آسان و آشنا نمودن آنان با معيارهاي شرعي انتخاب
همسر، حقوق و وظايف يكديگر، تقويت روحية ساده زيستي و قناعت پيشگي در زندگي؛
19ـ تقويت هماهنگي
بين دستگاههاي ذيربط در برنامهريزي و تأمين امكانات لازم جهت رفع مشكلات
اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي موجود بر سر راه ازدواج جوانان؛
20ـ توسعة فعاليتهاي
بنيادهاي ازدواج به منظور جلب مساعدت دولت و خيرين در امر ازدواج جوانان؛
21ـ ارتقاي
مهارتهاي فني و حرفهاي و توانمنديهاي جوانان جهت توسعة طرحهاي خود اشتغالي و
آشنايي با بازار كار و زمينههاي مختلف فعاليت به عنوان زمينه ساز ازدواج، تشكيل
خانواده و نهايتاً توسعة فرهنگ عفاف؛
22ـ اهتمام جدي
مراكز فرهنگي و كلية رسانههاي كشور نسبت به ارائه الگوي مطلوب از عفاف و حجاب در
محصولات فرهنگي خود (فيلم، سريال، تئاتر و…) و پرهيز از ايجاد تضاد و تناقض براي
جوانان در اين امر؛
23ـ جذب، تربيت و
بكارگيري نيروي انساني آگاه و عامل به مباني ديني عفاف و حجاب در برنامههاي
فرهنگي و تبليغي؛
24ـ جهت دهي و
تقويت امر عفاف و حجاب با استفاده از قابليتها و ظرفيت سازمان ها، احزاب، تشكلهاي
غيردولتي و هيئت هاي مذهبي در كشور؛
25ـ هدايت تبليغات
تجاري به سوي استقلال فرهنگي و اقتصادي؛
26ـ سازماندهي
مبلغان آشنا به اصول و مباني فرهنگ عفاف و حجاب به روشهاي صحيح تبليغ و استفاده
بهينه از آنها در مجامع ديني و خودجوش مردمي؛
27ـ نظارت دقيق و همه
جانبه در امر توليد و نشر كتاب، مطبوعات و مجلات سينمايي در خصوص رعايت حريم عفاف
و حجاب از نظر محتوايي و شكلي؛
28ـ تبيين ضرورت
رعايت حجاب و عفاف توسط زنان و مردان در برنامه هاي فرهنگي، تبليغي و هنري و پرهيز
از يك سونگري؛
29ـ الگوسازي و
ايجاد گرايشات عميق و پايدار نسبت به امر حجاب و عفاف از طريق معرفي سيره عملي
معصومين (ع)، بزرگان علمي و ادبي و فرهنگي، منطبق با مقتضيات زمان و مكان و شرايط
سني جوانان.
30ـ تبيين عدم
مغايرت پوشيدگي، حجاب و عفاف با حضور و فعاليتهاي اجتماعي زنان و رفع شبهه تعارض
بين آن دو؛
31ـ توسعة
ارتباطات و تبادل اطلاعات بين دستگاههاي مختلف آموزشي، فرهنگي و تبليغي در جهت
تبيين و تعيين حدود و ضوابط هماهنگ در رعايت عفاف و حجاب در ارائه برنامه ها و
كالاهاي فرهنگي؛
32ـ تربيت و توسعة
نيروي انساني مؤمن، كارآمد و آشنا به مسائل فرهنگي ـ تبليغي در امر عفاف و حجاب و
پرهيز ازبرخوردهاي خشن، فيزيكي و تحقير آميز با متخلفين؛
33ـ هماهنگي و
وحدت رويه مستمر و پايدار در برخورد با ناهنجاريهاي فرهنگي توسط دستگاههاي
مختلف در چارچوب قانون؛
34ـ ارتقاي سطح
آگاهي وايجاد حساسيت در مديران نسبت به توسعة فرهنگ عفاف و حاكميت ارزشهاي اخلاقي
در مجموعههاي تحت مسئوليت آنها؛
35ـ طراحي و اجراي
فعاليتهاي فرهنگي در مراكز تبليغي، آموزشي و فرهنگي در راستاي توسعة امر عفاف و
حجاب؛
36ـ ترغيب مسئولين
و مديران نسبت به مناسبسازي فيزيكي و فرهنگي محيط كار در ادرات، بانكها، مدارس،
دانشگاهها، شركتهاي خصوصي براي شاغلين و مراجعين؛
37ـ توسعه و تنوع
بخشي به الگوهاي مناسب حجاب و تبليغ آن توسط رسانهها به منظور اقناع روحيه تنوع
طلبي و حس زيبا شناختي جوانان ضمن ترويج و تشويق چادر به عنوان حجاب برتر و پرهيز
از تحميل و اجباري كردن يك الگوي ثابت از حجاب؛
38ـ توجه دستگاهها
و نهادهاي فرهنگساز به مد به عنوان مؤلفهاي نوين و تأثير گذار در جهتدهي به نوع
پوشش و آراستگي جوانان؛
39ـ تشويق وترغيب
و تبليغ نمادها و الگوهاي لباس ايراني و بومي مناطق مختلف كشور و ممانعت از
تبليغ الگوهاي مغاير با فرهنگ ايراني ـ اسلامي؛
40ـ اتخاذ تدابير
لازم جهت توليد و توزيع اقلام مورد نياز جامعه در رعايت حجاب؛
41ـ ايجاد زمينههاي
دسترسي عمومي به پارچه و لباس منطبق با الگوهاي ايراني ـ اسلامي و حمايت از
طراحان و توليد كنندگان آن؛
42ـ ايجاد زمينة
تبادل فرهنگي ملل اسلامي از طريق ارائه الگوها ونمادهاي پارچه و لباس ايراني ـ
اسلامي؛
43ـ فراهم ساختن
زمينههاي امكان رقابلت براي توليد كنندگان داخلي و حمايت مالي از آنها؛
44ـ تقويت فرهنگ
استفاده از پارچه و لباسهاي منطبق با الگوهاي ايراني ـ اسلامي؛
45ـ تهية مقررات
لازم براي جلوگيري از واردات پارچه و لباس غير متناسب با فرهنگ عفاف و حجاب؛
46ـ به منظور
ايجاد هماهنگي بين دستگاههاي اجرايي و ساير اشخاص حقيقي و حقوقي فعال در امر
ترويج و گسترش فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه كميته ترويج و گسترش فرهنگ عفاف با
تركيب ذيل در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تشكيل خواهد شد و گزارش عملكرد آن هر شش
ماه يكبار به شوراي عالي انقلاب فرهنگي ارائه خواهد گرديد.
1ـ وزير فرهنگ و
ارشاد اسلامي ( رئيس كميته)
2ـ رئيس سازمان
تبليغات اسلامي ( نائب رئيس كميته)
3ـ دبير شوراي
فرهنگ عمومي (دبير كميته)
4ـ نماينده سازمان
ملي جوانان
5ـ نماينده وزارت
اطلاعات
6ـ نماينده نيروي
انتظامي
7ـ نماينده وزارت
كشور
8ـ نماينده
كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي
9ـ نماينده وزارت
آموزش وپرورش
10ـ نماينده وزارت
علوم، تحقيقات و فنآوري
11ـ نماينده وزارت
بهداشت، درمان وآموزش پزشكي
12ـ نماينده سازمان
صدا و سيما
13ـ نماينده وزارت
بازرگاني
14ـ نماينده ستاد
امر به معروف و نهي از منكر
15ـ نماينده شوراي
فرهنگي اجتماعي زنان
16ـ نماينده
سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران
17ـ نماينده وزارت
مسكن وشهرسازي
18ـ نماينده وزارت
اقتصاد و دارايي
19ـ نماينده وزارت
ارتباطات و فناوري اطلاعات
20ـ نماينده گمرگ
جمهوري اسلامي ايران
21ـ نماينده
سازمان تربيت بدني
22ـ نماينده مركز
امور مشاركت زنان
47ـ كميتة ترويج و
گسترش فرهنگ عفاف موظف است حداكثر ظرف مدت دو ماه راهكارها، آييننامهها و
دستورالعملهاي اجرايي و نقش دستگاههاي ذيربط در اين خصوص را تهيه و تصويب نموده
و به اطلاع شوراي عالي انقلاب فرهنگي برساند
مصاحبه با دبير:
دبير شوراي عالي انقلاب فرهنگي:
از يك جانبه نگري و نگرش يك سويه به زنان در امر حجاب و
عفاف پرهيز شود.
حجاب يكي از ارزندهترين نمودهاي عيني فرهنگي ـ اجتماعي در
تمدن ايراني ـ اسلامي است كه پيشينة آن به قبل از ورود اسلام باز ميگردد. حجاب و
عفاف در عين آنكه پديدهاي مذهبي ـ ارزشي است به همان نسبت توجه به زمينة هاي
فرهنگي ـ اجتماعي به عنوان بستر و زمينههاي آن بسيار شايسته ولازم است و اشاعه و
تعميق آن نيازمند آموزشهاي بنيادين و مداوم در خانواده، مدرسه و ساير اجزاء جامعه
است . بديهي است كه در كنار شرايط مساعد اجتماعي براي ارزش تلقي كردن اين فرهنگ
دروني شدن آن در وجود افراد نيز لازمه وجودي گسترش آن است. براي رسيدن به اين هدف
نيازمند مشاركت و توجه جدي تام دستگاهها و نهادهاي مختلف به صورت مستمر و هدفمند
است. شوراي عالي انقلاب فرهنگي پس از مدتها تحقيق و پژوهش و زمينه سازي جهت اجرايي
كردن سياستها چندي پيش راهبردهاي گسترش فرهنگ عفاف را به تصويب رساند. به اين
منظور با دكتر محمدعلي كي نژاد به گفت و گو نشستهايم.
دبير شوراي عالي انقلاب فرهنگي با بيان اينكه هويت فرهنگي و
اجتماعي هر جامعه براساس باورهاي اعتقادي افراد شكل ميگيرد و متضمن حفظ سلامت
اخلاقي و ايماني جامعه محسوب مي شود، اظهار داشت: وضعيت عفاف و حجاب از ابتداي
انقلاب تاكنون دستخوش تغييرات و فراز و نشيبهايي قرار گرفته است كه عوامل مختلف
در آن دخيل بوده است.
وي سليقه مداري و افراط و تفريط در امر حجاب، عدم هماهنگي و
وحدت رويه ميان دستگاههاي مختلف و فقدان برنامههاي درازمدت و اصولي ، ارائه
الگوهاي متضاد، ضعف معرفت جوانان و خانوادهها و تلقي آنها از حجاب و فلسفه و ضرورت
آن را از جمله عوامل اين مهم دانست.
دكتر كينژاد يادآور شد:
در شرايط كنوني نهادينه كردن امر فوق، با توجه به وضعيت
مناسب فرهنگي كشور نياز به برنامه ريزي جديد و به روز با در نظر گرفتن ويژگيهاي
زماني و مكاني دارد، خصوصاً اينكه اين مسأله از ديرباز يكي از تغييرات عمده متعدد
تهاجم فرهنگي غرب و تلاش براي عقيم جلوه دادن احكام و دستورات ديني است.
دبير شوراي عالي انقلاب فرهنگي با تأكيد بر اينكه بايد از
يك جانبه نگري و نگرش يك سويه به زنان در امر حجاب و عفاف پرهيز شود، افزود: ما
بايد با در نظر گرفتن كليه عوامل فرهنگي و غيرفرهنگي تأثيرگذار بر اين مفهوم
فرهنگي و بازنگري در شيوههاي گذشته و آسيب شناسي آن و استفاده از كليه ظرفيت و
منابع با يك عزم و اراده ملي در جهت جامعه پذيري عفاف تلاش كنيم.
وي با اشاره به تصويب راهبردهاي گسترش فرهنگ عفاف در شوراي
عالي انقلاب فرهنگي تصريح كرد با اين طرح، توسعه مباني استقلال فرهنگي، با حفظ
عفاف و زدودن مظاهر منحط غرب زدگي و خودباختگي در جامعه و آراستن جامعه به فضايل
اخلاقي، تبيين و تعميق فرهنگ عفاف در خانواده و جامعه، تقويت عزم ملي از طريق
نظارت و ارزيابي مستمر از فعاليتهاي فرهنگي كشور امكان پذير ميشود.
دكتر كينژاد با بيان اينكه راهبردهاي گسترش فرهنگ عفاف در
47 بند در طرح مذكور مطرح شده است، خاطر نشان كرد: از ميان راهبردهاي گسترش فرهنگ
عفاف كه در شوراي عالي انقلاب فرهنگي به تصويب رسيده است ميتوان به تبيين دائمي
جايگاه والا و پراعتبار زن در اسلام و مقايسه آن با ساير مكاتب به منظور احساس
برتري شخصيت زن مسلمان نسبت به زنان ساير مكاتب و پرهيز از روي آوردن به جاذبهها
و شخصيتهاي كاذب اشاره كرد.
دبير شوراي عالي انقلاب فرهنگي توسعه فرهنگ كنكاش و تفكر در
مفاهيم ديني توسط جوانان به منظور پذيرش دروني و قلبي و عمل به آنها را از ديگر
راهبردهاي گسترش فرهنگ عفاف مطرح كرد و گفت: البته يكي ديگر از راهبردها توجه دادن
به رعايت و نيز باور پوشش، نه به عنوان يك اجبار اجتماعي بلكه به عنوان يك ارزش
انساني، ديني و معنوي و يك باور قلبي جهت مصونيت از زشتيها و آسيبهاي خانوادگي
است.
دكتر كينژاد اختصاص بخشي از موضوعات تحقيقاتي به بررسي
«زمينه، علل و موانع گسترش فرهنگ عفاف در جامعه» و بررسي تأثيرات محصولات فرهنگي
كشور بر اين موضوع را مورد تأكيد قرار داد و گفت: البته اين مسأله به عنوان يك
راهبرد در سياستهاي گسترش فرهنگ عفاف ديده شده است.
دبير شوراي عالي انقلاب فرهنگي با تأكيد بر فرهنگ سازي در
زمينه عفاف و پوشش تصريح كرد: در اين راستا اهتمام جدي مراكز فرهنگي و كليه رسانههاي
كشور نسبت به ارائه الگوي مطلوب از عفاف در محصولات فرهنگي خود ، و پرهيز از ايجاد
تضاد و تناقض براي جوانان، اعم از دختر و پسر در اين امر يكي از راهبردهاي گسترش
فرهنگ عفاف است كه به تصويب شوراي عالي رسيد.
وي اظهار داشت همانطور كه مقام معظم رهبري فرمودهاند:
«مدگرايي افراطي پذيرفتني نيست و براي ايجاد تنوع در لباس نبايد از مدلهاي غربي
تقليد كرد، بلكه ميتوان با ارائه الگوهاي بومي و ايراني و طراحي لباس ملي
ايرانيان اين نياز را تأمين كرد.»
دكتر كينژاد افزود: دستگاهها و نهادهاي فرهنگ ساز، به مُد
به عنوان مؤلفة نوين و تأثيرگذار در جهت دهي به نوع پوشش و آراستگي جوانان توجه
كنند و به تبليغ نمادها و الگوهاي لباس ايراني و بومي مناطق مختلف كشور بپردازند.
وي خاطر نشان كرد: به منظور ايجاد هماهنگي ميان دستگاههاي
اجرايي و ساير اشخاص حقيقي و حقوقي فعال در امر ترويج و گسترش فرهنگ عفاف در جامعه
كميته ترويج و گسترش فرهنگ عفاف با تركيبي از برخي از وزارتخانهها و نهادها و
سازمانها در وزارت ارشاد تشكيل ميشود كه گزارش عملكرد آن هر شش ماه يك بار به
شوراي عالي انقلاب فرهنگي ارائه خواهد شد.
دبير شوراي عالي انقلاب فرهنگي با بيان اينكه وزير فرهنگ و
ارشاد رئيس و رئيس سازمان تبليغات اسلامي، نايب رئيس كميته ترويج و گسترش فرهنگ
عفاف هستند، تصريح كرد: نماينده 9 وزارتخانه، 5 سازمان، نماينده نيروي انتظامي،
ستاد امر به معروف و نهي از منكر و يكي از نمايندگان كميسيون فرهنگي مجلس از اعضاي
اين كميته هستند .
دكتر كينژاد يادآور شد: كميتة ترويج و گسترش فرهنگ عفاف
موظف است حداكثر طي مدت دو ماه راهكارها، آيين نامه ها و دستورالعملهاي اجرايي و
نقش دستگاههاي ذي ربط در اين رابطه را تهيه و تصويب كرده و به اطلاع شوراي عالي
انقلاب فرهنگي برساند.
وي توضيح و تبيين دائمي فلسفه و فوايد عفاف و حجاب در زندگي
فردي و اجتماعي و بيان آثار و نتايج سوء عدم رعايت عفاف و حجاب را امري ضروري
دانست.
دبير شوراي عالي انقلاب فرهنگي افزود: توجه عموم افراد
خصوصاً جوانان به نقش عفاف در ايجاد هويت فرهنگي و ملي مستقل براي كشور و ملت
ضروري است و ميبايست آثار مثبت سياسي اين استقلال فرهنگي و تفاوت آن با ترويج
فرهنگ برهنگي كه خود يكي از راههاي تهاجم فرهنگي است با ذكر شواهد و نمونههاي
تاريخي تشريح شود.
دكتر كي نژاد در پايان خاطر نشان كرد: به موازات اهتمام
نسبت به عفاف و حجاب و تبليغ و ترويج آن بايد تدابيري اتخاذ شود تا چادر و انواع
لباسهايي كه استفاده از آنها لازمه رعايت عفاف و حجاب است به آساني و با هزينهاي
منطقي قابل تأمين باشد�
http://www.iranculture.org/provs/view.php?id=1421
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
دولت طرح گسترش فرهنگ عفاف و حجاب را با جديت دنبال كند
حجتالاسلام والمسلمين رجبي در گفتوگو با فارس:
دولت طرح گسترش فرهنگ عفاف و حجاب را با جديت دنبال كند
خبرگزاري فارس: قائم مقام مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام
خميني(ره) گفت: دولت بايد براي گسترش فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه برنامههاي
عملياتي ارائه داده و با جديت پيگيري كند.
حجتالاسلام والمسلمين محمود رجبي امروز در گفتوگو با
خبرنگار فارس در قم با اشاره به ضرورت اجراي طرح فرهنگ عفاف و حجاب در كشور در
سخناني اظهار داشت: مقابله با هنجارشكنيها و ناديده گرفتن ارزشهاي اسلامي از سوي
افراد، از وظايف مهم آحاد مردم و دستگاههاي اجرايي ذيربط است.
وي افزود: البته اين برخوردها بايد كاملا حساب شده باشد تا
با رعايت كرامت انساني كاملا اثرگذار هم باشد تا افراد ناآگاه متوجه اشتباه خود
شوند و مغرضان كه با هدف مخالفت با نظام اسلامي رفتار ميكنند، پاسخي متناسب با
جرمشان دريافت كنند.
عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم تأكيد كرد: امر به معروف و
نهي از منكر همچون نماز و روزه يكي از واجبات و فروع دين است كه آحاد مردم و
مسئولان بايد آن را در جامعه به پا داشته و بر انجام آن اهتمام ويژه داشته باشند.
رجبي مسئله عفاف و حجاب را از مسلمات دين اسلام و براي حيات
طيبه جامعه بسيار ضروري دانست و گفت: با كساني كه به اين امر مهم بياعتنايي كرده
و شئونات اسلامي را رعايت نميكنند بايد برخورد مناسب صورت بگيرد.
وي با اشاره به تذكر مراجع عظام تقليد و نمايندگان مجلس
شوراي اسلامي در اين خصوص خاطرنشان كرد: مسئولان بايد ابتدا در حيطه كار و مسئوليت
خود نسبت به گسترش فرهنگ حجاب اقدام كرده و به ديگران نيز توصيههاي لازم را انجام
دهند، البته اين تذكرات بايد به دور از جنجالهاي سياسي باشد تا بهانهاي براي
اهانت و سوءاستفاده فراهم نشود.
قائم مقام مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) گفت: اجراي
احكام اسلامي در جامعه از دغدغههاي جدي شخص رئيس جمهور و مجموعه دولت است و همه
بايد مراقب باشند تا مغرضان از اين مسائل سوء استفاده نكرده و برخي مسائل مهمتر
مورد تاثير قرار نگيرد.
وي همچنين تصريح كرد: گسترش عفاف و حجاب در جامعه موجب
تقويت و رشد مسائل اخلاقي و ايجاد وحدت و همبستگي ميشود و حتي همميهنان
غيرمسلمان نسبت به گسترش امنيت اخلاقي بسيار اشتياق دارند.
رجبي در ادامه افزود: دولت بايد در اين زمينه برنامههاي
عملياتي و كارشناسي شده ارائه دهد و با جديت اين طرحها را به ويژه در وزارتخانهها
و ادارات دولتي پيگيري كرده و جلوي برخي افراطها از سوي افراد ناآگاه و يا مغرض
را بگيرد.
عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم عملكرد نيروي انتظامي در
مبارزه با اشرار را مناسب ارزيابي كرد و گفت: در عرصه مقابله با بدحجابي نيز نيروي
انتظامي بايد با رعايت همه جوانب و احكام امر به معروف و نهي از منكر حضور جدي
داشته باشد.
وي تأكيد كرد: با دنبال كردن استراتژي مشخص در طرح عفاف و
حجاب، مشكلات و نواقص كار احصاء و برطرف ميشود و اين مهم به نحو احسن در جامعه
اجرايي ميشود.
رجبي با بيان اينكه احساس مسئوليت از سوي مردم در اين زمينه
از حضور دستگاههاي اجرايي تأثيرگذاري بيشتري دارد، اظهار داشت: اقامه امر به
معروف و نهي از منكر در جامعه ميتواند تحولآفرين باشد و با كمك رسانهها، فرهنگ
حجاب در جامعه به ويژه در ميان نسل جوان نهادينه شود.
انتهاي پيام/آ20/ب
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8902220155
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
حجاب، قانون است نبايد در اين باره اعمال سليقه شود
ايران- معاون اول رئيس قوه قضاييه با بيان اينكه موضوع حجاب
و عفاف از ضروريات دين و مواد مصرحه در قانون است، تصريح كرد:
وقتي موضوعي متن قانون شد اجراي آن براي تمام دستاندركاران
وظيفه است و در اين باره نبايد اعمال سليقه يا برداشتهاي مختلف شود.سيدابراهيم
رئيسي در نشست مطبوعاتي كه به مناسبت هفته قوه قضاييه برگزار شد،
موضوع مبارزه با مفاسد اجتماعي را از جمله موضوعات مهم و
مورد توجه در اين هفته برشمرد و گفت: اخلاق جامعه در گرو مبارزه با مفاسد اجتماعي
است. در اين امر بحثهاي فرهنگي مهم است اما نبايد از برخورد انتظامي غافل شد.
به گزارش ايسنا، وي تصريح كرد: برخورد انتظامي و بحث فرهنگي
جاي همديگر را نميگيرند. حتما بايد دستگاههاي فرهنگساز در امور فرهنگي بحث
تبليغات و فرهنگ را دنبال كنند اما برخورد انتظامي با متجاسران و متخلفان از قانون
بايد صورت گيرد. اين مسئله قانوني است و سليقهاي نيست.
وي با بيان اينكه اين موضوع به صراحت در قانون آمده است،
اظهار كرد: امروزه بحث مبارزه و برخورد با مفاسد اجتماعي بحث قانوني و وظيفه
قانوني و ذاتي نيروي انتظامي است و از اين نيرو انجام وظيفه ذاتي و قانوني انتظار
ميرود و نبايد منتظر خواسته كساني ديگر باشد.
معاون قوه قضاييه با تاكيد بر اينكه وظيفه ذاتي و قانوني
نيروي انتظامي اجراي قانون است و بايد آن را دنبال كند، گفت: ممكن است كسي اجراي
قانون را بر نتابد؛ آن مهم نيست، مهم اجراي قانون و عمل نيروي انتظامي به وظيفه
ذاتي است. دادستانها در سراسر كشور نيز وظيفه پشتيباني از نيروي انتظامي و دستگاههاي
اجرايي در اين عرصه را بر عهده خواهند داشت و كار آنها به وسيله قانون تضمين شده
است.
رئيسي با تاكيد بر اينكه موضوع حجاب و عفاف خواست عموم مردم
متدين و دلداده به خداست، به خانمها توصيه كرد چه متدين به دين باشند و چه مسلمان
نباشند به دين اسلام و قانون نظام جمهوري اسلامي ايران احترام بگذارند و برخلاف
قانون عمل نكنند.
وي گفت: دستگاههاي فرهنگي و الگوساز بايد تلاش كنند كار به
دستگاه انتظامي و قضايي نكشد.
رئيسي افزود: دستگاه انتظامي وظيفه برخورد با متظاهران به
فساد و عملكنندگان برخلاف قانون را دارد و دادسراها نيز پشتيباني قضايي را طبق
قانون انجام ميدهند و براساس قانون در محاكم با آنها برخورد ميشود.
رئيسي در ابتداي اين نشست مطبوعاتي خداخواهي، ولايتمداري
و توجه به قانون و قانونمداري را از نكات برجسته شخصيت شهيدبهشتي برشمرد و گفت:
آيتالله شهيد بهشتي در تمام رفتارشان ولايتمدار و ولايتمحور بودند و تلاشش اين
بود كه سكوتش، اقدامش و موضعگيرياش مورد رضايت امام بزرگوار باشد. در محافل
مختلف ارادتمندان به ايشان خواستار دفاع در مقابل هجمه ضدانقلاب و بنيصدريها
بودند اما ميفرمودند بايد به امر امام رفتار كنم و انساني اهل عمل به تكليف بود.
http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=117537
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
بررسی ديدگاههاي رئيس جمهور درباره حجاب
ایرنا: موضوع حجاب و عفاف و نحوه برخورد با بدحجابي
مدتي است پس از گفت و گوي تلويزيوني رييس جمهوري اسلامي ايران، مبناي واكنشهاي
مسئولان نظام و همچنين برخي گردانندگان رسانهاي غرب قرار گرفت. با اين حال،
واكاوي سخنان محمود احمدي نژاد از سال ۱۳۸۴تاكنون،
حاكي از ثبات نگرش وي به اين موضوع است.
بيست و سوم خردادماه پس از گفت و گوي زنده تلويزيوني محمود احمدي
نژاد رييس جمهوري اسلامي ايران، موضوعي در صدر توجه رسانهها و صاحبنظران سياسي
قرار گرفت: بحث عفاف و حجاب و نحوه برخورد با بدحجابي.
احمدي نژاد در اين مصاحبه تلويزيوني كه يكي از مجريان زن
سيما نيز در آن حضور داشت، با تاكيد بر لزوم تقويت خودباوري در خانم ها، زن را
ستون جامعه خواند و به انتقاد از نحوه برخي برخوردها با موضوع بدحجابي و لزوم
رعايت معروف توسط افراد پرداخت.
وي با تاكيد بر اينكه اينها را توهين ميدانيم كه از يك زن
و مرد در خيابان سئوال شود كه نسبت شما چيست، كسي حق ندارد اين گونه سوال كند،
افزود: اين به معناي آن نيست كه ما نابسامانيهاي اجتماعي را نميبينيم و نبايد
اصلاح كنيم، ميگويم اين روشها درست نيست.
احمدي نژاد با بيان اينكه نابسامانيهاي اخلاقي كه پيش ميآيد
همه مقصر هستند، ادامه داد: نگاه نبايد اينگونه باشد و گفته شود زن مركز مشكلات
اخلاقي است.
رييس جمهوري با تاكيد بر لزوم خودداري از تخريب شخصيت
افراد، خاطرنشان كرد: ارزشهاي انساني با فشار منتقل نميشود مگر با محبت.
وي همچنين درباره مسئله امر به معروف نيز تاكيد كرد بايد
رعايت موضوع هايي را كه در جامعه به عنوان معروف، مورد قبول قرار گيرند از همه
خواست.
البته احمدي نژاد كاربرد روش درست براي اجرايي شدن اين امر
را بار ديگر مورد تاكيد قرار داد.
احمدي نژاد در عين حال با بيان اينكه هر چند وقت يك عدهاي
ميخواهند با طرح اين مسايل در كشور جنجال بپا و برخورد كنند، افزود: اگر كسي
اصرار دارد كه با اراده، تشكيل شبكه و با وصل به بيگانه يك نمايش غيراخلاقي برگزار
و ذهن جوانان را تخريب كند، مسئلهاش جداست.
رييس جمهوري تاكيد كرد: اگر كساني بخواهند سازمان يافته
مشكلات اخلاقي را در جامعه رواج دهند، ما چشم پوشي نميكنيم و دستگاههاي ذيربط
بايد برخورد اطلاعاتي و قانوني كنند اما در برخورد با افراد معمولي، رفتارها بايد
انساني و فرهنگي باشد.
نگاه تفكيكي به اين سخنان احمدي نژاد سبب ايجاد اين سوء
تفاهم در برخي صاحبنظران شد كه نظرات وي در پنجمين سال رياست بر قوه مجريه تغيير
كرده است.
البته بعضي رسانههاي غربي و عدهاي در داخل كشور نيز از
سخنان رييس جمهوري اين برداشت را كردند كه وي ميخواهد به جلب نظر منتقدان موضوع
حجاب و عفاف بپردازد.
اين، در حالي است كه وي بارها نظرات خود در اين زمينه را به
روشني اعلام كرده بود.
بيست و پنجم شهريورماه ۱۳۸۴در
شرايطي كه حدود يك ماه از زمان آغاز دوره رياست جمهوري احمدي نژاد ميگذشت،
كريستين امانپور در قالب خبرنگار شبكه آمريكايي سي. ان. ان با وي دور يك ميز نشست
و درباره موضوع حجاب گفت:
خانمهاي ما خودشان انتخاب ميكنند و آن پوششهايي هم كه كامل
است خودشان آزادانه انتخاب ميكنند، كسي آن را ديكته نكرده است.