قدس،فلسطين،اسرائيل غاصب

تهيه وتنظيم توسط حجّة الاسلام حاج سيدمحمدباقري پور

درمؤسسه فرهنگي هدي رايانه

http://hodarayaneh.org

سايت هدي بلاگ

http://hodablog.net

 

 

روز قدس آحرين جمعه ماه ماه مبارك رمضان

 

پيام حضرت امام آمده است: «من از عموم مسلمانان جهان و دولتهاى اسلامى مى‏خواهم كه براى كوتاه كردن دست اين غاصب و پشتيبانان آن، به هم بپيوندند و جميع مسلمانان جهان را دعوت مى‏كنم، آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را كه از ايام قدر است و مى‏تواند تعيين كننده سرنوشت فلسطين نيز باشد بعنوان روز قدس انتخاب و طى مراسمى همبستگى بين المللى مسلمانان را در حمايت از حقوق قانونى مسلمانان اعلام نمايند»(3).

شعار اصلی روز قدس امسال(89) چیست؟

به گزارش مهر، سردار رمضان شریف در نشست خبری امروز دوشنبه خود با خبرنگاران در رابطه با برنامه های ستاد قدس و انتفاضه شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی برای راهپیمایی روز قدس توضیحاتی ارائه کرد و در پاسخ به این سئوال خبرنگار مهر که تمایز روز قدس امسال با سالیان گذشته در چیست، گفت: شاید امسال نسبت به سالهای گذشته جنایات رژیم صهیونیستی علنی تر شده و بر حمله این رژیم به کاروان آزادی اسمی به غیر از جنایت علیه بشریت نتوان گذاشت.

رئیس ستاد قدس و انتفاضه شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی درباره تمایز روز قدس امسال با سالیان گذشته گفت: مهمترین موضوع مطرح درباره فلسطینیان طرح سازش است که در راهپیمایی روز قدس به عنوان شعار اصلی با این طرح مخالفت می شود.

به گزارش مهر، سردار رمضان شریف در نشست خبری امروز دوشنبه خود با خبرنگاران در رابطه با برنامه های ستاد قدس و انتفاضه شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی برای راهپیمایی روز قدس توضیحاتی ارائه کرد و در پاسخ به این سئوال خبرنگار مهر که تمایز روز قدس امسال با سالیان گذشته در چیست، گفت: شاید امسال نسبت به سالهای گذشته جنایات رژیم صهیونیستی علنی تر شده و بر حمله این رژیم به کاروان آزادی اسمی به غیر از جنایت علیه بشریت نتوان گذاشت.

وی افزود: یکی از ویژگی های برجسته امسال علنی تر شدن جنایات رژیم صهیونیستی است که بالغ بر یک میلیون و نیم انسان را در محاصره اقتصادی و سیاسی قرار داده و به حرکت های مردمی برای کمک رسانی به این مردم نیز به شکل وحشیانه حمله می کند.

رئیس ستاد قدس و انتفاضه شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی در عین حال تصریح کرد: هر زمان که رژیم صهیونیستی به واسطه اقدامات حماقت آمیزش در تنگنا قرار می گیرد حامیان این رژیم با مباحث جدیدی در حوزه صلح و سازش تلاش می کنند که افکار عمومی را به سمت و سوی دیگری منحرف کنند امسال نیز پس از حمله رژیم صهیونیستی به کشتی آزادی شاهد طرح جدیدی از سوی آمریکا برای سازش بودیم که با مخالفت جدی مردم و رهبران مردمی فلسطین مواجه شده است.

وی تاکید کرد: در شرایطی که صهیونیست ها به محاصره غزه ادامه داده و راه بازگشت مردم آواره فلسطین را می بندد و شهرک سازی ادامه داشته و یهودیان را از جای جای جهان به این سرزمین می آورند طرح سازش چیزی جز ایجاد فرصت برای این رژیم جعلی نیست.

شریف در زمینه فعالیت ستاد انتفاضه قدس در سال گذشته نیز گفت: ستاد انتفاضه قدس برگزاری آیین ها و مراسمات در جهت حمایت از مردم مظلوم فلسطین و لبنان را مسئولیت ذاتی خود می داند و در طول سال برای این موضوع برنامه هایی را هر ساله برگزار می کند.

وی افزود: این ستاد یک ماموریت بزرگ دیگر نیز در زمینه برگزاری راهپیمایی روز قدس برعهده دارد که یکی از دو راهپیمایی بزرگ و سراسری در کشور محسوب می شود.

شریف در عین حال تصریح کرد: ما در جریان اغلب برنامه های مرتبط با قدس و فلسطین قرار گرفته و برای به انجام رساندن درست برنامه ها و کمک به نهادها و ان جی او هایی که برای این منظور تلاش می کنند نهایت مساعدت خود را به کار می بندیم.

وی در ادامه در رابطه با راهپیمایی روز قدس نیز گفت: این راهپیمایی در بیش از 500 نقطه در کشور برگزار شده و مبدا تمامی مسیرهای راهپیمایی در مراکز تاثیرگذار انقلاب اسلامی و مقصد همه این مسیرها به میعادگاه جمعه در مصلی نماز جمعه شهرها و نقاط مختلف کشور است.

شریف همچنین تصریح کرد: پیش زمینه های برگزاری این برنامه در خارج از کشور نیز مهیا شده و سفارتخانه ها و سازمان ارتباطات اسلامی در خدمت مردم مسلمان و آزادیخواهی خواهد بود که فریاد مقاومت در برابر صهیونیست ها را می خواهند سر بدهند.

وی در پایان راهپیمایی روز جمعه را لبیک به رهبر فقید انقلاب و مقام معظم رهبری دانست و تصریح کرد: این حرکت از سالیان دور موجبات بازتاب اخبار، تحلیل ها و تفسیرهای بسیاری در رسانه های جهان درباره فلسطین و حقوق تضییع شده آن توسط صهیونیست ها به وجود می آورد و از همین رو است که موقعیت رژیم صهیونیستی چه به لحاظ ثبات و چه به لحاظ توسعه و همچنین افکار عمومی در جهان نسبت به سی و یک سال گذشته به شدت متزلزل و بی ثبات شده است.

http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=117437

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

بخش هايي از آيات قرآن مجيد که به نکوهش بني اسراييل پرداخته اند

وَلَنْ تَرْضَى عَنْكَ الْیهُودُ وَلَا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِی جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِی وَلَا نَصِیرٍ«بقره120»

هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، (تا به طور کامل، تسلیم خواسته‌های آنها شوی، و) از آیین (تحریف یافته) آنان، پیروی کنی. بگو: «هدایت، تنها هدایت الهی است!» و اگر از هوی و هوسهای آنان پیروی کنی، بعد از آنکه آگاه شده‌ای، هیچ سرپرست و یاوری از سوی خدا برای تو نخواهد بود.

سوره اسراء(بني اسرائيل)

وَقَضَینَا إِلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ فِی الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَینِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِیرًا«4»

ما به بنی اسرائیل در کتاب (تورات) اعلام کردیم که دوبار در زمین فساد خواهید کرد، و برتری‌جویی بزرگی خواهید نمود.

فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولَاهُمَا بَعَثْنَا عَلَیكُمْ عِبَادًا لَنَا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجَاسُوا خِلَالَ الدِّیارِ وَكَانَ وَعْدًا مَفْعُولًا«5»

هنگامی که نخستین وعده فرا رسد، گروهی از بندگان پیکارجوی خود را بر ضد شما میانگیزیم (تا شما را سخت در هم کوبند؛ حتی برای به دست آوردن مجرمان)، خانه‌ها را جستجو می‌کنند؛ و این وعده‌ای است قطعی!

ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَیهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِیرًا«6»

سپس شما را بر آنها چیره می‌کنیم؛ و شما را به وسیله داراییها و فرزندانی کمک خواهیم کرد؛ و نفرات شما را بیشتر (از دشمن) قرارمی‌دهیم.

إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِیسُوءُوا وُجُوهَكُمْ وَلِیدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِیتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِیرًا«7»

اگر نیکی کنید، به خودتان نیکی می‌کنید؛ و اگر بدی کنید باز هم به خود می‌کنید. و هنگامی که وعده دوم فرا رسد، (آنچنان دشمن بر شما سخت خواهد گرفت که) آثار غم و اندوه در صورتهایتان ظاهر می‌شود؛ و داخل مسجد (الاقصی) می‌شوند همان گونه که بار اول وارد شدند؛ و آنچه را زیر سلطه خود می‌گیرند، در هم می‌کوبند.

سوره مائده

لَقَدْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَأَرْسَلْنَا إِلَیهِمْ رُسُلًا كُلَّمَا جَاءَهُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَى أَنْفُسُهُمْ فَرِیقًا كَذَّبُوا وَفَرِیقًا یقْتُلُونَ«70»

ما از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم؛ و رسولانی به سوی آنها فرستادیم؛ (ولی) هر زمان پیامبری حکمی بر خلاف هوسها و دلخواه آنها می‌آورد، عده‌ای را تکذیب می‌کردند؛ و عده‌ای را می‌کشتند.

وَحَسِبُوا أَلَّا تَكُونَ فِتْنَةٌ فَعَمُوا وَصَمُّوا ثُمَّ تَابَ اللَّهُ عَلَیهِمْ ثُمَّ عَمُوا وَصَمُّوا كَثِیرٌ مِنْهُمْ وَاللَّهُ بَصِیرٌ بِمَا یعْمَلُونَ«71»

گمان کردند مجازاتی در کار نخواهد بود! از این‌رو (از دیدن حقایق و شنیدن سخنان حق،) نابینا و کر شدند؛ سپس (بیدار گشتند، و) خداوند توبه آنها را پذیرفت، دیگربار (در خواب غفلت فرو رفتند، و) بسیاری از آنها کور و کر شدند؛ و خداوند، به آنچه انجام می‌دهند، بیناست.

لُعِنَ الَّذِینَ كَفَرُوا مِنْ بَنِی إِسْرَائِیلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِیسَى ابْنِ مَرْیمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا یعْتَدُونَ«78»

کافران بنی اسرائیل، بر زبان داوود و عیسی بن مریم، لعن (و نفرین) شدند! این بخاطر آن بود که گناه کردند، و تجاوز می‌نمودند.

كَانُوا لَا یتَنَاهَوْنَ عَنْ مُنْكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا كَانُوا یفْعَلُونَ«79»

آنها از اعمال زشتی که انجام می‌دادند، یکدیگر را نهی نمی‌کردند؛ چه بدکاری انجام می‌دادند!

تَرَى كَثِیرًا مِنْهُمْ یتَوَلَّوْنَ الَّذِینَ كَفَرُوا لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَیهِمْ وَفِی الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ«80»

بسیاری از آنها را می‌بینی که کافران (و بت‌پرستان) را دوست می‌دارند (و با آنها طرح دوستی می‌ریزند)؛ نفس (سرکش) آنها، چه بد اعمالی از پیش برای (معاد) آنها فرستاد! که نتیجه آن، خشم خداوند بود؛ و در عذاب (الهی) جاودانه خواهند ماند.

سوره اعراف

وَجَاوَزْنَا بِبَنِی إِسْرَائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلَى قَوْمٍ یعْكُفُونَ عَلَى أَصْنَامٍ لَهُمْ قَالُوا یا مُوسَى اجْعَلْ لَنَا إِلَهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ«138»

و بنی اسرائیل را (سالم) از دریا عبور دادیم؛ (ناگاه) در راه خود به گروهی رسیدند که اطراف بتهایشان، با تواضع و خضوع، گرد آمده بودند. (در این هنگام، بنی اسرائیل) به موسی گفتند: «تو هم برای ما معبودی قرار ده، همان‌گونه که آنها معبودان (و خدایانی) دارند!» گفت: «شما جمعیتی جاهل و نادان هستید!

إِنَّ هَؤُلَاءِ مُتَبَّرٌ مَا هُمْ فِیهِ وَبَاطِلٌ مَا كَانُوا یعْمَلُونَ«139»

اینها (را که می‌بینید)، سرانجام کارشان نابودی است؛ و آنچه انجام می‌دهند، باطل (و بیهوده) است.

000000000000000000000000000000

امام خمینی (ره) روز جهانی قدس را محور وحدت مسلمانان قرار داد

پيام حضرت امام خمينی (ره) به مناسبت نامگذاری آخرين جمعه ماه مبارك رمضان به عنوان روز جهانی قدس كه در  روز 16 مرداد 1358 در سیزدهمین روز از ماه مبارک رمضان سال 1399 هجری قمری خطاب به مسلمانان جهان صادر کردند:

بسم‌ الله الرحمن الرحیم

من طی سالیان دراز، خطر اسرائیل غاصب را گوشزد مسلمین نمودم که اکنون، این روزها به حملات وحشیانه خود به برادران و خواهران فلسطینی شدت بخشیده است و به ویژه در جنوب لبنان به قصد نابودی مبارزان فلسطینی پیاپی خانه و کاشانه ایشان را بمباران می‌کند.

من از عموم مسلمانان جهان و دولت‌های اسلامی می‌خواهم که برای کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آن،‌به هم بپیوندند، و جمیع مسلمانان جهان را دعوت می‌کنم آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است و می‌‌تواند تعیین کننده سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد، به عنوان «روز قدس» انتخاب و طی مراسمی همبستگی بین‌المللی مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونی مردم مسلمان فلسطین اعلام نمایند. از خداوند متعال پیروزی مسلمانان را بر اهل کفر خواستارم.

والسلام عليکم و رحمة‌الله برکاته

روح‌الله الموسوي الخميني

http://www.palestine-persian.info/fa/default.aspx?xyz=U6Qq7k%2bcOd87MDI46m9rUxJEpMO%2bi1s7%2bD%2fLorG%2fjbjZYic8qpDBB5TIoHRCJhEX9HuTUPW%2fjDQoXbZHvyFTDXJ2DpbufhdUOC9s4C%2bmwYIFOOAuSVLvNj5CcdkIrnfzUyhM84j9IkM%3d

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

گزیده هایی از بیانات مقام معظم رهبری درباره روزقدس  

1389/05/27

خبرگزاری قدس (قدسنا) گزیده هایی از بیانات و فرمایشات حضرت آیت الله خامنه ای مقام معظم رهبری در مورد اهمیت روز جهانی قدس را منتشر کرد.

- مسلمانان‌جهان ‌باید روز قدس ‌را روز همه ‌مسلمین‌، بلکه ‌مستضعفین‌ بدانند.

- محور اصلی‌" انتفاضه ‌اقصی"، "بیت‌المقدس‌ است‌.

- علیرغم ‌تبلیغات ‌جهانی‌، انتفاضه ‌فلسطین‌ خاموش‌ شدنی ‌نیست‌ و آینده‌ آن ‌همراه ‌با رستگاری ‌و پیروزی ‌است‌.

- انتفاضه ‌مردم ‌فلسطین ‌به ‌رغم ‌تمام ‌فشارها ادامه‌ خواهد یافت ‌و رژیم ‌صهیونیستی ‌نمی‌تواند آن را برای‌ همیشه‌ متوقف ‌کند.

- مساله‌ی ‌فلسطین ‌از لحاظ‌ اسلامی ‌برای ‌همه‌ی ‌مسلمانان ‌از جمله ‌برای ‌ما یک‌ مساله‌‌ اساسی‌ و یک‌ فریضه ‌است‌.

- تنها راه ‌ریشه‌کن ‌کردن‌ این‌غده‌ سرطانی‌ خطرناک‌، مقاومت ‌و مبارزه ‌است‌.

- سیاست ‌آمریکا، صهیونیست­ها و استعمارگران ‌این ‌است‌ که ‌مسأله ‌فلسطین‌ به ‌فراموشی ‌سپرده ‌شود.

- صهیونیسم‌ در مقابل ‌موج ‌نسل­های ‌رو به ‌ازدیاد فلسطینی‌ طاقت‌ نخواهد آورد.

- صهیونیسم ‌و دولت‌ غاصب‌ و مجعول‌ صهیونیستی‌ در فلسطین‌، محکوم ‌به ‌فناست‌.

- ما حقیقتا صهیونیست­ها را دشمن‌ دنیای ‌اسلام ‌می‌دانیم‌.

- مسئلة ‌مهم ‌این ‌دوران‌، مسئلة ‌فلسطین‌ است‌ که‌ انتفاضة‌ بزرگ‌ فلسطین‌ و بیت‌المقدس‌ همچنان‌ ادامه ‌دارد.

- انتفاضه ‌مردم ‌فلسطین‌ به ‌رغم ‌تمام ‌فشارها ادامه‌ خواهد یافت ‌و رژیم ‌صهیونیستی ‌نمی‌تواند آن را برای ‌همیشه‌ متوقف ‌کند.

- رژیم ‌صهیونیستی ‌در سرزمین ‌مغضوب‌ فلسطین ‌یک ‌رژیم ‌نژادپرست‌ است‌.

- مسئله ‌فلسطین ‌امروز مسئله ‌اول‌ جهان ‌اسلام ‌است‌.

- مهمترین ‌مسائل ‌جاری ‌فلسطین‌ است‌.

- مسأله‌ی ‌فلسطین‌، شوخی ‌و سرسری‌نیست‌؛ امروز اساسی‌ترین ‌مسأله‌ی ‌دنیای ‌اسلام ‌است‌.

- همه ملت­ها و دولت­های اسلامی باید مسئله فلسطین را در زمره مسائل درجه اول خود بدانند.

-  مشکل اصلی فلسطین وجود دولت صهیونیستی است.

-  رژیم صهیونیستی هیچ بهره­ای از جنایت­های خود نخواهد برد.

-  امروز بیداری اسلامی ملت­های مسلمان نسبت به فلسطین و مردم آن فراگیر است.

-  همه مسلمانان و کشورهای اسلامی با احساس مسئولیت باید به مبارزین فلسطین در داخل و خارج کمکهای همه جانبه کنند.

-  مسأله فلسطین در صدر مسائل بین­الملل اسلامی است

-  بر همه ملت­ها و دولت­ها واجب است مسأله فلسطین را در اولویت مسائل خود قرار دهند.

-  فلسطینی­ها به برکت اسلام می­توانند در خانه خود امنیت بوجود آورند.

-  روز قدس باید تعیین کننده سرنوشت مردم فلسطین باشد.

تمام/سش/23

http://www.qodsna.com/NewsContent-id_28677.aspx

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

مقام معظم رهبری: روزقدس مظهر وحدت ملت ایران است

شنبه, 21 شهریور 1388

حضرت آیت الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع عظیم و با شکوه روزه داران موحد تهرانی در سومین نماز جمعه ماه مبارک رمضان، با تبیین سلوک سیاسی مولای متقیان حضرت علی بن ابیطالب(ع)، رفتار سیاسی امام خمینی(ره) را منطبق با سلوک و سیره امیر مومنان برشمردند و تأکید کردند: روز قدس از برجسته ترین

یادگارهای امام راحل عظیم الشأن است و به فضل و هدایت الهی، ملت بزرگ و بیدار ایران جمعه آینده، یکپارچه و متحد، پرچم حمایت از مظلومان فلسطین را در پیشاپیش ملت‌های ظلم ستیز جهان، به اهتزاز درخواهد آورد.

ایشان، روز قدس را نشانه دلبستگی «امام و انقلاب و ملت ایران» به قدس شریف دانستند و با اشاره به خشم مستکبران و صهیونیست ها از این اقدام ملت ایران در زنده نگه داشتن نام و یاد فلسطین، افزودند: دشمن در تمامی سال ها تلاش کرده، مراسم روز قدس تضعیف شود اما امسال هم ملت شریف ایران با راهپیمایی در تهران

و سراسر کشور این روز را گرامی می‌دارد و بسیاری از مسلمانان جهان نیز به تبعیت از این ملت، نام قدس را بار دیگر زنده می‌سازند. حضرت آیت الله خامنه ای، روز قدس را مظهر وحدت ملت ایران خواندند و با اشاره به لزوم مقابله با اختلاف و تفرقه تأکید کردند: مردم مراقب باشند که برخی، از اجتماعات روز قدس برای ایجاد تفرقه استفاده نکنند چرا که پرچمداری در عرصه حمایت از فلسطین، تنهابا یکپارچگی ملت امکان پذیر است.

http://armandaily.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=1136:2009-09-11-21-39-03&catid=121:general-news&Itemid=88

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@   

هدف امام خمینی(ره) از نامگذاری جمعه آخر ماه مبارک رمضان

اسلام تايمز- یک عضو مطرح جنبش حماس هدف امام خمینی(ره) از نامگذاری جمعه آخر ماه مبارک رمضان را به عنوان روز جهانی قدس تعیین محور وحدت اسلامی جهت آزادی قبله نخست مسلمانان دانست که در معرض خطرات و تهدیدهای بزرگی قرار دارد.

خبرگزاری مهر

امام خمینی (ره) روز جهانی قدس را محور وحدت مسلمانان قرار داد

به گزارش اسلام تايمز به نقل از مهر، امسال در شرایطی روز جهانی قدس برگزار می شود که صهیونیستهای غاصب با گستاخی بیشتری نسبت به سالهای گذشته، کمر به نابودی مسئله فلسطین و قدس شریف بسته اند و در این راه متاسفانه علاوه بر حمایتهای بی قید و شرط و نامحدود غرب و در راس آن آمریکا، مواضع انفعالی و شرم آور جهان عرب و ادامه رویکرد سازشکارانه تشکیلات خودگردان و موافقت آن با ازسرگیری مذاکرات سازش، اشغالگران قدس را برای غصب هر چه بیشتر اراضی فلسطینی در کرانه باختری و یهودی سازی در قدس شریف و بیرون راندن فلسطینی ها از آن گستاخ تر و جری تر کرده است و بی شک حضور حماسی و پرشور مسلمانان در سراسر جهان در روز جهانی قدس می تواند روحی تازه به مبارزات مردم مظلوم فلسطین بدمد و نهیبی بر صهیونیستها و حامیان غربی و عربی آنها بزند که قدس فقط متعلق به فلسطینی ها نیست، بلکه مسئله محوری و مرکزی امت اسلام است.

"اسماعیل رضوان" از رهبران جنبش مقاومت اسلامی فلسطین(حماس) در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره تاثیرات روز جهانی قدس بر مسئله فلسطین و رژیم صهیونیستی گفت : شکی نیست که اختصاص یافتن روزی برای قدس آن هم در ماه مبارک رمضان از سوی امام خمینی(ره)، اهمیت فراوانی دارد و نشان دهنده اهتمام جدی امام(ره) به مسئله نخست مسلمانان است، در نتیجه قرار گرفتن این مناسبت در ماه رمضان، ماه قرآن و ماه پیروزیهای بزرگ نشان می دهد، ایمان و تقوا و توکل از عناصر مهم و ضروری

” اقدام امام خمینی(ره) در نامگذاری روزی به نام روز جهانی قدس اهمیت و جایگاه این شهر عزیز و مسجدالاقصی را در نظر امام(ره) نشان می دهد به اینکه این مسئله در قلب و جان امام(ره) است. “

برای آزادی مسجدالاقصی است.

وی درباره اهداف امام خمینی(ره) در نامیدن روزی به عنوان روز جهانی قدس اظهار داشت : اقدام امام خمینی(ره) در نامگذاری روزی به نام روز جهانی قدس اهمیت و جایگاه این شهر عزیز و مسجدالاقصی را در نظر امام(ره) نشان می دهد به اینکه این مسئله در قلب و جان امام(ره) است و همچنین نشان می دهد که امام (ره) می خواست امت اسلام را به تکاپو و جنبش وادارد و موجبات همگرایی و وحدت ملتهای اسلامی را با محوریت قدس فراهم کند.

رضوان درباره اهمیت روز جهانی قدس امسال با توجه به شرایط کنونی منطقه به ویژه ازسرگیری مذاکرات سازش میان تشکیلات خودگردان و رژیم صهیونیستی و ادامه مواضع سازشکارانه برخی کشورهای عربی خاطر نشان کرد : شکی نیست که بزرگداشت روز جهانی قدس به ویژه با توجه به ازسرگیری مذاکرات سازش و بازگشت به مسیر نابودی مسئله فلسطین، به این مسئله پویایی و تحرک بیشتر و به ملت فلسطین قدرت و انگیزه مضاعف می بخشد و به امت مسلمان درباره خطرات آینده علیه مسئله فلسطین و قدس هشدار می دهد.

در نتیجه روز جهانی قدس، روز یادآوری و هشدار به امت اسلام است به اینکه همگی باید در یک صف واحد با تکیه بر گزینه مقاومت و جهاد برای آزادی قدس قرار گیرند و با تمام گزینه های سازشکارانه به مخالفت برخیزند.

رضوان درباره آینده قدس با توجه به اوضاع کنونی و سیاستهای توسعه طلبانه رژیم صهیونیستی و حمایتهای نامحدود غرب از این رژیم گفت : شکی نیست که قدس در معرض خطرات و تهدیدهای بزرگی قرار دارد و یهودی سازی و شهرک سازی همچنان در داخل قدس و تلاشها برای نابودی آثار اسلامی این شهر و تغییر بافت جمعیتی آن با اخراج فلسطینی های ساکن آن ادامه دارد، خطرات جدی آینده قدس را تهدید می کند، ولی ما مسلمانان به یاری خدای بزرگ، مسجدالاقصی را آزاد خواهیم کرد، و وعده الهی در این زمینه تحقق خواهد یافت.

http://www.islamtimes.org/vdcirvap.t1awz2bcct.html

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

کل ماجرا از 62 سال پیش آغاز شد ، همان وقتى که همه دنیا در خواب ناز بود و غافل از آنچه در دور و اطراف در جریان ست .

رژیم صهیونیستى به قبله اول مسلمین ، به سرزمین مقدس فلسطین حمله کرد و هیچکس ککش هم نگزید ، همه کلاه خودشان را چسپیده بودند تا باد نبرد .

نسل در نسل ما خفت و خوارى این سکوت را داریم به دوش میکشیم و گوشهایمان روزه نشدین گرفتند و لبهایمان روزه سکوت تا هیچکس نه نداى هلى من ناصر ینصر القدس را بشنود و نه کلمه اى در دفاع از قوم مظلوم فلسطین به زبان بیاورد .

ما فراموش کرده ایم که قدس سرزمین معراج پیامبر است و امیرالمؤمنین روزى رو به همین خطه مبارک نماز میخواند ، ما از یاد برده ایم که فرداى قیامت باید در درگاه خداوند سبحان پاسخگوى این سکوت خفت بار خویش باشیم ، ما از یاد برده ایم که با سکوت در برابر ظلم هیچ چیز از ظالم کم نداریم .

سالها پیش وقتى سران دول عربى و اجنبى در شرم السیخ مصر گرد هم آمدند تا به مشروعیت رژیم غاصب صهیونیستى راى بدهند ، تنها یک بزرگ مرد مقابل این خواسته مقتدرانه ایستاد و دست رد به سینه استکبار و مستکبرین زد ، خمینى کبیر ( ره ) آن روزى که آخرین جمعه از ماه مبارک رمضان را به نام روز قدس سند زد خوب میدانست که غنیمتى را براى آیندگان به یادگار گذاشته است که تا سالهاى بسیار دور سرآغاز هزاران انتفاضه در سرتاسر جهان هستى خواهد شد و آزادگان عالم هر ساله و در آخرین جمعه از ماه مبارک این دعوت حقانى را لبیک خواهند گفت و نداى الموت لأسرایل و القدس لنا دلهاى مستکبرین را خواهد لرزاند .

حضرت امام خمینی در سال هزار و سیصد و پنجاه و هشت پس از تعیین آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به عنوان روز جهانی قدس اینچنین فرمودند : "روز قدس " یک روز جهانی است ، روزی است که باید تمام مستضعفین را از چنگال مستکبرین بیرون بیاوریم ،  روزی است که باید جامعه مسلمین همه اظهار وجود بکنند و هشدار بدهند به ابرقدرتها و به این تفاله‌هایی که مانده است از آنها ، چه در ایران و چه در سایر جاها.

حال سی سال از این حکم تاریخى حضرت امام ( ره ) میگذرد و جهان منتظر است تا بار دیگر نداى لبیک یا خمینى و آواى القدس لنا را رساتر و کوبنده تر از هر سال بشنود .

برادران و خواهران عزیز ، دنیا تشنه شنیدن حقیقت است ، واقعا چه حقیقتى روشنتر از اینکه إِنَّ الَّذِین قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمّ اسْتَقَامُوا تَتَنَـزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ أَلاتَخَافُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ ، بشارت خداوند متعال براى آنهایى که در مقابل ظلم و جور حاکمان و مستکبران ایستاده اند بسیار روشن و امیده دهنده است ، باید ایستاد و این سکوت ننگین را شکست ، باید نه مانند سالها گذشته ، بلکه عظیم تر و باشکوه تر از قبل روز قدس را گرامى بداریم ، ما همگى از پیر و جوان و از زن و مرد در این واقعه عظیم  شرکت خواهیم کرد و پشت همه بد خواهان را بار دیگر به زمین خواهیم زد ، شانه به شانه در خیابان ها و قلم به قلم در فضاى سایبر ، هر یک از شما یک مبارز است و هر قلم شما یک تیر به سوی دشمن صهیونیست .

http://jwg.parsiblog.com/1686175.htm

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

قدس را آزاد خواهیم کرد

شب سیاه ، سیطره خود را بر سرزمینت کشید ، آنگاه که تو ، ای نوزاد پاک فلسطینی به دنیا آمدی . چشم هایت در آن تاریکی برق نیزه دشمن را دید . تو گریستی و اشک هایت ، جویباران خون را بر سرزمین پاکان جاری ساخت . زمانی که به طفلی نوپا بدل شدی ، دشمن پشت در کلبه ات ایستاده بود . دشمن به سوی تو و خانواده ات شلیک کرد . پدر جوانت در خون خود درغلتید و مادرت مویه کنان ، موهای سرش را کند و بر صورت آفتابخورده اش خراشی از زخم حک کرد ؛ زخم از دست دادن پدرت ، جراحت کهنه و مزمن اشغال فلسطین … اندکی که بزرگتر شده و به سن نوجوانی سبزقامت و رشید رسیدی سنگ در دست ، فریاد در گلو به صف مبارزان فلسطینی پیوستی تا قدس این سرزمین اسیر و گرفتار را آزاد سازی … اینک ماییم و سرزمین خونرنگ تو ، ماییم با همه فریادهایمان در گلو ، با پژواک صداهامان ، با دستهایی که دستهای گرم ترا و همه مردم فلسطین را جستجو می کند . با گامهایی که پای در میدان می گذارد . ماییم و تو و روز جهانی قدس – آخرین جمعه ماه مبارک رمضان – با زبانهای روزه دار ، آزادی ترا و قدس عزیز را در همه گیتی فریاد می کنیم .

مرگ بر اسرائیل شعار دیروز ، امروز و فردای ماست . آن حکومت غاصب که با حمایت آشکار استعمارگران کهنه و نو ، سرزمین مقدس و پاکی را که جایگاه زایش ادیان بزرگ الهی و قبله دوم مسلمانان جهان است به تسخیر خود درآورد و میلیونها فلسطینی را آواره شهرها و روستاهای دور کرد ؟ آن نظام نژاد پرستی که با تکیه بر زر و زور و تزویر ، قلبهای پاک کودکان فلسطینی را از هم درید و مادران سالخورده بسیاری را به سوگ و ماتم عزیزانشان نشاند – آن صهیونیسم غاصب – همواره دشمن اسلام ، ما و همه مردم مسلمان و آزادیخواه جهان است . حکومتی که پایه های ظلم خویش را بر فرق نازک و ترد کودکان و نوجوانان بیگناه بنا ساخته است . حکومتی که روی فرعونیان و نمرودیان تاریخ را سپید ساخته است و قدس عزیز ما را در چنگالهای اهریمنی اش اسیر ساخته است باید نابود شود و از بین برود … در روز جهانی قدس همه ما به خیابان های شهرمان که رنگ آزادگی اند می آییم ، دگربار مشتهایمان را گره می کنیم و همراه با فلسطینیان در بند آزادی قدس را طلب می کنیم …

فلسطین سرزمین پاکان

فلسطین از آغاز متعلق به مسلمانان بوده است و صهیونیستهای غاصب در حقیقت پس از جنگ جهانی دوم ، سایه شوم خود را بر این سرزمین به تمامی گستردند و قدس عزیز را به بند کشیدند . فلسطین منطقه ای عربی است که از طرف غرب به دریای مدیترانه و از طرف شمال به جمهوری لبنان و از جانب شرق به نهر اردن و جمهوری سوریه و از ناحیه جنوب به شبه جزیره سینا که قسمتی از مصر است محدود شده است .

در دوران های گذشته به فلسطین  ارض کنعان گفته می شد زیرا از ابتدای تاریخ عرب کنعانی در آن زندگی می کرد و نام فلسطین به مناسبت یکی از قبائل  کریتی که دوازده قرن قبل از میلاد مسیح (ع) در سواحل مدیترانه رحل اقامت افکنده بودند و به نام فلسطینیون معروف شده بودند به این سرزمین داده شد . در این سرزمین مقدس سالهای طولانی اقوام عرب و مسلمان زندگی می کردند . قبل از پیدایش صهیونیسم این سرزمین دوران پرفراز و نشیبی را پشت سر گذاشته است . در واقع رشد حرکت صهیونیستی هم محصول یک وابستگی باستانی به سرزمین اسراییل و هم واکنش سیاسی جدیدی در مقابل به اصطلاح یهود آزاری (انتی سیمیتیزم) و تبعیض اقتصادی در اروپای شرقی است . صهیونیسم در واقع تاسیس یک دولت خودمختار (یهود) را از ابتدای کار مد نظر داشت و این تفکر قبل از جنگ جهانی اول و پس از آن بخصوص با پیدایش فاشیسم در اروپا و سپس فروپاشی آن با جوهره تفکر نژادپرستانه در هم آمیخته شد .

حرکت صهیونیستی به طور رسمی در سال 1897 در کنگره بازل پایه گذاری شد و با نادیده گرفتن شرایط روز در فلسطین گسترش پیدا کرد . برای اولین بار در ماه اوت 1918 یک هیات صهیونیستی به ریاست  وایزمن با اجازه و تحت نظارت دولت استعمارگر و پیر انگلستان به عنوان رابط سیاسی وارد فلسطین شده و به مطالعه و بررسی در گوشه و کنار فلسطین پرداخت . از همان زمان سنگ بنای حرکت های استعماری و صهیونیستی برای اشغال کامل فلسطین به مرحله اجرا درآمد .

روز قدس ، روز اسلام

حضرت امام خمینی (ره) در سال 59 در پیامی به مناسبت برگزاری روز جهانی قدس فرمودند : روز قدس فقط روز فلسطین نیست ، روز اسلام است ، روز حکومت اسلامی است روزی است که باید بیرق جمهوری اسلامی در سراسر کشورها برافراشته شود . روزی است که باید به ابر قدرت ها فهماند که آنها نمی توانند در ممالک اسلامی پیشروی کنند@.

اینک بیش از 17 سال است که انقلاب اسلامی ایران با برگزاری روز قدس در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان پشتیبان و یار و یاور مردم فلسطین است . نسلی که در اولین سالهای پیروزی انقلاب اسلامی به دنیا آمده است اینک آرام آرام قدم به 20 سالگی و فراتر از آن می گذارد . این نسل از پدران ، مادران ، برادران و خواهران بزرگترش یاد گرفته است که دوستدار فلسطین باشد همانگونه که دوستدار ایران اسلامی است . اکبر-م 18 سال دارد و هیچ خاطره ای از روزهای خونین انقلاب اسلامی در ذهنش نیست اما خاطراتی از جنگ تحمیلی دارد و همینطور از انقلاب سنگ و جنگ انتفاضه و روز جهانی قدس اطلاعاتی را چه از مدرسه و چه از رسانه ها و کتاب های مختلف کسب کرده است . او می گوید  کتابی خوانده ام به نام قصه مردم و سنگ@

در مقدمه این کتاب نوشته بود : این مجموعه شماری از قصه های ملت ماست . گزیده ای از قصه های ملتی که جنگ را به سلاح سنگ تجربه می کند و مرگ را در چنگال تیز زندگی می فشارد و شمشیر روح و فرهنگ اصالت خویش را برافراشته و رودرروی سلاحهای ویرانگر و نابودکننده استاده است@ .

می گویم : بنابراین تو جوانی هستی که مفهوم برگزاری روز قدس را بخوبی می دانی@ .

تبسمی کرده و می گوید : بله ، روز قدس ، روز پیوند ما با مردمی است که سالیان دراز زجر کشیده اند . آنان آواره بوده اند . تحقیر شده اند . کشته و شهید داده اند . ما و مردم فلسطین یکی هستیم . اگر کسانی باشند که بخواهند در انقلاب مردم فلسطین راه سازش را در پیش بگیرند ما این راه و روش را محکوم می کنیم آخر چگونه می توان بر مفرش خون هزاران شهید بنای سازش و صلح را برافراشت .

فاطمه –الف مادر سالخورده ای است که هرچند خود داغ شهیدی را بر قلبش ندارد اما در طول سالهای دراز عمرش شاهد خزان زودرس جوانان زیادی بوده است . جوانانی که در نخستین سالهای عمر با خونشان درخت مبارزه با استکبار و صهیونیسم جهانی را آبیاری کردند . از او می پرسیم که در راه پیمایی روز قدس شرکت می کند ؟ با خضوع و خشوع هر چه تمامتر می گوید : چشمم جای چکمه های جوانهای مسلمان در همه جای دنیاست . هر سال در راهپیمایی روز قدس شرکت کردم امسال هم شرکت می کنم به کوری چشم دشمنان اسلام و انقلاب … @

حالا خیلی بهتر به یاد می آوریم ، صف در صف می آمدند . همه با لبهای روزه دار ، همه با مشتهای گره کرده همه با فریادهای خشم آگین  مرگ بر اسرائیل فلسطین پیروز است ، اسراییل نابود است@

اکرم – ر خانه دار می گوید  همه ساله روز قدس پس از خوردن سحری و به جای آوردن نماز صبح و استراحتی اندک به همراه دو فرزندم و همسرم به خیابان می آییم تا آزادی قدس را فریاد کنیم .

می پرسیم  چرا باید قدس آزاد شود ؟

می گوید : برای آنکه مردم فلسطین ، آن مردم مسلمان و آزاده سالها مبارزه کرده اند . خود من در فیلم های متعددی در تلویزیون دیده ام که چگونه فلسطینی ها به دست صهیونیستها مثل برگ خزان به زمین می ریزند . جوانهایی را دیده ام که با سنگ و حتی دست خالی با صهیونیستهای متجاوز می جنگد . مثل جوانهای ما که با دست خالی در برابر رژیم تا دندان مسلح گذشته مبارزه کردند …

آری صدای قدم های مردم مسلمان و مبارز ما با گام های مستحکم و محکم فلسطینیهای مسلمان در هم گره می خورد . می خروشیم ، فریاد می زنیم ، شعار داده و زمزمه آزادی را سر می دهیم … 

شاخه ای زیتون برای تو

انتفاضه (انقلاب سنگ) ، حماسه پایداری مردم فلسطین را سرود . این پایداری تا بی نهایت رسید و اکنون ، همه مردم ما در روز جهانی قدس شاخه های زیتون  ایثار و  رهایی را برای قدس عزیز به ارمغان می آورند . حجت الاسلام معلی نویسنده و اهل ادب می گوید : ما اگر با نگاهی عرفانی به مساله فلسطین و قدس نگاه کنیم به این نتیجه می رسیم که هیچ دشمنی – در صورتی که بیدار و هشیار باشیم – نه تنها نمی تواند به ما ضربه بزند ، بلکه باعث قوی تر شدن ما هم می شود . با همین دیدگاه است که بعضی از عرفا می گویند شیطان ، کلب (سگ) تعلیم دیده خداوند است که ما را به خیر و کمال بیشتر (از راهی دیگر) می تواند برساند .                                                  

وجود شیطان برای عرفا در مسیر تکامل آنها با تعلیماتی که دیده اند ، موثر است . بلاها هم برای مومن همین گونه است . این بلاها موجب نزدیکتر شدن بیشتر به حضرت حق می شود . وجود اسرائیل هم در صورتی که امت اسلامی بیدار باشند ، مایه وحدت آنها و مایه توجه هر چه بیشتر به اسلام است . این مساله موجب آرمانی شدن مسلمانان جهان می شود . قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ، مبارزات مردم فلسطین مسیر درستی نداشت و بیشتر آنها بر اساس تئوری های ملی گرایی مبارزه می کردند . امروز اسرائیل غاصب موجب وحدت کلمه همه مسلمانان دنیاست و این مساله کمی نیست . وجود اسرائیل موجب شناسایی دشمنان حقیقی امت مسلمان بوده که این هم خود برای هشیاری مسلمانان جهان لازم است . داشتن یک دشمن مشترک احساسات و عواطف امت را مشترک می کند و ملت ما با عاطفه مشترک زندگی می کند و این بهترین مایه وحدت است . در واقع وجود صهیونیسم و اسرائیل با اینکه موجب وبال و نکبت ماست اما به دلیل اینکه سگ تعلیم دیده است (مثل شیطان) شمشیر اسلام را تیزتر می کند و موجب کمال عاطفی و هوشمندی هر چه بیشتر مسلمانان می شود .

وی اضافه می کند : از یک نگاه ما وقتی روز جهانی قدس را گرامی می داریم ، از یک سو از آرمان های خودمان دفاع می کنیم و از سوی دیگر مساله همبستگی را مطرح می کنیم . واقعیت اینست که در روز جهانی قدس ما از نظام اسلامی و مرزهای جغرافیایی ایران با مرگ بر اسرائیل و گرامی داشت روز قدس دفاع می کنیم . یکی از دلایلی که موجب می شود آمریکاییها جرات حمله به ما را نداشته باشند ، حمایت جهانی از ایران است . وقتی روز جهانی قدس را در ایران گرامی می داریم و به عنوان بزرگترین مدافع اسلام در مقابل صهیونیسم معرفی می شویم ، در واقع احساسات یک میلیارد مسلمان را متوجه خودمان می کنیم و همان طور که سخت ترین شرایط ممکن برای مبارزه امروز در داخل مرزهای اسرائیل غاصب است و در آنجا مسلمانان با عملیات انتحاری ضربه می زنند . دشمنان ایران از این مساله خواهند ترسید اگر عملیات انتحاری در سراسر جهان حتی در مرزهای خود علیه آنها آغاز شود ، این مساله غیر قابل کنترل خواهد بود . داشتن دفاع قوی در برابر استکبار نتیجه دفاع ما از آرمان فلسطین است . بنابراین شعار دفاع از فلسطین شعار دفاع از ایران است .

حجت الاسلام معلی درباره راه های عملی مبارزه با صهیونیسم اضافه می کند : به نظر می آید که استفاده از راه های فرهنگی و تبلیغاتی بزرگترین ضربه را امروز به کیان اسرائیل غاصب وارد می کند . کما اینکه ما در مبارزه با شاه مخلوع از هیچ اسلحه ای استفاده نکردیم و حتی من یادم است بعضی ها آن موقع شعار می دادند : تنها ره رهایی جنگ مسلحانه و امام آنان را از این شعار نهی کردند و به مردم متذکر شدند که با همان شعار  مرگ بر شاه  مبارزه را دنبال کنید . بنابراین ما شعارهای فرهنگی را نباید دستکم بگیریم مخصوصا" ما حتی در داخل کشورهای حامی اسرائیل که مسلمانان در اقلیت هستند ، از طریق کار فرهنگی وحدت نظر اسلامی را نشان می دهیم . مبارزات مسلحانه هم توسط خود مردم فلسطین انجام می شود و حمایت موثر ما که در خارج مرزهای آنها قرار داریم ، منجر به مرگ و نابودی اسرائیل خواهد شد

http://palestin.parsiblog.com/

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

قدس به عنوان قبله اول از جایگاه ویژه‌ای در میان مسلمانان برخوردار است

بی شک قدس به عنوان قبله اول از جایگاه ویژه‌ای در میان مسلمانان برخوردار است و از سال 1948 که رژیم صهیونیستی، فلسطین را به اشغال درآورد دیگر این سرزمین رنگ خوشی را به خود ندید

 از همان سال این ملت مظلوم هر روز آماج حملات بیرحمانه رژیم اشغالگر قدس قرار گرفته و یکه و تنها، با مشت و سنگ در مقابل پیشرفته ترین سلاحهای جنگی ایستاده است. طی این 60 سال اشغالگری، جنایات رژیم صهیونیستی بر کسی پوشیده نمانده و همه می دانند که این رژیم خونخوار چه جنایاتی در حق ملت مظلوم فلسطین روا داشته است. شاید تخریب منازل، کوچ دادن اجباری، درگیری های پراکنده مسائلی بود که ملت مقاوم فلسطین در این مدت به آن عادت کرده بودند ولی جنایات اخیر صهیونیست ها در سرزمین های اشغالی برگ سیاه دیگری را در دفتر جنایات این رژیم رقم زد. مساله تجارت اعضای بدن فلسطینیان، آزمایش سلاح های ممنوع بین‌المللی بر روی ملت فلسطین تنها گوشه ای از وحشی گری این رژیم در حق مردم بی دفاع فلسطین می باشد. به تازگی نیز مشخص شده که صهیونیست ها از زندانیان فلسطینی به عنوان موش آزمایشگاهی بهره می گیرند و داروهای جدید تولید خود را بر روی آنان آزمایش می نماید که در بسیاری موارد منجر به مرگ آنان و یا وارد آمدن خسارت های جبران ناپذیر به جسم و روح زندانیان فلسطینی می شود. هرچند سازمان های حقوق بشر بارها وبارها از جامعه بین الملل خواسته اند تا کمیته های تحقیق خود را جهت بررسی وضعیت زندان های رژیم صهیونیستی به سرزمین های اشغالی بفرستند ولی اقدام جامعه بین الملل در این راستا بسیار شرم آور است و تا کنون هیچ حرکتی جهت بررسی وضعیت هزاران زندانی فلسطینی در بند رژیم صهیونیستی نکرده است. حتی قوانین بین المللی مربوط به اسرای جنگی نیز فقط بر روی کاغذ می باشد و در سرزمین های اشغالی و در قاموس صهیونیست ها هیچ جایگاهی ندارد. از سوی دیگر صهیونیست ها با ساخت افسانه "هلوکاست " توانستند ترحم ودلسوزی جهانیان را جلب نمایند و دولت خود را قدرتی محصور میان اعراب یهودی ستیز و شهروندانی مخالف جلوه دهند. شاید فلسطینی ها آرزو می کردند که فقط رژیم صهیونیستی دشمنشان بود و می توانستند به کمک، حمایت ویا پشت گرمی دوستانشان دل خوش کنند؛ ولی حقیقت چیز دیگری است. امروز ملت فلسطین تنها تر از همیشه است. امروز ملت فلسطین یک دشمن ندارد بلکه بیشتر کشورهای جهان از جمله کشورهای عربی به ظاهر اسلامی در مقابل آنان صف آرایی کرده اند. با نگاهی به کشورهای همسایه فلسطین و کشورهایی که ادعای قیمومیت در جهان عرب را دارند می توان به راحتی به عمق خیانت اعراب به این ملت بیچاره پی برد. بر کسی پوشیده نیست که پس از جنایات رژیم وصهیونیستی و حامیان غربی اش، سه کشور تاثیر گذار عربی بیشترین ضربه را به بدنه مقاومت فلسطین و ملت این کشور وارد می کنند. عربستان؛ کشوری که به دلیل وجود اماکن دینی خود را رهبر دینی و اعتقادی جهان اسلام می داند، تا کنون چه اقدامی در راستای کمک به بی پناه ترین مسلمانان جهان یعنی ملت مظلوم فلسطین کرده است؟ آیا غیر از این است که سران و رهبران این کشور تظاهرات ضد صهیونیستی مردم را در جریان جنگ 22 روزه غزه کاری بی خردانه و شایسته کودکان قلمداد کردند؟ مصر؛ کشوری که به دلیل قدمت دیرین، وسعت و جمعیت زیاد، خود را رهبر سیاسی جهان عرب می شمارد ولی اولین کشور عربی است که با رژیم صهیونیستی پیمان صلح امضا کرد. داشتن پیمان صلح از یکسو و همدستی با رژیم صهیونیستی در اجرای اهداف شومش سبب شده تا روز به روز بر نفرت مسلمانان از حکومت این کشور افزوده شود. ساخت دیوار فولادی در مرز این کشور با سرزمین های اشغالی و بستن گذرگاه های خود و ممانعت از ارسال کمک های انسان دوستانه به نوار غزه تنها بخشی از اقداماتی است که نشان از همدستی مصر با رژیم صهیونیستی در قتل عام فلسطینیان دارد. در حالی که بسیاری از شهروندان اروپایی با ارسال کمک های پزشکی، بهداشتی وغذایی به نوار غزه، همدردی خود را با ساکنان این منطقه اعلام کردند، شاهد بودیم که کشور مصر در نهایت ناباوری مانع از ارسال کمک های مردمی به نوار غزه شد. آیا این چیزی جز اقدام جهت کشتار تدریجی شهروندان غزه می باشد. اردن؛ کشوری که با وجود وسعت وجمعیت کم، نقش مهمی در معادلات خاورمیانه بویژه در سرزمین های اشغالی ایفا می کند و دومین کشور عربی است که با دشمن صهیونیستی پیمان سازش دارد. هرچند این کشور همواره ادعا می کند که حامی ملت فلسطین و حافظ منافع آن است ولی واقعیت امر مساله دیگری را نشان می دهد حتی حاضر است جهت خشنود کردن صهیونیست ها شهروندان خود را قربانی کند. با وجود اینکه بیش از 70 درصد ترکیب جمعیت این کشور را فلسطینیان تشکیل می دهند ولی از زمان امضای پیمان صلح با رژیم صهیونیستی (موسوم به وادی عربه) در سال 1994 میلادی هیچگاه حاضر نشده در آن تجدید نظر کند کوچکترین توجهی به خواست شهروندان خود نکرده است. حتی در جریان جنگ 22 روزه غزه شهروندان این کشور با تحصن در مقابل سفارت رژیم صهیونیستی در "امان " خواستار لغو این پیمان و قطع رابطه سیاسی اردن و رژیم صهیونیستی شدند ولی نیروهای امنیتی اردن با حمله به معترضین، تعدادی از آنان را کشته ویا زخمی کردند. اینگونه اردن وفاداری خود را به رژیم صهیونیستی و خیانتش را به ملت فلسطین به اثبات رساند. بنابراین دشمن ملت فلسطین فقط یک رژیم نیست بلکه آمریکا، اروپا و بیشتر از آن سران عرب با سکوت خود بر روی این منطقه آتش گشوده اند. حال در سایر آنچه بیان شد بار دیگر می پرسیم که گناه ملت فلسطین چیست؟

http://www.moqavemat.ir/?a=content.id&id=2769

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

قدس مسئله‌اي جغرافيايي يا اعتقادي؟به مناسبت فرارسيدن روز جهاني قدس

شهر قدس روي نصف‌‌النهار 35درجه و 13دقيقه شرقي و مدار 31درجه و 52دقيقه شمالي و بر روي سلسله تپه‌هايي كه از غرب به شرق امتداد يافته و بين 720 الي 830 متر بالاتر از سطح دريا قرار گرفته‌اند، واقع شده است.

قدس، 54كيلومتر با درياي مديترانه و 250كيلومتر با درياي سرخ فاصله دارد و چندين جاده بسيار مهم اين شهر را به شهرهاي بزرگ فلسطين و برخي از پايتخت‌هاي كشورهاي عربي متصل مي‌كند.

اين بخش كوچكي از جغرافياي شهر قدس است. اما آنچه اين شهر را متمايز كرده، موقعيت جغرافياي سياسي آن نيست، زيرا در دنيا، شهرهايي با ويژگي‌هايي مشابه اين شهر كم نيستند.

مرزهاي قدس جغرافيايي نيستند، اعتقادي هستند. مرز بين مسلمان بودن يا نبودن. حكايت قدس حكايت آزمون است. معياري براي لياقت حاكمان و دولتمردان اسلامي. اصلا مبالغه نيست اگر بگوييم؛ يكي از مهم‌ترين انگيزه‌هاي انقلاب اسلامي و اهداف بنيانگذار آن حضرت امام خميني(ره) مسئله قدس بوده است كه مي‌گفت: «يكي از جهاتي كه ما را در مقابل شاه قرار داده، كمك او به اسرائيل است. من هميشه در مطالبم گفته‌ام كه شاه از همان اول كه اسرائيل به وجود آمده با او همكاري كرد و هنگامي ‌كه جنگ بين اسرائيل و مسلمانان اوج گرفت، شاه همچنان نفت مسلمين را غصب كرده بود و به اسرائيل مي‌داد و اين امر خود از عوامل مخالفت من با شاه بوده است.»

جایگاه قدس نزد مسلمانان

قدس از دیرباز جایگاه ویژه‌ای در اندیشه، تاریخ و میراث اسلامی داشته و مسلمانان آن را مانند فرزند خود مورد سرپرستی و حفاظت قرار داده‌اند.

این شهر نه فقط در اسلام بلکه در تمام ادیان آسمانی مورد تقدیس و احترام بوده و مي‌باشد. خلفا، امرا، علما و صالحان در آن به ساخت مسجد، تکیه، راه، مدرسه و سایر اماکن مشابه پرداختند. تمام ادیان در آن برای عبادت آزاد بوده و پیوسته امنیت و ثبات داشته اند.

قدس به چند سبب از جایگاه ویژه‌ای در بین مسلمانان برخوردار است:

1ـ این شهر موطن ابراهیم خلیل، محل پیامبران، محل نزول وحی و مبعث عیسی(ع) بوده است.

به‌طوري كه ابن‌عباس در این باره مي‌گوید: پیامبران الهی بیت‌المقدس را بنا نهاده و در آن سکنی گزیدند. بدین سبب در وجب به وجب آن یک پیامبر نماز خوانده و یا یک ملک اقامت نموده است.

2ـ قدس اولین قبله مسلمانان و سومین حرم شریف است و پروردگار متعال آن را با لیله‌الاسرای رسول و حبیب خود ویژگی خاصی بخشید.

پروردگار متعال در قرآن کریم مي‌فرماید: «سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا انّه هو السمیع البصیر.»

3ـ این شهر پایتخت فلسطین و موزه آثار دینی است که به مدت 13قرن جمع‌آوری شده و نقطه اتصال کشورهای عربی و مناره‌ای است که نور هدایت و خیر از آن ساطع مي‌شود.

مسلمانان پیوسته قدس را مورد حمایت قرار داده و هرگز تفاوتی میان ادیان آسمانی در آن و همچنین پیامبران قائل نشدند. در این شهر انواع مساجد، کلیساها و معابد مشاهده مي‌شود و نام پروردگار بر زبان مردم جاری است.بنابر گواهی تمام علمای مسلمان و مسیحی، در این شهر اثری از تمدن یهودیان یافت نمي‌شود. بنابراين چشم‌پوشی از این شهر مقدس در واقع چشم‌پوشی از پاك‌ترین مقدسات اسلامي ‌و محروم ساختن آن‌ها از انجام فرایض و شعائر دینی و همچنین خطری بزرگ برای سایر مقدسات در مکه و مدینه و اوقاف اسلامي ‌است که هیچ مسلمانی نمي‌تواند، در برابر آن سکوت اختیار کند.رابطه مسلمانان با قدس در اصل رابطه ای مبتنی بر قرآن، اندیشه اسلامي ‌و سنت نبوی است. قدس و مسجد الاقصی برای مسلمانان جهان از ابتدا دو نقطه بسیار مهم بود و بخشی از تمدن و میراث فرهنگی مسلمانان و همچنین نقطه وحدت میان ملت‌های عربی و اسلامي در شرق و غرب جهان محسوب مي‌شود.

در اندیشه اسلامی، قدس بخشی از رشد ایمانی و اعتقادی مسلمانان است که در هیچ شرایطی نمي‌توان از آن عدول کرد. بنابراين تفریط از این حق حتی اگر با اجماع باشد، از نظر اسلام باطل است زیرا قرآن بالاتر از هر اجماعی است.

درنتيجه باید توجه داشت که سیطره بر قدس به عنوان مرکز معنوی و توحیدی و موقعیت نظامي ‌و سیاسی راهبردی‌اش و گرفتن آن از دست اعراب و مسلمانان به اضمحلال و فروپاشی جهان اسلام مي‌انجامد و مایه وهن امت و مخدوش شدن کرامت آن است. بدین ترتیب مي‌توان به راحتی عمق ارتباط تاریخ اسلام با شهر قدس از نظر معنوی، سیاسی و نظامي ‌را دریافت.

قدس و اشغالگري

در 200سال گذشته خون بسیاري از مسلمانان به خاطر آزاد سازی قدس از دست صلیبی‌ها، مغول‌ها و اینک صهیونیست‌ها بر زمین ریخته شد. آن زمان که امپراطوری عثمانی با بیرون ریختن پرتغالی‌های اشغالگر از سواحل اسلامي و دور کردن خطر از بیت‌المقدس بر دریای مدیترانه مستولی شد و تا جنگ جهاني اول اين حاكميت ادامه داشت. اما بعد از مدتي ترك‌هاي عثماني پس از شكست در جنگ از فلسطين خارج شدند.

قدس بين روزهاي 8 و 9/12/1917 به اشغال نيروهاي انگليسي درآمد و «جامعه‌ي ملل» حق قيموميت فلسطين را به انگليسي‌ها واگذار كرد. اينگونه بود كه قدس پايتخت فلسطين تحت قيموميت انگليس قرار گرفت.

در اين دوره يعني حاكميت انگليس بين (1920 ـ 1948) فلسطين شاهد ورود گسترده يهوديان از سراسر جهان بود. به‌خصوص كه پس از وعده‌ي «بالفور» در سال 1917 مبني بر اسكان يهوديان در سرزمين فلسطين، جريان اين مهاجرت‌ها شكل بسيار گسترده‌اي به خود گرفت.

مسئله قدس پس از جنگ جهاني دوم، در سازمان ملل متحد مطرح شد و اين سازمان با صدور قطعنامه‌اي در 29 نوامبر 1947 خواستار بين‌المللي شدن شهر مقدس قدس گرديد.

در سال 1948 انگليس پايان قيموميت خود را بر فلسطين اعلام و نيروهاي خود را از اين سرزمين خارج كرد. به محض خروج انگليس از سرزمين فلسطين باندهاي صهيونيستي از خلأ سياسي و نظامي به وجود آمده در اين سرزمين كمال سوءاستفاده را كرده و فوري برپايي اسرائيل را اعلام كردند. در سوم دسامبر 1948 «ديويد بن گوريون» نخست‌وزير وقت رژيم صهيونيستي بخش غربي قدس را به عنوان پايتخت رژيم صهيونيستي اعلام كرد،‌ در حالي كه تا شكست اعراب در جنگ ژوئن 1967 بخش شرقي اين شهر تحت حاكميت اردن بود. اما پس از جنگ ژوئن اين بخش از بيت‌المقدس نيز به اشغال رژيم صهيونيستي درآمد.

اشغال قدس با چه هدفي؟

انتخاب خاك فلسطين براي تشكيل رژيم عبري تنها با هدف حل مسئله پراكندگي يهوديان در كشورهاي مختلف جهان نبود، بلكه غرب با اين كار كوشيد، غده‌اي ناهمگون و سرطاني را در پيكره جهان عرب قرار دهد و تمدن اسلامي ‌را كه توانسته بود، در گذشته باعث ايجاد وحدت كلمه در جهان عرب و جهان اسلام شود و تجاوزات صليبي‌ها، مغول‌ها و تاتارها را به شكست بكشاند، ويران سازد و منطقه را به بازاري دائمي ‌براي توليدات و محصولات خود تبديل كرده و منابع طبيعي و ثروت‌هاي آن از جمله نفت را چپاول كند. پروژه صهيونيسم بين‌الملل براي سلطه بر باقيمانده خاك فلسطين با سرعتي بي‌سابقه و با توجه به اوضاع آشفته منطقه جهان عرب و نظام بين‌الملل درحال اجراست.

صهیونیست‌ها برای محو نام قدس از نقشه جهان دست به انهدام تدریجی آثار تاریخی آن و احداث دیواری بتونی به نام دیوار حائل زدند تا آغازی برای یهودی‌سازی این شهر و حذف نقش تاریخی و معنوی آن برای مسلمانان باشد، چرا که رژیم اشغالگر قدس و صهیونیسم بین‌الملل نمي‌توانند، حضور ملتی دارای ریشه‌های عمیق تاریخی، تمدن کهن و میراث فرهنگی غنی با آداب و رسوم اسلامي ‌یعنی ملت فلسطین را در این سرزمین تحمل کنند.

روز جهاني قدس

ملت اسلامي ‌با روشن انديشي امام راحل(ره) در روز جمعه آخر ماه مبارك رمضان و روز جهاني قدس با اعلام حمايت از انتفاضه و قدس شريف، پيام روشني را به فلسطين اشغالي مخابره كرده و اين پيام مي‌تواند، توان و جايگاه مقاومت فلسطين را در محيط سياسي و امنيت تازه ايجاد شده در فلسطين و در ارتباط با ساير رقبا و تشكيلات خودگردان ارتقاء بخشد.

تعظيم و نكوداشت روز جهاني قدس از سوي ملت‌هاي اسلامي ‌آثار مثبت زيادي در روند مقاومت فلسطين دارد. ميليون‌ها مسلمان در خيابان‌هاي كشورهاي اسلامي از جمله در ايران و برخي كشورهايي غير اسلامي، خواب غفلت را از چشمان سران و دولت‌هايي كه با بي‌تفاوتي به تحولات فلسطين مي‌نگرند، دور مي‌كند يا حداقل آنان را متوجه فلسطين و آنچه كه امروز در اين منطقه مي‌گذرد، مي‌سازد. هر چند سران اين كشورها به دليل پاره‌اي ملاحظات سياسي و امنيتي در داخل و خارج از مرزهاي خود، در قبال جنايات اسرائيل در حق ملت فلسطين سكوت اختيار كردند و بعضا نيز در مقابل انتفاضه و قيام مشروع اين ملت‌ موضع مي‌گيرند.

بي‌ترديد، برگزاري مراسم روز جهاني قدس موجب تقويت روحيه و كاهش آلام و دردهاي ملت فلسطين مي‌شود و علاوه بر آن در روند همگرايي و نزديكي ملت‌هاي اسلامي و حتي دولت‌هاي عربي و اسلامي نقش بسزايي دارد. هر چند آمريكا سعي دارد تا همواره خود را بي‌اعتنا به افكار عمومي ‌و مخالفت‌هاي مردمي‌ يا سياست‌هاي يك‌جانبه‌گرايي اين كشور و جنايات اسرائيل نشان دهد، اما در عمل اين بي‌اعتنايي چندان نمي‌تواند، ادامه و تداوم يابد. در صورت اتحاد و همدلي ملت‌هاي اسلامي و تحقق همگرايي به معناي واقعي كلمه، آمريكا مجبور است كه افكار عمومي ‌را نيز در نتيجه‌گيري‌ها و اجراي سياست‌هاي خود در منطقه و از جمله در ارتباط با فلسطين وارد سازد.

سرانجام اينكه روز جهاني قدس و حضور ميليون‌ها مسلمان در خيابان‌هاي اقصي نقاط دنيا حتي در آمريكا، فرانسه، انگليس، آلمان، روسيه و بسياري از كشورهاي جهان در حمايت از فلسطين و با سردادن شعار مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل به مقاومت فلسطين، بعد جهاني مي‌بخشند و با اين حركت بخشي از توجه رسانه‌ها، محافل سياسي، سازمان‌ها و نهادهاي حقوق بشر و مجامع جهاني را به جنايات اسرائيل و آنچه كه امروز در حق ملت فلسطين مي‌گذرد، معطوف مي‌سازند. به عبارتي نكوداشت روز جهاني قدس رويكرد ديني، اسلامي و انساني داشته و در جهاني شدن نفرت و انزجار ملت‌ها از آمريكا و اسرائيل نقش بسزايي دارد.

روزنامه شهرآرا ۱۳۸۹/۶/۱۱

@@@@@@@@@@@@@@@@@@

روز قدس؛ روز فلسطين ، روز اسلام

اسلام تایمز- پيروزي انقلاب اسلامي ايران تاثير بسزايي در بيداري اسلامي و تقويت روحيه مبارزان فلسطيني داشت. انقلاب اسلامي ايران علاوه بر آنكه توانست الگوي مناسبي جهت شكل‌گيري حكومت‌هاي اسلامي ارائه دهد، باعث تغيير و تحول در ايدئولوژي جنبش‌هاي مبارزاتي به خصوص در سرزمين فلسطين گرديد

روزنامه رسالت

روز قدس؛ روز فلسطين ، روز اسلام

حسين منصوري

پيروزي انقلاب اسلامي ملت ايران به رهبري امام خميني(ره)، يکي از مهمترين تحولات جهاني و منطقه در قرن بيستم به حساب مي‌آيد. ماهيت ايدئولوژيک و هويت اسلامي انقلاب ايران باعث شد تا نظام برگرفته از آن داراي ويژگي‌هاي خاص و منحصر به فردي باشد که در ابعاد بين‌المللي، از ديگر انقلابها و نظامهاي سياسي جهان متمايز و تاثيرگذاري آن نيز بر ديگر ملل جهان بويژه مردم مسلمان منطقه از يک سو و نيز بر سياستهاي نظام سلطه‌ جهاني از سوي ديگر، کاملاً چشمگير باشد.

پيروزي انقلاب اسلامي ايران تاثير بسزايي در بيداري اسلامي و تقويت روحيه مبارزان فلسطيني داشت. انقلاب اسلامي ايران علاوه بر آنكه توانست الگوي مناسبي جهت شكل‌گيري حكومت‌هاي اسلامي ارائه دهد، باعث تغيير و تحول در ايدئولوژي جنبش‌هاي مبارزاتي به خصوص در سرزمين فلسطين گرديد، به گونه‌اي كه رهبران اين جنبش‌ها به اين مسئله اذعان دارند كه پيروزي انقلاب اسلامي در ايران توانست تحول بزرگي در روش مبارزاتي آنان و شكل‌گيري جنبش هاي جديد و بوجود آمدن پيش زمينه‌هايي جهت برقراري يك نظام حكومتي با زيرساخت‌هاي اسلامي ايجاد نمايد(1). زياد ابو عمرو در كتاب فلسطين

” انقلاب اسلامي ايران تاثير عميقي بر ملت مسلمان فلسطين در زمينه بازگشت به آموزه‌هاي ديني، اميدوار شدن به توانايي‌هاي خود، الگو قرار دادن نظام اسلامي توسط مبارزان فلسطيني، انتخاب مسجد به عنوان پايگاه اصلي مبارزه با دشمنان و ... داشته است. “

جنبش اسلامي، در مورد چرايي و چگونگي تاثير انقلاب اسلامي در فلسطين مي‌نويسد: «پس از پيروزي انقلاب ايران در سالهاي 1979-1980 بزرگان و فعالين گرايشات ديني در دانشگاهها حضور يافته و جوانان را به شركت و اهتمام در مسائل سياسي دعوت مي‌كرده‌اند. چنين دعوتهايي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ايران به وضوح ديده نمي‌شده است… انقلاب اسلامي در زمينه‌هاي تئوري و عملي براي جنبش جهاد اسلامي از همان ابتدا منبع فكر و الهام بوده است. به نوشته‌ فتحي شقاقي از نظر بنيانگذاران الجهاد، امام خميني نه فقط سمبل و الهام‌بخش و رهبر انقلاب اسلامي ايران است، بلكه در همه جا اين مشخصات را دارد».

انقلاب اسلامي ايران تاثير عميقي بر ملت مسلمان فلسطين در زمينه بازگشت به آموزه‌هاي ديني، اميدوار شدن به توانايي‌هاي خود، الگو قرار دادن نظام اسلامي توسط مبارزان فلسطيني، انتخاب مسجد به عنوان پايگاه اصلي مبارزه با دشمنان، سامان دادن وحدت بر محور اسلام و شكل‌گيري گروههاي جهادي (چون حماس و جهاد اسلامي) به جاي گذاشته است كه انتفاضه، محصول محوري تاثيرپذيري مبارزات ملت فلسطين از انقلاب اسلامي است. پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، اين اميد را در دل مبارزان فلسطيني زنده كرد كه مي‌توان با بهره‌برداري از اسلام و تعاليم آن و با تكيه بر انگيزه و ايمان قوي اسلامي، فصل جديدي در مبارزه با رژيم صهيونيستي آغاز كرد.

حضرت امام (ره) اهتمام فراواني نسبت به مسئله فلسطين داشتند همچنان که دکتر فتحي الشقاقي از رهبران جهاد اسلامي مي‌گويد: «خطرناكترين قضيه قرن (مسئله فلسطين) در صدر اهتمامات ابرمرد قرن امام خميني قرار داشت»(2). از ديدگاه امام مسئله فلسطين و قدس تنها به فلسطينيان و اعراب محدود نمي‌شود بلكه مسئله تمامي امت اسلامي است، مسئوليت ملتها، دولتها و ديگر طبقات جوامع اسلامي است و به همين دليل است كه بزرگترين روز را در بزرگترين ماه، يعني آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را براي آن انتخاب كرده و آن را روز جهاني قدس ناميده و فرموده اين روز، روز فلسطين و روز اسلام است. از سوي ديگر امام مسئله قدس را به عنوان محور و زمينه‌اي براي وحدت و همبستگي ملتهاي عربي و اسلامي مطرح كرد، تا در ميان ملتها زنده، محترم و شايسته و عزيز بماند. مردم اگر هم در بسياري از موارد با يكديگر اختلاف نظر داشته باشند، اما در مقابله با اشغالگران و متجاوزان، تمام اختلافات را كنار زده و با يكديگر متحد گشته و تمام نيروهاي خود را در جنگي سرنوشت‌ساز به كار مي‌گيرند. امام همواره تاكيد مي‌كردند كه بازپس‌گيري مقدسات و بركندن اين غده سرطاني هرگز از راهها و مانورهاي سياسي تحقق نمي‌يابد، و بايد با تفنگهايي كه بر ايمان تكيه دارد، انجام شود.

بدون ترديد تعيين روز قدس از سوي امام راحل در داخل آن کشور و بويژه در مبارزات مبارزان فلسطيني داراي تاثيرات بسيار مهمي بوده است. در اين روز اجتماع مسلمانان در فضايى روحانى، زمينه بسيار مناسبى براى طرح همزمان مسئله فلسطين در جهان اسلام است. اعلام روز قدس حركتى بود در مقابل يهودى كردن بيت المقدس، سازشكارى‏هاى اعراب و پيشروى‏هاى اسرائيل. روز قدس حركتى بود در راستاى استراتژى اتحاد مسلمين و روز قدس بستر خيزش امواج انسانى و احياى وسيع

” از ديگر تاثيرات مهم تعيين روز قدس از سوي حضرت امام خميني (ره) اين بود که پس از دهه‌هاي 50 تا 70 که اسلام از صحنه فلسطين خارج بود، مجددا به مرکزيت نهضت اسلامي معاصر منتقل شد “

مسئله قدس و بيدارى مسلمين بود. چون حكومت‏ها در خط امتيازدهى پى در پى به اسرائيل افتاده بودند، روز قدس عامل توقف اين روند و روزى بود كه ملت‏ها را نيز وارد معادله سرنوشت‏ساز قدس مى‏ساخت. در پيام حضرت امام آمده است: «من از عموم مسلمانان جهان و دولتهاى اسلامى مى‏خواهم كه براى كوتاه كردن دست اين غاصب و پشتيبانان آن، به هم بپيوندند و جميع مسلمانان جهان را دعوت مى‏كنم، آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را كه از ايام قدر است و مى‏تواند تعيين كننده سرنوشت فلسطين نيز باشد بعنوان روز قدس انتخاب و طى مراسمى همبستگى بين المللى مسلمانان را در حمايت از حقوق قانونى مسلمانان اعلام نمايند»(3).

از ديگر تاثيرات مهم تعيين روز قدس از سوي حضرت امام خميني (ره) اين بود که پس از دهه‌هاي 50 تا 70 که اسلام از صحنه فلسطين خارج بود، مجددا به مرکزيت نهضت اسلامي معاصر منتقل شد و با اين پشتوانه جديد، به مقابله با پديده اسرائيل رفت. از اين به بعد جهاد، شهادت و فداکاري در راه هدف، که نمادهاي شعارهاي انقلاب اسلامي ايران بود، به عنوان اصول اساسي جهاد اسلامي فلسطين مطرح شد. احياي اسلام اصيل و اقبال مردم فلسطين به آن، شکل گيري گروه هاي مبارز فلسطين با تکيه بر آموزه هاي اصيل اسلامي، گسترش روز افزون انتفاضه و در پي آن ايجاد وحشت  و ناامني براي اشغالگران متجاوز، به چالش کشاندن سياست هاي رژيم صهيونيستي و … از نتايج اين موضوع مهم است.

پي‌نوشتها:

بازتاب جهاني انقلاب اسلامي، منوچهر محمدي، ص2491

- فتحي الشقاقي، انتفاضه و طرح اسلامي، صص 105-120‌

صحيفه نور، ج 8 ، ص 229، پيام امام به مسلمانان جهان و اعلام روز قدس در 16/5/1358. 

http://www.islamtimes.org/vdccpeq1.2bqp08laa2.html

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

روز قدس متعلق به همه مردم عدالتخواه و آزاد دنياست

اسلام تايمز- كانديداي جايزه صلح نوبل و يكي از اعضاي جنبش آزادي غزه گفت: روز قدس با ايجاد روحيه حمايت از مردم فلسطين در سراسر دنيا تعيين شد؛ فلسطين تنها متعلق به فلسطيني‌ها نيست بلكه متعلق به همه مردم عدالتخواه و آزاد دنيا است.

خبرگزاری فارس

روز قدس متعلق به همه مردم عدالتخواه و آزاد دنياست

به گزارش اسلام تايمز دكتر "هويدا عارف "، عضو هيئت موسس جنبش آزادي غزه در مصاحبه با خبرنگار بين‌الملل خبرگزاري فارس گفت: روز قدس تنها به مسلمانان مربوط نمي‌شود و اين روز به همه مردم دنيا تعلق دارد. اين روز به تمام مردمي كه به آزادي و عدالت اعتقاد دارند تعلق دارد زيرا كاري كه اسرائيل در غزه و سراسر سرزمين هاي اشغالي انجام مي دهد زير پا گذاشتن حقوق انسان‌ها است. براي همين من فكر مي‌كنم كه روز قدس متعلق به فلسطيني‌ها نيست حتي فقط متعلق به مسلمان‌ها هم نيست بلكه متعلق به تمام مردم دنيا است.

وي افزود: روز قدس نوعي يادآوري و تذكر به مردم جهان است، يادآوري جنايات اسرائيل. روز قدس باعث مي‌شود ما خودمان را براي كمك به مردم فلسطين متهد بدانيم. اين روز به افرادي كه احساس مي‌كنند نمي‌شود در مقابل تجاوزات اسرائيل كاري كرد، انرژي مي‌دهد و به آنها مي‌فهماند كه مي‌شود كاري كرد.

عارف ادامه داد: ما بايد هر روز به خودمان يادآوري كنيم كه مي‌شود تاثيرگذار بود. تجمع و راهپيمايي‌هاي سالانه روز قدس نشان مي‌دهد كه مردم جهان مي توانند تاثيرگذار باشند.

عضو هيئت مديره جنبش

” روز قدس نوعي يادآوري و تذكر به مردم جهان است، يادآوري جنايات اسرائيل. روز قدس باعث مي‌شود ما خودمان را براي كمك به مردم فلسطين متهد بدانيم. اين روز به افرادي كه احساس مي‌كنند نمي‌شود در مقابل تجاوزات اسرائيل كاري كرد، انرژي مي‌دهد و به آنها مي‌فهماند كه مي‌شود كاري كرد. “

آزادي غزه گفت: البته بايد اين را هم بگويم راهپيمايي و تظاهرات به تنهايي كافي نيست، البته منكر اهميت اين روز و اينگونه تجمعات و راهپيمايي نمي شوم. براي مثال اجتماعات و گردهمايي‌هايي در سراسر جهان وجود دارند كه مسئله فلسطين را به ساير افرادي كه ممكن است اطلاعي از آن نداشته باشند را به آنها مي‌شناسانند.

وي در بخشي از مصاحبه خود با فارس گفت: در ايران دولت رابطه خود با اسرائيل را قطع كرده است ولي ساير كشورهاي ديگري دنيا ممكن است اين طور نباشند و مردم نتوانند از طريق دولت هايشان به مردم فلسطين كمك كنند. در عوض مردم دنيا مي‌توانند با ايجاد ارتباط با مردم فلسطين و براي مثال ارسال كمك هاي انسان‌دوستانه، تلاش هاي اسرائيل را براي به انزوا كشاندن مردم فلسطين را از بين ببرند.

عارف ادامه داد: بايد يادآور شوم كه امروز فلسطين فقط متعلق به مردم فلسطين نيست. امروز فلسطين مورد ظلم قرار گرفته است و بعدها ممكن است اين ظلم به ملتي ديگر هم تحميل شود، براي همين همه بايد به كمك مردم فلسطين بشتابيم.

وي به تدبير امام خميني (ره) در نامگذاري اين روز به عنوان "روز قدس " اشاره و تاكيد كرد: ابتكار امام خميني در نامگذاري آخرين جمعه ماه رمضان به عنوان روز قدس باعث ايجاد انگيزه براي مردم جهان به منظور مبارزه با ظلم اسرائيل شده است. انگيزه اي كه روز به روز در حال گسترش است.

هويدا عارف دكتراي حقوق خود را از دانشگاه "امريكن يونيورسيتي " آمريكا اخذ كرده و يكي از موسسان "جنبش همبستگي بين‌المللي " است. وي دو بار كانديداي جايزه صلح نوبل و نويسنده كتاب "صلح زير آتش " است.

هويدا در ارسال 5 كشتي امداد رسان به غزه مشاركت داشته است كه دو كشتي از اين تعداد مورد حمله اسرائيل قرار گرفت. وي هم اكنون عضو هيت مديره جنبش آزادي غزه است .

http://www.islamtimes.org/vdcjthet.uqeiyzsffu.html

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

روز قدس، روز اثبات هويت اسلامي فلسطين و قدس است

اسلام تايمز- مخبر كميته مبارزه با عادي سازي روابط اردن و رژيم صهيونيستي با تاكيد بر اهميت روز جهاني قدس گفت كه روز قدس، روز اثبات هويت اسلامي فلسطين و قدس است.

خبرگزاری فارس

روز قدس، روز اثبات هويت اسلامي فلسطين و قدس است

به گزارش اسلام تايمز،  "هشام بستاني " مخبر كميته مبارزه با عادي سازي روابط اردن و رژيم صهيونيستي در گفت‏وگو با خبرگزاري فارس تصريح كرد: فلسطين در وجدان ملت هاي مسلمان جاي دارد و روز قدس فرصتي است براي حمايت همه جانبه مسلمانان از قدس و هويت اسلامي آن.

وي افزود: رژيم صهيونيستي از زمان آغاز اشغال فلسطين مي كوشد تا با طرح هاي شوم خود هويت اصلي قدس را كه همانا هويتي اسلامي است تغيير دهد ولي متاسفانه مسلمانان تا كنون اقدامي جدي جهت رويارويي با اين دسيسه ها انجام نداده اند

” مذاكرات سازش خيانت بزرگي به ملت فلسطين و توهين به احساسات ديني و مقدسات بيش از يك ميليارد مسلمان مي باشد. “

و همين مساله رژيم صهيونيستي را جريء تر كرده است.

"بستاني " گفت: روز جهاني قدس فرصت مناسبي است كه تمامي مسلمانان در سراسر جهان به حمايت از قبله اول خود برخيزند و اجازه ندهند كه رژيم جعلي قدس با عواطف و احساسات ديني و اعتقادي آنان بازي كند.

مخبر كميته مبارزه با عادي سازي روابط اردن و رژيم صهيونيستي خاطرنشان كرد: امروز قدس بيش از هر زمان ديگري نيازمند حمايت و ياري مسلمانان است؛ زيرا نه تنها غرب و رژيم صهيونيستي بلكه بسياري از كشورهاي عربي و اسلامي نيز كمر به نابودي هويت آن بسته اند.

اين فعال سياسي اردن تصريح كرد: فلسطين داغدار زخمي است كه خود ساكنان و حكام آن بر پيكرش وارد كرده اند و اين زخم تنها با همبستگي و حمايت همه جانبه مسلمانان و در پيش گرفتن راه

” روز جهاني قدس فرصت مناسبي است كه تمامي مسلمانان در سراسر جهان به حمايت از قبله اول خود برخيزند و اجازه ندهند كه رژيم جعلي قدس با عواطف و احساسات ديني و اعتقادي آنان بازي كند. “

مقاومت به عنوان تنها راه نجات آن از چنگال بدخواهان و خائنان التيام خواهد يافت.

وي در رابطه با مساله آغاز مذاكرات سازش ميان تشكيلات خودگردان فلسطين و رژيم صهيونيستي نيز گفت: چه كسي باور مي كند كه اين مذاكرات در راستاي حمايت از فلسطين است و "محمود عباس " و هم مسلكانش دلسوز ملت فلسطين شده اند و مي خواهند به فلسطين كمك نمايند؟

"بستاني " افزود: مذاكرات سازش خيانت بزرگي به ملت فلسطين و توهين به احساسات ديني و مقدسات بيش از يك ميليارد مسلمان مي باشد.

مخبر كميته مبارزه با عادي سازي روابط اردن و رژيم صهيونيستي عنوان كرد: تشكيلات خودگردان فلسطين آشكارا در راستاي منافع رژيم صهيونيستي گام برمي‏دارد و در راه خشنود كردن صهيونيست ها و غرب بر سر ميز وطن فروشي مي نشيند.

اين فعال سياسي در پايان ضمن محكوم كردن حمايت برخي سران عرب از مذاكرات سازش خواستار اتحاد مسلمانان و همبستگي آنان به منظور رهايي فلسطين از اشغال غاصبان آن شد.

http://www.islamtimes.org/vdcir3ap.t1awu2bcct.html

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

روز قدس پل پيوند ملت‌هاي جهان اسلام است

اسلام تایمز- سخنگوي فراكسيون حماس در مجلس قانونگذاري فلسطين روز قدس را پل پيوند امت اسلامي براي آزاد سازي شهر قدس و مقدسات از چنگال صهيونيست‌ها دانست.

خبرگزاری فارس

روز قدس پل پيوند ملت‌هاي جهان اسلام است

به گزارش اسلام تایمز "صلاح البردويل " در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري فارس در غزه گفت: ما همه تلاش‌ها و كمك‌ها براي ياري رساندن به ملت فلسطين به منظور پيروزي در مسئله عادلانه خويش بويژه موضع قدس و مسجد مبارك الاقصي را بسيار ارج مي‌نهيم.

وي افزود: ما به ملت ايران كه با ملت فلسطين با توجه به محاصره شديد تحميلي عليه نوار غزه ابراز همدردي و همبستگي مي‌كنند، درود مي‌فرستيم و از خداوند متعال براي امام خميني (ره) به خاطر نامگذاري آخرين جمعه ماه مبارك رمضان به عنوان روز جهاني قدس و همه كساني كه در زنده نگه داشتن اين روز عزيز مشاركت دارند، خير و رحمت مسئلت مي‌نمائيم.

بردويل گفت: روز جهاني قدس به منزله ناقوسي است كه براي كساني كه به موضوع اين شهر مقدس بي‌توجهي كرده‌اند، به صدا در مي‌آيد و اقدامي خوب و نيكو در سايه بي‌توجهي و فراموشي دولت‌هاي اسلامي به شمار مي‌رود.

وي خواستار حضور مردمي و رسمي در مراسم روز جهاني قدس به عنوان پل پيوند امت اسلامي براي دستيابي به هدف بزرگ يعني آزاد سازي شهر قدس و مقدسات از چنگال صهيونيست‌ها و رد هرگونه عادي‌سازي روابط، سازش يا چشم پوشي از قدس شد.

سخنگوي فراكسيون حماس همچنين برحركت خويش در مسير شهدا، مجروحان و اسيران فلسطيني براي بازپس‌گيري مقدسات و سرزمين كامل فلسطين از اشغالگران پليد تاكيد كرد.

http://www.islamtimes.org/vdcfccdm.w6dt0agiiw.html

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

روز جهانی قدس، فراخوان حمایت از ملت فلسطین

اسلام تايمز- شماری از سیاستمداران و نمایندگان مجلس قانونگذاری فلسطین، روز جهانی قدس را روز پشتیبانی از حقوق پایمال شده ملت فلسطین و ایستادگی در برابر صهیونیست‌های اشغالگر دانستند.

سايت خبری شبكه العالم

روز جهانی قدس، فراخوان حمایت از ملت فلسطین

به گزارش اسلام تايمز "خالد البطش" از اعضای برجسته جنبش جهاد اسلامی فلسطین روز دوشنبه در گفت و گو با شبکه خبری العالم اظهار داشت: روز قدس روز اعراب ، مسلمانان و آزادگان جهان است تا در آن از حقوق پایمال شده ملت مستضعف فلسطین پشتیبانی و به جهان اعلام کنند مقدسات یک امت از جمله معراجگاه پیامبر اسلام به اشغال در آمده است.

وی افزود: اگرذره ای از ایمان و اعتقاد در رگ های مسلمانان باقی مانده باشد باید برای باز پس گیری مقدسات خود و آزادی آنها از چنگ رژیم اشغالگر صهیونیستی اقدام کنند.

"مشیر المصری" نماینده مجلس قانونگذاری فلسطین نیز به شبکه العالم گفت: روز جهانی قدس بار دیگر این نوید را در دل ها زنده می کند که بیت المقدس بزودی آزاد خواهد شد ، پرچم اسلام بر گلدسته های آن به اهتزاز در می آید و گلبانگ الله اکبر از آن شنیده خواهد شد.

وی افزود: روز جهانی قدس در واقع روز فراخوانی برای انقلاب و ایستادگی در برابر صهیونیست هاست.

"احمد ابوحلبیه" مخبر کمیسیون قدس در مجلس قانونگذاری فلسطین نیز در گفت و گو با شبکه العالم خاطر نشان کرد: جمعه آخر ماه رمضان که به ابتکار امام خمینی (رض) به نام روز جهانی قدس نام گذاری شده است باید از جایگاه ویژه ای در میان امت اسلامی برخوردار باشد به ویژه اینکه مسجد الاقصی و قدس در زمان حاضر در معرض شدیدترین هجمه صهیونیستی قرار گرفته اند و این رژیم به دنبال یهودی سازی کامل آن است.

http://www.islamtimes.org/vdcf1cdm.w6dtyagiiw.html

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

روز قدس نشان‌دهنده عمق نفرت مسلمانان از رژيم صهيونيستي است

اسلام تایمز- يك فعال سياسي در حزب "عمل " مصر گفت: حضور مسلمانان در راهپيمايي روز قدس نشان‌دهنده عمق نفرت مسلمانان از رژيم صهيونيستي و عدم سازش با اين رژيم است.

خبرگزاری فارس

روز قدس نشان‌دهنده عمق نفرت مسلمانان از رژيم صهيونيستي است

به گزارش اسلام تایمز استاد "شوقي رجب " در گفت‌گو با خبرنگار بين الملل فارس به تاثير امام خميني(ره) در احياي مسئله فلسطين به ويژه از طريق نامگذاري روز قدس در آخرين جمعه ماه مبارك رمضان اشاره كرد و گفت: دعوت امام خميني(ره) بر وحدت مسلمين در يك روز تاثيرگذار بود به طوري كه مسلمانان براي يكپارچه‌شدن تلاش و عملشان براي رسيدن به قدس متحد و همسو شدند.

وي با بيان اينكه اين روز باعث شده كه مسلمانان از قدرت‌هاي مادي و معنوي كه در دفاع از فلسطين در اختيار دارند، آگاه شوند، اظهار داشت: فلسطين مسئله جهان عرب و اسلام است و اين مسئله به منزله خط مرزي بين مجاهدان و مبارزان از يك سو و بين همپيمانان صهيونيست‌ها و اشغالگران از سوي ديگر است.

شوقي حضور گسترده

” آشكاركردن عصبانيت مردمي و رسمي جهان اسلام، فشارها را بر صهيونسيت‌ها و متحدانش افزايش مي‌دهد و هر چه حضور مردم در صحنه بيشتر باشد، فشارها بيشتر خواهد بود. “

مسلمانان در روز جهاني قدس را باعث افزايش فشار بر صهيونيست‌ها دانست و تصريح كرد: آشكاركردن عصبانيت مردمي و رسمي جهان اسلام، فشارها را بر صهيونسيت‌ها و متحدانش افزايش مي‌دهد و هر چه حضور مردم در صحنه بيشتر باشد، فشارها بيشتر خواهد بود.

همچنين اين حضور به عنوان پيامي آشكار، خشم مسلمانان و عدم سازش با اشغالگري و اصرار بر ادامه مقاومت را به صهيونيست‌ها نشان مي‌دهد.

وي برپاكردن تظاهرات در تمامي ميادين و برپايي كنفرانس‌ها، دعا در مساجد بعد از هر نماز و بازتاب آن در رسانه‌ها را از جمله فعاليت‌هايي دانست كه مسلمانان مي‌توانند در اين روز انجام دهند.

اين فعال سياسي مصر اضافه كرد: براي فعاليت در دنياي اينترنت نيز مي‌توان از تمامي سايت‌ها و انجمن‌‌ها تقاضاي انتشار خبر اين روز را كرد. همچنين تبديل اينترنت به يك ميدان و فضاي باز براي يادآوري اهميت مسئله فلسطين براي مسلمانان و ترغيب آنها براي مشاركت در دفاع از فلسطين از ديگر اقدامات است. لازم است تا ما هميشه راهكارهايي براي عدم سازش با اسرائيل و حمايت از برادرانمان در فلسطين بيابيم.

http://www.islamtimes.org/vdchwqnx.23nmkdftt2.html

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

روز قدس فراتر از مرزهاي جغرافيايي فلسطين است

اسلام تایمز- يكي از رهبران جنبش مقاومت اسلامي فلسطين (حماس) با اشاره به اهميت روز جهاني قدس آن را فراتر از مرزهاي فلسطين و متعلق به تمام جهان اسلامي دانست.

روز قدس فراتر از مرزهاي جغرافيايي فلسطين است

به گزارش اسلام تایمز٬ "صلاح البردويل " در گفت‌وگو با خبرنگار بين‌الملل خبرگزاري فارس درباره وظايف ملت‌هاي اسلامي در روز قدس گفت: قرآن كريم درباره قدس آيه‌اي دارد و قدس جزئي از عقيده ملت‌هاي مسلمان است. قدس سرزمين مباركي است كه مخصوص ملتي نيست؛ اين سرزمين متعلق به تمام ملت‌هاي اسلامي است. اين امت بايد از قدس حمايت كند تا اين سرزمين از لوث اشغالگران صهيونيست‌ رهايي يابد.

عضو دفتر سياسي حماس تصريح كرد: مسلمانان بايد تمام تلاش‌ مادي و معنوي و حتي نظامي خود را براي آزادسازي قدس به‌كار گيرند و همچنين دولت‌هاي اسلامي بايد به مسئوليت‌ خود در قبال مقدسات اسلامي پايبند باشند. زيرا دشمن صهيونيستي ميلياردها دلار براي خريد ساختمان‌هاي متعلق به مسلمانان ساكن شهر قدس هزينه مي‌كند تا آنان را از اين شهر بيرون براند.

بنابراين ماندگار شدن مسلمانان در شهر قدس نيازمند كمك‌هاي مالي دولت‌ها و ملت‌هاي اسلامي است. البته اين كمك‌هايي كه هم اكنون به فلسطينيان مي‌شود بسيار اندك است.

بردويل تاكيد كرد: چنانچه دولت‌هاي اسلامي به اين فلسفه پايبندند كه قدس سرزمين مقدسي است بايد بخشي از درآمد خود را براي آزادسازي اين سرزمين هزينه و از مقاومت ساكنان شهر قدس در برابر يهودي‌سازي

” مسلمانان بايد تمام تلاش‌ مادي و معنوي و حتي نظامي خود را براي آزادسازي قدس به‌كار گيرند و همچنين دولت‌هاي اسلامي بايد به مسئوليت‌ خود در قبال مقدسات اسلامي پايبند باشند. “

اين شهر حمايت كند.

اين مقام بلندپايه حماس گفت: ‌لازم است كشورهاي اسلامي تمام تلاش سياسي و ديپلماتيك خود را به كار گيرند تا از روند شهرك‌سازي صهيونيست‌ و يهودي‌سازي قدس جلوگيري نمايند. البته نمايندگان فلسطيني شهر قدس كه در پارلمان اسرائيل حضور دارند نسبت به يهودي‌سازي اين شهر و بيرون راندن فلسطينيان از آن اعتراض كردند كه مورد تعرض رژيم صهيونيستي قرار گرفتند.

وي خطاب به كشورهاي مسيحي گفت: اين دولت‌ها بايد در راه آزادسازي اماكن مقدس مسيحيان كه در قدس وجود دارد، بكوشند و نبايد در برابر تجاوزات صهيونيست‌ها ساكت بنشينند و در برابر آنان متواضع باشند و با دشمن صهيونيستي همكاري نكنند قدس نيازمند كمك تمام ملل و دولت‌هاي جهان است و بايد براي آزاد سازي اين شهر از مقاومت حمايت شود تا اين سرزمين از لوث وجود اشغالگران پاك شود.

اين عضو رهبري حماس تصريح كرد: از زماني كه آخرين جمعه ماه مبارك رمضان به عنوان روز قدس نامگذاري شده است ملت فلسطين در تمام مناطق فلسطيني‌نشين تظاهرات گسترده‌اي برپا مي‌كنند.

البته صهيونيست‌ها در اين روز تدابير امنيتي شديدي اعمال مي‌كند تا از شعله‌ور شدن مقاومت جلوگيري كند.به همين دليل مشاهده مي‌شود كه نظاميان صهيونيستي اماكن اسلامي را به محاصره خود درآورد و از ورود نمازگزاران به مسجدالاقصي جلوگيري مي‌كنند.

وي در پايان گفت: اين اقدامات امنيتي رژيم صهيونيستي ايجاب مي‌كند كه فلسطيني‌ها تلاش بيشتري براي گراميداشت روز قدس به عمل آورند. البته گراميداشت روز قدس محدود به فلسطينيان يا ايراني‌ها نمي‌شود و بايد تمام ملت‌هاي اسلامي اين روز را گرامي بدارند.

http://www.islamtimes.org/vdchvqnx.23nmxdftt2.html

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

روز قدس، افشاي جنايت صهيونيست‌ها عليه ملت فلسطين است

اسلام تایمز- نماينده مجلس قانونگذاري فلسطين با اشاره به مذاكرات سازش روز قدس امسال را متفاوت با سال‌هاي گذشته دانست و بر افشاي جنايت رژيم صهيونيستي عليه ملت فلسطين در اين برهه حساس تاكيد كرد.

خبرگزاری فارس

روز قدس، افشاي جنايت صهيونيست‌ها عليه ملت فلسطين است

به گزارش اسلام تایمز دكتر "احمد يوسف ابوحلبيه " در گفت‌وگو با خبرنگار بين‌الملل خبرگزاري فارس در ارتباط با روز قدس گفت: روزجهاني قدس روز مباركي است زيرا در اين روز امت اسلامي نسبت به وظايف خود در قبال مسئله قدس متمركز مي‌شوند. در حقيقت روز قدس مسلمانان را به ضرورت حمايت از قدس شريف متوجه مي‌سازد.

اين نماينده مجلس قانونگذاري فلسطين افزود: روز قدس امسال در فلسطين تحت شرايط سختي برگزار خواهد شد. چرا كه رژيم صهيونيستي همچنان به حفاري زير مسجدالاقصي ادامه مي‌دهد و از ورود هزاران نمازگزار فلسطيني به اين مسجد جلوگيري مي‌كند و همچنين خانه و زمين‌هاي فلسطينيان غصب و كوچ داده مي شوند. اينها بخشي از جنايت صهيونيست‌ در شهر قدس و ساير مناطق فلسطيني‌نشين است.

وي مسلمانان جهان را به برپايي تظاهرات باشكوه در اين روز فراخواند و گفت: ملت‌هاي عربي و اسلامي بايد در روز قدس با برپايي تظاهرات گسترده‌اي حمايت از قدس شريف بپردازند. البته رسانه‌هاي جمعي بايد جنايت‌هاي رژيم صهيونيستي عليه ملت فلسطين را براي مردم جهان بازگو كنند.

اين نماينده مجلس قانونگذاري فلسطين همچنين بر حمايت‌هاي مادي و معنوي به ملت فلسطين تاكيد كرد و افزود: ملت‌هاي آزاده جهان مي‌توانند با ارائه كمك‌هاي مالي خود از فلسطينيان ساكن شهر قدس حمايت كنند تا آنان در برابر تجاوزات صهيونيست‌ها مقاومت كنند.

http://www.islamtimes.org/vdcbszbf.rhbs5piuur.html

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

روز جهانی قدس، فرصت خروش علیه رژیم صهیونیستی

اسلام تايمز- دبیرکل کنفرانس بین المللی حمایت از انتفاضه فلسطین با تاکید به اهمیت بالای مسئله فلسطین برای مسلمانان جهان، روز جهانی قدس را بهترین فرصت برای اعلام حمایت مسلمانان جهان از قدس و ملت مظلوم فلسیطن و خروش علیه رژیم صهیونیستی دانست.

سايت خبری شبكه العالم

روز جهانی قدس، فرصت خروش علیه رژیم صهیونیستی

به گزارش اسلام تايمز "حسین شیخ الاسلام" یکشنبه شب درگفت وگو با شبکه خبری العالم ، با اشاره به توجه ویژه حضرت امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی به مسئله قدس و فلسطین حتی دو دهه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی گفت: امام خمینی (ره) از 25 سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در سخنرانی های سیاسی خودشان به موضوع هایی مانند آمریکا و قدرت های استکباری، صهیونیسم و اشغال سرزمین فلسطین می پرداختند.

وی اعلام آخرین جمعه ماه مبارک رمضان هرسال را به عنوان روز جهانی قدس نشانگر درایت و دوراندیشی حضرت امام خمینی(ره) دانست و افزود: امام خمینی (ره) از همان آغاز آمریکا ، صهیونیسم و فلسطین را به یکدیگر مرتبط می دانستند و اینطور نیست که موضوع فلسطین بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مطرح شده است.

مشاور رییس مجلس شورای اسلامی با اشاره به ایجاد ارتباط بسیار نزدیک بین علمای اسلامی و قضیه فلسطین از سالها قبل ازپیروزی انقلاب اسلامی، تصریح کرد: امام خمینی (ره) با فتواها و تفکرات خودشان این ارتباط نزدیک بین مسلمانان و قضیه فلسطین را ایجاد کردند و حتی اجازه دادند سهمین را برای قضیه فلسطین خرج کنند.

شیخ الاسلام به این شعار اصلی مردم بعداز پیروزی انقلاب اسلامی " امروز ایران، فردا فلسطین" اشاره کرد و اظهارداشت: بلافاصله بعداز پیروزی انقلاب اسلامی سفارت رژیم اشغالگر صهیونیستی تعطیل و تحویل فلسطینی ها می شود و پرچم فلسطین بر فراز آن برافراشته شد.

دبیرکل کنفرانس بین المللی حمایت از انتفاضه فلسطین با بیان اینکه " نخستین جنبه مسئله فلسطین برای ما جنبه عقیدتی آن است"، خاطرنشان کرد: البته جنبه سیاسی و عقیدتی مسئله فلسطین از هم جدا نیست و ما طبق اسلام و قرآن موظف هستیم که ضد ظلم مبارزه کنیم و طبق قانون اساسی که تبلور میثاق ملت ما است، موظف هستیم از مستضعفین در مقابل مستکبرین دفاع کنیم.

http://www.islamtimes.org/vdccmmq1.2bqps8laa2.html

...............

http://www.islamtimes.org/vsnh.wynt31g26ftd2.html

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

روز جهاني قدس از ديدگاه امام خميني

امام خميني (ره) در روز 16 مرداد سال 1358 مصادف با سيزدهم رمضان 1399 همزمان با شروع دور تازه‌اي از جنايات بي‌رحمانه رژيم اشغالگر صهيونيستي در لبنان طي پيامي، روز جمعه آخر ماه مبارك رمضان را به عنوان «روز جهاني قدس» تعيين كردند و عموم مسلمين جهان را به همبستگي اسلامي در اين روز بزرگ فراخواندند.

متن پيام امام خميني (ره) به اين شرح است:

بسم‌الله الرحمن الرحيم

من در طي ساليان دراز،‌خطر اسرائيل غاصب را گوشزد مسلمين نمودم، كه اكنون اين روزها به حملات وحشيانة خود به برادران و خواهران فلسطيني شدت بخشيده است، و به ويژه در جنوب لبنان به قصد نابودي مبارزان فلسطيني، پياپي خانه و كاشانة ايشان را بمباران مي‌كند.

من از عموم مسلمانان جهان و دولتهاي اسلامي مي‌خواهم كه براي كوتاه كردن دست اين غاصب و پشتيبانان آن به هم بپيوندند و جميع مسلمانان جهان را دعوت مي‌كنم آخرين جمعة ماه مبارك رمضان را كه از ايام قدر است، و مي‌تواند تعيين كنندة سرنوشت مردم فلسطين نيز باشد، به عنوان «روز قدس» انتخاب، و طي مراسمي همبستگي بين‌المللي مسلمانان را در حمايت از حقوق قانوني مردم مسلمان اعلام نمايند. از خداوند متعال پيروزي مسلمانان را بر اهل كفر خواستارم. والسلام عليكم و رحمة‌الله و بركاته.

روح‌الله الموسوي الخميني

امام خميني چند روز پس از صدور اين پيام در جمع اقشار مختلف مردم به تشريح ويژگي‌هاي روز جهاني قدس پرداختند. امام در اين سخنراني كه روز 25 مرداد 1358 در شهر قم بيان كردند، فرمودند:

بسم‌الله الرحمن الرحيم

«روز قدس» يك روز جهاني است. روزي نيست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابلة مستضعفين با مستكبرين است. روز مقابلة ملتهايي است كه در زير فشار ظلم ‌آمريكا و غير امريكا بودند، در مقابل ابرقدرتهاست. روزي است كه بايد مستضعفين مجهز بشوند در مقابل مستكبرين، و دماغ مستكبرين را به خاك بمالند. روزي است كه بين منافقين و متعهدين امتياز خواهد شد. متعهدين اين روز را روز قدس مي‌دانند، و عمل مي‌كنند به آنچه بايد بكنند. و منافقين ـ آنهايي كه با ابرقدرتها در زير پرده آشنايي دارند و با اسرائيل دوستي ـ در اين روز بي‌تفاوت هستند، يا ملتها را نمي‌گذارند كه تظاهر كنند. روز قدس روزي است كه بايد سرنوشت ملتهاي مستضعف معلوم شود، بايد ملتهاي مستضعف اعلام وجود بكنند در مقابل مستكبرين. بايد همانطور كه ايران قيام كرد و دماغ مستكبرين را به خاك ماليد و خواهد ماليد،‌ تمام ملتها قيام كنند و اين جرثومه‌هاي فساد را به زباله‌دانها بريزند. روز قدس روزي است كه بايد اين دنباله‌روهاي رژيم سابق در ايران، و آن توطئه‌چينهاي رژيم فاسد و ابرقدرتها در ساير جاها خصوصاً در لبنان، تكليف خودشان را بدانند. روزي است كه بايد همت كنيد و همت كنيم كه قدس را نجات بدهيم؛ و برادران لبناني را از اين فشارها نجات بدهيم. روزي است كه بايد تمام مستضعفين را از چنگال مستكبرين بيرون بياوريم. روزي است كه بايد جامعة مسلمين همه اظهار وجود بكنند و هشدار بدهند به ابرقدرتها و به اين تفاله‌هايي كه مانده است از آنها ـ چه در ايران و چه در ساير جاها.

روز قدس، روزي است كه بايد به اين روشنفكراني كه در زير پرده با آمريكا و عمال امريكا روابط دارند هشدار داد. هشدار به اينكه اگر از فضولي دست برنداريد، سركوب خواهيد شد! ما به آنها مهلت داديم و با ‌آنها با ملايمت رفتار كرديم كه شايد دست از شيطنت بردارند و اگر دست برندارند، كلمة آخر را خواهيم گفت و خواهيم به آنها فهماند كه ديگر رژيم سابق قابل برگشتن نيست و ديگر امريكا نمي‌تواند به اينجا حكومت كند، و ديگر ساير ابرقدرتها نمي‌توانند در اين مملكت حكومت كنند. روز قدس روزي است كه بايد به همة ابرقدرتها هشدار داد كه بايد دست خود را از روي مستضعفين برداريد و سر جاي خود بنشينيد.

اسرائيل دشمن بشريت، دشمن انسان، كه هر روز غائله ايجاد مي‌كند و برادرهاي ما را در جنوب لبنان به آتش مي‌كشد، بايد بداند كه ديگر اربابهاي او رنگي ندارند در دنيا، و بايد انزوا اختيار كنند؛ طمعها را از ايران بايد قطع كنند، دستهاي آنها بايد از همة ممالك اسلامي قطع شود؛ عمال آن در همة ممالك اسلامي بايد كنار بروند. روز قدس روز اعلام يك چنين مطلبي است. اعلام اين است به شياطيني كه ملتهاي اسلام را مي‌خواهند كنار بگذارند، و ابرقدرتها را به ميدان بياورند. روز قدس روزي است كه قطع آمال آنها را بكند؛ و به آنها هشدار بدهد كه گذشت آن زمانها.

روز قدس روز اسلام است. روز قدس روزي است كه اسلام را بايد احيا كرد و احيا بكنيم، و قوانين اسلام در ممالك اسلامي اجرا بشود. روز قدس روزي است كه بايد به همة ابرقدرتها هشدار بدهيم كه اسلام ديگر تحت سيطرة شما، به واسطة عمال خبيث شما، واقع نخواهد شد. روز قدس، روز حيات اسلام است. بايد مسلمين بهوش بيايند، بايد بفهمند قدرتي را كه مسلمين دارند؛ قدرتهاي مادي، قدرتهاي معنوي. مسلمين كه يك ميليارد جمعيت هستند و پشتوانة خدايي دارند و اسلام پشتوانة آنهاست و ايمان پشتوانة آنهاست از چه بايد بترسند؟ ما با يك جمعيت كمي در مقابل دشمنهاي زياد، دشمنهاي بسيار، قيام كرديم و ابرقدرتها را شكست داديم. و كسي گمان نكند كه ديگر بعضي از اين قشرهاي فاسد، بعضي از اين چپ‌روهاي امريكايي يا غير امريكايي، بتوانند در اين مملكت اظهار وجود كنند. آن روز كه ما بخواهيم و ملت ما بخواهند، در ظرف چند ساعت تمام آنها به زباله‌دانهاي فنا خواهند ريخته شد. ملت بزرگ ما ديگر از اين حركات مذبوحانه نخواهد ترسيد. حركات اسرائيل در جنوب لبنان و نسبت به فلسطين همين حركات مذبوحانه است. حركاتي است كه اواخر عمر، اشخاص فاسد مي‌كنندـ چنانچه شاه ما، شاه مخلوع ايران اين حركات را كرد، و منتهي به فنا شد.

دولتهاي عالَم بدانند كه اسلام شكست بردار نيست. اسلام و تعاليم قرآن بر همة ممالك بايد غلبه كند. دين بايد دين الهي باشد، اسلام دين خداست؛ و بايد در همة اقطار اسلام پيشروي كند. روز قدس، اعلام يك چنين مطلبي است،‌اعلام به اين است كه مسلمين به پيش! براي پيشرفت در همة اقطار عالَم. روز قدس فقط روز فلسطين نيست، روز اسلام است؛ روز حكومت اسلامي است. روزي است كه بايد جمهوري اسلامي در سراسر كشورها بيرق آن برافراشته شود. روزي است كه بايد به ابرقدرتها فهماند كه ديگر آنها نمي‌توانند در ممالك اسلامي پيشروي كنند.

من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اكرم مي‌دانم، و روزي است كه بايد ما تمام قواي خودمان را مجهز كنيم؛ و مسلمين از آن انزوايي كه آنها را كشانده بودند خارج شوند، و با تمام قدرت و قوت در مقابل اجانب بايستند و ما در مقابل اجانب با تمام قوا ايستاده‌ايم، و نخواهيم اجازه داد كسان ديگر در مملكت ما دخالت كنند، و مسلمين نبايد اجازه بدهند كه كسان ديگر در ممالكشان دخالت كنند. در روز قدس، ملتها بايد به حكومتهايي كه خائن هستند هشدار دهند. روز قدس روزي است كه ما خواهيم فهميد چه اشخاصي و چه رژيمهايي با توطئه‌گرهاي بين‌المللي موافقت دارند و با اسلام مخالفت. آنهايي كه شركت ندارند مخالف با اسلام هستند، و موافق با اسرائيل، و آنهائي كه شركت كردند متعهد هستند و موافق با اسلام و مخالف با دشمنان اسلام ـ كه در رأس آنها امريكا و اسرائيل است. روز قدس روز امتياز حق از باطل است، روز جدايي حق و باطل است.

من از خداوند تبارك و تعالي خواهانم كه غلبه بدهد اسلام را بر همة قشرهاي عالَم؛ بر همة مستكبرين، مستضعفين را غلبه بدهد. و از خداي تبارك و تعالي خواهانم كه برادرهاي ما را در فلسطين، در جنوب لبنان و در هر جايي از عالَم كه هستند، از دست مستكبرين و از دست چپاولگران نجات بدهد.

والسلام علي رسول الله و علي أئمة المسلمين

حکومتهایی که خائن هستند هشدار دهند. روز قدس روزی است که ما خواهیم فهمیدچه اشخاصی و چه رژیمهایی با توطئه گرهای بین المللی موافقت دارند و با اسلام مخالفت . آنهایی که شرکت ندارند مخالف با اسلام هستند، و موافق با اسرائیل . و آنهایی که شرکت کردند، متعهد هستند و موافق با اسلام و مخالف با دشمنان اسلام - که در راس آنها امریکا و اسرائیل است . روز امتیاز حق از باطل است ، روز جدایی حق و باطل است .

سخنرانی جلد نهم - صفحه 276 -  روز قدس ، روز مقابله مستضعفین با مستکبرین

با استفاده از صحيفه امام، ج 9

http://www.ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&ArticleID=293&SP=Farsi

.................

http://www.edalatkhahi.ir/000803.shtml

......................

http://www.avapress.com/vdcjyvev.uqe8mzsffu.html

............................

http://www.hawzah.net/Hawzah/News/NewsView.aspx?LanguageID=1&NewsID=80764&SearchText=%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%82%D8%AF%D8%B3

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

امام خميني : روز قدس روز حيات اسلام است

● نويسنده: علي - معصومي

● منبع: روزنامه - جمهوری اسلامی - تاريخ شمسی نشر 14/07/1386

نهضت جهاني اسلام و مساله نجات فلسطين از چنگال صهيونيسم و حاميان آن براي امام خميني به قدري اهميت داشت كه ايشان در همان ماه هاي اول پيروزي انقلاب اسلامي و درحالي كه هنوز از تولد انقلاب اسلامي شش ماه نگذشته بود درتاريخ 16 مرداد ماه 1358 هـ . ش آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را به عنوان روز جهاني قدس اعلام كردند و طي پيامي به عموم ملل مسلمان چنين فرمودند :

بسم الله الرحمن الرحيم

من در طي ساليان دراز خطر اسرائيل غاصب را گوشزد مسلمين نمودم كه اكنون اين روزها به حملات وحشيانه خود به برادران و خواهران فلسطيني شدت بخشيده است و بويژه در جنوب لبنان به قصد نابودي مبارزان فلسطيني پياپي خانه و كاشانه ايشان را بمباران مي كند. من از عموم مسلمانان جهان و دولت هاي اسلامي مي خواهم كه براي كوتاه كردن دست اين غاصب و پشتيبانان آن به هم بپيوندند و جميع مسلمانان جهان را دعوت مي كنم آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را كه از ايام قدر است و مي تواند تعيين كننده سرنوشت مردم فلسطين نيز باشد به عنوان روز قدس انتخاب و طي مراسمي همبستگي بين المللي مسلمانان را در حمايت از حقوق قانوني مردم مسلمان اعلام نمايند. از خداوند متعال پيروزي مسلمانان را بر اهل كفر خواستارم (صحيفه امام جلد 9 ص 267 )

اعلام روز جهاني قدس در روزها و ماه هايي صورت گرفت كه انقلاب اسلامي در داخل ايران با مشكلات فراوان و سهمگيني دست و پنجه نرم مي كرد و رهبران انقلابي مشغول مقابله با انواع توطئه هايي بودند كه از سوي دشمنان داخلي و خارجي و عوامل آن ها بر نظام اسلامي تحميل شده بود. بنابر اين اعلام روز جهاني قدس در چنين اوضاع و احوال بيان گر وجه ديگري از اهميت مساله نجات فلسطين و نهضت جهاني اسلام در نگاه امام خميني است .

گرچه سبب و هدف اصلي اعلام روز جهاني قدس متمركز كردن مجموع توان فرهنگي تبليغاتي سياسي اقتصادي رواني و نظامي جهان اسلام براي نجات فلسطين از چنگال صهيونيسم مي باشد ولي روز قدس نمادي براي آزادي همه سرزمين هاي اسلامي از چنگال دشمنان است بنابر اين وقتي مي گوييم روز قدس يعني روز همه سرزمين هاي اسلامي و روز همه سرزمين هاي مسلمان نشين كه در چنگال دشمنان اسلام قرار دارند. به عبارت ديگر اعلام روز قدس تنها به اين مفهوم و براي اين هدف نيست كه به مسلمانان تاكيد شود كه تمام توان فرهنگي تبليغاتي سياسي اقتصادي رواني و نظامي خود در راه آزادي فلسطين به كار گيرند بلكه هدف جامع تري كه آزادي قدس نيز در درون آن قرار مي گيرد اين است كه مسلمانان با تمام توان در راه آزادي و نجات همه سرزمين هاي اسلامي بكوشند و اجازه ندهند حتي يك وجب از خاك مسلمانان در دست بيگانگان باقي بماند. بالاتر از اين حتي آزاد ساختن سرزمين هاي اسلامي از سيطره عوامل مزدور و عواملي كه در ظاهر لباس خودي و لباس مسلماني پوشيده اند ولي در عمل و در باطن در جرگه دشمنان اسلام قرار دارند نيز در چشم انداز و دايره شمول روز جهاني قدس قرار مي گيرد و به همين دليل است كه امام خميني مي فرمايد : روز قدس يك روز جهاني است روزي نيست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد روز مقابله مستضعفين با مستكبرين است روز مقابله ملت هايي است كه در زير فشار ظلم آمريكا و غيرآمريكا هستند. روز قدس روزي است كه بايد اين دنباله روهاي رژيم سابق در ايران (رژيم هاي وابسته به آمريكا و ساير دشمنان اسلام ) و آن توطئه چين هاي رژيم فاسد و ابر قدرت ها در ساير جاها مخصوصا در لبنان تكليف خودشان را بدانند روز قدس روزي است كه بايد به همه ابرقدرت ها هشدار بدهيم كه اسلام ديگر تحت سيطره شما به واسطه عمال خبيث شما نخواهد بود(صحيفه امام جلد 9 ص 276 تا 279 )

بنابر اين اگر بخواهيم از نگاه امام خميني به روز قدس نظر بيفكنيم بايد بگوييم كه در حال حاضر روز قدس هم روز فلسطين و روز نجات قدس است وهم روز عراق روز افغانستان روز لبنان و روز كليه سرزمين هاي اسلامي كه اكنون هدف تجاوز و تهديد دشمنان اسلام قرار گرفته اند همچنان روز آزادي همه كشورها و سرزمين اسلامي كه به طور غيرمستقيم تحت سيطره آمريكا مي باشند نيز مي باشد. در اين روز مسلمان ها علاوه بر اينكه فرياد آزادي فلسطين عراق و افغانستان را سر مي دهند بايد براي آزادي سرزمين هاي اسلامي از چنگال عاملان و وابستگان و همدستان آمريكا در منطقه و در كل جهان اسلام نيز فرياد بزنند. البته فرياد زدن فقط مقدمه كار و آتش تهيه است و آنچه اساسي مي باشد اقدام عملي است كه مي تواند كار ساز باشد و دست دشمنان و عوامل آن ها را از سرزمين هاي اسلامي قطع كند.

مفهوم ديگر روز قدس از نظر امام خميني وداع با توقف و درجا زدن مسلمانان و جوامع اسلامي و حركت به سمت اهداف عالي و همه جانبه اسلام است . بنابر اين روز قدس يعني روز حركت و روز پويايي مسلمانان . در اين روز بايد به همه مسلمانان تاكيد شود و همه مسلمانان بايد به خاطر داشته باشند كه دوران ركود و سكوني كه طي چندين قرن به يكي از مهم ترين مصايب جوامع اسلامي تبديل شده بود به سرآمده است و مسلماني كه ركود و سكون پيشه كند نه تنها سبب مي شود كه همواره به خواري و ذلت بيفتد و نوكري ملل و جوامع ديگر را بكند بلكه در انجام تكاليف و وظايف مسلماني هم كاملا مقصر است و نمي توان نام مسلمان واقعي بر او نهاد.

امام خميني مي فرمايد : روز قدس اعلام اين مطلب است كه اي مسلمين به پيش ! اي مسلمين به پيش براي پيشرفت در همه اقطار عالم (صحيفه نور جلد 8 ص 233 و 234 ) .

روز قدس روز بيداري مسلمين و روز احياي اسلام است در اين روز بايد مسلمانان به احياي اسلام به احياي حكومت اسلامي و به احياي هر آنچه رنگ و بوي اسلامي دارد بينديشند. امام خميني در اين باره مي فرمايد : روز قدس روز اسلام است . روز قدس روزي است كه اسلام را بايد احيا كرد و بايد احيا بكنيم اسلام و قوانين اسلام را در ممالك اسلامي روز قدس روز حيات اسلام است . بايد مسلمين به هوش بيايند بايد بفهمند قدرتي را كه مسلمين دارند روز قدس فقط روز فلسطين نيست روز اسلام است روز حكومت اسلامي است روزي است كه بايد جمهوري اسلامي در سراسر كشورها بيرق آن برافراشته شود(صحيفه امام جلد 9 ص 276 تا 279 )

مفهوم روز قدس از نظر امام خميني به قدري وسيع و همه جانبه است كه تقريبا تمام مسائل و مشكلات جهان اسلام و مسلمانان به ويژه آنچه پيرامون روابط جهان اسلام با ساير قدرت ها و آنچه پيرامون روابط مسلمانان با رژيم هاي نامشروع وجود دارد را دربر مي گيرد.

از نظر امام خميني روز قدس روز مقابله مستضعفين با مستكبرين است روز مقابله مسلمانان با ابرقدرت هاي دشمن اسلام است روز شناخت منافقان جهان اسلام از مومنان و متعهدان است . روز تشخيص دولت هاي خائن از دولت هاي خادم است روز قطع آمال شيطاني ابرقدرت ها است روز خروج مسلمانان از انزوا است روز اعلام استقلال همه جوامع اسلامي است روز هزيمت ظالمان و روز عزت مظلومان است و روز همه چيزهايي است كه به عنوان مشكل و مساله مسلمانان و جوامع اسلامي مطرح است .

نگاه جامع امام خميني در باره روز قدس را مي توان در اين بيانات ايشان يافت :

روز قدس روزي است كه بايد مستضعفين مجهز بشوند در مقابل مستكبرين و دماغ مستكبرين را به خاك بمالند روزي است كه بين منافقين و متعهدين امتياز خواهد شد. متعهدين اين روز را روز قدس مي دانند و عمل مي كنند به آنچه بايد بكنند و منافقين آنهايي كه با ابرقدرت ها در زير پرده آشنائي دارند و با اسرائيل دوستي در اين روز بي تفاوت هستند يا ملت ها را نمي گذارند كه تظاهركنند. روز قدس روزي است كه بايد سرنوشت ملت هاي مستضعف معلوم شود. بايد ملت هاي مستضعف اعلام وجود بكنند در مقابل مستكبرين بايد همانطور كه ايران قيام كرد و دماغ مستكبرين را به خاك ماليد و خواهد ماليد تمام ملت ها قيام كنند و اين جرثومه هاي فساد را به زباله دان ها بريزند.

روز قدس روزي است كه بايد همت كنيد و همت كنيم كه قدس را نجات بدهيم و برادران لبناني را از اين فشارها نجات بدهيم روزي است كه بايد تمام مستضعفين را از چنگال مستكبرين بيرون بياوريم روزي است كه بايد جامعه مسلمين همه اظهار وجود بكنند و هشدار بدهند به ابرقدرت هالله روز قدس روزي است كه بايد به همه ابرقدرت ها هشدار داد كه بايد دست خود را از روي مستضعفين برداريد و سرجاي خود بنشينيد. اسرائيل دشمن بشريت . دشمن انسان كه هر روز غائله ايجاد مي كند و برادرهاي ما را در جنوب لبنان به آتش مي كشد بايد بداند كه ديگر ارباب هاي او رنگي ندارند در دنيا و بايد انزوا اختيار كنند.

روز قدس روزي است كه بايد به ابرقدرتها فهماند كه ديگر آنها نمي توانند در ممالك اسلامي پيشروي كنند. من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اكرم (ص ) مي دانم و روزي است كه بايد ما تمام قواي خودمان را مجهز كنيم و مسلمين از آن انزوائي كه آنها را كشانده بودند خارج شوند و با تمام قدرت و قوت در مقابل اجانب بايستند و ما در مقابل اجانب با تمام قوا ايستاده ايم و نخواهيم اجازه داد كسان ديگر در مملكت ما دخالت كنند و مسلمين نبايد اجازه بدهند كه كسان ديگر در ممالكشان دخالت كنند. در روز قدس ملت ها بايد به حكومت هائي كه خائن هستند هشدار دهند روز قدس روزي است كه ما خواهيم فهميد چه اشخاصي و چه رژيم هائي با توطئه گرهاي بين المللي موافقت دارند و با اسلام مخالفت . آنهائي كه شركت ندارند مخالف با اسلام هستند و موافق با اسرائيل و آنهائي كه شركت كردند متعهد هستند و موافق با اسلام و مخالف با دشمنان اسلام كه در راس آنها آمريكا و اسرائيل است . روز امتياز حق از باطل است روز جدائي حق و باطل است . (صحيفه امام جلد 9 ص 276 و 279 )

اگر مسلمان ها به روز قدس با همان ديدگاه جامع و همه جانبه اي كه امام خميني در نظر داشت بنگرند و متعهدانه به آن عمل كنند قطعا همه چيز با سرعت تمام به نفع جهان اسلام خواهد شد و عزت مسلمانان و حيات اسلام به فرازمندترين نقطه ممكن خواهد رسيد و عمر ستمگران و مستكبران جهاني به پايان خواهد رسيد.

امام خميني : روز قدس روزي است كه بايد به ابرقدرتها فهماند كه ديگر آنها نمي توانند در ممالك اسلامي پيشروي كنند. من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اكرم (ص ) مي دانم و روزي است كه بايد ما تمام قواي خودمان را مجهز كنيم و مسلمين از آن انزوائي كه آنها را كشانده بودند خارج شوند و با تمام قدرت و قوت در مقابل اجانب بايستند و ما در مقابل اجانب با تمام قوا ايستاده ايم

امام خميني : روز قدس روزي است كه بايد مستضعفين مجهز بشوند در مقابل مستكبرين و دماغ مستكبرين را به خاك بمالند روزي است كه بين منافقين و متعهدين امتياز خواهد شد. متعهدين اين روز را روز قدس مي دانند و عمل مي كنند به آنچه بايد بكنند و منافقين آنهائي كه با ابرقدرت ها در زير پرده آشنائي دارند و با اسرائيل دوست در اين روز بي تفاوت هستند يا ملت ها را نمي گذارند كه تظاهركنند. روز قدس روزي است كه بايد سرنوشت ملت هاي مستضعف معلوم شود. بايد ملت هاي مستضعف اعلام وجود بكنند در مقابل مستكبرين

امام خميني : روز قدس روز اسلام است . روز قدس روزي است كه اسلام را بايد احيا كرد و بايد احيا بكنيم اسلام و قوانين اسلام را در ممالك اسلامي روز قدس روز حيات اسلام است . بايد مسلمين به هوش بيايند بايد بفهمند قدرتي را كه مسلمين دارند روز قدس فقط روز فلسطين نيست روز اسلام است كه بايد جمهوري اسلامي در سراسر كشورها بيرق آن برافراشته شود

http://www.bashgah.net/pages-11375.html

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

روز قدس در کلام رهبري

امام خميني (ره)

«روز قدس، روز اسلام است.

روز قدس، روز حيات اسلام است.

روز قدس، روزي است که اسلام را بايد احيا کرد.

روز قدس، روزي است که بايد سرنوشت ملت هاي مستضعف معلوم شود.

روز قدس، يک روزجهاني است؛ روزي نيست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد، روز مقابله مستضعفين با مستکبرين است.

روز قدس که هم جوار شب قدر است، لازم است که در بين مسلمانان احيا شود و مبدأ بيداري و هشياري آنان باشد.

مسلمانان جهان بايد روز قدس را روز همه مسلمين، بلکه مستضعفين بدانند.

روز قدس که [در]آخرين روزهاي شهر الله اعظم [واقع]است، سزاوار [آن] است که همه مسلمانان جهان، از قيد اسارت و بردگي شياطين بزرگ و ابرقدرت ها رهاشده و [به] قدرت لايزال الله بپيوندند».(1)

مقام معظم رهبري

«روز قدس را گرامي بداريد و آن را گرامي بشماريد».(2)

«خودتان را براي راهپيمايي روز قدس آماده کنيد، آن هم صحنه عظيمي است براي اينکه همه بدانند که ملت ايران در صحنه است، بيدار است، پابرجاست و از هيچ قدرتي و از هيچ قلدري در سطح عالم، باک ندارد».(3)

«مردم ايران به عنوان متوليان روز قدس، بايد کاري بکنند که براي ديگر ملت ها سرمشق شود؛ چون هر سال ملت هاي ديگر در گوشه و کنار، حتي در خود اروپا و جاهاي ديگر به تبع شما، روز قدس را گرامي مي دارند».(4)

«روز قدس از روزهاي مهم و تعيين کننده است. سال هاي متمادي است که سعي مي شود مسئله قدس فراموش بشود. روز قدس درست تيري است به قلب اين توطئه، حرکتي است براي خنثي کردن اين توطئه خباثت آميزي که استکبار و صهيونيسم و طرفداران و همکارانشان دست به يکي کرده اند تا به کلي مسئله فلسطين را به دست فراموشي بسپارند».(5)

پي نوشت

1-کلمات قصار،صص147 و 148.

2-سخنراني 1370/1/16، به نقل از: نرم افزار به سوي نور، کاري از سپاه پاسداران انقلاب اسلامي.

3-همان، سخنراني 1371/12/7.

4-همان، 1376/10/26.

5-همان،1377/10/11.

منبع:نشريه اشارات، شماره 124

http://www.rasekhoon.net/Article/Show-49440.aspx

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

روز قدس (رسماً روز جهانی قدس)

روز قدس (رسماً روز جهانی قدس)، مناسبتی رسمی در جمهوری اسلامی ایران  است که از یک سال پس از انقلاب ایران، در آخرین جمعهٔ ماه رمضان و در حمایت از ملت فلسطین برگزار می‌شود.

هم‌چنین در این روز، گروه‌هایی از مسلمانان در نقاط مختلف جهان حمایت خودشان را از مردم فلسطین به نمایش می‌گذارند. گروه‌هایی از یهودیان و طرفداران کشور اسرائیل نیز در کشورهای اروپایی و آمریکا، تظاهراتی را علیه این مراسم به راه می‌اندازند.

روز قدس روزی رسمی در تقویم جمهوری اسلامی ایران است. با وجود این که رسماً گفته می‌شود روز قدس در آخرین جمعهٔ رمضان برگزار می‌شود، به این دلیل که در ایران عید فطر (و پایان رمضان) معمولاً یک یا دو روز دیرتر از دیگر کشورهای مسلمان برگزار می‌شود، در صورتی که روز آخر ماه رمضان جمعه یا شنبه باشد روز قدس معمولاً یک هفته زودتر برگزار می‌شود.

قدس نام عربی اورشلیم است. هم‌چنین روز قدس با یوم یروشالاییم در اسرائیل، (به معنای: روز اورشلیم) که تعطیل رسمی و روز جشن یک‌پارچه‌شدن شهر اورشلیم است، متفاوت است.

تاریخچه

به پیشنهاد ابراهیم یزدی، وزیر خارجه دولت موقت مهدی بازرگان، نام‌گذاری آخرین جمعه ماه رمضان به نام روز قدس مطرح گردید. بازرگان پیرامون چگونگی مطرح شدن روز قدس و اهداف ان می‌گوید:

« سال‌‏ها قبل از پیروزی انقلاب کشورهای عربی و در راس آن سازمان آزادی‌بخش فلسطین روزی را در ماه اکتبر که یادآور پیروزی فلسطنیان در دره کرامه بود را روز فلسطین عنوان کردند. وی در توضیح چگونگی نام‌گذاری روز فلسطین نزد فلسطینیان گفت: بعد از جنگ چند روز سال ۱۹۶۷ و شکست مصر و سوریه برای اولین بار فلسطینی‌‏ها توانستند با یک سلسله عملیات نظامی در دره کرامه که مرز اردن و سوریه بود ارتش اسرائیل را به داخل آن منطقه بکشانند و با عملیات چریکی لطمات بسیاری شدیدی علیه اسرائیل وارد کردند. وزیر خارجه دولت مهدی بازرگان افزود: به دنبال این پیروزی آن روز تاریخی به «معرکه کرامه» و «روز جهانی فلسطین» عنوان گردید که در ماه اکتبر مراسمی در این روز در همه جا برگزار می‌شد. وی با بیان اینکه نامگذاری روز فلسطین هویت عربی داشت و مورد استقبال مسلمانان و کشورهای اسلامی قرار نگرفت، اظهارداشت: پس از پیروزی انقلاب در وزارت امور خارجه با دوستانی از جمله آقایان کمال خرازی و علی صادقی تهرانی معاونان سیاسی و بین الملل اینجانب، بحث وتبادل نظر کردیم و در نتیجه پیشنهادی به بنیانگذار انقلاب ارایه کردیم که روز قدس به جای روز فلسطین در آخرین روز جمعه ماه مبارک رمضان قرار گیرد. وی تصریح کرد: علت این که جمعه آخر ماه رمضان را مطرح کردیم به این دلیل بود که دهه آخر ماه رمضان یعنی از ۱۹ تا ۲۷ این ماه در خصوص شب قدر اختلاف‌‏هایی وجود دارد به همین دلیل جمعه آخر ماه رمضان پیشنهاد شد. »

در ۱۶ مرداد ۱۳۵۸، پس از بمباران جنوب لبنان توسط نیروهای دفاعی اسرائیل، سید روح‌الله خمینی بدون اشاره به ابراهیم یزدی، از مسلمانان جهان خواست تا آخرین جمعهٔ ماه رمضان را به عنوان «روز قدس» انتخاب کنند و در این روز همبستگی خود را در حمایت از «حقوق قانونی مردم مسلمان فلسطین» به نمایش بگذارند.

ابراهیم یزدی البته در همان ایام در گفتگوی خود با محمدمهدی جعفری که در کتاب خاطرات وی درج شده از اینکه خمینی بدون اشاره به ابراهیم یزدی از این پیشنهاد استفاده کرد گله می‌کند:

«....محسن رفت، من بیرون سالن منزل آقای حاج سید جوادی با دکتر یزدی شروع کردم به صحبت کردن، دکتر یزدی گله می‌کرد و می‌گفت: روز قدس را من در نماز جمعه پیشنهاد کردم که آخرین جمعه ماه مبارک رمضان باشد، من به امام این پیشنهاد را کردم، اما وقتی اعلام شد اصلاً اسمی از من نبردند.

من به او گفتم: تو برای اسم این کار را کردی یا برای خدا ؟

دکتر یزدی گفت: نه، برای خدا و به خاطر فلسطینی‌ها این کار را کردم.

من گفتم : حالا به نام هر کس که می‌خواهد تمام بشود، اسم در اینجا مهم نیست..... »

سید روح‌الله خمینی در مورد روز قدس گفته بود: «روز قدس فقط روز فلسطین نیست، روز اسلام است؛ روز حکومت اسلامی است. روزی است که باید جمهوری اسلامی در سراسر کشورها بیرق آن برافراشته شود. روزی است که باید به ابرقدرتها فهماند که دیگر آنها نمی‌توانند در ممالک اسلامی پیشروی کنند. من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اکرم می‌دانم، و روزی است که باید ما تمام قوای خودمان را مجهز کنیم.»[ صحیفه امام، جلد ۹، صفحهٔ ۲۷۸] همچنین او در شرح جهانی بودن این روز گفت: «روز قدس، جهانی است، و روزی نیست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابله مستضعفین با مستکبرین است، روز مقابله ملتهایی است که در زیر فشار ظلم آمریکا و غیر آمریکا بودند، روزی است که باید مستضعفین مجهز بشوند، در مقابل مستکبرین، و دماغ مستکبرین را به خاک بمالند... روز قدس، روزی است که باید سرنوشت ملتهای مستضعف معلوم شود باید ملتهای مستضعف در مقابل مستکبرین اعلان وجود بکنند، باید همانطور که ایران قیام کرد، و دماغ مستکبرین را به خاک مالید، و خواهد مالید، تمام ملتها قیام کنند، و این جرثومه‌های فساد را به زباله‌دانها بریزند.»[ صحیفه امام، جلد ۹، صفحهٔ ۲۷۷]

پس از دعوت سید روح‌الله خمینی، این روز در ایران به عنوان روز جهانی قدس نامگذاری شد. همه ساله در ایران گروه‌هایی از مردم قبل از اقامه نماز جمعه به راهپیمایی در حمایت از مردم فلسطین می‌پردازند. در شماری از کشورهای اسلامی نظیر ترکیه، اندونزی، بحرین، لبنان و پاکستان و حتی برخی از کشورهای غیر اسلامی نظیر ایالات متحده آمریکا و انگلستان نیز، تظاهراتی در برخی از مراکز اسلامی و با حضور گروهی از مسلمانان و غیرمسلمانان برگزار می‌شود.

اعتراضات

در این روز، گروه‌هایی از یهودیان و طرفداران کشور اسرائیل در کشورهای اروپایی و آمریکا، تظاهراتی را بر علیه این مراسم به راه می‌اندازند.

در اسرائیل تظاهراتی در اعتراض به برگزاری مراسم روز قدس برگزار می‌شود.

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%88%D8%B2_%D9%82%D8%AF%D8%B3

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

روز قدس مظلومیتی بی مرز

قدس، دفتر خونین شجاعت و مقاومت اسلامی است. هرگلبرگ این دفتر، یادمان حماسه ای ماندگار، فریادی بی کرانه و مظلومیتی بی مرز است. قدس، قبله پیشین مسلمانان و قلب کنونی آنان است. ما در طول تاریخ با قدس زیسته ایم و پاسدار قداست قدس بوده ایم. قدس جغرافیای عشق، تاریخ ایثار و محراب نیایش های خونین است.

روز حیات اسلام

ماه رمضان سال 1358 خورشیدی بود که خورشید درخشان آسمان انقلاب ایران، حضرت امام خمینی رحمه الله ، در پیامی سرنوشت ساز، آخرین جمعه ماه رمضان هر سال را به عنوان روز قدس تعیین کردند و آن را روز حیات اسلام نامیدند. از آن پس، همه ساله در آخرین جمعه ماه رمضان، شاهد راه پیمایی گسترده مردمی هستیم که با شعارهای کوبنده «مرگ بر اسرائیل»، «مرگ بر امریکا»، «امریکا عدوّالله» و «اسرائیل عدوّالله»، خواستار رهایی بیت المقدس از چنگال نظام صهیونیستی می شوند و با حضور پرشور خویش، حمایت خود را از مردم فلسطین و مبارزات آنان تا آزادی قدس شریف اعلام می کنند. شرکت زنان و مردان روزه دار در این راه پیمایی عظیم، حمایت از انقلاب انتفاضه و تجدید بیعت با فرمان تاریخی امام خمینی رحمه الله است.

روز قدس، یادگار امام

روز قدس را امام خمینی رحمه الله بر تارک تاریخ به یادگار گذاشت تا مردمان مسلمان جهان از ستمی که بیدادگران بر ملت مظلوم فلسطین روا می کنند، غافل نمانند. این فریاد بیدار باش امام عاشقان، شلاقی بود بر ذهن های خفته ملت اسلام، تا از خواب عمیق غفلت بیدار شوند و در برابر ستمگران تاریخ، با قامتی برافراشته قیام کنند. اکنون که سال ها از سخنان پیامبرگونه آن بزرگ مرد الهی گذشته است، می بینیم که روز قدس، شهرتی جهانی یافته و مرزها را در نور دیده و در اعماق دل و جان ملت های آزاداندیش جهان، و به ویژه کشورهای اسلامی، نفوذ کرده است.

روز قدس، روز اسلام

پیر بیدار انقلاب، حضرت امام خمینی رحمه الله در پیامی به مناسبت روز قدس این چنین فرمودند: «روز قدس روز اسلام است. روز قدس، روزی است که اسلام را باید احیا کرد... روز قدس روزی است که باید به همه ابرقدرت ها هشدار بدهیم که اسلام دیگر تحت سیطره شما به واسطه عمّال خبیث شما، واقع نخواهد شد. روز قدس روز حیات اسلام است. باید مسلمین به هوش بیایند. باید بفهمند قدرتی را که مسلمین دارند».

لیلة القدر تاریخ اسلام

مقام معظم رهبری درباره روز قدس می فرمایند:

«اکنون، جمعه آخر ماه مبارک رمضان ـ که از سوی امام راحل عظیم ما رحمه الله روز قدس نامیده شده ـ در پیش روی ماست. [باید] روز قدس را و همه این ایام حساس را که لیلة القدر تاریخ اسلام است، به بیداری و هشیاری بگذرانیم و تا مطلع الفجر نجات ملت های مسلمان و مخصوصا ملت شجاع و مظلوم فلسطین، دست از تلاش نکشیم. این جانب امیدوارم ملت بزرگ ما در این روز قدس نیز مانند همیشه با حضور یکپارچه خود در خیابان ها و راه پیمایی تا محل نمازهای جمعه، فریاد رسا و غریو رعدگون خود را به گوش جهانیان برساند و تکرار کند که امت امام خمینی عظیم، همواره در کنار فلسطین، و خصم دشمنان آن خواهد بود».

رستاخیز استکبارستیزی

روز قدس، روز تجلی شکوه و عظمت امت اسلامی، رستاخیز استکبار ستیزی ملل مسلمان جهان، روز وحدت همه انسان های حقیقت خواه و عدالت دوست، روزهِ گره خوردن بازوانِ توانای امت اسلامی و روز ستیز همیشگی با صهیونیسم و امپریالیسم غارتگر است. روز قدس، روز کنار گذاشتن سلیقه ها و پیوستن قطره ها به اقیانوس جاری انسان هاست. روز قدس، روز بازتابِ خشمِ خروشانِ خلق های ستم دیده و طوفانی شدن غیرت های مقدس مردمی است که نفرت خویش را علیه اسرائیل غاصب با شعارهایشان ابراز می کنند.

انتفاضه چیست؟

«انتفاضه» واژه ای است که از سال 1978 م (1366 ش) وارد فرهنگ انقلابی و سیاسی شد. تا پیش از این زمان، این واژه را تنها در کتاب های لغت، جست و جو می کردند. انتفاضه، به معنای طغیان کردن، جوشیدن، روان شدن، و جنبش و حرکتی است که همراه با نیرو و سرعت باشد. امروز با خیزش توده های مردم مسلمان فلسطین و استمرار آن، شاید کم تر کسی از انتفاضه مردم فلسطین بی خبر باشد.

اکنون انتفاضه در فرهنگ مردم فلسطین، برای بیان حرکت پویا و فراگیر و عملکرد معترضانه و آشکار مردمی به کار می رود که با سلاح سنگ و فریاد، در مقابل استبداد شجاعانه ایستاده اند و تا آخرین نفس های خویش سرود مقاومت و شهادت می خوانند.

دل خونِ پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم

شهید مطهری رحمه الله آن اندیشمند بیدار، سال ها پیش، قبل از آن که فاجعه خونبار فلسطین، عمقی این چنین بیابد، درباره ابعاد آن هشدار داده بود: «هدف مگر تنها همین است که دولت کوچکی در آن جا تشکیل بشود؟ خیلی اشتباه کردید! همه اشتباه کرده اند. او می داند که یک دولت کوچک، بالاخره نمی تواند در آن جا زندگی بکند. یک اسرائیل بزرگ که دامنه اش از این طرف تا ایران خودمان هم شاید کشیده شود. به قول عبدالرحمان فرامرزی که گفت: این اسرائیل را که من می شناسم فردا، ادعای شیراز را هم می کند و می گوید: شاعرهای خود شما همیشه در شعر خودشان اسم شیراز را ملک سلیمان گذاشته اند. هرچه بگویی آقا، این تشبیه است، می گوید: سند از این بهتر هم شما می خواهی؟! مگر ادعای مدینه را ندارند؟ مگر ادعای خیبر را ندارند؟ خیبر که نزدیک مدینه است، مگر روزولت پیشنهاد نداد به پادشاه وقت عربستان سعودی که این خیبر را شما بیایید بفروشید به اینها؟ مگر اینها ادعای عراق و سرزمین های مقدس شما را ندارند؟ واللّه قضیه ای که دل پیامبر اکرم را امروز خون کرده است این قضیه است. داستانی که دل حسین بن علی علیه السلام را خون کرده این قضیه است».

روز قدس، آرمان انقلاب

انقلاب اسلامی ایران، حرکتی شکوهمند در عرصه تحولات سیاسی قرن حاضر بود که با تقویت روح استکبارستیزی در میان مستضعفان جهان، از جمله مردم ستم دیده فلسطین، برای مبارزه و رهایی از چنگال استکبار، نشاطی تازه پدید آورد. انقلاب ایران، آرمانِ آزادی قدس را یکی از اهداف جهانی اش نامید. انتخاب روز قدس از سوی امید مستضعفان جهان، نشان داد که انقلاب اسلامی به وسعتی فراتر از خاک ایران می اندیشد و هرگز در درون مرزهای خود زندانی نخواهد شد.

تأثیر انقلاب ایران در قیام مردمان فلسطین

تجربه پیروزی انقلاب اسلامی ایران، تحولی شگرف آفرید و مبارزاتی جدید را بنیان نهاد. فریاد برائت ملت مسلمان ایران از استکبار و صهیونیسم، تفکری نو در سرزمین های اشغالی پدید آورد و بر توده های آزادی خواه فلسطین تأثیری عمیق برجای گذاشت و با ترغیب آنان به حضور سرافرازانه در صحنه های نبرد، نخستین بارقه های توسل به انتفاضه را در اذهان قهرمانان فلسطین شعله ور ساخت. امروز شراره های خشم فلسطینیان قهرمان، دامن جنایت کاران صهیونیست را فرا گرفته و آنان را به حیرت مبتلا ساخته است.

مبارزه تا محو اسرائیل

حضرت آیت اللّه خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، در تاکید بر ضرورت مبارزه با اسرائیل می فرمایند: «هریک وجب از خاک فلسطین، یک وجب از خانه مسلمین است. هر حاکمیتی غیر از حاکمیت فلسطین و حاکمیت مسلمین بر کشور فلسطین، حاکمیت غاصب است. حرف، همانی است که امام راحل عظیم الشأن فرمود: اسرائیل بایستی محو بشود... . بحث، بحث یهودی ستیزی نیست. مسئله، مسئله غصب خانه مسلمین است».

مظلومیت خاموش

ای قدس، همه آزاداندیشان جهان، مظلومیت خاموش تو را فریاد می کشند، آنان، کودکان شیرخوار تو را دیده اند که به جای آغوش گرم مادر در آغوش سرد خاک خفته اند و نیز جوانانت را که به جای حجله گاه عروسی، در حجله گاه مرگ آرمیده اند. آنان، درماندگی پدرانی را دیده اند که در کنار خویش بهترین گل های وجودشان، با گلوله قساوت دشمن پرپر شده است و مردمانی که در بند اسارت دشمن، قربانی توحش گرگ صفتان تاریخ می شوند. آنان، ستم پیشه گانی را دیده اند که با گام های پلیدشان، کانون وحی خدا را آلوده اند و جوانانی را می شناسند که در تقابل گلوله های گرم تفنگ، تنها، سنگ سرد دارند.

ای قدس، اردوگاه هایی که به آوارگانت پناه داده، چفیه های عربی که رنگ خون گرفته و آرامشی که سال هاست به سفر رفته است، همه و همه، مظلومیت تو را فریاد می کنند.

از نیل تا فرات

نظام غاصب صهیونیستی برای مشروعیت بخشیدن به خود، تاکنون از چهار راه کار بهره جسته است که عبارتند از: 1. ایجاد جای پا 2. اشغال سرزمین ها 3. تثبیت و مشروعیت بخشیدن به خود 4. گسترش حیطه تصرف. صهیونیست ها پس از جنگ جهانی اول و فروپاشی امپراتوری عثمانی، با حمایت مالی و دیپلماتیک انگلیس و با تبلیغ عقاید بی اساسی چون: «رجعت به سرزمین موعود» و «سرزمین بدون ملت برای ملتی بدون سرزمین» در فلسطین نفوذ کردند و با گسترش مرحله به مرحله، ساختار دولت غیرمشروع خود را با شعار «از نیل تا فرات» شکل دادند. این دولت، اگرچه اکنون حیطه جغرافیایی کوچکی را اشغال کرده است، اما اندیشه های مسموم سردمداران آن، پهنای همه کشورهای اسلامی را نشانه رفته است. این امر بیش از هر چیز، هشیاری و بیداری رهبران فکری، سیاسی و نظامی کشورهای مسلمان را می طلبد.

نیرنگ دشمن

صهیونیسم پدیده ای شوم و محصول مشترک استعمار کهن انگلیس و غرب و عناصر فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی استکبار جهانی است. نظام صهیونیستی با حمایت نظام استکباری امریکا و با هدف انحراف افکار عمومی از خطر اسرائیل و ایجاد تردید و تفرقه در صفوف ملت های مسلمان، تلاش گسترده ای را آغاز کرده است و می کوشد از یاوران اصلی ملت فلسطین دشمن بتراشد. اما ملت های مسلمان حقایق عینی و ملموس را می دانند و به تجربه دریافته اند که اگر دست های پنهان و آشکار استکبار، فرصت های طلایی ملل مسلمان را سلب نمی کرد، دیگر نامی از اسرائیل نبود و اکنون فلسطین به دست مردمانش اداره می شد.

روز قدس، از دیدگاه امام خمینی(ره)

امام امت رحمه الله درباره چگونگی گرامی داشت روز قدس می فرمایند:

«روز قدس، یک روز جهانی است. روزی نیست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابله مستضعفین با مستکبرین است؛ روز مقابله ملت هایی است که در زیر فشار ظلم آمریکا و غیرآمریکا بودند. روزی است که باید مستضعفین مجهز بشوند در مقابل مستکبرین و دماغ مستکبرین را به خاک بمالند. روزی است که بین منافقین و متعهدین امتیاز خواهد شد. متعهدین این روز را روز قدس می دانند و عمل می کنند به آنچه باید بکنند و منافقین ـ آنهایی که با ابرقدرت ها در زیر پرده آشنایی دارند و با اسرائیل دوستی ـ در این روز بی تفاوت هستند... باید همان طور که ایران قیام کرد و دماغ مستکبرین را به خاک مالید و خواهد مالید، تمام ملت ها قیام کنند و این جرثومه های فساد را به زباله دان ها بریزند».

انتفاضه، نماد فرهنگ شهادت طلبانه

در سال های اخیر، در جای جای سرزمین های اشغال شده فلسطین، مبارزان مسلمان با شعار «حی علی الجهاد» و با شور زوال ناپذیر شهادت طلبی، خیزش های قهرمانانه ای را علیه اشغال گران قدّاره بند صورت داده اند، اکنون انتفاضه تنها یک اصطلاح محلی یا مبین تاکتیک رزمی ملتی ستم دیده نیست؛ بلکه واژه ای انقلابی و نماد یک فرهنگ متعالی و شهادت طلبانه است که در سرفصل قاموس حماسی جهان نقش بسته است. نهال انقلاب انتفاضه، اکنون به درخت تنومندی بدل گشته که هرگز نیرنگ صهیونیست ها و توطئه های مشترک غرب و دنیای استکبار خللی در ایستادگی آن ایجاد نخواهد کرد.

روز قدس، روز نفرت از تمامی مظاهر صهیونیسم

نفرت از صهیونیسم، واقعیتی است که هیچ گاه از فرهنگ و باورهای مسلمانان معتقد جهان زدوده نمی شود. نظام صهیونیسم وصله نا هم رنگی است که با پول و زور و نیرنگ، بر پیکره جهان اسلام تحمیل شده است. روز قدس، روز انزجار و خشم نسبت به این سه چهره است. از این رو مراسم روز جهانی قدس، تنها آیینی تشریفاتی نیست، بلکه نمادی از نفرت عمومی دنیای اسلام علیه تمامی مظاهر صهیونیسم است. روزی است که تمام مظاهر صهیونیسم در اشکال اسرائیلی، و غیر اسرائیلی و... آن مورد لعن ملت های مسلمان قرار می گیرند.

روز قدس، نمایش اقتدار و عظمت

در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان و روز جهانی قدس، این یادگار پر ارج امام راحل، امت اسلامی، با قلوبی سرشار از عطر روح بخش بهار قرآنی و مالامال از فیوضات ضیافت حق با حضور پرشور خویش اقتدار و عظمت مسلمانان را به همه جهانیان نمایش می دهند. روز قدس، روز ابراز انزجار و تنفر از توطئه های استکباری و روز تجلی همبستگی و همدلی همه مسلمانان جهان است.

روز قدس، نماد آگاهی و بیداری

روز قدس، گاهِ حرکت و رزمندگی و نماد بیداری و آگاهی جهان اسلام و ملت های مسلمان است. حضور یکپارچه مردم روزه دار، به استکبار جهانی و خائنان به آرمان های فلسطین خواهد فهماند که مسلمانان جهان، هرگز از اصول و آرمان های خود ـ که آزادی فلسطین یکی از آنهاست ـ دست نخواهند کشید و هم چنین به مبارزان فلسطینی، این امید را می دهد که در مبارزه خود علیه اشغال گران قدس شریف، تنها نیستند و تمامی مسلمانان جهان همواره یار و یاور آن ها خواهند بود.

سلام بر قدس

سلام بر تو ای قدس ای سرزمین نبوت و خاستگاه نور و ای پایگاه عروج انسان به سوی خدا. ای قلب جهان اسلام و محبوب دل میلیون ها انسان آزاده.

درود فراوان ما بر تو ای سرزمین ایثار و شهادت که چه انسان های شایسته و از جان گذشته ای را در درون خود پرورانده ای. به ما بگو که پاسداران مدافع تو به کدامین گناه کشته می شوند؟ آیا جز این است که آنها نمی توانند شاهد اسارت تو در چنگال اشغالگران صهیونیست باشند؟

روز قدس، روز وحدت و حضور

امروز، آخرین جمعه ماه مبارک رمضان و به پیشنهاد حضرت امام خمینی رحمه الله روز قدس می باشد؛ روزی که مردم آزاده دنیا، به ویژه مسلمانان، با حضور وحدت بخش خود در این راه پیمایی عظیم و شعارهای ضد آمریکایی و ضد صهیونیستی خویش، حمایت بی دریغ خود را از تمام مستضعفان جهان، به ویژه مردم مظلوم فلسطین، اعلام می دارند. امروز از نظر امام خمینی رحمه الله روز اسلام و حکومت اسلامی و روزی است که باید بیرق جمهوری اسلامی در سراسر کشورها افراشته شود و به ابرقدرت ها این مطلب تفهیم شود که دیگر نمی توانند در ممالک اسلامی ترک تازی کنند. با شرکت در این حرکت عظیم الهی و مردمی علا وه بر اجابت دعوت آن پیر فرزانه و خشنودسازی روح بلندش حمایت خویش را در حقّ این مردم مظلوم و ستمدیده به جهانیان اعلام می کنیم.

اعلام روز قدس از جانب امام خمینی رحمه الله

امام خمینی رحمه الله همواره در طیّ سالیان دراز خطر اسرائیل غاصب را به مسلمانان گوش زد می کردند، ولی هنگامی که در سال 1358 ش حملات وحشیانه صهیونیست ها به مردم مظلوم فلسطین شدت پیدا کرد امام رحمه الله پیامی به این شرح صادر کردند:

بسم اللّه الرحمن الرحیم

«من در طیّ سالیان دراز خطر اسرائیل غاصب را گوش زد مسلمین نموده ام که اکنون این روزها به حملات وحشیانه خود به برادران و خواهران فلسطینی شدت بخشیده است و به ویژه در جنوب لبنان به قصد نابودی مبارزان فلسطینی پیاپی خانه و کاشانه ایشان را بمباران می کند. من از عموم مسلمانان جهان و دولت های اسلامی می خواهم که برای کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آن به هم بپیوندند و جمیع مسلمانان جهان را دعوت می کنیم آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است و می تواند تعیین کننده سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد، به عنوان روز قدس انتخاب، و طیّ مراسمی هم بستگی بین المللی مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونی مردم مسلمان اعلام نمایند. از خداوند متعال پیروزی مسلمانان را بر اهل کفر خواستارم.

و السلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته»

روح اللّه الموسوی الخمینی (17/5/58)

ساکنان اصلی فلسطین

بر خلاف ادّعای صهیونیست ها که با استناد به حکومت حضرت داوود و حضرت سلیمان، علیهماالسلام ، خود را صاحبان اصلی آن سرزمین مقدس می دانند، مدارک تاریخی نشان می دهد که ساکنان اصلی فلسطین عرب هایی بودند که از 2500 سال قبل از میلاد به فلسطین وارد شدند و به حکومت طولانی خود به مدت 1500 سال ادامه دادند. پس از این حضرت داوود و حضرت سلیمان، علیهماالسلام ، به حکومت فلسطین رسیدند و پس از مرگ حضرت سلیمان طیّ رشته ای از درگیری ها و آشوب های طولانی، سرانجام در سال 63 پیش از میلاد، بیت المقدس تحت سیطره رومی ها قرار گرفت و از زمان حکومت رومی ها بر فلسطین تا سال 1916 که فلسطین مورد هجوم انگلیس قرار گرفت، این کشور دچار فراز و نشیب های بسیاری شد.

گلی به نام سمیّه (در سوگ غنچه شش ساله فلسطینی)

یک چشم بستی بر دنائت های صهیون        چشمی گشوده بر حقیقت های گردون

قلبی که کوچک بود دیگر در تپش نیست       چون قلب پر آزرم غیرت های دلخون

ای نوبهار آیه های انتفاضه ای نوگل شش ساله، ای گلبرگ تازه

باغ شهادت از خدا چون غنچه ای خواست     صدها ملک از تو گرفتندی اجازه

با دیدنت گفتند در حزنی که برپاست            نام سمیه نیز زین پس جزء گل هاست!

شش ساله ها هم با شهادت خو گرفتند       وقتی که دانستند جشن عشق برپاست

ای صورت گلگون و ای چشمان بی جان        ای گودی چشمت نماد رنج انسان

ای لاله در خون، تپیده، غنچه ناز     وجدان هر بیننده بر تو گشته گریان

من با تو اینک از حلول راز گویم        از عهد و قول امتی همراز گویم

اولویت اول در استراتژی جهان اسلام

همان طور که این روزها شاهد هستیم جنایات و حملات وحشیانه بسیاری از جانب صهیونیست ها بر فلسطینیان تحمیل می شود و در نتیجه آن، شمار زیادی کودک و زن و مرد به شهادت می رسند. مشاهده چنین مناظر هولناکی برای جوانان غیور فلسطین تحمل ناپذیر می باشد و آنها را بر آن وا می دارد که در مقابل این همه ظلم ساکت ننشینند و از طرق مختلف از جمله عملیات های شهادت طلبانه به مقابله با آن دژخیمان سفاک بپردازند.

اولین اولویت در استراتژی عرب ها باید نابودی اسرائیل باشد؛ البته نه به آن دلیل که این رژیم بخش هایی از اراضی مسلمین را اشغال کرده است؛ بلکه از این رو که هدف اصلی او نابودی تمدّن اسلام و عرب و ایجاد تمدن یهود بر ویرانه های آن است.

جنگ افروزی و تفرقه اندازی یهود

یکی از اهداف ناروای صهیونیسم ایجاد جنگ بین ملت هاست. یهود امروز، برای پیشرفت خود، بین دولت های عرب ایجاد دشمنی و مخالفت می کند تا مشغول جنگ و برادرکشی شده، فکر دعوی مالکیت سرزمین های فلسطین را از سر دور کنند و در نتیجه رشد سیاسی که در سایه وحدت میسّر است بر ایشان مقدور نباشد. از طرف دیگر، بر اثر گرم ساختن میدان های مبارزه، اسلحه های خود را به فروش رسانده و ایشان را از نظر نیروی مالی و اقتصادی ضعیف کند، تا همیشه بده کار باشند و به این ترتیب راه برای نفوذ دشمن باز باشد.

بانگ جرس

وقت است تا برگ سفر برباره بندیم دل بر عبور از سدّ خار و خاره بندیم

از هر کران بانگ وحیل آید به گوشم بانگ از جرس برخاست، وایِ من خموشم!

گاه سفر آمد برادر، ره دراز است      پروا مکن، بشتاب، همّت چاره ساز است

وادی پر از فرعونیان و قبطیان است   موسی جلودار است و نیل اندر میان است

تنگ است ما را خانه، تنگ است ای برادر      بر جای ما بیگانه ننگ است ای برادر

فرمان رسید این خانه از دشمن بگیرید          تخت و نگین از دست اهریمن بگیرید

حُکم جلودار است بر هامون بتازید   هامون اگر دریا شود از خون، بتازید

جانان من برخیز بر جولان برانیم       زان جا به جولان تا خط لبنان برانیم

آن جا که هر سو صد شهید خفته دارد          آن جا که هر کویش غمی بِنْهُفْته دارد

تکبیر زن، لبیک گو، بنشین به رهوار             مقصد دیار قدس همپای جلودار

نمونه ای از جنایات یهودیان صهیونیست

تا زمانی که یهود، خود را ملّت برگزیده خداوند و بقیه را حیوانات انسان نما می دانند، از ارتکاب هیچ جرم و جنایتی مضایقه نکرده، به هر عمل ناشایست و خطرناکی دست می زنند. بنابراین نباید تعجب کنیم وقتی بشنویم که یهود دارای دو عید مقدس می باشد که بدون تناول خون به پایان نمی رسد و این تنها نمونه کوچکی از جنایات بزرگ آنها می باشد.

پدیدآورنده: اصغر عرفان، مریم حقی

http://www.hawzah.net/hawzah/Magazines/MagArt.aspx?id=46370

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

روز قدس آهنگ ديگري

جام جم آنلاين: تحولات منطقه همزمان با تحولات جهاني، نوعي مسابقه را در ذهن تداعي مي‌كند اما گويي تحولات در سرزمين‌ هاي اشغالي چندان تحت‌الشعاع مسائل قفقاز و گرجستان و صف‌بندي‌هاي جديد روسيه از يك‌سو و ايالات متحده آمريكا و ناتو از سوي ديگر، قرار نگرفته است.

اينك پرسش‌هاي متعددي مطرح است:

آيا تحولات قفقاز زمينه بازگشت قوي‌تر روسيه به آب‌هاي مديترانه و كشورهايي مانند سوريه و روابط با فلسطينيان (و از جمله حماس)‌ را فراهم خواهد كرد؟  آيا انتخابات آمريكا تحت تاثير تحولات فلسطين اشغالي و سقوط اولمرت قرار خواهد گرفت؟

آيا آمريكا توان عمل كردن به وعده‌هاي خود در تشكيل 2 دولت در كنار هم در سرزمين‌هاي اشغالي را در اين روزهاي آخر حكومت بوش خواهد داشت؟ و اصولا آيا با تغيير اولمرت و بر سر كار آمدن ليوني، امكان توافق آن با محمود عباس بيشتر شده است؟

 آيا حكومت جديد رژيم صهيونيستي از ثبات و استحكام لازم براي مذاكره درون احزاب اسرائيلي و افكار عمومي برخوردار است؟آيا با راي ضعيفي كه در حزب «كاديما» به دست آورده است، مي‌تواند با فلسطينيان به توافقاتي برسد؟

سال‌هاي گذشته اسرائيلي‌ها سخن از «اسرائيل بزرگ» مي‌راندند و به احدي اعتنا نمي‌كردند، اما امسال و در آستانه روز قدس، نخست‌وزير اسرائيل پس از دو سال و اندي تعلل و كش دادن، سقوط مي‌كند و البته پيامدهاي جنگ 33 روزه همچنان قرباني خواهد گرفت! آيا ليوني، قرباني ديگري خواهد بود؟در سال‌هاي گذشته، بوش با صداي بلند راه‌حل «دو دولت  دو ملت» را طرح مي‌كرد و امسال ترديدها جدي‌تر شده است كه آيا راه‌حل «دو دولت» جواب خواهد داد؟

يك ماه پيش، منشور «يك دولت  دو ملت» از سوي جمع كثيري از انديشمندان، سياستمداران و نخبگان فلسطيني، مسيحي و يهودي در سرزمين‌هاي اشغالي منتشر شد. جمعي از اسيران فلسطيني در زندان‌هاي رژيم صهيونيستي هم آن منشور را تاييد مي‌كردند.

پس از خروج فرارگونه رژيم صهيونيستي از غزه، اين منشور «ميخ ديگري» در تابوت اين رژيم كوبيده است. اما به نظر مي‌آيد اين راه ادامه دارد. شايد با يك گام ديگر، زمينه براي طرح راه‌حل جمهوري اسلامي ايران كه همانا «رفراندوم عمومي از مردم اصلي فلسطين» است، فراهم شود. اين است كه روز قدس امسال، آهنگ ديگري دارد.

دكتر صباح زنگنه

http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100950013902

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

تاریخ این لکه ننگ را فراموش نخواهد کرد!

چگونه می توان درد مردمی را بیان کرد که پس از نسل کشی های بی رحمانه و سال ها دور ماندن از خانه و کاشانه یشان، به واسطه محاصره حتی در تهیه نان شب و دارو برای مریضانشان درمانده اند. چگونه می توان تحمل کرد که اقامه نماز جماعت در مسجد الاقصی با زور و تهدید تعطیل شود و از اسلامی ترین مکان ها اسلام زدایی صورت گیرد؟… فلسطین فقط برای مردم فلسطین نیست، بلکه امیدهای تمام ملت های مسلمان در آن سرزمین طلوع می کند…

بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر در محکومیت سالروز علنی شدن رژیم صهیونیستی (یوم نکبت) بیانیه ای صادر کرد. متن این بیانیه به این شرح است:

باسمه تعالی

امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه):

«چه دردناک است برای مسلمانان جهان در عصر حاضر که با داشتن آن همه امکانات مادی و معنوی، در مرئی و منظر آنان به پیشگاه خداوند متعال و رسولان عالیقدرش این چنین جسارت [ به ملت مظلوم فلسطین ] واقع شود، آن هم از یک مشت اوباش جنایتکار و چه ننگ است برای دولت‌های اسلامی که با دردست داشتن شریان حیاتی ابرقدرت‌های جهان بنشینند و تماشاگر باشند که آمریکا، ابرجنایتکار تاریخ، یک عنصر فاسد بی‌ارزش را در مقابل آنان علم کند و با عده‌ای ناچیز عبادتگاه مقدس و قبله‌گاه اول آنان را غضب نموده و با کمال وقاحت در مقابل همه آنان قدرت نمایی کند. و چه شرم آور است سکوت در مقابل این فاجعه بزرگ تاریخ …»

امام خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی:

«اسلام زدایی از آثار اسلامی، وقایع حرم ابراهیمی و بیرون راندن مسلمانان از خانه و کاشانه خود، توطئه بسیار خطرناکی است که جلوی چشم همه و در سایه مشغول کردن دنیای اسلام به امور جزئی، در حال اتفاق افتادن است»

بار دیگر سالروز ننگین علنی شدن تجاوز رژیم جعلی اسرائیل بر اراضی اسلامی فلسطین عزیز فرا رسید. سالروزی که یادآور ۶۲ سال محنت و رنج مردم مظلوم فلسطین است که به بهانه واهی پناه دادن به قوم یهود از خانه و کاشانه یشان بیرون شدند. رنج مادران فلسطینی و دردهای کودکان معصوم آن سرزمین که عمر خود را زیر سایه سنگین اسلحه و خشونت بی پایان سپری کرده اند چیزی نیست که بتوان در هیچ بیانیه و نامه ای آن را بیان کرد. چگونه می توان درد مردمی را بیان کرد که پس از نسل کشی های بی رحمانه و سال ها دور ماندن از خانه و کاشانه یشان، به واسطه محاصره حتی در تهیه نان شب و دارو برای مریضانشان درمانده اند. چگونه می توان تحمل کرد که اقامه نماز جماعت در مسجد الاقصی با زور و تهدید تعطیل شود و از اسلامی ترین مکان ها اسلام زدایی صورت گیرد؟

بدون شک مقصر اصلی در این وقایع دول خیانت کار غربی هستند که لکه ننگ این جنایات تاریخیشان هرگز از چهره یشان پاک نخواهد شد. واقعا سؤال ما از متفکرین غربگرای داخلی و خارجی این است که این به اصطلاخ دموکراسی غربی چگونه می تواند به خاطر حمایت های خود از خونریزی ها و نسل کشی های وحشیان اسرائیلی در پیشگاه تاریخ پاسخگو باشد؟ چگونه است که رسانه های غربی در برابر کشته شدن هر روزه مردم مظلوم فلسطین در طول این سالیان ساکت بوده و هستند و آن هایی که ادعای تضمین عادلانه بودن حاکمیت را در سایه فضای به اصطلاح آزاد اطلاع رسانی داشته اند چگونه می توانند این جنایات را توجیه کنند؟ این چند کشور زورگویی که خود را جامعه جهانی نامیده اند و پشت نام سازمان ملل پنهان شده اند و به خود اجازه تصمیم گیری برای تمام عالم را می دهند و ادعای اجرای عدالت را در جهان دارند چگونه می توانند نسبت به آواره شدن میلیون ها فلسطینی و حمایت از جنگ افروزی های امریکای جنایتکار در اقصی نقاط عالم پاسخگو باشند؟

از آن گذشته سکوت دول عربی و بی غیرتی غیر قابل گذشت آنان چه زمانی پایان می پذیرد؟ آیا منتظر هستند که امریکا و انگلستان ملعون و جنایتکار تا پشت دروازه های ممالک آنان برسند و دو دستی ممالکشان را تقدیم اسرائیل کنند؟ چقدر به دشمنانتان خوش بین هستید و از میان آنان دوست گرفته اید و با دشمنان خدا دست به یکی کرده اید! آیا قرآن کریم را نخوانده اید که می فرماید: «وَلَن تَرْضَى عَنکَ الْیَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ الَّذِی جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَکَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِیٍّ وَلاَ نَصِیرٍ ﴿سوره مبارکه بقره آیه ۱۲۰﴾» یا اسلام را به کلی فراموش کرده اید و کنار گذارده اید؟ خطاب ما به تمامی امت های مسلمان این است که در برابر بی مبالاتی های حاکمانشان بایستند و مجاهدانه به کمک مردم فلسطین بشتابند تا فلسطین عزیز هر چه زودتر به آغوش اسلام بازگردد. به راه اندازی جنبش های حمایت مالی و مردمی از مردم فلسطین از وظایف تمامی ملت های مسلمان است.

تا کی باید در سکوت خفت بار سران عرب و به خاطر مسائل جزئی جهان اسلام، به خواب فرو برویم و دورادور نظاره گر تخریب مسجد الاقصی و هتک حرمت مقدسات اسلامی باشیم. امروز در ترافیک رسانه ای و حجم انبوه مسائل مختلف بین المللی و در سکوت سازمان ملل یک بار دیگر صدایی مظلومانه ندای هل من ناصر ینصرنی را این بار از جانب بیت المقدس سر می دهد و تنها رهبر فرزانه انقلاب اسلامی ایران امام خامنه ای این صدا را می شنود و لبیک می گوید و از فاجعه در کرانه باختری و فلسطین اشغالی پرده بر می دارد و به جهان اسلام هشدار می دهد. همین جا به سران این رژیم پوشالی اخطار می دهیم که در صورت ارتکاب حماقتی دیگر مانند جنگ ۳۳ روزه و ۲۲ روزه، به سرنوشتی بدتر از آنچه فکرش را می کنند دچار خواهند شد.

و اما ای مردم مجاهد فلسطین که با مقاومت بی نظیر خود روی اسلام را سفید کرده اید، به طور حتم آن هایی که با ریختن خون عزیزانتان این سرزمین ها را اشغال کرده اند راهی جز مقاومت برای بازپس گیری سرزمین مقدس فلسطین باقی نگذاشته اند و هرگونه مذاکره با این رژیم جنایتکار نتیجه ای جز بدتر شدن اوضاع مردم مظلوم آن دیار نخواهد داشت. یقینا هر قطره خونی که در این راه ریخته می شود از عمر اسرائیل جنایتکار کم می کند و افق های روشنی را در پیشاپیش امت اسلام می گشاید. فلسطین فقط برای مردم فلسطین نیست، بلکه امیدهای تمام ملت های مسلمان در آن سرزمین طلوع می کند. دور نیست که تمدن پویا و قدرتمند اسلام که امروز از هر زمان دیگری نیرومندتر شده است، سرزمین های اشغالی را پس بگیرد و جنایتکاران صهیون و رؤسای غربیشان را به سزای خیانت هایشان برساند و در پناه یک رهبری شجاعانه الهی نماز جماعت باشکوه وحدت را در مسجد الاقصی برپا کند. همزمان با عزای مادر بزرگوار تمام مسلمانان راستین؛ حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها دخت مظلومه نبی مکرم اسلام، مظلومیت مردم غزه را بار دیگر به یاد آورده و از آن بانوی بزرگوار درس مقاومت و پایداری تا آخرین لحظه را می آموزیم.

بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر اعتراض خود را نسبت به کم توجهی صداوسیما و جامعه اسلامی به فواجع اخیر در فلسطین اشغالی اعلام می کند و هرگونه تعرض به مسجد الاقصی را بر نمی تابد و قریب است که کاسه ی صبر مسلمین جهان از جنایت های این رژیم در فلسطین اشغالی لبریز شود و یکبار برای همیشه سیلی محکمی به گوش استکبار نواخته شود و فرزندان خمینی کبیر اسرائیل را از صفحه ی روزگار محو کنند.

حَتَّى یَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللّهِ قَرِیبٌ (بقره ۲۱۴)

http://www.teribon.org/archives/6690

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

استراتژی سطل آب!

امام استراتژی اش چه بود؟ می گفت هر کسی یک سطل آب بریزد. شما باید این استراتژی را منتقل کنید. باید به این راهبرد برسید که ما می خواهیم یک کاری بکنیم که هر مسلمانی در هفته نیم ساعت برای فلسطین وقت بگذارد و هزار راه کار داشته باشد.

وحید جلیلی مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، سردبیر سابق مجله «سوره» و سردبیر نشریه «راه» است.

ملاقاتی داشتیم با او، به بهانه­ی سفر سوریه، با این سؤال که: برای غزّه چه کار کنیم؟ و فهمیدیم که وظایف ما نسبت به جهان اسلام خیلی فراتر از مسئله غزّه است…

انقلاب فلسطین، انقلاب ایران

مسئله فلسطین در انقلاب اسلامی از همان سال ۵۷ مطرح بوده و از آرمان های مسلم به شمار می­آمده. شاید اولین کسانی که بعد از انقلاب به ایران آمدند رهبران مبارزات فلسطین بودند؛ چهره­های شناخته شده­ ی سازمان آزادی بخش مثل عرفات، ابوجهاد و ابوایاد خیلی گرم در انقلاب اسلامی پذیرفته شدند.

در ابتدای نهضت هم، خود حضرت امام در سال ۴۱ بحث فلسطین را مطرح کردند. باز حتّی دورتر برویم، در دهه ی ۲۰ فعّالیت های شهید نواب­صفوی و آیت­الله کاشانی هم هست. یعنی طی یک جریان ممتدی در تاریخ انقلاب اسلامی و در تاریخ مبارزات دینی ایران به آرمان فلسطین توجه شده است.

جدای از آن باز بعد از انقلاب چندنقطه­ی عطف وجود داشته؛ از خود انتفاضه­ی اوّل بگیرید تا انتفاضه ی دوم، تا آخرینش که همین جنگ ۳۳ روزه بود. شروع انتفاضه­ی اوّل در فلسطین یک پیوند جدّی با انقلاب اسلامی دارد. در حج هایی که زمان امام برگزار می شد، یک راهپیمایی وحدت وجود داشت و یک راهپیمایی برائت. یک راهپیمایی در مدینه و یک راهپیمایی در مکّه (که خیلی راهپیمایی عظیمی بود). سال ۶۶ که دیگر تصمیم گرفتند این قضیه را جمع کنند، ایران ۴۰۰- ۵۰۰ نفر کشته داد و کلّی زن و مرد آن جا شهید شدند. در بین تظاهرکنندگان چند فلسطینی بودند که به دست نیروهای عربستان شهید شدند. بعد وقتی که جنازه آنها در فلسطین تشییع شد، تشییع جنازه­شان منجر به انتفاضه­ی اول شد. یعنی برای اوّلین بار، یک مدل حضور انفجاریِ دینیِ مردمی در انقلاب فلسطین تجربه شد در حالی که قبلاً گروه های چریکی عهده­دار مبارزه در فلسطین بودند. این مدل انقلاب ایران را در فلسطین اسمش را گذاشتند انتفاضه، یعنی یک انقلاب انفجاری.

می خواهم بگویم انقلاب ایران و انقلاب فلسطین یک پیوندهای این طوری داشته­اند. از اوّلین گروه­هایی که کارهای جهادی اساسی را داخل فلسطین دومرتبه کلید زدند، همین جهاداسلامی بود (قبل از حماس)، که این حرکت ها تحت تاثیر انقلاب اسلامی بودند.

آقای فتحی شقاقی یک دانشجوی پزشکی بود در مصر که به خاطر هواداری از اندیشه های امام به زندان می­افتد. مدّتی در زندان­های مصر زندانی بوده و در آنجا مبانی ایدئولوژیکی­اش را تقویت می کند. بعد می­آید گروهی را تشکیل می­دهد و خط مبارزه­ی دینیِ اسلامیِ نابی در فلسطین شکل می گیرد. از آن طرف هم حزب الله لبنان را داریم که وضعیتش مشخص است و با اسرائیل درگیرمی شود، و نسبت آن هم با اندیشه های امام مشخص است. در هر صورت دیرینه ی ما و به اصطلاح سابقه فعّالیت­های ما در عرصه فلسطین مشخص است.

کار هیجانی، کار پایدار

در هر کدام از این نقطه عطف ها، یک فضایی در ایران به وجود آمده. مثلاً در انتفاضه­ی اول یا دوم یا جنگ ۳۳ روزه یک شور و هیجان و یک التهابی به وجود می­آید و بعد از مدتی سرد می شود. این دفترم را که داشتم ورق می زدم مال سال ۸۰- ۷۹ است که انتفاضه دوم -انتفاضه الاقصی- اتّفاق افتاد؛ که شارون رفته بود و وارد قدس شده بود و مردم درگیر شدند و عده ای شهید شدند و… آن زمان در دانشگاه امام صادق یک سری از بچه ها یک گروهی را تشکیل داده بودند به نام سیف (ستاد یاری فلسطین)؛ خیلی پرشور و شبانه روزی… آن زمان من ابرار بودم. آمدند پیشنهادهایی دادند که ما حتّی روزی یک صفحه مطلب می دهیم. آن زمان ۶۰ پیشنهاد نوشته بودم که در حوزه فلسطین و فعّالیت های دانشجویی و فرهنگی می­شد انجام داد؛ امّا بعد از یک مدتی سرد شد و خوابید و رفت. در ماجرای جنگ ۳۳ روزه که نزدیکترین­اش به ماست، باز همین طور. یعنی دوباره معلوم شد که ما چقدر نیازمند کار فرهنگی در حوزه ی مبارزه با اسرائیل هستیم؛ چه در داخل ایران چه در فضای منطقه­ای و چه در فضای جهانی. در سرمقاله ی سوره خیلی حرف ها زدیم که عملیاتی نکردیم. [آن] سرمقاله، سرمقاله ی خوبی است و شامل استراتژی و راهکار است ولی… .

و باز غزّه پیش می آید و باز از صفر شروع می کنیم، و چون می خواهیم هیجان خودمان را اقناع کنیم، می­آییم دست به یک سری کارهایی می­زنیم که باز اگر بخواهد تجربه دفعات پیش تکرار شود، دوباره افول خواهد کرد. ۱سال دیگر، ۶ ماه دیگر، ۴ سال دیگر، دوباره یک ماجرای دیگر….

پس نکته­ی اول این است که بدانیم که از صفر نمی­خواهیم شروع کنیم. باید بدانیم که اولین کار و ابتدایی ترین کاری که باید انجام دهیم، اینست که یک آسیب شناسی از فضای ۲۰ یا۳۰ سال گذشته داشته باشیم؛ که چگونه است که آرمان فلسطین -که از همان روز شروع مبارزات امام در سال ۴۱، طرح شده و تا اوج پیروزی انقلاب مطرح بوده و مهمترین امواج منطقه ای وجهانی انقلاب در فلسطین و لبنان و در مقابل اسرائیل انعکاس پیدا کرده و یک موقعیت استراتژیک برای ایران در جهان ایجاد کرده – ولی آن موقعی که قرار است یک کاری در این حوزه انجام شود همه ی بچه ها گیج باشند! از فرودگاه شما نگاه کنید تا جلوی سفارتخانه ها، تا دانشگاه های مختلف، قرارگاه هایی که بچه ها درست کردند. می­روی و می­بینی که دوست داند یک کاری بکنند، ولی هیجانشان و شورشان می چربد بر تدبیر و برنامه و استراتژی شان.

پیام رهبری

ما در حوزه ی فلسطین باید بفهمیم که فضای جنگ چه نوع فضایی است. استراتژی هایی که به ذهنم می­رسد باید در این حوزه داشته باشیم، دو چیز است -که در سرمقاله سوره ویژه جنگ ۳۳روزه نوشتم-. ما بحث فرهنگی را به معنای وسیعش دست کم گرفتیم. یعنی همان نکته ای که در پیام آقا هم بود. آقا در همان اوّلین روز که ۳۰۰ نفر کشته شدند و اوضاع به شدت هیجانی بود، [پیام دادند]. پیام آقا را نگاه کنید، ۲-۳ فراز مهم دارد. متأسّفانه هیچ کس اصلاً به این ها توجه نمی کند. «آقا پیام جهاد دادند و ما باید برویم شهید بشویم و هرکس به کمتر از شهادت راضی شود پیام را نفهمیده و…!»

نگاه که می کنید، می بینید آقا یکی به حکام عرب حمله می کنند، یکی به علمای دینی، و یکی هم به روشنفکران و فضای رسانه­ای جهان اسلام. یعنی آقا دارد می بیند آن هایی که دارند آنجا کشته می شوند از اینجا ناشی می شود. یعنی اگر اسرائیل این پایگاهها را در جهان اسلام نداشت نمی­توانست این طوری کار کند. و بعد شما می بینید که یک­صدم هیجان و مطالبه ای که می رود به سمت این که می خواهیم برویم در جبهه ی نظامی شهید شویم، به عرصه های دیگری که رهبری جهان اسلام گفته نمی آید.

دوپینگ جواب نمی دهد!

این حوزه اتّفاقاً حوزه ای است که همه می توانند در آن کار کنند. یکی از خرابکاری­های استراتژیکی که ما داشتیم، این بوده که چون به تکلیف همیشگی مان عمل نمی کنیم و یک سری کارهایی را که باید در طی زمان انجام دهیم، انجام نمی دهیم، می خواهیم دوپینگی عمل کنیم و دوپینگ جواب نمی­دهد. و اگر دو سه بار هم دوپینگ برای کسی جواب بدهد بعد از آن، بُنیه­ی شما را آنقدر ضعیف می کند که یک نیروی ضعیف هم شما را شکست خواهد داد. کار فرهنگی این گونه است که شما باید در طی زمان کارهایش را انجام بدهید؛ که وقتی که مثلاً قضیه ی غزه پیش می آید، تمام انرژی هایی که در جهان اسلام وجود دارد بداند چگونه باید بیاید در صحنه و تاثیرگذار باشد.

اتلاف انرژی

ما می­آییم مدلی را طراحی می کنیم که %۹۹ مردم نمی توانند آن را انجام دهند. مثلاً می­ر­ویم فرودگاه، می­گوییم ما می خواهیم اعزام شویم به غزّه! این چه الگو دادنی است؟! راهکارهایی ارائه نمی­دهیم که اکثریت مردم بتوانند در همان حدّی -که حالا احساساتشان جریحه­دار شده است و می­خواهند وارد شوند- بیایند کار کنند. می­آییم حالتهای «حدّی» را مطرح می­کنیم. به این ترتیب کلی از انرژی­ها اصلاً هرز می­رود؛ یا مأیوس می­شوند از اینکه بتوانندکاری بکنند. می­گویند:«آقا! کار، فقط همین!» خب، اگر این حرکت یک حرکت مثلاً سمبلیک است و قرار است ما یک استفاده­ی «تبلیغاتی» از آن بکنیم، خب پس راهکارهایش کو؟! ابزارهایش کو؟! محملهایش کو؟! بعد شما می­بینید که هزاران نفر-ساعت کار صورت می­گیرد، کلّی هزینه داده می­شود، یک هفته مثلاً آنجا می­خوابند [درجریان تحصّن در فرودگاه ها]، چقدر نتیجه گیری می­شود؟! در صورتی که طرف مقابل بخاطر اینکه سیستم تبلیغاتی­ و رسانه­ای خاص خودش را دارند، یک دهم ِ این هزینه می­کنند و ده برابرش نتیجه می­گیرند.

توسعه و تعمیق اطّلاعات

دو استراتژی اساسی برای کار فرهنگسازی برای مقاومت باید صورت بگیرد: یکی بحث گسترش و تعمیق «اطلاعات» ما نسبت به مسئله است. نسبت به تاریخ مبارزه اطلاعات ما به شدّت کم است. مثلاً به بنده، که سردبیر یک ماهنامه­ی فرهنگی ِحزب­اللهی در ام­القرای جهان اسلام (ایران) هستم، اگر بگویند اسم پنج شهید فلسطینی را نام ببَِر، بلد نیستم! کلی باید به مغزم فشار بیاورم که بشود پنج تا، شش تا؛ به ده تا که مسلماً نمی­رسد. حالا من مدّعی هم هستم که آدم رسانه­ای ام! مثلاً عزّالدین قسام، فتحی شقاقی، عماد عقل، یحیی عیّاش، همین سعید صیام، این پنج تا (یکی دو تا دیگر هم شاید یادم بیاید!). این وضعیت ماست! (محمد الدّره هم، این شش تا!) حالا دیگر شما حساب بکنید. بنده عضو فلان تشکل دانشجویی هستم که آرمان ما فلسطین است! امّا حتی اسم یک دانشجوی شهید فلسطینی را بلد نیستم.

اگر ملت ایران و شیعیان ایران قرار باشد با یک گروه ارتباط جدی داشته باشند، آن گروه حزب­الله است دیگر… اطلاعات ما راجع به حزب­الله چیست؟! اگر به بنده بگویند پنج دقیقه راجع به حزب­الله حرف بزن، دقیقه­ سوم حرف کم می­آورم! [حرف، به معنی] حرف درست، اطلّاعات دقیق. مجبورم شعار بدهم! که اگر راجع به افغانستان هم بگویند، همان­ها را می­گویم، راجع به ایرلند هم بگویند همان­ها را می­گویم، راجع به مثلاً ونزوئلا هم بگویند همان­ها را می­گویم!

اطلاعات ما راجع به محتوا خیلی کم است؛ اطلاعات تاریخی که اصلاً نداریم. سرزمین های۱۹۶۷ چی بوده؟ ۱۹۴۸چی بوده؟ جنگ ۶روزه چه بود؟ جنگ رمضان چه بوده؟ خود حماس چه طوری شکل گرفته؟

از طرفی اطلاعاتمان راجع به جهان اسلام هم به شدّت پایین است. مثلاً اگر به من بگویند یک خبر نگار، یک روزنامه نگار، یک سردبیر از کویت نام ببر که فقط اسمش را شنیده باشی، بلد نیستم! در عربستان، بلد نیستم! در تونس، در الجزایر، در مالزی، در اندونزی، در مراکش، در بحرین، در ترکیه، در آذربایجان، در ازبکستان، در بوسنی، بلد نیستم!

گسترش ارتباطات

می گوییم اندیشه ما جهانیست. اندیشه جهانی باشد، مگر کفایت میکند؟! قضیه به همین بداهت است! اطّلاعات ما شدیداً ناقص است؛ ارتباطات ما هم همینطور. با اینکه امروز این همه هم تکنولوژی و ابزار هست. مثلاً با همین اینترنت به بهانه غزه رفتیم جستجو کردیم، وبلاگ هایی که در غزه به روز می شوند [را پیدا کردیم]؛ ارتباط با یک دانشجو، یک مهندس، یک پزشک، یه فعّال اجتماعی از غزّه. خوب، این کار را یک سال پیش هم می­شد انجام داد، نمی شد؟

ارتباطات خیلی ضعیف است. در ماجرای غزّه، دو تشکّل دانشجویی در جهان اسلام با هم بیانه مشترک ندادند! این عجیب نیست؟ مگر ما نمی­گوییم مسئله، مسئله­ی جهان اسلام است؟ یک دانشگاه در تهران با یک دانشگاه در آذربایجان یا در افغانستان؛ یک بیانیه مشترک داده نشد! در صورتی که شما می بینید حامیان جبهه­ی مخالف، در این دو-سه هفته، همه اش با هم بودند و جلسه داشتند.

کمترین کار: پر کردن گسل ها

مثلاً همین بحثی که اخیراً مطرح شد که اینها سنّی اند، که بماند، وهابی اند که بماند، ناصبی اند! در حالی که طرّاح همین موشک های قسّام کسی به نام محمد نضال فرحات است و وصیت نامه اش در سایت حماس هم هست. در وصیت نامه اش که ده بند است، در بند دهم نوشته «اکنون زمان، زمانه مهدی است و من از امروز تا ظهور کند با او بیعت می کنم.» آقای فتحی شقاقی کلّی جمله راجع به امام حسین دارد. شعرای درجه اوّل فلسطین مثل سمیح القاسم و معین بسیسو راجع به امام حسین شعر دارند. یعنی ماجرایی را که شما می توانستید با کمترین هزینه طی زمان جا بیندازید، به خاطر خلائی که ایجاد کردید، مشکل ساز شد. با دو سه جمله وبلاگی موج درست می شود که یکی از فرماندهان حماس گفته: «همانطورکه یزید بر حسین پیروز شد ما هم بر اسرائیل پیروز خواهیم شد!!» عده ای انجمن حجّتیه­ای هم نشسته­اند که به اشاره ارباب­های انگلیسی شان به این دروغها ضریب بدهند. کوچکترین و ابتدایی ترین کارهایی را که می توانستیم در قضیه فلسطین انجام بدهیم، انجام نداده ایم. باید عناصر و آثار و مراکز بیداری اسلامی در کشور های مختلف را بشناسیم. هر حرکتی در جهت پر کردن این گسل ها باشد مفید است و تا نتوانیم این گسل های عمیق بین مراکز و عناصر بیداری را در جهان اسلام پر کنیم، مطمئن باشید اتفاقی نخواهد افتاد.

ایده های ناب

تا دلتان بخواهد ما مرد ایده های انجام نشده ایم. شما هر جا بروید حاضرند ایده بدهند، ولی در عمل…؟ مثلاً این ایده ها، یادداشت ها مربوط به سال ۷۹ -انتفاضه دوم- است:

باید نام بعضی شهدای فلسطین برسر زبان ها بیفتد، از شهدای دانشجو و دانش آموز و …؛

باید شهرهای فلسطین، مثل رام الله، قدس، غزّه، الخلیل در ذهن ما پررنگ شود؛

گرداندن چهره های ضد اسرائیلی، از روژه گارودی تا چامسکی و… در دانشگاه ها؛

کار های ترکیبی، مثلاً سالگرد انقلاب است، حوادث انقلاب و انتفاضه را با هم کار کنید؛

ارتباطات مستقیم با مراکز داخل فلسطین و با دانشگاه ها، مثلا فلان دانشگاه تهران با دانشگاه فنی غزه خواهرخواندگی اعلام کنند، از آنجا مادر فلان شهید برای دانشجویان مستقیم پیام بفرستد و…؛

کار ترکیبی شهدای بزرگ ضد اسرائیلی، چمران با عزالدین قسّام ، با امام موسی صدر، متوسلیان، عباس موسوی، فتحی شقاقی؛

نام گذاری ها، مثلاً دانش جویان جهان اسلام با هم قرار بگذارند نام یک کتابخانه در هر دانشگاه را به نام فلان شهید فلسطینی نامگذاری کنند؛

استفاده از کارهای هنری، عکس، کاریکاتور، گرافیک، شعر. همین الآن کلّی از این شعرای فلسطینی را دعوت کنید- سمیح القاسم یکبار آمده ایران- ، لااقل در دانشگاه های اصلی ایران بروند سخنرانی کنند.

استفاده از فرصت ها

در فضای دیپلماتیک، در همین ماجرای غزّه، چقدر اینها گاف دادند… عکس العمل کشورهای اروپایی، که حتی یکی از آنها، سفیر اسرائیل را احضار هم نکرد که به او تذکّر بدهد! در صورتی که در همین مدت مثلاً سفیر ایران را احضار کردند که چرا به دفتر خانم عبادی تعرّض شده!! این گاف هایی که این­ها می­دهند، به خصوص در فضای دانشگاهی، کلّی می شود ازش استفاده کرد. مثلاً همایش بگذارید: «حقوق بشر و غزه»؛ خانم عبادی را هم دعوت کنید. ما یک صدم این گاف را هم بدهیم، آنها صد برابرش را استفاده می کنند و چماق می کنند توی سر جمهوری اسلامی.

از مسئولین بخواهید

بحث اساسی دیگر این است که قرار نیست همه ی این کارها را از صفر تا صدش را خودمان انجام دهیم. کار مهمی که جنبش دانشجویی، امروز می تواند انجام دهد مطالبه از بعضی سازمان هاست. شما ببینید، یک تشکیلاتی وجود دارد به نام «سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی» با بودجه های میلیاردی. در اکثرکشورهای جهان هم این ها «رایزنی» دارند. شما می بینید که یک دانشگاه شریف چه بسا از کلّ سازمان فرهنگ و ارتباطات در این زمینه بیشتر کار می کند! با اینکه نه ماموریت اصلی اش این است، نه سابقه فعّالیت در این موضوعات را دارد، نه پول این کارها را دارد و نه وقت این کارها را دارد. آن وقت او(سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی) اصلاً از صبح تا شب می آید آنجا، کارت می زند، فقط به خاطر اینکه این کارها را بکند، بعد همین کار را هم نمی کند! پدر بچه ها باید در بیاید که مثلاً خودشان از صفر شروع بکنند و بگردند در سایت ها که email اساتید دانشگاه های مصر را به دست بیاورند. خب این سازمان فرهنگ و ارتباطات پس چه کار می کند؟! [شما بپرسید:]آقا، شما مسئول میز تونس هستی، مسئول میز کویتی، مسئول میز لبنانی؟ بلند شو بیا اینجا به ما اطلاعات بده. اصلاً تو باید به ما خط بدهی.[و او جواب دهد:] خب در تونس این قابلیت ها وجود دارد، این آدم ها هستند، این تشکل های دانشجویی هستند. [خطاب به مسئولین:] تو باید رصدشان کرده باشی.

دقیقاً عین همین تشکیلات را شما در وزارت امورخارجه دارید که به شکل موازی هستند؛ مشابه همین تشکیلات را مثلاً در جامعة المصطفیِ قم دارید. یعنی ۳-۴ تا تشکّل موازی دارند این کارها را می­کنند؛ بعد ابتدائیات را در اختیار شما قرار نمی دهند. گاهی اصلا ندارند که بدهند! خب ما باید چه کار کنیم؟ ما باید جور همه­ی اینها را بکشیم؟ -مگر الان زمان شاه است!؟- چرا در ۲۰ سال گذشته فقط یک فیلم «بازمانده» درباره­ی فلسطین ساخته شده است؟ یکی نباید سوال کند: اینجا مگر جمهوری اسلامی نیست؟ مگر فلسطین (حتی اگر ایدئولوژیک اش را هم کنار بگذاریم) عمق استراتژیک ما نیست؟ مگر نه اینکه آنها اگر ترتیب فلسطین را بدهند و قضیه اش را حل کنند، بعد می­آیند سراغ ایران؟ پس چرا هر ۲۰ سالی باید یک فیلم «بازمانده» ساخته شود؟

[مشکل کجاست؟] پولش نیست؟ هنرمندش نیست؟ ایده اش نیست؟ چه چیزی مهیا نیست؟ دولت اصولگرایش نیست؟ مجلس اصولگرایش نیست؟ آن فیلم مخاطب ندارد؟ خب می بینید این فیلم همه چیزش هست اما باز هم ساخته نمی شود. بعد در همان تشکیلات، کارهای عبث و بیهوده و حتی ضد انقلابی صورت می گیرد( نمونه اش، رسماً وزارت ارشاد پول می دهد-صدها میلیون- که بیا یک فیلم ضد انقلابی برای ما بساز؛ نه اینکه مجوز بدهد، رسماً خودش تهیه کننده می شود!). ولی یک فیلم در حوزه ی فلسطین ساخته نمی شود. آیا مخاطب ندارد؟ مثلا شما یک فیلم درباره ی حزب الله بسازید مخاطب ندارد؟! این ها سؤالات اصلی است و باید سوال شود.( به نظر من از حالا باید تحصن­های شبانه روزی شما جلوی سازمان فرهنگ و ارتباطات باشد تا ببینید که آن سازمان درست می شود یا نه!)

در جمهوری اسلامی، سازمانش هست، بودجه اش هم هست. بودجه­ی حمایت از مردم فلسطین مربوط به سال ۶۹ است -مصوب مجلس سوم- آن زمانی که آقای کروبی رئیس مجلس بود. مجلس سوم کی بوده؟ بعضی از شما ها حتّی به دنیا نیامده بودید. آن زمان یک قانون بسیار خوبی تنظیم شده است؛ کلی کمیته دارد و… چند سال است وجود دارد؟ ۱۸ سال است است این کمیته وجود دارد، کمیته دائمی، هرسال ردیف بودجه دارد- میلیاردی پول خورده است- بعد شما می بینید که اینها چه کار دارند می کنند، معلوم نیست!

بعد قضیه ای که پیش می آید، همه ی بچه ها می خواهند همه ی کارها را خودشان انجام دهند؛ از بحث تحریم کالاهای اسرائیلی تا بحث کارهای فرهنگی و…. را چهار تا دانشجو باید انجام بدهند!

پس یک کار جدی که باید بشود مطالبه از دستگاه های مسئول است.

کارهای ابتکاری و زنجیره ای

کارهای ابتکاری به خصوص در زمان اوج بحران خیلی معنا دارد و هرچه کار ابتکاری ترو هنرمندانه تر باشد بهتر جواب می دهد (چون زمان عنصرمهمی است). به کار برکت می دهد. مثلاً بعضی کارهایی که در این مدت بچه ها در حوزه ی کارهای گرافیکی کرده بودند، خیلی کارهای خوبی است، به خصوص در حوزه ی کارهای تصویری؛ چون زبان بین المللی است و نیاز به ترجمه ندارد. بعضی پوسترهایی که بچه ها کار کرده بودند، کارهای قوی ای بودند و اندازه ی ۱۰ تا بیانیه و مقاله حرف داشتند، ولی باز هم چون زنجیره ای نبود، اثر کمتری داشت. مثلاً آقای میری در یکی از این پوسترها در پرچم عربستان به جای «لا اله اله الله …» نوشته بود « رُحَماءُ علی الکفّار، اشدّاء بینهم» با شمشیری که آرم ستاره ی داوود روی دسته اش بود-خب این خیلی معنا دارد- به ویژه که در همه جا فهمیده می شود، به خصوص در جهان اسلام. یک تیم ۳-۴ نفره وقتشان را بگذارند که این را توزیع کنند؛ لازم نیست وقتشان را از صفر روی فکر و ایده خام بگذارند و بخواهند خودشان از صفر تا صدش را مدیریت کنند…

بحران نیرو

سؤال: الآن این بحران ایجاد شده که همه دغدغه دارند و مایلند برای این کاروقت بگذارند. فردا که فروکش کرد همین آدم ها را نمی توان سرکار نگه داشت، به نظر شما باید چه کرد؟

جواب: خیلی نیازی نیست که سیاهی لشگر جمع کنید. همین شمایی که اینجاهستید، ۴-۵ نفر هم برای شروع بس است؛ کار درست وکیفی به دنبالش کمیت هم می آورد .

ضمن اینکه یک دلیل اینکه شاید نمی آیند پای کار، این است که در این بحران ها حس می کنند کارشان «نتیجه» دارد، یعنی به عیان سودش را می بینند، و یا به عیان می بینند که اگر نیایند، ضرر اتفاق می افتد. شما اگر می توانید، فضایی فراهم بکنید که بچه ها نتیجه اش را ببینند. مثلاً ما نشسته ایم چنین ایده ای را کار کرده ایم، بعد نگاه می کنیم در دانشگاه الجزایر یا در کشورهای مختلف هم مثلاً همین ایده­ی نام گذاری در یک روز عملی می شود.

جالب است، در یکی از این وبلاگ های غزّه ای نگاه می کردم، یکی از سوئد کامنت گذاشته بود که:« ببین اینجا چقدر آدم هست و… امّا متاسفانه مشکلمان سازماندهی است.» الآن در ایران و در همه جا مشکل همین است.

در جهان هم اگربشود فعالیت هایی تعریف کرد که خروجی داشته باشد؛ محصول عینی داشته باشد، آن موقع انگیزه ی بچه ها برای کار کردن جدی تر خواهد بود؛ مثلاً ۱ یا ۲ ماه وقت می گذارند و نتیجه اش را در سطح بین المللی می بینند.

در هر حال آن بحث خواص و عوام باز در خود خواص هم مطرح است؛ یک عدّه باید پیش تازی کنند، بایستند و تلاش کنند و از حرف های نا امید کننده خسته نشوند تا کار به یک جایی برسد. اگر با دو تا حرف ناامید کننده شما بخواهید ناامید بشوید، معلوم می شودکه خودتان هم عمیق نبوده اید.

باید هزینه اش را بپردازند…

مثلاً در جهان عرب یک جریانی هست به نا «تطبیع» به معنی طبیعی کردن. جریان تطبیع در جهان عرب یک جریان خیلی جدی است؛ به معنای طبیعی کردن روابط با اسرائیل، که بسیاری از روشنفکران جهان عرب و رسانه هایشان و شخصیت های سیاسی­شان در این جریان کار می کنند. در مورد همین جریان تطبیع سعی کنید اطلاعات موثّقی گیر بیاورید. در همین جریان غزّه -خب مثلاً خیلی جالب است- که طرف بیاید کل ۲۲روز جنگ را مقاله بنویسد علیه حماس و در دفاع از مبارک. یک فضایی هست که اینها جرئت می کنند چنین وقاحتی به خرج بدهند دیگر. مثلاً عبدالرحمن الراشد که سردبیر الشرق الاوسط است ومدیر شبکه العربیه؛ سران عرب هم ازش پشتیبانی قوی می کنند، کلی آدم را هم دور خودش جمع کرده است. مقاله های الشرق الاوسط را نگاه کنید. یک معاونی دارد به نام طارق حمید که یک فحّاش به معنای واقعی است. از همان روز اول جنگ در مقاله هایش فحّاشی کرده به سید حسن نصرالله، به ایران، به حماس، رسماً! روزنامه النّهار همینطور، القبس همینطور. اینها در جنگ ۳۳روزه هم مواضعشان همین بود. ما باید برای اینها پرونده بسازیم. باید برای آقای الراشد برنامه ریزی کنیم که تا سال دیگر آنقدر اذیت بشود و آنقدر آبرویش برود که دیگر کاملاً حذف بشود از فضای رسانه ای جهان عرب. باید برای اینها پروژه داشته باشیم. باید ۲۰۰ تا مقاله علیه اش بنویسیم مثلاً. اینها عملی است.

باید برای اینها طراحی بشود. باید همه این ها را بشناسند. اگر این ارتباط ها برقرار شد، مثلاً اعلام می کنیم هر هفته یکی از خائنین به شهدای غزّه را معرّفی خواهیم کرد. لااقل در ۲۰ دانشگاه اصلی جهان اسلام، در تهران، مصر، فلسطین، مراکش، هر هفته یکی از خائنین معرفی بشوند و پرونده شان رو بشود. یک تراکت در تیراژ ده هزار تا در دانشگاه پخش بشود. مثلاً خائن شماره یک: عبدالرحمن الراشد، خائن شماره دو: حسنی مبارک، خائن شماره سه: العُتیبی (نویسنده فلان جا).

اینها می بینند که ضربه می زنند و هزینه اش را نمی دهند و نفع می برند. یعنی ملک عبد الله می­گوید تو یک مقاله علیه سید حسن نصرالله بنویس، یک ویلا بهت می دهم. همینطوری است دیگر، ساپورت مالی می کنند. می بیند هرچه فحش داده، به غزّه، به حماس، به حزب الله، به ایران، نه تنها ضرری نکرده، بلکه سود هم برده است. خب، شما باید برایش هزینه ایجاد کنید .

در ایران هفتاد میلیونی که اینهمه نیروی حزب اللهی دارد-. چند نفر آمدند در فرودگاه های مختلف کشور؟ از مشهد و بوشهر و رشت و کرمان تا تهران و… یک هفته رفتند شبانه روزی آنجا. حالا بگویند: آقا من هفته­ای نیمساعت وقت میگذارم برای اینکه العربیه را اذیت کنم. هر کدام از اینها بگوید من دو نفر دیگر را هم هماهنگ می کنم. اینها باید گسترده بشود. نه اینکه یک نفر برود آقای مبارک را ترور کند! شما یک لشکر صدهزار نفری، ۵۰۰ هزار نفری در جهان اسلام تشکیل بدهید که یک تکان معمولی به خودش بدهد، یک موج اساسی ایجاد کند (نه این که یک جماعت ۵۰۰ نفره که این ۵۰۰ نفر خودشان را هم بکشند موج ایجاد نشود). جهان اسلام باید از مزیّت نسبی خودش در این عرصه استفاده بکند، که نمی کند. ۵/۱ میلیارد جمعیت است.

استراتژی سطل آب

امام استراتژی اش چه بود؟ می گفت هر کسی یک سطل آب بریزد. شما باید این استراتژی را منتقل کنید. باید به این راهبرد برسید که ما می خواهیم یک کاری بکنیم که هر مسلمانی در هفته نیم ساعت برای فلسطین وقت بگذارد و هزار راه کار داشته باشد. هر کس، هر توانی که دارد. از یک بچه پنج ساله ، شما باید طرح برایش داشته باشید، که مثلا بیا برای غزه نقاشی بکش، تا وزیر ارشادش، تا کارگردان سینما، تا...

همین استراتژی سطل آب. امام خیلی جمله­ی استراتژیک حکیمانه ای گفته اند؛ با همین یک جمله، هم دشمن را تحقیر کرده اند، هم روش داده اند، هم مزیت نسبی مسلمان ها را یادآوری کرده اند و قدرت مسلمان ها را بهشان نشان داده اند.

هر کسی کار خودش…

مثلاً من یک معلم دبستان هستم در سودان، چه کار می توانم برای حمایت از غزه بکنم؟ باید برای او هم طرح داشته باشید. مثلاً تو برو برای بچه های کلاست مسابقه نقاشی غزه برگزار کن؛ تو هم در مالزی این کار را بکن، تو هم در فیلیپین، تو هم در کانادا. نتیجه اش را هم بیاورید در این سایت. این مثلاً یک موج است، ولی همه باید شریک بشوند. کارهای کوچک و عملی و هدفمند و مستمر تعریف بشود.

هر کس در دانشگاه، هر جا هست، باید به تناسب کار خودش، کار بکند. ما نباید مبارزه را از زندگی عادی جدا کنیم.

مثلاً دانشجوهای فنی بروند توی خط این که خط تولید موشک های دست ساز طراحی کنند، که اگر این ها می خواهند جلوی قاچاق سلاح به غزه را بگیرند، ما مثلاً به یک تکنولوژی نظامی پرتابل برای گروه های پارتیزانی چریکی برسیم. از بچه های برق و و الکترونیک هم بیایند در حوزه جنگ الکترونیک کار کنند. جواب می دهد این کارها. چند تا بچه های شیمی و متالورژی هم بیایند بگویند آقا ما می خواهیم یک چیزی بسازیم که حتی اگر شش سال دیگر هم محاصره طول بکشد، اینها با مثلاً پودر رختشویی هم بتوانند موشک درست کنند.

از این گرفته تا این که برای دانشجوی زبان اسپانیولی هم طرح داشته باشیم که تو هم این کارها را می توانی بکنی: یک وبلاگ اسپانیولی این طوری بزن، این ها را بگذار روش، برو توی این وبلاگ های اسپانیولی کامنت بگذار و… ولی متأسفانه همه می­خواهند یک کار خیلی گنده ی عظیمی بکنند؛ هیچ کس آن کار را هم نمی کند! یک کاری می خواهیم بکنیم که کارستان باشد. در حالی که کار کارستان همین است، هر کس یک سطل آب بریزد.

این جبهه فرمانده دارد!

هی ما می گوییم: ای رهبر آزاده! آماده ایم آماده! آقا می گویند: خیلی خوب، پیام من این است. باز ما می گوییم: ای رهبر آزاده! آماده ایم آماده!

آقا شیخ الازهر را نام می برند. بعد می بینی از همان کسانی که می­خواهند برای فلسطین خودشان را بکشند، بروند غزه شهید بشوند -چون آقا فرمان جهاد نظامی داده و هیچ کس هم نفهمیده، فقط ما فهمیده­ایم- یک کلمه علیه این شیخ الازهر در این بیست روز در نمی آید. در حالی که خطش را آقا داده است!

به جای این که از بالا یک حرکتی بیاید، همه را سازماندهی کند، یک حرکت از پایین به بالا باید شکل بگیرد. هر کس بر مبنای مزیّت نسبی که دارد، و امکاناتی که در اختیارش هست، یک کاری را شروع کند. بعد این ها به همدیگر خواهند رسید. نه این که اوّل همه جمع می­شوند با همدیگر، بعد انشعاب­ها یکی یکی شروع می شود! البته این نافی این نیست که بچه ها دور هم جمع بشوند؛ ولی یک چیزی باید باشد که این ها دور هم جمع بشوند. چند تا آدم خالی الذهن بنشینند دور هم، خب هیچی از تویش در نمی آید. هزار تا صفر را با هم­دیگر جمع کنی چه فایده دارد؟! ۱۵ هزار تا را جمع کنی…؟! اوّل از صفر بودن باید در بیاییم.

کار کیلویی، کار مثقالی

کار… کار … کار… فمن یعمل مثقال ذرةٍ خیراً یره. ترازوی زندگی انقلابی، ترازوی دیجیتال است. ما همه مان آدم های باسکول­ایم! کمتر از باسکول، اصلاً در مراممان نیست. باید مثلاً یک کاری انجام بدهیم که ده تن وزنش باشد. مثقالی حاضر نیستیم. نگاه قرآنی، نگاه مثقالی است. شما مثقالی کار کنید، خلوص هم داشته باشید، این جواب می دهد. ما می گوییم: حالا من بروم توی یک وبلاگ کامنت بگذارم؟ یعنی چی!

در هر صورت، یک کار درستِ مدبّرانه­ی بصیرانه­ی خالصانه­ی کوچک، یک دفعه موج بر می دارد و خدا به آن برکت می دهد. ما می خواهیم برای خدا کار بکنیم، ولی به روش های مهندسی! با محاسبات مادّی و عادّی. ما می گوییم: جهاد! خب جهاد، اصلِ اوّلش ایمان به غیب است. ما می گوییم یک کاری باشد که از بای بسم الله تا تای تمت، همه اش را ما محاسبه کرده باشیم. این که شد تفکر مادّی! پس ایمان کجاست؟ توکل کجاست؟ اخلاص جایگاهش کجاست؟ اگر آرمان هایمان از آن جنس است، روش هایمان هم باید آن جنسی باشد. روش ها کاملاً پروژه ای شده، کاملاً مهندسی. محاسبه می کنیم که اگر این کار را بکنیم، آن اتفاق خواهد افتاد. جالب این که محاسباتمان هم، باز جواب نمی دهد! تکلیف­محور نیستیم. می­خواهیم وجدان یا هیجان خودمان را ارضا کنیم، بیشتر از آن که بخواهیم یک کار واقعی انجام بدهیم. مشکل اساسی مان این است.

استفاده از قابلیت ها

شما باید بروید اطّلاعات جمع کنید. مثلاً ترکیه در ماجرای غزه، خیلی از خودش قابلیت نشان داد. چهار تا دانشجو که ترکی بلدند، بسم الله! یک سری توان ها را ما باید به دست بیاوریم. ترک ها بروند متمرکز بشوند، روی ترکیه، روی آذربایجان کار کنند. عربی بلد نیستیم، برویم عربی یاد بگیریم. آنهایی که انگلیسی بلدند، بروند در وبلاگ های انگلیسی­زبان مسلمان های دنیا کار کنند. از اینها خیلی چیزها در می آید.

شما باید یقه­ی وزارت خارجه و سازمان فرهنگ و ارتباطات را بگیرید. [مثلاً بگویید:] آقا مسئول میز ترکیه ات را بفرست اینجا، ما یک سری جلسات داریم. مسئول میز ترکیه -کسی که چهار سال، ده سال، در این حوزه کار کرده- مطمئناً یک ساعت حرفِ نابِ کاربردیِ هیجان انگیز برای شما خواهد داشت. یک ساعت ترکیه را برای شما توضیح بدهد. عدالت-توسعه چیست؟، اربکان کیست؟ اردوغان کیست؟ در استانبول چه خبر است؟ در آنکارا چه خبر است؟ دانشگاه هایشان چیست؟ از این ها اطلاعات بگیرید.

تجلیل

بعضی موقع ها شاید شما بتوانید یک لیستی فراهم کنید از مثلاً روشنفکرها و رسانه­هایی که در کشور های مختلف اسلامی در ماجرای غزه عملکرد خوبی داشته اند. بروید از کلّ این ها تجلیل کنید. این ها خودش فضاسازی می کند. در لبنان، این آقای طلال سلمان، یک نفره ایستاده و در مقابل همه­ی رسانه های مشهور جهان عرب شمشیر می زند. یکی این و یکی فهمی هویدی که مواضع نزدیک به حماس و حزب الله دارد. یک «دستت درد نکند» به این ها بگویید. به آقای طلال سلمان بگویید ما مثلاً یک «هفته­ی طلال سلمان» در دانشگاهمان برگزار کردیم؛ چند تا از مقاله هایت را به مردم دادیم، عکست را زدیم همه دیدند، یک نفر از بچه های حزب الله لبنان را آوردیم سخنرانی کرد درباره ی تو -حتی نمی گویم دعوتش کنید که برایتان خرج داشته باشد-.

حرکت تاوان

این حرکت ها باید راه بیفتد. یعنی محسن و مسیئ نباید پیش شما یکی باشد. در پیام دوم آقا هم آمده بود که سرنوشت خائن باید مثل سرنوشت یهود بنی­قریظه باشد؛ که همه شان را گردن زدند. یعنی فضایی ایجاد کنیم که نفرت از این ها، به این حد برسد. حتی اگر حذف سیاسی و فیزیکی هم نشدند، در جهان اسلام واقعاً به این حد برسند. آدمی مثل ملک عبدالله، مثل پادشاه اردن، مثل این مردک حسنی مبارک.

از این وقیح تر، در کل تاریخ بشر وجود دارد؟ که تا بیستمین روزی که دارند بچه های زیر شش سال را قتل عام می کنند، حالا این چهار تا عرب را هم که می خواهند دور هم جمع بشوند یک چایی بخورند، می گوید حق ندارید چایی بخورید، چون ممکن است این تصوّر ایجاد بشود که شما در ذهنتان یک حمایتی از ملّت غزه هست! مگر این ها چه کار کردند در کنفرانس قطر؟ جمع شدند چایی خوردند و رفتند! تمام تلاشش را کرد که جلسه رسمیت پیدا نکند، و پیدا هم نکرد. این ها در نهایت باید تاوان پس بدهند. عنوانش مثلاً همین باشد: حرکت تاوان. جنبش تاوان در جهان اسلام. باید این را هزینه­مند کنیم. این خط را در هر کشوری ارتباطات داشتید، توانستید هدایت کنید، شارژ کنید، به یک جایی می­رسد.

باید تاوان ایجاد بشود. خانم شیرین عبادی باید تاوان برایش ایجاد بشود. خود دفتر تحکیم هم همین طور. آن مقاله نویس اسرائیلی، بیانیه نوشته، که آنهایی که می گویند باید هر دو طرف را محکوم کرد، از قاتلین اسرائیلی هم پست ترند (آن اسرائیلی هم لجش گرفته از دفتر تحکیمی ها!). خب، این ها اگر تاوانش را ندهند، اگر آبرویشان نرود، دفعه ی بعد پررو تر می شوند. شما اصلاً یک جشنواره­ی طنز برگزار کنید، فقط برای همین یک بیانیه­ی دفتر تحکیم. یک جشنواره­ی پوستر برگزار کنید. بیانیه­های تشکّل های دانشجویی اروپا را بگذارید کنار همین ها. خود سازمان ملل را که دیگر چیزی از آن نباید باقی بگذارید. ۳۰۰ تا کودک زیر شش سال کشته شدند. سازمان ملل هم سکوت کرده. شب آخر بان کی مون، رفته تل آویو، ضیافت شام لیونی!!

تا جایی که می توانید خودتان کار کنید. تا جایی هم که می توانید خط بدهید تشکّل های هم­تراز شما کار بکنند.

مطالبه

اگر در توان شما نیست، مطالبه کنید. از هنرمندها، از رسانه ای ها، از مدیران فرهنگی. مطالبه­ی جدّی کنید. بیست سال است در جمهوری اسلامی فیلم راجع به فلسطین ساخته نشده. (راجع به خیلی چیزها ساخته نشده، مثلاً تاریخ انقلاب. راجع به خیلی مفاهیم ارزشی ساخته نشده، ولی یکی اش هم همین مسأله فلسطین است.) آقای احمدی­نژاد می گوید هولوکاست، خب در عملکرد دولت خودت کو؟ کارهایی که بدنه فرهنگی دولت کرده چه بوده؟« چند تا پوستر زدیم»! پوستر را که بچه های مسجد نازی­آباد هم زده اند! خب پس وزارت ارشاد چه کار می کند؟ سازمان فرهنگ و ارتباطات چه می­کند؟

حج

از حاجی های امسال بپرسید، می گویند ما بیست، سی روز حج بودیم، یک اپسیلون راجع به فلسطین مطلب نشنیدیم، نه از ایرانی، نه از غیر ایرانی. آن وقت جالب این است، بلافاصله بعد از حج، تهاجم غزه اتفاق می افتد. حج، ظرفیت عجیبی دارد. آقای مسئول! چه کار کردی برای مسئله­ی فلسطین در حج؟! آن موقع که اوج محاصره اش هم بود…

مبارک و ملک عبدالله اجازه ندادند امسال هیچ کاروان فلسطینی به حج اعزام بشود. حساب­شده بود. شما این همه ظرفیت عظیم حج را ناکار گذاشتی. این ها باید بیایند جواب پس بدهند. در حج، دو سه ملیون مسلمان حضور دارند. یک اپسیلون از این ها فریاد برنیامد، که همه شان دارند فقط شیطان کوچک را ریگ می زنند. اگر حج­مان واقعا حج بود، چرا بعد از آن، اینچنین اتفاقی افتاد؟

تحریم محصولات اسرائیلی

شما می گویی نستله، دانشجوهای صنایع غذایی، بیایند بگویند ما یک چیزی می سازیم که همه­ی خواص آن را داشته باشد. اسراییلی هم نباشد. بابا ما انرژی اتمیش را ساختیم، این را چه طور نمی­توانیم بسازیم؟! خب این ها مسخره است دیگر! حتی موبایلش. این هم موضوع خوبی است: خودکفایی از صنایعی که به صهیونیسم وابسته اند. همین را جشنواره کنید. فراخوان بدهید، به بحث بگذارید. هر کس در رشته ی خودش پیشنهاد کند. بنده رشته ام شیمی است، می روم یک چیزی اختراع می کنم که مثلاً بمب فسفری را خنثی کند. یا مثلاً یک دفعه اعلام بشود دویست تا پایان نامه ی دانشجویی در دانشکده های فنی و پزشکی و علوم انسانی ایران برای پاسخگویی به نیازهای واقعی ای که در بحران غزه رو شد، دارد انجام می شود یا عناوینش تصویب شده. خود این ها الگو می دهد. خبرش بلافاصله گسترش پیدا می کند. پرس­تی­وی، العالم، بیایند گزارش بگیرند. جنبش نرم افزاری هم هست. جنبش نرم افزاری که فقط حرفهای صدتا یک غاز قلمبه سلمبه راجع به سنت و مدرنیته نیست .

منبع: عدالتخواهی

http://www.teribon.org/archives/16903

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

قدس و فلسطین در تاریخ

تحقیق پیرامون قدس و تاریخ فلسطین پاسخ های درستی به پرسش ها درباره این دو مکان مقدس و دیدگاه صهیونیست ها نسبت به آن در اختیارمان می گذارد.

این پرسش ها را می توان اینگونه بیان کرد:

1ـ اصول این تاریخ چیست؟ نشانه های آن چگونه مشخص شده است؟ میراث یهود در فلسطین چه جایگاهی دارد؟

2ـ واقعیت های قدس و تاریخ آن در طول زمان چیست؟

3ـ ملت فلسطین چگونه در سایه حکومت اسلامی، آزادی عبادت را برای تمام مؤمنان به قدس فراهم کرد و ضمن خدمت به اماکن مقدسه از آن حمایت و حفاظت نمود؟

تاریخ قدس و فلسطین فقط به هزاره سوم پیش از میلاد محدود نمی شود بلکه به دوران های پیشتر که در آن انسان دارای فکر و اندیشه در فلسطین پدیدار شد، باز می گردد.

این تاریخ ثمره همسویی انسان در فلسطین با زمان و مکان است.

فلسطین در غرب قاره آسیا و جنوب سرزمین شام قرار دارد که قلب جهان عرب محسوب می شود. مساحت آن 28 هزار و 9 کیلومتر مربع یا 10 هزار و 429 میل مربع است و مشتمل بر منطقه ساحلی در کنار دریای مدیترانه، منطقه کوهستانی و دشت و منطقه صحرایی می باشد.

در اینجا ذکر چند نکته ضروری به نظر می رسد:

1ـ فلسطین به سبب قرار گرفتن در مسیر سه قاره آسیا، آفریقا و اروپا از موقعیتی راهبردی برخوردار بوده و حلقه اتصال و مرکز برخورد فرهنگ ها و تمدن ها به شمار می آید.

2ـ وضعیت جغرافیایی فلسطین و سرزمین شام و نوع پستی و بلندی زمین های آن بسیار حائز اهمیت بوده و علاوه بر آن این سرزمین به سبب قرار گرفتن در کنار مدیترانه و دارا بودن کوه و صحرا تقریباً دارای چهار فصل است.

3ـ فلسطین دارای دو سیستم بدویت و تمدن است و پیوسته مرکز برخورد بدوی ها و مسافران بوده است. بدین سبب ساکنان بدوی آن با گذشت زمان در روستاها و شهرها اسکان یافتند.

4ـ مجاورت فلسطین با قدیمی ترین تمدن هایی که بشریت آن را می شناسد یعنی سومری و بابلی در سرزمین رافدین(عراق) در شرق و تمدن مصر در وادی نیل در جنوب غربی.

این در حالی است که این منطقه از کرت، یونان و ایتالیا از سمت دریا و از سرزمین فارس (امپراطوری ایران) و هند از شرق تأثیر پذیرفت و بدین ترتیب بخشی از جاده بین المللی باستانی شد که از دلتای نیل آغاز شده و به شط العرب پایان می یابد.

در این میان شهر قدس از جایگاه بسیار ویژه ای برخوردار بوده و بسیاری از علما و دانشمندان آن را مرکز زمین می دانند.

قدس بر روی چهار ارتفاع ساخته شده که چندین دشت و همچنین شهرها و روستاها در اطراف آن قرار دارد. این شهر دارای اهمیت راهبردی و دینی خاصی می باشد.

تاریخ قدس و فلسطین، تاریخی مشحون از حوادث و رویدادهای بی شمار است که می توان آن را به دو بخش قبل و بعد از ظهور اسلام تقسیم نمود.

جایگاه قدس نزد مسلمانان

قدس با ادیان آسمانی مرتبط بوده و در دل تمام مؤمنان و معتقدان به ادیان الهی جای دارد. اما ارتباط آن با اسلام و مسلمانان از عمق بیشتری برخوردار است.

قدس از دیرباز جایگاه ویژه ای در اندیشه، تاریخ و میراث اسلامی داشته و مسلمانان آن را مانند فرزند خود مورد سرپرستی و حفاظت قرار داده اند.

این شهر نه فقط در اسلام بلکه در تمام ادیان آسمانی مورد تقدیس و احترام بوده و می باشد. خلفا، امرا، علما و صالحان در آن به ساخت مسجد، تکیه، راه، مدرسه و سایر اماکن مشابه پرداختند. تمام ادیان در آن برای عبادت آزاد بوده و پیوسته امنیت و ثبات داشته است.

قدس به چند سبب از جایگاه ویژه ای در بین مسلمانان برخوردار است:

1ـ این شهر موطن ابراهیم خلیل، محل پیامبران، محل نزول وحی و مبعث عیسی(ع) بوده است.

ابن عباس در این باره می گوید: پیامبران الهی بیت المقدس را بنا نهاده و در آن سکنی گزیدند. بدین سبب در وجب به وجب آن یک پیامبر نماز خوانده و یا یک ملک اقامت نموده است.

2ـ قدس اولین قبله مسلمانان و سومین حرم شریف است و پروردگار متعال آن را با لیلة الاسرای رسول و حبیب خود ویژگی خاصی بخشید.

پروردگار متعال در قرآن کریم می فرماید: سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا انّه هو السمیع البصیر.

پیامبر گرامی اسلام نیز فرمودند: لاتشد الرحال الّا الی ثلاثه مساجد مسجدی هذا و مسجد الحرام و المسجد الاقصی.

3ـ قدس کلید کعبه و مزار رسول(ص) است.

4ـ این شهر پایتخت فلسطین و موزه آثار دینی است که به مدت 13 قرن جمع آوری شده و نقطه اتصال کشورهای عربی و مناره ای است که نور هدایت و خیر از آن ساطع می شود.

مسلمانان پیوسته قدس را مورد حمایت قرار داده و هرگز تفاوتی میان ادیان آسمانی در آن و همچنین پیامبران قائل نشدند. در این شهر انواع مساجد، کلیساها و معابد مشاهده می شود و نام پروردگار بر زبان مردم جاری است.

یکی از قدیمی ترین آثار قدس که برای مسلمانان از اهمیت خاصی برخوردار است، مسجد سلیمان می باشد. در این مکان قبة السلسله در کنار قبة الصخره قرار دارد. قبة السلسله منتسب به حضرت سلیمان بن داود(ع) است و بر روی محراب آن نوشته شده است: یا داوود انا جعلناک خلیفة فی الارض فاحکم بین الناس بالحق.

مسلمانان مسجدی را در این مکان برپا کردند که "مقام نبی داوود" نام دارد و کلیدداری آن را یک خانواده مسلمان بر عهده گرفت. برخی مورخان معتقدند که این مقام قبر نبی داوود(ع) است.

در داخل حرم دو مسجد عظیم قرار دارد. مسجد دیگر کرسی سلیمان نام دارد که در هر دو نماز اقامه می شود. علاوه بر آن آثاری که در خارج بیت المقدس قرار دارد و یکی از مشهورترین آن مقام نبی ابراهیم(ع) در شهر الخلیل است که مسجد بزرگی نیز در آن واقع شده است.

مسلمانان هرگز آسیبی به آثار مسیحیان در این شهر وارد نکرده و هرگز آن را مورد بی حرمتی قرار ندادند و این اماکن در دوران های مختلف در دست خود مسیحیان بوده است.

در این میان مسلمانان در طول تاریخ اسلامی و حاکمان مسلمان فقط در حال ساخت و ساز و یا بازسازی بناهای قدیمی در قدس بوده و اهتمام ویژه ای به آن ورزیده اند.

در دوران امویان، عبدالملک بن مروان برای ساخت مسجد الصخره خراج 7 سال مصر را اختصاص داد و نام وی بر گنبد مسجد با تاریخ ساخت یعنی سال 72 هجری حک شد.

پس از آن خلفا و امرا یکی پس از دیگری به تزیین و نوسازی آن پرداختند تا جایی که به گفته یکی از مورخان غربی به یکی از زیباترین بناهای موجود و مساجد تاریخ تبدیل شد.

عبدالملک مسجد الاقصی را ساخت و فرزندش ولید آن را تکمیل کرد. پس از وی این مسجد در دوران امرایی که یکی پس از دیگری به قدرت رسیدند نوسازی و تزیین و فرش های گران قیمتی در آن قرار داده شد. از جمله این افراد می توان به صلاح الدین ایوبی، سیف الدین ابوبکر، تقی الدین عمر بن شاهنشاه، نورالدین علی و عزیز عثمان اشاره کرد.

مسلمانان از محوطه حرم قدسی، دو مسجد بزرگ و رواق های آن به عنوان محل تدریس علوم دینی بهره گرفتند. اکثر حجاج بیت اللّه الحرام نیز هنگام رفتن و برگشتن به زیارت قدس می آمدند.

روزی از رسول خدا(ص) درباره بیت المقدس پرسیده شد. فرمودند: این سرزمین محشر و منشر است و نماز در آن مانند هزار نماز در نقاط دیگر می باشد.

ایشان در جای دیگر فرمودند: هر که در بیت المقدس بمیرد مانند کسی است که در آسمان مرده است.

و یا اینکه، کسی که می خواهد نقطه ای از بهشت را ببیند به بیت المقدس بنگرد.

در شهر بیت المقدس شمار زیادی از صحابه، تابعین و مجاهدین دفن شده اند مانند عبادة بن الصامت الانصاری، شداد بن اوس، ام الخیر، محمد بن کرام و بکر بن سهیل الدمیاطی.

مسلمانان در دوران های مختلف 34 مسجد در قدس ساختند که عمدتا در داخل شهر قدیمی قرار دارد.

همچنین استراحتگاه حجاج پاکستانی، استراحتگاه حجاج هندی و استراحتگاه القادریه برای حجاج افغانستان، در هر استراحتگاه مسجد و اتاق های خواب ساخته شده است.

در قدس همچنین گورستان هایی وجود دارد که برخی صحابه، تابعین، علما، مجاهدان و حکام در آن دفن شده اند مانند: فیروز الدیلمی، سلامة بن قیصر، ذاالاصبع و ابامحمد البخاری.

مسلمانان در کنار این اماکن، 56 مدرسه نیز احداث کرده اند که پذیرای علمای شهر و سایر نقاط است و قرآن ها و کتب خطی نادر نگهداری می شود.

مسجد الاقصی همچنین دارای کتابخانه ای بزرگ است و علما در گذشته از اندلس، مغرب، مصر، عراق و فارس برای درس و تدریس به آن می آمدند. در موزه اسلامی آن نیز صندوق بزرگی حاوی یک قرآن خطی وجود دارد که توسط یکی از ملوک مغرب به طور اختصاصی برای مسجد الاقصی نوشته شده است.

اکثر این اماکن اسلامی به جز گورستان ها در شهر قدیمی موجود است و با یک دیوار باستانی احاطه شده که آخرین بار سلطان سلیمان القانونی در قرن دهم هجری آن را نوسازی کرد.

مساجد شهر قدیمی 868 دنم معادل 868 هزار متر مربع است که 26 دنم از آن فقط به حرم قدسی اختصاص دارد. این شهر در واقع موزه ای بزرگ آثار باستانی، ساختمان ها، نقوش و از میناکاری های نادری است که نمی توان بر روی آن قیمت گذاشت.

آثار اسلامی باعث شده که قدس بسیار عظیم تر از اورشلیم یهودیان باشد و در ردیف مکه و مدینه قرار گیرد. پیامبر گرامی اسلام(ص) نیز در یکی از احادیث خود این شهر را چهارمین شهر بهشت نامیدند.

بنابر گواهی تمام علمای مسلمان و مسیحی، در این شهر اثری مادی و تمدنی از یهودیان یافت نمی شود. لذا چشم پوشی از از این شهر مقدس در واقع چشم پوشی از مقدس ترین مقدسات اسلامی و محروم ساختن آنها از انجام فرایض و شعائر دینی و همچنین خطری بزرگ برای سایر مقدسات در مکه و مدینه و اوقاف اسلامی است که هیچ مسلمانی نمی تواند در برابر آن سکوت اختیار کند.

رابطه مسلمانان با قدس در اصل رابطه ای مبتنی بر قرآن، اندیشه اسلامی و سنت نبوی است. قدس و مسجد الاقصی برای مسلمانان جهان از ابتدا دو نقطه بسیار مهم بود و بخشی از تمدن و میراث فرهنگی مسلمانان و همچنین نقطه وحدت میان ملت های عربی و اسلامی در شرق و غرب جهان محسوب می شود.

در اندیشه اسلامی، قدس بخشی از رشد ایمانی و اعتقادی مسلمانان است که در هیچ شرایطی نمی توان از آن عدول کرد. لذا تفریط از این حق حتی اگر با اجماع باشد از نظر اسلام باطل است زیرا قرآن بالاتر از هر اجماعی است.

لذا باید توجه داشت که سیطره بر قدس به عنوان مرکز معنوی و توحیدی و موقعیت نظامی و سیاسی راهبردی اش و گرفتن آن از دست اعراب و مسلمانان به اضمحلال و فروپاشی جهان اسلام می انجامد و مایه وهن امت و مخدوش شدن کرامت آن است. بدین ترتیب می توان به راحتی عمق ارتباط تاریخ اسلام با شهر قدس از نظر معنوی، سیاسی و نظامی را دریافت.

در 200 سال گذشته چه بسیار خون مسلمانان که به خاطر آزاد سازی قدس از دست صلیبی ها، مغول ها و اینک صهیونیست ها بر زمین ریخته شد. آن زمان که امپراطوری عثمانی با بیرون ریختن پرتغالی های اشغالگر از سواحل اسلامی و دور کردن خطر از بیت المقدس بر دریای مدیترانه مستولی شد. پس از مدتی ناپلئون، مصر و سپس فلسطین را مورد تاخت و تاز قرار داد و سالها بعد یعنی در سال 1948 میلادی تاریخ تکرار شد تا قدس و فلسطین محور جنگ ملت های عربی و اسلامی با حمله صهیونیست ها باشد.

این درگیری پس از اشغال کامل فلسطین و همچنین اشغال صحرای سینای مصر و بلندی های جولان سوریه در سال 1967 میلادی به اوج خود رسید و موضوع قدس به موضوع اول تمام ملت های عربی و اسلامی تبدیل شد.

اما از آن زمان به بعد صهیونیست ها برای محو نام قدس از نقشه جهان دست به انهدام تدریجی آثار تاریخی آن و احداث دیواری بتونی به نام دیوار حائل زدند تا آغازی برای یهودی سازی این شهر و حذف نقش تاریخی و معنوی آن برای مسلمانان باشد چرا که رژیم اشغالگر قدس و صهیونیسم بین الملل نمی توانند حضور ملتی دارای ریشه های عمیق تاریخی، تمدن کهن و میراث فرهنگی غنی با آداب و رسوم اسلامی یعنی ملت فلسطین را در این سرزمین تحمل کنند.

http://www.hawzah.net/hawzah/Magazines/MagArt.aspx?id=16632

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

مسجدالاقصی کجاست؟

مسجدالاقصی و قدس قبله گاه اول مسلمین است.

خیلی ها می گن که لبنان و فلسطین چه دخلی به ما داره؟! اما، واقعا لبنان و فلسطین و اتفاقاتی که توش می افته، دخلی به ما نداره؟ فقط همین رو بگیم که یه بزرگی می گفت: مرزهای غربی ما کردستان خودمون نیست، لبنانه، یعنی اینکه ما بغل به بغل اسرا ئیلیها وایسادیم. حالا چی؟ بازهم به ما دخلی نداره؟

درشرافت مسجدالاقصی همین بس که قبله ی نخستین مسلمانان بوده و از نظر تاریخی قبل از پیدایش اسلام نیز مورد توجه ادیان ابراهیمی قرار داشته است. حضرت ابراهیم زمانی که از منطقه ی عراق کنونی (بین النهرین ) مهاجرت کرد به سرزمین کنعان و فلسطین و بعد اعقاب او یعنی فرزندان اسحاق و اسرائیل و یعقوب در منطقه ی فلسطین نشو و نما کردند .

پیدایش بارگاههایی برای تقدس خداوند در سرزمین فلسطین از جمله ی اموری است که به قداست این سرزمین و شناسایی آن کمک شایانی می کند . منتها اسرائیلی ها در واقع در شرایط کنونی مایلند بازگشتی به تاریخ گذشته داشته باشند. این بازگشت را مایه ی احقاق حقوق خود می دانند در حالی که اگر دیگر امتها، دولتها وکشورها درصدد بازیابی حق خود بر اساس تاریخ بسیار قدیمی درآیند نظم کنونی جهان و جغرافیای کنونی جهان برهم خواهد خورد . برای مثال ما ایرانیان در زمان سلسله ی هخامنشیان و در زمان کوروش کبیر که بسیاری از مفسران معتقدند که همان ذوالقرنین مذکور در قرآن است متصرفاتی داشتیم که تا شمال آفریقا و قسمتی از اروپا و هند را شامل می شده و اگر بخواهیم براساس گذشته ی تاریخی مبانی حقوقی و احقاق حق خود کنیم در واقع باید بگوئیم که این سرزمینها متعلق به ایران است اما اسرائیلی ها براساس حمایتی که از غرب می شوند، مخصوصا امریکا و برخی دولتهای غربی درصدد هستند که این اسطوره ی تاریخی را به حق خودشان تبدیل کنند.

مسجد الاقصی در سرزمین بیت المقدس و در کوهی بنا شده و در ساخت آن ظرائف معماری و دقت های خاصی لحاظ شده است . تاریخ بیانگر آن است که طرح بیت المقدس و مسجد الاقصی طی قرون متمادی به دفعات تخریب شده و مجددا مورد بازسازی و مرمت قرارگرفته است به گونه که بنای فعلی مسجد الاقصی هیچ شباهتی به بنای اولیه آن ندارد. امروزه مسجد الاقصی در داخل محوطه حرم شریف در کنار مسجد قبه الصخره و سایر بناهای متبرکه قرار دارد . رنگ گنبد مسجد الاقصی سبز رنگ است . طول آن 80متر ، عرض آن 55متر و دارای 53ستون مرمری است.

گوستاو لوگون نویسنده مشهور فرانسوی در کتاب اسلام و تعدی عرب در توصیف مسجد الاقصی می نویسد: مسجد الاقصی یکی از مهمترین و شگفت انگیز ترین بناهایی است که انسان ساخته و زیبایی آن تصور ناپذیر است .

صهیونیستهای غاصب سرزمین مقدس فلسطین، امروزه کاوشها و حفاریهای زیادی در اطراف حرم شریف بیت المقدس انجام میدهند . به باور آنها مسجد الاقصی بر روی مسجد سلیمان نبی ساخته شده و آنها موظف اند برای آوردن موعود آخر الزمان یهود، این معبد را بازسازی کنند. البته یهودیان ضد صهیونیسم با این ایده مخالفند. از طرفی با وجود کاوشهای بسیاری که در زیر حرم شریف انجام گرفته تاکنون ادعاهای تاریخی یهودیان صهیونیست مبنی بر وجود معبد سلیمان در این نقطه تائید نشده است. از این نظر اینها می گویند که حضرت سلیمان نبی(ع) در منطقه قدس (شهر بیت المقدس ) معبدی ساخته است که معروف به هیکل سلیمان است که در آن عبادتهایی انجام می دادند. البته بنا به مندرجات موجود در تورات ابتدا حضرت داوود (ع) مامور، ساختن جایگاهی برای عبادت خداوند شد ولی عمرش کفاف نداد و وظیفه پایان بردن این هیکل و معبد به حضرت سلیمان نبی (ع) واگذار شد و در بخشهایی از تورات و مخصوصا درماحقات عهد عتیق مطالب بسیار زیادی حتی راجع به ریزه کاریهای نقشهای موجود در معبد سلیمان به چشم می خورد که ممکن است حوصله ی خواننده را سر ببرد. ولی اسرائیلی ها هم اینک سعی دارند و می گویند که درصدد بازیافت و اکتشاف و کشف معبد سلیمانند و اسرار می کنند که حتما این معبد سلیمان در واقع در همان جایی قراردارد که مسجد الاقصی ساخته شده است .

ادعای اکتشاف برای یافتن معبد و آثاری از حضرت سلیمان بهترین بهانه و مستمسکی است که صهیونیست ها را در مسیر تعدی و بی حرمتی به مسجد الاقصی یاری رسانده، به ویژه آنکه این ادعا به گونه ایست که معبد سلیمان درست در زیر بنای مسجد الاقصی قرار دارد به این ترتیب به بهانه کاوش برای یافتن محل معبد عملیات حفر تونل در زیر بنای مسجد الاقصی آغاز شد. حفاری هایی که تداوم و تکمیل آنها در اختیار صهیونیست هاست .

در این شکی نیست که مسجد الاقصی در زمان ظهور پیامبر اسلام جایگاه و تقدسی داشته است . البته در زمانی که پیامبر اکرم (ص) ظهور کردند و قضیه ی معراج ایشان اتفاق افتاد سرزمین فلسطین در دست امپراطوری رم شرقی قرار داشت و همه می دانیم که حضرت عیسی (ع) که در این سرزمین فلسطین مبعوث شدند در واقع بدست و به همکاری نماینده ی امپراطوری روم و خاخام های منتخب اسرائیلی که در واقع مشکلاتی برایشان ایجاد شد و آنها درصدد قتل این پیامبر بزرگ الهی برآمدند. ولی تاکنون هرچه اسرائیلی ها پی های مسجد الاقصی را با خطر هایی مواجه کردند ، تونلهای زیادی ، شبکه های زیادی راکه در زیر مسجد الاقصی ، در لایه های زیرین زمین حفر کرده اند به امید اینکه نشانی از معبد سلیمان بیابند در کار خود ناموفق بوده اند. هرچه تاکنون اینها یافته اند سنگها و آثاری است از دوره های رومی و بعد دوره های اسلامی.

 می دانیم که در برخی از نقاط باستانی جهان لایه های تمدنی بر روی یکدیگر استوارند. مثلا در منطقه ی عراق در برخی مناطق 8 لایه باستان شناسی روی یکدیگر قرار دارند در منطقه ی مسجد الاقصی مخصوصا دو لایه روی یکدیگر قرار دارند یعنی لایه ی رومی و بعد لایه ی اسلامی، یعنی لایه ای که متعلق به حکومت اسلامی است و بعد از آن بناهایی که در سطح زمین ایجاد شده است.

اسرائیل بدون بیت المقدس و بیت المقدس بدون تجدید ساختمان معنایی ندارد . این جمله را دیوید بنگورین اولین نخست وزیر رژیم صهیونیستی گفته است و البته یهودیان صهیونیست همچنان پس از نیم قرن از تاسیس دولت غاصب اسرائیل سر این حرف مانده اند . اسحاق رابین، نخست وزیر اسرائیل، کشته شد چون از تقسیم بیت المقدس حرف زده بود و دولت ایهود باراک نیز به همین دلیل سقوط کرد. بنیان گذار صهیونیست جهانی تئودور هرتزل نیز در کتاب خود به عنوان سرزمین جدید و همیشگی بر ادعاهای یهودیان درباره ی بیت المقدس و مسجد الاقصی تاکید کرده است. هرتزل همچنین در سال 1897در کنفرانس بازل سوئیس اظهار داشت اگر روزی قدس را تصاحب کردیم ودر این هنگام زنده و قادر به انجام هر کاری هستم ، هر چیزی را که برای یهودیان مقدس نباشد از بین می برم و آثار باستانی قدیمی را تخریب می کنم . شارون قصاب صبرا و شتیلا نیز در سال2000 میلادی پس از رفتن به مسجد الاقصی این مکان مقدس را یکی از مهمترین اماکن مقدس یهودی عنوان کرد ودر پاسخ به خبرنگار روزنامه فرانسوی فیگارو که از وی پرسید چرا برای قدرت نمایی به مناطق مقدس مسلمانان رفته اید؟ پاسخ داد من به مسجد الاقصی نرفتم بلکه بر عکس به مقدس ترین اماکن یهودی رفتم و برای رفتن به آنجا لازم نیست از کسی اجازه بگیرم. چرا که همه ی این اماکن مال ماست.

رژیم صهیونیستی از سال 1967 به بعد که شهر بیت المقدس را تصرف کرده همواره در پی تغییر هویت عربی و اسلامی این شهر بوده و کوشیده با تغییر بافت اجتماعی و معماری اسلامی آن به اقدامات غاصبانه ی خود مشروعیت قانونی ببخشد. برنامه نخست وزیر سابق این رژیم یعنی شارون برای تغییر ساختار دینی جمعیتی این شهر و ادامه ی سیاست یهودی سازی بیت المقدس حاکی از اهداف پنهان رژیم اشغال گر قدس برای حذف هویت عربی و اسلامی شهر قدس است. شیمون پرس نخست وزیر اسبق این رژیم در این باره گفته است : قدس قبله ی اول عربها و مسلمانان نیست، قدس در راس الویت های سیاسی و دینی ما قرار دارد. قدس یکپارچه به عنوان پایتخت اسرائیل تحت حاکمیت این کشور خواهد ماند .

اسرائیلی ها تاکنون ناموفق بودند در اینکه ثابت بکنند که توانسته اند سنگی را پیدا کنند، نوشته ای را پیدا کنند که نشان دهد که معبد سلیمان در این منطقه قرار داشته است . بنا به برخی از مطالعات تاریخی و گفته هایی که برخی از باستان شناسان انجام دادند، معبد سلیمان بلاشک وجود داشته است ولی نه حتی در منطقه مسجد الاقصی و در شهر قدس بلکه در خارج از این شهر ساخته شده که بعدها درجنگ های داخلی میان بنی اسرائیل در حمله ای که آشوریها کرده اند از عراق و آن بخت النقتص که به اشتباه در ایران بخت النصر خوانده می شود حمله ای که کردند به سرزمین فلسطین و بنی اسرائیل آن معبد را از بین بردند. دوباره بنی اسرائیل هم به اسارت گرفته شدند. بعد که کورش هخامنشی آمد و دولت آشور را شکست داد بنی اسرائیل را آزاد کرد و اینها دوباره بازگشته و دوباره دولت هخامنشی کمک کرد که  معبد سلیمان ساخته شود و در واقع معبد دوم برپا شد که آن هم بعدها رومی ها آمدند تخریب کردند و از بین بردند. به هر تقدیر، هیچ آثار و نشانی از معبد سلیمان تا کنون یافت نشده ولی بنی اسرائیلی ها همچنان بر تجاوز گری خود اسرار دارند. علت اصلی این است که در واقع اینها معتقدند که اگر بتوانند بتدریج در زیر مسجد الاقصی اکتشافاتی را به بهانه ی اکتشافات ، تونلهایی را حفر بکنند که باعث تزلزل در پایه ها و دیوارهای اصلی مسجد الاقصی خواهد شد .

مسئله ی اصلی و مهمی که نشان از توطئه ی حساب شده صهیونیست ها دارد، گمراه ساختن و به اشتباه انداختن مسلمانان در شناسایی مسجد الاقصی و مسجد قبه الصخره است.در واقع به علت تبلیغات صهیونیسم دو مسجد (مسجد الاقصی و قبه الصخره) دکتر مروان سعید صالح یکی از محققان عرب در این باره می گوید بین مسجد الاقصی و مسجد قبه الصخره سردر گمی در خور توجهی وجود دارد زیرا هرگاه در رسانه های محلی و بین المللی ذکری از مسجدالاقصی به میان می آید. عکسی که از مسجد قبه الصخره نمایش داده میشود، به دلیل این مسئله بی اطلاعی مردم از یک طرف و توطئه ی صهیونیسم جهانی از طرف دیگر است. دکتر مروان سعید صالح می افزاید در زمان اقامتم در ایالت متحده ی آمریکا کرارا با این مساله مواجه بودم تا آنکه اطلاع یافتم صهیونیسم ها در آمریکا چنین تصاویری را چاپ و با قیمت بسیار اندک و گاهی به صورت مجانی به مسلمانان می دهند. این مساله حاکی از آن است که صهیونیسم جهانی می خواهد تصویر مسجد الاقصی را از اذهان مردم پاک کند تا بتواند انرا تخریب و بعد معبد خود را بنا کند. و اگر کسی نیز به ساخت این معبد اعتراض کند، آنگاه به طور زنده با نشان دادن تصویر مسجد قبه الصخره اعلام می کنند که مکان مقدس مسلمانان سالم و پابرجاست .

به تازگی فردی در اسرائیل طرحی را در روزنامه ای منتشر کرده است و مدعی شده که در واقع توانسته حد و حدود معبد و هیکل سلیمان را تخمین بزند. وی اعتراف کرده که آنچه وی تخمین زده ثابت می کند که قبه الصخره که در صحن مسجد الاقصی واقع شده و سنگی در آنجا قرار داده که در واقع می گویند پیغمبر اکرم (ص) از آنجا به معراج رفته است . آن سنگ هیچ ارتباطی با هیکل سلیمان ندارد ، توجه دارید که مسجد الاقصی فضایی بسیار بزرگ است ، در یک سمت آن ( صحن بزرگ این مسجد) خود بنای مسجد الاقصی قرار دارد که یک بار هم اسرائیلی ها آن را به آتش کشیدند و بعد گفتند عامل آتش سوزی فرد دیوانه ای بود و بعد هم مشخص نشد چه بلایی سر وی آمد و گفتند که از استرالیا آمده و آنجا را به آتش کشیده و همین به آتش کشیده شدن باعث اتحاد میان کشور های اسلامی شد و سازمان کنفرانس اسلامی تشکیل شد که از آن موقع به بعد هم در واقع موجودیت دارد و تاثیراتی بر کل دنیا و جهان گذاشته است . ولی در سمت دیگر صحن مسجد الاقصی قبه ای قرار دارد که در واقع گنبدی طلایی رنگ دارد و مسجد قبه الصخره خوانده می شود و معمولا در تصاویری که از قدس در واقع به عنوان سنبل و نماد ، منتشر می شود. همین قبه الصخره اشتباها به جای مسجد الاقصی معرفی می شود . در حالی که بنای مسجد الاقصی جداست و بنای قبه سخره جدا، و هردو در یک محوطه قرار دارند و مسجد الاقصی دارای قبه و گنبدی یشمی و سبز تیره است .

بهر تقدیر آنچه که اسرائیلی ها جدیدا ، یعنی فقط یک نفر در بین این همه باستان شناس مدعی شده باز هم نشان می دهد که در واقع قبه الصخره هیچ ارتباطی به هیکل سلیمان ندارد . چون برخی از این یهودیان متعصب صهیونیست می گفتند که آن سخره ای که در قبه الصخره است در واقع همان، یکی از سنگهای اصلی معبد سلیمان است .

مقداد عابد - سید جواد طالب مقدم

واحد دانشجویی هیات

http://www.mohebbinoreza.ir/index.php?name=maghaleh&op=chap&id=22

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

تاریخ حرم بیت‌المقدس

رضا شکیبایی

سه دین آسمانی در این محل تلاقی كرده‌اند و اینجا تبدیل به مكانی شده است كه از قرن‌ها پیش خبرسازترین مناطق دنیاست. «گودوآدوبویون» (1) بعد از تصرف قدس در گزارش خطاب به پاپ* نوشت: «اگر می‌خواهید بدانید با دشمنانی كه در اورشلیم به دست ما افتادند چه معامله‌ای شد همین قدر بدانید كه كسان ما در رواق سلیمان و معبد، در لجه‌ای از خون مسلمانان می‌تاختند و خون تا زانوی مركب‌ها می‌رسید.»(2) زمین سنگی مسجد مانع فرو رفتن خون كشته‌ها می‌شد و فرمانده صلیبی در گزارش خود اغراق نكرده است. احتمالا گردن زدن هفتادهزار نفر از مردم شهر می‌توانسته چنین منظره‌ای را به وجود بیاورد، ضمن اینكه شاهدان دیگری هم عینا ماجرا را همین طور نقل كرده‌اند.

این اشاره‌ای بود به منازعه مسیحیان با مسلمانان در این سرزمین، حالا چندین قرن از آن روزها گذشته و نوبت رسیده است به یهود.

«اسرائیل بدون بیت‌المقدس و بیت‌المقدس بدون تجدید ساختمان (3) معنایی ندارد» این را بن‌گوریون، اولین نخست‌وزیر اسراییل، گفته است و اگر تا امروز یهودی‌ها بر سر این حرف خود مانده باشند ـ یا بخواهند بمانند ـ ظاهرا برای این كه تاریخ تكرار نشود این مسلمان‌ها هستند كه باید دور این منطقه را خط بكشند، چیزی كه خود اسراییلی‌ها هم بعید می‌دانند. «اسحق رابین» كشته شد چون از تقسیم بیت المقدس حرف زده بود. باراك شاید به همین علت سقوط كرد و قبل از آن هم عرفات در مقابل پافشاری كلینتون و باراك در كمپ دیوید برای تقسیم حرم شریف جواب می‌داد‌ «مگر می‌خواهید در تشییع جنازه من شركت كنید؟» هیچ كس جرات مصالحه بر سر این قطعه زمین را ندارد. برای یك میلیارد مسلمان اینجا قبله اول و محل اسراء و معراج حضرت رسول (ص) است و برای چند میلیون یهودی قبله و محل معبد سلیمان. چند میلیون و یك میلیارد.

به خاطر همین تفاوت عده، یهودی‌ها به جای اینكه دست به یك اقدام خطرناك بزنند، ترجیح می‌دهند كه این مسجد در یك حادثه طبیعی از بین برود و حادثه‌ای مثل آتش‌سوزی، زلزله یا چیزی از این قبیل، و برای اینكه مطمئن باشند یك زلزله قریب الوقوع كار را یكسره می‌كند به بهانه پیدا كردن بقایای معبد سلیمان تا توانسته‌اند زیر مسجد و حرم تونل كنده‌اند. سی واندی سال از این حفاری‌ها می‌گذرد و هنوز هم چیزی پیدا نشده است.

«حرم الشریف» محدوده‌ای است در گوشه شرقی بیت المقدس كه مسجد الاقصی و قبه الصخره در آن قرار دارند. گذشته از آن كه خیلی راحت نمی‌توان فهمید كه مسجد القصی به تمام ناحیه حرم گفته می‌شود یا به قسمتی از آن، آنچه را كه امروز مسجدالاقصی می‌خوانند در ناحیه جنوبی حرم قرار دارد. به بقیه حرم نیز صحن مسجدالاقصی گفته می‌شود و مورخان قدیم هم هنگامی كه از مسجدالاقصی نام می‌برند، مقصود اكثر آنها تمام حرم است. مسجدالاقصی برخلاف زمین شهر، زمینی هموار و مسطح دارد. چهار طرف آن را دیوار كشیده‌اند و مقام‌ها، محراب‌ها و قبه‌های بسیاری در آن است كه بسیاری از آنها منتسب به پیامبران می‌باشد. ارتفاع حرم نسبت به اطراف آن بیش‌تر است (می‌گویند كه این بلندی قله كوهی به نام «موریا» است) و سلیمان به غیر از صخره‌ای كه در وسط حرم قرار دارد و حالا رویش را گنبد زرد رنگ معروف پوشانده، قله را مسطح كرده و ساختمان حرم را آغاز كرده بود: «خدا پدرم داوود را فرمود خانه‌ای بنا كند و او به جنگ‌ها گرفتار بود، پس خدا به او وحی فرمود كه پسرت سلیمان خانه را به نام من خواهد ساخت.»

بیت همیقداش دوم (آنچه که کورش برای یهود در این محل به‌جای معبد سلیمان ساخت) به دست رومی‌ها خراب شد تا اینكه ایلیاء (4) در زمان خلیفه دوم توسط مسلمانان فتح شد و نامش شد «بیت المقدس». اینكه در آن زمان در محل حرم بنایی وجود داشت یا نه و كیفیت آن را نمی‏دانیم. در ترجمه کتاب محمد جریر طبری آمده است: «آیه اسراء برای مكانی نازل شد كه اینك بین دیوارهای حرم شریف در قدس محاط است. و خداوند آنجا را برای پرستش بندگان اختصاص داد. آن موقع در آن محل بنایی موسوم به مسجدالاقصی و مسجد صخره یا سایر بناهای موجود در صحن مسجدالاقصی وجود نداشت، فقط در آیه اسراء از مسجد نام برده شده زیرا كه مكان پرستش و عبادت بوده است».

سنگ بنای اولیه آنچه در وسط حرم قرار دارد و امروزه «قبه‌الصخره» نامیده می‌شود و همین طور بنای پایینی آن، مسجدالاقصی، در دوره عبدالملك خلیفه اموی گذاشته شده است. ماجرا از این قرار بود كه عبدالله بن زبیر که هوای خلافت به به سرش زده بود علیه خلیفه شورید و بر حجاز مسلط شد. چندی گذشت عبدالملك مردم شام را از حج بازداشت. او می‌ترسید عبدالله در سفر حج از شامیان بیعت بگیرد، كاری كه سال‌های قبل انجام داده بود. وقتی صدای اهل شام بلند شد كه چرا ما را از این سفر واجب بازمی‌داری، عبدالملك به فكر این افتاد كه موقتا جایگزینی برای حج درست كند و این حدیث نبوی را برایشان خواند كه «لاتشد الرحال الا تلاثه مساجد، المسجدالاحرام، و هذا مسجدی و المسجد الاقصی» سفرها كامل و استوار نمی‌گردد مگر به سه مسجد، مسجدالحرام، این مسجد من (مسجدالنبی) و مسجدالاقصی. بعد قبه‌ای بالای صخره روی یك هشت ضلعی درست كردند و می‌گویند هزینه بنا خراج هفت سال مصر بوده است. بعد هم مسجدی در پایین حرم ساختند به اسم مسجدالاقصی. ساخت این دو بنا مربوط می‌شود حدودا به سال 70 هجری. این كه بدانیم قبله اول كدام قسمت حرم بوده است شاید هم چندان مهم نباشد، عده‌ای مسجدجنوبی حرم و برخی صخره را قبله اول می‌دانند، همان سنگی كه محل شروع سفر آسمانی حضرت رسول (ص) است. ناصرخسرو در سفرنامه خود نوشته است: «از برای سنگ صخره كه آنجا بوده است مسجد را همه آنجا ساخته‌اند و این سنگ صخره همان است كه خدا عزوجل موسی (ع) را فرمود تا آنرا قبله سازد، چون این حكم بیامد موسی (ع) آنرا قبله كرد تا به روزگار سلیمان (ع) كه چون قبله صخره بود مسجد را در گرد صخره بساختند چنانكه صخره در میان مسجد بود و محراب خلق، تا عهد پیغمبر ما همان را قبله می‌دانستند...»

هنگامی كه موسی (ع) قوم خود را از مصر بیرون آورد و در بیابان «تیه» اقامت كردند خداوند به موسی فرمان داد تا قبه‌ای از چوب اقاقیا بسازد با اندازه‌هایی كه از طریق وحی تعیین شده بود و تابوت عهد را در آن قرار دهد و قربانگاهی برای ذبح تعبیه نماید.

بنی‌اسرائیل قبه را در میان خیمه‌های خود قرار دادند و به طرف آن نماز خواندند و در مذبح جلو آن، قربانی كردند. هنگامی كه یوسع، كسی كه بعد از موسی، بنی‌اسرائیل را از سرگردانی چهل ساله بیابان «تیه» نجات داده بود درگذشت، قبه را به شهر «شیلو» از آنجا به «نوف» و بعد به كنعان بردند.

تا اینكه داود به پیامبری رسید و قبه و تابوت عهد را به بیت‌المقدس برد كه البته این نبود مگر با جنگ‌های فراوان.

هر كدام از قبه‌های كوچكی كه در صحن حرم مشاهده می‌شود، به پیامبری مربوط است، قدمگاه یكی یا محل قضاوت دیگری و...

سه دین آسمانی در این محل تلاقی كرده‌اند و اینجا شده است از مهمترین جاهای روی زمین. از تمامی آن روزهایی كه بر این سرزمین گذشته است بعضی وقایع هیچ وقت فراموش نمی‌شوند از گردن زدن هفتادهزار نفر در بیت المقدس توسط صلیبی‌ها تا قرن حاضر. جنگ براق (6) و كشته شدن هزاران نفر مسلمان و كشتارهای دیگر توسط یهودیان. مسلمانان برای این سرزمین كشته‌های زیادی داد‌ند. حضرت سلیمان به فرمان خدا در این مكان معبدی ساخت و اینجا برای یهود مقدس‌ترین مكان شد. عیسی (ع) در این مكان به عبادت می‌ایستاد و اینجا برای مسیحیان مقدس شد و مسلمانان. پیغمبر خاتم (ص) آن شب كه از مكه به بیت‌المقدس آمدند، از ناحیه جنوب غربی حرم وارد مسجدالاقصی شدند، مركب ایشان به نام «براق» در این مدخل متوقف شد و از آن به بعد دیوار منتهی به آن را دیوار براق گفتند. همان دیواری كه یهود به آن «ندبه» می‌گوید.

اگر گهواره حضرت عیسی و عبادتگاه مریم در اینجا نبود، اگر محراب عبادت زكریا اینجا نمی‌بود، اگر اینجا عبادتگاه حضرت داود و سلیمان و مركز خلافت آنان نمی‌بود اگر حضرت یعقوب قدم در این مكان نگذاشته بود و خیلی اگرهای دیگر، برای ما همین كه اینجا قدمگاه حضرت رسول بوده است كافی است تا هیچ وقت چشم خود را بر این مكان مبندیم. این قصر بهشتی (7) سومین مسجد مقدس مسلمانان است.

پی‌نوشت:

1- اولین فرمانده اروپایی‌ها‌ در جنگ‌های صلیبی.

2- «... تقریبا ده هزار نفر مسلمان در معبد قتل عام شدند و هركس در معبد می‌‌رفت تا بند پایش خون می‌گرفت؛ از كفار هیچ كس جان به سلامت نبرد، حتی زنان و اطفال را كشتیم. پس از كشتار نوبت به غارت خانه‌ها رسید، كسان ما چون از خون ریزی سیر شدند به خانه‌ها ریختند و هرچه به دستشان افتاد ضبط كردند. هر كس وارد خانه‌ای می‌شد آنرا ملك طلق خود می‌شمرد، و این رسم چنان جاری و ساری بود كه گویی قانونی بود كه باید مو به مو رعایت شود.» مقایسه کنید با بازپس گیری شهر توسط صلاح الدین ایوبی و رفتار مسلمانان با مسیحیان که در تاریخ نقل شده که هنگام ورود سپاه مسلمانان آزاری به احدی نرسید.

3- تجدید ساختمان: ساختن دوباره معبد سلیمان در محل مسجدالاقصی و حرم الشریف. ماكت‌هایی هم از پیش آمده کرده‌اند، مانند مدل زیر:

4- ایلیا: خانه خدا. نام بیت المقدس قبل از فتح آن توسط مسلمانان.

5- محمدبن جریر طبری. تاریخ طبری. ترجمه ابوالقاسیم پاینده. تهران. بنیاد فرهنگی بیتا. ج 3. ص 106.

6- جنگ خونینی كه در تابستان 1929 میلادی بین فلسطینیان و یهودیان در كنار دیوار براق درگرفت.

7- اشاره به حدیثی از امیرالمومنین (ع): اربعه من قصور الجنه فی الدنیا: المسجدالحرام و مسجدالرسول و مسجد بیت المقدس و مسجد الكوفه.

چهار نقطه زمین از قصرهای بهشتی است...

* پاپ: پاپ اروبانوس دوم

http://sharifnews.ir/?20678

@@@@@@@@@@@@@

اولین قبله مسلمانا ن!

مسجد الاقصي را بايد يکي از مقدس ترين اماکن اسلامي براي مسلمانان جهان توصيف کرد. اين مسجد اولين قبله مسلمانان جايي که در دوران پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد مصطفي(صلّی الله علیه و آله و سلّم) ايشان به سوي اين مسجد به اذن خداوند نماز بپا مي داشتند و همچنين سومين حرم شريف پس از مسجد الحرام و مسجد النبي در مکه و مدينه است .

مسجد الاقصي به گواه تاريخ نويسان دومين مسجد ساخته شده بر روي زمين پس از بيت الله الحرام محسوب مي شود. نقل است که " حضرت آدم (عليه السلام) آنرا ساخته وزير بناي آنرا چهل سال پس از ساختن بيت الله الحرام بنا به دستور خداوند نهاده است.

بنابراين صرف نظر از اعتقادات ديني ما مسلمانان ، قدمت ساخت اين مسجد به بيش از يکهزار سال نيز سبب توجه جهاني به اين مسجد خواهد بود .

در قرآن مجيد آمده است " سبحان الذي اسرى بعبده ليلاً من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى الذي بارکنا حوله لنريه من آياتنا إنه هو السميع البصير ".

توصيف مسجد الاقصي :

مسجد الاقصي شامل منطقه اي است مستطيل شکل در جنوب شرقي شهر قدس که دور تا دور آنرا ديوار در برگرفته واين ديوارها هم در داخل ديوارهاي بخش قديمي شهر قدس قرار گرفته اند . مساحت مسجد حدود 144 دونم (هر دونم هزارمتر مربع) است وشامل مسجد الاقصي ، قبه الصخره به همراه آثار ديگري که تعداد آنها به 200 اثر مي رسد .مسجد الاقصي بر فراز فلاتي کوچک به نام فلات موريا ساخته شده است که "صخره" مشرفه بالاترين نقطه آن است ودقيقا در مرکز محوطه مسجد قرار گرفته است . مسجد الاقصي، نامي است اسلامي که خداوند براي اين مکان برگزيده ودر قرآن کريم به آن اشاره شده است . " سبحان الذي اسرى بعبده ليلاً من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى الذي بارکنا حوله لنريه من آياتنا إنه هو السميع البصير ".

اقصي به معناي دورترين است ومقصود از آن اينکه اين مسجد نسبت به دو مسجد بزرگ ديگر مسلمانان در مکه ومدينه دورتر ست.

مسجد الاقصي پيش از آنکه اين نام در قرآن ذکر شود به بيت المقدس معروف بود . مسجد الاقصي به اشتباه حرم قدسي شريف خوانده مي شود اين در حالي است که توصيف حرم تنها براي مسجد الحرام ومسجد النبي مي باشد . مهمترين آثار موجود مسجد الاقصي (حرم شريف) مقصود از حرم شريف، آن منطقه قرار گرفته بر روي تپه کوچک و يا سکوي مختلف الاضلاع واقع در ضلع جنوب شرقي بخش قديمي شهر قدس مي باشد.

قبه الصخره

قبه الصخره (گنبد صخره) ساختمان هشت ضلعي است که گنبدي طلايي بر آن قرار گرفته است ، موقعيت آن به نسبت مسجد الاقصي به مانند قلب در بدن انسان است ودقيقا در سمت چپ مرکز آن قرار گرفته است ، اين گنبد به مثابه گنبد تمامي اين محوطه محسوب شده ويکي ازقديمي ترين وعظيم ترين آثار اسلامي شاخص است .

علت نامگذاري آن به اين اسم وجود صخره اي در داخل آن است که از روي آن پيامبر اکرم (صلي الله عليه وآله وسلم) به آسمان عروج کردند ودر واقع بلند ترين بقعه مسجد الاقصي هم محسوب مي شود . قبه الصخره اکنون مصلاي زنان در مسجد الاقصي است ، اين صخره آنگونه که گفته مي شود ديگر بين زمين وهوا معلق نيست بلکه غار کوچکي در زير آن قرار دارد .

مسجد قبلي (با کسر قاف وتسکين)

اين مسجد در بخش جنوبي مسجد الاقصي به طرف قبله قرار گرفته است واز اين رو به مسجد جامع قبلي شهرت يافته است ، اين مسجد با گنبد طوسي رنگش اکنون مصلاي اصلي مردان است .اين مسجد در محلي که عمر بن الخطاب در زمان فتح قدس در سال 15 هجري در آن نماز گذارد ساخته شده است ، بناي اين مسجد را عبد الملک بن مروان آغاز وپسرش وليد بن عبد الملک آنرا به پايان رساند .

مصلاي مرواني

اين مصلي زير مسجد الاقصي در بخش جنوب شرقي واقع است .

اقصاي قديم

اقصاي قديم زير مسجد قبلي قرار گرفته است ، آنرا امويان ساختند تا مدخلي اختصاصي براي آنها از کاخ هاي امويه به داخل مسجد الاقصي باشد.

مسجد براق

اين مسجد در کنار ديوار براق (جايي که نقل است پيامبر زمان معراج اسب خود را به اين ديوار بست که وجه تسميه اين ديواردر واقع به دليل اين است که نام اسب پيامبر(ص) براق نام داشت) قرار گرفته است . مجموعه سقاخانه ها وچاه هاي اطراف الاقصي هم جزو آثار آن مي باشند .

تاريخ ساخت مسجد الاقصي

بر عکس آنچه که برخي ها در مورد مسجد الاقصي تصور مي کنند مسجد الاقصي توسط عبد الملک بن مروان ساخته نشد بلکه او تنها قبه الصخره را ساخت. مسجد الاقصي بنايي قديمي که اولين قبله گاه مسلمانان است اين مسجد دومين مسجدي است که بر روي زمين ساخته شد، ارجح آن است که حضرت آدم (عليه السلام) آنرا ساخته وزير بناي آنرا چهل سال بعد از ساختن بيت الله الحرام بنا به دستور خداوند نهاده است. اين بنا پيش از به وجود آمدن کنيسه ، کليسا ، بارگاه ومعبد بوده است. بعد از آن مهاجرت حضرت ابراهيم عليه السلام از منطقه بين النهرين به سرزمين هاي مبارک در سال 1800 قبل از ميلاد انجام گرفت وايشان اقدام به بالا بردن ستون هاي بيت الله الحرام کردند، بعد از آن هم اسحاق و يعقوب (ع) مسجد الاقصي را ترميم کردند تا اينکه در سال 1000 قبل از ميلاد اين مسجد توسط حضرت سليمان بازسازي شد. همراه با فتوحات اسلامي در سال 636 ميلادي عمر بن الخطاب مصلي قبلي را بعنوان بخشي از مسجد الاقصي ساخت ، در دوره امويان قبه الصخره ساخته شده ومصلاي قبلي نيز بازسازي گرديد، ساخت اين بنا حدود 30 سال از سال 66 هجري تا 96 هجري (685 تا 715) به درازا کشيد تا مسجد الاقصي به شکل فعلي آن در آيد .

چرا يهوديان مدعي مسجدالاقصي هستند؟

بخش غربي وجنوبي صحن مسجد الاقصي اهميت فراواني براي يهوديان دارد. اين ديوار به ديوار براق مشهور است وعلت نامگذاري آن به اين اسم هم بسته شدن اسب رسول اکرم صلي الله عليه وآله وسلم (براق) به اين ديوار در زمان معراج بود . اين ديوار 156 عرض و56 پا طول دارد ، برخي از سنگ هاي اين ديوار 16 پا مي باشند، مسلمانان مسجدي را در اين قسمت بنا نهادند . در مقابل يهوديان ادعا مي کنند که اين ديوار بخش باقي مانده از ديوار "بارگاه سليمان" است که هيردوس آنرا در سال 18 قبل از ميلاد بنا نهاده بود . با اينکه حفاري هاي صهيونيستي تاکنون از يافتن دليلي براي اين ادعا عاجز مانده است اما آنها همچنان بر اين ادعاي خود پافشاري مي کنند .

در دوره عمر، شفقت مسلمانان نسبت به يهوديان باعث شد تا به آنان اجازه داده شود تا در کناراين ديوار به ندبه وزاري بپردازند ، تعداد يهوديان در آن زمان بسيار کم بود وعرض پياده رويي که آنها در آن مي ايستادند تنها 4 متر بود . اين پياده رو جزو موقوفات خانواده ابو مدين الجزائري بود ويهوديان در عصر محمد علي سالانه 300 ليره به متولي آن پرداخت مي کردند در عين اينکه هيچ حق قانوني در اين مکان نداشتند .

دردوره قيموميت انگليس يهوديان به اين مکان دست درازي کرده وادعاي مالکيت آنرا کردند اين امر منجر به قيام فلسطينيان عليه آنان شد ، قيام براق که در سال 1929 رخ داد باعث شهادت 116 نفر وزخمي شدن 232 نفر وزنداني شدن حدود يکهزار نفر ديگر از فلسطينيان گرديد. ، مسئولين انگليسي 26 نفر از زندانيان فلسطيني را به اعدام محکوم کردند ، کشتار بي رحمانه فلسطينيان مواضع جانبدارانه انگليس از يهوديان وصهيونيستها باعث شد تا کميته بين المللي حقيقت يابي تشکيل شود. اين کميته در پايان تحقيقات خود تاکيد کرد مالکيت اين مکان از آن مسلمانان است ، نظر اين کميته در ژانويه 1930 اعلام شد . با اين حال صهيونيستها همچنان ادعا مي کنند که مسجد الاقصي بر روي ويرانه هاي بارگاه سليمان برپا شده وتلاش خود را براي انهدام آن ادامه مي دهند .

اشتباه نکنيد !! مسجد قبه الصخره، مسجدالاقصي نيست

ظاهراً موضوع اشتباه گرفتن مسجد الاقصي با مسجد القبه تا حدي به دليل نزديکي اين دو بنا و قرار گرفتنشان همراه با برخي ابنيه ي ديگر در مجموعه ي حرم الشريف است.اما به نظر مي رسد در وراي اين تشابه ساده، مسئله مهم تري پنهان است، آنچنان که يکي از اساتيد دانشگاه زايد امارات، چند سال پيش در نامه اي به يکي از نشريات چنين نوشت: بين مسجد الاقصي و مسجد القبه الصخره سر در گمي قابل توجهي وجود دارد. هرگاه در رسانه هاي محلي و بين المللي ذکري از مسجد الاقصي به ميان مي آيد، در عوض عکسي از مسجد القبه نمايش داده مي شود.دليل اصلي اين مسئله عدم اطلاع عموم مردم، هم راستا با توطئه هاي رژيم صهيونيستي است. در زمان اقامتم در ايالات متحده نيز بارها با اين مسئله مواجه بودم.تا ان که اطلاع يافتم صهيونيست ها در امريکا چنين تصاويري را چاپ و متتشر کرده و گاه با قيمت بسيار اندک و حتي رايگان در اختيار اعراب و مسلمانان قرار مي دهند.بدين ترتيب مسلمانان ان را به تمام نقاط – ديوار منازل و دفاتر کار-نصب مي کنند. همين مسئله مويد اين است که سران صهيونيستي مي خواهد تصوير مسجد الاقصي را از اذهان مردم پاک کنند تا بتوانند آن را تخريب و معبد مورد ادعاي خود را پنهاني بنا کنند و اگر کسي شکايت يا اعتراضي داشته باشد، به طور زنده تصوير مسجدالقبه را نشان خواهند داد و اظهار خواهند داشت که اتفاقي نيفتاده است ."

http://noorportal.net/90/1646/1647/33844.aspx

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

مسجد الاقصی را باید یکی از مقدس ترین اماکن اسلامی برای مسلمانان جهان توصیف کرد. این مسجد اولین قبله مسلمانان جایی که در دوران پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) ایشان به سوی این مسجد به اذن خداوند نماز بپا می داشتند و همچنین سومین حرم شریف پس از مسجد الحرام و مسجد النبی در مکه و مدینه است . مسجد الاقصی به گواه تاریخ نویسان دومین مسجد ساخته شده بر روی زمین پس از بیت الله الحرام محسوب می شود. نقل است که " حضرت آدم (علیه السلام) آنرا ساخته وزیر بنای آنرا چهل سال پس از ساختن بیت الله الحرام بنا به دستور خداوند نهاده است.

بنابراین صرف نظر از اعتقادات دینی ما مسلمانان ، قدمت ساخت این مسجد به بیش از یکهزار سال نیز سبب توجه جهانی به این مسجد خواهد بود.

در قرآن مجید آمده است " سبحان الذی اسرى بعبده لیلاً من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا إنه هو السمیع البصیر".

توصیف مسجد الاقصی:

مسجد الاقصی شامل منطقه ای است مستطیل شکل در جنوب شرقی شهر قدس که دور تا دور آنرا دیوار در برگرفته واین دیوارها هم در داخل دیوارهای بخش قدیمی شهر قدس قرار گرفته اند.

مساحت مسجد حدود 144 دونم (هر دونم هزارمتر مربع) است وشامل مسجد الاقصی ، قبه الصخره به همراه آثار دیگری که تعداد آنها به 200 اثر می رسد .مسجد الاقصی بر فراز فلاتی کوچک به نام فلات موریا ساخته شده است که "صخره" مشرفه بالاترین نقطه آن است ودقیقا در مرکز محوطه مسجد قرار گرفته است.

ابعاد مسجد از جنوب 281 متر ، از شمال 310 متر ، از شر 462 متر واز غرب 491 متر است .

این مساحت یک ششم مساحت بخش قدیمی شهر قدس را تشکیل می دهد .

این ابعاد از زمان ساخته شدن این مکان بعنوان مسجدی برای نمازگزاردن تغییر نکرده است وبر خلاف مسجد الحرام ومسجد نبوی در مکه مکرمه ومدینه منوره این محدوده در طول تاریخ خود شاهد توسعه مساحت نبوده است.

مسجد الاقصی چهارده دروازه دارد که پنج یا چهار دروازه از آنها بعداز فتح این شهر توسط صلاح الدین بسته شدند این دروازه ها عبارتند از باب الرحمه از شرق ، باب المنفرد ، المزدوج والثلاثی در جنوب از دروازه های بسته شده بودند.

اکنون ده دروازه همچنان باز می باشد که عبارتند از : باب المغاربه (النبی) ، باب السلسله (باب داوود) ، باب المتوضا (باب المطهره)، باب القطانین ، باب الحدید ، باب الناظر و باب الغوانمه (باب الخلیل) که همگی در قسمت غربی ونیز باب العتم (باب شرف الانبیاء) ، باب حطه ، باب الاسباط هم در بخش شمالی واقع اند.

مسجد الاقصی دارای چهار گلدسته است.

نام ها :

مسجد الاقصی

نامی است اسلامی که خداوند برای این مکان برگزیده ودر قرآن کریم به آن اشاره شده است .

" سبحان الذی اسرى بعبده لیلاً من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا إنه هو السمیع البصیر".

اقصی به معنای دورترین است ومقصود از آن اینکه این مسجد نسبت به دو مسجد بزرگ دیگر مسلمانان در مکه ومدینه دورتر ست.

مسجد الاقصی پیش از آنکه این نام در قرآن ذکر شود به بیت المقدس معروف بود.

مسجد الاقصی به اشتباه حرم قدسی شریف خوانده می شود این در حالی است که توصیف حرم تنها برای مسجد الحرام ومسجد النبی می باشد.

مهمترین آثار موجود مسجد الاقصی (حرم شریف)

مقصود از حرم شریف، آن منطقه قرار گرفته بر روی تپه کوچک و یا سکوی مختلف الاضلاع واقع در ضلع جنوب شرقی بخش قدیمی شهر قدس می باشد. ابعاد اضلاع محدوده حرم شریف بدین شرح است.

ضلع جنوبی ( 281 م )

ضلع شمالی ( 310 م )

ضلع شرقی ( 462 م )

ضلع غربی ( 491 م )

این منطقه از دو ناحیه جنوبی و شرقی به حصار شهر که تاریخچه آن به دوران اسلامی سلسله ایوبی ها، مملوکی ها و عثمانی باز می گردد، احاطه شده است. واما از دو ناحیه شمالی و غربی، مسجد به رواقهایی احاطه شده که در دوران ایوبی ها و مملوکیان ساخته شده بود.

مسجدالاقصی از تعدادی ساختمان تشکیل شده است که به همراه مساجد ، گنبدها ، رواق ها ، منابر ، گلدسته ها وغیره به 200 اثر می رسند.

قبه الصخره

قبه الصخره (گنبد صخره) ساختمان هشت ضلعی است که گنبدی طلایی بر آن قرار گرفته است ، موقعیت آن به نسبت مسجد الاقصی به مانند قلب در بدن انسان است ودقیقا در سمت چپ مرکز آن قرار گرفته است ، این گنبد به مثابه گنبد تمامی این محوطه محسوب شده ویکی ازقدیمی ترین وعظیم ترین آثار اسلامی شاخص است.

علت نامگذاری آن به این اسم وجود صخره ای در داخل آن است که از روی آن پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) به آسمان عروج کردند ودر واقع بلند ترین بقعه مسجد الاقصی هم محسوب می شود.

قبه الصخره اکنون مصلای زنان در مسجد الاقصی است ، این صخره آنگونه که گفته می شود دیگر بین زمین وهوا معلق نیست بلکه غار کوچکی در زیر آن قرار دارد.

مسجد قبلی (با کسر قاف وتسکین)

این مسجد در بخش جنوبی مسجد الاقصی به طرف قبله قرار گرفته است واز این رو به مسجد جامع قبلی شهرت یافته است ، این مسجد با گنبد طوسی رنگش اکنون مصلای اصلی مردان است .این مسجد در محلی که عمر بن الخطاب در زمان فتح قدس در سال 15 هجری در آن نماز گذارد ساخته شده است ، بنای این مسجد را عبد الملک بن مروان آغاز وپسرش ولید بن عبد الملک آنرا به پایان رساند.

مصلای مروانی

این مصلی زیر مسجد الاقصی در بخش جنوب شرقی واقع است .

اقصای قدیم

اقصای قدیم زیر مسجد قبلی قرار گرفته است ، آنرا امویان ساختند تا مدخلی اختصاصی برای آنها از کاخ های امویه به داخل مسجد الاقصی باشد ،

مسجد براق :

این مسجد در کنار دیوار براق (جایی که نقل است پیامبر زمان معراج اسب خود را به این دیوار بست که وجه تسمیه این دیواردر واقع به دلیل این است که نام اسب پیامبر(ص) براق نام داشت) قرار گرفته است.

مجموعه سقاخانه ها وچاه های اطراف الاقصی هم جزو آثار آن می باشند.

مدرسه اشرفیه به همراه تعداد زیادی از مدارس در اطراف مسجد الاقصی بنا نهاده شده اند.

دروازه های دایر در مسجد الاقصی:

ضلع غربی:

باب المغاربه ــ دروازه مغربی ها ـ (به دروازه نبی نیز معروف است)، دروازه سلسله (به دروازه داوود هم موسوم )، باب المتوظأ ـ دروازه وضو دار ـ ( دروازه مطهر نیز گفته می شود )، دروازه القطاطین، دروازه آهن (به دروازه آرگون هم معروف است)، دروازه الناظر (به نامهای باب علاء الدین بصیری، باب میکائیل، باب الحبس و باب المجلس نیز شناخته می شود)، دروازه غوانمه ( دروازه الخلیل و باب الولید هم نامیده می شود).

ضلع شمالی:

دروازه العتم (معروف به دروازه شرف الانبیاء،‌ داوودیه و فیصل)، باب حطه و باب الاسباط .

حرم شریف دارای چهار مأذنه (گلدسته) به شرح ذیل می باشد .

ـ گلدسته باب المغاربه واقع در گوشه جنوب غربی حرم شریف0

ـ گلدسته باب السلسله واقع در ضلع غربی حرم شریف و نزدیک به باب السلسله.

ـ گلدسته باب الغوانمه واقع در گوشه و کنج غربی حرم شریف.

ـ گلدسته باب الاسباط واقع در ضلع شمالی حرم شریف.

حرم شریف مجهز به منابع آبی بوده و مسلمانان در طول تاریخ اسلامی این حرم شریف به حفر چاهها، ساخت منبع آبی، آبدار خانه و سقا خانه ای که همگی در محوطه حرم پراکنده اند، همت گماشتند .

امور اداری ومالی حرم شریف امروزه توسط سازمان اوقاف اسلامی تابع وزارت اوقاف و امور اماکن متبرکه اسلامی مستقر در امًان اداره می شود. دفاتر و مؤ سسات اداره اوقاف اسلامی چون، موزه اسلامی، کتابخانه مسجد الاقصی، مدارس علوم دینی الاقصی و دار القرآن کریم و حدیث شریف نبوی و……، که در محوطه حرم احداث شده اند، به محدوده حرم شریف ملحق شدند.

تاریخ ساخت مسجد الاقصی

بر عکس آنچه که برخی هادر مورد مسجد الاقصی تصور می کنند مسجد الاقصی توسط عبد الملک بن مروان ساخته نشد بلکه او تنها قبه الصخره را ساخت. مسجد الاقصی بنایی قدیمی که اولین قبله گاه مسلمانان است این مسجد دومین مسجدی است که بر روی زمین ساخته شد ، ارجح آن است که حضرت آدم (علیه السلام) آنرا ساخته وزیر بنای آنرا چهل سال بعد از ساختن بیت الله الحرام بنا به دستور خداوند نهاده است. این بنا پیش از به وجود آمدن کنیسه ، کلیسا ، بارگاه ومعبد بوده است. بعد از آن مهاجرت حضرت ابراهیم علیه السلام از منطقه بین النهرین به سرزمین های مبارک در سال 1800 قبل از میلاد انجام گرفت وایشان اقدام به بالا بردن ستون های بیت الله الحرام کردند، بعد از آن هم اسحاق ویعقوب (ع) مسجد الاقصی را ترمیم کردند تا اینکه در سال 1000 قبل از میلاد این مسجد توسط حضرت سلیمان بازسازی شد. همراه با فتوحات اسلامی در سال 636 میلادی عمر بن الخطاب مصلی قبلی را بعنوان بخشی از مسجد الاقصی ساخت ، در دوره امویان قبه الصخره ساخته شده ومصلای قبلی نیز بازسازی گردید ، ساخت این بنا حدود 30 سال از سال 66 هجری تا 96 هجری (685 تا 715) به درازا کشید تا مسجد الاقصی به شکل فعلی آن در آید.

چرا یهودیان مدعی مسجدالاقصی هستند؟

بخش غربی وجنوبی صحن مسجد الاقصی اهمیت فراوانی برای یهودیان دارد. این دیوار به دیوار براق مشهور است وعلت نامگذاری آن به این اسم هم بسته شدن اسب رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم (براق) به این دیوار در زمان معراج بود .

این دیوار 156 عرض و56 پا طول دارد ، برخی از سنگ های این دیوار 16 پا می باشند ، مسلمانان مسجدی را در این قسمت بنا نهادند.

در مقابل یهودیان ادعا می کنند که این دیوار بخش باقی مانده از دیوار " بارگاه سلیمان" است که هیردوس آنرا در سال 18 قبل از میلاد بنا نهاده بود.

با اینکه حفاری های صهیونیستی تاکنون از یافتن دلیلی برای این ادعا عاجز مانده است اما آنها همچنان بر این ادعای خود پافشاری می کنند.

در دوره عمر، شفقت مسلمانان نسبت به یهودیان باعث شد تا به آنان اجازه داده شود تا در کناراین دیوار به ندبه وزاری بپردازند ، تعداد یهودیان در آن زمان بسیار کم بود وعرض پیاده رویی که آنها در آن می ایستادند تنها 4 متر بود.

این پیاده رو جزو موقوفات خانواده ابو مدین الجزائری بود ویهودیان در عصر محمد علی سالانه 300 لیره به متولی آن پرداخت می کردند در عین اینکه هیچ حق قانونی در این مکان نداشتند.

دردوره قیمومیت انگلیس یهودیان به این مکان دست درازی کرده وادعای مالکیت آنرا کردند این امر منجر به قیام فلسطینیان علیه آنان شد ، قیام براق که در سال 1929 رخ داد باعث شهادت 116 نفر وزخمی شدن 232 نفر وزندانی شدن حدود یکهزار نفر دیگر از فلسطینیان گردید. ، مسئولین انگلیسی 26 نفر از زندانیان فلسطینی را به اعدام محکوم کردند ، کشتار بی رحمانه فلسطینیان مواضع جانبدارانه انگلیس از یهودیان وصهیونیستها باعث شد تا کمیته بین المللی حقیقت یابی تشکیل شود. این کمیته در پایان تحقیقات خود تاکید کرد مالکیت این مکان از آن مسلمانان است ، نظر این کمیته در ژانویه 1930 اعلام شد.

با این حال صهیونیستها همچنان ادعا می کنند که مسجد الاقصی بر روی ویرانه های بارگاه سلیمان برپا شده وتلاش خود را برای انهدام آن ادامه می دهند.

اشتباه نکنید!!

مسجد قبه الصخره، مسجدالاقصی نیست

ظاهراً موضوع اشتباه گرفتن مسجد الاقصی با مسجد القبه تا حدی به دلیل نزدیکی این دو بنا و قرار گرفتنشان همراه با برخی ابنیه ی دیگر در مجموعه ی حرم الشریف است.اما به نظر می رسد در ورای این تشابه ساده,مسئله مهم تری پنهان است,آنچنان که یکی از اساتید دانشگاه زاید امارات,چند سال پیش در نامه ای به یکی از نشریات چنین نوشت: بین مسجد الاقصی و مسجد القبه الصخره سردرگمی قابل توجهی وجود دارد.هرگاه در رسانه های محلی و بین المللی ذکری از مسجد الاقصی به میان می آید,در عوض عکسی از مسجد القبه نمایش داده می شود.دلیل اصلی این مسئله عدم اطلاع عموم مردم, هم راستا با توطئه های رژیم صهیونیستی است.در زمان اقامتم در ایالات متحده نیز بارها با این مسئله مواجه بودم.تا ان که اطلاع یافتم صهیونیست ها در امریکا چنین تصاویری را چاپ و متتشر کرده و گاه با قیمت بسیار اندک و حتی رایگان در اختیار اعراب و مسلمانان قرار می دهند.بدین ترتیب مسلمانان ان را به تمام نقاط –دیوار منازل و دفاتر کار-نصب می کنند. همین مسئله موید این است کهسران صهیونیستی می خواهد تصویر مسجد الاقصی را از اذهان مردم پاک کنند تا بتوانند آن را تخریب و معبد مورد ادعای خود را پنهانی بنا کنند و اگر کسی شکایت یا اعتراضی داشته باشد,به طور زنده تصویر مسجدالقبه را نشان خواهند داد و اظهار خواهند داشت که اتفاقی نیفتاده است."

مسجد القبه (قبه الصخره)

این مسجد در گرامیداشت معراج پیامبر بنا شد.بنای آن در سال 67هجری آغاز و در سال 71 هجری تکمیل شد. این مسجد متشکل از قاعده ای هشت وجهی است که دو راهروی هم مرکز هشت وجهی را در بر گرفته,آن ها نیز به نوبه ی خود جایگاه مرکزی دایره ای شکلی,حاوی صخره را احاطه کرده اند.گمان می رود,این همان صخره ای است که پیامبر اکرم(ص) در شب معراج پس از آن که با براق به مسجد الاقصی آمد,از فراز آن به آسمان رفت.در بالای قاعده ی هشت وجهی و بلافاصله در بالای دایره ای که صخره را احاطه کرده است,قبه ای دو لایه,با قطر 18 تا 20 متر و ارتفاع تقریبی 23 متر قرار دارد. گنبد طلایی این بنا به طرز جالب توجهی بر کل ساختمان احاطه دارد.بر دیوارهای درونی قاعده ی هشت وجهی و دیوارهای بیرونی,آیات قران کریم نقش بسته,که مجموعاً 210 متر از فضای آنها را در بر گرفته است.جای شگفتی نیست که مسجد القبه مناره ای ندارد,چرا که در واقع در دوره ی امویان مناره از اجزای مساجد نبوده و بیش تر از مظاهر دوره ی عباسیان است.

قدس ، کهن ترین شهر جهان و مهد سه آئین آسمانی (1)

تاریخچه : ‌از نظر تاریخی، قدس از کهن ترین شهرهای جهان به شمار می رود بطوریکه عمر آن از (45) قرن فراتر است، مهد سه آئین آسمانی (یهودی، مسیحی، اسلام)

قدس در تاریخ به نام های متعددی شناخته شده است که از معروفترین آن می توان به ، یبوس، إیلیا، کابتولینا، بیت المقدس، القدس، القدس الشریف اشاره کرد.

یبوس همان نامی است که قدس قریب به 4500 سال پیش بدان شناخته شد و منسوب به یبوسیهایی بوده که از تبار عربهای اولیه جزیره العرب هستند، یبوسیها ساکنان اصلی قدس به شمار می روند، آنان نخستین ساکنان قدس هستند که در حدود (2500 ق.م) به همراه قبایل عرب کنعانی به این منطقه آمدند و با تپه های مشرف بر شهر قدیمی قلعه ای را بر تپه جنوب شرقی یبوس ساختند که به دژ یبوس معروف گشت، ( این دژ از قدیمی ترین بناهای قدس به شمار می رود )، هدف از ساخت این دژ دفاع از شهر و محافظت از آن در برابر حملات و تهاجمات عبرانی ها و مصری ها ( فراعنه ) بوده است.

یبوسی ها همچنین نسبت به تأمین آب دژ و شهر خود همت گماشتند، آنان قناتی را حفر کردند تا آب چشمه جیحون ( نبع العذرا ) واقع در دره قدرون (امروزه به چشمه سلوان معروف است) را به درون دژ و شهر انتقال دهند.

قدس به نام“ اور شالم” نسبت به شالم (خداوند صلح کنعانی ها ) نیز معروف بود. این نام در کتب مصری معروف به لوح های تل العمارنه که تاریخ آن به قرنهای هیجدهم و نوزدهم قبل از میلاد باز می گردد، ذکر شده است.

یبوس در دست یبوسی ها و کنعانی ها بود تا اینکه در سال (1409 ق.م) به تصرف داوود پیامبر (ع) در آمد و از آن هنگام به شهر داوود موسوم گشت، داوود نبی این شهر را به پایتختی برگزید. این شهر پس از حضرت داوود به فرزندش سلیمان (ع) رسید و در عهد ایشان به اوج شکوفایی معماری رسید، در همین مقطع دین یهود رواج یافت. در سال 586 ق.م قدس به حکمروایی فارسیان در آمد، این شهر پیشتر توسط بخت النصر اشغال و کاملاً ویران شده و ساکنان یهودی به بابل انتقال یافته بودند. شهر قدس در حکمرانی فارسها بود تا اینکه به سال 332 ق.م توسط اسکندر مقدونی به اشغال در آمد. قدس در عصر یونانی دوره بی ثباتی را سپری کرد به ویژه پس از مرگ اسکندر مقدونی که بحرانها و اختلافات میان بطلمیان (پیروان بطلمیوس که مصر را تصرف کرده و دولت بطلمیان را تأسیس کرد) و سلوکیان (منسوب به فرمانده سلوکس که با تصرف سوریه حکومت سلوکیان را بر پا نمود) بود، این دو سعی در تصرف و حکمرانی بر این شهر را داشتند.

در سال 63 ق. م رومیان به فرمانده ی “ بومبی ” قدس را اشغال کردند، در سال 135 م هادریانوس امپراطور روم شهر قدس را کاملاً ویران ساخت و به جای آن مستعمره ای جدید بنام (ایلیا کابتولینا ) دایر نمود. قدس در دوران بیزانسی (330ـ 636 ) به ایلیاء نامیده می شد، در این برهه با گرویدن قسطنطین امپراطور به دین مسیحیت، آئین مسیحیت دین رسمی امپراطوری بیزانسی گشت. در این دوره همچنین هیلانا ملکه مادر کلیسای قیامت را در سال 335 م بنا نهاد.

در سال 614 م فارسها مجددا قدس را اشغال کردند. قدس تا سال 627 م جزء قلمرو فارسها بود تا اینکه هرکول آن را باز پس گرفت و این شهر تا فتح اسلامی در حکمرانی بیزانسی ها بود.

از آنجائیکه اسلام آئینی جهانی بوده و به عرب ها محدود نمی شد، لذا عرب ها و مسلمان ها موظف شدند آن را در همه کشورها منتشر سازند، و نتیجه آن فتوحات اسلامی بود که فلسطین از جمله نخستین کشورهایی که سپاهیان اسلامی به سوی آن رهسپار شدند. از زمان فتح اسلام تا سال 217 هجری قدس بنام ایلیاء و بیت المقدس نامیده می شد تا اینکه کم کم و برای اولین بار در تاریخ اسلامی یعنی ً از سال 216 هجری ، این شهر قدس نام گرفت‌.

این نامگذاری بعدها جا افتاد بطوریکه در زمان خلافت عثمانی بنام “ قدس شریف ” موسوم گشت. به سال ( 492 هـ /1099 م ) صلیبی ها قدس را اشغال و بدون توجه به قداست و جایگاه دینی اش، ‌دست به فساد و ویرانی زدند و در این رهگذر مرتکب قتل عام های و حشیانه ای در صحن حرم شریف شدند. صلیبی ها به این اعمال ددمنشانه بسنده نکرده و علاوه بر تاراج و چپاول، مسجد الاقصی را به کلیسا و اسطبل برای اسب ها و احشام خود مبدل ساختند و پس از صلیبی ها به اسطبل سلیمان معروف شد. صلاح الدین ایوبی فلسطین را آزاد و قدس را از چنگال صلیبی ها رهانید و آن را به آغوش اسلام و مسلمانان بر گردانید. قدس پس از ایوبی ها همچنان در دست مسلمانان بود و سرانجام در سال 1917 م خلافت عثمانی بر قدس توسط انگلیسی ها سرنگون شد.

1- نشریه نداء القدس

برگرفته از سایت: www.qodsna.com

http://asr-entezar.mihanblog.com/post/138

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

مقدسات اسلامی و مسیحی شهر قدس(1)  

کسانی که  در مورد اماکن مقدس سه دین آسمانی در شهر قدس پژوهش و تحقیق می کنند بدون شک با تاریخ این منطقه سوای جنبه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن بیش از پیش آشنا شده اند. تاریخی که منعکس کننده تمدن ملتی  است که مردمانش دارای قدمتی به سابقه دورانهای متمادی هستند.شاید این شهر که قدیمی و مقدس ترین شهرهای روی زمین محسوب می شود و در واقع مهد سه دین آسمانی است محل توجه بشریت از زمانهای نخستین زندگی انسانها بر روی کره خاکی باشد. شهری که مهد مسیحیت و اولین قبله گاه مسلمانان و سومین حرم شریف و محل معراج پیامبر اکرم(ص) است. شاید جای شگفتی نباشد که تاریخ بزرگترین جنگها و رشادتهای قهرمانانه خود را بر روی سرزمین فلسطین و خصوصا قدس دیده باشد. نبردهای چون عین جالوت، یرموک، حطین و اجنادین و علاوه بر این جنگها دهها نبرد و جنگ تاریخی دیگر حتی پیش از اسلام .

نخست: اماکن اسلامی:

شهر قدس شامل ساختمانهای اسلامی باستانی و ارزشمندی است. به گونه ای که در این شهر بیش از یکصد بنای باستانی و تاریخی از جمله مساجد و مدارس، زوایا، تکایا ، رواقها و دیوارها و شمار زیادی از ساختمانهای که در کتابهاب تاریخ ذکر آن رفته، وجود دارد. اسلام از زمان ظهورش توجه و اهتمام خاصی به این شهر داشته است خصوصا به دلیل اهمیت و ارزش معنوی آن در عقیده اسلامی.نظر به این توجه اعتقادی پادشاهان اسلامی و امرای آنها نیز در طی سالیان زیاد اقدام به ساخت بناهای تاریخی بسیار شکوهمند با نقش و نگارهای اسلامی جهت استفاده زائران و ساکنان اطراف مسجد الاقصی کرده اند که بیشتر این بناها جهت رضای خداوند و رسیدن به جزای الهی است.

1- مسجد الاقصی

ساختمان مسجد مبارک الاقصی در بخش جنوبی حرم شریفی قرار دارد که مساحت آن بالغ بر 150 دونم (هردونم تقریبا یکهزار متر ) است. اما مساحت کل ساختمان مسجد الاقصی بالغ بر 4500 متر مربع است . ساخت این بنا در دوران عبد الملک بن مروان اموی آغاز و در دوران ولید بن عبدالملک در سال 705 میلادی به اتمام رسید. طول این بنا 80 متر و عرض آن 55 متر است. هم اینک این ساختمان بر 53 ستون و 49 ساری مربع شکل استوار است.

درهای این ساختمان بویژه در دوره امویان به طلا و نقره مزین شده بود. لیکن ابوجعفر منصور دستور داد طلاها و نقره ها از درها جدا و تبدیل به دینار شوند تا برای خود مسجد خرج شود.

در اوایل قرن یازده میلادی  برخی از بخشهای این مسجد ترمیم شد و قبه های ان به همراه درهای شمالی این مسجد مبارک بنا نهاده شد.زمانی که صلیبی ها بیت المقدس را در سال 1599 به اشغال درآوردند بخشی از این مسجد را تبدیل به کلیسا نمودند. و بخش دیگری از آن را تبدیل به اسطبل اسبان و انبار مهمات خود کردند. اما زمانی که صلاح الدین ایوبی توانست قدس شریف را از لوث وجود صلیبی ها پاک کند به دستو ر وی کار بازسازی محراب و طلاکاری گنبدهای آن آغاز شد. وی دستور داد تا منبری را  داخل مسجد الاقصی و در سمت راست محراب آن با عاج ساخته شده از چوب درخت آبنوس و ارز مرصع کاری کنند. این تغییرات همچنان تا تاریخ 12/8/1969  باقی ماند . این همان تاریخی است که در ان مسجد الاقصی توسط یک یهودی استرالیایی تبار به نام دنیس روهان به آتش کشیده شد. به گونه ای که یک سوم (1500 متر) اجزای مسجد الاقصی در اثر آتش سوزی از بین رفت.

دروازه های حرم مسجد الاقصی

دروازه هایی که بازهستند:

1.   ( دروازه )باب الأسباط.

2.   (دروازه) باب حطة.

3.   (دروازه ) باب شرف الأنبیاء.

4.   (دروازه) باب الغوانمة.

5.   (دروازه) باب الناظرة.

6.   (دروازه) باب الجدید.

7.   (دروازه) باب القطانین.

8.   (دروازه)  باب الموضأ.

9.   (دروازه) باب  السلسلة.

10.  ( دروازه) باب  المغاربة.

دروازه هایی که همچنان بسته مانده اند:

1.   (دروازه) باب  السکنیة.

2.   (دروازه)  باب الرحمة.

3.   (دروازه) باب التوبة.

4.   (دروازه)  باب البراق.

پنجره ها:

تعداد آن 137 پنجره بزرگ با شیشه های رنگی است.

گنبدها (قبه ها):

1.   (گنبد)  قبة السلسلة.

2.   (گنبد)  قبة المعراج.

3.   (گنبد)  قبة محراب النبی (ص).

4.   (گنبد)  قبة یوسف.

5.   (گنبد)  قبة الشیخ الخلیلی.

6.   (گنبد)  قبة الخضر.

7.   (گنبد)  قبة موسى.

8.   (گنبد)  قبة سلیمان.

9.   (گنبد)  القبة النحویة.

محل اذان گفتن(مناره ها):

1.  مناره  باب المغاربة.

2.  مناره باب السلسلة.

3.  مناره باب الغوانمة.

4.  مناره باب الأسباط.

رواقهای مسجد الاقصی :

1.رواقی که ازباب حطه تاباب شرق الانبیا امتداد دارد(باب فیصل)

2.  رواقی که در مجاورت  باب شرف الانبیا است

3.  دو رواق پشت  دارالنیابه واقع در شمال حرم از غرب

4.  دو رواقی که بالای مسجد قرار دارند

5.  رواقهای غربی که ازباب الغوانمه تاباب المغاربه کشیده شده اند

6.  رواقی که از باب الغوانمه تا باب الناظر کشیده شده است

7.  رواقی که از باب الناظر تا باب القطانین  کشیده شده است

8.  رواقی که از باب السلسله تا باب المغاربه کشیده شده است

9.  رواقی که از باب القطانین تا باب المغاربه کشیده شده است

http://www.qodsna.com/NewsContent-id_2030.aspx

000000000000000000000000000000000000000000

مقدسات اسلامی و مسیحی شهر قدس (2)

دوم :دروازه های بسته

1. باب الرحمة:

این دروازه که بجهت درخشندگی و خوش آب و رنگی نزد صهیونیستها و بیگانگان به دروازه "‌طلایی" مشهور است در فاصله 200 متری جنوب باب الاسباط در دیوار شرقی بارو قرار دارد و مربوط به زمان امویان بوده و دروازه ای دوقلوست که دو قوس بزرگ بر بالای آنست و با گره های طاقهای خمیده شامل قوسهایی بر پایه ستونهای قرنطینه ای بزرگ به محیطی مسقف  منتهی می شود .

عثمانی ها بدلیل خرافه هایی رایج در آنزمان مبنی بر اینکه اروپایی ها بازخواهند گشت و از این دروازه وارد شده و شهر را تصرف می کنند ، این دروازه را بستند .این دروازه از زیباترین دروازه های شهر است که مستقیما به داخل حرم قدسی راه می یابد .

سه دروازه بسته دیگر در دیوار جنوب باروی شهر در نزدیکی گوشه جنوب غربی شهر واقعند و همه آنها بطور مستقیم به داخل حرم منتهی می شوند .نخستین آنها از گوشه بارو ،باب الواحد نام دارد که قوسی بر بالای آنست ،سپس باب المثلث که شامل 3 دروازه است که بر بالای هریک قوسی هلالی است و سوم باب المزدوج که شامل دو دروازه که بالای هر یک با قسمتی از بارو پوشیده شده است و هر سه آنها در زمان امویان و زمان ساخت قبة الصخرة توسط عبدالملک بن مروان ساخته شدند .

مساجد جامع و مساجد کوچک شهر قدس :

1. مسجد قبة الصخرة:

ساخت مسجد الصخره در سال (66هـ – 685 م) و بدستور عبدالملک بن مروان ساخته شد و هزینه ساخت آن با اضافه خراج 7 سال مصر تامین گردید .

پس از پایان ساخت بنا 100 هزار دینار از اموال باقی مانده بود که خلیفه دستور داد سکه های طلا را ذوب کرده و گنبد و درها را با طلا بیارایند که بدین ترتیب ساختمان مسجد با طلایی که بروی مس کشیده شد به شکوه خاصی رسید .

همچنین یک پوشش دیگر نیز برای ساختمان طراحی شد تا آنرا از سرمای زمستان حفظ کند ولی این پوشش در اواخر حکومت عثمانی برداشته شد .

مسجد قبة الصخره بدلیل داشتن دیوارها ، ستونها ، رواقها ،سقف ها و گنبدهای پر نقش و نگار و دارای کاشیکاری های ناب و تراشکاری های هنری که برخی از غربیان را بر آن داشته این ساختمان را از زیباترین بناهای جهان برشمرند ،نگین معماری جهان اسلام به شمار می آید .

این مسجد بدلیل وجود صخره ای در زیر گنبد که برخی معتقدند بهنگام معراج رسول گرامی اسلام همراه وی به سوی آسمان بلند شده بود که پیامبر آنرا بازایستاند ،به این نام نامیده شده است .

2. مسجد عمر بن خطاب:

زمانی که عمر بن خطاب در سال (15هـ – 636م) قدس را فتح کرد و او در داخل کلیسای قیامت بود ،موذن بانگ برداشت و اسقف "سفرونیوس" از وی دعوت کرد که نماز را در داخل کلیسا بجای آورد ولی او از بیم آنکه مبادا مسلمانان بعدها به وی اقتدا کرده و کلیسا را به مسجد بدل کنند و مسیحیان رنجیده خاطر شده و از عبادت در این مکان رویگردان شوند و بنابراین در مکانی نزدیک کلیسا نماز گزارد و مسلمانان بعدها در این مکان مسجد عمر را بنا کردند .

3. مقام داوود نبی :

مقام داوود نبی از جمله اماکن اسلامی است که مسلمانان در این شهر مقدس از آن بازدید می کنند و این مقام شامل ضریح داوود نبی و دو مسجد همجوار آن می باشد .

این مقام بروی تپه ای مرتفع در کوه صهیون واقع است و در اطراف آن واحدهای مسکونی بسیار که خانواده دجانی پیش از سال 1948 در آن زندگی می کردند ،قرار دارد .

این مقام جدای از قداست و حرمت بسیاری که دارد از جمله آثار تاریخی باستانی فلسطین نیز به شمار می آید بخصوص مسجد علوی آن که طاقها و ستونهای استوار عظیم آنرا زینت کرده است .

بخش بالایی ساختمان عبارت است از بنایی سنگی در وسط محله متشکل از دو طبقه بالایی و پایینی .در طبقه اول دو مسجد یکی بزرگ و دیگری کوچک قرار دارد که بروی دیوارهای آنها آیات قران حک شده است و در طبقه بالا تالار نشیمنی بزرگ بروی مسجد است که به طاقی استوار آراسته است و سلطان محمود خان در سال (1233هـ- 1817م) آنرا نوسازی کرد .

4. دیوار براق:

مسلمانان آنرا از اماکن مقدس اسلامی وبخشی از حرم شریف قدس می دانند . این همان دیواری است که از ناحیه غربی حرم را احاطه کرده است و طول آن 156 پا و ارتفاع آن 56 پا می باشد و از سنگهای ستبر قدیمی ساخته شده که طول برخی از آنها به 16 پا می رسد و مسلمانان بدلیل این اعتقاد که پیامبر در شب معراج براق ( شتر) خود را در این مکان آماده ساخت ،آنرا دیوار براق نامیده اند .

یهودیان این دیوار را بدلیل اینکه آنرا تنها باقیمانده از ساختمان معبد قدیمی مزعوم خود می دانند آنرا دیوار "مبکی = گریه گاه " می نامند .همان معبدی که به اعتقاد آنها به دست هیرودوس(18 ق. م) ساخته و بدست تتیس نابود شد و یهودیان از زمانهای قدیم به چشم تقدیس و بزرگداشت به آن می نگرند و همواره در طول قرون آن را زیارت کرده و بخصوص در صبح روز نهم آگوست گرد آن تجمع کرده و گریه سرمی کنند .

در برابر دیوار یک مکان سنگ فرش شده به عرض 11 پا و مساحت 120 پای مربع وجود دارد که بهنگام گریه در آن تجمع می کنند .

این دیوار از جمله اوقاف "ابی مدین الغوث" می باشد و بهمراه بناهای مجاور در زمان سلطان صلاح الدین به نفع گروهی از مسلمانان مغرب ساخته شد و در گذشته درگیریهای شدیدی بر سر این دیوار بین مسلمانان و یهودیان رخ داده است و مسلمانان به آنها اجازه نمی دادند که صندلی و پشتی و پرده و دیگر وسایل را به آنجا بیاورند یا جابجا کنند و اجازه ورود به آنجا را هم به آنها نمی دادند .

در زمان تحت الحمایتگی فلسطین زیر حکم انگلیس یهودیان ادعاهای خود درباره این دیوار را از سرگرفته و درگیری ها تازه شد که در اثر آن انقلابی عظیم به نام انقلاب براق در فلسطین براه افتاد و نتیجه آن شد که یهود حقی از این دیوار ندارند مگر نزدیک شدن و دعا کردن .

5. مساجد باستانی در قدس :

درست پس از فتوحات اسلامی زمان عمر بن خطاب در قدس و فلسطین اهتمام به ساخت مساجد بالا گرفت و هر شهری که فتح می شد مسجدی در آن ساخته می شد و شاید مسجد عمر در حریم قدس اولین مسجد باشد . مساجد نخستین بسیار ساده بوده و غالبا از حیاطی که دیواری از آجر و خشت بر پایه ای از سنگ گرد آن را فراگرفته بود ،تشکیل می شد و تنه های درخت خرما بعنوان ستون بکار می رفت و شاخه های درخت خرما یا لایه ای از گل سقف آنها را تشکیل می داد . مساجد بدست اولین فرماندهان مسلمانان در مرکز شهرها ساخته شده و مرکز حکومتی نیز همچون خانه پیامبر که در کنار مسجد بود همجوار مسجد بنا می شد .

با مرور زمان ساختمان مساجد باشکوه تر می شد و در زمان خلیفه عثمان بن عفان از سنگ وگچ برای ساخت دیوارها و ستونهای مسجد استفاده شد و در زمان امویان نیز مساجد کم کم شکل زیبا و فاخر خود را به گونه ای که شایسته تمدن اسلامی بود به خود می گرفتند و نمونه عالی آنها مسجد الاقصی و مسجد قبة الصخرة است .

بیشتر مساجد باستانی باقیمانده ،مربوط به زمان ایوبیان و ممالیک (حکومتهای مملوکی) است که در حفظ و صیانت از زبان عربی و فرهنگ اسلامی در فلسطین خدمات بیشماری ارائه کردند و بخصوص در دوره های اولیه اسلامی مرکز زندگی سیاسی و اجتماعی بودند ،چرا که مسجد عبارت از یک مدرسه دینی بود که امیر در آن حکومت می کرد و بیت المال را نگهداری می کرد و قبایل اسلامی را پذیرایی می کرد و مراسم دینی و ملی در آن برگزار می شد .

پس از اشغال فلسطین توسط صهیونیستها مساجد هرگز در امان نبوده و برخی به کلی ویران شده و برخی به موزه یا مکان خدماتی بدل شده و بسیاری بی احترامی های دیگر نیز در حق این اماکن مقدس از یهودیان سر زد .

منبع: خبرگزاری قدس(قدسنا)

http://www.aviny.com/Occasion/islamic/felestin/89/Moghadasat_Qods2.aspx

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

مسجد الاقصی و قبه الصخره

مسجد قبه الصخره، مسجدالاقصی نیست

مسجد الاقصی را باید یکی از مقدس ترین اماکن اسلامی برای مسلمانان جهان توصیف کرد. این مسجد اولین قبله مسلمانان جایی که در دوران پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) ایشان به سوی این مسجد به اذن خداوند نماز بپا می داشتند و همچنین سومین حرم شریف پس از مسجد الحرام و مسجد النبی در مکه و مدینه است . مسجد الاقصی به گواه تاریخ نویسان دومین مسجد ساخته شده بر روی زمین پس از بیت الله الحرام محسوب می شود. نقل است که " حضرت آدم (علیه السلام) آنرا ساخته وزیر بنای آنرا چهل سال پس از ساختن بیت الله الحرام بنا به دستور خداوند نهاده است.

بنابراین صرف نظر از اعتقادات دینی ما مسلمانان ، قدمت ساخت این مسجد به بیش از یکهزار سال نیز سبب توجه جهانی به این مسجد خواهد بود.

در قرآن مجید آمده است " سبحان الذی اسرى بعبده لیلاً من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا إنه هو السمیع البصیر".

توصیف مسجد الاقصی:

مسجد الاقصی شامل منطقه ای است مستطیل شکل در جنوب شرقی شهر قدس که دور تا دور آنرا دیوار در برگرفته واین دیوارها هم در داخل دیوارهای بخش قدیمی شهر قدس قرار گرفته اند.

مساحت مسجد حدود 144 دونم (هر دونم هزارمتر مربع) است وشامل مسجد الاقصی ، قبه الصخره به همراه آثار دیگری که تعداد آنها به 200 اثر می رسد .مسجد الاقصی بر فراز فلاتی کوچک به نام فلات موریا ساخته شده است که "صخره" مشرفه بالاترین نقطه آن است ودقیقا در مرکز محوطه مسجد قرار گرفته است.

ابعاد مسجد از جنوب 281 متر ، از شمال 310 متر ، از شر 462 متر واز غرب 491 متر است .

این مساحت یک ششم مساحت بخش قدیمی شهر قدس را تشکیل می دهد .

این ابعاد از زمان ساخته شدن این مکان بعنوان مسجدی برای نمازگزاردن تغییر نکرده است وبر خلاف مسجد الحرام ومسجد نبوی در مکه مکرمه ومدینه منوره این محدوده در طول تاریخ خود شاهد توسعه مساحت نبوده است.

مسجد الاقصی چهارده دروازه دارد که پنج یا چهار دروازه از آنها بعداز فتح این شهر توسط صلاح الدین بسته شدند این دروازه ها عبارتند از باب الرحمه از شرق ، باب المنفرد ، المزدوج والثلاثی در جنوب از دروازه های بسته شده بودند.

اکنون ده دروازه همچنان باز می باشد که عبارتند از : باب المغاربه (النبی) ، باب السلسله (باب داوود) ، باب المتوضا (باب المطهره)، باب القطانین ، باب الحدید ، باب الناظر و باب الغوانمه (باب الخلیل) که همگی در قسمت غربی ونیز باب العتم (باب شرف الانبیاء) ، باب حطه ، باب الاسباط هم در بخش شمالی واقع اند.

مسجد الاقصی دارای چهار گلدسته است.

نام ها :

مسجد الاقصی

نامی است اسلامی که خداوند برای این مکان برگزیده ودر قرآن کریم به آن اشاره شده است .

" سبحان الذی اسرى بعبده لیلاً من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا إنه هو السمیع البصیر".

اقصی به معنای دورترین است ومقصود از آن اینکه این مسجد نسبت به دو مسجد بزرگ دیگر مسلمانان در مکه ومدینه دورتر ست.

مسجد الاقصی پیش از آنکه این نام در قرآن ذکر شود به بیت المقدس معروف بود.

مسجد الاقصی به اشتباه حرم قدسی شریف خوانده می شود این در حالی است که توصیف حرم تنها برای مسجد الحرام ومسجد النبی می باشد.

مهمترین آثار موجود مسجد الاقصی (حرم شریف)

مقصود از حرم شریف، آن منطقه قرار گرفته بر روی تپه کوچک و یا سکوی مختلف الاضلاع واقع در ضلع جنوب شرقی بخش قدیمی شهر قدس می باشد. ابعاد اضلاع محدوده حرم شریف بدین شرح است.

ضلع جنوبی ( 281 م )

ضلع شمالی ( 310 م )

ضلع شرقی ( 462 م )

ضلع غربی ( 491 م )

این منطقه از دو ناحیه جنوبی و شرقی به حصار شهر که تاریخچه آن به دوران اسلامی سلسله ایوبی ها، مملوکی ها و عثمانی باز می گردد، احاطه شده است. واما از دو ناحیه شمالی و غربی، مسجد به رواقهایی احاطه شده که در دوران ایوبی ها و مملوکیان ساخته شده بود.

مسجدالاقصی از تعدادی ساختمان تشکیل شده است که به همراه مساجد ، گنبدها ، رواق ها ، منابر ، گلدسته ها وغیره به 200 اثر می رسند.

قبه الصخره

قبه الصخره (گنبد صخره) ساختمان هشت ضلعی است که گنبدی طلایی بر آن قرار گرفته است ، موقعیت آن به نسبت مسجد الاقصی به مانند قلب در بدن انسان است ودقیقا در سمت چپ مرکز آن قرار گرفته است ، این گنبد به مثابه گنبد تمامی این محوطه محسوب شده ویکی ازقدیمی ترین وعظیم ترین آثار اسلامی شاخص است.

علت نامگذاری آن به این اسم وجود صخره ای در داخل آن است که از روی آن پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) به آسمان عروج کردند ودر واقع بلند ترین بقعه مسجد الاقصی هم محسوب می شود.

قبه الصخره اکنون مصلای زنان در مسجد الاقصی است ، این صخره آنگونه که گفته می شود دیگر بین زمین وهوا معلق نیست بلکه غار کوچکی در زیر آن قرار دارد.

مسجد قبلی (با کسر قاف وتسکین)

این مسجد در بخش جنوبی مسجد الاقصی به طرف قبله قرار گرفته است واز این رو به مسجد جامع قبلی شهرت یافته است ، این مسجد با گنبد طوسی رنگش اکنون مصلای اصلی مردان است .این مسجد در محلی که عمر بن الخطاب در زمان فتح قدس در سال 15 هجری در آن نماز گذارد ساخته شده است ، بنای این مسجد را عبد الملک بن مروان آغاز وپسرش ولید بن عبد الملک آنرا به پایان رساند.

مصلای مروانی

این مصلی زیر مسجد الاقصی در بخش جنوب شرقی واقع است .

اقصای قدیم

اقصای قدیم زیر مسجد قبلی قرار گرفته است ، آنرا امویان ساختند تا مدخلی اختصاصی برای آنها از کاخ های امویه به داخل مسجد الاقصی باشد ،

مسجد براق :

این مسجد در کنار دیوار براق (جایی که نقل است پیامبر زمان معراج اسب خود را به این دیوار بست که وجه تسمیه این دیواردر واقع به دلیل این است که نام اسب پیامبر(ص) براق نام داشت) قرار گرفته است.

مجموعه سقاخانه ها وچاه های اطراف الاقصی هم جزو آثار آن می باشند.

مدرسه اشرفیه به همراه تعداد زیادی از مدارس در اطراف مسجد الاقصی بنا نهاده شده اند.

دروازه های دایر در مسجد الاقصی:

ضلع غربی:

باب المغاربه ــ دروازه مغربی ها ـ (به دروازه نبی نیز معروف است)، دروازه سلسله (به دروازه داوود هم موسوم )، باب المتوظأ ـ دروازه وضو دار ـ ( دروازه مطهر نیز گفته می شود )، دروازه القطاطین، دروازه آهن (به دروازه آرگون هم معروف است)، دروازه الناظر (به نامهای باب علاء الدین بصیری، باب میکائیل، باب الحبس و باب المجلس نیز شناخته می شود)، دروازه غوانمه ( دروازه الخلیل و باب الولید هم نامیده می شود).

ضلع شمالی:

دروازه العتم (معروف به دروازه شرف الانبیاء،‌ داوودیه و فیصل)، باب حطه و باب الاسباط .

حرم شریف دارای چهار مأذنه (گلدسته) به شرح ذیل می باشد .

ـ گلدسته باب المغاربه واقع در گوشه جنوب غربی حرم شریف0

ـ گلدسته باب السلسله واقع در ضلع غربی حرم شریف و نزدیک به باب السلسله.

ـ گلدسته باب الغوانمه واقع در گوشه و کنج غربی حرم شریف.

ـ گلدسته باب الاسباط واقع در ضلع شمالی حرم شریف.

حرم شریف مجهز به منابع آبی بوده و مسلمانان در طول تاریخ اسلامی این حرم شریف به حفر چاهها، ساخت منبع آبی، آبدار خانه و سقا خانه ای که همگی در محوطه حرم پراکنده اند، همت گماشتند .

امور اداری ومالی حرم شریف امروزه توسط سازمان اوقاف اسلامی تابع وزارت اوقاف و امور اماکن متبرکه اسلامی مستقر در امًان اداره می شود. دفاتر و مؤ سسات اداره اوقاف اسلامی چون، موزه اسلامی، کتابخانه مسجد الاقصی، مدارس علوم دینی الاقصی و دار القرآن کریم و حدیث شریف نبوی و……، که در محوطه حرم احداث شده اند، به محدوده حرم شریف ملحق شدند.

تاریخ ساخت مسجد الاقصی

بر عکس آنچه که برخی هادر مورد مسجد الاقصی تصور می کنند مسجد الاقصی توسط عبد الملک بن مروان ساخته نشد بلکه او تنها قبه الصخره را ساخت. مسجد الاقصی بنایی قدیمی که اولین قبله گاه مسلمانان است این مسجد دومین مسجدی است که بر روی زمین ساخته شد ، ارجح آن است که حضرت آدم (علیه السلام) آنرا ساخته وزیر بنای آنرا چهل سال بعد از ساختن بیت الله الحرام بنا به دستور خداوند نهاده است. این بنا پیش از به وجود آمدن کنیسه ، کلیسا ، بارگاه ومعبد بوده است. بعد از آن مهاجرت حضرت ابراهیم علیه السلام از منطقه بین النهرین به سرزمین های مبارک در سال 1800 قبل از میلاد انجام گرفت وایشان اقدام به بالا بردن ستون های بیت الله الحرام کردند، بعد از آن هم اسحاق ویعقوب (ع) مسجد الاقصی را ترمیم کردند تا اینکه در سال 1000 قبل از میلاد این مسجد توسط حضرت سلیمان بازسازی شد. همراه با فتوحات اسلامی در سال 636 میلادی عمر بن الخطاب مصلی قبلی را بعنوان بخشی از مسجد الاقصی ساخت ، در دوره امویان قبه الصخره ساخته شده ومصلای قبلی نیز بازسازی گردید ، ساخت این بنا حدود 30 سال از سال 66 هجری تا 96 هجری (685 تا 715) به درازا کشید تا مسجد الاقصی به شکل فعلی آن در آید.

چرا یهودیان مدعی مسجدالاقصی هستند؟

بخش غربی وجنوبی صحن مسجد الاقصی اهمیت فراوانی برای یهودیان دارد. این دیوار به دیوار براق مشهور است وعلت نامگذاری آن به این اسم هم بسته شدن اسب رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم (براق) به این دیوار در زمان معراج بود .

این دیوار 156 عرض و56 پا طول دارد ، برخی از سنگ های این دیوار 16 پا می باشند ، مسلمانان مسجدی را در این قسمت بنا نهادند.

در مقابل یهودیان ادعا می کنند که این دیوار بخش باقی مانده از دیوار " بارگاه سلیمان" است که هیردوس آنرا در سال 18 قبل از میلاد بنا نهاده بود.

با اینکه حفاری های صهیونیستی تاکنون از یافتن دلیلی برای این ادعا عاجز مانده است اما آنها همچنان بر این ادعای خود پافشاری می کنند.

در دوره عمر، شفقت مسلمانان نسبت به یهودیان باعث شد تا به آنان اجازه داده شود تا در کناراین دیوار به ندبه وزاری بپردازند ، تعداد یهودیان در آن زمان بسیار کم بود وعرض پیاده رویی که آنها در آن می ایستادند تنها 4 متر بود.

این پیاده رو جزو موقوفات خانواده ابو مدین الجزائری بود ویهودیان در عصر محمد علی سالانه 300 لیره به متولی آن پرداخت می کردند در عین اینکه هیچ حق قانونی در این مکان نداشتند.

دردوره قیمومیت انگلیس یهودیان به این مکان دست درازی کرده وادعای مالکیت آنرا کردند این امر منجر به قیام فلسطینیان علیه آنان شد ، قیام براق که در سال 1929 رخ داد باعث شهادت 116 نفر وزخمی شدن 232 نفر وزندانی شدن حدود یکهزار نفر دیگر از فلسطینیان گردید. ، مسئولین انگلیسی 26 نفر از زندانیان فلسطینی را به اعدام محکوم کردند ، کشتار بی رحمانه فلسطینیان مواضع جانبدارانه انگلیس از یهودیان وصهیونیستها باعث شد تا کمیته بین المللی حقیقت یابی تشکیل شود. این کمیته در پایان تحقیقات خود تاکید کرد مالکیت این مکان از آن مسلمانان است ، نظر این کمیته در ژانویه 1930 اعلام شد.

با این حال صهیونیستها همچنان ادعا می کنند که مسجد الاقصی بر روی ویرانه های بارگاه سلیمان برپا شده وتلاش خود را برای انهدام آن ادامه می دهند.

اشتباه نکنید!!

مسجد قبه الصخره، مسجدالاقصی نیست

ظاهراً موضوع اشتباه گرفتن مسجد الاقصی با مسجد القبه تا حدی به دلیل نزدیکی این دو بنا و قرار گرفتنشان همراه با برخی ابنیه ی دیگر در مجموعه ی حرم الشریف است.اما به نظر می رسد در ورای این تشابه ساده,مسئله مهم تری پنهان است,آنچنان که یکی از اساتید دانشگاه زاید امارات,چند سال پیش در نامه ای به یکی از نشریات چنین نوشت: بین مسجد الاقصی و مسجد القبه الصخره سردرگمی قابل توجهی وجود دارد.هرگاه در رسانه های محلی و بین المللی ذکری از مسجد الاقصی به میان می آید,در عوض عکسی از مسجد القبه نمایش داده می شود.دلیل اصلی این مسئله عدم اطلاع عموم مردم, هم راستا با توطئه های رژیم صهیونیستی است.در زمان اقامتم در ایالات متحده نیز بارها با این مسئله مواجه بودم.تا ان که اطلاع یافتم صهیونیست ها در امریکا چنین تصاویری را چاپ و متتشر کرده و گاه با قیمت بسیار اندک و حتی رایگان در اختیار اعراب و مسلمانان قرار می دهند.بدین ترتیب مسلمانان ان را به تمام نقاط –دیوار منازل و دفاتر کار-نصب می کنند. همین مسئله موید این است کهسران صهیونیستی می خواهد تصویر مسجد الاقصی را از اذهان مردم پاک کنند تا بتوانند آن را تخریب و معبد مورد ادعای خود را پنهانی بنا کنند و اگر کسی شکایت یا اعتراضی داشته باشد,به طور زنده تصویر مسجدالقبه را نشان خواهند داد و اظهار خواهند داشت که اتفاقی نیفتاده است."

مسجد القبه (قبه الصخره)

این مسجد در گرامیداشت معراج پیامبر بنا شد.بنای آن در سال 67هجری آغاز و در سال 71 هجری تکمیل شد. این مسجد متشکل از قاعده ای هشت وجهی است که دو راهروی هم مرکز هشت وجهی را در بر گرفته,آن ها نیز به نوبه ی خود جایگاه مرکزی دایره ای شکلی,حاوی صخره را احاطه کرده اند.گمان می رود,این همان صخره ای است که پیامبر اکرم(ص) در شب معراج پس از آن که با براق به مسجد الاقصی آمد,از فراز آن به آسمان رفت.در بالای قاعده ی هشت وجهی و بلافاصله در بالای دایره ای که صخره را احاطه کرده است,قبه ای دو لایه,با قطر 18 تا 20 متر و ارتفاع تقریبی 23 متر قرار دارد. گنبد طلایی این بنا به طرز جالب توجهی بر کل ساختمان احاطه دارد.بر دیوارهای درونی قاعده ی هشت وجهی و دیوارهای بیرونی,آیات قران کریم نقش بسته,که مجموعاً 210 متر از فضای آنها را در بر گرفته است.جای شگفتی نیست که مسجد القبه مناره ای ندارد,چرا که در واقع در دوره ی امویان مناره از اجزای مساجد نبوده و بیش تر از مظاهر دوره ی عباسیان است.

قدس ، کهن ترین شهر جهان و مهد سه آئین آسمانی (1)

تاریخچه : ‌از نظر تاریخی، قدس از کهن ترین شهرهای جهان به شمار می رود بطوریکه عمر آن از (45) قرن فراتر است، مهد سه آئین آسمانی (یهودی، مسیحی، اسلام)

قدس در تاریخ به نام های متعددی شناخته شده است که از معروفترین آن می توان به ، یبوس، إیلیا، کابتولینا، بیت المقدس، القدس، القدس الشریف اشاره کرد.

یبوس همان نامی است که قدس قریب به 4500 سال پیش بدان شناخته شد و منسوب به یبوسیهایی بوده که از تبار عربهای اولیه جزیره العرب هستند، یبوسیها ساکنان اصلی قدس به شمار می روند، آنان نخستین ساکنان قدس هستند که در حدود (2500 ق.م) به همراه قبایل عرب کنعانی به این منطقه آمدند و با تپه های مشرف بر شهر قدیمی قلعه ای را بر تپه جنوب شرقی یبوس ساختند که به دژ یبوس معروف گشت، ( این دژ از قدیمی ترین بناهای قدس به شمار می رود )، هدف از ساخت این دژ دفاع از شهر و محافظت از آن در برابر حملات و تهاجمات عبرانی ها و مصری ها ( فراعنه ) بوده است.

یبوسی ها همچنین نسبت به تأمین آب دژ و شهر خود همت گماشتند، آنان قناتی را حفر کردند تا آب چشمه جیحون ( نبع العذرا ) واقع در دره قدرون (امروزه به چشمه سلوان معروف است) را به درون دژ و شهر انتقال دهند.

قدس به نام“ اور شالم” نسبت به شالم (خداوند صلح کنعانی ها ) نیز معروف بود. این نام در کتب مصری معروف به لوح های تل العمارنه که تاریخ آن به قرنهای هیجدهم و نوزدهم قبل از میلاد باز می گردد، ذکر شده است.

یبوس در دست یبوسی ها و کنعانی ها بود تا اینکه در سال (1409 ق.م) به تصرف داوود پیامبر (ع) در آمد و از آن هنگام به شهر داوود موسوم گشت، داوود نبی این شهر را به پایتختی برگزید. این شهر پس از حضرت داوود به فرزندش سلیمان (ع) رسید و در عهد ایشان به اوج شکوفایی معماری رسید، در همین مقطع دین یهود رواج یافت. در سال 586 ق.م قدس به حکمروایی فارسیان در آمد، این شهر پیشتر توسط بخت النصر اشغال و کاملاً ویران شده و ساکنان یهودی به بابل انتقال یافته بودند. شهر قدس در حکمرانی فارسها بود تا اینکه به سال 332 ق.م توسط اسکندر مقدونی به اشغال در آمد. قدس در عصر یونانی دوره بی ثباتی را سپری کرد به ویژه پس از مرگ اسکندر مقدونی که بحرانها و اختلافات میان بطلمیان (پیروان بطلمیوس که مصر را تصرف کرده و دولت بطلمیان را تأسیس کرد) و سلوکیان (منسوب به فرمانده سلوکس که با تصرف سوریه حکومت سلوکیان را بر پا نمود) بود، این دو سعی در تصرف و حکمرانی بر این شهر را داشتند.

در سال 63 ق. م رومیان به فرمانده ی “ بومبی ” قدس را اشغال کردند، در سال 135 م هادریانوس امپراطور روم شهر قدس را کاملاً ویران ساخت و به جای آن مستعمره ای جدید بنام (ایلیا کابتولینا ) دایر نمود. قدس در دوران بیزانسی (330ـ 636 ) به ایلیاء نامیده می شد، در این برهه با گرویدن قسطنطین امپراطور به دین مسیحیت، آئین مسیحیت دین رسمی امپراطوری بیزانسی گشت. در این دوره همچنین هیلانا ملکه مادر کلیسای قیامت را در سال 335 م بنا نهاد.

در سال 614 م فارسها مجددا قدس را اشغال کردند. قدس تا سال 627 م جزء قلمرو فارسها بود تا اینکه هرکول آن را باز پس گرفت و این شهر تا فتح اسلامی در حکمرانی بیزانسی ها بود.

از آنجائیکه اسلام آئینی جهانی بوده و به عرب ها محدود نمی شد، لذا عرب ها و مسلمان ها موظف شدند آن را در همه کشورها منتشر سازند، و نتیجه آن فتوحات اسلامی بود که فلسطین از جمله نخستین کشورهایی که سپاهیان اسلامی به سوی آن رهسپار شدند. از زمان فتح اسلام تا سال 217 هجری قدس بنام ایلیاء و بیت المقدس نامیده می شد تا اینکه کم کم و برای اولین بار در تاریخ اسلامی یعنی ً از سال 216 هجری ، این شهر قدس نام گرفت‌.

این نامگذاری بعدها جا افتاد بطوریکه در زمان خلافت عثمانی بنام “ قدس شریف ” موسوم گشت. به سال ( 492 هـ /1099 م ) صلیبی ها قدس را اشغال و بدون توجه به قداست و جایگاه دینی اش، ‌دست به فساد و ویرانی زدند و در این رهگذر مرتکب قتل عام های و حشیانه ای در صحن حرم شریف شدند. صلیبی ها به این اعمال ددمنشانه بسنده نکرده و علاوه بر تاراج و چپاول، مسجد الاقصی را به کلیسا و اسطبل برای اسب ها و احشام خود مبدل ساختند و پس از صلیبی ها به اسطبل سلیمان معروف شد. صلاح الدین ایوبی فلسطین را آزاد و قدس را از چنگال صلیبی ها رهانید و آن را به آغوش اسلام و مسلمانان بر گردانید. قدس پس از ایوبی ها همچنان در دست مسلمانان بود و سرانجام در سال 1917 م خلافت عثمانی بر قدس توسط انگلیسی ها سرنگون شد.

نشریه نداء القدس

http://www.askdin.com/showthread.php?t=3766

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

مسجدالاقصی دردست مبادله (بخش اول)

نگاهی به تخریب مسجدالاقصی

شهر بیت المقدس به خاطر اماکن مقدسه ای که در آن وجود دارد، از شهرتی تاریخی برخوردار است. از جمله حرم شریف که مسجد مبارک الاقصی و مسجد الصخره در آن جای دارد و در بخش جنوب شرقی قدس قدیمی ( بیت المقدس شرقی) واقع است. در بیت المقدس 35 مسجد وجود دارد. دیوار شریف براق در این شهر است. مقدسات مسیحی آن نیز عبارت است از کلیسای القیامه در مرکز شهر که شامل « درب الام» و کلیسای جسمانیه است. اما یهودیان که مدعی هستند قدس، شهر مقدس آنهاست، هیچ آثار مذهبی و غیره در این شهر ندارند.

تنها جائی را که به خود منسوب می دانند، دیوار غربی حرم شریف است که از املاک اسلامی است. آنها ادعا دارند که این دیوار یکی از دیوارهای هیکل سلیمان است. 

اما حقیقت تاریخی غیرقابل انکار این است که دیوار غربی مسجدالاقصی هیچ ربطی به هیکل سلیمان ندارد، زیرا این هیکل دوبار در معرض تخریب قرار گرفت و هیچ اثری از بقایای آن باقی نماند. دلیل دیگر اینکه صهیونیستها به رغم تمامی حفاریهائی که در بیت المقدس شریف و در زیر دیوار غربی مسجدالاقصی انجام دادند، نتوانستند هیچ اثری از این هیکل سلیمان ادعائی پیدا کنند. پیش از خروج استعمارگران انگلیسی از فلسطین، تنها ملکی که یهودیان داشتند، محله یهودی نشین شهر بود که عبارت است از یک کنیسه و چند خانه مذهبی نوبنیاد و بدون هیچ گذشته تاریخی.

طی نوزده سال اشغال فلسطین و جدایی میان دو بخش این شهر، هر بخش به شیوه ی خاص خود، توسعه اقتصادی و اجتماعی یافت. پیوند میان دو بخش شهر، محدود به « پیوند بصری» به وسیله ی دوربینهایی گردید که به وسیله ی رژیم صهیونیستی در بخش غربی جهت استفاده زائران کار گذاشته شده بود.

پس از اشغال کرانه ی باختری رود اردن و باقیمانده شهر بیت المقدس در سال 1967توسط رژیم صهیونیستی و ویران شدن دیوار میان دو بخش قدیمی و جدید بیت المقدس و صدور بیانیه ی الحاق شهر به اسرائیل در   1967/6/27زمینه برای تغییر شکل شهر آماده گردید و رژیم صهیونیستی از هیچ تلاشی برای این اقدام در شهر مطهر بیت المقدس فروگذاری نکرد. حاخامهای یهودی سراسر جهان نیز کنفرانس عمومی در بیت المقدس تشکیل داده و به بحث پیرامون مساله قدس نشستند. حاضران خواستار تجدید بنای هیکل سلیمان شدند.

زیرخ فازهافنک وزیر مذاهب گفت: « در مورد اینکه هدف نهائی ما برپا داشتن هیکل سلیمان است، هیچکس با ما بحث و مناقشه ای ندارد. اما وقت این کار هنوز فرا نرسیده. در آن روز باید که زلزله ای رخ دهد و مسجدالاقصی را ویران کند و ما بر ویرانه های آن هیکل را بر پا داری».

به تدریج دیدگاه « جدا سازی میان دو بخش » در ذهن نقشه پردازان صهیونیستی جای گرفت و آنان به بخش قدیمی شهر به عنوان یک اثر باستانی نگریستند که به درد جهانگردان می خورد. لذا عملیات نابودی منازل در این بخش و بیرون راندن ساکنان عرب از آنجا، همراه با انهدام منازل و بناهای موقوفه در مقابل میدان براق برای گسترش این میدان، دنبال شد.

در تاریخ1970/10/14مقامات صهیونیستی از توطئه گسترده ای در مورد دیوار حرم شریف پرده برداشتند در این زمینه روزنامه ی صهیونیستی معاریو نوشت که باستان شناسان صهیونیست گفته اند که زیر دیوار باید به طول 485 متر حفاری شود. معنی این کلام آن بود که دیوارهای جنوبی و شمالی و غربی حرم شریف باید ویران شود.

به رغم تلاشهایی که بیش از دو دهه برای انضمام بخش خاوری (قدیم) شهر صورت گرفت، توطئه «گسستگی و جداسازی میان دو بخش» هر روز گسترده گردید.این توطئه در اجرای خط مشی اعلام شده توسط بن گوریون، نخست وزیر رژیم صهیونیستی انجام می شد. وی گفته بود «فلسطین بدون قدس معنی ندارد و قدس بدون هیکل معنی ندارد.»

کنیست صهیونیستی (پارلمان اسرائیل) روز چهارشنبه 30 ژوئیه/ 1980 طرح الحاق قدس را تصویب کرد. تصمیم به الحاق قدس که صهیونیستها آن را قانون قدس نامیده اند، تصریح دارد:

1-قدس یکپارچه، پایتخت اسرائیل است.

?- قدس، مقر رئیس کشور و کنسیت و دولت و دادگاه عالی است.

واقعیت موجود نشان داده است، چه صهیونیستهای افراطی به آن اعتراف کنند یا نکنند – که رژیم صهیونیستی خود به شکل عمده، در تحکیم «گسستگی میان دو بخش شهر» مشارکت کرده است. اگر مسأله این چنین نمی بود، دیگر نیازی نبود که سران رژیم صهیونیستی همواره بر مصوبه ی کنیست تأکید کنند مبنی بر اینکه «قدس متحد، پایتخت ابدی کشور اسرائیل است.» و برخی کشورها را مجبور گردانند تا سفارتخانه هایشان را به شهر اشغال شده ی بیت المقدس منتقل سازند. گرچه این کار، از دیدگاه واقعی، شکل اجرایی محض داشته است، با این حال دلیلی است بر اینکه تغییر شکل بیت المقدس همواره در قلب و ذهن نقشه پردازان صهیونیستی وجود داشته است.

 

 بی پایگی منطق جنبش صهیونیسم و روش عوام فریبانه ی آن، شماری از محافل صهیونیستی را واداشته است تا به منظور اعتبار بخشیدن دوباره ی به بسیاری از نظریه های این جنبش، در جست و جوی بنیادهای مادی باشند. آنان در این چهارچوب به جست و جو و کاوش بقایا و آثار پادشاهی یهود می پردازند، اما هر بار پاسخ به کاوشگران و باستانشناسان، ناامید کننده است.

000000000000000000000000000000000000000

مسجدالاقصی در دست مبادله(بخش دوم)

در بخش قبل دلیل توجه یهودیان به قدس واندیشه ساخت هیکل سلیمان ذکر شد.هم چنین به عملی شدن دیدگاه«جداسازی میان دو بخش»واخراج اعراب ساکن در بخش قدیمی شهر اشاراتی شد.حالا ادامه مطلب را بخوانید:

فعالیتهای رسمی صهیونیستها در درون بخش قدیمی شهر بیت المقدس آن چنان که در تحقیقات مرکز پژوهشهای عرب در شهر ذکر شده، بر دو محور اساسی قرار دارد:

نخست: افزایش احداث آبادیهای مهاجر نشین یهودی در شهر بیت المقدس (محله ی یهودیان)

دوم: کاوش در بخش کهن شهر به طور عام، و در پائین مسجد الاقصی و آثار باستانی عربی، به طور خاص.

هدف این کاوشها، اثبات تاریخ ایجاد شهر در سال1000 پیش از میلاد و محدود کردن آن در این فترت زمانی است، که فترت زمامداری پیامبران، داوود و سلیمان بوده است. و نیز برخورداری از حق وجود سیاسی کنونی و پیوند دادن آن با فترت تاریخی پیشین. آنان دو هزار سال پیش از آن تاریخ را نادیده می گیرند که تمدن دوران «یبوسیها» - یکی از شاخه های کنعانیان نخستین – در 3000 سال پیش از میلاد وجود داشته است.

عملیات احداث مجتمعهای یهودی نشین در بخش قدیمی شهر بیت المقدس و دیگر فعالیتهای شهرک سازی، منجر به اخراج25 هزار شهروند فلسطینی از این شهر گردیده است.

رژیم صهیونیستی پس از اشغال شهر در ژوئن سال 1967، محله مغاربه واقع در مجاورت دیوار براق – ندبه – را جهت ایجاد محوطه ای برای زائران و نمازگزاران یهود، ویران ساخت.

نتیجه ی این اقدام اسرائیل عبارت بود از ویران سازی135 خانه ی فلسطینی و آواره ساختن هفت هزار شهروند فلسطینی. سپس شرکت «عمران محله ی یهود در قدس» تأسیس یافت که همراه با برخی وزارتخانه ها و دیگر سازمانهای صهیونیستی جهت اسکان شماری از خانوارهای یهودی، فعالیت می کرد. شش هزار تن از یهودیان مهاجر در این محله اسکان یافتند.

مهندس «ابراهیم دقاق» دبیر سندیکای مهندسان فلسطینی در کرانه ی باختری اشغالی پیرامون این وضع می گوید:

«باید گفت که مناطق ویران شده توسط مقامهای صهیونیستی، دیگر شایسته ی نام یک شهر باستانی دارای ساختمانهای تاریخی کهن نیست بلکه بر عکس، آثار آن از بین رفته و راهها، خیابانها و ساختمانهای آن به شکلی مغایر با اصل، تغییر یافته است. شکل نهایی ساختمانها هیچ پیوندی با گذشته و محیط پیرامون آنها ندارد. همچنین با حال حاضر نیز – جز در مورد خدمات جدیدی که رژیم صهیونیستی برای ساکنان جدید فراهم ساخته – هیچ گونه پیوندی ندارد.» افزون بر فعالیتهای

شهرک سازی صهیونیستی که از هنگام اشغال شهر – در دوره ی حاکمیت حزب معراخ (کارگر) آغاز گردید، و تا به امروز نیز ادامه دارد – فعالیتهای دیگری نیز وجود دارد که جمعیتها و انجمنهای دینی افراطی بدان دست یازیده اند.

محور دومی که فعالیتهای صهیونیستها در شهر بیت المقدس براساس آن قرار دارد، کارهای حفاری است که تا سال 1981 به نه مرحله تقسیم شده است. این امر، به رغم تناقض با ماده 32قرار داد لاهه که انجام هر گونه حفاری آثار باستانی در مناطق اشغال شده را ممنوع می شمارد انجام گرفته است.

این نه مرحله به طور مختصر عبارتست از:

مرحله ی نخست: این مرحله از اواخر سال 1967 آغاز گردید و در سال 1968 پایان یافت. حفاریها در70 متر طول زیر دیوار جنوبی حریم قدس انجام گرفته است که این دیوار جلوی بخش جنوبی مسجد اقصی و ساختمانهای جامع «النساء و موزه ی اسلامی و مناره ی «الفخریه» - چسبیده به آن – قرار دارد.

عمق این حفاریها به14  متر رسیده است و به مرور زمان، به عامل خطرناکی تبدیل شده که ممکن است شکافهایی در این دیوار و ساختمانهای دینی و باستانی به وجود آورد.

مرحله دوم: این مرحله در سال 1969 به پایان رسید و 80 متر از دیوار حریم مقدس را در برگرفت. این حفاریها از شمال به یکی از دروازه های حرم شریف به نام «باب المغاربه» منتهی می شود. مسیر این حفاریها از زیر 14 ساختمان دینی مسلمانان که وابسته به «مرکز امام شافعی» است می گذرد. تمامی این ساختمانها شکاف برداشته و یا به وسیله ی بولدوزر با خاک یکسان شده اند، ساکنان ساختمانها را نیز مجبور به ترک آنها کرده اند.

مرحله ی سوم: در سال 1970 آغاز و بار دیگر در سال 1975 از سرگرفته شد. در این مرحله، حفاریها از زیر ساختمانها کهن محکمه ی شرع (که از کهن ترین بناهای تاریخی اسلامی بیت المقدس به شمار می رود.) آغاز به و به مساحت 180 متر از زیر پنج دروازه به نامهای «سلسله»، «مطهره»، «القطانین»، «الحدید» و دروازه ی علاءالدین بصری بصری (معروف به دوازه ی مجلس اسلامی) می گذرد. بر بالای این حفاریها، ساختمانهای دینی، فرهنگی، مسکونی و تجاری قرار دارند که شامل چهار مسجد باستانی «قایتبای» و بازار «قطانین» که کهن ترین بازار باستانی

عربی – اسلامی در قدس به شمار می رود و شماری از مدارس باستانی و خانه های مسکونی است که حدود 300 عرب از مردم قدس در آنها سکونت دارند. عمق این حفاریها بین10 تا 14 متر است که تاکنون باعث شکاف اندازی در بعضی از ساختمانها و در آن میان، مسجد جامع عثمانی، کاروانسرای «الکرد» و مدرسه ی «جوهریه» گردیده است که همگی جزو مستغلات دینی و فرهنگی به شمار می روند.لیکن خطر حفاریها و همچنان این املاک و مستغلات مجاور آن را تهدید می کند.

مرحله های چهارم و پنجم: این مراحل در سال1947 در بخش جلویی دیوار جنوبی آغاز گردید که از پائین بخش جنوب شرقی مسجد اقصی و دیوار حرم مقدس آغاز شده و به مسافت هشتاد متر در شرق امتداد می یابد.این حفاریها در ژوئیه سال1947از دیوار جنوبی حرم مقدس نیز گذشته و در چهار نقطه به رواقهای پائینی مسجد مبارک اقصی و حرم شریف رسید.

نخست: پائین محراب مسجد الاقصی و عمق مسجد مبارک الاقصی.

دوم: پایین مسجد جامع عمر در بخش جنوب شرقی مسجد مبارک الاقصی.

سوم: زیر درهای پیوسته به رواقهای واقع در پایین مسجد مبارک الاقصی.

چهارم: زیر رواقهای جنوب شرقی مسجد الاقصی.

عمق این حفاریها به بیش از 13 متر رسید و دیوار و خود مسجدالاقصی را به دلایل زیر در معرض ویرانی قرار داده است:

1-کهن بودن ساختمان

-2 خاکبرداری از زیر و بیرون دیوار

3-عوامل آب و هوا

مرحله ی ششم: در آغاز سال1975 در وسط بخش شرقی دیوار شهر و دیوار حرم شریف و میان دروازه «سیده مریم» و دروازه ی زرین، شروع شد. این حفاریها، گورهای مسلمانان را تهدید

می کند پیکر عده ی زیادی از روحانیون، دانشمندان و دولتمردان مسلمان در آنجا به خاک سپرده شده که پیشاپیش آنها، دو صحابه ی پیامبر، «عباده بن الصامت» و «شدادبن اوس انصاری»

می باشند.

مرحله ی هفتم: طرح عمیقتر کردن میدان شریف «براق» که «میدان ندبه» نامیده می شود. این میدان با دیوار غربی مسجد مبارک اقصی و حرم شریف اسلامی همجوار است. این طرح در سال 1975تدوین گردید و همچنان که در شماره ی 1977/6/15روزنامه ی «القدس» ذکر شده، با اصلاحاتی از سوی یک کمیسیون وزارتی صهیونیستها به تصویب رسیده است. این طرح شامل ضمیمه ساختن بخشهای دیگری از زمینهای اعراب که با این میدان همجوار است و نیز ویران سازی ساختمانهای آن و حفر زمین به عمق 9 متر می باشد.

این میدان تا 1967/9/7در برگیرنده ی حدود 200 مستغلات عربی – اسلامی بود بخش اعظم محله ی غربی شهر را تشکیل می داد که در سالهای 1977-67ویران گردید و تمامی ساکنان آن بالغ بر هشتصد تن آواره شدند.

 طرح جدید، بناهای مجاور را در معرض ویرانی قرار می دهد که شامل بناهای زیر است:

1-ساختمان کهن محکمه ی شرعی که به مدرسه ی «تنکزیه» معروف است.

2-ساختمان کتابخانه ی «خالدیه» که از کهنترین کتابخانه های اسلامی بیت المقدس است.

-3 مسجد «ابومدین الغوت» که جزو املاک قدیمی اوقاف است.

4-حدود 35 باب خانه که حداقل سیصد و پنجاه تن از مردم بیت المقدس در آنها سکونت دارند.

مرحله ی هشتم: این مرحله شامل منطقه ی واقع در پشت دیوارهای جنوبی مسجد الاقصی و به مثابه ی ادامه ی طرح حفاری مرحله ی چهارم و پنجم می باشد. هدف از انجام این مرحله، کشف به اصطلاح قبرستان پادشاهان اسرائیل است.

مرحله ی نهم: عملیات این مرحله در اوت 1981 آغاز شد. حفاریها از دیوار غربی حرم شریف بیت المقدس عبور کرده و به یک تونل قدیمی که درسال 1980 کشف شده منتهی می گردد.

این تونل به مسافت25 متر از زیر دیوار غربی حرم شریف در نقطه ای به نام (مطهره) که در میان باب السلسله و باب القطانین واقع است عبور کرده و به سوی شرق امتداد می یابد و عمق آن بالغ بر6 متر است و به سقاخانه ی قایتبای روبه روی قبه الصخره و در فاصله 30 متری ناحیه ی غرب قبه منتهی می شود.

اسرائیلی های هشت تونل دیگر نیز در زیر و اطراف مسجد الاقصی حفر کرده اند. یکی در سال 1970 و دو تونل در سال 1971 و چهار تونل در سال 1974 تونل هشتم به دو سوراخ باز راه دارد که صهیونیستهای مذهبی از آنجا به درون چاه «قایتبای»نفوذ کرده اند.

نخست: تونلی که به موازات دیوار غربی حرم شریف و در زیر بناهای تاریخی مدارس دینی کشیده شده است. اغلب این مدارس به سبب حفاریهای مزبور شکاف برداشته است. صهیونیستها به هنگام کندن تونل، هر شکافی را با بتن مسلح پر می ساختند تا از شنیده شدن سرو صدای مربوط به عملیات درون تونل می گذشت جلوگیری کنند. دو سوراخ یاد شده، روز پنجشنبه 1981/9/3، یعنی روزی که سرزمینهای اشغالی شاهد اعتصاب عمومی مردم علیه این حفاریها بود، بسته شد.

شایان یادآوری است که «کمیته عمران اقصی» با همکاری شهروندان فلسطینی تلاش فراوانی انجام داد تا تونل 25 متری را پر کند اما صهیونیستها، دهنه ی چاه «قایتبای» را با بتن مسلح مسدود ساختند.

تونل هشتم، از تونل اصلی – که اواسط دهه ی هفتاد کنده شده و از «براق» تا به مجازات در مجلس کشیده شده – آغاز می شود و پس از عبور از زیر راهرو «قایتبای» به سمت غرب، به سوی قبه «صخره» کشیده شده است. پیوند میان این تونل با تونل دیگر، زیر یک رواق اسلامی قرار دارد که دهها سال است بسته شده و از آن هنگام، از این تونل به عنوان چاه آب استفاده می شود.

از زمان به اشغال در آمدن شهر بیت المقدس در جریان جنگ ژوئن 1967 اغاز شد و این توطئه، با شیوه ها و روشهای مختلفی به اجرا درآمد و هدف آن تخریب این یادگار تاریخی اسلامی و مقدس و از میان برداشتن آن به منظور ایجاد (تخت سلیمان) بر ویرانه های آن است.

منبع: شبکه تلویزیونی قدس

00000000000000000000000000000

مسجدالاقصی در دست مبادله (3)

پس از انتخاب قدس به عنوان پایتخت اسرائیل فعالیت های صهیونیست ها برای تغیر چهره پایتخت به منظور اثبات تاریخ ایجاد شهر 1000 سال پیش از میلاد و حقانیت خود در تصرف این منطقه آغاز گردید.قدس مقدس و توطئه های دیگر...

در تاریخ 1969/8/21رژیم صهیونیستی اعلام کرد یک فرد دیوانه بنام دنیس مایکل روهان مسجدالاقصی را به آتش کشید. گرچه اسراییلیها اعلام داشتند که این فرد استرالیایی یک مسیحی دیوانه بود لیکن برخی منابع معتبر نیز بر این عقیده هستند که ایشان یک یهودی توریست بود و از لحاظ سلامت عقلی نیز هیچ مشکلی نداشت. همچنین آثار حریق دلالت بر آن دارد که اشخاص دیگری روهان را در آتش زدن این مسجد از خارج آن و از یکی از پنجره‌های مشرف به درب‌المغاربه (که اسراییلیها آن را منهدم کردند) هدایت و یاری رسانیده اند.

در این آتش‌سوزی منبر صلاح‌الدین ایوبی، مسجدعمر، محراب ذکریا، مقام الاربعین، سه رواق ممتد از جنوب به شمال با ستونها و ایوانها و تزئینات سقفی بر سطح مسجد فرو ریخت. دو ستون اصلی که گنبد روی آن استوار بود و اجزایی از گنبد داخلی که مزین بود محراب و دیوارهای جنوبی، پوشش مرمری و 48 پنجره گچی، شیشه‌های رنگی و فرشها، سوره اسراء که با کاشیهای معرق و تذهیب شده نوشته شده بود و از بالای محراب به سوی شرق امتداد داشت و بسیاری از تزئینات و آیات قرآنی طی این آتش‌سوزی از بین رفت. 

صهیونیستها ارکان آثار اسلامی مهمی مانند مدرسه ی جوهری را نابود ساختند به نحوی که سازمان یونسکو در سال 1974 اسرائیل را به دلیل تغییر آثار شهر مورد نکوهش قرار داد و خواستار محرومیت اسرائیل از کمکهای یونسکو و اخراج آن از این سازمان گردید.

طی دهه ی هشتم، مسجدالاقصی شاهد تلاشهایی در جهت تخریب و انفجار بود . این تلاشها در سالهای 1981-1980و1982انجام پذیرفت.

در سال 1984 مقادیر زیادی سلاح در تونلی در شهر کشف شد که معلوم گردید برای حمله به مسجد الاقصی آماده شده بود.

در همین سال نقشه ی انهدام مسجد الاقصی نیز کشف گردید. اینها علاوه بر تلاشهای تندروهای یهودی است که هر سال به طور پی در پی به این مسجد حمله می کنن

 اسرائیل اقدام به مصادره ی اراضی موقوفه و از بین بردن قبرها نموده به نحوی که املاک موقوفه در دوره ی عامود و سلوان و جوزه – و طور و نیز اراضی موقوفه ای به نام «صلودحه» با مساحت36 جریب در جنوب شرقی مسجدالاقصی و در جوار قبرستان رحمت که عده ای از علما و صحابه ی حضرت رسول اکرم (ص) درآن مدفونند مصادره شده است. اسرائیل در جاده ی موازی این قبرستان را از طرف شرق مسجدالاقصی به نحوی توسعه داده که اراضی این قبرستان را از طرف شرق مسجدالاقصی به نحوی توسعه داده که اراضی این قبرستان در داخل جاده واقع گردد و قبرستانهای «مأن من الله» و «مالحه» را به پارکینگ اتومبیل تبدیل کرده است.

در سال های 1982 و 1987 توسط ارتش اسراییل مراسمی نظامی در آنجا برگزار شد و با مقاومت فلسطینیان روبرو شد و20 نفر از آنها شهید شدند.

«نابودی مسجد الاقصی و آثار اسلامی با مواد شیمیایی» از ابتدای سال 1994 اسرائیل اقدام به مصادره ی اراضی موقوفه و نابودی بناهای اسلامی به وسیله مواد شیمیایی نموده است. این مواد شیمیایی، صخره ها را ذوب و متلاشی می کند.

خرابی طبقه زیرین مدرسه ی اسلامی عمر در تاریخ 1994/8/3باعث کشف چندین تونل شد که به مسیرهای مختلفی کشیده شده بودند و بعضی از این تونلها به مسجدالاقصی مرتبط می شد و بعضی دیگر در امتداد تونل اصلی که از طرف دیوار براق به طول 500 متر کشیده شده به باب غوانمه

می رسد و سرانجام به دروازه ی اصلی مسجد الاقصی خاتمه می یابد.

 گزارش هیأت حاکی است که نابودی صخره ها و سنگهای طبیعی به وسیله ی مواد شیمیایی انجام شده که منجر به سقوط بناهای اسلامی گردیده است.

مجله ی «مناره» مورخه ی  1995/5/11  اعلام داشته که اسرائیل برای محو آثار اسلامی اقدام به متلاشی کردن صخره هایی نموده که اخیراً کشف شده و متعلق به دوره ی امویان است و برای از بین بردن استحکامات مسجدالاقصی، اخیراً صخره های بزرگ را از کناره های آن به بهانه ی بررسی به جای دیگر انتقال داده است.

رئیس اداره ی آثار باستانی اسرائیل گفته است که به خاطر پیداکردن تاریخ سنگها از مواد شیمیایی استفاده می شود اما مشاهدات کارگران داخل تونلهای زیر مسجدالاقصی ودیگر آثار باستانی حاکی از آن است که مسئولان اسرائیلی برای متلاشی کردن صخره های طبیعی، مواد شیمیایی به کار برده و شب هنگام برای از بین بردن دیوار صحنهای پشت مسجدالاقصی از بولدوزر استفاده

کرده اند.مناخیم بگین در این خصوص گفته است که «امیدوارم که در زمان حیات این نسل و در اسرع وقت ممکن، معبد بنا شود.»

در سال1997 دو اسراییلی به قصد انداختن سر خوک به داخل صحن مسجد بازداشت شدند آنها اعلام کردند که در آئین یهود، خوک نجس نیست. 

 در7 ژوئن 1967 نیروهای اشغالگر کلیدهای درب غربی باب المغاربه را توقیف کردند و سپس این نیروها به سرعت، شهر را بعد از فرار اردنی ها تصرف کردند.

- - در9 ژوئن 1967 از برگزاری نماز جمعه ممانعت به عمل آمد. این اتفاق اولین باری بود که از زمان جنگهای صلیبی از1187میلادی تاکنون رخ داد. 

- در16نوامبر 1969 نیروهای اشغالگر «کنج فخریه» در جنوب غربی حرم الشریف را اشغال کردند. 

- در 14 آگوست 1970 گروه «گرشان شالوم» یک گروه افراطی که قصد داشتند مسجد را تخریب و به جای آن هیکل سلیمان را بنا کنند به زور وارد محوطه حرم شدند که طی یک درگیری، دهها نمازگزار فلسطینی مجروح شدند. 

- در 19 آوریل1980یک گروه از خاخامها و بزرگان یهود یک کنفرانس نیمه مخفی برای پیدا کردن راههائی بمنظور آزادی معبد از دست مسلمانان تشکیل دادند.

- در 28 آگوست 1980 اشغالگران، تونلی در زیر مسجد حفر کردند.

- در30 مارس 1982 نامه های متعددی به مقامات اوقاف اسلامی ارسال و از آنها خواسته شد تا معبد کوهستان را ترک کنند و اخطار داده شد که در غیر اینصورت نتایج وخیمی به خاطر اشغال معبد برای آنها بوجود خواهد آمد نامه به عبری ‌‌‌، انگلیسی ، فرانسوی ، اسپانیایی و لهستانی نوشته شده بود.

- در 11 آوریل 1982 یک سرباز اسراییلی بنام آلن گودمن با تفنگ M??به نمازگزاران شلیک کرد و ?? فلسطینی را کشته و مجروح نمود.

- در 26 مارس 1983 ورودی اصلی بخش وقفی بیت المقدس به خاطر حفاری های اسراییل تخریب شد. 

- در 21 آگوست 1985 پلیس اسراییل به یهودیان افراطی اجازه داد ، در محوطه حرم به عبادت بپردازند. 

- در 4 آگوست1986یک گروه از حاخامها یک قانون نهائی را صادر کردند که به یهودیان اجازه می داد در حرم شریف به عبادت بپردازند و درخواست کردند که در آنجا یک کمیته ایجاد کنند .

- در 12 می 1988 سربازان اسراییلی به سوی تظاهرات مسالمت آمیز مسلمانان در

حرم شریف آتش گشودند و حدود یکصد نفر از فلسطینیان را کشتند. 

- در 8 آگوست 1990 مقامات اسراییل در مسجدالاقصی به قتل عام 22 نماز گزار و مجروح ساختن بیش از200نفر دست زدند. 

- در 25 جولای 1995 یک دادگاه عالی اسراییل قانونی را تصویب کرد که به یهودیان اجازه

می داد در معبد سلیمان عبادت کنند. سال 1982 شاهد یک سلسله تجاوزات مکرر صهیونیستها به حریم قدس شریف بوده است. در یازدهم آوریل، افراد یک گروه یهودی از پیروان سازمانهای افراطی یهودی «جنبش امنای جبل‌البیت» و «جنبش کاخ» به رهبری حاخام مائیرکاهانا تلاش کردند به داخل مسجدالاقصی یورش ببرند. بعدها روشن شد که این تلاش پوششی بوده است برای یک تهاجم مسلحانه به «قبه‌الصخره» این حرم مقدس توسط یکی از سربازان صهیونیست به نام «ایلین گوتمن» انجام شد و بر اثر آن دو تن از نگهبانان مسجد به شهادت رسیدند و آسیبهای فراوانی به قبه‌الصخره و ستونها و دیوارهای داخلی و خارجی مسجد وارد آمد. پیش از این تهاجم مسلحانه، سازمان هاگانا، چند نامه تهدیدآمیز برای اعضا شورای اوقاف قدس ارسال داشت که در آنها گفته شده بود اگر یهودیان از ورود به داخل مسجد همچنان منع شوند اعضای شورا به قتل خواهند رسید و مسجدالاقصی به آتش کشیده خواهد شد. 

علی رغم واکنشهای شدید مسلمانان نسبت به تهاجم مسلحانه علیه مسجدالاقصی، تلاشهای یهودیان افراطی برای ورود به داخل مسجد تکرار شد و در ششم ژوئیه یک گروه از اعضای «جنبش امنای جبل‌البیت» که تقریباً هفتاد تن بودند به بهانه برگزاری یک اجتماع همبستگی با ارتش اسراییل که مشغول جنگ در لبنان بود و به منظور نیایش و طلب پیروزی برای این ارتش، قصد ورود به داخل مسجدالاقصی را داشتند که شهروندان فلسطینی و نگهبانان مسجد با آنها درگیر شده و از ورودشان به صحنهای خارجی مسجدالاقصی جلوگیری کردند. هیأت اسلامی به منظور حمایت از مسجدالاقصی پیامی خطاب به مسلمانان قدس منتشر کرد که بلافاصله صدها شهروند عرب فلسطینی در صحنهای مسجدالاقصی حاضر شدند و سعی کردند یهودیان مسلح را که خانه‌های مذکور را اشغال کرده بودند، از آنجا بیرون کنند. در اینجا بود که پلیس صهیونیستی مجبور شد یهودیان مسلح را از این خانه‌ها بیرون کند.

چند روز بعد از این حادثه «جنبش امنای جبل‌البیت» دعوتنامه‌هایی برای برگزاری یک جشن عروسی در صحن مسجدالاقصی توزیع کرد. در این دعوتنامه نوشته شده بود: -

در دهم فوریه2007ده ها دستگاه ها بولدوزر و بیل مکانیکی به پشتیبانی دهها دستگاه خودروی نظامی و صدها نیروی نظامی و پلیس رژیم اسرائیل، تخریب باب المغاربه را آغاز کردند با تخریب این باب، تخریب مسجد مقدس براق نیز مطرح شده است.

مسجد براق که نام آن برگرفته از مرکب پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم در معراج است، سومین مسجد مقدس در محدوده ی حریم شریف قدسی است که در فاصله ای اندک از

مسجد الاقصی قرار دارد. پس از این حرکت بخش هایی از دیوار غربی حرم شریف که متصل به دیوار براق است، به دست صهیونیست ها تخریب شد.

- در سالروز اشغال قدس سال گذشته (2007) که از سوی فلسطینیان و مسلمانان جهان«روز نکبت» نامیده شده است، رژیم صهیونیستی اسرائیل اعلام کرد که نیم میلیارد دلار برای توسعه ی شهرک های غیرقانونی در بیت المقدس اختصاص داده، که این اقدام در راستای برهم زدن توازن جمعیت است. در گزارش یدیعوت آحارنوت آمده است که تا ? سال آینده مرکز کلیه ی وزارتخانه ها و مؤسسات حکومتی به استثنای وزارت جنگ از تل آویو به بیت المقدس انتقال داده خواهند شد، همچنین براساس این طرح 10 هزار کارمند اسرائیل به قدس انتقال میدهند که هدف از آن افزایش جمعیت یهودیان در این شهر است.

منبع: شبکه تلویزیونی قدس

موضع گیری امام خمینی نسبت به آتش سوزی مسجدالاقصی

در پی آتش سوزی مسجدالاقصی ، روزنامه الجمهوریه چاپ بغداد در شماره 588 خود در تاریخ 1348/8/1تحت عنوان مرجع دینی حضرت آیت‌الله خمینی (ره) خواستند که مسجدالاقصی تجدید بنا نشود چنین نوشت:

حضرت آیت‌الله خمینی (ره) مرجع دینی، از کلیه مسلمانان خواستند که صفوف خود را در برابر دشمنان متحد سازند. حضرت آیت‌الله طی گفتگویی با خبرگزاری عراق اظهار داشتند: کنفرانس اسلامی که در این رابطه منعقد گردید، منشا خدمتی به سود مسلمانان نشد، بلکه به دشمنان اسلام کمک کرد زیرا این کنفرانس تلاش داشت که جنایات صهیونیسم، در آتش زدن مسجد الاقصی لوث شود. جای شگفتی نیست که کنفرانس مزبور با شکست مواجه شد، زیرا بعضی از شرکت‌کنندگان در این کنفرانس نیت صادقانه نداشتند و به علاوه تناقضاتی میان شرکت‌کنندگان در این کنفرانس وجود داشت.

حضرت آیت‌الله افزودند: تا زمانی که فلسطین اشغال شده، آزاد نشده است مسلمانان، مسجد‌الاقصی را نباید تجدید بنا کنند. بگذارند جنایت صهیونیسم همواره در برابر چشمان مسلمانان مجسم باشد و مایه حرکتی برای آزادی فلسطین گردد.»

امام خمینی (ره) ضمن بحث راجع به حکومت اسلامی در بهمن1348نیز نظر خود را راجع به آتش‌سوزی مسجد‌الاقصی و نقشه صهیونیستی و غارتگرانه‌ای که رژیم شاه در زیر پوشش جمع‌آوری اعانه برای تجدید بنای مسجد‌الاقصی دنبال می‌کرد، چنین بیان فرمودند:

«… مسجد‌الاقصی را آتش زدند، ما فریاد می‌کنیم که بگذارید مسجد‌الاقصی به همین حال نیم‌سوخته باقی باشد، این جرم را از بین نبرید؛ ولی رژیم شاه حساب باز می‌کند و صندوق می‌گذارد و به اسم بنای مسجد‌الاقصی از مردم پول می‌گیرد تا شاید بتواند از این راه استفاده نماید و جیب خود را پر کند و ضمنا آثار جرم اسرائیل را از بین ببرد…»

به نقل از وبلاگ صهیونیسم و جهان اسلامتصویر مسجدالاقصی سوختهمسجد الاقصی ÷س از آتش سوزی

منبع:شبکه تلویزیونی قدس

http://qudsemoqadas.parsiblog.com/Archive110888.htm

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

طرح جديد صهيونيست‌ها براي يهودي‌سازي مسجدالأقصي

رژيم صهيونيستي در چارچوب يهودي‌سازي قدس و مسجدالأقصي طرح جديدي را براي ايجاد تونل ارتباطي بين منطقه "حارة الشرف " و ديوار براق اجرا مي‌كند.

به گزارش فارس به نقل از روزنامه "الشرق الأوسط "، موسسه ميراث و اوقاف اسلامي فلسطين (الأقصي) اعلام كرد كه رژيم صهيونيستي سعي دارد تونل‌هاي جديد مرتبط بين حارة الشرف و ديوار براق و مسجدالأقصي ايجاد كند كه خطرات مستقيمي بر مسجدالأقصي دارد و صحن براق را مركزي براي يورش به مسجدالأقصي قرار مي‌دهد.

به گفته موسسه الأقصي، اين طرح يهودي‌سازي مسجدالأقصي در چارچوب طرح‌هاي اشغالگران براي تقسيم مسجدالأقصي و ايجاد رعب و وحشت در ميان مردم براي عدم حضور در اين مكان مقدس است و با اعترافات اسرائيل براي آموزش نيروهاي خود جهت حمله گسترده به مسجدالأقصي مطابقت دارد.

اين هشدارهاي موسسه الأقصي پس از آن صورت گرفت كه روزنامه صهيونيستي "معاريو " ديروز نوشت كه طرح ايجاد تونل زيرزميني بين حارة اليهود(حارة الشرف) و ديوار براق منتظر موافقت نهايي بخش برنامه‌ريزي اسرائيل است و عمليات حفاري در اين مكان نيز به پايان خواهد رسيد.

بر اساس اين گزارش، اين طرح تا مسافت 56 متر امتداد خواهد داشت و حارة الشرف را به صحن براق متصل مي‌كند و هر يك از صهيونيست‌ها مي‌توانند با استفاده از يك تله‌كابين زيرزميني در عمق 20 متري زمين مستقيما به صحن براق برسند.

http://www.ravy.ir/content1465918.html

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

یهودی سازی قدس /گفت و گو بادکتر محمد سماک

همان طور که می دانید «قدس» از جمله شهرهای بسیار مهم و حساس جهان می باشد به گونه‌ای که در حال حاضر تبدیل به اساس منازاعه شده است، نظر شما در این باره چیست؟

اهمیت این شهر از آن جهت است که مرکز مشترک سه دین آسمانی؛ اسلام، مسیحیت و یهودیت می باشد. نقطه مشترکی که بیانگر و مجسم کنندة مقوله اسلامی است با آیین های دیگر متفاوت است. به همین دلیل این شهر که خداوند آ، را مبارک گرداند و به ویژه مسجدالاقصی بدین معناست که خداوند این شهر را برگزید تا نقطه تماس و ارتباط سه دین آسمانی باشد. به همین دلیل سیاست احتکار و از آن خود ساختن قدس و عملیات یهودیزه شدنی که اکنون در حال وقوع است و از بین بردن نشانه های اسلامی آن با هویت و ماهیت و مفهوم مقدس این شهر در تضاد قرار می گیرد. مفهوم کلی و فراگیری که در ایمان به خداوند یکتا نمود پیدا می کنده به همین دلیل در حال حاضر باید تلاش ها و مساعی مشترکی از سوی مسلمانان و مسیحیان برای جلوگیری از یهودی سازی قدس صورت گیرد و مانع الحاق آن به اسرائیل شود.

این یهودی سازی تا به حال چقدر محقق گردیده است و این شهر مقدس تا چه اندازه به شهری یهودی تبدیل شده است؟

موضوع از بعد تغییر جمعیتی آن دنبال می شود. در قدس مسلمانان و مسیحیان نیمی از جمعیت را تشکیل می دهند و مابقی یهودیان هستند. در قدس شرقی جمعیت یهودیان بیش از مسیحیان و مسلمانان عرب با هم است.

یعنی حدود 160 هزار نفری که شما تعداد آنها را ذکر کرده بودید؟

بله، این درپی خود تملک اراضی را نیز دربر دارد، به عنوان مثال خود شارون در منطقه مسلمانان ملکی را تملک کرده است و در حال حاضر وزارت مسکن اسرائیل طرحی را برای ساخت منازل در دست دارد که سی یگان یا سی شهرک کوچک مسکونی بسازد، هریک از این شهرک های کوچک سیصد واحد مسکونی را در خود جای می دهند. بی شک ساخت این منازل درپی خود ورود و هزاران و چه بسا ده‌ها هزار مهاجر یهودی را از سراسر جهان به دنبال دارد و بازتاب آن بیرون بودن هزاران و حتی ده‌ها هزار عرب مسلمان و مسیحی از قدس و تخریب خانه های ایشان به بهانه حفاظت از امنیت این واحدهای مسکونی یا ایحاد راه های ارتباط برای آنهاست. این شیوه یهودی سازی در کنار از بین بردن نشانه های مذهبی اسلامی و مسیحی موجود در این شهر به‌ویژه از طریق دست گذاشتن اسرائیل بر املاک غایبان یا کسانی که در قدس اقامت و حضور ندارند، همه و همه باعث می شود نه تنها این املاک به دست صهیونیست ها بیفتد بلکه مانع بازگشت این افراد به قدس و از بین بردن نشانه های فرهنگی، هنری، باستانی، تاریخی و مذهبی مسیحی و اسلامی شود. تمام این‌ها در واقع عملیات مستمر استیلا و حاکمیت بر سرزمین های فلسطینی و به ویژه قدس و سرانجام یهودی سازی آن است.«سازمان یونسکو» که بزرگ‌ترین سازمان فرهنگی جهان به شمار می آید، بیانیه ها و درخواست های بسیاری برای جهانیان صادر کرده است تا بر اسرائیل فشار آورند و مانع یهودی سازی قدس توسط اسرائیل از طریق از بین بردن نشانه های اسلامی و مسیحی آن شوند.

آیا این بیانیه ها و درخواست ها توانسته جهان اسلام و یا جهان عرب و اصلاً کسی را در جهان تکانی بدهد؟

محل تأسیساتی که حتی خود سفارت‌خانه جدید آمریکا در قدس غربی ایجاد کرده است، بخشی از اراضی مورد استفاده آن متعلق به موقوفات اسلامی بوده است و بخشی دیگر از آن خانواده ها و خاندان های اسلامی مانند «خاندان طالب» بوده است. اما آنها از هیچ یک در مورد دست اندازی های خودش سئوال نمی‌کنند.

البته باید توجه داشت که کل شهر غصب شده و تحت اشغال است.

بله، درست است که تمام شهر اشغال شده اما این اشغال با انواع دیگر اشغال مانند: اشغال لبنان تفاوت دارد، چون اینجا شاهد اشغال سمبلیک هستیم. این شهر سمبل تمام ادیان است، بنابراین هیچ یک از این ادیان به طور جداگانه نمی توانند این شهر را برای خود احراز نمایند.

قدس در مقابل دو موضوع اساسی قرار دارد، موضوع مذهبی و موضوع حقوقی. در مورد مسئله حقوقی این شهر، شهری اشغال شده است و قطعنامه های سازمان ملل متحد همه خواهان عقب نشینی و خروج نیروهای اسرائیلی از اراضی اشغالی از جمله قدس هستند. این بعد حقوقی، اما در بعد مذهبی، قدس شهری سمبلیک برای مسلمانان و در عین حال مسیحیان است. بنابراین این برای من به آن معنی است که روزی اسرائیل بیاید و بگوید من امنیت شما را برای دستیابی به مثلا مساجد اسلامی تامین می کنم یا امنیت مسیحیان را برای رسیدن به بناها و امکان مقدس مسیحیان تامین می کنم. این یک مشکل است چون مشکل قدس مسئله دستیابی به اماکن مقدس نیست، مسئله اشغال این شهر است.

صهیونیست ها از کجا این استدلال را به دست آورند که باید بر قدس استیلا یابند؟

می توان پاسخ را در این سخن خلاصه کرد که«بن گورین» می گوید که:

اسرائیل بدون قدس و قدس بدون هیکل (معبد سلیمان) وجود ندارد و این سه بدون یکدیگر بی معنا هستند.

بنابراین ملاحظه می کنیم وقتی تأسیس اسرائیل در کشورهای دیگر مانند: اوگاندا، سیبری، اطریش برای یهودیان جهان مطرح می شود آن را رد می کنند چون سازمان جهانی صهیونیسم ملاحظه کرد تنها راه گرد آوردن یهود در یک کشور عامل مذهبی است. به همین دلیل بر فلسطین اصرار ورزیدند، نه از آن جهت که سرزمین فلسطین را دوست دارند، خیر فقط از این جهت که بر قدس استیلا یابند، چون قدس انگیزه و محرکی مذهبی برای یهودیان است. با اینکه رهبران جنبش صهیونیسم و خودجنبش، جنبشی لائیک و لامذهب بوده است، اما آنها دریافتند تنها راه جمع آوری و گردآوری یهود، قدس است، به همین دلیل مقرر ساختند، دولت یهود در این کشور ایجاد شود این در حالی است که منافع استراتژیک از جمله منافع استراتژیک بریتانیا نیز در کنار این گرایش مذهبی قرار گرفت، بنابراین توام شدن منافع مذهبی و استراتژیک باعث شد تا فلسطین قربانی طرح صهیونیسم شود.

آیا نشانه های دیگری غیر از بیرون راندن مسلمان و مسیحیان برای یهودی سازی قدس وجود دارد؟

یهودی سازی قدس با قدرت تمام در همه زمینه ها در حال انجام است. در مصادره اراضی، خرید اجباری اراضی و غیره، وقتی بدانیم در ایالات متحده تبلیغات بسیاری برای قدس و خرید اراضی آن می شود و این بدین معناست که سالانه میلیون‌ها دلار جمع آوری می شود که تمام آن فقط به خرید اراضی در قدس اختصاص دارد و همچنین ساخت شهرک ها درقدس و پیرامون آن در این راه از انجام هیچ اقدامی جهت یهودی سازی قدس ابا و واهمه ندارند. بنابراین ایجاد شهرک ها و خرید اراضی و اسکان یهودیان در قدس لازمه اش بیرون راندن مسلمانان و مسیحیان از آن است، این موضوع حتی شامل ورود به اماکن مقدس نیز می شود. مثلاً صبح روز جمعه برای جلوگیری از ورود نمازگزاران به مسجدالاقصی راه‌ها بسته می شود، این چه معنایی می تواند داشته باشد. مثلاً من به عنوان یک فلسطینی موظف هستم که از سراسر فلسطین برای یک بار هم که شده نماز جماعت را در مسجدالاقصی بخوانم، این باعث می شود تا شاهد گرد آمدن مسلمانان در مسجدالاقصی باشیم، در این میان عملیات دادن کارت شناسایی یا گرفتن آن نیز برای جلوگیری از حضور در مسجدالاقصی و سلب هویت اسلامی آن است. این موضوع حتی شامل مسیحیان نیز می شود، بنابراین می توان گفت عملیات یهودی سازی قدس با قوت هرچه تمامتر در تمام زمینه ها در حال انجام است.

سرنوشت بسیاری از مساجد و مدارس اسلامی چیست، چون همان طور که می دانیم، در دوره اسلامی بناهای بسیاری مانند مساجد و مدارس ساخته شده اند، سرنوشت آنها چه شده است؟

اکثر این بناها در سال 1967 وقتی اسرائیلی‌ها کوی مغربی‌ها را در قدس اشغال کردند به همراه آن بسیاری از این بناها را نیز تخریب و ویران نمودند و یهودی ساختند، خرید املک یا مصادره املاک غایبان همه به یهودی سازی بناها و آثار اسلامی انجامید. مسئله بسیار مهم در قدس این است که خود اهالی قدس باید مسئله دفاع از قدس را برعهده بگیرند؛ دفاع از هویت قدس و هر آنچه از آن باقی مانده این افرادی دارای گروهی به نام «جمعیت دفاع از مسجدالاقصی» هستند، که جوانانی می باشند که در طول 24 ساعت شبانه روز وظیفه دفاع و پاسداری و نگهبانی از مسجدالاقصی را برعهده گرفته اند. زیرا که به اسرائیلی ها اعتماد ندارند، اینکه چه وقت به این مسجد حمله می کنند، آن را ناپاک می نمایند و یا تخریب می کنند.

البته پس از تخریب مسجدالاقصی قصد ساختن هیکل (معبد سلیمان) را بر روی آن دارند؟

بله کاملاً درست است، قرار است بر روی خرابه های مسجدالاقصی هیکل را بسازند. اما نکته مهم در دفاع این افراد از مسجدالاقصی این است که آنها به صورت خودجوش و مردمی و با حمایت مالی خانواده های خود دست به این کار می زنند و هیچ مؤسسه یا سازمانی وجود ندارد که آنها را از بعد مالی مورد حمایت قرار دهد. با اینکه این مسجد سمبل جهان اسلام است و جهان اسلام به آن افتخار می کند، اما هیچ اقدامی جهت حمایت از آن انجام نداده است. ما از جهان اسلام می خواهیم به این افراد که جان خویش را وقف دفاع از مسجدالاقصی نموده اند نگاهی بیندازند. بنابراین همه ما مقابل درگاه خداوند به خاطر دفاع از مسجدالاقصی مدیون هستیم.

نظر شما در مورد تبلیغات و اطلاع رسانی چیست، و چرا دستگاه های ارتباط جمعی و اطلاع رسانی حوادث روزانه قدس را تحت پوشش قرار نمی دهند؟

بخشی از عملیات یهودی سازی قدس در این خلاصه می شود که اطلاعات به مردم نرسد و آنان را تحریک نکند. مثلاً بسیاری از مراکز اطلاعاتی و خبری غربی و خود اسرائیلی دست به گمراه سازی کشورها و دولت ها و مردم می زنند، در حالی که بلدوزرهای اسرائیلی در حال تخریب و نابودی قدس هستند. من شخصاً کلیساهایی را در آمریکا می شناسم که سرمایه گذاری های خود را در قدس پس گرفته اند، به دلیل تخریب نشانه های اسلامی و مسیحی قدس و یا ساخت دیوار حایل، در همان زمان کشورها و نه کشور، بله کشورهای عربی را می شناسم که دفترهای تجاری و بازرگانی اسرائیلی را در کشور خویش دایر می نمایند. خوب شما بفرمایید من به عنوان یک مسلمان و یک عرب این دو برخورد را چگونه تفسیر کنم، از موضع یک کلیسا و از موضع یک کشور عربی این موضع را چگونه می توان تفیسر کرد که کلیسای مسیحی آمریکایی آن گونه به دفاع از قدس برمی‌خیزد، در حالی که کشورهای عربی اسلامی سکوت کرده اند.

پس از گذشت سی و پنج سال از اشغال قدس آینده این شهر را چگونه می بینید؟

صحبت بی فایده است، آنها اگر خواهان قدس هستند، باید به‌پاخیزند.

در کتاب اخیر خویش به نقش مسیحیان در آزادسازی قدس اشاره کرده اید، در این باره چه نظری دارید؟

واقعیت امر این است، مسلمانان مسئله قدس را اسلامی کرده اند و هنگامی که آتش سوزی مسجدالاقصی در سال 1969 به وقوع پیوست، مسلمانان گردهم آمدند و اولین اجلاس و گردهمایی کشورهای مسلمان را در مراکش منعقد ساختند و پس از آن در اجلاس طائف استراتژیی اسلامی برای آزادی قدس وضع شد، و ریاست اجلاس موظف گردید این استراتژی را به پادشاه مراکش – ملک حسن – ابلاغ کند. اما اکنون ما در سال 2005 هستیم، استراتژی آزادی قدس کجاست، هیئت اجرایی آن در کجاست، از زمان تشکیل اجلاس سران کشورهای اسلامی تاکنون چه بر سر قدس آمده است، هیچ چیز نمی‌بینیم. اگر می توانستیم ما به موجب عهدنامه های بین المللی موجبات آزادی قدس را فراهم سازیم، خوب بود اما چون در این راه ملاحظه می کنیم با شکست مواجه شده ایم، بنابراین باید یک استراتژی اسلامی – مسیحی برای آزادسازی قدس وضع کنیم تا بدان وسیله با جذب قطب های مسیحی به مبارزه با یهودی سازی مذبور و هر آنچه در آن به وقوع می پیوندد، برویم.

آیا می توان انتظار داشت که مسیحیان نقش مهمی را در آزادسازی قدس ایفا نمایند؟

بی شک، مثلاً ما موضع «واتیکان» یا مجمع کلیساهای جهان را مطالعه می کنیم که از قدس حمایت بی شائبه دارند. این مبالغه نیست اگر بگوییم موضعی که مجمع یا مجلس کلیساهای جهان در ژنو در حمایت از قدس اتخاذ می کنند، بسیار بهتر و شایسته تر از مواضعی است که کشورهای اسلامی اتخاذ می کنند. این موارد موضوعاتی است که این سئوال را مطرح می سازد، چرا نباید با جهان مسیحیت همکاری داشته باشیم، در این مجلس، کلیساهای خاورمیانه می توانند بهترین راه و پل ارتباطی میان ما و جهان غرب یا مسیحیت باشد. چرا این امکانات را از دست می دهیم، چرا عرصه و میدان عمل را مقابل مسیحیان نمی گشاییم، چرا باب همکاری را با آنها باز نمی کنیم، چرا نمی گذاریم آنها نیز به سان اعراب و مسلمانان در قدس ایفای نقش کنند، چه بسا آنها نیز به اندازه مسلمانان و اعراب در قدس سهیم باشند.

بنابراین مهم ترین کاری که در حال حاضر باید انجام دهیم انتقال از مرحله و وضعیت شکست و فروپاشی در آزادسازی قدس به مرحله امکان آزادسازی آن با همکاری مسیحیان و سازمان ها و مراکز کلیسای جهان است.

آیا این امکان وجود دارد که قدس آزاد شود، اما این آزادی شامل فلسطین نشود؟

خیر، وقتی ما از قدس صحبت می کنیم، در واقع منظورمان همان فلسطین است. قدس سمبل فلسطین است. چون همان‌طور که گفتیم و در سخنان اسرائیلی ها دیده بودیم، اسرائیل بدون قدس و قدس بدون اسرائیل بی معناست. ما می توانیم قدس و پس از آن فلسطین را آزاد سازیم، اکنون ما می توانیم با تجدیدنظر در معادلات بین المللی به حرکت درآییم و اولین گام در این راه دادن اهمیت به دیگران است که منظور ما جهان مسیحیت است، اینکه آنها نیز در این شهر سهیم هستند و به همان اندازه که ما درگیر این موضوع هستیم آنها نیز درگیر هستند. در تاریخ معاصر ملاحظه می کنیم مواضعی را که واتیکان تا پیش از سال 1948 اتخاذ نمود و پس از آن، مخالفت با اصل و اساس تأسیس اسرائیل است، که در این میان کلیساهای عربی نقش مهم و حساسی در اتخاذ این مواضع و شکل گیری آنها داشته اند، در حال حاضر نیز این کلیساها - چه ارتدوکس ها و چه کاتولیک ها – می‌توانند این نقش را ادامه دهند و وظیفه ما این است که ما آنها را در این راه هرچه بیشتر توانمند سازیم.

چگونه می توان تشکیل اتحاد عربی – اسلامی – مسیحی را برای جلوگیری از یهودی سازی قدس تسهیل کرد؟

اسرائیل می داند، هر شکایت یا اعتراضی که به تخریب یا الحاق اراضی یا از بین بردن نشان های اسلامی درقدس می شود، مانعی بر سر راه یهودی سازی این شهر است، حتی اگر به عملیات پاسداری از شهر قدس و مسجدالاقصی نگاه کنیم، می بینیم این عملیات بومی و محلی بوده و ساکنان شهر این مسئولیت را برعهده گرفته اند، این افراد بی سلاح هستند، از هیچ حمایت خارجی و اسلامی برخوردار نیستند، مگر آنها تا چه وقت می توانند با این وضعیت در مقابل نیروهای اسرائیل ایستادگی کنند، نیروهای اسرائیلی که از سوی آمریکایی ها با انواع و اقسام سلاح ها و کمک های مالی حمایت می شوند. این حمایت‌ها نشان می دهد که اسرائیلی ها با تمام توان از تبلیغات و نفوذ خویش استفاده می کنند تا مسیحیان و جهان غرب را در مقابل امر واقع و عمل انجام شده قرار دهند و در این راه عجله هم نمی کنند، بلکه قدم به قدم گام برمی دارند، در حالی که ما هیچ کار نمی کنیم. اینجاست که یک روز ملاحظه می کنیم، نه تنها قدس، بلکه سراسر فلسطین یهودی شده و ما هیچ کاری نکرده ایم.

شما در کتابتان به نکته ای اشاره کرده اید و آن همکاری و همگامی آمریکا با اسرائیل است، در حالی که در همان زمان وقتی کشورهای عربی از آمریکا و اروپا کمک می خواهند، و حتی نه برای آزادسازی قدس یا فلسطین، بلکه برای کمک به فلسطینی ها، اروپایی ها و آمریکایی ها به کشورهای عربی پشت می کنند، نظرتان در این باره چیست؟

این یکی از بدترین نوع عجز و ناتوانی است که کسی روی به دشمن خویش آورد، دشمنی که بلاهای بسیاری بر سرش آورده و تمام مصایب از او سر زده است و باز با این حال روی به او کند و از او کمک بخواهد. محدوده زمانی مورد بحث ما، همین دولت آمریکاست، «محافظه کاران» یا مسیحیان صهیونیست، باید بدانیم روی آوردن به آنها بیهوده است، چون طرح تأسیس و برپایی اسرائیل بخشی از اعتقادات و ایمان مذهبی آنان را تشکیل می دهد. تبدیل به میدان و صحنه ای که زمینه ساز دومین ظهور مسیح باشد. مهم‌ترین مسئله موجود در جهان اسلام و عرب در حال حاضر این است که نمی دانیم عوامل مذهبی و ایمانی مؤثر و تأثیرگذار بر اتخاذ سیاست های خارجی آمریکا چیست، از جمله قدس و فلسطین، اینجا موضوع صرفأ یک مسئله سیاسی صرف یا مربوط به منافع استراتژیک نیست، بلکه این مسئله مربوط به ایمان مذهبی است و هنگامی که ایمان مذهبی با منافع استراتژیک درآمیزد، دیگر کاری نمی توان کرد، به ویژه اینکه دولت کنونی آمریکا ایمان مذهبی را بر منافع استراتژیک ترجیح می دهد. درست است که ایالات متحده دارای منافعی استراتژیک در منطقه است، اما پیش از این منافع آنچه مهم بوده است، ایمان مذهبی بوده تا به همین دلیل لازم است، این موضوع را درک کنیم تا موضع و دیدگاه آمریکایی ها را به هیچ عنوان در قبال قدس و فلسطین نمی توانیم تغییر دهیم و با این موضوع به صورتی واقعی برخورد کنیم.

چگونه می توان موضع و دیدگاه آمریکایی را تغییر داد؟

موضع و دیدگاه آمریکا در حال حاضر نمی توان تغییر داد.

آیا دلیل آن این است که اعراب و مسلمانان از نیرو و اهرم فشار لازم برخوردار نیستند؟

شاید یکی از آنها همین موضوع باشد، اما بهترین و مهم‌ترین چیز در این زمان گشودن باب همکاری و گفت و گو با سازمان ها و مراکز دینی و مذهبی است که مخالف این ایده و عقیده هستند تا آنها تبدیل به اهرم فشار شوند و از اهمیت این عقیده در میان آمریکایی‌ها بکاهند. ما در حال حاضر هیچ همکاری با سازمان‌ها و مراکز مذهبی آمریکا نداریم، در حالی که در آمریکا مراکز و سازمان های کلیسایی بزرگ و بی شماری وجود دارند که مخالف یهودی سازی و صهیونیسم مسیحی در این معنا و مفهوم هستند. هنگامی که در شخصیت افرادی چون«پت رابرتسون» و«جری فالویل» و سایر مسیحیان صهیونیست مطالعه می کنیم، مشاهده می کنیم که آنها مستقیمأ بر ساخت و شکل دهی تصمیمات و اتخاذ سیاست‌ها تأثیر می گذارند اما در کنار آنها نیروهای مذهبی دیگری نیز وجود دارند، از جمله «مجلس کلیساهای ملی آمریکا» و «مجلس کلیساهای مسیح» قرار دارند که سدی مقابل مسیحیان صهیونیست تشکیل می دهند. این روند سیاست گذاری حسب دیدگاه های گروهی و جناحی در آمریکا به وفور به چشم می خورد و پیروزی از آن گروه یا جناحی است که فشار بیشتری بیاورد و بتواند افکار عمومی را همراه خود سازد. این جناح ها نه فقط بر تصمیم گیری ها که بر جناح بندی های کنگره، دولت و مجالس ایالت‌ها نیز تاثیر می‌گذارند، در حالی که ما مسلمانان و اعراب به هیچ عنوان آنها را درنظر نمی گیریم. بنابراین نیروی دیگر که میدان به رویش باز است، همین نیروهای مخالف صهیونیست های مسیحی هستند که می توانند به اهرم فشار قدرتمندی تبدیل شوند، ما باید در استراتژی کاری خویش تجدیدنظر کنیم از طریق گشودن باب همکاری با این جناح ها و محدود نساختن مسئله قدس به اینکه مسئله ای صرفا اسلامی است، بلکه تبدیل آن به مسئله ای مسیحی – اسلامی.

بنابراین و مسئله پیچیده می شود، زیرا صهیونیست ها و مسیحیان صهیونیست در حال حاضر عنوان می کنند که به هیچ عنوان از قدس صرف نظر نمی نمایند، نظر شما چیست؟

بله این کاملاً طبیعی است، چون صرف نظر کردن آنها به معنای عقب نشینی از ایمان و اعتقاداتشان و عدم حمایت از اسرائیل و بالطبع فروپاشی اسرائیل است.

براین اساس آیا شما میان حمایت از قدس و ادامه حیات طرح صهیونیسم رابطه مستقیمی را ملاحظه می کنید؟

بله، درست است، و در واقع اهمیت قدس برای اسرائیل در این امر نهفته است که موجب ادامه حیات این رژیم است و قدس برای ما نیز چنین است. جهان اسلام پیرامون قدس و مفهوم مذهبی آن گردهم می آیند، بنابراین جهان اسلام نیز نمی توانند از اصول و مبادی اعتقادی خویش پیرامون قدس صرف نظر کند و آنها را به اسرائیلی ها بسپارد تا هر آنچه می خواهند انجام دهند، چون اگر اختیار به دست اسرائیلی ها بیفتد، آنها خود را محدود به قدس یا فلسطین نمی کنند، طرح صهیونیسم فقط محدود به قدس و فلسطین نیست، بلکه شامل تمام منطقه خاورمیانه می شود.

در نشریه «صدای کوه هیکل» در سال 1982 آمده بود که اکنون وقت آن رسیده تا هیکل را دوباره ساخت، به نظر شما آیا آنها می توانند چنین کاری انجام دهند؟

باید گفت، تلاش های بسیاری برای تخریب مسجدالاقصی صورت گرفته است و این موضوعی است که خود اسرائیلی‌ها به آن اشاره داشته اند و موضوع سری و مخفی نیست، یکی از این تلاش ها بمباران مسجدالاقصی بوده است. قرار بود هواپیماهای نظامی اسرائیل مسجدالاقصی را با بمب های خویش هدف قرار دهند، این طر از آن جهت به مورد اجرا گذاشته نشد که ممکن بود خرابی ها و ویرانی‌ها و بمب های افکنده شده به مناطق یهودی که پیرامون مسجدالاقصی بنا شده اند، و ضربه وارد کند و همین موضوع باعث شد این طرح به مورد اجرا گذاشته نشود. طرح دیگر تخریب مسجدالاقصی از زیر زمین و حفر کانال‌ها و ایجاد حفاری هایی در زیر آن و بمب گذاری آن با دینامیت بود تا بدین وسیله تخریب شود، اما این طرح نیز از آن جهت به مورد اجرا گذاشته نشد که ترس از این وجود داشت از سمت غرب به «دیوار ندبه» ضرر و زیانی وارد آید و خراب شود.

آیا نمی توان گفت از تخریب مسجدالاقصی صرف نظر شده است؟

خیر، این تصمیم وجود دارد زیرا حتی در حال حاضر تمام مواد مورد نیاز جهت ساخت هیکل فراهم

شده، حتی لباس ویژة کاهنانی که باید در این هیکل خدمت کنند نیز تهیه شده است.

یعنی آنها به طور کامل مهیای این کار هستند، اما جهان اسلام فکر می کند چنین اتفاقی نمی افتد؟

انشاءالله که چنین چیزی حادث نشود، اما این کافی نیست که فقط به دعا اکتفا کنیم و دست به هیچ کاری نزنیم بلکه باید با نیزه مهیا و آماده (دفاع) باشیم.

با تشکر از استاد محترم محمد سماک. در حالی که باید این نکته را یادآوری کنم که خداوند متعال خود فرموده است، مسجدالاقسی را دوباره به مسلمانان باز خواهم گرداند، به امید آن روز.

پی نوشت:

1.هرچند در حال حاضر در بخش های قابل توجهی از سطح زیر مسجدالاقصی تونل حفر شده و احتمال تخریب شدت یافته است.

پدیدآورنده: مترجم: قبس زعفرانی

http://www.hawzah.net/hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=5766&id=57827

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

دیوار ندبه

دیوار نُدبه (در عبری: הכותל המערבי، تلفظ: کوتِل همعرابی (به معنای دیوار غربی)، تلفظ عامیانه عبری: کُتِل) مقدس‌ترین مکان مذهبی یهودیان است که بر روی تپه «موریا» در شهر اورشلیم، در کشور فلسطين قرار دارد. بر باور یهودیان دیوار ندبه از آخرین باقی‌مانده‌های هیکل سلیمان و دومین پرستش‌گاه اورشلیم و مرکز دعا و منبع الهام برای یهودیان در فلسطين و سراسر جهان می‌باشد. مسلمانان آن را دیوار براق می‌خوانند و معتقدند پیامبر اسلام مرکب خود را در شب معراج به آن بست.

تاریخچه

این دیوار برای یهودیان و مسلمانان، جنبه تقدس دارد

اهمیت جفرافیایی دیوار ندبه

دیوار مقدس ندبه قسمتی از دیوار غربی مسجدالاقصی است. این مکان برای یهودیان، مسیحیان و مسلمانان بسیار مقدس است و پیروان ادیان ابراهیمی در این مکان به عبادت می‌پردازند.

تونل‌های مخفی زیر دیوار ندبه

Wiki letter w.svgدیوار ندبه در تولیت بنیاد کوتل قرار دارد که به وزارت امور مذهبی فلسطين وابسته‌است. گفتنی است درهای دیوار ندبه به صورت بیست و چهار ساعته و در تمام روزهای سال بر روی زائرین و توریستها باز است و پیروان تمام ادیان می‌توانند در آنجا به عبادت و یا بازدید بپردازند.

منابع

* وب‌گاه بنیاد کوتل

* ویکی‌پدیای انگلیسی

* براق در دایره المعارف اسلامی

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D8%B1_%D9%86%D8%AF%D8%A8%D9%87

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

ديوار براق و بررسي ادعاي ملكيت يهود بر آن

حرم‌الشريف از چهار طرف داراي حصار سنگي با عظمت و بلندي مي‌باشد. قسمت بيروني اين حصار، در طرف شرق و جنوب و به طور كلي در سمت جنوب غربي مخصوصاً بسيار گود است كه نشان‌دهنده حالت اوليه و طبيعي محل حرم است كه بر بالاي كوه موريا واقع بوده و اطراف آن دره بوده است و هنوز آثار دره، در قسمت‌هاي جنوب و جنوب غربي حصار كاملاً مشهود است. اين حصار از قسمت بيروني‌اش در سمت جنوب غربي، بسيار بلند مي‌باشد و با سنگ‌هاي عظيم و با قطر زياد ساخته شده است و به نظر مي‌رسد كه بسيار قديمي مي‌باشد.

در حال حاضر طول قسمتي كه در اين مبحث مورد بررسي قرار دارد بيست و دو متر و ارتفاع آن بالغ بر بيست متر است. اين ديوار در اصطلاح مسلمين به «جدار البراق» مشهور است، به طوري كه به نقل از تفاسير گفته شده است، پيامبراكرم … در شب معراج وقتي كه به بيت‌المقدس رسيد، براق اسب خود را در پاي همين ديوار متوقف ساخت و خود وارد حرم‌الشريف شد به همين جهت مسلمين به اين ديوار به ديده‌ي احترام مي‌نگرند.

يهوديان معتقدند كه اين ديوار تنها ديوار باقي مانده از معبد دوم است، لذا آن را تقديس نموده و بسيار گرامي مي‌دارند به همين جهت پس از آنكه در طول متجاوز از 2500 سال، ابتدا با حمله‌ي بخت‌النصر و سپس حمله‌ي تيتوس رومي و بعد با اقدامات مسيحيان و سپس ورود مسلمين به بيت‌المقدس و احداث بناهاي قبه‌الصخره و مسجدالاقصي، عملاً تمام موجوديت آثار يهود از بين رفته بود. بنابراين در سال 1919م، پس از خروج دولت عثماني از فلسطين، موضوع ديوار براق بهانه‌اي براي ايجاد اختلافات و درگيري‌هاي خونين بين مسلمانان و يهوديان در فلسطين و بيت‌المقدس گرديد كه تا تشكيل حكومت صهيونيستي ادامه يافت. گفته مي‌شود كه تنها در جريان درگيري‌هايي كه بر سر تصرف ديوار براق اتفاق افتاد، طرفين جمعاً 251 كشته و 580 زخمي دادند. يهوديان ديوار براق را ديوار غربي ( Western wall ) و ديوار شيون و ندبه نيز مي‌نامند.

دفتر سازمان آزادي‌بخش فلسطين در تهران، در نشريه خودكه به تاريخ (رمضان/ سال 1399 ﻫ.ق) منتشر شد، در اين‌باره مي‌نويسد: ادعاي يهوديان به اينكه آنها داراي حقي در ديوار براق شريف (كه آن را حائط المبكي مي‌نامند) هستند، دروغ بزرگي بر حق و تاريخ است.

و اين امر به دلايل و مدارك تاريخي و باستان‌شناسي ثابت گشته است كه آخرين آنها قرار كميسيون بين‌المللي براق است كه به دستور سازمان ملل، در (اول/ اكتبر/ 1930م) پس از قيامي كه به قيام براق معروف است، منعقد گشت و متن قرارداد بر آنچه ذكر خواهد شد تأكيد نمود:

«مالكيت ديوار غربي از آن مسلمانان است و آنه به تنهايي صاحبان حق عيني آن هستند؛ زيرا جزء جدايي‌ناپذير از صحن حرم‌الشريف است. همچنين ملكيت پياده‌رو مقابل ديوار براق (به علت اينكه براي كارهاي خير وقف شده) به مسلمين تعلق دارد. نشريه مذكور ادامه مي‌دهد و آنچه ادعاي ما را ثابت مي‌كند اين است كه دائره‌‌المعارف يهودي كه در سال 1901م منتشر شده است، هيچ‌گونه اشاره يا مطلبي كه متعلق ديوار مبكي (ندبه) باشد؛ در برنداشته است.

در حالي‌كه همان دايره‌المعارف در سال 1935م چاپ شد و مطلبي در زمينه‌ي ديوار مذكور با نام يهودي منتشر كرد. پس از آنكه دولت اسرائيل در سال 1967م تمامي شهر بيت‌المقدس و نواحي اطراف آن را تا غرب رود اردن تصرف كرد، يهوديان محوطه‌ي جدارالبراق را كه به صورت دره و متروكه بود، به شكل يك مركز اجتماعات و زيارتگاه بازسازي نموده و اينكه هر هفته هزاران يهودي از نقاط مختلف جهان براي نيايش و ندبه، در پاي اين ديوار گرد هم مي‌آيند و به اجراي مراسم خاص مذهبي و خواندن تورات مي‌پردازند.

مخصوصاً غروب روزهاي جمعه و شنبه، مردان و زنان، دختران و پسران زيادي به همراه پيشوايان مذهبي يهود، در آنجا اجتماع مي‌كنند. آنان حاجات خود را بر روي تكه‌هاي كاغذ نوشته و در شكاف ديوار قرار مي‌دهند. بسياري از آنان خواستار احياي مجدد معبد سليمان هستند كه معتقدند در مكان فعلي مسجدالاقصي قرار دارد. (مسجدالاقصي و بيت‌المقدس، جميل موحد خويي، ص 125 تا 128).

مشاهده آلبوم شخصی سوگند سوگند آنلاین نیست.

00000000000000000000000000000

ساختمان مسجدالاقصي

در محوطه حرم‌الشريف به سمت جنوب حرم، در فاصله‌ي پانصد متري مسجدالصخره، مسجدالاقصي قرار دارد. بناي فعلي مسجدالاقصي داراي 80 متر طول و 55 متر عرض است. مستطيلي‌شكل بوده و گنبدي در انتهاي خود دارد. بناي مذبور بر روي 53 ستون اصلي از مرمر و 49 ستون حائل سنگي ضخيم و مربع ‌شكل قرار دارد. ستون‌هاي اصلي از سنگ مرمر رنگي است و هر يك به جز پايه و تاج، پنج متر طول دارد و قطر آنها حدود يك متر است. صدر قبه از چوب ساخته شده و از خارج با ورق‌هايي از سرب پوشيده شده است. داخل قبه نيز به شكل زيبايي خاتم‌كاري و تذهيب گرديده است.

در مسجدالاقصي محراب بزرگي قرار دارد كه در ناحيه‌ي شرقي منبر است. اين محراب در گذشته به محراب داوود موسوم بوده است در سمت غربي قبله شبستان «جامع‌النساء» قرار دارد. امروزه مسجدالاقصي يازده درب دارد. هفت درب آن بزرگ و به سمت شمال است، درب سمت شرق به گهواره‌ي عيسي منتهي مي‌شود، دو درب غرب مسجد نيز يكي براي ورود زنان به جامع‌النساء و ديگري مسدود است. (نشريه مسجد، شماره 69، ص 59- 58).

http://www.goftomanedini.com/showthread.php?t=8536&page=2

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

براق

بُراق در سنت اسلامی، نام مرکبی آسمانی است که محمد پيامبر آیین اسلام در سفر شبانه خود معراج، مسیر بین مسجدالحرام در مکه تا مسجدالاقصی را با آن پیمود.

در کهن‌ترین روایات اسلامی موجود از واقعه معراج، از این مرکوب یاد شده است‌؛ گرچه در جزئیات موضوع و توصیفات ظاهری آن اختلاف بسیار است‌. در بیشتر روایات، جانوری سپیدرنگ با جثه‌ای میان اَسَتر و درازگوش توصیف گشته که نزدیک رانهایش دو بال داشته، و در هر گام به اندازه میدان دید خود پیش می‌رفته است. در برخی روایت‌ها، براق مرکوب پیامبران دیگر به ویژه ابراهیم نیز بوده است. همچنین گرایش به توجیه عرفانی واژه «براق» و «معراج» و تفسیر آن به عنوان تمثیل در برخی متون چون معراج‌نامه ابن سینا نیز دیده می‌شود.

از حدود سده چهاردهم میلادی به بعد، براق در هنرهای اسلامی، به ویژه در مینیاتورهای ایرانی به تصویر در آمد. مسلمانان دیوار غربی حرم مسجدالاقصی را دیوار براق نام نهاده‌اند.

واژه براق

در مورد ریشه‌شناسی واژه براق اختلاف نظر وجود دارد. برخی آن را از کلمه بارَق فارسی میانه به معنی مرکب گرفته‌اند و برخی آن را از ریشه «بَرق» عربی و به معنای «درخشش» یا «آذرخش» گرفته‌اند. برخی این امکان را نیز در نظر گرفته‌اند که ریشه کلمه به دوران قبل از اسلام بازگشته که اسناد آن امروزه در اختیار ما نیست.

واژه عربی رفرف (تخت و سریر) را نیز بجای براق بکار برده‌اند. اگر چه دهخدا رفرف و براق را دومرکب پیامبر در معراج می‌داند و رفرف را تخت روانی دانسته که محمد را به معراج برده‌است.

توصیفات ظاهری

در روایاتی که اوصاف براق را ذکر کرده‌اند تفاوت‌های بسیاری است و به همین سبب، نمی‌توان تصویر روشنی از این مرکب ارائه کرد. بنابر بیشتر روایات، براق از چهارپایان بهشت و بسیار تندرو است که جثه‌ای کشیده و بزرگتر از درازگوش و کوچکتر از اَسَتر دارد، یالش پرمو و رنگ بدنش سپید و نزدیک ران‌هایش دو بال دارد و در هر گام به اندازه میدان دید خود پیش می‌رود. طبری در تفسیر قرآنش آن را اسبی با گوشهای لرزان توصیف کرده و ابن سعد گوش‌های او را دراز و پشت او را کشیده دانسته است. در دیگر روایات او صورتی چون صورت انسان داشته و مانند انسان قادر به فهم آنچه‌است که می‌شنود. برخی سبب رنگ سفید براق را، سرعت بیش از حد یا درخشندگی زیاد آن دانسته‌اند.

اگر چه سیره‌نویسانی مانند ابن هشام، طبری و ابن سعد بال‌هایی روی پای براق توصیف می‌کنند که با استفاده از آنها پاهایش را به سمت جلو می‌برد، ولی محقق رودی پارِت معتقد است که این توصیفات فقط به معنی سرعت حرکت زیاد براق بوده و متون قدیمی براق را بدون بال دانسته‌اند. در حالی که متون قدیمی‌تر صعود محمد به آسمان‌ها را از طریق نردبانی توصیف می‌کنند، برخی از متون متأخرتر صعود او را به کمک براق (که دارای بال بوده) وصف نموده‌اند.

همچنین در برخی دیگر از باورهای مسلمانان، براق، مرکبی با سر یک زن یا فرشته و دم یک طاووس تصویر شده‌است که این تصویر از براق در اغلب نگاره‌ها و مینیاتورهای اسلامی مربوط به معراج به‌کار رفته‌است.

در روایاتی در مجمع البیان اضافه بر توصیف فوق، براق را با دمی چون دم گاو و پاهایی مانند پای شتر و یالی چون یال اسب معرفی می‌کند.

بنظر می‌رسد که ابن بلخی نیز در فارسنامه با توجه به همین روایات، صورت براق را به صورت آدمیان توصیف نموده، با ریش و جعد و تاج بر سر نهاده و اندام چهار دست و پای او همچنان گاو و دنبال او همچون ذنب(دم) گاو. و حتی مجسمه‌های سر ستونهای تخت جمشید را، با چهره انسانی و تن و دمی مانند گاو، براق نامیده‌است.

گرایش به توجیه عرفانی واژه «براق» و «معراج» و تفسیر آن به عنوان تمثیلی از مفاهیم غیرمادی، در برخی نوشته‌های فلسفی و عرفانی همچون «معراج‌نامه» ابن سینا نیز دیده می‌شود. هرچند ناقلان و شارحان احادیث و حتی برخی از حکما این روش را نپذیرفته‌اند و این روایات را بدون تأویل و توجیه نقل می‌کنند. البته برخی بر این نظرند که بر پاره‌ای از این روایات از نظر سند، ایراداتی وارد است. مورخین غربی مانند آرمند آبل  براق را موجودی افسانه‌ای می‌دانند.

به نظر طباطبایی، یکی از مفسرین اخیر شیعه، اختلافات موجود در روایات معراج موجب شده‌است تا برخی از مفسرین وجود و توصیفات از براق را تمثیل بدانند. از جمله این اختلافات می‌توان به روایاتی اشاره کرد که صعود محمد را بر روی بال جبرئیل بیان داشته‌اند، برخی دیگر آن را توسط نردبانی دانسته‌اند که یک سرش روی صخره‌ای در بیت المقدس و سر دیگرش بر بام آسمانهاست. او با بررسی دیگر تفاسیر چنین نتیجه می‌گیرد، که منظور از این بیانات، مجسم ساختن امری غیرجسمی و غیر مادی بصورت امری مادی به شیوه تمثیل است.

براق در روایات اسراء و معراج

براق در اصل اوّلین بار در سفر شبانه محمد (اسراء) از مکه به مسجد الاقصی ظاهر شد. حضور مرکبی با چنین مشخصات می‌تواند توضیحی بر امکان طی کردن مسافت طولانی بین این دو شهر در یک شب توسط پیامبر باشد.

در بیشتر روایات مربوط به سفر شبانه محمد، براق را مرکب پیامبر از مکه تا بیت المقدس و برعکس دانسته‌اند و صعود به آسمان را از طریق «معراج» که برخی از روایات به نردبان یا «سُلَم» اشاره کرده‌اند و برخی دیگر معراج را بر بال جبرئیل دانسته‌اند. در روایات معراج که مسلمانان معتقدند غالباً از خود محمد نقل شده، آمده‌است که زمانی که جبرئیل براق را برای او آورد، ابتدا سرکشی می‌کرد اما پس از نهیب و شناختن راکب خود، پیامبر، رام شد. محمد در بیت المَقْدِس از براق فرود آمد، افسار آن را به حلقه‌ای که پیامبران افسار مرکب خود را بدان می‌بستند بست، آنگاه داخل مسجد الاقصی شد و پس از گزاردن نماز، گردش آسمانی را به همراهی جبرئیل آغاز کرد.

بر طبق شواهد و روایاتی، برخی معتقدند که سفر شبانه محمد یا اسراء از پرستش‌گاه مقدس (مسجدالحرام) به پرستش‌گاهی در دوردست (مسجدالاقصی)، با داستان سفر او به عرش (معراج)، تدریجاً به‌هم پیوسته‌است و بهمین سبب است که براق، که وسیله سفر شبانه بود، در روایاتی دیگر در سفر دوم (معراج) به‌جای نردبان، به عنوان وسیله صعود محمد به عرش، حضور می‌یابد.

محمد حسین طباطبایی یکی از مفسران شیعه با اشاره و ذکر اختلاف در روایات مختلف درباره نحوه سفر که بوسیله براق بوده یا نردبان و یا بر بال جبرئیل، این طور می‌نویسد:

«بنابراین از همینجا می‌توان حدس زد که منظور از این بیانات مجسم ساختن امری غیر جسمانی و غیر مادی است و به صورت امری مادی به نحو تمثیل و یا تمثل و وقوع اینگونه تمثیلات در کتاب و سنت امری است واضح که به هیچ وجه نمی‌شود انکارش کرد. »

—محمد حسین طباطبایی, تفسیر المیزان

براق در فرهنگ و هنر اسلامی

محمد سوار بر براق، مینیاتوری از کتاب جامع‌التواریخ، از کهن‌ترین نگارگری‌های معراج، بر روی کاغذ پوستی و متعلق به سده چهاردهم میلادی.

نگارگری

از حدود سده چهاردهم میلادی به بعد، با الهام از مجسم سازی و نگاره‌های افسانه‌های باستان همچون شیر دال، ابوالهول و سانتور و بر اساس توصیفات ظاهری در روایات، براق نیز در دنیای اسلام به تصویر کشیده شد و به موضوعی محبوب در نقاشی مینیاتورهای ایرانی تبدیل گشت. کهنترین آن را در نسخه‌ای خطی از جامع‌التواریخ نوشته رشیدالدین فضل‌الله رجل سیاسی و تاریخ‌نگار ایرانی و متعلق به سال ۷۱۴ ه.ق (موجود در کتابخانه دانشگاه ادینبرو) می‌دانند.

شیعیان از مجسمه یا تصویر براق به عنوان اسب پیامبر و موجودی فرشته‌گونه و نمادین در ساخت عَلَم برای مراسم عاشورا استفاده می‌کنند.

ادبیات

براق در ادبیات فارسی و اشعار شعرای پارسی، در معنای اصلی و یا استعاره از اسب و مرکب تندرو یا مرکبی برای سفرهای روحانی بکار برده شده‌است و یا بصورت ترکیبات کنایی ؛ «براق جم» و «براق سلیمان» کنایه از باد است که تخت سلیمان را جابجا می‌کند. یا «براق چهارم فلک» کنایه از آفتاب و «براق برق تاز» اشاره به اسب جَلد دونده، نیز ساخته شده‌است.

چنانکه جلال‌الدین بلخی (مولوی) در غزلیات خود می‌نویسد:

لاجرمش عشق کشد پیشکش                   همچو محمد به سحرگه براق

بربردش زود براق دلش                   فوق سماوات رفاع طباق

همچنین:

چو بر براق سفر کرد در شب معراج               بیافت مرتبه قاب قوس او ادنی

نمونه‌های دیگر از اشعاری که نام از براق می‌برند:

در شب تاریک بدان اتفاق               برق شده پویه پای براق (نظامی، مخزن الاسرار، ۱۸)

براقی شتابنده زیرش چو برق                     ستامش چو خورشید در نور غرق (نظامی، اقبالنامه، ۸۴۶)

سر بلندیش را ز پایه پست                         جبرئیل آمده براق به دست (نظامی، هفت پیکر، ۶۰۴)

برقی که براق بود نامش                رفق روش تو کرد رامش (نظامی، لیلی و مجنون، ۴۳۴)

در آمد یک شبی جبریل از دور                     براقی برق رو آورد از نور

که‌ای مهتر از این زندان گذر کن                    به دار الملک روحانی سفر کن (عطار نیشابوری، اسرارنامه، ص ۳۹۶)

آن که پا را در ره کوشش شکست               در رسید او را براق و بر نشست (کاشفی، ص ۲۶)

عمان سامانی در گنجینة الاسرار، دیگر اسب مشهور و محبوب میان شیعیان، ذوالجناح را که مرکب حسین بن علی در روز عاشوراست را به براق تشبیه می‌کند.

رو به کوی دوست، منهاج من است              ‌دیده واکن، وقت معراج من است‌

تو براق آسمان پیمای من              ‌روز عاشورا شب اسرای من

کز میان دشمنم آری برون              ‌رو به کوی دوست گردی رهنمون‌

سایر کاربردها در دنیای امروز

دو شرکت هواپیمایی اسلامی نام خود را از براق گرفته‌اند. شرکت هواپیمایی لبیایی بنام براق ایر در حال حاضر فعال است و شرکت اندونزیایی هواپیمایی اندونزی براق نیز تا سال ۲۰۰۷ به این نام فعالیت داشت. نفربر براق نیز یک نفربر ساخت صنایع دفاع ایران است.

دیوار براق

دیوار ندبه

در بخشی از احادیث معراج از قول محمد آمده‌است که او در بیت المَقْدِس از براق فرود آمد، افسار آن را به حلقه‌ای که پیامبران افسار مرکب خود را بدان می‌بستند بست، آنگاه داخل مسجد شد و پس از گزاردن نماز، گردش آسمانی را به همراهی جبرئیل آغاز کرد. از این رو مسلمانان دیوار غربی حرم مسجد الاقصی را دیوار براق نام نهادند و ادعا می‌کنند که زمینهای اطراف آن نیز همگی از اوقاف مسلمانان بوده‌است. این دیوار در بین یهودیان به دیوار ندبه مشهور است و آن را بخشی از هیکل سلیمان می‌شناسند و برای آنان نیز مقدس است. درگیری شدیدی میان مسلمانان و یهودیان نیز برای تصاحب دیوار براق در سپتامبر ۱۹۲۲ (شهریور ۱۳۰۱) به ثبت رسیده که در آن عده‌ای از دو طرف به قتل رسیدند و در منابع فلسطینی از آن به «انقلاب براق‌» یاد شده است‌.

براق در سایر روایات

بنابر پاره‌ای از روایات، براق در صعود از بلندیها دودستش کوتاهتر از دوپایش می‌شود و در موقع فرود، عکس آن روی می‌دهد تا سوار همواره در حالت افقی بماند. در بیشتر روایات آمده که براق جثّه‌ای کشیده و بزرگتر از درازگوش و کوچکتر از استر دارد، یال آن پرمو و رنگ پوستش سفید است و در میان حیوانات بهترین رنگ را دارد. این مرکب را اسب نیز خوانده‌اند. براق را مرکب پیامبران دیگر نیز دانسته‌اند و دیوار براق اشاره‌ای به این موضوع دارد.

بنابر روایات مرکب ابراهیم نیز بوده‌است چنانکه او هر گاه می‌خواست همسرش هاجر و فرزندش اسماعیل را ببیند، براق را برای او می‌آوردند. او هنگام صبح از سرزمین شام سوار بر براق می‌شد و پیش از ظهر در مکه، اسماعیل و هاجر را دیدار می‌کرد و شب هنگام با براق به نزد ساره در شام بازمی‌گشت.

در برخی احادیث اسلامی بُراق همچنین مرکب محمد در روز قیامت و مرکب ابراهیم برای سفر از فلسطین به مکه در زمان انتقال هاجر و اسماعیل و حتی همه سفرهای او به مکه نام برده شده‌است.

براق در کتب مسیحی و یهودی

همچنین در برخی کتب مسیحی و یهودی، موسوم به سوداپیگرافا، همچون کتاب عهد ابراهیم، کتاب خنوخ و مکاشفات پولس، چنین ذکر شده‌است که ابراهیم، خنوخ و پولس بر مرکبهای مشابهی سوار شده و آسمانهای مختلف را سیر کرده‌اند یا به نقاط دیگری روی زمین رفته‌اند. و اصل واژه براق را برخی از واژه باراق (به عبری: ברק) دانسته‌اند.

منابع

* آیدین آغداشلو (در تاریخ مهر و آبان ۱۳۸۲). معراج حضرت رسول (اثر سلطان محمد) (مقاله) بخش هنر صص ۲۲۶-۲۳۱. مجله بخارا شماره ۳۲.

* ناصر مکارم شیرازی. پاییز ۱۳۶۷.تفسیر نمونه، ج ۱۲. دارالکتب الاسلامیه،

* حسن طارمی. بُراق (فارسی). دانشنامه جهان اسلام.

* علامه طباطبایی. بهمن ۱۳۵۳.ترجمه تفسیر المیزان، ج ۲۵. ترجمهٔ سید محمد باقر موسوی همدانی. کانون انتشارات محمدی، (معادل جلد ۱۳ ترجمه المیزان، از همین مترجم، در نسخه نرم‌افزار نورالانوار)

* براق (انگلیسی). دانشنامه بریتانیکا (۲۰۰۸). بازدید در تاریخ ۲۹ مه ۲۰۰۸.

* علی بهرامیان. بُراق (فارسی). دانشنامه بزرگ اسلامی.

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%82

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

براق اسب معراج نبی

مینیاتور ایرانی اثر سلطان محمد نگارگر مشهور دوره شاه طهماسب صفوی قرن شانزدهم میلادی که در موزه بریتانیا نگهداری می شود. بُراق در سنت اسلامی نام مرکب آسمانی محمد، برای معراج یا سیر افلاک، از مکه تا بیت المقدس و برعکس.

*** واژه براق

واژه براق از ریشه بَرق عربی و به معنای درخشش یا آذرخش است واژه عربی رفرف تخت و سریر را نیز بجای براق بکار برده‌اند. اگر چه دهخدا رفرف و براق را دومرکب پیامبر در معراج میداند و رفرف را تخت روانی دانسته که محمد را بمعراج برده است

*** توصیفات ظاهری

در روایاتی که اوصاف براق را ذکر کرده‌اند تفاوت‌های بسیاری است و بهمین سبب، نمی‌توان تصویر روشنی از این مرکب ارائه کرد. بنابر بیشتر روایات، براق از چهارپایان بهشت و بسیار تندرو است که جثه‌ای کشیده و بزرگتر از درازگوش و کوچکتر از اَسَتر دارد، یالش پرمو و رنگ بدنش سپید و نزدیک‌ ران‌هایش دو بال‌ دارد و در هر گام به اندازه میدان دید خود پیش می‌رود در دیگر روایات او صورتی چون صورت انسان داشته و مانند انسان قادر به فهم آنچه است که میشنود. برخی سبب رنگ سفید براق را، سرعت بیش از حد یا درخشندگی زیاد آن دانسته‌اند.

همچنین در برخی دیگر از باورهای مسلمانان، براق، مرکبی با سر یک زن یا فرشته و دم یک طاووس تصویر شده‌است که این تصویر از براق در اغلب نگاره‌ها و مینیاتورهای اسلامی مربوط به معراج به‌کار رفته‌است

در روایاتی در مجمع البیان اضافه بر توصیف فوق، براق را با دمی چون دم گاو و پاهایی مانند پای شتر و یالی چون یال اسب معرفی میکند

بنظر می‌رسد که ابن بلخی نیز در فارسنامه با توجه به همین روایات، صورت براق را به صورت آدمیان توصیف نموده، با ریش و جعد و تاج بر سر نهاده و اندام چهار دست و پای او همچنان گاو و دنبال او همچون ذنب(دم) گاو. و حتی مجسمه‌های سر ستونهای تخت جمشید را، با چهره انسانی و تن و دمی مانند گاو، براق نامیده است.

گرایش به توجیه عرفانی واژه براق و معراج و تفسیر آن به عنوان تمثیلی از مفاهیم غیرمادی، در برخی نوشته‌های فلسفی و عرفانی همچون معراج‌نامه ابن سینا نیز دیده می‌شود. هرچند ناقلان و شارحان احادیث و حتی برخی از حکما این روش را نپذیرفته‌اند و این روایات را بدون تأویل و توجیه نقل میکنند. البته برخی بر این نظرند که بر پاره‌ای از این روایات از نظر سند، ایراداتی وارد است.

** براق در روایات اسراء و معراج

نگارگری در موضوع معراج در هفت پیکر نظامیبراق در اصل اوّلین بار در سفر شبانه محمد (اسراء) از مکه به مسجد الاقصی ظاهر شد. حضور مرکبی با چنین مشخصات میتواند توضیحی بر امکان طی کردن مسافت طولانی بین این دو شهر در یک شب توسط پیامبر باشد.

در بیشتر روایات مربوط به سفر شبانه حضرت محمد، براق را مرکب پیامبر از مکه تا بیت المقدس و برعکس دانسته‌اند و صعود به آسمان را از طریق معراج که برخی از روایات به نردبان یا سُلَم اشاره کرده‌اند و برخی دیگر معراج را بر بال جبرئیل دانسته‌اند. در روایات معراج که مسلمانان معتقدند غالباً از خود محمد نقل شده، آمده‌است که زمانی که جبرئیل براق را برای او آورد، ابتدا سرکشی می‌کرد اما پس از نهیب و شناختن راکب خود، پیامبر، رام شد. محمد در بیت المَقْدِس از براق فرود آمد، افسار آن را به حلقه‌ای که پیامبران افسار مرکب خود را بدان می‌بستند بست، آنگاه داخل مسجد الاقصی شد و پس از گزاردن نماز، گردش آسمانی را به همراهی جبرئیل آغاز کرد.

بر طبق شواهد و روایاتی، برخی معتقدند که سفر شبانه محمد یا اسراء از پرستش‌گاه مقدس (مسجدالحرام) به پرستش‌گاهی در دوردست (مسجدالاقصی)، با داستان سفر او به عرش (معراج)، تدریجاً به‌هم پیوسته‌است و بهمین سبب است که براق، که وسیله سفر شبانه بود، در روایاتی دیگر در سفر دوم (معراج) به‌جای نردبان، به عنوان وسیله صعود محمد به عرش، حضور می‌یابد.

چو بر براق سفر کرد در شب معراج*** بیافت مرتبه قاب قوس او ادنی

*** ادبیات

براق در ادبیات فارسی و اشعار شعرای پارسی، در معنای اصلی و یا استعاره از اسب و مرکب تندرو یا مرکبی برای سفرهای روحانی بکار برده شده‌است و یا بصورت ترکیبات کنایی ؛ براق جم و براق سلیمان کنایه از باد است که تخت سلیمان را جابجا می‌کند. یابراق چهارم فلک کنایه از آفتاب و براق برق تاز اشاره به اسب جَلد دونده، نیز ساخته شده‌است.

چنانکه جلال‌الدین بلخی در در غزلیات خود

لاجرمش عشق کشد پیشکش*** همچو محمد به سحرگه براق

بربردش زود براق دلش*** فوق سماوات رفاع طباق

نظامی نیز در هفت پیکر خود مثنویی تمام را به معراج پیغمبر اکرم اختصاص داده است.

دو شرکت هواپیمایی اسلامی نام خود را از براق گرفته‌اند. شرکت هواپیمایی لبیایی بنام براق ایر در حال حاضر فعال است و شرکت اندوزیایی هواپیمایی اندونزی براق نیز تا سال ۲۰۰۷ به این نام فعالیت داشت.

*** دیوار براق

دیوار براق در روز اورشلیم و قبةالصخره

در بخشی از احادیث معراج از قول محمد آمده‌است که او در بیت المَقْدِس از براق فرود آمد، افسار آن را به حلقه‌ای که پیامبران افسار مرکب خود را بدان می‌بستند بست آنگاه داخل مسجد شد و پس از گزاردن نماز، گردش آسمانی را به همراهی جبرئیل آغاز کرد. از این رو مسلمانان دیوار غربی حرم مسجد الاقصی را دیوار براق نام نهادند و ادعا می‌کنند که زمینهای‌ اطراف‌ آن‌ نیز همگی‌ از اوقاف‌ مسلمانان بوده‌است. این دیوار در بین یهودیان به دیوار ندبه مشهور است و آن را بخشی از هیکل سلیمان می‌شناسند و برای آنان نیز مقدس است. درگیری شدیدی میان مسلمانان و یهودیان نیز برای تصاحب دیوار براق در سپتامبر ۱۹۲۲ (شهریور ۱۳۰۱) به ثبت رسیده که‌ در آن‌ عده‌ای‌ از دو طرف‌ به‌ قتل‌ رسیدند و در منابع‌ فلسطینی از آن‌ به‌ انقلاب‌ براق‌ یاد شده‌ است‌.

**براق در سایر روایات

بنابر پاره‌ای از روایات، براق در صعود از بلندیها دودستش کوتاهتر از دوپایش می‌شود و در موقع فرود، عکس آن روی می‌دهد تا سوار همواره در حالت افقی بماند. در بیشتر روایات آمده که براق جثّه‌ای کشیده و بزرگتر از درازگوش و کوچکتر از استر دارد، یال آن پرمو و رنگ پوستش سفید است و در میان حیوانات بهترین رنگ را دارد. این مرکب را اسب نیز خوانده‌اند. براق را مرکب پیامبران دیگر نیز دانسته‌اند و دیوار براق اشاره‌ای به این موضوع دارد.

بنابر روایات مرکب ابراهیم نیز بوده‌است چنانکه او هر گاه میخواست همسرش هاجر و فرزندش اسماعیل را ببیند، براق را برای او می‌آوردند. او هنگام صبح از سرزمین شام سوار بر براق می‌شد و پیش از ظهر در مکه، اسماعیل و هاجر را دیدار میکرد و شب هنگام با براق به نزد ساره در شام بازمی‌گشت

در برخی احادیث اسلامی بُراق همچنین مرکب محمد در روز قیامت و مرکب ابراهیم برای سفر از فلسطین به مکه در زمان انتقال هاجر و اسماعیل و حتی همه سفرهای او به مکه نام برده شده‌است.

منبع :از منابع مختلف جمع آوری شده

http://torbatejam.org/index.php?option=com_content&view=article&id=432:1389-01-27-21-23-41&catid=127:1389-01-27-21-07-36&Itemid=134

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

رساندن نامه یهودیان به خداوند توسط اداره پست رژیم صهیونیستی!

مقامات اداره پست رژیم صهیونیستی با صدور بیانیه‌ای رسمی اعلام کردند که‏این اداره از این پس خدمت رساندن نامه مشتریان به خداوند را به خدمات خود اضافه می‌کند.

دیوار براق که به آن "دیوار ندبه" نیز گفته می‏شود و به اصطلاح قبله و عبادتگاه یهودیان جهان به شمار می‌رود، دارای شکاف‌هایی است که‏همواره با نامه‌های زیارت‏کنندگان آن پر می‌شود. این افراد که برای خواندن نماز نزدیک این دیوار می‏روند، با هدف رساندن نامه خود به خداوند، آن را درون شکاف‌های دیوار فرو می‌کنند.

در همین راستا «افی هوشفمن» مدیر این زیارتگاهی که توسط رژیم صهیونیستی اشغال شده، می‌گوید که‏ هر روزه‏ هزاران نامه از طریق اینترنت به پایگاه الکترونیکی این زیارتگاه ارسال می‌شود تا به اصطلاح مسئولان مربوطه ‏این نامه‏ها را بر روی کاغذ بنویسند و به نیابت از ارسال کننده آن را درون شکاف‌های دیوار بگذارند.

گفتنی است این کار به آن علت صورت می‌گیرد که خاخام‌های یهودی طی سخنرانی‌‏های مختلف خود به یهودیان القا کرده‏اند که ‏این نامه‌هایی که درون شکاف دیوار براق قرار داده می‌شود، توسط خداوند خوانده می‌شود.

در همین راستا مدیریت اداره پست رژیم صهیونیستی اعلام کرده که ‏این اداره در جدیدترین خدمت خود حاضر است نامه مشتریانش را به خداوند برساند.

یعنی مشتریانی که در سراسر جهان هستند و به ‏اینترنت دسترسی ندارند و یا می‌خواهند نامه خود را با دست خط خود برای خدا بفرستند، می‌توانند نامه را به اداره پست رژیم صهیونیستی بفرستند و این اداره عملیات رساندن آن را به خدا بر عهده خواهد گرفت(واقعا خسته نباشید دارند.... از طرف من به خدا بگید فردا بهت میل میزنم جواب بده.....).

آمار نشان می‌دهد بیشترین نامه‌هایی که توسط یهودیان برای خدا نوشته می‌شود برای شفای بیماری است. دسته دوم نامه‌ها توسط جوانان عاشق برای رسیدن به عشق خود نوشته می‌شود و کمترین این نامه‌ها برای طلب مغفرت از خداوند است.(اگر سیستم پیامک به خدا رو هم راه اندازی کنند دیگه نور علی نور میشه..... مسوولین زحمتکش یهودی لطفا رسیدگی کنید.....)

http://www.askquran.ir/showthread.php?p=180866

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

محتواي نامه‌هاي ديوار براق

شبكه تلويزيوني العربيه اعلام كرد‏:‏ اداره پست اسرائيل سالانه هزاران نامه دريافت مي‌كند كه فرستندگان،آن را براي خدا ارسال مي‌كنند‏.‏

به گزارش جهان، العربيه افزود‏:‏ فرستندگان اين نامه‌ها با اعتقاد به اينكه خدا آن را خواهد خواند يا دستكم پست اسرائيل چنين وعده‌اي مي دهد، درخواست‌ها و آرزوهاي خود را در نامه‌هايشان مطرح مي كنند‏.‏

خبرنگار العربيه در اين باره گفت‏:‏ نامه‌هاي كه براي خدا ارسال مي شود، در شكاف ديوار معروف براق قرار مي‌گيرد‏.‏

وي افزود‏:‏ صندوق‌هاي پست در سرزمين‌هاي اشغالي پر است از اين نوع نامه‌ها كه كاركنان پست از شهر قديمي قدس مي آورند و در داخل شكاف ديوار غربي شهر قرار مي دهند، نامه هايي كه هزاران نفر از نقاط مختلف جهان آن را ارسال داشته اند.

اداره پست اسرائيل در پايگاه اينترنتي خود متعهد شده است كه اين نامه ها را در يوار براق قرار مي‌دهد و براي خدا مي فرستد‏!

آوي موشمان مدير كل پست رژيم صهيونيستي در اين‌باره مي‌گويد:ما به تمام مردم جهان از يهودي تا بت پرست و حتي مسلمانان خدمات برجسته اي ارائه مي دهيم كه از طريق ارسال نامه‌هاي آنان به خدا انجام مي شود به اين هدف كه خداوند تمام دعاهاي آنان را اجابت كند‏.‏

نكته جالب توجه اينجاست خاخام هاي اسرائيلي ادعاهاي پست مبني بر اينكه خداوند اين نامه‌ها را خواهد خواند، تاييد مي‌كنند و آن را اقدامي خوب از سوي پست مي‌دانند‏.‏

خبرنگار العربيه در پايان گزارش خود مي‌افزايد‏:‏ مضمون بيشتر اين نامه‌ها، درخواست‌هاي يهوديان از خداوند براي حل مشكلات آنان است و بيشتر آنان درخواست‌هايي در مورد به دست آوردن ثروت و پول و رسيدن به محبوب را مطرح مي كنند.

لينک خبر: http://alef.ir/content/view/36626/

منبع خبر: الف

http://www.ravy.ir/content1465918.html

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

ماهيت اسلامي قيام بُراق

و جه تسمية « بُراق» ( ديوار غربي مسجد الاقصي' ) به اسب بُراق كه پيامبر اكرم(ص) سوار بر آن در شب اسراء به آسمان عروج فرموده بود، بازميگردد. به اعتقاد مسلمانان اين ديوار قسمتي جدا ناشدني از مسجدالاقصي' است و ارج و منزلت فراواني در نزد مسلمان جهان داراست. يهوديان اين ديوار را با نام « ديوار ندبه » ميشناسند و طبق روش ديرين خود، در كنارديوار بُراق تجمع كرده، به گريه و زاري ميپردازند.

در سالهاي 28 ـ 1924 حركت ملي فلسطين پس از يك دورة خمودگي و سكون، در پي برگزاري كنگرة صهيونيستها در زوريخ و تجاوز يهوديان به بُراق شريف، جاني دوباره گرفت.90

يهوديان در 23 سپتامبر 1928 به مناسبت « عيد آمرزش» ، با سوء استفاده از گذشت و اغماض مسلمانان ـ كه آنان را درانجام شعاير دينيشان آزاد گذاشته بودند ـ با چيدن صندليها و نيمكتها و آويزان كردن چراغها به گردهمايي انبوه هم كيشان يهود در كنار ديوار براق، حالتي شبيه به اجتماع در كنيسة يهوديان دادند. مسلمانان از آن بيم داشتند كه به مرور زمان يهوديان اين وضعيت را همچون حقي مشروع جلوه دهند، لذا بلافاصله مجلس اعلاي اسلامي، نسبت به اين اعمال به دولت انگلستان اعتراض كرده و در مورد عواقب وخيم چنين عملكردهايي هشدار داد.91

علماي ديني مسلمان ضمن مخابرة تلگرامهايي به مردم ديگر كشورهاي اسلامي، خطرات موجود را گوشزد كردند وضمن بحث و كنكاش در بارة روش مقابله با يهوديان، « كميتة دفاع از براق شريف» را تشكيل دادند. در اين بين، حاجامينالحسيني مفتي اعظم و رئيس مجلس اعلاي اسلامي دربرانگيختن احساسات مسلمانان يد طولايي داشت. مجلس اعلاياسلامي و كميتة دفاع از بُراق شريف، به منظور بررسي و تبادلنظر در مورد اوضاع بحراني فلسطين، دعوتنامههايي به سرشناسان مسلمان فلسطين، شرق اردن، عراق، سوريه، لبنان وهند ارسال نمود.

قضية بُراق بُعد اسلامي وسيعي به خود گرفت و كنفرانس يادشده در اول نوامبر 1928 به رياست حاج امينالحسينيبرگزار گرديد. در اين كنفرانس 700 شخصيت اسلامي از فلسطين و ساير كشورهاي اسلامي حضور داشتند. كنفرانس نسبت به تلاش يهوديان جهت ايجاد حقي براي خود در محل بُراق شريف اعتراض نمود و آن را شديداً محكوم كرد و از مقامات انگليسي خواست تا مانع از اعمال يهوديان در تغيير وضعيت آن مكان مقدس شوند و هشدار دادند كه درغير اينصورت مسلمانان خود را ملزم خواهند ديد كه به هرنحو ممكن از مقدسات و حق مشروع خود دفاع كنند.

كنفرانس همچنين مقرر نمود كه تشكلي به نام « جمعيت حمايت از مسجدالاقصي' و اماكن اسلامي» تأسيس شود تا با كميتة دفاع از براق شريف تشريك مساعي كند. از سوي ديگر، در 12 نوامبر 1928، امري وزير مستعمرات انگليس، در پارلمان اين كشور اعلام كرد كه ديدگاه دولت انگليس در مورد چنين رويدادهايي، حفظ وضع موجود ميان اعراب و يهوديان است. وي تأكيد نمود كه طرفين با انجام گفتگوي دوستانه! ميتوانند قضيه را بهطور مسالمتآميز حل و فصل كنند و حكومت « اعلي'حضرت» ! تمامي كوششهاي خويش را بدين منظور مبذول خواهد داشت.92 امري ضمن ابراز رضايت از عملكرد كميسر عالي انگلستان در فلسطين، تصريح كرد كه تمامي مساعي خويش را بهكار خواهد گرفت تا وضع موجود همچنان حفظ شود و قول داد كه در آيندة نزديك در مورد كل قضيه، « كتاب سفيد» ي منتشر كند.93 در « كتاب سفيد» مذكور،وضعيت فعلي مسجدالاقصي' و مالكيت مسلمانان بر ديوار براق تضمين شده بود و دولت انگلستان تنها براي يهوديان حق زيارت قائل گرديده بود. اما مقامات قيموميت در انجام مفاد اين كتاب طفره رفتند تا آنكه رخدادهاي قيام براق 1929 پيشآمد.94

در اواخر مارس 1929 يهوديان بصراحت از حقوق خود! در حرم قدسي و ديوار بُراق و وجوب بازسازي هيكل سليمان به جاي مسجدالاقصي' دم ميزدند. خاخام روماني طي نامهاي به مفتي گفته بود كه بايد مسجدالاقصي' را به يهوديان واگذاركنيد تا آنها بتوانند مراسم دينيشان را برگزار كنند!

از سوي ديگر، يهوديان در خفا آماده ميشدند تا به تجاوزي مسلحانه عليه اعراب دست بزنند و براق شريف را بزور تصرف كنند.95

حاجامينالحسيني طي تلگرامي از وزارت مستعمرات خواست كه در اجراي موارد مندرج در « كتاب سفيد» شتاب بيشتري بهعمل آورد. اما انگليسيها نه تنها مواردي را كه خود پذيرفته بودند انجام ندادند، بلكه براي اعراب به طور ملموس ثابت شدكه مقامات قيموميت مخفيانه سلاح سرد و گرم در اختيار يهوديان قرار دادهاند و شمار زيادي از اعضاي سازمانهاي زيرزميني و نظامي يهودي با تجهيزات نظامي از تلآويو به بيتالمقدس منتقل شدهاند.96

15 اوت 1929 در نزد يهوديان روز احياي خاطرة ويراني هيكل سليمان بود. اتفاقاً روز بعد، هم با سالروز ميلاد پيامبر(ص) و هم با روز جمعه مصادف بود. يهوديان در آن روز تظاهراتي تحريك آميز در خيابانهاي بيتالمقدس به راه انداختند و ضمن خواندن سرودهاي ديني، فرياد ميزدند: « ... ديوار، ديوار ماست، واي به آنهايي كه اماكن مقدس ما را آلوده كنند. مرگ بر دولت ]انگليس[» !97 سخنرانان يهودي نيز به پيامبر خدا(ص) و اسلام و امت اسلامي ناسزا گفتند كه اين بيحرمتي وقيحانه موجب خشم فراوان مسلمانان شده، احساسات و عواطف آنان را جريحه دار كرد. روز بعد، شيخ حسن ابوسعود از خطباي مسجد الاقصي'، پس از پايان مراسم نماز جمعه، در جمع مسلمانان نمازگزار خطابة مهيّجي را ايراد نمود و احساسات حاضران را بيدار ساخت. سپس نمازگزاران در يك تظاهرات باشكوه به سوي ديوار بُراق به راه افتادند. هنگامي كه مردم به پياده رو نزديك به ديوار رسيدند، نيمكتي را كه يهوديان گذاشته بود درهم شكستند و تظلّم نامههايي را كه يهوديان در شكاف ديوار جاي داده بودند بيرون كشيده و آتش زدند.98 درگيري خونيني ميان مسلمانان از يك سو و يهوديان ـ كه ازطرف انگليسيها پشتيباني ميشدند ـ از سوي ديگر درگرفت و به حومة شهر سرايت كرد و سرانجام به روستاهاي مجاوركشيده شد. اخبار درگيري بسرعت در تمام فلسطين پخش گرديد. اغتشاشات به بيسان و حيفا و يافا نيز گسترش يافت و صدهاتن از طرفين كشته و زخمي شدند. اعراب كشته يا مجروح شده اكثراً از سوي سربازان و پليس وابسته به دولت ]انگليس[هدف قرار گرفته بودند. نبردهاي خياباني پراكنده تا پايان ماه اوت تداوم يافت و بالاخره دولت قيموميت با استمداد ازنيروهاي كمكي انگليسيِ اعزام شده از مصر موفق گرديد بر اوضاع تسلط يابد.

در پايان قيام بُراق، مقامات انگليسي صدها تن از جوانان مسلمان عرب را بازداشت نمود و احكام جائرانهاي را در مورد آنان صادر كرد. 20 نفر از آنها به اعدام محكوم شدند كه حكم صادره در مورد سهنفر از آنها ( فؤاد حجازي، عطاالزيد ومحمد جمجوم) به اجرا درآمد و بقيه با يك درجه تخفيف، به حبس ابد گرفتار آمدند.

ناگفته پيداست كه احكام صادره در مورد يهوديان انعطاف و نرمش بيشتري داشت و تنها يك نفر يهودي به نام خانكيز كه قاتل يك خانوادة ششنفرة عرب بود به اعدام محكوم شد كه سپس حكم صادره در مورد او به حبس ابد و بعد از مدتي به15 سال زندان تغيير يافت. وي بعدها نيز مورد عفو قرار گرفت و از زندان آزاد گرديد.99

يك بررسي اجمالي بوضوح نشان ميدهد كه انگيزههاي مردم فلسطين در قيام براق تماماً اسلامي بوده است. در اينخصوص، دلايل زير قابل ذكر است: 1. اصل ماجرا مربوط به ديوار مسجدالاقصي' بوده كه نمادي از اعتقادات اسلامي مردم فلسطين است.

2. مردم مسلمان فلسطين اهانت و بي حرمتي به مقدسات اسلامي را تحمل نكرده و در اين راه از نثار جان خود دريغ نكردند.

3. دخالت علماي ديني فلسطين در هدايت تودهها، از جمله حاج امينالحسيني و نقش شاخص وي در اين قيام آشكاراست.

4. فعل و انفعالات و پيامدهاي اين قيام اسلامي در خارج از مرزهاي فلسطين نيز انعكاس گستردهاي يافت و حتي بسياري از اهالي مسلمان اردن براي شركت در جهاد و اعزام به فلسطين، اعلام آمادگي كرده بودند.100

منابع:

90. احمدالشقيري، همان، ص 114.

91. اكرم زعيتر، القضيه الفلسطينيه، ص 77 و محمد عزه دروزه، فلسطين و جهاد الفلسطينيين، صص 21ـ20 و عبدالوهاب الكيالي، وثائق المقاومه الفلسطينيه العربيه،صص 129 ـ 126.

92.473- P.D., Vol. 222, Cols, 472

93 P.D.Vol. 222. Col. 1362.

P.D., Vol. 223. Col. 10 .94

95. أميل الغوري فلسطين عبرستين عاماً، صص 111 ـ 109.

96. همان، صص 116 ـ 115.

97. زهيرالمارديني، همان، صص 63 ـ 62 و اكرم زعيتر، القضيه الفلسطينيه، ص 78.

98. عبدالوهاب الكيالي، تاريخ فلسطين الحديث، ص 202.

99. عيسي' السفري، همان، ص 128 و زهير المارديني، همان، ص 64.

100. محمد عزة دروزه، فلسطين و جهاد الفلسطينيين، ص 22.

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=102834&ParentID=0&BookID=15868&MetaDataID=462&Volume=1&PageIndex=5&PersonalID=0&NavigateMode=&Content=

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

شصت سال جنايت؛ شصت سال مقاومت

سردار شهادت طلبان "شيخ عزالدين قسام "

خبرگزاري فارس: در همان زمان كه مردم بومي فلسطين در هر گوشه از خاك اشغال شده خود با قيامي خونين آتش خشم خود را شعله ور مي ساختند يك روحاني شناخته شده فلسطيني در تدارك حركتي متفاوت در برابر اشغالگران بود.

پيش از پرداختن به موضوع قيام «قساميون» لازم است كه به برخي وقايع تاريخي مهم كه در حدفاصل قيام براق تا آغاز "خيزش قساميون " واقع شد اشاره اي گذرا داشته باشيم.

*نتايج "قيام ديوار براق "

پس سركوب "قيام ديوار براق "دولت انگلستان طبق معمول خود، كميسيوني را تحت رياست "والتر شاو " مأمور بررسي دلايل اين قيام كرد.

كميسيون مذكور پس از سفر به فلسطين، گزارش خود را يك ماه بعد در لندن منتشر كرد. "گزارش كميسيون شاو " خواستار

1- "اعلام موضع صريح انگلستان دربارة فلسطين "

2- "عدم اخراج كشاورزان عرب توسط يهوديان "

3- "بررسي دعاوي طرفين در مورد ديوار براق از طرف جامعه ملل "

4- "تقويت سازمان پليس " و "كنترل مهاجرت بي‏رويه يهوديان " شده بود.

براساس پيشنهاد "كميسيون شاو " كميته‏اي سه نفره از طرف نمايندگان هلند، سوئيس و سوئد براي بررسي مسألة ديوار براق عازم فلسطين شد و پس از بررسي دعاوي طرفين، ديوار براق را بخشي از "حرم شريف مسلمانان " دانست و قرار شد يهوديان هنگام عبادت در آن مكان، از نصب پرچم و بردن لوازم عبادي ديگر خودداري كنند. به دنبال اين حوادث، هيأتي از سوي "كميتة اجرايي عرب " به لندن رفت و با "پاسفيلد " وزير مستعمرات وقت مذاكره كرد. دولت انگلستان با بي‏توجهي به مسائل مطروحه از طرف "هيأت عربي "، شخصي به نام "جان سامسون " را براي بررسي مسأله "مهاجرت " و "اراضي اعراب " به فلسطين فرستاد.

"گزارش سامسون " كه در سال 1930 منتشر شد، تا حدي به نفع اعراب و خواستار جلوگيري از مهاجرت غيرقانوني يهوديان شده بود. به دنبال "گزارش سامسون " و "گزارش كميسيون شاو " بيانيه‏اي از سوي دولت انگلستان منتشر شد كه نام "كتاب سفيد پاسفيلد " را به خود گرفت. در كتاب مذكور ضمن تأييد مجدد نكات اصلي "كتاب سفيد چرچيل "، تأكيد شده بود كه اسكان يهوديان بايد به زمين‏هاي پيشين آن‌ها بازگردد. با اين كه كتاب سفيد تا حدي ناراحتي اعراب را تسكين داد؛ اما "كميتة اجرايي عرب " از پذيرفتن آن خودداري كرد؛ چرا كه براي اجراي وعده‏هاي داده شده از سوي بريتانيا، در اين كتاب هيچ تضميني وجود نداشت. از سوي ديگر، صهيونيست‏ها نيز به شدت اين كتاب را مورد حمله قرار دادند و حتي "وايزمن " به نشانة اعتراض، از رياست "آژانس يهود " استعفا كرد؛ اما نخست‏وزير انگلستان به دست و پا افتاد و طي نامه‏اي به "وايزمن " به گونه‏اي كتاب را مورد تفسير قرار داد كه مطالب اساسي آن را فسخ مي‏كرد و ضمن سخناني تأكيد كرد كه كتاب سفيد، باعث منع انتقال زمين‏هاي اعراب به يهوديان نمي‏شود. اعراب پس از اين نامه و اظهارات نخست‏وزير انگلستان، "كتاب سفيد " را "كتاب سياه " توصيف كردند. به اين ترتيب، مرحلة جديد بازي "كميسيون‏ها و بيانيه‏هاي بي‏حاصل " به پايان رسيد.

*جنبش دست سبز

"جنبش دست سبز " از جمله چند قيامي بود كه پس از "قيام ديوار براق " رخ داد. اين حركت در شمال فلسطين به ويژه شهرهاي "صفد " و "عكا " متمركز بود. جنبش دست سبز، با تلاش 27 تن از كساني كه در "قيام براق " شركت كرده و از دست مقامات امنيتي متواري شده بودند، آغاز شد. ده‌ها تن ديگر نيز به آن‌ها پيوستند تا اين‌كه شمارشان به 80 مبارز رسيد. آن‌ها از سوي ساكنان شهرهاي مذكور با استقبال گسترده‏اي رو به رو شدند. اين گروه كه موفق شد چندين بار به يهوديان و پليس انگليس حمله كند، توسط فردي به نام "احمد طافش " رهبري مي‏شد.

مقامات انگليسي براي سركوب اين جنبش با استفاده از پياده‌نظام ارتش بريتانيا دست به عملياتي فراگير زدند. هواپيماهاي انگليسي نيز در اين عمليات به كمك آن‌ها شتافتند. براي تعقيب مبارزان، از نيروهاي فرانسوي و نيروهاي مرزي شرق اردن هم استفاده شد. اين تعقيب و گريز طي دو ماه ژانويه و فوريه به شكل گسترده ادامه داشت. سرانجام انگليسي‏ها توانستند احمد طافش را در تاريخ 27 ژانويه سال 1930 بازداشت كنند.

اين مجموعه انقلابي به سبب حملات پياپي انگليسي‏ها نتوانست به مبارزات خود ادامه دهد. همچنين رهبران سياسي فلسطيني نيز روش آن‌ها را نپذيرفته و از آنان حمايت نكردند.

* قيام اكتبر سال 1933

مهاجرت يهوديان به فلسطين از ابتداي دهة 30 به شكل خطرناكي رو به ازدياد نهاد. در اين مرحله، رهبران سياسي و مذهبي فلسطين هم سرانجام به اين نتيجه رسيدند كه مشكل اصلي آن‌ها، با "انگلستان " است. از اين رو مبارزات "حزب استقلال " و "جمعيت‏هاي جوانان مسلمان " بر اين موضوع متمركز شد. آن‌ها از "كميتة اجرايي عرب "، كه نمايندگي سياسي فلسطينيان را برعهده داشت، درخواست كردند اين موج مهاجرت را متوقف كنند و تهديد كردند كه سياست عدم همكاري با مقامات را در پيش مي‏گيرند. كميتة اجرايي عرب، پيام فلسطينيان را به دولت قيموميت رساند و هنگامي كه مقامات انگليسي اين خواسته را رد كردند، كميتة مذكور تصميم گرفت بدون اجازة انگليسي‏ها با برپايي تظاهرات بر اين خواست خود پافشاري كند. اين كميته تصميم گرفت در 13 اكتبر سال 1933 در فلسطين اعتصاب عمومي و در "بيت المقدس " تظاهرات بزرگي برپا كند؛ به طوري كه در پي آن چندين تظاهرات در شهرها و روستاهاي فلسطين برپا ‏شود و در پي هر اعتصابي، تظاهراتي نيز به راه افتد. كميتة اجرايي طي دستوري اعضاي خود را ملزم به برپايي تظاهرات كرد و با صدور بيانيه‏اي تأكيد كرد:

"اعراب فلسطين كاملاً از دولت مأيوس شده‏اند و از اين رو نه آن را مخاطب قرار مي‏دهند و نه از آن، چيزي مي‏خواهند. "

روز جمعه 13 اكتبر اعتصاب عمومي، فلسطين را فرا گرفت و تظاهرات گسترده‏اي به رهبري "كميتة اجرايي عربي " از مسجدالاقصي به راه افتاد. دولت قيموميت پيشاپيش با صدور اعلاميه‏اي هرگونه اجتماع را اكيداً ممنوع كرده بود؛ اما اين اعلاميه بر هيجان و خشم مردم افزود. پليس انگليس تلاش كرد با استفاده از زور، تظاهركنندگان را پراكنده سازد كه بر اثر آن 11 تن از جمله 5 پليس مجروح شدند.

بلافاصله در منزل "موسي كاظم ‏حسيني " رئيس كميتة اجرايي عربي، جلسة اعضاي كميته منعقد شد و تصميم برگزاري راهپيمايي دوم در روز جمعه دو هفتة بعد در شهر "يافا " گرفته شد.. بار ديگر مقامات قيموميت اعلام كردند، هر گونه اجتماع و تظاهرات ممنوع است و به شدت سركوب مي‏شود و چند روز قبل از موعد مقرر، شهر "يافا " مملو از قواي انتظامي شد. روز جمعه 27 اكتبر، اعتصاب، تمام فلسطين را فرا گرفت و تظاهراتي گسترده پس از اقامة نماز جمعه در "يافا " آغاز شد. پليس، تظاهركنندگان را به گلوله بست و اين امر، بنا بر ادعاي مقامات انگليسي، به شهادت 14 عرب و مجروح شدن ده‏ها تن منجر شد. اين در حالي است كه كميتة اجرايي عرب، با صدور بيانيه‏اي اعلام كرد، سي ‏تن كشته و دويست تن مجروح شده‌اند. انگليسي‏ها متعاقباً، 12 تن از رهبران فلسطيني را بازداشت كردند كه سه تن از آن‌ها از اعضاي كميتة اجرايي عرب بودند. در همين تظاهرات، موسي كاظم الحسيني رئيس كميتة اجرايي عرب بر اثر ضربات مشت و لگد نيروهاي پليس مجروح شد و بر اثر جراحات وارده از همين ضربات، در مارس سال 1934 به شهادت رسيد.

"كشتار يافا " خشم مردم را برانگيخت و در فرداي آن روز، سبب برپايي تظاهرات گسترده‏اي در شهرهاي فلسطين شد و اعتصاب عمومي، يك هفته كامل ادامه يافت و مردم در حيفا، نابلس و بيت‏المقدس با پليس درگير شدند. تنها پس از آزادي زندانيان بود كه اعتصاب شكسته شد و تظاهرات خياباني به اتمام رسيد. براساس آماري كه اعراب منتشر كردند، فقط در بيت‏المقدس و يافا 35 تن كشته و 255 تن مجروح شدند، اما منابع انگليسي تنها به شهادت 26 تن و مجروحيت 187 نفر و نيز كشته شدن يك پليس اذعان كردند.

اين حوادث نشان داد كه احساسات ضد انگليسي، بسيار افزايش يافته است، زيرا اين اولين بار بود كه درگيري مستقيماً بر ضد انگليس و سياست‏هاي آن صورت مي‏گرفت. فرماندار انگليسي فلسطين، كمي پيش از حوادث يافا تلاش كرد اوضاع را آرام كند و در همين راستا، به تاريخ 25 اكتبر با "كميتة اجرايي عربي " نشستي را برگزار كرد. در اين جلسه، يكي از اعضاي اين كميته خواستة اكثريت مردم را اين‏گونه به اطلاع وي رساند:

"ما چيزي را براي از دست دادن نداريم، اعتماد ما به حكومت از بين رفته است، زمين ما از دست رفته است، همه چيز را از دست داده‏ايم و از اين پس مهم نيست كه قرار است چه اتفاقي براي‌مان بيفتد. "

پس از كشتار يافا، كميتة اجرايي عرب، مقرر كرد؛ دو ماه بعد، همزمان با عيد سعيد فطر، سومين تظاهرات مردمي عليه انگلستان انجام شود. اين تظاهرات، با شكوه و عظمت فراواني برگزار شد. در مقابل، بريتانيا طبق روال هميشگي خود، يك كميسيون بازرسي به رياست "موريسون " براي بررسي عوامل و دلايل انقلاب، به فلسطين فرستاد؛ اما اين بار اعراب با اعتقاد به بي‏نتيجه بودن چنين اقداماتي، حاضر به پاسخ‏گويي در برابر اعضاي اين كميسيون نشدند. "كميسيون موريسون " هم در نهايت، اعراب را مسؤول آشوب‏ها دانست و حكومت قيموميت را از هر جهت بي‏تقصير معرفي كرد!!

*خيزش "شيخ عزالدين قسام "

"شيخ عزالدين قسام " را مي توان بنيان‌گذار يكي از مهم‏ترين سازمان‏هاي جهادي مخفي، نه تنها در فلسطين، بلكه شايد در تمام جهان عرب دانست. او به سال 1882 در روستاي "جبله " واقع در بخش "لاذقية " سوريه متولد شد.

"عزالدين قسام " هنگامي كه به سن چهارده سالگي رسيد (سال 1896)، براي فراگيري علوم ديني وارد "دانشگاه الازهر " شد و هشت سال در آنجا ماند. بنا به گفتة منابع متعدد، شيخ عزالدين از شاگردان "شيخ محمد عبده " بود و بر همين اساس بايد او را از شاگردان با واسطه "سيد جمال الدين اسدآبادي " دانست.

نخستين فعاليت‏هاي شاخص سياسي عزالدين، راه‏اندازي راهپيمايي در روستاي "جبله " در اعتراض به محاصرة شهر "طرابلس " در غرب ليبي، توسط ناوگان جنگي ايتاليا در 30 نوامبر سال 1911 بود.

قسام بعدها گردان‏هاي داوطلبان جهادي را سازماندهي كرد. اين داوطلبان براي پيوستن به انقلابيون ليبيايي، عازم بندر اسكندرون در تركيه شدند.

هنگامي كه سوريه و لبنان در پي توافق‌نامة "سايكس - پيكو "، تحت سيطرة فرانسه قرار گرفتند و لشكريان فرانسوي به سوريه يورش برده و اين كشور را به تصرف درآوردند، قسام مردم را به دردست گرفتن سلاح و قيام عليه اشغالگران تشويق كرد كه اين دعوت، منجر به "خيزش كوه‏هاي صهيون " شد. گفته مي‏شود، شيخ عزالدين، فرماندة مجاهدين آن منطقه بود. قسام براي تهية سلاح، خانه‏اش را فروخت و 24 قبضه تفنگ خريد. سپس به همراه همسر و فرزندانش به روستاي "الحفه " نقل مكان كرد و در آن ناحيه به تهية مقدمات قيام مشغول شد.

وقتي فرانسوي‏ها تهاجم وسيع خود را براي سركوب قيام‏هاي كوه‏هاي صهيون و كوه‏هاي علويان آغاز كردند، توانستند تمام پايگاه‏هاي انقلابيون را در مارس و ژوئيه سال 1921 به تصرف درآورند. پس از آن قسام به فلسطين مهاجرت كرد و ظاهراً در اواخر همان سال و پس از يك عمليات تعقيب و گريز، از راه بيروت - عكا وارد حيفا شد.

بنا به اخبار و اطلاعات موثقي كه از فعاليت‏هاي آغازين و سرگذشت قسام نقل شده است، او ابتدا شغل معلمي را انتخاب كرد و بعد در مسجد "استقلال " شهر حيفا، به عنوان خطيبي طراز اول مشهور شد و به امام جماعت اين مسجد رسيد.

"شيخ احمد سعدي " شهردار اسبق جنين مي‏گويد: "روزي قسام تپانچه‏اي را در مقابل ديدگان نمازگزاران بر بالاي دست گرفت و گفت: "هركس به خداوند و روزواپسين ايمان دارد، بايد چنين وسيله‏اي را تهيه كند. "

به اين ترتيب مسجد "استقلال " به صورت كانوني اسلامي و آموزشگاه ملي‏گرايي راستين و به عنوان مشهورترين مسجد در شمال فلسطين درآمد. مردم نه تنها براي فراگيري درس و موعظه، بلكه جهت آشنايي با شيخ عزالدين و گوش سپردن به سخنراني‌هاي آتشين او، در مسجد حاضر مي‏شدند، به همين خاطر قسام به زودي اعتبار و نفوذ كلام بسياري در حيفا و اطراف آن كسب كرد.

قسام در سخنراني‏هايش هرگونه سازش با اشغالگران را رد مي‏كرد. نقل مي‌كنند كه روزي شيخ عزالدين از بالاي منبر فرياد زد:

"جواناني را ديدم كه جارو‏هايي را براي تميز كردن خيابان‏ها در دست گرفته‏اند؛ آنان بايد تفنگ در دست گيرند. جواناني را ديدم كه براي واكس زدن كفش‏هاي بيگانگان، بُرُس‏هايي به دستشان گرفته‏اند؛ آنان بايد هفت‏تيرهايي را به دست گيرند، تا آن بيگانگان را از پاي در آورند. "

همچنين گفته مي‌شود، قسام در اواخر سال 1934 آشكارا از نمازگزاران پرسيد:

"آيا شما مؤمن هستيد؟ "

سپس خود پاسخ داد:

" گمان نمي‏كنم! "

بعد، اندكي مكث كرد و در حالي كه همهمه‏اي در ميان جمعيت افتاده بود، ادامه داد:

"اگر شما مؤمن (واقعي) بوديد، عزت نفس مؤمنان را داشتيد. اما شما اگر از اين مسجد خارج شديد و يك سرباز انگليسي شما را صدا زد، شتابان به طرفش مي‏دويد! "

سخنراني‏هاي قسام عمدتاً به اوضاع جاري و تحولات سياسي مي‏پرداخت، به همين دليل مقامات انگليسي روزي از وي خواستند كه در مورد تكرار و اصرار وي در تفسير آية شريفة "و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه " توضيح بدهد. قسام به آنان پاسخ داد "اين آيه بخشي جداناشدني از آيات قرآن كريم است و من وظيفه دارم در شرايط دشواري كه كشور با آن دست به گريبان است، اين آيه را تفسير كنم. "

*تشكيلات مخفي جهادي قسام

قسام به خوبي دريافته بود كه امواج احساسات متلاطم توده‏ها كه در دهة 20 ميلادي، سرتاسر فلسطين را در بر گرفته بود، نياز مبرم به تشكّل و سازماندهي دارد و بسيج نيروهاي جهادگر، برنامه‏اي حساب‌شده مي‏طلبد تا حركت توده‏ها، مانند موجي زودگذر، بي‏اثر و بي‏تاب و توان ظاهر نشود و توانايي رويارويي با طرح‏هاي مدون صهيونيستي را پيدا كند. به اعتقاد شيخ عزالدين رهبري سياسي فلسطين فاقد صلاحيت‏هاي لازم جهت ادارة نبرد و به فرجام رساندن مبارزه عليه انگليسي‏ها و صهيونيست‏ها بود. اين موضوع، قسام را واداشت كه تشكيلاتي مخفي را بنيان‌گذاري كند كه بعدها به عنوان "خطرناك‏ترين سازمان زيرزميني و بزرگ‌ترين حركت فدايي كه تاريخ مبارزات ملت فلسطين، بلكه تاريخ معاصر مبارزات جهادي اعراب شاهد آن بوده است "، شناخته شد.

هيچ‏كس به درستي نام تشكيلاتي را كه قسام بنيان‌گذاري كرده بود، نمي‏داند! اين تشكيلات غالباً با اسامي "گروه قسام " و "اتحادية قسام " و "قسامي‏ها " و يا "حركت قسامي " شناخته مي‌شود. در اين ميان نام "سازمان جهادي " بيش‌تر رواج داشت. پس از شهادت قسام در "نبرد بيشه‏هاي يعبد " (در بيستم نوامبر سال 1935)، همرزمان او، خود را قسامي‏ها و يا قساميون مي‌ناميدند. اين تسميه در بين مردم فراگير شد و نام "قسام " در‌هاله‏اي از قداست و احترام بر زبان‏ها جاري ‏شد.

شعار مشهور گروه قسامي‏ها چنين بود:

"اين جهاد است، پيروزي يا شهادت ".

قسام كار سازماندهي تشكيلات جهادي را در دو مرحله به انجام رساند:

اول: اين مرحله از زمان ورود قسام به فلسطين تا سال 1925 ادامه يافت. در اين مقطع، قسام به تهية مقدمات و كسب آمادگي‏هاي رواني و گسترش روحية جهادي پرداخت.

دوم: مرحله تأسيس و بنيان‌گذاري و گسترش تشكيلات مخفي است كه از سال 1925 تا روز شهادت قسام ادامه يافت. در اين مرحله، قسام در نهايت پنهانكاري به سر و سامان دادن به تشكيلات، پرداخت.

لذا قسام، تحركات خود را فقط با افراد اندكي كه پس از تحقيق و بررسي انتخاب مي‏كرد، در ميان مي‏گذاشت.

"صبحي ياسين " مي‏گويد:

"قسام، ايمان به خداوند متعال را نخستين شرط پيوستن به جرگة همرزمان خويش قرار داده بود. "

قسام در ساختار اعتقادي تشكيلاتش، جهاد را به عنوان يگانه راه آزادي كشورهاي اسلامي از يوغ استعمارگران مطرح كرد. شيخ قسام در تلاش براي مشروعيت بخشيدن به مبارزات خويش از قاضي شرع دمشق، "بدرالدين تاجي حسيني " فتوايي را كسب كرد. در اين فتوا پيكار عليه انگليسي‏ها و يهوديان جهت ممانعت و جلوگيري از تشكيل "موطن ملي يهود " در فلسطين، جايز و لازم شمرده شده بود.

قسام تأكيد داشت كه هدف غايي و نهايي جهاد، برقراري حكومت اسلامي است. از او نقل شده است:

"چنانچه موفق شويم، منبع اصلي قانون اساسي دولت آيندة ما، قرآن كريم خواهد بود. "

هر يك از اعضا مكلّف بود در حد توان، شماري از آيات و احاديث با موضوع جهاد در راه خدا را، حفظ كند. اعضا، همچنين درس‏هايي در مورد جنگ‏هاي صدر اسلام مي‏آموختند.او به نيروهايش مي‌آموخت كه مجاهد واقعي كسي است كه به نيازمند كمك كند، گرسنه را سير كند، بيمار را ياري دهد، و خويشاوندان را ديدار كند و نمازش ترك نشود. وي آنان را به ضرورت جهاد با نفس يا به عبارتي جهاد اكبر سفارش مي‌كرد و فضايل اخلاقي را به عنوان شرط جهاد در راه خدا داراي اولويت نخست مي‌دانست.

تربيت همرزمان قسام، تربيت اسلامي بود. "احمد شقيري " (رئيس آيندة "ساف ") كه مدتي را با قساميون گذرانده بود گفته است: "تعابيري از قبيل پيكار مسلّحانه و حركت ملي بر زبانشان جاري نمي‏شد، بلكه تعابير ساده‏اي كه از منبع زلال‏تر و والاتري سرچشمه مي‏گرفت، به كار مي‏بردند. تعابيري چون ايمان و جهاد در راه خدا. اينان قومي ساخته و پرداختة ايمان بودند. "

پس از سه سال تلاش مداوم، قسام سرانجام توانست 12 گروه جهادي را كه به طور محرمانه و جداگانه فعاليت مي‏كردند، سر و سامان دهد. هر گروه شامل پنج عضو مي‏شد كه اغلب از كارگران ساختماني و كارگران راه‏آهن و باراندازان كشتي‏ها و پيشه‏وران و فروشندگان خرده‌پا بودند.

تشكيلات "قسام " نخستين تشكيلات فلسطيني بود كه كشاورزان و بدويان كوچ‏نشين را جذب كرد.

در سال‏هاي نخست، قسام كساني را كه به تازگي وارد تشكيلات مي‏شدند، ملزم مي‏كرد كه از تراشيدن "محاسن " خودداري كنند. سپس مجاهد تازه‌وارد در جمع ديگر اعضا حضور مي‏يافت و در جشني كه به همين مناسبت برپا مي‏شد، پس از قرائت سورة فاتحه، آيات ديگري از قرآن كه مربوط به جهاد بود، تلاوت مي‏شد. اعضاي تشكيلات به "برادر " تازه‌وارد تهنيت گفته و به همراه وي شيريني صرف مي‌كردند. جالب اين كه قسام به پيروانش تأكيد مي‏كرد، كه "محاسن " سمبل پايداري نفس در جهاد است؛ ولي در سنوات بعد - شايد به خاطر گستردگي كار و نيز تدابير احتياطي و اعمال پوشش امنيتي لازم - به جاي بلند كردن "محاسن "، عضو جديد سوگندي را ادا مي‏كرد كه در آن با خداوند پيمان مي‏بست تا ضمن تعهد به راستگويي و درستكاري، تمامي احكام اسلامي را رعايت كرده، پاسدار ايدئولوژي اسلامي باشد. اين سوگند با دست گذاشتن بر روي يك خنجر و يا تپانچه‏اي كه در كنارش يك جلد كلام‏الله مجيد قرار گرفته بود، ياد مي‏شد.

كادر رهبري حركت قسام در سال 1928 مركب بود از "شيخ عزالدين قسام "، "العبد قاسم "، "محمود زعروره "، "محمد الصالح الحمد " و "خليل محمد عيسي " (مشهور به "ابوابراهيم الكبير "). تمام نامبردگان، كشاورز بودند. بعدها اين تعداد به 12 نفر افزايش يافت. مسؤوليت رهبري تنها بر عهدة قسام نبود بلكه ادارة تشكيلات به صورت جمعي صورت مي‏گرفت. تعداد اعضاي شوراي رهبري تا سال 1948 به همين شكل باقي ماند.

مورخان در مورد تعداد دقيق مجاهدان قسامي اتفاق ‏نظر ندارند ولي بنا به تحقيقاتي كه انجام شده، قسام 200 مجاهد را آموزش داد و 800 تن هوادار داشت. روي هم رفته مي‏توان گفت، تعداد قسامي‏ها بالغ بر به هزار نفر عضو اصلي و هوادار بود.

قسام براي تحقق اهداف و پيشرفت كار حركت، واحدهاي تخصصي ويژه‏اي را از اين قرار سازمان داد:

الف- واحد تهيه و خريد اسلحه

ب- واحد آموزش نظامي، به سرپرستي افسري كه در ارتش عثماني خدمت كرده بود.

ج- واحد اطلاعات، كه مأموريت كسب خبر از تحركات انگليسي‏ها و صهيونيست‏ها را داشت. افراد واحد اطلاعات عناصري بودند كه در ادارات دولتي به ويژه شهرباني اشتغال داشتند. گروهي از اين افراد ظاهراً با يهوديان نيز همكاري داشتند تا از نزديك با فعاليت‏هاي سرويس‏هاي مخفي تشكيلات يهودي آشنا شوند.

د- واحد تبليغات: متشكل از روحانيون و علماي ديني كه در مساجد و گردهمايي‏ها، مردم را به جهاد دعوت مي‌كردند.

ح- واحد ارتباطات سياسي: اين واحد حتي توانست با كنسول ايتاليا در مورد خريد اسلحة مدرن از آن كشور تماس‏هايي را برقرار كند.

برنامه و استراتژي تشكيلات بر اين قرار گرفته بود كه همة اعضا بدون هيچ‏گونه تبعيضي، مهياي رزم باشند و مادامي كه يك هزار قبضه سلاح در اختيار رزمندگان تشكيلات قرار نگرفته، اعلام جهاد نكنند.

در پي "قيام براق " در سپتامبر سال 1928، حركت قسام وارد مرحلة آمادگي رزمي و آموزش‏هاي نظامي شد. قسام شخصاً كار آموزش نظامي افراد را با جديت و قاطعيت هر چه تمام‏تر به انجام مي‏رساند. يكي از مجاهدين قسامي، شيوه‌هاي آموزش مورد نظر قسام را چنين توصيف مي‏كند:

"قسام، ما را به جلسات آموزش نظامي و تيراندازي مي‏برد و از ما مي‏خواست كه با پاي برهنه پياده‏روي كنيم. وقتي كه در كوهستان‏ها آموزش مي‏ديديم، ما را در هواي سرد نگاه مي‏داشت و از ما مي‏خواست كه بدون خوردن يا آشاميدن چيزي، پياده‏روي كنيم تا بدين وسيله تاب تحمل گرسنگي و تشنگي را بيابيم. از ما مي‏خواست كه در هفته، يكي - دو بار بر زمين و روي حصير، با رواندازي نازك بخوابيم. او همواره اصرار داشت كه راز فعاليت‏هايمان را افشا نكنيم، بنابراين ما در منزل با همسران و خانواده‏هايمان دچار مشكل بوديم، چون نمي‏توانستيم براي آنان توضيح دهيم كه چرا اين‏گونه مي‏خوابيم. ما بايد اين وضعيت را تحمل مي‏كرديم، چون پيمان بسته بوديم كه دستورات را مو به ‏مو اجرا كنيم. "

در روز 12 نوامبر سال 1935، تشكيلات قسام داراي هزار قبضه سلاح و يك پايگاه تسليحاتي در منطقة "لاذقيه " بود. در اين روز در جلسة شوراي رهبري تشكيلات در حيفا و پس از بررسي اوضاع در فلسطين، مقرر شد اعلام جهاد شود.

اگر چه برخي مورخان در مورد مشاركت يا عدم مشاركت قسامي‏ها در رويدادهاي قيام براق در سال 1929 ترديد كرده‏اند، اما با توجه به شواهد تاريخي موجود مي‏توان گفت، قسامي‏ها در قيام براق حضوري عيني داشتند ولي چون در آن دوران، تشكيلات قسام هنوز در حال تكوين مخفيانه بود، انتساب شركت‏كنندگان در قيام براق به تشكيلات قسام محرز نيست. نقل مي‌كنند در روز اعدام سه قهرمان "قيام براق " در 17 ژوئيه 1930، قسام طي خطابه‏اي آتشين در جمع نمازگزاران مسجد استقلال، گفت:

"اي اهالي حيفا!...‌اي مسلمانان! آيا فؤاد حجازي را نمي‏شناسيد؟ آيا فؤاد حجازي و عطاءالزيد و محمد جمجوم، برادران شما نبودند؟ آيا در كنار شما در جلسات مسجد استقلال حضور نمي‏يافتند؟ آنان هم‏اكنون بر روي چوبة ‏دار هستند. "

اين خود سندي قابل اعتناست مبني بر اين‌كه قهرمانان "قيام براق "، از شاگردان "قسام " بودند؛ گر چه دليل مستندي بر عضويت آن‌ها در تشكيلات مخفي قسام در دست نيست.

طي سال‏هاي 1931 و 1932 قسامي‏ها دست به عمليات نظامي زدند و در اولين يورش به روستاي "الياجور " در نزديكي حيفا، سه صهيونيست را از پاي درآوردند. سپس حملاتي عليه ديگر روستاهاي صهيونيست‏نشين ترتيب دادند كه مهم‏ترين آن‌ها، حمله به روستاي صهيونيست‌نشين "نهلال " بود. قسامي‏ها به فعاليت‏هايشان و عمليات نظامي ديگري از قبيل ترور مقامات انگليسي، عوامل صهيونيزم و فروشندگان زمين نيز دست زدند. قسامي‏ها پس از انجام عمليات نظامي شبانه، روزها به كارهاي عادي خود باز مي‏گشتند. اين وضع ادامه داشت تا آن‌كه سرانجام در نوامبر سال 1935، "جهاد مسلحانه " آغاز شد.

بدون ترديد شيخ قسام اواخر سال 1935 را به عبث به عنوان زمان مناسب براي اعلام جهاد انتخاب نكرده بود. وي به اين نتيجه رسيده بود كه مقابله با مهاجرت سيل‏آساي يهوديان و افزايش خطر تشكيل "موطن ملي يهود " در فلسطين، به عملي سريع و قاطع نياز دارد. با توجه به اين‌كه رهبري سنتي و احزاب سياسي فلسطين از انجام هر عمل جدي عاجز و ناتوان بودند، لذا قسام چارة كار را در تغيير معادلات موجود مي‏ديد. همچنين عامل ديگري كه به مسألة اعلام جهاد سرعت بخشيد، رديابي مجاهدين قسامي از سوي مقامات انگليسي بود. بيم آن مي‌رفت كه مقامات انگليسي طرح‏هاي قيام را پيش از موعد مقرر كشف و خنثي كنند.

طرح اوليه آغاز عمليات اين بود كه علاوه بر فرستادن گروهي از مجاهدان به روستاهاي اطراف براي جذب نيروي بيشتر، قساميون با به تصرف درآوردن شهر حيفا به مدت سه روز و دستيابي به يك پيروزي نظامي بزرگ، قدرت خويش را به رخ مقامات انگليسي و صهيونيست‏ها بكشند. تمام جوانب طرح به خوبي مورد بحث قرار گرفته و آمار نيروهاي انگليسي موجود در منطقه و كيفيت و كميت سلاح آنان به دست آمده بود. به نظر قسامي‏ها احتمال موفقيت طرح بسيار بالا بود.

"شيخ قسام " پيش از خروج، تنها منزل مسكوني‌اش را در حيفا فروخت. ياران او هم جواهرآلات همسران و قسمتي از اثاثيه‏شان را به فروش رسانده و با پول آن، فشنگ و تفنگ خريدند. گفته مي‌شود هر مجاهدي هنگام وداع با خانواده، به آنان وعدة ملاقات در بهشت را مي‏داد همچنين هر مجاهدي يك جلد قرآن مجيد تهيه كرده و به همراه آورده بود.

در روز 14 نوامبر، در حالي كه مجاهدين در غاري نزديك روستاي صهيونيست‌نشين "عين حارود " مستقر شده بودند، يك گروه گشتي نظامي مركب از يك گروهبان يهودي و يك پليس عرب در آن حوالي نمايان شدند. يكي از مجاهدان كه مأموريت نگهباني را به عهده داشت، به گمان اين‌كه محل اختفاي مجاهدين لو رفته، به گروهبان يهودي فرمان ايست داد، اما چون گروهبان يهودي توجهي نكرد، وي بي‏درنگ او را كشت. پليس عرب سراسيمه از محل حادثه گريخت و خود را به نزديك‌ترين كلانتري رسانده، ماجرا را تعريف كرد. مقرّ قسامي‏ها لو رفت و امكان استفاده از عنصر غافلگيري كه مورد نظر طراحان قيام بود، از ميان رفت.

بامداد روز 15 نوامبر، مقامات انگليسي كه نسبت به ناپديد شدن شيخ قسام نيز مظنون شده بودند، نيروهاي پليس را مأمور محاصرة روستاهاي اطراف محل حادثه كردند تا قاتل گروهبان يهودي را دستگير كنند. مجاهدين قسامي به ناچار با استفاده از تاريكي شب به طرف "بيشه‏هاي يعبد " عقب‏نشيني كردند و در محل امن‏تري موضع گرفتند.

*شهادت "شيخ عزالدين قسام "

شيخ قسام پيش از عقب‏نشيني به سمت "بيشه‏هاي يعبد " يارانش را به دو گروه تقسيم كرد. يك گروه، مأمور قطع خطوط مواصلاتي انگليسي‏ها در شمال فلسطين و ضربه زدن به مراكز تجمع نيروهاي انگليسي شد و يك گروه ده نفري ديگر به همراه قسام عازم منزل يكي از دوستان قسام در "بيشه‏هاي يعبد " شدند.

صبح روز 20 نوامبر سال 1935 در حدود يك گردان نيروهاي انگليسي محل اختفاي قسام و برادرانش را محاصره كردند. به رغم نابرابري نيروها همرزمانش بعدها اظهار كردند كه قسام و ياران اندكش مقاومتي سرسختانه از خود نشان دادند. زماني كه نيروهاي انگليسي از "شيخ قسام " خواستند كه تسليم شود، گفت: "ما هرگز تسليم نخواهيم شد؛ اين جهاد است در راه خدا. " سپس رو به برادرانش كرد و افزود: "اي برادران! چون شهيدان بميريد. "

نبرد 6 ساعت به درازا كشيد و طي آن 15 سرباز انگليسي كشته شدند. "شيخ عزالدين قسام " نيز به همراه دو تن از همرزمانش به نام‌هاي "يوسف زيباوي " و "محمد حنفي مصري "، به شهادت رسيدند.

*محمدعلي صمدي

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8703011065

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

تاريخ قدس و سلاح هسته اي "اسرائيل"

تلاشي كه "اسرائيل" براي وارونه نشان دادن تاريخ قدس به خرج داده است با دروغ پردازي ها و فريب كاري هايي كه اين رژيم براي توسعه پروژه هسته اي خود كه در جهت دشمني با مسلمانان و عرب ها آغاز شده بود، هيچ تفاوتي ندارد. "اسرائيل" يك رژيم مجهز به سلاح هاي هسته اي است و اين سلاح ها سبب و رمز قدرت اين رژيم كه هنوز به عضويت توافقنامه منع گسترش سلاح هاي هسته اي در نيامده است، به شمار مي آيد.

هنگامي كه صهيونيست ها تصميم گرفتند "معبد سوم" خود را به جاي مسجد الاقصي بنا كنند و براي اين كار تاريخ جديدي تعيين كردند با اين كار خود در حقيقت داستان استعمار كهنه اي را زنده ساختند كه در آن سران صهيونيسم تلاش كرده بودند حقايق را درباره ديوار "براق" باژگونه سازند.

صهيونيسم در آن زمان توان زورگويي امروزين خود را نداشت و ابزارهاي مدرن امروزي مانند بولدوزرها و دستگاه هايي كه تونل ها را حفر مي كنند و آثار باستاني و تاريخي عربي آن را از بين مي برند هم در اختيار صهيونيست ها نبود. گروهي از عرب هاي غيور در آن زمان ملاحظه كردند كه يهوديان تندرو بر خلاف عادت صندلي ها و چراغ هايي آورده اند و در مقابل ديوار براق قرار داده اند به اين بهانه كه اين محل به آنان تعلق دارد. هنگامي كه نيروهاي صهيونيست در تاريخ 28/6/1967م. هم ديوار براق را به اشغال درآوردند اولين كاري كه در اين محلي انجام دادند آن بود كه آن را از هر اثر و وسيله اي كه به مسلمانان تعلق داشت، پاك كردند و كابينه رژيم صهيونيستي به دستور كنست اين رژيم قوانين صهيونيستي را بر دو بخش شهر قدس جاري ساخت و ديواري بنا كرد كه ارتباط اين شهر را با مناطق اطرافش قطع مي كرد.

آن زمان فلسطينيان متوجه اين حيله صهيونيست ها شدند و به حكومت انگليس كه از اشغال فلسطين به وسيله يهوديان حمايت مي كرد، اعتراض كردند. اين اعتراض در روز 19/2/1922 به دولت بريتانيا تسليم شد و اعتراض ها تا سال 1929م. ادامه يافت تا آنكه كار به جايي رسيد كه بحران به حد انفجار رسيد و عرب ها براي مقابله با توطئه صهيونيست ها عليه ديوار براق سلاح به دست گرفتند. انگليسي ها هر گاه كه فشارهاي عربي بيشتر مي شد از يهوديان مي خواستند كه وسايلي را كه در زير ديوار براق گذاشته اند، بردارند تا آنكه اوضاع در سال 1929م. كاملا به هم ريخت. در اين سال بريتانيا از سازمان ملل آن زمان خواست كه كميته اي تشكيل دهد كه بعدها به نام رئيس اين كميته "گروه شو" نام گرفت. اين كميته در تاريخ 19/6/1930 وارد بيت المقدس شد و 23 جلسه را در آن برگزار كرد. دفاع تيم عربي از حقوق عرب ها در بيت المقدس در آن زمان اعجاب همگان را بر انگيخت و نشان داد كه اين تيم تا چه حد خود را در قبال اقداماتش مسئول مي داند و از اهميت قضيه و جايگاه بيت المقدس در عقايد ملت فلسطين و همه مسلمانان كه نمايندگاني هم از آنان در اين تيم حضور داشت، آگاه است. "كميته شو" در تاريخ 1/12/1930 كار خود را به پايان رساند و گزارشي تهيه كرد. خلاصه اين گزارش تاكيد مي كرد كه ديوار براق اثري اسلامي و مقدس است و همه سنگ ها و طول و عرض اين ديوار به ملت فلسطين تعلق دارد و موقوفه اسلامي است و يهوديان حق برگزاري مناسك مذهبي در نزديكي اين ديوار را ندارند و اگر هم تاكنون چنين اجازه اي يافته اند، حاكي از تسامح مسلمانان با آنان بوده است.

تلاشي كه "اسرائيل" براي وارونه نشان دادن تاريخ قدس به خرج داده است با دروغ پردازي ها و فريب كاري هايي كه اين رژيم براي توسعه پروژه هسته اي خود كه در جهت دشمني با مسلمانان و عرب ها آغاز شده بود، هيچ تفاوتي ندارد. "اسرائيل" يك رژيم مجهز به سلاح هاي هسته اي است و اين سلاح ها سبب و رمز قدرت اين رژيم كه هنوز به عضويت توافقنامه منع گسترش سلاح هاي هسته اي در نيامده است، به شمار مي آيد. رژيم اشغالگر قدس همچنان سياست پنهانكاري را در فعاليت هاي هسته اي خود دنبال مي كند و نه به اين فعاليت ها و در اختيار داشتن سلاح هسته اي خود اعتراف و نه آن را رد مي كند، اما گمان مي رود كه اين رژيم از دهه شصت قرن بيستم ميلادي انرژي هسته اي در اختيار دارد و سلاح هاي مربوط به آن را نيز توسعه داده است. بسياري از گزارش ها نشان مي دهد كه "اسرائيل" هم اكنون حداقل 200 كلاهك هسته اي در اختيار دارد و اين بدان معناست كه اين رژيم حتي از انگليس كه يكي از 5 قدرت هسته اي اصلي جهان به شمار مي آيد، نيز بيشتر سلاح هسته اي دارد. همچنين گفته مي شود كه رژيم صهيونيستي به مقدار زيادي مواد هسته اي در اختيار دارد كه اين مواد براي استفاده و عملياتي شدن به زمان چنداني نياز ندارد. رژيم صهيونيستي همچنين سلاح هاي غير استراتژيك ديگري مانند توپخانه دوربرد و زاردخانه بزرگي از تجهيزات جنگي در اختيار دارد. اين رژيم همچنين از حمايت آمريكا در شوراي امنيت و خارج آن برخوردار است و دولت آمريكا عمده تجهيزات نظامي رژيم صهيونيستي را تأمين مي كند و اين رژيم هم اكنون نيز موشك هاي دوربرد آمريكايي را بر روي زيردريايي هاي پيشرفته آلماني موسوم به "دلفين" نصب كرده است.

بنابر اين دلايل مي بينيم كه در طرح نقشه راه هيچ اشاره اي به مجهز بودن رژيم "اسرائيل" به سلاح هسته اي نشده است، حال آنكه در اين طرح آمده است كه موضوع قدس بايد با توافق حل شود و اين موضوع نيز شبيه موضوعاتي مانند حق بازگشت آوارگان فلسطيني و مرزها و شهرك هاي اشغالي است و در مقابل كشورهاي عربي بايد روابط خود را با "اسرائيل" به صورت عادي در آورند و در چارچوب صلح فراگير عربي ـ اسرائيل امنيت در تمام منطقه برقرار گردد.

بديهي است كه استناد صريح و آشكار رسانه هاي عربي به اين حادثه تاريخي دلايل مهمي دارد كه نبايد بي اهميت شمرده شود و اين امر مبناي اصلي بررسي اشغال بيت المقدس در تاريخ 28/6/1967 به وسيله نيروهاي اشغالگر صهيونيست و تطبيق قوانين اين رژيم بر شهر قدس و از جمله ديوار براق و ديوار نژادپرستانه است!

منبع: خبرگزاری مهر

http://yazdanparast.ws/index.php?option=com_content&view=article&id=989%3A-qq&catid=255%3A1388-09-12-09-42-10&Itemid=1

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

آتش قيام در «يافا» و «قدس»

به نقل از خبرگزاري فارس

ماجرا از آن‌جا آغاز شد كه در "روز جهاني كارگر" گروهي از يهوديان از منارة مسجد "المنشيه" بالا رفتند و بر سر و روي نمازگزاران ادرار كردند. سپس گروه ديگري از يهوديان، با علامت دادن همقطارانشان، به نمازگزاران حمله برده و آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند .مسلمانان به رويارويي با يهوديان پرداختند و آتش قيام، زبانه كشيد.

*قيام يافا

در پي ديدار "وينستون چرچيل" (وزير وقت مستعمرات انگلستان) از فلسطين در 28 مارس سال 1921، خشم و نااميدي بر ملت فلسطين سايه افكند. وي در جريان اين سفر، در پاسخ به درخواست "كميتة اجرايي عربي" براي لغو "اعلامية بالفور"، قاطعانه بر حمايت انگلستان از "موطن ملي يهود" تأكيد كرد. چرچيل تنها براي دلخوشي اعراب، به "كميتة اجرايي عربي" اظهار داشت كه: "نخواهيم گذاشت، يك قوم توسط قوم ديگر تحت سلطه قرار گيرد و حقوقش پايمال شود."

همچنين پليس، تظاهراتي را كه در 28 مارس در حيفا برگزار شده بود - به شدت سركوب كرد و دو مسلمان را به قتل رساند كه اين موضوع موجب برانگيختن تنش شد.

«قيام يافا» پس از آن‌كه گروهي از يهوديان كمونيست كه در اول مه سال 1921، "روز كارگر" را جشن گرفتند و به مسلمانان ساكن محله "المنشيه" در يافا حمله بردند، آغاز شد.

شهر "يافا" در فاصلة بسيار نزديكي با شهر تازه تأسيس "تل آويو" قرار داشت. اين شهر بندري، محل پياده شدن اكثريت مهاجران يهودي در فلسطين بود و عمدة اين مهاجران را، يهوديان روس تبار تشكيل مي‏دادند. به دليل وقوع انقلاب كمونيستي در روسيه (سال 1917)، مهاجران يهودي روس، عمدتاً حامل افكار كمونيستي و الحادي بودند كه با ترويج اباحي‏گري همراه بود. همين مسأله، بر آتش خشم مسلماناني كه سال‏ها بود شاهد ورود مهاجران يهودي و اشغال تدريجي سرزمين خود بودند، مي‏افزود.

ماجرا از آن‌جا آغاز شد كه در "روز جهاني كارگر" گروهي از يهوديان از منارة مسجد "المنشيه" بالا رفتند و بر سر و روي نمازگزاران ادرار كردند. سپس گروه ديگري از يهوديان، با علامت دادن همقطارانشان، به نمازگزاران حمله برده و آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند و درِ مسجد را نيز شكستند. يهوديان، پس از پايان "قيام يافا" مدعي شدند، اين اعمال شنيع از سوي "يهوديان كمونيست" صورت گرفته است. راست يا دروغ، مسلمانان به دليل زمينه‏هاي ذهني‌اي، كه در قبل ذكر شد، به رويارويي با يهوديان پرداختند و آتش قيام، زبانه كشيد. با تيراندازي به سوي مسلمانان، قيام ابعاد گسترده‏تري يافت. بعدها مشخص شد اين تيراندازي از منزل يهوديان مهاجر «محلة المنشيه» صورت گرفته است. مسلمانان به منزل يهوديان مهاجر حمله بردند و 13 يهودي را به قتل رسانده و 24 تن را زخمي كردند.

طي روزهاي آينده، دامنة درگيري‏ها گسترش يافت و بخش‏هاي ديگري از شمال فلسطين را در بر گرفت و تا نيمة ماه مه سال 1921 هر از گاهي، درگيري‏هايي از اين دست در مناطق مختلف فلسطين مشاهده مي‏شد.

در ايام آغازين قيام، يهوديان از وجود اعضاي يهودي ارتش انگلستان - كه به بهانة دفاع از "تل‌آويو" اسلحه به دست گرفته بودند - سوء استفاده كردند و با لباس نظامي انگليسي به خيابان‏ها و بازارهاي يافا ريخته و به سوي مسلمانان تيراندازي مي‏كردند. به دنبال اين ماجرا، ساكنان يافا با برگزاري تظاهرات از مقام‏هاي مسؤول درخواست كردند سربازان هندي را كه به جاي سربازان انگليسي گمارده شده بودند، مرخص كنند؛ زيرا مسلمانان "يافا" نمي‏توانند آن‌ها را از يهوديان تشخيص دهند. مقامات انگليسي نيز به صورت جزئي به درخواست آن‌ها عمل كردند.

با گسترش دامنة قيام به خارج از "يافا"، سه هزار فلسطيني به شهرك يهودي‏نشين "بتاح تكفا" حمله كردند. نيروهاي انگليسي از هنگ هشتم سواره نظام هندي به مقابله با آن‌ها پرداختند و هواپيماهاي انگليسي نيز به كمك آن‌ها آمدند و مهاجمان را به گلوله بستند. در اين حمله 28 تن از فلسطينيان شهيد و 15 تن نيز مجروح شدند و يهوديان نيز 4 كشته و 12 زخمي دادند.

در ششم ماه مه، حدود 400 مهاجم مسلمان هم به شهرك يهودي‏نشين "الخضيره" حمله بردند و دو ساختمان را به آتش كشيدند و اگر هواپيماهاي انگليسي مداخله نمي‌كردند، اين امكان را داشتند كه شهرك مذكور را ويران كنند؛ اما با حملة هواپيماها، مجبور به عقب‌نشيني شدند. در همان روز حدود 600 فلسطيني مسلح، به شهرك "رحوبوت" حمله‏ور شدند، اما ارتش انگليس نيروهاي خود را به محل فرستاد و به مقابله با حملة مسلمانان برخاست. فلسطيني‏هاي خشمگين، همچنين به دو شهرك يهودي‏نشين "كفر سابا" و "عين حاي" [كه ساكنان آن قبلاً به شهرك "بتاح تكفا" فرار كرده بودند] هجوم بردند و بخش قابل توجهي از ساختمان‏هاي آن‌ها را ويران كردند.

از سوي ديگر، يهوديان به خانواده‏هاي عرب ساكن در آبادي "ملبس" حمله و 50 مسلمان را به شهادت رساندند. در بين اجساد اين شهيدان، بدن‏هايي ديده مي‏شدند كه با اسيد و ابزار برنده شكنجه شده بودند. در ميان شهيدان، زنان و كودكاني مشاهده مي‏شدند كه مورد هتك حرمت قرار گرفته و يا شكم‏هايشان دريده شده و عريان بر زمين افتاده بودند. اخبار اين جنايات شدت درگيري‏ها را دوچندان كرد.

بر اساس آمار رسمي منابع انگليسي، يهوديان در اين قيام 15 روزه، 47 كشته و 146 زخمي دادند و 48 كشته و 73 مجروح نيز از اعراب بر جاي ماند؛ اما واقعيت اين است كه اين ارقام كمتر از آمار حقيقي به نظر مي‏آيد؛ زيرا فقط در دو روز اول قيام، 40 يهودي كشته و 130 تن ديگر زخمي شدند. همچنين معلوم مي‏شود كه در اين آمار، 50 تن شهيد روستاي "ملبس" در نظر گرفته نشده‏اند.

در اين ميان، روايت قابل اعتمادي، تعداد شهدا را 157 و شمار مجروحان را 705 نفر اعلام كرده است و مي‏گويد، شمار كشته‌ها و زخمي‏هاي يهوديان بيش از آن بوده است. جالب اين جاست كه بنابر گزارش كميتة سلطنتي انگلستان، اكثر اعراب، به دست نيروهاي انگليسي هدف قرار گرفته‏اند. در گزارشي ديگر انگليسي‏ها اعتراف كرده‏اند، اكثر عرب‏ها با گلولة نظاميان انگليسي يا مهاجران يهودي هدف قرار گرفته‏اند و بيش‌تر يهوديان نيز با چاقو و چماق كشته يا زخمي شده‌اند.

جانبداري مقامات انگليسي از يهوديان زماني بيش‌تر مشخص شد كه "نُرمن بنتويچ"، دادستان كل فلسطين، كه يك انگليسي يهودي الاصل و صهيونيست بود، مسائل مربوط به جنايت‏هايي كه صهيونيست‏ها مرتكب شده بودند را به دادگاه‏هايي واگذار كرد كه مسائل ساده و شخصي را بررسي مي‏كردند.

در نهايت اگر موضع رهبران سياسي انگليسي و عرب به سمت آرام كردن وضعيت پيش نمي‏رفت، ممكن بود دامنة اين قيام گسترده‌تر شود. شماري از متنفذترين اعراب، اقدام به آرام كردن مردم كردند. مقامات انگليسي نيز در اقدامي نمايشي از "خدمات" شهرداران قدس، طولكرم، يافا، همچنين قاضي قدس و مفتي‏هاي عكا و صفد تقدير كردند و نشان عضو افتخاري امپراتوري "ام.‏بي.‏اي" را به آن‌ها اعطا كردند. حتي "موسي كاظم‏الحسيني" شهردار معزول بيت‏المقدس هم شخصاً تلاش كرد بحران را آرام كند، زيرا اكثريت رهبران مسلمان فلسطيني، همچنان به يافتن راه حل سياسي براي مشكلات مردم اميدوار بودند و اين تصور بر آنان حاكم بود كه براي انجام يك انقلاب، آمادگي وجود ندارد.

از سوي ديگر مقامات انگليسي تلاش كردند رضايت مردم را هم جلب كنند. آن‌ها موقتاً مهاجرت يهوديان را معلق اعلام كردند و "هربرت ساموئل" فرماندار انگليسي فلسطين، در 3 ژوئن سال 1921 با ايراد سخناني تأكيد كرد، انگلستان، سياستي را بر ملت فلسطين تحميل نمي‏كند كه بر ضد منافع ديني، سياسي و اقتصادي آن‌ها باشد.

در پي اين اظهارات، فضايي رضايت‏آميز در بين اعراب حاكم شد؛ اما اين اقدامات تنها براي مهار آتش قيام و فريب افكار عمومي مسلمانان فلسطين بود و چند هفته بعد نيز موضع‏گيري‏هاي جديد مقامات اشغالگر انگليسي بر اين مسأله صحه گذاشت.

به اين ترتيب شكاف ميان اعراب و دولت انگلستان بيش‌تر شد و از آن پس، انگلستان و صهيونيست‏ها از منظر اعراب در يك جبهه قرار داشتند.

*قيام براق

پس از "قيام يافا"، هيچ حركت ضد اشغالگري به اندازه "قيام براق" از شموليت و گستردگي برخوردار نبود. البته در فاصلة سال‏هاي 1921 تا 1928، حوادث پراكنده‏اي رخ داد كه از دامنة گسترده‏اي نيز برخوردار بود. از جمله تظاهراتي كه در 2 نوامبر سال 1921 به مناسبت سالگرد امضاي "اعلامية بالفور" بر پا شد و به كشته شدن 5 يهودي و شهادت سه مسلمان منجر شد و 36 تن از طرفين نيز زخمي شدند. همچنين در 20 مارس سال 1924، در جريان جشني، گروهي از يهوديان با لباس علماي مسلمان در آن شركت كرده و اين امر، خشم مسلمانان را برانگيخت و در پي آن يك يهودي و يك مسلمان كشته و يك يهودي و دو مسلمان نيز زخمي شدند. در 25 مارس سال 1925 نيز فلسطينيان به مناسبت ديدار "لرد بالفور" از فلسطين، اعتصاب عمومي برپا كردند. اما به علت اين‌كه در اين سال‏ها، ميانگين مهاجرت يهوديان كاهش يافته و جنبش‏هاي ملي فلسطين نيز گرفتار اختلاف و دودستگي شده بودند، آرامش نسبي سياسي در فلسطين برقرار بود.

ديوار "براق" در ضلع غربي مسجدالاقصي قرار دارد و يهوديان به آن ديوار "نُدبه" مي‏گويند. مسلمانان طي ساليان قبل بنابر تسامح ديني به يهوديان اجازه مي‏دادند اين مكان را كه يك موقوفة اسلامي است، زيارت كنند. اولين تنش‏ها در زمينة ديوار براق در 23 سپتامبر سال 1928 رخ داد. يهوديان در اين تاريخ كوشيدند فضاي اين ديوار را به مكاني شبيه "كنيسة يهوديان" تبديل كنند. اين اتفاق، مسلمانان را نگران كرد؛ زيرا احساس مي‏كردند كه يهوديان قصد دست‏اندازي و تصرف "مسجدالاقصي" را دارند و اولين گام خود را با تغيير فضاي مقابل "ديوار براق" برداشته‏اند. چندين اجتماع بزرگ از مسلمانان در مسجدالاقصي تشكيل شد و در 30 سپتامبر تشكلّي به نام "كميتة دفاع از براق شريف" تشكيل شد. علماي ديني مسلمان و خصوصاً "حاج امين الحسيني" نيز به برانگيختن احساسات مسلمين پرداختند. "مجلس اعلاي اسلامي" و "كميتة دفاع از براق شريف" از شخصيت‏هاي سرشناس جهان اسلام دعوت كردند تا در يك "كنفرانس اسلامي" به منظور بررسي اوضاع بحراني فلسطين شركت كنند. در اول نوامبر سال 1928، كنفرانس مذكور با 700 ميهمان در قدس برگزار شد و نمايندگاني از اردن، عراق، لبنان، سوريه و هند در آن شركت كردند. رياست اين كنفرانس را حاج امين الحسيني برعهده داشت. كنفرانس نسبت به تلاش يهوديان جهت ايجاد حقوقي براي خود در محل "ديوار براق" اعتراض كرد و از مقامات انگليسي خواست تا مانع از اعمال يهوديان براي تغيير وضعيت آن مكان مقدس شوند و به حكومت قيموميت هشدار داده شد در صورت عدم ممانعت از تعرض يهوديان به مقدسات اسلامي، مسلمانان خود را ملزم خواهند ديد به هر نحو ممكن اين وظيفه را خود به انجام برسانند. در اين گردهمايي، همچنين تصميم گرفته شد "جمعيت حراست از مسجد الاقصي و مكان‏هاي مقدس اسلامي" تشكيل شود و با كميتة دفاع از براق شريف، تشريك مساعي نمايد.

چند روز بعد "وزير مستعمرات انگلستان" (لئوپولد ايمري) در پارلمان اين كشور اعلام كرد، هدف دولت انگلستان در اين ماجرا، حفظ وضع موجود است. وي قول داد، با صدور بيانيه‏اي، مالكيت مسلمانان بر "ديوار براق" تضمين شود و براي يهوديان تنها حق زيارت معين شود.

با اين حال يهوديان در ماه‏هاي آينده با صراحت بيش‌تري از حقوق خود در "حرم شريف" و "ديوار براق" و حتي بناي مجدد "معبد سليمان" به جاي "مسجدالاقصي" دم زدند و بر تشويش اذهان عمومي مسلمانان افزودند. همچنين اخباري مبني بر آماده شدن يهوديان براي تصرف مسلّحانة "ديوار براق" نيز به گوش مي‏رسيد و بر شدت التهاب موجود مي‏افزود. «حاج امين الحسيني» كوشيد با تلگرامي، دولت انگلستان را از وخامت شرايط مطلع كرده و بريتانيا را به اجراي مفاد بيانيه‏اي كه صادر كرده بود ترغيب كند، اما در نهايت معلوم شد "دولت قيموميت"، نقش اصلي را در تجرّي و ماجراجويي يهوديان ايفا مي‏كند.

يهوديان بار ديگر در 15 اوت سال 1929 تنش آفريدند. اين روز براي يهوديان، يادآور ويراني "معبد سليمان" بود. اتفاقاً روز بعد هم مصادف بود با سالروز ميلاد حضرت پيامبر اعظم صلوات‏الله و سلامه عليه. آن‌ها با برپايي تظاهراتي در بيت المقدس به سمت "ديوار براق" به راه افتادند و در آن‌جا پرچمي با علامت "ستارة داوود" برافراشتند و "سرود ملي يهود"( «هاتيكوا») را سر دادند. همچنين سخنرانان آن‌ها به حضرت رسول‌الله (صلوات‌الله عليه)و اسلام و مسلمانان ناسزا گفتند. مسلمانان در روز بعد، پس از اقامه نماز جمعه با برپايي تظاهراتي از مسجد الاقصي به سمت ديوار براق به راه افتادند. هنگامي كه جمعيت انبوه به محوطة مقابل "ديوار براق" رسيد، نمادهاي مذهبي يهوديان و وسايل عبادت آنان را در هم شكستند و به آتش كشيدند. به اين ترتيب درگيري خونين ميان مسلمانان از يك سو و يهوديان مورد حمايت دولت قيموميت از سوي ديگر آغاز شد كه به سرعت به حومة شهر سرايت كرد و سرانجام به روستاهاي مجاور كشيده شد. روز بعد، يك يهودي كه وارد باغ يك مسلمان عرب شده بود، توسط وي به قتل رسيد و با انتشار خبر قتل او، درگيري‏ها بين اعراب و يهوديان بالا گرفت و بر وخامت اوضاع افزوده شد. سپس در 22 اوت، مسلمانان خشمگين پس از نماز جمعه از مسجدالاقصي بيرون ريخته و به يهوديان حمله‏ور شدند و به محض اين‌كه اين اخبار به گوش مردم رسيد، تظاهرات و تنش تمام خاك فلسطين را در بر گرفت.

در 24 اوت، عرب‏هاي ساكن "الخليل" به يك محلة يهود?‌نشين در اين شهر حمله كردند و بيش از 60 يهودي را كشتند و حدود 50 تن ديگر را زخمي كردند. پليس به منظور حمايت از يهوديان، وارد عمل و با تظاهركنندگان درگير شد؛ در نتيجه ده تن از آن‌ها را كشت و چند تن ديگر را مجروح كرد. فلسطينيان در 29 اوت نيز به محله‌ا? يهودي‌نشين در شهر "صفد" حمله بردند و 20 يهودي را به قتل رسانده و 25 تن ديگر را زخمي كردند. در شهر "يافا" يهوديان به رهبري شخص? يهودي به نام "خانكيز" به خانة يك پيش‌نماز مسجد ريختند و او را با تمام شش نفر اعضاي خانواده‏اش به طرز فجيعي به قتل رسانده و مثله كردند. در "بيت‏المقدس" نيز يهوديان به محل دفن صحابه تعرض كرده و قبور آنان را به نجاست آلودند. از 24 اوت تا 2 سپتامبر، بارها مسلمانان فلسطيني به شهرك‏هاي يهودي‏نشين حمله كردند و در خلال آن شش شهرك را كاملاً از بين بردند، همچنين يهوديان يافا و بيسان هم آماج حملات اعراب واقع شدند. فلسطين به صحنة جنگ مبدّل شده بود و مقامات انگليسي نمي‏توانستند اوضاع را كنترل كنند تا اين‌كه در پايان ماه اوت، دولت قيموميت با استمداد از نيروهاي كمكي اعزام شده از مصر، موفق شد بر اين بحران فائق آيد.

طبق آمار رسمي دولتي، در اين قيام 133 يهودي كشته و 339 تن ديگر زخمي شدند. از اعراب نيز 116 تن شهيد و 232 تن مجروح گرديدند كه اكثر آن‌ها از سوي پليس و ارتش انگليس هدف قرار گرفته بودند.

تلفات نظاميان انگليسي بسيار اندك بود؛ زيرا اين قيام فقط متوجه يهوديان بود. پس از پايان قيام، نزديك به 1300 تن كه 90 درصد آن‌ها عرب بودند، توسط دستگاه قضايي دولت قيموميت به پاي ميز محاكمه كشانده شدند. بار ديگر "بنتويچ" دادستان كل فلسطين كه يك صهيونيست متعصب بود، احكام جائرانه‏اي را عليه فلسطنيان صادر كرد. براي مثال "خانكيز"، كه عامل قتل‏عام فجيع يك خانواده مسلمان بود، به حبس ابد محكوم شد كه اين حكم بعد از مدتي به 15 سال حبس تبديل شد و بعدها نيز اين شخص مورد عفو قرار گرفت و آزاد شد. مسلمانان تلاش كردند "بنتويچ" را به قتل برسانند؛ اما وي تنها از ناحية ران زخمي شد. با اين حال مقامات انگليس وي را در سال 1931 عزل كردند. انگليسي‏ها سه عرب را به نام‏هاي "عطاء الزير"، "محمد جمجوم" و "فؤاد حجازي" را محكوم به اعدام كردند. آن‌ها در 17 ژوئن سال 1930 به شهادت رسيدند كه در تاريخ فلسطين به عنوان "سه‌شنبة سرخ" به ثبت رسيد. اين سه انقلابي فلسطيني هنگامي كه به سمت چوبه دار برده مي‏شدند، از خود شجاعتي به ياد ماندني نشان دادند. "الزير" و "جمجوم" درخواست كردند طبق سنت مسلمانان منطقه، براي استقبال از شهادت دستان‌شان را حنا بزنند و در حالي كه از سكوي اعدام بالا مي‏رفتند، اشعاري حماسي مي‏خواندند و فلسطينيان حاضر در ميدان نيز اشعار را با آن‌ها تكرار مي‏كردند.

بعدها مشخص شد "حاج امين الحسيني" ("مفتي اعظم بيت المقدس" و "رئيس مجلس اعلاي اسلامي") به طور سرّي، اين قيام را رهبري مي‏كرد.

http://aghalimeghebleh.blogfa.com/post-138.aspx

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

قدس از دیدگاه اسلام

قدس از دیدگاه اسلام از جایگاه دینی قابل توجهی برخوردار است و تمام گروهها، مذاهب و رویکردهای اسلامی بر این امر اتفاق نظر دارند پس جای هیچ شگفتی نیست اگر تمام مسلمانان دفاع از قدس، غیرت نسبت به آن، پاسداری از حریم و مقدساتش و قربانی کردن جان و مال در راه حمایت از آن و دفع متجاوزان را بر خود واجب بدانند. ممکن است مسلمانان، اعراب و فلسطینیها در موضعگیری خود نسبت به مسألهی صلح با اسرائیل و جایز بودن یا نبودنش و در صورت جایز بودن، موفق شدن یا نشدنش اختلافنظر داشته باشند. اما همهی آنها ـ مسلمانها و اعراب و فلسطینیها ـ در اسلامی و عربی بودن قدس، لزوم حفظ این هویت و مسألهی مقاومت با تلاشهای مذبوحانهی اسرائیل برای یهودی کردن آن و تغییر آثار و مسخ شخصیت تاریخیاش و زدودن نشان عربی و اسلامی و مسیحی از چهرهی آن اختلاف ندارند. قدس از قداست اسلامی بزرگی برخوردار است که در قلوب مسلمانان و در حافظهی آنها نقش بسته است.

قدس قبله ی اول مسلمانان، سرزمین اسرا و معراج، سومین شهر دینی بزرگ مسلمانان، سرزمین نبوتها و برکات و سرزمین دفاع و جهاد است.

● قدس قبله ی اول مسلمانان:

اولین چیزی که مورد قدس در احساس و حافظهی مسلمانان و اندیشهی دینی آنها نقش بسته است این است که پیامبر (صلی الله عنه) و اصحاب از زمان واجب شدن نماز در شب اسرا و معراج، در سال دهم بعثت ـ سه سال قبل از هجرت ـ تا شانزده ماه بعد از هجرتشان رو به آن نماز میخواندند؛ تا این که خداوند دستور داد که به جانب کعبه یا مسجدالحرام رو کنند: « وَمِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَیْثُ مَا کُنْتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ: و از هر جا که بیرون رفتی رو به سوی مسجدالحرام کن و ای مؤمنان [به هنگام نماز] هر جا که بودید رو به سوی آن کنید» [بقره/ ۱۵۰]. در مدینهی منوره نشانهی بارزی باقی مانده است که بر این مسأله تأکید دارد. آن اثر «مسجد ذوالقبلتین» است. مسجدی که مسلمانان در آن نمازی را اقامه کردند که قسمتی از آن رو به قدس و قسمت دیگرش رو به مکه بود. آن مسجد هم اکنون نیز پابرجاست و آن را تعمیر کردهاند و مورد بازدید قرار گرفته و در آن نماز اقامه میشود.

یهودیها جنجالی را در مدینه دربارهی این تغییر و تحول برپا کردند و قرآن در پاسخ آنها فرمود که جهتها همه از آنِ خدا هستند و اوست برای نمازگذار مشخص میکند که کدام جهت قبله به حساب میآید: « سَیَقُولُ السُّفَهَآءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلاَّهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِی کَانُواْ عَلَیْهَا قُل للَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ یَهْدِی مَن یَشَآءُ إِلَی صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ * وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِّتَکُونُواْ شُهَدَآءَ عَلَی النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی کُنتَ عَلَیْهَآ إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن یَنقَلِبُ عَلَی عَقِبَیْهِ وَإِن کَانَتْ لَکَبِیرَةً إِلاَّ عَلَی الَّذِینَ هَدَی اللَّهُ وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُضِیعَ إِیمَانَکُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَّحِیمٌ: و به زودی مردم کم خرد خواهند گفت: چه چیز آنان را از قبلهای که بر آن بودند رویگردان کرد؟ بگو: مشرق و مغرب از آنِ خداست؛ هر که را خواهد به راه راست هدایت میکند. و بدین گونه شما را امتی میانه قرار دادیم، تا بر مردم گواه باشید و پیامبر بر شما گواه باشد و قبلهای را که[چندی] بر آن بودی، مقرر نکردیم جز برای آن که کسی را که از پیامبر پیروی میکند، از آن کس که از عقیدهی خود برمیگردد باز شناسیم؛ هرچند [این کار] جز بر کسانی که خدا هدایت[شان] کرده سخت گران بود؛ و خدا بر آن نبود که ایمان شما را ضایع گرداند. زیرا خدا [نسبت] به مردم دلسوز و مهربان است» [بقره/ ۱۴۲-۱۴۳]

آنها گفتند: نماز مسلمانان در آن سالها تباه و هدر گشته است چون رو به قبلهی درستی نبوده است. خداوند هم در جواب آنها فرمود: «و ما کان الله لیضیع ایمانکم: خداوند بر آن نبود که ایمان شما را ضایع گرداند» چرا؟ چون نمازی رو به قبلهای درست و مورد رضایت خداوند بوده است.

● قدس سرزمین إسرا و معراج:

دومین تصویر از قدس که در شعور مسلمانان نقش بسته است این است که خداوند آن را پایان سفر زمینی و آغاز سفر آسمانی معراج پیامبر قرار داده است. خداوند این گونه اراده فرمود که سفر زمینی و شبانهی پیامبر از مکه و از مسجد الحرام آغاز شده و در مسجدالأقصی پایان یابد و این مسأله هم بیهوده و تصادفی نبوده است. بلکه تدبیر و حکمت خداوندی این گونه اقتضا کرده است که خاتم رسولان و انبیا در آنجا با پیامبران گرامی دیدار کرده و نماز را به امامت برای آنها اقامه کند. این موضوع هم به معنای انتقال رهبری دینی جهان از بنیاسرائیل به امت، پیامبر و کتابی نو بود، یعنی امتی جهانی و کتاب و پیامبری عالَمی، همچنان که خداوند فرموده است: « وَمَآ أَرْسَلْنَاکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِّلْعَالَمِینَ» ‍[أنبیاء/ ۱۰۷] و یا « تَبَارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَی عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعَالَمِینَ نَذِیراً: والا مقام و جاوید کسی است که قرآن را بر بندهی خود نازل کرده است تا این که جهانیان را بیم دهد» [فرقان/ ۱.]قرآن ابتدا و انتهای این سفر را در اولین آیه از سورهای که به نام سفر هم هست (إسراء) به صراحت بیان کرده است: « سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَی بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الأَقْصَی الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیَاتِنَآ ... : تسبیح خدای را سزاست که بندهی خود را در شبی از مسجدالحرام به مسجدالأقصی برد آنجا که دور و بر آن را پربرکت ساختهایم تا برخی از نشانههای خود را بدو بنمایانیم» [أسراء/ ۱]. این آیه مسجدالحرام را با وجود برکات و بزرگیهایی که دارد به هیچ صفتی توصیف نکرده اما مسجدالاقصی را به وصف « الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ » ستوده است. البته چیزی که پیرامونش مبارک است به طریق اَولی خودش هم مبارک است.

داستان اسرا و معراج سرشار از رمزها و دلالتهایی است که نشان دهندهی اهمیت این مکان مبارک میباشند. مکانی که جبرئیل، براق ـ موجود عجیبی که وسیله انتقال از مکه به قدس بوده است ـ را در آن بسته است. جبرئیل آن را به سنگ بسته است تا از سفر دیگرش از مسجدالاقصی یا قدس به آسمانها و به «سدرة المنتهی» برگردد. این امر باعث شده است که خاطرات این سفر با دیدن «صخره» و «حائط البراق» در ذهن مسلمانان تداعی شود.

اگر قدس در این سفر مورد توجه ویژهای نبود معراج به طور مستقیم از مکه به آسمان هم ممکن بود همچنان که قرآن و احادیث هم به این امر دلالت دارند.

از نتایج سفر اسرا پیوند میان آغاز و پایان سفر یعنی مسجدالحرام و مسجدالاقصی بود. این پیوند در ذهن، قلب و وجدان انسان مسلمان دارای تأثیر و الهام ویژهای است به گونهای که قداست یکی از آن دو مسجد از قداست دیگری جدا نیست و هر کس در احترام به یکی از آنها کوتاهی کند ممکن است در مورد دیگری هم بدان مبتلا گردد.

● قدس سومین شهر مقدس:

در اسلام قدس، سومین شهر مقدس به شمار میآید. اولین شهر مقدس مکه است که خداوند آن را به وجود مسجدالحرام مشرف نموده است. دومی مدینهی منوره است که مسجدالنبی در آن قرار داشته و مرقد پیامبر اسلام را هم در خود جای داده است. سومی هم قدس یا بیتالمقدس است که خداوند آن را به وسیلهی مسجدالاقصی مورد تکریم قرار داده است. در این باره متفقعلیه از ابوهریره و ابوسعید خدری (رضی الله عنه) روایت شده است که پیامبر فرموده است: «لا تشدّ الرحال إلاّ إلی ثلاثة مساجد: المسجد الحرامِ، والمسجد الأقصی، و مسجدی هذا: بار سفر جز به سوی سه مسجد بسته نمیشود: مسجد الحرام، مسجد الاقصی و مسجد من. »

این که در کدام مسجد نماز گزارده شود تفاوتی از نظر پاداش ندارد و همهی مساجد از نظر پاداش یکسانند و تفاوتی با هم ندارند و برای مسلمان جایز نیست برای نمازگذاردن در هیچ مسجدی به آن سفر کند جز به این سه مسجد. این حدیث به اسلوبِ حَصْر آمده است لذا نباید هیچ مسجد دیگری با آنها قیاس شود.

قرآن اهمیت مسجدالاقصی و برکت آن را قبل از درست کردن مسجدش و چند سال قبل از هجرت بیان کرده است. برای نمونه میتوان حدیثی که پیشتر ذکر شد نام برد یا از این حدیث که میفرماید: «الصلاة فی المسجد الاقصی تعدل خمسمائة صلاة ماعدا المسجد الحرام و المسجد النبوی» یعنی: «نماز در مسجدالاقصی برابر ۵۰۰ نماز است البته جز در مسجدالحرام و مسجد نبوی» (متفق علیه) یا این حدیث که ابوذر روایت کرده است: «أن النبی سئل: أی المساجد بنی فی الارض أول: قال: المسجد الحرام ثم قیل: ثم أی؟ قال: المسجد الاقصی. یعنی «از پیامبر سؤال شد: چه مسجدی برای اولین بار در زمین ساخته شده است؟ فرمود: مسجدالحرام. سپس پرسیده شد: بعد از آن چه؟ فرمود: مسجد الاقصی»(متفق علیه.)

در حالی که اسلام مسجدالاقصی را سومین مسجد بزرگ در اسلام قرار داده است و به تبع این، قدس را هم به دو شهر بزرگ اسلام (مکه و مدینه) پیوند داده است؛ با این کار خواسته است اصل مهمی از اصول خود را معین کند: اسلام برای ساختن آمده است نه برای ویران کردن و برای کامل کردن نازل شده نه برای درهم شکستن. قدس سرزمین نبوتهاست و مسلمانان به پیامبران و انبیاء خداوند سزاوارترند همچنان که پیامبر به یهودیهای مدینه فرمود: «نحن اولی بموسی منکم» یعنی «ما از شما به موسی سزاوارتریم.»

● قدس سرزمین نبوتها و برکتها:

قدس بخشی از سرزمین فلسطین بلکه نقطهی درخشان و نگین آن محسوب میشود. خداوند این سرزمین را پنج بار در قرآن وصف کرده است:

۱) در آیهی اسراء و هنگام توصیف مسجدالاقصی: « الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ » [أسرا/ ۱]

۲) هنگام صحبت کردن دربارهی سرگذشت ابراهیم خلیل: « وَنَجَّیْنَاهُ وَلُوطاً إِلَی الأَرْضِ الَّتِی بَارَکْنَا فِیهَا لِلْعَالَمِینَ: و او و لوط را به سوی آن سرزمینی که برای جهانیان در آن برکت نهاده بودیم، رهانیدیم» [انبیاء/ ۷۱.]

۳) عدرداستان موسی آنجا که بعد از غرق کردن فرعون و سربازانش دربارهی بنیاسرائیل فرموده است:« وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِینَ کَانُواْ یُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِی بَارَکْنَا فِیهَا وَتَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ الْحُسْنَی عَلَی بَنِی إِسْرَآئِیلَ بِمَا صَبَرُواْ ... : و ما همهی نواحی و جهات پرنعمت و برکت را به قوم مستضعف[بنیاسرائیل] واگذار کردیم و وعدهی نیک پروردگارت بر بنیاسراییل به خاطر صبری که نشان دادند تحقق یافت» [اعراف/ ۱۳۷]

۴) در داستان سلیمان و توصیف قدرت و پادشاهی که خداوند در اختیار او نهاده بود ـ مُلکی که برای هیچ کس بعد از او سزاوار نبود ـ از جمله این قدرتها تسخیر و در اختیار گرفتن باد بود: « وَلِسُلَیْمَانَ الرِّیحَ عَاصِفَةً تَجْرِی بِأَمْرِهِ إِلَی الأَرْضِ الَّتِی بَارَکْنَا فِیهَا .... : ما باد تند را فرمانبردار سلیمان کرده بودیم تا به فرمان وی به سوی سرزمینی حرکت کند که پرخیر و برکتش ساخته بودیم» [انبیاء/ ۸۱]

۵) در داستان سبأ و توصیف امنیت و آسایشی که خداوند بر ایشان فراهم کرده بود: « وَجَعَلْنَا بَیْنَهُمْ وَبَیْنَ الْقُرَی الَّتِی بَارَکْنَا فِیهَا قُرًی ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِیهَا السَّیْرَ سِیرُواْ فِیهَا لَیَالِیَ وَأَیَّاماً آمِنِینَ: میان آنان و شهرهای دیگری که پرنعمت و برکتش کرده بودیم شهرکها و روستاهایی ساخته و پرداخته بودیم که نمایان بود و در میان آنها فاصلههای مناسب و نزدیک به هم ترتیب داده بودیم [و بدیشان پیام دادیم که] شبها و روزها در آنجاها در امن و امان سبر و سفر کنند» [سبأ/ ۱۸]

این سرزمینهایی که خداوند آنها را با برکت گردانیده است سرزمینهای شام و فلسطین هستند.

«آلوسی»، مفسر قرآن، در این زمینه گفته است: «مراد از سرزمینهایی که بابرکت گردانده شدهآند یکی سرزمین شام است به خاطر درختان میوهها و رفاهی که اهالیش از آن برخوردارند. از ابن عباس روایت شده است: که منظور سرزمین بیتالمقدس است. ابن عطیه گفته استک مفسران بر این امر اتفاق نظر دارند»

گروهی از مفسران قدیم و جدید قرآن بر این باورند که در این فرمودهی خداوند: « وَٱلتِّینِ وَٱلزَّیْتُونِ * وَطُورِ سِینِینَ * وَهَـٰذَا ٱلْبَلَدِ ٱلأَمِینِ » [تین/ ۳-۱] مراد از انجیر و زیتون سرزمینی است که در آن میرویند و آن سرزمین هم بیتالمقدس است.

ابن کثیر گفته است: «بعضی از مفسران گفته اند: «اینها سه مکانی هستند که خداوند در هر یک از آنها پیامبری از پیامبران اولوالعزم و دارای شریعت بزرگ را مبعوث کرده است. اولین محل، محل انجیر و زیتون یعنی «بیت المقدس» است که خداوند عیسی بن مریم (علیهما السلام) را در آن مبعوث کرده است. دومی «طور سینا» است که خداوند روی آن با موسی بن عمران سخن گفته است. سومی هم «مکه» یعنی همان سرزمین امنی است که هر کس وارد آن شود در امنیت است. پس با این تفسیر و تأویل این سه قسمت [انجیر و زیتون، طور سینین، بلد امین] با هم همآواز و هماهنگ میشوند. پس در حالی که بلد امین به محل به وجود آمدن اسلام، رسالت محمد، و طور سینین به محل به وجود آمدن یهودیت یعنی رسالت حضرت موسی، اشاره دارند، پس انجیر و زیتون هم به رسالت عیسی اشاره میکنند که در کنار بیت المقدس به وجود آمد و در آنجا و در کوه زیتون موعظه ی مشهورش را ایراد نمود

● سرزمین دفاع و جهاد:

قدس، در نزد مسلمانان سرزمین جهاد و دفاع است. سخن قرآن دربارهی مسجد الاقصی و حدیث پیامبر (صلی الله علیه وسلم) درباره ی فضل نماز در آن از جمله مژده هایی هستند به این که اسلام قدس را فتح خواهد کرد و از آنِ مسلمانان خواهد شد و برای اقامه ی نماز بار سفر به سوی آن خواهند بست و در آن برای خداوند نماز و عبادت خواهند کرد. قدس ـ که در آن زمان «ایلیا» نام داشت ـ در زمان خلیفه ی دوم اسلام حضرت عمر بن خطاب (رضی الله عنه) فتح شد.

«صفر ونیوس» اسقف اعظم قدس، گفت که کلید را تنها به دست خود خلیفه خواهد داد نه به دست فرماندهای از فرماندهانش. عمر در آن سفر تاریخی و شگفت انگیزش به سوی قدس به راه افتاد و با مسیحیان آنجا معاهده ی معروفش را منعقد کرد که در تاریخ به «العهد العمری» یا«العهدة العُمریة» معروف است. او در آن معاهده، امنیت معابد، عقاید، عبادتها و جانها و مالهایشان را تضمین کرد. تعدادی از فرماندهان مسلمان از جمله خالد بن ولید، عبدالرحمن بن عوف، عمرو بن عاص و معاویه ابن ابوسفیان این سند را امضا کرده اند

خداوند به پیامبر خبر داده است که دشمنان، این سرزمین مقدس را اشغال کرده یا آن را به تجاوز و اشغال تهدید خواهند کرد. به همین سبب امتش را برای نگهبانی از آن و جهاد برای دفاع از آن تشویق کرده است تا مبادا به دست دشمنان بیفتد. و هرگاه هم این گونه مقدر شد که دست آنها بیفتد برای آزادیش جهاد کنند. همچنان که میبینیم پیامبر از جنگی که میان مسلمانان و یهودیها اتفاق خواهد افتاد خبر داده و فرموده است که پیروزی در نهایت از آنِ مسلمانان خواهد بود و تمام چیزها، حتی سنگها و درختان، در صف مسلمانان خواهند بود. مسلمانان را به مخفیگاه یهودیان راهنمایی خواهند کرد ـ چه با زبان حال چه با زبان گفتار

از ابو اُمامه باهلی روایت شده که پیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرموده است: «لا تزال طائفة من امّتی علی الحق ظاهرین، لعدوّهم قاهرین لا یضرّهم من جابههم إلاّ ما أصابهم من لأواء (أی أذی) حتی یأتی امر الله و هم علی ذلک قالوا و أین هم یا رسول الله؟ قال: ببیت المقدس و أکناف بیت المقدس» یعنی «همیشه گروهی از امت من خواهند بود که بر حق خواهند بود و دشمنانشان را شکست خواهند داد و کسانی که با آنها رو به رو میشوند به آنها آسیبی نمیرسانند، جز اندک اذیتی که به آنها خواهد رسید. تا امر خدا خواهد آمد و آنها همچنان بر حق هستند. گفتند: آنها کجا هستند ای پیامبر خدا؟ فرمود: در بیتالمقدس و اطراف بیتالمقدس»

سایت اعجاز علمی

http://articles.oxinads.com/articles.php?id=390329&title=%0A%D9%82%D8%AF%D8%B3+%D8%A7%D8%B2+%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87+%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&keyword=%D9%82%D8%AF%D8%B3%20%DA%A9%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

قدس در نگاه قرآن

«سرزمین» برای همه ملّت ها، یك نقش بنیادین دارد. گاه این نقش تا آن جا افزایش می یابد كه جزو هویت فرهنگی آن ملّت به شمار می آید; چنانچه آن جامعه را از «سرزمین» جدا كنیم، هویّت تاریخی فرهنگی خویش را از دست می دهد.

بسیاری از تمدّنها و فرهنگها به زمینی شناخته می شود كه در آن شكل گرفته و به تكامل و شكوفایی دست یافته اند. تمدنها از این رو به سرزمین ها نسبت داده می شود تا «هویّت» پیدا كند. چنانچه می گویم تمدّن بابلی یا تمدن بین النهرین.

چگونگی پیوند اقوام و تمدّنها به سرزمینها و نسبت این وابستگی موجب می شود كه تفاوت های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ای در میان مردمی پدید آید. برخی از مكانها، فضاها، زمانها و سرزمینها قداست می یابد و به شكل «تابو» و محرّمات خود را نشان می دهد، به گونه ای كه ورود به محدود و حریم آن گناه بزرگ و بزه نابخشودنی به حساب آمده، مرتكب هتك حرمت را به سخت ترین كیفرها عذاب می دهند و یا جانش را می ستانند.

سرزمین «قدس» و «بیت المقدس» از جمله سرزمین و اماكنی است كه از قداست دینی و ملّی خاصّی برخوردار است; همه پیروان ادیان ابراهیمی آن را به دیده احترام می نگرند و برای او ارزش و قداستی ویژه قائل می شوند; تا آنجا كه نام سرزمین را به «قدس» همراه می سازند تا همواره احترام و ارزش آن را در اذهان زنده دارند. این احترام از نظر قوم «یهودا» از یك ویژگی دیگری نیز برخوردار است; آنان این سرزمین را یك «سرزمین ملّی» خویش نیز به حساب می آورند و از این رو «هویت قومی و دینی» خویش را با این سرزمین آمیخته اند.

در این نوشتار كوشش بر این است تا نگرش قرآن را به این سرزمین شناخته و پیرامون چگونگی، درستی و نادرستی ادعای ادیان الهی پیرامون قداست سرزمین و به ادعای ویژه قوم یهود به پژوهش بنشینیم.

خداوند در قرآن می فرماید: «واِذ قالَ موسی لِقَومِهِ یـقَومِ اذكُروا نِعمَهَٔ اللّهِ عَلَیكُم... * یـقَومِ ادخُلوا الاَرضَ المُقَدَّسَهَٔ الَّتی كَتَبَ اللّهُ لَكُم ولا تَرتَدُّوا عَلَی اَدبارِكُم فَتَنقَلِبوا خـسِرینَ * قالوا یـموسَی اِنَّ فیها قَومًا جَبّارینَ واِنّا لَن نَدخُلَها حَتَّی یَخرُجوا مِنها فَاِن یَخرُجوا مِنهَا فَاِنّا دخِلونَ»

زمانی كه موسی به قوم خود گفت: ای قوم من! نعمت خدا را بر خود یاد كنید... ای قوم من! به سرزمین مقدسی كه خداوند برای شما مقرر داشته است درآیید و به عقب باز نگردید كه زیانكار خواهید شد، گفتند: ای موسی! در آنجا مردمی زورمند هستند و تا آنان از آنجا بیرون نروند ما هرگز وارد آن نشویم. پس اگر از آن جا بیرون بروند ما وارد خواهیم شد.

در این آیه خداوند، سرزمین فلسطین را سرزمین مقدس نامیده است، با آنكه در آنجا مردمان زورمند و جبّار زندگی می كردند و قوم موسی را كه از مصر كوچ كرده بودند به آن سرزمین راه نمی دادند. این آیه به این نكته اشاره دارد كه این سرزمین از نظر «موسی و قوم او» مقدس بوده است و برای آن ارزش و اعتبار ویژه ای در حدّ حرمت و احترام قائل بودند.

پرسش این است كه این قداست و احترام برای این سرزمین در اندیشه یهودیان از كجا آمده و ریشه در چه چیزی دارد؟ با آن كه این قوم برای بار نخست به این سرزمین وارد شده اند. و به ظاهر هیچ عُلقه و پیوندی میان ایشان و سرزمینی كه می خواهند به آن وارد و به اشغال خود درآورند نیست.

اما با نگاهی به پیشینه تاریخی قوم موسی(ع) درمی یابیم كه میان ایشان و سرزمین قدس نوعی پیوند ملی ـ دینی برقرار است. می دانیم كه قوم موسی و اسباط دوازده گانه آن فرزندان یعقوب (اسرائیل(ع)) است و یعقوب فرزند اسحاق فرزند خلیل (ابوا الانبیاء) (ع) است. و می دانیم كه حضرت ابراهیم پس از آن كه از ظلم و بیداد نمرود از شهر «اور» در بین النهرین مهاجرت و كوچ می كند; به همراه سارا همسر و لوط پسر خاله اش به سوی سرزمین های پیرامون دریای مدیترانه حركت می كنند و آن حضرت در سرزمین فلسطین ساكن می گردد.

خداوند برای نخستین بار، سرزمینی كه حضرت ابراهیم به آن جا هجرت می كند به عنوان سرزمین مبارك می ستاید و می فرماید: وَنَجَّینـهُ ولوطًا اِلَی الاَرضِ الَّتی بـرَكنا فیها لِلعــلَمین .

ما ابراهیم و لوط را نجات دادیم به سوی سرزمینی كه آن را برای جهانیان مبارك گردانیده بودیم.

نكته جالب توجه در این آیه آن است كه خداوند سرزمین را به عنوان مكانی كه برای جهانیان مبارك قرار داده شده، توصیف و م