مقالات نمازجمعه
تهيه وتنظيم توسط حجّة الاسلام حاج
سيدمحمدباقري پور
درمؤسسه فرهنگي هدي رايانه
سايت هدي بلاگ
قرآن کریم،در باره نماز جمعه،می فرماید:
«یا ایها الذین آمنوا اذا نودی للصلوة من
یوم الجمعة فاسعوا الی ذکر الله و دزوا البیع » (سوره جمعه) ای
ایمان آوردگان!وقتی به نماز روز جمعه ندا داده می شود،به
سوی یاد خدا بشتابید و داد و ستد را رها کنید.
نماز جمعه
مراسم هفتگی اجتماعی مسلمین، «نماز جمعه» جایگاه
والایی دارد و نه تنها یک عبادت، بلکه مظهر وحدت مسلمین و
شکوه و عظمت اسلام است و آگاهی پیروان قرآن را بالا میبرد و
نماز عبادی، سیاسی محسوب میگردد.
پبامبر اکرم صلاللهعلیهوآلهوسلم نماز جمعه را «حج مساکین » دانسته
و آنرا «موجب آمرزش گناهان » شمرده است.
امام کاظم علیهالسلام از روز پنجشنبه خود را آمادة نماز جمعه میکردند.
امام علی علیهالسلام میفرمایند:
«چنانچه غزا و دوایی سبب ضعف در شما میشود از
خوردن آن قبل از نماز جمعه خودداری کنید تا مبادا از شرکت در نماز
جمعه محروم شوید.» و «کسانی زودتر به بهشت میروند که زودتر در
نماز جمعه حاضر شوند.»
امام خمینی قدسسرهالشریف در این باره میفرماید:
در نماز جمعه، که نمایشی از قدرت سیاسی و
اجتماعی اسلام است و باید هر چه با شکوهتر و پرمحتواتر اقامه شود....
ملت عظیم و عزیز با شرکت خود، باید این سنگر اسلامی
را هر چه عظیمتر و بلندپایه تر، حفظ نماید، تا به برکت آن و
توطئههای خائنان و دسیسههای مفسدان خنثی شود.»
امام صادق علیهالسلام میفرماید:
یاران پیامبر، از روز پنجشنبه برای جمعه آماده
میشدند چرا که جمعه (به خاطر کارهایی که دارد) وقت تنگ است.
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
بر بلندای جمعه
به مناسبت برپائی اولین نماز جمعه، در عصر حاکمیت
ولایت فقیه
وقتی پروانه های شوق، در دلهای خدا جویان پر می
کشد.
عاشقان حضور در معبد نیایش و بندگی، به مصلاهای جمعه
می شتابند، تا پیمان هفتگی خود را با نماز و طاعت و اطاعت،
تجدید کنند.
قطره ها به هم می پیوندند.
دریای جماعت مسلمین، موج خیز و نیروبخش و
زیبا، شکل می گیرد.
خطیب، به خطبه می ایستد.
و ... ترنم خطبه های سرشار از «موعظه »، «آگاهی »، «ارشاد»، سرود
وحدت وهمبستگی را نوازشگر گوشها می سازد.
فریضه شکوهمند «نماز جمعه »، یکی از جلوه های
سیاسی اجتماعی اسلام است که رسول خدا(ص) در اولین
روزهای هجرت به مدینه، آن را بنیان نهاد، تا مرکزی
برای اجتماع هفتگی مردم بر محور عبادت، و پایگاهی
برای طرح مسائل اجتماعی سیاسی و بسیج نیروها
و آمادگی برای رزم و بیدارگری اذهان نسبت به مسائل روزو
جریانهای سیاسی جامعه اسلامی باشد.
اینکه در قرآن، سوره ای به نام «جمعه » است و آحاد مسلمانان را به
شرکت دراین آیین مقدس و شکوهمند می کند، نشانه بعد
اجتماعی نماز جمعه و اسلام است.
تاریخچه اولین نماز جمعه پیامبر اسلام(ص) و خطبه حضرت رسول
در آن هنگام،همچنین بررسی سیر برگزاری این شعار
پرشکوه دینی در دوره های بعد و عصر خلفا وقرون پس از صدر اسلام،
خواندنی است و همه نشان می دهد که این مراسم، تریبون
ندای اسلام و دعوت به تهذیب نفس و بصیرت مسلمین و
روشنگری افکار بوده و درعصر خلفا تبدیل به وسیله ای در
مسیر اهداف قدرتهای جور گشته است.
خطبای جمعه در دورانهای پسین، گاهی رسالت
حقگویی و تقوا آموزی را از یادمی بردند و
بیشتر سخنگوی حکام و سلاطین و مبلغان اهداف کامجویانه
آنان می شدند.
در عالم شیعه و میان مجتهدان مذهب اثنی عشری
نیز که معتقد به ولایت و رهبری معصومین و ولات حق بودند،
به همان علتهای یاد شده و دیگر عوامل، متروک ماند وحتی از
سوی برخی علمای شیعه، اقامه آن در عصر غیبت،
تحریم شد.
البته برخی هم از دیرباز به وجوب اقامه آن فتوا دادند و در
این باره «رساله »های متعدد نوشتند.
در دوران غیبت کبری که فقها بسط ید نداشتند و حکومت در دست
دیگران بود، نه خود اقامه جمعه می کردند (مگر اندکی) و نه شرکت
در نمازهای جمعه ای را که وابسته به دربارها و سلاطین بود،
شایسته و مجاز می دانستند، زیرا این سمت رااز مختصات
حکومت صالح اسلامی و اختیارات ولی امر مسلمین می
دانستند و بر پاکردن آن را بدون حکم و نصب از سوی حاکم اسلامی مجاز
نمی شمردند.
در پی پیروزی انقلاب اسلامی و حاکمیت «فتوا» و
نفوذ «ولایت فقیه »، این سنت الهی که سالهای سال
مهجور و متروک بود، دیگر بار احیا شد و سنگرهای نمازجامعه،
پایگاه و جایگاه حراست و حمایت از قرآن و نظام اسلامی و
محور وحدت مردم و سنگر دفاع از ارزشهای انقلاب گردید و به همین
دلیل نیز، مورد هجوم دشمنان اسلام و انقلاب ! ...
شاهدش، ائمه جمعه «شهدای محراب » و بمب گذاریها در نمازهای
جمعه و تبلیغات سوء دشمن نسبت به این مراسم و تجمع بود.
امام راحل(ره) نقشی بسزا در احیاگری این سنت
دینی داشت و دعوتش به سنگر بانی امت و ائمه جمعه از این
پایگاه معنوی برای حضور سیاسی، بر همگان روشن است.
خدا را شکر که امروز، این سکوی تبلیغ حق و این سنگر
دعوت به حضور در صحنه،جای خاص خود را باز یافته است و هم دوستان و هم
دشمنان به حساسیت و اهمیت آن واقف گشته اند. از این رو، به همان
اندازه که بدخواهان در تضعیف و متفرق ساختن صفوف متشکل خداجویان اهل
نماز جمعه می کوشند، مومنان بصیر باید در حفظ این سنگر و
حضور در این صحنه بکوشند، تا این «برکت جمهوری اسلامی » را
و هم این یادگار امام راحل را نگهبان باشند.
به تعبیر حضرت امام: «این نماز جمعه ای که همه جا هست، شما
ببینید چه برکتی است این نماز جمعه! واقعا اگر انسان
بگوید اگر نبود این نماز جمعه (تقریباهمه را مهیا
می کند، مردم را بیدار می کند این نماز جمعه) و اگر نبود
الا این،برای ما خیلی کار شده بود.» و نیز فرموده
است: «مساجد، بهترین سنگرها وجمعه و جماعات، مناسبترین میدان
تشکل و بیان مصالح مسلمین می باشد.» «ضرورت وحدت » از
روشنترین مسائلی است که برای هر آگاه به مسائل اجتماعی،
محسوس است. برای پدید آمدن «وحدت » نیز، «محور» لازم است. این
محور، گاهی «شخص » است، گاهی «مکان » است، گاهی یک «برنامه
»، «مراسم » و«عبادت ». اسلام با توجه به نقش وحدت مردم، همواره به آن سفارش کرده
و قرآن،دعوت به «اعتصام به حبل الله » نموده است.
مراسمی چون «حج »، «نماز جمعه »، «نماز جماعت »، «نماز عید»،
محتوایی وحدت آفرین دارد و حضور مردم در مصلاهای نماز
جمعه که با اعتقادی پاک و نیتی عبادی انجام می
گیرد، ضامن حفظ این وحدت است و «تن »ها کنار «دل »ها، وحدتی
شکوهمند و دوست داشتنی پدید می آورد و توطئه های دشمن را
خنثی می کند.
امام عزیز و راحل، در زمینه وحدت بخشی نماز جمعه، سخنان
بسیار دارد و مردم را بر پاسداری از وحدت، بر محور ائمه جمعه
تشویق می کند. از جمله این سخن امام امت: «اجتماع کنید،
نمازهای جمعه را با شکوه بجا بیاورید، و نمازهای
غیر جمعه را هم، که شیطانها از نماز می ترسند، از مسجد می
ترسند.» نیزمی فرماید: «سعی کنید وحدت را حفظ
نمایید، وحدت بین خودتان، وحدت بین خودتان و
مسوولین و وحدت بین خودتان و مردم ...
آنچه مردم را مجتمع می کند، همین ائمه جماعت ها و جمعه هاست.» امید
است که «موریانه اختلاف »، هرگز به «بدنه امت » راه نیابد و مردم،
این پروانه های عاشق، این صاحبدلان خدا جوی، همچنان بر
محور «ولایت »، شکوه خود را حفظ کنند.
و نماز جمعه پایگاه این «وحدت » باشد.
پدیدآورنده: جواد محدثی
http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?LanguageID=1&id=26986&SubjectID=47870
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
جمعه های قشنگ(برگزاری اولین نماز جمعه رسمی کشور)
اولین نماز جمعه
امروز سالروز اولین نماز جمعه ایران است. آیا می
دانید اولین نماز جمعه ایران در چه تاریخی خوانده
شد و چه کسی آن را خواند؟ کمی سخت است، نه؟ ولی اگر کمی
دقت کنید سالش را می توانید حدس بزنید. در تارخ 5 مرداد 1358
مردم خوب و مسلمان ایران توانستند بعد از پیروزی انقلاب،
اولین نماز جمعه را در شهر تهران و به امامت آیت اللّه طالقانی
رحمه الله برگزار کنند.
نماز برای آمادگی
آیا تا حالا فکر کردید نماز جمعه چیست؟ چه فرقی با
نماز جماعت های دیگر دارد و چرا مسلمانان اینقدر به نماز جمعه
اهمیت می دهند که هر جمعه در آن شرکت می کنند؟
نماز جمعه، نمازی است که در آن امام جمعه شهر، برای مردم در دو
قسمت سخنرانی می کند. امام جمعه ها در صحبت هایشان مشکلات شهر و
کشور را مطرح می کنند و سعی می کنند راه حل مشکلات را
بگویند و مسؤولان کشور را کمک و راهنمایی کنند. به غیر از
این ها، امام جمعه ها به مسائل خارجی هم اهمیت می دهند و
مردم کشور را آگاه می کنند. تازه، در زمان سخنرانی، یک اسلحه هم
در دستشان است. این به خاطر این است که به دشمنان اسلام و کشورمان
نشان بدهد که مردم ما همیشه برای دفاع کردن از کشورشان آماده آماده
هستند.
یک نماز پر شکوه
خدای بزرگ مردمی را که برای یاد خدا جمع شوند را
خیلی دوست دارد و به همین خاطر است که اینقدر نماز جماعت
ثواب دارد. نماز جمعه خیلی باشکوه تر از نماز جماعت است؛ چون نماز
جمعه، هم یک عبادت بزرگ است و هم کاری است که دشمنان ما از آن
خیلی می ترسند. ما درست به همین دلیل، باید
خیلی پر شور و با شکوه، هر هفته در نماز جمعه شرکت کنیم تا دشمن
بفهمد که ما مسلمانان چقدر با هم دوست و متحد هستیم. بدانند که چقدر آماده
دفاع از دین و کشورمان هستیم. نماز جمعه یک فایده بزرگ
دیگر هم دارد. ما در صف های متصل و منظم نماز جمعه شهرمان شرکت
می کنیم. صف هایی که در سراسر ایران و همه
کشورهای مسلمان جهان بسته می شود، این حس به آدم دست می
دهد که این صف ها یک زنجیر محکم است که همه مسلمانان را به هم
متصل می کند. نماز جمعه تمرین بزرگی است برای اتحاد،
دوستی و برادری بین همه مسلمانان دنیا.
پدیدآورنده: معصومه عسکری
http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?LanguageID=1&id=34100&SubjectID=47870
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
دریای یگانه(سالروز اقامه اولین نماز جمعه رسمی
ایران)مناسبت ها
دریای بی کران معنویت
آن گاه که اذان گویِ روز جمعه، انسان ها را به میهمانی خدا
فرامی خواند، نمازگزارانِ پاک طینت، با دلی آکنده از مهر
الاهی و با کنار گذاشتن همه بازیچه ها، به رودخانه جمعه می
پیوندند تا به دریای بی کران اتحاد و معنویت برسند.
دین داران بااخلاص از رنگ ها، نژادها و زبان های گوناگون، در کنار هم
می نشینند و به سخنان حکمت آمیز امام جمعه گوش جان می
سپارند. امام جمعه نیز همانند دیده بان و جلوداری امین،
با فراخواندن آنان به پاکی و پرهیزکاری، راه ها و بیراهه
هایِ این دنیای پرآشوب را به آنان نشان می دهد. آن
گاه همگی بدون کبر و نخوت به پا می خیزند و دو رکعت نماز عشق به
جای می آورند. پس از این نماز، جان های مؤمنان
پاکیزه می گردد و چون آینه ای خواهد شد که پرتو جمال
یار را در آن به تماشا خواهند نشست.
باغ طراوت
با نماز جمعه، احساس یکدلی، هم رنگی و همراهی در
بین مسلمانان تقویت می شود و غرور، نخوت و تکبّر از فضای
پاک دل هاشان بیرون می رود.نماز جمعه، گنجینه ای
قیمتی است که غافلانِ از آن، از ثروت عظیمی محروم خواهند
ماند. نماز جمعه، باغ طراوتی است که در هرهفته یک بار به روی
مشتاقانِ سعادت گشوده می شود. آنان که قدم در آن می گذارند، راهشان را
ماه رویان از آسمان با بال های حریرشان فرش می کنند و خود
آن ها چون نسیم بر گونه هایشان دست نوازش می کشند.
میثاقگاه مردم و رهبری
نماز جمعه، هم نشانه سیاسی بودن دین است و هم
دینی بودن سیاست. نماز جمعه، جایگاه بلند سیاست و
حکومت را در متن دین مشخص می کند؛چون امام جمعه، یا حاکم
اسلامی و سرپرست امور مسلمانان است، یا شخص عادل و آگاه به زمان و
مکان که از سوی رهبر حکومت اسلامی تعیین می شود. پس
نماز جمعه، افزون بر این که میعادگاه عابد و معبود است،
میثاقگاه مردم و رهبری است و این دیدارهای
مستقیم یا غیرمستقیم هفته ای یک بار مردم و
رهبری، آسان ترین و مطمئن ترین راه اطلاع از مسایل و
مشکلات جهان اسلام و شناخت وظیفه سیاسی و اجتماعی است.
نماز جمعه، مشارکت در حرکت هم نوای میلیون ها مسلمان مظلوم
و فاصله گرفتن از خطوط منحرف دورویی و تک روی است.
اقامه نماز جمعه از سوی معصومان علیهم السلام
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و نیز حضرت امیر
مؤمنان علیه السلام در طول زمام داری خویش، اهتمام خاصی
به برپایی نماز جمعه داشتند؛ چنان که برخی از خطبه های
نهج البلاغه از جمله خطبه های نمازهای جمعه آن حضرت بوده است. پس از
حضرت امیر علیه السلام سایر ائمه علیهم السلام به
دلیل محدود بودن از سوی حاکمان جور، موفق به انجام این
فریضه الاهی نبودند و از این رو، اصحابشان را به اقامه نماز
جمعه در میان شیعیان ترغیب می کردند. «نُداره» یکی
از اصحاب امام صادق علیه السلام می گوید: امام صادق علیه
السلام ما را به نماز جمعه ترغیب و تشویق می فرمودند تا
حدّی که ما گمان کردیم حضرت ما را فرامی خواند تا در نماز جمعه
به امامت خود ایشان حاضر شویم. از این رو، از امام
پرسیدیم: آیا به شما اقتدا کنیم؟ ایشان در پاسخ
فرمود: «نه، منظورم این است که در پیش خودتان و در میان
یارانتان، آن را به جا آورید».
نماز جمعه در آیات قرآن
یکی از مسائل مهم در دین مبین اسلام، وحدت
و اتحّاد مسلمانان است. از این رو، عواملی که به پراکندگی و
گسستگی صفوف مسلمانان می انجامد، از منفورترین پدیده ها
در اسلام به شمار می روند. و برعکس، عوامل و پدیده هایی
که به نوعی انسجام و یک پارچگی آنان را حفظ کند، جزو محبوب
ترین عوامل هستند.
در این راستا، نماز جمعه از اهمیت وافری برخوردار است؛ به
نحوی که خداوند در قرآن کریم، اهل ایمان را در روز جمعه به
برپاداشتن نماز جمعه و دوری از هر سرگرمی و کاری که آن ها را از
اقامه آن بازمی دارد، فراخوانده است و می فرماید: «ای
کسانی که ایمان آورده اید! هنگامی که برای نماز روز
جمعه ندا داده می شود، به سوی ذکر خدا بشتابید و خرید و
فروش را رها کنید. اگر بدانید، این برای شما بهتر است».
نماز جمعه در کلام معصومان علیهم السلام
نماز جمعه، یکی از اعمال واجب بسیار مهم در دین اسلام
است که روایات بسیاری درخصوص اهمیت شرکت در آن و
نیز اجر و پاداش فراوان این فریضه الاهی وارد شده است. رسول
خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «نماز جمعه، حج فقیران است». هم
چنین ایشان فرمودند: «فرشتگان روز جمعه فرستاده می شوند تا بر
درب مساجد ایستاده و نام شرکت کنندگان در نماز جمعه را به ترتیب بنویسند».
اولین نماز جمعه بعد از انقلاب اسلامی
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، فریضه الاهی نماز
جمعه، برای نخستین بار در اولین جمعه ماه مبارک رمضان سال 1399
ه . ق، برابر با 5 مردادماه 1358 با شرکت بیش از یک
میلیون نفر از مردم مسلمان روزه دار تهران، در گرمای شدید
تابستان به امامت مجاهد نستوه، مرحوم آیت اللّه طالقانی در دانشگاه
تهران با شکوه و جلوه خاصی برگزار گردید. در تهران، از ابتدای
انقلاب تا اوایل مردادماه 1380، تعداد 1142 نماز جمعه بدون وقفه برگزار شده
است. هم اکنون نیز با لطف و عنایت خداوند متعال، در تمام شهرهای
ایران اقامه نماز پرشکوه جمعه ادامه دارد و در حال حاضر، 442 امام جمعه در
مناطق مختلف کشور، هم زمان نماز جمعه را اقامه می کنند.
نماز جمعه در کلام آیت اللّه طالقانی رحمه الله
اولین امام جمعه پس از انقلاب اسلامی، آیت اللّه
طالقانی در سخنانی درباره نماز جمعه می فرماید: «نماز
جمعه، مظهر کاملی است از صف توحیدی تمام ملت های مسلمان و
در عین حال آگاهی، تنبّه، هوشیاری، افشا کردن وسایس
دشمن و مطلع کردن همه مسلمان ها به وظایف و مسؤولیت هایی [است]
که دست کم در مدت یک هفته در پیش دارند. نماز جمعه، صف عبادت، صف حق
پرستی، صف روابط قلوب و وجدان های بیدار خداپرستان، [و [درعین
حال صف نظام، صف جنگ، صف فرماندهی و فرمانبری است».
نماز جمعه در کلام مقام معظم رهبری
حضرت آیت اللّه خامنه ای، رهبر معظم انقلاب در مورد نقش مهم نماز
جمعه در ایجاد اتحاد و همدلی بین اقشار جامعه چنین
می فرمایند: «نماز جمعه، همان طور که نامش هم نشان می دهد،
نمازی است که ذکر خدا را با اجتماع مسلمانان توأم تأمین می کند.
این نماز تفاوت می کند با آن ذکر و یادی که تنها و در
خلوت انجام بگیرد. در این نماز تن های مردم و دل های مردم
در کنار یکدیگر قرار می گیرد. لذا به این نماز
می گویید نماز وحدت آفرین. حقیقت هم همین است».
ایشان در سخنانی دیگر نیز ضمن توصیه به ائمه
جمعه می فرمایند: «امام جمعه باید به مردم خط بدهد؛ مردم
نباید به امام جمعه خط بدهند. البته امام جمعه خط اصلی خودش هم همان
خواسته های مردم است؛ یعنی خواست های حقیقی
مردم و نیازهای آنان».
رسانه بودن نماز جمعه
با توجه به این که نماز جمعه مظهر و نماد یک دین
سیاسی ـ اجتماعی است و در گفتار و سیره امامان معصوم و
نیز فتاوای فقهای عظام، به هرچه باشکوه برگزار شدن آن
تاکید فراوان شده است و هر جمعه، در جای جای میهن
اسلامی مان هزاران نفر در این مراسم شرکت می کنند، وجه رسانه
بودن آن هرچه بیش تر آشکار می گردد. این وجه رسانه ای
نماز جمعه، ما را به توانایی های آن آشنا می سازد که
امید است با نیازهای جدید جوامع مسلمان، به ویژه
جوانان متناسب گردد. از این رو، خطیب جمعه و نیز ستاد
برگزاری نماز جمعه، در تقویت این فریضه عبادی ـ
سیاسی نقش فوق العاده ای دارند.
حضور کارگزاران در نماز جمعه
حضور کارگزاران و مسؤولان نظام در بین صف های نمازگزاران جامعه،
نشان دهنده اهمیت نظام به این مراسم عبادی است. هم
نشینی مدیران با نمازگزاران، ارتباط مردم را با آنان آسان تر
می سازد و موجب تشویق و ترغیب بیش تر مردم به این
مراسم می گردد. این امر، خود یکی از راه های مهم
تقویت نماز جمعه به شمار می رود که با تقویت این مراسم
سیاسی ـ عبادی، بسیاری از ارزش های
اسلامی در جامعه تقویت می شود و جامعه اسلامی را سرشار از
موفقیت و توسعه می گرداند.
نماز جمعه در قاره اروپا
نماز جمعه، یکی از فریضه های مهم دین اسلام است
که هرهفته در کشورهای مختلف قاره اروپا برپا می گردد. این
فریضه الاهی در ایرلند که مرکز اصلی تجمع مسلمانان، مرکز
اسلامی و مسجد دُوبلین است، هرهفته با حضور جمعی از مسلمانان که
تعدادشان تقریبا بین 300 تا 400 نفر است، برگزار می گردد و به
طور معمول، خطبه های نماز جمعه به زبان های عربی و
انگلیسی توسط امام جمعه ایراد می شود. در
هلسینکی فنلاند نیز نماز جمعه توسط جامعه اسلامی ترک
های تاتار تشکیل می شود.
در کلیه مساجد بروکسل، به طور مجزا مراسم نماز جمعه برگزار می
گردد و براساس جمعیت منطقه ای و وضعیت مساجد، تعداد نمازگزاران
بین 200 تا 500 نفر است. در کشور آلمان نیز مسلمانان، به ویژه
ترک ها مساجد و مراکز اسلامی متعددی دارند که در برخی از
این مراکز، نماز جمعه برگزار می گردد که البته موضوع خطبه های
نماز جمعه، بیش تر درباره مسائل اخلاقی و مذهبی است.
تبلیغات نماز جمعه
در دنیای امروز، تبلیغات اهمیت فراوانی دارد. جامعه
کنونی، آمادگی پذیرش اموری را دارد که تبلیغات
وسیعی در مورد آن شده باشد. در اسلام نیز فرمان
هایی راجع به تبلیغات وجود دارد. بنابراین، می توان
با تبلیغ صحیح از سوی رسانه ها، به ویژه صدا و
سیما، زمینه استقبال مردم را از آیین نماز جمعه فراهم
آورد. بهترین تبلیغ آن است که فواید و آثار، و نیز
ضررهای ترک آن را بیان کرد تا شوق و انگیزه افراد جامعه
برای شرکت در این مراسم عبادی بیشتر شود. البته
تبلیغات تنها وظیفه رسانه ها نیست، بلکه نمازگزاران نیز
می توانند با روشی نیکو، اعضای خانواده، بستگان و دوستان
خود را به این عبادت دسته جمعی دعوت نمایند.
نقش آفرینی خطیب نماز جمعه
خطبه نماز جمعه، نمودی از رسانه حقیقی اسلامی است و
پیام های خاصی برای شرکت کنندگان در مسجد «جمعه» دارد. گوینده
این پیام، یعنی خطیب جمعه، از نقش ویژه و
مؤثر در این رسانه اسلامی برخوردار است. از این رو، هر
تلاشی برای کارآمد کردن نماز جمعه، حول نقش محوری خطیب می
چرخد و کارآمدی خطیب، موجب انسجام امت حزب اللّه در نمازهای
جمعه خواهد شد. شمار اموری که نقش ائمه جمعه را در تقویت این
فریضه الاهی بیشتر می گرداند، این هاست: داشتن
اطلاعات کافی در زمینه های مختلف، به روز بودن خطبه ها،
ایجاد ارتباط مستحکم با مردم، وارد نشدن در صف بندی جناح ها، ساده
زیستی، و به کارگیری فنون خطابه.
پرورشگاه سیاست و تدبیر
نماز جمعه، یکی از اجتماع های سودمند، چاره ساز و هدفدار
است که هم نمایشگاه وحدت شکوهمند اسلام، و هم پرورشگاه سیاست و
تدبیر مسلمانان به شمار می آید. نشاط سیاسی و احساس
حضور در صحنه درگیری با نامردمی دنیاداران، در نماز جمعه
تقویت می شود. در یک سخن، میقاتِ بندگی حقّ ،
میعاد با خلقی خدایی و میثاق با رهبری در
نماز جمعه شکل می گیرد. پس سزاست که این فریضه
بسیار مهم دین اسلام، هرچه با محتواتر و شکوهمندتر برگزار شود، تا
بهره وری و استفاده آن بیش تر گردد.
اوج خشوع و بندگی
«فیلیپ حِتی» دانشمند، محقق و استاد زبان
های سامی در دانشگاه «پرینستونه» می نویسد: «نماز
جمعه مسلمانان، از حیث جلال، شکوه، سادگی و نظم، بر عبادت
مسیحیان و یهود که فقط روزهای شنبه و یکشنبه در
کلیسا و معابد خود جمع می شوند، برتری دارد. در آن جا تمام
نمازگزاران در صف های منظم، در داخل مسجد صف بسته و سخنان امام را گوش
می کنند، در حالی که چنان علایم و آثار خشوع و خضوع در
سیمایشان هویدا و آشکار است که عالی ترین عواطف
روحی را در قعر دل ها و عمق ضمایر به جنبش درمی آورد. این
نماز پرشکوه، بزرگ ترین وسیله برای تجمّع مسلمانان گردیده
است، به طوری که فرزندان صحرا و زادگان بیابان را در عصر حضرت رسول
صلی الله علیه و آله که همگی برخوردار از روح انفرادی و
سرشار از بزرگ بینی و غرور بودند، کنار هم گردآورد و حس برادری را
در آن ها پرورش داد».
شرایط نمازگزاران
اگرچه نماز جمعه از عبادت های مهم دین مبین اسلام به شمار
می رود، اما خداوند متعال نخواسته که همه بندگان خود را به سختی و رنج
بیندازد. از این رو، برخی افراد در انجام نماز جمعه معذورند و
این تکلیف از عهده آنان برداشته شده است. این افراد عبارت اند
از: زنان، مسافران، نابینایان، افراد پیر و ناتوان و
کسانی که بیش از دو فرسخ با محل برگزاری نماز جمعه فاصله دارند.
البته لازم به ذکر است که در همه این موارد، انجام نماز جمعه جایز است
و از نماز ظهر کفایت می کند.
آداب نماز جمعه
نماز جمعه، یکی از واجبات بسیار مهم دین اسلام است که
در روایات اسلامی، ضمن تأکید بر اقامه آن، به بیان
برخی از آداب این فریضه الاهی پرداخته شده است که از شمار
آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1. مستحب است امام جمعه و نمازگزاران در حال خطبه با وضو باشند.
2. مستحب است امام جمعه در حال خطبه خواندن کلامی
نگوید که خارج از خطبه باشد.
3. مستحب است امام جمعه پس از خواندن خطبه و قبل از نماز،
برای سعادت جامعه اسلامی دعا کند.
4. مستحب است افراد برای شرکت در نماز جمعه بر
یکدیگر پیشی بگیرند. در روایتی از امام
صادق علیه السلام آمده است: «خداوند روز جمعه را بر سایر روزهای
هفته برتری داده و بهشت را زینت نموده است برای کسی که
روز جمعه وارد بهشت می شود. پس کسی که زودتر در نماز جمعه شرکت کند،
زودتر وارد بهشت می شود».
نشانه قدرت اسلام
اجتماع امت اسلامی و گسترش صف های نمازگزاران نماز جمعه،
امید دهنده مؤمنان بوده، به امت اسلام قدرت، استقامت، عظمت و صلابت می
بخشد. به نمایش گذاشتن این قدرت سیاسی و عبادی جهان
اسلام، دل دشمنان خدا و اسلام که همان منافقان و کافران هستند را مأیوس
می نماید و خدعه و نیرنگ های آنان را با صف های به
هم فشرده امت اسلام برای همیشه ناکام می نماید.
پیوند دهنده جناح ها
نماز جمعه، آیینی الاهی است که شرط قبولی آن،
اخلاص و قصد نزدیکی به خداوند متعال است. نمازگزاران روز جمعه، اگر با
هر نیّت دیگری بخواهند در آن شرکت کنند، نه تنها بهره
اخروی از آن نمی برند، بلکه خود را به شرک خفی نیز می
آلایند. از این رو، نماز جمعه عامل بسیار خوبی برای
پیوند و وحدت نیروهای فعّال انقلاب است. در این روز، همه
آنانی که عشق به اسلام، خدمت به انقلاب و مردم دارند، در کنار هم جمع شده و
خطیب جمعه با سخنان دل نشین و شیوای خود، اصول مشترک
اسلامی را یادآور می شود و آنان را از لغزش و انحراف
بازمی دارد.
خنثی شدن توطئه های دشمن
فریضه الاهی نماز جمعه، تأثیر به سزایی در وحدت
و یک پارچگی مسلمانان بر محور عبادت دارد و مایه ارعاب دشمنان
اسلام و خنثی شدن شایعات و توطئه های تفرقه افکنانه آنان است؛
چرا که خطیب جمعه، با بررسی مسائل سیاسی داخلی و
خارجی به صورت روشن و شفاف و ارائه راه های مناسب برای حل
مشکلات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه،
بسیاری از توطئه ها و کارشکنی های عناصر نفوذی دشمن
را خنثی می کند و این خود عامل مهمی برای سعادت و
تعالی روزافزون جامعه اسلامی به شمار می رود.
مرکز بسیج مردم
سنگر نماز جمعه، بهترین محل دعوت مردم به بسیج برای جهاد،
دفاع از کیان انقلاب، حلّ مشکلات اجتماعی و یاری
رسانی به دیگران است. این قدرت عظیم مردمی که در
نماز جمعه متجّلی می شود، همواره مورد توجه دوست و دشمن انقلاب بوده
است. در صدر اسلام نیز رسول خدا صلی الله علیه و آله و
امیرمؤمنان علی علیه السلام پس از خطبه های نماز جمعه،
مردم را در مساجد بسیج می نمودند و به جبهه های جهاد می
فرستادند.
آری، نماز جمعه هر شهر می تواند با بسیج مردم،
بسیاری از مشکلات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و
سیاسی آن جا را به شیوه ای شایسته برطرف سازد، تا
بدین ترتیب، کشور از همه نظر توان مند و شکوفا گردد.
پدیدآورنده: حمزه کریم خانی
http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?LanguageID=1&id=34081&SubjectID=47879
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
نقش نماز جمعه در تداوم انقلاب
منابع مقاله:
حدیث ولایت، ج 6، دفتر مقام معظم رهبری؛
ملت ایران، نماز جمعه نداشت و از این نعمت محروم بود؛ انقلاب به
او نماز جمعه داد . در طول این دوازده سال، نمازهای جمعه نقش
بسیار بزرگی در پیشرفتها و موفقیتهای این ملت
و این کشور ایفا کرده اند و سهم بسزایی در بسیج
نیروها و سازندگی و هدایت سیاسی و دینی
مردم داشته اند .
اسلام برای نماز جمعه، خیلی اهمیت قایل است و
من امروز فکر کردم بعضی از روایاتی را که در باب نماز جمعه هست،
بخوانم، تا ببینید چه قدر این مراسم هفتگی مهم است .
از قول پیامبر خدا (صلی الله علیه واله) نقل شده که فرمود: «من
کان یؤمن بالله و الیوم الاخر فعلیه بالجمعه یوم الجمعه» (1).
یعنی هر کس که ایمان دارد، در روز جمعه نباید نماز جمعه
را فراموش کند . از امام باقر ( علیه السلام) روایت شده است که فرمود:
«والله لقد بلغنی ان اصحاب النبی (صلی الله علیه واله) کانوا
یتجهزون للجمعه یوم الخمیس» (2). یعنی اصحاب
پیامبر، در روز پنجشنبه خودشان را برای فردا آماده می کردند، تا
به نماز جمعه بروند . در یک روایت دیگر دارد که
امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: روز پنجشنبه دارویی
نخورید که شما را در بستر بیندازد، تا مبادا نماز جمعه ی فردا
از دستتان برود .
درباره ی احترام به نماز جمعه، از امام صادق ( علیه الصلاةوالسلام)
روایت است: «لیتزین احدکم یوم الجمعه» (3) ؛ روز جمعه،
خود را زینت کنید . «یغتسل و یتطیب و یسرح
لحیته» (4) ؛ غسل کنید، عطر بزنید و سر و صورت خود را مرتب
نمایید . «یلبس انظف ثیابه» (5) ؛ تمیزترین
لباسهایتان را بپوشید و به نماز جمعه بروید .
در روایت دیگر دارد که ملائکه ی الهی می
ایستند و می بینند که چه کسی زودتر وارد مصلا شد و
همین طور می نویسند: نفر اول، نفر دوم، نفر سوم، نفر پنجم، نفر
صدم؛ تا وقتی که امام جمعه بلند می شود خطبه را بخواند . یعنی
هرچه می توانید، زودتر در نماز جمعه حاضر شوید .
در یک روایت دارد که امام مسلمین، زندانیانی را
که به خاطر قرض به زندان افتاده اند، روز جمعه یا روز عید، به نماز
جمعه یا به نماز عید بیاورد و محافظ هم برایشان بگذارد و
وقتی که نماز را تمام کردند، آنها را به زندانشان برگرداند؛
یعنی حتی زندانی هم از نماز جمعه محروم نماند .
در یک روایت دارد که «لو یعلم امتی ما لهم فیها»
(6) ؛ اگر مردم منافع این سه چیز را می دانستند، «لیضربوا
علیها بالسهام» (7) ، بر سر آن با هم منازعه می کردند . آن سه
چیز، عبارت از اذان و زود رفتن به نماز جمعه و قرار گرفتن در صف اول است، که
ممکن است صف اول جهاد یا صف اول نماز جمعه باشد .
چندی پیش، من راجع به اذان سفارش کردم و البته گفتم که صبحها با
بلندگو در همه جا اذان نگویند، تا مردم از خواب بیدار نشوند . مثل
این که بعضی از مؤمنین، این قسمت دومش را بیشتر از
قسمت اول گوش کردند! آنچه که مقصود ما بود، این بود که در سحرها، هر
جایی یک بلندگو صدا نکند؛ ولی معنایش این
نبود که به هنگام سحر، صدای اذان در شهری مثل تهران به گوش نرسد! نه،
در جایی مثل تهران، اقلا در چند مسجد از مساجد مهم، خوب است که با
بلندگو اذان پخش بشود؛ حتی اذان صبح . در شهرهای کوچک هم به فراخور
وسعت آن شهر، می بایست اذان صبح در چندجا پخش بشود . اما در ظهر و شب
اذان بگویند؛ هم اذان بلندگو، هم جلوی مساجد، هم داخل مساجد و هم در
خیابانها، تا مردم به اذان گفتن عادت کنند .
در یک روایت فرمود: «من ترک الجمعه ثلاثا تهاونا طبع الله
علی قلبه» (8). هر کس سه جمعه پشت سر هم، از روی بی
اعتنایی نماز جمعه را ترک کند اگر کسی کاری داشته باشد،
آن مورد بحث نیست خداوند بر قلب او مهر می زند .
مردم و خود ائمه ی محترم جمعه، نماز جمعه را در همه جای کشور قدر
بدانند؛ نماز را با توجه، با خضوع، با ذکر و با دعا بجا بیاورند؛ و آنچه را
که برای مردم لازم است، در خطبه ی اول و دوم بگویند . خطبه
ی اول و دوم را هرچه هم بتوانند مختصرتر بکنند، بهتر است . البته سنگ
بنای خطبه های طولانی را خود ما در همین نماز جمعه
ی تهران گذاشتیم و تقصیر آن به گردن کس دیگری
نیست! اما حالا عرض می کنم که خطبه ها را کوتاه کنند، تا مردم به
کارهایشان برسند . علاوه ی بر نماز جمعه، مردم نمازهای
دیگر را هم در مساجد اجتماع کنند و بخوانند . مساجد را آباد کنید . اینها
به حرکت انقلابی و بزرگ شما برکت خواهد داد و نماز جمعه، زمینه
ی تقوا را در میان مردم زیاد خواهد کرد .
پی نوشت:
1) بحارالانوار، ج 20 ، ص 126
2) الاصول من الکافی، ج 3 ، ص 415
3 و 4 و 5 و 6) بحارالانوار، ج 86، ص 352
7) بحارالانوار، ج 86، ص 197
8) وسائل الشیعه، ج 5 ، ص 6
http://www.hawzah.net/Hawzah/Articles/Articles.aspx?LanguageID=1&id=6251&SubjectID=47881
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
اهمیت نماز جمعه
منابع مقاله:
مکتب جمعه، ج 3، ؛
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له
و اشهد ان محمدا عبده و رسوله (صلوات نماز گزاران) صلی الله علیه و
علی آله و اصحابه الغر المیامین سیما علی
امیرالمؤمنین و الحسن و الحسین و علی بن الحسین و
محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی
و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الحجة بن الحسن
صلواتک علیه و علی آبائه الطیبین الطاهرین
المعصومین المکرمین اللهم عجل فی فرجه و اجعلنا من اعوانه و انصاره
و شیعته اللهم من علینا بظهوره، کما مننت علینا بقیام
الجمهوریة الاسلامیة و نصرة الحق علی الباطل. اللهم صلی
علی ائمة المسلمین و حماة المستضعفین و هداة المؤمنین.
قال الله الحکیم فی کتابه: «یا ایها الذین
آمنوا اذا نودی للصلوة من یوم الجمعة فاسعوا الی ذکر الله و
ذروا البیع ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون» . (1)
این آیه ای که در هر جمعه در نماز جمعه خوانده می شود
شعاری است برای مؤمنان که بدانند اجتماع روز جمعه اولا برای ذکر
و یاد خداست ثانیا بدانند که این اجتماع از همه سوداگری
ها و معامله گری ها و بیع و شراءها ارزشمندتر است. قرآن به ما در
این آیه می فرماید: وقتی آهنگ آواز نماز جمعه بلند
شد بشتابید به سوی ذکر خدا، همچنان که در همه اعمال خیر، ما
موظفیم که بشتابیم «فاستبقوا الخیرات» (2) به کارهای
نیک سبقت بجوئید «و ذروا البیع» معامله و بیع و
سوداگری را بگذارید و رها کنید «ذلکم خیر لکم» این
برای شما بهتر است. نماز جمعه همانطوری که نامش هم نشان می دهد،
نمازی است که ذکر خدا را با اجتماع مسلمانان توأم تأمین می کند.
این نماز تفاوت می کند با آن ذکر و یادی که تنها و در
خلوت انجام بگیرد. در این نماز تن های مردم و دل های مردم
در کنار یکدیگر قرار می گیرد، لذا به این نماز
می گوئید نماز وحدت آفرین. حقیقت هم همین است. امروز،
شما روی زمین نمناک و خیس محوطه دانشگاه و خیابان
می نشینید و تابستان زیر آن آفتاب سوزنده تیر ماه و
مردادماه بر روی آسفالت های داغ این خیابان و این
محوطه نشستید. همین انگیزه ای که شما را به اینجا
می آورد یا هر مؤمنی را در هر شهری از شهرها به محوطه
نماز جمعه می کشاند خود این انگیزه بسیار محترم است و چون
می بینید که مانند شما هزاران انسان دیگر در کنار شما
قرار دارند احساس وحدت می کنید. وقتی یک جامعه ای
با مردم کار دارد، وقتی یک حکومتی با نظر مردم و به مصلحت مردم
می خواهد کاری انجام بدهد، به اینگونه اجتماعات احتیاج
دارد و چون اسلام حکومتش به معنای خدمت به مردم است و برای رأی
و نظر آحاد مردم جامعه ارزش قائل است، پس اجتماعات درست کرده است: اجتماع نماز
جماعت، اجتماع عظیم نماز جمعه و اجتماعی بین المللی حج. انقلاب
ما با مردم و با ذکر خدا بوجود آمد، با مردم و با ذکر خدا هم باید ادامه
پیدا کند و مردم و ذکر خدا در نماز جمعه جمع اند. قرن ها ما نماز جمعه
نداشتیم، این انقلاب به ما نماز جمعه داد. امام دستور فرموده اند که
ائمه جمعه در شهرستان ها باید به دستور امام و به فرمان امام اقامه جمعه
کنند، یعنی کسی امام جمعه باشد که مورد اعتماد امام، پس مورد
اعتماد مردم باشد، زیرا این جمعه، جمعه است، محل تجمع است،
وسیله اجتماع است، باید بماند تا انقلاب بماند . نماز جمعه دو رکن
دارد: رکن اول محتوای نماز جمعه است، مضمون نماز جمعه است که در خطبه ها
باید متجلی بشود و در دو رکعت نماز. این محتوا چیست؟ اول
یاد خدا، امر به تقوا، امر به پارسائی، امر به اخلاق اسلامی،
امر به وحدت. دوم شکوه و اجتماع نماز جمعه است. محتوا و شکوه. قالب
یعنی این اجتماع عظیم، و معنا یعنی آنچه در
خطبه گفته خواهد شد و در نماز تلاوت می شود، این دو رکن نماز جمعه است.
رکن اول روی دوش امام جمعه هاست، رکن دوم روی دوش مردم. امام جمعه ها
باید در هر هفته ای آن چیزی را که احساس می کنند
مردم به آن احتیاج دارند و باید بدانند، آن را باید به مردم
بگویند، از اوضاع و احوال جاری مملکت، از اوضاع و جریانات
سیاسی عالم، از تحریص مردم و تشویق مردم به حرکت در جاده
عبودیت الله، از تشویق مردم به برادری، به وحدت، به عمل، از
بصیرت دادن به مردم نسبت به دشمن ها و دشمنی ها، این
وظیفه امام جمعه است، اگر نگوید، خطا کرده است. رکن دوم
یعنی قالب، روی دوش مردم است. باید بیایند،
باید استماع کنند، باید نماز جمعه را مثل عالی ترین
فریضه مردمی مورد اعتنا قرار بدهند. زیرا اگر این اجتماع
فشرده ما در اینجا نباشد میدان جنگ ما هم خاموش خواهد شد، حرکت جامعه
ما هم در مقابل قدرت های ستمگر، ظالم و متجاوز کند خواهد شد. این
پایه آن حرکت است، این اجتماع است که مشت محکم درست می کند. چرا
پیغمبر می گوید: «الصلوة خیر موضوع» نماز بهترین
نهاد است. ما جهاد را هم داریم، اما نماز بهتر است. ما انفاق را هم
داریم، اما نماز بهتر است. نماز است که «ان قبلت قبل ما سواها و ان ردت رد
ما سواها» اگر نماز قبول نشود، بقیه اعمال هم قبول نمی شود، اگر قبول
شود، بقیه اعمال هم قبول می شود. چرا؟ برای خاطر اینکه
بقیه اعمال اگر باید برای خدا، در خط خدا، با اخلاص انجام
بگیرد، این یاد خدا و خدا خواهی و خدا جوئی را نماز
به ما می دهد، این مال همه نمازهاست و نماز جمعه از فضیلت
بیشتری برخوردار است، این نماز جمعه است . امروز ما نزدیک
به یک سال و نیم است که نماز جمعه داریم. در این صحن
عظیم دانش، عبادت وارد شد، به دانش جهت داد. همین نماز جمعه بود که
توانست دانشگاه شما مردم ایران را از خطی که آمریکا می
خواست، نجات بدهد و فضای دانشگاه را تقدیس کند. و شنیدید
که دیروز امام این امت درباره دانشگاه چه فرمودند و چه رهنمودی
دادند. همین نماز جمعه بود که این توده میلیونی
عظیم را با وجود اینهمه طبل و بوق تفرق، در خط واحد، مستقیم نگه
داشت . همین نماز جمعه بود که شوق جهاد فی سبیل الله را در دل
ها آنچنان تحریک کرد که مادر به من می گوید: «من جوان ندارم به
میدان جنگ بفرستم اما این طلاها را دارم» . به خدا این سخن هر
روز و هر هفته صدها و ده ها جوان و پیر و زن و مرد با من است. هر دفعه که
می آیم دانشگاه برای نماز با مواردی از این
قبیل مواجه می شویم غیر از آنهائی که در غیاب
من می فرستند برای ستاد برگزاری نماز جمعه نامه هایشان و
اظهاراتشان را. اگر می دیدید شما برادران و خواهران و می
شنیدید و می خواندید نوشته دانش آموزان فلان مدرسه
ابتدائی کرج را، یا اگر می شنیدید اظهار آن زن
میانسالی را که می گوید من نمی توانم در جبهه حاضر
بشوم و فرزندی ندارم که به جبهه بفرستم و با چه تأسفی حرف می
زند. اینها را نماز جمعه و اجتماع عظیم عبادی و الهی،
این فریضه بزرگ، به ما داده است. پس برای ما خیلی
معتبر و محترم و عزیز است. این نماز جمعه ماست. به همین
دلیل دو جریان در قبال نماز جمعه بوجود می آید، یک
جریان، جریان دوستان و علاقه مندان به انقلاب اسلامی است. آنهائی
که این انقلاب را مثل جانشان دوست دارند، سعی می کنند این
شعله مقدس و برافروخته را هر چه برافروخته تر کنند. نگاه کنید به این
اجتماع عظیم، نگاه کنید به صفوف فشرده زنان و مردان، چگونه روی
زمین نمناک یا روی زمین داغ در تابستان نشسته اند و نگاه
کنید به تلاشی که دلسوزانی در سراسر کشور انجام می دهند
تا شکوه و محتوای نمازهای جمعه هر چه بیشتر و بالاتر بشود.
پی نوشتها:
.1 سوره جمعه، آیه 9
.2 سوره بقره، آیه 148
http://www.hawzah.net/Hawzah/Articles/Articles.aspx?LanguageID=1&id=6253&SubjectID=47881
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
نقش تبلیغی نماز جمعه
نماز جمعه راازابعادی چند می توان مورد بحث و بررسی قرار
داد, آن ابعادعبارتنداز:
1. اهمیت
نمازجمعه.
2. پیشینه
تاریخی نمازجمعه.
3. چگونگی
نمازجمعه.
4. شرائط نمازجمعه.
5. شرائط امام جمعه.
6. لزوم شکوه نمازجمعه.
7. خطبه نمازجمعه.
8. نمازجمعه و موضع
گیری دشمنان اسلام,
9. نقش
هدایتی نمازجمعه.
و...
در این مقاله قصد بررسی همه ابعاد را نیست . هدف تنها
تبین نقش هدایتی وتبلیغی نمازجمعه است ,ازاین
روی , با مقدمه ای کوتاه همین جهت را پی می
گیریم.
در متون دینی ما,ازاصل نماز, تعابیر گوناگون و
زیبایی شده است.
دراین تعابیر, گاه , نماز به عمود خیمه تشبیه شده که
با شکستن آن , تمامی خیمهدین فرو خواهد ریخت.
و گاه , به نهر آبی تشبیه گردیده که انسان مسلمان , هر روز
پنج نوبت روح خود رادر آن شستشو داده واز پلیدیها می
زداید.این تعابیر, هر کدام بیانگر میزان رابطهنماز
بااصل دین و نقشی است که نماز در جهت تقویت و رشدانسانها
دارداین پیوند ورابطه در نماز چند برابر می گردد.
از همین روی , برای شرکت در نمازجمعه پاداشهایی
بسیار بزرگ از قبیل : آموزش ورهایی از آتش , آسانی
حساب در قیامت , ثواب حج , ثواب یک سال نماز و روزه و... درروایات
رسیده ازائمه معصومین[ ع] در نظر گرفته شده است[1].
و برای شرکت نکردن در آن تهدیدهای سخت و شدیدی
در متون دینی وارد شده است [2].
دراهمیت نمازجمعه همین بس که زندانی هم باید در مراسم
نمازجمعه شرکت کند, تااوهم روح خود را شستشو داده و آگاهیهای لازم را
فراگیرد و زندان مانع رشد فکری ومعنوی او نشود. به روش و گفتار
ائمه هدی[ ع] دراین زمینه توجه کنید:
امام صادق[ ع] نقل می کند که : علی[ ع] زندانیان را با
ضمانت اولیاء آنان اززندان آزاد می ساخت تا در نمازجمعه شرکت
جویند[3].
همچنین آن حضرت می فرماید:
آوردن زندانیان برای شرکت در نمازجمعه و نمازعید و سپس
بازگرداندن آنان به زندان از وظایف حکومت اسلامی است[4].
پیامبراسلام[ ص] به صاحبان کار دستور داده است : مانع شرکت کارگران در
مراسمنمازجمعه نشوند[5].
نقش تبلیغی نمازجمعه
نمازجمعه , دارای دو رکن اساسی است : رکن اول آن اجتماع مردم
برای برگزاری نمازجمعه است که دراین جهت توصیه ها و
تاکیدهای فراوانی برای حضور در نمازجمعه و هرچه باشکوه
برگزار کردن آن داریم.
رکن دوم , که پایه واساس نمازجمعه است , محتوا و مضمون آن است که در
خطبه های خطیب جمعه متجلی می شود.
خطبه در نمازجمعه ,از مهمترین اجزای نمازجمعه و
جایگزین دو رکعت از نمازاست.چنانچه امام صادق[ ع] دراین
زمینه می فرماید:
علت این که نمازجمعه , دو رکعت است , وجود دو خطبه است . خطبه ها, نمازاست
تاوقتی که امام از منبر پایین آید[6].
و در جای دیگر می فرماید:
لاجمعه الا بخطبه وانما جعلت رکعتین لمکان الخطبتین .[7]
نمازجمعه , بدون خطبه صحیح نیست . به خاطر خطبه ها,این نماز
با دو رکعت انجام میگیرد.
با نگاهی گذرا به سیره پیامبر[ص] و علی[ ع] و
گفتارائممه معصومین[ ع] و فقهاء درمی یابیم که برامام
جمعه لازم است که از درد و رنج مسلمانان ,ازاوضاع کشورهایاسلامی ,از
ترفندهای دشمنان اسلام و خلاصه آنچه را به حسب زمان و مکان گاهی از آن,برای
امت اسلامی لازم و ضروری است , سخن بگوید و مردم را در
جریان مسائل روز قراربدهد و آنان را موعظه وارشاد نماید و تقویت
مبانی دینی و مذهبی و رشد سیاسی
فرهنگیآنان را در نظر داشته باشد.
امام رضا(ع)در این زمینه میفرماید:
انما جعلت الخطبه یوم الجمعه لان الجمعه شهد عام فارادان یکون
خطبه در روز جمعه تشریع شده است ,از آن جهت که جمعه از روزهای
اجتماع مردم است.از نظراسلام , همه مکلفین باید در آن اجتماع حضور
یابند. خداوند با تشریع ایندستور,اراده کرده است که توسط
زمامداران , مردم دراین روز موعظه وارشاد گردند و به نیکیها
ترغیب واز بدیها بازداشته شوند.
همچنین حاکمان اسلامی و یا خطیب وامام جمعه منصوب از
طرف او مردم را به مصالح دینی و دنیوی خود, هدایت
سازد وازاخبار واحوادث جهانی , که برای آنان مفید و یا
پیشگیرنده از زیان آنان است آگاه سازد. [8]
امام رضا(ع)در ادامه گفتار میفرماید:
[علت این که دو خطبه در نماز جمعه باید خواننده
شوداین است که : در یکی به حمد وثنای الهی پرداخته
شود و در دیگری حوائج مردم خطرهایی که مردم را
تهدید می کند بیانشود و برای مردان و زنان با ایمان
دعا و طلب آمرزش شود و آنچه که لازم است ازاوامرو نواهی به مردم ابلاغ شود. و
آنچه باعث صلاح و فساد مردم است یادآوری گردد].[9]
امام خمینی[ ره] در تحریرالوسیله درباره محتوای
خطبه های نمازجمعه چنین میفرمایند:
[سزاواراست که امام جمعه , در ضمن خطبه هایش آنچه را که
مصلحت دین و دنیای مسلمانان است بیان دارد واز آنچه که در
کشورهای اسلامی و غیراسلامی می گذرد و به زیان
و یا سود آنان است و آنچه که مسلمانان در زندگی دنیوی
واخروی به آن نیازدارند, مطلع سازد وازامور سیاسی واقتصادی
که دراستقلال و آزادی آنان دخالت دارد وچگونگی رفتار آنان با
سایر ملتها سخن بگوید و آنان رااز مداخله دولتهای ظالم
واستعمارگر درامور سیاسی واقتصادی , که منجر به استعمار
واستثمار آنان است , آگاه گرداند
خلاصه : نمازجمعه و دو خطبه آن , مانند حج و عیدین و غیره
از مواقف عظیمه برای مسلمانان است , ولی متاسفانه مسلمانان از
وظایف و مواقف مهم سیاسی این عبادت غافل وناآگاهند]. [10]
موضوع گیری دشمنان
از آنجا که این اجتماع عظیم در آگاهی و رشد مسلمانان نقش
بسزایی دارد, دشمناناسلام , بویژه مسلمانان نماها (منافقین
) درطول تاریخ با ترفندهای گوناگون سعی درایجاد خلل در
صفوف به هم فشرده نمازجمعه نموده اند. آنان با بهانه های مختلف دراین
مراسم شرکت نمی جسته اند تا باایجاد شکاف در بین مسلمانان به
اهداف شوم وضدانسانی خود برسند.
پیامبرگرامی اسلام[ ص] , توطئه این بدسیرتان را بر
ملا کرده و می فرمایند:
من ترک ثلاث جمعات من غیر عذر کتب من المنافقین.[11]
آن کسی که بدون عذر سه نوبت نمازجمعه را ترک کنداز منافقین شمرده
می شود.
امام باقر[ ع] , دراین زمینه می فرماید:
صلوه الجمعه فریضه والاجتماع الیها مع امام العدل فریضه فمن
ترک
ثلاث جمعه علی هذا فقد ترک ثلاث فرائض و لایترک ثلاث فرائض من
غیر عذر و لاعله الا منافق .[12]
نمازجمعه واجتماع برای آن , باامام عادل واجب است اگر کسی بدون
عذر, سه جمعه را,پی در پی , ترک کند سه فریضه را ترک کرده است و
جز منافق , سه فریضه را, بدون علت,ترک نمی کند.
نقش نمازجمعه در تداوم انقلاب
رمز پیروزی انقلاب اسلامی واستقامت مردم در برابر مشکلات
طاقت فرسا و مقاومت دربرابرابرقدرتها,ایمان ,اتحاد و رهبری قاطع امام
امت[ ره] بود. همانگونه که اینعوامل در پیروزی انقلاب
اسلامی نقش داشت برای تداوم انقلاب نیزاین عوامل
ضروری است.اجتماعات نمازجمعه فرصت بسیار خوبی است که ائمه جمعه
می توانند به وسیله خطابه هایخود, ایمان واعتقاد مردم را
تقویت کنند و مبانی دینی آنان رااستحکام بخشند و آنانرا
به وحدت و همبستگی بیشتر دعوت کنند و عوامل تفرقه و جدائی را
دراین مجامع یادآوری نمایند.
بنابراین باید با تشکیلات و برنامه ریزی
دقیق ازاین اجتماعات , هر چه بیشتر, درجهت تحکیم
پایه های انقلاب اسلامی واعتلای کلمه حق و نمایاندن
چهره حقیقی اسلام وجمهوری اسلامی و شناساندن حکومت
اسلامی و خنثی کردن توطئه های دشمنان کینه
توزاسلاماستفاده گردد.
برای بهره های لازم ازاین گونه اجتماعات امور ذیل
یادآوری می شود:
1.امت اسلامی براساس وظیفه دینی
سیاسی خود, به دوراز جریانات , برای حفظ کیان اسلام
وانقلاب اسلامی در نمازجمعه شرکت می کنند بنابراین ,ائمه جمعه ,
بایداز موضعگیریهای گروهی و حزبی اجتناب
نمایند, تا محورامت حزب الله , در هر شهر واستانباشند.اگرائمه جمعه
ازاین اصل عدول کنند در نقش اصلی خود, که همان هدایت و
رهبریفکری سیاسی مذهبی مردم مسلمان منطقه است , موفقیت
چندانی نخواهند داشت.
2.ائمه جمعه باید با مطالعه دقیق و عمیق نسبت به
جریانات سیاسی و مسائل موردابتلای جهان , به خطبه ها عمق
بیشتری ببخشند. با طرح مسائل لازم , درابعادگوناگون :اعتقادی ,اخلاقی
و سیاسی سعی کنند هر جمعه به شرکت کنندگان , آگاهی
وآشنایی بیشتری نسبت به معارف زندگی ساز اسلام و
مسائل روز و جهان اسلام بدهند.
با نگاهی به نمازجمعه و مقایسه آنها با یکدیگر به
روشنی در می یابیم که کیفیت نمازجمعه از
حیث غنا واتقان خطبه ها و... باعث جذب بیشتر مردم به نمازجمعه و
برعکسخطبه های شعاری و بی محتوا و یا کم محتوا, موجب
سردی مردم شده است.
3.برای صرفه جویی در وقت و برای
یادآوری و طرح آنچه که بیان و ابلاغ آن لازماست تنظیم و
دسته بندی مطالب و آمادگی قبلی ,امری است لازم و
ضروری.
بدون تردید, دراین صورت , فراگیری و ثمردهی و
جاذبیت آن بیشتر خواهدبود.
4.موضوعات قابل بحث و سخنان ناگفته بسیار است . چون در
نمازجمعه وقت محدوداست,لازم است ائمه جمعه مطالب خود را براساس اولویت ها
دسته بندی کنند به آن مطلبی که ازاهمیت بیشتری
برخورداراست بهای بیشتری بدهند.
5.در نمازجمعه همه اقشار مردم از بی سواد و با سواد, فرهنگی
و غیرفرهنگی شرکتمی کنند, لازم است ائمه جمعه مراعات حال همگان
را نموده و طوری سخن بگویند که قابلاستفاده برای همگان باشد. قرآن
و روایات ماثوره ائمه معصومین[ ع] در طرح معارف,بهترین الگوست .
مشکل ترین براهین علمی را در قالب ساده و همه کس فهم بیان
می کنند.امام خمینی[ ره] نیز در طرح مسائل و معارف
اسلامی می تواندالگوی بسیار خوبی برای ماباشد.
6.برای تاثیرگذاری و ثمردهی بیشتر
خطبه ها,ائمه جمعه باید مقتضای حال را رعایتکنند و به
گرمی و سردی هوا خستگی مردم و... توجه داشته باشند.
عدم توجه به این اصل در برخی از موارد, باعث پیامدهای
زیانباری خواهد شد که به هیچ وجه قابل جبران نیست و خطابه
ها نه تنها مفید و با ثمر نخواهد بود که باعث فرارو بدبینی مردم
خواهد شد.
اینها برخی از نکات است که ائمه جمعه باید برای بهره
گیری لازم از این اجتماعاتو جذب مردم و تاثیرگذاری
هر چه بیشتر به آن توجه داشته باشند. علاوه براین , بایدبرای
برنامه های فرهنگی و تبلیغی دیگر دراین مراسم
بزرگ و با شکوه بهره لازم بردهشود.
از مجله حوزه شماره 39 مقاله عنصر تبلیغ در پیکره دین
[1]. وسائل الشیعه , ج 5.32
[2]. همان مدرک ,.54.
[3]. جامع احادیث الشیعه , ج 6.68.
[4]. جامع احادیث الشیعه , ج 6.68.
[5]. جامع احادیث الشیعه , ج 6.68.
[6]. وسائل الشیعه , ج 5.15.
[7]. همان مدرک , .16.
[8]. وسائل الشیعه , ج 5.40
[9] همان مدرک ,.40 .
[10] تحریرالوسیله , ج 1 .
[11] کنزالعمال , ج 7.ح 21135
وسائل الشیعه , ج /05/5
[12] دعائم الاسلام , ج 180.1
وسائل الشیعه , ج /04/5
http://www.hawzah.net/Hawzah/Articles/Articles.aspx?LanguageID=1&id=48985&SubjectID=47869
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
دررابطه بانمازجمعه
نماز جمعه، نمازی است که مسلمانان هر جمعه، اول ظهر و به جای نماز
ظهر برگزار میکنند. این نماز باید حتما به صورت جماعت خوانده
شود و به تنهایی نمیتوان آن را خواند.
نماز جمعه دو رکعت است و دو قنوت مستحبی دارد، یکی در رکعت
اول، قبل از رکوع و دیگری در رکعت دوم، پس از رکوع. خواندن دو خطبه،
توسط امام جمعه، قبل از نماز، واجب است. ترتیب اعمال در نماز جمعه
بدین شرح است: تکبیرةالاحرام، حمد و سوره، قنوت، رکوع، دو سجده، حمد و
سوره، رکوع، قنوت، دو سجده، تشهد و سلام.
پیشینه
تا پیش از آنکه انصار، روز جمعه را جمعه بنامند، این روز «یوم
العروبه» نامیده میشد. پیامبر اسلام در راه هجرت به یثرب
که پس از ورودش «شهر پیامبر» یا «مدینة النبی» نامیده
شد، در محلهای به نام قبا توقف کرد تا علی بن ابیطالب و فاطمه
زهرا و تعدادی از مسلمانان به او بپیوندند.
پیامبر اسلام که روز دوشنبه وارد محله قبا شده بود، تا روز پنجشنبه با
مردم آن قبیله نماز گزارد و همراه آنان، نخستین مسجد اسلام را بنا کرد.
سپس روز جمعه، به سوی مدینه حرکت کرد و در وادی «رانوناء» همراه
مردم مدینه «نخستین نماز جمعه» را، اقامه کرد.
او سپس به قبا بازگشت و همچنان منتظر علی و فاطمه و دیگر
پیروانش ماند. از آن پس و تا پایان عمر پیامبر اسلام، نماز
جمعه، برنامهٔ هفتگی مسلمانان شد.
چگونگی برگزاری
پیشنیازها
اگر قرار باشد نماز در فضای آزادِ غیرمفروش برگزار شود، معمولا
باید علاوه بر مهر، زیرانداز و کیسهای برای کفشها
نیز به همراه داشت. البته در خارج از ایران نمازگزاران نماز جمعه و
جماعت تمامی کیف و کفش خود را به درون صفوف نماز نمیآورند و
معمولا در خارج از مسجد و یا در انتهای مسجد قرار میدهند. معمولا
خانمها باید چادر به همراه داشته باشند.
خطبهها
نمازجمعه با خطبهٔ اول آغاز میشود و همهٔ نمازگزاران
باید دو خطبه را در حالت آرامش گوش دهند. خواندن دو خطبه، توسط خطیب
جمعه، قبل از نماز، واجب است. پس از خطبهها نماز شروع میشود.
از آنجایی که نماز جمعه به جای نماز ظهر خوانده میشود،
دو خطبهٔ نماز به جای دو رکعت اول نماز ظهر و نماز دو رکعتی
جمعه، به جای دو رکعت دیگر نماز ظهر در نظر گرفته میشود. در
بیشتر موارد خطیب و امام جمعه یک نفر هستند.
وقتی که امام جمعه، خطبههای نماز جمعه را میخواند، بر
شرکتکنندگان واجب است، به خطبهها گوش دهند، و سخن گفتن به هنگام ایراد
خطبهها مکروه است، بلکه اگر به سبب سخن گفتن، نتواند به خطبهها گوش دهد، سکوت
لازم است. همچنین هنگام ایراد خطبهها، خواندن نماز مستحبی
یا کتاب و روزنامه و انجام دادن کارهایی که مانع گوش دادن به
خطبهها است، خلاف است.
اگر کسی به خطبه اول یا هر دو خطبه نرسد، بازهم، شرکت در نماز
جمعه فضیلت دارد و جایگزین نماز ظهر میشود.
نماز
نماز جمعه دو رکعت است. بعد از نیّت و آغاز نماز و تکبیرةالاحرام (که
باید دو دست را تا گوشها بالا آورده و گفتهشود الله اکبر) دیگر لازم
نیست کاری توسّط مأموم انجام شود. امام جماعت حمد و سوره را میخواند
و مأموم باید سکوت کند.
بعد از اینکه حمد و سوره خوانده شد، قنوت گرفته میشود. قنوت به
این معناست که دو دست را بالا آورده و روبهروی صورت میگیرند
و دعایی میخوانند (یا صلوات میفرستند)
بعد از اینکه قنوت انجام شد، نوبت رکوع است که همهٔ نمازگزاران
خم میشوند و دستهایشان را بر زانو میگذارند و میگویند
«سُبْحانَ رَبّیَ العَظیمِ وَ بِحَمْدِه» یا «سبحان الله، سبحان
الله، سبحان الله»
بعد از رکوع میایستند و سپس دو بار به سجده میروند و
هربار در سجده، در حالی که پیشانی بر مُهر گذاشتهشده، میگویند
«سُبْحانَ رَبِّیَ الاَعلی وَ بِحَمْدِه» یا «سبحان الله، سبحان
الله، سبحان الله»
بعد از اینکه سجدهها انجام شد، بلند میشوند و باز حمد و سوره
توسّط امام جمعه خوانده میشود و مأمومها سکوت میکنند.
در این مرحله پس از تمامشدن حمد و سوره به همراه جماعت، به رکوع
میروند، سپس قنوت میگیرند و بعد از قنوت، برای دو بار
به سجده میروند.
بعد از دو سجده هم تشهّد و سلام خوانده میشود. یعنی در
حالی که دوزانو نشستهاند و دستها روی دو پا قرار دارند، میگویند
«اشهَدُ اَن لا اِلهَ الا اللهُ وَحدهُ لا شریکَ لَهُ، واشهدُ انٌ محمداً
عبدُهُ وَ رَسُولُهُ، اللّهُمٌ صَلٌ علی محمٌَدٍ والِ مُحمٌد، السّلامُ
عَلَیْکَ اَیُّها النّبیُّ وَ رَحمةُ اللهِ و برکاتُه، السّلامُ
علیْنا و عَلَی عِبادِاللهِ الصّالِحین، السّلامُ
علیْکُمْ وَ رحمةُ اللهِ و بَرَکاتُه». نماز تمام میشود.
در روایات
در آیات ۹ و ۱۰ سورهٔ جمعه در قرآن چنین
آمده است:
«ای کسانی که ایمان آوردهاید چون برای نماز
جمعه ندا درداده شد به سوی ذکر خدا بشتابید و داد و ستد را
واگذارید اگر بدانید این برای شما بهتر است و چون نماز گزارده شد در [روی] زمین
پراکنده گردید و فضل خدا را جویا شوید و خدا را بسیار
یاد کنید باشد که شما رستگار گردید »
پبامبر اسلام، نماز جمعه را «حج مساکین» دانسته و آنرا «موجب آمرزش
گناهان» شمرده است. آمده است که موسی کاظم از روز پنجشنبه خود را
آمادهٔ نماز جمعه میکرده است.
از علی بن ابیطالب نقل شده است که «چنانچه غذا و
دوایی سبب ضعف در شما میشود از خوردن آن قبل از نماز جمعه
خودداری کنید تا مبادا از شرکت در نماز جمعه محروم شوید.» و «کسانی
زودتر به بهشت میروند که زودتر در نماز جمعه حاضر شوند.» جعفر صادق
میفرماید: «یاران پیامبر، از روز پنجشنبه برای
جمعه آماده میشدند چرا که جمعه (به خاطر کارهایی که دارد) وقت
تنگ است»
برخی احکام
این نماز باید حتما به صورت جماعت خوانده شود و به
تنهایی نمیتوان آن را خواند. حداقل تعداد افراد، برای
برپایی نماز جمعه، پنج نفر میباشد، یعنی یک
نفر امام، و چهار مأموم.
تمام شرایطی که در نماز جماعت باید رعایت شود، در
نماز جمعه هم معتبر است.
در نماز جمعهٔ اهل تشیع، نمیتوان نماز جمعهٔ دوم را
در محدودهٔ نماز جمعهای که خوانده میشود، بجا آورد، چرا که
باید نماز جمعه باشکوه برگزار شود. اگر قرار باشد در یک شهر یا
در یک محله چندین نماز جمعه برگزار شود «تفرقه و پراکندگی صورت
گرفته و زمینهٔ وحدت و عظمت مسلمین از بین میرود.»
بین دو نماز جمعه، حداقل باید یک فرسخ فاصله باشد.
ولی در نماز جمعهٔ اهل تسنن، نماز جمعه در هر شهر میتواند
در هر مسجدی برگزار شود و هر شخص مورد تایید یک مسجد،
میتواند امام جمعهٔ آن مسجد شود.
در نماز جمعه مستحب است در رکعت اول پس از سورهٔ حمد، سورهٔ «جمعه»
و در رکعت دوم پس از سورهٔ حمد، سورهٔ «منافقون» خوانده شود.
امام جمعه
امام جمعه، شخصی است که امامت نماز جمعه را به عهده دارد. معمولاً
خطیب و امام جمعه یک نفر هستند.
منابع
* آموزش نماز،
مرکز اسلامی انگلیس، برداشت شده در ۲۴ تیر ۱۳۸۸.
* نماز
جمعه، دانشنامهٔ رشد، برداشت شده در ۲۴ تیر ۱۳۸۸.
* محدودهٔ
نماز جمعه، پایگاه حوزه، برداشت شده در ۲۴ تیر ۱۳۸۸.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B2_%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
آداب نماز جمعه
دو ركعت است و مثل نماز صبح مى باشد. اين نماز داراى دو قنوت است . قنوت اول
قبل از ركوع ركعت اول و قنوت دوم پس از ركوع ركعت دوم است . نماز جمعه داراى دو
خطبه است كه مانند اصل نماز، واجب بوده و بايد توسط امام جمعه ايراد شود. بدون اين
دو خطبه ، نماز جمعه محقق نمى شود و واجب است دو خطبه را قبل از نماز جمعه بخواند.(376)
آداب و مستحبات نماز جمعه عبارتند از:
1 - مستحب است كه در هنگام خطبه نماز جمعه ، مردم ساكت باشند و از
حرف زدن بپرهيزند، كه صحبت كردن در وقت خطبه ها مكروه است .(377)
2 - مستحب است كه امام حمد و سوره را با صداى بلند بخواند.(378)
3 - در ركعت اول بعد از حمد ((سوره جمعه )) و در ركعت دوم ، مستحب
است كه سوره ((منافقون )) خوانده شود.(379)
4 - مستحب است كه دو خطبه نماز جمعه ، در وقت ظهر خوانده شود.(380)
5 - در خطبه اول مستحب است كه حمد الهى ، به لفظ جلاله (اللّه ) باشد.(381)
6 - مستحب است كه در خطبه دوم ، امام جمعه پس از درود بر پيغمبر (صلى
الله عليه و آله و سلم ) به ائمه معصومين نيز درود بفرستد و براى مومنين استغفار
كند.(382)
7 - مستحب است كه خطبه هاى منسوب به اميرالمومنين (عليه السلام ) يا
آنچه از ائمه معصومين عليهم السلام وارد شده انتخاب شود.(383)
8 - شايسته است امام خطيب ، بليغ باشد و به تناسب اوضاع و احوال
سخن بگويد و عبارات فصيح و روان به كار برد. مصالح اسلام و مسلمين را تشخيص بدهد. چنان
شجاع باشد كه در راه خدا از ملامت و نكوهش احدى بيم به خود راه ندهد، از پرگويى
و شوخى و بيهوده گويى بپرهيزد.(384)
9 - مستحب است كه امام خطيب در زمستان و تابستان ، عمامه داشته
باشد.(385)
10 - مستحب است كه امام خطيب در زمستان و تابستان ، ردايى از برد
يمنى يا (عدنى ) بپوشد و خود را بيارايد.(386)
11 - مستحب است كه امام خطيب ، تميزترين لباس هاى خود را بپوشد و
خود را خوش بو كند، به طورى كه با وقار و سكينه باشد.(387)
12 - مستحب است كه امام قبل از خطابه ، هنگامى كه مؤ ذن اذان مى
گويد او بر منبر نشسته باشد، تا اذان به پايان برسد.(388)
13 - مستحب است كه امام جمعه هنگام صعود به منبر خطابه ، روبروى
مردم بايستد و سلام كند، مردم نيز با چهره هاى خود از او استقبال كنند.(389)
14 - مستحب است كه امام خطيب ، به چيزى از قبيل كمان و شمشير (اسلحه
) و عصا تكيه كند.(390)
15 - مستحب است كه مردم نيز خود را روبروى امام خطيب قرار دهند.(391)
16 - مستحب است كه امام خطيب در هنگام موعظه و سفارش به تقوا، صداى
خود را چنان بلند نمايد كه همه حاضرين مواعظ او را بشنوند. در مجامع بزرگ نيز توسط
بلندگوها به خطبه بپردازد تا تشويق و تحذير و مسائل مهمه را به گوش همگان برساند.(392)
17 - مستحب است كه امام در حال خطبه ، سخنى غير مربوط به خطبه ها
نگويد.(393)
18 - مستحب است كه امام و مستمعين در حال خطبه ، واجد طهارت كامل (كه
براى نماز معتبر است ) باشند.(394)
19 - مستحب است كه ماءمومين در حال خطبه ، روبروى امام بوده و بيش
از مقدارى كه در نماز مى توانند خود را از قبله منحرف كنند، رو بر نگردانند.(395)
20 - احتياط مستحب آن است كه قبل از اقامه نماز جمعه مطمئن شوند
مطمئن شوند كه در كمتر از حد مقرر، نماز جمعه ديگرى قبل از آنها و يا مقارن آنها
برگزار نشده و نمى شود.(396) (حد مقرر يك فرسخ است ؛ نبايد در فاصله اى كمتر از يك
فرسخى آن نماز جمعه ديگرى منعقد شود).(397)
21 - مستحب است كه امام جمعه از شبهات اجتناب كند.
22 - مستحب است كه امام جمعه ، مواظب بر نمازهاى خود در وقتشان
باشد.
23 - مستحب است كه امام جمعه محرمات حتى مكروهات را ترك نمايد.
24 - مستحب است كه امام جمعه بر انجام اوامر الهى حتى مستحبات حريص
باشد.
25 - مكروه است كه خطيب در حال خطبه سخن ديگر غير از خطبه بگويد.(398)
26 - حرف زدن ماءمومين در هنگام ايراد خطبه ها مكروه است .(399)
آداب نماز آيات
نماز آيات به واسطه چهار چيز واجب مى شود: اول : گرفتن خورشيد، دوم : گرفتن
ماه ، اگر چه مقدار كمى از خورشيد و ماه گرفته شود و كسى هم از آن نترسد. سوم : زلزله
اگر چه كسى هم نترسد. چهارم : رعد و برق و بادهاى سياه و سرخ و مانند اينها، در
صورتى كه بيشتر مردم بترسند.(400)
دستورالعمل نماز آيات
نماز آيات دو ركعت است و در هر ركعت پنج ركوع دارد. دستور آن نيز اين است كه انسان
بعد از نيت تكبير بگويد و يك حمد و يك سوره تمام بخواند و به ركوع برود و سر از
ركوع بردارد و دوباره يك حمد و يك سوره بخواند. باز به ركوع برود تا پنج مرتبه ،
بعد از بلند شدن از ركوع پنجم ، دو سجده نمايد و برخيزد. ركعت دوم را هم مثل ركعت
اول به جا آورد و تشهد بخواند و سلام دهد.(401)
همچنين مى تواند به جاى خواندن سوره تمام ، يك سوره را پنج قسمت كند و يك آيه
يا بيشتر از آن را بخواند و به ركوع برود و سر بردارد و بدون اين كه حمد بخواند،
قسمت دوم از همان سوره را بخواند و به ركوع برود؛ همين طور تا پيش از ركوع پنجم
سوره را تمام نمايد.(402)
آداب نماز آيات عبارتند از:
1 - در نماز آيات مستحب است كه به جاى اذان و اقامه ، سه مرتبه به
قصد اميد ثواب ، بگويد: ((الصلاة ))(403)
2 - مستحب است كه نمازگزار بعد از ركوع پنجم و دهم بگويد: ((سمع
اللّه لمن حمده )).(404)
3 - مستحب است نمازگزار پيش از هر ركوع و بعد از آن تكبير بگويد؛
ولى بعد از ركوع پنجم و دهم ، گفتن تكبير مستحب نيست .(405)
4 - مستحب است كه انسان پيش از ركوع دوم ، چهارم ، ششم ، هشتم و
دهم ، قنوت بخواند و اگر فقط يك قنوت ، پيش از ركوع دهم بخواند كافى است .(406)
5 - مستحب است كه حمد و سوره نماز آيات به (بلند) خوانده شود.(407)
6 - در نماز آيات مخصوصا براى كسوف خورشيد مستحب است كه انسان
نمازش را طول بدهد.(408)
7 - مستحب است كه در نماز آيات خصوصا در كسوف خورشيد، سوره هاى
طولانى مانند يس ، روم و كهف و امثال آن خوانده شود.(409)
8 - مستحب است كه نمازگزار بعد از نماز آيات تا باز شدن قرص ، در
محل نماز بنشيند و مشغول دعا و ذكر شود.(410)
9 - اگر تا باز شدن قرص وقت است مستحب است كه نماز را دوباره خواند.(411)
10 - مستحب است كه نماز آيات به جماعت خوانده شود.(412)
11 - براى قضاى نماز آيات ، مستحب است كه نمازگزار غسل كند.(413)
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=19667&BookID=88148&Language=1
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
نماز جمعه می خوانم نماز نور
نماز جمعه کلاس تربیت و تهذیب، ذکر و توجه به خدا، پیوند
مخلوق با خالق، آرامش دلهای ناآرام، عبادت و تقوا و ایثار و
معنویت است. نماز جمعه محل اجتماع خوبان امت، مستحکمترین سنگر دفاع از
اسلام صحنه نمایش قدرت، عزت، افتخار و عظمت مسلمین، مایه
یاس و ناامیدی کفار و منافقان، میدان دفاع از ارزشها وصف
جدایی حاضران در صحنه از بی تفاوتان است.
نماز جمعه تحفه الهی به مردم شریف ایران، یادگار امام
راحل(ره)، ثمره خون هزاران شهید، بویژه شهدای محراب، و دژ
مستحکم نظام جمهوری اسلامی است. نمازجمعه منشا برکات فراوان خداوند
بزرگ بر بندگان صالح است. پیوند معنوی باخداوند سبحان، وحدت و
یکدلی، آگاهی از معارف اسلامی و رویدادهای
اجتماعی سیاسی، جلب همکاری برای حل مشکلات مسلمانان
و ... گوشه ای از آثار بی شمار این فریضه مهم است. با
توجه به اهمیت این فریضه، بر همگان لازم است که در راه اشاعه فرهنگ
آن و با شکوهتر برگزار کردنش، در حد توان، گام بردارند و دین خود را به آن ادا
نمایند. این مقاله، ضمن اشاره به تاریخچه نماز جمعه، گوشه
ای از دیدگاه معصومان(علیهم السلام ) درباره آن را بیان
می کند.
نخستین نماز جمعه در اسلام در بعضی از روایات اسلامی
آمده است که مسلمانان مدینه، پیش از هجرت با یکدیگر صحبت
کردند و گفتند: یهود در یک روز هفته اجتماع می کنند (روز شنبه) و
نصارا نیز روزی برای اجتماع دارند (یکشنبه) . خوب است
مانیز روزی قرار دهیم، در آن روز جمع شویم، ذکر خدا
گوییم و شکرش را به جای آوریم. آنها روز قبل از شنبه را،
که در آن زمان «یوم العروبه » نامیده می شد،برگزیدند و به
سراغ «اسعد بن زراره »، که یکی از بزرگان مدینه بود، رفتند. اونماز
را، به صورت جماعت، با آنها به جای آورد و آنان را اندرز داد و آن روز،روز
جمعه نامیده شد; زیرا اجتماع مسلمین بود.
اسعد دستور داد گوسفندی ذبح کردند و نهار و شام از همان یک گوسفند
بود; چراکه تعداد مسلمانان بسیار کم بود ...
این نخستین جمعه ای بود که در اسلام گرامی داشته شد.
اولین نماز جمعه پیامبر(ص)
رسول خدا(ص) ظهر دوشنبه دوازدهم ربیع الاول به مدینه وارد شد. چهار
روز در «قبا» ماند و مسجد قبا را بنیان نهاد.
سپس روز جمعه به سوی مدینه حرکت کرد. فاصله قبا تا مدینه
بسیار کم بود وامروز قبا یکی از محله های مدینه
شمرده می شود. پیامبر هنگام نماز جمعه به محله «بنی سالم » رسید،
مراسم نماز جمعه را در آنجا بر پا داشت و بدین ترتیب اولین خطبه
حضرت در مدینه تحقق یافت.
نماز جمعه در ایران
این سنت اسلامی قبل از انقلاب اسلامی در دوره صفویان،
که نخستین حکومت مستقل و منظم شیعی است، از بیشترین
رونق ظاهری برخوردار بود و دوعامل در رونق آن نقش داشت:
1- انتقاد کشور عثمانی
در سراسر کشور عثمانی نماز جمعه اقامه می شد. آنهاحکومت مستقل
شیعی صفویان را مورد انتقاد قرار می دادند که چرا نماز
جمعه درایران اقامه نمی شود.
2- توجه جدی فقیه بزرگ مرحوم محقق کرکی به نماز
جمعه
این دو عامل باعث شد که نماز جمعه در دوره صفویان رونق پیدا
کند.
شاهان صفوی خود اقدام به نصب امام جمعه می کردند. در همین
دوره نهضت رساله نویسی درباره نماز جمعه آغاز شد و محقق کرکی،
در دهه سوم قرن دهم هجری اولین رساله را نگاشت.
پس از صفویان، نماز جمعه اهمیت خود را از دست داد و این
روند ادامه داشت تااینکه در دوره پهلوی نه تنها نماز جمعه به
فراموشی سپرده شد، بلکه با آن به مخالفت برخاستند. با ظهور انقلاب
اسلامی این سنت دیرپای محمدی احیا و
جایگاه ویژه خود را پیدا کرد. اولین نماز جمعه به امامت
آیه الله طالقانی در تهران اقامه شد.
اهمیت و آثار نماز جمعه
نماز جمعه آثار بی شماری در پی دارد. بخشی
ازروایاتی که اهمیت و آثار این نماز را آشکار می
سازد، چنین است:
1- نماز در روز جمعه پاداش مضاعف دارد:
پیامبر اکرم(ص) فرمود: دو رکعت نماز در روز جمعه بهتر از هزار رکعت در
غیرجمعه است و یک ذکر و تسبیح در جمعه بهتر از هزار تسبیح
در غیر آن است.
2- نماز جمعه کفاره گناهان دیگر روزهای هفته است:
ابی مالک اشعری نقل می کند که پیامبر(ص) فرمود: نماز
جمعه کفاره گناهان میان این جمعه و جمعه قبل و سه روز پیش از آن
است; زیرا خداوند فرمود: هر کس کارخیری انجام دهد پاداشش ده
برابر خواهد بود; و نمازهای پنجگانه کفاره گناهانی است که در فاصله
میان آنها انجام می گیرد، چرا که خداوند فرموده است: کارهای
نیک گناهان را از میان می برد.
3- یک قدم به سوی نماز جمعه برابر با عمل بیست
سال و پاداش یک نماز جمعه برابر با پاداش دویست سال عبادت است:
پیامبر اکرم(ص) فرمود: نماز جمعه تا نماز جمعه دیگر و
نمازهای پنجگانه، کفاره گناهان میان جمعه هاست تا وقتی که شخص
از گناهان کبیره دوری کند.
غسل روز جمعه کفاره گناه است و هر گامی که به سوی نماز جمعه
برداشته می شود،با عمل بیست سال برابر است و چون مومن از نماز جمعه
فارغ شود، به پاداش عبادت دویست سال دست می یابد.
4- فرشتگان برای نمازگزاران جمعه طلب آمرزش می کنند:
پیامبر اکرم(ص) فرمود: وقتی شب معراج مرا به آسمان بردند،
زیر عرش خداوندهفتاد هزار شهر دیدم که هر شهری همانند
دنیای شما بود و فرشتگانی دیدم که بالهایشان را
گسترده، خدا را تسبیح و تهلیل می کردند و می گفتند
خدایا، کسانی راکه در نماز جمعه حاضر می شوند بیامرز; خدایا،
کسانی را که روز جمعه غسل می کنند،رحمت کن.
5- فرشتگان برای نمازگزاران جمعه ثواب و عبادت هدیه
می کنند:
ابن عباس می گوید: هنگامی که روز جمعه فرا می رسد،
خدای تعالی امر می فرماید تامنبری در بیت
المعمور برپا شود; فرشتگان اطراف آن گرد می آیند، جبرئیل اذان
می گوید، میکائیل امامت می کند و ملائکه پشت سرش
نماز می گزارند. چون از نماز فارغ می شوند، جبرئیل می
گوید: خداوندا، ثواب این اذان را به امت محمد(ص) هدیه کردم.
میکائیل می گوید: ثواب این امامت جمعه را به
امامان امت محمد(ص) بخشیدم.
فرشتگان می گویند: ثواب این نماز را به نمازگزاران امت محمد(ص)
بخشیدیم.
خدای تعالی می گوید: شما بر بندگانم جود و کرم
کردید و من به جود و کرم سزاوارترم، شما را گواه می گیرم که
گناهان امت محمد(ص) را بخشیدم. آنگاه فرشتگان تا جمعه دیگر، پراکنده
می شوند.
6- نماز جمعه حج تهیدستان است:
امام صادق(ع) فرمود: مرد بادیه نشینی به نام قلیب
خدمت پیامبر(ص) رسید و عرض کرد: ای پیامبر خدا، من
چندین بار آماده حج شدم; ولی امکانات انجام آن برایم فراهم نگشت.
حضرت در جواب فرمود قلیب، بر تو باد به نماز جمعه. به درستی که حج
مستمندان است.
7- ائمه(علیهم السلام ) اصحاب و شیعیان را به
شرکت در نماز جمعه تشویق می کردند:
زراره، یار نزدیک امام صادق(ع) می گوید: امام صادق(ع)
ما را آنقدر به نمازجمعه تشویق کرد که پنداشتم منظورش این است که خدمت
ایشان برسیم [و نماز جمعه را به امامت وی برپا داریم] برداشت
خودم را به حضرت عرض کردم، فرمود: نه، همانا مقصودم نمازی بود که خودتان
دارید.
8- اصحاب پیامبر(ص) از روز پنجشنبه خود را برای نماز
جمعه آماده می کردند:
امام باقر(ع) فرمود: به خدا سوگند، به من خبر رسیده است که اصحاب
پیامبر(ص)
از روز پنجشنبه برای انجام اعمال و مراسم جمعه آماده می شدند; چرا
که جمعه برای مسلمانان کوتاه و مغتنم است.
امام صادق(ع) از رسول خدا(ص) روایت کرد که فرمود: چگونه خواهید
بود هنگامی که فردی از شما پنجشنبه شب برای مراسم جمعه آماده
شود؟ چنانکه قوم یهود جمعه شب خویش را برای مراسم مذهبی
شنبه مهیا می کردند.
9- نماز جمعه ثواب حج و عمره را دارد:
رسول خدا(ص) می فرماید: مسلمان روز جمعه (مانند حجاج بیت
الله) محرم به شمارمی آید. اگر نماز جمعه را بگزارد، محل خواهد شد; چنانچه
پس از نماز جمعه بنشیندتا نماز عصر بخواند به منزله کسی خواهد بود که
حج و عمره انجام داده است.
10- نماز جمعه موجب خلاصی از آتش جهنم است:
قال الصادق(ع): ما من قدم سعت الی الجمعه الا حرم الله جسدها علی
النار.» کسی که به سوی نماز جمعه قدمی بردارد، خداوند بدنش را
بر آتش حرام می کند.
11- نماز جمعه معیار تقرب به خداوند است:
قال رسول الله(ص): ان الناس یجلسون من الله تعالی یوم
القیامه علی قدر رواحهم الی الجمعات الاول ثم الثانی ثم
الثالث ثم الرابع.» رسول خدا(ص) فرمود: نزدیکی مردم به خداوند در روز
قیامت به اندازه رفتن آنها به نمازهای جمعه است. گروه اول، دوم، سوم و
چهارم; به اندازه شرکتشان در نماز جمعه طبقه بندی می شوند.
12- اگر مردم فضیلت نماز جمعه را بدانند بر سر ثواب آن به
منازعه برمی خیزند:
پیامبر اکرم(ص) فرمود: سه چیز است که اگر امتم فضیلت و
ثوابش را بدانند بر سرکسب ثواب آن به منازعه برخاسته، به قرعه کشی می
پردازند: اذان، رفتن به سوی نمازجمعه و صف اول جماعت.
13- نمازگزاران جمعه اهل بهشت هستند:
قال رسول الله(ص): الا اخبرکم باهل الجنه؟ من لایشغله عن الجمعه حر
شدید و لابردشدید و لا ردغ.
پیامبر(ص) فرمود: شما را از اهل بهشت آگاه نسازم؟ اهل بهشت کسی
است که گرما وسرمای شدید و گل او را از شرکت در نماز جمعه باز
نمی دارد.
14- نماز جمعه تنها نمازی است که باید به وسیله
امام معصوم(ع) یا نایب او ویا کسانی که از طرف
نایبش منصوب می شوند، اقامه شود:
امام سجاد(ع) از پدر بزرگوارش روایت کرد که حضرت علی(ع) فرمود:
قضاوت و اجرای حدود و اقامه نماز جمعه جز با وجود امام و اجازه او
صحیح نیست.
15- علی(ع) به خاطر نماز جمعه زندانیان را با ضمانت
آزاد می کرد:
امام صادق(ع) از پدر بزرگوارش چنین نقل می کند: روش علی(ع) چنان
بود، کسانی راکه به سبب بدهکاری و یا تهمت زندانی بودند،
برای شرکت در نماز جمعه از زندان آزاد می ساخت. آنها در نماز حاضر
می شدند و اولیایشان ضامن می شدند که آنان را به زندان
بازگردانند.
16- سزاوار است کارفرما در روز جمعه کارگر را جهت شرکت در نماز
جمعه رها کند:
رسول خدا(ص) فرمود: هر کس کارگری را اجیر کند و او را از نماز
جمعه باز دارد،مرتکب گناه شده است و چنانچه بازش ندارد، در ثواب نماز جمعه او
شریک خواهدبود.
17- نماز جمعه مایه تکریم و بشارت مومنان و توبیخ
منافقان است:
امام صادق(ع) فرمود: خداوند مومنان را به وسیله نماز جمعه گرامی
داشت و رسول خدا(ص) آن را به عنوان بشارت مومنان و توبیخ منافقان، سنت قرار
داد; ترک آن شایسته نیست و هر کس به عمد آن را ترک کند، نمازش
پذیرفته نیست.
18- یک سوره از قرآن به نماز جمعه اختصاص داده شده است:
خداوند متعال در قرآن می فرماید:
«یا ایها الذین آمنوا اذا نودی للصلوه من
یوم الجمعه فاسعوا الی ذکر الله وذروا البیع ذالکم خیر
لکم ان کنتم تعلمون.» ای کسانی که ایمان آورده اید، هرگاه
شما را برای نماز روز جمعه بخوانند، به سوی ذکر خدا بشتابید و
تجارت رارها کنید که این [نماز جمعه] اگر بدانید، برایتان
بهتر است.
امام باقر(ع) در تفسیر «فاسعوا الی ذکر الله » فرمود: اسعوا به
معنای اعملواوعجلوا است; یعنی در عمل برای برگزاری
نماز جمعه بشتابید، زیرا روز جمعه زمانی محدود است. پاداش اعمال
متناسب با کوتاهی این روز در نظر گرفته شده است و عمل نیک و بد
ثواب و کیفرش مضاعف خواهد بود ...
بی اعتنایی به نماز جمعه و عواقب آن
1- خداوند بر قلب ترک کننده نماز جمعه مهر می زند:
قال رسول الله(ص): «من ترک ثلاث جمع تهاونا بها طبع الله علی قلبه.» رسول
خدا(ص) فرمود: هر کس سه نماز جمعه را به دلیل سبک شمردن و اهمیت ندادن
به آن،ترک کند، خداوند بر قلبش مهر می زند.
2- ترک کننده نماز جمعه از منافقان به شمار می آید:
قال رسول الله(ص): «من ترک ثلاث جمعات من غیر عذر کتب من
المنافقین.» رسول خدا(ص) فرمود: هر کس بدون عذر سه نماز جمعه را ترک کند، از
منافقان شمرده می شود.
3- ترک کننده نماز جمعه از غافلان به شمار می آید:
رسول خدا(ص) فرمود: گروههایي که در نماز جمعه حاضر نمی شوند
باید از کار دست بکشند وگرنه خداوند بر دلهایشان مهر خواهد زد و از آن
پس از غافلان شمرده می شوند.
4- بجاست که به خاطر ترک نماز جمعه کفاره دهد:
پیامبر گرامی(ص) فرمود: کسی که سه نماز جمعه را بدون عذر از
دست دهد، بایدحتما یک درهم، یک صاع یا نصف صاع گندم صدقه
دهد.
5- ترک نماز جمعه خشم الهی را به دنبال دارد:
عن النبی(ص): لایزال العبد متهاونا بالجمعه حتی یغضب
الله علیه.
پیامبر(ص) فرمود: بنده ای که پیوسته نماز جمعه را سبک
شمارد، به جایی می رسد که خداوند بر او خشم می گیرد.
6- ترک نماز جمعه بی برکتی زندگی و بی
سامانی آن را به دنبال دارد:
رسول خدا(ص) فرمود: خداوند نماز جمعه را بر شما در همین سال و
همین ماه وهمین ساعت واجب کرد; فریضه ای که ثبت شده است: هر
کس در حال حیات و پس از مرگ تا روز قیامت آن را، از روی انکار و
سبک شمردن، ترک کند، خداوند هرگز کار اورا سامان نمی دهد و مبارک نمی
کند. آگاه باشید چنین شخصی از نماز، حج، صدقه وبرکت بی
بهره است; مگر آنکه توبه کند.
اگر توبه کند، توبه اش را می پذیرد و با رحمت به او می نگرد.
7- کسی که عمدا نماز جمعه را ترک کند نمازش پذیرفته
نمی شود:
امام صادق(ع) فرمود: «... فمن ترکها متعمدا فلاصلوه له.» هر کس نماز جمعه رابه
عمد ترک کند، نمازش پذیرفته نمی شود.
8- مخالفت با نماز جمعه هلاکت و نابودی در پی دارد:
علی(ع) فرمود: سه چیز است که اگر درباره آن با رهبرانتان به
مخالفت برخیزید،نابود می شوید: نماز جمعه، جهاد با دشمن و
مناسک حج.
9- پیامبر اکرم(ص) ترک کنندگان نماز جمعه را تهدید
کرده است:
پیامبر اکرم(ص) فرمود: تحقیقا مصمم بودم دستور دهم مردی
امامت نماز جمعه راعهده دار شود و سپس خانه های مردانی که در آن شرکت
نمی کنند، آتش زنم.
مقدمات نماز جمعه
در روایات اهل بیت(علیهم السلام ) برای نماز جمعه
مقدماتی ذکرشده است که مسلمان با انجام دادن آنها پاداش نماز جمعه کامل را
دریافت می کند;و آن عبارت است از:
1- غسل جمعه کند.
2- ناخنها و شاربهای خود را کوتاه و ریش خود را شانه
کند.
3- عطر استعمال کند و خود را بیاراید.
4- بهترین و پاکیزه ترین لباسهای خود را
بپوشد.
5- مسواک بزند.
6- وضوی نیکو و کامل بگیرد.
7- در بین راه موجب آزار و اذیت کسی نشود.
بعضی از روایاتی که این مقدمات را سفارش می
کند، چنین است:
1- انس بن مالک از پیامبر اکرم(ص) نقل می کند که فرمود:
هر کس ناخنها و شارب خود را روز جمعه بگیرد و مسواک زند و چون آهنگ نماز کند
بر سرش به نیت غسل آب بریزد، هفتاد هزار فرشته او را همراهی
می کنند و تمام آنها برایش استغفارکرده، شفاعتش می کنند.
2- هشام بن حکم از امام صادق(ع) نقل می کند که فرمود: باید
هر یک از شما روزجمعه خود را بیاراید، غسل کند، عطر بزند،
ریش خود را شانه کند، پاکیزه ترین جامه های خود را بپوشد
و برای نماز جمعه آماده شود.
3- ابن عباس از پیامبر اکرم(ص) نقل می کند که فرمود: امروز
(جمعه) روز عیداست که خداوند برای مسلمانان قرار داده است. پس هر کس
به نماز جمعه می رود، غسل کند و اگر عطر دارد، عطر بزند و بر شما باد به
مسواک زدن.
4- پیامبر اکرم(ص) فرمود: هر کس روز جمعه غسل کرده، مسواک
زند، از عطری که دارد استعمال کند، بهترین جامه اش را بپوشد، به
مصلای نماز جمعه برود و هنگام گذشتن از صف نمازگزاران، پا بر دوش آنها
نگذارد و سپس به خطبه گوش دهد، این عمل او کفاره گناهانی است که در
فاصله میان آن جمعه تا جمعه دیگر و نیز سه روزپس از آن از
وی سر زده است; زیرا خداوند تعالی می فرماید: هر کس
کار نیکی انجام دهد ده برابر پاداش دریافت می کند.
حضور به موقع در نماز جمعه
نمازگزار جمعه باید توجه داشته باشد که خطبه های نماز جمعه
بخشی از نماز است و در واقع به جای دو رکعت از نماز ظهر است.
بنابراین، کسی نماز جمعه کامل را به جای می آورد و
مشمول آثار و برکات آن می شودکه از ابتدا و بلکه قبل از خطبه ها در مصلا
حاضر باشد.
1- ابوذر غفاری می گوید: رسول خدا(ص) فرمود: چون
روز جمعه فرا رسد، خداوندفرشتگانی که قلمهایی زرین و
دفاتری از نقره دارند، می فرستد. آنها می آیند، بردر
مساجد می ایستند و نامهای کسانی که به مسجد وارد می
شوند به ترتیب می نویسند.
چون تعداد نمازگزاران به هفتاد می رسد، می گویند: تعداد
اینها به اندازه هفتادنفری است که حضرت موسی(ع) از میان
امتش انتخاب کرد. سپس به میان صفها می روندو از حال کسانی که در
نماز حاضر نشده اند، می پرسند و می گویند: فلانی کجاست؟
درپاسخ گفته می شود: او بیمار است. آنها دعا می کنند و می
گویند: خداوندا، شفایش بخش تا نماز جمعه اقامه کند. [سپس سراغ
غایب دیگر را می گیرند و] می گویند: فلانی
کجاست؟ پاسخ داده می شود که به سفر رفته. فرشتگان چنین دعا می
کنند:
خدایا، به سلامت بازگردانش که از نمازگزاران جمعه بود. [آنگاه از
غایب دیگرپرسیده،] می گویند: فلانی کجاست؟
پاسخ می دهند: در گذشته است. فرشتگان دعامی کنند: خداوندا، او را
بیامرز که نماز جمعه می خواند.
2- ابی امامه از پیامبر(ص) روایت کرد که فرمود: روز
جمعه فرشتگان فرستاده می شوند تا بر در مساجد بایستند و نام شرکت
کنندگان در نماز جمعه را به ترتیب،از فرد اول به بعد، بنویسند.
هنگامی که امام جمعه در جایگاه قرار گرفت، دفاتر ثبت نام
برچیده می شود.
3- ابی سعید از پیامبر(ص) نقل کرده، که فرمود: چون
روز جمعه فرا رسد، ملائکه[کنار] در مساجد می نشینند و نام هر کس که به
مسجد آید، متناسب با موقعیت ومنزلتش، یادداشت می کنند.
یکی ثوابش به اندازه ای است که گویا
شتری در راه خدا داده، ثواب دیگری به اندازه قربانی کردن
یک گاو، ثواب فردی به اندازه هدیه کردن یک گوسفند، ثواب
مردی به قدر انفاق یک مرغ، ثواب دیگری برابر با دادن
یک گنجشک و پاداش مرددیگر به اندازه بخشش یک تخم مرغ است. هنگامی
که موذن اذان می گوید و امام جمعه در جایگاه قرار می
گیرد، دفاتر ثبت نام برچیده می شود.
برتری صفوف اول نماز جمعه پیامبر خدا(ص) فرمود: به نماز جمعه حاضر
شوید ونزدیک امام بنشیند، زیرا فردی همواره از امام
جمعه دور می نشیند و در نتیجه هنگام رفتن به بهشت در آخر واقع
می شود، گرچه داخل آن می شود.
پدیدآورنده: علی همت بناری
http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?LanguageID=1&id=26995&SubjectID=47866
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
ورود به مدینه و نخستین نماز جمعه
هنگامی که رسول خدا(ص)از قباء حرکت کرد رؤسای قبایلی
که خانه هاشان سر راه آنحضرت بود همگی از خانه های خود بیرون
آمده و چون پیغمبر اکرم به محله آنان واردمی شد تقاضا می کردند
که در محله آنان فرود آید و منزل کند ولی رسول خدا(ص)در پاسخهمه
می فرمود: جلوی شتر را باز کنید و او را رها کرده به حال خود
بگذارید که اومامور است - یعنی هر کجا او فرود آمد و زانو زد من
همانجا فرود خواهم آمد - .
و بدین ترتیب از محله بنی سالم، بنی بیاضه،
بنی ساعده، بنی حارث و بنی عدی عبورکرد و در هر یک
از محله های مزبور بزرگانشان سر راه بر آن حضرت گرفته و تقاضای نزولاو
را داشتند و رسول خدا(ص)همان جواب را می داد تا چون به محله بنی مالک
بن نجار وهمان جایی که اکنون مسجد النبی قرار دارد رسید
شتر آن حضرت زانو زد و خوابید،پیغمبر(ص)پرسید: این
زمین از کیست؟
عرض کردند: اینجا متعلق به دو فرزند یتیم «عمرو»که نامشان
سهل و سهیل است،می باشد و پس از مذاکره با سرپرست آن دو که شخصی
به نام معاذ بن عفراء بود آنجارااز او خریداری کرده و مسجد
مدینه را در همانجا بنا کردند، و در اطراف آن نیزاتاقهایی
برای رسول خدا و همسران آن حضرت ساختند به شرحی که خواهد آمد.
تنها توقف کوتاهی که رسول خدا(ص)در سر راه خود در میان
قبایل نامبرده داشت نزدبنی سالم بود که چون هنگام ظهر بود در
میان ایشان فرود آمد و چون مصادف با روزجمعهبود، و آنها نیز
قبلا مسجدیبرای خود بنا کرده بودند پیغمبر خدا
نخستیننمازجمعهرا در میان آنها خواند و بدین ترتیب نخستین
خطبه را نیز در مدینه همانجا ایراد فرمود.[1]
[1]زندگانی حضرت محمد (ص)، رسولی محلاتی،
سید هاشم
http://www.hawzah.net/Hawzah/Articles/Articles.aspx?LanguageID=1&id=48986&SubjectID=47878
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
نخستین همایش جمعه(اقامه اولین نماز جمعه توسط پیامبر
اسلام صلی الله علیه و آله )
نامگذاری روز جمعه
ابن سیرین گفته است: انصار، نخستین اشخاصی هستند که
روزی از هفته را جمعه نامیدند. او در این باره می
گوید: انصار پیش از نزول آیه جمعه، اهل مدینه را دور هم
جمع کردند و به آن ها گفتند: «یهودیان روز خاصی دارند که هر
هفته در آن روز گرد هم جمع می شوند و مسیحیان نیز
چنین روزی دارند؛ پس چرا ما روزی را برای اجتماع خود قرار
ندهیم تا در آن روز ذکر خدای تعالی گوییم؟ آن گاه «روز
جمعه» را که در دوران جاهلیت «یوم العروبه» نام داشت، برای خود
برگزیدند.
اشاره ای به سوره جمعه
خداوند سبحان در آیاتی از سوره جمعه، مردم را به حضور در نماز
جمعه فراخوانده است و شرکت در این فریضه الاهی را، از هر
کاری برای آنان سودمندتر می داند و چنین می
فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید! هنگامی
که برای نماز روز جمعه اذان گفته شود، به سوی ذکر خدا بشتابید و
خرید و فروش را رها کنید که این برای شما بهتر است اگر
بدانید».
در پایان سوره نیز در تصریح به این مطلب، به
پیامبر امر می کند به کسانی که در روز جمعه هنگام نماز به دنبال
تجارت یا سرگرمی می روند بگو: «آن چه نزد خداست، بهتر از لهو و
تجارت بوده و خداوند بهترین روزی دهندگان است».
شرح هجرت
پیامبر صلی الله علیه و آله در راه هجرت به یثرب که
پس از ورود ایشان «شهر پیامبر» یا «مدینة النبی» نامیده
شد، در محله ای به نام قبا توقف کرد تا حضرت علی علیه السلام و
حضرت فاطمه علیهاالسلام و تعدادی از مسلمانان به آن حضرت
بپیوندند.
پیامبر صلی الله علیه و آله که روز دوشنبه وارد محله قبا
شده بود، تا روز پنجشنبه با مردم آن قبیله نمازگزارْد و همراه آنان،
نخستین مسجد اسلام را بنا نهادند. سپس روز جمعه، به سوی مدینه
حرکت کرد و به انتظار مردم مدینه که مدت ها برای ورود رسول خدا صلی
الله علیه و آله عاشقانه روزشماری می کردند، پایان داد. پیامبر
در وادی «رانوناء» همراه مردم مدینه نخستین نماز جمعه را اقامه
کرد و سپس به قبا بازگشت و هم چنان چشم به راه علی علیه السلام و
فاطمه علیهاالسلام و دیگر پیروانش ماند. از آن پس تا
پایان عمر شریف پیامبر، نماز جمعه برنامه هفتگی مسلمانان
شد و مایه شکوه مسلمانان گردید.
خاطره نخستین دیدار
پس از دوران بعثت، نخستین بار بود که پیامبر صلی الله
علیه و آله به شهر مدینه گام می نهاد. در آن روز جمعه، در
مدینه شور و غلغله ای برپا شده، و همگان برای دیدن حضرت و
شنیدن صدای دلربای ایشان، سراسر چشم و گوش شده بودند. مردم
در مسیر حرکت پیامبر تا وادی «رانوناء» محل برگزاری نماز
جمعه، اجتماع کرده، با شور و شوق و شادی و نشاط فراوان او را همراهی
می کردند و احساسات پاک خود را نشان می دادند. پیامبر صلی
الله علیه و آله نیز استقبال با شکوه و عشق و علاقه وصف ناپذیر
آنان را با دعای خیر پاسخ می داد.
آن روز پیامبر صلی الله علیه و آله در نخستین نماز
جمعه خود، خطبه ای کوتاه، اما پر مغز و بلیغ بیان فرمود؛ چنان
که بر اعماق قلب و جان مردم اثر تازه ای گذاشت. مردمان هم که تا آن روز با
چنین کلمات گران بهایی آشنا نبودند، پی درپی شعار
توحید و بانگ تکبیر سر می دادند.
کلام آغازین
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله همواره نام خدا بر زبان
داشت و همه کارها را با نام خدا شروع می کرد. آن حضرت در نخستین خطبه
جمعه نیز به سپاس و ستایش خداوند لب گشود و سخن خود را چنین
آغاز کرد: «سپاس و ستایش مخصوص خداست. او را سپاس و ستایش می
گوییم و از او یاری و آمرزش و هدایت می
خواهیم. به او ایمان داریم و هرگز کفر نمی ورزیم و
با هر که به او کفر ورزد، در ستیزیم. گواهی می دهم که
خدایی جز خدای یگانه نیست و او را
شریکی نیست و گواهی می دهم که محمد، بنده و
پیامبر اوست. او را با چراغ هدایت و دین حق، فروغ روشنگر و پند
رسالت داد، به روزگاری که رشته پیامبری گسسته و آگاهی
اندک بود و مردم در گمراهی به سر می بردند».
بهترین سفارش
یکی از ارکان خطبه در نماز جمعه، سفارش به تقواست که
در رأس همه ارزش های اخلاقی قرار دارد. تقوا، عامل کنترل و مایه
استواری انسان هاست و آن ها را به سر منزل آرامش و جایگاه های
وسیع و پناهگاه های محکم و منزلگاه هایی پرعزت می
رساند.
حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله نیز در نخستین
سخنرانی نماز جمعه خود، این مهم را به عنوان بهترین
توصیه، بسیار پر اهمیت قلمداد کرد و فرمود: «من همه شما را به
تقوا سفارش می کنم که بهترین توصیه هر مسلمان به مسلمان
دیگر همین است که او را از جهان پسین انگیزه دهد و به
تقوا امر کند. از خدا و هشدارهایی که در پیوند با خویشتن
خویش به شما داده پروا کنید که هیچ نصیحت و
یادآوری ای از این برتر نیست».
یاد خدا
پیامبر صلی الله علیه و آله در بخشی از نخستین
خطبه نماز جمعه خود، از مردم خواست همواره به یاد خدا بوده، اعمال
خویش را برای خدا خالص کنند و در این باره چنین فرمود: «هر
که روابط میان خود و خدا را ـ در هر زمینه پنهان و آشکار ـ سامان دهد،
چنان که جز جاذبه رخسار خداوندش، انگیزه ای نباشد، او را
یاری است کارآمد در زندگی روزمره اش و هم اندوخته ای
برای پیش از مرگ؛ آن جا که انسان به آن چه پیش فرستاده
نیاز دارد» و در ادامه افزود: «خدا را بسیار یاد کنید و
برای پس از مرگ بکوشید که هر که روابط میان خود و خدا را سامان
دهد، خداوند او را در آن چه میانِ او و مردم است، بسنده باشد».
نیکی به دوستان
نیکی به دوستان، یکی از سفارش هایی است
که پیامبر صلی الله علیه و آله در نخستین خطبه نماز جمعه
اش به آن اشاره کرد. بدون شک ثمره این کردار پسندیده، محبت، علاقه و
همدلی میان مسلمانان است و قدرت و پیروزی سپاه اسلام را
در هر زمینه ای در پی دارد.
پیامبر در ادامه خطبه خود فرمود: «نیکی کنید؛ چنان که
خداوند با شما نیکی کرده است. با دشمنان خدا بستیزید و در
راه خدا چنان که بایسته اوست، به جهاد برخیزید» و نیز
فرمود: «هر که خدا و پیامبرش را فرمان برد، بالندگی یابد و هر
که از آن دو نافرمانی کند، دچار گمراهی و افراط می شود و
سرنوشتش گمراهی ژرفی خواهد بود».
پدیدآورنده: صغری ممبینی
http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?LanguageID=1&id=34062&SubjectID=47878
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
احکام نماز جمعه در زمان غیبت
پرسش:
آیا در بین علماء از متأخر یا متقدم، حرمت یا وجوب
عینی نماز جمعه در زمان غیبت امام زمان(عج) را قائل هستند؟
پاسخ:
1-ابویعلی حمزه بن عبدالعزیز ملقب به سلّار
دیلمی از اعاظم متقدمین فقهای شیعه و اول کسی
که اقامه جمعه را در عصر غیبت حرام شمرده است. و در سال 463 در گذشته است و
از شاگردان سید مرتضی و شیخ مفید بوده است. کتاب او
المراسم العلویه و الاحکام النبویّه در فقه می باشد.[1]
2-ابن ادریس حلی محمد بن ادریس حلی [متولد
543 ـ متوفی 598] در کتاب معروف خود به نام (سرائر) نماز جمعه را در عصر
غیبت حرام می داند.[2]
3-در عهد صفویه شیخ ابراهیم خطیفی
مخالف بر گزاری نماز جمعهبوده و در نتیجه در طول دوران صفوی،
نماز جمعه به طور مرتب برگزار نمیشد و میان علمای شیعه
از هر دو طرف، اظهار نظرهای مختلفی رد و بدل شد).[3]
4- محقق ثانی در رساله ای در مورد نماز جمعه آن را با
شرایطش واجب عینی می داند.[4] و محقق سبزواری آن را
واجب عینی می داند.[5]
[1]معارف و معاریف سید مصطفی حسینی
دشتی، ج6، ص294.
[2]ر.ک مجله حضور ش34 مقاله امامت جمعه با منصب حکومتی
سید جواد ورعی ـ در پایگاه حوزه نت بخش مجلات هم موجود است.
[3]مجله حضور ش 20 مقاله پرفسور حامد الگار در کنگره بین
المللی امام خمینی(ره) تحت عنوان امام خمینی و
احیای نمازجمعه.
[4]مفتاح الکرامه، ج3، ص 60، به نقل از محقق ثانی رساله
فی صلوه الجمعه.
[5]الکفایه الاحکام، ص20. (ر.ک مجله حضور، ش34 مقاله
سید جواد ورعی).
منبع: پایگاه حوزه46274627
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
نماز جمعه در تشیع
آشنائی با قرآن 7، ؛
حکم نماز جمعه در شیعه چیست؟در اینجا نظریات
مختلفی است.
بعضی می گویند اصلا نماز جمعه اختصاص به امام معصوم دارد;جز
امام معصوم کس دیگری حق ندارد نماز جمعه را اقامه کند;حتی مجتهد
عادل جامع الشرایط مبسوط الید هم حق ندارد نماز جمعه بخواند.این
نظر،بسیار ضعیف است به جهت اینکه معصومین محدودند و نماز
جمعه برای همه دنیا و برای همیشه است.[معمولا]فقها
چنین حرفی رانمی زنند.آنها کلمه «امام و یا نایب
امام »را به کار می برند.
آیا نایب امام اختصاص به نایب خاص دارد یا نواب عام
هم می توانندنماز جمعه را اقامه کنند؟ مثلا امیر المؤمنین
خودشان امام هستند و نایبهای خاص ایشان حکامی بودند که در
بلاد معین کرده بودند.بعضی می گویندنواب
عام،یعنی هر کس که مجتهد شد می تواند نماز جمعه را اقامه کند.
ولی بعضی دیگر می گویند نه،در این جهت هر
مجتهدی نایب عام نیست.
مرحوم آقای بروجردی عقیده شان این بود که نماز جمعه
نمازحکومتی است;یعنی نمازی است که حاکم اسلامی و
حاکم شرعی بایدبخواند نه فقط یک مجتهد.آن وقت یا
باید حاکم شرعی ای باشد که بالفعل حاکم است و یا اگر
بالفعل حاکم نیست کسی باشد که در مقام به دست گرفتن حکومت است.مرحوم
آیة الله بروجردی می گفتند در دوران ائمه علیهم السلام هم
هر کسی که در صدد انقلاب علیه خلفا بود به خودش اجازه می داد که
نماز جمعه بخواند. تاریخ هم همین را حکایت می کند که آن
کسی که نماز جمعه می خواند یا خودش مبسوط الید بود و
یا در مقام به دست آوردن بسط ید بود و الا مجتهدی که گوشه خانه
خودش نشسته است و جز هفته ای یک بار از خانه بیرون نمی
آید و بعد عبایش را به سرش می کشد و به خانه می رود اصلا
معنی ندارد که بیاید نماز جمعه بخواند.
اصلا کار او نیست که بیاید مصالح عمومی مردم در
دنیای اسلام را به آنهاخبر ندارد تا بیاید خبر برساند;خودش
از بی خبرترین مردم دنیاست،آنوقت بیاید خبرها را به
مردم برساند؟!
مرحوم آقای بروجردی می گفتند در جنگهای عثمانی
و صفوی،صفویه دیدند یکی از مظاهر شوکتی که
عثمانیها دارند و شیعه ها ندارند،نماز جمعه است.خیلی
ناراحت شدند.عثمانیها روز جمعه که می شد نمازجمعه می خواندند و
از نیروی نماز جمعه برای جنگها حداکثر استفاده رامی کردند.البته
آنها بحثشان در نماز جمعه بیشتر این بود که شیعه کافراست و اگر
هفتاد کافر را بکشید به اندازه این است که یک شیعه را
بکشید واز این حرفها.صفویه به علمای شیعه می
گفتند آخر این نماز جمعه یک نماز اسلامی است نمی شود که
ما نداشته باشیم.آن وقت سلاطینی مثل شاه طهماسب و کسانی
دیگر بودند که از طرف علما خود را مجاز می دانستندنماز جمعه بخوانند.از
آن وقت به بعد بود که مسجد جمعه ها در ایران هم تاسیس شد که البته
قبلش هم مسجد جمعه ها بود ولی مال اهل تسنن بود.
بعدها نماز جمعه یک شکل مسخره آمیزی پیدا کرد;یعنی
آن نماز جمعه واقعی اسلامی دیگر عملا نه در میان اهل تسنن
تشکیل می شود و نه درمیان شیعه (2).
http://www.hawzah.net/Hawzah/Articles/Articles.aspx?LanguageID=1&id=48990&SubjectID=47879
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
بیانات مقام معظم رهبری در مورد نماز جمعه
بیانات مقام معظم رهبری در مورد نماز جمعه[i]
بسم الله الرحمن الرحیم
به همه یشما برادران و خواهران عزیز که از نقاط مختلف کشور
تشریف آورده اید , خوش آمد عرض می کنم.
خدمتگزاری در این نقطه و شغلی که شما در خدمت به دین
و مسلمین برای خود انتخاب کرده اید , افتخار بزرگی است . بنده
هم خدا را شکرگزارم که امروز توفیق پیدا کردم با شما برادران و
خواهران خدمتگزار , این دیدار صمیمانه را داشته باشم .
ایام شهادت صدیقه ی کبری (سلام الله علیها) است
و امیدواریم همه ی شما و همه ی ما و ملت ایران
مشمول توجهات و عواطف آن بانوی بزرگ دو عالم قرار بگیریم .
خدمت به نماز جمعه , خدمت به دین و تقواست ; چون نماز جمعه برای
گسترش تقوا و روح دینی در مردم است ; همچنان که خدمت به نماز جمعه , خدمت
به آگاهی سراسری ملت ایران است ; چون نماز جمعه یک عمل
صرفا " عبادی نیست ; عملی است که در ذات و ترکیب خود
, آگاهی بخش است ; هم اجتماع عظیم مسلمانان را هر هفته تشکیل
می دهد و به رخ دوست و دشمن می کشد و هم به وسیله ی
خطیب جمعه , اوضاع و احوال سیاسی برای آنها تشریح و
تبیین می شود. حقیقتا " نماز جمعه در اسلام
ترکیب عجیبی است ; از یک طرف , توصیه ی مردم
به تقوا و پاکدامنی و اعراض از هواهای نفسانی است و از طرف
دیگر , آگاه کردن مردم از جریانهای سیاسی و توطئه
های دشمنان و نیازهای دوستان و اوضاع دنیای اسلام
است . قدر این فریضه ی عظیم را باید
خیلی دانست .
امروز به برکت انقلاب اسلامی و با هشیاری امام بزرگوارمان ,
نماز جمعه به یک سنت پایدار در کشور تبدیل شده است . قبل از
نظام اسلامی , مردم ما با معنا و حقیقت نماز جمعه آشنا نبودند; این
لطف خدا بر ملت ما بود و یکی از برکات انقلاب اسلامی محسوب
می شود که ما توانستیم این دریچه ی دلگشا به سمت
معنویت و آگاهی را به روی خود باز کنیم .
البته ائمه ی محترم جمعه و دست اندرکاران اقامه ی نماز
بیشترین نقش را در خدمت رسانی این فریضه به مردم
دارند; و همه ی این خدمات هم مشکور است . هم شما کارکنان و زحمتکشان و
خدمتگزاران ستادهای نماز جمعه , هم ائمه ی محترم جمعه , هم
مسوئولانی که در مراکز به امور نمازهای جمعه رسیدگی
می کنند , همه در فیض رسانی این فریضه ی بزرگ
به مردم سهیم هستید; این را باید قدر دانست . مردم هم
باید نماز جمعه را قدر بدانند و ائمه ی جمعه و دیگر دست
اندرکاران هم باید جاذبه های نماز جمعه را روزبه روز بیشتر کنند.
نسل جوان ما تشنه ی حقیقت , فهمیدن و آگاه شدن است . نمازهای
جمعه باید بتواند این تشنگی را به نحو نیکوتر به انجام
برساند. باید به نیاز عمومی نسل جوان پاسخ داد. اگر با نگاه
متدبرانه یی به اوضاع کشور خود و گذشته و آینده ی
آرمانی آن نگاه کنیم , نقش نماز جمعه و اهمیت این
فریضه را بیشتر درک خواهیم کرد.
پایه ی همه ی خیرات در جامعه , تقواست . تقوای
فردی : یعنی هر کس بین خود و خدا سعی کند از جاده
ی صلاح و حق تخطی نکند و پا را کج نگذارد. تقوای
سیاسی : یعنی هر کس که در کار سیاست است , سعی
کند با مسائل سیاسی صادقانه و دردمندانه و از روی دلسوزی
برخورد کند. سیاست به معنای پشت هم اندازی و فریب و دروغ
گفتن به افکار عمومی مردم , مطلوب اسلام نیست ; سیاست
یعنی اداره ی درست جامعه ; این جزو دین است . تقوای
سیاسی , یعنی انسان در میدان سیاست صادقانه
عمل کند. تقوای اقتصادی : یعنی اگر هر کس برای
گذران زندگی و ضمنا " آباد کردن محیط خود مجبور است تلاش
اقتصادی داشته باشد , راه درست را انتخاب کند. غصب کردن , حرام خوری ,
دست اندازی به مال دیگران بخصوص به اموال عمومی از دستاورد
عمومی مردم به نفع جیب خود استفاده کردن و احیانا " زرنگیهایی
که علی الظاهر در چارچوب قانون هم می گنجد , اما خود انسان می
داند که باطن آن چقدر فاسد و تباه است , اینها خلاف تقوای
اقتصادی است . تقوای اجتماعی : یعنی برخورد با مردم
در محیطهای مختلف چه محیط کسب , چه محیط معاشرت , چه
محیط خانواده , چه محیط مدرسه و دانشگاه , چه محیط اداری
همراه با انصاف و خدا
ترسی و امانت و صداقت باشد. اگر این نمونه ها در جامعه تحقق
پیدا کند و عملی شود , اکثر مشکلات مادی و معنوی مردم
برطرف خواهد شد. تقوا و پرهیزگاری , یعنی گستره ی
وسیع عملهای خوب , اقدامهای خوب , فعلهای خوب و
ترکهای خوب . یکی از مهمترین سرفصلهای نماز جمعه , توصیه
ی به تقواست . البته این گونه تقوا , فقط با گفتن و توصیه کردن
تحقق پیدا نمی کند; هر چند گفتن و توصیه کردن , نقش مهمی
دارد و نباید از نقش بیان و نصیحت و انذار و تبشیر که شغل
پیغمبران است غافل بود; اما توصیه ی واقعی به خود ما , چه
ما به عنوان خطیب جمعه , چه ما به عنوان کارکنان و خدمتگزاران نماز جمعه , چه
ما به عنوان طراحان و راه اندازان بخشهای مختلف نماز جمعه , این است
که در عمل و رفتار خود حداکثر تلاش را بکنیم که این تقوا فقط در زبان
ما ظاهر نشود; بلکه در عمل ما هم ظاهر شود. ببینید , در اسلام
عزیز اینها راههای خیلی طبیعی
برای هدایت و اداره ی درست جامعه و کشور است. [ii]
[i]برگرفته از پایگاه حوزه ، ویژه
نامه ،بیانات مقام معظم رهبری
[ii]بیانات معظم له در دیدار
اعضای ستادهای نماز جمعه سراسر کشور، 05 / 05 / 1381
http://www.hawzah.net/Hawzah/Articles/Articles.aspx?LanguageID=1&id=49948&SubjectID=47871
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
نظر مراجع در خصوص نماز جمعه
پرسش:
نماز جمعه از نظر کدام یک از مراجع عظام فعلی واجب
عینی و یا حرام و یا مباح می باشد؟لطفا مدارک
این سه قول را بیان بفرمائید.
پاسخ:
نماز جمعه از نظر حضرات امام خمینی(ره)، آیت الله
اراکی، آیت الله خامنه ای: واجب تخییری است.
واز نظر حضرت آیت الله مکارم شیرازی: در زمان تشکیل
حکومت اسلامی احتیاط در انجام نمازجمعه است اما رعایت این
احتیاط لازم نیست.
واز نظر حضرت آیت الله شبیری زنجانی: در زمان
غیبت حضرت علیه السلام خواندن نماز ظهر در وقتِ امکان حضور در نماز
جمعه با شرایط معتبر، خلاف احتیاط است.
از مراجع عظام فعلی نظر کسی را که قائل به حرمت نماز جمعه باشد
نیافتیم.[i]
[i]-توضیح المسائل مراجع،جلد1،صفحه 871
به بعد.
منبع: پایگاه حوزه45754575
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
نظر علماء در خصوص نماز جمعه
پرسش:
چند نفر از علما شرکت در نماز جمعه را واجب می¬دانند؟
اگر ممکن است نام ببرید؟ و نظر آقای بهجت و سیستانی را هم
بگویید؟
پاسخ:
حضرت امام خمینی (قدس سره) و آیت الله العظمی
اراکی (ره) نماز جمعه را واجب تخییری میدانند
یعنی مکلف در ظهر جمعه مخیر است که نماز ظهر را بجای آورد
یا نماز جمعه. گرچه طبق نظر این دو مرجع نماز جمعه افضل از نماز ظهر
است و کافی از نماز ظهر است.
آیت الله العظمی فاضل لنکرانی نیز قائل به وجوب
تخییری میباشند و همچنین حضرات آیات عظام
خوئی[i] (ره) و سیستانی (مدظله) نظر به
وجوب تخییری نماز جمعه دارند حضرات آیات عظام
گلپایگانی (ره) و صافی (مد ظله) نمازجمعه را واجب نمیدانند
بلکه جایز میدانند و آن را کافی از نماز ظهر نمیدانند.
آیت الله العظمی بهجت نماز جمعه را واجب تخییری
میدانند و کفایت از نماز ظهر میکند .
قائد عظیم الشأن انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنهای
نماز جمعه را واجب تخییری میداند و طبق نظر ایشان کفایت از ظهر
میکند.
آیت الله العظمی جواد تبریزی در صورت اقامه نمازجمعه
با شرائط آن، آن را بنابر احتیاط، واجب میدانند.
آیت الله العظمی مکارم شیرازی نماز جمعه را واجب
تخییری میدانند[ii].
[i]- ایشان می گویند: اصل
اقامه ی آن واجب تخییری است اما وقتی با
شرایطش اقامه شد مثلا امام جمعه عدالت داشت و...، حضور در نماز به
احتیاط وجوبی واجب است.صراط النجاة (للخوئی مع حواشی
التبریزی)، ج2، ص: 81
[ii]- جواب با استفاده از توضیح المسائل
مراجع تهیه شده است.
منبع: پایگاه حوزه30643064
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
احکام نماز جمعه در زمان غیبت
پرسش:
آیا در بین علماء از متأخر یا متقدم، حرمت یا وجوب
عینی نماز جمعه در زمان غیبت امام زمان(عج) را قائل هستند؟
پاسخ:
1-ابویعلی حمزه بن عبدالعزیز ملقب به سلّار
دیلمی از اعاظم متقدمین فقهای شیعه و اول کسی
که اقامه جمعه را در عصر غیبت حرام شمرده است. و در سال 463 در گذشته است و
از شاگردان سید مرتضی و شیخ مفید بوده است. کتاب او
المراسم العلویه و الاحکام النبویّه در فقه می باشد.[1]
2-ابن ادریس حلی محمد بن ادریس حلی [متولد
543 ـ متوفی 598] در کتاب معروف خود به نام (سرائر) نماز جمعه را در عصر
غیبت حرام می داند.[2]
3-در عهد صفویه شیخ ابراهیم خطیفی
مخالف بر گزاری نماز جمعهبوده و در نتیجه در طول دوران صفوی،
نماز جمعه به طور مرتب برگزار نمیشد و میان علمای شیعه
از هر دو طرف، اظهار نظرهای مختلفی رد و بدل شد).[3]
4- محقق ثانی در رساله ای در مورد نماز جمعه آن را با
شرایطش واجب عینی می داند.[4] و محقق سبزواری آن را
واجب عینی می داند.[5]
[1]معارف و معاریف سید مصطفی حسینی
دشتی، ج6، ص294.
[2]ر.ک مجله حضور ش34 مقاله امامت جمعه با منصب حکومتی
سید جواد ورعی ـ در پایگاه حوزه نت بخش مجلات هم موجود است.
[3]مجله حضور ش 20 مقاله پرفسور حامد الگار در کنگره بین
المللی امام خمینی(ره) تحت عنوان امام خمینی و
احیای نمازجمعه.
[4]مفتاح الکرامه، ج3، ص 60، به نقل از محقق ثانی رساله
فی صلوه الجمعه.
[5]الکفایه الاحکام، ص20. (ر.ک مجله حضور، ش34 مقاله
سید جواد ورعی).
منبع: پایگاه حوزه46274627
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
شرایط امامت جمعه از نگاه مذاهب اسلامی
چکیده
اگر چه بسیاری از احکام نماز جمعه، مورد اتفاق مذاهب اسلامی
است. ولی در مواردی از جمله شرایط امامت جمعه اختلافاتی
مشاهده میشود. در شرایط پنجگانه: بلوغ، عقل، صحت قرائت، معذور نبودن
و مرد بودن، اتفاقنظر وجود دارد و در مؤمن بودن، حلالزاده بودن، عدالت و منصوب
بودن تفاوت فتوا دیده میشود. در این مقاله به بررسی دو
شرط از شرایط مورد اختلاف میپردازد: منصب بودن و عدالت.
شافعیها، حنبلیها و ظاهریها منصب بودن امامت جمعه را
منکرند ولی حنفیها و اوزاعی و زیدیه آن را تأیید
میکنند. در فقه اهل بیت(ع) نیز این شرط از
اجماعیات بلکه ضروریات فقهی است
اما در مورد عدالت؛ مذاهب اربعة مشهور اهل سنت، آن را برای امامت جمعه
لازم نمیشمرند ولی خوارج و زیدیه بر آن تأکید
دارند. در فقه اهل بیت(ع) نیز این شرط از اجماعیات است. در
این مذهب، امامت جمعه در اصل از اختیارات معصوم(ع) است که در صورت
دسترسی نداشتن به او، عدالت و فقاهت جایگزین آن میشود.
از آن هنگام که نخستین نماز جمعه به فرمان رسول اکرم(ص) پیش از
هجرت از مکه به مدینه و با تلاش مصعببنعمیر(مبلغ اعزامی
پیامبر گرامی اسلام(ص) به مدینه) و دیگر نومسلمانان انصار
همچون اسعدبنزاره در یثرب اقامه گردید1و روز جمعه، در برابر روز
شنبهی یهودیان و روز یکشنبهی
مسیحیان، روزی میمون و مبارک عید مسلمانان قرار
داده شد،2تا کنون که بیش از پانزده قرن و اندی از آن روز پرافتخار
سپری گشته، مسلمانان همواره شاهد برکات معنوی و مادی بیشمار
آیین محمد(ص) نماز جمعه بودهاند و به خوبی به ارزش وصفناشدنی
آن واقفاند.
خوشبختانه، چهارچوب و شاکله اصلی نماز جمعه و احکام فقهی آن،
همچون بسیاری از موضوعات دیگر اسلامی، مورد اختلاف مذاهب
اسلامی نیست. همهی مسلمانان بر وجوب نماز جمعه متفق القولاند.3
به علاوه، نه تنها در بسیاری از محورها و شرایط و احکام نماز
جمعه اختلافی در میان نیست، بلکه این موارد از مسلمات و
ضروریات اسلامی شمرده میشود. همه متفقاند که نماز جمعه دو
رکعت است و به صورت جهری و با جماعت خوانده میشود و پیش از
انجام نماز، امام باید دو خطبه ایراد کند و این نماز مجزی
از نماز ظهر جمعه است. در این موارد، فتوای دیگری در میان
فقهای اسلامی مشاهده نمیشود. با این وجود، در میان
مذاهب اسلامی دربارهی نماز جمعه دو اختلاف مهم وجود دارد: یکی
از جهت احکام فقهی مرتبط با شرایط نماز جمعه و خطبهها؛ و
دیگری از جهت شرایط مربوط به امامت جمعه.
آنچه این مقاله به طور فشرده دنبال میکند، بررسی
علمی ـ فقهی جهت دوم است. گزارش و بررسی مربوط به جهت اول
نیز موکول به فرصت و مقالتی دیگر خواهد بود.
آیا فردی که متصدی اقامه جمعه میشود و بر این
جایجگاه مهم معنوی و اجتماعی تکیه میزند و با قرار
گرفتن بر فراز این منبر رفیع به عنوان «امام المتقین» جامعه
اسلامی را به صلاح و سداد و تقوا فرا میخواند، خود چه
شرایطی را باید دارا باشد و چه ویژگیهایی
را باید احراز کرده باشد؟ چه کسی میتواند بر این مکان
شریف و جایی که پیامبر اسلام(ص) و اولیای
بزرگ الهی بر آن قدم نهادهاند، گام نهد و مردمان صالح و مؤمنان عابد را با
خطاب «عبادالله اتقوالله» به سوی بندگی و عبودیت دعوت کند و از
آنها رغبت به بهشت و پرهیز از دوزخ و نار را مطالبه کند؟ در پاسخ این
پرسش اساسی، یادآوری یک نکته لازم است. نماز جمعه
یکی از نمازهای فریضه محسوب میشود؛ با این
تفاوت که شرط آن، برگزاری به جماعت است. از این رو، امام جمعه
باید حداقل تمامی شرایطی را که امام جماعت باید
دارا باشد، داشته باشد. ولی مسئله این است که آیا علاوه بر آن
شرایط، شرط دیگری نیز در امامت جمعه معتبر است.
با توجه به این تذکر، سیر منطقی بحث ایجاب میکند،
نخست به طور اجمالی به شرایط معتبر در امام جماعت از نگاه مذاهب
اسلامی اشاره کنیم تا مشخص شود در چه صفات و خصلتهایی
اتفاقنظر وجود دارد و در چه ویژگیهایی اختلاف
فقهی در کار است. آنگاه در بررسی شرایط امامت جمعه، باید
ببینیم چیزی به این شرایط افزوده میشود
یا خیر.
نگاهی اجمالی به شرایط امامت جماعت در مذاهب اسلامی
شرایطی که فقهای شیعه برای تصدی امامت
جماعت عنوان میکنند، عبارتاند از: 1.عاقل بودن؛ 2. مؤمن(شیعه
اثناعشری) بودن؛ 3. بالغ بودن؛ 4. برای امامت مردان، مرد بودن؛ 5. صحیح
خواندن نماز؛ 6. معذور نبودن؛ 7. حلال زاده بودن؛ 8. عادل بودن.4
از شرایط هشتگانه بالا، چهار شرط مورد توافق مذاهب اربعة مشهور اهل سنت
است و در مورد چهار شرط دیگر اختلافنظر مشاهده میشود. موارد خلاف
عبارتاند از: 1. مؤمن بودن؛ 2. طهارت مولد داشتن و حلالزاده بودن؛ 3. عادل بودن؛
4. بالغ بودن.5
از میان این چهار شرط، شرط نخست، یعنی مؤمن و
شیعه دوازده امامی بودن، بر طبق مبانی اعتقادی و
کلامی فقه اهل بیت(ع) مطرح شده است، ولی سایر مذاهب
فقهی که این مبانی را باور ندارند، به شرط مسلمان بودن اکتفا
میکنند.
اما هیچ یک از مذاهب اربعه دومین شرط مورد اختلاف،
یعنی داشتن طهارت مولد و حلالزاده بودن را نمیپذیرند،
هر چند آن را اولی و بهتر میشمارند. این در حالی است که
اعتبار و لزوم این شرط از اجماعیات فقه شیعه است6و در نصوص
روایی معتبر شیعه بر آن تأکید شده است. زراره در
روایتی با سند معتبر از امام باقر(ع) نقل میکند: «لایصلین
احدکم خلف المجنون و ولدالزنا؛ پشت سر دیوانه و حرامزاده نباید نماز
گزارید.»7
سومین شرط مورد بحث، عدالت امام جماعت است. این شرط که از
اجماعیات بلکه ضروریات فقاهت شیعه است، میان مذاهب
دیگر مسئلهای مورد نزاع میباشد. حنفیها، شافعیها
و مالکیها امامت فاسق را صحیح ولی مکروه میشمارند. این
کراهت به نظر دو گروه اول در صورتی که فاسقی به فاسقی اقتدا کند
مرتفع میگردد. ولی به نظر مالکیها حتی در این فرض
هم کراهت باقی است. پس به نظر این سه مذهب، امامت فاسق برای
عادل مجاز است.
اما در فقه حنابله، امامت فاسق به جز برای نماز جمعه و
عیدین مردود و باطل اعلام شده است. طبق فتوای حنبلیان اگر
به سبب ضرورت از اقتدا به عادل در نماز جمعه و عیدین معذور
شدیم، در این سه نماز امامت فاسق صحیح و مجزی خواهد بود.8بدین
ترتیب در نظر آنان، در شرایط اضطرار و ضرورت، شرایط امام جمعه
آسانتر و محدودتر از شرایط امام جماعت خواهد بود. در نتیجه طبق مذاهب
اربعه اهل سنت، اقامه نماز جمعه به امامت فاسق بیاشکال است.
اما بلوغ نیز در سه مذهب حنفی، حنبلی و مالکی همچون
مذهب شیعه مورد اتفاق است. شافعیها اقتدای بالغ به صبی را
در غیر جمعه صحیح میشمرند، ولی در نماز جمعه بلوغ را
لازم میدانند.9
آنچه گذشت فهرستی کوتاه از تفاوتهای عمده مذاهب اسلامی در
شرایط امام جماعت بود. حال ببینیم این موضوع در امامت
جمعه به چه شکلی جلوهگر میشود.
نگاه اجمالی به شرایط امامت جمعه در مذاهب اسلامی
طبق آنچه گذشت، شرایط پنجگانه بلوغ، عقل، صحت قرائت، معذور نبودن و مرد
بودن، مورد اتفاق مذاهب اسلامی برای امامت جمعه است. اختلاف
فریقین در شرایط سه گانه ایمان، حلالزاده بودن و عدالت
در امامت جمعه نیز به چشم میخورد. به علاوه، شرط مهم و اساسی
دیگر در خصوص امامت جمعه که بر شرایط مورد اختلاف فقهی افزوده
میگردد، سلطان بودن یا منصوب بودن از طرف اوست. پذیرش
این شرط به این معناست که امامت جمعه در فقه اسلامی، منصب حکومت
و ولایت است و کسی به جز شخص سلطان و ولیّ امر مسلمانان
یا فردی که از طرف او اجازه مییابد، حق تصدی امامت
جمعه را ندارد. این شرط از اجماعیات فقه شیعه است، ولی در
مذاهب فقهی دیگر، همچون عدالت، مورد اختلاف است.
نتیجه آنکه در مجموع، چهار شرط است که میان مذهب فقهی،
درباره آنها اتفاقنظر وجود ندارد.
دو شرط از میان چهار شرط، بسیار مهم و در خور تحقیق و
بررسی است: منصب بودن و عدالت. بررسی این دو شرط را در ادامه
مقاله، طی دو بخش به طور فشرده خواهیم دید.
بخش اول: منصب امام جمعه در مذاهب اسلامی
آیا امامت جمعه منصبی حکومتی و ولایی است و در
حوزه اختیارات ولیّ امر مسلمانان و حکومت اسلامی قرار میگیرد؟
در پاسخ باید گفت: این موضوع از مباحث دیرینه فقه
اسلامی بوده است؛ چنانکه ابنحزم اندلسی(406ق) اذعان میکند: «و
فی هذا خلاف قدیم.»10مذاهب گوناگون اسلامی در دو گروه قرار
میگیرند: گروه منکران منصب بودن امامت جمعه و گروه پیروان منصب
بودن امامت جمعه. نظر این دو گروه را به اشارهای به مستند آنها در
ادامه میبینیم.
گروه اول: منکران منصب بودن امامت جمعه
مالکیها، شافعیها، حنبلیها و ظاهریها در این
گروه جای دارند. در کتاب الکافی فی فقه اهلالمدینة که
اختصاص به فقه مالکیها دارد، گفته شده: «و تصح الجمع بغیر سلطان.»11امام
مذهب شافعیه، ابن ادریس شافعی (204ق) نیز صریحاً
میگوید: «والجمعة خلف کل امام صلاها من امیر و مأمور و متغلب
علی بلدة و غیر امیر مجزئة؛12نماز جمعه پشت سر هر امامی
که آن را برگزار کند، امیر باشد یا مأمور، با زور و غلبه بر شهر مسلط
شده باشد یا خیر، مجزی و کافی است.»
در کتاب المقنع از متون فقهی حنبلیها نیز گفته شده است: «لایشرط
اذن الامام؛13برای اقامه جمعه، اذن پیشوای مسلمین لازم
نیست.» به جز این سه مذهب از مذاهب اربعه مشهور اهل سنت، مذهب
ظاهریه که از مذاهب متروکه اهل سنت شمرده میشود، نیز به
نفی منصوب بودن امامت جمعه فتوا میدهد. ابنحزم اندلسی از
پیشوایان این مذهب صریحاً معتقد است: «کان هناک سلطان
اولم یکن؛ سلطان باشد یا نباشد، امامت جمعه مشروع است.»14
مستندات گروه اول
عمده دلیل و دلیل عمده کسانی که نماز جمعه را منصب
نمیشمرند و آن را مثل امامت جماعت، بیارتباط با حکومت میدانند،
تمسک به عموم آیه جمعه و امر الهی به اقامه نماز جمعه است. از نظر
آنها تا مخصص روشنی برای آیه ثابت نگردد، امر به نماز جمعه، «فاسعوا
الی ذکر الله»، حاکم است و مسلمانان را به اقامه جمعه، ولو پشت سر
فردی که امام مسلمانان نیست و از سوی او هم مأموریت و
اذنی ندارد، دعوت میکند.15
پاسخ این دلیل از نگاه گروه دوم چنین است: اولا: عمومیت
آیه محل مناقشه است و اصولاً اینکه امر در این آیه بر
وجوب نماز جمعه دلالت دارد یا امر ارشادی است یا
استحبابی، جای تأمل جدی دارد. ثانیاً: هر چند
عمومیت آیه پذیرفته شود، با وجود مخصص قطعی، جای
تردیدی برای تخصیص آیه باقی نمیماند.16
دلیل دوم برای نفی منصب بودن امامت جمعه، تمسک به عمل
امیرالمؤمنین(ع) در روز محاصره منزل عثمانبنعفان، خلیفه سوم
است. ایشان با آنکه سلطان نبود، در آن روز که روز جمعه و مصادف با روز
عید بود، امام نماز عید را بر عهده گرفت.17
پاسخ این دلیل نیز این است: اولاً: بنابر اصول
اعتقادی مذهب امامیه آشکار است که امام علی(ع)، هر چند در ظاهر
خلافت را در اختیار نداشت، در واقع به عنوان امام واقعی منصوب از طرف
خدا، نماز عید را اقامه کرده است. ثانیاً: جریان یاد شده،
مربوط به نماز عید بوده است و سرایت احکام مربوط به نماز عید به
نماز جمعه، تا وقتی مشترک بودن آنها ثابت نگردد، قیاس است. ثالثاً: شاید
این نماز با اذن و هماهنگی با خلیفه برگزار شده است.
مستند سومی نیز نقل شده است که نُه سال در سرزمین شام فتنه
و ناآرامی حکمفرما بود و در این دوره آشوب، مردم شام، خودشان بدون
وجود سلطان نماز جمعه را برپا میکردند.18به نظر میرسد، این
مستند، از دو مستند قبلی ضعیفتر باشد، زیرا اولاً: باید
دلیل حجیت سیرهی اهل شام ثابت گردد و مشخص شود آیا
عمل آنها شرایط حجیت را دارد و میتواند کاشف از حکم شرعی
باشد یا خیر. ثانیاً: بر فرض ثبوت، نمیتوان از اقامه
نماز جمعه در عصر فتنه و آشوب، نفی مطلق منصب بودن را نتیجه گرفت.
گروه دوم: پیروان منصب بودن امامت جمعه
طبق فتوای ابوحنیفه و فقه اوزاعی از فقهای اهل سنت و
فقه زیدیه و فقه امامیه، امامت جمعه از مناصب است و بدون اذن
یا نیابت ولیّ امر مسلمانان مشروعیت ندارد. در این
قسمت، نخست نظر ابوحنیفه و اوزاعی و زیدیه را گزارش
میکنیم و سپس با تفصیلی بیشتر نظر فقهای
امامیه را خواهیم دید.
احمدبنمحمد قدوری(428ق) رئیس حنفیهای عراق در کتاب
المختصر و علاءالدینبنمسعود کاشانی(م 587) در کتاب بدائع الصنائع
فی ترتیب الشرائع، از جوامع فقهی حنفیه، به شرط بودن
سلطان تصریح کردهاند.19همچنین عبدالرحمنبنعمروبنمحمد
اوزاعی(157ق) از فقهای اهل شام که مذهب او پس از انتشار در شام و
اندلس منقرض شد، معتقد است: نماز جمعه جز پشت سر حاکم یا نایب او
یا با اذن حاکم صحیح نیست.20از فقهای زیدیه
نیز جعفربناحمدبنیحیی تصریح میکند که نماز
جمعه را باید امام حق یا کسی از دوستان و پیروان او که
مردم را به سوی امام حق فرا میخواند، برگزار کند.21
تفاوت دیدگاه زیدیه با حنفیها و اوزاعی در آن
است که زیدیه امامت جمعه را منصب میشمرند، ولی منصب
حکومت مشروع نه نامشروع، لذا فتوای خود را مقید به امام حق و دعوت
کنندگان به سوی او میکنند. ولی طبق مذهب حنفی و
اوزاعی، هر حکومت، هر چند از روی تغلّب و با زور مسلط گشته باشد، منصب
امامت جمعه در اختیار میگیرد.
مستند گروه دوم
پیروان حکومتی بودن منصب امامت جمعه به دو دلیل نقلی
و یک دلیل عقلی و یک دلیل لبّی برای
اثبات فتوای خویش استناد جستهاند.
الف) دلیل نقلی
طبق حدیثی مشهور که در جوامع روایی شیعه
نیز مذکور است،22از پیامبر اسلام(ص) روایت است:
خداوند، جمعه را در سنت من و در این مقام و روز و ماه، بر شما فرض قرار
داده است و کسی که از روی سستی یا استخفاف یا
انکار، در حیات یا ممات من آن را با وجود داشتن امام عادل یا
جائر ترک کند، خداوند پراکندگی کار او را فراهم نخواهد آورد و امرش را مبارک
نمیگرداند.23
طبق این روایت، پیامبر اکرم(ص) تارک نماز جمعه را با
وعید و انذار به عقوبت الهی میترساند، ولی تهدید و
انذار خود را مشروط به وجود امام عادل یا جائر میکند. حدیث دوم
نیز از پیامبر منقول است: «اربع (اربعة) الی الولاة، الجمعه و
الحدود و النفی و الصدقات؛24سه منصب مهم، اقامه حدود، جمعآوری غنائم
و زکات و امامت جمعه، به والیان و حاکمان اسلامی سپرده شده است.» این
روایت، در جوامع روایی شیعه نیز منقول است.
ب) دلیل عقلی
فقهای حنفی دلیل عقلی منصب بودن امامت جمعه را
چنین تقریر میکنند:
اگر نماز جمعه مشروط به سلطان نباشد، به برافروخته شدن آتش فتنه میانجامد،
چون نماز جمعه منصبی است که موجب شرافت و بزرگی قدر و منزلت
اجتماعی است و برای کسانی که به ریاستطلبی
تمایل دارند، موجب رقابت منفی و نزاع خواهد بود و سرانجام به قتل و
غارت منتهی میگردد. بنابراین برای جلوگیری
از این مفاسد، باید این جایگاه مهم سیاسی در
اختیار حکومت اسلامی قرار گیرد.25
ج) دلیل لبّی
به گفته اوزاعی، سیره پیامبر اکرم(ص) آن بود که کسی
جز خود ایشان یا نایب از طرف آن حضرت، به امامت جمعه نپرداخته و
این سیره پس از ایشان نیز تداوم یافته است.26
فقه اهل بیت و منصب امامت جمعه
در اینجا پرسش مطرح میشود: آیا بر اساس فقه شیعه که
مبانی فتاوای آنها مرهون گنجینه زایل نشدنی علوم و
معارف اهل بیت(ع) است، امامت جمعه منصبی حکومتی و
ولایی است، یا آنکه هر فرد واجدالشرایط میتواند
مثل امامت جماعت متصدی آن شود؟ شاید بهترین پاسخ به این
پرسش را بتوان از صاحب جواهر نقل کرد:
هو من ضروریات فقه الامامیة ان لم یکن مذهبهم بل
یعرفه المخالف لهم منهم کما نسبه جماعة منهم الیهم؛27
این حکم که امام جمعه باید سلطان عادل باشد، اگر جزء مذهب
امامیه نباشد، حداقل از ضروریات فقهی ایشان است، بلکه
مخالفان نیز بر این نظریه فقهی ایشان واقفاند و
عدهای از آنها هم موضوع شرط بودن عادل برای امامت جمعه را به آنها
نسبت دادهاند.
این بیان صاحب جواهر به خوبی نشان میدهد که در منصب
بودن امامت جمعه طبق فقه شیعه تردیدی نیست. این
موضوع از چنان اهمیتی در فقه شیعه برخوردار است که از همان دهههای
نخست تدوین فقه شیعه که عمدتاً برگرفته از روایات بوده است، به
تأکید بر این شرط تصریح شده است. فقهایی همچون ابنابیعقیل
عمانی(م 325ق)، سید مرتضی (426ق) 28و شیخ طوسی (م460ق)
که جزء فقها متقدماند، نه تنها بر آن تاکید ورزیدهاند، بلکه
برخی از آنها مدعی اجماع دربارهی آناند. شیخ طوسی
میگوید:
علیه اجماع الفرقة فانهم لایختلفون ان من شرط الجمعة الامام أو
امره؛29
اجماع امامیه قائم است و آنان اختلافی ندارند در اینکه شرط
جمعه، امام یا فرمان اوست.
علاوه بر شیخ طوسی، ابنزهره، ابنادریس حلی و محقق
حلی نیز مسئله را اجماع دانستهاند و در مورد آن تعبیراتی
همچون «قول علمائنا» دارند.30
آنچه گذشت فتاوا و اجماعات منقول قدما بود. در میان متأخران
نیزعلامه حلی، شهید اول، فاضل مقداد و محقق کرکی در مسئله
نقل اجماع کردهاند.31در نتیجه شرط سلطان و منصب بودن امامت جمعه،
امری مسلم و غیرقابل تردید در فقه امامیه است. اینک
باید اشارهای اجمالی به مستند این فتوا داشته
باشیم.
ادله منصب بودن امامت جمعه درفقه شیعه
ادله فراوانی میتواند فتوای شرط بودن امام المسلمین
را برای امامت جمعه به اثبات رساند. در اینجا به طور فشرده،
برخی از مهمترین این ادله را مرور میکنیم:
1. اجماع
همچنانکه در سطور بالا گذشت، مسئله امامت جمعه از اجماعیات، بلکه
ضروریات فقاهت شیعی است و اجماعات منقول مستفیض یا
متواتر بر آن اقامه گردیده است و شهرت محصّل قدمایی نیز
آن را پشتیبانی میکند.
2. سیره پیامبر اکرم(ص) و مسلمانان
یکی دیگر از مستندات لبّی منصب امامت جمعه
که مورد استشهاد فقهای شیعه قرار گرفته و برخی از فقهای
اهل سنت نیز به آن استناد جستهاند، تمسک به سیره است.
تاریخچه اقامه نماز جمعه نشان میدهد، از نخستین نماز جمعه
که در یثرب، پیش از هجرت پیامبر اکرم(ص) به فرمان آن حضرت اقامه
گردید، اقامه نماز جمعه با ابعادی سیاسی و
ولایی همراه بوده است و با آنکه تشریع نماز جمعه در مکه بوده
ولی اقامه آن از زمانی است که مسلمانان تمکن ایجاد نظام مستقل و
فرصت برقراری نظام سیاسی خود را یافتند، و آنگاه با فرمان
پیامبر(ص) این کار انجام پذیرفت.
پس از هجرت نیز اولین نماز جمعه رسمی، را شخص رسول خدا(ص) به
عنوان نخستین امام و پیشوای راستین اسلامی، در
مدینه اقامه کرد. پس از فاجعه رحلت نبی مکرم اسلام(ص) نیز
این منصب، در کنار سایر مناصب لشکری و کشوری و
سیاسی، در اختیار دستگاه خلافت اسلامی قرار گرفت و همانانی
که به امامت و ولایت و رتق و فتق مسائل سیاسی جامعه اشتغال
داشتند، منصب امامت جمعه را نیز در اختیار خود گرفتند. امامان معصوم(ع)
شیعه نیز که اصل مشروعیت خلافت حاکمان عصر خویش را
نپذیرفته بودند، به اینکه امامت جمعه منصبی ولایی
است، معترض نبودند، و انتقاد و اعتراض آنها متوجه اشخاص و افرادی بود که
این مناصب را اشغال کرده بودند و الا اصل حکومت اسلامی و مناصب و
اختیارات آن از جمله منصب امامت جمعه را به عنوان بخش تجزیهناپذیر
اسلام، پذیرفته بودند.
ذهنیت مسلمانان و ارتکاز ذهنی متشرعه نیز چیزی
جز این واقعیت را نشان نمیدهد که آنان امامت جمعه را از
حیطهی اختیارات دستگاه حکومت میدیدند و حضور
یا عدم حضور در نماز جمعه را همچون بیعت، علامت و نشانهای از
مقبولیت و مشروعیت حکومت یا عدم آن میدانستند. لذا وقتی
مردم کوفه به امام حسین(ع) نامه مینگارند و آن حضرت را برای
برقراری حکومت اسلامی و بر عهده گرفتن امامت به کوفه، دعوت میکنند،
برای اینکه نشان دهند امیر منصوب از طرف دستگاه خلافت بنی
امیه را بر کوفه مشروع نمیدانند و به او پشت کردهاند، خطاب به امام(ع)
مینویسند:
و النعمانبنبشیر فی قصر الامارة لسنا نجمع معه فی جمعة
ولانخرج معه الی عید؛32
نعمانبنبشیر(والی منصوب از طرف یزید) در قصر
الاماره، در حالی حضور دارد که ما در نماز جمعه او شرکت نمیکنیم
و نماز عید را با او نمیگذاریم.
این ارتکاز ذهنی متشرعه نشان میدهد که آنان از سیره
پیامبر اکرم(ص) دریافته بودند که امامت جمعه با حکومت اسلامی
گره خورده است و با نمازهای جماعت یومیه تفاوت اساسی و
عمده دارد. از این روست که میبینیم فقهای
زیادی چون شیخ طوسی، محقق حلی، فاضل مقداد،
شهید اول، صاحب جواهر، آیت الله بروجردی و برخی از
فقهای اهل سنت، به سیره استناد جستهاند و آن را دلیل منصب
امامت جمعه برشمردهاند.33
3. روایات
علاوه بر اجماع و سیره، ادلهی نقلی فراوانی وجود
دارد که دلالت بر منصب بودن امامت جمعه دارند که به برخی از آنها اشاره
میشود:
روایت فضلبنشاذان
شیخ صدوق در کتابهای علل الشرایع و عیون اخبار الرضا،
حدیثی را با سندی معتبر از فضلبنشاذان از امام هشتم(ع)،
درباره حکمت برخی از احکام شرعی نماز جمعه نقل کرده است که برخی
از بخشهای آن بر شرط بودن امام المسلمین و منصب بودن امامت جمعه دلالت
دارد. این بخشها عبارتند از:
1.در ضمن بیان حکمتهای دو رکعتی بودن نماز جمعه
میفرماید.
لان الصلاة مع الإمام اتم و اکمل، لعلمه و فقهه و فضله و عدله؛34
چون امام جمعه از جهات علم، فقه، فضل و عدل برجستگی دارد، نماز با او
تمامتر و کاملتر است و دو رکعتی خوانده میشود.
روشن است که «امام» در این روایت به معنای امام جماعت
نیست، بلکه این نماز جمعه است که امام آن، امامی است که
دارای ویژگیهایی خاص است و
برجستگیهایی در عدالت و فقاهت و فضیلت و عالمیت
دارد و لذا نمازگزاردن با او، به اتمام و اکمال نماز کمک میکند.
2. درباره حکمت خطبههای نماز جمعه فرماید:
لان الجمعة مشهد عام، فأراد أن یکون للامیر سبب الی موعظتهم
و ترغیبهم فی الطاعة و ترهیبهم من المعصیة و
توقیفهم علی ما اراد من مصلحة دینهم و دنیاهم و
یخبرهم بماورد علیهم من الافاق(و) من الاهوال الی لهم
فیها المضرة و المنفعة و لایکون الصابر فی الصلاة منفصلاً و لیس
بفاعل غیره ممن یؤمّ الناس فی غیر یوم الجمعة؛35
چون مصلای نماز جمعه، محل حضور تمامی مردم است، شارع میخواهد
این مشهد عام، وسیلهای در اختیار امیر و رهبر
مسلمانان باشد که با استفاده از این منبر مهم، مردم را موعظه کند و آنان را
به طاعت تشویق نماید و از معصیت باز دارد و آنها را از اخبار
گوناگونی که از آفاق میرسد و منافع یا مضار مردم در آن است
مطلع سازد و مردم از این اخبار بیاطلاع نباشند، و چنین امر
مهمی از کسی جز امیر ساخته نیست و از امامان جماعت که در
غیرجمعه پیشوایی نماز میکنند چنین
اموری برنمیآید.
این بخش از روایت، بسیار روشن و به طور صریح دلالت
میکند که امامت جمعه در اختیار امیر و رهبر جامعه اسلامی
است تا از یک بُعد مردم را موعظه کند و از بُعد دیگر اخبار مهم
اجتماعی و سیاسی را در اختیار مردم قرار دهد و افکار
عمومی از رشد کافی برخوردار شود. بنابراین جایگاه خطابه
نماز جمعه وسیلهای است که در اختیار حکومت اسلامی قرار
میگیرد و با امامت جمعه از این جهت تفاوت ماهوی دارد.
مناجات صحیفه سجادیه
در دعای 48 صحیفه سجادیه که مربوط به روز جمعه و عید
قربان است، نیز به منصوب بودن امام جمعه و عید چنین اشاره شده
است:
اللهم ان هذا المقام لخلفائک و اصفیائک و مواضع امنائک...؛
پروردگارا، جایگاه امامت عید و جمعه، از مناصب اختصاصی خلفا
و اصفیای تو و جایگاه امینان توست.
موثقة سماعه
سماعة از امام صادق درباره نماز روز جمعه میپرسد و حضرت در پاسخ
میفرمایند:
اما مع الامام فرکعتان و اما من یصلی وحده فهی اربع رکعات و
ان صلوا جماعة؛36
در ظهر روز جمعه اگر نماز با امام المسلمین برگزار شود، دو رکعت است،
ولی کسی که تنها و بدون امام المسلمین نماز میخواند،
باید چهار رکعت نماز بگزارد؛ هر چند نمازش را به جماعت بخواند.
صحیحه محمدبنمسلم
محمدبنمسلم از امام باقر(ع) نقل میکند که فرمودند:
تجب الجمعة علی سبعة نفر من المسلمین(المؤمنین) و لاتجب
علی اقل منهم الامام و قاضیه و المدعی حقاً و المدعی
علیه و الشاهدان و الذی یضرب الحدود بین ید الامام.37
هفت گروهی که در این روایت از آنها یاد شده است و در
رأس آنها امام المسلمین وجود دارد، به خوبی از منصب سیاسی
و حکومتی بودن امام جماعت حکایت میکند.
صحیحة زراره
قال حدثنا ابوعبدالله علی صلاة الجمعة حتی ظننت ان نأیته
فقلت نغدو علیک فقال لا انما عنیت عندکم.38
این روایت نشانه ارتکاز ذهنی زراره است. وی چون امامت
جمعه را منصب امام(ع) میدانسته است، وقتی امام او را وادار به نماز
جمعه میکند، میپندارد که فردا خدمت امام برسد و نماز جمعه را با
ایشان اقامه کند، ولی امام(ع) به او میفرماید: نماز را
نزد خودتان اقامه کنید.
علاوه بر روایات بالا، روایات زیاد دیگری
نیز در این زمینه وجود دارد. در مجموع از این
روایات و از سیره و اجماع به خوبی استفاده میشود که نماز
جمعه از مناصب امام المسلمین است در حوزه اختیارات حکومت اسلامی
قرار میگیرد.
نتیجهگیری
طبق بررسی انجام شده در این بخش، میتوان گفت از جهت
فقهی، برخی از مذاهب فقهی مثل شافعی و مالکی و
حنبلی و ظاهری، سلطان بودن را برای امامت جمعه شرط نمیدانند،
ولی علاوه بر اینکه طبق مذهب حنفی، اوزاعی و
زیدی، سلطان یا مأذون بودن از سوی سلطان برای امامت
جمعه لازم و معتبر است، طبق فقه شیعه، این مسئله از ضروریات
فقهی است و ادله فراوانی از اجماع و سیره تا انبوهی از
روایات، این شرط را اثبات میکند.
بخش دوم: عدالت امام جمعه در مذاهب اسلامی
چنان که در ابتدای مقاله گذشت، عمدهترین اختلاف مذاهب
اسلامی در باب امامت جمعه و شرایط الزامی آن، حول دو محور
متمرکز است: منصب بودن و عدالت. بخش اول به بررسی حول محور اول اختصاص
یافت و بخش دوم، محور دوم و بررسی لزوم یا عدم لزوم عدالت از
دیدگاه مذاهب مختلف اسلامی پی میگیرد.
مذاهب اسلامی در موضوع عدالت به دو گروه قابل طبقهبندی میشوند:
گروه منکران عدالت برای امامت جمعه و گروه پیروان عدالت برای
امامت جمعه. آنچه در پی میآید، گزارشی فشرده همراه با
مستند فقهی نظر این دو گروه است.
گروه اول: منکران لزوم عدالت برای امامت جمعه
چهار مذهب فقهی معروف اهل سنت گویا بر این مطلب اتفاقنظر
دارند که برای امامت جمعه، عدالت شرط نیست و افراد فاسق نیز
میتوانند امامت این نماز را بر عهده گیرند.
حنفیان
از نظر حنفیان، عاقل و مسلمان بودن برای امامت جمعه کافی
است و با احراز این دو شرط هر شخصی ولو بنده، اعرابی،
نابینا، حرامزاده و فاسق میتواند امامت جمعه کند؛ گرچه: «التقی
اولی من الفاسقین؛ پرهیزگار بر فاسق ترجیح دارد.»39
شافعیان
فتوای فقهای شافعی نیز فتوایشان این است
که «تجوز الصلاة خلف الفاسق؛40نماز گزاردن پشت سر فاسق، مطلقاً جایز است.»
مالکیان
به مالکیها نیز همچون حنفیه و شافعیه نسبت میدهند
که آنان امامت فاسق را برای امامت جمعه و جماعت مجاز میشمارند. البته
مالکیان این امر را مکروه میدانند؛ اگر چه فاسق برای
فاسق امامت کند.41
حنبلیان
حنبلیها برای امامت جماعت عدالت را شرط میشمارند،
ولی در امامت جمعه و عید، به دلیل ضرورت، نماز گزاردن پشت سر
فاسق را جایز دانستهاند.42
ظاهریان
ابنحزم اندلسی نیز که فقیهی ظاهری است شرط
عدالت را استنکار میکند و آن را به خوارج نسبت میدهد.43
مستند فقهی گروه اول
ادله و روایاتی به عنوان مستند برای عدم لزوم عدالت در
امامت جمعه ذکر شده است. این ادله عبارتاند از:
1.روایت پیامبر اکرم(ص): «صلوا خلف من قال لاالهالا
الله؛ پشت سر هم گوینده لاالهالاالله نماز گزارید.»
2. روایت پیامبر اکرم(ص): «صلوا خلف کل بر و فاجر؛ پشت
سر هر نیک و بد نماز گزارید.»
3. سیره: سیره صحابه و تابعین، نماز جمعه خواندن
با فاسقان بوده است. مثلاً عبداللهبنعمر، در نماز جمعه حجاجبنیوسف شرکت
کرده، با وجود آنکه حجاج فاسقترین مردم زمان خویش بوده است.44
بررسی نظر حنبلیان
از نظر حنبلیها روایت «صلوا خلف کل بر او فاجر» عمومیت
ندارد و مورد آن تنها نماز جمعه و عید است و قابل توسعه به سایر
نمازها نیست. از نظر آنان تنها در نماز جمعه میتوان به فاسق اقتدا
کرد. دلیل این امر نیز دو روایت است:
روایت اول: پیامبر اکرم(ص) به ابوذر فرمود: چگونه خواهی بود
اگر امیران و پادشاهان بر تو حاکم گردند و نماز را از وقت خویش
پایمال کنند؟ ابوذر گفت: دستور شما چیست؟ آن حضرت فرمود: نماز را در
وقت خود بخوان و اگر با آنان نماز را درک کردی، نماز را به جایآر،
زیرا برای تو نافله است.
روایت دوم: «لاتؤمن امرأه رجلاً و لافاجر مومناً الا ان یقهره
بسلطان او یخاف سوطه او سیفه؛ زن امین مرد، و فاجر امین
مؤمن واقع نمیشود، مگر اینکه فاجری، مؤمن را با قدرت سلطه
خویش مقهور گرداند یا با زور تازیانه یا شمشیر او
را بترساند.»
بر این اساس، حنبلیها با توجه به اینکه ابنعمر پشت سر حجاج
نماز خوانده و امام حسن(ع) و امام حسین(ع) نیز با مروان نماز خواندهاند،
معتقدند: نماز جمعه و عید غالباً در دست سلاطین و حاکمان فاسق است و
اگر نماز خوانده نشود، موجب نابودی و از بین رفتن آنها میگردد.
پس میتوان در این دو مورد، به امامت فاسق نماز گزارد.45
نتیجهگیری
طبق گزارش بالا مذاهب اربعة اهل سنت در مجاز شمردن امامت فاسق برای نماز
جمعه متفقالقولاند. ولی اینکه مستندات بالا تا چه اندازه میتواند
این فتوای مهم و سرنوشتساز را به اثبات برساند، جای تأمل و
پرسشهای فراوان است. گذشته از بحث سند و راویان این
روایات و تعارض آنها با روایات دیگر، برخی از سؤالات مهم
از این قرارند:
1.آیا روایت: «صلوا خلف من قال لاالهالاالله» چنان
عموم و اطلاقی دارد که به هیچ وجه استثنایی به آن نخورده
و آن را تخصیص یا تقیید نزده است؟ مگر نه این است
که به فتوای خود این فقیهان، اقتدای مرد به زن مجاز
نیست، در حالی که عموم این روایت آن را مجاز میشمرد.
2. آیا ادله قرآنی و روایی فراوانی
نشان نمیدهد که این عموم باید تخصیص بخورد؟
3. آیا روایت «صلوا خلف کل برّ او فاجر» مخالف با کتاب
الله نیست؟ قرآن میفرماید: «ولاترکنوا الی الذین
ظلموا»(هود: 113). مگر فاسق ظالم نیست؟ و مگر به دستور این آیه
نباید پشت سر او قرار نگرفت، بلکه باید به او پشت کرد؟
4. آیا ادله امر به معروف و نهی از منکر به عنوان
فریضهای همگانی، برای مبارزه با فسق دستور صادر
نمیکند؟ آیا نهی از منکر عملی ایجاب نمیکند
که با فاسق به گونهای رفتار شود که به حاشیه جامعه رانده شود؟
آیا پشت سر فاسق ایستادن و در نماز به او چشم دوختن و او را
امین قرار دادن و قرائت مسلمین را به او سپردن، موجب گسترش منکر و فسق
نیست؟
5. آیا تمسک به سیره صحابه در این موارد
میتواند حجت باشد؟ با وجود اینکه ترس و بیم از ستمگران و
تقیه بودن رفتار آنها، آدمی را مطمئن میکند این مسئله
امری اجباری بوده است و نمیتواند مستند یک فتوا قرار
گیرد.
6. آیا هرگز به عواقب چنین فتوایی
اندیشیده شده است که اگر امامت فاسق برای نماز مجاز شمرده شود،
با توجه به اینکه امامت جمعه را حاکمان و والیان در اختیار
داشتهاند، چه خطر بزرگ و انحراف عظیمی نظام سیاسی و
حکومت را تهدید میکند؟ با تأیید صحت و مشروعیت
نماز جمعه پشت سر انسانهای ظالم و فاسق، چه سرنوشت شومی برای
مسلمانان و اصل اسلام و آموزههای آن که اساس معارف خود را بر مبارزه با ظلم
و فسق و برقراری قسط و عدل متمرکز کرده است، رقم خواهد خورد؟
گروه دوم: پیروان لزوم عدالت برای امامت جمعه
زیدیه و خوارج از یک سو و امامیه از سوی
دیگر، بر شرط بودن عدالت در امامت جمعه تأکید میورزند. در
این قسمت فشردهای از دیدگاه این گروهها را مرور
میکنیم.
زیدیه
عادل بودن امام جمعه، از شرایط حتمی و غیرقابل گذشت در فقه
زیدیه است. آنان که امامت جمعه را منصب نیز میشمرند،
برای مشروعیت حکومت شرایطی را عنوان میکنند. در
نظر آنان حکومت ظالمان، فاقد مشروعیت است و ظالم و فاسق نمیتوانند
متصدی اقامه نماز جمعه باشد. خداوند میفرماید: «ولاترکنوا
الی الذین ظلوا» (هو: 113). در برخی روایات آمده است: «لایؤمنکم
ذو جرأة فی دینه؛ افراد جسور در دین نباید معتمد و مورد
اطمینان مسلمانان قرار گیرند.» در روایت دیگری
میخوانیم: «ولایصلین مؤمن خلف فاجر؛ هیچ
مؤمنی نباید به فاجری اقتدا کند.»
زیدیه طبق این ادله معتقدند: عدالت از شرایط
حتمی امام جمعه و جماعت است. و این شرط از شرایط اجماعی و
مورد اتفاقی برای آنان به شمار میآید.46
خوارج
خوارج و از جمله اباضیه نیز، ملتزم به شرط عدالت برای امامت
جمعهاند. به گفته مورخان، جابربنزید، از پیشوایان
اباضیه، در نماز جمعه حجاجبنیوسف شرکت میجست، ولی با
اشاره نماز میخواند؛47گویا از روی تقیه و از باب ضرورت
خود را مجبور به شرکت میدیده است.
لزوم عدالت برای امامت جمعه در فقه شیعه
عدالت در امامت جماعت و جمعه، از مسلمات و اجماعیات فقه شیعه است.
به گفته صاحب جواهر:
«لایجوز الائتمام بالفاسق اجماعاً محصلاً و منقولاً
مستنفیضاً او متواتراً کالنصوص؛48
اجماع محصل و اجماع منقول (در حد استفاضه یا تواتر) و روایات
مستفیض یا متواتر، همگی دلالت بر مجاز نبودن اقتدا به فاسق
دارند.
در این امر نه تنها فسق مانع است، بلکه عدالت شرطی است که
باید محرز شود. لذا اقتدا کردن به افراد مشکوک نیز که عدالت آنها محرز
نشده جایز نیست.
ازامام باقر(ع) روایت است: «لاتصل الا خلف من تثق بدینه و امانته؛49تنها
و تنها پشت سر کسی نماز بگزار که به دینش و امانتداریاش وثوق
داشته باشی.»
از امام رضا(ع) نیز روایت کردهاند که وقتی از ایشان
پرسیده شد: «رجل یقارف الذنوب و هو عارف بهذا الامر اصلی خلفه؟؛
اگر مردی از اهل معصیت و گناه است، ولی با امامت اهل بیت
آشناست و به آن معرفت دارد، آیا میتوان به او اقتدا کرد؟» امام(ع) در
پاسخ فرمودند: «لا؛50نمیتوان پشتسر فاسق، هر چند شیعه باشد، نماز
گزارد.»
روایت فوق نماز جمعه و جماعت را شامل میشود. به علاوه، در خصوص
نماز جمعه نیز روایات برلزوم عدالت امام جمعه دلالت میکنند. از
آن جمله روایت فضلبنشاذان است که در شرط منصب بودن گذشت و در ان امام جمعه
را چنین معرفی میکند: «لعلمه و فقهه و فضله و عدله.»51این
روایت عدالت را از ویژگیهای امام جمعه میشمرد.
نگاهی فشرده به جایگاه عدالت در نظام فکری ـ فقهی
فریقین
کلمه عدالت که از واژه عدل اشتقاق یافته و به معنای
انصاف، قسط و اجتناب از افراط و تفریط تفسیر میشود،52از واژههای
پرجاذبه و تأثیرگذار و مهم و در عین حال پر کاربرد در شاخههای
گوناگون علمی و دانشهای فکری دینی و بشری است
که به طور گذرا به برخی از این جهات اشاره میکنیم:
1.عدالت عنصر ساری در نظام تکوین و جهان هستی
است که بر اساس آن نظام پر هیمنه آفرینش استوار گشته است. نظم و
قانونمندی خیره کننده عالم، محصول این عدالت است؛ «بالعدل قامت
السماوات و الارض.» انسان عادل، کسی است که خود را با این نظام
عادلانه وفق داده است.
2. عدل یکی از اوصاف خداوند سبحان است. او از یک
سو نظام آفرینش را بر وفق عدل خویش آفریده است وجهان
مظهری از عدل ربوبی اوست، که هر چیزی در جای خود
نهاده شده است: «وضع کل شی فی موضعه»، و از سویی در نظام
تشریعی این جهانی و مجازات مجرمان در جهان آخرت بر وفق
عدل حکم میکند. این بُعد از عدل، از عقاید امامیه است که
بیشتر متکلمان اشعری اهل سنت با آن مخالفاند.
3. عدالت از عناصر مطلوب در حیطه زندگی فردی و
اجتماعی است. خرد آدمی به عنوان یکی از مستقلات
عقلیه به حسن ذاتی و مطلق آن در هر زمان و مکان ایمان دارد و در
برابر ظلم و بیعدالتی را قبیح ذاتی و مطلق میشمرد.
این معنای از عدل نیز مورد پذیرش فیلسوفان و
متکلمان شیعه است، در حالی که اشاعره آن را انکار میکنند.
4. رفتار عادلانه و اجتناب از بیعدالتی و مبارزه با
ظلم از دستورهای شریعت اسلامی است. طبق معارف دینی،
ظلم در سه حیطه نمود پیدا میکند:
الف) ظلم میان انسان و خداوند که بر اثر شرک پدید میآید:
«ان الشرک لظلم عظیم»(لقمان:12). در این حال، آدمی حق
الهی را زیر پا مینهد.
ب) ظلم میان انسان و خویشتن: این ظلم هنگامی رخ
میدهد که انسان دچار گناه و عصیان میشود و حقوق مربوط به جان
و روان و هستی خویش را زیر پا مینهد و با بیعدالتی
با آنها برخورد میکند: «ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفرلنا و ترحمنا لنکونن
من الخاسرین»(اعراف: 23).
ج) ظلم میان انسان و جامعه: آدمی باید حقوق دیگران را
محترم شمرد و به کسی ظلم و تجاوز نکند. این فرمان الهی است که
باید عدالت پیشه کرد، نه ظلم کرد و نه زیر بار ظلم رفت: «لاتَظْلِمُونَ
وَ لاتُظْلَمُونَ»(بقره: 279).
5. اقامه قسط و عدالت از اهداف اساسی تشکیل حکومت
اسلامی و از اهداف بعثت پیامبران بوده است: «ولقد ارسلنا رسلنا
بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط»(حدید:35).
6. در حیطه علم اخلاق، عدالت رعایت حد وسط و اجتناب از
افراط و تفریط در قوای شهوت و غضب و تفکر است. کسی را انسان
اخلاقی مینامند که در این امور اعتدال را رعایت کند تا
به فضیلت اخلاقی نائل آید.
7. در امور بسیاری مثل قضاوت، شهادت در نزد
قاضی، شاهد طلاق بودن و امامت جماعت، عدالت و اجتناب از گناه از شرایط
لازم است. همین شرط در بحث امامت جمعه به نحو احسن و اکمل مطرح میشود،
چون عدالتی که برای امامت جمعه در فقه شیعه تصویر
میشود، با عدالتی که در امام جماعت مطرح است، بسیار تفاوت دارد.
منصب امامت جمعه در اصل از اختیارات معصوم است. بر اساس نظریه
امامت شیعه، آنچه شرط اولیه است. عصمت است که امام المسلمین
باید داشته باشد و در این حالت به امامت جمعه بپردازد. در درجه دوم به
جای عصمت، عدالت مینشیند. ولیّ امر در عصر غیبت و
دسترس نداشتن به امام مسلمانان، از جانب معصوم، نیابت و ولایت بر امور
را دریافت کرده است. وی باید از آن چنان عدالت و ملکه
نفسانی برخوردار باشد که قدرت و اختیاراتی که به امانت به او
سپرده شده است، وسیله وسوسه و سوء استفاده وی قرار نگیرد. در
واقع عدالت او به آن است که بتواند اقامه قسط و عدل کند و احکام الهی را در
صحنه اجتماعی تا حد امکان به اجرا درآورد و حدود الهی را اقامه کند و
حقوق مردم را به آنها اعطا نماید. روشن است که این عدالت مشروط در
حاکم اسلامی و امام جمعه، با عدالتی که برای امام جماعت معتبر
است، تفاوت عمده و اساسی دارد.
حال وقتی عدالت را در حیطههای هفتگانه فوق بررسی
میکنیم، میبینیم که نظام فکری ـ
فلسفی شیعه از یک سو، و نظام فقهی ـ سیاسی آن
از سوی دیگر، مجموعهای منسجم و مترابط و کارامد را پدید
میآورد. در تمامی این حیطههای یاد شده،
شیعه عدالت را باور دارد و از عدالت اصول مسلم و خدشه ناپذیر اوست.
اما مطلب در اندیشه کلامی و فتاوای فقهی و
سیاسی بیشتر اهل سنت به گونهای کاملاً متفاوت جلوه
میکند. از یک سو در بُعد کلامی، اشاعره که بیشتر اهل سنت
را تشکیل میدهند، در صفات الهی، عدل را به عنوان
حقیقتی که بتوان آن را وصف کرد، نمیپذیرند و حسن و قبح
ذاتی عدل و ظلم را مورد تردید قرار میدهند. از
سویی، آنان در حوزه فقاهت و اندیشه سیاسی، با حذف
شرط عدالت از امامت جماعت و جمعه و مهمتر از آن با حذف شرط عدالت از
مشروعیت حکومت و کسانی که به قدرت دست یافته و بر آن چنگ زدهاند،
راهی پرسنگلاخ و پرپیچ و خم را طی کردند.
آنان در بحث حاکمیت سیاسی با تأثر از اوضاع اجتماعی،
برای اثبات مشروعیت حاکمان اموی و عباسی و مانند آنها،
امامت فاسقان را که از روی غلبه و با استفاده از قدرت قاهره و زور بر مردم
حکومت یافتند پذیرفتند و عدالت را از شروط حاکمیت حذف کردند و
به امامت تغلبیه مشروعیت بخشیدند. دغدغه آنها ضرورت حفظ نظم و
امنیت بود و بدینسان به خاطر حفظ نظم و امنیت، عدالت را فدا
کردند و به راحتی بدون تأکید بر اینکه پذیرش حاکمیت
فاسقان امری اضطراری و حکمی ثانوی است، به مشروعیت
حکومت جبارانی همچون حجاجبنیوسف ثقفی تن دادند و حتی
اطاعت از حاکمان فاجر را نیز واجب شمردند.
به نظر احمدبنحنبل اطاعت از کسی که با شمشیر و قهر و غلبه
خلیفه شد و امیرالمؤمنین نامیده میشود لازم است و
هیچ کس نباید به او طعنه زند و در برابر او بایستد.
متفکران گوناگون و فقیهان مختلف اهلسنت، هر یک به گونهای
به مشروعیت چنین حکومتهای ظالمانه و فاسقانهای رأی
دادند. تفتازانی، فضل اللهبنروزبهان، غزالی و ابنحزم، از جمله
این افرادند. به گفته ابنحزم، کسانی که عدالت را برای حاکم شرط
ندانستهاند عبارتاند از: همه صحابه و همه فقهای تابعین و جمهور
اصحاب حدیث و احمد و شافعی و ابوحنیفه و دیگران.53
اما در مذهب شیعه حکومت فاسقان و ظالمان به شدت مورد انکار است و روش
امامان شیعه، به ویژه امام حسین(ع)، مبارزه با این افکار
و بدعتهای ناروا بوده است. البته بررسی عواقب چنین اندیشههایی
که به اکثریت متفکران و فقهای اهل سنت منسوب است و تأثیر
عمیقی که بر حیات اجتماعی ـ سیاسی مسلمانان و
حتی اساس اسلام داشته و دارد، نیازمند فرصتی دیگر است؛ هر
چند با کمی تأمل و نگاه به گذشته و حال مسلمانان، میتوان این
عواقب را دریافت.
پینوشتها
1.ر.ک: طبرسی، مجمع البیان، ج 10، ص 8 ـ 9؛
قرطبی، الجامع الاحکام القرآن، ج 18، ص 98ـ 99؛ سیدجعفرالعاملی،
الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ج 4، ص 133؛ سنن ابنداود، ج 1، ح
1068، 1069.
2. ر.ک: شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج 3، ابواب
صلاة الجمعة و آدابها، باب 40، «باب وجوب تعظیم یوم الجمعه و التبرک
به و اتخاذه عیداً و اجتناب جمیع المحرمات فیه»، ص 62 ـ 68.
3. محمدجواد مغینه، الفقه علی المذاهب الخمسة، ج 1، ص 197.
4. شیخ حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 13، ص 273ـ342؛
سیدعلی طباطبایی، ریاضالمسائل، ج 4، ص329ـ337.
5. عبدالرحمن الجزیری، الفقه علی المذاهب
الاربعة، ج 1، ص 409ـ432.
6. جواهر الکلام، ج 13، ص 324.
7. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج 5، ابواب صلاة
الجماعة، باب 14، ح 1و2.
8. عبدالرحمن الجزیری، الفقه علی المذاهب
الاربعة، ج 1، ص 429.
9. همان، ص 409.
10. ابنحزم اندلسی، المحلی، ج 5، ص 52.
11. ر.ک: علی اصغر مروارید، المصادر الفقهیة، ج 4،
ص 720.
12. ألاُم، ج 1، ص 231.
13. علی اصغر مروارید، همان، ج 6، ص 1829.
14. المحلی، ج 5، ص 49و 52.
15. همان، ص 52.
16. ر.ک: نگارنده، منصب امامت جمعه در حکومت اسلامی.
17. ابنادریس شافعی، الام، ج 1، ص 213؛ علی
اصغر مروارید، ج 6، ص 1670.
18. الکافی فی فقه ابن حنبل، نقل از: علی اصغر
مروارید، همان، ج 6، ص 1670.
19. ر.ک: ر.ک علی اصغر مروارید، الماصدر
الفقهیة، ج 3،ص 13 و ص 374.
20. فقه الاوزاعی، ج 1، ص 260ـ261.
21. الروضة البهیة فی المسائل المرضیة، شرح نکت
العبادات، ص 62.
22. وسائل الشیعة، ابواب صلاة الجمعة، باب 1، ح 28.
23. ر.ک: علی اصغر مروارید، ج 3، ص 368و378.
24. همان، ص 378.
25. همان، ص 378.
26. فقه اوزاعی، ج 1، ص 260ـ261.
27. جواهر الکلام، ج 11، ص 151.
28. ر.ک: حیات ابنابیعقیل العمانی و فقه،
ص 247ـ248؛ شیخ مفید، الارشاد، مجموعه مصنفات شیخ مفید، ج
11، ص 342؛ الشریف المرتضی، الرسائل، المجموعة 71 و 7، ص 272.
29. کتاب الخلاف، ج 1، ص 626.
30. ر.ک: علی اصغر مروارید، همان، ج 5، ص 555؛ السرائر
الحاوی لتحریر الفتاوی، ج 1، ص 303؛ جواهرالکلام، ج 11، ص 153.
31. ر.ک: تذکرة الفقهاء، ج 4، ص19؛ کنزالعرفان فی فقه
القرآن، ص168؛ جامع المقاصد فی شرح القواعد، ج2، ص371.
32. شیخ مفید، همان، ج 11، ص 26ـ27.
33. ر.ک: خلاف، ج 1، ص 626ـ627؛ المعتبر فی شرح المختصر، ج 1،
ص 279ـ280؛ کنزالعرفان، ج 1، ص168؛ ذکری الشیعة، ج 4، ص 104؛ جواهر
الکلام، ج 11، ص 156.
34. وسائل الشیعة، ج 5، ابواب صلاة الجمعة، باب 6، ح 3.
35. همان، باب 25، ح 6.
36. همان، باب 6، ح 8.
37. هان، باب 2، ح 9.
38. همان، باب 5، ح 1.
39. علاء الدینبنمسعود کاشانی، بدائع الصنایع؛
علی اصغر مروارید، مصادر الفقهیه، ج 6، ص 16ـ162.
40. همان، ج 5، ص 1572.
41. الفقه علی المذاهب الربعة، ج 1، ص 429.
42. همان.
43. ابنحزم اندلسی، وسائل، ج 3، ص 207ـ208، نقل از: رسول
جعفریان، دوازده رساله فقهی درباره نمازجمعه، ص 17ـ 18.
44. علی اصغر مروارید، همان، ج 4، ص 160ـ162 و ج 5، ص 1572.
45. همان، ج 6، ص 1933ـ1934.
46. الروضة البهیه فی المسائل المرضیة، شرح نکت
العبادات، ص 62؛ احمدبنیحییبنالمرتضیبنالمفضل الحسن،
البحر الزخار الجامع لمذهب علماء الامصار، ج 2، ص 13.
47. فقه الامام جابربنزید، به کوشش یحیی
محمد بکوش، ص 197.
48. جواهر الکلام، ج 1، ص 275 و ج 11، ص 296.
49. وسائل الشیعة، ابواب صلاة الجماعة، باب 10، ح 2.
50. همان، باب 11، ح 10.
51. همان، ابواب صلاة الجمعة، باب 6، ح 3.
52. احمدبنفارس زکریا، معجم مقاییس اللغة، ج 4،
ص 246ـ247؛ لغتنامه دهخدا، ج 9، ص 13905.
53. ر.ک: بهرام اخوان کاظمی، عدالت در نظام سیاسی
اسلام، ص 125ـ138.
* عضو هیأت علمی مدرسه عالی فقه و معارف
اسلامی.
پدیدآورنده: حجتالاسلام والمسلمین مصطفی جعفرپیشه*
http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?LanguageID=1&id=33782&SubjectID=47880
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
نماز جمعه، اهداف و وظیفه ها
نماز جمعه، اهداف و وظیفه ها [1]
خدمت به نماز جمعه، خدمت به دین و تقواست; چون نماز جمعه برای
گسترش تقوا و روحدینی در مردم است; همچنان که دمت به نماز جمعه، خدمت
به آگاهی سراسری ملت ایراناست; چون نماز جمعه یک عمل صرفا
عبادی نیست; عملی است که در ذات و ترکیب خود،
آگاهیبخش است; هم اجتماع عظیم مسلمانان را هر هفته تشکیل
می دهد و به رخ دوست و دشمنمی کشد و هم به وسیله خطیب
جمعه، اوضاع و احوال سیاسی برای آن ها تشریح و
تبیینمی شود . حقیقتا نماز جمعه در اسلام ترکیب
عجیبی است; از یک طرف، توصیه مردم بهتقوا و
پاکدامنی و اعراض از هواهای نفسانی است و از طرف دیگر،
آگاه کردن مردم ازجریان های سیاسی و توطئه های
دشمنان و نیازهای دوستان، و اوضاع دنیای اسلام است.
نسل جوان ما تشنه حقیقت، فهمیدن و آگاه شدن است . نمازهای
جمعه باید بتواند اینتشنگی را به نحو نیکوتر به انجام
برساند . باید به نیاز عمومی نسل جوان پاسخ داد.اگر با نگاه
متدبرانه به اوضاع کشور خود و گذشته و آینده آرمانی آن نگاه
کنیم، نقشنماز جمعه و اهمیت این فریضه را بیشتر درک
خواهیم کرد.
یکی از مهم ترین سر فصل های نماز جمعه،
توصیه به تقواست . البته این گونه تقوا،فقط با گفتن و توصیه
کردن تحقق پیدا نمی کند; هر چند گفتن و توصیه کردن، نقش
مهمیدارد و نباید از نقش بیان و نصیحت و انذار و
تبشیر - که شغل پیغمبران است - غافلبود; اما توصیه واقعی
به خود ما، چه ما به عنوان خطیب جمعه، چه ما به عنوان کارکنانو خدمتگذاران
نماز جمعه، این است که در عمل و رفتار خود حداکثر تلاش را بکنیم که این
تقوا فقط در زبان ما ظاهر نشود; بلکه در عمل ما هم ظاهر شود.
در نماز جمعه، مردم باید با جریانات و مسائل جهان اسلام آشنا شوند
و حقیقت رابفهمند . این مطلب همیشه همین طور بوده است،
اما امروز از همیشه مهمتر است; چرا؟چون دستگاه های سلطه طلب و مستکبران
دنیا پول خرج می کنند برای این که بتوانند حرفدروغ و
شایعه پراکنی و فریب و ترفندهای گوناگون
تبلیغی خود را به گوش مردم دنیابرسانند و افکار آن ها را از راه
حق منحرف کنند . چقدر در دنیا خلاف حق گفتهمی شود! رادیوهایی
که این طور پول خرج می کنند و بودجه های دولتی برای
آن هامی گذراند، برای این است که افکار مردم را در نقطه
یا نقاطی از دنیا از جاده حقیقتمنحرف کنند و مطالب را به
آن ها وارونه تحویل دهند و چون انسان دنبال تشخیص و فهمخود راه
می افتد، فهم مردم را عوض کنند تا مسیر آن ها عوض شود . در چنین
شرایطی،آگاه کردن مردم خیلی مهم است.
دشمن می خواهد مطالب خود را در بین مردم به دروغ و فریب
منتشر کند; ما نبایدعامل دشمن شویم و کار دشمن را آسان کنیم و
همان چیزی که او می خواهد در فضای فکری
وفرهنگی جامعه ما به وجود بیاورد، در داخل کشور به وسیله
مطبوعات، رسانه ها وتریبون ها به خورد مردم بدهیم; این
خطای خیلی بزرگی است، که اگر عمدا و با توجهصورت
بگیرد، خیانت بزرگی است; و اگر از روی غفلت باشد،
خطای بزرگی است . باید خیلیآگاه و مراقب بود . امروز
شگرد سلطه طلبی آمریکا و دستگاه های جهنمی
صهیونیستی دردنیا همین است . شما
ببینید در فلسطین اشغالی بدترین جنایت ها و
هولناک ترینکشتارها را علیه مردم مظلوم و مغضوب فلسطین انجام
می دهند; اما در افکار عمومی،فلسطینی را ظالم و مهاجم،
جلاد فلسطینی را مظلوم جلوه می دهند! امروز این گونه
ازتبلیغات بهره می برند . دشمنان علیه هر چیزی که
با سلطه طلبی و منافع نامشروع آن هاتقابل داشته باشد، تبلیغات
می کنند . در داخل کشور ما هم همین طور است . راهی کهاین
ها برای مقابله با این ملت بزرگ و عظیم الشان و این نظام
و کشور عزیز ما در پیشگرفته اند و تشخیص داده اند،
همینتبلیغات است[2].
[1] مبلغان ، مهر 1381،
شماره 33، با ولایت در تبلیغ
[2] جمهوری اسلامی، 6/5/1381
http://www.hawzah.net/Hawzah/Articles/Articles.aspx?LanguageID=1&id=49946&SubjectID=47871
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
رهنمودهایی به ائمه جمعه
حدیث ولایت، ج 1، دفتر مقام معظم رهبری ؛
به نظر من، یکی از مهمترین عوامل حفظ ایمان و
روحیه در مردم، همین نمازهای جمعه و خطبه های جمعه و حضور
معنوی مردم در صحنه ی نمازجمعه است و این که یک نفر انسان
امین، با زبان صادقی که مردم او را قبول دارند، هر جمعه از اوضاع کشور
برای مردم می گوید و آنها را نصیحت، و
جهتگیریشان را تصحیح می کند .
به اعتقاد من، این مهم یکی از پایه های
اساسی حفظ نظام اجتماعی ماست؛ در تاریخ هم همین طور بوده
است . هم ائمه ی عدل مثل رسول مکرم اسلام (ص) و هم خلفای جور در دوران
بنی امیه و بنی عباس و امرای آنها در اقطار بلاد
اسلامی، از نمازجمعه برای تحکیم پایه های حکومت استفاده
می کردند . اینها که نظام باطلی داشتند، بر مبنای ظلم و
تبعیض و عمل فاسقانه کار می کردند مثل حجاج بن یوسف ثقفی
و نمازجمعه شان حقیقی نبود و دعوت به تقوایی که می
کردند، به خاطر عمل غیرپرهیزکارانه ی خودشان، اثر
حقیقی را نداشت، اما درعین حال این حرفها تأثیر
زیادی می گذاشت؛ چون حساسیت و اهمیت این
تریبون زیاد است .
در حال حاضر، دستگاه حقی بر مبنای امامت و ولایت حق به وجود
آمده است و کسانی که امروز متصدی امر امامت جمعه اند، حقیقتا
انسانهای مؤمن و متقی و صادق و معنوی و روحانی و بی
طمع هستند و قصد اقتدار و قدرتمندی ندارند و این منصب را مقام و
موقعیت دنیایی نمی دانند . تأثیر و نقش
این تریبون در چنین شرایطی، فوق العاده و طراز اول
خواهد بود و قوام معنوی و حصار ایمانی جامعه را حفظ خواهد کرد .
اگر ما این تریبون را نمی داشتیم، معلوم نبود وضع انقلاب
و روحیه ی مردم چگونه بود . این، یکی از برکات
انقلاب بود و امام (ره) به این نکته توجه داشتند .
اوایلی که به امامت جمعه ی تهران منصوب شده بودم،
تشکیل این سمینار را خدمت حضرت امام (ره) پیشنهاد کردم . به
ایشان گفتم: ما در سرتاسر کشور، تعدادی علمای محترم داریم
که امام جمعه هستند البته در آن وقت تعدادشان به اندازه ی الان نبود و
درحقیقت یک شبکه ی سراسری برای اداره ی
معنوی جامعه و حفظ ایمان و حصار ایمانی کشور تشکیل
می دهند . اگر شما موافقت کنید، ما این شبکه را به هم وصل
کنیم و بعدا بین این مجموعه و ائمه ی جمعه ی جهان
اسلام، کنگره هایی تشکیل دهیم .
ایشان از این پیشنهاد خیلی خرسند شدند و
استقبال کردند . پس از جلب موافقت امام (ره) به قم آمدیم و آن سمینار
اول را که در کتابخانه ی مدرسه ی فیضیه برگزار شد،
تشکیل دادیم و نتیجتا این کار پایه گذاری شد
و بحمدالله تا امروز هم ادامه دارد .
شبکه بندی منصب امامت جمعه و نگاه کردن به این مجموعه به عنوان
حصار معنوی و ایمانی کشور و ملت، امر فوق العاده مهمی است
که مطلقا نبایستی مورد غفلت قرار گیرد . هنگامی این
شبکه حقیقی خواهد بود و خواهد توانست به صورت یک حصار
واقعی کار کند، که این اجتماعات به شکل مرتب و منظم انجام بگیرد
.
توصیه ی مؤکد من به آقایان محترم اعضای
دبیرخانه این است که سمینارهای ائمه ی جمعه چه
سمینارهای سراسری، چه سمینارهای استانی و چه
سمینارهای بین استانی که گاهی چند استان در
یک منطقه سمینار دارند مطلقا وقفه و تعطیلی پیدا
نکند؛ بلکه به صورت منظم و زمان بندی شده تشکیل شود . باید
این کار جدی تلقی شود؛ نه این که مجمعی به وجود
آید، تا افراد دور هم بنشینند و حرفی بزنند و قضیه تمام
شود .
سمینار، مجمعی است که افراد شرکت کننده، مسایل مربوط به آن
مجموعه را به صورت تحقیقی و بنیانی بیان کنند، تا
همه نسبت به این مسایل مشترک، دید واحدی پیدا کنند
و راه واحدی را برگزینند و گاهی هم از تجربیات و
تحقیقات یکدیگر استفاده کنند؛ یعنی مجموعه همسان
بشود و سطحش بالا رود .
یک سمینار حقیقی باید دو
خاصیت داشته باشد: اولا مجموعه را همسان و سطح آنها را به هم نزدیک
کند، ثانیا سطح را در مجموع بالا ببرد . یعنی با هر
سمیناری که تشکیل می شود، ما شاهد آن باشیم که قوام
و استحکام معنوی امامت جمعه و تریبونی که در شهر شماست، از
گذشته بیشتر شده است .
بعد هم ان شاءالله این سمینارها را به کنگره ی جهانی
ائمه ی جمعه وصل کنید که الان مدتی است چنین کنگره
یی که بسیار لازم و مفید می باشد تشکیل نشده
است . باید برادران محترم دبیرخانه همت کنند و مقدمات کار را فراهم
آورند و وقت بگذارند و قبل از آن که به این سمینار تشریف
بیاورند، روی مسایلی که فکر می کنند باید
مطرح بشود، مطالعه و فکر و تحقیق کنند . ممکن است بعضی از آقایان
اهل تتبع و تحقیق واسعی باشند؛ در این اجتماع تشریف
بیاورند و مسایل را مطرح کنند، تا سطح مجموعه بالا رود .
از سوی دیگر، باید محتوای خطبه ها و آنچه که
ارایه می شود، به صورت روزافزون اعتلاء داشته باشد و سطحش بالا رود . البته
به نظر من، این کار کاملا عملی و میسور است و از کارهای
جنبی خیلی مهمتر می باشد . اگر می خواهیم در
نمازجمعه فکر مردم را از لحاظ اسلامی به استدلالهای لازم آشنا
کنیم، یا ذهنشان را از لحاظ جهتگیری سیاسی
توجیه و ایمانشان را تقویت کنیم، این امر
احتیاج به کار و مطالعه دارد و بدون آن ممکن نیست .
من برای رفتن به نمازجمعه، شاید به طور متوسط سه ساعت مطالعه
می کنم و همیشه هم ناراضیم؛ به خاطر این که واقعا سه ساعت
وقت کمی است . به دلیل اشتغالات زیادی که همیشه
داشتم، قبل از روز جمعه یی که می خواهم به نماز بروم، فرصت
نمی کنم مطالعه کنم . روز جمعه از ساعت هشت صبح تا وقتی که به نماز
می روم، می نشینم مطالعه می کنم؛ در عین حال احساس
می کنم وقت بسیار کمی است .
واقعا جا دارد که یک خطبه ی روز جمعه، هفت، هشت ساعت مطالعه پشت
سر خودش داشته باشد . اگر ما بتوانیم این مهم را تأمین
کنیم، احساس می شود که یک کلاس عمومی سراسری
برای عامه ی مردم خواهیم داشت، و این چیزی
است که قطعا انقلاب را پیش خواهد برد . بنابراین، بایستی
هم ارتباط و اتصال آقایان روزبه روز مستحکمتر بشود، و هم آنچه که به مردم
داده می شود، روزبه روز سطحش بالاتر رود .
مردم به نمازجمعه و امام جمعه و چیز فهمیدن و
یادگیری مسایل سیاسی عالم علاقه مندند . هر
کس قدری از اخبار و تحلیلها و حرفهای تازه ی دنیا و
کشور را برای مردم بزند، آنها با شوق و علاقه دور او جمع می شوند و به
حرف او گوش می دهند . اگر این برنامه در نمازجمعه باشد، بلاشک جاذبه
پیدا خواهد کرد . باید با جاذبه های گوناگون، نمازجمعه را مورد
توجه مردم قرار داد، تا آنها بیایند و اهمیت آن را درک کنند .
آنچه که من مطرح می کنم، به معنای این نیست که حرف
تازه یی می زنم و شما آن را نمی دانید؛ خیر،
حرفهایی است که همه می دانند و بارها هم گفته شده است؛
بعضی از آنها مخصوصا مورد تأکید امام بزرگوار و عزیزمان بود که
مکرر بیان می کردند و ایشان عمده یا همه ی آنها را
فرموده اند، که لازم نیست دیگر من تکرار کنم؛ فقط چند نکته را مورد
تأکید قرار می دهم :
نکته ی اول، برخورد پدرانه در شهرها ومراکز نمازجمعه است؛ این
واقعا مهم است . یکی از خطرهایی که انقلاب را تهدید
می کند، همین است که مردم دچار دودستگی شوند و جناح بندی
و صف آرایی و خط و خطوط بر آنها حاکم شود . اگر امام جمعه به زبان
بگوید که من به جایی وابسته نیستم و جناحی را
تقویت نمی کنم و حتی این نکته را در نماز جمعه هم
تأکید بکند، اما در واقع این گونه نباشد، مردم متوجه این دو
موضع می شوند .
این طور نیست که ما در تریبون نمازجمعه به مردم
بگوییم به هیچ طرف وابستگی نداریم و از
کاندیدایی حمایت نمی کنیم و پدر همه
هستیم، اما در کنار این حرفها، با تعبیرات و گوشه و کنایه
و بعضی از کارهای جنبی، برخلاف این گفته و ادعا عمل
کنیم؛ مردم زود می فهمند . این اشتباه است که ما خیال
کنیم مردم به زبان فریب می خورند و خیال می کنند که
ما به یک طرف و جناح گرایش و تمایل خاصی نداریم؛
خیر، مردم این اختلاف را حس می کنند و تفاوت بین قول و
عمل امام جمعه، اثر معکوس خواهد بخشید .
واقعا باید آقایان ائمه ی جمعه پدرانه برخورد کنند . البته
امکان ندارد انسان در دل خود، با دو آدم یا دو جریانی که از
لحاظ فکری و سیاسی و سلیقه یی در مقابل هم
قرار دارند، یکسان برخورد کند . طبیعی است که بالاخره شما از
این دو نظر، یکی را قبول دارید و دیگری را نمی
پذیرید و به همان اندازه نسبت به آن که با شما همفکر است، گرایش
قلبی بیشتری دارید اشکالی هم ندارد اما دقت
کنید که برداشت ذهنی شما نبایستی در عمل و اظهارات و
برخوردتان اثر بگذارد .
نماینده یی که به مجلس می آید، احساس رقابت با
امام جمعه نکند . مسؤولی که در مسندی گمارده می شود که ممکن است
به جناحی هم وابسته باشد احساس مخالفت و مقابله با امام جمعه نکند . امام
جمعه با همه، گرم و مهربان و صمیمی برخورد کند . البته کار
مشکلی است، ولی باید تمرین و تلاش کنیم که ان
شاءالله این کار انجام بگیرد .
نکته ی دوم، با مردم بودن و ساده زیستی است . البته شما
این چنین هستید و الحمدلله همه ی آقایان از لحاظ
زندگی با عرض نسبتا عریضی در کیفیتها در سطح متوسط
قرار دارند؛ منتها برخی از این حفاظتهای زیادی که
در بعضی از شهرستانها مشاهده می شود، به اعتقاد ما غیرضروری
است و در جاهایی اصلا حفاظت لازم نیست . این کار، امام
جمعه را از مردم دور می کند . نباید وانمود شود که امام جمعه
فردی است که مورد تهدید و خطر است و باید برایش محافظ
گذاشت .
البته نمی خواهم بگویم اگر خطر واقعی وجود دارد، آن خطر دفع
نشود . معلوم است که حفظ جان عزیز آقایان واجب است؛ اما مهم آن است که
در این کار مبالغه نشود . باید واقع بین بود . این طور
نباشد که اگر حقیقتا احتمالی نیست و یا به قدر معقول و
مورد اعتنایش وجود ندارد، باز ما همان ترتیب اثر را بدهیم که
گویی انسان یقین دارد که خطر هست . آن مقداری که
واقعا لازم است، حفاظت انجام بگیرد و به همان اندازه ی ضروری «تقدربقدرها»
با قضیه برخورد شود، نه بیشتر .
در تأمین امکانات نیز اعتقاد شخصیم این است که امام
جمعه باید به مردم متکی باشد و همان رابطه ی آخوندی
سنتی با مردم حفظ شود . این بهتر از آن است که امام جمعه به مرکز
متکی باشد و مرکز برای امام جمعه خانه بسازد و یا ماشین
تهیه کند . یک وقتی احتیاج و ضرورت وجود دارد، که
یقینا بایستی این پشتیبانیها از مرکز
انجام بگیرد؛ اما باید روال عمومی و طبیعی
این باشد که امام جمعه مثل یک روحانی معمولی عمل کند .
http://www.hawzah.net/Hawzah/Articles/Articles.aspx?LanguageID=1&id=6248&SubjectID=47869
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
نماز جمعه در قرآن
ترجمه المیزان ج 19 ، علامه طباطبایی؛
ترجمه آیات 11-9 سوره جمعه
هان ای کسانی که ایمان آوردید هنگامی که در روز
جمعه برای نماز جمعه اذان داده می شود به سوی ذکر خدا
بشتابید و دادوستد را رها کنید، اگر بفهمید این
برای شما بهتر است(9).
و چون نماز به پایان رسید در زمین پراکنده شوید و از
فضل خدا طلب کنید و خدا را بسیار یاد کنیدتا شاید
رستگار گردید(10).
و چون در بین نماز از تجارت و لهوی با خبر می شوند به
سوی آن متفرق گشته تو را در حال خطبه سرپا رها می کنند بگو آنچه نزد
خدا است از لهو و تجارت بهتر است و خدا بهترین رازقان است(11).
بیان آیات
بیان آیات مربوط به نماز جمعه، امر به شتاب بدان و رها کردن هر
کاری باز دارنده از آن
این آیات وجوب نماز جمعه و حرمت معامله را در هنگام حضور نماز
تاکید نموده، در ضمن کسانی را که در حال خطبه نماز آن را رها نموده،
به دنبال لهو و تجارت می روند عتاب نموده، عملشان را عمل بسیار ناپسند
می داند.
"یا ایها الذین امنوا اذا نودی
للصلوة من یوم الجمعة فاسعوا الی ذکر الله و ذروا البیع..."
منظور از نداء برای نماز جمعه، همان اذان ظهر روز جمعه است، همچنان که
در آیه
"و اذا نادیتم الی الصلوة اتخذوها هزوا" (1)
نیز مراد همین است.
کلمه"جمعه" - به ضم حرف جیم و میم، یا
به ضم جیم و سکون میم - به معنای یک روز از هفته است، که
عرب قدیم آن را"یوم العروبة"می گفته اند، و سپس آن را
جمعه خوانده اند، و این نام بیشتر مورد استعمال قرار گرفت.و منظور از"نماز
روز جمعه"همان نمازی است که مخصوص روز جمعه تشریع شده.و منظور از"سعی
به سوی ذکر خدا"دویدن به سوی نماز جمعه است.و مراد از"ذکر
خدا"همان نماز است، همچنان که در آیه"و لذکر الله اکبر" (2) به
طوری که گفته اند مراد نماز است.
ولی بعضی (3) گفته اند: منظور از"ذکر خدا"در خصوص
آیه مورد بحث خطبه های قبل از نماز است.و جمله"و ذروا
البیع"امر به ترک بیع است، و به طوری که از سیاق
برمی آیددر حقیقت نهی از هر عملی است که انسان را
از نماز باز بدارد، حال چه خرید و فروش باشد،و چه عملی دیگر.و اگر
نهی را مخصوص به خرید و فروش کرد، از این باب بوده که
خرید وفروش روشن ترین مصداق اعمالی است که آدمی را از
نماز باز می دارد.
و معنای آیه این است که: ای کسانی که
ایمان آورده اید!وقتی در روز جمعه برای نماز جمعه اذان
می گویند، تندتر بدوید، و برای رسیدن به نماز از
خرید و فروش و هر عملی که شما را از نماز باز می دارد دست
بردارید.
و جمله "ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون"تشویق و
تحریک مسلمانها به نماز و ترک بیعی است که بدان مامور شده اند.
"فاذا قضیت الصلوة فانتشروا فی الارض و ابتغوا من
فضل الله..."
منظور از"قضاء صلوة"اقامه نماز جمعه، و تمام شدن آن است.و مراد از"انتشار
درارض" متفرق شدن مردم در زمین و مشغول شدن در کارهای روزانه
برای به دست آوردن فضل خدا - یعنی رزق و روزی - است.و اگر
در میان همه کارهای روزانه فقط طلب رزق را نام برد، برای
این بود که مقابل ترک بیع در آیه قبلی واقع شود،
لیکن از آنجایی که ما در آیه قبلی گفتیم که
منظور از ترک بیع همه کارهایی است که آدمی را از نماز باز
می دارد، لاجرم بایدبگوییم منظور از طلب رزق هم همه
کارهایی است که عطیه خدای تعالی را در پی
دارد، چه طلب رزق و چه عیادت مریض، و یا سعی در برآوردن
حاجت مسلمان، و یا زیارت برادر دینی یا حضور در
مجلس علم، و یا کارهایی دیگر از این قبیل.
جمله"فانتشروا فی الارض"امری است که بعد از نهی
قرار گرفته، و از نظر ادبی و قواعدعلم اصول تنها جواز و اباحه را افاده
می کند، هر چند که امر همیشه برای افاده وجوب است،و
همچنین جمله"و ابتغوا"و جمله"و اذکروا".
"و اذکروا الله کثیرا لعلکم تفلحون"
- منظور از ذکر در اینجا اعم از ذکر زبانی وقلبی
است، در نتیجه شامل توجه باطنی به خدا نیز می شود.و کلمه"فلاح"به
معنای نجات از هر نوع بدبختی و شقاء است که در مورد آیه با در
نظر گرفتن مطالب قبلی، یعنی مساله تزکیه و تعلیم، و
مطالب بعدی، یعنی توبیخ و عتاب شدید، منظور همان
زکات و علم خواهد بود،چون وقتی انسان زیاد به یاد خدا باشد،
این یاد خدا در نفس آدمی رسوخ می کند، و در ذهن نقش
می بندد، و عوامل غفلت را از دل ریشه کن ساخته، باعث تقوای
دینی می شود که خودمظنه فلاح است، همچنان که فرموده: "و
اتقوا الله لعلکم تفلحون" (4).
"و اذا راوا تجارة او لهوا انفضوا الیها و ترکوک قائما..."
کلمه"انفضاض"که مصدر"انفضوا"است - به
طوری که راغب (5) گفته - به معنای شکسته شدن چیزی، و
متلاشی شدن اجزای آن است، و در مورد آیه استعاره شده برای
متفرق شدن مردم از محل نماز (6).
(ع)و از طرق اهل سنت (8) متفقند در اینکه معنای
اینکه فرمود: "بگو آنچه نزد خدا است بهتر از لهو و تجارت است..." کاروانی
از تجار وارد مدینه شد، و آن روز روز جمعه بود، و مردم در نماز جمعه شرکت
کرده بودند.رسول خدا(ص)مشغول خطبه نماز بود.کاروانیان به منظور اعلام آمدن
خود، طبل و دائره کوبیدند، مردم داخل مسجد، نماز و رسول خدا(ص)
را رها نموده، به طرف کاروانیان متفرق شدند.این آیه
شریفه بدین مناسبت نازل شد. وبنا بر این منظور از"لهو"همان
استعمال طبل و دائره و سایر آلات طرب به منظور جمع شدن مردم است.و
ضمیر در"الیها"به تجارت برمی گردد، چون مقصود
اصلی مردم از متفرق شدن همان رسیدن به تجارت بود، و طبل و دائره
وسیله ای برای تجارت بوده، نه مقصود اصلی.
بعضی از مفسرین (9) گفته اند: ضمیر"الیها"به
کلمه"احدهما - یکی از لهو یاتجارت"که در تقدیر
است برمی گردد، گویا فرموده: "انفضوا الی اللهو"، و"انفضوا
الی التجارة"یعنی: یا به طرف سر و صدای طبل
متفرق شدند، و یا به طرف تجارت، چون هر یک از این دو عامل سبب
جداگانه ای بود، برای متفرق شدن مردم.و به همین جهت در
آیه شریفه با آوردن کلمه"او"بین آن دو تردید
انداخت، و نفرمود"تجارة و لهوا"، و ضمیر مذکور هم صلاحیت
برای برگشتن به هر دو عامل را دارد.خواهی گفت: باید ضمیر
با مرجعش از نظرمذکر و مؤنث بودن مطابق باشد، و کلمه"لهو"مذکر، و
ضمیر"الیها"مؤنث است.جواب می گوییم: بله،
قاعده همین است، لیکن کلمه"لهو"چون در اصل مصدر است، لذا هم
می شود ضمیر مذکر به آن برگردانید و هم مؤنث.
و باز به همین جهت است که"ما عند الله"را بهتر از هر دو
دانسته، و فرموده: " خیرمن اللهو و من التجارة"و آن دو را جدا جدا
ذکر کرد، و نفرموده: "خیر من اللهو و التجارة".
"قل ما عند الله خیر من اللهو و من التجارة و الله
خیر الرازقین" - در این قسمت از آیه به رسول خدا(ص)امر
می کند که مردم را به خطایی که مرتکب شدندمتنبه کند، و بفهماند
که کارشان چقدر زشت بوده.و مراد از جمله"ما عند الله"ثوابی است که
خدای تعالی در برابر شنیدن خطبه و موعظه در نماز جمعه عطاء
می فرماید.
و معنای جمله این است که: به ایشان بگو آنچه نزد خدا است از
لهو و تجارت بهتراست، برای اینکه ثواب خدای تعالی
خیر حقیقی و دائمی، و بدون انقطاع است، و اما آنچه در لهو
و تجارت است اگر خیر باشد خیری خیالی و غیر
دائمی و باطل است. و علاوه بر این،چه بسا خشم خدا را در پی
داشته باشد، همچنان که لهو همیشه خشم خدای تعالی را در پی
دارد.
بعضی از مفسرین گفته اند: کلمه"خیر"که در
آیه استعمال شده معنای افعل التفضیل را ندارد(یعنی
کلمه"خیر"به معنای"بهتر"نیست بلکه به
معنای"خوب"است)،همچنان که در آیه"ء ارباب متفرقون
خیر ام الله الواحد القهار" (10) این چنین است، و
این گونه استعمالها در مورد کلمه مذکور شایع است.
و در آیه شریفه که می فرماید: "و اذا راوا..."،
التفاتی از خطاب"فانتشروا - متفرق شوید"به غیبت"و
اذا راوا - و چون لهو و تجارتی می بینند"، به کار رفته، و
نکته آن تاکیدمفاد سیاق - یعنی آن عتاب و استهجانی
که در عمل آنان بود - است، و می خواهد بفهماند این مردم که از شرافت و
افتخار گوش دادن به سخنان شخصی چون خاتم انبیاء اعراض می
کنند،قابلیت آن را ندارند که پروردگارشان روی سخن به ایشان بکند.
در جمله"قل ما عند الله خیر"هم اشاره ای به این
اعراض خدا هست، چون می توانست خدای تعالی را گوینده قرار
دهد، و بفرماید"آنچه نزد ما است بهتر است"ولی به
پیامبرش فرمود از قول او به ایشان بگوید"آنچه نزد خداست
بهتر است"و در همین مقدار هم به پیامبرش نفرمود"قل لهم - به
ایشان بگو"تنها فرمود: "قل"همچنان که اول آیه هم که
فرمود"و اذا راوا"ضمیر آن را بدون داشتن مرجع آورد، چون قبلا
نامی از ایشان نبرده بود، تاضمیر به ایشان برگرداند، بلکه
به دلالت سیاق اکتفاء نمود، و همه اینها شدت خشم و اعراض خدای
تعالی را از ایشان می رساند.و کلمه"خیر
الرازقین"یکی از اسمای حسنای خداست،نظیر
رازق، که آن نیز نام او است.و ما در سابق در باره معنای رازقیت
خدای تعالی بحث کردیم.
بحث روایتی
(روایاتی در باره شتاب به سوی نماز جمعه و
تعطیل کارها، انتشار در زمین بعد از نماز و طلب رزق، و...)
در کتاب فقیه روایت آمده که: در مدینه هر وقت مؤذن در روز
جمعه اذان می گفت:
شخصی ندا می داد دیگر خرید و فروش مکنید، حرام
است، برای اینکه حق تعالی فرموده" یاایها
الذین امنوا اذا نودی للصلوة من یوم الجمعة فاسعوا الی
ذکر الله و ذروا البیع" (11) مؤلف: این روایت را الدر
المنثور هم از ابن ابی شیبه، عبد بن حمید، و ابن منذر
ازمیمون بن مهران نقل کرده، و ترجمه عبارت روایت وی چنین
است. در مدینه رسم چنین بود که هرگاه مؤذن اذان روز جمعه را می
گفت، در بازارها ندا در می دادند: بیع حرام شد، بیع حرام شد (12).
و تفسیر قمی در ذیل جمله"فاسعوا الی ذکر الله"گفته:
"سعی"به معنای سرعت درراه رفتن است، و در روایت
ابی الجارود از امام باقر(ع)آمده که فرمود: وقتی گفته می شود"فاسعوا"معنایش
این است که بروید و چون گفته می شود"اسعوا"معنایش
این است که برای فلان هدف عمل کنید.و در آیه سوره جمعه
معنایش این است که برای نمازجمعه شارب(سبیل)خود را کوتاه
کنید، و موی زیر بغل را زائل سازید، ناخن
بگیرید، غسل کنید، بهترین و نظیف ترین جامه
را بپوشید، و خود را معطر سازید، اینها سعی برای
نماز جمعه است.و سعی برای روز قیامت هم این است که
آدمی خود را برای آن روز مهیا کند،همچنان که فرموده: "و من
اراد الاخرة و سعی لها سعیها و هو مؤمن" (13).
مؤلف: منظور امام(ع)این است که کلمه"سعی"در همه جا به
معنای دویدن نیست.
و در مجمع البیان می گوید: انس از رسول خدا(ص)روایت
کرده که در ذیل جمله"فاذا قضیت الصلوة فانتشروا فی الارض..."فرمود:
منظور متفرق شدن برای کسب و کار و طلب دنیا نیست، بلکه منظور
عیادت مریض و تشییع جنازه، و زیارت برادر مؤمن است (14).
مؤلف: این روایت را سیوطی هم در الدر المنثور از ابن
جریر، از انس از رسول خدا(ص)، و از ابن مردویه، از ابن عباس از آن
جناب نقل کرده (15).
و در همان کتاب از امام صادق(ع)روایت آورده که فرمود: نماز در روزجمعه،
و انتشار در روز شنبه است (16).
مؤلف: در این معنا روایات دیگری نیز هست.
باز در آن کتاب است که عمر بن یزید (17) از امام صادق(ع)روایت
کرده که چند روایت در باره پراکنده شدن مردم از نزد پیامبر(صلی
الله علیه و آله و سلم)
در حالی که خطبه جمعه می خواند، و نزول آیه: "اذا راوا
تجارة او لهوا انفضوا الیها..." فرمود: درست می
بینید که برای برآوردن حوائج سوار می شوم، با اینکه
خدای تعالی قضای حوائج را تکفل فرموده، نه برای این
است که در تکفل خدای تعالی شک دارم، بلکه دوست دارم خدای تعالی
مرا در حال طلب رزق حلال ببیند مگر نشنیده ای که خدای
تعالی می فرماید"فاذا قضیت الصلوة فانتشروا فی
الارض و ابتغوا من فضل الله"تو گمان می کنی اگر مردی داخل
خانه ای شود، و در آن را به روی خود گل بگیرد،و پیش خود
بگوید: رزق من برایم از بالا فرو می آید، آیا این
منطق درست است؟ هرگز درست نیست، و چنین شخصی یکی از
آن سه نفری است که دعایشان مستجاب نمی شود.
راوی می گوید عرضه داشتم: آن سه طائفه چه کسانی
هستند؟فرمود: مردی که زنی دارد و مرگ او را از خدا می خواهد،
چنین دعایی مستجاب نیست، برای اینکه عصمت آن
زن به دست او است، می تواند طلاقش داده آزادش کند.دوم مردی که با
کسی معامله ای کرده،و یا حقی بر او دارد، و در هنگام
حقدار شدن شاهدی نگرفته، و آن شخص منکر حق او شده، وعلیه او
نفرین می کند، چنین کسی هم دعایش مستجاب
نیست، برای اینکه به وظیفه خودعمل نکرده.سوم مردی
که با سرمایه ای که دارد می تواند رزق خود را در آورد،
ولی در خانه می نشیند و به طلب رزق بیرون نمی رود،
و از خدا رزق نمی خواهد، تا همه سرمایه را بخورد،آن وقت دست به دعا
برمی دارد، دعای او هم مستجاب نیست (18).
و نیز در همان کتاب آمده که جابر بن عبد الله گفت: کاروانی وارد
مدینه شد، درحالی که ما با رسول خدا(ص)مشغول نماز بودیم، مردم(نماز
را رهاکرده)به سوی آن کاروان رفتند، و به جز دوازده نفر که یکی
از ایشان من بودم کسی باقی نماند، و در این جریان
بود که آیه شریفه"و اذا راوا تجارة او لهوا انفضوا الیها..."
نازل گردید (19).
و از کتاب عوالی اللئالی حکایت شده که مقاتل بن
سلیمان گفته: در بینی که رسول خدا(ص)در روز جمعه خطبه می
خواند، دحیه کلبی با مال التجارة ازشام آمد، و او هر وقت می آمد
در مدینه هیچ کس باقی نمی ماند، همه به سوی او
می آمدند،چون هر وقت مال التجارة می آورد، تمامی آنچه مردم بدان
نیازمند بودند می آورد، از آرد وگندم و غیر آن، و نیز هر
وقت می آمد طبل می زد تا مردم از آمدنش مطلع شوند و از او جنس بخرند
آن روز که رسول خدا(ص)در خطبه نماز جمعه بود، دحیه کلبی وارد شهر
مدینه شد، و در آن ایام هنوز اسلام نیاورده بود، مردم آن جناب
را بالای منبرتنها گذاشتند، و رفتند، و در مسجد به جز دوازده نفر کسی
نماند.حضرت فرمود: اگر این دوازده نفر هم می رفتند خدای
تعالی از آسمان سنگ بر آنان می بارید، اینجا بود که سوره
جمعه بر آن حضرت نازل شد (20).
مؤلف: این داستان به طرق بسیاری هم از طرق شیعه (21) و
هم از طرق اهل سنت (22) روایت شده، و اخبار در عدد باقی ماندگان در
مسجد از هفت تا چهل نفر اختلاف دارد.
و نیز در مجمع البیان است که جمله"انفضوا"به
معنای این است که مردم متفرق شدند. و از امام صادق(ع)روایت شده
که فرمود: به معنای"منصرف شدند"است.
یعنی مردم به سوی تجارت منصرف شده، و تو را سر
پا بالای منبر تنها گذاشتند (23).
جابر بن سمرة می گوید: من هیچگاه رسول خدا(ص)را ندیدم
که نشسته خطبه بخواند، پس اگر کسی برایت حدیث کرد که آن جناب
نشسته خطبه خوانده دروغ گفته است (24).
مؤلف: این معنا در روایاتی دیگر نیز آمده.
و در الدر المنثور است که ابن ابی شیبه از طاووس روایت کرده
که گفت: رسول خدا(ص) و ابو بکر و عمر و عثمان همگی ایستاده خطبه
می خواندند، واولین کسی که بالای منبر نشست، معاویة
بن ابی سفیان بود (25).
پی نوشت ها:
1) و چون به سوی نماز نداء می زنید، نداء شما را
مسخره می کنند.سوره مائده آیه 58.
2) ذکر خدا بزرگتر است سوره عنکبوت، آیه 45.
3) روح المعانی، ج 28، ص 102.
4) از خدا پروا کنید شاید رستگار شوید سوره آل
عمران آیه 200.
5) مفردات راغب، ماده"فض".
6) شاید از این تعبیر بتوان نظریه
ای را که آیات کریمه قرآن و احادیث در باره جامعه
اسلامی دارد تایید نموده و چنین استفاده کرد که قرآن
کریم جامعه اسلامی را مانند یک ظرف و دارای یک وحدت
علی حده می داند و متفرق شدن این جامعه را در بین نماز به
منزله شکسته شدن آن ظرف و متلاشی شدن اجزائش به حساب می آورد - مترجم.
7) تفسیر قمی، ج 2، ص 367.
8) الدر المنثور، ج 6، ص 220.
9) مجمع البیان، ج 10، ص 289.
10) سوره یوسف، آیه 39.
11) من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 195، ح 52.
12) الدر المنثور، ج 6، ص 20.
13) تفسیر قمی، ج 2، ص 367.
14) مجمع البیان، ج 10، ص 288.
15) الدر المنثور، ج 6، ص 220.
16) مجمع البیان، ج 10، ص 289.
17) در المیزان چنین است ولی در مجمع
البیان"عمرو بن زید"می باشد.
18) مجمع البیان، ج 10، ص 289.
19) مجمع البیان، ج 10، ص 287.
20) عوالی اللئالی، ج 2، ص 57، ح 153.
21) مجمع البیان، ج 10، ص 287.
22) الدر المنثور، ج 6، ص 220.
23 و 24) مجمع البیان، ج 10، ص 289.
25) الدر المنثور، ج 6، ص 222.
http://www.hawzah.net/Hawzah/Articles/Articles.aspx?LanguageID=1&id=4061&SubjectID=47877
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
نماز جمعه در روایات
چهل حدیث نماز جمعه و جماعت، لطیفی، محمود؛
مقدمه
و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا و اذکروا نعمت الله علیکم
اذ کنتم اعدآء فالف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا. (1)
مسلمانان چون دندانه های شانه با هم برابرند و چون اعضای یک
بدن زنده، منسجم و هماهنگ. که آسیب در یک عضو باعث تشویش و
نابسامانی در دیگر اعضاء خواهد بود.
آنچه که آنانرا به هم پیوند می دهد ریشه در نهاد
انسانی دارد و برخاسته از ضرورت تداوم حیات است.
جهان را خدای یگانه آفریده و نظام و سنت یگانه بر آن
بخشیده تا کسی نتواند همانند خاشاک پراکنده بر روی آب، بی
اراده و سرگردان به هر گرداب و منجلابی سر نهد و یا چون گوسپندی
بریده از گله باشد که گرگهای در کمین نشسته را طعمه ای
چرب و نرم شود و به عذاب ابدی تفرقه و نفاق و شرک گرفتار آید.
مؤمنین، برادرانی یکدل و یکرنگند که همچون مشتی
آهنین بر فرق کفار کفتار خوی فرود آیند و همانند سدی
استوار و بنیانی محکم از رخنه خناسان در صفوف به هم پیوسته و
شکوهمندشان بپرهیزند.
دستان توانمند مسلمانان را انقلاب اسلامی ایران در سنت دشمن شکن
نماز جمعه به یکدیگر پیوند داد و پس از قرنها سکوت و
دشمنی و فراموشی، مسجد جامع شهرها و میعادگاههای نماز
جمعه با فریاد شکوه بخش خطیبان متعهد و طنین الله اکبر
نمازگزاران همسو و هم جهت، آذین یافت. و اینک نمازهای
جمعه ما در جای جای این کشور خدائی، یادگاری
است عزیز و جانسوز و ارزشمند و دل افروز از «ابوذر زمان » (2) و اولین
«شهید عظیم الشان محراب » (3) و «معلم اخلاق و مهذب نفوس (4) » و «فقیه
فداکار (5) » صدوق و شریفترین (6) عطای الهی، که امروز به
امامت مراد و محبوب خود، احیاگر سنن حیاتبخش اسلام و روح خدا در جسم بیجان
جهان معاصر، در بیت المعمور عرش الهی هر روز جمعه و هر صبح و شام به
نماز ایستاده اند تا نظاره گر لطف خدا و منتظر تلاش ما در حفظ ارزشها و
شعارهای اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و سلم در سایه
امام جمعه (7) و ولی جمع و رهنما و رهبر جهان اسلام باشند.
در این مجموعه چهل حدیث از حجج معصوم و ائمه هدایت و وحدت
در موضوع نماز جمعه و جماعت را به عنوان هدیه ای گرانقدر، به
شیفتگان اسلام و انقلاب و تشنگان تعهد و تشکل و نیز کلیه
ستادهای خدمتگزار در نمازهای جمعه و جماعت تقدیم می
نماید. باشد تا کلمات گهربار معصومین: چراغ راهمان و شمع جمعان گردد.
آمین یا رب العالمین
محمود لطیفی
قال الله تبارک و تعالی:
یا ایها الذین امنوا اذا نودی للصلوة من
یوم الجمعة فاسعوا الی ذکر الله و ذروا البیع ذلکم خیر
لکم ان کنتم تعلمون.
«صدق الله العلی العظیم »
«سوره مبارکه جمعه آیه 9»
ای کسانی که ایمان آورده ایدهر گاه شما را برای
نماز روز جمعه بخوانند فی الحال به ذکر خدا بشتابید و کسب و تجارت را
رها کنید که این (نماز جمعه، از هر تجارت سودمندی) اگر
بدانید برای شما بهتر خواهد بود.
بخش اول: نماز جمعه
فصل اول: فضیلت حضور
1. نماز جمعه، حج فقراء
عن ابیعبد الله علیه السلام قال:
جآء اعرابی الی النبی صلی الله علیه و آله و
سلم ... فقال یا رسول الله انی تهیات الی الحج کذا و کذا
مرة فما قدر لی فقال:
...علیک بالجمعة فانها حج المساکین.
امام صادق علیه السلام فرمود:
بادیه نشینی بحضور پیامبر خدا صلی الله
علیه و آله و سلم رسید و عرضه داشت: چندین بار آماده سفر حج شده
ام اما توفیق نیافتم، حضرت فرمود: نماز جمعه را دریاب که حج
تهی دستان است.
«وسائل الشیعه، ج 5، ص 5»
2. حج و عمره در هر جمعه
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
ان لکم فی کل جمعة حجة و عمرة فالحجة الهجیرة للجمعة و العمرة
انتظار العصر بعد الجمعة.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
هر روز جمعه برای شما ثواب یک حج و یک عمره است، حج شما
شتاب و مبادرت به نماز جمعه و عمره شما انتظار اقامه نماز عصر پس از نماز جمعه است.
«کنز العمال/ج 7/ ص 737/ حدیث 21173»
3. شتاب شایسته
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
ثلاث لو یعلم الناس ما فیهن لرکضوا الابل فی طلبهن:
الاذان و الصف الاول و الغدو الی الجمعة.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
اگر مردم می دانستند در اذان گفتن و صف اول جماعت ایستادن و
صبحگاهان به نماز جمعه شتافتن چه سودهایی نهفته است، بر پشت کوهان
شترها سوار شده به جستجوی آن می پرداختند.
«وسائل الشیعه/ ج 5/ ص 3»
4. گامهای نسوز
قال الصادق علیه السلام:
ما من قدم سعت الی الجمعة الا حرم الله جسدها علی النار.
امام صادق علیه السلام فرمود:
هیچ قدمی نیست که در راه نماز جمعه برداشته شود مگر آنکه
خدا بدن آن را بر آتش حرام می سازد.
«وسائل الشیعه/ ج 5/ ص 3»
5. نماز جمعه ملاک قرب بخدا
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
یجلس الناس من الله یوم القیامة علی قدر
رواحهم الی الجمعات الاول و الثانی و الثالث.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
نزدیکی مردم با خداوند در روز قیامت به مقدار رفتن آنها به
نماز جمعه به ترتیب نفر اول و دوم و سوم است.
«مستدرک الوسائل/ ج 6/ص 39»
6. نماز جمعه بیمه بهشت
قال امیرالمؤمنین علیه السلام:
ضمنت لستة علی الله الجنة، منهم رجل خرج الی الجمعة فمات فله
الجنة.
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:
در محضر خداوند برای شش گروه ضمانت بهشت نموده ام، یکی از
آنان کسی است که به قصد نماز جمعه از منزل خارج شده و در آن حال مرگ او فرا
رسیده است.
«وسائل الشیعه/ ج 5/ ص 11»
7. مسافر و نماز جمعه
عن الصادق علیه السلام انه قال:
ایما مسافر صلی الجمعة رغبة فیها و حبالها اعطاه الله عز و جل
اجر ماة جمعة للمقیم.
امام صادق علیه السلام فرمود:
هر مسافری که به خاطر رغبت و علاقه خودش در نماز جمعه حاضر شود، خداوند
او را پاداش صد نماز جمعه غیر مسافر عطا نماید.
«وسائل الشیعه/ج 5/ص 26»
بخش اول: نماز جمعه
فصل دوم: ضرورت حضور
8. کوچکترین تجمع جمعه
عن زرارة قال: قلت لابی جعفر علیه السلام:
علی من تجب الجمعة؟ قال علیه السلام:
تجب علی سبعة نفر من المسلمین و لا جمعة لاقل من خمسة من
المسلمین احدهم الامام.
...امام باقر علیه السلام فرمود:
هر گاه هفت نفر جمع شدند نماز جمعه واجب می شود و این نماز با
کمتر از پنج نفر- که یکی از آنها پیش نماز است - برپا نمی
شود.
«وسائل الشیعه/ ج 5/ ص 8»
11. کیفر ترک نماز جمعه
و قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم فی خطبة
طویلة نقلها المخالف و المؤالف:
ان الله فرض علیکم الجمعة فمن ترکها فی حیاتی او بعد
موتی استخفافا بها او جحودا لها فلا جمع الله شمله و لا بارک له فی
امره. الا و لا صلاة له الا و لا زکاة له الا و لا حج له الا و لا صوم له الا و لا
بر له حتی یتوب.
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم ضمن
خطبه ای طولانی که سنی و شیعه آنرا نقل نموده اند فرمود:
خداوند نماز جمعه را بر شما واجب فرموده است، هر کس در حیات و یا
در ممات من بخاطر سبک شماری و یا انکار، آنرا ترک نماید خداوند
کار او بسامان نکند و بر زندگی او برکت ندهد. آگاه باشید نماز او،
زکات او، حج او و روزه و اعمال خیر او مقبول نیست مگر اینکه
توبه کند.
«وسائل الشیعه/ج 5/ ص 7»
12. ترک نماز جمعه مایه غفلت
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
لینتهین اقوام عن ودعهم الجمعات او لیختمن الله علی
قلوبهم ثم لیکونن من الغافلین.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
بعضی از گروهها از ترک نماز جمعه بپرهیزند، در غیر
این صورت بر دلهای آنان مهر نفاق زده خواهد شد. آنگاه در صف
غافلین در خواهند آمد.
«کنز العمال/ ج 7/ ص 727/حدیث 21134
13. نابودی جامعه در ترک نماز جمعه
قال علی علیه السلام:
ثلاثة ان انتم خالفتم فیهن ائمتکم هلکتم جمعتکم و جهاد عدوکم و مناسککم.
حضرت علی علیه السلام فرمود:
اگر با رهبران و پیشوایانتان در سه چیز مخالفت کنید
هلاک می شوید: نماز جمعه و جهاد با دشمن و مناسک حج.
«مستدرک الوسائل/ج 6/ص 7»
14. منافق شناسی
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
من ترک ثلاث جمعات من غیر عذر کتب من المنافقین.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
هر کسی سه نماز جمعه - پی در پی-را بدون عذر ترک
نماید در ردیف منافقین ثبت خواهد شد.
«کنز العمال/ج 7/ص 729/حدیث 21135
15. کار در وقت نماز جمعه
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
من استاجر اجیرا فلا یحبسه عن الجمعة فیاثم.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
هر کس کارگری را بکار بگمارد، چنانچه او را از نماز جمعه منع کند، گناه
نموده است.
«مستدرک الوسائل/ج 6/ص 7»
16. نماز جمعه زندانیان
عن ابی عبدالله علیه السلام قال:
ان علی الامام ان یخرج المحبسین فی الدین
یوم الجمعة الی الجمعة و یوم العید الی العید
و یرسل معهم فاذا قضوا الصلاة ردهم الی السجن.
امام صادق علیه السلام فرمود:
امام(حاکم اسلامی) باید زندانیان مسلمان را که بخاطر
بدهی خود به زندان افتاده اند به نماز جمعه و نماز عید حاضر
نماید و پس از اقامه نماز آنانرا به زندان برگرداند.
«وسائل الشیعه/ج 5/ص 36»
17. آمادگی برای نماز جمعه
عن ابی جعفر علیه السلام قال:
و الله لقد بلغنی ان اصحاب النبی صلی الله علیه و آله
و سلم کانوا یتجهزون للجمعة یوم الخمیس لانه یوم
مضیق علی المسلمین.
امام باقر علیه السلام فرمود:
بخدا قسم شنیده ام که یاران پیامبر گرامی صلی
الله علیه و آله و سلم از روز پنجشنبه خود را برای نماز جمعه آماده
می نمودند چون روز جمعه برای مسلمانان فشرده است-فرصت و امکانات کم
است.
«وسائل الشیعه/ج 5ص 46»
بخش اول: نماز جمعه
فصل سوم: آداب حضور
18. ادب و آداب نماز جمعه
قال ابو عبدالله علیه السلام:
لیتزین احدکم یوم الجمعة یغتسل و یتطیب و
یسرح لحیته و یلبس انظف ثیابه و لیتهیا
للجمعة و لیکن علیه فی ذلک الیوم السکینة و الوقار...
امام صادق علیه السلام فرمود:
یکایک شما باید در روز جمعه خود را
بیاراید، غسل کند، عطر بزند و ریش و موهای خود را شانه
نماید و پاکیزه ترین لباسهای خود را بپوشد و برای
نماز جمعه آماده شود و البته باید آرامش و وقار در رفتار او نمایان
باشد.
«فروع کافی/ج 3/ص 417»
20. فرشتگان ماموران ثبت
عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم انه قال:
اذا کان یوم الجمعة کان علی کل باب من ابواب المسجد ملآئکة
یکتبون الاول فالاول فاذا جلس الامام طووا الصحف و جاؤوا یستمعون
الذکر.
پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود:
وقتی روز جمعه فرا می رسد بر هر دری از درهای مسجد
فرشتگانی نشسته اند و نام مردم را به ترتیب ورود، اول و دوم و سوم... می
نویسند تا آنگاه که امام جمعه در جایگاه خود قرار گرفت پرونده ها را
پیچیده و برای شنیدن ذکر (خطبه ها) می نشینند.
«مستدرک الوسائل/ج 6/ص 38.»
21. سلام بر نمازگزاران جمعه
قال علی علیه السلام:
من السنة اذا صعد الامام المنبر ان یسلم اذا استقبل الناس.
امام علی علیه السلام فرمود:
یکی از سنن اسلامی این است که وقتی
امام جمعه در جایگاه خطبه قرار گرفت به مردم سلام کند.
«وسائل الشیعه/ج 5/ص 43.»
22. پایگاه سیاسی اخلاقی نظام
عن الرضا علیه السلام قال:
انما جعلت الخطبة یوم الجمعة لان الجمعة مشهد عام فاراد ان یکون
للامیر سبب الی موعظتهم و ترغیبهم فی الطاعة و
ترهیبهم من المعصیة و توقیفهم علی ما اراد من مصلحة
دینهم و دنیاهم و یخبرهم بما ورد علیهم من الافاق-و- من
الاهوال التی لهم فیها المضرة و المنفعة.
امام رضا علیه السلام فرمود:
انگیزه خواندن خطبه در نماز جمعه آن است که: چون جمعه روز حضور
عمومی است. اسلام خواسته تا فرماندار-نماینده دولت اسلامی-وسیله
ای- تریبونی-داشته باشد برای موعظه مردم و تشویق
آنان به اجرای قوانین و اطاعت از دستورات الهی و پرهیز از
نافرمانی- قانون شکنی- و معصیت و همچنین بتواند از
این طریق مردم را در جریان برنامه ها و تصمیمات متخذه
مربوط به دین و دنیای آنان قرار دهد و از آنچه در جهان می
گذرد- و به نحوی با حیات مسلمین ارتباط دارد -و از حوادث و
پیش آمدهایی که ضرر یا منفعتی- تاثیر مثبت
یا منفی- برای آنها دارد آنان را مطلع نماید.
«وسائل الشیعه/ ج 5/ ص 40»
23. سکوت به هنگام خطبه
عن ابی عبدالله علیه السلام قال:
اذا خطب الامام یوم الجمعة فلا ینبغی لاحد ان یتکلم
حتی یفرغ الامام من خطبته.
امام صادق علیه السلام فرمود:
به هنگام خطبه امام جمعه سزاوار نیست کسی سخن بگوید تا
آنگاه که امام از خطبه فارغ گردد.
«وسائل الشیعه/ج 5/ص 29»
24. دو رکعت خطابه
عن ابی عبد الله علیه السلام فی حدیث قال:
انما جعلت الجمعة رکعتین من اجل الخطبتین فهی صلاة
حتی ینزل الامام.
امام صادق علیه السلام فرمود:
نماز جمعه به خاطر دو خطبه ای که دارد دو رکعت شده است. پس از آن دو
خطبه در واقع دو رکعت از نماز است- و مردم به هنگام شنیدن خطبه در حال
نمازند- تا امام از جایگاه فرود آید.
«وسائل الشیعه/ج 5/ص 15»
25. نماز جمعه و اجابت دعا
عن ابی عبدالله علیه السلام قال:
الساعة التی تستجاب فیها الدعآء یوم الجمعة مابین
فراغ الامام من الخطبة الی ان یستوی الناس فی الصفوف و
ساعة اخری من اخر النهار الی غروب الشمس.
امام صادق علیه السلام فرمود:
ساعتهایی از روز جمعه که دعا مستجاب می شود:
ساعتهایی از روز جمعه که دعا مستجاب می شود: فاصله
بین فراغت امام از خطبه تا تنظیم صفوف -آغاز نماز- و آخرین
ساعات روز جمعه تا غروب آفتاب است «وسائل الشیعه/ج 5/ص 46»
پی نوشت ها:
1) سوره آل عمران: آیه 103.
2) لقبی که امام راحل بر آیة الله طالقانی
اولین امام جمعه تهران نهادند.
3) اولین شهید محراب آیة الله مدنی، جمله
از پیام امام (قدس سره) است.
4) دومین شهید محراب آیة الله دستغیب،
جمله از پیام امام (قدس سره) است.
5) سومین شهید محراب آیة الله صدوقی
یزدی، جمله از پیام امام (قدس سره) است.
6) چهارمین شهید محراب آید الله اشرفی
اصفهانی.
7) اشاره به مقام معظم رهبری که به حکم امام(قدس سره) امام
جمعه رسمی تهران هستند.
http://www.hawzah.net/Hawzah/Articles/Articles.aspx?LanguageID=1&id=4064&SubjectID=47877