آمار خطرناک و هشدار دهنده از علت طلاق در کشور

البته برخی افراط‌ و تفریط‌ها در مسائل فرهنگی و اجتماعی و قبح عرفی پرداختن و بررسی برخی مسائل زناشویی و عدم آموزش زوجین در باب مسائل عمیق خانوادگی، سبب بروز بسیاری از اختلاف‌ها و همچنین تنوع طلبی و افسارگسیختگی برخی آقایان و ناهنجاری‌های خانوادگی و متأسفانه، پدیده بسیار زشت خیانت همسران در زندگی مشترک می‌شود که اقدام جدی نهادهای فرهنگی و اجتماعی کشور در این باب بسیار مهم و ضروری است.

یک کارشناس مسائل اجتماعی، نسبت به گسترش خطرناک آمار طلاق و بی‌توجهی نهادهای فرهنگی کشور، هشدار داد. به گزارش خبرنگار «تابناک»، یک کارشناس مسائل اجتماعی که ریاست یک مؤسسه مشاوره خانواده را بر عهده دارد، با اشاره به رشد آمار طلاق در کشور گفت: متأسفانه در سالیان اخیر، با بیشتر شدن مشکلات اقتصادی و اجتماعی، پدیده طلاق در کشور رشد فزاینده‌ای داشته و این هشداری برای جامعه ایرانیان است. این کارشناس افزود: با بررسی مراجعان به این نهاد مشاوره‌ای و بررسی مشکلات ایشان، مشخص می‌شود که علت اصلی بروز طلاق و ناهنجاری‌های خانوادگی در وهله نخست، اقتصادی و در مراحل بعدی اجتماعی و جنسی است. وی گفت: متأسفانه، مشکلات بسیار اقتصادی که پیش روی خانواده‌ها قرار گرفته، موجب کارهای چند شغلی مرد خانواده و دوری از محیط زندگی می‌شود که خستگی و فشار کاری، عملا در ساعت آزاد نیز حوصله و زمانی برای رسیدگی به امورات خانواده باقی نگذاشته و ناهنجاری‌ها و مشکلات اخلاقی در جامعه را ناشی می‌شود. این کارشناس ادامه داد: از سوی دیگر، گسترش مسائل اخلاقی و ناهنجاری دیگر در جامعه نیز اعضای خانواده را به مسائل دیگر و مشکلات اخلاقی می‌کشاند و حضور نداشتن فیزیکی و معنوی پدر خانواده این امر را تشدید می‌کند که این زنگ خطری برای جامعه است. این کارشناس مسائل خانواده افزود: یکی از علل مهم طلاق در جامعه ما، برخی ملاحظات و کوتاهی‌های دستگاه‌های مسئول و همچنین قبح عرفی پرداختن به این موضوع، مسائل جنسی و نیازها و تمایلات زوجین است. وی با انتقاد از آموزش ندادن مسائل زناشویی به زوجین پیش از ازدواج و عبور بی‌تفاوت زوجین از این امر مهم و مراجعه و مشورت نکردن با مشاوران خانواده افزود: هرچند در ظاهر، علت بسیاری از طلاق‌های انجام گرفته، عدم تفاهم، مسائل اقتصادی و مشکلات خانوادگی است، اما با کنکاش و بررسی دقیق در مسائل اجتماعی، عمدتا مسائل زناشویی یک پایه مهم و تأثیرگذار در بروز مشکلات خانوادگی است که به دلیل عدم تأمین زوجین در این مسائل و عدم توان ابراز و بیان این مشکل به همسر، طغیان این مشکل با بهانه‌های دیگر از جمله عدم تفاهم و... نمود پیدا کرده و به بهانه‌های کوچک و خنده‌دار، زندگی زوجین به طلاق و طلاق‌کشی کشانده می‌شود. این کارشناس در پایان خاطرنشان کرد: البته برخی افراط‌ و تفریط‌ها در مسائل فرهنگی و اجتماعی و قبح عرفی پرداختن و بررسی برخی مسائل زناشویی و عدم آموزش زوجین در باب مسائل عمیق خانوادگی، سبب بروز بسیاری از اختلاف‌ها و همچنین تنوع طلبی و افسارگسیختگی برخی آقایان و ناهنجاری‌های خانوادگی و متأسفانه، پدیده بسیار زشت خیانت همسران در زندگی مشترک می‌شود که اقدام جدی نهادهای فرهنگی و اجتماعی کشور در این باب بسیار مهم و ضروری است.

http://www.gangineh.com/haber_detay.asp?haberID=91

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

آبان۱۳۸۸

مشکلات جنسی، عامل ۵۰ درصد طلاق‌ها در تهران

نتیجه یک بررسی میدانی در دادگاه خانواده شهر تهران نشان می‌دهد علت ۵۰ درصد طلاق‌ها به طور مستقیم یا غیر مستقیم مربوط به مشکلات جنسی است.

دکتر غلامحسین قائدی، دبیر علمی چهارمین کنگره خانواده و سلامت جنسی با تاکید بر ضرورت توجه بیشتر به مقوله سلامت جنسی، آن را عاملی برای تحکیم بنیان خانواده‌ها برشمرد و با اشاره به تاکیدات دین مبین اسلام بر تحکیم بنیان خانواده اظهار کرد: این در حالی است که در سطوح کلان کشور و سیاستگذاری، توجه چندانی به مسایل جنسی (عامل تحکیم بنیان خانواده) نشده است.

وی ادامه داد: به اعتقاد کارشناسان به این مساله باید به دیده یک بیماری نگریسته و بودجه پژوهشی کافی (نظیر هر بیماری جسمی دیگر) برای آن منظور شود.

وی با بیان این که با وجود شیوع بالای مشکلات جنسی در خانواده‌ها شمار دست‌اندرکاران و درمانگران این مشکلات در کشور اندک است، افزود: متاسفانه به نظر می‌رسد مسئولان امور بهداشتی و درمانی کشور آن را به عنوان یک معضل نپذیرفتند در نتیجه برنامه‌ریزی منسجمی هم برای رفع این مشکلات ندارند.

دبیرعلمی چهارمین کنگره خانواده و سلامت جنسی در پایان یادآورشد: به جز گروه‌هایی چون روانپزشکان، روانشناسان و اورولوژیست‌ها که تا حدودی با مشکلات جنسی آشنا هستند سایر گروه‌های پزشکی واحد تخصصی درسی در این زمینه ندارند و این معضل در بخش سلامت مغفول مانده است.

http://www.pezeshkan.org/?p=17753

...................

http://www.khabaronline.ir/news-23135.aspx

@@@@@@@@@@@@@@@@

مسائل جنسی علت 60 درصد طلاقها در ایران

در ایران تنها در زمان گرفتن آزمایشهای اولیه برای ازدواج جلسه ای کوتاه برای زوجین درباره مسائل جنسی گذاشته می شود که بسیار محدود و بدون استفاده است.

مهر: مدیر مراکز فرهنگی هنری منطقه 8 با اشاره به اینکه 60 درصد طلاقها ناشی از مشکلات جنسی است گفت: متاسفانه به زوجهای جوان آموزش خاصی درباره بهداشت جنسی ارائه نمی شود و هیچ نهادی تا به حال متولی این امر نبوده است.

حامد سلیمانی در نشست مطبوعاتی هفته فرهنگی خانواده که صبح امروز در فرهنگسرای خانواده برگزار شد گفت: بر اساس آمارهای موجود بیشتر زوجهای جوان تهرانی نسبت به آگاهیهایی که در مورد مسائل جنسی دارند دچار توهم هستند و میزان اطلاعات آنها در این باره از حد متوسط هم پایین تر است.

وی با اشاره به اینکه از سال 85 برای اولین بار فرهنگسرای خانواده به طور جدی بحث آموزش جنسی زوجهای جوان را مطرح کرد ادامه داد: در ایران تنها در زمان گرفتن آزمایشهای اولیه برای ازدواج جلسه ای کوتاه برای زوجین درباره مسائل جنسی گذاشته می شود که بسیار محدود و بدون استفاده است.

سلیمانی تصریح کرد: بر اساس این طرح از سال 85 تا به حال حدود هفت هزار زوج جوان تحت آموزش آگاهیهای جنسی طی دوره های 24 ساعته قرار گرفته اند که بعد از اتمام این دوره 99 درصد آنها احساس رضایتمندی داشته اند.

رئیس فرهنگسرای خانواده گفت: در تحقیقات به عمل آمده در بین زوجهای جوان تهرانی 71 درصد آنها اطلاعات جنسی خود را از طریق مطالعه شخصی کسب می کنند و تنها سه درصد از طریق والدین خود اطلاعاتی در این باره بدست آورده اند.

http://www.fardanews.com/fa/pages/?cid=69096

................

http://www.sat2sat.org/showthread.php/-11177/showthread.php?t=12026

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

با انتقاد از كمبود مراكز درماني اختلالات جنسي؛

علت نيمي از طلاق‌ها مشكلات جنسي است

دبير علمي كنگره سراسري خانواده و سلامت جنسي با انتشار آماري نگران‌كننده اعلام كرد: بر اساس نتايج بررسي مركز ملي تحقيقات و مطالعات اعتياد، 37 درصد علت اعتياد مسايل جنسي است و 32 درصد به علت مسايل جنسي دوباره به مواد مخدر رجوع مي‌كنند و 12درصد به علت افزايش ميل جنسي به اعتياد رو مي‌آورند.

به گزارش خبرنگار "شهر"، دكتر قائدي در نشست خبري چهارمين كنگره سراسري خانواده و سلامت جنسي با بيان اين كه 50 درصد زوجين در مراحل زناشويي مشاجره دارند، گفت: متاسفانه شمار اندكي از اين زوج‌ها براي درمان مراجعه مي‌كنند.

وي گفت: شايد در شروع مصرف مواد مخدر لذتي حاصل شود، اما به مرور مشكلات افزايش و پاسخگوي نياز فرد نيست، بنابراين مصرف مواد مخدر براي بهبود مشكلات جنسي نقشي ندارد.

همچنين در ادامه اين نشست، رييس چهارمين كنگره سراسري خانواده و سلامت جنسي از كمبود مراكز درماني اختلالات جنسي انتقاد و بر ضرورت تربيت نيروي متخصص در اين زمينه تاكيد كرد.

به گزارش خبرنگار "شهر"، دكتر فروتن با بيان اين كه علت نيمي از طلاق‌ها مشكلات جنسي است، ‌افزود: ازدواج يعني هنر زندگي كردن در كنار يكديگر با دو شخصيت، تربيت و انتظار متفاوت.

وي ادامه داد: نتايج بررسي‌ها حاكي از آن است كه يك سوم طلاق‌ها در سال نخست زندگي رخ مي‌دهد و آمار ازدواج به طلاق 9 به يك است.

فروتن با بيان اين كه آيين نامه كلينيك سلامت خانواده در سال 83 ارايه و تا كنون مسكوت مانده است، بر ضرورت تشكيل شوراي خانواده در كشور تاكيد كرد.

وي به رشد 3 درصدي ازدواج و 11 درصدي طلاق اشاره كرد و افزود: عواقب طلاق نه خانواده بلكه گريبان كل جامعه را مي‌گيرد.

چهارمين كنگره سراسري خانواده و سلامت جنسي طي روزهاي 20 تا 22 آبان ماه در مركز همايش‌هاي رازي برگزار و طي آن از 450 مقاله ارسالي 135 مقاله به صورت سخنراني و 114 مقاله به صورت پوستر ارايه مي‌شود.

http://www.shahr.ir/ViewNews.aspx?IDNews=4311

@@@@@@@@@@@@@@@@

پنجاه درصد طلاق‌ها ريشه در مشکلات جنسي

كاظم فروتن امروز در سومين كنگره سراسري خانواده و سلامت جنسي كه بدون حضور هيچ يك از مسئولان دولتي در مركز آفرينشهاي فرهنگي- هنري كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان افتتاح شد، با اعلام اين مطلب، افزود: حدود 30 درصد زنان و 30 درصد مردان به نوعي دچار يكي از اختلالات جنسي هستند.

فارس: بين 50 تا 60 درصد طلاق خانواده‌ها به علت مشكلات و اختلالات جنسي است كه در بيش از 30 درصد از هر دو جنس شايع است در حالي كه براي حل اين مشكل بزرگ اجتماعي هيچ برنامه و دستگاه مسئولي در كشور نداريم.

كاظم فروتن امروز در سومين كنگره سراسري خانواده و سلامت جنسي كه بدون حضور هيچ يك از مسئولان دولتي در مركز آفرينشهاي فرهنگي- هنري كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان افتتاح شد، با اعلام اين مطلب، افزود: حدود 30 درصد زنان و 30 درصد مردان به نوعي دچار يكي از اختلالات جنسي هستند.

وي گفت: ناتواني جنسي و انزال زودرس در مردان و بي ميلي جنسي در زنان شايعترين اختلالات جنسي است كه متاسفانه بسياري از خانواده‌ها از وجود اين مشكلات آگاهي ندارند و همين امر موجب مشاجرات و اختلافات خانوادگي مي‌شود كه در نهايت به طلاق منجر مي‌شود.

وي افزود: متاسفانه براي مشكلي به اين گستردگي هيچ برنامه‌اي در كشور وجود ندارند و هيچ دستگاه يا شوراي كشوري براي كنترل آن نداريم در حالي كه براي مسئله‌اي مانند ديابت كه حداكثر 7 درصد مردم جامعه را متاثر مي‌كند اين همه برنامه و شوراي كشوري داريم.

وي گفت: حتي در مورد ديابتي‌ها هم حدود 30 درصدشان به علت همين بيماري دچار ناتواني و اختلال جنسي مي‌شود اما در درمان ديابتي‌ها به همه مسائل توجه مي‌شود به جز درمان مسائل و مشكلات جنسي.

فروتن ادامه داد: راه حل اساسي براي كنترل اين معضل بزرگ اجتماعي در مرحله اول تشكيل شوراي ملي سلامت خانواده است كه بتواند برنامه‌ريزي‌هاي لازم براي كنترل اين اختلالات در سطح كشور انجام دهد، بايد آموزشهاي خانواده‌ها قبل و حتي بعد از ازدواج اجباري شود.

وي گفت: براي درمان افراد دچار اختلالات جنسي نيز تشكيل كلينيكهاي سلامت خانواده در تمام استانهاي كشور لازم است در حالي كه اكنون فقط يك كلينيك از اين نوع در تهران داريم.

وي ادامه داد:‌ آموزشهاي جنسي بايد از سنين پايين تر در مدارس و با توجه به مسائل و نيازهاي هر سن انجام شود تا به انحراف منجر نشود، در صورتي كه اگر برنامه مدوني براي آموزش مردم در مورد مسائل جنسي با رعايت اصول فرهنگي و مذهبي داشته باشيم و اين موضوع را تمام دستگاههاي مسئول درماني، فرهنگي و اجتماعي جدي بگيرند مي توانيم بسياري از اين مشكلات را در جامعه كم كنيم.

وي گفت: متاسفانه بي توجهي به اين مسائل موجب افزايش سالانه 17‌درصد طلاق در جامعه شده است و آمارهاي مختلفي كه در مورد نسبت ازدواج به طلاق بيان مي‌شود نشان دهنده اين است كه بين 10 تا 20 درصد ازدواجها در كشور به طلاق مي‌انجامد.

http://www.modava.ir/Pages/?pageid=16

@@@@@@@@@@@@@@@@@@

مسائل جنسي، ريشه نيمي از طلاق‌ها در ايران

دكتر سيدكاظم فروتن، سرپرست كلينك سلامت خانواده با ابراز نگراني از رشد طلاق در كشور فاش كرد: ريشه جدايي بيش از نيمي از زوج‌ها از يكديگر، مسائل جنسي است. وي براي حل اين مشكل، خواستار اصلاح نگرش‌ها در باره مسائل جنسي، آموزش‌هاي پس از ازدواج و تشكيل شوراي عالي خانواده در ايران شد.

فروتن در گفت‌وگو با ايسنا اظهار داشت: بر پايه برخي تحقيقات، دست‌كم 50 درصد طلاق‌هايي كه در دادگاه خانواده به بهانه‌هاي گوناگون صورت مي‌گيرد، ريشه در مسائل جنسي دارد و به تجربه ثابت شده در خانواده‌هايي كه مسائل جنسي در زوج‌ها برطرف شده، احتمال فروكش كردن مشكلات در خانواده‌ها بيشتر است.

وي ادامه داد: در خانواده‌هايي كه مسائل جنسي، زناشويي و ارتباطات عاطفي زن و شوهر مناسب نيست، والدين در تربيت فرزندانشان ناموفق بوده‌اند و بيشتر اين فرزندان، مستعد انحرافات فرهنگي و اخلاقي هستند.

سرپرست کلينيک سلامت خانواده به همين دليل بر اجباري شدن مشاوره‌هاي پيش از ازدواج همانند ساير آزمايش‌هاي ضروري تأكيد كرد و در اين زمينه، خواستار تشكيل شوراي عالي ازدواج شد.

دكتر فروتن كه عضو هيأت علمي دانشگاه شاهد نيز هست، با بيان اين كه مشاوره‌هاي پيش از ازدواج براي آغاز عملي زندگي سالم و پرنشاط بسيار مهم است، گفت: با توجه به سير صعودي آمار طلاق در کشور، اهميت مشاوره‌هاي خانواده به مراتب بيشتر از آزمايش‌هاي تالاسمي است، زيرا در صورت بروز مشكل در زندگي، هزينه پنهان و آشکار فراواني به جامعه تحميل مي‌شود که بسيار بيشتر از هزينه يک بيمار مبتلا به تالاسمي خواهد بود.

وي با بيان اين كه زن و شوهري كه طلاق مي‌گيرند، ‌دچار ضربات شديد روحي و رواني در زندگي مي‌شوند، اظهار كرد: چنين افرادي به دنبال طلاق، اعتماد به نفس خود را از دست مي‌دهند و درباره ازدواج دوم به شدت نگران بوده و ممکن است خود را سربار اجتماع تلقي ‌كنند.

وي ادامه داد: كاهش بازدهي كاري، ‌اجتماعي و فرهنگي و صدمات جبران‌ناپذير در تربيت فرزند از جمله ديگر پيامدهاي طلاق به شمار مي‌رود.

لزوم اصلاح نگرش‌ها درباره مسائل جنسي

فروتن با تأكيد بر اين كه بايد با مسائل جنسي به صورت علمي برخورد شود، تصريح كرد: جامعه ما به دلايل متعدد و متفاوت، تاکنون رويکردي عالمانه به اين موضوع نداشته است و برخورد احساسي در نگرش به مسائل جنسي، مشكلات را بيشتر از گذشته خواهد كرد. همچنين بايد از تعصبات نادرست در طرح مسائل جنسي جلوگيري كرد.

سرپرست كلينيك سلامت خانواده خاطرنشان كرد: مسئولان بايد در بعد تربيتي، روانشناسي، روان‌پزشكي، حقوقي، فرهنگي و اجتماعي مسائل جنسي علمي برخورد كنند. در همه كشورها نيز با اين گونه مسائل با ديد علمي نگاه مي‌كنند، زيرا مشکلات جنسي، انحراف جنسي نيست، بلكه در صورت آموزش نادرست، امكان انحراف هست.

وي با بيان اين كه مسائل جنسي نياز بشريت بوده كه از زمان باستان وجود داشته است، افزود: بنا بر آموزه‌هاي ديني ما، هيچ نهادي نزد خداوند محبوبتر از نهاد خانواده نيست و آنچه جامعه را به سمت آرامش مي‌برد، تشکيل خانواده است. نگاه اسلام هم به غريزه جنسي، نگاه نفي سلب و خشونت نيست، بلکه بر ارضاي درست آن تأكيد شده است. به همين علت، نبايد به علت نداشتن برنامه‌ريزي براي کاهش مشکلات جنسي، صورت مسأله را به كلي پاك كرد.

فروتن گفت: به علت حساسيت و گستردگي مسائل جنسي و نقش اساسي آن در قوام خانواده، بايد زمينه مناسب را براي نگاه مثبت به مسائل سلامت جنسي فراهم كرد، زيرا سخن از سلامت جنسي در كشور اكنون به صورت ضدارزش درآمده است. اين در حالي است كه آموزه‌هاي ديني با فرهنگ ما در نگرش به سلامت جنسي کاملاً متفاوت است؛ بنابراين، هر اندازه سلامت جنسي در افراد سالم ارتقا يابد، كانون خانواده از استحكام بيشتري برخوردار خواهد بود.

وي با تأكيد بر اين كه به مسائل جنسي صرفاً نبايد به عنوان يك بيماري يا اختلال جنسي و روحي نگاه كرد، اضافه كرد: سلامت جنسي در خانواده‌ها، سلامت خانواده‌ها و جامعه را به دنبال دارد كه در كشور به آن توجه لازم نشده است.

ايجاد رشته تخصصي خانواده و سلامت جنسي

سرپرست كلينيك سلامت خانواده با بيان اين كه تعداد افراد متخصص براي آموزش و يا درمان اختلالات جنسي در كشور بسيار کم است، يادآور شد: بسياري از افرادي كه درباره مسائل جنسي در كشور فعاليت مي‌كنند، اطلاعاتي از درمان و يا نگرش درست به نحوه برخورد با مشکلات جنسي ندارند؛ بنابراين، وظيفه وزارت علوم و وزارت بهداشت است که با ايجاد رشته تخصصي خانواده و سلامت جنسي، افراد خاصي را براي اين مشکل جدي، ولي به ظاهر پنهان جامعه، تربيت كنند.

وي يادآور شد: مسأله يادشده با بنياد خانواده در ارتباط است و انجام کارهاي نسنجيده و غيرعلمي و نيز ورود افراد با اطلاعات محدود و يا بدون تعهد لازم، ممکن است نه تنها به تشديد اختلالات دامن بزند، بلکه در برخي موارد مفسده‌انگيز هم باشد.

مشاوره رايگان پس از ازدواج

سرپرست كلينيك سلامت خانواده با تأكيد بر اين كه در كشور بايد شوراي عالي خانواده تشكيل شود، گفت: اين شوراي عالي بايد درباره مسائل تربيتي و فرهنگي خانواده و از جمله مسائل مرتبط با سلامت جنسي و ارتقاي آن بحث و برنامه‌ريزي كند تا خلأ موجود در اين زمينه در جامعه برطرف شود.

وي خاطرنشان كرد: همچنين بايد شرح وظايف وزارتخانه‌ها و سازمان‌هايي که به گونه‌اي فعاليت آنها مرتبط با اين موضوع است، مشخص و هماهنگي‌هاي لازم انجام شود.

http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100935174761

......................

منبع خبر: خبرگزاری دانشجویان ایران – ايسنا

http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=676

نظرات بینندگان درباره اين مقاله:

با سلام وتشكر از شما كه حداقل بخشي از مشكلات مربوط به خانواده ها را بيان كرديد. بنده خودم قبل از ازدواج كه براي آزمايشات مربوطه شركت كردم مثلا يك كلاس آموزش و مشاوره ازدواج هم گذاشته بودند كه خيلي مختصر بود و واقعا براي جواني كه ميخواهد ازدواج كند اصلا مفيد نبود تازه همين كلاس را هم خيليها شركت نميكردند. در صورتيكه بسياري از مشكلات زناشويي از همان ابتدا بدليل عدم شناخت زن و مرد از لحاظ خصوصيات يكديگر پديد ميايد.اميدوارم كلاسهاي مشاوره قبل از ازدواج فعالتر و موثر تر باشند.

با تشکر از آقای فروتن . از این که بالاخره یکی پیدا شد که توجهی به این مسائل داشته باشه خیلی خوشحالم.

با سلام و با عرض تبريك سال جديد و توفيق روزافزون

مسائل ياد شده از واقعيات جامعه بوده و گنجاندن واحد درسي خانواده در دوره هاي دانشگاهي گامي همسو با موضوع مذكور ميباشد ليكن فراگير شدن موضوع در كل جامعه نياز به برنامه ريزي و توجه بيشتر سازمانهاي ذيربط دارد كه اميد ميرود مورد توجه خاص قرار گيرد.

با سلام.

به نظر بنده پاسخ به سوالات از طریق اینترنت و پایگاههای اطلاع رسانی می تواند کمک زیادی به زوج های جوان دهد.

باتشکر از شما به خاطر دید علمی نسبت به این موضوع بسیار مهم.

با عرض معذرت كاملا درسته

من تحقيقات كردم واز اين وآن خيلي پرسيدم ومي دانم علل خيلي از دعواهاي و بداخلاقيهاي زناشويي بدون اينكه خودشان بفهمند به اين امر بر مي گردد

بسیار عالیست . من پیشنهاد میکنم کتاب هایی که در مورد اخلاق و رفتار و همچنین نیازهای جنسی زنان و مردان در بازار هست به جوانانی که میخواهند ازدواج کنند معرفی شود تا یک شناخت کلی بدست آید .

واقعیت این است که مسائل جنسی زمینه ساز بسیاری ازاختلافات است وبایستی ازطریق واحدهای بهداشت خانواده مراکز بهداشت(درموردخانمها) وپزشکان متخصص زنان(درموردخانمها) ونیز پزشکان متخصص اورولوژی(درمورد اقایان) ،مشاوره قبل از طلاق ازسوی قضات محترم صورت گیرد وقبل از صدور هرحکم طلاق این مشاوره اجباری ویکی از شروط قبل ازآن باشد

جدا از آقای فروتن برای عمیق نگاه کردن به این مشکل اساسی که در کنار هیاهوهای سیاسی در کشور همیشه نادیده گرفته می شود، و از شما برای این اطلاع رسانی ممنونم. اینها مسایل مهمی هست که انصافا مسولان باید حساس تر و جدی تر باشند

در مسائل جنسی شرم وحیای غیر منطقی موجب عدم شناخت از این غریزه بسیار ارزشمند الهی شده است و با آن که همگان بنوعی مبتلا به هستند ولی شهامت برای وارد شدن در این بحث همگانی را در خود نمی بینند. لذا حداقل ضرری که دارد شرم وحیای جامعه پوششی شده است برای انحرافات فکری که نتیجه اش به بهترین بیان جدایی زن وشوهر است و الا مفسده های بسیاری از عدم شناخت این موضوع صادر می شود که در این چند سطر جایگاهی ندارد.

ايجاد كلاس هاي آموزشي قبل و بعد ازدواج (ترجيحا"در دو گروه مستقل و منفك ويژه بانوان و آقايان)به منظور بحث و آموزش نكات جنسي و مسائل تابعه ميتواند خيلي مفيد باشد.

نقش مواد مخدر در ويراني خانواده ها چيست؟ از يك خانواده با 5 ازدواج 3 مورد آن به دليل مواد مخدر به طلاق كشيده شده است. به نظر من نقش مواد مخدر اول است و نقش مسائل جنسي دوم و نقش مشكلات مالي سوم. آمار ايشان با واقعيات جامعه هم خواني ندارد.

بسيارمتشكرم ازاينكه به يكي از بزرگترين معضلات اجتماعي پرداخته ايد اميدوارم تداوم داشته باشد .

متاسفانه رسانه ها به ويژه تلويزيون در اطلاع رساني به اين موضوع مهم بسيار ضعيف عمل مي نمايند گويا اصلا " در اين باره اين موضوع مشكلي وجود ندارد

نکته سنجی بسیار ظریفی است. موضوع مطرح شده مشکل بسیار جدی است که نه تنها گریبانگیر قشر جوان که حتی افراد مسن است. ضمن تشکر از نویسنده محترم و سایت تابناک به خاطر پرداختن به ناهنجاری های پنهان و مهم جامعه اسلامی امید است که با درایت متولیان راه حل های مناسبی اندیشیده شود.

بسیار موضوع مهمی است که در سطح مسئولان به آن پرداخته نمی شود.

باتوجه به شناختی که ازوزیر محترم بهداشت جناب لنکرانی دارم، امیدوارم در این مورد مهم نیز پیگیر باشند

که اگر این مسئله حل شود شاید دیگر زیاد به داروهای درمان ایدز و امثالهم نیاز نباشد.

از شما هم ممنون که به این مسئله پرداختید. حتما ادامه دهید و پیگیر باشید.

استقبال می کنیم.

با تشكر فراوان. حيف است كه از اين بحث بدون يك درس خارج شد. اولين درس اينست كه زوجها (خصوصا جوانها) به يادداشته باشند كه در اين موارد با همديگر به صراحت صحبت كنند. اين صحبت كردن خيلي مهم است. بازهم از همكار محترم دكتر فروتن تشكر ميكنم.

دكتر س

ضمن تشکر

سئوالی که در ذهن من وجود دارد این است که پدران و مادران ما چگونه زندگی میکردند در آن زمانی که این همه امکانات ارتباطی و رسانه ای نبود چگونه مشگلات جنسی خود را حل میکردند ؟ آیا آنها همه مشگل دار بودند ؟ آیا محبت در خانواده ها نبود ؟ آیا تا آخر عمر شان با یکدیگر زندگی نمی کردند آیا معضل افزایش طلاق وجود داشت ؟ آیا بچه دار نمیشدند ؟ آیا خانواده ها استحکام بیشتری نداشتند ؟ و صدها آیای دیگر ...

برادران و خواهران عزیز مشکل این چیزها نیست این چیزها بهانه است و درحقیقت یک نوع فرافکنی در مشکلات خودمان ، در نوع و نگرش مشکل دار ما نسبت به زندگی و نسبت به خانواده و فرزند

تا خودمان را اصلاح نکنیم هیچ چیز اصلاح نمیگردد .

من خیلی خوشحالم که بالاخره شروع به واقع بینی کردیم. ولی این رو همه میدونیم که این اموزشها خیلی زودتر از« پیش از ازدواج» باید شروع بشن. و نه فقط برای دانشگاهیها [تنظیم خانواده] . و هرچه این مسائل ودیدگاهها درست تر شکل بگیرند مطمئنا در اینده کمتر مشکل خواهند بود

بنده و همسرم چهار ماه پیش عقد کردیم، متاسفانه در همین کلاسهای آموزشی که همه هم بر لازم بودنش تاکید داریم، مدرس خانم که گویا خود ایشان نیز در این زمینه مشکل داشته اند به نحو بسیار نامطلوبی خصوصیات اخلاق جنسی اقایان را برای خانمها تشریح کرده اند،در یک کلام بنده چهار ماه هست که کل شیرینی ازدواج ما با فرمایشات این مدرس به تلخی کشیده شده است،خواهشا بر آموزش صحیح و واقعی زوجین تاکید کنیم

نقش مواد مخدر در كلان شهري چون تهران شايد بالا باشد (آن هم عمدتا در قشر فقير) اما تاثير آن در آمار كلي طلاق هيچ گاه با مسايل جنسي قابل قياس نيست.

با سلام و تشكر، ريشه اغلب معضلات خانوادگي به تبليغات و عرضه تصاوير و مطالب نامطلوب و انحرافات پنهان ناشي از همين تبليغات است. خدا به جوانان ما رحم كند. از سوي ديگر مجلات خانواده وقايع منجر به طلاق در هر شماره عرضه مي كند كه اين ضمن اينكه ممكن است درصد كمي تجربه آموز باشد ولي درصد بد آموزي و از هم گسيخته كردن خانواده ها بالاتر است. كه اين هشدار باشي به مسئولان مي باشد.

با سلام.ضمن تشكر ازبيان اين مورد بايستي بعرض برسانم كه حل اين مشكل بنظر ميرسد در مشاوره هاي ازدواج در بيمارستانها در هر شهر بصورت تخصصي در كنار تست اعتياد وتالاسمي صورت گيرد ولي متاسفانه الان در هر شهر چندين مكان تست ازدواج است كه بصورت گذراوناقص بيان ميگردد

بحث خوبیه ولی منشاتمام این مشکلات مشکلات اقتصادیست که تموم جوانب زندگی تحت تاثیر میذاره که کسی نیست به فکر این مشکلات باشه

با سلام و تبريك سال نو

با سپاس كه به اين موضوع مهم توجه كرده كه اين يك مسئله كاملا مهم در رابطه زناشوئي است كه البته در اين كلاسها بايد به طور كامل توضيح داده شود نه اين كه در عرض 5 دقيقه بخواهند كليه مطالب را بيان كنند (بهتر است كه مراكز اموزشي را معرفي كنند كه هر شخص را قبل از ازدواج مجبور باشد كه اين دوره ها را بگذراند) البته فقط راههاي پيشگيري از بارداري بيان نشود .

http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=8641

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

گفتگو با دکتر خيام‌فر، متخصص اورولوژي و عضو هيأت علمي دانشگاه شاهد، درباره انزال زودرس

مشکل 10 تا 40 درصد مردان

آيا ممکن است علل جنسي هم در بالا رفتن آمار طلاق در جامعه نقش داشته باشد؟ علتي که مشاوران روان‌شناس، قضات دادگاه‌ها و پدر و مادر عروس و دامادهاي در آستانه جدايي، از آن خبر ندارند و حتي به فکرشان هم نمي‌رسد؟ و آيا مي‌توان با اطلاع‌رساني در مورد علل برخي اختلالات جنسي، از بروز اين گروه از طلاق‌ها و اختلافات جلوگيري کرد؟ پاسخ را از زبان دکتر فريدون خيام‌فر، متخصص اورولوژي، هيات علمي و عضو گروه پژوهشي خانواده و سلامت جنسي دانشگاه شاهد، بخوانيد.

سلامت : آقاي دکتر، درصد قابل‌توجهي از اختلاف‌ها و برخي طلاق‌ها، در ماه‌هاي اول بعد از ازدواج اتفاق مي‌افتد. آيا ممکن است برخي اختلالات در رابطه جنسي باعث اين اختلافات شده باشد؟

علل مختلفي مي‌تواند در بروز اين گونه اختلافات زودهنگام موثر باشد، اما از ديدگاه من به عنوان پزشک نيز مواردي وجود دارد که مي‌تواند باعث بروز مشکل شود.

يکي از مهم‌ترين اين موارد که شيوع نسبتا بالايي هم دارد، مساله زودانزالي در آقايان است. موضوعي که معمولا در شروع تجربه جنسي، يعني در ماه‌هاي اوليه بعد از ازدواج وجود دارد و ممکن است بعد از مدتي خودبه‌خود رفع شود. بررسي‌ها نشان داده که زودانزالي بين 10 تا 40 درصد در جامعه شيوع دارد.

سلامت : منظور از زودانزالي چيست؟

متاسفانه توافق عمومي در بين متخصصان در مورد تعريف زودانزالي وجود ندارد. در پژوهشي که ما در کلينيک سلامت خانواده دانشگاه شاهد انجام داديم، بيشتر از 14 نوع تعريف براي زودانزالي وجود داشت. علت اين تفاوت در آمار شيوع زودانزالي (10 تا 40 درصد) به‌ علت همين تفاوت در تعريف است.

سلامت : ريشه اين اختلاف نظرها در تعريف زودانزالي چيست؟

در هر تعريفي، مبناي تعريف با ديگري تفاوت دارد. به عنوان مثال، در برخي از آنها، مدت زمان انزال بعد از نزديكي مبنا قرار مي‌گيرد. در برخي تعاريف، اختيار و اراده خود شخص (مرد) مبناست و در يک دسته تعاريف، رضايت همسر (زن) مورد توجه قرار مي‌گيرد. در يکي از پژوهش‌ها، وقتي از مردان در مورد احتمال زودانزالي آنها سوال شد، يک آمار به دست آمد، در حالي که وقتي از همسران همين آقايان سوال شد، آمار بسيار بالاتر بوده است. ما خودمان در کلينيک سلامت خانواده روي يک تعريف کاربردي توافق کرده‌ايم؛ وقتي زمان انزال مرد به‌گونه‌اي باشد که در رابطه زناشويي او و همسرش اختلال ايجاد کرده باشد، ما مي‌گوييم در اين حالت، چه انزال زود اتفاق بيفتد و چه دير، نياز به درمان وجود دارد.

سلامت : چه شد که روي اين تعريف خاص توافق کرده‌ايد؟

چون رابطه زناشويي يک رابطه دوطرفه است. هم زن بايد راضي باشد و هم شوهر. ممکن است در اوايل ازدواج، نبود رضايت زن، براي مرد قابل‌تحمل باشد، اما در درازمدت باعث بروز مشکلات گوناگوني مي‌شود و همبستگي را در زندگي زناشويي از دو طرف مي‌گيرد. همان‌طور که رابطه زناشويي موفق باعث تحکيم بنياد خانواده مي‌شود، رابطه ناموفق هم باعث بي‌ثباتي آن مي‌شود و مي‌تواند آن را در معرض فروپاشي قرار دهد.

سلامت :علت بروز زودانزالي چيست؟

فرضيه‌هاي مختلفي در مورد علت بروز زودانزالي وجود دارد. برخي علل رواني و عصبي و استرس‌ها را عامل آن مي‌دانند. به اين معني که کسي که در زندگي آرامش ندارد، نمي‌تواند رابطه موفق جنسي با همسرش داشته باشد. فرضيه ديگر، حساس بودن بيش از حد عضو تناسلي مرد است که بيش از حد به مغز پيغام مي‌دهد و باعث مي‌شود فرد کنترل لازم را روي زمان انزال نداشته باشد.

سلامت : پس بيشتر فرضيات به علل رواني و نه جسمي مربوط مي‌شود، درست است؟

البته برخي علل جسمي هم ممکن است در زودانزالي دخيل باشند اما شيوع آنها به نسبت علل رواني کمتر است. به عنوان مثال، ناتواني جنسي ممکن است در مراحل اوليه به صورت زودانزالي خودش را نشان دهد. چون فرد متوجه شده است که زمان نعوظ در او کوتاه شده، براي ادامه رابطه عجله مي‌کند و اين باعث مي‌شود که زودتر از زمان مورد نظر دچار انزال شود.

معمولا ناتواني جنسي، علت زمينه‌اي مانند ديابت يا فشارخون و مشکلات ديگر دارد که بايد آن علت اصلي و ويژه درمان شود وتشخيص اين ناتواني جنسي از زودانزالي واقعي، تاثير مهمي در کارايي درمان دارد. چون اول بايد آن علت زمينه‌اي و ناتواني جنسي درمان شود و بعد از آن، اگر باز هم زودانزالي وجود داشت، به درمان آن پرداخت. عفونت مزمن پروستات و نيز مصرف يا قطع مصرف برخي داروها هم به عنوان علل موثر در بروز زودانزالي مطرح‌اند. اين نکته را هم در پايان اضافه کنم که تحقيقات نشان داده که ختنه کردن ياختنه نکردن هيچ تاثير اثبات‌شده‌اي در بروز زودانزالي ندارد.

http://www.salamatiran.com/NSite/FullStory/?Id=15907&type=2

@@@@@@@@@@@@@@@@@@

علت 80 درصد طلاق‌ها: خیانت به همسر

جامعه > آسیب ها - مدیر فرهنگى دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایى گفت: بررسیها نشان مى‌دهد از هر 10 طلاق حدود 8 مورد به دلیل عدم وفادارى و تعهد به همسر و خانواده و یا ازدواجهاى مجدد به شکل دائم و یا موقت رخ مى‌دهد.

به گزارش مهر، دکتر زهرا کاشانى‌ها بر توجه به اصل تحکیم خانواده اشاره کرد و گفت : گرچه اقداماتى در راستاى تحکیم بنیان خانواده انجام شده اما باید گفت کافى نبوده و امروزه روند افزایش طلاقها به گونه‌اى نگران کننده است.

بر اساس اعلام رئیس سازمان ثبت احوال طى پنج ماهه اول سال جارى شاهد 51 هزار و 192 طلاق در کشور بوده‌ایم.محمدرضا آیت‌الهى از افزایش پدیده طلاق نسبت به سال گذشته خبر داده و عنوان داشته است، بیشترین طلاق در مردان با 14هزار و 705 مورد در گروه سنى 25 تا 29 سال و در زنان با 13 هزار و 428 مورد در گروه سنى 20 تا 24 سال بوده است.

مدیر فرهنگى دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایى در ادامه به مسئله تعدد زوجات اشاره کرد و گفت : تعدد زوجات مسئله‌اى بوده که همواره موافقان و مخالفانى داشته است و باید گفت در زمانهایى این موضوع بدون حساسیت اعمال مى‌شده اما امروزه با مخالفتهاى شدید و جدى روبرو است.به اعتقاد این محقق برخى از تعدد زوجات دفاع مى‌کنند و بدون توجه به شرایط، پیامدها و آثار آن را ترویج مى‌دهند و در موارد بسیارى باعث وهن اسلام مى‌شوند.

http://www.banksat.com/showthread.php?t=71752

...................

http://mankaleybar.mihanblog.com/post/13

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

روابط جنسي ناموفق عامل پنهان

بايد به دنبال عوامل طلا‌ق باشيم

طلاق توافقي

هرچند كه براساس تغييرات صورت گرفته درخصوص لايحه حمايت از خانواده رسما ازدواج مجدد در ايران ممنوع مي‌شود؛ اما مدير فرهنگي دانشگاه تربيت دبير شهيد رجايي اعلام مي‌كند كه نبود وفاداري و ازدواج مجدد، دليل اصلي طلاق در كشور است.

براساس اعلام محمدرضا آيت‌اللهي، رئيس سازمان ثبت احوال طي 5 ماهه اول سال جاري شاهد 51 هزار و 192 طلاق در كشور بوده‌ايم كه مويد افزايش پديده طلاق نسبت به سال گذشته است.

وي گفت: بيشترين طلاق در مردان با 14 هزار و 705 مورد در گروه سني 25 تا 29 سال و در زنان با 13 هزار و 428 مورد در گروه سني 20 تا 24 سال بوده است.

در همين حال ، دكتر زهرا كاشاني ها ، مدير فرهنگي دانشگاه تربيت دبير شهيد رجايي معتقد است: بررسي‌ها نشان مي‌دهد از هر 10 طلاق حدود 8 مورد به دليل نبود وفاداري و تعهد به همسر و خانواده و يا ازدواج‌هاي مجدد به شكل دائم يا موقت رخ مي‌دهد.

گرچه اقداماتي در راستاي تحكيم بنيان خانواده انجام شده؛ اما بايد گفت كافي نبوده و امروزه روند افزايش طلاق‌ها به‌گونه‌اي نگران‌كننده است. ضمن اينكه بايد بر عوامل ديگري چون اعتياد، مشكلا‌ت اقتصادي و ... هم به عنوان عوامل طلا‌ق اشاره كرد.

 سكوت درباره ازدواج موقت

در لايحه‌اي كه قوه قضاييه و دولت با عنوان حمايت از خانواده ارائه كردند، راجع به ازدواج موقت هيچ صحبتي نشده بود، جز اين‌كه گفته شده بود ثبت ازدواج موقت مطابق با آيين‌نامه‌اي خواهد بود كه دولت تهيه مي‌كند؛ اما اعضاي كميسيون حقوقي و قضايي با بررسي‌هايي در اين خصوص تغييراتي در اين لايحه به وجود آوردند. بر اين اساس ازدواج مجدد منع شد، مگر در مواردي كه يا همسر اول رضايت كامل داشته باشد يا مواردي كه زن مرتكب تخلفات خاصي شود، مثلا زن محكوم به 5 سال زندان يا بيشتر شود يا زندگي خانوادگي را ترك كند، البته در اين صورت هم مرد بايد در دادگاه اين موضوع را ثابت كند، اگر بتواند ثابت كند، مي‌تواند ازدواج مجدد داشته باشد.

از سويي اگر همسر مردي هيچ‌كدام از اين مشكلات را نداشته باشد و مرد اقدام به ازدواج مجدد كند، مجازات زندان برايش تعيين شده است، ضمن اين‌كه نمي‌تواند ازدواجش را ثبت كند، مرتكب جرم هم شده است.

طلاق عاطفي

مسائل جنسي ، عامل اصلي و پنهان

بحث‌هاي نبود وفاداري و ازدواج مجدد به عنوان عوامل طلاق در حالي مطرح مي‌شود كه دكتر اصغر مهاجر، جامعه‌شناس معتقد است استفاده از اين ادبيات و به‌كارگيري اين واژه‌ها در واقع به نوعي پنهان كردن عامل اصلي است.

از ميان همه كاركرد‌هاي موجود، كاركرد‌هاي عاطفي و جنسي مهم‌ترين كاركردهاي خانواده محسوب مي‌شوند كه متاسفانه در كشور ما بيشتر به كاركردهاي سنتي اشاره مي‌شود.

مسلما بيشترين علت طلاق‌ها در كشور به ناتواني در برقراري ارتباط درست جنسي برمي‌گردد و در صورتي كه طلاق انجام نشود و با تكيه بر باورهاي سنتي زندگي ادامه پيدا كند، تبعات منفي رواني و جسمي آن بسيار زياد است.

او فرايند طلاق را به 13 بخش تقسيم كرده و طلاق اجتماعي و حقوقي را در درجه 6 و 7 قرار داده و ادامه مي‌دهد: متاسفانه 80 درصد از زندگي‌هاي مشترك در كشور ما در مرحله طلاق اجتماعي قرار دارند. مهاجر آنچه را كه نبود وفاداري عنوان مي‌شود، در گريز از روابط عاطفي و جنسي ناموفق تعريف مي‌كند و مي‌گويد: متاسفانه حق زنان در اين نابرابري‌هاي جنسي بيشتر از مردان تضييع مي‌شود.

اين جامعه‌شناس، نبود آموزش درخصوص مسائل جنسي را بزرگ‌ترين آسيب در ازدواج‌ها عنوان و اظهار مي‌كند: برنامه‌ريزان و سياستگذاران جامعه بايد نگاهي مقدس و باز به مقوله روابط زناشويي داشته و با آموزش و ترويج فرهنگ درست اين روابط كه در آموزه‌هاي ديني ما نيز به آن اشاره شده است، نگاه تابو و پنهانكارانه به اين موضوع را پاك كنند.

مهاجر تاكيد مي‌كند: امكان آموزش همگاني و مبتني بر رسانه در اين آموزش‌ها وجود ندارد؛ بلكه بايد بر آموزش چهره به چهره، كارگاهي و كاربردي در قالب آموزش‌هايي در محلات، بين خانواده‌ها و حتي ادارت و محل كار تكيه كرد.

منبع : جام جم

تنظيم براي تبيان :داوودي

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=108791

................

http://hamvatansalam.com/news143224.html

@@@@@@@@@@@@@@@

يك جامعه شناس:

اكثر طلاق‌ها علت منطقي ندارند           

سرويس: شهرستان‌ها

1388/10/13

01-03-2010

08:37:49

8810-05346: كد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - اروميه

سرويس: شهرستان‌ها

يك جامعه شناس گفت: اختلافات فرهنگي، اعتياد، بيكاري، خشونت، آسيب‌هاي اجتماعي و دخالت ساير افراد در امور زندگي زوجين از جمله عوامل اصلي طلاق در جامعه هستند.

بابازاده در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، توضيح داد: اكثر طلاق‌هايي كه در جامعه صورت مي‌گيرد، علت منطقي و قابل توجهي ندارند بلكه با بهانه‌هاي واهي و در اثر لجاجت زن يا شوهر انجام مي‌گيرد و با خودخواهي، زن يا شوهر يك امر جزيي را چنان مهم جلوه مي‌دهند كه سازش را غيرممكن مي‌سازد.

وي، مسايل اجتماعي و مشكلات اقتصادي، سطح پايين تحصيلات، بالا بودن توقعات جوانان، بيكاري و نبود مسكن و ضعف باورهاي ديني و فرهنگي را از جمله عوامل كاهش ميل به ازدواج در ميان جوانان برشمرد.

اين جامعه شناس ادامه داد: پايبند بودن به اصول ديني در جهت آگاهي دهي جوانان در خصوص اثرات مخرب طلاق، فراهم كردن حداقل معيشت افراد، كاهش انتظارات خانواده‌ها نسبت به طرف مقابل، آگاهانه بودن ازدواج و اين كه طرفين در ابتدا بايد با يكديگرتفاهم و سازگاري داشته باشند، از جمله راهكارهاي مناسب براي پيشگيري از طلاق در جامعه است.

بابازاده تصريح كرد: خانواده يك گروه اجتماعي بوده و اين گروه نيازمند تسهيلاتي براي ادامه حيات و كاركرد بهينه خودش است و اگر جامعه توانايي فراهم كردن اين منابع را نداشته باشد اين گروه نمي‌تواند وظيفه اصلي خود را در جامعه به درستي ايفا كند.

اين جامعه شناس خاطرنشان كرد: اختلافات خانوادگي باعث تزلزل بنيان خانواده شده و مشکلات زيادي در ابعاد خانوادگي واجتماعي ايجاد مي‌کند بنابراين بايد مسوولان امر توجه جدي نسبت به فاجعه عصر كنوني (طلاق) داشته باشند.

انتهاي پيام

كد خبر: 8810-05346

http://www.provinces.sedayefarda.com/component/sedz/?task=iframe&format=raw&id=467

.................

http://www.bourex.com/news/vnews.php?id=285893

@@@@@@@@@@@@@@@@@

قاضی مشاور دادگاه خانواده: مهمترین علت تقاضای طلاق زنان، مشکلات مالی، بیکاری و اعتیاد همسر است

یكشنبه، ۲۳ بهمن ۱۳۸۴ - ۱۲:۴۰:۲۴

قاضی مشاور دادگاه خانواده گفت: علت اصلی بالا بودن آمار درخواست طلاق از سوی زنان نسبت به مردان این است که طبق قانون اگر مرد متقاضی طلاق باشد باید تمام حق و حقوق همسرش را بپردازد، به همین سبب شروع به آزار و اذیت زن کرده و او را مجبور می‌کند تا از تمام حق و حقوق خود بگذرد و تقاضای طلاق دهد. قاضی نوروند در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) اظهار داشت: مهمترین علتی که زن‌ها را وادار به تقاضای طلاق می‌کند، مشکلات مالی همسر، بیکاری و اعتیاد است.

قاضی مشاور دادگاه خانواده: مهمترین علت تقاضای طلاق زنان، مشکلات مالی، بیکاری و اعتیاد همسر است  قاضی مشاور دادگاه خانواده گفت: علت اصلی بالا بودن آمار درخواست طلاق از سوی زنان نسبت به مردان این است که طبق قانون اگر مرد متقاضی طلاق باشد باید تمام حق و حقوق همسرش را بپردازد، به همین سبب شروع به آزار و اذیت زن کرده و او را مجبور می‌کند تا از تمام حق و حقوق خود بگذرد و تقاضای طلاق دهد.  قاضی نوروند در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) اظهار داشت: مهمترین علتی که زن‌ها را وادار به تقاضای طلاق می‌کند، مشکلات مالی همسر، بیکاری و اعتیاد است. در غیراین‌صورت هیچ زنی دوست ندارد که مطلقه شود. در درجه‌ی دوم می‌توان علت طلاق‌ها را اختلاف سطح فرهنگی و تفاوت در طرز فکر طرفین و خانواده‌ی آنها و دخالت‌های اطرافیان دانست.  وی ادامه داد: علت اصلی بالا بودن آمار درخواست طلاق از سوی زنان نسبت به مردان این است که طبق قانون حمایت خانواده در صورتی که متقاضی طلاق مرد بوده و بدون هیچ دلیلی اقدام به طلاق همسرش نماید، باید تمام حق و حقوق همسرش را بپردازد، به همین سبب شروع به آزار و اذیت او کرده و وی را مجبور می‌کند که از تمام حق و حقوق خود گذشته و تقاضای طلاق دهد.  نوروند، علت بالا بودن آمار طلاق توافقی را در این دانست که بعد از بذل (بخشش) مهریه از سوی زن، مردان رضایت می‌دهند که به صورت توافقی جدا شوند. در این صورت می‌توانند در مدت کوتاهی بدون نیاز شواهد و مدارک این کار را انجام دهند.  قاضی مشاور دادگاه خانواده همچنین اظهار داشت: در میان آمار و ارقام دادخواست‌های دادگاه خانواده دادخواست مطالبه‌ی نفقه‌ی کودک در سطح پایین‌تر از سایر دادخواست‌هاست که علت آن را می‌توان در این دانست که معمولا نفقه‌ی کودک و مادر را با یکدیگر ثبت می‌کنند و این مسأله‌ی سبب پایین بودن آمار مطالبه‌ی نفقه‌ی کودک و بالا رفتن دادخواست‌های نفقه‌ی مادر می‌شود؛ علاوه بر این به خاطر اینکه نفقه‌ی کودک دارای شروطی مثل استطاعت مالی خواند و شاغل نبودن خواهان است به تعداد کمی از این افراد نفقه تعلق می‌گیرد برای اینکه معمولا مرد ادعای اعسار کرده و اعلام می‌دارد که توانای پرداخت نفقه را ندارد. نوروند، درباره‌ی دیگر علت پایین بودن دادخواست‌های مطالبه نفقه‌ی کودک گفت: معمولا هنگامی که زوجه می‌تواند حضانت را بر عهده بگیرد، دیگر تقاضایی برای نفقه ندارد و همین حضانت برای او بهترین حق تلقی می‌شود.

منبع خبر: خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران 23-11-84

http://www.dchq.ir/html/modules.php?op=modload&name=News&file=article&sid=2682&mode=thread&order=0&thold=0

@@@@@@@@@@@@@@@

یک وکیل دادگستری با بیان اینکه علت بسیاری از طلاق‌ها اعتیاد و بیکاری زوج است،

گفت: هنگامی که اعتیاد زوج به حدی برسد که زندگی امکان‌پذیر نباشد زوجه با رجوع به دادگاه تقاضای طلاق می‌کند. خشایار خسروانی در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، اظهار داشت: اعتباد علاوه بر انگیزه، زوجین را در مسائل اقتصادی نیز با مشکل مواجه ‌کرده و معمولا زوج را مبتلا به اختلالات روحی و روانی می‌کند و سبب می‌شود که وی با خانواده‌اش بدرفتاری کند. این امر سبب می‌شود که زوجه برای طلاق به دادگاه مراجعه کند.

یک وکیل دادگستری: علت بسیاری از طلاق‌ها اعتیاد و بیکاری زوج است

یک وکیل دادگستری با بیان اینکه علت بسیاری از طلاق‌ها اعتیاد و بیکاری زوج است، گفت: هنگامی که اعتیاد زوج به حدی برسد که زندگی امکان‌پذیر نباشد زوجه با رجوع به دادگاه تقاضای طلاق می‌کند. خشایار خسروانی در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، اظهار داشت: اعتباد علاوه بر انگیزه، زوجین را در مسائل اقتصادی نیز با مشکل مواجه ‌کرده و معمولا زوج را مبتلا به اختلالات روحی و روانی می‌کند و سبب می‌شود که وی با خانواده‌اش بدرفتاری کند. این امر سبب می‌شود که زوجه برای طلاق به دادگاه مراجعه کند.

 وی ادامه داد: هنگامی که اعتیاد زوج به حدی برسد که زندگی امکان‌پذیر نباشد زوجه با رجوع به دادگاه تقاضای طلاق خلع می‌کند. در چنین شرایطی در حالی که زوج توانایی مالی ندارد از پرداخت حق و حقوق زوجه امتناع می‌کند. معمولا این مساله در پرونده‌هایی که زوج معتاد نیست نیز صادق است و ربط چندانی به معتقاد بودن یا نبودن زوج ندارد.

 این وکیل دادگستری تصریح کرد: تفاوت پرونده‌هایی که زوج معتاد است با دیگر پرونده‌ها، این است که با توجه به اینکه نداشتن اعتیاد مضر زوج یا زوجه یکی از شرایط عقد در هنگام ازدواج است می‌تواند با رجوع به دادگاه و استناد به این شرط عقدنامه به راحتی طلاق و حق و حقوق خود را مطالبه کند. در حال حاضر اعتیاد جزء موارد فسخ نکاح نیست چرا که ممکن است اعتیاد بعد از ازدواجه ایجاد شود، اما موارد فسج نکاح باید قبل از ازدواج وجود داشته باشد. وی در پایان گفت: در بسیاری از پرونده‌ها علت طلاق ممکن است اعتیاد نباشد، اما در نهایت مشکل اصلی از آن سرچشمه می‌گیرد. مانند مشکلات اقتصادی و بیکاری، مشکلات روحی و روانی.

http://www.dchq.ir/html/modules.php?op=modload&name=News&file=article&sid=2289&mode=thread&order=0&thold=0

@@@@@@@@@@@@@@@@

رییس سازمان بهزیستی خبر داد: اعتیاد علت 50 درصد طلاق‌ها و 25 درصد فرار دختران است.

دوشنبه، ۰۳ مرداد ۱۳۸۴ - ۰۵:۱۹:۱۳

دکتر راه‌چمنی‌ در این مراسم ضمن برشمردن اعتیاد به عنوان یک آسیب و بیان اینکه اگر عزم ملی در این باره بکار گرفته نشود در آینده با مشکلی جدی روبرو خواهیم شد گفت: طبق آمار موجود اعتیاد عامل40 تا 50 درصد سرقت‌ها، 50 درصد طلاق‌ها، 20 تا 25 علت فرار دختران، 65 درصد کودکان خیابانی و 50 درصد علت از دست دان شغل افراد است.

رییس سازمان بهزیستی خبر داد: اعتیاد علت 50 درصد طلاق‌ها و 25 درصد فرار دختران است

مرکز درمان اعتیاد (TC)، دو سرای سالمند و چند طرح عمرانی دیگر در استان چهار محال‌وبختیاری با حضور دکتر راه‌چمنی رییس سازمان بهزیستی کشور افتتاح شد. به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، دکتر راه‌چمنی‌ در این مراسم ضمن برشمردن اعتیاد به عنوان یک آسیب و بیان اینکه اگر عزم ملی در این باره بکار گرفته نشود در آینده با مشکلی جدی روبرو خواهیم شد گفت: طبق آمار موجود اعتیاد عامل40 تا 50 درصد سرقت‌ها، 50 درصد طلاق‌ها، 20 تا 25 علت فرار دختران، 65 درصد کودکان خیابانی و 50 درصد علت از دست دان شغل افراد است.

 وی با بیان اینکه هر فرد معتاد 9 الی 10 نفر از افراد سالم را می‌تواند به اعتیاد بکشاند، افزود: مبارزه با «عرضه مواد مخدر و کاهش تقاضا»، «درمان» و «بازتوانی» معتادین از جمله راههایی هستند که باید هماهنگ با یکدیگر در جهت پیشگیری از اعتیاد انجام شوند.

 به گزارش ایسنا، رییس سازمان بهزیستی در ادامه این مراسم بیان کرد: سازمان بهزیستی سال گذشته در بحث کاهش آسیب‌های اجتماعی ناشی از اعتیاد در سطح کشور، با 2 هزار و 500 تیم تخصصی پیشگیری از اعتیاد، در 2 هزار و 100 محله موفق به آموزش 3 میلیون نفر از جمعیت کشور در محیط‌های کار، آموزش و محله‌های شهری و روستایی در خصوص راههای پیشگیری از اعتیاد شد.

 راه چمنی در پایان افراد تحت پوشش مراکز مشاوره روانشناسی این سازمان را 900 هزار نفر اعلام و بیان کرد: این سازمان اقداماتی از قبیل 430 مرکز بازتوانی و درمان معتادین همراه مراکز گذری خدمات‌رسانی به معتادین جهت ترک و کاهش آسیب‌های اجتماعی در سطح کلان شهرها، توزیع 6 هزار و 500 قرص معتادین، توزیع 335 هزار سرنگ یکبار مصرف، توزیع بروشور آموزشی جهت آموزش و کمک به پیشگیری از بیماریهایی مانند ایدز و هپاتیت را انجام داده است.

منبع خبر: خبرگزاری دانشجویان ایران - شهرکرد 2-5-84

http://www.dchq.ir/html/modules.php?op=modload&name=News&file=article&sid=1567&mode=thread&order=0&thold=0

@@@@@@@@@@@@@@

اعتیــــــاد به طور مستقیم و غیرمستقیم علت اصلی اکثر طلاق‌های ثبت شده در سطح کشور است

چهارشنبه، ۱۰ اسفند ۱۳۸۴ - ۱۳:۱۳:۰۶

حقوقی، رییس شعبه‌ی 11 دادگاه خانواده‌ی شهرستان اردبیل و سرپرست مجتمع خانواده این شهرستان در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقی ایسنا، با بیان این‌که اعتیاد به طور مستقیم و غیرمستقیم در90 درصد طلاق‌های ثبت شده در سطح کشور علت اصلی است، گفت: در حال حاضرعمده دلیل افزایش میزان طلاق در جامعه افزایش اعتیاد و مصرف مواد مخدر است و در کنار این مساله، مفاسد اخلاقی ناشی از اعتیاد نیز در این رشد، نقش بسزایی دارد.

سرپرست مجتمع قضایی خانواده اردبیل:

 اعتیــــــاد به طور مستقیم و غیرمستقیم علت اصلی اکثر طلاق‌های ثبت شده در سطح کشور است

 با آنکه در سال‌های اخیر اقدامات فراوانی در جهت کاهش میزان طلاق در سطح استان اردبیل انجام گرفته است اما بر اساس آخرین آمار منتشره در شش ماه اول سال جاری، حدود 600 فقره طلاق در سطح استان به ثبت رسیده که نسبت به مدت مشابه سال قبل 13 درصد رشد داشته است.

 به گزارش خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، عوامل مختلف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بر افزایش میزان طلاق در سطح استان اردبیل و در سراسر کشور تاثیر گذاشته است و اعتیاد، مهریه‌ی بالا، نبودن تفاهم، بالا بودن سن زن از مرد، سطح سواد بالای زن، عدم شناخت زوجین از هم و از خانواده‌هایشان و متفاوت بودن سطح فرهنگ دو خانواده از جمله عوامل تاثیرگذار در این زمینه مطرح شده است. به گفته‌ی سرپرست مجتمع قضایی خانواده‌ی شهرستان اردبیل در دو ماه اخیر، میزان طلاق دو برابر شده و600 الی 700 فقره طلاق توافقی و غیرتوافقی در این مجتمع صادر شده است.

 شفیع شفیعی، معاون مدیر کل امور اجتماعی و انتخابات استانداری اردبیل نیز در جلسه‌ی کمیته‌ی فرعی کار گروه اجتماعی، از افزایش بی‌رویه‌ی طلاق در سطح استان انتقاد کرد و گفت: طلاق و اعتیاد در استان روند صعودی دارد و باید برای جلوگیری از آسیب‌های اجتماعی این دو معضل، علل آنها بررسی و راهکارهای اصولی کاهش این معضلات ارایه شود.

 حقوقی، رییس شعبه‌ی 11 دادگاه خانواده‌ی شهرستان اردبیل و سرپرست مجتمع خانواده این شهرستان در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقی ایسنا، با بیان این‌که اعتیاد به طور مستقیم و غیرمستقیم در90 درصد طلاق‌های ثبت شده در سطح کشور علت اصلی است، گفت: در حال حاضرعمده دلیل افزایش میزان طلاق در جامعه افزایش اعتیاد و مصرف مواد مخدر است و در کنار این مساله، مفاسد اخلاقی ناشی از اعتیاد نیز در این رشد، نقش بسزایی دارد.

 وی افزود: در صورتی که معضل اعتیاد از بین برود میزان طلاق در جامعه به 10 درصد کاهش می‌یابد لذا لازم است مسوولان برای کاهش میزان طلاق با راهکارهای اصولی با معضل اعتیاد مبارزه کنند که مهم‌ترین و اصولی‌ترین راهکار، ایجاد شغل برای نسل جوان است که بیشتر در معرض اعتیاد قرار دارند.

 حقوقی با بیان اینکه تا به حال تمام برنامه‌ریزی‌های مسوولان برای کاهش میزان اعتیاد عقیم مانده است، تصریح کرد: ایجاد شغل، اسباب مناسب سردرگمی و گذراندن اوقات فراغت، تامین امکانات یک معیشت مناسب برای جوانان و آگاه‌سازی نسل جوان می‌تواند در کاهش میزان اعتیاد و به تبع کاهش میزان طلاق مفید باشد.

 غفور شایان، مدیر عامل ستاد دیه‌ی استان اردبیل، در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقی ایسنا، با بیان اینکه در حال حاضر وضعیت مالی جامعه جوابگوی پرداخت مهریه بالا نیست، افزود: در بسیاری از شکایات هدف از مطالبه‌ی مهریه طلاق نیست بلکه زوجه بعد از اخذ مهریه می‌خواهد به زندگی ادامه دهد؛ حال زوجی که به دلیل عدم توانایی در پرداخت مهریه چند ماهی را در زندان سپری کرده است با چه عاطفه‌ای دوباره به زندگی با زوجه روی آورد و همین عامل باعث فروپاشی خانواده از هم می‌شود.

 حقوقی، رییس شعبه‌ی 11 دادگاه خانواده‌ی شهرستان اردبیل، در این مورد معتقد است که چشم و هم‌چشمی‌های خانواده دلیل اصلی بالا رفتن مهریه است و مهریه‌ی بالا نه تنها اثر مثبتی در دوام کانون خانواده ندارد بلکه در بعضی مواقع باعث می‌شود که مرد به دلیل عدم توانایی مالی اقدام به کتک زدن زن برای راضی شدن به طلاق نماید و یا برای مدت طولانی زن و فرزندانش را بی‌تکلیف و بی‌سرپرست رها کند.

 وی افزود: تجربه ثابت کرده است که مهریه‌ی بالا نمی‌تواند ضامن خوبی برای دوام یک زندگی باشد و آثار سوء آن مهریه بالا عدم توجه زن و مرد به وظایف خود در زندگی است به طوری که آنها به جای اندیشیدن به ساختن یک زندگی بهتر تنها به مهریه‌ی بالا توجه می‌کنند.

 غفور شایان، مدیر عامل ستاد دیه‌ی استان اردبیل، در مورد راهکار کاهش میزان مهریه به خبرنگار حقوقی ایسنا، گفت: قوه‌ی قضاییه برای جلوگیری از افزایش بی‌رویه‌ی مهریه، باید با ارایه‌ی لایحه‌ای به مجلس دفترخانه‌های ثبت ازدواج را ملزم به ثبت مهریه‌ی معقول و متعادل کند.

 طبق بررسی‌های انجام گرفته میزان طلاق در مناطق شهری بیشتر از مناطق روستایی و در افراد باسواد بیشتر از افراد کم سواد است.

 سرپرست مجتمع قضایی خانواده‌ی شهرستان اردبیل، در این باره به خبرنگار ایسنا، گفت: به خاطر اینکه در مناطق روستایی اعتیاد، فساد اخلاقی و توقع طرفین از هم کم و میزان گذشت و تحمل همدیگر بالاست لذا میزان طلاق نیز پایین است و تجمل‌گرایی شهرنشینان باعث بالا رفتن میزان طلاق شده است.

 وی افزود: بررسی‌های انجام گرفته نشان می‌دهد که متاسفانه زن و شوهر باسواد هر کدام خود را با شخصیت‌تر و از نظر مقام بالاتر فرض می‌کنند. به همین خاطر میزان طلاق با بالا رفتن سطح سواد زن و شوهر افزایش می‌یابد. معضل دیگر در این ارتباط این است که در حال حاضر 65 الی 70 درصد قبول شدگان کنکور دختران هستند و این یک معضل برای جامعه است که در بالا رفتن میزان طلاق نقش بسزایی دارد و ازدواجی که سطح سواد زن بیشتر از مرد باشد کمتر موفق می‌شود.

 حقوقی،‌ عدم آگاهی خانواده‌ها و به ویژه زوجین به وظایف خود، دخالت خانواده‌ها در زندگی زوج‌های جوان، بالا بودن سن زن از مرد را از دیگر عوامل موثر در بالا رفتن میزان طلاق عنوان کرد.

 رییس شعبه‌ی 11 دادگاه خانواده‌ی شهرستان اردبیل، همچنین بر ساماندهی فرزندان طلاق تاکید کرد و گفت: در مراکز نگهداری این بچه‌ها تربیت و آموزش به حد کافی وجود ندارد و لازم است برای جبران کمبودهای بچه‌های طلاق فکر اساسی شود.

منبع خبر: خبرگزاری دانشجویان ایران - اردبیل 10-12-84

http://www.dchq.ir/html/modules.php?op=modload&name=News&file=article&sid=2824&mode=thread&order=0&thold=0

@@@@@@@@@@@@

اعتیاد عامل25 درصد طلاق‌هاست

چهارشنبه، ۰۹ آبان ۱۳۸۶ - ۱۰:۱۶:۵۲

استاد دانشگاه شهید بهشتی و متخصص رفتارشناسی با اشاره به این که 25 درصد علت طلاق‌ها به دلیل اعتیاد همسر صورت می‌گیرد، از خانواده‌ها خواست به جای کتمان این موضوع به فکر یافتن راه‌حلی برای این مشکل باشند.

استاد دانشگاه شهید بهشتی در گفت‌وگو با ایسنا:

 اعتیاد عامل25 درصد طلاق‌هاست

 درصد بالایی از ازدواج‌های غیابی به طلاق منجر می‌شود  

 استاد دانشگاه شهید بهشتی و متخصص رفتارشناسی با اشاره به این که 25 درصد علت طلاق‌ها به دلیل اعتیاد همسر صورت می‌گیرد، از خانواده‌ها خواست به جای کتمان این موضوع به فکر یافتن راه‌حلی برای این مشکل باشند.

 دکتر باهر در گفت‌وگو با خبرنگار «جوانان» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، اعتیاد، آشنایی‌های نادرست، ازدواج‌های عجولانه و نسنجیده و نادیده گرفتن نقش مسایل مهمی چون مسایل اجتماعی و اقتصادی را به عنوان عوامل مهم دخیل در طلاق معرفی کرد.

 استاد دانشگاه شهید بهشتی در رابطه با نقش اعتیاد در بروز طلاق، گفت: متاسفانه آمار دقیقی در این مورد در دسترس نیست، اما حدود 25 درصد از زنانی که برای مشاوره مراجعه می‌کنند، افرادی هستند که از اعتیاد همسرشان به ستوه آمده‌اند.

 وی ضمن اشاره به مشکلاتی که فرد معتاد برای خود، خانواده و جامع ایجاد می‌کند، گفت: در این موارد، طلاق راه حل آخر نیست، اما با این حال مساله اعتیاد باید از زندگی زناشویی حذف شود.

 وی با اشاره به نادیده گرفتن مساله مدیریت مقابله با آسیب‌های اجتماعی در کشور، بیان کرد: متاسفانه امروزه مدیریت مقابله با آسیب‌های اجتماعی در کشور وجود ندارد، به طوری که حتی چنین رشته و یا گرایشی در دانشگاه‌ها تدریس نمی‌شود که این امر بازتابی منفی بر جامعه خواهد داشت.

 استاد دانشگاه شهید بهشتی ادامه داد: افراد خانواده و جامعه به هیچ عنوان نباید در موارد کاری و یا مساله ازدواج با فرد معتاد همکاری کنند، تا شاید از این طریق فرد معتاد مجبور به ترک شود و جامعه از خطر اپیدمی شدن اعتیاد، رهایی یابد.

 وی در ادامه به دختران توصیه اکید کرد که به هنگام ازدواج علاوه بر آزمایش اعتیاد، از نظر مشاوران نیز در این زمینه بهره‌مند شوند، چرا که ممکن است به دلیل پاره‌ای کارشکنی‌ها که از طرف فرد معتاد به هنگام آزمایش‌ها صورت می‌گیرد، نتایج را دچار خدشه می‌کند.

 آموزش‌های پیش از ازدواج گامی موثر در کاهش طلاق

 دکتر باهر با اشاره به نقش مشاوره و آموزش‌های پیش از ازدواج، ضمن تاکید بر لزوم ارائه آموزش‌های همگانی از طریق مدارس، نظام آموزشی و رسانه‌ها و غیره، گفت: باید در این آموزش‌ها مسایلی چون «هدفمندی ازدواج»، «شناخت انسان»، «شناخت زن و مرد از خود و یکدیگر» و «آشنایی با وظایف» مورد توجه قرار گیرد.

 وی ضمن ضروری خواندن مشاوره و آموزش‌های حین ازدواج، گفت: در این دوره، تست‌هایی از جمله تست تفاهم در اختیار جوانان قرار می‌گیرد که به واسطه آن مشاوران می‌توانند میزان تفاهم طرفین را مشخص کنند.

 بنیانگذار ازدواج دانشجویی با اشاره به موفقیت ازدواج‌های دانشجویی، ازدواج از طریق مراکز مشاوره و یا بانک‌های اطلاعاتی اینترنت را روشی مفید برای کاهش طلاق معرفی کرد و به ایسنا گفت: با گذراندن این دوره‌ها و انتخاب همسر به این شیوه، افراد می‌توانند زندگی زناشویی خود را بیمه کنند.

 جدی نگرفتن مسایل اجتماعی و اقتصادی طرفین عامل مهم طلاق

 استاد دانشگاه شهید بهشتی درباره عوامل دیگری که منجر به طلاق می‌شود، به مسایلی چون انتخاب نادرست و عجولانه، آشنایی‌های خیابانی و اینترنتی و جدی نگرفتن مسایل مهمی از جمله مسایل اقتصادی و اجتماعی اشاره کرد و افزود: لازم است جوانان از نظر خانواده، شغل، موقعیت اجتماعی و روحیات کاملا متناسب با یکدیگر باشند و تنها راه تشخیص این مساله، مشاوره‌های پیش از ازدواج است.

 وی ادامه داد: البته بعد از ازدواج نیز لازم است، جوانان اختلافات و یا حتی چکاپ بالندگی خود را با مشاوران مورد بررسی قرار دهند، چرا که در غیر این صورت اختلافات به مشاجره می‌انجامد.

 مشاوره با افراد غیرمتخصص عواقب خطرناکی خواهد داشت

 دکتر باهر به ایسنا، گفت: هر خانواده علاوه بر پزشک به یک مشاور رفتارشناسی نیز نیازمند است که این مشاور باید علاوه بر سلامت نفس، سلامت اجتماعی، خانوادگی و عرفان دوره‌های مشاوره را نیز گذرانده باشد و در زندگی شخصی خود نیز صاحب تجارب موفقی باشد.

 وی خاطر نشان کرد: مشاوره با افرادی که از تخصص و سلامت کافی برخوردار نباشند، می‌تواند، عواقب خطرناکی برای افراد به دنبال داشته باشد.

 این روانشناس همچنین به دختران جوان توصیه کرد: به هیچ عنوان به افرادی که ساکن خارج از کشور هستند و برای ازدواج به ایران باز می‌گردند، به طور مطلق اعتماد نکنند، چرا که تمامی این افراد نیازمند آسیب‌شناسی هستند.

 وی همچنین ازدواج‌های غیابی را بدترین نوع ازدواج معرفی کرد که درصد بالایی از آن‌ها منجر به طلاق می‌شود.

http://www.dchq.ir/html/modules.php?op=modload&name=News&file=article&highlight=&sid=7334

@@@@@@@@@@@@@@@

بررسي علل افزايش طلاق در جامعه

مقدمه

آمارها نشان مي دهد درصد طلاق در سال ۷۹ نسبت بمدت مشابه آن در سال ،۷۸ ۷/۲۱درصد رشد داشته است

اداره ثبت احوال كشور در گزارشي اعلام كرد: تعداد ازدواجهاي ثبت شده در سال ۷۹ (۶۴۶۴۹۸) مورد بوده كه اين تعداد نسبت بمدت مشابه آن در سال ۷۸ كه (۶۱۱۵۱۹) مورد بوده از يك رشد ۵/۷۲ درصدي برخوردار بوده است و طبق همين آمار سال ۷۹ (۵۳۷۹۷) مورد طلاق به ثبت رسيده كه اين ميزان در مقايسه با سال ۷۸ كه (۵۰۱۷۹) مورد بوده و به ثبت رسيده، از رشد ۷/۲۱ درصدي برخوردار بوده است.

«علل افزايش طلاق از سه نقطه نظر، اجتماعي، اقتصادي و آماري قابل بررسي است. از نظر اجتماعي تغيير در فضاي جامعه و آشنا شدن مردم بويژه زنان با حقوقشان يكي از علل رشد طلاق است. همچنين گسترش سازمانهاي حمايت و حمايتهاي اجتماعي از مطلقين بويژه زنان مطلقه از ديگر عوامل رشد اين پديده است. نكته ديگر قانون به روز شدن مهريه است. تا ده سال پيش زنان نه با حقوقشان آشنايي داشتند و نه در صورت طلاق از پشتوانه مالي برخوردار بودند. اما با وضع قانونهاي جديد، مسائل مالي كه يكي از موانع اقدام به طلاق بود، حل شده وزنان مطمئن هستند كه در صورت طلاق علاوه بر حمايت هاي اجتماعي، پشتوانه مالي نيز خواهند داشت. اين مسأله باعث شده بسياري از طلاقهاي عاطفي تبديل به طلاق واقعي شود مي توان گفت طلاق بطور مطلق افزايش پيدا نكرده بلكه بيشتر نمود اجتماعي پيدا كرده است و خود را نشان مي دهد.»

وي همچنين با اشاره به پيوندهاي زناشويي جديد كه بيشتر روبنايي است، گفت: «جوانان امروزه بدون در نظر گفتن شرايط لازم براي ازدواج و دقت به مسائل زيربنايي ازدواج، اقدام به اين كار كنند و ازدواجها تبديل به نوعي نمايشگاه و نوعي مسابقه نمايش امكانات شده است. اين سطحي نگري درازدواج خود از علل بروز طلاق در سالهاي آينده است و بيشتر طلاق هانيز در بين اين گروه اتفاق مي افتد.»

دكتر معتمدي تورم و بيكاري را از علل اقتصادي طلاق برشمرد و گفت: «درحال حاضر با سيل جوانان بيكار مواجهيم كه بيشتر متولد ۲۵ـ۲۰ سال پيش هستند و شايد ريشه اين مشكل را بتوان در سياستهاي ۲۵ـ۲۰ سال پيش كه خانواده ها را به داشتن فرزند بيشتر تشويق مي كرد، جست وجو كرد. قطعاً در خصوص بيكاري جوانان همه ما دولتمردان در همه دوره ها مقصر بوده ايم.»

مدير كل دفتر امور آسيب ديدگان اجتماعي بهزيستي كشور درخصوص برنامه هاي خاص بهزيستي در اين مورد گفت: «بهزيستي برنامه مدون و منسجمي را به عنوان طرح مداخله در خانواده تدارك ديده است.

دراين برنامه كه به وسيله ۹۰ دفتر در سراسر كشور اجرا مي شود، زوجهايي كه قصد طلاق دارند، به وسيله دادگستري به بهزيستي معرفي مي شوند و بهزيستي با مشاوره هايي كه انجام مي دهد، اگر قابل برگشت بودند، از طلاق جلوگيري مي كند و گرنه زمينه را براي طلاقي با آسيب هرچه كمتر فراهم مي كند. با اين روش بطور نمونه آمار طلاق در زنجان حدود ۵۰ درصد كاهش پيدا كرده است.»

در همين خصوص دكتر پيمان آزاد استاد دانشگاه و حقوقدان گفت: در حال حاضر از زواياي مختلف مي توان به پديده طلاق و بي ميلي جوانان به ازدواج نگاه كرد. مسأله پيچيده يي نيست.

ولي ابعاد گوناگون دارد. از يك منظر كلان، عبور از جامعه سنتي به جامعه مدرن از يك سو، بنيان خانواده را سست مي كند و از طرفي رشد ميزان ازدواج را به خطر مي اندازد. در جامعه مدرن، تساوي حقوقي زن و مرد در همه عرصه هاي زندگي مطرح مي شود. نقش زن در خانواده و جامعه تحول پيدا مي كند و در بستر اين تحول است كه وظايف و تكاليف زن و مرد تغيير مي كند. در صورتي كه آحاد جامعه مخصوصاً مردان براي قبول اين تحول آماده نباشند رشد ميزان طلاق اجتناب ناپذير مي شود چرا كه معيار ازدواج عوض شده و در معرض دگرگونيهاي مداوم است.

در اينجا است كه سياستگذاران جامعه در همه بخشها بايد از سطح فرهنگي بالايي كه متناسب با تفكر روز باشد برخوردار باشند، در غير اين صورت تضادهاي اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي و حقوقي تشديد مي شوند. فكري كه معاصر باشد راه گشا است. فكري كه با مقتضيات روز نخواند مسأله آفرين خواهد بود و يا مسائل را تعميق مي كند و بحران مي آفريند.

٢٠ درصد طلاق ها را دخالت خانواده ها و ديگران در امور جوانان تشكيل مي دهد و اين قضيه تا آنجا پيش رفته كه در ايران خانواده ها با هم ازدواج مي كنند نه دو جوان زيرا اختلافات خانواده ها آنچنان زياد شده كه اجازه زندگي به دو زوج را نمي دهند. بيش از ٨٠ درصد طلاقها به درخواست زنان صورت مي گيرد ولي اين به معناي آن نيست كه زنان ما از زندگي گريز پا شده اند بلكه چون طلاق براي مردان داراي بار مالي است در نتيجه بيشتر مراجعين را زنان تشكيل مي دهند.

با وارد شدن گروه سني ١٥ تا ٢٠ سال تا سال ١٣٨٥، به بازار كار اين آمار به مرز خطر آفرين خود، يعني ٩ ميليون نفر خواهد رسيد و يقينا با رشد بيكاري شاهد افزايش رشد طلاق خواهيم بود زيرا فكر آدم بيكار مغازه شيطان است. حميديان اظهار داشت: يكي از علل افزايش طلاق ، اعتياد مردان است زيرا زماني كه صحبت از ترك نفقه مي شود در كنارش حتما يك عاملي به نام اعتياد وجود دارد و زماني كه شخص معتاد از بطن جامعه به حاشيه رانده مي شود نمي تواند شغل شرافتمندانه داشته باشد و در نتيجه به اداره زن و فرزند خود نمي پردازد و تمام هم و غم خود را براي بدست آوردن ماده حياتي خود (مواد مخدر) بكار مي برد و ممكن است دست به ارتكاب هر جنايتي بزند و شرافت خانوادگي خود را فداي خود كند. وي علت ديگر طلاق را ترك منزل توسط مردان خواند و گفت: با توجه به اينكه قانون مدني رياست خانواده را از خصايص مرد دانسته ولي رياست مد نظر قانون حكم راني نيست بلكه احساس امنيت و ايجاد قابليت پاسخگويي در قبال همسر خود است. حميديان يكي ديگر از علل و عوامل طلاق را دخالت ديگران در زندگي جوانان خواند و گفت: دليل ٢٠ درصد طلاق ها را دخالت خانواده ها و ديگران در امور جوانان تشكيل مي دهد و اين قضيه تا آنجا پيش رفته كه در ايران خانواده ها با هم ازدواج مي كنند نه دو جوان زيرا اختلافات خانواده ها آنچنان زياد شده كه اجازه زندگي به دو زوج را نمي دهند.

مسئولان براي عواقب وحشتناك طلاق فكري كنند

خبرگزاري فارس: عضو كميسيون حقوقي و قضايي مجلس گفت: بيش‌تر طلاق‌هاي رخ داده در كشور توافقي است و ميانگين سن طلاق در كشور بين 22 تا 38 سال است.

علي زادسر در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس با اشاره به افزايش آمار طلاق در كشور گفت: شنيدن آمار‌هاي افزايش طلاق اگر چه وحشتناك است، غيرقابل تصور نيست.

عضو كميسيون حقوقي و قضايي مجلس با اشاره به اين كه اعتياد به مواد مخدر علت بيش از 80 درصد طلاق‌ها در كشور است، افزود: زوجين قبل از ازدواج خيلي كم به اعتياد طرف مقابل خود توجه مي‌كنند و در بسياري از موارد هم متوجه اين موضوع نمي‌شوند، بعد از ازدواج زماني كه متوجه مي‌شوند، ناسازگاري‌ها آغاز و نهايتاً منجر به طلاق مي‌شود.

وي با بيان اين كه يكي ديگر از علل طلاق در جامعه بيكاري آقايان است، گفت: تشريفات زايد در زندگي‌ها، چشم و هم چشمي و عدم تأمين نيازهاي زندگي از ديگر عوامل طلاق در جامعه است.

به گفته زادسر، 15 الي 20 درصد طلاق در كشور به علت كاهش غيرت ناموسي است و اين كاهش هم ناشي از ‌انواع فسادهاي است كه به صورت ماهواره و اينترنت در دسترس همگان قرار گرفته است.

عضو كميسيون حقوقي و قضايي مجلس ادامه داد: در گذشته زن با لباس سفيد به خانه بخت مي‌رفت و با كفن خارج مي‌شد‌ اما امروز ديگر اين‌گونه نيست و طلاق قباحت خود را در جامعه از دست داده است.

زادسر ادامه داد: بيش‌تر طلاق‌ها در 2 الي 3 سال اول زندگي مشترك رخ مي‌دهد و در سال‌هاي بعدي زندگي واقعه طلاق به مراتب كم‌تر اتفاق مي‌افتد.

وي گفت: عواقب طلاق در كشور بسيار وحشتناك و غير قابل پيش‌بيني است و مسئولان مربوطه بايد در اين زمينه فكري كنند.

عضو كميسيون حقوقي و قضايي مجلس از جوان‌ها خواست، قبل از تشكيل زندگي مشترك عاقلانه تصميم بگيرند و از تصميمات احساساتي به شدت پرهيز كنند.

به گفته زادسر، در رخداد طلاق مقصر اصلي خانم‌ها هستند و ضرر كننده اين امر هم باز خود خانم‌ها هستند، چون بعد از طلاق زنان افسرده‌، پريشان و از نظر حقوقي دچار بحران مي‌شوند.

وي درخصوص راه كارهاي جلوگيري از معضل طلاق گفت: مجلس نمي‌تواند در اين زمينه كاري كند. ولي بهتر است سازمان‌ها و مسئولان ذي‌ربط در اين زمينه پيش‌گيري از طلاق آموزش‌هاي به جوان‌ها دهند

http://209.85.229.132/search?q=cache:ho_pIYHUFkMJ:kavoshisp.persiangig.com/document/Magalat%2520olom_ajtmaee/baresi%2520afzaiesh%2520amar%2520talagh.doc+%D8%B9%D9%84%D8%AA+%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%87%D8%A7&cd=20&hl=fa&ct=clnk

@@@@@@@@@@@@@@

معاون پژوهشي مركز مطالعات و پژوهش‌هاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه:
دودرصد ازدواج‌ها اينترنتي شده است

خبرگزاري فارس: معاون پژوهشي مركز مطالعات و پژوهش‌هاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه گفت: 2درصد ازدواج‌ها در كشور اينترنتي شده و همچنان رو به افزايش است.

به گزارش باشگاه خبري فارس «توانا» به نقل از روابط عمومي مركز مطالعات و پژوهش‌هاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه، شهلا كاظمي‌پور اظهار داشت: آمار ازدواج‌هاي اينترنتي در حد نگران كننده‌اي نيست ولي به مرور زمان امكان افزايش اين مسئله وجود دارد.

وي ادامه داد: در حال حاضر مي‌توان گفت از هر 100 مورد ازدواج، 2 ازدواج اينترنتي رخ مي‌دهد اما مي‌تواند در آينده افزايش يابد.

معاون پژوهشي مركز مطالعات و پژوهش‌هاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه بيان كرد: آمار دقيقي درباره ازدواج‌هاي اينترنتي وجود ندارد و معمولاً كمتر پيش آمده كه افراد شيوه ازدواج خود را بگويند.

وي با بيان اينكه پرسشنامه‌اي تهيه شده كه در اين زمينه مي‌تواند كمك خوبي باشد، اضافه كرد: آمار موجود نشان مي‌دهد كه طلاق در كشور در حال افزايش است و ميزان آن بالا رفته است.

كاظمي‌پور با اشاره به اينكه دلايل مختلفي كه در اين زمينه وجود دارد، گفت: يكي از اين دلايل، شيوه همسر‌گزيني است كه از خانواده، همسايه و همكاران به سمت آشنايي‌هاي خياباني، لحظه‌اي و ازدواج‌هاي اينترنتي كه نوع جديدي محسوب مي‌شود، سوق پيدا كرده است.

معاون پژوهشي مركز مطالعات و پژوهش‌هاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه اظهار داشت: در آشنايي‌هاي اينترنتي بعيد است كه افراد بتوانند شناخت پيدا كنند و معمولاً در ابتدا با يكديگر آشنا مي‌شوند و قول و قرارها گذاشته مي‌شود و بعد از آن براي پيدا كردن شناخت بر يكديگر اقدام مي‌كنند اين در حالي است كه در گذشته حضور خانواده‌ها و معرف‌ها پررنگ بود و معمولاً افرادي كه دختر يا پسري را معرفي مي‌كردند سعي داشتند تا خانواده‌ها نيز يكديگر را كاملاً بشناسند.

كاظمي‌پور با بيان اينكه ازدواج‌هاي اينترنتي يكي از صور ازدواج‌ها و آشنايي‌هاي لحظه‌اي هستند، افزود:‌ در ازدواج‌هاي اينترنتي اين امكان نيز وجود ندارد و غيابي است و فرد شخصيت خود را هر گونه كه تمايل داشته باشد به ديگري عرضه مي‌كند.

معاون پژوهشي مركز مطالعات و پژوهش‌هاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه در ادامه با اشاره به نحوه اين آشنايي‌هاي اينترنتي در خارج از كشور، بيان كرد: در خارج از كشور فرهنگ متفاوتي وجود دارد و افراد نمي‌توانند از طريق اينترنت خود را معرفي كنند بلكه سازمان‌هايي هستند كه شخصيت فرد را با انجام تست‌هاي روان‌شناسي مورد ارزيابي قرار مي‌دهند و پس از آن اطلاعات فرد بر روي سايت قرار مي‌گيرد و بايد توجه داشته باشيم كه اينترنت وسيله ثانوي است نه اوليه.

وي ادامه داد: در خارج از كشور سازمان‌هايي هستند كه در اين راستا حركت مي‌كنند اما در كشور ما از طريق چت صورت مي‌گيرد.

انتهاي پيام/ش

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8810271275

@@@@@@@@@@@@@@@

ازدواج‌هاي اينترنتي عامل 25 درصد طلاق‌ها

يك روان‌شناس گفت: ازدواج‌هاي اينترنتي و آشنايي‌هاي خياباني علت 25 درصد طلاق‌ها در كشور است.

اصغر كيهان‌نيا در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس در خصوص علل افزايش طلاق در جامعه گفت: يكي از اصلي‌ترين دلايل طلاق در جامعه اين است كه افراد به جاي اين كه از تجربه پدر و مادر خود استفاده كنند، رأساً براي ازدواج تصميم‌گيري مي‌كنند و والدين خود را بي سواد مي‌دانند.

وي ادامه داد: اين نوع ازدواج‌ها بر اساس ساده انگاري،خوش بيني، هيجانات جسمي و جنسي رخ مي‌دهد و معمولاً يكي دو سال بعد از ازدواج، افراد متوجه مي‌شوند كه در انتخاب خود دچار اشتباه شده‌اند و در نهايت به دليل عدم سازش از يكديگر جدا مي‌شوند.

اين روان‌شناس ازدواج‌هاي اينترنتي، آشنايي‌هاي خياباني را از عوامل ديگر طلاق در جامعه عنوان كرد و گفت: در اين ازدواج‌ها گزينش‌ صحيح صورت نمي‌گيرد، جوانان خيلي شتاب‌زده و احساساتي براي اين امر مهم تصميم‌گيري مي‌كنند.

وي اقتصاد بيمار، پولدار شدن يك شبه برخي از آقايان، زياده‌خواهي و مصرف‌گرايي برخي از بانوان و خيانت برخي از آقايان را از علل ديگر طلاق در جامعه برشمرد.

به اعتقاد كيهان نيا، اعتياد كم‌ترين دليل طلاق در جامعه است.

به گفته وي، 5 درصد طلاق‌هاي رخ داده در كشور به خاطر بدبيني طرفين از يك‌ديگر است.

اين روان‌شناس گفت: دادن آموزش لازم به زوج‌ها قبل از ازدواج، مي‌تواند در كاهش طلاق در جامعه بسيار مؤثر باشد.

كيهان‌نيا با بيان اين كه در گذشته افراد در سن پايين ازدواج مي‌كردند، كم‌تر درس خواننده بودند و به دليل بد دانستن طلاق كم‌تر اين واقع رخ مي‌داد، گفت: اما در حال حاضر با هسته‌اي شدن خانواده‌ها‌، بالا رفتن سن ازدواج، مسئوليت‌پذير نبودن افراد‌، نداشتن بلوغ اقتصادي و شكستن قبح طلاق بيش‌تر اين واقعه در جامعه رخ مي‌دهد.

به اعتقاد وي، در ازدواج‌هاي كه امروزه به روش سنتي اتفاق مي‌افتد بهتر است خانواده‌ها به جاي تصميم‌گيري براي فرد با وي مشورت كنند.

http://itanalyze.com/archives/2007/02/_25_2.php

@@@@@@@@@@@@@@@@@

افزايش آمار طلا‌ق چرا؟!

خانواده از ابتداي تاريخ تاكنون در بين تمامي جوامع بشري به عنوان اصلي‌ترين نهاد اجتماعي و زيربناي جوامع و منشا فرهنگ‌ها، تمدن‌ها و تاريخ بشر بوده است. اسلا‌م به عنوان مكتبي الهي بيشترين عنايت را به تكريم، تنزيه و تعالي خانواده دارد. خانواده آنچنان مقدس است كه خداوند بدان سوگند ياد كرده و فرموده:

<و والد و ما ولد> و آنچنان ارزشمند است كه ناپسندترين و نارواترين عمل را انهدام اين كانون يعني طلا‌ق معرفي كرده است و طلا‌ق <منفورترين حلا‌ل خدا> شمرده شده است، اما در جامعه اسلا‌مي ما كه داعيه رهبري جهان و بالا‌خص جهان اسلا‌م را دارد نرخ آمار اين منفورترين حلا‌ل رشدي فزاينده دارد. طبق آمار ثبت احوال كشور آمار طلا‌ق از ۷/۱۰ درصد در سال ۸۴ به ۱/۱۲ درصد در سال ۸۵ رسيده است.

بيشترين درصد طلا‌ق زنان، در سنين ۱۶ تا ۳۵ و بيشترين طلا‌ق مردان در سنين ۲۰ تا ۴۰ سال اتفاق مي‌افتد. طبق همين آمار بالغ بر ۷۵ درصد طلا‌ق‌ها مربوط به زوجين با كمتر از ۱۰ سال سنوات زناشويي مي‌شود. همچنين آمار تكان‌دهنده‌تر اينكه ۵۰ درصد طلا‌ق‌ها نيز در ۴ سال اول زندگي اتفاق مي‌افتند. در سال ۸۵ به ترتيب استان‌هاي تهران، كرمانشاه، قم، كردستان و بوشهر ۵ استان داراي بالا‌ترين نسبت طلا‌ق به ازدواج بوده‌اند و استان‌هاي ايلا‌م، سيستان و بلوچستان، چهارمحال و بختياري، يزد و خراسان جنوبي داراي كمترين ميزان طلا‌ق بوده‌اند. لذا وجود قم در بين ۱۵ استان اول (با بالا‌ترين ميزان طلا‌ق) فرضيه <استان‌هاي مذهبي داراي كمترين نرخ طلا‌ق هستند را به‌طور كل نفي مي‌كند، اما به دليل اينكه در هيچ يك از مراحل حقوقي و قانوني طلا‌ق، علت وقوع ثبت نمي‌شود با عدم وجود آمار دقيق روبه‌رو هستيم و در نتيجه امكان بررسي آماري علل و عوامل موثر بر بروز طلا‌ق به عنوان يكي از پديده‌هاي اجتماعي كه آسيب اجتماعي تزلزل خانواده را به همراه دارد وجود ندارد.

با اين حال براساس تحقيقات ملي انجام شده توسط معاونت اجتماعي سازمان بهزيستي ۵ علت اصلي درخواست طلا‌ق از بين ۳۶ علت بر طبق پرونده‌هاي مختومه در سال‌هاي ۸۴ و ۸۵، اعتياد به مواد مخدر، درآمد ناكافي جهت اداره زندگي، ضرب و شتم، تنفر و عدم علا‌قه، سوءظن و بدبيني گزارش شده است.

در كنار عوامل صدرالذكر، عواملي چون دخالت اطرافيان، بيماري‌ها و اختلا‌لا‌ت رواني همسر، عدم تمكين، خشونت رواني، ازدواج تحميلي، بيكاري همسر، اختلا‌فات فرهنگي، ازدواج مجدد زوج و ارتباطات نامشروع همسر از علل ديگر درخواست طلا‌ق‌هايي است كه علت طلا‌ق در آنها ذكر شده و به ذكر كلمه طلا‌ق توافقي يا علت محفوظ اكتفا نشده است.

در بسياري از اين عوامل علي‌الدوام ردپاي عميق دولت و مسوولا‌ن و همچنين عدم وجود قوانين حمايتي از زنان به چشم مي‌خورد، زيرا بسياري از موارد ناشي از مشكلا‌ت اقتصادي، معيشتي، يا نقصان مواد قانوني و مسائل مترتب با آنها هستند.

با بررسي علل و عوامل اصلي اين پديده شوم به اين نتيجه مي‌رسيم كه در سال‌هاي اخير به جاي طراحي برنامه‌هاي كلا‌ن و معني‌دار براي ايجاد و استحكام بنياد خانواده از جمله فراهم‌سازي زمينه اشتغال، تصويب قوانين حمايت از زنان به عنوان درخواست‌كنندگان اصلي طلا‌ق و حل مشكلا‌ت ريشه‌اي آنان، تنها به برنامه‌هايي مقطعي و نمايشي مانند وام يك ميليوني صندوق مهررضا و امثالهم بسنده شده است. همچنين عدم حمايت كافي و كارآمد دولت و نهادهاي مسوول از حقوق خانوادگي، بالا‌خص براي زنان كه در عصر ارتباطات با وجود وسايل رسانه‌اي و ارتباط جمعي مانند ماهواره و اينترنت و موبايل و... از بي‌خبري نسل‌هاي گذشته خارج شده، آگاه شده، پا به اجتماع نهاده و حتي گوي سبقت در بسياري موارد مانند تحصيل كرسي‌هاي دانشگاهي را آنچنان از مردان ربوده‌اند كه وقتي صحبت از سهميه‌بندي جنسيتي در موردشان مي‌شود، چاره‌اي جز طلا‌ق باقي نمي‌گذارد. اين قشر آسيب‌پذير كه اكنون بيش از پيش به حقوق حقه خود آگاه شده‌اند وقتي در مرحله عمل از آنها و حقوقشان كمتر حمايت مي‌شود و مشاهده مي‌كنند كه قانون‌هاي جرائم خانوادگي تلطيف شده قوانين جرائم قضايي هستند آيا راهي به جز ترك خانه و كاشانه برايشان باقي مي‌ماند؟ البته اگر قوانين مردسالا‌رانه به‌طور جدي اصلا‌ح شوند و حقوق زنان لا‌اقل در مسائل خانوادگي ملحوظ نظر قرار گيرد و زنان حمايت واقعي قانون را لمس كنند امكان كاهش طلا‌ق وجود خواهد داشت زيرا اگر راه‌هاي قبل از طلا‌ق نتيجه‌بخش و مثمرثمر باشد هرگز زوجين به راه آخر نمي‌رسند. في‌المثل اگر با معضل ضرب و شتم و خشونت خانگي توسط مردان به طور قاطع برخورد شود و زنان كتك‌خورده و آسيب‌ديده با وجود قانوني متقن و حامي اولا‌ جرات شكايت از همسر خود را پيدا كنند ثانيا براي اثبات ادعاي خود نيازمند گرفتن ده‌ها تاييديه از مراجع قضايي مختلف و آوردن چندين شاهد و غيره و ذلك نباشند و براي مردان مجازاتي متناسب با جرمشان در نظر گرفته شود به گونه‌اي كه اولا‌ جرات ارتكاب به جرم را نداشته باشند، ثانيا در صورت ارتكاب و مجازات تمهيداتي مانند اخذ تعهد با وجه‌الضمان از مرد انديشيده شود به‌طوري كه مجددا جرم خود را تكرار نكند شايد يكي از اصلي‌ترين عوامل به طرز چشمگيري كاهش يابد، زيرا آنچه امروزه در دادگاه‌هاي خانواده مرسوم است اخذ تعهد به اين شكل است كه اگر مرد به تعهدش عمل نكند، دادگاه به درخواست زن و بدون موافقت او تنها مي‌تواند حكم طلا‌ق زن را صادر كند در حالي كه بايد قوانيني وضع شود كه مرد هنگام تعهد كتبي، حداقل ملزم به سپردن ضمانت مالي باشد كه در صورت عدم پايبندي به تعهد خود، بداند علا‌وه بر ديه خسارت مالي خواهد داشت.

اساسا بايد در جامعه اصل بر حل مشكلا‌ت خانواده باشد نه بر فرو پاشاندن آن. زيرا براي زن كه به لحاظ فيزيكي در موضع ضعيف‌تري قرار دارد اگر به لحاظ قانوني نيز در موضع ضعف قرار گيرد تنها راه پيش رو <مهرم حلا‌ل، جانم آزاد> است. حتي همين مهريه هم كه ساليان سال است به مساله‌اي بغرنج در خانواده و اجتماع تبديل شده است، در صدر اسلا‌م از آن به <صدقه> به معناي <هديه> ياد مي‌شده و مقرر بوده پيش از ازدواج به زوجه پرداخت شود كه امروز اما و اگرهاي فراوان دارد و به پرداخت قسطي و مدت‌دار و... نيز تغييرشكل داده است و اخيرا حتي پا از اين هم فراتر گذاشته شد و مهريه مي‌رفت كه از <عندالمطالبه> به <عندالا‌ستطاعه> تبديل شود!

http://www.neghnegh.com/forum/showthread.php?t=3481

@@@@@@@@@@@@@@@@

آمارها نشان می دهد که سال به سال بر عدد طلاقها افزوده میشود

هیچ عصری مانند عصر ما خطر انحلال کانون خانوادگی و عوارض سوء ناشی از آن را مورد توجه قرار نداده است، و در هیچ عصری مانند این عصر عملاً بشر دچار این خطر و آثار سوء ناشی از آن نبوده است.

قانونگزاران، حقوقدانان، روانشناسان هر کدام با وسائلی که در اختیار دارند سعی میکنند بنیان ازدواجها را استوارتر و پایدارتر و خلل ناپذیرتر سازند. اما "از قضا سرکنگبین صفر افزود".

آمارها نشان می دهد که سال به سال بر عدد طلاقها افزوده میشود و خطر از هم پاشیدن بر بسیاری از کانون های خانوادگی سایه افکنده است.

معمولاً هر وقت یک بیماری مورد توجه قرار میگیرد و مساعی مادی و معنوی برای مبارزه و جلوگیری از آن بکار میرود از میزان تلفات آن کاسته میشود و احیاناً ریشه کن میگردد، اما بیماری طلاق برعکس است.

در گذشته کمتر درباره طلاق و عوارض سوء آن و علل پیدایش و افزایش آن و راه جلوگیری از وقوع آن فکر میکردند، در عین حال کمتر طلاق صورت میگرفت و کمتر آشیانه ها به هم میخورد. مسلماً تفاوت دیروز و امروز در این است که امروز علل طلاق فزونی یافته است. زندگی اجتماعی شکلی پیدا کرده است که موجبات جدائی و تفرقه و از هم گسستن پیوندهای خانوادگی بیشتر شده است و از همین جهت مساعی دانشمندان و خیرخواهان تاکنون به جائی نرسیده است و متأسفانه آینده خطرناکتری در پیش است.

در شماره 105 مجله زن روز مقاله جالبی از مجله نیوزویک تحت عنوان " طلاق در آمریکا " درج شد. این مجله مینویسد: "طلاق گرفتن در امریکا به آسانی تاکسی گرفتن است"..

و هم مینویسد: در میان مردم آمریکا دو ضرب المثل از همه ضرب المثلهای دیگر درباره طلاق معروفتر است. یکی اینکه "حتی دشوارترین سازشها هم میان زن و شوهر از طلاق بهتر است".

این ضرب المثل از شخصی است بنام " سروانتس " در حدود چهار قرن پیش گفته است، ضرب المثل دوم که از شخصی است به نام " سامی کاهن "، در نیمه دوم قرن بیستم گفته شده است و درست نقطه مقابل ضرب المثل اول است و شعاری است بر ضد او و آن این است: " عشق دوم دلپذیرتر است ".

از متن مقاله نامبرده برمی آید که ضرب المثل دوم کار خود را در آمریکا کرده است، زیرا مینویسد: " سراب طلاق نه تنها "تازه پیوندها"، بلکه مادران آنها و زن و شوهران " دیرینه پیوند " را هم بخود میکشد، بطوری که از جنگ دوم به این طرف سطح طلاق در امریکا بطور متوسط از سالی 400000 طلاق پائین تر نرفته است و 40 درصد ازدواجهای به هم خورده ده سال یا بیشتر و 13 درصد آن ازدواجها بیش از 20 سال دوام داشته است، سن متوسط دو میلیون زن مطلقه امریکائی 45 سال است، 62 درصد زنان مطلقه به هنگام جدائی، کودکان کمتر از 18 سال داشته اند، زنان مزبور در واقع نسل خاصی را تشکیل می دهند ".

سپس مینویسد: " با وجودی که پس از طلاق، زن امریکائی خویشتن را "آزادتر از آزاد" حس میکند، ولی مطلقه های امریکائی چه جوان و چه میان سال، شادکام نیستند و این ناشادی را میتوان از میزان روزافزون مراجعات زنان به روانکاو و روانشناس، یا از پناه بردن آنها به الکل و یا از افزایش سطح خودکشی در میان آنان دریافت. از هر 4 زن مطلقه یکی الکلی میشود و میزان خودکشی میان آنها سه برابر زنان شوهردار است.

خلاصه اینکه زن امریکائی همین که از دادگاه طلاق با پیروزی بیرون می آید میفهمد که زندگی بعد از طلاق آن چنان که می پنداشته بهشت نیست.. دنیائی که ازدواج را بعد از قوانین طبیعی، محکم ترین رابطه انسانی دانسته، بسیار دشوار است که عقیده خوبی درباره زنی که این پیوند را گسسته نشان دهد.

ممکن است جامعه چنین زنی را گرامی بدارد، پرستش کند و حتی بر او غبطه خورد، ولی هرگز به چشم کسی که در زندگی خصوصی دیگران وارد شود و ایجاد خوشبختی کند بدو نمی نگرد ".

این مقاله ضمناً این پرسش را طرح میکند که آیا علت طلاق های فراوان، ناسازگاری و عدم توافق اخلاقی میان زن و شوهر است یا چیز دیگر است؟

میگوید اگر ناسازگاری را عامل جدائی جوانان نوپیوند بدانیم پس جدائی زوجهای دیرینه پیوند را چگونه باید توجیه کرد؟ با توجه به امتیازی که قوانین امریکا به زن مطلقه میدهد جواب این است که: علت طلاق در ازدواجهای ده یا بیست ساله ناسازگاری نیست، بلکه بی میلی به تحمل ناسازگاریهای دیرین و هوس برای درک لذات بیشتر و کامجوئی های دیگر است.

در عصر قرص های ضدحاملگی در دوران انقلاب جنسی و اعتلای مقام زن، این عقیده در میان بسیاری از زنان قوت گرفته که خوشی و لذت، مقدم بر استواری و نگهداری کانون خانوادگی است. زن و شوهری را می بینید که سالها با هم زندگی میکنند، بچه دار میشوند و در غم و شادی هم شرکت داشته اند، ولی ناگهان زن برای طلاق تلاش میکند بدون آنکه هیچ تغییری در وضع مادی و معنوی شوهرش پدید آمده باشد.

علت این است که تا دیروز حاضر بود یکنواختی کسل کننده زندگی را تحمل کند ولی اکنون به تحمل یکنواختی تمایلی ندارد.. زن آمریکائی امروز کامجوتر از زن دیروزی بوده و در برابر نارسائی آن، کم تحملتر از مادر بزرگ خویش است ".

افزایش طلاق منحصر به آمریکا نیست، بیماری عمومی قرن است. در هر جا که آداب و رسوم جدید غربی بیشتر نفوذ کرده است، آمار طلاق هم افزایش یافته است. مثلاً اگر ایران خودمان را در نظر بگیریم، طلاق در شهرها بیش از ولایات است، و در تهران که آداب و عادات غربی رواج بیشتری دارد بیش از شهرهای دیگر است.

در روزنامه اطلاعات شماره 11512 آمار مختصری از ازدواجها و طلاقهای ایران ذکر کرده بود، نوشته بود: " بیش از یک چهارم طلاقهای ثبت شده سراسر کشور مربوط به تهران است، یعنی 27 درصد طلاقهای ثبت شده را تهران تشکیل میدهد، با اینکه نسبت جمعیت تهران به جمعیت سراسر کشور 10 درصد می باشد. بطور کلی درصد طلاق در شهر تهران بیش از درصد ازدواج است.

وقایع ازدواج تهران 15 درصد کل ازدواج کشور است ".

http://www.tahoorkotob.com/docs/f9f0601638.php

@@@@@@@@@@@@@

در گفتگو با مهر عنوان شد:

علت اصلی افزایش آمار طلاق نداشتن مهارتهای زندگی است

یک جامعه شناس و استاد دانشگاه ریشه افزایش پدیده طلاق و زنهای مطلقه در کشور را بی توجهی نهادها به آموزش مهارتهای زندگی به جوانان عنوان کرد و گفت: بررسیها نشان می دهد از هر چهار ازدواج در کشور یک ازدواج در سال اول زندگی به طلاق ختم می شود.

دکتر غلامرضا علیزاده در گفتگو با خبرنگار مهر با انتقاد از عدم آموزش مهارتهای زندگی گفت: در کشور ما هیچ نهادی، مهارتهای زندگی را به نسل جوان آموزش نمی دهد و این امر در کنار مشکلاتی از جمله مهیا نبودن امکانات زندگی باعث شده تا بسیاری از ازدواجها در سال اول زندگی به طلاق ختم شود.

این اظهارات در حالی از سوی علیزاده مطرح می شود که هفته گذشته رئیس مجتمع قضائی شماره دو خانواده در همایشی که در مرکز همایشهای مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار شده بود، از وجود 6 میلیون زن طلاق گرفته در کشور خبر داد.

جواد صادقی تصریح کرده بود: در کشور ما به علت وجود عوامل متعدد، نهاد خانواده متزلزل و آسیب پذیر شده است.

علیزاده همچنین در ادامه گفتگو با مهر تصریح کرد: بررسیها نشان می دهد درصد بالایی از طلاقها در سال اول زندگی رخ می دهد و این در حالی است که در مناطق مرفه نشین این میزان آمار بالاتر است.

 در شهری همچون تهران مسائل اقتصادی عامل افزایش پدیده طلاق نیست و باید علت آن را در عدم آموزش مهارت های زندگی جستجو کرد

دکتر علیزاده

به گفته علیزاده، در شهری همچون تهران مسائل اقتصادی عامل افزایش پدیده طلاق نیست و باید علت آن را در عدم آموزش مهارتهای زندگی جستجو کرد. چرا که بسیاری از جوانان در زمان آغاز زندگی مشترک هیچ آشنایی با مسائل و مشکلات زندگی ندارند.

این استاد دانشگاه معتقد است: دو انسان با فرهنگ، منش، خانواده و نگرشهای متفاوت در زیر یک سقف زندگی مشترک خود را آغاز می کنند. در حالی که هیچ نهادی برای آشنایی آنان با مسائل زندگی تلاش و اقدامی نمی کند و این امر باعث می شود تا امروز با آمار نگران کننده ای در خصوص طلاق  و زنان مطلقه مواجه باشیم.

علیزاده خاطر نشان کرد: امروزه ازدواجها به صورت شتاب زده انجام می شود و چون انسانها در برخوردهای اول رفتار و واقعیت وجودی خود را بروز نمی دهند پس از ازدواج، رفتارهای نمایشی همچون پرده ای کنار می رود و رفتارها و چهره واقعی دو زوج نمایان می شود و در آن شرایط است که دو جوان احساس می کنند که به اندازه جغرافیای انسانی از یکدیگر فاصله دارند و وقتی راه حلی برای مسئله نیاموخته اند بنابراین به پاک کردن صورت مسئله اقدام می کنند و تقاضای طلاق می دهند.

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1007019

................

http://www.salamatnews.com/ViewNews.aspx?ID=18578&cat=6

................

 http://www.shaparakdaily.ir/shaparak/News.aspx?NID=12240

@@@@@@@@@@@@@@@@

افزیش طلاق‌های توافقی میان روشنفکران

دوشنبه ۷ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۳۰

ایلنا: افزایش تعداد ورودی دختران به دانشگاه‌های کشور یک بحران است/ با وجود اینکه دختران و پسران ما در نظام خانواده، آموزش‌و پرورش و آموزش عالی رشد کرده‌اند اما شیوه برخورد با زندگی را بلد نیستند.

معاون آموزشی و پژوهشی سازمان سما با هشدار نسبت به افزایش طلاق‌های توافقی که مختص جامعه روشنفکری کشور است گفت: شرایط جامعه ما به گونه‌ای است که امکان تحصیل برای پسران میسر نیست وافزایش بحران آمیز تعداد ورودی دختر به دانشگاه‌ها آنها را مجبور کرده با پسرانی که تحصیلات کمتری از آنها دارند، ازدواج کنند و این باعث بحران در خانواده می‌شود.

قاسم یزدان‌پناه در همایش ملی راهبردهای تحکیم نهاد خانواده در ایران گفت: در گذشته مسئولین مدارس برای کنترل دانش‌آموزان که مبادا با خود چیزی را حمل کنند که برای اخلاق و تربیت آنها خطرناک باشد، جیب و کیف مدرسه آنها را می‌گشتند اما در حال حاضر در جیب اکثر دانش‌آموزان ما یک موبایل وجود دارد که از آن می‌توانند هم به عنوان ضبط صوت هم به عنوان آلبوم تصاویر استفاده کنند و هر زمان که خواستند با هر کسی در بیرون از خانه تماس می گییرند یا به او پیام می‌فرستند بنابراین دیگر محیط خانه هم برای نوجوانان و دانش‌آموزان فضای امنی نیست.

او ادامه داد: با نگاهی به آمارهای طلاق در کشور مشاهده می‌شود تعداد طلاق‌های توافقی که مختص به جامعه روشنفکری کشور است، رو به افزایش است و این نشان‌دهنده این است که با وجود اینکه دختران و پسران جوان ما در نظام خانواده، آموزش و پرورش و آموزش عالی رشد کرده‌اند چگونه زیستن در محیط خانواده را یاد نگرفته‌اند و شیوه برخورد با زندگی را بلد نیستند.

وی افزود: نظام تعلیم و تربیت و نظام خانواده، تاثیر و تاثر متقابل بر هم دارند و غفلت از هر کدام باعث می‌شود دیگری نتواند وظیفه‌اش را به خوبی انجام دهد.

یزدان‌پناه تصریح کرد: در حال حاضر جامعه ما با یک بحران روبرو است و آن افزایش تعداد ورودی دختران به دانشگاه‌های کشور است.

یزدان‌پناه شرح داد: شرایط جامعه ما به گونه‌ای است که امکان تحصیل برای پسران میسر نیست زیرا بسیاری از پسران به دلیل سربازی رفتن مجبور هستند که از دانشگاه دست بشویند و یا به دلیل اینکه باید شغلی داشته باشند تا با آن هزینه زندگی خود و خانواده آینده‌شان را تامین کنند فرصتی برای تحصیل ندارند و این باعث شده است که دختران بیشتر دانشگاه‌های کشور را قبضه کنند.

وی تاکید کرد: افزایش ورود دختران به دانشگاه‌ها باعث می‌شود که تعداد دختران تحصیل‌کرده افزایش یابد و در هنگام ازدواج این دختران مجبور هستند با پسرانی که تحصیلات کمتری از آنها دارند، ازدواج کنند و این باعث بحران در خانواده می‌شود.

http://www.jahannews.com/vdcexe8v.jh8nni9bbj.html

@@@@@@@@@@@@@@@@@

عنوان: ازدواج به وصال نرسیده

            سخنران: بهزاد قربانی (M.D.)

            تاریخ برگزاری: یكشنبه 7 آبان 1385

            زمان برگزاری: 07:30

            محل برگزاری: خيابان شهيد باهنر (نياوران)، جنب پمپ بنزين، پلاك 329/1، تهران، ايران

            خلاصه:

چکیده :

زمینه و هدف: حدود ۱۰% از مردم کشور به اختلالات جنسی مبتلا هستند و نتایج بررسیها نشان می‌دهد که ۵۰% طلاقها در ایران به علت بروز مشکلات جنسی اتفاق می افتد؛ که در صورت مشاوره و درمان صحیح، نیمی از این طلاقها انجام نخواهد شد. ازدواج به وصال نرسیده به ازدواجی اطلاق می‌شود که زن و شوهر هیچگاه نزدیکی نداشته باشند. عوامل مختلفی به عنوان عامل بروز آن معرفی شده است که شایعترین آنها فاکتورهای پدیدآورنده اختلالات روانی می‌باشد. از این میان اضطراب عملکردی به عنوان عمده‌ترین علت شناخته شده است.

معرفی مورد: این گزارش، معرفی زوجی است که پس از 7 سال ازدواج به وصال نرسیده با شکایت ناباروری و تمایل به داشتن فرزند به مرکز فوق تخصصی درمان ناباروری و سقط مکرر ابن‌سینا مراجعه نمودند. یک تیم درمانی متشکل از متخصصین زنان، آندرولوژی و روانپزشکی پس از 3 ماه به درمان موفقیت‌آمیز زوج دست یافتند. در بررسی توسط متخصص زنان، مشکل ارگانیک خاصی در زن گزارش نشد و در بررسی آندرولوژی مرد، برای انزال زودرس شدید و نیز اختلال عوامل مردانه در اسپرموگرام تحت درمان قرار گرفت. در بررسی روانپزشکی مشخص شد که مرد در حین مقاربت دچار اضطراب و ترس شدیدی می‌شود؛ ضمن اینکه زوجین از کمبود اطلاعات جنسی نیز رنج می‌برند. سرانجام با درمان‌های دو جنسیتی و نیز رفتار درمانی مبتنی بر تمرکز حسی، زوج پس از 3 ماه اولین مقاربت را تجربه کردند و سپس همگام با درمان‌های آندرولوژی 3 ماه بعد زن به روش طبیعی باردار شد.

نتیجه‌گیری: با توجه به عدم آگاهی کافی درباره مسائل جنسی و نیز اضطراب عملکردی به عنوان عامل شایع ایجاد کننده اختلال، به نظر می‌رسد آموزش روابط جنسی به عنوان بخشی از آموزش‌های پیش از ازدواج ضروری است. از سوی دیگر بررسی جامع و همزمان زوج دارای مشکلات جنسی ،توسط تیم تخصصی هماهنگ موجب افزایش موفقیت درمان خواهد شد.

کلید واژگان: ازدواج به وصال نرسیده، درمان دوجنسیتی، رفتار درمانی مبتنی بر تمرکز حسی، ناباروری

http://www.avicenna.ac.ir/website/cme/pe/prog/jcdtl.aspx?id=164

@@@@@@@@@@@@@@@

دلايل افزايش طلاق در جامعه ـ 1

آقايان 9 برابر خانم‌ها تقاضاي طلاق مي‌كنند

خبرگزاري فارس: نايب رئيس كميسيون حقوقي و قضايي مجلس شوراي اسلامي گفت: طبق آمار بدست آمده از هر 10 تقاضاي طلاق ارايه شده به دادگاه، 9 تقاضا از سوي آقايان ارايه مي‌شود.

عزت‌الله يوسفيان در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس در خصوص اينكه چرا خانم‌ها كمتر از آقايان در خواست طلاق مي‌دهند، گفت: هيچ زني راضي نيست، كه كانون زندگي‌اش از هم پاشيده شود، و اگر زني آمد و تقاضاي طلاق داد، بايد بدانيم آن زندگي ديگر قابل ترميم نيست.

وي ادامه داد: آقايان ممكن است،با خوب شدن وضع مالي‌‌ و يا اينكه مدتي از ازدواج قبلي‌شان گذشته باشد، پشت پا به همه چيز زده و از همسر خود جدا شوند.

نايب رئيس كميسيون حقوقي و قضايي مجلس شوراي اسلامي با اشاره به اينكه تمامي طلاق‌ها با راي دادگاه صورت مي‌گيرد، گفت: طلاق بدون راي دادگاه امكان پذير نيست و اگر زوجين هم براي طلاق توافق كنند، باز هم بايد براي جاري شدن طلاق گواهي عدم سازش از دادگاه صادر شود.

يوسفيان ضمن ابراز تاسف از اينكه پرونده‌هاي طلاق در دادگاه مورد بازنگري قرار نمي گيريد، گفت: اگر اين پرونده‌ها توسط سازمان‌هاي ذي‌ربط همانند بهزيستي مورد بازنگري قرار گيرد و عوامل طلاق استخراج شود،مي‌توان تا حدودي با اين معضل مقابله كرد.

نايب رئيس كميسيون حقوقي و قضايي مجلس شوراي اسلامي ادامه داد: متاسفانه در بخش پيشگيري از معضل طلاق در جامعه بسيار ضعيف هستيم.

به اعتقاد يوسفيان، سازمان‌هاي ذي‌ربط بايد ابعاد مختلف اين موضوع را مورد بررسي قرار دهند.

نايب رئيس كميسيون حقوقي و قضايي مجلس شوراي اسلامي افزود: بيشترين مراجعه به دادگاه در خصوص طلاق مربوط به عدم سازش طرفين است، نه اختلاف مالي و مسايل ديگر.

وي با اشاره به اينكه حدود 15 الي 20 درصد طلاق‌ها قبل از زندگي مشترك رخ مي‌دهد، گفت: علت اين امر عدم توجه طرفين به آينده‌نگري است و كساني كه به صورت آني تصميم به ازداوج مي‌گيرند، اصولا دچار مشكل مي‌شوند.

يوسفيان در پاسخ به اين سوال كه چند درصد طلاق‌ها در جامعه به صورت توافقي صورت مي گيرد، گفت: كمتر از 10 درصد طلاق‌ها در جامعه توافقي است و براي اجراي اين طلاق‌ها، هم بايد گواهي عدم سازش از سوي دادگاه صادر شود.

وي ادامه داد: در طلاق توافقي، دادگاه 2 الي 3 روز گواهي عدم سازش براي زوجين صادر مي كنند و آنها بلافاصله مي توانند از يكديگر جدا شوند.

نايب رئيس كميسيون حقوقي و قضايي مجلس شوراي اسلامي اضافه كرد: همچنين زنان مي‌توانند بعد از طلاق و يا فوت همسر اجرت مهر خود را طلب كنند.

يوسفيان در خصوص اجرت مهر گفت: اين اجرت فقط بعد از طلاق و مرگ همسر پرداخت مي‌شود و براي كارهاي پرداخت مي‌شود، كه جزء وظايف زنان در خانه نبوده است ، مثل كار كردن خانم‌ها در زمين‌هاي كشاورزي و همچنين اجرت مهر زنان توسط كارشناسان مربوطه تعيين مي‌شود.

انتهاي پيام/

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8511010035

دلايل افزايش طلاق در جامعه ـ 3

زادسر: مسئولان براي عواقب وحشتناك طلاق فكري كنند

خبرگزاري فارس: عضو كميسيون حقوقي و قضايي مجلس گفت: بيش‌تر طلاق‌هاي رخ داده در كشور توافقي است و ميانگين سن طلاق در كشور بين 22 تا 38 سال است.

علي زادسر در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس با اشاره به افزايش آمار طلاق در كشور گفت: شنيدن آمار‌هاي افزايش طلاق اگر چه وحشتناك است، غيرقابل تصور نيست.

عضو كميسيون حقوقي و قضايي مجلس با اشاره به اين كه اعتياد به مواد مخدر علت بيش از 80 درصد طلاق‌ها در كشور است، افزود: زوجين قبل از ازدواج خيلي كم به اعتياد طرف مقابل خود توجه مي‌كنند و در بسياري از موارد هم متوجه اين موضوع نمي‌شوند، بعد از ازدواج زماني كه متوجه مي‌شوند، ناسازگاري‌ها آغاز و نهايتاً منجر به طلاق مي‌شود.

وي با بيان اين كه يكي ديگر از علل طلاق در جامعه بيكاري آقايان است، گفت: تشريفات زايد در زندگي‌ها، چشم و هم چشمي و عدم تأمين نيازهاي زندگي از ديگر عوامل طلاق در جامعه است.

به گفته زادسر، 15 الي 20 درصد طلاق در كشور به علت كاهش غيرت ناموسي است و اين كاهش هم ناشي از ‌انواع فسادهاي است كه به صورت ماهواره و اينترنت در دسترس همگان قرار گرفته است.

عضو كميسيون حقوقي و قضايي مجلس ادامه داد: در گذشته زن با لباس سفيد به خانه بخت مي‌رفت و با كفن خارج مي‌شد‌ اما امروز ديگر اين‌گونه نيست و طلاق قباحت خود را در جامعه از دست داده است.

زادسر ادامه داد: بيش‌تر طلاق‌ها در 2 الي 3 سال اول زندگي مشترك رخ مي‌دهد و در سال‌هاي بعدي زندگي واقعه طلاق به مراتب كم‌تر اتفاق مي‌افتد.

وي گفت: عواقب طلاق در كشور بسيار وحشتناك و غير قابل پيش‌بيني است و مسئولان مربوطه بايد در اين زمينه فكري كنند.

عضو كميسيون حقوقي و قضايي مجلس از جوان‌ها خواست، قبل از تشكيل زندگي مشترك عاقلانه تصميم بگيرند و از تصميمات احساساتي به شدت پرهيز كنند.

به گفته زادسر، در رخداد طلاق مقصر اصلي خانم‌ها هستند و ضرر كننده اين امر هم باز خود خانم‌ها هستند، چون بعد از طلاق زنان افسرده‌، پريشان و از نظر حقوقي دچار بحران مي‌شوند.

وي درخصوص راه كارهاي جلوگيري از معضل طلاق گفت: مجلس نمي‌تواند در اين زمينه كاري كند. ولي بهتر است سازمان‌ها و مسئولان ذي‌ربط در اين زمينه پيش‌گيري از طلاق آموزش‌هاي به جوان‌ها دهند.

انتهاي پيام/

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8511030076

@@@@@@@@@@@@@@@

علت طلاق

اگرچه نمی توان به طور دقیق علت طلاقهایی را که صورت می گیرد برشمرد. در واقع به تعداد طلاقهایی که صورت می گیرد علت وجود دارد ولی به طور اجمالی به بعضی از عللی که منجر به طلاق می شود اشاره می کنیم:

1ـ عدم شناخت و آگاهی زوجین از یکدیگر

2ـ عدم ارضای کامل نیازهای غریزی

3ـ ازدواجهای اجباری

4ـ تفاوت سنی نامعقول زن و شوهر

5ـ ازدواج به صورت مبادله دختران

6ـ سطحی نگری به مسأله ازدواج

7ـ فقر مالی و عوامل اقتصادی

8ـ چند همسری یا ازدواج مجدد

9ـ تفاوت منزلت اجتماعی و هم کفو نبودن زوجین

10ـ پایین بودن سن ازدواج

11ـ برداشت غلط و رمانتیکی از ازدواج

12ـ وصلتهای مصلحتی

13ـ فراری دادن دختران

14ـ نداشتن فرزند

15ـ عقد در گهواره

16ـ دخالت خانواده ها و بهانه جوییهای زن و شوهر

با نظری اجمالی به علل طلاق درمی یابیم که عمده طلاقها ریشه در ازدواج غیر اصولی دارد که بایستی در امر ازدواج دقت و تجدید نظر بشود.

http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=4588&id=33313

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

1- بررسی علل و عوامل تأثیرگذار در طلاق(یک مرور جامع؛لطفاً دقت بفرمایید!)

از بدو پيدايش انسان بر روى كره زمين، همواره زنان و مردان، با تشكيل كانونى به نام خانواده، عمرى را در كنار هم گذرانده و فرزندانى در دامان پر مهر خود پرورش داده و از اين جهان رخت بربسته اند.

در يك نگاه ظاهرى متوجه مى شويم كه عناصر اصلى تشكيل دهنده خانواده، يك زن و يك مرد است كه مطابق آداب و رسوم اجتماعى خويش با يكديگر پيوند زناشويى بسته اند و بعد فرزند يا فرزندانى بر جمع آنها افزوده شده است.

شايد بتوان در يك تقسيم بندى كلى زندگى انسان را به دو بخش اساسى تقسيم كرد.اين دو بخش شامل دوران مجردى و دوران متأهلى است.متأهل كسى است كه ضمن تعهد به شخصى ديگر و پايبندى به پيوند بين خود و او در قبال آن شخص وظايف و حقوقى را بر عهده دارد.ازدواج مرز جداكننده مجردى از متأهلى است.در هر حال چه ازدواج را پيوند ميان دو روح تلقى كنيم و چه آن را صرفاً قراردادى اجتماعى بدانيم، داراى تأثيرات اساسى در زندگى فرد و اجتماع است.

اساسى ترين و آشكارترين كاركرد ازدواج بقاى نسل بوده و علاوه بر آن كاركردهاى ديگرى نيز بر آن مترتب است.طبيعى ترين شكل خانواده همين است كه هيچ عاملى جز مرگ نتواند پيوند زناشويى را بگسلد و ميان زن و شوهر جدايى بيفكند.

اگر ازدواج را قراردادى بين دو شخص براى زندگى مشترك بدانيم، اين قرارداد همواره دايم نيست و گاهى بنا به دلايلى فسخ مى شود.جريان فسخ قرارداد بين يك زوج را اصطلاحاً طلاق مى گويند. هيچ دخترى در آغاز زندگى و در پاى سفره عقد تصور نمى كند كه ممكن است روزى مشكلات چنان بر او غلبه كنند و شرايطى بر او تحميل شود تا دادخواست طلاق داده و به زندگى مشتركش پايان دهد.

طلاق، احساس باخت و بازنده بودن در ارتباط زناشويى است كه دو طرف آن براى رهايى از اين احساس، اقدام به جدايى مى كنند.گاهى طلاق، تنها راه منطقى، براى حل مشكل به نظر مى رسد.آنچه داراى اهميت است، نگرش متفاوت افراد جامعه، نسبت به اين پديده است.

طلاق دلايل گوناگونى دارد.اين دلايل متناسب با موقعيت، طبقه و جايگاه اجتماعى زوجين متفاوت است. شناخت عوامل موثر در شكل گيرى اين پديده، در كنترل و كاهش آن نقش بسزايى خواهد داشت.

 http://www.daneshju.ir/forum/f637/t30434.html

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

2- پاسخ: بررسی علل و عوامل تأثیرگذار در طلاق(یک مرور جامع؛لطفاً دقت بفرمایید!)

عوامل مؤثر در طلاق

به گفته كارشناسان ازدواج هايى كه درآنها هماهنگى بيشترى ميان زوجين وجود دارد موفق ترند و كمتر به طلاق مى انجامند.تشابهاتى مانند طبقه اجتماعى، سطح تحصيلات، سطح هوش، هم نژاد بودن، دين مشابه داشتن، هم زبان بودن و ...، يك ازدواج موفق را رقم مى زند.ازدواجى كه با تشابه نژادى -زبانى -روانى واجتماعى صورت بگيرد ازدواجى موفقيت آميز است.

تفاوت طبقاتى يكى از عواملى است كه با امكانات اجتماعى؛ معمولاً ديدگاه هاى مختلفى را به وجود مى آورد.البته اگر دو نفر، آن اندازه از آگاهى لازم برخوردار باشند كه اين تفاوتها را به رسميت بشناسند ازدواجشان منعى ندارد.

دكتر آقاجانى، جامعه شناس معتقد است:

«طلاق به عنوان مسأله اجتماعى يكى از مهم ترين پديده هاى حيات انسانى است.مى توان گفت كمتر پديده اجتماعى به پيچيدگى طلاق وجود دارد.علل و عوامل طلاق متفاوتند و اين علل و عوامل يا در لايه هاى عميق اجتماعى قرار دارند يا در لايه هاى ظاهرى.اما بايد توجه داشت كه درك ،فهم و تفسير لايه هاى عمقى كار پيچيده اى است.»

دكتر آقاجانى علل و عوامل تأثير گذار در طلاق را اينگونه بيان مى كند:

1) عدم تفاهم و توافق اخلاقى

2) ناسازگارى و عدم سازش

3) بد اخلاقى و بد رفتارى

4) خشونت (كتك زدن)

5) تفاوت و تضاد در زندگى

6) تفاوتهاى فرهنگى

7) سوء ظن

 8) اعتياد

9) عدم شناخت و درك يكديگر

10)ازدواج دوم

11)دخالت ديگران در زندگى

12)اختلاف سن

13)عدم علاقه

14)بيمارى روحى

15)بيكارى

16)عدم توافق در مسائل جنسى (زناشويى)

17)ازدواج اجبارى

البته از ديدگاه دكتر آقاجانى در ميان طبقات مختلف اجتماعى (بالا، متوسط، پايين)، تفاوتهاى اساسى در علت طلاق وجود دارد.به طور مثال، در طبقه پايين جامعه، مهمترين علت طلاق مشكلات مالى عنوان مى شود و بيكارى و ندادن نفقه، اعتياد، خشونت و بداخلاقى و بدرفتارى از جمله ديگر علل طلاق است.تفاوت هاى طلاق در ميان دو طبقه بالا و متوسط نيز مختلف است.

مثلاً مهمترين عامل طلاق در ميان طبقه بالا، عدم تفاهم و توافق اخلاقى است.در حالى كه در ميان طبقه متوسط، تفاوت هاى فرهنگى مهمترين عامل است.

http://www.daneshju.ir/forum/f637/t30434.html

@@@@@@@@@@@@@@@@@@

3- پاسخ: بررسی علل و عوامل تأثیرگذار در طلاق(یک مرور جامع؛لطفاً دقت بفرمایید!)

بررسی دلایل عمده ی افزایش آمار طلاق :

دکتر سید هادی معتمدی – روانپزشک و مدیرکل دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی بهزیستی کشور- در خصوص علل افزایش طلاق در جامعه گفت :

علل افزایش طلاق از سه نقطه نظر ، اجتماعی ، اقتصادی و آماری قابل بررسی است . از نظر اجتماعی تغییر در فضای جامعه و آشنا شدن مردم بویژه زنان با حقوقشان یکی از علل رشد طلاق است همچنین گسترش سازمانهای حمایت و حمایتهای اجتماعی از مطلقین بویژه زنان مطلقه از دیگر عوامل رشد این پدیده است . نکته دیگر قانون به روز شدن مهریه است . تا ده سال پیش زنان نه با حقوقشان آشنایی داشتند و نه در صورت طلاق از پشتوانه مالی برخوردار بودند اما با وضع قانونهای جدید ، مسائل مالی که یکی از موانع اقدام به طلاق بود ، حل شده و زنان مطمئن هستند که در صورت طلاق علاوه بر حمایت های اجتماعی ، پشتوانه مالی نیز خواهند داشت . این مسأله باعث شده بسیاری از طلاقهای عاطفی تبدیل به طلاق واقعی شود.

او افزود :

می توان گفت طلاق بطور مطلق افزایش پیدا نکرده بلکه بیشتر نمود اجتماعی پیدا کرده است و خود را نشان می دهد و همچنین با اشاره به پیوندهای زناشویی جدید که بیشتر دوبنایی است گفت :

جوانان امروزه بدون در نظر گرفتن شرایط لازم برای ازدواج و دقت به مسائل زیربنایی ازدواج ، اقدام به این کار کنند و ازدواجها تبدیل به نوعی نمایشگاه و نوعی مسابقه نمایش امکانات شده است. این سطح نگری در ازدواج علل بروز طلاق در سالهای آینده است و بیشتر طلاق ها نیز در بین این گروه اتفاق می افتد.

دکتر معتمدی تورم و بیکاری را از علل اقتصادی طلاق برشمرد.

دکتر پیمان آزاد- استاد دانشگاه و حقوقدان در حال حاضر از زوایای مختلف می توان به پدیده طلاق و بی میلی جوانن به ازدواج نگاه کرد مسأله پیچیده ای نیست ولی ابعاد گوناگون دارد ، از یک منظر کلان ، عبور از جامعه سنتی به جامعه مدرن از یک سو ، بنیان خانواده را سست میکند و از طرفی رشد میزان ازدواج را به خطر می اندازد. در جامعه مدرن ، تساوی حقوقی زن و مرد در همه عرصه های زندگی مطرح میشود و نقش زن در خانواده و جامعه تحول پیدا می کند و در بستر این تحول است که وظایف و تکالیف زن و مرد تغییر می کند ، در صورتی که آحاد جامعه و خصوصاً مردان برای قبول این تحول آماده باشد رشد میزان طلاق اجتناب ناپذیر می شود چرا که معیار ازدواج عوض شده و در معرض دگرگونیهای مداوم است.

وقتي دختر و پسري در عنفوان جواني با داشتن عشق فراوان نسبت به يکديگر با بستن عقد ازدواج، کانوني گرم به نام خانواده را تشکيل مي دهند، هيچ گاه تصور نمي کنند که روزي ممکن است مشکلات زندگي چنان بر آنها غلبه کند و شرايطي بر آنها تحميل شود که باعث شود دادخواست طلاق داده و زندگي عاشقانه خود را به پايان برساند.

http://www.daneshju.ir/forum/f637/t30434.html

@@@@@@@@@@@@@@

4- پاسخ: بررسی علل و عوامل تأثیرگذار در طلاق(یک مرور جامع؛لطفاً دقت بفرمایید!)

چه اتفاقي پيش مي آيد که تمام آروزهاي دو نفر از هم مي گسلد و زندگي آنها قبل از موعد خود مي پاشد.

در اين تحقیق به اين موضوع مي پردازيم:

 

عوامل ايجاد کننده طلاق چيست؟ طلاق مي تواند دلايل فراواني داشته باشد و شناخت عوامل موثر در طلاق نقش بسزايي در کاهش آن دارد.

1- عوامل روان شناختي:

عوامل رواني فراواني در وقوع طلاق دخيل هستند، اما در اين مجال چند مورد از آن را بررسي مي کنيم:

1- عدم تفاهم:

وقتي از زن و شوهري که از هم مي خواهند جدا شوند مي پرسيم: علل طلاق آنها چيست؟

مي گويند:

با هم تفاهم نداشتيم. وقتي منظورشان را از بيان اين علت مي پرسيم، دليل قانع کننده اي ندارند. از مفاهيمي همانند اينکه او مرا درک نمي کند، ما با هم هيچ شباهتي نداريم، او مرا دوست ندارد، او خانواده اش را به من ترجيح مي دهد، وابستگي فراواني به خانواده اش دارد و... حرف مي زند.

اما اين عدم تفاهم مي تواند دلايل فراواني داشته باشد از جمله اين موارد:

الف) ازدواج اجباري ازدواجي که به صورت اجباري و فقط به خواسته يکي از والدين يا هر دو باشد و تمايلي از سوي زوجين براي اين ازدواج نباشد، در اکثر مواقع به شکست مي انجامد.

ب) عدم بلوغ اجتماعي برخي از ازدواجها که به صورت عاشقانه و علاقه طرفين به ازدواج همراه بوده، اما باز هم بعد از مدتي شاهد فروپاشي اين ازدواج هستيم، وقتي به عمق اين طلاق مي پردازيم متوجه مي شويم دختر يا پسر يا هردوي آنها هنوز به درجه اي از رشد اجتماعي نرسيده اند که بتوانند يک زندگي مشترک را اداره کنند. آنها ازدواج را وسيله اي براي پايان بخشيدن به مشکلات خود مي دانند، آنها زندگي را آرماني مي خواهند و مي خواهند زندگي را به صورت ساخته شده تحويل بگيرند، نه اينکه زندگي را بسازند. در صورتي که زيبايي زندگي به اين است که مشکلاتش را خودت حل کني و آن را خودت بسازي.رساندن دختر و پسر جوان به حد بلوغ اجتماعي در درجه اول بر عهده والدين است و در درجه دوم، ايجاد تغيير در نگرش افراد در شرف ازدواج نسبت به زندگي مشترک است.

ج) توقعات بي جا امروزه زرق و برق هاي فراوان، مانند سمي بر خانواده ها پاشيده مي شود و زوجين براي تهيه اين زرق و برقها، غرق در آن شده و از همديگر غافل شده و به صورت ناخودآگاه به اختلافات خود دامن مي زنند. اين افراد با نديدن جنبه هاي مثبت زندگي خود و ديدن جنبه هاي منفي اين زرق و برقها، دچار کشمکش شده و وقتي زندگي خود را از دست مي دهند تازه مي فهمند چه بر سرشان آمده است.

د) چشم و هم چشمي مقايسه زندگيها با يکديگر بياني ديگر است که زندگي هاي زيبا را تبديل به ويرانه مي کند، اگر زوجين دچار چنين حالتي شوند، تحت هر شرايطي به آرامش نخواهند رسيد. پس بهتر است براي رسيدن به آرامش خود، شرايط زندگي مان را بپذيريم.

2- عوامل اقتصادي:

مسائل مالي و اقتصادي مي تواند يکي ديگر از عوامل طلاق باشد.

از نظر بسياري از مردم نبودن حمايت هاي بزرگترها عامل طلاق تلقي مي شود، در اينجا بايد به اين نکته اشاره کنيم که: در يک زندگي زناشويي زوجين اگر همديگر را دوست داشته باشند و منطقي فکر کنند مي توانند با داشتن حداقل امکانات به خوشبختي برسند. پس قناعت و پذيرش موقعيتها و وضعيت طرفين مي تواند عامل مالي و اقتصادي را خنثي کند، اما متاسفانه به دليل اينکه اکثر جوانان بدون نگاه کردن به خود و فرد مقابل، توقعات آرماني را براي زندگي زناشويي تصور مي کنند که به عمل رساندن آن غيرممکن است با گذشت مدتي از زندگي مشترک، اين زندگي به طلاق ختم خواهد شد.

3- عوامل ارتباطی:

عوامل ارتباطي همان ارتباط و رفت و آمد با خانواده همسر(والدين، خواهر و برادر و بستگان) و نگرشي است که اين دو نسبت به هم دارند. شايد بتوان اين عامل را در جامعه از مهمترين علل اختلافات زناشويي دانست. جايي که خود زوجين با هم اختلافي ندارند، مسائل فرعي ديگري همانند ارتباط با خانواده همسر، مشکلات فراواني را ايجاد مي کند.

4- اختلالات عاطفي و رواني:

ابتلاي يکي از زوجين و يا هر دوي آنها به اختلالات رواني و عاطفي مي تواند باعث از هم پاشيدگي يک زندگي مشترک شود.

5- اعتياد:

يکي ديگر از عوامل تاثيرگذار در طلاق، اعتياد زن يا مرد به مواد مخدر است. تاثير اين عامل تا زماني است که زن يا مرد از زندگي خود کاملا جدا شده و فقط به دنبال تامين مواد مخدر خود باشند.

6- عوامل ديگر:

عوامل ديگر که مي تواند در ايجاد طلاق موثر باشد را مي توان اينگونه بيان کرد:

1- بداخلاقي

2- خشونت

3- تفاوت هاي فرهنگي

4- اختلاف سن

5- ازدواج دوم

6- سوءظن

7- دخالت ديگران در زندگي

8- عدم علاقه و...

http://www.daneshju.ir/forum/f637/t30434.html

@@@@@@@@@@@@@@@@

5- پاسخ: بررسی علل و عوامل تأثیرگذار در طلاق(یک مرور جامع؛لطفاً دقت بفرمایید!)

دخالت یکی از عوامل مؤثر بر طلاق دخالت دیگران در زندگی زوجین می باشد ما ازدواج می کنیم و عموماً مهمترین شخص در زندگي يكديگر مي شويم. اما اقوام درجه يك قبلي ما ـ پدر، مادر، خواهرها و برادرها ـ ناپديد نمي شوند. هريك از آنها نيازهاي خاصي را برآورده مي كنند. خواهر بزرگ تر شما از زمان خردسالي در موقع سختي ها به كمك تان آمده است و شما هنوز دوست داريد كه هر شب به او تلفن كنيد. شوهر شما از اين كه تنها مرد خانه مادرش بعد از طلاق اوست، به خود مي بالد و مي خواهد به اين نقش خود ادامه دهد. هيچ يك از اينها تنها به خاطر ازدواج ناپديد نمي شوند. با اين وجود، گفت وگوي تلفني طولاني با خواهرتان، براي همسري كه به ندرت به او توجه مي كنيد، آزاردهنده است و كارهاي سختي كه او با خوشرويي براي مادرش انجام مي دهد، وقتي كارهاي زياد انجام نشده اي در منزل براي او داريد، شما را خشمگين مي كند. از آنجا كه منابع زمان، پول، توجه و حمايت محدود هستند، هركسي كه رقيب شما در اين موارد محسوب مي شود، ممكن است اثر منفي روي ازدواج شما داشته باشد. وقتي ناچار به رقابت با يكي از اعضاي خانواده همسرمان هستيم، سعي مي كنيم هم آشكارا و هم در خفا، در رابطه او با آن شخص دخالت كنيم. گاهي اين جنگ هاي خانوادگي، دهه ها ادامه مي يابد، در حاليكه شخص بخت برگشته اي كه بين همسر و خانواده اش دو پاره شده است، تقلا مي كند كه هواي هر دو طرف را داشته باشد و معمولاً موفق نمي شود.

همشهري:

٢٠ درصد طلاق ها را دخالت خانواده ها و ديگران در امور جوانان تشكيل مي دهد و اين قضيه تا آنجا پيش رفته كه در ايران خانواده ها با هم ازدواج مي كنند نه دو جوان زيرا اختلافات خانواده ها آنچنان زياد شده كه اجازه زندگي به دو زوج را نمي دهند.

رئيس مجتمع قضايي خانواده گفت:

بيش از ٨٠ درصد طلاقها به درخواست زنان صورت مي گيرد ولي اين به معناي آن نيست كه زنان ما از زندگي گريز پا شده اند بلكه چون طلاق براي مردان داراي بار مالي است در نتيجه بيشتر مراجعين را زنان تشكيل مي دهند.

حسن حميديان در گفتگو با خبرگزاري فارس علت درخواست طلاق از سوي زنان را عدم حضور مردان براي طلاق خواند و گفت:

زماني كه درخواست طلاق از سوي مرد انجام مي گيرد مرد بايد نفقه ، مهريه ، نحله ايام زوجيت و اجرت المثل را بپردازد و يا اگر بر اثر شرط ضمن عقد امضا داده باشد كه زن بعد از عقد بتواند تا نيمي از دارايي مرد شريك باشد بايد نيمي از دارايي خود را به زن بپردازد. به همين دليل مردان براي امر طلاق پيش قدم نمي شوند.

وي افزود:

مردان معمولا در چنين مواقعي سختگيري هايي را در مورد زنان اعمال مي كنند تا آنها خود به دادگاه مراجعه و تمام حق و حقوق خود را ببخشند و خود را از زندگي كه جز زد و خورد، تنش و استرس چيزي نيست آزاد سازند.

رئيس مجتمع قضائي خانواده مهمترين علت طلاق را اعتياد و بيكاري مردان خواند و افزود:

بيش از ٦٠ درصد علت طلاق را اعتياد و بيكاري مردان تشكيل مي دهد. وي با اشاره به مشكل عظيم بيكاري تصريح كرد:

جامعه ما با بحران بيكاري مواجه است و هم اكنون بيش از ٥/٤ ميليون نفر از مشكل بيكاري رنج مي برند لذا بيكاري تراژدي غم انگيز زندگي جوانان ايراني شده است.

حميديان گفت:

با وارد شدن گروه سني ١٥ تا ٢٠ سال تا سال ١٣٨٥، به بازار كار اين آمار به مرز خطر آفرين خود، يعني ٩ ميليون نفر خواهد رسيد و يقينا با رشد بيكاري شاهد افزايش رشد طلاق خواهيم بود زيرا فكر آدم بيكار مغازه شيطان است. حميديان اظهار داشت:

يكي از علل افزايش طلاق ، اعتياد مردان است زيرا زماني كه صحبت از ترك نفقه مي شود در كنارش حتما يك عاملي به نام اعتياد وجود دارد و زماني كه شخص معتاد از بطن جامعه به حاشيه رانده مي شود نمي تواند شغل شرافتمندانه داشته باشد و در نتيجه به اداره زن و فرزند خود نمي پردازد و تمام هم و غم خود را براي بدست آوردن ماده حياتي خود (مواد مخدر) بكار مي برد و ممكن است دست به ارتكاب هر جنايتي بزند و شرافت خانوادگي خود را فداي خود كند. وي علت ديگر طلاق را ترك منزل توسط مردان خواند و گفت:

با توجه به اينكه قانون مدني رياست خانواده را از خصايص مرد دانسته ولي رياست مد نظر قانون حكم راني نيست بلكه احساس امنيت و ايجاد قابليت پاسخگويي در قبال همسر خود است.

حميديان يكي ديگر از علل و عوامل طلاق را دخالت ديگران در زندگي جوانان خواند و گفت:

دليل ٢٠ درصد طلاق ها را دخالت خانواده ها و ديگران در امور جوانان تشكيل مي دهد و اين قضيه تا آنجا پيش رفته كه در ايران خانواده ها با هم ازدواج مي كنند نه دو جوان زيرا اختلافات خانواده ها آنچنان زياد شده كه اجازه زندگي به دو زوج را نمي دهند.

http://www.daneshju.ir/forum/f637/t30434.html

@@@@@@@@@@@@@@@@@

6- پاسخ: بررسی علل و عوامل تأثیرگذار در طلاق(یک مرور جامع؛لطفاً دقت بفرمایید!)

رئيس مجتمع قضائي خانواده علت بالا رفتن سن ازدواج را عدم تعادل بين رشد اقتصادي و رشد فيزيكي مردان خواند و گفت:

يك جوان در سن ١٥ سالگي به بلوغ جسمي و فيزيكي مي رسد در حالي كه در سن ٣٠ سالگي هنوز به بلوغ اقتصادي نرسيده و فاقد شغل و مسكن است. وي افزود:

امروزه براي ورود به ازدواج سن بلوغ كافي نيست بلكه انواع و اقسام بلوغها از جمله بلوغ اقتصادي ، اجتماعي ، ذهني و عاطفي هم لازم است.

یک آسیب شناس علوم رفتاری گفت :

تحقیقات صورت گرفته نشان می دهد 45 درصد دخالتهای اطرافیان موجب بروز خشونت علیه زنان در خانواده ها می شود. ابهری گفت :

دخالتهای اطرافیان به ویژه اگر ازدواج برخلاف میل والدین انجام گرفته باشد در 80 درصد منجر به جدایی و طلاق می شود چرا که تداوم مخالفت ها موجب قطع ارتباط خانواده با فرزند ، بزرگنمایی معایب و نقاط ضعف گردیده که در این گونه موارد ضعف شخصیتی ، عدم آموزشهای اجتماعی ، پایین بودن تحصیلات و اعتیاد فرد آثار این تحریکات را مضاعف کرده و به طلاق می انجامد. وی افزود:

براساس تحقیقات انجام شده تنها 10 درصد ازدواجهایی که با موافقت والدین زوجین صورت گرفته اند منجر به طلاق می شوند.

مهدی قلی رضایی اظهار داشت :

دخالت های اطرافیان به خصوص والدین در زندگی عامل مؤثری در ایجاد طلاق است . تربیت های خانوادگی متفاوت در این زمینه نقش دارد. هنگامی که دو نفر با تربیت خانوادگی متفاوت با یکدیگر ازدواج می کنند همانند دو مهره ناهمگون نمی توانند مدت زیادی کنار یکدیگر بمانند مگر این که یکی از مهره ها به شکل دیگری درآید. وی در ادامه گفت :

در کشور ما دخالت های اطرافیان در خانواده های زوجین معمولاً با عناوین مثبت همانند راهنمایی و نصیحت صورت می گیرد و کمتر کسی است که عنوان دخالت را قبول کند. اگر ما بخواهیم دخالت در زندگی دیگران را با عنوان جرم تلقی کنیم و مجازات قانونی برای آن قائل شویم ممکن است میزان دخالت کمتر شود و این مسأله به نوبه خود باعث زیاد شدن شکایت و مشکلات خانواده ها می شود. این قاضی دادگاه خانواده راهکار دفع دخالت های اطرافیان را این گونه توضیح داد :

از نظر اخلاقی و فرهنگی جوانان باید بیاموزند که گفته ها و نصیحت های اطرافیان را به عنوان نظر مشورتی بپذیرند و برای تصمیم گیری مناسب نظر مشاوران را جویا شوند و با جمع بندی اطلاعات خود ، تصمیم گیری کنند. راه حل مسئله اگر به نظر مي رسد كه خانواده شوهرتان، تقاضاهايي بيش از سهم واقعي شان در مورد تصميم گيري، توجه يا پول دارند، يا احترامي را كه حق شماست به شما نمي گذارند و با اين كار دارند ازدواج شما را خراب مي كنند، موثرترين استراتژي اين است كه از ميدان مبارزه عقب نشيني كنيد. احترام به والدين همسرتان در جشن هاي تولد و تعطيلات، امري ضروري است اما شما ناچار نيستيد كه آنها را دوست داشته باشيد و يا تحسينشان كنيد يا با آنها رقابت كنيد. اگر دوست داريد وقت بيشتري را با همسرتان بگذرانيد، اين موضوع را به او بگوييد اما حرفي راجع به زماني كه او آزادانه با برادرش مي گذراند، نزنيد. اگر از دست پدرشوهر عيب جوي خود عصبي هستيد، از او فاصله بگيريد اما اصرار نداشته باشيد كه شوهرتان طرف شما را بگيرد. اگر برادرشوهرتان بي خبر به خانه شما مي آيد، به او بگوييد لازم است قبل از آمدن تلفن بزند اما از شوهرتان نخواهيد كه عذري از جانب شما بياورد. آيا به خانواده همسرتان برمي خورد اگر از همراهي با برنامه ريزي هاي آنها خودداري كنيد؟

شايد، اما اين شما هستيد كه بايد بين رنجاندن آنها يا احساس اينكه نظرشان را به شما تحميل كرده اند، يكي را انتخاب كنيد. حتي اگر همسرتان از نوع برخورد شما با خانواده اش حمايت نمي كند، او نمي تواند اين روابط را براي شما به شكلي حسنه درآورد، او بايد مراقب بهبود بخشيدن به روابط خودش با خانواده شما باشد. اين به نفع شماست كه بگذاريد همسرتان خودش مسايلش را با خانواده اش حل كند، زيرا مشكلات حل نشده خانوادگي مي توانند به سرعت به ازدواج شما راه يابند و هر زمان كه به نظر مي رسد خانواده هاي شما بر سر راه روابط شما قرار گرفته اند؛ اين نكته را به خاطر بسپاريد:

جدا از هر كاري كه آنها انجام مي دهند كه مشكلي در ازدواج شما ايجاد مي كند، هديه اي هم به شما مي دهند كه ازدواج تان را ممكن مي سازد. آنها به شما ياد داده اند كه چگونه عشق بورزيد.....

http://www.daneshju.ir/forum/f637/t30434.html

@@@@@@@@@@@@@@@@

7- پاسخ: بررسی علل و عوامل تأثیرگذار در طلاق(یک مرور جامع؛لطفاً دقت بفرمایید!)

ناباروري سومين علت طلاق

داشتن فرزند يك نياز ذاتي است كه كم و بيش در تمام انسان‌ها يافت مي‌شود.

عدم توانايي باروري و واكنش‌هاي اجتماعي رايج در جامعه نسبت به اين افراد باعث مي‌شود كه افراد نابارور دچار مشكلات روان‌شناختي جدي گردند.

شايع‌ترين واكنش زوج‌ها در مواجهه با ناباروري، از دست دادن حق انتخاب در زندگي يا حداقل بر يك جنبة مهم آن، يعني تصميم‌گيري در مورد تعداد افراد خانواده است. پاسخ‌هاي هيجاني و تطابقي منتج از ناباروري در افراد مختلف متفاوت است. اين قبيل واكنش‌ها، مانند بسياري از هيجانات منفي، برداشت فرد را از شخصيت خود مختل مي‌كنند و ناهنجاري‌هاي رواني فراواني به دنبال دارند. واكنش‌هاي هيجاني با خصوصيات شخصيتي، قدرت انطباق‌پذيري، انتظارات، مسائل فرهنگي و روش‌هاي حمايتي جامعه ارتباط دارند.

زنان و مردان به اشكال متفاوتي با اضطراب ناشي از ناباروري روبه‌رو مي‌شوند.

49 درصد زنان و 25 درصد مردان آن را بدترين تجربة زندگي خود عنوان كرده‌اند.

زوج‌ها در مواجهه با ناباروري به ترتيب از مراحل ذهني زير گذر مي‌كنند:

تعجب و بهت، شوك، انكار، خشم، انزوا، احساس گناه، غم و اندوه، افسردگي و پذيرش.

نگرش اطرافيان و باورهاي فرهنگي جامعه، در كنار استرس ناباروري، بر اضطراب افراد مي‌افزايد. از سويي ديگر درمان ناباروري درازمدت و هزينه‌بردار است و بايد زوج‌ها را آماده كرد تا با خشم، خستگي و گاه شكست با روش‌هاي مختلف درماني كنار بيايند. در برخي زوج‌ها نيز احساس ناامني و از بين رفتن حريم خصوصي ايجاد مي‌شود. در حال حاضر 2 تا 3 ميليون زوج نابارور در ايران زندگي مي‌كنند كه سالانه حدود 100 هزار زوج نابارور به اين تعداد افزوده مي‌شود. در اين ميان مي‌توان اعتياد، ‌مصرف سيگار و مشروبات الكلي، بيماريهاي مقاربتي و ژنتيكي را در مردان و اختلال در تخمك‌گذاري، آلودگي هوا، دير ازدواج كردن، مصرف غذاهاي آماده و حاوي افزودني و همچنين خوردن ميوه‌هاي مسموم را از شايع‌ترين علل ناباروري در زنان دانست.

نازايي كه به نوعي يك بيماري خاص و مزمن است در حال حاضر در كشور ما يك بيماري لوكس تلقي شده و متأسفانه با وجود هزينه‌هاي بالاي ناشي از دارو و تجهيزات پزشكي درمان آن تحت پوشش بيمه‌ها قرار نگرفته و همين امر موجب شده است كه با وجود امكانات مجهز درماني در كشور تنها 20 تا 30 درصد از زوج‌هاي نابارور توانايي پرداخت هزينه‌هاي درماني را داشته و تحت درمان قرار گيرند.

لذا ضروري است، نازايي يك بيماري خاص در كشور محسوب شود و حداقل 2 تا 3 سيكل درماني آن تحت پوشش بيمه‌ها قرار گيرد. در غير اين صورت عدم حمايت دولت و فشارهاي اقتصادي وارد بر زوج‌هاي نابارور آنها را از دست‌يابي به يك درمان مناسب محروم ساخته و افزايش آمار طلاق را به دنبال خواهد داشت.

http://www.daneshju.ir/forum/f637/t30434.html

@@@@@@@@@@@@@@@@@

نتایج جالب بررسي‌١٠هزار زوج درخواست كننده طلاق

وي مدت زمان ازدواج 5/40 درصد زوجين را كمتر سه سال اعلام كرد و گفت: همچنين 5/15 درصد درخواست‌هاي طلاق نيز در دوران عقد ارائه شده، بنابراين مي‌توان گفت در مجموع 56 درصد درخواست‌هاي طلاق در كمتر از سه سال ابتداي زندگي كه اين آمار نشان از فقدان بلوغ آگاهي زوجين در زمان ازدواج دارد، لذا اين امر لزوم آگاه‌سازي جوانان و ارائه مشاوره‌هاي قبل از ازدواج را ضروري مي‌كند.

 معاون دفتر امور آسيب‌ديدگان سازمان بهزيستي كشور با تحليل آمار طلاق در كشور بين سال‌هاي 71 تا 9 ماهه ابتداي سال جاري، گفت: آمار طلاق در بين اين سال‌ها، داراي فراز و نشيب بوده، به طوري كه آمار طلاق در سال 71، هشت درصد و از سال 72 تا 75 داراي سير صعودي بسيار آرام و پس از آن به مدت پنج سال (76 تا 79) اين روند تقريبا ثابت بوده است.

دكتر رضايي فر در گفت‌وگو با ايسنا، افزود: آمار طلاق از سال 80 به بعد با شتاب بيشتري نسبت به سال‌هاي گذشته داراي سير صعودي بوده است.

به گفته وي، آمار طلاق در سال 80 ، 4/9 درصد، سال 81، 3/10 درصد، سال 82، 6/10 درصد، سال 83، 5/10 درصد، سال 84 ، 7/10 درصد، سال 85 ، 1/12 درصد و در 9 ماهه ابتداي سال جاري، 2/11 درصد بوده است.

معاون دفتر امور آسيب ديدگان سازمان بهزيستي كشور، دلايل رشد صعودي طلاق در اين سال‌ها را متاثر از عوامل اقتصادي و حتي حقوقي دانست و تصريح كرد: به عنوان مثال در مقاطعي دادگاه‌ها در صدور حكم طلاق، سختگيري و يا آسان‌گيري مي‌كنند كه همين امر در افزايش و يا كاهش آمار تاثيرگذار است.

وي در ادامه با اشاره به ارزيابي‌هاي صورت گرفته از آمار طلاق در 9 ماهه سال گذشته، گفت: در اين ميان، بالاترين نرخ طلاق با 8/20 درصد مربوط به استان تهران و پايين‌ترين آن با 8/3 درصد مربوط به استان ايلام است.

دكتر رضايي فر ادامه داد: آمارها حاكي از آن است كه از هر پنج ازدواج در تهران يك ازدواج منجر به طلاق شده است.

تهران، كردستان، كرمانشاه، خراسان رضوي بيشترين و ايلام، سيستان و بلوچستان، چهار محال و بختياري و يزد كمترين طلاق

وي تهران، كردستان، كرمانشاه، خراسان رضوي را به ترتيب با 8/20، 72/14، 69/14 و 5/13 درصد جزو استان‌هايي معرفي كرد كه بالاترين آمار طلاق و ايلام با 82/3 درصد، سيستان و بلوچستان با 87/3 درصد، چهار محال و بختياري با 1/4 درصد و استان يزد با 9/4 درصد كمترين درصد طلاق در سال گذشته را به خود اختصاص داده‌اند.

معاون دفتر امور آسيب ديدگان سازمان بهزيستي كشور، با يادآوري وجود 100 مركز كاهش طلاق در كشور كه به صورت مستقل در دادگاه‌ها و يا اورژانس اجتماعي مستقر هستند، عنوان كرد: تحليل‌هاي شش ماهه ابتداي سال جاري كه بر روي 10 هزار زوج مراجعه كننده به مراكز مداخله در بحران بهزيستي صورت گرفت، نشان مي‌دهد، 5/45 درصد درخواست‌هاي طلاق از سوي زوجه، 25 درصد توسط زوج و 5/29 درصد آن توافقي و از سوي زوجين ارائه شده است.

32 درصد زوج‌هاي درخواست‌كننده طلاق، بدون فرزند و 67 درصد داراي فرزند بوده‌اند

5/15 درصد درخواست‌هاي طلاق در دوران عقد داده شده است

وي مدت زمان ازدواج 5/40 درصد زوجين را كمتر سه سال اعلام كرد و گفت: همچنين 5/15 درصد درخواست‌هاي طلاق نيز در دوران عقد ارائه شده، بنابراين مي‌توان گفت در مجموع 56 درصد درخواست‌هاي طلاق در كمتر از سه سال ابتداي زندگي كه اين آمار نشان از فقدان بلوغ آگاهي زوجين در زمان ازدواج دارد، لذا اين امر لزوم آگاه‌سازي جوانان و ارائه مشاوره‌هاي قبل از ازدواج را ضروري مي‌كند.

به گفته وي، 32 درصد زوجين بدون فرزند و 67 درصد داراي فرزند بوده كه 35 درصد آن‌ها يك فرزند داشتند.

23 درصد زوج‌هاي درخواست‌كننده طلاق داراي سابقه فاميلي هستند

دكتر رضايي فر در رابطه با سابقه فاميلي زوجين مراجعه كننده به مراكز مداخله در بحران بهزيستي، اظهار كرد: 23 درصد زوجين داراي سابقه فاميلي و مابقي سابقه فاميلي نداشتند. همچنين 35 درصد داراي آشنايي قبلي و مابقي نيز فاقد اين آشنايي بوده‌اند.

13 درصد از خانواده‌هاي زوج و 9 درصد از خانواده‌هاي زوجه مخالف ازدوج زوجين بودند

وي رضايت خانواده‌ها در زمان ازدواج زوج را 87 درصد و در ميان خانواده‌هاي زوجه 91 درصد خواند و افزود: 13 درصد از خانواده‌هاي زوج و 9 درصد از خانواده‌هاي زوجه مخالف ازدوج زوجين بودند.

به گفته معاون دفتر امور آسيب ديدگان سازمان بهزيستي كشور، ازدواج 9 درصد از زوج‌هاي مراجعه كننده به مراكز مداخله در بحران بهزيستي بدون رضايت فرد بوده كه اين آمار در ميان زوجه به 5/13 درصد رسيده است.

وي در مورد بعد خانوار زوجين به ايسنا، گفت: بعد خانوار 81 درصد از زوج‌ها و 80 درصد از زوجه‌ها پنج نفر و بيشتر بوده است كه اين موضوع نشان مي‌دهد، امر نظارت بر تربيت كودكان و كيفي كردن آن در خانوارهاي با بعد جمعيتي بالا، كمتر صورت مي‌گيرد.

12 درصد از زوج‌ها و 10 درصد از زوجه‌ها داراي سابقه قبلي طلاق بودند

دكتر رضايي فر خاطر نشان كرد: 12 درصد از زوج‌ها و 10 درصد از زوجه‌ها داراي سابقه قبلي طلاق بودند.

وي در اين باره تاكيد كرد: انتخاب همسر مجدد براي زوجه، پس از اولين طلاق كمتر و محدودتر مي‌شود كه فشارهاي روحي، رواني و حتي اقتصادي از عوامل دخيل در محدود شدن انتخاب مجدد همسر توسط زن است و همين باعث مي‌شود در ازدواج بعدي هم موفق نباشد و يا مورد مناسب را نتواند انتخاب كند و در اين زمان است كه از چاله به چاه مي‌افتد.

معاون دفتر امور آسيب ديدگان سازمان بهزيستي كشور با بيان اين كه محدوديت در انتخاب همسر مجدد در مردان كمتر از زنان است، خاطر نشان كرد: چرا كه مردان به لحاظ رواني، حمايت‌هاي اجتماعي و اقتصادي مشكلات و محدوديت‌هاي زنان را ندارند.

وي سابقه طلاق در ميان والدين زوج‌هاي مراجعه كننده را 28 درصد و اين نسبت را در ميان زوجه‌ها 29 درصد اعلام كرد و گفت: اين آمار نشان از شكسته‌ شدن قبح طلاق در ميان فرزنداني دارد كه والدينشان طلاق را تجربه كرده‌اند، لذا فرزندان نيز به دليل آن كه با طلاق مواجه بوده‌اند در زندگي خود نيز به آن فكر مي‌كنند، ‌بنابراين آمار طلاق در ميان اين‌گونه فرزندان بيشتر از افراد عادي است.

دكتر رضايي فر با اشاره به اين كه نيمي از مراجعه‌كنندگان فاقد مسكن شخصي بوده‌اند، بيان كرد: اين امر تاثير مسايل اقتصادي در طلاق را نشان مي‌دهد.

23 درصد زوج‌ها و 5/1 درصد زوجه‌ها داراي سابقه جرم بودند

وي يادآور شد: 23 درصد از زوج‌ها داراي سابقه جرم بودند كه جرم 56 درصد مربوط به اعتياد و مابقي در مورد مباحثي چون قاچاق، ضرب و شتم، سرقت و غيره بوده است در عين حال آمار سابقه جرم در ميان زوجه‌ها نيز 5/1 درصد بوده است.

اعتياد در ميان 23 درصد از زوج‌ها و يك درصد از زوجه‌ها جزو سوابق اعتيادي بود كه معاون دفتر امور آسيب ديدگان سازمان بهزيستي كشور به آن‌ها اشاره و اذعان كرد: 41 درصد از زوج‌ها شغل آزاد، 17 درصد كارمند، 16 درصد بيكار و 15 درصد كارگر ساده بودند، بنابراين اكثر مراجعه‌كنندگان درآمد مكفي و شغل ثابتي نداشتند.

به گفته وي 79 درصد از زوجه‌هاي مراجعه كننده خانه‌دار بودند.

دكتر رضايي فر اظهار كرد: هفت درصد زوج‌ها بي‌سواد ، 28 درصد داراي تحصيلات راهنمايي، 26 درصد داراي مدرك ديپلم، 18 درصد داراي تحصيلات ابتدايي و دو درصد داراي تحصيلات نهضتي، يعني 81 درصد داراي تحصيلات ديپلم و زير ديپلم بودند و اين امر نقش تحصيلات عالي در حاكم شدن منطق در زندگي را پررنگ مي‌كند.

وي نسبت تحصيلات و سواد ميان زوجه‌ها را اين گونه بيان كرد: هشت درصد بي‌سواد، دو درصد نهضتي، 30 درصد ديپلم، 26 درصد راهنمايي و 18 درصد داراي تحصيلات ابتدايي بودند و اين يعني 84 درصد از زوجه‌ها نيز داراي تحصيلات ديپلم و زيرديپلم بودند.

معاون دفتر امور آسيب ديدگان سازمان بهزيستي كشور در مورد ميزان اختلاف سني زوجين، گفت: تفاوت معناداري در اين زمينه مشاهده نشده است.

به گفته وي، 70 درصد زوج‌هاي مراجعه كننده به مراكز مداخله در بحران از نظر رواني سالم و مابقي بيمار بودند كه اختلالات رواني 33 درصد وابستگي به موادمخدر، 15 درصد خلقي، 10 درصد اضطرابي و 9 درصد شخصيتي و غيره بوده است، همچنين 86 درصد از زوجه‌ها نيز اختلالات رواني نداشتند و مابقي (14 درصد) داراي اختلالاتي چون اضطراب با 46 درصد، خلقي با 32 درصد و شخصيتي با 9 درصد بوده‌اند.

مشكلات جنسي عامل 10 درصد اختلافات بين زوجين

دكتر رضايي فر با اشاره به مشكلات اختلالات جنسي بين زوجين، گفت: مسايل جنسي مي‌تواند، منشا بسياري از اختلاف‌ها و مشكلات بين زوجين باشد، اما به دليل مسايل فرهنگي، ‌اجتماعي و اخلاقي بروز نمي‌كند، اما خود را به صورت‌هايي چون پرخاشگري، بهانه‌گيري و غيره نشان مي‌دهد، به طوري كه 10 درصد از 10 هزار زوج و زوجه مورد مصاحبه اين عامل را علت اختلاف خود بيان كردند.

وي ادامه داد: اختلال جنسي در زوج‌ها به صورت سرد مزاجي با 47 درصد، كمبود مهارت‌هاي رفتار جنسي با 24 درصد، انزال زودرس با 9 درصد و در بين زوجه‌ها، 67 درصد سرد مزاجي و 23 درصد كمبود مهارت‌هاي رفتاري جنسي عنوان شده بود.

معاون دفتر امور آسيب ديدگان سازمان بهزيستي كشور، با بيان اين كه اعتياد، دخالت والدين و اطرافيان ، خشونت و ضرب و شتم، سوءظن و بدبيني و نبود تفاهم از بيشترين عوامل درخواست طلاق زوجين بوده است، ‌اظهار كرد: 35 درصد از مراجعات منجر به سازش، 25 درصد ارجاع به قوه قضاييه، 18 درصد، همكاري نكردن طرفين، 15 درصد حمايت سازمان بهزيستي در تعويق طلاق و دو درصد تسريع در طلاق شده است.

وي در پايان خاطر نشان كرد: پيگيري‌هاي بعدي و نهايي نشان از داده، 30 درصد از زوجين سازش مطلق و 17 درصد سازش نسبي كرده و 27 درصد مراجعات به طلاق و 26 درصد منجر به معرفي زوج‌ها به دادگاه شده‌ است.

http://asriran.com/fa/pages/?cid=37040

@@@@@@@@@@@@@@

دو سوم طلاق‌ها در كشور توافقي است

خبرگزاري فارس: معاون مطالعات و تحقيقات سازمان ملي جوانان با اشاره به اين‌كه دو سوم از طلاق‌هاي موجود در كشور توافقي هستند‌، گفت: در رابطه با جزئيات و آمار طلاق توافقي اطلاعات دقيقي در دست نيست.

اسحاقي در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: اين مسئله از جمله مشكلاتي است كه براي بررسي وضعيت طلاق در كشور با آن مواجهيم. دقيق نمي‌دانيم چه تعداد طلاق توافقي در كشور به ثبت رسيده است، يا اين‌كه تقاضاي طلاق از سوي كدام يك مطرح شده است؟

وي ادامه داد: معمولاً آمارها به صورت ناقص ارائه مي‌شود، لازم است اين اطلاعات از سوي مبدأ درج شود، تا علت‌هاي وقوع طلاق و مشكلاتي كه باعث جدايي زوجين مِي‌شود، به ثبت برسد.

به گفته اسحاقي جمع‌آوري اين اطلاعات براي كارشناسان، مسئولان‌، جامعه‌شناسان و حقوقدان‌ها بسيار مؤثر است.

معاون مطالعات و تحقيقات سازمان ملي جوانان گفت: بايد در دستگاه قضائي براي بررسي عوامل وقوع طلاق اطلاعات مناسبي جمع‌آوري و به ثبت برسد.

معاون مطالعات و تحقيقات سازمان ملي جوانان در رابطه با اين‌كه كدام دستگاه و يا سازمان مسئول هستند؟ گفت‌: در حال حاضر طلاق‌ها در كشور قضائي هستند و از طرف دادگاه انجام مي‌شوند، بايد درخواست طلاق به دادگاه ارائه شود، بعد از آن‌كه رئيس دادگاه دستور به طلاق داد بايد در دفاتر ازدواج و طلاق به ثبت برسد. همچنين اگر مرد اقدام به ثبت طلاق نكند، مجازات مي‌شود.

وي با اشاره به اين‌كه ثبت طلاق در دفاتر ثبت كه زير نظر سازمان ثبت اسناد و املاك كشور انجام مي‌شود، گفت: لازم است كه اطلاعات درخواست طلاق و نوع طلاق به صورت رايانه‌اي صورت پذيرد.

معاون مطالعات و تحقيقات سازمان ملي جوانان افزود‌: سازمان ملي جوانان به سازمان ثبت احوال كشور پيشنهاد داد تا فرم كاملي از وضعيت فرهنگي ـ اجتماعي زوجين تهيه و نسبت به جمع‌آوري اطلاعات در زمينه علل طلاق اقدام شود. ضمن اين‌كه جمع‌آوري اطلاعات طي يك فرآيند مشخص در آينده انجام شود.

وي ادامه داد: در حال تكميل اين فرم هستيم تا در اختيار دستگا‌ه قضائي و سازمان ثبت اسناد و املاك كشور قرار دهيم.

معاون مطالعات و تحقيقات سازمان ملي جوانان تصريح كرد: طبق آماري كه از سوي دستگاه قضائي منتشر شده طلاق توافقي روند رو به رشدي داشته ولي آماري كه مبتني بر جزئيات باشد در اين زمينه وجود ندارد. شناخت عوامل طلاق براي اتخاذ راه حل هاي مناسب بسيار مؤثر است و بدون اين‌گونه اطلاعات ارائه هرگونه راه حل نه تنها علمي نيست بلكه نتيجه‌بخش هم نخواهد بود.

اسحاقي بيان كرد: شناخت عوامل طلاق با توجه به شرايط جغرافيايي هر منطقه متفاوت است و به اين طريق مي‌توان راه حل‌هاي متناسب با هر منطقه براي جلوگيري از بروز طلاق توسط مسئولان فرهنگي اتخاذ شود.

وي توضيح داد: طلاق گاهي از سوي زن، گاهي از سوي مرد ،بعضي اوقات نيز از سوي دو طرف مطرح مي‌شود و زوجين تصميم به جدايي مي‌گيرند. آن‌ها به اين نتيجه مي‌رسند كه ادامه زندگي براي آن‌ها وجود ندارد و بعد از طي مراحل قانوني مانعي براي جدايي بر اساس توافق وجود ندارد.

اسحاقي ادامه داد: معمولاً زوجين براي اين‌كه بتوانند هر چه زودتر از يكديگر جدا شوند‌ به صورت توافقي از يكديگر جدا مي‌شوند، ضمن اين‌كه شرايط و نكات ديگري كه در قانون وجود دارد كم‌تر مورد توجه قرار مي‌گيرد.

معاون مطالعات و تحقيقات سازمان ملي جوانان تصريح كرد:‌ مسئولاني كه در دادگاه‌ها و مجتمع‌هاي خانواده‌ وجود دارند با اين مسئله خيلي راحت و‌ آسان برخورد مي‌كنند‌ و اين نوع طلاق، كم‌تر مورد كنكاش و بررسي قرار داده ‌مي‌شود.

وي در رابطه با علت وجود شرايط سهل و آسان طلاق توافقي‌ بيان كرد‌: ‌هر دو طرف نسبت به اين موضوع رضايت دارند و با يكديگر به توافق مي‌رسند برهمين اساس مسئولان نيز نمي‌توانند ايرادي به اين موضوع داشته باشند.

معاون مطالعات و تحقيقات سازمان ملي جوانان با بيان اين‌كه طلاق امر پسنديده‌اي نيست، اظهار داشت‌: با وجود درخواست طلاق توافقي از سوي زوجين به نظر مي‌رسد بايد به زوجين فرصت تفكر مجدد به ادامه زندگي را داد.

انتهاي پيام/

http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8703270106

@@@@@@@@@@@@@

زن جوان در دادگاه درخواست كرد

بخشش مهريه در ‌قبال دريافت آپارتمان

جام جم آنلاين: زن جواني در قبال بخشيدن مهريه 1001 سكه‌اي خود ، 2 واحد آپارتمان و يك دستگاه پژو 206 از شوهرش گرفت و از او جدا شد.

به گزارش فارس ، زن جواني به همراه همسرش با مراجعه به شعبه 268 مجتمع قضايي خانواده ، دادخواست طلاق توافقي خود را ارائه كرد.

اين زن 25 ساله به قاضي عموزادي رئيس شعبه 268 گفت: 4 سال قبل همسرم كه راننده و 18 سال بزرگ‌تر از خودم بود، به خواستگاري من آمد و بعد از مدتي با مهريه 1001 سكه طلا به عقد او درآمدم. مدتي بعد از ازدواج، مشكلات ما آغاز شد و بعد از گذشت 4 سال از اين ازدواج، نتوانستيم مشكلات خود را حل كنيم و در نهايت تصميم گرفتيم به صورت توافقي از هم جدا شويم. طبق توافق با همسرم، قرار است در مقابل بخشيدن مهريه از سوي من، همسرم 2 واحد آپارتمان و يك دستگاه پژو 206 به من بدهد.

شوهر اين زن نيز با تأييد اظهارات زن جوان، موافقت خود را با اين جدايي اعلام كرد.

قاضي عموزادي نيز بعد شنيدن اظهارات اين زوج، حكم طلاق توافقي آن‌ها را صادر كرد.

http://jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100865092578

@@@@@@@@@@@@@@@@@

نگاهي به دلايل افزايش طلاق توافقي در جامعه

ما در قانون چيزي به نام طلاق توافقي نداريم. در واقع طلاق توافقي محصول ابتكار زناني است كه در برخورد با نواقص قانون...

سهيلا، دختري آرام و خجالتي از يك خانواده سنتي است كه در 17 سالگي به علت اصرارهاي مكرر با يكي از خواستگارانش ازدواج كرد. او از همان ابتداي زندگي به علت بي‌قيدي و بي‌اخلاقي همسر و خانواده همسرش با آنها دچار مشكل شد.

سهيلا تمام توهين‌ها و كتك‌هاي شوهر را تحمل كرد تا اين‌كه شوهرش در سانحه رانندگي دچار آسيب جدي از ناحيه پا شد، يك‌سال در خانه بستري بود. در طول اين يك‌سال سهيلا با كارگري در بيمارستان خرج خانه و خانواده را تامين مي‌كرد تا اين‌كه پي به رابطه پنهاني شوهرش با زني كه در جلسات فيزيوتراپي با او آشنا شده بود، برد. سهيلا تصميم به جدايي گرفت و در جلسات مشاوره فهميد طلاق توافقي ساده‌ترين راه براي جدايي است، ولي هر بار كه شوهر را راضي مي‌كرد با سنگ‌اندازي‌هاي او در مراحل مختلف مواجه مي‌شد، ضمن اين‌كه فرهنگ بيمار مردسالاري و تعصبات بي‌حدي مانند دختر با لباس عروس مي‌رود و با كفن برمي‌گردد مانع همدردي و حمايت خانواده سهيلا از او شد تا اين‌كه شوهر سهيلا تصميم به ازدواج با آن زن گرفت و اين بهانه خوبي بود تا يك بار ديگر تقاضاي طلاق مطرح شود و در واقع تقاضاي طلاق فقط زماني از سوي شوهرش پذيرفته شد كه قصد ازدواج مجدد داشت.

زندگي در دنياي صنعتي همه مسائلش متفاوت است و گاه عجيب و غريب؛ تولد، بزرگ شدن، ازدواج و طلاق.

تا چند سال پيش طلاق پديده‌اي مذموم و قبيح در جامعه به‌شمار مي‌رفت و افراد در شرايط بسيار سخت به فكر طلاق مي‌افتادند يا گاه آنقدر در پيچ و خم‌هاي مراحل قانوني سردرگم مي‌شدند كه از طلاق گرفتن انصراف مي‌دادند؛ اما امروزه با گسترش نوعي از طلاق، ديگر نياز نيست كفش آهنين براي جداشدن از هم بپوشند. آنها مي‌توانند با چاشني گذشت (بخشش مهريه)‌ براحتي به دادگاه مراجعه و پس از مدت كوتاهي از دادگاه خارج شوند، يك نفس عميق بكشند و بگويند آزاد شدم.

تعريف طلاق توافقي

به موجب قانون، دادگاه خانواده، دادگاهي است كه صلاحيت رسيدگي به 14 مورد از دعاوي از جمله نكاح موقت و دائم، طلاق، فسخ نكاح، بذل مدت و انقضاي مدت، مهريه، جهيزيه، اجرت‌المثل و نحله ايام زوجيت، نفقه معوقه و جاريه زوجه و اقرباي واجب نفقه، حضانت و ملاقات اطفال، نسب، نشوز و تمكين، نصب قيم و ناظر قيم امين و عزل آنها، حكم رشد، ازدواج مجدد، اهداي جنين داراست؛ بنابراين طلاق توافقي نيز از مواردي است كه دادگاه خانواده صلاحيت رسيدگي به آن را دارد.

نبود طلاق توافقي در قانون

ما در قانون چيزي به نام طلاق توافقي نداريم. در واقع طلاق توافقي محصول ابتكار زناني است كه در برخورد با نواقص قانون مردسالار آن را به وجود آورده‌اند ما در قانون طلاقي داريم به نام خلع. در طلاق خلع زن به واسطه كراهتي كه از مرد دارد بايد مالي كمتر، معادل يا بيشتر از مهريه خود را به مرد بدهد تا او را راضي به طلاق كند. قضات دادگاه‌ها طلاق توافقي را به لحاظ قانوني با مواد مربوط به خلع توجيه مي‌كنند. در طلاق توافقي زن و مرد توافق مي‌كنند از يكديگر جدا شوند و اين توافق در حكم دادگاه ثبت مي‌شود و ضمانت اجراي قانوني پيدا مي‌كند، ولي از آنجا كه زنان هيچ حربه‌اي براي راضي كردن همسر خود براي جدايي ندارند و مطابق با ماده 1133 قانون مدني حق طلاق با مرد است و مرد هر وقت كه بخواهد مي‌تواند زن خود را طلاق دهد معمولا همه حقوق مالي خود را مي‌بخشند تا همسرشان را براي جدايي راضي كنند.

علل رواج طلاق توافقي

تغيير شيوه‌هاي همسريابي در سال‌هاي اخير، توقعات و خواسته‌هاي زوجين وتفاوت ديدگاه‌هاي آنها، شناخت كافي و مناسب نداشتن از اوضاع و احوال فرهنگي و شخصيتي يكديگر از مهم‌ترين عوامل درخواست طلاق از سوي زوجين است، از سوي ديگر اعتياد كه از عوامل اضمحلال و انهدام خانواده است و همچنين بيكاري و ترك انفاق. در حالي كه زنان و خانواده‌هاي ايراني اغلب بسيار سازگار و حاضر به سازش به شرط تامين حداقل امكانات و نيازهاي ماديشان هستند، اما وقتي در تامين همان حداقل با مشكل مواجه مي‌شوند و به هر سازماني مراجعه مي‌كنند نتيجه‌اي نمي‌گيرند، چاره‌اي جز طلاق ندارد.

مراحل طلاق توافقي

براي گرفتن طلاق توافقي زن و شوهر بايد به همراه شناسنامه و عقد‌نامه به دادگاه بروند و فرم درخواست را پر و همه موارد و مسائل مانند حضانت فرزند، ملاقات او و امورمالي مانند مهريه، جهيزيه، نفقه و غيره را مشخص كنند و پس از تقديم دادخواست طبق روال معمول، دادگاه به آنها تكليف مي‌كند هريك از زوجين داوري از ميان بستگانشان معرفي كنند كه بايد با زوجين مذاكره و سعي در مصالحه كنند. اگر داوران به نتيجه نرسيدند گزارش خود را به دادگاه مي‌دهند و دادگاه نيز براساس توافق زوجين گواهي عدم امكان سازش صادر مي‌كند و آنها مي‌توانند با ارائه گواهي به دفترخانه طلاق، صيغه طلاق را جاري و ثبت كنند.

گواهي عدم امكان سازش به مدت 3 ماه اعتبار دارد، يعني اگر زوجين ظرف 3 ماه آن را اجرا نكردند ديگر اعتباري ندارد. گفتني است شوراهاي حل اختلاف درخصوص اختلافات خانوادگي با توجه به تقاضاي طرفين مي‌توانند براي اصلاح ذات‌البين دخالت كنند، در حالي‌كه در طلاق توافقي افراد معمولا پيش از درخواست طلاق صحبت كرده و به توافق رسيده‌اند و اگر باز هم علاقه داشته باشند كه جلساتي براي سازش و مذاكره بگذارند بالطبع به شوراي حل اختلاف كه فرصت دوباره‌اي براي سازش فراهم مي‌كنند ارجاع مي‌شوند.

ايجاد مشكل

معمولا پس از صدور حكم طلاق توافقي، شوهر هيچ اجباري براي آمدن به محضر ندارد و چون اين طلاق با توافق طرفين صورت مي‌گيرد به لحاظ قانوني رفتن به محضر هم بايد با توافق طرفين باشد و نمي‌شود توافق طرفين را با الزام همراه كرد، بنابراين براي حل اين مشكل شايد بهترين راهكار اين باشد كه طرفين الزام رفتن به محضر را هم جزيي از تعهدات خود در دادخواست ذكركنند تا در نهايت در حكم دادگاه منعكس شود. در اين صورت مي‌شود الزام شوهر را به آنچه خود تعهد داده است از دادگاه درخواست كرد.

ــ مزاياي طلاق توافقي

ــ عدم تشكيل پرونده‌هاي متعدد در دادگستري

ــ جلوگيري از رجوع مكرر زوجين به محل دادگستري

ــ دخالت طرفين در طلاق و صدور گواهي‌ عدم سازش

ــ كوتاه بودن زمان صدور گواهي مربوط براي جواز اجراي طلاق

ــ مدت‌دار بودن اين گواهي در عرض 3 ماه كه سبب حفظ دوام عقد نكاح است در حالي‌كه در حكم طلاق، كه بدون مدت اجرايي است هر لحظه دوام زندگي تهديد مي‌شود.

ــ درگيري كمتر و كاهش تنش بينابين خانواده‌هاي زوجين

ــ احتمال رجوع بيشتر زوجين در آينده به يكديگر و تشكيل مجدد زندگي مشترك به دليل مورد ششم

ــ كاهش استرس فرزندان

آمارها سخن مي‌گويند

با نگاهي گذرا به ارقام موجود طلاق توافقي مي‌توان دريافت نهاد خانواده بويژه در ميان جوانان از قداست پيشين برخوردار نيست. بر خلاف معيارهاي گذشته در فرهنگ ايراني كه زندگي زير يك سقف تحت هر شرايطي را تجويز مي‌كرد، بسياري از كساني كه در گيرودار مسائل و اختلافات زندگي مشترك قادر به ادامه زندگي نيستند با استفاده از شيوه طلاق توافقي به فسخ اين قرارداد اقدام مي‌كنند، به نظر مي‌آيد قداست زندگي مشترك و كراهت طلاق ميان جوانان به مسائلي نه چندان پيچيده بدل شده‌اند.

به گزارش برنا، افزايش طلاق در زندگي هزاره سوم در ايران در حالي مرز هشدار را رد كرده است كه بنا به گفته معاون قضايي رئيس كل دادگستري تهران، 82 درصد طلاق‌هاي كشور در سال‌85 توافقي بوده است.

براساس آمارهاي به دست آمده تا سال 79 رشد طلاق در ايران سيري آرام و تقريبا ثابتي را طي مي‌كرده است، اما از سال 80 طلاق با سير صعودي چشمگيري در ايران مواجه شده است.

بنابر گزارش‌هاي منتشر شده 80 درصد طلاق‌هايي كه در مجتمع قضايي خانواده انجام مي‌شود به درخواست زنان و حدود 40 درصد مربوط به درخواست طلاق زناني است كه تازه ازدواج كرده‌اند يا در دوره عقد هستند يا سابقه 3 سال زندگي مشترك را با زوج دارند، همچنين براساس گزارش منتشر شده از سوي نماينده قوه‌قضاييه، در سال 85 بيشترين مراجعه دعاوي خانوادگي در كل كشور، دعوي طلاق توافقي با 93075 مورد بوده است، در چنين شرايطي با ادامه روند صعودي بحران انفجار آمار طلاق، اضمحلال نهاد خانواده چندان دور از انتظار نيست.

برگه دادخواست

در برگه دادخواست صدور گواهي عدم امكان سازش (طلاق توافقي)‌ مواردي كه بايد درج شود عبارتند از:

مشخصات طرفين: نام، نام‌خانوادگي،‌ نام پدر، شغل، محل اقامت خواهان و خوانده

مشخصات وكيل يا نماينده قانوني (در صورت وجود)‌

تعيين خواسته و بهاي آن: تقاضاي صدور گواهي عدم امكان سازش (طلاق توافقي)‌ دلايل و منظمات دادخواست: فتوكپي مصدق عقدنامه ازدواج

شرح تقاضا:

رياست محترم دادگاه عمومي...

سلام عليكم

احتراما، با تقديم اين دادخواست به استحضار عالي مي‌رساند نظر به اين كه اينجانبان... و... (زن و شوهر)‌ از هر جهت براي جدايي به توافق رسيده‌ايم، لذا با عنايت به ماده واحده مصوب مجمع تشخيص مصلحت نظام هر زمان كه دادگاه محترم مقرر بدارد، داوران خود را معرفي نموده و تقاضاي صدور گواهي عدم امكان سازش (طلاق توافقي)‌ را داريم.

با تشكر و تجديد احترام

نام و نام‌خانوادگي (زوج)‌

نام‌ و نام‌خانوادگي (زوجه)‌

امضاء

http://www.hamseda.ir/fa/pages/?cid=1570

@@@@@@@@@@@@@@

طلاق چه پیامده هایی برای اجتماع دارد؟

یک مقام ایرانی گفته است که 70 درصد آسیب های اجتماعی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم با موضوع طلاق مرتبط است.

فرحناز قندفروش، مدیر کل امور بانوان و خانواده استانداری تهران، به خبرگزاری ایرنا گفت که با وجود این، بودجه ای برای آموزش خانواده ها به خصوص جوانان در آستانه ازدواج برای کاهش میزان آسیب های اجتماعی در نظر گرفته نشده است.

او با اشاره به اینکه طلاق باعث بروز مشکلات برای همه افراد خانواده به ویژه زنان و فرزندان می شود، پیشنهاد کرد که باید زوج هایی را که دارای مشکلات و اختلافات در زندگی مشترک هستند شناسایی کرد و آموزش های لازم را برای تثبیت زندگی زناشویی به آنان داد.

در سال های اخیر آمارهایی مبنی بر بالا رفتن موارد طلاق در ایران منتشر شده است و برخی نسبت به این روند ابراز نگرانی کرده اند.

نظر شما درباره طلاق و پیامدهایی آن برای اعضای خانوده چیست؟ فکر می کنید طلاق در همه موارد یک اقدام منفی است؟ اگر معتقدید که باید آن را کاهش داد، بهترین راه آن را چه می دانید؟ خودتان تجربه شخصی در مورد طلاق دارید؟

منتشر شده: 9/12/08 10:29 AM GMT

اظهارنظرها

طلاق دلایل گوناگونی دارد که از جامعه به جامعه یکسان نیست(البته دلایل جهان شمول هم وجود دارد)

هرچند میزان طلاق دردانمارک و ایران نزدیک می باشد. اما دلایل عمده آن دراین دو جامعه یکسان نیست.

دردانمارک بیشتر به دلیل استقلال زنان و عدم وابستگی اشان به مردان(و کلا ازدواج) وهمچنین تفاوت شخصیتی(که اکثرا به دلیل پیشرفت زن و یا شوهر، مثلا به دلیل تحصیل یکی ازآنها) پیش میآید.

به نظرم، درایران، جدایی دختران و پسران درمدارس وکلا "فاصله زن و مرد" بزرگترین عامل طلاق درایران است. بیکاری و فشار هم مهم است.

محمود شمشیری، کازرون، دانمارك

توصيه شده توسط 6 نفر

………………..

آسيب بيشتر موضوع طلاق نيست .علت اش قانون غير انسانی جامعه اسلامی افراطی ميباشد.که جوانان اجازه آزادی دوستی پيش از ازدوج ندارند.

احمدی، تهران

توصيه شده توسط 5 نفر

.................

طلاق پدیده خوبی نیست!اما آخرین راه حل اتمام به مشکلات است.در صورتیکه بچه ای در کار نباشه!ولی پدیده هایی وجود داره که آسیب بیشتری به جامعه میدهد!

awa، بلژیک

توصيه شده توسط 4 نفر

..................

طلاق عواملی از جمله پایین بودن سن ازدواج ، عوامل اقتصادی ، مهریه دارد اما عامل مهم دیگر که در ایران نادیده گرفته شده انتخاب است بدین معنا که فقط پسران حق انتخاب دارند و نه هر دو .

به همین دلیل سردی پس از ازدواج تأثیر مهمی در افزایش طلاق دارد.

مطمئنن طلاق هم معایب و مزایای خود را دارد که به شرایط زن و شوهر بستگی دارد.

دادن حق انتخاب به دختران بعنوان خواستگار و نه خواستگار شونده ، تغییر و اصلاح در روش ازدواج (مهریه و ...) ، آموزش خانواده قبل سن بلوغ می تواند میزان طلاق را در جامعه منطقی کند.

کوروش کبير، تهران، ايران

توصيه شده توسط 4 نفر

...................

مسئولین ایران بدجوری دچار سردرگمی در مورد مسئله خانواده ها شده اند. چند سال پیش فکر می کردند عامل همه مشکلات اجتماعی دیر ازدواج کردن جوانان است و شروع به تبلیغ ازدواج 18 تا 20 ساله ها و دانشجویان کردند. وقتی در صد بالایی از همین ازدواجهای عجولانه به طلاق ختم شد تغییر مسیر دادند و طلاق را عامل معضلات اجتماعی دانستند. حقیقت این است که ریشه معضلات اجتماعی ایران بسیار فراتر از این موارد است.

مصطفی -، تهران

توصيه شده توسط 3 نفر

....................

تنها راه حل با مشکلات طلاق

مدرسه مختلط بايد باشد که از بچه گي دختر وپسر ارتباط کلامی برقرار باشد

رفتن پيک نيک دختر وپسر باهم ومسافرتهای تفريعی برای شناخت بيشتر با هم

دادن در س اخلاق به دختر وپسر

قبل از ازدواج رفت امد دوخانواده بر قرار باشد شناخت اخلاقی وبزرگتر ها تا ثير دارد

چون قانون اسلام وپوشش دختر وپسر را از هم دور نگاه می دارد بعدا اختلاف پيش می ايد

بايد عقيده پسر ودختر در ازدواج درجه اول اهميت باشد با همکاری وهم فکری منطقی بزرگتر ها

مهريه زياد يکی از اختلافات مهم می باشد

مهدی، کره خاکی

توصيه شده توسط 3 نفر

......................

مردان آسيب پذيرترند. حتی اگر خودشان عامل طلاق باشند.

Marzi، k

توصيه شده توسط 3 نفر

.....................

شخصاً تا الان نمونه ای از طلاق را ندیده ام که آخر و عاقبت خوشی داشته باشد و همیشه طرفین به وضعیت بدتری نسبت به زمان تاهل رسیده اند

فرزاد، تهران

توصيه شده توسط 2 نفر

.....................

طلاق، خود معلول است؛ نه این که علت باشد. آن چه به افزایش میزان طلاق منجر شده، نابسامانی های اجتماعی ای است که به نظرم ریشه اصلی اش در مشکلات اقتصادی و ناآگاهی است.

هادى ن.، تهران

توصيه شده توسط 2 نفر

.....................

متآسفانه اگثر جوانان ما تجربه و پختگی لازم را برای امر زناشوئی ندارند و حتی بسیاری از پدر و مادر ها یارای کمک و راهنمائی را در خود نمی بینند و طبق رسم و سنت آرزو دارند فرزندانشان ازدواج بکنند . انتخاب همسر و شریک زندگی خرید ملک ، ماشین و سایر کالاهای تجارتی نیست که اگر جنس نا مرغوب بدستمان آمد فورآ با جنس مرغوب عوض بکنیم .

گذشت از خواسته هائی که با سلیقه شریک زندگیمان مطابقت کامل ندارد و احترام گذاشتن به آرزوها وتحقق بخشیدن به آنها در استحکام یک زندگی زناشوئی بسیار مؤثر است .

منصور اقتداری، آمريکا

توصيه شده توسط 2 نفر

.......................

پایه ازدواج موفق دارا بودن ثبات اقتصادی می‌باشد. در کشوری که کار نیست، اقتصادی بر پایه درست نیست چطور می‌توان تصور کرد ازدواج‌ها دوام بیاورند؟ زو جها فکر میکنند که طلاق هلال مشکلات است. در صورتی‌ که اگر بچه داشته باشند به مشکلات اضافه نیز می‌کند. تا وقتی‌ که مشکل مالی‌ و کاری وجود دارد تمام کسانی‌ که ازدواج کرده اند در خطر هستند. باید پایه‌های فعلی اقتصادی مملکت را بر چید و دوباره از نو روی پایه‌های صحیح و درست پیاده کرد که جامعه در خطر از هم پاشیدگی نباشد.

هم ياري، لوس آنجلس

توصيه شده توسط 1 شخص

......................

مشكلات اقتصادي عمده دلايل طلاق در كشورما است اگرسري به دادگاه‌هاي مدني وخانواده بزنيداين مساله رابه خوبي مشاهده مي‌كنيدكه بسياري ازخانم‌ها به دليل اينكه همسرشان تمكن مالي نداردتقاضاي جدايي ازوي مي‌كنند. مساله بعدي كه دومين دليل وقوع طلاق دركشورماست نارضايتي جنسي زوجين است كه درايران به دليل نبودآموزش‌هاي كافي وبرخي مشكلات فرهنگي به وجودمي‌آيدواگرچه دولت درسالهاي اخيرتعدادي كلنيك سلامت جنسي راه اندازي كرده اما به دليل دامنه و وسعت آن همچنان يكي ازدلايل عمده طلاق زوجهاي ايراني است.

مسعودلواساني (روزنامه نگار)، تهران، ايران

توصيه شده توسط 1 شخص

....................

خانم ليلا از رامهرمز، شما گفتين علت بيشتر طلاقها در ايران چند همسری هست. امّا اينگونه نيست چرا که تعداد طلاقها بسيار بسيار بيشتر از تعداد مردان دو زنه است.بنظره من علت اصلی جداييها در اين روزها بی تجربگی جوانان است.

mariz nakhosh، halabi abade englis، بريتانيا

توصيه شده توسط 1 شخص

.....................

به نظر من یک زوج قبل از اینکه با هم ازدواج کنند همدیگر را باید خوب بشناسند.

مثلا: مرد باید به زن بگه که من این نوع شغل را دارم،درآمدم اینقدره،مثلا قیافم این طوریه و متقابلا زن هم به همین صورت تا سر انجام زندگی زنا شویی به طلاق منجر نشه.

جعفر م، helsinki، فنلاند

توصيه شده توسط 1 شخص

......................

سلام...طلاق عامل هست اما باید عوامل منجر به طلاق را بررسی کرد در ایران معمولا آشنایی قبل از ازدواج و انتخاب همسر توسط خود فرد به دلیل اینکه فرد را بی تجربه می خوانند از عوامل طلاق معرفی می کنند و هرگز به این نکته فکر نمی شود که معیارهای واقعی خانواده ها البته نه آن چیزی که به زبان آورده میشود از عوامل طلاق می باشد و خانواده ها با معیار قراردادن مواردی که مانند ثروت و شغل و مدرک تحصیلی افراد که فاکتورهایی هستندمتغیر تصمیم میگیرند که این مهم باعث می گردد بعد از تزلزل در این فاکتورها کل مبحث ازدواج

یاسر، گرمسار

http://newsforums.bbc.co.uk/ws/en/thread.jspa?forumID=7123&sortBy=2

@@@@@@@@@@@@@

حركت جامعه جهاني به سمت «انفجار خانواده» و «فاجعه طلاق»

جمعه 21 مرداد 1384

تزلزل و سستي بنياد خانواده و كاهش عاطفه و محبت در ميان افراد از جمله پيامدهاي جامعه متمدن و صنعتي امروز است، اما از آنجايي كه خانواده سنگ بناي اجتماع محسوب مي‌شود، به دنبال آن پديده «طلاق» به عنوان مسأله‌اي اجتماعي، مستلزم تبديل شدن از يك «گرفتاري خصوصي» به مسأله «عام ساخت اجتماعي» است و زماني به عنوان يك آسيب اجتماعي مطرح مي‌شود كه از حد معيني خارج شده و فراواني آن غيرمتعارف شود.

به گزارش خبرنگار «زنان» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين ميان برخي از كارشناسان سخن از فاجعه طلاق به ميان آورده و معتقدند كه جامعه جهاني به سوي انفجار خانواده پيش مي‌رود. اين در حاليست كه تحقيقات انجام شده نشان مي‌دهد 42 درصد طلاق‌ها در 5 سال اول زندگي مشترك رخ مي‌دهد كه دو سوم آنها در دو سال اول بوده است.

همچنين نتايج اين تحقيق نشان مي‌دهد كه 29 درصد طلاق‌ها پس از گذشت 5 تا 9 سال، 13 درصد پس از 10 تا 14 سال و 15 درصد نيز پس از گذشت 15 تا 19 سال از زندگي مشترك به وقوع مي‌پيوندد.

در اين زمينه دكتر شيوا دولت‌آبادي، روانشناس در گفت‌وگو با ايسنا، «انتخاب اشتباه» كه بر مباني درست و پايداري استوار نيست را يكي از دلايل وقوع طلاق در 5 سال اول زندگي مشترك مي‌داند و مي‌گويد: پيش از فكر كردن به علت وقوع طلاق بايد فهميد كه آيا اين ازدواج بر اساس مباني مادي، سودجويانه و ظاهري بوده است يا خير؟

وي اوج طلاق‌ها را در سه سال اول زندگي و بيشترين آنها را در 5 سال اول مي‌داند و بيان مي‌كند: زماني كه زندگي شكل ظاهري و نمادين خود را كه در قالب مراسم عروسي و نشست و برخاست‌هاي اوليه است، طي كرده و شكل جدي خود را آغاز مي‌كند، اختلاف نظر، سليقه وافق‌ها به مرور زمان خود را نشان داده و مي‌توانند زودتر از سال و حتي در ماههاي اول زندگي منجر به طلاق شوند.

اين روانشناس خاطرنشان مي‌كند: گاهي اوقات زوجين به علت جدي بودن پيوند و هزينه‌هاي عاطفي و مادي شكل‌دهنده به زندگي زناشويي سعي به حفظ اين پيوند مي‌كنند. لذا اين تلاش از سوي زوجين و در كنار آن ترس از رفتن آبرو و انتظاري كه جامعه از آنها دارد، مانع از وقوع طلاق مي‌شود.

به گزارش ايسنا، كارشناسان بر اين باورند كه فرايند طلاق هفت مرحله «اختلافات جزئي»، «تكرار و جدي شدن آنها»، «جدايي يا بي‌ميلي يكي از زوجين»، «قهرهاي طولاني و تكرار آن»، «خستگي زوجين از اين قهرها»، «طلاق عاطفي»، و در نهايت «طلاق قانوني» را طي مي‌كند كه زنگ خطر در مرحله طلاق عاطفي بسيار مشهود است؛ چرا كه زوجين فقط زير يك سقف زندگي مي‌كنند و ارتباطات بين آنها يا كاملا قطع شده و يا بدون ميل و رضايت است كه به آن «طلاق خاموش» و يا «طلاق رواني» نيز گفته مي‌شود.

دكتر دولت‌آبادي در اين زمينه اعتقاد دارد كه وقتي پايه زندگي بر اصول درستي استوار و انتظارات فرد از طرف مقابل مشابه نباشد و تفاهمي وجود نداشته باشد، مرزي از تحمل و عدم تحمل ايجاد مي‌شود كه پيوند زناشويي را به گسست مي‌كشاند.

به گزارش ايسنا، تحقيقات سازمان ملي جوانان نيز حاكيست كه نداشتن توافق اخلاقي و عدم سازش زوجين و تنفر زوجه از زوج مهمترين علل طلاق است كه پس از آنها، ندادن نفقه، اختلافات خانوادگي و عدم تمكين عوامل درجه دو و فساد اخلاقي، اعتياد به مواد مخدر، اذيت و آزار جسمي از سوي زوج به عنوان عوامل درجه سه در وقوع طلاق محسوب مي‌شوند.

دكتر دولت‌آبادي درباره علل وقوع طلاق مي‌گويد: زياده خواهي زوجين، اعتياد، عدم پذيرش مسؤوليت در اشكال مورد انتظار همچون تأمين مالي و عاطفي زندگي، ايمني زندگي از جمله عوامل طلاق است.

از سوي ديگر نتايج تحقيقات نشان مي‌دهد كه طلاق در ميان زوجيني كه تحصيلات ديپلم و كمتر از آن را داشته‌اند، بيش از ساير گروه‌هاي تحصيلي بوده است. همچنين زوجيني كه هيچ فرزندي نداشته و يا تنها يك فرزند دارند بيشتر مبادرت به طلاق مي‌كنند.

فرمانداري مشهد نيز در گزارشي اعلام كرد حاكيست كه در مناطق روستايي چنانچه در 5 سال اول زندگي مشترك طلاق رخ ندهد، نرخ طلاق كاهش يافته و از ميزان جدايي زوجين به طرز چشمگيري كاسته مي‌شود. در حاليكه در مناطق شهري هر لحظه امكان طلاق وجود دارد كه اين مسأله ارتباط چنداني به سال‌هاي زندگي مشترك زوجين ندارد.

به گزارش ايسنا، دكتر دولت‌آبادي سرعت وقوع طلاق را در جوامع سنتي كندتر از جوامع مدرنيته مي‌داند و به ايسنا مي‌گويد: وجود نوعي نگاه حرمت‌آميز به خانواده، حضور بزرگان و ريش‌سفيدان و مفهوم بدي كه طلاق در اين جوامع دارد، باعث مي‌شود كه اين فرايند در جوامع سنتي به سختي اتفاق بيفتد.

اين روانشناس ادامه مي‌دهد: در جوامع سنتي تصميم‌گيري براي ازدواج و حتي طلاق جوانان بيشتر توسط نسل گذشته صورت مي‌گيرد، اما در جوامع شهري زوجين خود به نتيجه مي‌رسند، لذا نيروهاي فعال اطراف ازدواج براي حفظ و يا پايان دادن به ازدواج بسيار مؤثرند.

وي با اشاره به اين كه استان يزد در ميان شهرهاي بزرگ كشور داراي كمترين ميزان طلاق است، تصريح مي‌كند: اين امر نشان مي‌دهد كه اين استان در مقايسه با شهرهاي بزرگ ديگر بيشتر به حفظ سنت‌هاي خود مبادرت كرده است.

http://www.ir-women.com/spip.php?article3953

@@@@@@@@@@@@@@@

طلاق وعلل وراهكارها

درسالهاي اخيرطلاق به يك روندومعضل مهم اجتماعي تبديل شده است ومتاسفانه روزبه روز افزايش مي يابدامروزه شاهدازهم گسيختن بسياري ازپيوندها ي زناشوئي هستيم كه دراثراين روندفرزنديافرزندان آنهادراثرعــدم توجــــــه والدين صدمه هاي روحي ورواني مي بيند ساختارعاطفي كودك ازسنين 5-4 ماهگي شكل مي گيردواگراين كودك دريك خانواده اي بزرگ شودكه هيچ محبتي نبيندبي شك دررفتاركودك تاثيرمي گذاردكارشناسان براين باورندكه درگيريهاوجنگ وجدالهائي كه بين والدين صورت مي گيردهيچ وقت ازذهن بچه هابيرون نمي رودويادآوري آن خاطرات تلخ دربزرگسالي ، افسردگـــــي براي اوپديـــدمي آوردواگرنگاهي به راهروهاي دادگاه بيندازيم وياگذرمان به آنجابيفتدچه بسيارزنان ومرداني مي بينيم كه بابچه هاي قدونيم قدومعصوم درراهروهانشسته اند.‏

روانشناسان براين باورهستندكه خانواده هايي كه فرزندان آنهادائم درنگرانـــي واضطراب بسرمي برندازسلامت روحي ورواني برخوردارنيستند.اينگونه والدين بايدزيرنظرروانپزشك باشندولي متاسفانه درجامعه مابسلامت رواني كمتراهميت مي دهند.تايك خالي دركنارچشمشان يادستشان ظاهرشودفوري به يك پزشك مراجعه مي كنندولي ازسلامت رواني خودوفرزندشان غافل هستند.طلاق به هيچ وجه تنهاراه حل نيست ولي اكثراين زن وشوهرهايي كه ازهم جدامي شوندفكر مي كنندآخرين راه حل وياتنهاراه حل است اگرهم روزي زن وشوهري نتواندباهم زندگي كندمنطقي وعاقلانه عمل كنندوبه فرزندانشان توضيح دهندكه ماهردوشمارادوست داريم وبعدازجدائي نيزشمارادوست خواهيم داشت آنهم اگرزماني كه مشكلاتشان به هيچ وجه حل شدني نباشدوالدين نبايدپيش فرزندانشان ازيكديگربدگوئي كنندچراكه بااين كارزمينه كينه رادرفرزندبه وجودخواهندآوردمتخصصان معتقدندچنانچه پدرومادرپس ازجدائي هركدام روابطي صميمانه وعاطفي بافرزندخودبرقرارسازندبه نيازهاوحوائج وي توجه كرده ودرصددبرطرف كردن آن باشندآسيب جدي متوجه فرزندان نخواهدشد.‏

ازدواجهاي خياباني وديدن دختروپسردرخيابان وازروي هوس ازدواج كردن بايك كلمه عاشقانه گفتن كه دوستت دارم نبايدفريب همديگررابخورندزندگي كه فقط 1روز و2روزنيست زندگي پستي وبلندي زيادداردوبايك كلمه عاشقانه گفتن نمي شودبايكديگرازدواج كنندگروهي ازاين دخترهاوپسرهابايكبارديدن باديدن مدولباس همديگروظاهريكديگـــرفكرمي كنندكه آنهازندگي خوبي خواهندداشت ازدواج بايدازروي علاقه باشدنه ازروي هوسهاي زودگذر چراكه دراين ازدواج هاشعله هاي هوس بزودي خاموش ميشودآنگاه عيب هاي رفتاري وشخصيتي هم متوجه مي شوند( تازه به فكرجنجال ودعواوجدائي مي افتنددراين ميان فرزندان راقرباني هوسهاي زودگذرخودمي كنندفرزندان چنين والديني اظهارمي كنندكه اگرشمامي خواستيدازهم جداشويدواگرازروزاول بگومگوداشتيدچرابچه دارشديدچرايك موجودبي گناه رافدامي كنيد.

جواني اظهارمي كندكه من اززماني كه يادم مي آيددرخانه مان جنگ وكتك كاري بوده ولي بااين حال ما6خواهروبرادربوديم پدرومادرعزيزاگرشماباهمديگربه اصطلاح خودتان تفاهم نداشتيدچرابچه دارشديدآنهم 6تا.‏

پدرم كارگربودومادرم خانه داروزندگي بسيارساده اي داشتيم همه ماكارمي كرديم ازشيشه پاك كني تاآدامس فروشي تازه شب كه بخانه مي آمديم آن نان خالي راهم بايدبادعواوشاجره ميخورديم.

مادري مي گويدماازروي تفاهم يااينكه ازهمديگرخوشمان بيايدباهم ازدواج نكرديم بلكه به اصرارپدرومادرمان باهم ازدواج كرديم هرچقدربه پدرومادرخودگفتيم كه ماهمديگررادوست نداريم آنهاگفتندمگرباشماست مامي گوييم كه بايدباهم ازدواج كنيدشماديگركارتان نباشدتاموقعي كه نامزدبوديم آنهابه اجبارمارابيرون مي فرستادندمادرم مي گفت اگريكبار، دوبارباهم بيرون بروي مهرش به دلت مي نشيندغافل ازاينكه شوهرم بعدهامي گفت كه مادرم نيزهمين حرفهارابراي من مي گفت مابيرون هم رفتيم رفت وآمدهم مي كرديم اماهيچ علاقه اي به همديگرنداشتيم تااينكه به زورواجبارخانواده هاباهم ازدواج كرديم اماچه ازدواجي يكروزخوش نداشتيم دائم درخانه درگيري ومشاجره است شوهرم خانه نمي آيدمرادرخانه استيجاري ول كرده ورفته بعضي وقتهاهم كه خانه مي آيدفقط براي اين است كه مقداري خوردوخوراك مي آوردوالدين من بازهم دست ازحرفهايشان برنمي دارندومي گوينداگربچه دارشويدرابطه تان خوب مي شودولي ماديگرقصدجدائي داريم ومن ديگرنمي توانم اين زندگي راتحمل كنم ويك موجودمظلوم رابدبخت كنم هم اينكه خودم بدبخت شده ام كافي است .‏

پژوهشها نشان مي دهدكه افراط وتفريط درروابط دختروپسرقبل ازازدواج هردومشكلاتي رادرآينده فراهم مي آورد.چنانچه دختروپسرفقط درمراسم خواستگاري يكديگرراببيندوبطورظاهري همديگررابپسندندوجنبه هاي شخصيتي ، رفتاري ، فكري رادرنظرنگيرند پس ازمدتي مشكلاتي رادرزندگي تجربه خواهندكردواگرهم روابط بي بندوبارداشته وبي توجه به مسائل اخلاقي وفرهنگي طرف مقابل باشندبازهم درآينده مشكلات متعددي خواهندداشت .‏

والدين بابدگوئي ازهم نزدفرزندانشان موجب مي شوندتابچه ازديداريكي ازپايه هاي اصلي شخصيت رفتاري اش محروم شودودرآينده نيزنسبت به افرادبي اعتمادشوديكي ازعوامل طلاق به تغييرات اجتماعي گسترده تري كه درجامعه شكل مي گيردمربوط است اين واقعيت كه امروزه دربعضي ازخانواده ها بطورعام داغ بدنامي به طلاق زده نمي شودباعث افزايش روزافزون طلاق مي شودتا اندازه اي نتيجه تغييروتحولات اجتماعي است كه بارشدشهرنشيني وصنعتي شدن وبه تبع آن گذرجامعه ازمرحله سنتي به مدرن پديدمي آيديكي ازمسائلي كه باعث مي شودزنان طلاق بگيرندمسئله استقلال اقتصادي زنان است كه بتدريج كه زنان ازنظراقتصادي مستقل مي شوند ايشان به گرفتن طلاق يك نوع منزلت اجتماعي براي آنان تلقي مي شودبيشترميگرددواين امردرپاره اي مواردباعث تشويق زنان به گرفتن طلاق شده است عواملي كه درطلاق مؤثرندعامل اقتصاد، فقر، بيكاري شوهر، اعتياد، داشتن زنان متعدد، ندادن نفقه ، فساداخلاقي ، زنداني بودن شوهر

والـــــدين هرچه سعــــي كنندكه بعدازجدائـــــي كمبودهمــــديگررابراي فرزندان پركنندنمي توانندچراچونكه درخانه هركس جاي خوددارددرخانواده هائي كه والدين ازهم جدامي شونددربسياري ازمواردبچه هادچاركمبودعاطفي مي شوندوبه احتمال زياددختران فراري ، كودكان خياباني وافرادبزهكارومعتادمحصول چنين خانواده هائي است . ‏

درخصوص راههاي جلوگيري ازطلاق بررسي هانشان مي دهدعدم شناخت صحيح زوجين پيش ازازدواج يكي ازدلائل اصلي وقوع طلاق است براي جلوگيري ازاين امرمشاهده قبل ازازدواج ضروري است اگرجوانان آشنائي كامل ازهمديگرداشته باشندودراين صورت باهم ازدواج كنندزندگي مشترك پايدارتري خواهندداشت پديده طلاق ازلحاظ جامعه شناسي پديده تاثيرگذاربرآسيب هاي اجتماعي بوده وگسيختگي خانواده رادرپي داردوهمواره درجامعه اي كه درحال گذاراست بصورت ناهنجاري اجتماعي دركنارپديده هايي چون اعتياد،بيكاري دختران فراري ،بزهكاري ، جرم، وجنايت وفقرفريادمي كشدوهمواره قربانياني بنام فرزند، زن مرد، حتي جامعه رابه همرا داردزن ومردبايددركنارهم باشند.درجبهه مقابل هم مردبايدتكيه گاه مطمئني براي زن باشدبنابه گفته ائمه وقتي زن ومردي ازطلاق صحبت م كنندطلاق آنقدرعمل زشت وناپسنداست كه عرش به لرزه مي افتدباكوچكترين دعواياكدورتي فورا" كلمه طلاق رابرزبان جاري نكنيم پيامبراكرم‌‌‌ (ص ) فرمودند.ان الله تعالي يبغض الطلاق (خداوندمتعال ازطلاق بخشم مي آيد)بلكه به آينده فرزندانمان بينديشم اين فرزندتنهامتعلق بمانمي باشدبلكه متعلق به جامعه است اوفردابايددرجامعه باشداگردعواومشاجره هم داريم پيش فرزندانمان ازاين كاراجتناب كنيم چون اين بگومگوهادرنهايت به زيان كودكانمان خواهدبودواودرآينده فردي خشن وعصباني بارخواهدآمدوالدين بايداين نكته رابدانندكه پرورش دادن فرزندي سالم ، قوي ، اعتمادبه نفس بالاوموفق درگرومحيطي امن ، آرام ، صميمي درخانواده است پس آموزشهاي لازم دراين زمينه ضروري بنظرميرسدوتوجه به بهداشت روح وروان ضروري است.‏

http://www.vekalat.org/public.php?cat=2&newsnum=302505

@@@@@@@@@@@@@

قبل از طلاق به این توصیه ها توجه کنید

اگر برای جدایی از همسرتان، تشکیل پرونده داده اید، باید مواظب باشید که طوری برخورد کنید که وضعیت آشفته خود را از آنچه که هست بدتر نکنید. شاید فرصتی پیش بیاید که خود شما بتوانید از تقاضای طلاق  صرف نظر کنید. در این میان، چیزهایی که ممکن است در نظر شما بی اهمیت جلوه کند، ارزش زیادی پیدا می کند و حتی ممکن است در زندگی مشترک شما سرنوشت ساز واقع شود.به عنوان مثال:

- ممکن است شما که قصد جدایی از همسرتان را دارید ، برای این که همسر خود را مقصر نشان دهید و دلسوزی و حمایت دوستان و فامیل را به خود جلب کنید، در مورد همسر خود نزد آنان بدگویی کنید. ممکن است در این میان عده ای فرصت طلب و دشمنِ دوست نما بخواهند از این فرصت استفاده کنند و بدی های همسر شما را از آنچه که هست بزرگتر جلوه دهند که این باعث می شود شما بیشتراز همسر خود بیزار شوید و فرار کنید.

اگر احساس کردید که همسرتان پشیمان شده او را مجبور نکنید که در مقابل آشنایان و دوستان اعتراف کند که اشتباه کرده چون ممکن است از فکر زندگی مجدد با شما منصرف شود و از روی لجبازی برای طلاق پافشاری کند.

- ممکن است شما به خاطر وضعیت ناراحت کننده ای که به خاطر درخواست طلاق برای تان ایجاد شده ، خیلی پریشان و ناراحت شوید. این وضعیت ممکن است شما را نسبت به کارهای ضروری و شخصی روزمره بی تفاوت و بی علاقه کند. مثلاً ممکن است میل به غذا خوردن را از دست بدهید و آنقدر گرسنگی را تحمل کنید که دچار ضعف شوید و چون عقل سالم در بدن سالم است وقتی ضعف و گرسنگی غلبه کرد، دیگر فکرتان درست کار نمی کند و در نتیجه نمی توانید برای جدایی خود از همسرتان ، تصمیم درست و خردمندانه ای بگیرند.

- بعضی از زوجین – شاید شما هم جزو این دسته باشید - برای رهایی از  استرس  و ناراحتی به خاطر طلاق ، بدون تجویز پزشک از داروهای خواب آور و مسکن استفاده می کنند که این داروها مسلماً اثر سوء ، بر جسم و اعصاب آنها خواهند داشت.

- حتی ممکن است برخی از شما به جای صحبت با افراد متخصص و آگاه و دلسوز در مورد جدایی از همسر ، ارتباط خود را با دوستان و آشنایان کاهش دهید یا حتی قطع کنید. این انزوا و گوشه گیری به جای این که به شما احساس آرامش بدهد، بیشتر شما را آشفته و مضطرب خواهد کرد. چون وقتی انسان در شرایط دشوار و استرس زا  قرار می گیرد ، رفت و آمد با کسانی که دوستشان دارد و یا قابل اعتماد هستند ، می تواند باعث احساس امنیت و آرامش شما شود.

- معمولاً زن و شوهری که قصد جدایی از یکدیگر را دارند بارها و به طور مکرر با یکدیگر جر و بحث کرده اند و یا بارها دعوا کرده و با یکدیگر قهر کرده اند و چون بعد از هر دعوا یا قهر و آشتی نتوانسته اند یک راه حل مناسب برای مشکل خودشان پیدا کنند، فکر می کنند که زندگی مشترک غیرممکن و بی فایده است. در صورتی که چنین افرادی باید همیشه به یاد داشته باشند که همه دعواها و قهرها لزوماً منجر به طلاق نمی شود. چه بسا ممکن است که اگر با یک فرد با تجربه و متخصص در این مورد صحبت کنید، مشکلات شما رفع شود و از درخواست طلاق پشیمان شوید.

- پای فرزندان بیگناه خود را به معرکه نکشید و آنها را مجبور نکنید که از شما دفاع کنند و به اصطلاح ، گروه بندی نکنید.

- اگر احساس کردید که همسرتان پشیمان شده او را مجبور نکنید که در مقابل آشنایان و دوستان اعتراف کند که اشتباه کرده چون ممکن است از فکر زندگی مجدد با شما منصرف شود و از روی لجبازی برای طلاق پافشاری کند.

منبع : زن روز

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=11484

@@@@@@@@@@@@

طلاق و مسائل تاثیر گذار بر روی فرزندان

تیتر : طلاق و مسائل تاثیر گذار بر روی فرزندان

خلاصه : تاثیرات مخرب طلاق بر روی فرزندان و راههای جلوگیری از آن

متن کل خبر : مسئله طلاق را میتوان بحرانی پنداشت که آمارش‌ نه‌ تنها در مملكت‌ ما، بلكه‌ در تمام‌ جهان‌ رو به‌ افزايش‌ است‌. مشكلاتي‌ از قبيل‌ فقر، عدم‌ درك‌ متقابل‌، دخالت‌ خانواده‌، اعتياد، ازدواج‌ مجدد و غيره‌ عواملي‌ هستند كه‌ اين‌ آمار را بالا مي ‌برند و كافي‌ است‌ كه‌ در اين‌ ميان‌ يك‌ راهنماي‌ درست‌ و منطقي‌ وجود نداشته‌ باشد. به‌ اميد روزي‌ كه‌ هيچ‌ گاه‌ شاهد چنين‌ اتفاقات‌ تلخي‌ نباشيم‌.

تأثيرات طلاق در فرزندان را مي توان به ترتيب زير طبقه بندي كرد:

?ـ ايجاد زمينه هاي وسواس در دختران و پسران:

( وسواس تكرار بدون اراده و افراطي اعمال و كارهاي روزمره است )

?ـ بروز افسردگي در كودكان و نوجوانان: در اين نوع بيماري اجتماعي، فرد فاقد احساس لذت يا درك كمتري از زندگي روزمره است، بي اشتهايي بر او چيره شده و خستگي به طور مداوم در ارگانيسم بدن وي مشاهده مي شود.

?ـ به وجود آوردن زمينه هاي اضطراب: در نوجوانان حالتي شبيه به احساس ترس، نگراني و تشويش به وجود مي آيد. در اين بيماري علائم بيم از آينده در رفتار نوجوانان مشهود است. نوجوان با توجه به سستي مباني خانواده از تفكر در مورد برنامه ريزي مدون براي حركت هاي دسته جمعي و گروهي وحشت دارد.

?ـ ايجاد روحيه پرخاشگري و عصيان در نوجوانان: نتيجه محروميت هاي مداوم از مهر و محبت پدري است. در اين نوع بيماري چون نوجوان امكان مذاكره حضوري و مستقيم و متقابل با پدر و مادر خود را نمي يابد و از طرفي سؤال هاي خود را بي جواب مي بيند، روحيه عصيان و پرخاشگري در او به وجود مي آيد. رفتارهاي پرخاشگرانه در اعمال و گفتار نوجواناني كه خانواده هاي آنان از همديگر جدا شده اند كاملاً مشهود است.

?ـ بي قراري: اين بيماري با شدت و ضعف در نوجوانان خانواده هايي كه شاهد جدايي پدر و مادر خود بوده اند مشاهده مي شود. حالتي كه فرد در مقابل هرگونه عاملي تحريك پذير است يعني حتي در مقابل محرك هاي ضعيف عكس العمل شديد نشان مي دهد.

?ـ حسادت سوءظن و سماجت، در نوجوانان خانواده هايي كه والدين آنها از هم جدا شده اند اين حساسيت ها ديده شده است. اين گروه از نوجوانان در مقابل همراهان و همسالان خود حساسيت بيشتر و زياده از حد نشان مي دهند.

طلاق در بسياري از موارد و مواقع ضروري است و زوجين ناگزير به قبول اين امر هستند. ولي در اغلب موارد جدايي ها در نتيجه توقعات بيجاي احساسي، اقتصادي و عاطفي زوجين از همديگر، سوءظن و بدبيني بي مورد، نداشتن صبر و گذشت در زندگي، حسادت بيش از حد زن و شوهر، پرخاشگري و تندخويي زن يا مرد و غرور و خودخواهي بي مورد صورت مي گيرد.

بديهي است درگيري هاي خانوادگي و مشاجره هاي پدر و مادر در حضور فرزندان، تأثيرات روحي شديدي بر كودكان و نوجوانان ناظر بر صحنه مي گذارند و در رفتارهاي پرخاشگرانه كودكان و نوجوانان اثر مزمن بر جاي خواهد گذاشت. به طور كلي كودكان و نوجوانان مرگ پدر و مادر خود را راحت تر از طلاق آنان پذيرا هستند، در فوت پدر و مادر پيوندهاي عاطفي، شخصيتي و احساسي و رشته هاي ارتباط رواني گسسته نمي شود يا كمتر سست مي شود و افسردگي و ملال، كوتاه مدت و زودگذر است. در حالي كه آثار طويل المدت طلاق در پسران و دختران بيشتر است و مشكلات ناسازگاري در تشكيل خانواده را به وجود مي آورد.

آنچه از پژوهش ها در امر طلاق برمي آيد اين است كه دختران خانواده هاي تك سرپرست يعني آنها كه فقط با پدر يا مادر به سر مي برند در معرض عوارض نامطلوبي چون انحرافات ازدواج زودرس، فرار از خانه و ترك تحصيل قراردارند. اين امر در مورد گروه هاي اجتماعي و طبقاتي نيز صدق مي كند.

البته وقتي پاي نامادري و ناپدري به ميان مي آيد تحول و پيچيدگي خاصي در زندگي كودكان و نوجوانان به وجود مي آيد.

آشنايي كودك و نوجوان با بستگان جديد، خواهرها، برادرها، دايي ها و عموهاي نانتي گرچه گستره اي از دنياي تازه و متفاوت به وجود مي آورد ولي اغلب فرزندان در جوار ناپدري و نامادري احساس خوشبختي و شادماني نمي كنند. گرچه ممكن است زن يا شوهر با همسر جديد خود كاملاً خوشبخت باشد.

در ايران بيشتر بچه هاي فراري و نوجوانان ساكن در كانون اصلاح و تربيت را قربانيان طلاق تشكيل مي دهند . بچه هايي كه فقط با پدر يا مادر خود زندگي مي كنند، اغلب دستخوش اختلالات عاطفي و رواني مي شوند. اكثر قربانيان طلاق كه همان كودكان و نوجوانان هستند به مادران خود بيشتر نزديك هستند تا پدر، زيرا پدر جدا شده از مادر با بچه هاي خود بيشتر مثل يك خويشاوند رفتار مي كند تا فرزند حال آنكه مادر هرگز از كودكش فاصله نمي گيرد و مهر و محبت و احساس مادري را زير پا نمي گذارد. به قول يك جامعه شناس «هر طلاق مرگ تمدن كوچك خانواده است» اجبار و الزام به طلاق را در موارد و شرايط خاصي از زندگي مشترك بايد پذيرا بود. براساس قوانين اجتماع احترام به آزادي هاي فردي ضرورتي اجتناب ناپذير است ولي قبل از هر جدايي به ميوه هاي نارس درخت زندگي بينديشيم، نگذاريم ناهنجاري هاي جامعه آنها را مسموم كند. تعجيل در داشتن فرزند در سال هاي خطر زندگي مشترك (سال هاي اول و دوم اصولاً سال هاي خطر براي زوج هاي جوان به شمار مي رود) كه ظاهراً براي تحكيم مباني خانواده انجام مي پذيرد كاري است كه بايد با تعمق صورت بگيرد زيرا در صورتي كه به علل مختلف ياد شده بين زوجين جدايي روي دهد نخستين قربانيان، فرزنداني خواهند بود كه از نفاق و تفرقه زوجين به جاي مانده اند. پس بياييم عاقلانه بينديشيم تا:

ـ ازدواج با بصيرت و بررسي صورت پذيرد.

ـ گروه هاي شغلي و طبقاتي مدنظر دختر، پسر و خانواده هاي آنان قرار گيرد.

ـ صداقت در گفتار ملاك باشد و از هرگونه دروغ مصلحتي براي ايجاد زمينه هاي وصلت جلوگيري شود.

ـ ملاك گزينش همسر، ايمان، تدين، صفا و همدلي باشد.

ـ شناخت كافي از خصوصيات اخلاقي، روحي و خانوادگي زوجين حاصل شود.

ـ سادگي، بي پيرايگي، قناعت، صبوري و محبت ستون هاي زندگي مشترك و زناشويي را تشكيل دهد.

ـ در اين صورت جغد طلاق بر بام زندگي ها نخواهد نشست و باد خزان در بوستان هاي زندگي وزيدن نخواهد گرفت.

بهتر است براي ساماندهي به وضعيت زندگي كودكان و نوجوانان تك سرپرست كه ناگزيرند زير نظر پدر يا مادر خود زندگي كنند «واحد مددكاران ويژه طلاق» تشكيل شود تا قبل از صدور حكم پدران و مادران را در اعمال و رفتاري كه بايد بعد از طلاق با فرزندان خود داشته باشند توجيه كنند. به پدران و مادران بايد آموزش داده شود كه از بدگويي و بازگويي عيوب و نقايص يكديگر پيش فرزندان خود (بعد از اجراي حكم طلاق) احتراز نموده و مظلوم نمايي نكنند، چون فرزند بايد واقعيت جدايي پدر و مادر را به عنوان يك الزام و ضرورت زندگي پذيرا باشد و جايگاه حرمت متقابل پدر و مادر را حفظ كند.

تداوم ارتباط و تماس مددكاران ويژه طلاق با خانواده فرزندان تك سرپرست براي بررسي و حل مشكلات رواني ـ اجتماعي در سال هاي بعد از طلاق ضرورت ديگري است كه از معضلات و نارسايي هاي احتمالي كودكان و نوجوانان جلوگيري مي كند. بديهي است گروه مددكاران ويژه طلاق بايد دوره هاي كوتاه مدت روان شناسي كودك، روان شناسي خانواده و روان شناسي اجتماعي را بگذرانند و با مسائل بزهكاري و ناهنجاري هاي كودكان و نوجوانان آشنا شوند.

قبل از طلاق به اين توصيه ها توجه کنيد

طلاق ، سرنوشتي ابهام آميز براي كودكان

طلاق؛ رهايي يا نابساماني

حق طلاق با کيست؟

بچه هايي كه فقط با پدر يا مادر خود زندگي مي كنند، اغلب دستخوش اختلالات عاطفي و رواني مي شوند. اكثر قربانيان طلاق كه همان كودكان و نوجوانان هستند به مادران خود بيشتر نزديك هستند تا پدر، زيرا پدر جدا شده از مادر با بچه هاي خود بيشتر مثل يك خويشاوند رفتار مي كند تا فرزند حال آنكه مادر هرگز از كودكش فاصله نمي گيرد و مهر و محبت و احساس مادري را زير پا نمي گذارد.

برگرفته شده از : بچه هاي طلاق- دکتر تايبر - مترجم : تورانداخت

http://www.parsiteb.com/news.php?id=140&action=viewFullContent&groupId=54

@@@@@@@@@@@@@

طلاق ، سرنوشتی ابهام آمیز برای كودكان

انسان پس از طی دوران طفولیت و نوجوانی به مرحله ای سرشار از احساس ، كه همان جوانی است پا می گذارد . دورانی كه یك جوان توانائیهای مختلفی را در خود می بیند و صلاحیت انجام امور مهم را نیز ، در خود حس می كند . طبیعتاً هر انسانی بنابر شرایط و موقعیت های متفاوت ، از تربیت متفاوتی هم برخوردار بوده است . لذا بسته به این تفاوتها ، خواسته ها و نیازهای افراد هم مختلف است .

چنانچه والدین فرزندان خود را به گونه ای تربیت كنند كه به طور معمول از كمبودی برخوردار نباشند ، معمولاً در دوران حساس جوانی ، كمتر دچار انحرافات مختلف اخلاقی می شوند . اما گاهی محبت های افراطی والدین و در اختیار داشتن امكانات رفاهی بسیار و یا از طرفی كمبود محبت والدین نسبت به فرزندان و عدم توجه به آموزش هنجارها و رفتارهای اجتماعی مهم ، مانند مسئولیت پذیری یا مسئله مشاركت در انجام امور فردی و اجتماعی ، ممكن است فرزندان را به افرادی ناتوان در جامعه تبدیل كند .

یكی از مهم ترین و حساس ترین خصوصیات دوران جوانی ، تصمیم گیری افراد برای تشكیل زندگی مشترك و مسئله ازدواج است . اگر جوانان ما در دوران كودكی و نوجوانی با آموزش صحیح و باورهای مناسب پرورش یابند ، با شناخت معیارهای درست و متعادلی به امر ازدواج می نگرند و كمتر دچار مشكل می شوند . حال آنكه عدم وجود یك باور معقول و متعادل نسبت به ملاك های ازدواج می تواند آفت های یك زندگی مشترك را بسازد كه تداوم و لحاظ نمودن چنین مواردی    می تواند موجب لرزش پایه های یك زندگی باشد و نهایتاً منجر به طلاق شود .

از طرفی اگر یكسری باورهای لازم در زمینه تعهد و مسئولیت پذیری برای افراد درونی شده باشد علیرغم مشكلات گوناگون ، می توان به تداوم یك همزیستی امیدوار بود . اما همیشه مسئله به همین جا ختم نمی شود بلكه در بسیاری موارد تفاوتهای ارزشی میان دو نفر موجب بروز تنش     می شود اینكه دو طرف قادر به تعریف مبانی ارزشی یكدیگر نیستند ، بنابراین ممكن است آنها را نادیده بگیرند و یا نسبت به آن بی اهمیت باشند و همین مسئله میتواند به مرور زمان به مشكلی لاینحل بدل شود كه نهایتاً قدرت صبر و تحمل دو طرف را به سر بیاورد . چرا كه هر دو طرف مدافع متعلقات و ارزش ها و هنجارهای خود هستند و البته در این میان مواردی استثنایی هم وجود دارند كه با داشتن گذشت و فداكاری ، چنین مشكلاتی را نادیده می گیرند و به زندگی خود ادامه میدهند .

مسئله طلاق به خودی خود یك آسیب اجتماعی است كه ، پیامدهای منفی پس از آن هم ، ممكن است به معضلاتی بزرگ تبدیل شود . از جمله این پیامدها ، سرنوشت « بچه های طلاق » است .

طلاق ذاتاً تلخ و زجر آور است اما در شرایطی ،گریزناپذیر است و ما چه بخواهیم و چه نخواهیم ممكن است اتفاق بیفتد . اما فرزندان چه گناهی دارند كه بایستی تاوان نداشتن خانواده را پس دهند ؟

آنچه مسلم است بعد از طلاق والدین ، حضانت فرزندان به صورت توافقی و یا طبق مفاد قانونی به یكی از طرفین داده می شود و همین مسئله به تنهایی آغازی است برای بروز مشكلات روحی و روانی فرزندان و در نتیجه آسیب پذیر بودن آنها در برابر انواع مختلف مسائل فردی و اجتماعی . طبیعتاً تامین نیاز روانی فرزندان به والدین بعد از بروز طلاق حداقل به نصف تقلیل پیدا می كند .

آنچه مسلم است در این مسیر تلاش هر یك از والدین در جهت جایگزینی پدر یا مادر برای فرزند ، در اكثر موارد نتایج مثبتی به دنبال نداشته است . چرا كه این یك نیاز طبیعی و به نوعی حق طبیعی فرزند است كه به دلیل وجود مشكلات خاص میان پدر و مادر ، از او گرفته شده است و خلأ عاطفی حتی  یكی از والدین ، چیزی نیست كه به راحتی بتوانآنرا جایگزین نمود.

و چه بهتر كه  این مسئله را باور داشته باشیم كه برای تطابق و بوجود آوردن سازش در فرزندان،  برای زندگی در شرایط پس از طلاق ، می توانیم راههای صحیح تربیتی را همراه با ایجاد نگرش روشن در فرزندان تقویت كنیم تا آنكه به دنبال این باشیم تا با ارائه تصویری تیره از یكی از والدین كه هم اكنون در كنار فرزند نیست ، بخواهیم با ایجاد كینه و نفرت سعی در پاك كردن تصور ذهنی آنهاداشته باشیم .

بدیهی است فرزندان پس از طی دوران كودكی و نوجوانی به سنینی می رسند كه خود قدرت تشخیص حق و باطل را پیدا می كنند و آن زمان دیگر نمی توان واقعیت ها را از دید آنها پنهان كرد . چرا كه خود به دنبال درك واقعیات می روند و طبق این مسئله این قدرت را پیدا می كنند كه صداقت والدین خود را تشخیص دهند . پس بهتر آنست كه برای بهبود وضعیت و شرایط « فرزندان طلاق » با ارائه راه حل ها و دیدگاههای صحیح و به كار بردن صداقت ، به آنها خوب دیدن و خوب فكر كردن را بیاموزیم .

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=3034

@@@@@@@@@@@@

طلاق به معنی پایان قانونی ازدواج و جدا شدن همسران از یکدیگر است.

طلاق معمولاً وقتی اتفاق می‌افتد که استحکام رابطه زناشویی از بین می‌رود و میان زن و شوهر ناسازگاری و تنش وجود دارد. طلاق اجتماعی، تغییرات در دوستی‌ها و سایر روابط اجتماعی است که مرد یا زن طلاق گرفته با آن‌ها سر و کار دارد. طلاق روانی، موقعیتی است که از طریق آن فرد پیوندهای وابستگی عاطفی به همسرش را قطع کند و به تنها زیستن تن دردهد.

آثار طلاق

نبود ناگهانی همسر ممکن است احساس اضطراب یا هراس ایجاد کند؛ هر چند برخی نیز ممکن است پس از طلاق احساس خوشحالی داشته باشند. معمولاً زنان از طلاق بیش از مردان از نظر اقتصادی زیان می‌بینند، اما فرآیندهای سازگاری روانی و اجتماعی برای مردان و زنان تفاوت چندانی ندارد. بعضی از مردان و زنان ممکن است پس از طلاق به ازدواج مجدد تن در دهند.

طلاق و کودکان

کودکانی که والدینشان از ازدواج خود راضی نیستند اما با هم زندگی می‌کنند، ممکن است تحت‌تأثیر تنش ناشی از روابط آن‌ها به اضطراب یا افسردگی مبتلا شوند. کودکان پس از جدایی پدر و مادرشان نیز به اضطراب عاطفی دچار می‌شوند. کودکان بزرگ‌تر بهتر می‌توانند انگیزه‌های پدر و مادرشان را برای طلاق درک کنند. این کودکان ممکن است به خاطر اثراث طلاق بر آینده خود نگران باشند یا این که احساس تنهایی داشته باشند. کودکان هنگامی که پس از جدایی هم با پدر و هم با مادر رابطه مداوم دارند، در وضع بهتری به سر می‌برند تا هنگامی که فقط یکی از آن‌ها را به طور منظم می‌بینند. طلاق هماهنگی میان والدین، مسائل نگه‌داری کودک و حق ملاقات را در برمی‌گیرد.

تاریخچه

طلاق در بسیاری از سرزمین‌های باستانی از جمله میان‌رودان، یونان، ایران، مصر و چین وجود داشته‌است. کنستانتین محدودیت‌های بسیاری برای طلاق ایجاد کرد و در قرن دهم میلادی کلیسای مسیحی آن را ممنوع دانست. هنری هشتم برای نخستین بار از مجلس کلیسای انگلیس خواست که ازدواج او را فسخ نماید.

به مرور زمان کشورهای اروپایی و مسیحی حق طلاق را برای زن و شوهر به رسمیت شناختند. با این حال، در سال ۱۹۸۶ در ایرلند پارلمان طلاق را غیرقانونی اعلام کرد. در انگلستان، در سال ۱۹۶۹ لایحه قانونی اصلاح طلاق به تصویب رسید که گرفتن طلاق را برای زن و شوهر آسان‌تر کرد. بین سال‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰،میزان طلاق در بریتانیا به طور ثابت هر سال ۹ درصد افزایش یافت و در طی آن دهه دو برابر شد. امروزه در بسیاری از جوامع اروپایی، میزان طلاق افزایش یافته‌است.

طلاق در ایران

در جمهوری اسلامی ایران، مرد با مراجعه به دادگاه حق تقاضای طلاق دارد. زن نیز در شرایط خاصی می‌تواند با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق کند. بعضی از این شرایط عبارت‌اند از:

    * ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی و یا نه ماه متناوب در یک سال بدون عذر موجه

    * اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر

    * ابتلای زوج به یکی از انواع مشروبات الکلی

    * محکومیت قطعی زوج به بیش از پنج‌سال حبس

    * ضرب و شتم یا سوء رفتار زوج که برای زوجه غیرقابل تحمل است.

    * ابتلای زوج به بیماری‌های صعب‌العلاج روانی و جسمانی

در طلاق، خواندن صیغه طلاق در حضور دو مرد شاهد لازم است.

    * طلاق در قانون مدنی ایران

در سال ۱۳۵۴ قانون حمایت خانواده ۱۳۵۴ به تصویب رسیده و آزادی مرد در طلاق را محدود به موارد خاصی نمود و پنج شرط دیگر در ماده ۱۱ قانون حمایت خانواده ۱۳۴۶ برای امکان درخواست طلاق اضافه شد که عبارت بودند از زندانی شدن زن یا مرد برای دوره‌ای مشخص، اعتیاد، ازدواج مجدد مرد بدون رضایت زن، ترک زندگی خانوادگی از طرف هریک از آنها، محکومیت قضایی هر یک از آنها که موجب لطمه به حیثیت خانوادگی دیگری شود. علاوه بر موارد قانون ۱۳۴۶، در قانون ۱۳۵۴ این توضیح آمد که ماده ۱۱ هم برای زن و هم برای مرد اعتبار دارد

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%82

@@@@@@@@@@@@@@

طلاق در اسلام منفورترین حلال نامیده شده‌است و از این واقعه عرش الهی می‌لرزد

قرآن به مردان مسلمان سفارش می‌کند که از طلاق همسرانشان خودداری ورزند؛ و سازش را بهتر دانسته است. در شرایط ناسازگاری زن و شوهر، قرآن پیشنهاد کرده‌است که داوری از خانواده شوهر و داوری از خانواده زن با هم بحث کنند.

کسانی که به ترک هم‌خوابگی با زنان خود سوگند یاد می‌کنند، می‌بایست چهارماه، قبل از نافذ شدن طلاق، انتظار بکشند و اگر باز هم اصرار داشتند، حکم اجرا می‌شود.

اگر طلاق پیش از نزدیکی صورت پذیرد و شوهر برای زن مهری تعیین کرده باشد، می‌بایست نصف آن‌چه معین کرده، به زن بپردازد.

قرآن نوعی طلاق رجعی را که در آن، مرد به زن خود می‌گوید پشت تو چون پشت مادر من است، زشت می‌شمارد.

در ازدواج دائم، مرد می‌تواند همسرش را طلاق دهد؛ مشروط به این‌که زن در مدت عادت ماهانه و یا باردار نباشد. برای تقاضای طلاق از سوی زن، عموماً شرایطی در پیمان ازدواج معین می‌شود. مثلاً اگر زن در پیمان ازدواج شرط کرده باشد که هرگاه شوهر زن دیگر بگیرد یا با او بدرفتاری کند، تقاضای طلاق خواهد کرد. در صورت ناتوانی شوهر از دادن نفقه، زن می‌تواند تقاضای طلاق نماید. همچنین، ابتلای شوهر به بیماری روانی یا جسمانی که باعث اختلال در زندگی زناشویی شود؛ می‌تواند دلیلی برای تقاضای طلاق از سوی زن باشد.

عموماً میزان طلاق در جامعه‌های اسلامی، کم‌تر از میزان طلاق در جوامع غیراسلامی‌است. بسیاری از شوهران که زنان را مورد سوءاستفاده و سوء‌رفتار قرار می‌دهند، از طلاق دادنشان خودداری می‌کنند. در بسیاری از کشورهای اسلامی، دادگاه‌های خانواده برای اجرای عدالت تأسیس شده‌اند.

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%82_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85

@@@@@@@@@@@@@@

هرچند صحبت کردن در مورد طلاق چندان خوشایند و مطلوب نیست،

اما مطرح کردن مباحث خانواده می‌طلبد که در مورد این مساله نیز توضیحاتی داده شود.

- برای اجرا شدن طلاق، اخذ گواهی عدم امکان سازش الزامی است، ضمن اینکه دادگاه پس از بررسی موضوع، مساله را به داوری ارجاع می دهد و پس از کسب نظر داوران مبادرت به صدور حکم می‌کند.

- طلاق باید به صیغه‌ی طلاق و در حضور دو نفر مرد عادل صورت گیرد.

- طلاق دهنده باید بالغ ،عاقل ، قاصد و مختار باشد.

- ممکن است صیغه‌ی طلاق را توسط وکیل اجرا کرد.

- طلاق مخصوص عقد دائم است و زن منقطعه با انقضاء مدت یا بذل آن از طرف شوهر از زوجیت خارج می شود.

-طلاق بر دو قسم است: بائن و رجعی

- در طلاق رجعی مرد می‌تواند در ایام عده رجوع کند و دیگر نیازی به صیغه‌ی جدا نیست، اما در طلاق بائن دیگر مرد حق رجوع ندارد.

- در موارد زیر طلاق بائن است:

1- طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود

2- طلاق یائسه

3- طلاق خلع و مبارات مادام که زن به عوض رجوع نکرده باشد

4- سومین طلاق که بعد از سه وصلت متوالی به عمل آید اعم از اینکه وصلت در نتیجه‌ی رجوع باشد یا در نتیجه‌ی نکاح جدید.

- منظور از طلاق خلع آنست که زن به واسطه‌ی کراهتی که از شوهر خود دارد، در مقابل مالی که به شوهر می‌دهد، طلاق بگیرد و طلاق مبارات نیز آنست که کراهت از جانب طرفین باشد ولی در این صورت عوض نباید زائد بر میزان مهر باشد.

- زن بعد از طلاق باید عده نگه دارد.(عده مدتی است که زن در آن مدت نمی‌تواند ازدواج کند.)

-عده وفات چهار ماه و ده روز است ولی عده‌ی طلاق متفاوت است.

- در موارد زیر زن می‌تواند در خواست طلاق کند:

1- در صورت استنکاف شوهر از پرداخت نفقه و عدم امکان اجبار او به پرداخت.

2- در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد. عسر و حرج یعنی دشواری ، سختی و تنگنا.

3- در صورتی که شوهر 4 سال تمام مفقود الاثر شود و حکم موت فرضی در مورد او صادر شده باشد.

4- در خواست صدور حکم با استفاده از ماده 1119 قانون مدنی ؛ به موجب ماد‌ه‌ی یاد شده طرفین عقد می توانند هر شرطی را که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد ، در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر قرار دهند.

عده طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضای آن در مورد زن باردار تا وضع حمل است.

http://dadkhahi.blogsky.com/?postid=118

@@@@@@@@@@@@@@@

« طلاق‏ » عبارت است از برهم زدن پیمان ازدواج توسط مرد (زوج).

طلاق یا بائن است و یا رجعى. طلاق بائن یعنى طلاق غیر قابل رجوع. طلاق رجعى یعنى طلاق قابل رجوع. مقصود این است که مرد مى‏تواند مادامى که عده زن منقضى نشده رجوع کند و طلاق را کان لم یکن نماید. طلاق بائن که غیر قابل رجوع است ‏یا از آن جهت است که عده ندارد مانند طلاق زنى که مرد با او نزدیکى نکرده است و طلاق زن یائسه، و یا از آن جهت است که در عین اینکه زن عده دارد مرد حق رجوع ندارد، مانند طلاق در نوبت‏ سوم و یا ششم که تا زن با مرد دیگر ازدواج نکند و با او آمیزش ننماید، شوهر اول نمى‏تواند با او ازدواج کند، و یا طلاق نوبت نهم که براى همیشه آن زن بر شوهر سابقش حرام مى‏شود.

در طلاق شرط است که اولا در حال پاکى زن صورت گیرد، ثانیا دو نفر شاهد عادل در حین طلاق حضور داشته باشند. طلاق مبغوض الهى است. پیغمبر خدا فرمود: ابغض الحلال عند الله الطلاق. یعنى طلاق در عین اینکه حرام نیست مبغوض و منفور خداوند است; و این خود، سرى دارد.

انواع طلاق

صیغه طلاق به دو صورت جاری می شود:1-رجعی 2- بائن

1- طلاق رجعی

طلاق رجعی، طلاقی است که برای شوهر در مدت عده حق رجوع است این حق جزء اختیارات شوهر است و برای زن چنین حقی در نظر گرفته نشده است حق رجوع را با هیچ قراردادی نمی توان از بین برد و شوهر نیز نمی تواند این حق را از خود ساقط کند. رجوع مرد به زن تابع تشریفات خاصی نیست و با هر بیان و اقدامی که حکایت از رجوع کند انجام می پذیرد و زن هم به محض رجوع مکلف به انجام وظایف زناشویی است.

2- طلاق بائن

طلاق بائن که در بین مردم به طلاق خلعی معروف است طلاقی است که در زمان عده برای شوهر حق رجوع نیست. موارد زیر طلاق بائن است:

1- طلاقی که قبل از زناشویی واقع شود.

2- طلاق زن یائسه(یائسه زنی است که به اقتضای سن که معمولا پنجاه سالگی است عادت زنانگی نمی بیند و زمان بارداری او به پایان رسیده است.)

3- طلاق خلع و مبارات، توضیحا اضافه می کند طلاق خلع طلاقی است که زن به لحاظ کراهت (بیزاری) از شوهرش با بخشیدن مالی به او طلاق می گیرد و طلاق مبارات طلاقی است که این بیزاری دو طرفه باشد ( زن و شوهر از هم بیزار باشند و میلی به ادامه زندگی نداشته باشند.)

4- سه طلاق( یعنی سومین طلاقی که بعد از سه وصلت پی در پی بوجود آید.) طلاق هایی که از طرف دادگاه خانواده به تقاضای زوجه و بلحاظ عسر و حرج صادر می شود جزء در یک مورد (طلاق زوجه غایب مفقود الاثر) که رجعی است در بقیه موارد بائن است یعنی شوهر حق رجوع ندارد. زیرا رجعی بودن این گونه طلاق ها با فلسفه وجودی دادگاه های خانواده و مفاد ماده 1130 قانون مدنی اصلاحی آبان 1370 منافات دارد. ماده 1130 قانون مدنی

در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد وی می تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند، چنانچه عسر و حرج مذکور در محکمه ثابت شود دادگاه می تواند زوج را اجبار به طلاق کند و در صورتی که اجبار میسر نباشد زوجه به اذن حاکم شرع طلاق داده می شود

http://www.dadkhahi.net/wiki/index.php/%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%82

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

گفتگو با دكتر آخوندي درباره طلاق غيابي

شرق؛ طلاق هاى غيابى، به رسميت شناختن اراده مرد در اين گونه طلاق ها از طرف محاكم قضايى ، تعديل قوانين مربوط به خانواده، تعدد قضات در دادگاه خانواده، تدوين قوانين ناسخ و منسوخ توسط مجلس شوراى اسلامى محور گفت وگو با دكتر محمود آخوندى است كه در پى مى آيد.

•طلاق هاى غيابى از چه زمانى در قوانين ما گنجانده شده و مردان از چه زمانى اين حق را يافته اند كه همسرانشان را به صورت غيابى طلاق دهند؟

پديده طلاق از ابتداى پيدايش خانواده مورد گفت وگو بوده، در زمان هاى قديم زن آزاد بوده و مى توانسته شوهر خود را طلاق دهد، مرد نيز آزاد بوده و مى توانسته زن خود را طلاق دهد البته در بعضى از كشورها، در بعضى از مذاهب، طلاق ممنوع اعلام شده است. زن و شوهر نمى توانند از هم جدا شوند، مى توانند جدا از هم زندگى كنند ولى نمى توانند از يكديگر طلاق بگيرند.

در سيستم حقوقى كشور ما تا قبل از ورود اسلام ، طلاق توافقى بوده، زن و مرد بايد با هم توافق مى كردند و سپس جدا مى شدند. بعد از پذيرش آيين اسلام، مقررات اسلامى جايگزين مقررات عرفى شد. طبق استنباط فقها از احاديث، روايات، قرآن و سنت طلاق در اختيار مرد است. مرد هر وقت بخواهد، به هر ترتيب و شكلى مى تواند همسر خود را مطلقه كند. در اجراى آن هم اكثراً زنان اطلاعى از مطلقه شدن خود ندارند. مرد مى تواند در حضور دو شاهد زن خود را طلاق دهد بدون اينكه او از اين موضوع اطلاع داشته باشد. استنباط من از اين موضوع اين است كه اين آزادى عمل را كه اسلام به مردان داده، به مردان مسلمان باايمان داده كه هرگز از چنين اختيارى استفاده نمى كنند، نه به مردان هوس باز. يك مرد مسلمان باايمان هرگز همسر خود را طلاق نمى دهد، در حالى كه تمايل او را از اين موضوع نگرفته و حتى به او اطلاع نداده است. اين شيوه طلاق از نظر اجتماعى قابل پذيرش نيست. قانون مدنى ما كه براساس فقه تهيه شده، اين روش را پذيرفته و طلاق را ايقاء دانسته و اراده مرد را براى طلاق كافى دانسته است. ولى لازم است اين نكته را نيز ذكر كنم همان طور كه نكاح يك عقد است و زن و مرد با توافق با يكديگر به عقد هم در مى آيند، در زمان طلاق هم زن و مرد بايد با هم توافق داشته باشند. بايد تا جايى كه مى توانيم طلاق را از حالت ايقاء بودنش خارج كنيم. در حال حاضر موقعيت اجتماعى ما يك جانبه بودن طلاق را نفى مى كند. عكس آن هم درست نيست. گاهى ديده مى شود كه نهضت اخير بانوان پيشنهاد مى كنند كه طلاق به عهده زن باشد. من معتقدم كه طلاق نه در اختيار مرد بايد باشد و نه در اختيار زن بلكه طلاق بايد به شكل توافقى صورت گيرد.

•اگر يكى از طرفين با اجراى طلاق مخالف بود چه؟

در آن صورت دادگاه بايد تصميم بگيرد و اجراى طلاق با تصميم دادگاه انجام شود.

•تا جايى كه اطلاعات من اجازه مى دهد، در گذشته عدم ارائه دلايل محكمه پسند از طرف مردان به دادگاه مانع از صدور حكم طلاق مى شد.

در زمان گذشته نيز طلاق تحت اراده شوهر بود. شوهر هر وقت مى خواست، مى توانست زن خود را طلاق دهد. اما زمانى كه قانون حمايت از خانواده تدوين شد، موانعى براى طلاق هاى يكسويه و بى دليل گذاشته شد.

مسئله اعطاى طلاق به زنان و گواهى عدم سازش، با قانون خانواده در كشور ما ظاهر شد.

به خاطر دارم كه با تدوين قانون خانواده برخى اين قانون را قانونى ضدمذهب تلقى كردند. من خودم در آن زمان، در قسمت پارلمانى دادگسترى بودم، از طرف برخى فقها به ما تلگراف مى كردند، نامه مى نوشتند و به داشتن حق طلاق براى زنان اعتراض مى كردند و مى گفتند: اين قانون برخلاف اسلام است و اسلام از بين رفت. در اوايل انقلاب هم اولين قانونى را كه ملغى كردند، قانون خانواده بود.

پس از مدتى ديدند كه برخى از زنان در عسر و حرج هستند و به اين نتيجه رسيدند كه زن هم در شرايطى مى تواند تقاضاى طلاق كند.

نكته مشكل زا در مورد طلاق اين است كه در هر زمانى كه مرد به دادگاه مراجعه كند، بدون طرح دليل مى تواند همسر خود را طلاق دهد و دادگاه تقاضاى او را مى پذيرد، منتها دادگاه ها در حال حاضر وضعيت مهريه، نفقه و حضانت كودكان را تعيين مى كنند، اما زمانى كه زن درخواست طلاق مى كند عملاً دادگاه ها تا زمانى كه مرد را پيدا كنند كارشكنى مى كنند تا زمانى كه براى طلاق توافق و پذيرش عدم سازش را بگيرند سپس حكم طلاق را صادر مى كنند.

ولى در دادگاه ها درخواست طلاق از سوى بانوان به راحتى مورد پذيرش قرار نمى گيرد. در اين خصوص به نظر من بايد كار فرهنگى شود و ديدگاه مردان نسبت به زن و خانواده عوض شود. مردان بايد بدانند كه زن نيز مثل مرد است و هيچ تفاوتى با او ندارد. دادگاه ها بايد بدانند همان طور كه مرد زمانى از همسرش خوشش نمى آيد و او را طلاق مى دهد، اين حق براى زنان نيز بايد ملحوظ شود.

به هر ترتيب كار فرهنگى در اين خصوص را نبايد فراموش كنيم. زمانى كه هر روز از تلويزيون درباره مزاياى تعدد زوجات صحبت مى شود، چه انتظارى داريم. زنى كه به خاطر مسائل اقتصادى ازدواج مى كند، اين يك ازدواج واقعى نيست. دولت بايد از زنان حمايت كند، اگر دولت از زنان حمايت كند اينها به اين ازدواج هاى تحميلى تن در نمى دهند. مثل خانمى كه مادر شوهرش را كشته، از جمله اين ازدواج هاى تحميلى است.

•منظور شما كبرى رحمان پور است؟

بله.

•خبرى نيز در چند روز گذشته در مورد ايشان داشتيم كه به دليل حل نشدن پرونده وى در شوراى حل اختلاف پرونده رحمان پور به اجراى احكام فرستاده شده است.

پرونده ايشان كه به شوراى حل اختلاف نبايد فرستاده شود. شوراى حل اختلاف اغلب از افرادى تشكيل شده كه داراى دانش حقوقى نيستند و از تجربه اندك برخوردارند، اين پرونده بايد با حضور مراجع قضايى حل و فصل شود. پرونده هاى اينچنينى بايد در دادگاه هايى با حضور چند قاضى مورد بررسى قرار گيرد. براى كبرى رحمان پور يك قاضى حكم اعدام صادر كرده اين پرونده بايد مورد بررسى دقيق ترى قرار گيرد.

خلاصه اينكه در مورد طلاق هاى غيابى بايد بگويم آنچه را كه عقل قبول نمى كند، شرع هم قبول نمى كند.

•نظر شما در مورد تعدد قضات در محاكم قضايى مربوط به خانواده چيست؟

بهترين روش در دادرسى ها همان تعدد قضات است. در مورد يك پرونده بايد چند قاضى در كنار هم بنشينند و در مشورت با يكديگر حكمى را صادر كنند. در كشور ما هم تا پيروزى انقلاب اسلامى روش، روش تعدد قاضى بود.

وحدت قاضى بسيار اندك بود. دادگاه هاى جنايى ما كه حكم صادر مى كردند همگى با روش تعدد قاضى بود.

دادگاه استان ها با روش تعدد قاضى بود. حتى خانه هاى انصاف و شوراهاى داورى نيز با تعدد قاضى اداره مى شد. بعد از پيروزى انقلاب روش تعدد قاضى گسترش پيدا كرد. اما پس از مدتى با اظهارنظر شوراى نگهبان، روش تعدد قاضى مغاير با فقه اسلامى اعلام شد. پس از اين اعلام نظر همه دادگاه ها تبديل به رويه وحدت قاضى شدند. البته به خاطر دارم كه امام خمينى در همان موقع اظهار كردند كه وحدت قاضى در خصوص قضات شرع است، نه قضات عرفى. اكثريت قضات ما قضات عرفى هستند. پس وحدت قضات شامل آنها نمى شود. بدبختانه اجازه ندادند اين فتوا منتشر شود. اين رويه تا سال ۱۳۷۸ ادامه داشت. از اين سال به بعد، دادگاه تجديدنظر استان را تشكيل دادند. در دادگاه تجديدنظر استان روش، روش تعدد قضات بود.

در آن سال مطرح كرديم كه اگر روش تعدد قضات را مى پذيريد، بگذاريد لايحه تعدد قضات در دادگاه هاى بدوى را نيز بنويسيم، گفتند نه، تعدد قضات در مرحله دوم بلامانع است. ولى رسيدگى در مرحله اول را نمى توان با تعدد قاضى برگزار كرد اين وضع تا سال ۸۲ ادامه داشت كه قانون اصلاح دادسرا پيش آمد و شعبه استان با روش تعدد قضات تشكيل دادند. اميدواريم كه قلمرو تعدد قاضى به دادگاه خانواده نيز تسرى پيدا كند.

•يكى ديگر از مشكلات دادگاه هاى خانواده را توسيع بودن قوانين خانواده دانسته اند. تا نظر جنابعالى چه باشد؟

اين گستردگى در قلمرو همه قوانين است. در كشور ما آنقدر قوانين متفرقه وجود دارد كه شناختن قانون ناسخ و منسوخ هم مشكلى شده است. قضات اغلب نمى دانند كدام قانون ناسخ است و كدام منسوخ. بايد قوه قضائيه براى اين مشكل راه حلى پيدا كند. چنان كه در ساير كشور ها نيز روش هايى در اين مورد اتخاذ شده است.

•شما مطرح كرديد روش هايى وجود دارد كه قوانين نسخ شده به قضات خصوصاً به قضات جوان شناسانده مى شود. لطفاً در مورد اين روش ها توضيح دهيد.

يكى از اين شيوه ها تدوين قانون است. كميسيون هايى وجود دارد كه قوانين را بررسى مى كنند، قوانين ناسخ و منسوخ را تدوين مى كنند و به كميسيون قضايى مجلس مى دهند. اين كميسيون اعلام مى كند كه اين قوانين ناسخ است و اين قوانين منسوخ. ما قبل از انقلاب نيز اداره كل تنقيح قوانين را داشتيم.

•پس تدوين قوانين ناسخ و منسوخ به عهده كميسيون قضايي مجلس است؟

در حال حاضر خير. زيرا در مرحله اول بايد قانون اين اجازه را به كميسيون قضايى مجلس بدهد كه آنها قوانين ناسخ و منسوخ را تدوين كنند و فعلاً چنين اجازه اى به آنها داده نشده است.

منبع

http://pr-greenlaw.blogfa.com/

..............

http://www.dadkhahi.net/modules.php?name=Forums&file=viewtopic&t=1319

@@@@@@@@@@@@

با سلام ، درصورتی که مرد نتواند به منظور طلاق مهریه زن را نقدا بپردازد تکلیف چیست ؟

آیا پرداخت به اقساط موضوعیت دارد؟ چگونه دادگاه حکم می کند؟

آری, مهریه یک دین و بدهی به نفع همسر و علیه شوهر است البته اسم بدهی و در مقابل برخی تمتعات جنسی و اثبات صداقت برای تشکیل کانون گرم خانواده است.بایستی توجه داشت که مهریه ربطی به طلاق ندارد, بلکه به مجرد عقد ازدواج ولو انکه هیچ رابط جنسی نیز برقرار نشده باشد, به عهده مرد می اید, البته قبل از همسر شدن نصف مهریه به صورت قطعی به نفع زن ثابت می شود و پس از ان تمام مهریه .حال, اگر شوهری نتوانست مهریه را به صورت نقد بپردازد, همسرش می تواند تقاضای توقیف اموال او را بنماید و تا زمانی پرداخت همه مهریه تقاضای جنس او را بنماید.با وجود این شوهر می تواند از دادگاه تقاضای صدور حکم به اعسار (ناداری و تنگدستی) نماید که در صورت اثبات, از حبیس و مجازات, معاف می شود و لیکن به میزانی که دادگاه مقرر می کند باید طی اقساط, مهریه را بپردازد.

http://www.porsojoo.com/fa/node/39544

@@@@@@@@@

اگرازطلاق فراري و بيزاريد بادقت بخوانید

 بنام خداوندیکه  همه مخلوق را زوج آفرید

ازدواج یک امرمهم است درزندگی بشری این امرراباید محترم شمرد چون ازدواج باعمربشری سروکاردارد باید خیلی محتادانه عمل کرد اگرسرسری گرفته شود عمررا آتش میزند شما علی ع را ببینید بعدازحضرت زهراس مدتی مجردماند هرکه  معرفی کردند قبول نکرد درآخرفرمود چون زن شیربه کودک خواهد داد  وشیرمادراست که کودک را موفق یا غیرمیکند لازم است زنی بگیرید که هم شجاع باشد وهم باعفت ووقارتابتواند به بچه های من  تاثیرکند که رفتند جناب فاطمه ام البنین  س را گرفتند که حضرت ابوالفضل ع ازآن پرورش یافت  پس زن وخانواده زن ومادرزن خیلی درزندگی دخیل است  پس شما وقتی دختری رامیگیرید

1-  به مادرش نگاه کنید اگرمادرباشوهرخودسازگاروکدباندبود دخترش همان خواهد بود زنیکه احترام شوهرندارد واهل اسراف است  نمیتواند دخترش زن ایده آل باشد بعدباید 10 سال زن ازمرد کوچک باشد وزنی را بگیرید که ازنظر مادی ومعنوی  کمترازخودت نباشد وبالاترهم نباشد هم کف خودراپیداکن واما پسر بازپدرش را نگاه کن اگرپدرباوقارو مرد بود پسر همان خواهد بود چون پسران ازمادر وپدرالگومیگیرند پسریکه صبح تا شب درسر چهارراه باشد ازآن شوهر نمیشود گول این پسران فرفری را نخورید سعی کنید باکسی ازدواج کنید که  امراض داخلی وافسردگی نداشته باشد دنبال دانش یا صنعت  باشد بعد از ازدواج کسان مرد ویازن را درزندگی دخالت ندهید روز اول بااحترام بگوئید مادریا مادرزن  بی زحمت درخانه ما دخالت نکنید لازم شد خودمان میگوئیم  نگذارید مادران هردوطرف دخالت کند مواظب خاله های خود باشید بطورکل احدی را اجازه دخالت ندهید وقتی مادری خواست درخانه شما بگوید جای این یخچال یاغیره خوب نیست بگوئید مادربا ما کارنداشته باش

2 ازروز اول باهرقدرثروت به زن بگو قناعت کن ازریخت وپاچ دوری کنید زن قناعت نداشته باشد شوهرورشکست خواهد شد قناعت این نیست که نخورید نه یعنی  اضافه  نباشد درسفره چندرقم خورش حرام بدانید وقتی عادت به قناعت کردید بچه ها عادت میکنند برای بچه ها قناعت یاد بدهید

3 ازغذای بیرون جدا خودداری کنید

4 مرد نامحرم را هرکس که باشد درحدامکان به خانه نبرید دربیرون دوست باش  بخانه نبرید مردوزن نامحرم  باتمام عفت واعتقا د مثل بنزین وآتش است 

5 درسرسفره زن ومرد را باهم ننشانید

6 خانم پیش شوهرت با سروسینه بازبه مرد نامحرم  دیده نشو وخنده درپیش مرد نامحرم اولین کلید بدبختی است مگو که فلانی آدم خوب است

7 درپیش مردم همسرت خودراانتقاد نکن برای خندیدن مردم خراب مکن بلکه تعریف کن

8 درخانه ازمرد نامحرم تعریف مکن

9 تامیتوانید اقتصادی باشید ازخرید غیرضروری پرهیز کنید

10 = اگردهان همسربدبواست مگو مگربا مثال  بگو فلان خانم یامرد دهنش بومیداد رفتند دکترتاطرف بداند وبرطرف کند

11 درخرید لباس باهم باشید هررنگی که همسر پسندکرد بخرید

12 درخانه تا حدتوان بهداشتی باید و سرووضع خودرا درست کنید تا دلپسندشوید برای کوچه آرایش میکنید اما به شوهربی تفاوت این اختلاف آتی دارد

13 همدیگررا ازحمام سیرنگهدارید وقتی شوهردرخانه آسایش داشته باشد وازرختخواب سیر بلند شود بدنبال زن دیگرنمیشود وزن هم همانطور درهرخانه رختخواب گرم باشد اختلاف به صفرمیرسد

14 هزینه را بدست زن بدهید زنان قناعتدارند هم خودت وهم زن راحت باشد

15 حرف دل را پنهان نکنید خواسته خودرا بطورروشن به طرف بگوئید

16 ازگذشته خودبه همسرمگوئید مخصوصا زن اگردرگذشته با پسری بودی لازم نیست  بگوئی  دراول ازدواج باید گفته میشد حالا که وقت گذشته مگو مگو

17 اگریکی ازشما سردمزاج است  برای نزدیکی رغبت ندارد به دکتربروید نگوکه دوست ندارد نه  مریض است 

18 ازگرفتن دوست زن ویامرد دوری کن آخه چه لزومی دارد باداشتن همسربفکردوست غریبه باشید

19 اگرازتیپ مردی خوشت میآید آن تیپ رابه شوهرت  درست کن  وسعی دروفاداری کنید

20 نفس مرد نامحرم  مثل جذام است فرارکن بی دلیل نیست که بزرگان گفتند درخانه ایکه  مرد وزن نامحرم  نشسته باشند آن سقف را به سرشان خراب کنید بابا خلایق بدون منفعت  دلسوزکسی نیستند توقع دارند

21 نگوکه فلان مرد مثل برادرم است نه  ازبدن سفید اززیرگلوی تو کسی رد نمیشود بپوشان

22 دقت پیش همسرازکسان او بدگوئی مکنید ولواوخودش قطع رابطه باشد هیچکس خوش ندارد کسی ازپدرومادرش بدبگوید

23 مطلبی که درآینده امکان اختلاف دارد به همسرمگو اگردربیرون خلافی داری لازم نیست بگوئی  ازعیب کسان خودپیش همسر نگوئید اسرارخانه رابه کسی ندهید ولومادر

24 خانم درپیش مهمان نامحرم طوری لباس نپوش که پستی وبلندی بدنت معلوم شود چون زن مثل گل است گل باید خارداشته باشد مگذارکسی ازتوسوء استفاده کند

25 درمنزل کمک کردن به کارخانه  کاربزرگان است نگوکه مردم  چراظرف بشویم

26 پیش بچه ها بالباس زیرحاضرنشوید

روزی جوانی ازخانه رفته بودمراواسطه کردند جوان گفت فلانی درکودکی دیدم مادرم  با لباس نازک پیش عمویم راه میرود وعموزیرچشمی نگاه میکند من نمیتوانم مادریکه ازنامحرم پرهیزندارد با اوزندگی کنم

خاله ای بالباس  خیلی مستهجن پیش خواهرزاده اش رفت وآمدکرده بود بطوریکه موهای بدنش معلوم شده بود خواهرزاده دست خاله راگرفته زناکرده بود پس ازخوابیدن حرارتش خودوخاله راکشته بود خانم تو شرف داری اجازه نده خودرادرمعرض دید قراردهید بخدا عقب مانده نمیشوید باپوشیدن خود ودوری ازنامحرم عقب مانده نمیکند باشوهرت باش  خیال کن  مرد دلخواهت است

27 وقتی بگومگودارید زود دل طرف رابدست ارید مگوکه  من اگرجلوبیفتم آشتی کنم کوچک میشوم پیش چه کسی کوچک میشوید ؟

28 واردخانه شدی باگفتن خانم خسته نباشی  کوجک نمیشی مثل غریبه دربدوورود باهمدگردست بدهید ادامه دارد

دختری بودم ۲۹ ساله درخانه پدری ازنازونعمت واحترام کم نداشتم که روزی دوستانم گفتندیک فالبین هست که غوغامیکندومنهم بخیال خودزنگ زدم تابرای من دعابنویسد - یک دعانوشت که میخوانید - چندبارتلفنی صحبت کردیم تااینکه مراوسواس کردکه بیا به شهرمن من توراخوشبخت میکنم روزیکه مادرم درخانه نبود رفتم ترمینال سواراوتوبوس برم به شهرفالبین توی راه دیدم راننده ازمن دست بردارنیست سرشام شاگردامدگفت راننده میگویدچون تنهائی بیا پیش ما من فهمیدم که چه میخواهدچون شنیده بودم که رانندگان اوتوبوس ازهزاریکی سالم نیست نه نمازونه ایمان فقط گویااینهارا ساخته اند که به مسافران زن پیله کنند گفتم بروگم شو وآنهم پکرشدورفت تارسیم به مقصد دیدم یک نفرآمدگفت توفلانی هستی بلی مرابردخانه اش دیدم ازجهنم یک مقداربدتراست نه فرشی نه ظرفی فقط دوتااستکان ویک جارو یک نیمه موکت نشستم دیدم که چی شده خواستم بلندشده بروم به شهرم رویم نشد- امااوبمن اززناشوئی چیزی نگفت خیلی باادب برخوردکردتاپس ازده روزرفتیم پیش یک آخوند عقدکردیم پس ازآنکه عقدکردیم دیدم این بابا قبل ازمن یک زن داردوزن ازدستش فرارکرده حاج وواج ماندم نمیدانستم چکارکنم تااینکه روزی ازکلانتری محل آمدندفالبین رادستگیرکردندمن بدون آشنابدون پول ماندم خودم هم آدم ترسوئی هستم باهزارترس رفتم بازارطلاهایم که ازخانه پدری آورده بودم فروختم شبهاازترس بیدارروزهامیخوابیدم اما رختخواب نبودیک چیزی میگویم شمامیشنویدچون پدرم عمرش رادراه خدمت به مردم گذاشته بوددرهرشهری اشناداشت روزی تصادفاً دفترتلفن خودم رانگاه میکردم دیدم درآن شهرپدرم دوستی داردکه تلفنش دردفترمن است فرداروزه گرفتم باپشیمانی که این چکاربودکردم تابه آن مردزنگ زدم گفتم پدرم مرابه کسی داده که نمیدانستیم فالبین است وزندگی مان رادزدبرده هیچی نداریم آن مردآمدباهزارتعجب گفت چطورپدرت حاضربه این ازدواج شده من الکی چیزهائی گفتم بااینکه قانع نشداماگفت چون نان پدرت راخورده ام ببینم چکارمیشه کردفرداآمدگفت سندخانه داریدگفتم نه اینجاکه جای نشستن نیست یک اطاق قبرستان است که شبهامرده هارااینجامیگذاشتندتاما آمدیم نمیگذارندراستش آنطوری بودبهرحال ازپول طلاهایم دادم رفت باضمانت اززندان درآوردشوهرفلبینم آمدبجای تشکرگفت پدرت به اینهاگفته ماراگرفتندهرچه گفتم اگرپدرم بداندکه هردوی مارامیکشدقبول نمیکردگاهی مرابه بادکتک میگرفت ومیگفت بدبخت اگرفالبینهابتوانندخودرانجات میدهند یکسال گذشت وآن دوست پدرم جریان فراررافهمیدبه پدرم نگفت اماگاه گداری میامدحالی ازمن میپرسید وروزی دیدم دوست پدرم امدگفت به پدرت گفتم وهزارقسم یادکردم که سراغ تورانگیردامابمن گفته وسایل خانه بخرم رفت بازارهرچه لازم یک خانه بودازقالی تارختخواب ویخچال وغیره خریدآوردخانه اماگفت الا ابدا به خانواده ات زنگ بزنیدامسال که ماه رمضان آمدمافقط بایک کیلوگوشت درسی روزروزه گرفتیم البته من نه شوهرم اواعتقادبه خدا نداردحالا من هستم عالمی بدبدبختی درشهرغربت نه کسی میاید نه کسی میرود این رانوشتم دختران وقتی درخانه پدرهستندخیال نکنندکه درخانه مردهاریختنددست پدرومادرشان راببوسند ولوصدسال مجردبماننداگردقت درازدواج نشودبدبختی دودنیارادارندگول این پسران فرفری رانخوریداول امتحان کنیدبعدتصمیم بگیریداگرپسری واقعاً مردباشدفقرعیب ندارداقلاًشخصیت داشته باشدباسرنوشت یک دختربدبخت بازی نمیکنددختریکه درخیابان پیداشودوپسرهم همانطورمعلوم است که سوءاستفاده است نه زناشوئی اگرپسریادخترشعوردارندبرونددرخانه خواستگاری کنندنه سرخیابان مردیکه وضع ظاهری خودرانمیداندچه کندچگونه معلم بچه اش خواهدبودیک موی درازیک شلوارتنگ که مردنمیشودکارگرباشد به جهنم آدم کم میخوردزندگی میکندامادارای شعورزندگی باشدکسیکه دختریاپسرایمان به خدایش که روزی ده آن است نداشته باشدوکسیکه باخلاف دهن کجی بخدایش بکندچگونه به زنش وفادارخواهدبود یاشوهرداری میکند ایمان است که انسانهاراباغیرت وباعزت میکندنه موی درازویاپدرپولداردخترسعی کنیداصالت پیداکنیدامروزه بعضی هاایمان بخداوائمه ع را عقب مانده میدانند آیا کسی هم مومن باشد وهم سربراه وکارکن وخانه دارکجای اوعقب میماندمگرخداشناسی فرهنگ اوراازدستش میگیرد؟ این است سرگذشت من شمامیخوانیدامانمیدانیدگول خوردن ازپسران بی عاطفه وبی مبالات چیست )

به نظرشماخانواده ام یاپدرم چکارکنند نظربدهید

لطفاًاگرمطلقه هستید به این اشعاردقت کنید

تو ای مادربگــوبرماکــــــجائی

براهت منتظرمانده دوچشمم

بهرجادیده ام صــــــلح وصفارا

بجانـــــــم شیره جانت بدادی

بجـــــای آنکه من گریم برایت

گشـــــودی بال خودتاپرگرفتم

به بالــــش سرنهم بایادرویت

بدنبال تـــــــــوام درسن پیری

بدورم این هــــمه قوم وقبــایل

بیادآرم که برگـــشتم زمکــتب

ندیدم خوشترازآن لحن صوتت

بدستم تابدادی لقــــمه ای را

همه خودرابمن خواهدبه دینار

توبودی مونسم بی اجرو مزدی

مراخـــــواهنــــــدباثروت به دارا

بیادت میشوم باچشــــم گریان

بیادآنکه میـــــــــبوسیدی رویم

خوش آن شبهاکه بودم درکنارت

صدای قلب خوبت میـــشنیدم

اگـــــربیـــــــنم تورایکـــــباردیگر

گهی همچون شبه اندرخیالم

به ظاهـــرگرلبم خندد به باطن

ازآن روزیکـــــه رفتــــی ازکنارم

کجارفــــتی کنون ازما جدائــی

که شـــــــــاید باردیگرتوبیائـــی

تو آن اسطوره صلح وصفائــــی

ندیدم درعــــــطامثل توطائــــی

نمیدانم بمــــن گریان چرائــــی

که تایادم بدادی پرگــــشائــــی

مگــــــرباردگردرخـــــوابم آئــــی

دراین عالم که داردبی وفائـــی

غریبم بی تو درصبح مسائـــی

لباســـــم میگرفتی باصدائـــی

چونـــــی درلابلای بی نوائــــی

نبینم دیگـــــرآن طعم غذائــــی

بدون مــــــــــال من نودفدائـــی

ولی اکنون همه همچون گدائی

بدون آن نــــه من نه آشنائــــی

به این فکــــــرم شودآیابیائــــی

روان کردی به مکـتب بادعـائــــی

که دستت بالشم شدباصفائی

ندیــــــــدم خوبترازآن صـدائــــی

دل وجان راکنـــــم برتوفـدائــــی

بسان پرده هــای سینمائـــــی

هــــــزاران باربدازگریه هائــــــی

شدم تنها نه ســـردارم نه پائی

ازاندم که طلاقـــــت راگرفتــی

هوورامادرم کــــردی تومــــادر

بگــــــیرد کودک خوددرکنارش

به مکتب رفتــنم میشداگردیر

تظاهرمینــــموده اوبه ظاهــــر

لباسم پاره میشدوقت تعویض

دلم گاهی برایـــت تنگ باشد

ندارم جراتــــــــی کاری نمایم

پدرازترس دعـــــــــواحق ندارد

برای کودکان عیداست شادی

پدرگاهی بپــــــرسد حال زارم

چه میشدگرتومــیکردی تحمل

مراازدست ایــــن نامــــهربانی

فریب صورتتت خــوردی تومارا

مراتنــــهادراین گـــــودال زندان

برای سیم و زربفروختی رفتی

گرفتی سکه مهــــــــریه ات را

میان کودکان مـــــــن سربزیرم

مراباخودتومیــبردی چه میشد

هزارن نفرت ونفـــــرین به آنکه

غلام زرخــــــــریــــــدزن بابایم

کمی خواهم نمایم استراحت

برایت ناســـــزاگویـــــــندمنهم

بوقت خــــــواب وباکودکانــــش

روم درزیرایــــــــــن پاره لحافی

شب عیدی همه شادندجزمن

بیا مادرمرایکـــــدم بغــــــل کن

اگردستم رودبرظـــــــــرف میوه

تورفتی خوش بباشی جای دیگر

بگـــــیرم دامنت راروزمــــحشر

شکایت میـــــــکنم ازتوبه داور

بگفتم مغـــــربی برمن نویسد

شدم تنها دراین دنــیای تنها

هووئی بدترازگــــــرگان صحرا

ولی من گوشه ای تنها وتنها

به اخم وتخــــــم اومیکرددعوا

به باطــــــن بدترازیک مارکبرا

نبوده کس کندکندتعویض اورا

به گــــــــــریم با فغان وآه وباوا

ببارم میـــــــــنمایدناســــــزارا

ببوسد صورتم باعـــــشق بابا

به من ماتم ســـــرااین داردنیا

هوودارد صداباشوروغـــــــــوغا

به صبرت هدیه ای میکردی اهدا

بگیـــــرای مادر طــــــــــنازوزیبا

نمودی نوکرهـــــــــر بی سروپا

توکردی باقــــــــــــدوبالای رعنا

که تابا سکه هاباشی تو اعلا

که خودراخوش کنی ای بدمواسا

زنندی طعـــــنه برمن بی مـهابا

بخودکردی بـــــــــدون من مـداوا

کندفرزندراچــــــون من به غوغـا

کشدبیگاری ازمـــــن روزوشبـها

زندباطعنه پتک آهـــــــــــنــین را

روم باگریه سوی دشت وصحــرا

روددرخواب من بیــــــــــدارم امـا

بسان نوکربی دست وبــــــی پا

چه عیــــــدی بدترازماتم به منرا

رهان یکـــــــــدم زتنهائی تومارا

کندنهـــــــیم به صداخم وبه ایما

نکردی فکـــــــــراین فرزندگـــــویا

به پیش خالــــــــــق یزدان ویکتا

چه خواهی گفت مادرجان خدارا

چنان شـــــعری به انشاوبه املا

http://www.talag.blogfa.com/